امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

تشکر ، چون با M-ATV واقعا فرق داشت مطلب رو جدا کردم ،...
  • Upvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
تشکر :rose:
یه سوال تقریبا ابتدایی،ساختار لاستیک های این خودرو چگونه اند؟ مقاومتشون در مقابل گلوله ها به چه صورت هست؟

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر


تشکر :rose:
یه سوال تقریبا ابتدایی،ساختار لاستیک های این خودرو چگونه اند؟ مقاومتشون در مقابل گلوله ها به چه صورت هست؟

در مورد این خودرو نمی دونم ولی شاید از لاستیک های بدون هوا استفاده بشه ! http://www.military....ستیک-های-نظامی/


در مورد پروژه جایگزینی هاموی :
http://www.military....ش-آن-ها-توسط-ا/
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[font=tahoma,geneva,sans-serif][size=4][color=#0000ff]به نظر میاد که این خودرو از جلو کاملا آسیب پذیر باشه. از جلو که نگاه کنید رادیاتورش کاملا معلومه. به چند تا تیر مستقیم سوراخ میشه[/color][/size][/font]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر


خودرو زرهی تاکتیک سبک


اصولا ین تیپ خوردروها توی تقسیمات زرمی کجا قرار می گیرن؟
قبل از حمله؟ (شناسائی)
حین حمله؟ (تهاجمی یا لجستیکی)
پس از حمله؟ (پاکسازی عمومی)
یا مناطق غیر رزمی؟ (ضد شورش و ...)

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر


اصولا ین تیپ خوردروها توی تقسیمات زرمی کجا قرار می گیرن؟
قبل از حمله؟ (شناسائی)
حین حمله؟ (تهاجمی یا لجستیکی)
پس از حمله؟ (پاکسازی عمومی)
یا مناطق غیر رزمی؟ (ضد شورش و ...)


یکی از دلایلی که پنتاگون به فکر پیدا کردن جایگرین برای HMMWV که 25 سال سابقه خدمت در ارتش امریکا را دارد ، افتاد این بود که این خودرو اساساً به عنوان یک گشتی طراحی شده بود و نه یک خودرو زرهی جنگی ولی ارتش مجبور بود آنرا به عنوان خودرو زرهی نیز استفاده کند.بنابراین پنتاگون در قرار داد خود برای ساخت این خودرو تاکتیکی مشخصاتی را تعیین کرده که هم یک خودرو گشتی باشد و هم خودرویی که توانایی اعزام به ماموریتهای جنگی را داشته باشد یعنی مقاومت بیشتری در برابر حملات از خود نشان دهد و همزمان تحرک پذیری و قابلیتهای HMMWV را نیز داشته باشد.
l-atv علاوه بر سبک بودن دارای حفاظت بیشترو در کلاس امرپ است که هم میتواند به عنوان خودروی شناسایی ، حمل بار ، ضد شورش و خودروی رزمی از آن استفاده کرد .
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
aboshaban گفت:


یکی از دلایلی که پنتاگون به فکر پیدا کردن جایگرین برای HMMWV که 25 سال سابقه خدمت در ارتش امریکا را دارد ، افتاد این بود که این خودرو اساساً به عنوان یک گشتی طراحی شده بود و نه یک خودرو زرهی جنگی ولی ارتش مجبور بود آنرا به عنوان خودرو زرهی نیز استفاده کند.بنابراین پنتاگون در قرار داد خود برای ساخت این خودرو تاکتیکی مشخصاتی را تعیین کرده که هم یک خودرو گشتی باشد و هم خودرویی که توانایی اعزام به ماموریتهای جنگی را داشته باشد یعنی مقاومت بیشتری در برابر حملات از خود نشان دهد و همزمان تحرک پذیری و قابلیتهای HMMWV را نیز داشته باشد.
l-atv علاوه بر سبک بودن دارای حفاظت بیشترو در کلاس امرپ است که هم میتواند به عنوان خودروی شناسایی ، حمل بار ، ضد شورش و خودروی رزمی از آن استفاده کرد .


ممنون از توضیح شما
یه سوال غیر مرتبط به تاپیک :oops: :oops:
زمان جنگ اول خلیج فارس (آزادسازی کویت) ارتش عراق یه نوع زره پوش داشت که گفته میشد نوعی رادار زمین به زمین هست و مخصوص رصد فعالیتهای زرهی دشمن. میدونید که اون چی بود؟ میشه در خصوص اش یه تاپیک درست کنید؟ :blushing: :blushing: :blushing:

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

نسخه آمبولانس L-ATV

L-ATV_Ambulance.jpg

برای نخسین بار شرکت دفاعی  Oshkosh نسخه آمبولانس L-ATV  را در سمپوزیوم نیروی جهانی  AUSA  سال 2019در هانتسویل به نمایش گذاشت. آمبولانس L-ATV  پزشکان ارتش و سپاه تفنگداران دریایی را قادر می سازد تا پرسنل خود و سربازان زخمی را با به شکل محفاظت شده از میدان نبرد دور کنند. جورج منسفیلد معاون رئیس جمهور و مدیر کل، برنامه های مشترک گفت: آمبولانس های L-ATV نسل بعدی خودروهای آمبولانس ارتش هستند که به طور خاص برای محافظت از سربازان زخمی بدون قربانی کردن سرعت و تحرک مورد نیاز برای نگه داشتن خودروهای سبک وزن مشترک در میدان نبرد طراحی شده اند.علاوه بر توانایی حفاظت و مانور خودروهای سبک وزن مشترک در عملیات رزمی،  آمبولانس L-ATV دارای انعطاف پذیری و ظرفیت پزشکی مورد نیاز برای حمل تجهیزات نجات هستند که اجازه میدهد آنها عملیات خود را ایمن و کارآمد در حال حرکت انجام دهد. آمبولانس های L-ATV با سیستم تعلیق هوشمند TAK-4 می تواند در سرعت های بالای خارج از جاده پزشکان و زخمی را  بدون کاهش کیفیت سواری جابه جا کند در حالی که می توان خدمات پزشکی را در حین انتقال زخمی ها به بیمارستان های پشتیبانی انجام داد. کابین عقب آمبولانس L-ATV می تواند 4 برانکارد یا 8 بیماری سرپایی و با ترکیبی از دوحالت را در داخل خود جادهد.همچنین برای ذخیره سازی تجهیزات پزشکی نیز ظرفیت بالایی دارد.  

  • Like 1
  • Upvote 12

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

نسخه فرماندهی L-ATV

EG1SFy3W4AEPMvX.jpg

 

شرکت دفاعی  Oshkosh در نمایشگاه AUSA 2019  نسخه فرماندهی خودروی زرهی تاکتیکی سبک خود به نام L-ATV C2 را به نمایش گذاشت. L-ATV C2 در کنار دارای بودن همان سطح حفاظت و تحرک نسخه استاندار L-ATV  دارای مجموعه ارتباطی قدرتمند و مستحکم است که به نیروهای نظامی یک  مزیت  مطلوبی برای ارتباط پایدار در حین حرکت میدهد. به لطف ساختار ماژولار اتاقک فرماندهی L-ATV C2، تجهیزات ارتباطی می توانند با توجه به ماموریت های خاص و یا نیاز خدمه به راحتی تعویض شود یا چیدمان آنها تغییر پیدا کند. L-ATV C2 مجهز به ریز پهپاد های Black Hornet ساخت شرکت FLIR هستند. این ریز پهپاد ها به شناسایی بهتر محیط به فرمانده در میدان نبرد کمک شایانی خواهند کرد.

 

thumb_metaa.png

ریز پهپاد Black Hornet

 

====================================================================================================================

thumb_EHFdOh.jpg

در 18 اکتبر سال 2019 شرکت دفاعی  Oshkosh اعلام کرد  5000 امین خودروی زرهی تاکتیکی سبک L-ATV از خط تولید خارج کرد.

  • Upvote 12

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط Crash
      مقدمه
      (قسمت اول)
       


       
      پس از پایان جنگ سرد، ارتش فرانسه اولویت پایین تری به نیروی زمینی داد. تغییر چالش های امنیتی بعد از جنگ سرد مانند فروپاشی شوروی از طرفی و تغییر ماهیت دخالت فرانسه در افریقا و خاورمیانه موجب شده بود اهمیت نیروی زمینی برای فرانسه کم رنگ تر شود به طوری که سهم بودجه دفاعی به بخش های هوایی و دریایی هدایت شد. حضور نظامی فرانسه در سال های بعد از جنگ سرد محدود و سهم نیروی زمینی در این زمان حتی بسیار کم تر بوده است. اما به نظر میرسد معادلات منطقه ای و فرامنطقه ای برای کشورهای اروپایی خصوصا فرانسه در حال تغییر است. از زمان الحاق کریمه به روسیه در سال 2014 و برنامه های نوسازی نظامی این کشور از سال 2017، زنگ هشدار را برای کشورهای اروپایی به صدا در آورده است. قدرت گرفتن شبه نظامیان و گروه های مسلح مسلمان در خاورمیانه و آفریقا، جایی که به شکل سنتی منطقه استعماری فرانسه بوده است، موجب شده است فرانسه دخالت های نظامی خود را در این مناطق افزایش دهد (حضور نظامی در مالی، عراق، افغانستان، لبنان و لیبی). در سال های اخیر نیز دوری ایالات متحده  از ناتو اتفاق افتاده است، به طوری که دونالد ترامپ رئیس جمهورآمریکا در دوره ریاست جمهوری خود چندین بار کشورهای عضو ناتو را تهدید به خروج از این پیمان کرده است، بنابراین نیاز به ساختار دفاعی مستقل تر در اروپا آشکار شده است. در پاسخ به این تغییرات در منطقه اروپا و جهان، کشورهای اروپایی تصمیم گرفته اند توانایی های نظامی خود را ارتقا دهند. برنامه Scorpion (عقرب) فرانسه نیز، یک طرح نوسازی نظامی، با هدف ارتقاء ظرفیت رزمی خودروهای ارتش است. اکنون چند سالی است که فرانسه در حال ارتقاء توانایی های موتوری و نظامی خود است. ژنرال پیر دو ویلیرز،  رئیس سابق ستاد دفاع، در این باره توضیح می دهد: "برنامه عقرب، تنها یک خودرو رزمی نیست، بلکه یک رویکرد کلی را شامل می شود که شامل تسلیحات مدرن، قطعات پیشرفته، سیستم های اطلاعاتی یکپارچه و آموزش نوین خدمه است. مگر می توانیم به خودمان اجازه دهیم که سربازهایمان را با ادوات رزمی 35 ساله به جنگ بفرستیم، با این میزان فرسودگی و سطح حفاظت؟ من می گویم ، نه".
       

      حضور تانک های لکلر ارتش فرانسه در قالب نیروهای حافظ صلح در جنوب لبنان (سمت راست)
      هویتزرهای خودکششی سزار ارتش فرانسه در عراق (سمت چپ)
       
      کمیسیون بین وزارتخانه ای شروع مرحله تحقیق و توسعه برنامه عقرب را در سال 2010 و متعاقباً در سال 2014 تصویب کرد. وزیر دفاع وقت فرانسه، ژان ایو لریان، فاز 1 برنامه عقرب را در راستای قانون برنامه ریزی بودجه دفاعی 2014-2019 موسوم به "LPM" قرار داد. سرانجام، در سال 2016، دولت فرانسه متعهد شد 6/8 میلیارد دلار در طول 11 سال به برنامه Scorpion ارتش اختصاص دهد. برنامه عقرب به عنوان بلند پروازانه ترین برنامه نظامی نیروی زمینی فرانسه در سال های اخیر  تلقی می شود. این برنامه شامل نوسازی 6/8 میلیارد دلاری با هدف جایگزینی تمام وسایل نقلیه رزمی فرانسه و با تمرکز بر سیستم عامل بهبود یافته مرتبط با سیستم ارتباطات جدید و یکپارچه و مدیریت میدان جنگ است. مدیریت میدان نبرد توسط مفهوم "نبرد مشارکتی" که به دنبال اتصال جوخه ها، وسایل نقلیه، گروه های رزمی و تیپ ها در یک شبکه واحد است، پشتیبانی می شود. این برنامه برای ارتش فرانسه ضروری است، زیرا به این کشور اجازه می دهد گردان های تاکتیک مشترک خود را  مدرنیزه کند. همچنین به ارتش اجازه می دهد اقدامات و تخصص هر شاخه از نیروهای زمینی را تحت فرماندهی یک هنگ مرکزی هماهنگ کند. این گردان های جدید می توانند برای رسیدن به اهداف تاکتیکی تعیین شده در طی یک عملیات نظامی، اقدامات هماهنگی را انجام دهند. گردان های تاکتیکی مشترک به دلیل انعطاف پذیری سازمانی قوی، کارآیی خود را در طول مداخله فرانسه در افغانستان در سال 2001 به اثبات رسانده اند.
       

      تکامل خودروهای رزمی ارتش فرانسه
       
      اولین قدم برای "نبرد مشارکتی " ردیابی نیروی خودی در تمام واحدهای خودی و امکان تبادل سریع گزارشات و وضعیت میدان نبرد است. در نهایت هدف از "نبرد مشارکتی "  تسریع در روند عملیات از طریق کاهش زمان بین تشخیص تهدید و نابودی آن است. به زبان ساده اولیت ارتش فرانسه در برنامه عقرب کاهش زمان واکنش نیروهای زمینی به تهدیدات است. یعنی کل سیستم رزمی تقریباً بلافاصله به تهدید واکنش نشان دهند. بنابراین، کل نیروی های زمینی مانند یک سیستم واحد عمل می کند، گویی که "نبرد مشارکتی" یک موجود زنده واحد است که هر وسیله نقلیه در آن  نقش اندام حسی و حرکتی را بازی می کند. این برنامه گامی فراتر از کاری است که در حال حاضر نیروی زمینی فرانسه انجام می دهد. به این دلیل که همه خودروهای رزمی جدید برنامه عقرب به یک شبکه بلادرنگ (real time) مجهزند، تمام اطلاعات دیجیتالی و تصمیم گیری ها بسیار سریع تر انجام می شوند. فرانسه برای یکپارچه کردن واحدهای نیروی زمینی از سیستم مدیریت میدان نبرد بومی خود با نام SICS (سیستم اطلاعات نبرد عقرب) استفاده خواهد کرد. سیستم مدیریت میدان نبرد  SICS از طریق انتقال، به اشتراک گذاری فوری اطلاعات و شبکه کردن سیستم های ارتباطی، موجب یکپارچگی نیروها و سیستم های تسلیحاتی می شود. از سوی دیگر فرانسه با همکاری آلمان در حال کار بر روی پروژه MGCS (سیستم اصلی مبارزه زمینی) و به کارگیری آن در  سال 2035 هستند. با توجه به حضور شرکت فرانسوی نکستر (Nexter) در این پروژه به نظر می رسد خودروهای زرهی MGCS با معماری سیستم مدیریت میدان نبرد Scorpion نیز هماهنگ باشند. 
       
      به طور کلی ، اهداف برنامه عقرب شامل به کارگیری خودروهای زرهی زیر است:
      1872 دستگاه خودروی زرهی چند منظوره Griffon
      978 دستگاه خودروی زرهی SERVAL
      300 دستگاه خودروی شناسایی رزمی JAGUAR
      200 دستگاه نسخه بروز رسانی شده تانک لکلر XLR
      625 دستگاه خودروی رزمی پیاده نظام VBCI جدید
       

      معماری نیروی زمینی ارتش فرانسه در سال 2025
      ایجاد شبکه ای یکپارچه از سیستم های مختلف دارای یک اثر نظامی تاکتیکی در میدان نبرد هستند.
       
      در حقیقت برنامه عقرب با همکاری صنایع داخلی فرانسه توسعه پیدا می کند که می تواند باعث رشد و ارتقا صنایع دفاعی این کشور نیز شود. خودروهای زرهی چند منظوره و خودروهای رزمی/شناسایی جدید ارتش فرانسه با مشارکت صنایع نکستر (Nexter)، تالس (Thales) و بخش دفاعی رنو (Renault) طراحی و تولید می شوند. از طرف دیگر برنامه عقرب می تواند ابزاری اساسی برای ساخت ارتش اروپایی باشد. در سال 2018، امانوئل مکرون رئیس جمهور فرانسه ایده ایجاد ارتش اروپایی را در سایه هراس از خروج ایالات متحده از ناتو مطرح کرد. تکیه بر ارتش اروپایی می تواند فرانسه را تبدیل به رهبر جدید اروپای متحد کند. رهبری که نه تنها می تواند کشورهای اروپایی را در دفاع از قاره سبز یکپارچه سازد، بلکه با استفاده از ظرفیت کشورهای اروپایی برای اثر گذاری در بیرون از مرزهای قاره ای وارد عمل شوند. در واقع  برنامه عقرب، می تواند ارتش فرانسه را به الگویی برای کشورهای دیگر اروپایی تبدیل نماید، زیرا برخی از کشورهای اروپایی مشتاق اجرای آن هستند. در سال 2017، وزیر دفاع بلژیک، استیون واندپوت، و همتای فرانسوی وی، فلورانس پارلی، در مورد همکاری بین دو کشور در زمینه نیروی زمینی به توافق رسیدند. به همین منظور بلژیک 60 دستگاه خودروی رزمی/شناسایی JAGUAR را به ارزش 1/6 میلیارد یورو و 382 دستگاه خودروی زرهی چند منظوره Griffon را سفارش داد. این کشور همچنین مایل به همکاری در زمینه پشتیبانی (آموزش، پشتیبانی لجستیکی و تعمیر و نگهداری) و ارتقاءهای مشترک با فرانسه می باشد. این همکاری نشان می دهد که بلژیک مایل است همان نظریه فرانسه را در زمینه نبرد زمینی اجرا نماید. این همکاری دو جانبه مسیر احتمالی به سمت دفاع و همکاری های بیشتر کشورهای اروپایی با یکدیگر را نشان می دهد. به عنوان مثال، بلژیک با پیوستن به برنامه عقرب، مفهوم "نبرد مشارکتی" مد نظر فرانسه را نیز می پذیرد. بنابراین نزدیکی استراتژیک و عملیاتی عمیق بین دو کشور برای انجام عملیات های نظامی شکل خواهد گرفت. علاوه بر این، به صنایع بلژیک و فرانسه این امکان را می دهد تا به منظور تقویت توانایی های دفاعی و صنعتی اروپا همکاری کنند.
       

      سناریو فرضی  از عملکرد "نبرد مشترک":
      1- خودروی زرهی چند منظوره Griffon دشمن را رویت می کند و حسگرهای صوتی به خدمه اخطار می دهند و پرده ای از دود برای مخفی شدن ایجاد می شود.
      2- هم زمان، این ردیابی در سایر سیستم حاضر در میدان نبرد به اشتراک گذاشته می شود. واحدهایی که در نزدیکی دشمن هستند هشدار تهدید دریافت می کنند. اجرای آتش به سمت هدف به شکل مشترک انجام می شود.
      3- تصویر مناسب از وضعیت پیشروی بین واحدها امکان تصمیم گیری بهتر و سریعتر را فراهم می کند و زمان پاسخ دهی را کاهش می دهد.
      4- یک الگوریتم، بهترین محل برای موضع گیری برای درگیری دشمن را مشخص می کند و به وسیله سیستم ارتباطی یکپارچه، سلاح ها و حسگرهای این خودرو به طور خودکار به سمت هدف نشانه می روند. انسان برای تصمیم نهایی شلیک در حلقه آخر باقی می ماند.
       

      طرح مفهومی از برد حسگرها و سلاح های برنامه عقرب ( آبی حسگرها، قرمز تسلیحات زمین به زمین و سبز تسلیحات زمین به هوا)
      این تصویر میتواند درک بهتری از چکونگی همپوشانی و  هماهنگی واحدهای رزمی در نبرد مشترک را نمایش دهد.
      scorpion.pdf
      تصویر با کیفیت تر از این تصویر
       
      با این حال، برخی از مسائل هنوز هم در مورد برنامه عقرب و زمینه سازی ارتش اروپایی حل نشده باقی مانده است. با وجود همکاری عمیق دفاعی فرانسه و بلژیک، آنها و دیگر کشورهای اروپایی هنوز در زمینه هوا وفضا وابسته به شرکای آمریکایی هستند. زیرا بزرگترین شرکت های موجود در این زمینه هنوز اکثراً آمریکایی می باشند (به عنوان مثال جنگنده F-35  توسط لاکهید مارتین، جنگنده F-16 توسط بوئینگ و ...). این نشان می دهد که صنعت دفاعی اروپا در برخی زمینه ها نسبت به همتایان آمریکای خود هنوز عقب مانده هستند، که می تواند مانعی برای همکاری بیشتر کشورهای اروپایی با بکدیگر باشد. جدا شدن انگلیس از اتحادیه اروپا با اجرای برگزیت نیز یک چالش اساسی برای کشورهای اروپایی در زمینه دفاعی است. دفاع اروپایی بر سه ستون انگلیس، فرانسه و آلمان استوار بود و حذف انگلیس از آن می تواند ضربه بدی به دفاع اروپایی بزند. علاوه بر این بسیاری از کارشناسان و تحلیل گران نظامی فرانسوی زمان بندی پیش بینی شده برای پروژه عقرب را بلند پروازانه و دور از دسترس می دانند. هرچند مطالعات تحقیقاتی اولیه پروژه عقرب از سال 2010 آغاز شده اند اما زمان ساخت نمونه اولیه تا تحویل نمونه های سفارش داده شده طی 4 تا 6 سال در نظر گرفته شده است که زمان بسیار محدودی است و می تواند پیمانکاران فرانسوی را تحت فشار قرار دهد. مشکل بعدی که می تواند برنامه عقرب را به بن بست بکشاند، بودجه اختصاص داده شده توسط دولت است. تأمین بودجه 6 میلیارد دلاری تا 2033 فقط برای خودروهای رزمی، می تواند یک چالش اساسی برای دولت باشد. همچنین این احتمال نیز وجود دارد که وزارت دفاع  فرانسه برای پیش برد برنامه عقرب از دولت بوجه ای بیشتر درخواست کنند که می تواند بحث تامین مالی را پیچیده تر کند. بیان این نکته مهم است که جدول زمانی برنامه های دفاعی، قبل از شیوع ویروس  Covid-19 تهیه شده اند. مانند سایر مناطق اروپا، فرانسه اقتصاد خود را تعطیل کرده است و هزینه های دولت در مبارزه با بیماری کرونا به طرز قابل توجه ای افزایش یافته است، در حالی که درآمد حاصل از مالیات کاهش یافته است. اینکه چه مدت طول می کشد تا اقتصاد فرانسه بهبود یابد، تعیین کننده اصلی میزان بودجه ای است که می تواند برای تأمین بودجه برنامه های دفاعی در دسترس باشد. همین مشکل در تامین بوجه نظامی در سال 2017 با کاهش 850 میلیون یورویی بخش دفاعی باعث شد رئیس سابق ستاد دفاع از سمت خود استعفا دهد. انتخابات ریاست جمهوری سال 2022 فرانسه نیز باید به عنوان یک متغییر اصلی و اثرگذار بر هزینه های دفاع در نظر گرفته شود. زیرا رییس جمهوری بعدی فرانسه برای جبران کسری بوجه ممکن است باز هم بوجه دفاعی را کاهش دهد. با وجود تمام چالش های پیش روی برنامه عقرب، تا به امروز دولت فرانسه نشان داده برای عملی کردن این برنامه جدی است و روند این برنامه مثبت ارزیابی می شود. سرمایه گذاری قابل توجه دولت فرانسه، حمایت از صنایع دفاعی و همکاری های دو جانبه می تواند باعث جذب دیگر کشورهای اروپایی شود و موجی از نوسازی نظامی را در اروپا به رهبری فرانسه آغاز نماید.
       

      همکاری دفاعی بلژیک و فرانسه میتواند اولین گام برای پیشبرد برنامه عقرب در سطح کشورهای اروپایی باشد

      رئیس سابق ستاد دفاع، ژنرال پیر دو ویلیرز در سال 2017 به علت کاهش بودجه دفاعی و به خطر افتادن برنامه عقرب از سمت خود استعفا داد
      ==================================================================
      ادامه دارد...
      در قسمت بعدی خودروهای زرهی که در برنامه عقرب حضور دارند معرفی میشوند.
      منابع قسمت اول:
      1
      2
      3
      4
      نقل با ذکر نام میلیتاری بلامانع است
    • توسط hamedof
      سلام خدمت دوستان میلیتاری ! با توجه به اینکه سامانه باک توسط آقا سینا معرفی شده ولی من مطلبی در مورد محافظ رادارهای سیستم باک چیزی ندیدم تصمیم گرفتم که نحوه محافظت سیستم باک توسط روسیه رو برای دوستان شرح بدم . سعی می کنم خلاصه و مفید بنویسم .








      همیشه سامانه های راداری فعال در معرض هدف قرار گرفتن موشک های ضد راداری نظیر KH-58 و AGM-88 HARM قرار داشته اند ، بدین منظور شرکت Almaz-Antey روسیه به این فکر افتاد تا برای حفاظت از سیستم های راداری سامانه های پدافند هوایی خود نظیر BUK سامانه ای را طراحی کند تا قابلیت انهدام موشک های ضد رادار را درست در لحظه ی قبل از برخورد دارا باشد .


      بدین منظور این شرکت سامانه ی Gazetchik را طراحی کرد .

      این سیستم متشکل از 4 قسمت اصلی می باشد .





      قسمت اول یک آشکار ساز مستقل از رادار می باشد که وظیفه کشف موشک های ARM را دارد.
      قسمت دوم دیکوی های فرکانس رادیویی فعال هستند .
      قسمت سوم قسمت نیز بخش اقدامات پسیو سامانه به وسیله ی chaff ها و aerosols است .(معمولا 3-4 عدد پرتابگر وجود دارد که تا زاویه 90 درجه از جلو و با دید 360 درجه چف ها قابل پرتاب هستند)
      آخرین قسمت این سامانه هم قسمت ارتباطی با رادارهای محفاظت شده و یا مرکز فرماندهی می باشد .






      نحوه ی کار:

      زمانی که یک ARM به رادار نزدیک میشود ، آشکارساز سامانه شروع به هشدار دادن به مرکز کنترل می کند . سپس مرکز فرماندهی دیکوی های راداری را برای منحرف سازی موشک ایجاد می کند و درست چند ثانیه قبل از برخورد موشک به رادار chaff ها و aerosols از طریق محفظه های به سمت موشک شلیک میشوند و درست روبروی موشک منفجر میشوند و باعث انحراف موشک به پایین میشوند و اینگونه رادارها جان سالم به در می برند ، البته اگر حتی 1-2 ثانیه چف ها دیر شلیک شوند امکان نابودی خود سامانه ضد ARM نیز وجود دارد چون در فاصله بسیار نزدیک به سامانه قرار می گیرند .

      این هم چند عکس از نحوه ی نابودی ARM . (داخل کلیپ این موشک از یک عدد اف 22 شلیک میشود و بعد از اینکه موشک نابود می شود سامانه باک 8 عدد موشک به سمت اف 22 ها شلیک می کنند و هر 3 آن ها رو به درک واصل می کند )




      روی تصویر کلیک کنید تا با بزرنگمایی بیشتری نحوه مقابله رو ببینید...









      فقط برای میلیتاری


      ترجمه : hamedof


      استفاده از مطلب با ذکر نام مترجم و سایت میلیتاری بلامانع است


      منابع:
      http://militaryforce...n-6-98-669.html
      http://pvo.guns.ru/rtv/gazetchik.htm
      http://articles.jane...Federation.html

      *************************
      با تشکر از شما.منتقل شد.
      OPS
    • توسط karmania20152015
      بسم الله الرحمن الرحیم 
      بر فراز کوزوو
       
      عملیات ناتو بر فراز اسمان کوزوو درس هایی تاریخی برای هر علاقه مند به مباحث پدافند دارد ذکر این نکته لازم است بررسی این بخش از تاریخ باعث بروز سوتفاهم هایی نیز شده است ریشه این سوتفاهم ها در تعداد بسیار کم پرنده منهدم شده سرنشین دار از جمله جنگنده ها توسط پدافند هوایی صربها( در مقایسه با تعداد پروازهای انجام گرفته طرف مقابل) و از جهت دیگر نادیده گرفتن همزمان این نکته یعنی قدیمی بودن بخش بزرگی از دارایی پدافندی هوایی صربها میباشد. البته نکاتی مانند مجهز بودن بخشی از این دارایی به سیستم های اپتیکی وحراراتی IR و ناچار شدن تمامی پرنده های ائتلاف به پرواز  در ارتفاع بالای 10,000 ft و یا تلفات نسبتا بالای پهبادهای شناسایی ائتلاف ( بالای 47 فروند) از جمله مواردی هستند که بررسی این بخش از تاریخ نظامی را هیجان انگیزتر میسازد.
      سازمان پدافند هوایی صربستان متشکل از تجهیزات معمول شوروی در دهه 70 الی 80 میلادی بود بخش رو به کاهشی از این تجهیزات شامل سامانه سام-2 بود و تعداد کمی سامانه سام-3 Pechora که به تازگی مدرنیزه نیز شده بودند از دارایی های با ارزش این ارتش به حساب می امد.پیش از شروع جنگ داخلی یوگسلاوی فرماندهی پدافند این کشور دارای 6 باتری سام-2 بود که شامل 40 لانچر تک ریل بود جالب است بدانید تا اوایل سال 1999 تنها 3 باتری از این سامانه عملیاتی و اماده جنگ بود.همچنین 14 باتری سام-3 با 60 لانچر چهار فروندی نیز از  تجهیزات دیگر  یوگسلاوی بود که حدود 50 لانچر عملیاتی تا سال 1999 موجود بود. 
      دفاع هوایی میدانی این نیرو نیز شامل چهار باتری از سامانه سام-6 بود که دوتای انها توسط صربها در منطقه کوزوو مستقر شده بودند تا قبل از شروع جنگ داخلی 70 درصد از این سامانه اماده عملیات بود که این رقم به 25 درصد در طول جنگ داخلی در سال 1999 رسیده بود.این دارایی شامل شش رادار مستقل 1S91 نیز بود که هر رادار چهار لانچر را تغذیه می کرد.که همین امر انعطاف پذیری این سامانه را تا حد زیادی  کم کرده بود.
      در بخش پدافندی کوتاه برد تجهیزات  شامل سامانه های سام-9و سام-10 و سام-13 بود که البته بخش بزرگی از ان سام-9 بود شامل 113 لانچر ان در دهه 70 میلادی تحویل یوگسلاوی شده بود.وحتی موشک نیز تحت لیسانس در داخل کشور تولید شده بود.علاوه بران 17 سامانه سام-13 نیز که نسبتا مدرن تر نیز بودند در دهه80 تحویل این کشور شده بود که برخلاف  سام-9 از قابلیت تفکیک هدف از فریب دهنده های حرارتی نیز برخوردار بود.در کنار این سامانه ها صربها در تلاشی داخلی موشکهای هوا- هوا حرارتی ساخت شوروی از جمله موشکهای ار73 و ار 60  را نیز در قالب سامانه های زمین به هوا  برروی ارتفاعات مهم تحت عنوان Pracka  (تیرکمان)استفاده میکردند و حتی بعدها ادعای موفقیت موشک ار73 در انهدام هدف نیز اعلام شد که البته اسناد قابل دفاعی برای ان منتشر نشد.
      پایان بخش-1

      نصب موشکهای ار73( تصویر بالا) و ار 60 (تصویر پائین) روی خوردو زرهی Praga M53/59  توسط مرکز تحقیقات دفاعی و مرکز تست نیروی هوایی یوگسلاوی 

      منابع http://pvo.guns.ru/russia/index5.htm
    • توسط MR9
      تلاش برای معرفی  گونه اولیه  نسلی جدید از خودروهای رزمی
       

      به گفته مدیر پروژه  مهندسی  مرکز تحقیقات خودروهای رزمی ارتش ایالات متحده این مرکز   در تلاش است تا قابلیتهای متفاوتی از گونه اولیه نسل  آینده  خودروهای رزمی که  هم  اکنون  طرح اولیه آن  در جریان یک تلاش مشترک میان  صنایع نظامی و بکارگیرندگان آن در حال شکل گیری است را به نمایش گذارد .
       
       

       
      ژنرال تد توماس
       
      ژنرال تد توماس ، میان شرکتهای تسلیحاتی و ارتش ایالات متحده ، تلاش مشترکی در جریان است که یک مسیر استاندارد برای نمونه سازی اولیه  خودروی رزمی آینده تعیین گردد . طبق برنامه های تدوین شده ، این نمونه پس از اصلاحات لازم در سال  2022  رونمایی شده و بدنبال ارزیابی های عملیاتی در سال 2023 به سازمان یگانهای عملیاتی اضافه خواهد شد . به گفته وی ، این تلاش مشترک ، مجموعه ای بهترین قابلیتها را برای آنچه که وی پروژه  NGCV می خواند ، فراهم خواهد آورد .
       
       

       
       
      به گفته این افسر ارشد ارتش ، مرکز تحقیق ، توسعه و مهندسی  زرهی ارتش (TARDEC )  پس از بررسی طرح های اولیه ، بهترین گزینه را در سپتامبر 2017 انتخاب و قرار داد را با شرکت برنده  منعقد خواهد نمود . پس از انعقاد قرار داد ، دو طرف (  TARDEC  و شرکت برنده  قرارداد )  ، با همکاری  هم  نمونه نخست را در یک بازه زمانی 7 ساله  تولید خواهند نمود . این قرارداد، گستره وسیعی از فناوری ها را پوشش خواهد داد و این نیاز  ارتش را در آینده تامین خواهد نمود . هر اندازه دو طرف  درگیر این پروژه  ، بیشتر همکاری نمایند ، خودروی رزمی آینده  ارتش ایالات متحده ،  با قابلیتها بیشتری  در خط تولید قرار خواهد گرفت .
       
       

      سرهنگ ویلیام  ناکولس  ، مدیر بخش تعیین نیازمندی های نیروی زمینی  مستقر در مرکز  ارزیابی های مانوری ارتش ( فورت بنینگ  / جورجیا) 
       
       
      سرهنگ ویلیام  ناکولس  ، مدیر بخش تعیین نیازمندی های نیروی زمینی  مستقر در مرکز  ارزیابی های مانوری ارتش ( فورت بنینگ  / جورجیا) ، در این زمینه می گوید :
       
      " در اواخر سال گذشته میلادی ، این مرکز نیازمندی های ارتش را مورد بررسی قرار داد و در نهایت این مساله مورد بررسی قرار گرفت که نسل بعدی خودروی رزمی ارتش صرفاً یک خودروی رزمی است یا می بایست بعنوان یک خودوری رزمی پیاده نظام  تعریف گردد که در یک بازه زمانی مشخص ، باید جایگزین  تانک اصلی میدان نبرد آبرامز ، نفربرهای برادلی و همچنین پلت فرم هایی نظیر نفربر استرایکر ( مجموعه ای از قدرت آتش و تحرک)  شود .

      ژنرال توماس در این زمینه معتقد است :
      " طراحی این خودرو در مرحله نخست براساس مفهوم سنتی  خودروی رزمی پیاده نظام (IFV) صورت پذیرفته  که می بایست حداقل دو خدمه و شش سرباز را با تمام تجهیزات محمول ، در پیچیده ترین شرایط رزمی حمل نماید "
       
       
      با تمام این تفاسیر ، هدف ارتش ، بکارگیری عملیاتی NCGV ، تا سال  مالی 2035 است و در این مسیر ، سال مالی 2022 یک نقطه عطف در این برنامه  بشمار می رود که آیا رکود فعلی دامنگیر  این پروژه خواهد شد یا اینکه سرمایه لازم برای ادامه آن جهت ارتقاء یا جایگزینی همه ناوگان فعلی ، فراهم خواهد گردید !!!!
       
      پی نوشت :
       
      این تاپیک از تجمیع اخبار مرتبط در تاریخ 20مهرماه سال 1399 خورشیدی ایجاد گردید
       
       
      صرفاً برای میلیتاری / مترجم : MR9
    • توسط MR9
      مقدمه :
       
      هانس گودریان ( 1954- 1888 ) ، ملقب به هانس سریع  (  Schneller Heinz ) یکی از مشهورترین ژنرال های ورماخت بشمار می آید که نامش در تاریخ نظامی عصر مدرن ، با استخوان بندی یگان های نیروی زمینی ( واحدهای زرهی ) به شکل عجیبی عجین شده تا جایی که یکی از  جوان ترین ، مشهورترین و در عین حال از اخرین فرماندهان واحدهای پانزر در جنگ دوم جهانی ، ژنرال ژنرال اتو فون مانتوفیل روایت جالبی از فرمانده ارشدش ، دارد:
       
      """"" او گودریان بود ، در آغاز یکّه و تنها ، اما او بود که تانک و کاربردش را بعنوان یک سلاح ارزشمند رزمی به ارتش شناساند . این کار ، مطمئناً از ستاد کل ارتش برنمی آمد ، باید گفت ، نام و مُهر شخصیت وی به مفهوم واقعی کلمه بر بدنه این سلاح  حک شده است و حقیقتاً ، این جنگ افزار ، موفقیت عملیاتی خود را به او مدیون است ."""""
       
         
       
      راست : اتو فون مانتوفل  چپ : هانس گودریان 
       
      شروع طوفان : 
      در میانه جنگ دوم جهانی ، کمیسیون تولید تانک به سرپرستی ژنرال هانس گودریان به منظور پر کردن  شکاف ایجاد شده  حاصل از روند طولانی طراحی ، تولید انبوه و تحویل سوپرتانک 1944 ((پانتر )) به ارتش توصیه کرد تا بر روی آنچه که درآن زمان ، توپهای تهاجمی ( assault guns ) نامیده می شد متمرکز شده و طرح های موجود را به نمونه های ارتقاء یافته ، تبدیل کند. برای نیل به این هدف ، چیزی در حدود 120 دستگاه پانزر-3 از گونه F با مسلح شدن به یک قبضه توپ 75 م.م  L/43 به سال 1942 وارد خدمت شد  ، به همین دلیل برخی مورخان براین عقیده اند  که ارتش در آن زمان ، تمایل بیشتری برای توسعه یک توپ تهاجمی در قالب  خودروی ویژه پشتیبانی از پیاده نظام  در مقایسه با یک زره کوب  نشان می داد  .
       
          
       
      زره کوب اشتوگ-3 سری جی 
      راست : نمای روبرو  چپ : بخش نگهداری مهمات 
       
      با توجه به این مساله ،براساس یک قاعده نانوشته ، هر اندازه  درازای لوله توپ بیشتر می بود ، تاثیر کاربرد مهمات شدید الانفجار کاهش می یافت ولی از دید افسران واحدهای پیاده ، این معامله به نسبت قابل قبول می آمد ، به همین دلیل گونه  Sturmgeschütz IIIG پس از مسلح شدن به یک قبضه توپ 75 م.م  L-48 بصورت غیر قابل باوری از سوی این واحدها مورد استقبال قرار گرفت . برد موثر توپ فوق الذکر ( PAK-43) به بیشتر از 7000 فوت می رسید که دراین فاصله قابلیت نفوذ به درون زرهی به ضخامت 100 م.م با شیب 30درجه را در اختیار کاربر می گذاشت .
       
       در واقع ، زره کوب اشتوگ-3 با نیم رخ بسیار کوتاه  و بهبود ضخامت زره های بخش جلویی با اضافه شدن زره هایی به ضخامت 80 م.م  و همچنین با قرار گرفتن در کلاس وزنی کمتر از 25 تن ، انقلابی اساسی را در واحدهای زرهی و پیاده ارتش آلمان در جنگ دوم ایجاد نمود . این طرح چنان برای ورماخت جذاب شد که بعدها با اضافه شدن یک قبضه توپ کالیبر 105 م.م  به شاسی فوق الذکر ،   یک توپ خودکششی  ابداع گردید که بنا بر برخی ملاحضات ، به هر گردان سه قبضه این توپها تعلق گرفت تا پوشش آتش کافی  برای پشتیبانی از پیاده نظام فراهم گردد .
       

       
      اشتوگ-3 جی  . ایتالیا - 1943 
       
      بدین سان ، فرزند ناتنی واحدهای زرهی ارتش ، اکنون  درست در پیشانی یگانهای رزمی قرار گرفته بود و تا ماه مه 1941 ، نزدیک به 19 گردان مستقل از این توپهای تهاجمی (زره کوب) تشکیل شد . دوسال بعد ، یعنی در سال 1943 این تعداد به دو برابر یعنی حدود  38 گردان مستقل رسید و برای پشتیبانی از عملیات پیاده نظام در قالب یگانهای کوچک  بطور مداوم جابه جا میشد .
       
       اهمیت این جنگ افزار به نسبت انقلابی در میان واحدهای نیروی زمینی چنان افزایش یافت که پس از کسب تجارت ذیقیمت در نبردهای گسترده  ، افسران پیاده نظام برای انهدام توان زرهی دشمن و همچنین اجرای ضد حملات ، به شکل خاص بر روی این واحدها حساب جداگانه ای باز می کردند . از سویی دیگر ، توپهای تهاجمی جدید ، در مقایسه با تانکهای متعارف ، از هزینه طراحی وتولید کمتری برخوردار بودند ، چرا که مکانیزم پیچیده وگران قیمت برجک گردان در آنها وجود نداشت ، تولید انبوه آن به نسبت ساده تر بود  واین  برای صنایع زمان جنگ آلمان  که نیروی انسانی با مهارت کمتر شامل  کارگران خارجی ، اسرای جنگی را در برمی گرفت ، یک گزینه جذاب بشمارمی رفت .
       

       
      پانزر-4 علیرغم معرفی طرح های گوناگون و متنوع زرهی ،  اسب کاری و استخوان بندی واحدهای زرهی ورماخت تا پایان جنگ دوم جهانی بشمار می رفت 
       
      همزمان با افزایش جذابیت توپهای تهاجمی برای ارتش  ،  روند تولید تانک بتدریج دچار رکود میشد . بعنوان مثال ، از رده خارج بودن تانکهای پانزر-3 آنقدر واضح شده بود که خط تولید آن بعنوان یک خودروی رزمی سرعت به  تکمیل یک شاسی برای نصب توپ تبدیل گردید . از سویی دیگر ، در اکتبر سال 1942 تولید پانزر-4 به 100 دستگاه در ماه کاهش پیدا کرد به همین دلیل در همان زمان ، ستاد کل ارتش پیشنهاد داد تا برنامه تولید انبوه پانزر-4 بعنون اسب کاری واحدهای زرهی متوقف و در عوض همه منابع برای تولید سریعتر پانترها و تایگر ها متمرکز گردد .  اما در کمال تعجب ، شرکتهای قدیمی تری نظیر پورشه  و پیمانکاران فرعی تولید تانک  از همان ابتدای امر با این تصمیم  به مشکل برخوردند . دلیل این امر را نیز می توان به محافظه کاری بیش  از حد صنعت خودروسازی آلمان  مرتبط نمود . 
       
       

       
      موقعیت قرارگیری مهمات پانزر-3 سری اف 
       
       
      از طرفی دیگر ، طراحان غیر نظامی خودروهای زرهی سنگین ،به شکل نامتناسبی ، شیفته یافتن راه حل برای چالشهای مربوط به  مدلهای جدید ارتش نظیر تایگر و پانتر شده بودند و از دید آنها ، حل مشکلات فنی این سخت افزارها  می بایست به گونه ای جلو می رفت که  حتی در شرایط سخت نیز امکان تعمیرات صحرایی  برای ارتش فراهم گردد .
       
        
       
      راست : نمای گرافیکی تانک پانزر3 سری اف  چپ : پانزر3 سری اف .. جمعی هنگ پانزدهم زرهی ، لشکر 11 پانزر .. روسیه 
       
       

      با توجه به این پیچیدگی بیش از حد روند طراحی و تولید تانک درآلمان ، تا سال 1942 یک هم افزایی با رویه منفی میان دوصنعت هم خانواده تولید خودرو  و تانک  ایجاد گردید و هر کدام ازاین دو در تلاش بود تا به شیوه مخصوص به خود که تصویرگر پیشگام بودن را در اختیار مشتری قرار میداد ، فرآیند تولید را به پیش ببرد .
       

       
      درواقع ، پیش از جریانات فوق الذکر ، دخالت سرفرماندهی ارتش در روند اعلام نیازمندی و طراحی خودروهای زرهی بسیار محدود بود و بیشتر بصورت  یکسری توصیه ها و پیشنهادات عمدتا" منطق صورت می پذیرفت . بعنوان مثال ، براساس درخواست شخص هیتلر ، یکی از شرکتهای پیمانکاری موفق شد تا از ترکیب شاسی تانک پانزر-3 با توپ L-71 کالیبر 88 م.م  که عمدتا" برای تانک تایگر توسعه یافته بود ، توپ خودکشی هامل را به نیروی زمینی تحویل دهد .
       

       
      راست : فوریه 1943 ... نمونه پروتوتایپ توپ خودکششی هامل در جریان یک بازدید به هیتلر نشان داده می شود .
       نمونه های اولیه این توپ به فشار شکن دهانه مجهز بودند ولی در نمونه های بعدی تصمیم گرفته شده تا این قطعه حذف گردد .
       
       در این زمینه ، گرچه شاسی مورد استفاده ، به گونه ای بود که  آسیب پذیری قابل توجهی را در برابر آتش تانکهای پیاده نظام یا توپهای تهاجمی دشمن نشان میداد ، اما توپ قدرتمند و دوربرد 88 م.م  با سرعت دهانه بالا پتانسیل بالایی به اندازه 50 درصد سازمان رزمی یک گردان ضد زره  را به کاربر ارائه می داد و با تصویب تولید حداقل 500 دستگاه از این توپ ، قدرت تهاجمی و تدافعی ورماخت تا حد قابل قبولی افزایش پیدا می نمود .
       
       توپ تهاجمی فردیناند که بعدها با لقب "فیل" ( الفانت )  وارد خدمت شد ، در واقع پاسخی ناخواسته / خواسته به  بدنه و سامانه رانشی پورشه  به منظور تولید یک زره کوب سنگین مسلح به توپ 88 م.م بود  و بدلیل شرایط جنگ ، بسرعت نزدیک به 90 دستگاه ازاین زره کوب تولید و در بهار سال 1943 در یک هنگ مستقل زرهی سازماندهی شدند .
       این خودروی زرهی ، بدون برجگ گردان ، در بهترین حالت ، یک تانک تایگر ناقص بشمارمی رفت که همان مشکلات فنی و بدون هیچ مزیت قابل توجه را ارائه میداد ، ضمن اینکه با وزنی در حدود 65 تن  ، بلحاظ ابعاد تفاوتی با تایگر نداشت . علاوه براین ، حذف غیرضروری تیربار که برای دفاع از خود درمیدان نبرد بسیار اهمیت داشت ، موجب گردید که روسها در جبهه شرقی ، با هرنوع سلاح ضد زرهی که درسازمان رزمی آنها وجود داشت ( بخصوص در عملیات کورسک ) به تهدید قابل توجهی برای این هیولاهای فلزی تبدیل شوند .
       
         
         
       
      راست : نمای گرافیکی زره کوب 65 تنی ورماخت  چپ : نمای درونی موقعیت قرار گیری مهمات زره کوب فردیناند 
       
      اگرچه براساس تحلیل فوق الذکر ، این  سخت افزارهای زرهی  بیلان قابل توجهی را از خود برجای نگذاشتند ، اما ترکیب  توپ88 م.م و شاسی تانک های متعارف ، تنها پیش مقدمه ای برای معرفی طرح های آینده بشمارمی رفت .
       
       
      ،به همین دلیل ، وی در ژوئن 1942 ، به فردیناند پورشه اجازه داد تا طراحی یک تانک فوق سنگین را کلید بزند که در نهایت با شناسه کنایه آمیز موش ( Mouse) در تاریخ خودروهای زرهی شناخته می شود .
       

       
      ماوس . فیل سفید هیتلر در جنگ ، 
      گرچه روی کاغذ به تقریب رقیبی نداشت ، اما بدلایل مختلف ، سرنوشت محتومی در انتظارش بود !!
       

       
      موقعیت نگهداری مهمات مورد استفاده در پانزر-8 ماوس 
       
      بر اساس اطلاعات موجود ، زره بخش جلویی این ابرتانک ، به 10 اینچ  ( 25 سانتی متر ) می رسید و در حالی به یک توپ 6 اینچی  (150 م.م ) مسلح شده بود که وزن هرپرتابه آن به 150 پاوند می رسید و در طرح نهایی ، وزن عملیاتی آن 188 تن ثبت شده بود که می بایست با  سرعت جاده ای 12.5 مایل در ساعت  وارد صحنه رزمی شود .صرف نظر از هزینه و پیچیدگی های طراحی ، تکمیل دو نمونه نخست این ابرتانک بیشتر از یکسال بطول انجامید .
       
       
      با این حال ، در عدم  تاثیر رزمی این ابرتانک آلمانی بعنوان یک جنگ افزار زرهی بر روی روند جنگ و همچنین اتلاف منابع مادی و مهارت مهندسی اختصاص داده شده به این پروژه به تقریب هیچ شکی وجود ندارد ، با این وجود ، ابرتانک ماوس ، نشانه ای فراموش ناشدنی از نیروی زرهی ورماخت در جنگ دوم جهانی بشمار میرفت . بدین معنی که صرف نظر از حمایت مستقیم هیتلر ، ماوس درواقع نشان دهنده مسابقه ای میان برتری فنی و نیازهای رزمی میدان نبرد بشمار می رفت .
       

       
      پانزر4-سری اچ 
      روسیه .. زمستان سال 1943 
       
       مضاف براین ، افزایش اندازه تانک  بصورت خودکار ، تاثیر قابل توجی را بر روی میزان تحرک و قابلیت اطمینان رزمی این خودرو برجای گذاشت که این خود نیز بخوبی نشاندهنده فلسفه طراحی خودروهای زرهی و سلاح در آن زمان بود . اما با ورود جنگ به سال 1943 و سخت تر شدن شرایط نبرد در جبهه شرقی ، تکنیسن های  آلمانی با تغییر رویکرد از حوزه مهندسی  به علم مواد درصدد بودند تا  راه حل مناسبی را برای غلبه بر مشکلات کاربرد واحدهای زرهی در جنگ پیدا نمایند .
       
       
      با تمامی این تفاسیر ، داستان طراحی وتولید ماوس ، در زمان خود ، روندی طولانی و نفس گیر محسوب میشد که در آن ترکیبی از تنش های میان نهادی ، پیچیدگی های فنی مربوط به ایجاد خط تولید و درنهایت کاهش توان رزمی ورماخت باعث گردید تا  برخی کارشناسان (نظامیان ) نزدیک به سرفرماندهی عالی ارتش خواستار تعیین یک داور ( نظیر هانس گودریان ) برای رفع مشکلات  پیش آمده شدند . در این خصوص ، گودریان ، ماوقع یک ملاقات خصوصی با هیتلر در 20 فوریه 1943 با محوریت برطرف کردن سوء تفاهامات متعدد در این خصوص را شرح می دهد که با تعیین یکسری شروط ، موجبات وسوسه سرفرماندهی عالی ارتش را فراهم نمود . براساس انچه که در تاریخ نظامی ورماخت به ثبت رسیده ،
       
       
       
      پی نوشت :
       
      1- ادامه دارد .................
      2- برای اینکه بدونید چرا ورماخت در طول جنگ دوم جهانی علیرغم ارائه طرح های فوق العاده زرهی ، همیشه دچار مشکل بود ، این تاپیک را دنبال کنید .................
      2- استفاده از مطالب برگردان شده به پارسی در انجمن میلیتاری ، براساس قاعده " رعایت اخلاق علمی " منوط به  ذکر دقیق  منبع است . امیدواریم مدعیان رعایت اخلاق ( بخصوص رسانه های مدعی ارزشمداری )  بدون احساس شرمندگی از رفرنس قرار گرفتن بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ، از مطالب استفاده نمایند . 
       
      برگردان به پارسی ، اختصاصی برای بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران  ( MILITARY.IR) 
       
                           مترجم : MR9
       
       
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.