امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

26 مرداد ماه، سالروز صدور پیام تبریك رهبر انقلاب به حزب‌الله لبنان جهت پیروزی در جنگ 33 روزه بر علیه اسرائیل است. اهمیت نتیجه‌ی این جنگ در تحولات خاورمیانه ما را بر آن داشت تا در گفت‌وگوی تفصیلی با سردار سرلشگر بسیجی، دكتر فیروزآبادی به بررسی وجوه مختلف مقاومت حزب‌الله لبنان در مواجهه‌ی با ارتش اسرائیل و آثار و پیامدهای آن بپردازیم.

ایستادگی حزب‌الله در برابر تهاجم گسترده‌ی رژیم صهیونیستی به لبنان را به لحاظ ماهیت و روش چگونه تحلیل می‌كنید؟
با این‌كه جنگ با زندگی بشر از ابتدا عجین بوده، ولی چون نگاه‌هایی مختلف و با ویژگی‌ها و مبانی خاصی به این پدیده وجود دارد، -هم در تعریف و هم در نوع رفتار جنگی، هم در اداره‌ی جنگ و هم در باور برای كسب پیروزی- لذا نمونه‌های متفاوت و غیر همسانی در ذهن طرف‌های درگیر جنگ نقش می‌بندد. اگر جنگ برای منافع بیشتر و سلطه‌گری و اشغال سرزمین یا برای براندازی و ساقط كردن حكومت‌ها و نظام‌ها شكل گرفته باشد، بسیاری از مرزهای اخلاقی و عرفی و انسانی را به‌راحتی مخدوش می‌كنند و هیچ عامل بین‌المللی توان جلوگیری از فجایع و جنایات ضد بشری آن را نخواهد داشت.

اگر جنگیدن برای احقاق یك حق یا دفاع از آن باشد یا اگر برای دفع تجاوز صورت پذیرد، نقش عنصر انسانی و اراده و باور نیروی انسانی برای تحقق پیروزی، آن‌چنان غرورآفرین خواهد شد كه هیچ عنصر دیگری جایگزین آن نخواهد بود. همین روحیه و شور انسانی پایه‌ای است برای استفاده‌ی بهینه و حداكثری از ابزارهای جنگی و تجهیزات رزمی. در چنین شرایطی چه‌بسا یك رزمنده‌ی بااراده و مصمم با وجود فقدان ابزارهای پیشرفته و با محدودیت‌های ابزاری، اجتماعی، سیاسی و مادی، امكان كسب پیروزی در مقابل كسانی را بیابد كه از هر لحاظ در شرایط مادی برتری قرار دارند.

به هر حال اگر جنگ‌های بشری تا به حال را در سه نسل تكامل یافته تصور كنیم، جنگ‌های ناهم‌تراز یا نامتقارن از جمله‌ی جنگ‌های نسل سوم تلقی می‌شوند. در تابستان 2006 و طی حمله‌ی رژیم صهیونیستی به لبنان، شاهد ارائه‌ی یك جنگ ناهم‌تراز و نامتقارن توسط حزب‌الله لبنان بودیم. این جنگ كه در نوع خود بی‌سابقه بود، مبدأ تحولات شگرفی در مؤلفه‌های درونی رژیم صهیونیستی و نیز منطقه‌ای به حساب می‌آید. امروزه وقتی جنگ 33روزه‌ی حزب‌الله به عنوان یك موضوع درسی در دانشگاه‌های نظامی جهان تدریس می‌شود، ابعاد گوناگون و تأثیرگذار آن روشن‌تر می‌شود.

مدل جنگی حزب‌الله در قبال حملات نظامی كلاسیك رژیم صهیونیستی، آن‌چنان كارآمد و مؤثر و نتیجه‌بخش بود كه هژمونی و تصویر مقتدرانه‌ی ارتش شكست‌ناپذیر صهیونیستی را محو كرد و آنها را به وضعیتی رساند كه در روزهای پایانی جنگ و در نخستین روزهای پس از آن، از این رویداد بزرگ به عنوان یك كابوس و سرافكندگی و فاجعه یاد كردند. آنان تا امروز نیز و پس از 5 سال، هنوز از شوك شكست خود در این جنگ خارج نشده‌اند.

روش و شیوه‌ی جنگی حزب‌الله در قبال صهیونیست‌ها آن‌چنان جذاب و مؤثر بود كه صهیونیست‌ها و آمریكایی‌ها به سبب آموزش برخی روش‌های جنگی حزب‌الله به نیروهای گرجی در جنگ آبخازیای گرجستان و در مقابل ارتش روسیه، «مانور و پُز» زیادی داده بودند.

یا این‌كه طی سال‌های 2007 تا 2008 میلادی هنگامی كه هزینه‌های نظامی و جنگی و تلفات نیروهای آمریكایی در عراق به‌شدت افزایش یافت، مقامات نظامی آمریكایی از كاربرد برخی تاكتیك‌های رزمی حزب‌الله لبنان با بهره‌گیری از گروه‌های مقاومت عراقی سخن گفتند. نمود آشكارتر آن نیز در سال 2009 و هنگامی نمایان گردید كه ارتش صهیونیستی با تمام امكانات به نوار غزه حمله كرد. این جنگ نیز بیش از بیش در تغییر نگاه نظریه‌پردازان نظامی تأثیر گذاشت، چرا كه رزمندگان فلسطینی حماس و جهاد اسلامی بیشترین شبیه‌سازی از روش‌های جنگی حزب‌الله لبنان را در غزه صورت دادند.

آن‌چه در جنگ ناهم‌تراز سال 2006 یا همان جنگ 33 روزه‌ی حزب‌الله به نمایش درآمد، سرآغاز نسل جدیدی از جنگ‌ها بود كه به جنگ‌های مدرن نیز معروف است. این جنگ تمام مؤلفه‌ها، متغیرها و شاخص‌های دوگانه در نگاه به جنگ را به تصویر كشید، به طوری كه با جنگ پُرشدت و بی‌رحمانه‌ی صهیونیست‌ها كه هیچ‌ ترحمی به كودكان و زنان و پیران و حتی مراكز سازمان ملل یا مناطق مسكونی و غیر نظامی ندارند، سنخیتی نداشت.

چه فهرستی از اهداف رژیم صهیونیستی به نقل از سران این رژیم كاذب در جنگ 33 روزه وجود دارد؟
صهیونیست‌ها عادت دارند همیشه بزرگ‌تر از ذهنشان بلوف بزنند، اما در حین این نبرد و با وجود شكست در روزهای اول تهاجم به لبنان نیز آرمان‌های كاذب خودشان را پی درپی به هم بافتند تا بتوانند نیروهای حیران و سرگشته‌ی خود را در میدان‌های رزم زمینی و هوایی و دریایی نگهدارند. بعضی از این ادعاها و آرزوها كه صهیونیست‌ها منتشر كردند، عبارت بودند از:

- نابودی جنبش حزب‌الله
- ترور سید حسن نصرالله و دیگر سران جنبش حزب‌الله
- تشكیل كمربند امنیتی در جنوب لبنان
- عقب راندن نیروهای مقاومت حزب‌الله از جنوب لبنان و خلع سلاح آن‌ها
- جنگ روانی گسترده با هدف رو در رو قرار دادن موقعیت‌های لبنانی با حزب‌الله
- تخریب وجهه‌ی حزب‌الله از طریق انهدام تأسیسات زیربنایی لبنان
- ایجاد مقدمات برای درگیری‌های داخلی در لبنان
- فراهم كردن شرایط لازم برای احیای نفوذ خود در ساختارهای سیاسی و امنیتی لبنان
- انحراف افكار عمومی جهان از جنایت خود در اراضی فلسطین (نوار غزه و كرانه‌ی باختری)

دیدگاه جناب‌عالی در مورد طراحی ورود آمریكا و رژیم صهیونیستی به جنگ علیه حزب‌الله چیست؟
ارتش صهیونیستی كه در سال 2000 میلادی مجبور به فرار از جنوب لبنان شد، از مدت‌ها قبل به دنبال جبران این شكست بود. همچنین در این تصور بود كه در برابر توانایی‌های حزب‌الله متوقف نشود. جرج بوش پیش از جنگ 33 روزه گفته بود كه اسرائیل موشك‌های حزب‌الله را به چوب تبدیل می‌كند. این در حالی بود كه رژیم صهیونیستی همواره در همان شرایط دهه‌ی 90 میلادی به سر می‌بُرد و توانایی‌های خود را به لحاظ روش‌های جنگی و تجهیز زمین برای مقابله با حزب‌الله گسترش نداده بود.

رژیم صهیونیستی از گذشته شبكه‌ای گسترده از مزدوران و جاسوسان را در سراسر لبنان سازماندهی كرده بود و به جمع‌آوری اطلاعات در مورد رهبران، اماكن، مقرها، عناصر و انبار مهمات و جنگ‌افزارهای حزب‌الله اقدام می‌كرد. لذا با این گمان كه اطلاعاتی كافی از حزب‌الله در سراسر لبنان دارد، دست به اقدام نظامی علیه حزب‌الله زد تا مثلاً ضربه‌ی مهم و محكمی را به حزب‌الله وارد كند. غافل از آن‌كه این اطلاعات نه‌تنها فقط بخش محدودی از اطلاعات جریان بزرگ حزب‌الله بود، بلكه بسیاری از اطلاعات نیز قدیمی یا نادرست بودند. به همین دلیل بانك اطلاعاتی رژیم صهیونیستی از حزب‌الله لبنان طی روزهای اولیه‌ی جنگ خنثی و بی‌اثر شد و عدم صحت بسیاری از اطلاعات به اثبات رسید.

صهیونیست‌ها همواره خود ارتش را اسطوره‌ای و غیر قابل شكست و برتر نسبت به تمامی كشورهای عربی پیرامون خود تعریف كرده بودند. عملاً نیز به جهت امكانات نظامی و آمادگی جنگی در بهترین شرایط نسبت به كشورهای عربی به سر می‌بردند. به همین دلیل در جنگ‌های گذشته با فلسطینی‌ها و اعراب و به‌ویژه در جنگ‌های كوتاه‌مدت، اعراب را شكست داده و به پیروزی رسیده بودند. این احساس برتری موجب شد كه ارتش صهیونیسیتی با اطمینان كامل و مغرورانه وارد جنگ شود و نیز عناصر و سیستم نظامی و حتی اطلاعاتی و سیاسی رژیم صهیونیستی را به این باور غلط برساند كه تنها در چند روز و طی یك جنگ تمام‌عیار و پُرشدت كار حزب‌الله را یك‌سره خواهد كرد. لذا با همین رویكرد تصمیم آغاز جنگ را اتخاذ كردند.

گزارش‌های موجود نشان می‌دهد كه آمریكا و رژیم صهیونیستی در یك هماهنگی كامل از ماه‌ها قبل برای این جنگ تلاش می‌كردند. خبر رزمایش‌های نظامی، نشست‌های مكرر مقامات عالی‌رتبه‌ی نظامی و نیز اطلاعات و تهدیداتی كه از زبان فرماندهان نظامی شنیده می‌شد، حاكی از یك برنامه‌ریزی دقیق برای آغاز درگیری با حزب‌الله بود. در آغاز جنگ 33 روزه بنده اعلام كردم كه صهیونیست‌ها از سه ماه پیش برای این جنگ آماده می‌شدند وقاعدتاً حزب‌الله نیز در این زمینه به اطلاعاتی دست یافته بود. حساسیت حزب‌الله در حاشیه‌ی مرزی و دستگیری متجاوزان صهیونیست با تأثیر از این‌گونه اطلاعات بود. البته این‌ نكته نیز مورد تأكید است كه صهیونیست‌ها زمان مناسب برای حمله را پاییز سال 2006 قرار داده بودند ولذا بر خلاف رفتارهای قبلی و به دلیل آمادگی ذهنی و عملیاتی، بلافاصله پس از بازداشت دو سرباز خود در مزارع شبعا اعلام جنگ گسترده كردند و به‌سرعت بمباران‌های سراسری خود در لبنان را آغاز كردند.

اگرچه حزب‌الله و سید حسن نصرالله از قبل درباره‌ی آزادی زندانیان خود هشدار داده و تأكید كرده بودند كه از سربازان رژیم صهیونیستی كه به اسارت خواهند گرفت، برای تبادل زندانیان استفاده خواهند كرد، ولی برخی این موضع حزب‌الله را صرفاً یك پیش‌دستی عملیاتی به منطور تغییر در محاسبات و برنامه‌ریزی رژیم صهیونیستی تلقی كردند.

درس‌های مقاومت و دفاع حزب‌الله برابر رژیم صهیونیستی چه بود؟
- فرماندهی و مدیریت هوشمند و دقیق و كارآمد
- به كارگیری هدفمند ابزار و جنگ‌افزار با مقدمات و رزمایش‌های قبلی
- سیستم اطلاعاتی كارآمد در جنگ و حفاظت و امنیت كارآمد
- به كارگیری جنگ روانی موفق در مقابل رژیم صهیونیستی
- توجه و تكیه بر مردم كشور خود و افكار عمومی (واقعیات منطقه‌ای، قومی، مذهبی، رقابت‌ها و بیش از همه تكیه بر نصرت الهی)
- توجه به ابتكار عمل‌ها و اجرای آن‌ها
- تطبیق و هماهنگ‌سازی جنگ‌افزارها، جغرافیا و تاكتیك‌های رزمی
- ارزیابی عملكرد ابزارهای قبلی و توجه به تكمیل آن‌ها در پروژه‌های بعدی
- رعایت آستانه‌ی تحمل خودی و دشمن و بهره بردن از آن
- عدم تمركز سازمان دفاعی و اجرای مقاومت منطقه‌ای خودكفا
- شناخت نقاط ضعف و كشاندن دشمن به آن عرصه‌ها
- ارتباطات و سیستم ارتباطی فعال و امن و دور از دسترس ابزارهای مدرن دشمنان
- بهره‌گیری از سیستم‌های رسانه‌ای و افكار عمومی و دیگر موارد
- وحدت ملت مظلوم و رنج‌دیده‌ی لبنان در حمایت از مقاومت اسلامی

وضعیت آمادگی حزب‌الله لبنان هنگام حمله‌ی رژیم صهیونیستی و نیز نحوه‌ی مدیریت جنگی حزب‌الله را چگونه می‌توان توضیح داد؟
بر خلاف انتظار و پیش‌بینی صهیونیست‌ها، حزب‌الله نه‌تنها در سال‌های پس از 2000 میلادی متوقف نمانده بود، بلكه در پدیده‌ای كاملاً متفاوت با جنگ‌های رژیم صهیونیستی پیش از 2000 میلادی، خطوط عملیاتی محدود ارتش صهونیستی در جنوب لبنان را به لَجمَن1 سراسری و طراحی جنگ گسترده با صهیونیست‌ها تبدیل كرده بود. حزب‌الله نیز آمادگی رزمی چریكی را تبدیل به آمادگی جنگی فراگیر كرده بود و با آموزش و جمع‌آوری تجهیزات مناسب، شرایط مواجهه با رژیم صهیونیستی را برای خود فراهم كرده بود.

در این شرایط فوق‌العاده شاهد آماده‌سازی‌های حزب‌الله برای مقابله با دشمن صهیونیستی بودیم كه به‌خوبی در روند جنگ 33 روزه اثر گذاشت. برخی از این آماده‌سازی‌ها عبارت بودند از ایجاد سلسله‌مراتب در فرماندهی، لجستیك، پشتیبانی، ارتباطات و در تجهیز زمین مناطق مختلف، گسترش توان موشكی تا مرز، فراهم‌سازی امكانات بازدارندگی و پاسخ به حملات دشمن، پیش‌بینی و تدارك لازم برای عملیات‌های غافلگیركننده در دریا و زمین، برنامه‌ریزی برای حمایت از رهبران و مردم و مهم‌تر از همه‌ی این‌ها ایمان و روحیه‌ی شهادت‌طلبی در رزمندگان حزب‌الله كه در راه خدا و در دفاع از وطن خویش جهاد می‌كردند. جمع‌آوری و كسب اطلاعات از دشمن در مرز و عمق سرزمین‌های اشغالی و گسترش جنگ در شهرها و روستاهای صهونیستی و بهره‌گیری دقیق و معجزه‌آسا از سیستم ارتباطی، یكی دیگر از توانمندی‌ها و ابعاد آمادگی حزب‌الله در جنگ 33 روزه بود كه به‌خوبی اجرا شد.

تعبیری كه یكی از صهیونیست‌های معروف در مورد سید حسن نصرالله دارد و به شیوه‌ای شیطنت‌آمیز می‌خواهد القا كند كه ضعف ارتش صهیونیستی در اثر عملیات روانی حزب‌الله بوده است و نه اقتدار مقاومت، این است كه درباره‌ی ایشان می‌گوید: او یك مدرسه‌ی كاملی از عملیات روانی است. دیگر مقامات صهونیستی نیز در پایان جنگ 33 روزه اعتراف كردند كه قدرت فرماندهی و كیاست و قدرت تدبیر و هوشمندی سید حسن نصرالله از وی شخصیتی قابل احترام ساخته است.

این اعترافات رژیم صهیونیستی بارها تكرار شده است. جامعه‌ی صهیونیستی همواره به آن‌چه آقای سید حسن نصرالله ابراز می‌دارد، اعتماد و اعتقاد بیشتری نشان می‌دهد تا مواضعی كه مسئولان خودشان مطرح می‌كنند. به همین دلیل هرگاه سخنرانی سید حسن نصرالله از شبكه‌ی المنار حزب‌الله پخش می‌شود، مردم جامعه‌ی صهیونیستی و حتی برخی شبكه‌های تلویزیونی رژیم صهیونیستی این سخنرانی را بادقت دنبال می‌كنند و حتی درباره‌ی مفاد سخنرانی او بحث و بررسی می‌كنند.

از دیگر مواردی كه در جنگ 33 روزه باید مورد تأكید قرار گیرد، قدرت و تسلط سید حسن نصرالله در ارائه‌ی چهره‌ای استوار و متین از مقاومت بود؛ شخصیتی كه با تدبیر و عقلانیت و حكمت جنگ را مدیریت می‌كند و آن‌چنان نمونه‌هایی شایسته‌ از عملیات روانی را به اجرا می‌گذارد و دشمن را با مواضع و اخبار و تصمیمات غافلگیركننده‌ی خود تحت‌ تأثیر قرار می‌دهد. دوست و دشمن نیز بر این مسئله اتفاق نظر دارند.

قدرت فرماندهی و برنامه‌ریزی جنگی كه از قبل با ایجاد آمادگی كامل و طرح‌های جنگی در حزب‌الله تدارك دیده شده بود و در جنگ 33 روزه نمادهای مكرر و روشنی از این جنبه را به نمایش گذاشت، نقطه‌ی مقابل آشفتگی در جبهه‌ی دشمن بود. حفظ ابتكار عمل جنگی برای گسترش دامنه و شعاع پرتاب‌های موشكی، اعلام غافلگیركننده‌ی زدن ناو جنگی رژیم صهیونیستی در ساحل بیروت و صور، به پرواز درآوردن هواپیماهای بدون سرنشین حزب‌الله و مقاومت در نوار شمالی سرزمین‌های اشغالی كه البته سالم به مراكز هدایت بازگشتند، از جمله نمادهای فرماندهی موفق و مقتدرانه‌ی سید حسن نصرالله بود.

تصویر كامل جنگ 33 روزه نمادی از هوشمندی در فرماندهی و بدنه‌ی مقاومت، ضربات یكنواخت و مستمر مقاومت به دشمن، خالی كردن دست دشمن از تدبیر و اقدام به تهی كردن اطلاعاتی آن‌ها و پایداری غیر قابل توصیف مقاومت، انضباط و ایثار نیروهای مقاومت و مردم و مسئولان حزب‌الله بود. در حالی كه در رژیم صهونیستی تصویرهای واژگون و مختلفی وجود داشت. رژیم صهیونیستی كه در جنگ خود اصول جنگ سریع و برق‌آسا و كوتاه را طراحی و پیش‌بینی كرده بود، با طولانی شدن جنگ و دست نیافتن به اهداف از هفته‌ی دوم جنگ دچار انفعال شد. این آشفتگی تا پایان جنگ نمایان بود.

اگرچه صهیونیست‌ها تمام توان هوایی و موشكی و آتش‌باری زمینی خود را به كار گرفتند و همه‌ی اهداف عملیاتی خود را آشكارا به اجرا گذاشتند، از تمام تاكتیك‌های نظامی زمینی و هوایی و نیز تركیبی بهره بردند، ولی در تمامی تلاش‌های خود برای كسب حتی یك هدف حداقلی ناتوان ماندند. نكته‌ی‌ قابل توجه و تأمل این است كه صهیونیست‌ها تمامی انرژی خود را برای یك جنگ نیابتی مصرف ‌كردند. اصرار آمریكا برای كسب یك پیروزی مادی كوچك، مقامات صهیونیست را در وضعیت استیصال قرار داد تا هرچه سریع‌تر به شرایط جنگی پایان دهند و ناتوانی نظامی را با پروسه‌ای سیاسی و دیپلماتیك جبران كنند. در واقع هفته‌ی پایانی جنگ 33 روزه اقدامات غیر عادی جنگی صهونیست‌ها با تلاش‌های دیپلماتیك و سیاسی قدرت‌های بزرگ و كشورهای عربی همراه شد تا به كابوس صهونیست‌ها پایان داده شود.

وضع رسانه‌ها و سازمان‌های حقوق بشری چگونه بود؟
در این جنگ گسترده و پرشدت كه بیش از 1200 شهید و هزاران زخمی و صدها هزار آواره و بی‌خانمان بر جای گذاشت و میلیاردها دلار خسارت به مردم و دولت لبنان وارد كرد، یك سكوت مرگ‌بار بین‌المللی حاكم بود. البته اعتراضات بعدی سازمان ملل نیز به صهیونیست‌ها با بی‌توجهی جهانی بی‌پاسخ ماند. همه‌ی فجایع و جرایم در ملأ عام و پیش چشم جهانیان به وقوع پیوست و قدرت‌های جهانی وظیفه‌ای جز حمایت از صهیونیست‌ها برای خود قائل نبودند.

البته زمانی كه روند جنگ در مسیری جز برآوردها و پیش‌بینی‌های صهیونیست‌ها و آمریكا پیش رفت، سازمان ملل و شورای امنیت وظیفه یافتند تا با صدور قطعنامه به تضمین آن‌ چیزهایی اهتمام ورزند كه در جنگ میسر نشده بود یا نیازهای رژیم صهونیستی را برآورده نكرده بود.

نكته‌ی قابل توجه در سیر این جنگ، آشكار شدن آثار انفعال در فرماندهی جنگ رژیم صهیونیستی پس از هفته‌ی اول جنگ بود. اهداف، استراتژی جنگی و سیاست‌های جنگی صهیونیست‌ها دست‌خوش فراز و نشیب و اختلال شد و فرماندهی شمال تغییر كرد و اهداف جنگی تعدیل یا تغییر ‌یافت. تغییر این هدف عبارت بود از نابودی كامل حزب‌الله و توان نظامی آن و كشته شدن تمامی رهبران به دور شدن حزب‌الله تا رودخانه‌ی لیطانی و اكتفا به آن. یا مثلاً صهیونیست‌ها در برنامه‌های نظامی خود، سیاست‌های آشفته‌ای را اجرا كردند. عملیات‌های نمایشی هلی‌بُرن در برخی مناطق و اصرار بر حمله‌ی نظامی به جنوب لبنان در حالی بود كه امكان پیش‌روی نداشتند. ادامه‌ی حمله به مردم و مناطق غیر نظامی و ... از دیگر موارد انفعالی و آشفتگی رفتاری صهونیست‌ها بود.

گفته می‌شد كه رژیم صهیونیستی به نیابت از آمریكا وارد جنگ با حزب‌الله شده بود. نظر شما در این باره چیست؟
جنگ 33 روزه كه از 12 جولای تا 15 آگوست 2006 با حمله‌ی سراسری رژیم صهیونیستی به لبنان به اجرا درآمد، در عمق و ماهیت خود یك جنگ نیابتی بود. این جنگ قبل از این‌كه به درد رژیم صهیونیستی بخورد، پاسخی به نیازهای آمریكا و نئوكان‌ها در حكومت آن كشور و برای اجرایی كردن برنامه‌ی خاورمیانه‌ای آمریكا ارزیابی می‌شود.

محوری بودن نقش آمریكا یا آمریكایی بودن این جنگ نابرابر از نحوه‌ی رفتار و مدیریت آن‌ها در طی جنگ قابل مشاهده و درك است. مواضع آشكار مقامات آمریكایی و فشار برای طولانی‌تر شدن این جنگ كه از مرز تحمل و برنامه‌ی صهیونیست‌ها عبور كرد، از نشانه‌های نیابتی بودن این جنگ است. خانم كاندولیزا رایس، وزیر خارجه‌ی وقت آمریكا، قتل ‌عام مردم در مركز سازمان ملل در جنوب لبنان را درد زایمان خاورمیانه‌ی جدید آمریكایی قلمداد كرد. این تحلیل نشان از جنگ و جنایتی دارد كه رژیم صهونیستی به نیابت از آمریكا شروع كرده بود.

شرایط پس از جنگ 33 روزه چگونه بود؟
مرثیه‌هایی كه مقامات صهیونیستی پس از جنگ و در مورد شكست نظامی سرودند، قابل تأمل است. یك نمونه‌ی شنیدنی از این واكنش‌ها این بود كه:
شیمون پرز، رئیس رژیم صهونیستی اعلام كرد چماق اسرائیلی شكسته و دیگر قادر نیست كسی را بترساند. یعنی اقتدار و هیبت ارتش آنان از دست رفته و دیگر موجب غافل‌گیری كسی نمی‌شود. این یعنی رژیم صهیونیستی قدرت ابتكار عمل و بازدارندگی خود را از كف داده و دیگر فاقد یك هدف روشن و ثابت و امكان‌پذیر است. لذا پرز گفت: اگر الان دنیا در كنار ما قرار دارد، نه به دلیل حقانیت، بلكه به علت ضعف ما است.

رژیم صهونیستی در ابعاد حكومتی و جمعیتی پس از مواجهه با اولین شكست خود به‌شدت مأیوس و ناامید شد. ارتش و نیروهای امنیتی آنان دیگر نمی‌توانند خود را شكست‌ناپذیر معرفی كنند و برای مردمشان اطمینان‌بخش باشند. مردم از این‌كه افراد نالایقی بر آن‌ها حكومت می‌كنند كه ناتوان از تحقق جامعه‌ای ایمن و مرفه هستند، سرخورده بودند. با این‌كه در طی یك ماه جنگ، آمار فرار مردم از رژیم صهیونیستی بین 500 هزار تا یك میلیون نفر اعلام شد، ولی آثار روانی جنگ و شرایط بعدی رژیم صهیونیستی موجب شد تا به نوشته‌ی مجله‌ی فارن‌پالیسی: یك میلیون نفر دیگر از جمعیت این رژیم نیز ناپدید شوند كه كنایه از خروج بی‌سروصدای آنها است.

تحقیقات برای كشف دلایل شكست رژیم صهیونیستی را كمیته‌ی معروف «ونیوگراد» بر عهده گرفت و كارهایی را در همین زمینه صورت داد. ناكارآمدی مسئولین حكومتی و فقدان هماهنگی اركان حكومت، فقدان طرح‌های نظامی مفید، فقدان برنامه‌ریزی دقیق نظامی كه متكی به اطلاعات كافی باشد، عدم آمادگی‌های رزمی در بدنه و بعضی رده‌های فرماندهی نظامی و ... برخی از دلایل شكست این رژیم در جنگ 33 روزه بود كه گزارش ونیوگراد به آنها اشاره كرده بود. این گزارش موجب تغییراتی در سطوح نظامی، اطلاعاتی و سپس در حكومت شد ولذا اولمرت نیز از قدرت كنار رفت.

در حالی كه رژیم صهیونیستی با معضل ساماندهی روحی-روانی و با مشكلات ناشی از شكست در جنگ و كشمكش‌های سیاسی درگیر بود، حزب‌الله با مدیریتی چشم‌گیر وارد مرحله‌ی سازندگی مناطق جنگ‌زده‌ی لبنان شد و به‌سرعت به ساماندهی مناطق تخریب شده و اسكان مردم مهاجر این مناطق پرداخت.

رژیم صهیونیستی كه تا سال 2006 میلادی خود را موجودی جدابافته و بی‌نیاز تعریف می‌كرد، حالا دیگر به‌شدت نیازمند حمایت و چتر امنیتی-نظامی قدرت‌ها و سازمان‌های بین‌المللی بود. رزمایش‌های بی‌شمار سالانه و ماهانه در موضوعات مختلف نه‌تنها روح اعتماد و خودباوری را به این رژیم بازنگرداند، كه ضعف‌های غیر قابل حل و مشكلات عدیده‌ی جدیدی را نیز پیشِ روی این رژیم قرار داد. بر این اساس می‌توان مدعی شد كه جنگ 33 روزه از طرف آمریكا و صهیونیست‌ها برای تحقق خاورمیانه‌ی بزرگ آمریكایی تدارك شده بود. لیكن به حكم قرآن مجید كه می‌فرماید: «و مَكَروا و مَكَرَ اللهُ و اللهُ خَیرُ الماكِرینَ» پیروزی حزب‌الله و نورانیت مقاومت فضای جدیدی را در بیداری اسلامی سراسر منطقه پدید آورد و خود كانون حركتی نوین در تحركات ضد استكباری شد.

پیش‌نویس:
1. لجمن: لبه‌ی جلویی منطقه‌ی نبرد

[url=http://rajanews.com/detail.asp?id=99168]منبع[/url]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
دوستان برنامه راز دوشنبه شب درباره ي جنگ 33روزه بحث ميكرد. جالبه بدونيد حزب الله حدود 500000 هزار نفر جمعيت منطقه جنوب بيروت رو بلافاصله بعد از شروع جنگ در شمال بيروت و پارك ها اسكان داد و با وجود حجم سنگين بمباران كلا 1200 نفر تلفات داد. بعضي از ساختمون هاي خاكستر شده در بيروت خودشون شايد 200 يا 300 نفر جمعيت داشتن كه واقعا جالبه با وجود حجم گسترده ي تخريب اين تعداد تلفات. اميدوارم در بحث پدافند غير عامل يك چيزايي رو از حزب الله ياد بگيريم.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]دوستان برنامه راز دوشنبه شب درباره ي جنگ 33روزه بحث ميكرد. جالبه بدونيد حزب الله حدود 500000 هزار نفر جمعيت منطقه جنوب بيروت رو بلافاصله بعد از شروع جنگ در شمال بيروت و پارك ها اسكان داد و با وجود حجم سنگين بمباران كلا 1200 نفر تلفات داد. بعضي از ساختمون هاي خاكستر شده در بيروت خودشون شايد 200 يا 300 نفر جمعيت داشتن كه واقعا جالبه با وجود حجم گسترده ي تخريب اين تعداد تلفات. اميدوارم در بحث پدافند غير عامل يك چيزايي رو از حزب الله ياد بگيريم.[/quote] آره دوست عزیز ‏.‏ سید حسن نصر الله هم خیلی تاکید می کرده که در این نقل و انتقالات از جنوب به شمال بیروت عزت مردم پایمال نشه ‏.‏ در مورد پدافند غیر عامل هم ایران به حزب الله آموزش داده ولی مردم لبنان با جون و دل با آنها همکاری می کنند .

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
حزب الله بچه ی کوچیک ایران محسوب میشه واونا باید ازما یاد بگیرن نه ما از اونا :mrgreen:
چون تمام اموزشهای اونا از بچه های سپاه قدسه.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]حزب الله بچه ی کوچیک ایران محسوب میشه واونا باید ازما یاد بگیرن نه ما از اونا :mrgreen:
چون تمام اموزشهای اونا از بچه های سپاه قدسه.[/quote]
در قسمت پدافند غیر عامل بعید میدونم! چون به شدت به همکاری مردم وایسته است که. . . . :mrgreen:

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
عالی بود
واقعا قدرت جلوی اینا {حزب ا...} شوخیه

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
ای بابا تا اونجا که میدونیم اموزش نیروی حزب الله توسط ایران صورت میگیره :mrgreen:

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

به گزارش گروه دفاع و امنیت مشرق، پس از مناقشه اخير ميان حزب الله و رژیم صهیونیستی که ناشی از عزم صهیونیست ها برای تجاوز به منابع نفتي و گازي لبنان در دریا است، توجه به قدرت دریایی هر دو طرف، امری ضروری به نظر می رسد به نظر می رسد بر خلاف نيروهاي زميني و هوايي اسرائيل كه در طول ساليان گذشته همواره قدرتي ثابت داشته‌اند، نيروي دريايي از اين نظر عقب گرد داشته است، چرا كه سران صهیونیست معمولا توجهي به اين بخش نداشته و مأموريت و عمليات محدودي براي نيروهاي دريايي تعريف كرده‌اند از سوی دیگر مؤلفه های قدرت حزب الله بجز نیروهای بسیار ورزیده و با انگیزه در زمین و یگان موشکی آن که با برخورداری از انواع راکت های کوتاه برد و میانبرد شناخته شده اند، امروزه وسعت بیشتری یافته است صرف نظر از توان پدافند هوایی حزب الله و یگان هواپیماهای بدون سرنشین آن امروزه چالش جدید صهیونیست ها برای درگیری مجدد با حزب الله، قدرت دریایی آن است. البته آنچه که در اینجا از آن با نام قدرت دریایی تعبیر می کنیم شامل استفاده از توپخانه سنگین و میانبرد و راکت های دوربرد علیه شناورها نیست که البته ممکن است خارج از توان حزب الله هم نباشد در جنگ تابستان سال 2006 که برای ما با نام جنگ 33 روزه شناخته می شود رزمندگان حزب الله موفق به حمله یک کشتی جنگی اسرائیلی شدند که از نوع ساعر و دارای پیشرفته ترین سامانه های هشدار دهنده و دفاعی بود. از همان موقع گمانه زنی های گوناگونی پیرامون اینکه چه سلاحی ساعر را مورد هدف قرار داده شروع شد که به عقیده برخی، مطرح ترین احتمالها استفاده از موشک ضد کشتی و یا هواپیمای بدون سرنشین است شاید با توجه به اینکه ناوچه ساعر در وضعیت جنگی بوده و خبری از واکنش نشان دادن آن به تهاجم منتشر نشده، احتمال حمله موشکی به واقعیت نزدیک تر باشد اما هرچه در آن وقت رخ داده در وهله اول نشان دهنده این است که حزب الله عرصه نبرد را محدود به زمین نمی داند. همانطور که دانشمندان و مدیران سرشناس دنیا مطرح می کنند، اگر یک شخص یا مجموعه برای رسیدن به هدفی تصمیم داشته باشد، حتماً راه رسیدن به آن را نیز پیدا خواهد کرد و رزمندگان مقاومت اسلامی لبنان بارها و بارها تجسم عملی این جمله بوده اند. به طور خلاصه باید گفت که این جوانان مبارز، حرکات نیروی دریایی صهیونیست ها را زیر نظر داشته، با سنجیدن موقعیت، نوع سلاح یا سلاح های مناسب را اتنخاب کرده و در زمان مناسب به هدف حمله کرده اند.

[align=center]87103_244.jpg[/align][align=center]نقشه نبرد 33 روزه از نگاه سایت اسرائیلی دبکا[/align]

از اینکه این حمله با یک یا چند سلاح انجام شده و اینکه آیا برخی از آنها به عنوان فریب سامانه های ساعر بخت برگشته بکار گرفته شده اند و یا اساساً یک سلاح با قابلیت های پیشرفته مثلاً پنهانکاری راداری یا سرعت های بسیار بالا مورد استفاده قرار گرفته اطلاعی در دست نیست اما آنچه قطعی به نظر می رسد و در سخنان دبیر کل حزب الله لبنان نیز به آن اشاره شده، قدرت نظامی رزمندگان مقاومت در قیاس با سال 2006 بسیار بیشتر شده و در تمامی عرصه های نبرد به تکمیل توانمندی های خود پرداخته اند. از اینرو پیرامون قدرت دریایی امروز حزب الله گمانه زنی هایی انجام شده است که بررسی محتوای آنها جالب خواهد بود تحلیلگران نظامی معتقدند امروزه سامانه های موشک های ضد کشتی حداقل از انواع کوچک و متوسطی در اختیار حزب الله است که فاصله خطرناک از ساحل را برای شناورهای اسرائیلی بسیار فراتر از محدوده سال 2006 می برد. می دانیم بالا بودن قدرت تحرک رزمی و همچنین اختفای کامل برای رزمندگان مقاومت همواره یک اصل بوده است. از اینرو بایستی احتمال داد این سامانه های موشکی از نوع تمام متحرک، با عملکرد مستقل در شناسایی، درگیری و هدایت اولیه موشک و برخوردار از موشکی با هدایت خودکار باشد. با توجه به مطالب منتشر شده از شیوه های رزمی مقاومت در جنگ 33 روزه به احتمال قوی واحدهای موشکی ضدسطحی رزمندگان دارای قابلیت به اشتراک گذاشتن اطلاعات پیش از پرتاب نیز هستند زیرا در غیر اینصورت توان پاسخگویی به یک حمله پرتعداد از سمت دریا کمی سخت خواهد شد. به گزارش مشرق، نوار ساحلی لبنان حدود 230 کیلومتر است و این مناطق از پوشش های طبیعی متنوعی برخودار است. نکته قابل توجه در این زمینه وجود تپه های مرتفع توأم با پوشش های گیاهی است که امکان استتار و اختفای مناسبی را برای ادوات و تسلیحات دریایی حزب الله فراهم می کند همانطور که در جنگ33 روزه شاهد این حرکتها بودیم.حتی به عنوان یک تاکتیک موقتی امکان شلیک موشک از نواحی دورتر از ساحل و لابه لای این عوارض طبیعی مقدور خواهد بود که به افزایش امکان غافلگیری دشمن می انجامد. همچنین شلیک موشک از داخل نواحی شهری هرچند به صورت مواضع یکبار مصرف همانند جنگ 33 روزه ممکن است تا با حمله از جهات مختلف به یک هدف، از تمرکز توان دفاعی آن جلوگیری شود.این تاکتیک از این جهت نیز مفید است که توان پاسخگویی صهیونیستها در غالب حمله با توپخانه یا با نیروی هوایی(که در جنگ 2006 مشاهده می شد) به نقاط شلیک سلاح های مقاوت که شناسایی شده با مشکلات بیشتری روبرو می شود. البته با تقویت توان پدافند هوایی حزب الله تأثیر نیروی هوایی دشمن اشغالگر تا حدودی کاهش می یابد. از دیگر تسلیحاتی که به احتمال زیاد نیروهای مقاومت از آن استفاده می کنند، قایق های تندرو است. از کم و کیف این قایق ها هیچ اطلاعاتی در دست نیست اما با توجه به اینکه ایده استفاده از قایق های تندرو مجهز به تیربارهای سنگین، راکت های کوتاه برد و موشک های دوش پرتاب سطح به هوا یا سطح به سطح تاکنون در دیگر نواحی خاورمیانه و در برابر نیروهای دریایی به مراتب قوی تر از رژیم صهیونیستی به خوبی جواب داده است، رزمندگان مقاومت نیز احتمالاً از این الگوی موفق بهره برداری کرده اند.در صورت مناسب بودن توان و مقاومت سازه قایق های تندروی مقاومت، احتمال نصب موشک های کوتاه برد یا میانبرد ضد کشتی کروز نیز بر روی این شناورها مقدور است که در اینصورت با توجه به روحیه دلاوری و شجاعت بی بدیل رزمندگان حزب الله، امنیت برای نیروی دریای رژیم اشغالگر قدس را باید پایان یافته بدانیم زیرا خروج از ساحل، وسعت دادن به منطقه درگیری و ایجاد فضا برای بهره برداری از قابلیت تحرک و سرعت قایق های تندرو و کشاندن صحنه درگیری به نزدیک آبهای فلسطین اشغالی تاکتیکهای امتحان شده و موفقی در نبردهای چریکی دریایی برای تحمیل برتری به دشمن در نبرد نامتقارن است. این قایق ها می توانند حامل مین های دریایی برای پیشگیری از نفوذ شناورهای دشمن نیز باشند که این تاکتیک به خصوص در صورت ورود نیروی های دریایی هم پیمان با اسرائیل به صحنه نبرد می تواند توازن قوا را از نظر کارایی به همراه بیاورد.به گزارش مشرق، برخی از کارشناسان نظامی ادعا می کنند که نیروهای حزب الله به زیردریایی های کوچک یک یا دو نفره دست پیدا کرده اند. مروری بر تاریخ نبردهای نابرابر دریایی به خصوص در اواخر جنگ جهانی دوم و در سواحل ژاپن کارایی بالای این نوع از زیردریایی ها که به زیردریایی مرطوب نیز معروف هستند را اثبات می کند.گونه های مختلفی از این زیرسطحی ها در کشورهای مختلف جهان توسعه یافته که برای اجرای عملیات های شناسایی، نشانه گذاری لیزری برای هدایت موشک های هدایت لیزری، کارگذاشتن مین های چسبان در بدنه شناورها، حمل یک فروند اژدر ضد کشتی و یا اجرای عملیات استشهادی (مانند عملیات های انتحاری زیردریایی های مرطوب ژاپنی) از جمله کاربردهای این وسیله است. بدیهی است با توجه به اختفای بالای زیردریایی ها، برتری عملیاتی محسوسی نصیب نیروی بکارگیرنده آن خواهد شد و می تواند در فضایی که نیروهای سطحی از سوی نیروی هوایی دشمن، آسیب پذیر هستند به اجرای عملیات بپردازد و به موازنه قوا و ایجاد تلفات برای دشمن و در نتیجه کاهش فشار بر سایر نیروهای خودی بیانجامد. با توجه به نگاه جهادی رزمندگان مقاومت اسلامی و بنیه علمی بالای مهندسان و متخصصان، دستیابی و کاربری هر یک از موارد اشاره شده در گزارش حاضر دور از ذهن نخواهد بود. انبوه جوانان دیندار، خداجو، با انگیزه و پرتلاش حزب الله، فرماندهان با تجربه و همیشه آماده و معتقد به آرمان های اسلام و اشراف اطلاعاتی بالای مقاومت نسبت به اشغالگران صهیونیست از عواملی است که شکست به مراتب سخت تر دشمنان اسلام را در صورت ارتکاب به اعمال احمقانه و تجاوز مجدد به لبنان را یقیناً به دنبال خواهد داشت چرا که می دانیم :

[align=center]اِنّ حزبُ الله همُ الغالبون[/align]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[color=red][size=24]با سلام این تاپیک رو که الان میزنم خیلی راحت با یه کپی پیست برای دوستانی که نخوندن فراهم کردم بخونید در ضمن این تاپیک به اجیل نیاز دارد یادتان نرود[/size] :| :mrgreen: [/color]
[size=18]در ضمن اسم گرد اورندش رو هم به پاس تلاشش نوشتم [/size]

کاربرد تسلیحات ضدزره در جنگ سی و سه روزه
برگرفته از کتاب «آنتونی کردزمن» در مورد جنگ سی و سه روزه
در طی جنگ، حزب‌الله به نحو گسترده‌ای از تسلیحات ضدزره علیه اهداف زرهی نیروهای دفاعی اسرائیل و نیروهای پیاده‌نظام اسرائیل استفاده کرد. تیم ویژه ضدتانک حزب‌الله در طول جنگ ماه ژوئیه متشکل از دو فرد بسیار آموزش دیده در استفاده از سیستم‌های تسلیحاتی و دو تا سه فرد دیگری بود که از توانایی کمتری در استفاده از تسلیحات برخوردار بوده و نقش تامین‌کننده و حمل کننده را برای دیگران بازی می کردند. بیشتر رزمندگان متخصص ضدتانک در طول جنگ بی‌کار ماندند زیرا در امتداد رودخانه لیتانی موضع گرفته بودند چرا که حزب‌الله انتظار داشت که حمله نیروهای دفاعی اسرائیل با سرعت و عمق بیشتر از آنچه که در عمل انجام شد، پیشروی خواهد کرد. به هر حال، همانگونه که “اندرو اگزوم ” تشریح کرده تیم‌های عمل کننده ضدتانک موفقیت چشمگیری داشتند:
ستون زرهی اسرائیل در ۱۰ اوت به سوی منطقه “وادی السلوکی ” سرازیر شدند- دره‌ عمیق شمالی-جنوبی که جنوب لبنان را به دو بخش تقسیم می‌کند- این ستون زرهی با یک فاجعه مواجه شد. ۴۸ ساعت پیش از آن، به واحد نیروهای دفاعی اسرائیل دستور داده شده بود که از وادی سلوکی گذشته و شهرک “قندوریه ” را به تصرف درآورند. اما دلایل این امر نامعلوم بود،‌ زمانی دستور توقف پیشروی به این ستون‌ها داده شد که خودروهای پیش‌قراول آن به ته دره رسیده بودند. این واحد متعاقب این امر دور زد و به سمت موقعیتی در غرب “الطیب ” حرکت کرده و در عین حال منتظر دستورات بعدی ماند. تاخیر در حرکت نیروهای دفاعی اسرائیل به دشمن زمان لازم را داد تا برای دفاع از دره آماده شوند. حزب‌الله تیم‌های ضدتانک خود را به دو طرف دره هدایت کرد و منتظر اقدام مجدد نیروهای دفاعی اسرائیل ماند.
در نتیجه زمانی که فرمانده هدایت کننده ستون زرهی در ۱۲ اوت به پایین دره رسید، تانک وی بوسیله یک وسیله انفجاری سنگین تخریب شد. بقیه تیم وی نیز زیر آتش‌باز سنگین واحدهای ضدتانک حزب‌الله قرار گرفتند که در پشت دره پناه گرفته بودند. ۱۱ تانک نیروهای دفاعی اسرائیل هدف موشک‌های ضدتانک حزب‌الله قرار گرفت ضمن این که هشت خدمه و چهار سرباز دیگر کشته شدند. تلفات این جنگ یک دهم از کل تلفات نیروهای دفاعی اسرائیل در جنگ ماه ژوئیه بود.
یکی از ناظران بی‌طرف بدون این که از این امر خبر داشته باشد این ستون به مدت ۴۸ ساعت در آنجا نگهداشته شده بودند، اینگونه مطرح کرد که فرمانده این واحد باید یکی از آشپزهای نیروهای دفاعی اسرائیل باشد نه یک فرمانده تانک. اما نسبت دادن فاجعه وادی السلوکی به بی‌کفایتی نیروهای اسرائیلی در اصل بی‌اعتنایی به موفقیت بزرگ تاکتیکی حزب‌الله در جنگ ژوئیه خواهد بود: یعنی استفاده از سلاح‌های متعدد ضدتانک که بطور مداوم برای نیروهای دفاعی اسرائیل حاضر در منطقه مشکل آفرین بود. ”
بنا بر گزارش‌های اولیه، حزب‌الله استفاده گسترده‌ای از راکت‌های ضدتانک صورت داد و بیش از یک هزار راکت به تانک‌های اسرائیلی و نیروهای پیاده‌نظام آن شلیک کرد. اسرائیلی‌ها هم با موشک‌های قدیمی هدایت شونده ضدتانک (ATGM) مواجه بودند مانند، AT-3 Sagger (مالیوتکا)،‌ AT-4 Spigot (فاگوت) و AT-5 Spandrel (کونکورز) – هر کدام از آنها از نوع سیستم‌های هدایت سیمی بوده اما با افزایش شماره مدل‌ها پیشرفته‌تر و موثرتر و استفاده از آنها آسانتر شده است.

نیروهای دفاعی اسرائیل همچنین با یک نوع سلاح پیشرفته‌تر مانند موشک ضدتانک دوش‌پرتاب، نشانه‌گیری چشمی هدایت سیمی توفان (TOW)، موشک AT-13 Metis-M 9M131 مواجه بودند که استفاده کننده از آنها تنها به این امر نیاز دارد که هدف را ردگیری کند و همچنین موشک نوع AT-14 Kornet-E 9P133 که نسل سوم سیستمی است که می‌تواند برای حمله به تانک‌های مجهز به زره‌پوش‌های واکنشی در برابر مواد منفجره و همچنین حمله به ساختمان‌ها و نیروهای سنگر گرفته استفاده شود. بسیاری از این سیستم‌ها دارای شماره سریال‌هایی بودند که نشان می‌داد مستقیم از سوریه آمده‌اند و برخی دیگر نیز ممکن است از سوی ایران ارایه شده باشد.

سلاح AT-14 نمونه مناسب از این نوع سلاح‌های با فناوری بالا است که آمریکا ممکن است در آینده در جنگ‌های نامتقارن با آنها مواجه شود. این سلاح می تواند بر روی یک خودرو نصب شده و یا به عنوان یک سیستم قابل حمل توسط یک سرباز مورد استفاده قرار گیرد. این سلاح برای نبردهای شبانه دارای دوربین گرمایی و ردگیری علائم گرمایی است و موشک آن دارای هدایت زاویه دید راهبری نیمه خودکار (SACLOS) است که قابلیت هدایت با علائم لیزری را نیز دارا است. برد اسمی این سلاح حداکثر ۵ کیلومتر و کلاهک ضدتانک با قابلیت انفجار بالا (HEAT) برای در هم شکست تانک‌هایی به کار می‌رود که مجهز به زره واکنشی هستند و همچنین دارای کلاهک مواد منفجره و آتش‌زا برای استفاده علیه سنگرها، استحکامات هستند. گفته می‌شود حداکثر ضریب نفوذ آنها تا هزار و ۲۰۰ میلی‌متر است.
دیگر سیستم‌ها شامل نسخه پیشرفته از آرپی‌جی‌های ۱۰۵٫۲ میلی‌متری است که به آنها آرپی‌جی ۲۹ یا ومپایر (به معنی خون‌آشام) نیز گفته می‌شود.این سیستم‌ها سنگین‌تر از مدل‌های قبلی بوده و دارای کلاهک دوپشته است. این سلاحی دو نفره است که بردی معادل ۴۵۰ متر داشته و دارای نارنجک ۵/۴ کیلوگرمی است که می‌تواند برای حمله به زره‌پوش‌ها، سنگرهای زیرزمینی و ساختمان‌ها به کار رود. برخی از نسخه‌های آن به دوربین دید در شب نیز مجهز هستند.

نیروهای دفاعی اسرائیل اغلب شاهد بودند که این سلاح‌ها با مهارت تاکتیکی با میزان اشتباه فنی پایین مورد استفاده قرار می‌گیرند و به همان آسانی مورد استفاده قرار می‌گیرند که نسل سوم AT-GMs استفاده می‌شوند. این سلاح‌ها خسارت جدی به ساختمان‌ها و زرهپوش‌ها وارد می‌کنند. حزب‌الله همچنین اثبات کرد می‌تواند از همان شیوه هجومی استفاده کند که معمولاً در کمین‌های صورت گرفته در عراق برای شلیک گلوله‌های متعدد به یک هدف در آن واحد استفاده می‌شود. مبارزان حزب‌الله علاوه بر استفاده سلاح‌های ATGM خود علیه اهداف زرهی همچنین از آنها به صورت بسیار موثری علیه تجمع پیاده‌نظام و ساختمان‌های محلی استفاده کردند.
مهمتر از همه این که حزب‌الله همچنین مهارت قابل توجهی در استفاده از سلاح‌های نسل قدیم ضدتانک نشان داد اگر چه این مهارت اغلب با آتش تهاجمی انواع مختلف تسلیحات به اهدافی همراه بودند که از یک نقطه معین عبور می‌کردند، بخصوص زمانی که این آتش‌بار در بردهای بلند صورت می‌گرفتند. نیروهای زرهی اسرائیل در مواجهه با این نوع شیوه‌ها، با مشکلات مواجه بودند. یکی از مشکلات مهم این بود که از تانک‌ها خواسته شده بود که در مناطق دشوار به خودی خود عمل کنند. تانک‌ها در این مناطق زمانی موثرتر کار خواهند کرد اگر از سوی پیاده‌نظام، یگان مهندسی و توپخانه حمایت شوند.
منابع نیروهای دفاعی اسرائیل در ابتدا تخمین زدند که دستکم ۵۰۰ گلوله ATGM در طول درگیری شلیک شدند. آنها گزارش دادند که در کل تعداد ۶۰ خودرو از انواع مختلف زرهی تا ۱۱ اوت ۲۰۰۶ هدف قرار گرفتند (گزارش‌ها درباره این که همه این زرهپوش‌ها، تانک بودند اشتباه است). بیشتر این خودروهای زرهی به سرعت در میدان نبرد تعمیر شده و خدمت خود را از سرگرفتند. تنها ۵ الی ۶ نوع خودروی زرهی بطور دائمی از کار افتادند.
اگر چه برخی منابع به سادگی از نابودی ۲۰ تانک سخن می‌گویند اما دیگر منابع جزئیات کار را به شرح زیر ارایه کردند:

**تانک‌های حاضر: ۴۰۰
**تانک‌های هدف قرارگرفته: ۴۸ (این برآورد بر اساس گزارش‌هایی است که کمتر از چند ده تانک هدف قرار گرفتند)
**تانک‌های آسیب دیده: ۴۰
**تانک‌های منهدم شده: ۲۰
**تانک‌های نابود شده: بیش از ۵ (این برآورد بر اساس گزارش‌هایی است که کمتر از چند ده تانک هدف قرار گرفتند)
**شمار خدمه کشته شده: ۳۰

گزارش‌های ثانویه ارایه کننده آمار متفاوتی بود. برخی از برآوردها شمار موشک‌های ضدتانک ATGM و راکت‌های ضدتانک سنگین را بیش از هزار عنوان کرده‌اند. بنا بر تحقیقی که از سوی “آلون بن دیوید ” ارایه شده، نیروهای دفاعی اسرائیل بعد از آتش‌بس نتیجه گرفتند که حدود ۴۵ درصد از تانک‌های اصلی رزمی اسرائیل که از سوی موشک‌های ATGM هدف قرار گرفته بودند به نوعی منهدم شدند. در کل ۵۰۰ تانک مرکاوا به منطقه اعزام شدند که دقیقاً ۵ عدد از آنها توسط مین‌هایی که در قسمت زیرین تانک منفجر شدند و با استفاده از تاکتیک‌های آسیب‌شناسی تانک نابود شدند. حدود ۵۰ مرکاوای نسل ۲ و ۳ و ۴ هدف قرار گرفتند که ۲۱ عدد آنها منهدم شدند. ۱۱ مورد از این انهدام‌ها کشته‌ای به همراه نداشت اما ۱۰ مورد انهدام دیگر موجب تلفات ۲۳ خدمه تانک شدند. موشک‌های ضدتانک ATGM همچنین تلفات سنگینی بر پیاده‌نظام وارد کرد بخصوص وقتی که عده‌ای از نیروهای ذخیره ارتش اسرائیل در داخل ساختمانی گرفتار آمدند و آن ساختمان هدف یک موشک ATGM قرار گرفت.
یکی از تحلیلگران برجسته دفاعی اسرائیل توضیحات زیر را درباره تاثیر ATGM ها و دیگر سلاح‌های ضدتانک حزب‌الله ارایه کرد.
“… ما می‌دانستیم که این سازمان دارای راکت‌های پیشرفته ضدتانک هستند و اطلاعات نظامی نیروهای دفاعی اسرائیل حتی توانسته بود به یک نمونه از آن راکت‌ها دست یابد. ما همچنین فهمیده بودیم که حزب‌الله مشغول سنگربندی واحدهای ضدتانک است. به هر حال نتوانستیم اهمیت استقرار گسترده این نوع تسلیحات را درک کنیم.
نتیجه این شد که موشک‌های ضدتانک به عامل اصلی تلفات نیروهای دفاعی اسرائیل بدل گشتند و تقریباً‌ همه تلفاتی که یگان زرهی دادند و بسیاری از تلفات یگان پیاده‌نظام بخاطر این موشک‌ها کشته شدند. بیشتر سربازان پیاده‌نظام به عوض آن که توسط درگیری رو در رو کشته شوند بخاطر سلاح‌های ضدتانک کشته شدند. بسیاری از سربازان پیاده نظام که زندگی خود را بخاطر سلاح‌های ضدتانک از دست دادند در ساختمان‌های روستایی وارد شده بودند و راکت‌ها با عبور از دیوار موجب مرگ آنها شد.
….حزب‌الله در این جنگ از هفت نوع راکت‌ استفاده کرد. ۴ نمونه از آنها از نوع پیشرفته‌ترین راکت‌های موجود بودند و همگی توسط روسیه تولید و به سوریه فروخته شده بودند. پیشرفته‌ترین راکت می‌تواند زره فولادی به قطر ۷۰ سانتی‌متر تا ۱ متر و ۲۰ سانتی‌متر را سوراخ کند. بعد از این که زره شکافته شد،‌ کلاهک دوم در داخل تانک منفجر می‌شود. اطلاعات نظامی ارتش اسرائیل یکی از این راکت‌ها را به دست آورد و متوجه شد که حزب‌الله مشغول سنگربندی واحدهای ضدتانک است. به هر حال نیروهای دفاعی اسرائیل به طور مناسبی برای این تحولات آماده نشده بودند.
۴ تانک اسرائیلی نیز به مین‌های بزرگ کارگذاشته شده در زمین برخورد کردند. سه تانک که از زره زیرین برخوردار نبودند همه ۱۲ سرنشین خود را از دست دادند. تانک چهارم دارای زره زیرین تانک بود که از ۶ خدمه آن تنها یک نفر کشته شد.
موشک‌های ضدتانک به ۴۶ تانک و ۱۴ خودروی زرهی دیگر اصابت کردند. در همه این حملات، تنها ۱۵ تانک سوراخ شده و ۵ خودروی زرهی دیگر آسیب دیدند و ۲۰ سرباز جان خود را از دست دادند که ۱۵ نفر از آنها از خدمه تانک بودند. دو سرباز دیگر عضو یگان زرهی که بدن آنها در تیررس قرار گرفت، کشته شدند. در دیگر نقطه یعنی “وادی السلوکی ” حزب‌الله عملیات کمین موفقیت‌آمیزی ترتیب داد و ۱۱ تانک را هدف قرار داد. موشک‌ها زره سه تانک را شکافتند که در دو تانک هفت سرباز یگان زرهی کشته شدند. دو تانک دیگر نیز از حرکت باز ایستادند. ”
ابهامات مهمی در این آمار و ارقام و نتیجه‌ای که باید از آنها گرفت، وجود دارند. دیگر مشکل در ارزیابی تاثیرات چنین تسلیحاتی این است که نیروهای دفاعی اسرائیل در امتداد خطوط پیشروی که حزب‌الله عملاً‌هفته‌ه وقت آماده‌سازی برای کمین داشت، حرکت کند و نامنظمی داشتند. هیچ آمار و اطلاعاتی در این باره در دست نیست که چه تعداد موشک و از چه نوع ناتوان ماندند و چقدر درگیری در مناطق شهری و یا نقاط مهم اتفاق افتاد. هر سیستم زرهپوشی آسیب‌پذیر است و بیشتر به کیفیت مانور و حمایت بستگی دارد. گذشته از این مسایلی در این باره مطرح می‌شود که چه تعداد از تلفات نیروهای دفاعی اسرائیل بخاطر نبود حمایت‌های زرهی بوجود آمد. در شرایط حاضر، درس عبرت گرفتن آسان‌تر از حمایت از این آمار با واقعیت‌ها است.
در یک اتفاقی که برای سلاح‌های ضدتانک اسرائیل پیش آمد، نگرانی عمده‌ای برای جنگ‌ آتی بوجود آورده است. در طول جنگ لبنان، نیروهای حزب‌الله یک موشک ضدتانک سالم از نوع “رافائل اسپایک ” MR ATGM از اسرائیل به غنیمت گرفتند. این موشک اسپایک MR در نوک خود وسیله‌ای دارند که به آنها قابلیت آتش‌افکنی و سوراخ کنندگی می‌دهد. نیروهای دفاعی اسرائیل متعاقب این امر ابراز نگرانی کردند که این سلاح به ایران منتقل شود و در آنجا برای بهینه‌سازی موشک‌های ضدتانک ATGM ایران و بهینه سازی تدابیر مقابله‌ای علیه سلاح‌های ضدتانک از خانواده اسپایک شود.
یکی از واکنش‌هایی که خدمه زرهی برای تاکتیک‌های ضدتانک حزب‌الله به کار بستند استفاده از گلوله‌هایی بودند که توسط صنایع نظامی اسرائیل توسعه یافته‌اند. گلوله‌های ضدنفر و ضداجسام ۱۰۵ میلی‌متری برای تانک‌های اصلی رزمی مرکاوا است که شاهد نخستین کاربرد گسترده خود در میدان‌های نبرد دربرابر اقدامات ضدتانک حزب‌الله بودند.
در واکنش به موفقیت‌های حزب‌الله در طول جنگ، نیروهای دفاعی اسرائیل بعد از جنگ اعلام کردند که مرکاوای ۵ به سیستم زره فعال “تراپی ” مجهز می‌شوند. این سیستم زمانی که بطور کامل عملیاتی شوند می‌توانند تهدیدی که به سمت تانک در حرکت است را شناسایی کرده و پیش از اثر، آن تهدید را نابود کند.
_________________________________________________________________
منبع: farsnews.com
گرد آورنده: مصطفی عواجهی

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
آقا دستت درد نکنه کلی زحمت کشیدی ! اجیل دمه دست نبود رفتم سراغ پفک ! icon_question icon_arrowd


اسم ارتششونو گذاشتن نیروهای دفاعی اسرائیل جالب اینجاست تنها کاریکه این نیروها انجام نمیدن دفاعه ! میذاشتن نیروهای هجومی اسرائیل سنگینتر بودن ! :| :mrgreen:

زنده باد حزب الله ! icon_wink

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
چقدر به نیروی زمینی و تانک هاشون می نازیدن

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
این نبرد به نبرد نامتقارن درنزد نیروهای مسلح ایران وحزب الله معروفه یعنی دریک طرف نیروهای ایرانی حزب اللهی ودر یک طرف اسراییلی وآمریکایی

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
فکر کنم در جنگ 2006 تاکتیک حزب الله (1فرهنگ شهادت2 نبرد نامتقارن)باعث به زانو در آمدن اسرائیل شد نه نوع تسلیحات

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم