saiedtomcat

سایت سوباشی، کینه هشت ساله صدام و نیروی هوایی عراق

امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

ناگفته‌هایی از سایت سوباشی
یک سرهنگ بازنشسته پدافند هوایی با بیان اینکه اولین هواپیمای میگ 25 که توسط پدافند هوایی سپاه سرنگون شد در اصفهان و با هدایت سایت سوباشی بود، گفت: نقش رادار و اقدام تاکتیکی بر علیه هواپیماهای دشمن پدافند را سرافرازانه از جنگ خارج کرد.

به گزارش گروه دفاع و امنیت مشرق، هادی فرخی سرهنگ بازنشسته پدافند هوایی در گفتگو با خبرنگار مهر، در خصوص چگونگی نقش آفرینی مرکز پدافند هوایی در کشوراظهار داشت: مرکز عملیات پدافند هوایی در تهران و مراکز پدافند منطقه ای یا S.D.C ها که در نقاط مختلف کشور از جمله سوباشی همدان مستقر هستند و مراکز کنترل گزارش که تابع آنها هستند شبکه ای را تشکیل می دهند که از 50 سال پیش On Line بودند. یعنی اگر به فرض در گوشه شمال غرب کشور تحرکی دیده می شد، در لحظه به تهران گزارش می شد. یعنی کار در مراکز عملیات منطقه ای مثل همدان یعنی کار 24 ساعته و هفت روز در هفته، چه در جنگ و چه در صلح.

وی در خصوص عملکرد مرکز پدافند هوایی همدان موسوم به سایت سوباشی عنوان کرد: سایت سوباشی در هشت سال دفاع مقدس وظایف سنگینی داشت که یکی از آنها کنترل عملیاتی و کنترل آتش پدافند هوایی بیش از 37 شهر بود. این رادار وضعیت های مختلف آمادگی را به پدافند این شهرها و مناطق اعلام می کرد. پدافند را هدایت می کرد، اعلام می کرد که چه زمانی مجازند شلیک کنند. هم چنین پروازهای گشت زنی جنگنده های خودی برای دفاع از این شهرها به عهده سایت سوباشی بود.

فرخی اضافه کرد: در جنگ شهرها نیروی هوایی عراق با هواپیماهای میگ-25 که در ارتفاع بالا پرواز می کردند روی شهرهای ما چند بمب بی هدف پرتاب می کرد و فرار می کرد تا با کشتن شهروندان بی دفاع روحیه مردم ما را خراب کند. ارتفاع پروازی میگ های 25 به قدری بالا بود که ما نمی توانستیم با آنها درگیر شویم. اولین هواپیمای میگ 25 که توسط پدافند هوایی سپاه سرنگون شد در اصفهان و با هدایت سایت سوباشی بود.

وی با اشاره به اینکه از کارهای مهم سوباشی هدایت جنگنده هایمان بود، گفت: یعنی هواپیماهای فانتوم اف-4 یا اف-14 را در بعضی جاها و به خصوص شیارهای کوهها نگه می داشتیم به هواپیماهای مهاجم عراقی حمله می کردیم و گریز می کردیم. خلبانان ما با سوخت گیری از هواپیماهای تانکر در هوا بعضی وقت ها تا هفت ساعت برای پوشش هوایی منطقه در آسمان بودند.

این سرهنگ بازنشسته پدافند هوایی ادامه داد: همچنین بحث آلرت را داشتیم که خلبان داخل هواپیما بر روی باند آماده پرواز بود و به محض اینکه رادار هواپیمای دشمن را کشف می کرد بعد از پنج دقیقه بلند می شد و ما آن را به سمت هواپیمای دشمن هدایت می کردیم.

وی تصریح کرد: جنگ و گریز در هوا و هدایت هواپیمای خودی با توجه به سرعت بالای دو هواپیما که روی هم بیش از دو برابر سرعت صوت است زیرکی و سریع الانتقالی خاصی را می طلبد. یک لحظه اشتباه یعنی انهدام هواپیمای خودی یا حمله موفق هواپیمای دشمن به شهرها.

فرخی با بیان اینکه در مورد بمباران مناطق نظامی و حیاتی دشمن هم ما اکیپی بودیم که قبل از حمله خلبانان عمل کننده را توجیه می کردیم، گفت: اگر حمله مثلاً سپیده دم بود ساعت دو یا سه نیمه شب به سایت سوباشی می رفتیم و پشت دستگاه می نشستیم چون اطلاعات حمله را نباید پخش می کردیم و هواپیماهای خودی را هدایت می کردیم بدون اینکه با آنها صحبت کنیم. مثلاً به وسیله شماره هایی که رادیو بیان می کرد و زمانی که بمباران انجام می شد تازه خلبان ما اجازه داشت با ما صحبت کند.

وی خاطرنشان کرد: در کنار رادار سوباشی ما شبکه دیده بانی مردمی را هم فعال کرده بودیم. چون رادارهای زمینی هر چه قدر هم کامل باشند باز نقاط کور دارند. ما به ادارات مختلف در غرب کشور مراجعه می کردیم، به ایستگاههای آتش نشانی مراجعه می کردیم، مساله را برای اینها توجیه می کردیم و از آنها می خواستیم که اگر هواپیمای مشکوکی دیدند از طریق تلفن به سایت اطلاع دهند. اگر اطلاعات آنها موثق بود از آنها تقدیر می شد. این شبکه خیلی به ما کمک کرد و ما بارها از این اطلاعات جهت سرنگونی هواپیماهای عراقی استفاده کردیم و این هم میهنان را هم با ساعت و سکه طلا مورد تشویق قرار دادیم.

این سرهنگ بازنشسته پدافند هوایی نقش رادار سوباشی در جنگ را همانند خاری در چشم دشمن دانست و افزود: این رادار در ارتفاع نصب شده بود و احاطه کامل به شیارهای داخل خاک خودمان و عراق داشت. من در چهار سال آخر جنگ تحمیلی به عنوان معاون عملیات در آنجا مشغول به خدمت بودم. بارها هواپیماهای عراقی که از کمک مستشاران روسی و فرانسوی بهره می بردند سعی کردند تا این رادار را مورد هدف قرار دهند که موفق نشدند.

وی با تاکید براینکه قطع نامه 598 توسط ایران و عراق پذیرفته شده بود و حالت نه جنگ و نه صلح بود، گفت: ما تصورمان این بود که دیگر عراق از مرزهای بین المللی رد نمی شود. منتها نه تنها عراق در زمین و هوا به قطع نامه اعتنا نکرد بلکه منافقین را هم روانه خاک ما کرد.
0007823.jpg
فرجی اضافه کرد: پنجم مرداد ماه سال 1367 بود. هواپیماهای عراقی از صبح چندین نوبت سایت سوباشی را بمباران کرده بودند که ناموفق بود چون پدافند کنار سایت امکان بمباران دقیق را به آنها نداده بود. بعد از ظهر یک هواپیمای عراقی از فاصله دور با بمب لیزری دقیقاً اتاق عملیات رادار را هدف قرار داده بودند.

وی ادامه داد: در آن زمان من در پایگاه همدان بودم. تا آنجا که یادم می آید در ستاد پایگاه بودم و مشغول بررسی نامه ها بودم که به من تلفن زدند گفتند مثل اینکه سوباشی مورد حمله قرار گرفته است. دیده بان ها گزارش داده بودند و تماس تلفنی هم با سوباشی قطع شده است. سه تا ماشین آماده شدیم و سریع حرکت کردیم . فاصله پایگاه همدان تا سایت سوباشی تقریباً 36 کیلومتر است. ما طی 50 دقیقه به سایت رسیدیم.

این سرهنگ بازنشسته پدافند هوایی با بیان اینکه حقیقتاً آنجا عاشورایی بود و طوری این عزیزان شهید شده بودند که انسان فراموش می کرد زندگی جریان دارد، گفت: چون دورتادور اتاق عملیات دیواره های قطور بتنی بود و بمب از بالا وارد اتاق شده بود موج انفجار از داخل اتاق خارج نشده بود و همه چیز را منهدم کرده بود. تیرآهن های قطور مثل یک کلاف خم شده بود. چون بمب دقیقاً به اتاق عملیات اصابت کرده بود نفراتی که در قسمت های دیگر و پناهگاه بودند هیچ صدمه ای ندیده بودند.

وی اضافه کرد: آمبولانس و بالگرد به محل آمد. هر کس کاری می کرد. آن قدر آوار زیاد بود که رسیدن به جنازه ها هم سخت بود. همه در حال گریه جنازه ها را در می آوردند و بسته بندی می کردند. بعضی ها بدحال شدند. جنازه هیچ کدام از این عزیزان کامل نبود. جنازه ها را که به موطن اصلیشان فرستادیم روز بعد دو تا دست پیدا شد. دوستان گفتند می توانیم با آزمایشات پزشکی بفهمیم این دست ها مال کدام شهید است اما بنا به فتوای امام که شهید نبش قبر ندارد، این دو دست را به عنوان یادبود شهدای سوباشی در ورودی سایت سوباشی دفن کردیم.

فرخی با اشاره به اینکه تمام این عزیزان که در اتاق عملیات بودند شهید شدند، گفت: 19 نفر که 18 نفرشان از پدافند هوایی بودند و یک نفرشان رابط نیروی زمینی بود. اینها بهترین های پدافند بودند. در اتاق عملیات باید هشت نفر حضور داشتند اما بقیه از استراحت شیفتشان زده بودند و داخل اتاق عملیات بودند تا اگر از دستشان بر می آید کمکی کنند چون جنگ شهرها از طرف هواپیماهای عراقی فکر همه ما را ناراحت کرده بود و می خواستیم هر کاری از دست ما برمی اید انجام دهیم.

وی افزود: این بچه هایی که آنجا بودند کسانی بودند که برای ماموریت های خاص آموزش دیده بودند. برای هدایت هواپیماهای اکتشافی. اینها را با هواپیماهای کوچک به سایت های رادار می بردند برای اینکه هواپیماهای اکتشافی را هدایت کنند تا عکس های لازم را بگیرند و مسیرهای حمله جدید را انتخاب کنند و برگردند. این شهدا جوانترینشان 23 سال داشت و صاحب یک بچه 2 ساله بود و مسن ترین آنها شهید عسگری هم دوره من افسر عملیات سایت سوباشی بود.

این سرهنگ بازنشسته پدافند هوایی با ذکر این نکته که من تقریباً همه آنها را می شناختم، گفت: شهید زمانی، شهید جودکی، شهید جامعه شورانی که از نیروی زمینی بود یا شهید دستنبو که اصلاً از همدان منتقل شده بود. ایشان در معاونت عملیات نیرو با امیر غلامی همکاری می کردند. امیر غلامی ایشان را که افسر راداری خبره ای بودند به تهران آورده بود تا برای بعضی ماموریت ها یا بعضی مشاوره ها پیش ایشان باشد.ایشان افسر شجاع و سریع الانتقالی بود و لحظه ای که رادار مورد هدف قرار گرفت ایشان پشت اسکوپ بود و برای ما نقل شده که در حال هدایت یکی از شکاری های خودی بوده است.

وی افزود: سالها از آن اتفاق گذشته است، منتها من ندیدم که جایی از این شهدا صحبتی شده باشد. چون هر وقت که صحبت اتاق عملیات رادار بوده عنوان می شده که سری است و نباید مطرح شود.

فرخی با اشاره به اینکه حمله به سایت سوباشی ضربه بزرگی به ما بود هم از نظر نفرات و هم اینکه ما یکی از مهم ترین رادارهایمان را از دست دادیم، گفت: البته کمتر از بیست و چهار ساعت از این حادثه نگذشته بود که پرسنل پدافند یکی از رادارهای تاکتیکی را از مکان دیگری به سوباشی منتقل کردند تا شبکه راداری ما دچار اختلال نشود.

وی افزود: الان وقت استفاده از این تجارب و عنوان این رشادت هاست و من عرض می کنم که در آخر جنگ شاید نسبت هواپیماهای عراق به ما ده به یک بود. اما پیروزی ما و نقش رادار و اقدام تاکتیکی بر علیه هواپیماهای دشمن پدافند را سرافرازانه از جنگ خارج کرد.

متاسفانه هرچی گشتم عکسی پیدا نکردم که مستقیما به سوباشی مربوط باشه

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
حماسه عاشورایی دلیرمردان پدافند هوایی
حادثه سوباشی در پنجم مرداد سال 1367 پس از شکست رژیم بعث عراق در عملیات مرصاد و همچنین پس از اعلام رسمی آتش بس اتفاق افتاد که در آن نیروی هوایی ارتش بعث عراق با حملات غافلگیرانه 20 نفر از بهترین افسران کنترل شکاری پدافند را به شهادت رساند.

به گزارش گروه دفاع و امنیت مشرق به نقل از مهر، سایت رادار سوباشی، واقع در ارتفاعات همدان، به عنوان یکی از مهمترین سایتهای راداری کشور در زنجیره عظیم پدافند هوایی (رادارهای پیش اخطار، رادارهای کنترل آتش، سامانه های موشکی زمین به هوا، شبکه دیده بانی، توپ های ضدهوایی و ...) نقش ویژه و موثری در مقابله با تهاجمات هوایی عراقی ها در زمان جنگ تحمیلی ایفا نمود.

سایت راداری فوق ضمن رهگیری هواپیماهای دشمن، کنترل و هدایت هواپیماهای ورودی و خروجی به مرزهای غرب کشور، کنترل آتش سایت های موشکی ارتش و سپاه، کنترل آتش پدافند هوایی مستقر در منطقه (زمینی، هوایی و...)، اعلام وضعیت (سفید، زرد یا قرمز) به 13 استان کشور را برعهده داشت.

در حقیقت رادار سوباشی با تغذیه چندین سایت راداری، سایت های موشکی زمین به هواو سامانه های توپ ضدهوایی آسمان کل منطقه غرب، بخشی از شمال غرب و جنوب غرب را تحت پوشش خود داشت.

با توجه به اهمیت مناطق یاد شده به عنوان معابر نفوذ هواپیماها و هلیکوپترهای دشمن (یا هرنوع هواگرد دیگر)، از وجود قویترین نفرات در سطح آموزش بالا و مهارت بی نظیر باشند در سایت راداری فوق استفاده می شد. به دلیل عملکرد مناسب این سایت راداری که همچون یک دژ مستحکم در برابر حملات هوایی عراقی ها ظاهر می شد خلبانان عراقی همواره از نزدیک شدن به سایت راداری سوباشی و مواضع ضد هوایی فوق وحشت داشتند.

براین اساس آنها در برخی مواقع حریم دفاعی سایت فوق را دور زده و از سایر قسمت ها (جنوب یا شمال کشور) وارد حریم هوایی جمهوری اسلامی ایران می شدند و این مسئله زحمت عراقی ها را جهت دستیابی به اهداف خود سخت تر می کرد. لذا عراقی ها شدیدا در تلاش بودند که این سایت راداری را مورد حمله مستقیم و انهدام قرار دهند.

157 مرحله حمله عراقی ها به سایت و استفاده آنها از موشکهای ضد رادار و ناکامی در مختل نمودن عملکرد سایت گواهی بر هوشیاری دلیرمردان پدافند هوایی است. این ناکامی ها و استمرار موفقیت کارکنان غیور سایت سوباشی منجر به بروز کینه ای عمیق از عملکرد پدافند هوایی خصوصا سایت راداری در دل فرماندهان نیروی هوایی عراق شد. به گونه ای که ژنرال "سعید شعبان" فرمانده وقت نیروی هوایی عراق در مصاحبه ای با بخش فارسی رادیو بغداد با عصبانیت عنوان می کند که "به هر طریق ممکن افتخار نابودی پایگاه سوم شکاری همدان و سایت راداری سوباشی (حتی اگر خلبانان عراقی نتوانستند) باید نصیب خودم شود".

عمق کینه توزی عراقی ها نسبت به عملکرد این سایت راداری از آنجا مشخص می شود که علی رغم پذیرش قطعنامه 598 در 27 تیرماه 1367 حمله ناجوانمردانه عراقی ها در 5 مرداد همان سال (حدود یک هفته پس از پذیرش قطعنامه) انجام شد.

در حقیقت عراقیها با از میان برداشتن سایت راداری سوباشی در پی دستیابی به 2 هدف اصلی بودند با انهدام سایت سوباشی عراقی ها سعی در پاسخگویی به عقده سالها حقارت در برابر اراده پدافند همیشه بیدار جمهوری اسلامی ایران با ناجوانمردانه ترین شیوه نبرد داشتند.

هدف دوم تسخیر آسمان منطقه عمومی نبرد جهت تسهیل پیشروی نیروهای سطحی منافقین بود. در این راستا مرور خاطرات سرلشکر "وفیق السامرایی" (از مدیران اصلی استخبارات عراق در آن زمان) خالی از لطف نیست.

وی می گوید: درعملیات مرصاد ماموریت های مشخصی برای نیروهای هوایی و هوانیروز عراق به منظور پشتیبانی از عملیات تعیین گردید و اهداف از طریق عکس های هوایی و اطلاعات استخباراتی شناسایی گردید...هواپیماهای جنگنده "میگ 23، میراژ اف-1 عراقی" به منظور حفاظت از نیروهای عمل کننده در برابر دخالت احتمالی نیروی هوایی ایران، اقدام به پروازهای گشتی مسلحانه و برقرار نمودن پشتیبانی هوایی نزدیک نمودند.(ویرانه دروازه شرقی-ص 131 الی 133)

پس از شروع تجاوز منافقین کوردل به خاک پاک کشورمان در 03/05/67 و آغاز عملیات مرصاد متعاقب یکی از تجاوزات هوایی عراقی ها در 04/05/67 رادار سوباشی مورد اصابت بمبی قرار می گیرد که در محوطه سایت منفجر شده و بر اثر انفجار فوق سقف اتاق عملیات دچار ریزش شده و تکه ای از آهن سقف بر سر شهید دستنبو اصابت کرده و منجر به مجروح شدن وی می شود اما این شهید بزرگوار در آن روز با سر باند پیچی شده همچنان به ادامه ماموریت خود مشغول می شود.

روز 05/05/67 شرایط منطقه آنچنان حاد بود که کلیه مسئولان ستاد پدافند هوایی در سایت سوباشی به سر می برند. باتوجه به حجم بالای کار تقریبا هیچ کدام از کارکنان سایت موفق به صرف نهار نمی شوند. تعدادی از کارکنان نیز با توجه به اینکه در شیفت شب قبل به سر می بردند داوطلبانه همچنان مشغول به انجام وظیفه بودند.

هواپیماهای عراقی در دسته های پروازی 30 الی 40 فروندی پی در پی منطقه عمومی نبرد را مورد بمباران قرار می دادند تا در اراده پولادین شجاع مردان ارتش اسلام خللی ایجاد کرده و موفقیت را نصیب منافقین بی تعصب نمایند.

زهی خیال باطل تا اینکه در ساعت 16 روز 05/05/67 هواپیماهای عراقی که در دستیابی به اهداف خود در بمباران شهرهای غربی کشور و تسهیل پیشروی منافقین ناتوان مانده بودند در بازگشت از ماموریت شکست خورده خود به وسیله موشک هوا به زمینی که از فاصله ای دور شلیک شده بود اتاق عملیات سایت سوباشی را منهدم کرده و 19 نفر از کارکنان را در همان لحظه به شهادت می رساندند.

حضور آگاهانه کارکنان سایت تا آخرین لحظه (علی رغم اینکه تعدادی از آنها در زمان استراحت خود و داوطلبانه در محل عملیات حضور پیدا کرده بودند) و با توجه به وجود امکان خروج از سایت و عدم استفاده از امکان فوق و اطلاع از عاقبت حضور و شهادت و پایمردی و انجام وظیفه تا آخرین لحظه منجر به این شد که نام سایت سوباشی در تاریخ ثبت شده و حضور کارکنان سایت حماسی و عاشورایی تعبیر گردد.

اگرچه سایت راداری سوباشی با این حمله ناجوانمردانه مورد اصابت قرار می گیرد اما عراقی ها در دستیابی به هدف دوم خود که تسخیر آسمان منطقه عمومی عملیات مرصاد بودناتوان ماندند زیرا دلیرمردان پدافندهوایی جمهوری اسلامی ایران دوش به دوش هوانیروز قهرمان و نیروی هوایی سرافراز آنچنان در برابر عراقی ها و منافقین ظاهر شدند که نیروی هوایی عراق جز فرار و شکست طرح پشتیبانی منافقین چاره ای دیگر نداشتند و شکست سنگین منافقین درس عبرتی شد برای کرکسان و لاشخوران که دیگر چشم طمع به این خاک دلیرپرور ندوزند.

در حقیقت عملکرد پدافند هوایی در عملیات مرصاد و حتی پس از شهادت زبده ترین کارکنان خود در سوباشی نشان دهنده این مطلب است که شجاع مردان پدافند هوایی هرگز در برابر هیچ نوع تهدیدی هراسی نداشته و در راه دفاع از آرمانها و اعتقادات خود هر شهید پدافندی را سند افتخار و برگ زرینی بر عملکرد خود دانسته و با تبدیل تهدیدها به فرصت به هر طریق ممکن اجازه حضور ناپاک دشمن در آسمان مقدس کشور را نخواهند داد.



درود جاودان بر همه شهدای پدافند

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
شجاعت و بی باکی این افراد باعث سرافرازی میهن اسلامیمان شد
یادشان گرامی باد

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[align=justify]سازمان حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس ارتش بخشي از حماسه‌آفريني پرسنل سايت موشكي سوباشي در غرب كشور در روزهاي پاياني دفاع مقدس را منتشر كرد.
در اين متن كه در اختيار سرويس فرهنگ و حماسه خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) قرار گرفته، آمده است: «دفاع جانانه ملت به پاخاسته ايران اسلامي در برابر تمامي جبهه کفر به حق آزموني الهي براي دو طرف اين جنگ بود. نتيجه اين آزمون براي ايران اين بود که به اين باور رسيد که با شناخت قدرت ايمان و باور توانمندي‌هاي خود مي‌توان بر هر قدرت شيطاني پيروز شد، حتي شيطان بزرگ. همچنين براي استکبار جهاني اين باور را به همراه داشت که ملتي را که در پرتو ولايت حرکت مي‌کند، نمي‌توان با لشکرکشي و زورگويي از حرکت بازداشت.
اين آزمون با تدريس معلم بزرگ انقلاب، خميني روح خدا (ره) و دانش‌آموزاني از ملت شهيدپرور و نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي اعم از سپاه قهرمان، بسيج مؤمن، نيروي انتظامي شجاع و ارتش سرافراز با سرمشق قراردادن کتاب حماسه‌ي عاشورا با کسب حداکثر نمره در دروس ايثار و شهادت در هشت سال دوره تحصيلي با قبولي کامل به پايان رسيد.
در پيروزي‌هاي ملت ايران چه در دوران هشت‌ساله دفاع مقدس و چه در دوران اقتدار نظام مقدس اسلامي نيروهايي نيز بودند که گمنامانه از حريم اين مرز و بوم دفاع كرده و در سخت‌ترين شرايط محيطي فداکاري‌هاي بسياري انجام داده‌اند. يکي از اين نيروها، پدافند هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران است که در طول اين دوران سرافرازي، حماسه‌هايي ماندگار آفريدند که حماسه سوباشي گوشه‌اي از اين حماسه‌هاست.



سايت «سوباشي» يکي از سايت‌هاي مهم پدافندهوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران و به عنوان يک دژ مستحکم هوايي در غرب کشور، همواره از افتخارات پدافندي نيروهاي مسلح ايران بوده و هست. اين سايت با استقرار سايت‌هاي موشکي و پدافندي و جنگ افزارهاي توپخانه‌يي ضدهوايي با نام گروه پدافندي همدان شناخته مي‌شود.


«سوباشي» چندين سايت راداري و سايت‌هاي موشکي و شبکه گسترده‌اي از ديده‌باني را تحت فرماندهي مستقيم دارد و کل منطقه غرب، بخشي از شمال غرب و جنوب غرب را تحت پوشش هوايي قرار مي‌دهد و به همين دليل همواره به عنوان يک وزنه بسيار مهم و يک دژ مستحکم پدافندي بويژه در دوران دفاع مقدس مطرح بوده و به واسطه همين اهمّيت فوق‌العاده، همواره مجرب‌ترين کادر عملياتي و قوي‌ترين سامانه فرماندهي در آن مستقر هستند.



از آنجا که تجاوز هواپيماهاي ارتش بعث عراق جهت بمباران شهرها و تاسيسات حياتي و راهبردي ايران از سمت مرزهاي غربي صورت مي‌گرفت، خلبانان عراقي در طول جنگ هشت‌ساله، همواره از نزديک شدن به سايت «سوباشي» وحشت داشتند و بيشتر اوقات حريم پدافندي اين سايت را دور زده، از جنوب يا شمال وارد حريم هوايي ايران مي‌شدند و همين امر وظيفه اين سايت را در دوران جنگ دوچندان کرده بود. با اين حال عراقي‌ها همواره در تلاش بودند که سايت «سوباشي» را مورد هدف قرار دهند و به هر نحوي که شده، از اين دژ مستحکم عبور کنند؛ ولي در طول جنگ هيچ‌وقت اين قصد شوم آنها ميسر و عملي نشد. يکي از بندهاي قطعنامه 598 که بيست و هفتم تيرماه سال 1367 توسط دولت جمهوري اسلامي ايران مورد پذيرش قرار گرفت، برقراري آتش‌بس بين نيروها بود؛ ولي به دنبال عملياتي که منافقين سرخورده و مأيوس از مرزهاي عراق شروع کردند، ارتش بعث نيز دوباره وارد عمل شد و با هجوم ناجوانمردانه و هدفمند، آتش‌بس را نقض کرد و براي جبران ناکامي‌هاي دوران جنگ که يکي همان هدف قرار دادن سايت «سوباشي» و پايگاه «شهيد نوژه» بود، دشمني خود را با جمهوري اسلامي ايران عمق بيشتري بخشيد.»


در ادامه نيز چنين آمده است: «روز چهارم مردادماه سال 67 هواپيماهاي عراقي، سايت «سوباشي» را بمباران خفيفي کردند و «شهيد فرهاد دستنبو» در اين روز مجروح شد؛ ولي بعد از مداوا دوباره به سايت برگشت. عمليات زميني منافقين در حال گسترش بود و در صحنه رزم هوايي نيز عمليات از همان صبح زود پنجم مرداد توسط ارتش عراق شروع شد.


يکي از رزمندگان ارتش اسلام در سوباشي اين‌گونه حماسه را بازگو مي‌کند: «حدود سه ماه بود به عنوان مامور در «سوباشي» افتخار همکاري با شهداي اين سايت را داشتم. در روز واقعه، درست موقع استراحت افراد، وضعيت قرمز اعلام شد. همه با توجه به احساس مسئوليتي که مي‌کردند، با وجود بي‌خوابي‌هاي فراوان که حتي چند روزي طول مي‌کشيد، به محل کار خود آمدند. پدافند هوايي چشم تيزبين اسلام بود، اين چشم هميشه بايد بيدار باشد. ناگهان هواپيماهاي دشمن ديده شد. وضعيت حرکتشان نشان مي‌داد که در حال نزديک شدن به سوباشي هستند و تا لحظاتي ديگر به سايت مي‌رسند. دو راه وجود داشت: يکي رفتن به پناهگاه که فقط چند قدم با اتاق عمليات فاصله داشت و به قدري مستحکم بود که با شديدترين حملات هم به آن صدمه‌اي وارد نمي‌شد و ديگري درگير شدن و پنجه در پنجه دشمن کردن، وظيفه آنها ايستادگي و حفظ امنيت هوايي کشور بود و به راستي با شجاعت قابل ستايش به تکليف خود عمل کردند. در اين درگيري مستقيم تعدادي از هواپيماهاي دشمن سرنگون شدند ولي با هدف قرار گرفتن سايت، تعدادي از اين شيرمردان در راه برقراري امنيت و آرامش هم وطنان خود به شهادت رسيدند.»

از اين‌روست که شهداي سايت «سوباشي» از جايگاهي ويژه و ممتاز در بين شهداي پدافندهوايي و نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي برخوردارند؛ چرا که شهادت را آگاهانه و شجاعانه انتخاب کردند و با تأسي از مولا و مقتداي خود حضرت سيدالشهدا (ع)، حماسه‌اي عاشورايي رقم زدند و با خون خود نهال استقلال، آزادي و سربلندي جمهوري اسلامي ايران را آبياري كردند.

لينك خبر : http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1938285&Lang=P[/align]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
سایت سوباشی الان فعال است یا نه؟
اگر دوباره این سایت را زدند سایت های وابسته نیز از کار خواهند افتاد؟ ( خودم فکر نکنم) یا تنها مستقل می شوند؟

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
تکراری است
http://www.military.ir/modules.php?name=Forums&file=viewtopic&t=16477&highlight=%D8%B3%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

سايت رادار «سوباشي»، واقع در ارتفاعات سوباشي همدان، به عنوان يكي از مهم‌ترين سايت‌هاي راداري كشور در زنجيره عظيم پدافند هوايي (رادارهاي پيش اخطار، رادارهاي كنترل آتش، سامانه‌هاي موشكي زمين به‌هوا، شبكه ديده باني،توپ‌هاي ضدهوايي و...) نقش ويژه و مؤثري در مقابله با تهاجمات هوايي عراقي‌ها در زمان جنگ تحميلي ايفا نمود. سايت راداري سوباشي ضمن رهگيري هواپيماهاي دشمن، كنترل و هدايت هواپيماهاي ورودي و خروجي به مرزهاي غرب كشور، كنترل آتش سايت‌هاي موشكي ارتش و سپاه، كنترل آتش پدافند هوايي مستقر در منطقه (زميني، هوايي و...)، اعلام وضعيت (سفيد، زرد يا قرمز) به 13 استان كشور (حدود 80 درصد از جمعيت كشور) را بر عهده داشت. در واقع رادار سوباشي با تغذيه چندين سايت راداري، سايت‌هاي موشكي زمين به‌هوا و سامانه‌هاي توپ ضدهوايي آسمان سرتاسر منطقه غرب، بخشي از شمال غرب و جنوب غرب را تحت پوشش خود داشت. با توجه به اهميت مناطق ياد شده به عنوان معابر نفوذ هواپيماها و بالگردهاي دشمن (و يا هر نوع هواگرد ديگر) در اين سايت از وجود قوي‌ترين نفرات كه در سطح بالاي آموزش و مهارت بي‌نظير باشند، استفاده مي‌شد. به دليل عملكرد مناسب اين سايت راداري كه همچون يك دژ مستحكم در برابر حملات هوايي عراقي‌ها ظاهر مي‌شد، خلبانان عراقي همواره از نزديك شدن به سايت راداري سوباشي و سايت‌ها و مواضع ضد هوايي مذكور وحشت داشتند. از اين رو آنها در برخي مواقع حريم دفاعي اين سايت را دور زده و از ساير قسمت‌ها (جنوب يا شمال كشور) وارد حريم هوايي جمهوري اسلامي ايران مي‌شدند و اين زحمت عراقي‌ها را جهت دستيابي به اهداف خود سخت‌تر مي‌كرد. بنابراين عراقي‌ها شديداً در تلاش بودند كه اين سايت راداري را مورد حمله مستقيم و انهدام قرار دهند.


157 مرحله حمله عراقي‌ها به سايت سوباشي و استفاده آنها از موشك‌هاي ضدرادار و ناكامي در مختل كردن عملكرد سايت، گواهي بر هوشياري دلير مردان پدافندهوايي است. اين ناكامي‌ها و استمرار موفقيت كاركنان غيور سايت سوباشي منجر به بروز كينه‌اي عميق از عملكرد پدافند هوايي خصوصاً سايت راداري سوباشي در دل فرماندهان نيروي هوايي عراق شد؛ به‌گونه‌اي كه ژنرال سعيد شعبان، فرمانده وقت نيروي هوايي عراق، در مصاحبه‌اي با بخش فارسي راديو بغداد باعصبانيت عنوان كرد كه «به هر طريق ممكن افتخار نابودي پايگاه سوم شكاري همدان و سايت راداري سوباشي (حتي اگر خلبانان عراقي نتوانستند) بايد نصيب خودم شود»!
عمق كينه‌توزي عراقي‌ها نسبت به عملكرد اين سايت راداري از آنجا مشخص مي‌شود كه به رغم پذيرش قطعنامه 598در 27 تيرماه 1367، حمله ناجوانمردانه عراقي‌ها در پنجم مردادماه همان سال (حدود يك هفته پس از پذيرش قطعنامه) انجام شد. در واقع عراقي‌ها با از ميان برداشتن سايت راداري سوباشي در پي دستيابي به دو هدف اصلي بودند؛ عراقي‌ها با انهدام سايت سوباشي سعي در پاسخگويي به عقده حقارت ساليان دراز خود در برابر اراده پدافند هميشه بيدار جمهوري اسلامي ايران با ناجوانمردانه‌ترين شيوه نبرد داشتند، هدف دوم، تسخير آسمان منطقه عمومي نبرد جهت تسهيل پيشروي نيروهاي سطحي منافقين بود. در اين راستا مرور خاطرات سرلشكر وفيق السامرايي (از مديران اصلي استخبارات عراق در آن زمان) خالي از لطف نيست. وي مي‌نويسد: «]در عمليات مرصاد[ مأموريت‌هاي مشخصي براي نيروهاي هوايي و هوانيروز عراق به منظور پشتيباني از عمليات تعيين گرديد و اهداف از طريق عكس‌هاي هوايي و اطلاعات استخباراتي شناسايي شد... هواپيماهاي جنگنده ميگ23 و ميراژ اف-1 عراقي به منظور حفاظت از نيروهاي عمل‌كننده در برابر دخالت احتمالي نيروي هوايي ايران، اقدام به پروازهاي گشتي مسلحانه و برقراري پشتيباني هوايي نزديك نمودند.»
پس از شروع تجاوز منافقين كوردل به خاك پاك كشورمان در 3/5/67 و آغاز عمليات مرصاد، متعاقب يكي از تجاوزات هوايي عراقي‌ها در 4/5/67، رادار سوباشي مورد اصابت بمبي قرار مي‌گيرد كه در محوطه سايت منفجر شده و بر اثر اين انفجار سقف اتاق عمليات دچار ريزش شده و تكه‌اي ازآهن سقف بر سر شهيد دستنبو اصابت كرده و منجر به مجروح شدن وي مي‌شود. اما اين شهيد بزرگوار، آن روز با سر باند پيچي شده همچنان به مأموريت خود در سايت ادامه مي‌دهد.
روز 5/5/67 شرايط منطقه آنچنان حاد بود كه كليه مسئولان ستاد پدافندهوايي در سايت سوباشي به سر مي‌بردند. با توجه به حجم زياد كار، تقريباً هيچ كدام از كاركنان سايت موفق به صرف ناهار نمي شوند.تعدادي از كاركنان نيز با توجه به اينكه در نوبت كاري (شيفت) شب قبل به سر مي‌بردند، داوطلبانه همچنان مشغول انجام وظيفه بودند. هواپيماهاي عراقي در دسته‌هاي پروازي 30تا40 فروندي پي در پي منطقه عمومي نبرد را بمباران مي‌كردند تا در اراده پولادين دلير مردان ارتش اسلام خلل ايجاد كنند. چيزي كه هرگز نشد و ناكامي مطلق را نصيب منافقين كرد.
سرانجام در ساعت 1600 روز 5/5/67 هواپيماهاي عراقي كه در دستيابي به اهداف خود در بمباران شهرهاي غربي كشور و تسهيل پيشروي منافقين ناكام مانده بودند، در بازگشت از مأموريت شكست خورده خود به وسيله موشك هوا به زميني كه از فاصله‌اي دور شليك شده بود، اتاق عمليات سايت سوباشي را منهدم كرده و 19 نفر از كاركنانش را در همان لحظه به شهادت مي‌رسانند. حضور آگاهانه كاركنان سايت مذكور تا آخرين لحظه (با وجود اينكه تعدادي از آنها در زمان استراحت بوده و داوطلبانه در محل عمليات حضور پيدا كرده بودند) و با توجه به امكان خروج از سايت و اطلاع از عاقبت حضور و شهادت و پايمردي وانجام وظيفه تا آخرين لحظه منجر به اين شد كه نام سايت سوباشي در تاريخ ثبت و حضور كاركنان اين سايت حماسي و عاشورايي تعبير گردد.
اگرچه سايت راداري سوباشي با اين حمله ناجوانمردانه مورد اصابت قرار گرفت، اما عراقي‌ها در دستيابي به هدف دوم خود كه تسخير آسمان منطقه عمومي عمليات مرصاد بود ناتوان ماندند؛ زيرا دلير مردان پدافندهوايي جمهوري اسلامي ايران دوش به دوش هوانيروز قهرمان و نيروي هوايي سرافراز، آنچنان در برابر عراقي‌ها و منافقين ظاهر شدند كه نيروي هوايي عراق جز فرار و پذيرش شكست طرح پشتيباني منافقين چاره‌اي ديگر نداشت و شكست سنگين منافقين درس عبرتي شد براي كركسان و لاشخوران كه ديگر چشم طمع به اين خاك دليرپرور ندوزند. در واقع عملكرد پدافند هوايي در عمليات مرصاد و حتي پس از شهادت زبده‌ترين كاركنان خود در سوباشي نشان‌دهنده اين حقيقت است كه مردان شجاع پدافند هوايي هرگز در برابر هيچ نوع تهديدي هراسي نداشته و در راه دفاع از آرمان‌ها و اعتقادات خود هر شهيد پدافندي را سند افتخار و برگ زريني بر عملكرد خود دانسته و با تبديل تهديدها به فرصت به هر طريق ممكن اجازه حضور ناپاك دشمن در آسمان مقدس كشور را نخواهند داد.


اسامي شهداي گرانقدر سايت سوباشي
سرهنگ 2 رجبعلی جودکی


به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
ترتیب و چینش اسامی شهدای عزیز را اصلاح کنید تا منتقل شود.

ضمنا لینک دقیق صفحه الزامی هست.

با تشکر.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

اگر صلاح دانستيد، با 2 تاپيك زير همگي با هم ادغام شوند.
http://www.military.ir/forums/topic/19176-%D8%AD%D9%85%D8%A7%D8%B3%D9%87%E2%80%8C%D9%8A-%D8%B3%D8%A7%D9%8A%D8%AA-%D9%85%D9%88%D8%B4%D9%83%D9%8A-%C2%AB%D8%B3%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%8A%C2%BB-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%DA%86%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF/page__hl__%2B%D8%B3%D8%A7%D9%8A%D8%AA+%2B%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%8A+%2B%D8%B3%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%8A
http://www.military.ir/forums/topic/20089-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%D9%8A-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D9%BE%D8%AF%D8%A7%D9%81%D9%86%D8%AF-%D9%87%D9%88%D8%A7%D9%8A%D9%8A-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D9%85%D9%84%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D9%83%D8%B1%D8%A8%D9%84%D8%A7%D9%8A5%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%85%D9%87/page__hl__%2B%D8%B3%D8%A7%D9%8A%D8%AA+%2B%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%8A+%2B%D8%B3%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%8A

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
تاپیک قبلی سایت سوباشی :

http://www.military.ir/forums/topic/15559-ناگفته‌هایی-از-سایت-راداری-سوباشی/page__hl__سوباشی

هم بدون منبع بود و منتقل نشد، این یکی هم تا درج منبع دقیق منتقل نمی شود.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط seyedmohammad
      بسمه تعالی
       182
       

       
      خلاصه سیاستی: بررسی نیاز به پدافند هسته ای 
       
       
      مقدمه: اصطلاح پدافند هسته ای گاه به معنی دفاع از سایت های هسته ای به کارمی رود. گاهی نیز به طور خاص در مورد کسانی که در پروژه هایی چون آماد و یا پروژه های مشابه احتمالی درگیر بوده اند به کار می رود تا بر ماهیت دفاعی کار ایشان تاکید شود.* گاهی نیز به معنی استفاده از نیروی هسته ای برای مقاصد پدافندی است. خلاصه ی سیاستی زیر در پی بررسی این موضوع است. 
       
      ***
       
      اصلی ترین تهدید نظامی علیه ایران در سال های پس از انقلاب آمریکا، اسرائیل و برخی کشور های منطقه بوده و هستند. این کشور ها همواره به توان نظامی و حجم تهدیدات خود علیه نظام ایران افزوده اند و اخیرا جسورانه دست به اقدامات خصمانه ی تمام عیار می زنند. اگرچه ایران به لحاظ وسعت، توپوگرافی و نیز توان نظامی قابل توجهی که داراست هدف فوق العاده دشواری برای اشغال زمینی است، اما در عین حال در برابر حملات هوایی خصوصا در مورد زیر ساخت های حیاتی که در نوار ساحلی جنوبی قرار دارند، ضعف های قابل توجهی دارد. در عین حال رزم هواپایه همان نقطه ی قوتی ست که دشمنان ایران خصوصا آمریکا به شدت بر روی آن سرمایه گذاری کرده اند. به همین جهت انبوهی از پایگاه های هوایی را در اطراف مرز های ایران تاسیس کرده اند و بعضی کشور های منطقه نیز خاک و پایگاه های هوایی خود را در اختیار آنان قرار داده اند.
       این البته امری نیست که از دید سران و نظامیان دور مانده باشد. اصلی ترین استراتژی ایران در هنگام درگرفتن یک جنگ تمام عیار با آمریکا یا ائتلافی به رهبری آمریکا علیه ایران نابودی سریع این پایگاه ها قبل از آن است که بتوانند نقش مثمر ثمری در طی آن جنگ ایفا کنند. در حالی که نیروی هوایی ایران به لحاظ کمی و کیفی دارای ضعف های عمده است و توان اجرای چنین ماموریتی را خصوصا در برابر قوای هوایی کشور های متخاصم ندارد، عمده تلاش ها و سرمایه گذاری های ایران در طی چند دهه گذشته بر روی موشک های بالستیک برای نابودی این پایگاه ها و حتی ناو های هواپیمابر به عنوان پایگاه های هوایی متحرک، و دیگر اهداف نظامی استراتژیک دشمن متمرکز شده است. در واقع در برابر قدرت هوایی حریف دکترین نظامی ایران بر پایه استراتژی انکار (A2AD) و به طورخاص انکار هوا بنا شده است.
      البته با توجه به وسعت، تعدد و حفاظت شده بودن این پایگاه های هوایی در مورد کفایت و عملکرد توان موشکی متعارف ایران مباحثی از جمله لزوم استفاده از تسلیحات اتمی مطرح شده است که پیش تر به طور مفصل در بسته سیاستی راهبردی  از سوی اندیشکده ممتن تهیه شده است و مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته است.
      اما تمامی این استراتژی ها و تاکتیک ها در بعد آفندی مطرح می شود . برنامه ریزی برای یک جنگ تمام عیار نیازمند داشتن راهکارهای پدافندی مناسب نیز می باشد.
      ظهور تسلیحات دوربرد و هدایت شونده یکی از مهمترین عناصر متمایز کننده کارزار های موج دومی و موج سومی است. در طی 3 دهه گذشته مثال های متعددی از عمل کرد و تاثیر گذاری این تسلیحات بر سرنوشت جنگ ها و تمدن ها می توان بر شمرد که عمدتا از جنگ اول خلیج فارس (طوفان صحرا) شروع و با به امروز ادامه و تکامل یافته است. ، سرعت رشد و تکامل این استراتژی و جنگ افزار های مربوطه، میزان اثر گذاری آنها در میادین نبرد، توان دشمنان در بکار گیری گسترده و دامنه دار چنین تسلیحاتی –از جهت مالی، لجستیکی و فناوری- اهمیت و خطر این دست تهدیدات را غیر قابل کتمان ساخته است.
      در یک طبقه بندی کلی بر حسب تعریف راه حل، این تهدیدات را می توان به دو دسته تقسیم کرد.
       
      ·        تهدیدات کروز، هوا سرشی و شبه بالستیک با سرعت های ساب سونیک و حداکثر 3 ماخ
      ·        تهدیدات هوا سرشی، شبیه بالستیک و بالستیک با سرعت های بیش از 3 ماخ و هایپرسونیک
       
      در این راستا در مورد دسته اول تهدیدات معتقد به اهمیت فراوان سامانه های بردکوتاه خصوصا در مقابله با تهدیدات نو ظهور و حملات انبوه توسط تسلیحات دور ایستا و لزوم برخورداری این سامانه ها از استاندارد ها و قابلیت های سطح  بالا هستیم تا نه تنها بقای خود در میدان رزم را حفظ کنند، بلکه ضامن بقای تاسیسات حیاتی برای کشور باشند که بعضا دهه ها عمر و دهه ها میلیارد دلار هزینه صرف ساخت آنها شده و نابودی آنها می تواند ضربات جبران ناپذیر بر پیکره ی ایران عزیز وارد آرد. به رغم پهنه ی وسیع جغرافیایی برخی از مهم ترین و استراتژیک ترین تاسیسات کشور در نقاط مرزی (جنوب) واقع هستند نه در "عمق استراتژیک" کشور، در واقع همیشه و در همه موارد داشتن پهنه ی جغرافیایی وسیع فراهم آورنده ی عمق استراتژیک لازم در همه سطوح نیست. حمله به این تاسیسات نه تنها نیاز به عملیات های پر ریسک عمقی ندارد، بلکه در مواردی مانند تاسیسات پارس جنوبی عدم رعایت اصول پدافند غیر عامل این تاسیسات را به شدت آسیب پذیر ساخته است.
      در مورد دسته دوم تهدیدات سامانه های پدافندی مورد نیاز است که بتواند در محدوده های ارتفاعی مختلف با اهداف بسیار پر سرعت درگیر شود. انواع سامانه های ضد بالستیک در این دسته بندی قرار می گیرند. کار در مورد ساخت این سامانه ها در دنیا از دهه 60 میلادی و ایام جنگ سرد شروع شده و تا به امروز ادامه یافته اند. آمریکا، اسرائیل و روسیه (شوروی سابق) سه قدرت نظامی هستند که بیشترین سرمایه گذاری ها را در این حوزه انجام داده اند که البته به لحاظ سطح فناوری و تعدد سامانه ها آمریکا با اختلاف زیاد از سایرین پیش است. در کشور ما نیز در سال های اخیر با تحویل گرفتن سامانه پدافندی اس-300 و نیز ساخت سامانه باور-372 توان بسیار محدودی در این حوزه پدافندی ایجاد شده که البته برای رویارویی در یک سناریوی جنگی مطلقا کافی نمی باشد و توجه و سرمایه بیشتری در این حوزه مورد نیاز است.
      اما همانند بخش آفندی که در مورد مفید و یا حتی ضروری بودن قدرت آتش اتمی مباحثی از سوی کارشناسان مطرح شده در بخش پدافندی نیز نظراتی از سوی تعدادی از کارشناسان نظامی مطرح شده است که درخور توجه است.
      در مورد تهدیدات دسته اول سابقه توسعه تسلیحات اتمی برای اجرای عملیات پدافندی در علیه اهدافی که می توان آنها را در این دسته قرارداد وجود دارد، از راکت های غیر هدایت شونده هوا به هوای اتمی، تا موشک های پدافندی دوربرد اتمی همچون سامانه اس-200 در نسخه اصلی (نسخه های صادراتی این سامانه فاقد کلاهک اتمی می باشند). نکته اما اینجاست که شکل و نحوه عملکرد تهدیدات جدید به گونه ای است که این راه حل ها را می توان کاملا منسوخ بر شمرد. حملات امروزه نه توسط اسکادران های انبوه و متراکم جنگنده ها و نه توسط فورمیشنی از بمب افکن های استراتژیک همچون بی-52 برای اجرای عملیات بمباران فرشی، صورت می گیرد. حملات دورایستای امروزی که عمدتا توسط موشک های کروز و هوا سرشی هواپایه صورت می گیرد هرچند به صورت انبوه صورت می گیرد اما عموما از مسیرهای متفاوت و در ارتفاع پست انجام می شود و حتی برخی از این تسلیحات همچون  JASSM  این قابلیت را دارند تا محدوده هدف را دور زده و از پشت سر به سمت آنها حمله ور شوند. پرواز در ارتفاع پست معضل دیگری ست که بکارگیری تسلیحات پدافندی با کلاهک اتمی را بسیار خسارت بار می کند. در مورد بکارگیری تسلیحات اتمی پدافندی در بردهای بسیار دور، برای مثال در سناریویی گروهی از بمب افکن های آمریکایی از پایگاه دیگوگارسیا برخاسته و در محدوده دریای عرب ده ها فروند موشک کروز AGM-158ER را روانه خاک ایران می کنند، در چنین سناریویی در میانه مسیر علاوه بر آنکه مساله مسیرهای پروازی غیر متراکم و متعدد وجود دارد، نکته دیگر آن است که به فرض به قدر کافی دور بردن برد پدافند به نحوی که به یک مبدا حمله به قدر کافی همگرا و متراکم برسیم، در اینجا درواقع شکل دیگری از سناریوی انکار هوا را مطرح کرده ایم، به شکلی که انهدام خود پایگاه دیگوگارسیا که مبدا خیزش بمب افکن های آمریکایی به سمت ایران است، عملی تر، به صرفه تر و با پیچیدگی های فنی و عملیاتی به مراتب کمتری همراه خواهد بود.
       
      ولی در مورد تهدیدات بالستیک و هایپر سونیک از آنجایی که سرعت و ارتفاع پروازی این دسته از تهدیدات عموما زیاد است و سرعت واکنش نسبت به آنها محدود، و نیز سر نسل های متاخر توان مانور دهی این تسلیحات افزایش قابل توجهی داشته، نابودی این تهدیدات نیازمند در اختیار داشتن سامانه های پدافندی با سرعت و دقت بسیار زیاد است به نحوی که بتوانند تخریب لازم را نسبت به هدف اعمال کنند.
       
       

       
       
      نسل اول این سامانه ها که در آمریکا و شوروی سابق توسعه یافتند به جهت ضعف در رسیدن به دقت لازم و توان اعمال تخریب مناسب از کلاهک های اتمی بهره می برند تا با شعاع نابودی[1] و قدرت زیاد از انهدام تهدید اطمینان حاصل کنند. به عنوان نمونه می توان از موشک های ضد بالستیک آمریکایی اسپارتان ویژه درگیری با هدف در ارتفاع بلند با کلاهک اتمی به قدرت 5 کیلوتن و موشک اسپرینت ویژه درگیری در ارتفاع کمتر با کلاهک اتمی با قدرت 1 کیلوتن نام برد که هر دو جزئی از سمانه ضد بالستیک سیف گارد بودند. در روسیه امروزی که میراث دار شوروی سابق است تحول عمده ای نسبت به حوزه جنگ سرد نسبت به تهدیدات بالستیک دوربرد رخ نداده و دفاع ضد بالستیک مسکو کماکان بر عهده سامانه های برجای مانده از دوره جنگ سرد است که عملکردی مشابه موشک اسپراینت دارند و از کلاهک اتمی بهره می برند. در مورد آمریکا اما این کشور با توسعه انبوهی از فناوری های جدید و گران قیمت از موشک های غول پیکر با کلاهک اتمی فاصله گرفته و به سمت استفاده از فناوری هایی چون برخورد مستقیم[2] و سرباره کشنده[3] پیش رفته و آنها را جهت بکار گیری در زمین و دریا و محدوده ارتفاع عملکردی مختلف توسعه داده است. لازم به ذکر است که این سامانه ها هنوز در برابر حملات انبوه در حد یک سناریوی آخر الزمانی خصوصا در مورد موشک های قاره پیما محدودیت هایی را در برابر خود دارند هرچند پیشرفت های عمده و چشم گیری خصوصا در دهه های اخیر رخ داده و توسعه و سرمایه گذاری های بیشتر در دست اقدام است. فناوری Hit to kill و نیز Kill vehicle در بین تمامی کشور های جهان تنها در اختیار آمریکا بوده و رژیم اسرائیل نیز با انتقال فناوری از آمریکا تنها به شکل محدودی از این سطح فناوری ها برخوردار است و دیگر کشورها از اروپای غربی گرفته تا روسیه و چین، چه به لحاظ سطح فناوری چه به لحاظ منابع مالی مورد نیاز برای حرکت در مسیر به دست آوردن چنین فناوری هایی با مشکل رو به رو هستند و فاصله بسیار زیادی با آمریکا در این حوزه دارند. با توجه به این موارد ساخت یک سامانه ضد بالستیک، خصوصا ضد قاره پیما که ابزار عمده اعمال قدرت اتمی دشمنان است که به جای آنکه درگیر فناوری های بسیار پیچیده و گران قیمت همچون Kill vehicle بشود، از کلاهک اتمی در محدوده چند کیلوتن بهره ببرد می تواند راه حلی معقول تر و در دسترس تر باشد.
       
       
      والحمدلله رب العالمین
        *در مورد شهید فخری زاده این عبارت مرتبا تکرار شد. 
      [1] Kill radius
      [2] Hit to kill
      [3] Kill vehicle
    • توسط seyedmohammad
      بسمه تعالی
       
       
      نیاز به CRAM  در سازمان رزم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران
       

       
      مفهوم سامانه های پدافندی برد نزدیک یا CIWS ابتدا برای محافظت از ناوهای نظامی در برابر حملات موشک های کروز شکل گرفت. اولین نسل از این سامانه ها که فالانکس آمریکایی را می توان به عنوان یکی از بهترین و معروف ترین آنها معرفی کرد، از نظر عملکردی بر پایه مقابله با تهدیدات ارتفاع پست در محدوده برد کمتر از 2 کیلومتر طراحی شده بودند، و از نظر پیاده سازی عموما بر پایه سامانه های توپخانه ای نیمه رباتیک نواخت بالا – که استفاده از گاتلینگ برای این منظور عمومیت بیشتری دارد – که به سامانه های کشف و کنترل آتش راداری و اپتیکی مجهز بودند استوار بود. از معروف ترین ادوات توپخانه ای به کار رفته در این سامانه ها می توان به گاتلینگ 20 میلیمتری آمریکایی ولکان که به عنوان توپ بسیاری از جنگنده های آمریکایی نیز استفاده شده است، و توپ گاتلینگ 30 میلیمتری روسی AK630 اشاره کرد که سامانه کمند ایرانی نیز از این توپ روسی بهره می برد. البته نمونه های دیگری نیز در دنیا بر اساس توپ های دیگر ساخته شده است که از جمله آنها می توان به نمونه های مبتنی بر توپ 35 میلیمتری اورلیکن و 40 میلیمتری بوفورس[1] اشاره کرد.
      با ادامه توسعه مفاهیم و نیازهای میدان نبرد دو اتفاق عمده در این حوزه رخ داد. نخست آنکه در کنار سامانه های توپخانه ای و یا حتی به جای سامانه های توپخانه ای از سامانه های موشکی برد کوتاه و اخیرا سامانه های انرژی مستقیم لیزری نیز استفاده شد. مساله دوم این بود که حوزه ماموریتی این سامانه ها از دریا به خشکی نیز گسترش یافت و این گسترش در درجه اول در پی نیاز به دفع تهدیدات برد نزدیک در پایگاه های خط مقدم یا در معرض تهدید بود. اما در خشکی تنها موشک های کروز و بمب های هواپرتاب تهدید این پایگاه ها نبودند. این بار مهمات منحنی زن کالیبر کوچک و متوسط شامل انواع خمپاره ها و توپ ها و نیز راکت های توپخانه ای کوتاه برد نیز به طیف تهدیدات اضافه شده بودند. در مورد راکت ها و موشک های بالستیک اگرچه سامانه های ضد موشکی دیگری نیز همچون پاتریوت پک-2 توان مقابله داشتند، اما اولا این سامانه ها برای هدف قرار دادن راکت هایی چون گراد به صرفه نبودند، دوم انهدام تهدیدات دیگری چون راکت های کوچک 107 میلیمتری و یا گلوله های توپ و خمپاره برای آنها کاری نشدنی بود. خصیصه دیگری که این طیف تهدیدات داشتند این بود که به جهت کوچک و نسباتا ارزان بودند عموما در تعداد بالا شلیک می شدند و سامانه پدافندی در درجه اول باید می توانست این حملات انبوه را به شکل موثر (نسبی) دفع کند، دوم این کار را به صورت مقرون به صرفه انجام دهد. در سال های اخیر می توان طیف دیگری از تهدیدات شامل پهپاد های انتحاری، مهمات هواپایه مینیاتوری و حتی خودرو های انتحاری را به لیست تهدیدات اضافه کرد. اینجا بود که سامانه های CRAM پا به میدان گذاشتند. این سامانه های جدید که عمدتا حاصل بهبود قابلیت های کشف و شناسایی و کنترل آتش سامانه های CIWS توپخانه ای بودند در ادامه علاوه بر مجهز شدن به موشک و سامانه های انرژی مستقیم، پس از عملیاتی شدن در خشکی، به جهت تغییر طیف تهدیدات در دریا و روی ناوهای نظامی نیز مستقر شدند.
       تجربه میدانی آمریکا در مستقر کردن این سامانه ها در پایگاه های خود در عراق نشان داد که آنها توان قابل توجهی در دفع تهدیدات و کاهش سطح خسارات و تلفات دارا هستند، اگر چه در مواردی در برابر شلیک پر تعداد Out number شدند، اما این پایان کار نبود. در اینجا اولا تا همان سطح موجود این سامانه ها حملات را برای مهاجمین دشوار و پر هزینه کرده بودند، دوما به نسبت حجم مهمات شلیک شده میزان خسارات و تلفات را به شکل چشم گیری کاهش داده بودند، به نحوی که در صورت عدم وجود چنین سامانه هایی میزان خسارات و تلفات نیرو های آمریکایی سر به فلک می کشید.
      در ادامه اما روند های دیگری جهت بهبود قابلیت سامانه های فعلی و نیز طراحی سامانه های جدید به نحوی که قابلیت بیشتری برای دفع تهدیدات پر شمار و سوارم داشته باشند پیگیری شده است. استفاده از سامانه های کشف و رهگیری پیشرفته تر و نیز بسط و پیاده سازی مفهوم خشاب عمیق (2) مهم ترین و موثر ترین راهکاری بوده است که در پیش گرفته شده است.
       
       
       
       
      خلا های داخلی، بسط و همپوشانش مفاهیم
       
      در این حوزه در همان شکل کلاسیک مساله که سامانه های  CIWS بودند در نیروهای مسلح ما ضعف وجود دارد، به نحوی که باید اذعان داشت در صورتی که عملیات مانتیس دقیقا به همان شکل و کیفیت چند دهه قبل علیه ناوگان نیروی دریایی اجرا شود، حتی در سال 1400 نیز دقیقا همان نتایج قبل به دست می آید و نیروی دریایی حتی توان نیم ساعت پایداری در میدان نبرد را ندارد، ولی با توجه به گسترش مفاهیم نبرد می توان خلا ها و نیازهای دیگری را نیز در حوزه های دیگر مشاهده کرد و از راهکار توسعه یک سامانه پدافندی برد نزدیک به تمامی آن خلا ها - بر خلاف رویه عمومی موجود در تمامی بخش های نیروهای مسلح، که شامل موازی کاری های پر هزینه، و عملیاتی سازی های ناقص و حتی صرفا نمایشی است - یک پاسخ موثر، انطباق پذیر، مقرون به صرفه و کاملا عملیاتی ارائه کرد.
       
      حوزه های نیاز را می توان به طور کلی در دسته بندی های زیر گروه بندی کرد:
       
      ·        حفاظت از ناوهای نظامی در برابر انواع تهدیدات سطحی و هوایی، از سرعت زیر صوت تا مافوق صوت، خصوصا حملات سوارم.
       شایان ذکر است که در حوزه پدافند دریاپایه این یادداشت صرفا در دفاع برد نزدیک یا به طوردقیق تر " تهدید نزدیک شونده" تمرکز دارد در حالی که در بخش پدافند برد کوتاه (که با برد نزدیک متفاوت است)، و برد متوسط نیز ناوگان موجود چیزی در چنته ندارند.
       
       
       
      ·        حفاظت از پایگاه های خط مقدم و در تیرس دشمن.
       در این بین برخی پایگاه هایی که نسبتا در عمق خاک قرار داشته اما پیش بینی می شود هدف حملات پر تعداد و سوارم قرار گیرند، مانند پایگاه های موشکی و هوایی مهم نیز در این دسته قرار می گیرند.
       
      ·        حفاظت از زیرساخت ها و تاسیسات حیاتی و استراتژیک کشور.
       تجربه حملات خمپاره ای سازمان تروریستی منافقین در قلب تهران و همچنین برخی تهدیدات اخیر رژیم صهیونیستی بر علیه مراکز هسته ای ، تهدیداتی را برجسته میکند. تهدیدات بر علیه مراکز سیاسی و کاملا در تیررس بودن تاسیسات و زیر ساخت های اطراف شهرهای بزرگ و نیز رعایت نشدن اصول پدافند غیر عامل در زیرساخت های استراتژیک که در نواحی مرزی قرار دارند مانند پارس جنوبی، در این دسته قرار می گیرند. . به رغم پهنه ی وسیع جغرافیایی برخی از مهم ترین و استراتژیک ترین تاسیسات کشور در نقاط مرزی (جنوب) واقع هستند نه در "عمق استراتژیک" کشور.بایستی توجه داشت در واقع همیشه و در همه موارد داشتن پهنه ی جغرافیایی وسیع فراهم آورنده ی عمق استراتژیک لازم در همه سطوح نیست. حمله به این تاسیسات نه تنها نیاز به عملیات های پر ریسک عمقی ندارد، بلکه در مواردی مانند تاسیسات پارس جنوبی عدم رعایت اصول پدافند غیر عامل این تاسیسات را به شدت آسیب پذیر ساخته است. از جمله دیگر موارد این دست تاسیسات استراتژیک می توان به پایانه ی نفتی خارک اشاره کرد، با وجود توسعه ترمینال های نفتی جایگزین خارک در طی جنگ و بعد از آن، همچنان خارک اصلی ترین پایانه صادرات نفت خام کشور است و آسیب دیدن آن ضربه سنگینی به صادرات نفت و اقتصاد ملی ایران وارد می سازد. همچنین پارس جنوبی گذشته از تولید 70 درصد گاز کشور، طی سالهای اخیر و برنامه تبدیل سوخت نیروگاه های برق سیکل ترکیبی از مایع به گاز و توسعه نیروگاه های گازی، اصلی ترین تامین کننده سوخت نیروگاه های برق کشور محسوب می شود و اخلال در روند تولید آن به معنای خاموشی وسیع در ایران است. بر خلاف پالایشگاه جم که در جانمایی آن اصول پدافند غیر عامل تا حد زیادی رعایت شده است و با قرار گرفتن در میان رشته کوه ها از تیررس مستقیم آتش دشمن در امان مانده است، اما در مورد تاسیسات پارس جنوبی جانمایی آن به جهت سهولت ترابری تجاری به قیمت آن تمام شده تا دهه ها میلیارد دلار تاسیسات گران قیمت در بی دفاع ترین شکل ممکن جلو تر از ارتفاعاتی که می توانست پناه آنها باشد قرار گیرند و در خط آتش مستقیم ساده ترین حملاتی از سوی ساحل قرار بگیرند که به راحتی می توانند فاجعه آفرین باشند.
       

       
      ·        حفاظت از سامانه های پدافندی برد بلند و برد متوسط
      سامانه های پدافندی برد بلند از جمله گران قیمت ترین و استراتژیک ترین دارایی های پدافند هوایی کشور هستند. علاوه بر این این سامانه های ویژه و گران قیمت در تعداد نسباتا کم در کشور عملیاتی هستند و جایگزینی آنها به سادگی میسر نیست، که همین مورد اهمیت حفاظت از آنها را دوچندان می کند. این سامانه ها در موقعیت جنگی هدف حملات پر تعداد قرار خواهند گرفت و ذخیره موشکی، و محدودیت های مربوط به تعداد درگیری هم زمان با چند هدف این سامانه ها آنها را در برابر حملات انبوه و سوارم آسیب پذیر می سازد و در عین حال نابودی هر یک از آنها گستره وسیعی از آسمان کشور را بی پناه می سازد. همچنین در برابر برخی تهدیدات شلیک موشک های دوربرد گران قیمت اساسا راه حل به صرفه و عاقلانه ای نیست، از این روی نیاز است تا سامانه هایی با برد آتش کمتر، ولی با هزینه آتش کمتر و توان درگیری با اهداف پر تعداد به صورت هم زمان در کنار این سامانه ها قرار داشته باشند. این امر وجود هر دو طیف سامانه های کوتاه برد، و برد نزدیک را در کنار سامانه های برد بلند ضروری می سازد.
       
      ·        حفاظت از خطوط لجستیکی و واحد ها و کاروان های متحرک نظامی به ویژه در زمان پیشروی و اجرای مانور.
      مساله رزم متحرک و لزوم فاصله گرفتن از رزم ایستا، اهمیت یافتن چابکی و قدرت مانور سریع در پهنه میدان نبرد نیاز به سامانه های پدافندی را تقویت می کند که بتوانند با سرعت گسترش یافته و عملیاتی شوند و حتی در حین حرکت توان عملیاتی و اجرای آتش خود را حفظ کنند. در این سناریو بر حسب شرایط مختلف استفاده از سامانه های کوتاه برد، برد نزدیک و یا ترکیبی از هر دوی آنها توصیه می شود.
       
      الزامات طراحی :
       
      با توجه به موارد بالا می توان لیست زیر را به عنوان الزامات طراحی لحاظ نمود: 
       
      ·        متحرک بودن
      ·        طراحی ماجولار و پودمان پذیر
      ·        سرعت استقرار و عملیاتی سازی بالا
      ·        سرعت واکنش زیاد، در حد چند ثانیه
      ·        بهره برداری از انواع سامانه های کشف و رهگیری اکتیو و پسیو
      ·        قابلیت درگیری با تعداد اهداف زیاد (دست کم 8 هدف به صورت هم زمان) که وجود سامانه های برد نزدیک موشکی را در کنار سامانه های توپخانه ای ضروری می سازد
      ·        پوشش آتش و کشف و شناسایی 360 درجه به صورت هم زمان (به لحاظ پیکره بندی الزمات خاص خود را دارد)
      ·        ظرفیت آتش بالا (خشاب عمیق) و بارگذاری مجدد بلوکی
      ·        وزن و ابعاد مناسب
      ·        توان رزم شبکه محور
      ·        مقاومت در برابر اخلال و جنگ الکترونیک
      ·        بهره بردن از مهمات دقیق و موثر
       
       
       
       
        [1] نمونه ای از این توپ روی تعداد محدودی از شناورهای نیروی دریایی قرار دارد که البته از نسخه های قدیمی این سامانه توپخانه ای می باشد و نشانه روی آن به صورت چشمی و توسط خدمه انجام می شود و در عمل از اجرای ماموریت یک سامانه CIWS عاجز است.
      [2]A deep magazine refers to the ability of a system to be fired numerous times before being resupplied. The “deepness” of a magazine will be limited by the number of munitions physically carried by a system or, for directed energy or electronic warfare systems, by the amount of stored energy (e.g., battery power
       
    • توسط Davood
      اواخر دهه ۶۰ و اوايل دهه ۷۰ ميلادي را مي توان نقطه عطف در پيشرفت صنايع موشكي در دنيا دانست زيرا زماني بود كه به تازگي جنگ جهاني تمام شده بود و كشورهاي درگير جنگ جهاني به خوبي ضرورت وجود موشك و جنگ افزارها را درك كرده بودند و با تجربياتي كه به هنگام جنگ كسب كرده بودند توانستند به دنياي جديدي از ساخت سلاح ، موشك و هواپيما قدم بگذارند.
      يكي از اين كشورها كه همواره ابرقدرتي موشكي محسوب مي شد شوروي بود. اتحاد جماهير شوروي با فاصله اي بسيار زياد از رقباي خود در حال پيشرفت بود به خصوص در صنعت هوافضا، ولي اين پيشرفت هنگام فروپاشي اتحاد جماهير شوروي با كمتر از نصف پتانسيل گذشته ادامه يافت.
      البته بايد به اين نكته نيز توجه كنيم كه با وجود چنين فروپاشي، روسيه هنوز هم در صنعت هوافضا از برترين هاست. صنايع موشكي روسيه كه همچون يكي از زيرشاخه هاي صنعت هوافضاست به تبع آن پيشرفت زيادي داشته است. رقابت بسيار جذابي بين كشورهاي روسيه و ايالت متحده آمريكا در زمينه هوافضا وجود دارد كه شايد يكي از دلايل پيشرفت سريع اين صنعت در اين كشورها و فاصله زياد آنها با كشورهاي ديگر همين باشد.
      در ليست موشك هاي روسيه مي توان انواع و اقسام موشك ها را از قبيل موشك هاي هوا به هوا، هوا به زمين، زمين به هوا، بالستيك، اتمي، ضد ماهواره ، ضد كشتي و ضد زيردريايي را ديد. در اين ميان يكي از سري هاي بسيار قوي و با اهميت سري موشك هاي S يا S-300 را مي توان جزو سومين نسل موشك هاي زمين به هوا دانست كه پروژه ساخت و طراحي آن در دهه ۱۹۷۰ شروع شد.
      اين موشك نسبت به موشك هايي كه در زمان هاي قبلش ساخته مي شد خصوصيات متفاوتي داشت. البته تنها در سيستم پرتاب (Launch) آن از سري موشك هاي ۴۸N6 نمونه برداري شده بود كه مي توانست ميان برد يا دوربرد باشد. توسعه و گسترش موشك هاي سري S-300 از سال ۱۹۶۹ آغاز شد كه در آن زمان اين موشك ها به برد ۷۵ كيلومتري رسيده بودند.
      شركت مجرب آلماز (Almaz) مسئوليت طراحي و ساخت را براي نيروهاي زميني و شركت بوكاتف وظيفه طراحي آن را براساس نيازهاي نيروي دريايي روسيه به عهده گرفتند.
      چندي بعد براي به كمال رسيدن اين موشك ها براساس آخرين تكنولوژي هاي راكتي شركت گرونيش (Grunish) نيز به اين جمع پيوست.
      هدف ساخت پروژه، موشكي با برد بالا، سرعت بسيار زياد و قدرت مانوري مطمئن بود. اين موشك بايد كمترين زمان عكس العمل و قابليت استفاده هاي نظامي گوناگون براي حمل كلاهك هاي مختلف و داراي كمترين زمان رسيدن به هدف و نيز قابل اعتماد در زمان پرواز باشد.
      منظور از قابل اعتماد بودن اين است كه هنگام پرواز از ديد رادارها محفوظ باشد و ضد موشك ها نتوانند آن را رديابي كنند،حتي از لحاظ حفاظت اوليه اين موشك ها قرار بود كه در كانتينرهايي جاسازي شوند كه از زمان ساخت در كارخانه به بعد در همان كانتينرها بمانند و حتي سيستم پرتاب آنها نيز در خود كانتينرها تعبيه شود تا بتوانند در كمترين زمان ممكن از هر نقطه اي قابل پرتاب باشند. اين پرتاب به صورت عمودي انجام مي شود. يك لانچر قوي كه مي تواند موشك را تا ارتفاع ۲۰ متري بلند كرده و پرتاب كند. براي اين امر يك جك هيدروليك مدل ۴M330 ساختند كه با سرعت بسيار بالايي اين موشك را آماده پرتاب مي كند.
      S-300P
      يكي از اولين موشك هاي اين سريS-300P است كه به سفارش وزارت دفاع روسیه توليد شد. اين موشك مي تواند كلاهكي را به اندازه ۱۳۳ كيلوگرم با بيشينه برد ۴۷ كيلومتر حمل كند. كمترين برد آن پنج كيلومتر است و مي تواند در ارتفاع ۳۰ متري پرواز كند. سرعتش به سه كيلومتر در ثانيه مي رسد و در ۲۸ ثانيه مي تواند از خود عكس العمل نشان دهد. زمان آماده پرتاب شدنش كمتر از پنج دقيقه است.
      S-300F
      در سال ۱۹۸۴ مدل S-300F ساخته شد. مدل F در اصل موشك متناسب با نيازهاي نيروي دريايي روسيه بود كه از سيستم پرتاب ۵V55RM استفاده مي كند. سرعت آن ۴۶۸۰ كيلومتر در ساعت است و مي تواند كلاهكي به اندازه كلاهك مدل P (۱۳۳ كيلوگرم) ولي با بردي دوبرابر (حدود ۹۰ كيلومتر) را با خود حمل كند. بيشينه سرعت آن ۶۱۲۰ كيلومتر در ساعت و طول خود موشك با كلاهك ۲۵/۷ متر است.كمترين برد آن هفت كيلومتر و سقف پروازش ۲۵هزارمتر است و با سوخت جامد نيروي پيشرانش را تامين مي كند. يك سيستم راداري معروف به ريف روي آن نصب كردند كه مي تواند در يك زمان شش هدف را شناسايي كند و به آنها هجوم برد.
      S-300FM
      مدل S-300FM در سال ۱۹۹۰ ساخته شد كه باز هم مدلي براي نيروي دريايي بود. بسيار مدرن و پيشرفته بود. بيشينه سرعت آن به ۱۰ هزار كيلومتر در ساعت مي رسد، وزن آن ۱۴۸۰ كيلوگرم است و اين تفاوت بيش از هزار كيلوگرمي را مي توان در وضعيت نيروهاي پيشران اين موشك دانست. طول آن ۵/۷ متر، قطرش ۵۲/۰ متر و فاصله دوسر بالچه هاي عقب ۰۳/۱ متر است.
      برد آن ۹۰ كيلومتر است و مي تواند ۱۵۰ كيلوگرم كلاهك را با خود حمل كند. بيشينه سرعتي معادل ۷۵۶۰ كيلومتر در ساعت دارد كه در ارتفاع ۲۵ هزارمتري پرواز مي كند.
      S-300PMU
      مدل ديگر S-300PMU است. اين موشك از لحاظ ظاهري بسيار شبيه مدل FM است حتي وزنش با آن يكي است. طول آن ۹۸/۶ متر، قطرش ۴۵/۰ متر و فاصله دوسر بالش ۰۴/۱ متر است. در ارتفاع ۲۷ هزار متري پرواز مي كند و سوختش از مواد جامد تشكيل مي شود. كمترين بردش پنج كيلومتر و بيشترين برد آن ۹۰ كيلومتر است. مدل بعد در سال ۱۹۹۷ ساخته شد كه در واقع يك نمونه برداري از مدل MU بود. اين موشك MU-2 نام داشت كه از لحاظ اندازه و ابعاد دقيقاً مانند مدل قبلي بود ولي بردش به ميزان ۱۰۵ كيلومتر افزايش يافته بود يعني برد كلي آن به ۱۹۵ كيلومتر رسيد. توانايي حمل آن نيز بيشتر شده است و مي تواند ۱۸۰ كيلوگرم كلاهك را با خود حمل كند. سري ساخت اين موشك ها تا سال اخير ادامه يافت.

      Avia.ir
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.