امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

تشکر ، چون با M-ATV واقعا فرق داشت مطلب رو جدا کردم ،...
  • Upvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
تشکر :rose:
یه سوال تقریبا ابتدایی،ساختار لاستیک های این خودرو چگونه اند؟ مقاومتشون در مقابل گلوله ها به چه صورت هست؟

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر


تشکر :rose:
یه سوال تقریبا ابتدایی،ساختار لاستیک های این خودرو چگونه اند؟ مقاومتشون در مقابل گلوله ها به چه صورت هست؟

در مورد این خودرو نمی دونم ولی شاید از لاستیک های بدون هوا استفاده بشه ! http://www.military....ستیک-های-نظامی/


در مورد پروژه جایگزینی هاموی :
http://www.military....ش-آن-ها-توسط-ا/
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[font=tahoma,geneva,sans-serif][size=4][color=#0000ff]به نظر میاد که این خودرو از جلو کاملا آسیب پذیر باشه. از جلو که نگاه کنید رادیاتورش کاملا معلومه. به چند تا تیر مستقیم سوراخ میشه[/color][/size][/font]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر


خودرو زرهی تاکتیک سبک


اصولا ین تیپ خوردروها توی تقسیمات زرمی کجا قرار می گیرن؟
قبل از حمله؟ (شناسائی)
حین حمله؟ (تهاجمی یا لجستیکی)
پس از حمله؟ (پاکسازی عمومی)
یا مناطق غیر رزمی؟ (ضد شورش و ...)

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر


اصولا ین تیپ خوردروها توی تقسیمات زرمی کجا قرار می گیرن؟
قبل از حمله؟ (شناسائی)
حین حمله؟ (تهاجمی یا لجستیکی)
پس از حمله؟ (پاکسازی عمومی)
یا مناطق غیر رزمی؟ (ضد شورش و ...)


یکی از دلایلی که پنتاگون به فکر پیدا کردن جایگرین برای HMMWV که 25 سال سابقه خدمت در ارتش امریکا را دارد ، افتاد این بود که این خودرو اساساً به عنوان یک گشتی طراحی شده بود و نه یک خودرو زرهی جنگی ولی ارتش مجبور بود آنرا به عنوان خودرو زرهی نیز استفاده کند.بنابراین پنتاگون در قرار داد خود برای ساخت این خودرو تاکتیکی مشخصاتی را تعیین کرده که هم یک خودرو گشتی باشد و هم خودرویی که توانایی اعزام به ماموریتهای جنگی را داشته باشد یعنی مقاومت بیشتری در برابر حملات از خود نشان دهد و همزمان تحرک پذیری و قابلیتهای HMMWV را نیز داشته باشد.
l-atv علاوه بر سبک بودن دارای حفاظت بیشترو در کلاس امرپ است که هم میتواند به عنوان خودروی شناسایی ، حمل بار ، ضد شورش و خودروی رزمی از آن استفاده کرد .
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
aboshaban گفت:


یکی از دلایلی که پنتاگون به فکر پیدا کردن جایگرین برای HMMWV که 25 سال سابقه خدمت در ارتش امریکا را دارد ، افتاد این بود که این خودرو اساساً به عنوان یک گشتی طراحی شده بود و نه یک خودرو زرهی جنگی ولی ارتش مجبور بود آنرا به عنوان خودرو زرهی نیز استفاده کند.بنابراین پنتاگون در قرار داد خود برای ساخت این خودرو تاکتیکی مشخصاتی را تعیین کرده که هم یک خودرو گشتی باشد و هم خودرویی که توانایی اعزام به ماموریتهای جنگی را داشته باشد یعنی مقاومت بیشتری در برابر حملات از خود نشان دهد و همزمان تحرک پذیری و قابلیتهای HMMWV را نیز داشته باشد.
l-atv علاوه بر سبک بودن دارای حفاظت بیشترو در کلاس امرپ است که هم میتواند به عنوان خودروی شناسایی ، حمل بار ، ضد شورش و خودروی رزمی از آن استفاده کرد .


ممنون از توضیح شما
یه سوال غیر مرتبط به تاپیک :oops: :oops:
زمان جنگ اول خلیج فارس (آزادسازی کویت) ارتش عراق یه نوع زره پوش داشت که گفته میشد نوعی رادار زمین به زمین هست و مخصوص رصد فعالیتهای زرهی دشمن. میدونید که اون چی بود؟ میشه در خصوص اش یه تاپیک درست کنید؟ :blushing: :blushing: :blushing:

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

نسخه آمبولانس L-ATV

L-ATV_Ambulance.jpg

برای نخسین بار شرکت دفاعی  Oshkosh نسخه آمبولانس L-ATV  را در سمپوزیوم نیروی جهانی  AUSA  سال 2019در هانتسویل به نمایش گذاشت. آمبولانس L-ATV  پزشکان ارتش و سپاه تفنگداران دریایی را قادر می سازد تا پرسنل خود و سربازان زخمی را با به شکل محفاظت شده از میدان نبرد دور کنند. جورج منسفیلد معاون رئیس جمهور و مدیر کل، برنامه های مشترک گفت: آمبولانس های L-ATV نسل بعدی خودروهای آمبولانس ارتش هستند که به طور خاص برای محافظت از سربازان زخمی بدون قربانی کردن سرعت و تحرک مورد نیاز برای نگه داشتن خودروهای سبک وزن مشترک در میدان نبرد طراحی شده اند.علاوه بر توانایی حفاظت و مانور خودروهای سبک وزن مشترک در عملیات رزمی،  آمبولانس L-ATV دارای انعطاف پذیری و ظرفیت پزشکی مورد نیاز برای حمل تجهیزات نجات هستند که اجازه میدهد آنها عملیات خود را ایمن و کارآمد در حال حرکت انجام دهد. آمبولانس های L-ATV با سیستم تعلیق هوشمند TAK-4 می تواند در سرعت های بالای خارج از جاده پزشکان و زخمی را  بدون کاهش کیفیت سواری جابه جا کند در حالی که می توان خدمات پزشکی را در حین انتقال زخمی ها به بیمارستان های پشتیبانی انجام داد. کابین عقب آمبولانس L-ATV می تواند 4 برانکارد یا 8 بیماری سرپایی و با ترکیبی از دوحالت را در داخل خود جادهد.همچنین برای ذخیره سازی تجهیزات پزشکی نیز ظرفیت بالایی دارد.  

  • Like 1
  • Upvote 12

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

نسخه فرماندهی L-ATV

EG1SFy3W4AEPMvX.jpg

 

شرکت دفاعی  Oshkosh در نمایشگاه AUSA 2019  نسخه فرماندهی خودروی زرهی تاکتیکی سبک خود به نام L-ATV C2 را به نمایش گذاشت. L-ATV C2 در کنار دارای بودن همان سطح حفاظت و تحرک نسخه استاندار L-ATV  دارای مجموعه ارتباطی قدرتمند و مستحکم است که به نیروهای نظامی یک  مزیت  مطلوبی برای ارتباط پایدار در حین حرکت میدهد. به لطف ساختار ماژولار اتاقک فرماندهی L-ATV C2، تجهیزات ارتباطی می توانند با توجه به ماموریت های خاص و یا نیاز خدمه به راحتی تعویض شود یا چیدمان آنها تغییر پیدا کند. L-ATV C2 مجهز به ریز پهپاد های Black Hornet ساخت شرکت FLIR هستند. این ریز پهپاد ها به شناسایی بهتر محیط به فرمانده در میدان نبرد کمک شایانی خواهند کرد.

 

thumb_metaa.png

ریز پهپاد Black Hornet

 

====================================================================================================================

thumb_EHFdOh.jpg

در 18 اکتبر سال 2019 شرکت دفاعی  Oshkosh اعلام کرد  5000 امین خودروی زرهی تاکتیکی سبک L-ATV از خط تولید خارج کرد.

  • Upvote 12

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط MR9
      تلاش برای معرفی  گونه اولیه  نسلی جدید از خودروهای رزمی
       

      به گفته مدیر پروژه  مهندسی  مرکز تحقیقات خودروهای رزمی ارتش ایالات متحده این مرکز   در تلاش است تا قابلیتهای متفاوتی از گونه اولیه نسل  آینده  خودروهای رزمی که  هم  اکنون  طرح اولیه آن  در جریان یک تلاش مشترک میان  صنایع نظامی و بکارگیرندگان آن در حال شکل گیری است را به نمایش گذارد .
       
       

       
      ژنرال تد توماس
       
      ژنرال تد توماس ، میان شرکتهای تسلیحاتی و ارتش ایالات متحده ، تلاش مشترکی در جریان است که یک مسیر استاندارد برای نمونه سازی اولیه  خودروی رزمی آینده تعیین گردد . طبق برنامه های تدوین شده ، این نمونه پس از اصلاحات لازم در سال  2022  رونمایی شده و بدنبال ارزیابی های عملیاتی در سال 2023 به سازمان یگانهای عملیاتی اضافه خواهد شد . به گفته وی ، این تلاش مشترک ، مجموعه ای بهترین قابلیتها را برای آنچه که وی پروژه  NGCV می خواند ، فراهم خواهد آورد .
       
       

       
       
      به گفته این افسر ارشد ارتش ، مرکز تحقیق ، توسعه و مهندسی  زرهی ارتش (TARDEC )  پس از بررسی طرح های اولیه ، بهترین گزینه را در سپتامبر 2017 انتخاب و قرار داد را با شرکت برنده  منعقد خواهد نمود . پس از انعقاد قرار داد ، دو طرف (  TARDEC  و شرکت برنده  قرارداد )  ، با همکاری  هم  نمونه نخست را در یک بازه زمانی 7 ساله  تولید خواهند نمود . این قرارداد، گستره وسیعی از فناوری ها را پوشش خواهد داد و این نیاز  ارتش را در آینده تامین خواهد نمود . هر اندازه دو طرف  درگیر این پروژه  ، بیشتر همکاری نمایند ، خودروی رزمی آینده  ارتش ایالات متحده ،  با قابلیتها بیشتری  در خط تولید قرار خواهد گرفت .
       
       

      سرهنگ ویلیام  ناکولس  ، مدیر بخش تعیین نیازمندی های نیروی زمینی  مستقر در مرکز  ارزیابی های مانوری ارتش ( فورت بنینگ  / جورجیا) 
       
       
      سرهنگ ویلیام  ناکولس  ، مدیر بخش تعیین نیازمندی های نیروی زمینی  مستقر در مرکز  ارزیابی های مانوری ارتش ( فورت بنینگ  / جورجیا) ، در این زمینه می گوید :
       
      " در اواخر سال گذشته میلادی ، این مرکز نیازمندی های ارتش را مورد بررسی قرار داد و در نهایت این مساله مورد بررسی قرار گرفت که نسل بعدی خودروی رزمی ارتش صرفاً یک خودروی رزمی است یا می بایست بعنوان یک خودوری رزمی پیاده نظام  تعریف گردد که در یک بازه زمانی مشخص ، باید جایگزین  تانک اصلی میدان نبرد آبرامز ، نفربرهای برادلی و همچنین پلت فرم هایی نظیر نفربر استرایکر ( مجموعه ای از قدرت آتش و تحرک)  شود .

      ژنرال توماس در این زمینه معتقد است :
      " طراحی این خودرو در مرحله نخست براساس مفهوم سنتی  خودروی رزمی پیاده نظام (IFV) صورت پذیرفته  که می بایست حداقل دو خدمه و شش سرباز را با تمام تجهیزات محمول ، در پیچیده ترین شرایط رزمی حمل نماید "
       
       
      با تمام این تفاسیر ، هدف ارتش ، بکارگیری عملیاتی NCGV ، تا سال  مالی 2035 است و در این مسیر ، سال مالی 2022 یک نقطه عطف در این برنامه  بشمار می رود که آیا رکود فعلی دامنگیر  این پروژه خواهد شد یا اینکه سرمایه لازم برای ادامه آن جهت ارتقاء یا جایگزینی همه ناوگان فعلی ، فراهم خواهد گردید !!!!
       
      پی نوشت :
       
      این تاپیک از تجمیع اخبار مرتبط در تاریخ 20مهرماه سال 1399 خورشیدی ایجاد گردید
       
       
      صرفاً برای میلیتاری / مترجم : MR9
    • توسط MR9
      مقدمه :
       
      هانس گودریان ( 1954- 1888 ) ، ملقب به هانس سریع  (  Schneller Heinz ) یکی از مشهورترین ژنرال های ورماخت بشمار می آید که نامش در تاریخ نظامی عصر مدرن ، با استخوان بندی یگان های نیروی زمینی ( واحدهای زرهی ) به شکل عجیبی عجین شده تا جایی که یکی از  جوان ترین ، مشهورترین و در عین حال از اخرین فرماندهان واحدهای پانزر در جنگ دوم جهانی ، ژنرال ژنرال اتو فون مانتوفیل روایت جالبی از فرمانده ارشدش ، دارد:
       
      """"" او گودریان بود ، در آغاز یکّه و تنها ، اما او بود که تانک و کاربردش را بعنوان یک سلاح ارزشمند رزمی به ارتش شناساند . این کار ، مطمئناً از ستاد کل ارتش برنمی آمد ، باید گفت ، نام و مُهر شخصیت وی به مفهوم واقعی کلمه بر بدنه این سلاح  حک شده است و حقیقتاً ، این جنگ افزار ، موفقیت عملیاتی خود را به او مدیون است ."""""
       
         
       
      راست : اتو فون مانتوفل  چپ : هانس گودریان 
       
      شروع طوفان : 
      در میانه جنگ دوم جهانی ، کمیسیون تولید تانک به سرپرستی ژنرال هانس گودریان به منظور پر کردن  شکاف ایجاد شده  حاصل از روند طولانی طراحی ، تولید انبوه و تحویل سوپرتانک 1944 ((پانتر )) به ارتش توصیه کرد تا بر روی آنچه که درآن زمان ، توپهای تهاجمی ( assault guns ) نامیده می شد متمرکز شده و طرح های موجود را به نمونه های ارتقاء یافته ، تبدیل کند. برای نیل به این هدف ، چیزی در حدود 120 دستگاه پانزر-3 از گونه F با مسلح شدن به یک قبضه توپ 75 م.م  L/43 به سال 1942 وارد خدمت شد  ، به همین دلیل برخی مورخان براین عقیده اند  که ارتش در آن زمان ، تمایل بیشتری برای توسعه یک توپ تهاجمی در قالب  خودروی ویژه پشتیبانی از پیاده نظام  در مقایسه با یک زره کوب  نشان می داد  .
       
          
       
      زره کوب اشتوگ-3 سری جی 
      راست : نمای روبرو  چپ : بخش نگهداری مهمات 
       
      با توجه به این مساله ،براساس یک قاعده نانوشته ، هر اندازه  درازای لوله توپ بیشتر می بود ، تاثیر کاربرد مهمات شدید الانفجار کاهش می یافت ولی از دید افسران واحدهای پیاده ، این معامله به نسبت قابل قبول می آمد ، به همین دلیل گونه  Sturmgeschütz IIIG پس از مسلح شدن به یک قبضه توپ 75 م.م  L-48 بصورت غیر قابل باوری از سوی این واحدها مورد استقبال قرار گرفت . برد موثر توپ فوق الذکر ( PAK-43) به بیشتر از 7000 فوت می رسید که دراین فاصله قابلیت نفوذ به درون زرهی به ضخامت 100 م.م با شیب 30درجه را در اختیار کاربر می گذاشت .
       
       در واقع ، زره کوب اشتوگ-3 با نیم رخ بسیار کوتاه  و بهبود ضخامت زره های بخش جلویی با اضافه شدن زره هایی به ضخامت 80 م.م  و همچنین با قرار گرفتن در کلاس وزنی کمتر از 25 تن ، انقلابی اساسی را در واحدهای زرهی و پیاده ارتش آلمان در جنگ دوم ایجاد نمود . این طرح چنان برای ورماخت جذاب شد که بعدها با اضافه شدن یک قبضه توپ کالیبر 105 م.م  به شاسی فوق الذکر ،   یک توپ خودکششی  ابداع گردید که بنا بر برخی ملاحضات ، به هر گردان سه قبضه این توپها تعلق گرفت تا پوشش آتش کافی  برای پشتیبانی از پیاده نظام فراهم گردد .
       

       
      اشتوگ-3 جی  . ایتالیا - 1943 
       
      بدین سان ، فرزند ناتنی واحدهای زرهی ارتش ، اکنون  درست در پیشانی یگانهای رزمی قرار گرفته بود و تا ماه مه 1941 ، نزدیک به 19 گردان مستقل از این توپهای تهاجمی (زره کوب) تشکیل شد . دوسال بعد ، یعنی در سال 1943 این تعداد به دو برابر یعنی حدود  38 گردان مستقل رسید و برای پشتیبانی از عملیات پیاده نظام در قالب یگانهای کوچک  بطور مداوم جابه جا میشد .
       
       اهمیت این جنگ افزار به نسبت انقلابی در میان واحدهای نیروی زمینی چنان افزایش یافت که پس از کسب تجارت ذیقیمت در نبردهای گسترده  ، افسران پیاده نظام برای انهدام توان زرهی دشمن و همچنین اجرای ضد حملات ، به شکل خاص بر روی این واحدها حساب جداگانه ای باز می کردند . از سویی دیگر ، توپهای تهاجمی جدید ، در مقایسه با تانکهای متعارف ، از هزینه طراحی وتولید کمتری برخوردار بودند ، چرا که مکانیزم پیچیده وگران قیمت برجک گردان در آنها وجود نداشت ، تولید انبوه آن به نسبت ساده تر بود  واین  برای صنایع زمان جنگ آلمان  که نیروی انسانی با مهارت کمتر شامل  کارگران خارجی ، اسرای جنگی را در برمی گرفت ، یک گزینه جذاب بشمارمی رفت .
       

       
      پانزر-4 علیرغم معرفی طرح های گوناگون و متنوع زرهی ،  اسب کاری و استخوان بندی واحدهای زرهی ورماخت تا پایان جنگ دوم جهانی بشمار می رفت 
       
      همزمان با افزایش جذابیت توپهای تهاجمی برای ارتش  ،  روند تولید تانک بتدریج دچار رکود میشد . بعنوان مثال ، از رده خارج بودن تانکهای پانزر-3 آنقدر واضح شده بود که خط تولید آن بعنوان یک خودروی رزمی سرعت به  تکمیل یک شاسی برای نصب توپ تبدیل گردید . از سویی دیگر ، در اکتبر سال 1942 تولید پانزر-4 به 100 دستگاه در ماه کاهش پیدا کرد به همین دلیل در همان زمان ، ستاد کل ارتش پیشنهاد داد تا برنامه تولید انبوه پانزر-4 بعنون اسب کاری واحدهای زرهی متوقف و در عوض همه منابع برای تولید سریعتر پانترها و تایگر ها متمرکز گردد .  اما در کمال تعجب ، شرکتهای قدیمی تری نظیر پورشه  و پیمانکاران فرعی تولید تانک  از همان ابتدای امر با این تصمیم  به مشکل برخوردند . دلیل این امر را نیز می توان به محافظه کاری بیش  از حد صنعت خودروسازی آلمان  مرتبط نمود . 
       
       

       
      موقعیت قرارگیری مهمات پانزر-3 سری اف 
       
       
      از طرفی دیگر ، طراحان غیر نظامی خودروهای زرهی سنگین ،به شکل نامتناسبی ، شیفته یافتن راه حل برای چالشهای مربوط به  مدلهای جدید ارتش نظیر تایگر و پانتر شده بودند و از دید آنها ، حل مشکلات فنی این سخت افزارها  می بایست به گونه ای جلو می رفت که  حتی در شرایط سخت نیز امکان تعمیرات صحرایی  برای ارتش فراهم گردد .
       
        
       
      راست : نمای گرافیکی تانک پانزر3 سری اف  چپ : پانزر3 سری اف .. جمعی هنگ پانزدهم زرهی ، لشکر 11 پانزر .. روسیه 
       
       

      با توجه به این پیچیدگی بیش از حد روند طراحی و تولید تانک درآلمان ، تا سال 1942 یک هم افزایی با رویه منفی میان دوصنعت هم خانواده تولید خودرو  و تانک  ایجاد گردید و هر کدام ازاین دو در تلاش بود تا به شیوه مخصوص به خود که تصویرگر پیشگام بودن را در اختیار مشتری قرار میداد ، فرآیند تولید را به پیش ببرد .
       

       
      درواقع ، پیش از جریانات فوق الذکر ، دخالت سرفرماندهی ارتش در روند اعلام نیازمندی و طراحی خودروهای زرهی بسیار محدود بود و بیشتر بصورت  یکسری توصیه ها و پیشنهادات عمدتا" منطق صورت می پذیرفت . بعنوان مثال ، براساس درخواست شخص هیتلر ، یکی از شرکتهای پیمانکاری موفق شد تا از ترکیب شاسی تانک پانزر-3 با توپ L-71 کالیبر 88 م.م  که عمدتا" برای تانک تایگر توسعه یافته بود ، توپ خودکشی هامل را به نیروی زمینی تحویل دهد .
       

       
      راست : فوریه 1943 ... نمونه پروتوتایپ توپ خودکششی هامل در جریان یک بازدید به هیتلر نشان داده می شود .
       نمونه های اولیه این توپ به فشار شکن دهانه مجهز بودند ولی در نمونه های بعدی تصمیم گرفته شده تا این قطعه حذف گردد .
       
       در این زمینه ، گرچه شاسی مورد استفاده ، به گونه ای بود که  آسیب پذیری قابل توجهی را در برابر آتش تانکهای پیاده نظام یا توپهای تهاجمی دشمن نشان میداد ، اما توپ قدرتمند و دوربرد 88 م.م  با سرعت دهانه بالا پتانسیل بالایی به اندازه 50 درصد سازمان رزمی یک گردان ضد زره  را به کاربر ارائه می داد و با تصویب تولید حداقل 500 دستگاه از این توپ ، قدرت تهاجمی و تدافعی ورماخت تا حد قابل قبولی افزایش پیدا می نمود .
       
       توپ تهاجمی فردیناند که بعدها با لقب "فیل" ( الفانت )  وارد خدمت شد ، در واقع پاسخی ناخواسته / خواسته به  بدنه و سامانه رانشی پورشه  به منظور تولید یک زره کوب سنگین مسلح به توپ 88 م.م بود  و بدلیل شرایط جنگ ، بسرعت نزدیک به 90 دستگاه ازاین زره کوب تولید و در بهار سال 1943 در یک هنگ مستقل زرهی سازماندهی شدند .
       این خودروی زرهی ، بدون برجگ گردان ، در بهترین حالت ، یک تانک تایگر ناقص بشمارمی رفت که همان مشکلات فنی و بدون هیچ مزیت قابل توجه را ارائه میداد ، ضمن اینکه با وزنی در حدود 65 تن  ، بلحاظ ابعاد تفاوتی با تایگر نداشت . علاوه براین ، حذف غیرضروری تیربار که برای دفاع از خود درمیدان نبرد بسیار اهمیت داشت ، موجب گردید که روسها در جبهه شرقی ، با هرنوع سلاح ضد زرهی که درسازمان رزمی آنها وجود داشت ( بخصوص در عملیات کورسک ) به تهدید قابل توجهی برای این هیولاهای فلزی تبدیل شوند .
       
         
         
       
      راست : نمای گرافیکی زره کوب 65 تنی ورماخت  چپ : نمای درونی موقعیت قرار گیری مهمات زره کوب فردیناند 
       
      اگرچه براساس تحلیل فوق الذکر ، این  سخت افزارهای زرهی  بیلان قابل توجهی را از خود برجای نگذاشتند ، اما ترکیب  توپ88 م.م و شاسی تانک های متعارف ، تنها پیش مقدمه ای برای معرفی طرح های آینده بشمارمی رفت .
       
       
      ،به همین دلیل ، وی در ژوئن 1942 ، به فردیناند پورشه اجازه داد تا طراحی یک تانک فوق سنگین را کلید بزند که در نهایت با شناسه کنایه آمیز موش ( Mouse) در تاریخ خودروهای زرهی شناخته می شود .
       

       
      ماوس . فیل سفید هیتلر در جنگ ، 
      گرچه روی کاغذ به تقریب رقیبی نداشت ، اما بدلایل مختلف ، سرنوشت محتومی در انتظارش بود !!
       

       
      موقعیت نگهداری مهمات مورد استفاده در پانزر-8 ماوس 
       
      بر اساس اطلاعات موجود ، زره بخش جلویی این ابرتانک ، به 10 اینچ  ( 25 سانتی متر ) می رسید و در حالی به یک توپ 6 اینچی  (150 م.م ) مسلح شده بود که وزن هرپرتابه آن به 150 پاوند می رسید و در طرح نهایی ، وزن عملیاتی آن 188 تن ثبت شده بود که می بایست با  سرعت جاده ای 12.5 مایل در ساعت  وارد صحنه رزمی شود .صرف نظر از هزینه و پیچیدگی های طراحی ، تکمیل دو نمونه نخست این ابرتانک بیشتر از یکسال بطول انجامید .
       
       
      با این حال ، در عدم  تاثیر رزمی این ابرتانک آلمانی بعنوان یک جنگ افزار زرهی بر روی روند جنگ و همچنین اتلاف منابع مادی و مهارت مهندسی اختصاص داده شده به این پروژه به تقریب هیچ شکی وجود ندارد ، با این وجود ، ابرتانک ماوس ، نشانه ای فراموش ناشدنی از نیروی زرهی ورماخت در جنگ دوم جهانی بشمار میرفت . بدین معنی که صرف نظر از حمایت مستقیم هیتلر ، ماوس درواقع نشان دهنده مسابقه ای میان برتری فنی و نیازهای رزمی میدان نبرد بشمار می رفت .
       

       
      پانزر4-سری اچ 
      روسیه .. زمستان سال 1943 
       
       مضاف براین ، افزایش اندازه تانک  بصورت خودکار ، تاثیر قابل توجی را بر روی میزان تحرک و قابلیت اطمینان رزمی این خودرو برجای گذاشت که این خود نیز بخوبی نشاندهنده فلسفه طراحی خودروهای زرهی و سلاح در آن زمان بود . اما با ورود جنگ به سال 1943 و سخت تر شدن شرایط نبرد در جبهه شرقی ، تکنیسن های  آلمانی با تغییر رویکرد از حوزه مهندسی  به علم مواد درصدد بودند تا  راه حل مناسبی را برای غلبه بر مشکلات کاربرد واحدهای زرهی در جنگ پیدا نمایند .
       
       
      با تمامی این تفاسیر ، داستان طراحی وتولید ماوس ، در زمان خود ، روندی طولانی و نفس گیر محسوب میشد که در آن ترکیبی از تنش های میان نهادی ، پیچیدگی های فنی مربوط به ایجاد خط تولید و درنهایت کاهش توان رزمی ورماخت باعث گردید تا  برخی کارشناسان (نظامیان ) نزدیک به سرفرماندهی عالی ارتش خواستار تعیین یک داور ( نظیر هانس گودریان ) برای رفع مشکلات  پیش آمده شدند . در این خصوص ، گودریان ، ماوقع یک ملاقات خصوصی با هیتلر در 20 فوریه 1943 با محوریت برطرف کردن سوء تفاهامات متعدد در این خصوص را شرح می دهد که با تعیین یکسری شروط ، موجبات وسوسه سرفرماندهی عالی ارتش را فراهم نمود . براساس انچه که در تاریخ نظامی ورماخت به ثبت رسیده ،
       
       
       
      پی نوشت :
       
      1- ادامه دارد .................
      2- برای اینکه بدونید چرا ورماخت در طول جنگ دوم جهانی علیرغم ارائه طرح های فوق العاده زرهی ، همیشه دچار مشکل بود ، این تاپیک را دنبال کنید .................
      2- استفاده از مطالب برگردان شده به پارسی در انجمن میلیتاری ، براساس قاعده " رعایت اخلاق علمی " منوط به  ذکر دقیق  منبع است . امیدواریم مدعیان رعایت اخلاق ( بخصوص رسانه های مدعی ارزشمداری )  بدون احساس شرمندگی از رفرنس قرار گرفتن بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ، از مطالب استفاده نمایند . 
       
      برگردان به پارسی ، اختصاصی برای بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران  ( MILITARY.IR) 
       
                           مترجم : MR9
       
       
    • توسط FLANKER
      بد نديدم حالا كه اينقدر جريان اين خودروي زرهي گرونقيمت داغه در موردش تاپيك بنويسم .پروژه جدید استریکر ارتش ایالات متحده تلاشی برای یافتن تعادلی کارامد بین قدرت و توانایی جابجبایی است و خودرویی است که به اندازه یک تانک مهلک و همانند یک هامر پر سرعت است و میتواند در کمتر از 96 ساعت در هر کجای دنیا اماده سرویس دهی باشد استریکر توسط کنسرسیومی از کمپانیهای جنرال داینامیک لند سیستمز و جنرال موتورز دیفنس رهبری میشد
      این خودرو یک طراحی دوباره از پروژه lan است این کنسرسیوم ترکیب و اشکال مذکور را برای استریکر در ساخته است و یادر دست ساخت دارد
      MGS سیستم تسلیحاتی متحرک


      ICV نفر بر استریکر

      MC مخصوص حمل خمپاره

      CV خودروی فرماندهی

      FSV پشتیبان اتش

      ESV خودروی دسته مهندسین
      MEV امبولانس نظامی
      ATGM خودروی موشک انداز موشکهای هدایت شونده ضد تانک

      NBCRV خودروی شناسایی

      ادامه دارد...
    • توسط karkas
      با سلام

      CV90 یک نفربر سوئدی است که توسط کمپانی BAE Systems Hägglunds طراحی و ساخته شده است نام دیگر این نفربر Stridsfordon 90 است که بیشتر به همان نام CV90 شناخته می شود . تولید نفربر CV 90 از سال 1993 آغاز شد و هم اکنون هم در حال خدمت است . این نفربر هم یک نفربر عملیاتی هست و هم یک نفربر حمل نیرو چراکه این نفربر قادر است به توپ های 40 م م و 30 م م تجهیز شود . یکی دیگر از سلاح های اصلی این نفربر این است که به یک کالیبر 7.62 mm و موشک های ضد تانک و نفربر قابل تجهیز است . این نفربر علاوه بر اینکه قادر است به سلاح هایی گوناگونی تجهیز شود می تواند بیش از 11 نفر را حمل کند . حدود 17 کشور از این نفربر نیز استفاده می کنند . اين نفربر وبيشرفته به بيش از 13 دستگاه مخابراتي و ارتباطي مجهيز هست كه مي توان از جمله اين دستگاه ها را سيستم ويشرفته و مخابراتي ANTIM LIKETEN نام برد . يكي ديگر از ويژگي هاي اين نفربر سيستم ضد هوايي آن هست . اين نفربر با بهره گيري از سيستم ضد هوايي larekn مي تواند جنگنده ها و هواويما ها را تا برد 5 كيلومتر رهگيري كند . سيستم light snow اين نفربر يك وسيله ديگر شناساپي هست كه قادر است تا ده كيلومتر را مورد بررسي و جست و جو قرار دهد . 5700دستگاه از اين نفربر هم اكنون در جهان كاربرد دارد كه بيش از 500 نمونه از آن براي شناساپي استفاده مي شود و بقيه آن براي حمل نفر . اين نفربر در كشور هاي ژاپن و ايالات متحده بيشتر كاربرد براي پليس دارد تا نيروي نظامي و البته اشايان ذكر است كه بيش از دو سوم نيروي نفربر هاي زميني هلند را اين نفربر قدرتمند تشكيل مي دهد . نمونه اخر اين نفربر كه به تازگي در نيروي زميني سوپيس به خدمت در امده اند نفربر هاي دو منظوره آبي خاكي هستند كع قادر هستند با بهره گيري از برجك جديد و با بهره گيري از سيستم HGFT-32 ‌‌‌ در آب با سرعتي معادل 10 كيلومتر در ساعت حركت كنند . اين نفربر همانطور كه گفته شد به برجك جديد تجهيز شده است كه قادر است با استفاده از اين برجك بيش از 2 راكت زمين به هوا و 4 راكت ضد تانك و نفربر بر روي آن نصب كرد . و همينطور قادر خواهد بود كه برد رهگيري جنگنده و هواپيما ها را تا برد 1 كيلومتر افزايش دهد . البته از اين سيستم رهگيري ضد هوايي زياد در نفربر ها مورد استفاده قرار نمي گيرد چراكه كاربرد زيادي در نيروي زميني ندارد و در حال قيمت بالايي براي نيروي زميني خواهد داشت . بيش از این نفربر به 12 نمونه مختلف تقسیم می شود که انها را بیشتر به نام های :
      CV9040
      CV9030
      CV9035
      CV90105
      CV90120
      CV9040
      CV90
      CV90B
      CV90C
      CV90D
      CV9040B
      CV9040C
      CV9056




      کشور سازنده : سوئد
      سال ساخت : 1993
      وزن : 26 تن
      طول : 6.471 m
      عرض : 3.01 m
      ارتفاع : 2.5 م
      سرنشینان : 10 نفر
      سلاح ها :
      توپ 40 م م
      توپ 30 م م
      موشک ضد تانک و نفربر
      کالیبر 7.62
      اسب بخار : 550 hp
      نیروی حرکت : 320 km بدون سوختگیری
      سرعت : 70 کیلومتر در ساعت
      کشور های استفاده کننده از این نفربر :
      دانمارک
      فنلاند
      هلند
      نروژ
      لهستان
      سوئیس
      سوئد
      اتریش
      اسپانیا
      انگلستان
      آلمان
      ایتالیا
      ژاپن
      روسیه
      اکراین
      سنگاپور
      ایالات متحده آمریکا


      در فیلم زیر شما با کاربرد های این نفربر بیشتر آشنا می شوید .
      http://video.google.ca/videoplay?docid=-2183503996258860586


      عیدتون هم مبارک rose
    • توسط bigbang
      موشک بالستیک هسته ای تاکتیکی کوتاه برد نصر

      نصر ( در لغت به معنای پیروزی) یا Haft-9 ( به معنی انتقام ) یک موشک بالستیک کوتاه برد است که در پاکستان توسعه داده شده است . این موشک جدیدترین موشک از خانواده موشک های  Haft می باشد که در پاکستان تولید می شود که به نظر می رسد این موشک با همکاری چینی ها توسعه داده شده است . وجود این موشک در سال 2011 اشکار شد و به نظر می رسد که این موشک در سال 2013 وارد خدمت در ارتش پاکستان شده است و کاربر آن فرماندهی استراتژیک ارتش پاکستان می باشد . احتمالا موشک بالستیک نصر بر پایه سامانه چینی WS-2 multiple launch rocket system.  توسعه داده شده است . توسعه دهنده آن را با نام موشک بالستیک  چند تیوبی معرفی کرده است  . این سیستم می تواند اقتباسی از سیستم راکتی چینی باشد که توانایی  شلیک موشک بالستیک با کلاهک هسته ای به آن اضافه شده باشد . 

      خودرو استفاده شده در این لانچر بر مبنای شاسی خودرو 8×8 چینی با قابلیت مانور بالا طراحی شده است که به تمامی سیستم قابلیت مانور بالایی می دهد. به نظر می رسد که نمونه اولیه بوسیله 2 موشک نصر مجهز شده است در حالی که نمونه های نهایی این سیستم قابلیت حمل چهار موشک را دارا می باشد .

      موشک تاکتیکی بالستیک نصر برای هدف قرار دادن نیروهای تهاجمی دشمن در نظر گرفته شده است ، این موشک دارای برد 60 کیلومتر می باشد و می تواند کلاهک هسته ای با قدرت 0.5 تا 5 کیلوتن را با خود حمل کند . کلاهک  هسته ای این موشک به اندازه کافی کوچک هست تا بتوان آن را در داخل موشک های کوچک با اندازه قطری در حدود 300 میلی متر نصب کرد . به نظر می رسد که کلاهک های متعارف با قدرت تخریب بالا نیز به روی این موشک قابل نصب است . موشک نصر قابلیت مانور در حالت پرواز را دارد . همچنین ادعا شده بود که این موشک برای غلبه و هدف قرار دادن سامانه های موشکی پدافندی طراحی شده است و همچنین دارای دقت بالایی می باشد اگرچه تاکنون هیچ تصور واقعی از میزان خطای این موشک منتشر و افشا نشده است .

      این موشکها در تیوبهای مخصوصی نگهداری و حمل می شوند که دارای این قابلیت هستند که در هر زمان مورد نیاز آماده شلیک شوند  هنگامی گه یک یا چند موشک شلیک شدند ، لانچر می تواند سریعا از محل شلیک دور شود که موجب بقای بالای سیستم در میدان نبرد می شود . 

      شاسی این خودرو بر اساس شاسی 8×8 چینی Wanshan با قابلیت مانور بالا ساخته شده است ، مشابه این خودور در سیستم راکت انداز 300 میلیمتری  AR-1A استفاده شده است که در ارتش پاکستان مورد استفاده قرار گرفته است . این خودرو دارای قدرت مانور خوبی است . این خودرو می بایست با یک خودرو که به روی آن یک جراثقیل و سیستم تعویض موشک و تعدادی موشک جهت بارگذاری مجدد موشک ها پشتیبانی شود .

      ورود به خدمت --------- 2013
      خدمه ------------------- 3 الی 4 نفر
      ابعاد
      وزن --------------------- 40 تن
      طول -------------------- 12 متر
      عرض ------------------- 3 متر
      ارتفاع ------------------- 3 متر
      مشخصات موشک
      طول --------------------- 6 متر
      قطر --------------------- 30 سانتی متر
      وزن سرجنگی ---------- نامشخص
      وزن موشک ------------- نا مشخص
      نوع سرجنگی ----------- هسته ای با قدرت 0.5 تا 5 کیلوتن
      برد ----------------------- 60 کیلومتر
      میزان خطا --------------- نامشخص
      تحرک
      نوع موتور ----------------- دیزیلی
      قدرت موتور -------------- 500 اسب بخار  
      حداکثر سرعت ---------- 60 کیلومتر بر ساعت
      حداکثر پیمایش ---------- 650 کیلومتر
      قابلیت مانور
      قابلیت حرکت در شیب ----------------- 60 درجه
      قابلیت حرکت در شیب جانبی --------- 30 درجه
      گام عمودی ------------------------------ 0.6 متر
      سنگر ------------------------------------- 2 متر
      قابلیت عبور از آب ------------------------- تا عمق 1.2 متر
      تمام حقوق متعلق به وبسایت میلیتاری است
      مترجم و گردآورنده : BIGBANG
      منبع : http://www.military-today.com/missiles/nasr.htm
       
       
       
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.