امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts


 

یک اندیشکده آمریکایی به بررسی تأثیر سه سال جنگ در سوریه برنیروی پدافند هوایی این کشور و اینکه حکومت اسد دارای چه میزانی از توانمندی در شرایط فعلی است پرداخت.



اندیشکده «واشنگتن» در مقاله‌ای به قلم سرگرد «چندلر اتوود»، از نیروی هوایی آمریکا و همکار نظامی این مؤسسه و «جفری وایت» همکار دفاعی اندیشکده واشنگتن و افسر ارشد اطلاعات دفاعی سابق آمریکا نوشت: ضد هوایی‌های حکومت سوریه براثر جنگ ضعیف شده‌اند، مسئله‌ای که فضا را برای عملیات هوایی با ریسکی پایین مهیا کرده است؛ عملیاتی که بتواند درعین‌حال به اهداف مهم نظامی و انسانی، با صرف معقول منابع، دست یابد. حکومت در ۱۷ مه، سپهبد «حسین ایوب اسحاق»، فرمانده پدافند هوایی خود و یکی از برجسته‌ترین مقامات نظامی که از زمان شروع جنگ در سال ۲۰۱۱ کشته‌شده‌اند را از دست داد. هرچند مشخص نیست مرگ این ژنرال چه تأثیری بر جنگ خواهد داشت، بااین‌حال مرگ وی آسیبی روان‌شناختی خواهد داشت که روحیه نیروهای پدافند هوایی سوریه را کاهش خواهد داد. با توجه به این امر و تأثیر سه سال جنگ، این سؤال مطرح است که نیروی پدافند هوایی حکومت دارای چه میزانی از توانمندی در شرایط فعلی است؟
عوامل تضعیف نیروی ضد هوایی حکومت سوریه
یکی از ریسک‌هایی که اغلب در مورد حمله احتمالی آمریکا یا یکی از هم‌پیمانانش به سوریه مطرح می‌شود، توانمندی پدافند هوایی این کشور است. به نظر می‌رسد سیستم پدافند هوایی «بشار اسد» که توسط روسیه برای مقابله با نیروی هوایی اسرائیل راه‌اندازی و نگهداری شده بود، پیش از جنگ داخلی، نیرویی قوی- حداقل روی کاغذ- بود. از آن زمان توانمندی‌های زمین پایه این سیستم، شامل موشک‌های سطح به هوا و سلاح‌های پدافند هوایی به دلیل چند فاکتور تنزل یافته‌اند: استهلاک تجهیزات نیروها و مدیریتی؛ اختلال در آموزش و نگهداری منظم؛ غفلت احتمالی؛ تقسیم پرسنل و تجهیزات برای تقویت عملیات علیه شورشیان؛ و تصرف مناطق کلیدی در شمال و جنوب سوریه توسط شورشیان.

نیروی هوایی سوریه زمانی بزرگ‌ترین نیروی هوایی در خاورمیانه بود
تا آنجا که به توانمندی‌های هوا پایه نیروی هوایی سوریه- که زمانی بزرگ‌ترین نیروی هوایی در خاورمیانه بود- مربوط است، به نظر نمی‌رسد این نیرو تهدیدی جدی برای عملیات هوایی باشد. در طی سه سال گذشته، این نیرو با ترک خدمت یا کشته شدن خلبانان، نگهداری ضعیف جنگنده‌ها و فقدان آموزش‌های تخصصی خلبان‌ها که برای انجام حمله‌های پیشرفته موردنیاز است، مواجه بوده است. جنگنده‌های قدیمی سوری ساخت شوروی، نیازمند نگهداری و قطعات یدکی گسترده‌ای هستند تا همچنان عملیاتی باقی بمانند؛ فرایندی که در خلال جنگ به فراموشی سپرده شد. حکومت بیشتر توانمندی باقی‌مانده هوایی خود را به بمباران ابتدایی – ولی درعین‌حال مرگبار- و تقویت دوباره عملیات پدافند شورشی خود اختصاص داد.

تمرکز بیشتر قابلیت‌های ضد هوایی سوریه در دمشق
بااین‌حال ضد هوایی‌های حکومت همچنان دارای توانمندی‌هایی هستند، این توانمندی‌ها به‌خصوص در دمشق، مستقر هستند، توانمندی‌هایی که شامل پدافندهای زمین پایه برای دفاع از مواضع مدیریتی کلیدی و تجهیزات نظامی متراکم در این منطقه و سیستم‌های SAM مدرن‌تر یا به‌روز شده تری هستند. عملیات هوایی آمریکا یا هم‌پیمانانش در این منطقه نیازمند برنامه‌ریزی، پشتیبانی و تجهیزات هوایی (برای حمله، نظارت، شناسایی و پشتیبانی) است. در نقطه مقابل عملیات هوایی در مناطق شمال و جنوب سوریه نیازمند عملیاتی گسترده برای از بین بردن توان باقیمانده پدافند هوایی حکومت در این منطقه نیست. با ریسک نسبتاً پایین، با ایجاد شرایطی برای کمک بشردوستانه بین‌المللی یا تلاش برای یافتن راه‌حلی دیپلماتیک برای نبرد، نیز می‌توان به هدف دست‌یافت.

نیروی ضد هوایی سوریه در حال حاضر نیز تجهیزات خوبی در اختیار دارد
قابلیت‌های فعلی
ضد هوایی‌های حکومت سوریه قبل از جنگ شامل ۲۲ سایت هشدار،۱۳۰ سایت فعال SAM، در حدود چهار هزار اسلحه پدافند هوایی و چند هزار سیستم پدافند هوایی قابل‌حمل به‌وسیله نفر، بود. این تجهیزات اجازه پوشش سایت‌های عمده و مراکز اقتصادی نزدیک به اسرائیل، به‌خصوص نوار ساحلی، سوریه غربی- مرکزی (حماء، حمص)، منطقه دمشق و جنوب را به حکومت سوریه می‌داد. سوریه شمالی و به‌خصوص شرقی که ازلحاظ جمعیتی تراکم کمتری دارند، دارای تجهیزات تدافعی کمتری نیز هستند. نیروی ضد هوایی سوریه در حال حاضر نیز تجهیزات خوبی در اختیار دارد، اما پسرفت قابل‌ملاحظه‌ای نیز داشته است. احتمالاً بسیاری از سیستم‌ها به‌خوبی نگهداری نشده‌اند و کاربران این سیستم‌ها نیز احتمالاً به دلیل جنگ پراکنده‌شده و از آموزش و تمرین خوبی برخوردار نبوده‌اند.

شکاف در پوشش پدافند هوایی سوریه به دلیل حملات شورشی‌ها به تأسیسات ضد هوایی سوریه
هرچند بحران سلاح‌های شیمیایی ماه اکتبر-دسامبر ۲۰۱۳ و تهدید حمله هوایی آمریکا ممکن است حکومت را وادار به تقویت آمادگی خود کرده باشد، به نظر نمی‌رسد تمرین‌های پدافند هوایی مناسبی در این بازه زمانی صورت گرفته باشد. تجهیزات و پرسنل در طول جنگ سوریه از بین رفته یا برای نبرد با شورشیان پراکنده‌شده‌اند و تعدادی از رادارهای هشدار و سایت‌های پدافند هوایی در شمال، دمشق و نزدیکی بلندی‌های جولان توسط گروه‌های شورشی مورد حمله واقع‌شده است که به ایجاد شکاف در پوشش پدافند هوایی یا تضعیف آن منجر شده است. علاوه بر این ضد هوایی‌های حکومت از انسجام کافی برخوردار نیستند تا فرماندهی، کنترل و ارتباطات را در قبال انواع تهدیدات تضمین کند. سیستم قادر است تا به نحوی موفقیت‌آمیز در مقابل اهداف پیش‌بینی پذیر عمل کند، اما به حد کافی برای مواجهه با حمله‌ای ناگهانی و هماهنگ چابک نیست.

ساقط کردن جت شناسایی RF-4E ترکیه نشان‌دهنده عملکرد مثبت ضد هوایی‌های سوریه است
برای نمونه ساقط کردن جت شناسایی RF-4E ترکیه نشان داده است که ضد هوایی‌های سوریه همچنان می‌توانند به اهداف معین اصابت کند؛ اما این حادثه‌ای منحصربه‌فرد بود که تحت شرایطی ایدئال علیه یک هدف معین و در دسترس به وقوع پیوست. نیروهای حکومت وقتی با عملیات منظم هوایی روبرو شوند، احتمالاً بی‌کفایتی خود را با تأخیر در شناسایی و هماهنگی مسئولیت‌ها در سطح واحد، نشان خواهند داد. توانایی آن‌ها برای عملیات پدافند هوایی مناسب نیز احتمالاً با اماواگر همراه خواهد بود. بسیاری از تجهیزات پشتیبانی موشکی نیز در طول جنگ آسیب‌دیده یا از میان رفته است و خطوط ارتباطی که عملیات به‌کارگیری و تقویت مجدد از طریق آن‌ها میسر است نیز مورد تهدید مداوم نیروهای شورشی است. حکومت همچنین تعداد محدود سیستم‌های پیشرفته که به لحاظ فنی قابلیت تعقیب همزمان اهداف متعدد، شامل موشک‌های کروز و جنگنده‌های باقابلیت مانور بالا را حفظ نکرده است.

سرمایه‌گذاری وسیع سوریه پس از حمله اسرائیل به «الکبار»
پس از حمله هوایی بازدارنده اسرائیل به رآکتور «الکبار» در سال ۲۰۰۷، سوریه سرمایه‌گذاری وسیعی برای تقویت شبکه پدافند هوایی خود کرده است. تمرکز بر روزآمد کردن ستون فقرات شبکه بود که ترکیبی از SAM های ساخت شوروی در دهه ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، شامل SA-2 ها و SA-5 ها و SA-6 ها است. گام‌های جدی دیگری نیز برای روزآمد کردن SA-3 ها مثل سیستم‌های دیجیتال و قابل‌حمل، برداشته‌شده است. علاوه بر این، دمشق SAM های تاکتیکی پیشرفته‌تری نیز مثل سه آتش‌بار قدرتمند SA-17 و ۳۰ سیستم برد نزدیک SA-22 که بنا بر گزارشات جت ترکیه را در سال ۲۰۱۲ ساقط کرد، به‌کاررفته است.

پاشنه آشیل حکومت در دفاع هوایی
عملیات جنگی
ضد هوایی‌های سوریه احتمالاً برای مقابله با حملات محدودی که از فقدان انسجام سیستم‌های سوری بهره ببرد، کارآمد نیستند. پاشنه آشیل حکومت سیستم‌های کهنه و شبه اتوماتیک فرماندهی، کنترل و ارتباطات، اتکای بیش‌ازحد بر شبکه‌های ارتباطی آسیب‌پذیر و ساختار متمرکز نبرد هوایی آن است. با توجه به این مسائل، بین شناسایی اولیه هواپیماهای متجاوز توسط رادارها و صدور دستورات لازم به بخش‌های دفاعی و پایگاه‌های هوایی فاصله زمانی قابل‌توجهی وجود خواهد داشت. علاوه بر این رادارهای هشدار قدیمی و ضعف شبکه‌های فرماندهی، کنترل و ارتباطات در برابر جنگ الکترونیکی حتی می‌تواند این تأخیر را بیشتر هم بکند که منجر به واکنش فردی و خودسرانه واحدها و عناصر پدافند هوایی می‌شود که این نیز آسیب‌پذیری آن‌ها را در مقابل حمله و پارازیت بیشتر می‌کند. این آسیب‌پذیری‌ها، حملات نیروی هوایی اسرائیل در سال ۲۰۰۷ را تسهیل کردند و از سال ۲۰۱۳ نیز رو به افزایش هستند.

اسرائیل در طی جنگ فعلی در حدود نیم دوجین حمله به اهداف نظامی در سوریه انجام داده است
حمله «الکبار» در عمق عرصه هوایی سوریه، هرچند در شمال که نیروی پدافند هوایی سوریه ضعیف‌تر است، انجام گرفت. گفته می‌شود که جت‌های جنگنده اسرائیلی با قابلیت‌های پیشرفته فریب الکترونیکی، از سایت‌های پدافند هوایی نزدیک مرز سوریه – ترکیه و نوار ساحلی گریختند و برای خود مسیری از دریای مدیترانه تا سایت هسته‌ای درون سوریه باز کردند. همچنین بنا به گزارشات، اسرائیل در طی جنگ فعلی چیزی در حدود نیم دوجین حمله به اهداف نظامی، شامل حمله به اهدافی در پایتخت، انجام داده است. این حملات محدود سوری‌ها را غافلگیر کرد و دفاع مؤثری در برابر آن‌ها صورت نگرفت. بر اساس گزارش‌های رسانه‌های آمریکایی، حملات سال گذشته به انبار تسلیحاتی منطقه دمشق با هواپیمای جنگنده‌ای که از تسلیحات استند آف استفاده می‌کرد، صورت پذیرفت؛ حمله‌ای که بدون ورود به محدوده هوایی سوریه یا نبرد علیه ضد هوایی‌هایی که از پایتخت حفاظت می‌کنند، نیز قابل‌اجراست. چنین تسلیحاتی احتمالاً برای پرهیز از ریسک عملیات در محدوده این ضد هوایی‌ها به کار بسته شدند.

برسی توان ضد هوایی‌های سوریه برای مقابله با حملات هوایی آمریکا و هم‌پیمانانش
نتایج
اگر آمریکا و هم‌پیمانانش تصمیم بگیرند که عملیات هوایی علیه سوریه انجام دهند، آن‌ها با شرایطی متفاوت، حسب هدف و نیت عملیات، مواجه خواهند بود. ضد هوایی‌های حکومت توان مقابله با حملات غافلگیرکننده با استفاده از مهمات استندآف را نخواهند داشت. این حملات با حملات اسرائیل علیه اهداف معین و خاص در سوریه قابل‌مقایسه است. عملیات هوای در مناطق شمالی و جنوبی سوریه که درگیر جنگ شدید هستند، مثل حلب، ادلب و جبهه جنوبی نیازمند عملیاتی گسترده برای دست‌یابی به برتری هوایی نیست. عملیات یکپارچه برای نابود کردن ضد هوایی‌های باقیمانده در این مناطق می‌تواند با ریسک کمتری صورت پذیرد و درعین‌حال منافع زیادی مثل تضعیف توان نظامی حکومت، پشتیبانی از کمک‌های بشردوستانه، تغییر موازنه میان گروه‌های شورشی افراطی و میانه‌رو زمینه‌سازی برای عملیات با هواپیماهای بدون سرنشین برای دست‌یابی به اطلاعات و اهداف آفندی باارزش، داشته باشد.

پدافند هوایی پایتخت سوریه همچنان خطری پابرجا برای عملیات هوایی نیروهای خارجی خواهد بود
بخش پدافند هوایی پایتخت همچنان خطری پابرجا برای عملیات هوایی خواهد بود. جایی که ضد هوایی‌ها به‌شدت متراکم هستند و پیشرفته‌ترین SAM های متحرک (به‌طور مثال SA-6 ها و SA-3 ها یا SA-17 ها و SA-22 های مدرن‌تر) در آنجا قرار دارند، سطح تهدید افزایش می‌یابد و چالشی قابل‌توجه در مراحل آغازین عملیات ایجاد می‌کند. در موارد پیچیده‌تر، این نیروها ممکن است در بدو حمله پراکنده شوند، در طی عملیات اولیه پنهان شوند و پس‌ازآن در منطقه‌ای جدید برای به دام انداختن جنگنده‌های ناآگاه دوباره ظاهر شوند. برای از کار انداختن سیستم پدافند هوایی یکپارچه دمشق و زمینه‌سازی برای عملیات بعدی، نیروهای هم‌پیمان لازم است عملیاتی هوایی همراه با قابلیت‌های جنگ الکترونیک، جنگ سایبری و توانمندی‌های شناسایی، نظارت و اطلاعات انجام دهند؛ و تسلیحات استند آف برای استفاده علیه قابلیت‌های فرماندهی، کنترل و ارتباطات، SAM های ثابت و سایت‌های هشدار و محتمل‌تر از همه هواپیماهای پنهان شونده برای انجام حملاتی علیه SAM های پیشرفته اطراف دمشق را به‌کارگیرند.

عملیات هوایی آمریکا در سوریه الزاماً موفقیت‌آمیز یا همراه با شکست نخواهد بود.
با توجه به اینکه نیروهای آمریکایی با موفقیت عملیات علیه سیستم‌های پدافند هوایی بسیار مشابهی (و به همین نحو پراکنده و کم قدرت) انجام داده است، احتمالاً می‌تواند در عرض یک تا دو هفته بدون تلفات یا با کمترین تلفات به برتری وایی دست یابد.
عملیات هوایی آمریکا و هم‌پیمانانش در سوریه باید در مقابل چند سناریوی عملیاتی، با استفاده از یک ارزیابی میدانی و روزآمد از توانمندی‌های حکومت در این سناریوها، سنجیده شود.
زود است که بگوییم که شبکه پدافند هوایی سوریه تهدیدی بزرگ است یا اصلاً تهدیدی نیست. برخی عملیات با اهداف مهم بالقوه، مثل کاهش توانمندی‌های نظامی حکومت و حمایت از مأموریت‌های بشردوستانه را می‌توان با ریسک نسبتاً کم و صرف معقولانه منابع انجام داد. به‌طور خلاصه عملیات هوایی آمریکا در سوریه الزاماً موفقیت‌آمیز یا همراه با شکست نخواهد بود.


منبع : http://www.eshraf.ir/1731

دوست خوب
خواهش میکنم. تمنا دارم. پلیز. سیلوو پله. اتمنا منکم.... دیگه زبونی بلد نیستم
عکس ها یا لینک باشد یا از گالری سایت...
آنتی وار

  • Upvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
به طور کل گذاشتن عکس از خارج گالری ممنوع است.
برای اکانت گالری در خواست بدهید به مدیران ارشد.
من درخواست دادم برای شما.
تا وقتی اکانت ندارید لینک عکس را بذارید از مدیران تقاضا کنید براتون به گالری منتقلش می کنند. Salem مدیر انتقال تصاویر به گالری هستند.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

چیز جدیدی به دانسته هامون اضافه نشد


اگر این مقاله مصرف داخلی (برای امریکا) داشت که کلا پرت و پلا بود. امریکا اگر اراده کنه کل پدافند هوایی سوریه رو سرکوب می کنه. خاطره ی الدورادو هنوز از ذهن مون نرفته

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
نقل قول

شتم – با وجود همکاری های دوجانبه میان ایران ، سوریه و روسیه  ، کشورهای نامبرده ، فاقد موافقت نامه های دو جانبه نظامی در سوریه هستند و بالتبع روسها هیچ تعهدی مبنی بر حفاظت از  ساختارها و دارایی های جمهوری اسلامی در سوریه ندارد . در واقع ، کرملین به سختی عملیاتهای نیروی هوایی اسراییل را در سوریه  تحمل نموده ، اما مقامات ایرانی از این مساله بسیار خشمگین هستند که چرا این سامانه ها برای دفاع از ایرانی ها وارد عمل نمیشوند ، تا جایی که حشمت ا... فلاحت پیشه  ( رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس )  روسیه را بدلیل عدم استفاده از سیستم های جدید دفاعی در جریان حملات  20ژانویه 2019 بشدت محکوم نموده است

زمانی که وارد یک بازی کثیف می شه ، راهش اینه که کثیف بازی کنی و هر بار که یک ایرانی می میره ، به صورت اتفاقی یک روس هم بمیره ... نمیشه که ما خودمون رو به خاطر سوریه ورشکست کردیم و اینهمه خون و تجهیزات فدای سوریه کردیم و حالا روس ها بیایند و بدون دادن هزینه ی کافی ، همه چیز رو تصاحب کنند ...

 

 

 

ویرایش شده در توسط Ghalam
  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بر 3 بهمن 1397 در 12:11 , MR9 گفت:

 

 

پیرو استفاده نیروی هوایی رژیم عبری از مهمات دورایستای Spice ، کارشناسان براساس اطلاعات موجود ، معتقدند که  این مهمات هوشمند ، قابلیت ناوبری خودکار و به تبع آن ، انهدام اهداف مورد نظر در یک برد 60 کیلومتری را داراست . بنابرادعای شرکت سازنده ، Spice-1000 با توجه به اضافه شدن  یک مجموعه  بال ، به یک مهمات سُرشی هدایت دقیق تبدیل شده است که برد بیشتری را بدان میدهد .

 

با سلام و با تشکر از جناب MR9   

چند مطلب مورد سوال و اشکال است 

اول اینکه برد 60 کیلومتری در چه ارتفاع پرتابی بدست می آید ؟ چون حتما می دانید که برد مهمات سرشی به سرعت و ارتفاع آزاد شدن مرتبط است - طبعا ارتفاع بیشتر هم به نوبه خود یعنی امکان کشف در برد بیشتر

دوم اینکه درحالت دستی مشخص است که امکان ارسال اطلاعات هدف به بمب هواسرش داده می شود ولی درحالت خود کار و قبل از رسیدن به هدف که با فرض سرعت 0.8 صوت ( لطفا اگر درست است تایید کنید) به نظر در طول 3.5 دقیقه طی مسیر  اطلاعات هدایت به سمت هدف صرفا از روی gps درونی هدفیاب جلو انجام می شود و تا فاصله چند کیلومتری هدف بدلیل ارتفاع و محدودیت دید (زیر 10 کیلومتری)  امکان دیدن و  مچ تصویر  وجود ندارد 

بنابراین درصورت ادعای سازنده به عدم تاثیرگذاری اخلالگران gps باید گفت یا یک سیستم موقعیت یاب ژیرسکوپی درونی و یا مسیریابی تصویری از روی تصاویر ازپیش تعیین شده از مسیر  توسط سر هدایتی هواسرش  باید انجام شود که به نظر بعید است بنابراین هدایت تا نزدیک هدف در حالت اتومات همان gps است

سوم اینکه محدوده موثر پرهیز از برد موشکهای پدافند  براساس اطلاعات قبلی و رادارهای فعال تهیه شده است درصورتی که فاصله رادار با سایت پرتاب موشک متفاوت باشد (چیزی که در مانورهای اخیر ما تست کردیم)  به نظر دیگر چنین محدوده ای قابل شناسایی نیست 

لذا  به نظر بنده راهکار آخر در استفاده از چند پرتاب گر خارج از مرکز برای افزایش برد موشک و امکان شکار هواپیمای مهاجم و استفاده از اخلالگر جی پی اس برای   اخلال در حالت اتومات می تواند موثر باشد

نکته آخر اعلام عدم موفقیت عملکرد spice  های هند در حمله به اهداف مورد نظر درپاکستان بود  دراینباره علت چیست ؟ دانگرید محصول صادراتی یا نداشتن اطلاعات هدف در دیتا بیس حافظه هواسرش ؟

ویرایش شده در توسط TAHA-SH
  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
21 minutes قبل , TAHA-SH گفت:

اول اینکه برد 60 کیلومتری در چه ارتفاع پرتابی بدست می آید ؟ چون حتما می دانید که برد مهمات سرشی به سرعت و ارتفاع آزاد شدن مرتبط است - طبعا ارتفاع بیشتر هم به نوبه خود یعنی امکان کشف در برد بیشتر

سلام علیکم

حقیقت ماجرا این هست که چند سال پیش با یکی از دوستان متخصص در زمینه سرعت و ارتفاع پروازی فانتومها برای شلیک یا پرتاب مهمات سقوط آزاد مارک82/84 یا مهمات هدایت شونده بومی ، صحبت می کردم، ایشان فرمودند که این اعداد و ارقام در هر نیروی هوایی در ردیف اطلاعات طبقه بندی شده قرار دارند . به همین دلیل اطلاعات خاصی در زمینه نحوه شلیک مهمات عبری ندارم ، با این حال ، شاید دیاگرام های ذیل برای درک بهتر بمباران کمانی  ( toss bombing ) کمک کند .

3-29-2019_11-08-49_PM.jpg3-29-2019_11-09-42_PM.jpg

27 minutes قبل , TAHA-SH گفت:

نکته آخر اعلام عدم موفقیت عملکرد spice  های هند در حمله به اهداف مورد نظر درپاکستان بود  دراینباره علت چیست ؟ دانگرید محصول صادراتی یا نداشتن اطلاعات هدف در دیتا بیس حافظه هواسرش ؟

این مورد هم باید با مراجعه به یک منبع معتبر بررسی شود .

  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

بررسی بیشتر نشان داد درحالت اتومات تصاویر مسیر ماهواره ای  برای مسیریابی در حافظه موشک لود می شود اگرچه سیستم استاندارد اولیه همان  electro-optical/ gps guidance  است

پاکستان مدعی دراختیار گرفتن دوعدد از spice های ساقط شده سالم هندی است

  • Like 1
  • Upvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایا سیستم های دفاع هوایی بومی ساخت ایران در سوریه و در برابر هواپیماهای اسراییلی امتحان شده اند؟ اصلا ایران سامانه ای در سوریه مستقر کرده  است؟

فکر میکنم این بهترین موقعیت برای امتحان سامانه های بومی ایران است

  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
38 minutes قبل , sasasasa گفت:

ایا سیستم های دفاع هوایی بومی ساخت ایران در سوریه و در برابر هواپیماهای اسراییلی امتحان شده اند؟ اصلا ایران سامانه ای در سوریه مستقر کرده  است؟

فکر میکنم این بهترین موقعیت برای امتحان سامانه های بومی ایران است

شما به این فکر کردی که این قضیه یک مسئله ی دو طرفه هست !؟ یعنی اگه ما سیستم ها رو ببریم به سوریه ، اسرائیل هم می تونه با مشخصات و نقاط قوت و ضعف سیستم های ما آشنا بشه !؟

 

 

  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
5 hours قبل , Ghalam گفت:

شما به این فکر کردی که این قضیه یک مسئله ی دو طرفه هست !؟ یعنی اگه ما سیستم ها رو ببریم به سوریه ، اسرائیل هم می تونه با مشخصات و نقاط قوت و ضعف سیستم های ما آشنا بشه !؟

 

 

نیروی هوایی اسراییل و تکنولوژی هوایی امریکایی قبلا امتحانش رو پس داده. این سامانه ها ما هستند که تا حالا امتحان نشده اند و باید امتحان بشن. حتی اگر تو امتحان شکست بخورند فرصت برای اصلاح و ترمیم انها است. تمام کشورهای پیشرفته از جنگ ها برای امتحان تجهیزات ساخت خود استفاده میکنند

  • Like 1
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط MRTranslator
      هو الفتاح العلیم
       
      با عرض سلام خدمت دوستان و همراهان عزیز، در این تاپیک قصد معرفی و بررسی یکی از کشتی های جنگی و تاریخی نیروی دریایی همسایه شمالیمون، روسیه رو داریم. قبل از هرچیز بگم که تمام این مطالب به صورت مستقیم از روسی به فارسی برگردونده شده، پس این احتمال هست که بعضی از مطالب یا اصطلاحات تخصصی، درست ترجمه یا توضیح داده نشده باشن. ازتون میخوام هر جا که براتون نامفهوم بود یا سوال داشتید، یا نیاز به ویرایش داشت، حتما بگید. پیشاپیش ممنون از همکاریتون و وقتی که صرف خوندن این مطلب کردید.
       
      قسمت اول
       

       
       
       
      ناوشکن "کمینترن (1)" یک ناوشکن زرهی از کلاس "باگاتیر (2)" نیروی دریایی اتحاد جماهیر شوروی می باشد. این ناوشکن، پیشتر به اسامی "کاهول (3)" – تا بیست و پنجم مارس 1907 – و "یادگار عطارد (4)" – تا سی و یکم دسامبر 1922 – شناخته می شد. ثبت سفارش این ناوشکن در بیست و سوم آگوست 1901 و ساخت آن در بیستم می 1902 شروع شد. پس از پایان ساخت و ساز در سال 1905، به ناوگان دریای سیاه پیوست. در سال 1923 به ناو آموزشی و در ژوئن 1941 به ناو مین گذار تغییر کاربری داد.
       
      اطلاعات کلی
       
      کلاس و تایپ: "باگاتیر" کلاس، ناوشکن زرهی
      متعلق به: نیروی دریایی امپراطوری روسیه تزاری
      تناژ جابجایی: شش هزار و هفتصد و پنجاه و دو تن (معادل 6645 لانگ تن)
       
      ابعاد
       
      طول: یکصد و سی و چهار متر
      عرض: شانزده و متر و شصت سانتیمتر
      آبخور: شش متر و سی سانتیمتر
       
      موتور و پیشرانه
       
      توربین و دیگ بخار: 16عدد دیگ بخار ساخت شرکت "نورمن (5)" جمعا به توان بیست و سه هزار اسب بخار (برابر با 17000 کیلووات)
      سرعت: بیست و سه گره دریایی (برابر 43 کیلومتر بر ساعت)
      خدمه: پانصد و شصت و نه نفر، شامل سیزده افسر ارشد
       
      تسلیحات
       
      12 قبضه توپ 152 میلیمتری (چهل و پنج کالیبر مدل 1892 – ساخت روسیه)
      12 قبضه توپ 75 میلیمتری (پنجاه کالیبر مدل 1892 – ساخت روسیه)
      8 قبضه توپ 47 میلیمتری (اوردنانس کوئیک فایرینگ تری پوندر (6) – ساخت بریتانیا)
      2 قبضه توپ 37 میلیمتری (مدل توپ و سازنده اشاره نشده)
      2 قبضه اژدرافکن 380 میلیمتری
       
      زره
       
      دک: هشتاد میلیمتر
      برجک: یکصد و بیست و هفت میلیمتر
      بدنه: هشتاد میلیمتر
      برج خنک کننده: یکصد و هشتاد میلیمتر
       
      توسعه پروژه
       
      انتخاب مفهوم شناسایی از راه دور
       
      در نیمه دوم دهه 1890 میلادی، فعالیت سیاست خارجی روسیه در قبال خاور دور مجدداً تغییر جهت داد. در همان زمان، احتمال درگیری با ژاپن که سیاست تهاجمی فعالی را نیز در این منطقه دنبال می کرد، به شدت افزایش یافت. برای رویارویی با این خطر، داشتن یک ناوگان قوی، آموزش دیده و دارای برتری آتش و مانور پذیری در شرق دور، ضروری بود.
       
      در شب بیست و هفتم دسامبر 1897، جلسه ویژه ای با حضور فرماندهان نیروی دریایی و نمایندگان وزارت دریانوردی به ریاست "نیکلای دوم (7)" تشکیل شد. در این جلسه با توجه به روند اتفاقات در شرق دور و لزوم داشتن یک ناوگان قدرتمند – هم کمی و هم کیفی – در مقابل نیروی دریایی سلطنتی ژاپن، طرح زیر پیشنهاد و با اکثریت آرا، تصویب شد. این پیشنهاد شامل دو ناو سرفرماندهی، 10 ناو فرماندهی، پنج رزمناو سنگین، 10 رزمناو زرهی، 10 ناوشکن سنگین با ظرفیت بین 5 تا 6 هزار تن و 10 ناوشکن سبک با ظرفیت 2000 تا 2500 تن بود. "ناوشکن ها، پیشآهنگ های دوربرد اسکادران" نه تنها برای شناسایی، بلکه برای شرکت در نبرد و همچنین برای ارتباطات، مستقل عمل می کردند.
       
      در بیستم فوریه 1898، "نیکلای دوم" یک برنامه ویژه کشتی سازی تحت عنوان "برای نیاز های خاور دور" را تصویب کرد. در میان کشتی های طرح مذکور، شش ناوشکن با ظرفیت 5000 تن که در سال 1895 طراحی شده بودند نیز به چشم می خورد. بلافاصله پس از ابلاغ طرح، وزیر دریانوردی "تریتوف، پاول پتروویچ (8)" به "کمیته فنی دریانوردی (9)" دستور داد تا مشغول طراحی کشتی ها طبق شرایط طرح ابلاغ شده شوند.
       
      گروهی از متخصصان "کمیته فنی دریانوردی" که همزمان در حال کار بر روی الزامات و پیش نیاز های مورد نیاز بری یک هواپیمای شناسایی برد بلند بودند، مامور تهیه طرح ابتدایی ناوشکنی قویتر و سریعتر از نمونه های در حال خدمت در نیروی دریایی سلطنتی ژاپن و بریتانیا شدند. طبق این طرح، حداکثر سرعت این شناور، بیست و سه گره دریایی و قابلیت کروز آن، پنج هزار مایل دریایی با سرعت ده گره دریایی را داشته باشد. استفاده از دیگ بخار "بلویل (10)" در این طرح پیشنهاد شده بود. گروه متخصصان توپخانه کمیته فنی دریانوری، تصمیم به نصب دوازده قبضه توپ دریایی یکصد و پنجاه و دو میلیمتری بر روی کشتی گرفتند. توپ های دویست و سه میلیمتری، بسیار سنگین برای نصب و استفاده بودند و قدرت آتش و نفوذ گلوله های توپ یکصد و بیست میلیمتری، جوابگوی تهدید های پیش بینی شده نبود. دیگر تسلیحات این کشتی شامل دوازده قبضه توپ هفتاد و پنج میلیمتری و هشت قبضه توپ چهل و هفت میلیمتری و همچنین شش لوله اژدر افکن می بود.
       
      حداکثر ظرفیت جابجایی ناوشکن ها بنابه دلایل اقتصادی به شش هزار تن محدود شده بود. این تناژ دارای مزیت های سرعت، برد عملیاتی و توان آتش بالا و در عوض فاقد حفاظت کمربند زرهی سنگین در اطراف سازه اصلی می باشد. همچنین پرسنل هم از حفاظت کافی برخوردار نیستند.
       
      1- Komintern --- سرواژه "کمیته بین المللی کمونیسم".
      2- Bogatyr --- کلمه ای روسی و اسم برای پسران.
      3- Kahul --- واژه ای روسی، معنیشو پیدا نکردم.
      4- Pamyat Merkuria --- یادگار عطارد یا مرکوری، از خدایان اساطیری یونان باستان.
      5- Normann --- شرکت ساخت تجهیزات و وسایل دیگ بخار و مربوطه مستقر در آمریکا.
      6- Ordonnance Quick Firing یا OQF، سرواژه استفاده شده توسط ارتش بریتانیا برای نامگذاری ادوات توپخانه ای ساخت این کشور.
      7- نیکلای دوم --- نیکلای آلکساندروویچ رومانوف (1918 - 1868)، آخرین تزار سلسله رومانوف.
      8- پاول پتروویچ تریتوف --- زاده 1838 و درگذشته 1903، دریاسالار و وزیر دریانوردی تزار نیکلای دوم.
      9- کمیته فنی دریانوردی --- کمیته ای متشکل از متخصصین علوم مختلف نظامی و غیر نظامی که وظیفه طراحی و بررسی درخواست ها و نیاز های ارتش امپراتوری روسیه را داشتند.
      10- Belleville --- شرکت سازنده توربین، دیگ بخار و قطعات مربوطه، مستقر در آمریکا.
       
      منبع: http://sovietmedals.ucoz.com/forum/63-154-1
       
      پایان قسمت اول
      ادامه دارد ...
       
      ترجمه شده برای میلیتاری
      13990823 --- 1717
    • توسط hamedof
      سلام خدمت دوستان میلیتاری ! با توجه به اینکه سامانه باک توسط آقا سینا معرفی شده ولی من مطلبی در مورد محافظ رادارهای سیستم باک چیزی ندیدم تصمیم گرفتم که نحوه محافظت سیستم باک توسط روسیه رو برای دوستان شرح بدم . سعی می کنم خلاصه و مفید بنویسم .








      همیشه سامانه های راداری فعال در معرض هدف قرار گرفتن موشک های ضد راداری نظیر KH-58 و AGM-88 HARM قرار داشته اند ، بدین منظور شرکت Almaz-Antey روسیه به این فکر افتاد تا برای حفاظت از سیستم های راداری سامانه های پدافند هوایی خود نظیر BUK سامانه ای را طراحی کند تا قابلیت انهدام موشک های ضد رادار را درست در لحظه ی قبل از برخورد دارا باشد .


      بدین منظور این شرکت سامانه ی Gazetchik را طراحی کرد .

      این سیستم متشکل از 4 قسمت اصلی می باشد .





      قسمت اول یک آشکار ساز مستقل از رادار می باشد که وظیفه کشف موشک های ARM را دارد.
      قسمت دوم دیکوی های فرکانس رادیویی فعال هستند .
      قسمت سوم قسمت نیز بخش اقدامات پسیو سامانه به وسیله ی chaff ها و aerosols است .(معمولا 3-4 عدد پرتابگر وجود دارد که تا زاویه 90 درجه از جلو و با دید 360 درجه چف ها قابل پرتاب هستند)
      آخرین قسمت این سامانه هم قسمت ارتباطی با رادارهای محفاظت شده و یا مرکز فرماندهی می باشد .






      نحوه ی کار:

      زمانی که یک ARM به رادار نزدیک میشود ، آشکارساز سامانه شروع به هشدار دادن به مرکز کنترل می کند . سپس مرکز فرماندهی دیکوی های راداری را برای منحرف سازی موشک ایجاد می کند و درست چند ثانیه قبل از برخورد موشک به رادار chaff ها و aerosols از طریق محفظه های به سمت موشک شلیک میشوند و درست روبروی موشک منفجر میشوند و باعث انحراف موشک به پایین میشوند و اینگونه رادارها جان سالم به در می برند ، البته اگر حتی 1-2 ثانیه چف ها دیر شلیک شوند امکان نابودی خود سامانه ضد ARM نیز وجود دارد چون در فاصله بسیار نزدیک به سامانه قرار می گیرند .

      این هم چند عکس از نحوه ی نابودی ARM . (داخل کلیپ این موشک از یک عدد اف 22 شلیک میشود و بعد از اینکه موشک نابود می شود سامانه باک 8 عدد موشک به سمت اف 22 ها شلیک می کنند و هر 3 آن ها رو به درک واصل می کند )




      روی تصویر کلیک کنید تا با بزرنگمایی بیشتری نحوه مقابله رو ببینید...









      فقط برای میلیتاری


      ترجمه : hamedof


      استفاده از مطلب با ذکر نام مترجم و سایت میلیتاری بلامانع است


      منابع:
      http://militaryforce...n-6-98-669.html
      http://pvo.guns.ru/rtv/gazetchik.htm
      http://articles.jane...Federation.html

      *************************
      با تشکر از شما.منتقل شد.
      OPS
    • توسط IRGCAF
      پرواز با فلاگر :

      میگ – 23 برای حدود دو دهه ستون فقرات نیروی هوایی اتحاد جماهیر شوروی و کشورهای پیمان شوروی سابق را تشکیل می داد .
      طرح کلی میگ -23 از نظر آیرودینامیکی همانند سوخو -24 ولی کوچکتر بوده و از تنها نیمی از نیروی کشش جنگنده سوخو برخوردار است . بال متحرک نیروی برا ی فراوانی در هنگام برخاستن و گشت زنی با محموله سوخت و سلاح برای هواپیما تامین می نماید .
      امروزه جنگنده های میگ -29 و سوخو -27 در حال جایگزین شدن با فلاگر 26 ساله می باشند . ولی با وجود اینکه میگ – 23 از نیروی هوایی روسیه خارج می شود در بیش از بیست نیروی هوایی دیگر در سراسر جهان به خدمت مشغول است .
      چندی پیش برای نخستین بار یک خلبان غیر نظامی آمریکایی با این جنگنده پروازی داشت . وی دارای 850 ساعت پرواز بر روی هواپیماهای غیر نظامی و همچنین 250 سورتی با بیش از 30 نوع مختلف هواپیمای نظامی از جمله سوخو -27 می باشد . بنجامین لمبت نخستین خلبان آمریکایی بود که با جنگنده میگ -23 پرواز کرد .

      شرح پرواز لمبت با میگ – 23 را از قول وی می خوانیم :

      آماده شدن برای پرواز،پس از پیدا کردن هواپیمای دو نفره mig-23ubمورد نظر (ub مخفف دو کلمه روسی به معنی آموزش – رزمی ) در میان دیگر جنگنده های پارک شده در کنار باند با کمک ولادیمر گوربانف خلبان آزمایشگر میکویان و همراه من در این پرواز در کابین جلوی کروکدیل ( نامی که خلبانان روس بر روی میگ -23 نهادند ) قرار گرفتم .

      در ابتدا گربانف بطور کامل سیستمها و نشاندهنده ها و موقعیت محلی را برایم تشریح نمود . از آنجایی که مانورهای اصلی آیروباتیک و آزمایش هواپیما به فرازمین در پرواز گنجانده شده بود گربانف ترجیح داد تا به منظور صرفه جویی در سوخت عمل برخاستن بدون یاری پس سوز انجام گیرد . هواپیمایی که قرار بود با آن پرواز کنیم به تانکهای خارجی سوخت مجهز نبود . کابین اضافه شده در مدل ub نیز به نوبه خود در کاهش ذخیره سوخت مؤثر است .
      بر طبق برنامه قرار شد با پرواز بسوی منطقه اجرای مانور حدود 15 دقیقه عملکرد پیشرفته فرامین را آزمایش کرده سپس در صورت باقی ماندن سوخت کافی برای اجرای چند مانور مشخص به ژوکفسکی باز گردیم . سرعت های هوایی در مشکلترین مانورهای میگ – 23 و پرواز در داخل محدوده ترافیک فرودگاه کمابیش مشابه جنگنده آمریکایی f-4 بنظر می رسید . اگرچه در هنگام تقرب میگ – 23 به سرعت بیشتری نیاز دارد زیرا فاقد سیستم کنترل لایه مرزی می باشد .
      کلید های مربوط به ناوبری مخابرات و استارت موتور تنها در کابین جلو قرار دارند . صندلی پرتاب شونده راکتی km-1 یک نسل قدیمی تر از صندلی استاندارد کنونی یعنی k-36d می باشد . یک تفاوت مهم میان دو نوع صندلی این است که صندلی میگ -23 دارای دستگیره های پران فشار دهید و سپس بکشید می باشد . در حالی که دستگیذه های k-36d تک حرکتی می باشند . بگفته گربانف برای پرتاب کردن صندلی باید دسته ها را با نیروی حدود 20 کیلوگرنم کشید . سیستم نجات mig-23ub دارای قابلیت پرتاب انتخابی است که برای پرواز ما در وضعیت کنترل از کابین عقب قرار گرفته بود یعنی گوربانف می توانست در شرایط اضطراری و لزوم ترک فوری هواپیما صندلی پرتاب شونده مرا بکار اندازد .

      آشنایی با کابین

      همچون دیگر جنگنده های هم عصر ساخت شوروی داخل کابین شلوغ میگ-23 برنگ فیروزه ای درآمده است .
      دسته گاز بر روی دیواره کناری سمت چپ قرار دارد .
      دگمه های ارتباط رادیوییVHF مکالمه داخل کابین ics و کلید سرعت گیر هوایی بر روی دسته گاز قرار گرفته اند .
      هواپیما فاقد امکان ارتباط دایمی با میکروفون hot-mike می باشد .به این معنی که می بایست برای هر بار صحبت با گربانف دگمه ics را فشار دهیم .
      درست در پشت دسته گاز بر روی صفحه کناری سمت چپ سه دگمه انتخاب وضعیت فلپ برای سه حالت برخاستن، پرواز و فرود قرار گرفته اند. وضعیت 16 درجه برای هنگام برخاستن و فرود انتخاب می گردد. زاویه 45 درجه برای مانورهای معمول و زاویه 72 درجه برای پرواز با سرعت زیاد بکار می رود اعمال وضعیت 72 درجه مستلزم حداقل سرعت هوایی 325 نات (600 کیلومتر در ساعت ) می باشد .
      درست در سمت چپ دسته باز و بسته کننده چرخ فرود یک کلید مشخص شده با حروف روسی mrk (بمعنی مکانیزم گردش چرخ ) برای انتخاب انحراف با بازده کم و یا زیاد سیستم هدایت چرخ دماغه قرار گرفته است . این کلید پیش از شروع عمل تاکسی می بایست کشیده شده و درست پیش از برخاستن مجددا به جای خود باز کردد.
      صفحه آلات دقیق مشابه دیگر جنگنده های روسی هم عصر میگ -23 می باشد . در مرکز صفحه روبروی خلبان یک خط سفید عمودی وضعیت قرار گیری دسته کنترل توسط خلبان برای خنثی سازی ورودی شهپر زا مشخص می سازد. نشاندهنده موقعیت adi مانند دیگر هواپیماهای روسی نسبت به زمین موازنه شده است . در هواپیماهای غربی این نشاندهنده نسبت به هواپیما موازنه می گردد. این نشاندهنده همانند میگ -29 دارای یک استوانه می باشد که برای نشان دادن وضعیت هواپیما حول محور عرضی در یک سطح عمودی گردش می کند همچنین یک نشانه چداگانه برای تعیین زاویه گردش همراه با غلت bank تا 360 درجه گردش می کند . خلبان باید این دو نشانه را در ذهن خود با یکدیگر ادغام نماید تا بتواند یک تصویر کامل از وضعیت خود بدست آورد .
      پیشتر این اختلاف در هنگام پرواز با میگ-29 برایم گیج کننده بود ولی پس از کسب تجربه در شبیه ساز پرواز و پرواز بر روی سوخو-27 به سرعت به آن عادت کردم _همچنان که وضعیت ما در میگ -23 حول محور عرضی به حالت عمودی نزدیک می گردید دریا فتم که نشاند هنده زاویه گردش همراه با غلت این وسیله دقیق تر از نشاندهنده های موقعیت استاندارد غربی عمل میکند_.
      همچون میگ -29، فلاگر به یک نشان دهنده مشترک زاویه حمله (AOA ) وشتاب سنج مجهز شده است میزان " " در سمت راست (AOA ) در سمت چپ به نمایش در می اید گر بانف به من گفت که فلپهای زاویه حمله میگ-23 در سرعت های کم قابل اعتماد نبوده و من می بایست با سرعت معین شده وی پرواز می کردم . هنگام تکمیل لیست بازرسی پیش از پرواز مکانیزم حرکت بال به همراه فلپهای لبه حمله و فرار باز را با بستن آن تا 72 درجه آزمایش نمودیم گربا نف دسته گاز را باز کرده وآنرا در حالت"خلاص بر روی زمین " قرار دارد اطمینان حاصل نمودم که دسته باز وبسته کننده چرخ در حالت پایین ودسته باز کننده اضطراری چرخ وکلید MRK در حالت در گیر قرار گرفتند کلیدهای ناوبری /مخابرات کابین جلو بر روی دیواره کناری سمت راست از پیش بوسیله تکنسین زمینی در وضعیت های لازم قرار گرفته بودند گربانف تمامی مکالمات رادیویی را از کابین عقب هدایت می کرد در بیشتر جنگنده های شوروی سابق هواپیما تنها به کانالهای از پیش تعین شده مخابرات صدایی VIIF مجهز میباشد پس از تامین نیروی برق خارجی گربانف دگمه میکروفن خود را برای بازرسی سیستم ارتباطی داخل کابین فشرد . کاناپیها پایین آورده و قفل شدند و گربانف از برج درخواست اجازه نموده تا موتور را روشن نماید

      استارت خزیدن برخاستن

      پس از دریافت اجازه از برج گربانف به من اجازه داد تا دگمه روشن کردن موتور را بفشارم . با قرار گرفتن دسته گاز در وضعیت خلاص بر روی زمین مراحل استارت خود کار موتور R-27 آغاز گردید . به سرعت افزایش میزان گردش موتور را بر روی سرعت سنج محور موتور خود مشا هده نمودیم . دیگر نشانه ها حاکی از یک برخاستن خوب بودند. گربانف مکانیزم باز وبسته شدن بالها را بازرسی نمود و از طریق تکنسین زمینی از تغییر صحیح وضعیت بال مطمئن گردید. بالها را بطور کامل تا 16 درجه باز کرد. پس از انتخاب وضعیت برخاستن فلپها کلید MRK را بکار انداختم وسپس گربانف هدایت پذیری چرخ دماغه را آزمایش نمود. بدنبال تکمیل تمامی بازرسیها واجازه تاکسی کردن گربانف ترمزها راآزاد کرده برای به حرکت درآوردن هواپیما به توان موتور افزود وسپس همچنان که هواپیمارا از ایستگاه به سمت تاکسی وی هدایت می کرد گاز را دوباره در وضعیت خلاص شدن قراردارد و پس از متوازن شدن هواپیما برای باقی پرواز هدایت آن رابه من سپرد .
      هواپیما را بسوی باندشماره 12 باند اصلی در ژوکوفسکی هدایت نمودم.از همین باند بود که میگ -23 در 10 آوریل 1967 نخستین پرواز خود را به خلبانی الکساندر فدوتف انجام داد.اجازه پرواز صادر شد. دسته گاز را برای بازرسی نهایی موتور در 100% قرار دادم . به اطلاع گربانف رساندم که در کابین جلو همه چیز درست به نظر می رسد و من آماده پرواز هستم . او سپس ترمز ها را آزاد کرد و من همچنان که هواپیما شروع به شتاب گرفتن کرد هدایت آن را بر عهده گرفتم. نگا هداری هواپیما در وسط باند همچنان که سرعت هوایی افزایش می یافت به هیچ گونه تلاش اضافی نیاز نداشت . دسته هدایت هواپیما را دوباره در 125 نات قرار دادم و اجازه دادم تا فلاگر در 135 نات در موقعیت برخاستن قرار گیرد . دماغه هواپیما را تا هنگامیکه با سرعت 140 تا 143 نات به هوا برخاستم با زاویه 10 درجه روبه بالا نگاه داشتم . همزمان با اوجگیری هواپیما دسته باز و بسته کردن چرخها را بالا کشیدم و گربانف فلپها را در وضعیت پرواز مستقیم قرار داد . سایت نشانه روی چشمی توپ از این هواپیما برداشته شده بود . بنابراین دید روبروی من مانعی نداشت . پس از برخاستن هواپیما گربانف از من خواست تا 20 درجه به چپ گردش کرده و با سرعت 325 نات و توان 100 % اوج بگیرم . سپس مرا دوباره کمی بسمت راست هدایت نمود تا بتوانم در مسیر منطقه مانور در محدوده یک rsbn دوربرد (دستگاه کمک ناوبری هوایی روسی ) قرار گیرم .
      برج کنترل پرواز ، محدوده ارتفاع 10000 تا 30000 پا ( 3000 تا 9000متر ) را در داخل منطقه مانور در اختیار ما قرار دهد . سپس گربانف به من اجازه داد تا هواپیما را به میل خود مانور دهم . همچون نوع دو نفره سوخو – 27 جنگنده MIG-23 دارای امکان قفل کردن پس سوز می باشد بدین ترتیب که می توان پس سوز را از کابین جلو و یا عقب ولی نه از هر دو بطور همزمان روشن نمود . در این پرواز کنترل پس سوز برعهده گربانف بود .
      پس از رسیدن به منطقه مانور یک رشته مانورهای آیروباتیکی را از ارتفاع حدود 16000 پایی آغاز نمودم .
      گردش های 360 درجه ای سریع و افقی به چپ و راست ،دو لوپ،یک مانور اوجگیری و گردش به پشت هدف، چند غلت بوسیله شهپر،بدنبال آن یک غلت و گردش به سمت چپ،یک مانور ایملمن.
      در طی این رشته مانورها زاویه بال میگ -23 در 45 درجه نگاه داشته شد . این وضعیت را گربانف همچنانکه ما تا سطح سرعت 325 نات شتاب می گرفتیم انتخاب کرده بود . تمامی مانورهای عمودی (لوپها و ایملمن ) در سرعت 485 نات آغاز می شدند . این سریعترین سرعت هوایی بود که من در طی پرواز تجربه کرده بودم .
      یکی از مشخص ترین محدودیتهای هواپیما در هنگام غلتیدن برای گردش محدودیت میدان دید از داخل کابین است . همچنین پهنای زیاد قاب کاناپی تا حدود بالای سطح شانه حالت در گودی قرار گرفتن را در انسان تداعی می کند .
      مانور لوپ با توان نظامی (حداکثر نیروی کشش سرد موتور بدون روشن کردن پس سوز ) در سرعت 485 نات آغاز گردید . در شروع گربانف یک اوجگیری با شتاب 5 گرم را توصیه نمود .
      نشاندهنده زاویه حمله در 18 درجه با یک خط قرمز مشخص شده بود . همچنان که با سرعت 215 نات وارد بالاترین بخش لوپ شدیم متوجه شدم که عقربه نشاندهنده کمی از خط قرمز عبور کرده است . اگرچه هواپیما هیچ گونه حساسیتی به لرزشهای بال و دماغه نشان نمی داد . بخش انتهایی لوپ را به همراه کمی افزایش g و در همان حدود ارتفاع آغاز لوپ برای بدست آوردن مجدد حالت افقی ادامه دادیم .

      میگ -23 در زاویه های حمله بالا تا حدی ناسازگار شده و به شیرجه مارپیچی تمایل پیدا می کند .
      مانور () به سمت چپ ( یک مانور صعودی سریع برای بدست آوردن ارتفاع ) یک بار دیگر حوزه دید محدود میگ -23 را هویدا ساخت زیرا برای یافتن افق خارجی مجبور شدم سر خود را به میزان زیادی به سمت عقب ببرم . محدودیت مشابهی را در طی مانور () (یک گردش سریع 135 درجه با حداکثر توان موتور و دماغه به سمت پایین برای تغییر جهت به میزان 180 درجه ) نیز احساس نمودم . این مانور در توان نظامی سرعت 430 نات و زاویه 45 درجه بالها اجرا می گردد.
      پس از بدست آوردن زاویه گردش همراه با غلت مورد نظر یک گردش سریع انجام دادم . در این حالت هواپیما حداکثر ضریب برا را ایجاد می نماید . در طی این گردش 5/5 g شتاب بر هواپیما وارد گردید . این بالاترین میزان بار g در طی پرواز من بود . در طی این مانور برگشت هواپیما مقدار زیادی ارتفاع از دست داد . این خود گواهی بود بر این که میگ -23 یک نسل عقب تر از میگ -29 و سوخو -27 می باشد .
      واکنش کند هواپیما به فرمانها در مانور غلت با شهپر به سمت چپ در مقایسه با چنگنده هایی که پیشتر با آنها پرواز کرده بودم محسوس بود . همچون میگ -29 و سوخو – 27 برای کسب میزان غلتش مورد نظر میزان قابل توجهی جابجایی عرضی دسته فرمان مورد نیاز بود .
      مانور نهایی من یک گردش ایملمن بود . مجددا در توان نظامی تا سرعت 485 نات بر شتاب افزوده و یک اوجگیری با 5 گرم را آغاز نمودم . این بار همچنان که بطور عمودی اوج می گرفتم گربانف چند ثانیه ای پس سوز را روشن نمود تلفیقی مناسب از شهپر و سکان عمودی متحرک بازگشتی آرام را به وضعیت افقی بدنبال آورد . با توجه به کمتر از 2000لیتر ( پرواز با حدود 4500 لیتر سوخت آغاز گردید ) گربانف یادآوری کرد که زمان بازگشت به ژوکفسکی فرا رسیده است .
      پس از تعیین مسیر بازگشت بوسیله سوزن () گربانف با تقرب ژوکفسکی تماس گرفته اجازه بازگشت به پایگاه را خواستار گردید .
      برج کنترل ژوکفسکی نخست اجازه کاهش ارتفاع به 5000 پا سپس 3000 پا و در نهایت به صلاحدید خلبان یک تقرب چشمی به باند شماره 30 را صادر نمود گربانف پیشتر از من خواسته بود تا برای تقرب سرعت 190 نات را حفظ نمایم فرودگاه به هیچ گونه نشاندهنده زاویه گلاید اسلوپ برای تقرب چشمی نسبت به افق که قادر به ردگیری آن باشم مجهز نبود بنابراین آنچه را که یک گلاید اسلوب 3 درجه ای به نظر می آمد حفظ نمودم و براحتی هواپیما را به انتهای باند هدایت نمودم . گربانف می توانست تقرب مرا از طریق یک پریسکوپ بر بالای کاناپی عقب که همزمان با باز شدن چرخها به طور خودکار باز می شود کنترل کند پیش از آن در طی مراحل بازگشت به پایگاه گربانف بالها را بطور کامل تا موقعیت 16 درجه باز نمود .وی همچنین به یادم آورد تا پیش از بخش نهایی فرود ( فاینال ) چرخها را باز نمایم . عملکرد هواپیما در مرحله تقرب بسیار انعطاف ناپذیر بود . از روی آستانه باند عبور کرده و بتدریج دسته گاز را به میزان کمترین سرعت گردش موتور در پرواز برای فرود باز گرداندم . میگ -23 به آرامی 300 متر پس از ابتدای باند بر زمین نشست .

      چرخهای اصلی فرود که به داخل بدنه باریک هواپیما جمع می شوند از یکدیگر فاصله زیادی دارند چنین حالتی تماس با ثباتی را با زمین فراهم می آورد . فرود آوردن هواپیما برای من بسیار آسان بود . چرخ دماغه پس از تماس چرخها ی اصلی تقریبا فورا بر زمین نشست . میگ -23 به یک چتر فرود به مساحت 21 متر مربع در محفظه دم خود مجهز است . اگر چه به خاطر طول زیاد باند اصلی ژوکفسکی بیش از 45000 متر نیازی به بکار گیری آن نبود . گربانف تا هنگامیکه با سرعت از نیمه باند گذشتیم چند بار ترمز ها را لمس کرد مجددا کلید () را به کار انداختم هواپیما را به سوی تاکسی وی گرداندم . موجودی سوخت در هنگام فرود کمتر از 1000 لیتر بود . چنین مقداری حداقل سوخت فرود معمول برای میگ – 23 بشمار می آید . زمان صرف شده از هنگام روشن شدن تا خاموش شدن موتور ها 45 دقیقه بود که حدود 30 دقیقه از این مدت در آسمان سپری گردید .

      نکات جالب توجه

      اگرچه من با یک جنگنده در حال خروج از رده عملیاتی پرواز نمودم از آنجایی که این بار از کابین جلو هدایت هواپیما را در دست داشتم تجربه ای بسیار سازنده تر از پرواز با میگ -29 یا سوخو -27 بدنبال داشت . دیدگاه کلی من این است که این هواپیما از نظر کابین و پاسخ به کنترلها نمونه ای از نسل خویش می باشد احساس پرواز با میگ -23 برای من یادآور چیزی میان پاناویاتورنادور و F-4 می باشد . فلاگر هواپیمایی است با کارایی بالا در واقع این جنگنده حداکثر سرعت مستقیمی فراتر از میگ -29 دارد با وجود این نمی توان آنرا چابک به شمار آورد. نیروی اعمال شده بر استیک در هر دو مانور تاب و غلت کمی بیشتر از فانتوم و تورنادو به نظر می رسد و میزان گردش آن بین f-4 و تورنادو قرا می گیرد . حتی امروزه خلبانان روسی که به جنگنده های پیشرفته تر میگ -29 و سوخو -27 منتقل شده اند از هواپیمای پیشین خود به نیکی یاد می کنند .

      مجله صنایع هوایی
    • توسط MR9
      بسم ا...
       
      گسیل پدافند هوایی مدرن باور-373 به سوریه/ ایران اجازه زدن بدون هشدار قبلی هواپیماهای اسراییلی را در آسمان سوریه دریافت کرده است
       
       
      منابع اطلاعاتی رژیم صهیونیستی می گویند، ارتش روسیه اجازه هدف قرار دادن بدون هشدار قبلی هواپیماهای اسرائیلی را در سرتاسر آسمان سوریه به ایران داده است.
       

       
      سفررییس ستاد کل نیروهای مسلح به سوریه
       
       
    • توسط adelkhoje
      بسم الله الرحمان الرحیم
       
       

       

       
       
      مقدمه-طي دهه گذشته، موشك اسكاد به معروفترين موشك جهان تبديل شده است. اگرچه نخستين باري كه در جنگ از اين موشك استفاده شده به بيش از 30 سال پيش برمي گردد، تنها در دهه گذشته و با آغاز جنگ اول خليج فارس در 1991 اين موشك مورد توجه عموم قرار گرفت.
      از زمان شروع دوره تسليحات V آلمان تاكنون، تعداد موشكهاي اسكاد شليك شده در جنگها از ساير موشكها بيشتر بوده است،تاريخچه اسكاد پژواكي از كابوسي است كه تنها اخيرا به دست فراموشي سپرده شده است؛ موشك اسكاد،مهره اصلي در برنامه شوروي سابق براي جنگ هسته اي در قلب اروپا بود.
      پديده عجيب و متناقضي كه وجود دارد آن است كه هرچه چنين تسليحاتي مرگبارتر باشد، احتمال به كارگيري آنها نيز كمتر خواهد بود. نه ناتو و نه پيمان ورشو آنقدر احمق نبودند كه در چنين نبردي شركت كنند، و در نهايت، اسكاد هرگز در نقش مربوط به خود در جنگ افزار هسته اي به كار گرفته نشد. در عوض، اين موشك به نماد تغيير ماهيت تسليحات در دوران پس از جنگ سرد تبديل شد.
       
       

       
       
       
      در بي نظمي نوين جهاني، توجه جهان به جنگهاي كوچك و ناموزون منطقه اي معطوف شده است. در اين منازعات، موشكهاي اسكاد به سلاح برتري تبديل شد كه مي توانست اثرات تخريبي را در جايي كه ساير سلاحها موثر نيست ايجاد كند.
      نيروهاي مسلح پرمدعاي عراق در دوره صدام حسين، كه در آن زمان به عنوان چهارمين ارتش بزرگ جهان تبليغ مي شد، در مواجهه با نيروهاي ائتلاف در جنگ 1991 خليج فارس ناتوان مانده بود. تنها سلاحي كه عراق توانست با آن به نيروهاي ائتلاف آسيب بزند، موشك اسكاد بود. موشك اسكاد گرفتار مجادله بر روي تسليحات كشتار جمعي نيز شد، چراكه اين تسليحات بدون آنكه بر روي هدف مورد نظر رسانده شوند، كارآيي نخواهند داشت.
       
       
       

       
      سامانه موشك بالستيك تاكتيكي البروس با كد 8K72 ، كه در غرب با نامهاي SS-1C ، اسكاد بي شناخته مي شود، در دهه 5590 براي حمل كلاهكهاي هسته اي تاكتيكي توسعه داده شد. اين سامانه با به كارگيري در منازعات منطقه اي در دهه هاي 5590 و 5550 شهرت يافت
       
       

       
      سامانه موشك بالستيك اوليه R-11 نيازمند تعداد قابل توجهي خودرو تجهيزات و تداركات بود كه در تصوير قابل مشاهده مي باشد.با توجه به تحرك پذيري پايين اين سامانه، تعداد كمي از آن توسعه يافت
       
       
      موشك اسكاد مدت زيادي است كه از چرخه توليد خارج شده است، اما نسل آن با مجموعه اي از نسخه ها و مشابه هاي توليد شده در كره شمالي، چين و پاكستان ادامه يافته است. روسيه نزديك به نيم قرن پس از نخستين پرتاب اسكاد دو مرتبه تلاش كرده تا اين موشك را با موشك جديد اسكندر جايگزين كند.
       
       
      R-11 اسکاد A


      اگرچه موشك اسكاد غالبا اندكي بيشتر از مولود موشك V-2 آلمان در جنگ جهاني دوم توصيف مي شود، ريشه هاي آلماني آن پيچيده تر و غيرشفافتر از آنچه در وهله اول به نظر مي آيد، مي باشد. در دوران پس از جنگ جهاني دوم، ارتش شوروي گروههايي از متخصصان را براي اخذ فناوريهاي پيشرفته آلمان، از جمله موشك V-2 اعزام كرد.
       
      سرگئي كورولف رياست گروه V-2 شوروي را بر عهده داشت و تلاش وي هسته برنامه هاي موشكي و فضايي آينده شوروي را تشكيل داد. مهندسان كورولف آزمون شليك موشكهاي V-2 را با كمك پرسنل اسير شده آلماني، در سال 1947 در پايگاه كاپوستين يار، منطقه اي نزديك استالينگراد آغاز كردند. توليد نسخه روسي ملقب به R-1 )راكت- 5 يا موشك5 ) در سال 1948 آغاز شد و سامانه موشكي R-1 براي به كارگيري در ارتش در نوامبر 1950 پذيرفته شد.
       
       

       
      موشك R-1 از سوي ژنرالهاي ارشد روسي مورد استقبال واقع نشد. رييس فرماندهي اصلي توپخانه ) GAU ( ارتشبد ان دي ياكولوف، ابراز كرد كه موشكها به طور نامتعارفي گران قيمت بوده، براي كاربرد بسيار طاقت فرسا است و به لحاظ نظامي نيز اثربخش نيست. يكي از ژنرالها عنوان كرد كه اگر سوختي كه براي يك فروند موشك R-1 به كار مي رود را به سربازانش مي داد، آنها مي توانستند هر شهري را تسخير كنند.
      شكايتهاي زياد ديگري نيز مطرح شد. موشك V-2 و نسخه R-1 آن از سوخت الكل استفاده كرده و از اكسيژن مايع به عنوان اكسيدايزر بهره مي برد كه به تركيب آنها سوخت كرايوژنيك گفته مي شود. توليد و ذخيره سازي اكسيژن مايع در شرايط ميدان نبرد بسيار دشوار است، چراكه بايد تا دماهاي بسيار سرد خنك سازي شود.
       
       
       

       
      علاوه بر اين، موشك را نمي توان به صورت شارژ شده با اكسيژن مايع براي مدت نه چندان زيادي نگه داشت، زيرا اكسيژن مايع به سرعت شروع به جوشيدن مي كند. از همه مهمتر، عملكرد V-2 / R-1 بسيار بد بود – به طور متوسط، نيمي از موشكهاي شليك شده، شكست مي خورد و حتي آنهايي كه به ناحیه هدف می رسید،خطایی متوسط 7 تا 17 کیلومتر از هدف مورد نظر داشت.
       
      عليرغم همه اين مشكلات،ارتش شوروي، با آگاهي از اين موضوع كه اين كار تنها گام كوچكي به سمت هدف بلندپروازانه تسليحات موشكي دوربرد است، برنامه موشكي را با قدرت پيش مي برد. گام تكاملي بعدي، موشك R-2 بود، نسخه اي با برد بيشتر از R-1 با همان سوخت دردسرساز كرايوژنيك و دقت پايين. شش تيپ موشكي ويژه براي به كارگيري از اين تسليحات شكل گرفت. اما در حداكثر توان، تنها 24 لانچر در خدمت وجود داشت كه نقطه ضعف اين موشكها به شمار مي رفت.

      از ديدگاه فني، ظهور سيستمهاي سوخت جايگزين به نام سوختهاي هايپرگوليك يك جهش كليدي در فناوري موشكي محسوب مي شود. در سال 1945 ، لوفواف آلماني موشك ضدهواپيمايي با نام واسرفال توسعه داد كه به جاي اكسيژن مايع از اسيد نيتريك قرمز-فومينگ به عنوان اكسيدايزر استفاده مي كرد. مزيت اصلي اين سوخت آن بود كه مي توان بدون نياز به خنك سازي در دماهاي معمولي آن را به كار گرفت. عيب آن اين بود كه تركيب اكسيدايزر اسيد نيتريك با سوخت پايه كراسين(نفت) به اندازه تركيب الكل/ اكسيژن مايع انرژي زا نبود.

      عيب ديگر آن اين بود كه اسيد نيتريك بسيار خورنده بود و در تماس با هيدروكربنها، بهبنامد. در اوايل دهه 1950 ، فناوريهاي » زهر شيطان « ويژه بافت بدن انسان، به شدت واكنش مي داد، كه باعث شد كرولف آن را سوخت بهبود يافت و تركيب اسيد نيتريك قرمز-فومينگ محدود شده ( IRFNA )جديد و مشتقات بهبود يافته كراسين تقريبا انرژي بر واحد وزني معادل تركيب الكل/ اكسيژن مايع ارايه كرد.

      توسعه موشك بالستيك تاكتيكي با استفاده از سوختهاي جديد در نوامبر 1951 با همكاري OKB-1 ) )موسسه طراحي ويژه - 5 كرولف با مسئوليت طراحي كلي موشك R-11 و OKB-2 اي. ام. ايسايف، با مسئوليت توسعه موتور S2.253 مربوطه، كه بهبودي از موتور واسرفال آلماني بود، آغاز شد. موشك جديد از سوخت TG-02 تونكا كه مخلوط يكساني از دي متيلانالين و تري اتيلامين بود استفاده مي كرد.

      به دليل سادگي نسبي، توسعه موشك R-11 به سرعت انجام شد و آزمايش آن در آوريل 1953  شروع شد. بهينه سازيها به تدريج بر روي آن انجام شد و در سال 1953 موشك R-11 الزامات دقت اصابت خود را با محدوده خطاي متوسط 1190 متر در راستاي برد و خطاي متوسط آزيموت 660  متر برآورده كرد. پس از يك سري پرتابهاي آزمايشي نهايي از دسامبر 1954 تا فوريه 1955 موشك R-11 در تاريخ 13 جولاي 1955 براي خدمت در ارتش شوروي پذيرفته شد. اين موشك با شناسه نظامي آن يا 8A61 نيز شناخته مي شد.

      نخستين واحد R-11 ، تيپ 233 ام مهندسي فرماندهي عالي ) RVGK ( در مه 1955 تشكيل شد. در اين مرحله، موشك R-11 تنها مجهز به كلاهكهاي حاوي مواد منفجره بود، كه البته كار توسعه بر روي نوع هسته اي آن نيز در حال انجام بود. آرايش اوليه سكوي پرتاب به نحو چشمگيري با موشكهاي بالستيك تاكتيكي- عملياتي آتي شوروي متفاوت بود، كه يك گام مياني پس از سكوهاي كِشنده پرزحمت نوع V-2 / R-1 تا سكوهاي خودكششي بعدي موشكها به شمار مي رفت. موشك با استفاده از نوعي كِشنده سنگين AT-T ، كه با شناسه 8U227 شناخته مي شد و مجهز به جرثقيل كوچكي براي عمودسازي موشك بود، به سايت پرتاب يدك كشيده مي شد.
       
       

      موشك اوليه R-11 كه با استفاده از كِشنده 8U227 مبتني بر كِشنده سنگين AT-T ( به موقعيت پرتاب يدك كشيده شده و عمود شده است)، در اين تصوير بر روي قنداق پرتاب 8U22 ديده مي شود
       
      پایان قسمت اول...
       
      ادامه دارد...
       
      فهرست (اسکاد A R11 -  نام اسكاد  -اسكاد در دريا - B اسكاد :R-17 - بهينه سازي اسكاد - كلاهكهاي اسكاد  -انواع مخفي اسكاد-  سازمان دهي اسكاد-  پرتاب اسكاد -اسكادهاي پيمان ورشو  -گسترش اسكاد  -اسكاد در جنگ: مصر-  اسكاد در جنگ: عراق  -اسكاد در جنگ: ساير منازعات - اسكاد در جنگ: افغانستان - گسترش اسكاد: كره شمالي)
       
      منابع در پایان مطلب قرار خواهد گرفت...
       
      copy right :میلیتاری،بدون ارجاع به این لینک و نام نویسنده ،کپی این مطلب خلاف قانون سایبری می باشد.
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.