امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts


 

یک اندیشکده آمریکایی به بررسی تأثیر سه سال جنگ در سوریه برنیروی پدافند هوایی این کشور و اینکه حکومت اسد دارای چه میزانی از توانمندی در شرایط فعلی است پرداخت.



اندیشکده «واشنگتن» در مقاله‌ای به قلم سرگرد «چندلر اتوود»، از نیروی هوایی آمریکا و همکار نظامی این مؤسسه و «جفری وایت» همکار دفاعی اندیشکده واشنگتن و افسر ارشد اطلاعات دفاعی سابق آمریکا نوشت: ضد هوایی‌های حکومت سوریه براثر جنگ ضعیف شده‌اند، مسئله‌ای که فضا را برای عملیات هوایی با ریسکی پایین مهیا کرده است؛ عملیاتی که بتواند درعین‌حال به اهداف مهم نظامی و انسانی، با صرف معقول منابع، دست یابد. حکومت در ۱۷ مه، سپهبد «حسین ایوب اسحاق»، فرمانده پدافند هوایی خود و یکی از برجسته‌ترین مقامات نظامی که از زمان شروع جنگ در سال ۲۰۱۱ کشته‌شده‌اند را از دست داد. هرچند مشخص نیست مرگ این ژنرال چه تأثیری بر جنگ خواهد داشت، بااین‌حال مرگ وی آسیبی روان‌شناختی خواهد داشت که روحیه نیروهای پدافند هوایی سوریه را کاهش خواهد داد. با توجه به این امر و تأثیر سه سال جنگ، این سؤال مطرح است که نیروی پدافند هوایی حکومت دارای چه میزانی از توانمندی در شرایط فعلی است؟
عوامل تضعیف نیروی ضد هوایی حکومت سوریه
یکی از ریسک‌هایی که اغلب در مورد حمله احتمالی آمریکا یا یکی از هم‌پیمانانش به سوریه مطرح می‌شود، توانمندی پدافند هوایی این کشور است. به نظر می‌رسد سیستم پدافند هوایی «بشار اسد» که توسط روسیه برای مقابله با نیروی هوایی اسرائیل راه‌اندازی و نگهداری شده بود، پیش از جنگ داخلی، نیرویی قوی- حداقل روی کاغذ- بود. از آن زمان توانمندی‌های زمین پایه این سیستم، شامل موشک‌های سطح به هوا و سلاح‌های پدافند هوایی به دلیل چند فاکتور تنزل یافته‌اند: استهلاک تجهیزات نیروها و مدیریتی؛ اختلال در آموزش و نگهداری منظم؛ غفلت احتمالی؛ تقسیم پرسنل و تجهیزات برای تقویت عملیات علیه شورشیان؛ و تصرف مناطق کلیدی در شمال و جنوب سوریه توسط شورشیان.

نیروی هوایی سوریه زمانی بزرگ‌ترین نیروی هوایی در خاورمیانه بود
تا آنجا که به توانمندی‌های هوا پایه نیروی هوایی سوریه- که زمانی بزرگ‌ترین نیروی هوایی در خاورمیانه بود- مربوط است، به نظر نمی‌رسد این نیرو تهدیدی جدی برای عملیات هوایی باشد. در طی سه سال گذشته، این نیرو با ترک خدمت یا کشته شدن خلبانان، نگهداری ضعیف جنگنده‌ها و فقدان آموزش‌های تخصصی خلبان‌ها که برای انجام حمله‌های پیشرفته موردنیاز است، مواجه بوده است. جنگنده‌های قدیمی سوری ساخت شوروی، نیازمند نگهداری و قطعات یدکی گسترده‌ای هستند تا همچنان عملیاتی باقی بمانند؛ فرایندی که در خلال جنگ به فراموشی سپرده شد. حکومت بیشتر توانمندی باقی‌مانده هوایی خود را به بمباران ابتدایی – ولی درعین‌حال مرگبار- و تقویت دوباره عملیات پدافند شورشی خود اختصاص داد.

تمرکز بیشتر قابلیت‌های ضد هوایی سوریه در دمشق
بااین‌حال ضد هوایی‌های حکومت همچنان دارای توانمندی‌هایی هستند، این توانمندی‌ها به‌خصوص در دمشق، مستقر هستند، توانمندی‌هایی که شامل پدافندهای زمین پایه برای دفاع از مواضع مدیریتی کلیدی و تجهیزات نظامی متراکم در این منطقه و سیستم‌های SAM مدرن‌تر یا به‌روز شده تری هستند. عملیات هوایی آمریکا یا هم‌پیمانانش در این منطقه نیازمند برنامه‌ریزی، پشتیبانی و تجهیزات هوایی (برای حمله، نظارت، شناسایی و پشتیبانی) است. در نقطه مقابل عملیات هوایی در مناطق شمال و جنوب سوریه نیازمند عملیاتی گسترده برای از بین بردن توان باقیمانده پدافند هوایی حکومت در این منطقه نیست. با ریسک نسبتاً پایین، با ایجاد شرایطی برای کمک بشردوستانه بین‌المللی یا تلاش برای یافتن راه‌حلی دیپلماتیک برای نبرد، نیز می‌توان به هدف دست‌یافت.

نیروی ضد هوایی سوریه در حال حاضر نیز تجهیزات خوبی در اختیار دارد
قابلیت‌های فعلی
ضد هوایی‌های حکومت سوریه قبل از جنگ شامل ۲۲ سایت هشدار،۱۳۰ سایت فعال SAM، در حدود چهار هزار اسلحه پدافند هوایی و چند هزار سیستم پدافند هوایی قابل‌حمل به‌وسیله نفر، بود. این تجهیزات اجازه پوشش سایت‌های عمده و مراکز اقتصادی نزدیک به اسرائیل، به‌خصوص نوار ساحلی، سوریه غربی- مرکزی (حماء، حمص)، منطقه دمشق و جنوب را به حکومت سوریه می‌داد. سوریه شمالی و به‌خصوص شرقی که ازلحاظ جمعیتی تراکم کمتری دارند، دارای تجهیزات تدافعی کمتری نیز هستند. نیروی ضد هوایی سوریه در حال حاضر نیز تجهیزات خوبی در اختیار دارد، اما پسرفت قابل‌ملاحظه‌ای نیز داشته است. احتمالاً بسیاری از سیستم‌ها به‌خوبی نگهداری نشده‌اند و کاربران این سیستم‌ها نیز احتمالاً به دلیل جنگ پراکنده‌شده و از آموزش و تمرین خوبی برخوردار نبوده‌اند.

شکاف در پوشش پدافند هوایی سوریه به دلیل حملات شورشی‌ها به تأسیسات ضد هوایی سوریه
هرچند بحران سلاح‌های شیمیایی ماه اکتبر-دسامبر ۲۰۱۳ و تهدید حمله هوایی آمریکا ممکن است حکومت را وادار به تقویت آمادگی خود کرده باشد، به نظر نمی‌رسد تمرین‌های پدافند هوایی مناسبی در این بازه زمانی صورت گرفته باشد. تجهیزات و پرسنل در طول جنگ سوریه از بین رفته یا برای نبرد با شورشیان پراکنده‌شده‌اند و تعدادی از رادارهای هشدار و سایت‌های پدافند هوایی در شمال، دمشق و نزدیکی بلندی‌های جولان توسط گروه‌های شورشی مورد حمله واقع‌شده است که به ایجاد شکاف در پوشش پدافند هوایی یا تضعیف آن منجر شده است. علاوه بر این ضد هوایی‌های حکومت از انسجام کافی برخوردار نیستند تا فرماندهی، کنترل و ارتباطات را در قبال انواع تهدیدات تضمین کند. سیستم قادر است تا به نحوی موفقیت‌آمیز در مقابل اهداف پیش‌بینی پذیر عمل کند، اما به حد کافی برای مواجهه با حمله‌ای ناگهانی و هماهنگ چابک نیست.

ساقط کردن جت شناسایی RF-4E ترکیه نشان‌دهنده عملکرد مثبت ضد هوایی‌های سوریه است
برای نمونه ساقط کردن جت شناسایی RF-4E ترکیه نشان داده است که ضد هوایی‌های سوریه همچنان می‌توانند به اهداف معین اصابت کند؛ اما این حادثه‌ای منحصربه‌فرد بود که تحت شرایطی ایدئال علیه یک هدف معین و در دسترس به وقوع پیوست. نیروهای حکومت وقتی با عملیات منظم هوایی روبرو شوند، احتمالاً بی‌کفایتی خود را با تأخیر در شناسایی و هماهنگی مسئولیت‌ها در سطح واحد، نشان خواهند داد. توانایی آن‌ها برای عملیات پدافند هوایی مناسب نیز احتمالاً با اماواگر همراه خواهد بود. بسیاری از تجهیزات پشتیبانی موشکی نیز در طول جنگ آسیب‌دیده یا از میان رفته است و خطوط ارتباطی که عملیات به‌کارگیری و تقویت مجدد از طریق آن‌ها میسر است نیز مورد تهدید مداوم نیروهای شورشی است. حکومت همچنین تعداد محدود سیستم‌های پیشرفته که به لحاظ فنی قابلیت تعقیب همزمان اهداف متعدد، شامل موشک‌های کروز و جنگنده‌های باقابلیت مانور بالا را حفظ نکرده است.

سرمایه‌گذاری وسیع سوریه پس از حمله اسرائیل به «الکبار»
پس از حمله هوایی بازدارنده اسرائیل به رآکتور «الکبار» در سال ۲۰۰۷، سوریه سرمایه‌گذاری وسیعی برای تقویت شبکه پدافند هوایی خود کرده است. تمرکز بر روزآمد کردن ستون فقرات شبکه بود که ترکیبی از SAM های ساخت شوروی در دهه ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، شامل SA-2 ها و SA-5 ها و SA-6 ها است. گام‌های جدی دیگری نیز برای روزآمد کردن SA-3 ها مثل سیستم‌های دیجیتال و قابل‌حمل، برداشته‌شده است. علاوه بر این، دمشق SAM های تاکتیکی پیشرفته‌تری نیز مثل سه آتش‌بار قدرتمند SA-17 و ۳۰ سیستم برد نزدیک SA-22 که بنا بر گزارشات جت ترکیه را در سال ۲۰۱۲ ساقط کرد، به‌کاررفته است.

پاشنه آشیل حکومت در دفاع هوایی
عملیات جنگی
ضد هوایی‌های سوریه احتمالاً برای مقابله با حملات محدودی که از فقدان انسجام سیستم‌های سوری بهره ببرد، کارآمد نیستند. پاشنه آشیل حکومت سیستم‌های کهنه و شبه اتوماتیک فرماندهی، کنترل و ارتباطات، اتکای بیش‌ازحد بر شبکه‌های ارتباطی آسیب‌پذیر و ساختار متمرکز نبرد هوایی آن است. با توجه به این مسائل، بین شناسایی اولیه هواپیماهای متجاوز توسط رادارها و صدور دستورات لازم به بخش‌های دفاعی و پایگاه‌های هوایی فاصله زمانی قابل‌توجهی وجود خواهد داشت. علاوه بر این رادارهای هشدار قدیمی و ضعف شبکه‌های فرماندهی، کنترل و ارتباطات در برابر جنگ الکترونیکی حتی می‌تواند این تأخیر را بیشتر هم بکند که منجر به واکنش فردی و خودسرانه واحدها و عناصر پدافند هوایی می‌شود که این نیز آسیب‌پذیری آن‌ها را در مقابل حمله و پارازیت بیشتر می‌کند. این آسیب‌پذیری‌ها، حملات نیروی هوایی اسرائیل در سال ۲۰۰۷ را تسهیل کردند و از سال ۲۰۱۳ نیز رو به افزایش هستند.

اسرائیل در طی جنگ فعلی در حدود نیم دوجین حمله به اهداف نظامی در سوریه انجام داده است
حمله «الکبار» در عمق عرصه هوایی سوریه، هرچند در شمال که نیروی پدافند هوایی سوریه ضعیف‌تر است، انجام گرفت. گفته می‌شود که جت‌های جنگنده اسرائیلی با قابلیت‌های پیشرفته فریب الکترونیکی، از سایت‌های پدافند هوایی نزدیک مرز سوریه – ترکیه و نوار ساحلی گریختند و برای خود مسیری از دریای مدیترانه تا سایت هسته‌ای درون سوریه باز کردند. همچنین بنا به گزارشات، اسرائیل در طی جنگ فعلی چیزی در حدود نیم دوجین حمله به اهداف نظامی، شامل حمله به اهدافی در پایتخت، انجام داده است. این حملات محدود سوری‌ها را غافلگیر کرد و دفاع مؤثری در برابر آن‌ها صورت نگرفت. بر اساس گزارش‌های رسانه‌های آمریکایی، حملات سال گذشته به انبار تسلیحاتی منطقه دمشق با هواپیمای جنگنده‌ای که از تسلیحات استند آف استفاده می‌کرد، صورت پذیرفت؛ حمله‌ای که بدون ورود به محدوده هوایی سوریه یا نبرد علیه ضد هوایی‌هایی که از پایتخت حفاظت می‌کنند، نیز قابل‌اجراست. چنین تسلیحاتی احتمالاً برای پرهیز از ریسک عملیات در محدوده این ضد هوایی‌ها به کار بسته شدند.

برسی توان ضد هوایی‌های سوریه برای مقابله با حملات هوایی آمریکا و هم‌پیمانانش
نتایج
اگر آمریکا و هم‌پیمانانش تصمیم بگیرند که عملیات هوایی علیه سوریه انجام دهند، آن‌ها با شرایطی متفاوت، حسب هدف و نیت عملیات، مواجه خواهند بود. ضد هوایی‌های حکومت توان مقابله با حملات غافلگیرکننده با استفاده از مهمات استندآف را نخواهند داشت. این حملات با حملات اسرائیل علیه اهداف معین و خاص در سوریه قابل‌مقایسه است. عملیات هوای در مناطق شمالی و جنوبی سوریه که درگیر جنگ شدید هستند، مثل حلب، ادلب و جبهه جنوبی نیازمند عملیاتی گسترده برای دست‌یابی به برتری هوایی نیست. عملیات یکپارچه برای نابود کردن ضد هوایی‌های باقیمانده در این مناطق می‌تواند با ریسک کمتری صورت پذیرد و درعین‌حال منافع زیادی مثل تضعیف توان نظامی حکومت، پشتیبانی از کمک‌های بشردوستانه، تغییر موازنه میان گروه‌های شورشی افراطی و میانه‌رو زمینه‌سازی برای عملیات با هواپیماهای بدون سرنشین برای دست‌یابی به اطلاعات و اهداف آفندی باارزش، داشته باشد.

پدافند هوایی پایتخت سوریه همچنان خطری پابرجا برای عملیات هوایی نیروهای خارجی خواهد بود
بخش پدافند هوایی پایتخت همچنان خطری پابرجا برای عملیات هوایی خواهد بود. جایی که ضد هوایی‌ها به‌شدت متراکم هستند و پیشرفته‌ترین SAM های متحرک (به‌طور مثال SA-6 ها و SA-3 ها یا SA-17 ها و SA-22 های مدرن‌تر) در آنجا قرار دارند، سطح تهدید افزایش می‌یابد و چالشی قابل‌توجه در مراحل آغازین عملیات ایجاد می‌کند. در موارد پیچیده‌تر، این نیروها ممکن است در بدو حمله پراکنده شوند، در طی عملیات اولیه پنهان شوند و پس‌ازآن در منطقه‌ای جدید برای به دام انداختن جنگنده‌های ناآگاه دوباره ظاهر شوند. برای از کار انداختن سیستم پدافند هوایی یکپارچه دمشق و زمینه‌سازی برای عملیات بعدی، نیروهای هم‌پیمان لازم است عملیاتی هوایی همراه با قابلیت‌های جنگ الکترونیک، جنگ سایبری و توانمندی‌های شناسایی، نظارت و اطلاعات انجام دهند؛ و تسلیحات استند آف برای استفاده علیه قابلیت‌های فرماندهی، کنترل و ارتباطات، SAM های ثابت و سایت‌های هشدار و محتمل‌تر از همه هواپیماهای پنهان شونده برای انجام حملاتی علیه SAM های پیشرفته اطراف دمشق را به‌کارگیرند.

عملیات هوایی آمریکا در سوریه الزاماً موفقیت‌آمیز یا همراه با شکست نخواهد بود.
با توجه به اینکه نیروهای آمریکایی با موفقیت عملیات علیه سیستم‌های پدافند هوایی بسیار مشابهی (و به همین نحو پراکنده و کم قدرت) انجام داده است، احتمالاً می‌تواند در عرض یک تا دو هفته بدون تلفات یا با کمترین تلفات به برتری وایی دست یابد.
عملیات هوایی آمریکا و هم‌پیمانانش در سوریه باید در مقابل چند سناریوی عملیاتی، با استفاده از یک ارزیابی میدانی و روزآمد از توانمندی‌های حکومت در این سناریوها، سنجیده شود.
زود است که بگوییم که شبکه پدافند هوایی سوریه تهدیدی بزرگ است یا اصلاً تهدیدی نیست. برخی عملیات با اهداف مهم بالقوه، مثل کاهش توانمندی‌های نظامی حکومت و حمایت از مأموریت‌های بشردوستانه را می‌توان با ریسک نسبتاً کم و صرف معقولانه منابع انجام داد. به‌طور خلاصه عملیات هوایی آمریکا در سوریه الزاماً موفقیت‌آمیز یا همراه با شکست نخواهد بود.


منبع : http://www.eshraf.ir/1731

دوست خوب
خواهش میکنم. تمنا دارم. پلیز. سیلوو پله. اتمنا منکم.... دیگه زبونی بلد نیستم
عکس ها یا لینک باشد یا از گالری سایت...
آنتی وار

  • Upvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
به طور کل گذاشتن عکس از خارج گالری ممنوع است.
برای اکانت گالری در خواست بدهید به مدیران ارشد.
من درخواست دادم برای شما.
تا وقتی اکانت ندارید لینک عکس را بذارید از مدیران تقاضا کنید براتون به گالری منتقلش می کنند. Salem مدیر انتقال تصاویر به گالری هستند.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

چیز جدیدی به دانسته هامون اضافه نشد


اگر این مقاله مصرف داخلی (برای امریکا) داشت که کلا پرت و پلا بود. امریکا اگر اراده کنه کل پدافند هوایی سوریه رو سرکوب می کنه. خاطره ی الدورادو هنوز از ذهن مون نرفته

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
نقل قول

شتم – با وجود همکاری های دوجانبه میان ایران ، سوریه و روسیه  ، کشورهای نامبرده ، فاقد موافقت نامه های دو جانبه نظامی در سوریه هستند و بالتبع روسها هیچ تعهدی مبنی بر حفاظت از  ساختارها و دارایی های جمهوری اسلامی در سوریه ندارد . در واقع ، کرملین به سختی عملیاتهای نیروی هوایی اسراییل را در سوریه  تحمل نموده ، اما مقامات ایرانی از این مساله بسیار خشمگین هستند که چرا این سامانه ها برای دفاع از ایرانی ها وارد عمل نمیشوند ، تا جایی که حشمت ا... فلاحت پیشه  ( رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس )  روسیه را بدلیل عدم استفاده از سیستم های جدید دفاعی در جریان حملات  20ژانویه 2019 بشدت محکوم نموده است

زمانی که وارد یک بازی کثیف می شه ، راهش اینه که کثیف بازی کنی و هر بار که یک ایرانی می میره ، به صورت اتفاقی یک روس هم بمیره ... نمیشه که ما خودمون رو به خاطر سوریه ورشکست کردیم و اینهمه خون و تجهیزات فدای سوریه کردیم و حالا روس ها بیایند و بدون دادن هزینه ی کافی ، همه چیز رو تصاحب کنند ...

 

 

 

ویرایش شده در توسط Ghalam
  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بر 3 بهمن 1397 در 12:11 , MR9 گفت:

 

 

پیرو استفاده نیروی هوایی رژیم عبری از مهمات دورایستای Spice ، کارشناسان براساس اطلاعات موجود ، معتقدند که  این مهمات هوشمند ، قابلیت ناوبری خودکار و به تبع آن ، انهدام اهداف مورد نظر در یک برد 60 کیلومتری را داراست . بنابرادعای شرکت سازنده ، Spice-1000 با توجه به اضافه شدن  یک مجموعه  بال ، به یک مهمات سُرشی هدایت دقیق تبدیل شده است که برد بیشتری را بدان میدهد .

 

با سلام و با تشکر از جناب MR9   

چند مطلب مورد سوال و اشکال است 

اول اینکه برد 60 کیلومتری در چه ارتفاع پرتابی بدست می آید ؟ چون حتما می دانید که برد مهمات سرشی به سرعت و ارتفاع آزاد شدن مرتبط است - طبعا ارتفاع بیشتر هم به نوبه خود یعنی امکان کشف در برد بیشتر

دوم اینکه درحالت دستی مشخص است که امکان ارسال اطلاعات هدف به بمب هواسرش داده می شود ولی درحالت خود کار و قبل از رسیدن به هدف که با فرض سرعت 0.8 صوت ( لطفا اگر درست است تایید کنید) به نظر در طول 3.5 دقیقه طی مسیر  اطلاعات هدایت به سمت هدف صرفا از روی gps درونی هدفیاب جلو انجام می شود و تا فاصله چند کیلومتری هدف بدلیل ارتفاع و محدودیت دید (زیر 10 کیلومتری)  امکان دیدن و  مچ تصویر  وجود ندارد 

بنابراین درصورت ادعای سازنده به عدم تاثیرگذاری اخلالگران gps باید گفت یا یک سیستم موقعیت یاب ژیرسکوپی درونی و یا مسیریابی تصویری از روی تصاویر ازپیش تعیین شده از مسیر  توسط سر هدایتی هواسرش  باید انجام شود که به نظر بعید است بنابراین هدایت تا نزدیک هدف در حالت اتومات همان gps است

سوم اینکه محدوده موثر پرهیز از برد موشکهای پدافند  براساس اطلاعات قبلی و رادارهای فعال تهیه شده است درصورتی که فاصله رادار با سایت پرتاب موشک متفاوت باشد (چیزی که در مانورهای اخیر ما تست کردیم)  به نظر دیگر چنین محدوده ای قابل شناسایی نیست 

لذا  به نظر بنده راهکار آخر در استفاده از چند پرتاب گر خارج از مرکز برای افزایش برد موشک و امکان شکار هواپیمای مهاجم و استفاده از اخلالگر جی پی اس برای   اخلال در حالت اتومات می تواند موثر باشد

نکته آخر اعلام عدم موفقیت عملکرد spice  های هند در حمله به اهداف مورد نظر درپاکستان بود  دراینباره علت چیست ؟ دانگرید محصول صادراتی یا نداشتن اطلاعات هدف در دیتا بیس حافظه هواسرش ؟

ویرایش شده در توسط TAHA-SH
  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
21 minutes قبل , TAHA-SH گفت:

اول اینکه برد 60 کیلومتری در چه ارتفاع پرتابی بدست می آید ؟ چون حتما می دانید که برد مهمات سرشی به سرعت و ارتفاع آزاد شدن مرتبط است - طبعا ارتفاع بیشتر هم به نوبه خود یعنی امکان کشف در برد بیشتر

سلام علیکم

حقیقت ماجرا این هست که چند سال پیش با یکی از دوستان متخصص در زمینه سرعت و ارتفاع پروازی فانتومها برای شلیک یا پرتاب مهمات سقوط آزاد مارک82/84 یا مهمات هدایت شونده بومی ، صحبت می کردم، ایشان فرمودند که این اعداد و ارقام در هر نیروی هوایی در ردیف اطلاعات طبقه بندی شده قرار دارند . به همین دلیل اطلاعات خاصی در زمینه نحوه شلیک مهمات عبری ندارم ، با این حال ، شاید دیاگرام های ذیل برای درک بهتر بمباران کمانی  ( toss bombing ) کمک کند .

3-29-2019_11-08-49_PM.jpg3-29-2019_11-09-42_PM.jpg

27 minutes قبل , TAHA-SH گفت:

نکته آخر اعلام عدم موفقیت عملکرد spice  های هند در حمله به اهداف مورد نظر درپاکستان بود  دراینباره علت چیست ؟ دانگرید محصول صادراتی یا نداشتن اطلاعات هدف در دیتا بیس حافظه هواسرش ؟

این مورد هم باید با مراجعه به یک منبع معتبر بررسی شود .

  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

بررسی بیشتر نشان داد درحالت اتومات تصاویر مسیر ماهواره ای  برای مسیریابی در حافظه موشک لود می شود اگرچه سیستم استاندارد اولیه همان  electro-optical/ gps guidance  است

پاکستان مدعی دراختیار گرفتن دوعدد از spice های ساقط شده سالم هندی است

  • Like 1
  • Upvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایا سیستم های دفاع هوایی بومی ساخت ایران در سوریه و در برابر هواپیماهای اسراییلی امتحان شده اند؟ اصلا ایران سامانه ای در سوریه مستقر کرده  است؟

فکر میکنم این بهترین موقعیت برای امتحان سامانه های بومی ایران است

  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
38 minutes قبل , sasasasa گفت:

ایا سیستم های دفاع هوایی بومی ساخت ایران در سوریه و در برابر هواپیماهای اسراییلی امتحان شده اند؟ اصلا ایران سامانه ای در سوریه مستقر کرده  است؟

فکر میکنم این بهترین موقعیت برای امتحان سامانه های بومی ایران است

شما به این فکر کردی که این قضیه یک مسئله ی دو طرفه هست !؟ یعنی اگه ما سیستم ها رو ببریم به سوریه ، اسرائیل هم می تونه با مشخصات و نقاط قوت و ضعف سیستم های ما آشنا بشه !؟

 

 

  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
5 hours قبل , Ghalam گفت:

شما به این فکر کردی که این قضیه یک مسئله ی دو طرفه هست !؟ یعنی اگه ما سیستم ها رو ببریم به سوریه ، اسرائیل هم می تونه با مشخصات و نقاط قوت و ضعف سیستم های ما آشنا بشه !؟

 

 

نیروی هوایی اسراییل و تکنولوژی هوایی امریکایی قبلا امتحانش رو پس داده. این سامانه ها ما هستند که تا حالا امتحان نشده اند و باید امتحان بشن. حتی اگر تو امتحان شکست بخورند فرصت برای اصلاح و ترمیم انها است. تمام کشورهای پیشرفته از جنگ ها برای امتحان تجهیزات ساخت خود استفاده میکنند

  • Like 1
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط farmandekoll
      بعد از ظهور جنگنده رهگیر Su-27 و آشکار شدن تواناییهای بالقوه آن( بخصوص در برابر نمونه غربی یعنی F-15 Eagle) روسیه در پی تغییر و بهبود این جنگنده متناسب با نیازها و خواستهای مشتریان شد. در نتیجه مدلهای مختلفی از این هواپیما طراحی و عرضه شد که یک گروه از آنها جنگنده سوخوی Su-30 بود که به کشورهای هند، چین، اندونزی، ویتنام و مالزی صادر شد. در ادامه به معرفی انواع مختلف Su-30 می پردازیم.

      Su-30 : جنگنده رهگیر دو سرنشینه

      این مدل که در واقع Su-27PU می باشد - بعدها Su-30 خوانده شد – در اواخر دهه 80 میلادی به عنوان جنگنده رهگیر دور برد و پست فرماندهی هوایی توسعه و ظهور یافت.در شروع پروژه Su-27UB هواپیمای آموزشی رزمی به عنوان پایه این مدل انتخاب شد. زیرا این مدل هم مزیت های رزمی Su-27 و هم دو سرنشینه بودن را داشت. برای برآورده کردن برد زیاد امکان سوختگیری هوایی به Su-27UB داده شد. سیستمهای اویونیک( الکترونیک پروازی) آن بهبود یافت. سیستمهای ویژه ارتباطی و هدایتی برای فرماندهی پروازهای جمعی با جنگنده های تک سرنشینه Su-27 نیز بر روی این هواپیما قرار داده شد. در کاکپیت عقب یک نمایشگر بزرگ CRT ( نمایشگرهایی مانند تلویزیون) قرار داده شد که به لیدر آرایش، اطلاعات تاکتیکی مانند هدف ها و رهگیر ها را نشان می دهد. سیستمهای ناوبری و پرواز با سیم نیز ارتقا یافته اند. فقط تعدادی از این هواپیما در نیروی هوایی روسیه وارد خدمت شدند.


      Su-30MK : جنگنده چند منظوره دو سرنشینه


      در سال 1993 سوخوی نمونه های نخستین Su-30 را به نمونه اثباتگر برای به فروش رساندن مدل های چند منظوره که Su-30MK خوانده می شدند، تبدیل کرد. MK که در آن M به جای Modified و K به جای Commercial (در زبان روسی) است نشان می دهد که این نمونه برای بازار صادراتی توسعه یافته است. در هسته این مدل سیستم کتنرل آتش چند منظوره ارتقا یافته با توجه به درخواست مشتریان قرار داده می شود. توانایی هوا به زمین هواپیما به طور قابل ملاحظه ای ارتقا داده شده است و موشکها و بمب های متنوعی نیز برای انتخاب تسلیحات آن افزوده شده است. برای نقشهای هوا به هوا موشک میان برد RVV-AE ( R-77 اَدر یا آمرامسکی) با سیستم هدایت راداری فعال قابلیت نصب پیدا کرده است.

      Su-30K و Su-30MKI: فلانکر های دو سرنشینه هند

      هند اولین خریدار جنگنده Su-30MK بود. برای برآورده کردن نیازهای هند، Su-30MKI توسعه یافت. Su-30MKI تفاوت قابل توجهی با Su-30MK دارد. بطوریکه در آن کانارد(پیش بال) و دو موتور AL-31 جدیدتر با توانایی تغییر بردار رانش قرار داده شده است که مانور پذیری هواپیما را بسیار بالا برده است. این موتور ها با تراست 130 کیلو نیوتون هواپیما را به حداکثر سرعت 2125 کیلومتر در ساعت (2 ماخ ) می رساند. دریچه موتورها قابلیت چرخش تا 15 درجه افقی و عمودی را دارد. البته موتور های نمونه Su-30K دارای سیستم تغییر بردار رانش نمی باشند. رادار Su-30MKI ، NIIP N011M بوده که همان رادار استفاده شده در جنگنده Su-35 و Su-37 می باشد و سازگار با انواع موشکهای هوا به زمین و هوا یه هوا از جمله R-60 آفید، R-73 آرچر، R-27 آلامو و R-77 اَدر را می باشد. سیستمهای ناوبری و نمایشگر های سربالا نیز با سیستمهای ساخت سکستانت اویونیک فرانسه جایگزین شده اند.



      Su-30MKK : جنگنده چند منظوره دوسرنشینه چین

      Su-30MKK چندمنظوره، دوسرنشینه و برای چین توسعه یافته است.این مدل نیز مانند Su-30MKI دارای کاکپیت دو سرنشینه بوده که از نمایشگرهای چند منظوره در آن استفاده شده است. بعلاوه این مدل دارای توانایی سوختگیری هوایی می باشد. در این مدل از بالهای بزرگتر Su-35 برای جای دادن سوخت بیشتر استفاده شده است. Su-30MKK فاقد کانارد بوده و موتور آن مانند دیگر مدلها توربو فن Al-31F بدون سیستم تغییر بردار رانش می باشد که البته از نمونه MKI تراست کمتری تولید می کند (122.58 کیلو نیوتون) که هواپیما را به حداکثر سرعت 2125 کیلومتر در ساعت(2 ماخ ) می رساند. رادار Su-30MKK، N001VE بوده که سازگار با موشک R-77 اَدر می باشد. این هواپیما مانند دیگر هم خانواده های خود قادر به حمل طیف وسیعی از موشکهای هوا به زمین و هوا به هوا می باشد که در 12 جایگاه تعبیه شده قرار می گیرند. از دیگر سلاحهای قابل حمل این مدل می توان به R-60، R-73 آرچر و R-27 آلامو به همراه یک توپ 30 میلیمتری با 150 توپ اشاره کرد. همچنین حداکثر وزن برخاست با تقویت ارابه فرود و بدنه به 38000 کیلوگرم افزایش یافته است. در سال 1999 سوخوی، T10PU-5 ( نمونه اولیه Su-30) را به مدل MKK تغییر داد و اولین پرواز آن در 9 می 1999 انجام شد. در ادامه در 19 می همان سال تولید Su-30MKK با شماره سریال 501 آغاز شد.




    • توسط kingraptor
      در ابتدا توضيح بدم كه تحت عنوان T.50 دو پروژه وجود دارد يكي مربوط به طرح جت آموزشي پيشرفته كره جنوبي و ديگري طرح سخوي براي جنگنده ي نسل پنجم روسيه (البته اين طرح براي مقابله با رپتور ها كاملتر شده و زودتر وارد خدمت خواهد شد)
      مدتهاست كه طرح جنگنده ي نسل پنجم روسيه(LFI كه مخفف logkiy frontovoi istrebitel) مطرح است و با مشكلات بسياري همراه بود تا كنون طرح هاي بسياري براي آن مطرح گرديده كه حتي تا نمونه سازي هم پيش رفته ولي نبود بوجه و پشتيباني موجب كنسل شدن آنها گرديده طرح هايي همچون mig.144 كه شركت ميگ اميد بسياري به آن داشت ولي پيشنمونه ي آن حتي پرواز هم نكرد يا طرح su.47 بركوت كه درواقع يك طرح آزمايشيست با وجود بسيار كارا بودن اين طرح و حتي جنبه هاي برتر آن نسبت به رپتور هاي آمريكايي اميد كمي به توليد آن وجود دارد(رقيب اين طرح طرح x.29 نبود طرح فوق محرمانه ي F.25 بود كه كنسل گرديد) اگر هم توليد شود در تعداد پايين و آهنگ كند خواهد بود I.2000 هم كه تنها روي كاغذ نقش بست و هيچگاه فراتر نرفت.(البته اين طرح را بايد مشتقي I.2000 دانست)
      اما با رشد اقتصادي روسيه تصميم گرفته شده تا بوجه مورد نياز را تامين كنند پروژه اي جاه طلبانه كه اميد بسياري به آن مي رود اين طرح از سوي سخوي پيشنهاد شده و اولين طرحيست كه از اين شيوه ي پنهانكاري در شرق استفاده مي كند به تقليد از آمريكا
      طرح T.50 بسيار شبيه به f.22 از كار در آمده البته دماق و قسمت دم تفاوت دارند اما در نهايت شباهت در انتخاب شيوه ي آيرو ديناميكي بسيار بچشم مي آيد البته از محفظه هاي سلاح خبري نيست(چيزي كه حتي در بركوت هم بود)
      اين جنگنده به نام PAK FA خوانده مي شود كه مخفف Perspektivnyi Aviatsionnyi Kompleks Frontovoi Aviatsyi - Future Air Complex for Tactical Air Forces است
      اما ويزگي ها قرار است اين جنگند از قدرت پرواز سوپر كروز همانند رپتور برخوردار باشد همچنين بيشينه وزن برخواستن آن(20 تن) است كهاين ميزان براي F.22 رپتور (24 تن) و براي F.35 هم 17.2 تن مي باشد كه اين يعني وزن كمتر و چابكي بيشتر نسبت به رپتور
      براي افزايش پنهانكاري از جنبه هايي از روشهاي بكار رفته از بركوت استفاده شده
      جنگنده ي T.50 از دو موتور AL-41F استفاده مي كند
      در مورد رادار T.50 قرار است از يك رادار چند حالته ي جديد با توان آشكار سازي بالا وبرد بيشينه ي زياد توسط فازاترن (Fazatron-NIIR) در حال تكميل است استفاده كند
      قرار است اولين پيشنمونه هاي T.50 يا همان PAK FA بين سالهاي2006 تا 2010 انجام گردد و تا سال 2011 يا 2012 وارد خدمت گردد(البته بعيد است به اين سرعت آزمايشات آن تمام شود چون بطور مثال رپتور مدتها در انتظار ورود به خدمت بود)
      گفته مي شود ممكن است اين طرح بيش از 1.5 بيليون دلا هزينه ي كلي داشته باشد(واقعا نجوميه)گفته مي شود حد اقل به 800 ميليون دلار تنها براي تكميل ايونيك آن مورد نياز است اينكه آيا اين جنگنده با اين ارقام نجومي در سال 2010 وارد خدمت مي شود يا نه يك معماست؟



      Military.blogfa.com
    • توسط hosseingmn
      میگ-31 نوع ارتقا یافته و جایگزین میگ-25 میباشد که در زمان خود بی رقیب بود و اکنون جای خود را به پسرش داده است. بی شک میگ-31 پرقدرتمندترین رهگیر روسیه و در کل جهان میباشد که توانایی رهگیری همزمان چندین جنگنده مهاجم را دارا میباشد و نیز اولین جنگنده عملیاتی شوروی با توانایی نگاه به پایین و شلیک به پایین میباشد. این جنگنده از راداری بسیار قوی با نام Zaslon بهره میبرد که به فاکس هوند این امکان را میدهد تا همزمان به 4 (در مدلهای اولیه) هدف حمله کند و نیز دیگر جنگنده های دشمن را تحت کنترل داشته باشد! طبق نظر بعضی کارشناسان این رادار قویترین و بهترین رادار جهان میباشد که حتی میتواند استیلت را هم شناسایی کند! از نظر سیستم رانش نیز میگ-31 از دو موتور توربوجت با پس سوز D-30F6 بهره میبرد که هر کدام تراستی برابر 93KN تولید مینمایند و با آنها فاکس هوند سرعتی برابر با 3 برابر صوت پیدا میکند! طراحی و شکل ظاهری میگ-31 بسیار شبیه به میگ-25 میباشد و دقیقا مانند آن دارای 2 جایگاه تسلیحات در زیر هر بال و یکی در انتهای بال به اضافه 4 جایگاه در زیر بدنه هواپیما میباشد. در دهه 1990 با توجه به قدرتمندتر شدن جنگنده های غربی روسیه فاکس هوند های خود را ارتقا داد که تواناییهای میگ-31 بسیار بهتر و بیشتر از قبل شد که امروزه این مدل با نام MiG-31BM شناخته میشود. MiG-31BM دارای آیونیکی بسیار قویتر از نسلهای قبلی خود میباشد و میتواند به راحتی با اهداف هوایی یا زمینی درگیر شود. و نیز به واسطه رادار پرقدرت خود میتواند همزمان 24 جنگنده دشمن را شناسایی کرده و با 6 تا از آنها درگیر شود! این رادار جدید همچنین میتواند به نحو احسن اهداف زمینی را نیز شناسایی کند. در ادامه با مشخصات MiG-31A آشنا میشوید :

      MiG-31A

      کشور سازنده : شوروی سابق
      هواپیماهای مشابه : MiG-25 , F-14 , F15
      تعداد سرنشین : 2 نفر
      ماموریت اصلی : رهگیر تمام آب و هوایی + ایجاد امنیت هوایی
      طول : 21.5 متر
      طول بال : 14 متر
      ارتفاع : 6.6 متر
      حداکثر سرعت : 3 ماخ
      وزن خالی : 22 تن
      وزن استاندارد : 37 تن
      حداکثر وزن : 47 تن
      نوع و قدرت موتور : دو موتور توربوجت با پس سوز D-30F6 هر کدام با تراست 93 کیلو نیوتن
      حداکثر تحمل G : در سرعتهای فراصوت +5 جی
      حداکثر برد : 3300 کیلومتر
      شعاع عملیاتی : 720 کیلومتر
      ارتفاع پرواز : 25 کیلومتر
      ارتفاع پرواز از سطح دریا : ؟
      مدت زمان برای رسیدن به ارتفاع 20 کیلومتری : 8 دقیقه و 54 ثانیه
      قابلیت سوختگیری هوایی : ندارد
      حسگرها : LD/SD TWS radar, possible IRST, RWR (رادار Zaslon S-800 با برد 200 کیلومتر)
      نوع تسلیحات : یک قبضه توپ 23 میلی متری GSh-6-23 + موشکهای هوا به هوای R-33 , R-40 , R-60 , R-73

      MiG-31BM

      این مدل در بسیاری جهات شبیه مدلهای قبلی است و در اینجا فقط نکات مهم را بیان میکنم.
      نوع رادار : Zaslon-M با برد 400 کیلومتر و توانایی شناسایی استیلت ، همزمان 24 هدف را شناسایی و به 6 تا از آنها حمله میکند و بقیه را نیز تحت نظر دارد.
      توانایی جنگ الکترونیک : دارای سیستم مدرن ECM و ضد ECM
      آیونیک این مدل بسیار پیشرفته تر از مدلهای قبلی است.
      نوع تسلیحات :
      یک قبضه توپ 23 میلی متری GSh-6-23
      موشکهای هوا به هوای R-27 , R-33 , R-37 , R-40 , R-60 , R-73 , R-77
      موشکهای هوا به زمین Kh-31P , Kh-58
      قیمت میگ-31 بی ام : 40 میلیون دلار

      توضیحاتی چند در مورد موشکهای هوا به هوای قابل حمل توسط میگ-31 :
      R-27 با برد 70 الی 170 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : 3600 Km/h
      R-33 با برد 160 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : 3700 Km/h
      R-37 با برد 300 ، حداکثر سرعت هدف : ؟
      R-40 با برد 50 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : ؟
      R-60 با برد 10 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : ؟
      R-73 با برد 40 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : 2500 Km/h
      R-77 با برد 90 الی 160 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : 3700 Km/h
      R-172 با برد 400 کیلومتر, حداکثر سرعت هدف؟
      چگونگی ظرفیت حمل موشکهای هوا به هوا در MiG-31BM :

      A) 8 R-33 & 2 R-60 or R-73
      6 R-33 & 2 R-40 & 2 R-60 or R-73
      C) 4 R-33 & 4 R-40 & 2 R-60 or R-73
      D) 4 R-33 & 4 R-73 & 2 R-40 & 2 R-60 or R-73







      منبع : وبلاگ میلیتاری
    • توسط hosseingmn
      هواپيماي جنگنده اس-37 ساخت روسيه (S-37 Berkut (Su-47 اين هواپيما که عموما به نام اس37 شناخته ميشود، با نام تجاري Su-47 احتمالا وارد سرويس ميشود.حرف Sاول عبارت اس37 بر خلاف تصور عموم، نشانگر هواپيماي ساخت شرکت سوخو نيست، بلکه اولين حرف يک عبارت روسي با ترجمه "پيشگرا" ميباشد. تغيير نام هواپيما از اس37 به سو47 مسلما از تصميم شرکت سوخو براي بازار يابي اين هواپيما ميباشد. هواپيماي سو47، ابتدا به عنوان نمونه آزمايشي مراکز تحقيقاتي هوا فضاي روسيه براي آزمايش مواد مرکب پيشرفته در هواپيما و همچنين سيستمهايFly by Wire پيچيده و امروزي تر بود. هواپيما از بالهاي پيش گرا که قدرت مانور فوق العاده زياد و همچنين قابليت پرواز در زواياي حمله بالاي 45 درجه را به هواپيما ميدهد استفاده ميکند. مزاياي بال پيشگرا نسبت به بال هاي با اشکال متعارف که عبارتند از پساي القايي و ممان خمشي کمتر و همچنين تاخير در وقوع واماندگي مدت مديدي است که شناخته شده است. اما متاسفانه ممان پيچشي وارد به بال در اين نوع بالها آنقدر زياد است که -اگر اين بالها با مواد متعارف ساخته شوند-ميتواند بال را براحتي از هم بدرد. براي حل اين مشکل، سوخو 47 از بال هايي ساخته شده از مواد کامپوزيت استفاده ميکند که ضمن مقاومت خوب در برابر پيچش، پيچش آيروديناميک مورد نياز براي هواپيما را فراهم مي آورند. براي کاهش هزينه ها سوخو47؛ دماغه، دم هاي عمودي و ارابه هاي فرود خانواده سوخو27 را امانت گرفته است. با اين وجود بدنه هواپيما فضاي بيشتري براي جاسازي رادار و تجهيزات اويونيکي، فضاهاي داخلي جاسازي اسلحه و بازتاب راداري کمتر (که بخشي از آن ناشي از استفاده از کامپوزيتها و مواد جاذب امواج راديويي است) نسبت به سوخو 27 ها دارد. عليرغم تمام شايعاتي که در مورد اين هواپيما وجود دارد، کارايي بسيار خوب اين هواپيما در آزمايشها، علاوه بر اينکه مسئولين سوخو را به فکر بازاريابي داخلي و خارجي براي اين هواپيما بيندازد، دولت روسيه را نيز متقاعد کرد که بودجه بيشتري در اختيار اين شرکت جهت توسعه اين هواپيما در اختيار سوخو قرار دهد. گزارش هاي اخير حاکي از اين است که با وجوديکه اين هواپيما احتمالا به عنوان جنگنده نسل پنجم نيروي هوايي روسيه و رقيب اصلي اف35 معرفي ميشود، احتمال جايگزين شدن بال آن با بالهاي متعارف پيش گرا وجد دارد. اگر احتمال دوم صحيح باشد، اينطور بنظر خواهد رسيد که مسئولين سوخو به نتايج مشابهي با نتايج ناسا (در مورد هواپيماي X-29) در مورد مشکلات بال پيش گرا رسيده اند و نتوانسته اند بر آنها فائق بيايند. :wink:
    • توسط f117
      بمب افکن Tu-22M، آتشی زیر خاکستر جنگ سرد



      در دوران جنگ جهانی دوم، همیشه بمباران کشورهای دور از دسترس مسئله ای مشکل ساز برای نیروی هوایی کشورهای درگیر در جنگ بود. چرا که خطرات زیادی یک بمب افکن را در حین پرواز دوربرد به کشور دشمن تهدید می کرد. رهگیری شدن به وسیله جنگنده های دشمن، اتمام سوخت، خرابی موتورها و نقص فنی، همه و همه از عواملی بودند که مانع از موفقیت در بمباران های استراتژیک دوربرد می شدند. پس از جنگ جهانی دوم، کم کم این ایده توسعه زیادی پیدا کرد و نتیجه همین پیشرفت، رقابت شدید شوروی و آمریکا، یعنی دو طرف جنگ سرد در ساخت بمب افکن های سنگین دوربرد شد. یکی از مهم ترین و پیشرفته ترین بمب افکن های ساخت شوروی که همواره موجب وحشت غرب بود، بمب افکن مافوق صوت سنگین Tu-22M، یعنی نمونه اصلاح شده همان بلایندر قدیمی بود. در مقاله زیر، به تفصیل به تشریح توانایی های این بمب افکن فراموش شده البته قدرتمند و مقتدر خواهیم پرداخت:

      توانایی لحظه به لحظه بمباران طرف مقابل در جنگ سرد، برای شوروی و آمریکا حکم یکی از بزرگترین آرزو هایشان را داشت. ظاهراً هنوز قدرت بمباران های سنگین دو طرف به حدی نرسیده بود که آمریکا و شوروی بتوانند با هم درگیر نبرد های این چنینی شوند. بنابراین، هر دو کشور شروع به توسعه موشک های قاره پیمای خود کردند و هر روز با دست یافتن به فناوری پیشرفته تری، هر یک از طرفین قدرت خود را به رخ طرف مقابل می کشیدند. موشک های دوربرد تا اواخر جنگ سرد همچنان یکی از موضوع های داغ بحث های نظامی بین آمریکا و شوروی بود، اما انگار این دو کشور هم به این نتیجه رسیده بودند که هرگز بمباران موشکی نخواهد توانست جای عملیات انسانی را به طور کامل بگیرد، یعنی کاملاً جایگزین آن شود. در نتیجه آمریکا و شوری هیچ گاه از گسترش نیروی بمباران استراتژیکی که به وسیله هواپیماهای سنگین و دوربرد انجام می شد غافل نشدند.

      توپولف Tu-22M و تاریخچه Tu-22 بلایندر، جد بزرگ بک فایر
      Tu-22 از هواپیماهایی بود که هنوز تاریخ نخستین پرواز آن معلوم نیست. این هواپیما احتمالاً در اوایل دهه 60 نخستین پروازهای خود را انجام داد و در خدمت نیروی هوایی و نیروی دریایی شوروی قرار گرفت. ناتو که با بررسی عکس های هوایی به وجود این هواپیما پی برده بود، آن را بلایندر نام نهاد. با بررسی شکل بال های- پسگرای این هواپیما و ابعاد آن، سرعت آن حداکثر دو ماخ پیش بینی گشت که بعدها معلوم شد سرعت بلایندر هیچ گاه از 1.4 ماخ فراتر نرفته است. این هواپیما بمب افکنی با حداکثر وزن برخاست حدود هشتاد تن بود و موتورهای آن با یک پیکربندی نا متعارف در عقب بدنه و درست در زیر سکان عمودی قرار داشتند. مشهورترین مدل بلایندر، مدل بلایندر C است که به تجهیزات گسترده ECM یا دفاع الکترونیکی مجهز بود و در خدمت نیروی دریایی شوروی سابق قرار گرفت. عراق به عنوان هم پیمان نزدیک شوروی در آن سال ها، یکی از مشتریان Tu-22 بود و در زمان جنگ ایران-عراق هم این کشور، استفاده نسبتاً گسترده ای از این بمب افکن علیه ایران به عمل آورد. هواپیمای Tu-22M، یعنی بمب افکن مورد بحث این مقاله، از نظر ساختار کلی و البته نام شاید به Tu-22 شباهت هایی داشته باشد، اما توپلوف 22 مدل ام که به بک فایر مشهور است، اساساً هواپیمای دیگریست.

      توپولف Tu-22M چگونه به وجود آمد
      پس از طراحی بمب افکن Tu-22 هیئت طراحی توپولف کار را بر روی طرح بمب افکنی بر پایه ی بلایندر آغاز کرد. توپولف از ابتدا می خواست با تغییر زاویه پسگرایی بال ها و نصب موتورهای جدید با قدرت افزون تر نمونه ای اصلاح شده از Tu-22 را ارائه دهد. این طرح، طرح شماره 106 نام گرفت اما چندان که باید و شاید موفق نبود. شرکت توپولف طرح شماره 125 که بمب افکنی با بردی بیش از 4.800 کیلومتر و سرعتی بالغ بر 2.500 کیلومتر بر ساعت بود را نیز در سال 1962 به دولت آن زمان شوروی ارائه کرد. پس از تحلیل های فراوان، طرح 125 شرکت توپولف رد و طرح T-4 شرکت سوخو مورد قبول واقع گردید. با این که امیدها برای شرکت توپولف داشت به تدریج از بین می رفت، اما این شرکت دوباره دست به طراحی جدیدی با کد 145 زد. طرح 145 هواپیمایی اصلاح شده بر پایه ی Tu-22 بود که توانایی انجام ماموریت ها را چه در سرعت های زیر صوت و چه در سرعت های بالای صوت داشت. برای آن که حداقل نیاز های این هواپیما برای برد آن مرتفع شود، نیاز به استفاده از بال های متغیر بود تا طرح 145را تبدیل به بمب افکنی با انعطاف پذیری بالا و قابلیت پرواز در هر شرایط سرعت پروازی بنماید. بر اساس پیش بینی ها، هواپیمای جدید سرعتی بالغ بر 2.300 کیلومتر بر ساعت و بردی بین شش تا هفت هزار کیلومتر داشت. پس از آن که طرح T-4 شرکت سوخوی ناکام ماند، در سال 1967 توپولف رسماً مامور توسعه طرح 145 شد. نام هواپیمای جدید، همان Tu-22M بود. بیشتر گام هایی که در راه ساخت Tu-22M برداشته شد، نسبت به زمان خود بی نظیر بود. به خصوص که توجه ویژه ای هم به سیستم بال های متغیر که البته اساس همین طرح بود هم شده بود. بال های Tu-22M که در وسط بدنه قرار گرفته بودند، می توانستند زاویه خود را نسبت به خط عرضی هواپیما برای مطابقت با شرایط پروازی گوناگون تغییر دهند. نوک بال ها حالتی انحنایی و البته باریک و ریشه بال ها هم شکلی عریض و پهن داشت.


       
       
      توپولف Tu-22M چگونه بمب افکنی بود
      با معرفی بمب افکن سوپر سونیک بک فایر، آرزوهای نیروی هوایی شوروی برای داشتن بمب افکنی مدرن و در حد و اندازه های بمب افکن B-1B آمریکایی به بار نشست. بک فایر برای نخستین بار در سال 1969 در کازان مشاهده شد. برای نخستین بار در سال 1971 در آسمان رامنسکوی، در شرق مسکو بک فایر اقدام به انجام سوختگیری هوا به هوا کرد. این مسئله اگر شاید در وهله ی اول چندان هم مهم نباشد، اما همین عمل سوختگیری هوایی به منزله تهدیدی جدی برای آمریکا بود. توپولف برد این هواپیما را 2.200 کیلومتر اعلام کرده بود، در حالی که CIA معتقد بود برد این هواپیما می بایست از چهار هزار کیلومتر بیشتر باشد. DIA هم برد هواپیما را بدون سوختگیری AA، در حدود پنج هزار کیلومتر اعلام کرده بود. اگر به این برد زیاد، سوخت گیری هوا به هوا هم اضافه می شد، بک فایر به یک بمب افکن میان قاره ای به خصوص با توان حمله به کشوری چون آمریکا تبدیل می شد. بک فایر از موضوعات مورد بحث سران دو کشور شوروی و آمریکا در مذاکرات سالت 2 بود؛ هر چند که شوروی در این مذاکرات پذیرفت تا به جهت اطمینان از عدم حمله اتمی به کشور آمریکا، لوله ی سوختگیری هوایی Tu-22M را حذف نماید، اما روس ها چندی بعد این لوله ها را دوباره نصب کردند.
      Tu-22M0- Backfire A- نخستین مدل بمب افکن بک فایر که به دلیل کارائی پایین تنها دو فروند از آن تولید شد. این دو فروند برای مقاصد آموزشی در سال 1973 به مرکز تمرینات هوایی منتقل شدند.
      Tu-22M- Backfire A- اولین فروند از بمب افکن بک فایر که که کارائی و عملکرد آن مثبت تشخیص داده شده و ورود نمونه های بعدی آن به خدمت صحیح و به جا ارزیابی گردید.
      Tu-22M2- Backfire B- مدل B بمب افکن بک فایر، اولین مدل از این بمب افکن سنگین بود که دستخوش اصلاحاتی در مقیاس بزرگ شد. این مدل به موتورهای نیرومند تر NK-22 مجهز گردید و برد آن به صورت رسمی تا پنج هزار و صد کیلومتر و بالاترین سرعت آن تا 1.800 کیلومتر بر ساعت افزایش یافت. این نمونه برای نخستین بار می توانست تا سه فروند موشک هوا به سطح Kh-22 را در زیر بدنه خود حمل نماید. اگر چه این مدل سیستم تعقیب اتوماتیک عوارض زمین را نداشت، اما مع الوصف قادر بود به خوبی از پس پرواز در ارتفاع پایین هم برآید. تعداد 211 فروند از این مدل در فاصله ده سال، یعنی بین سال های 1973و 1983 تولید شد. در همان ابتدای تولید، موتورهای جدیدتر NK-23 هم معرفی گردیدند که اصولاً نمونه های تقویت شده موتورهای قبلی بودند، اما این نمونه از موتورهای جدید به هدف های مورد انتظار دست نیافتند. گفتنی است که نخستین پروازهای آزمایشی این مدل از Tu-22M از سال 1973 شروع شد.
      Tu-22M2Ye- Backfire B- مدل Ye بک فایر نمونه ای از بک فایر بی بود که مجهز به موتورهای جدید NK-25 و سیستم پیچیده کنترل پرواز شده بود. اما باز هم این تغییرات انتظارات را برآورده نکرد و این طرح هم همچنان مسکوت ماند.
      Tu-22M3- Backfire C- به جرات می توان گفت که این مدل، پیشرفته ترین مدل بک فایر بود که نخستین پروازهای آزمایشی خود را در سال 1977 به انجام رساند. در پی انجام تغییراتی، دماغه هواپیما برای جا دادن برخی از سامانه های جدید دراز تر شد و حداکثر زاویه برگشت بال های بک فایر تا 65 درجه افزایش یافت. همچنین با نصب موتورهای جدید، این نمونه از بک فایر یکی از نقص های اجداد خود که عدم توانایی پرواز سوپر سونیک در ارتفاع دریا بود را نیز مرتفع نمود. حداکثر سرعت در مدل M3 به بیش از 2.300 کیلومتر بر ساعت و برد آن به بیش از 6.800 کیلومتر افزایش یافت. همچنین با افزایش باورنکردنی تسلیحات قابل حمل، M3 می توانست دوبرابر آن چه M2 حمل می کرد، اسلحه های مختلف را حمل نماید. در سال 1985 تست های مختلفی از پرواز در ارتفاع پایین انجام شد که همگی حاکی از موفقیت عملکرد هواپیما در ارتفاع پایین بودند.
      Tu-22MR- اگرچه با ورود ماهواره های فضایی به عرصه ماموریت های جاسوسی هواپیماهای شناسایی تقریباً از رده خارج شدند، اما نمونه های انگشت شماری از Tu-22M3 ها برای انجام ماموریت های شناسایی بهینه سازی شدند. در Tu-22MR محفظه های نگهداری بمب جای خود را به سنسورها و حسگرهای مفصل هوایی داده اند. با تمام این اوصاف، در توانایی اخلال گری سیستم های الکترونیکی دشمن یا ECM نه مدل M2 و نه مدل M3 یا MR چندان موفق نبوده اند و همیشه برای تکمیل این نقش، هواپیماهای اسکورت دیگری که باید به عنوان مکمل به عملیات اضافه شوند، الزامی بوده اند.

      به احتمال فراوان ساخت بمب افکن قدرتمند B-1B لنسر آمریکایی، واکنشی نسبت به ساخت بک فایر بوده است. بک فایر درست مخالف بسیاری از بمب افکن های رده خود، دارای پیکربندی ویژه ای است، چنان که موتورهای توربوفن آن در داخل و قسمت های کناری بدنه واقع شده اند. این ترکیب، بک فایر را بیشتر به یک جنگنده عظیم الجثه مشابه می سازد تا یک بمب افکن استراتژیک. بک فایر چهار خدمه دارد، یک خلبان در قسمت جلو سمت چپ، کمک خلبان در قسمت جلو سمت راست، افسر ارتباطات در قسمت عقب سمت چپ و یک افسر ناو بر در قسمت عقب سمت راست که البته افسران قسمت عقب کابین هیچ دیدی نسبت به جلوی هواپیما ندارند، اگر چه پنجره های کناری وسیع و بزرگی برای آنان در نظر گرفته شده است. تا کنون هیچ بک فایری به کشورهای خارجی صادر نشده است، اگر چه کشورهایی مثل ایران و چین در سال های 1990 علاقه فراوان خود را به داشتن این بمب افکن در خدمت نشان داده اند. هر چند گزارش هایی هم مبنی بر پیشنهاد این بمب افکن به کشور هند، مجهز به موشک های نزدیک برد Kh-15S وجود دارد. با تمام اوصاف، روسیه هنوز هم بزرگترین پرواز دهنده بمب افکن مشهور دوران جنگ سرد یعنی بک فایر است و این هواپیما به دلیل لغو پروژه T-60S به دلیل هزینه های زیاد تا آینده نامعلوم به عنوان بمب افکن اول استراتژیک روسیه در خدمت باقی خواهد ماند.
      دوستان اگر کسی اطلاعات بیشتری از این هواپیما و نسلهای قبلی اون به ویژه اونایی که عراق داشت بعد به ایران هم پناهنده شدند داره دریغ نکنه ممنون.

      Air.blogfa.com
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.