GOLDEN-CROWN

تحلیل و پیگیری تحولات سوریه - بخش دوم ( از July 2015 )

Recommended Posts


منم ندیده بودم .... وقتی دیدم فهمیدم یک آدم وسواسی مثل من که میدونه تئوری با عمل خیلی فرق داره هم ! بازم اشتباه میکنه ! چون اصولا تئوری ربطی به عملی نداره وقتیکه یارو اونجاست که تانک ارتش سوریه دست ش هست ...اما مثل موتور سیکلت داره با تانک رفتار میکنه !

 

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب ادیب

بنظر تئوری ها برآمده  از تجربه های عملی سابق میباشند

با فرمایش جنابعالی

ظاهرا تئوری ها هیچ کارایی صحیحی ندارند

درست متوجه شدم ؟

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
فوعه و کفریا اگه سقوط کنه ایران سکوت می کنه ولی اگه محاصره رو بشکنن میگن کاره ما بوده و فلان سردار در اونجا حضور داشته دریغ از یک زیر نویس تو شبکه خبر
  • Upvote 7
  • Downvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

اسلام گرایان عضو گروه "جبهه نصرت" ، شاخه سوری القاعده اعلام کردند حدود 70 نفر از شبه نظامیان آموزش داده شده توسط آمریکا در ترکیه، بالافاصله پس از عبور از مرز تسلیم آنها شده و سلاح های خود را تحویل داده اند.

روزنامه بریتانیایی "دیلی تلگراف" ضمن درج این خبر با استناد به بیانیه دو از اعضای جبهه نصرت در "توییتر"خاطرنشان می سازد که منظور شبه نظامیان عضو باصطلاح "لشکر 30 ـ ام" است که کارشناسان نظامی آمریکا آنها را برای جنگ در سوریه آموزش داده بودند.

بر اساس بیانات این اعضای جبهه نصرت، فرمانده "لشکر 30 ـ ام" ادعا کرده که آمریکایی ها را فریب داده چون به دریافت تسلیحات از آنها نیاز داشته است.
پیشتر لوید اوستین، ژنرال آمریکایی روز 16 سپتامبر در مجلس سنای این کشور اعتراف کرده بود که در نتیجه برنامه 500 میلیون دلاری آموزش شبه نظامیان سوری که هدف آن اموزش دادن 5400 نفر بوده ، تا به حال فقط چهار یا پنج نفر شبه نظامی تربیت شده اند و به این تریب عملا شکست کامل این برنامه را اعلام کرد.

http://ir.sputniknews.com/world/20150923/721549.html#ixzz3mYuvQEB8 
 

 

ایا امریکا واقعا میذاره همچین پاتکی بخوره یا اینهم فقط یک حیله است برای اموزش غیر مستقیم نیرو های القاعده در سوریه ؟ 70 نفر میتونن به خوبی 1000 نفر رو اموزش بدن بدون اینکه اصلا اسمی هم از امریکا وسط باشه. 

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

فوعه و کفریا اگه سقوط کنه ایران سکوت می کنه ولی اگه محاصره رو بشکنن میگن کاره ما بوده و فلان سردار در اونجا حضور داشته دریغ از یک زیر نویس تو شبکه خبر

 

شاید سکوت صدا و سیما علت خاصی داشته باشه

همینطور که رئیس صدا و سیما نمیتونه بدون دستور از بالا بگه اخبار فلان شهر رو پوشش ندید

  • Upvote 1
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایا امریکا واقعا میذاره همچین پاتکی بخوره یا اینهم فقط یک حیله است برای اموزش غیر مستقیم نیرو های القاعده در سوریه ؟ 70 نفر میتونن به خوبی 1000 نفر رو اموزش بدن بدون اینکه اصلا اسمی هم از امریکا وسط باشه. 

 

 

سلام.عرض ادب :rose:

 

به نظرتون گرگ های اب دیده النصره در سوریه با این سابقه عملیات چریکی ده ها ساله و فرماندهان قلچماق القاعده پشت سرشون  گدای اموزش های امریکا هستن؟

 

 

من فکر نمی کنم اموزش های القاعده کمتر از اموزش های نیروهای امریکایی باشه و اموزش های امریکایی صرفا برای اموزش دادن مبتدی ها و تبدیلشون به سرباز های متوسط به بالا خوبه وگرنه برای قاتل های بلفطره القاعده با اون ورزیدگی که ازشون سراغ داریم و خصوصا تو سوریه جنگ دیده تر از قبل شدند نکته تازه ای نداره

 

 

یا حق

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

جزئیات زندگی روزمره بشار اسد

 

نزدیک تختخواب او کتابهایی به زبان انگلیسی که تازه چاپ شده است، دیده می‌شود که پیش از خواب بخشی از آن را مطالعه می‌کند او ناهار را در قصر ریاست جمهوری میل می‌کند و معمولا حجم غذای او کم است و از ۱۲ سال پیش تاکنون سعی کرده وزن خود را ثابت نگاه دارد.
 
به گزارش خبرگزاری به نقل از شبکه المنار، یک منبع نزدیک به «بشار اسد» رئیس جمهور سوریه با اشاره به جزییات دقیقی از زندگی روزمره او، گفت: تماس با مسئولان و مطالعه گزارش های نظامی مهم ترین کارهای روزمره اوست که همگی با حفظ آرامش و خونسردی انجام می شود.
 
در زیر جزییات زندگی روزمزه بشار اسد آمده است:
 
رئیس جمهور ساعت شش و نیم صبح از خواب برخاسته و یک ساعت کامل ورزش می‌کند.
اسد پس از صرف صبحانه سبک، کارش را از ساعت هفت و نیم صبح با خواندن گزارش ها و نامه هایی که از کشورها و سفارت خانه ها رسیده است به اضافه مطالعه گزارش های نهادهای امنیتی آغاز می کند.
 
بیش از یکصد تماس تلفنی در روز
 
او پس از ارزیابی اوضاع، با کسانی که لازم است تماس تلفنی گرفته و نشست برگزار می کند و هر روز بیش از یکصد تماس تلفنی با مسئولان و معاونان خود دارد تا دستورات و راهکارهای لازم را برای پیگیری تمام مسائل به آنان ارائه دهد، به اضافه اینکه با روسای نهادهای مختلف تماس می گیرد و در برخی موارد نیز به منظور پی بردن به جزئیات مسائل به جای تماس با یک مسئول بلند پایه با مسئول زیردست او تماس می گیرد.
 
برنامه بعدی بشار اسد تماس با «عماد فهد الجاسم» رئیس ستاد ارتش است و از او در مورد وضعیت میدانی و عملکرد و تکاپوی ارتش سوریه سوال می کند و در تمام جزئیات ریز و درشت دقیق می شود.
 
بشار اسد مثل یک افسر حرفه ای عمل می‌کند
 
او بر هر یک از عملیات نظامی نظارت دارد، گویی نه پزشک و رئیس جمهور بلکه یک افسر حرفه ای است که زندگی اش را در کار نظامی گذرانده است.
 
اسد به طور مستقیم با حملات جنگنده ها و بمباران های آن در ارتباط است و هر پایگاه نظامی فقط با دستور او کار انجام می دهد به اضافه اینکه رئیس جمهور با صدور دستور به رئیس ستاد ارتش و پیگیری جزئیات، روند امور میدانی عملیات جنگی را مدیریت می کند.
 
بشار اسد می داند که با توجه به استقرار افراد مسلح در سراسر کشور به اضافه 80 هزار خارجی سلفی که سوریه را هدف حمله قرار داه اند، کشورش با اوضاع نظامی دشواری دست به گریبان است.
 
بشار اسد خونسرد و آرام
 
اما اعصاب بشار اسد آرام است و در برابر منفعل شدن افسران بلندپایه و روسای نظامی آرام است و در تصمیم گیری ها نیز متانت و آرامش خود را حفظ می کند و به همه فرماندهان نظامی اعتماد به نفس می دهد.
 
او ناهار را در قصر ریاست جمهوری میل می کند و شخصا غذای مورد نظر را انتخاب می کند و معمولا حجم غذای او کم است و از 12 سال پیش و به عبارت بهتر از زمان ریاست جمهوری تا کنون سعی کرده است وزن خود را ثابت نگاه دارد.
 
رئیس جمهور بعد از ظهر استراحت می کند و سپس به تکمیل مطالعه اسناد نظامی و پیگیری حوادث مرزی و داخلی می پردازد به ویژه اینکه مرزهای مشترک سوریه با همسایگان طول زیادی دارد به این ترتیب که بیشترین مرز مشترک با ترکیه و عراق است که طول هر یک از آنان 800 کیلومتر است و سپس مرزهای مشترک با اردن و لبنان و جبهه جولان است.
 
کار بعدی بشار اسد مطالعه اسناد مربوط به درگیری های داخلی و گزارش های اطلاعاتی در مورد رخدادهای خارجی است که به افراد مسلح در ترکیه و موارد دیگر مربوط می شود.
 
اما در مورد داخل نیز به بررسی گزارش‌های مربوط به کسانی که در صدد اقدام نظامی علیه ارتش سوریه هستند، می پردازد.
 
بشار اسد می‌داند که جنگ بین‌المللی علیه سوریه در جریان است و باید مقاومت کند، بر همین اساس مشاوران خود را گردآورده و در مورد چگونگی مقابله با این جنگ بدون هیچ ترسی از آینده با آنان گفت‌وگو می‌کند و به روسای نهادهای امنیتی نیز تاکید می‌کند که ریسک نکنند.
 
چهره خندان اسد
 
او هنگامی که چند راکت به نزدیکی قصر ریاست جمهوری اصابت کرد، با بیان اینکه هدف از این اقدام ایجاد وحشت است، با خنده گفت آنان از میزان ایستادگی من خبر ندارند.
 
در مورد دولت نیز بشار اسد عملکرد وزیران را پیگیری می‌کند و با وزیر ارتباطات تماس می گیرد تا اخبار را با او دنبال کند به اضافه اینکه بخش های خبری تلویزیون را گوش می دهد.
 
تماس با وزیر کشور و وزیر دفاع یکی دیگر از فعالیت‌های روزمره رئیس جمهور است و در کنار آن با رئیس بانک مرکزی سوریه و وزیر اقتصاد تماس گرفته و وضعیت مالی لیره سوریه را با جزئیات آن پیگیری می‌کند.
 
معمولا برای شام یک تکه ماهی یا غذایی که به سرعت هضم شود، میل می‌کند و در صورت وقوع رخدادهای مهم در ساعات خواب و استراحت، او را از خواب بیدار کرده و دستور می گیرند و نکته مهم این است که در صورت بروز مشکل باید بدون دلهره و سردرگمی به او مراجعه شده تا تصمیم مناسب را اتخاذ کند.
 
نزدیک تختخواب او کتابهایی به زبان انگلیسی که تازه چاپ شده است، دیده می شود که پیش از خواب بخشی از آن را مطالعه می کند و هنگامی که برای خواب به تختخواب می رود به سرعت و در فاصله ده دقیقه به خواب می رود.
 
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

متن نسبتا جالبی هست. چون یه مقدار کم صحبت از حضور ایران در منطقه (عراق و سوریه) می کنه اینجا متن کامل میارم تا همه بخونن.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 
 
«کالج جنگ» برنامه‌ای است هفتگی در رویترز که به مسائل مربوط به درگیری‌های نظامی و مسائل پس پرده جبهه‌های نبرد می‌پردازد. در این برنامه، گفت‌وگویی بین مجری برنامه (جیسون فیلد) با دو نفر از کارشناسان امور نظامی آمریکا (مت گالت و رابرت بکیوسن) انجام گرفته است که در آن به بررسی تأثیر توافق هسته‌ای، روی توان نظامی ایران و شرایطش نسبت به دیگر قدرت‌های منطقه پرداخته شده است. 

در ادامه ترجمه مشروح این برنامه رادیویی را می‌خوانید:

‌جیسون فیلدز: می‌توانی شرایط حال حاضر نظامی ایران را تشریح کنی و به ما بگویی در آینده به چه شکل خواهد بود؟
مت گالت: دلیل اینکه ما دراین‌باره بحث می‌کنیم، توافق هسته‌ای ایران است؛ موضوعی که مباحث زیادی را مطرح کرد. این یک توافق دیپلماتیک است که بخشی از فعالیت‌های هسته‌ای ایران را محدود می‌کند و از سوی دیگر به سال‌ها تحریم و ممنوعیت‌های بحث‌برانگیز و طولانی تجاری که ایران را از خریدوفروش سلاح در بازار جهانی بازمی‌داشت، پایان می‌دهد. همان‌طور که می‌دانید، در چند هفته اخیر و پس از آنکه توافق اعلام شد، در بسیاری از روزنامه‌ها و خبرگزاری‌های غربی سرتیتر‌هایی مثل «توافق هسته‌ای، پایانی بر تحریم‌ها و شروع نگرانی‌های پنتاگون از شرایط نظامی»، «نتایج یک توافق بد با ایران» و حتی تیتر‌هایی، مانند «پنج اسلحه جنگی ایران که آمریکا باید از آنها بترسد» به چشم خورد. 

این تیترها در ابتدا وهم‌آور به‌نظر می‌رسند، اما سؤالات زیادی دراین‌باره مطرح است. اولین سؤال این است که دقیقا چه کسی قرار است به ایران اسلحه بفروشد که پاسخ قاعدتا روسیه و چین است، اما روسیه از سال ٢٠١٠ فروش اسلحه به ایران را متوقف کرد، بنابراین برای مسکو این بازگشتی به دادوستد‌های معمول و مثل سابق با ایران است و نه بازگشایی بازاری بزرگ برای اسلحه‌های روسی. همچنین سؤالاتی درباره چگونگی پرداخت هزینه سلاح‌های خریداری‌شده از سوی ایران پیش می‌آید. آنها در شرایط جدید صددرصد، صنعت نفت خود را سریعا توسعه خواهند داد، اما بازار انرژی در شرایط خوبی به‌سر نمی‌برد. سؤال بهتر و جالب‌تر این است که نیروی نظامی ایران هم‌اکنون در چه شرایطی به‌سر می‌برد؟ این نیرو به ‌دنبال خرید چه سلاح‌هایی از خارج است؟ مقامات ایران نیروی نظامی را در مسیر چه اهدافی هدایت می‌کنند و آرایش این نیرو در مقابل رقبای منطقه‌ای چگونه است؟ من از «رابرت» می‌خواهم که یک تصویر بزرگ‌تر از این شرایط ارائه کند.

رابرت بکیوسن: جنگ و درگیری در طبیعت خود پیش‌بینی‌ناپذیر است، بنابراین نیروی نظامی با توجه به تهدیداتی که یک کشور خود را با آن مواجه می‌بیند برای انجام امور مشخصی طراحی می‌شود و در مورد ایران این تهدید در وهله اول ایالات‌متحده و متحدان درجه یک منطقه‌ای آن در خاورمیانه هستند. وقتی که درمورد نیروی نظامی ایران بحث می‌کنیم، باید به این تهدیدات توجه کنیم. مطلب این است که ایران با داشتن حدود ٥٠٠ هزار نیرو، دارای بزرگ‌ترین نیروی نظامی در منطقه خلیج‌فارس است. البته این عدد کمی بالا و پایین می‌شود، چراکه این کشور علاوه بر نیروهای عادی سپاه پاسداران و ارتش، دارای قوای شبه‌نظامی بسیج هم هست. در این صورت، ایران در زمان جنگ بیش از یک میلیون سرباز در اختیار خواهد داشت. نکته مهم این است که تمام این نیروها برای اهداف دفاعی طراحی شده‌اند. 

معنای این آرایش دفاعی این است که آنها برای شرایطی آموزش دیده‌اند که به آن دفاع در عمق گفته می‌شود و تلاش برای کندکردن و منهدم‌کردن حرکت دشمن در خاک خودی است، تقریبا همانند آن‌چیزی که  اتحاد جماهیر شوروی در جنگ جهانی دوم و روسیه در حمله ناپلئون انجام داد. این نیروی نظامی بزرگ می‌تواند پاسخ محکمی به نیروهای مهاجم بدهد، کاری که ایران در دهه ٨٠ میلادی در جنگ با عراق انجام داد و بسیاری از فرماندهان ارشد کنونی ایران، کهنه‌سربازانی از آن جنگ هستند. آنها بسیار باتجربه هستند و می‌دانند که در چنین جنگی چگونه مبارزه کنند. اما ایران در صورت نیاز به اعمال قدرت طولانی‌مدت در خارج از مرزهای خود با کمبود برخی تجهیزات دست‌وپنجه نرم می‌کند. بخشی از سخت‌افزارهای نیروی نظامی ایران سن بالایی دارند. برخی از آنها به زمان حکومت پهلوی برمی‌گردند. تحریم‌ها و عدم امکان خرید این سخت‌افزارها از کشورهای دیگر به استثنای چند کشور مانند روسیه و چین، ایران را از نظر سخت‌افزاری از برخی جهات تحت‌فشار قرار داده است.

‌جیسون فیلدز: ایالات‌متحده زمانی بزرگ‌ترین پشتیبان شاه ایران بود. از آنجا که زمان زیادی از آن دوره گذشته، ممکن است بسیاری از مردم (آمریکا) از آن بی‌اطلاع باشند. تا سال ١٩٧٩ ما متحدان نظامی بودیم و آمریکا به شاه کمک کرد تا رژیم خود را سرپا نگه دارد و در عملیات‌های خارج از مرز با ایران همکاری کرد. درواقع به‌خاطر پشتیبانی ما از این رژیم بی‌رحم بود که اکنون ایرانی‌ها به ما روی خوش نشان نمی‌دهند. وقتی‌که درمورد تجهیزات بازمانده از دوران شاه سخن می‌گویی، آیا منظورت تجهیزات باقی‌مانده از دهه ٧٠ است؟
رابرت بکیوسن: در دهه ٧٠ موج بزرگی از تجهیزات به ایران منتقل شد. ایالات‌متحده سخت‌افزارهای فراوانی را در این دهه به ایران فروخت. می‌توان از جت جنگنده اف-١٤، اف-٤، تانک‌ها و هلیکوپترها نام برد. ایران یک کشور بزرگ با سطح تحصیلات بالا است و کار جالب‌توجهی که نیروی نظامی این کشور بعد از انقلاب انجام داد، تلاش موفقیت‌آمیزش در نگه‌داشتن این تجهیزات در شرایط آماده برای بهره‌برداری بود. ایران بسیاری از هلیکوپترهای امداد‌رسانی «بل» را تغییر داد و تبدیل به هلیکوپترهای نظامی کرد. نیروی دریایی ایران هم وضعیت مشابهی دارد. این ناوگان بزرگ‌ترین نیروی دریایی خلیج‌فارس است. تکیه اصلی این ناوگان بر قایق‌ها و زیردریایی‌های کوچک و ناوچه‌ها است که ابزار تاکتیک حمله‌های فوجی (swarming tactic) است، مثل حمله دسته بزرگی زنبور. ممکن است بتوانید از دست تعدادی از آنها خلاص شوید اما حتی اگر تعداد کمی از آنها از آتش‌بار شما عبور کنند، می‌توانند کشتی‌تان را غرق کنند. این نیروها برای ناوگان آمریکا تهدید محسوب می‌شوند؛ اما برای اجرای عملیات در کشور‌های آن سوی خلیج‌فارس و انتقال نیرو به آن سو طراحی نشده‌اند.

مت گالت: وقتی صحبت از کشتی‌رانی می‌شود منظور بیشتر نفت‌کش‌هاست. درست است؟

رابرت بکیوسن: کشتی‌های نفت‌کش و کشتی‌های تجاری. متأثرشدن از رفت‌وآمد این کشتی‌ها در خلیج‌فارس قبلا هم سابقه داشته است. در دهه ٨٠، جنگی بین ایران و عراق در خلیج‌فارس شکل گرفت که به جنگ نفتکش‌ها معروف شد و دو کشور، کشتی‌رانی طرف مقابل در خلیج‌فارس را هدف قرار دادند و ایالت متحده نیز علیه ایران به این جنگ وارد شد و با ایران درگیری‌هایی داشت.

مت گالت: تو درباره استراتژی دفاعی نیروی نظامی ایران سخن گفتی و اینکه نیروی نظامی ایران برای اعمال قدرت در منطقه طراحی نشده است؛ اما به این معنا نیست که آنها از نظر نظامی در منطقه نفوذ ندارند. آنها این اعمال قدرت را از طریق تکاوران انجام می‌دهند. درست است؟

رابرت بکیوسن: یکی از نیروی‌های اصلی که در عراق و سوریه دیده می‌شود، نیروی قدس است. نیروی قدس شبیه به نیروهای ویژه آمریکا عمل می‌کند. کاری که آنها می‌کنند این است که بسیار ناگهانی و نامحسوس وارد منطقه می‌شوند. سپس به نیروهای محلی مشاوره می‌دهند و آنان را آموزش می‌دهند و راهنمایی می‌کنند تا بهتر بجنگند. ایرانیان در این کار مهارت بسیاری دارند. احتمالا نیروی قدس برای انجام این کار در خاورمیانه بهترین است.

مت گالت: آیا این توافق شرایط را عوض می‌کند؟ آیا این توافق باعث می‌شود ایران نیروهای خود را برای اعمال قدرت فراتر از مرز‌ها تقویت کند؟

رابرت بکیوسن: ایران انگیزه لازم را برای حضور بلندمدت نظامی در آن سوی خلیج‌فارس در دست ندارد. ناوگان ایران تا حد زیادی وابسته به موشک‌های ضدکشتی است. معلوم نیست روسیه و چین بخواهند ابزار دیگری به آنها بفروشند یا نه؛ البته روشن است اگر ایران بتواند از بازار جهانی اسلحه تهیه کند، برای نیروی نظامی‌اش سودمند خواهد بود؛ اما احتمالا با توجه به استراتژی نظامی ایران (که یک استراتژی دفاعی است) قصدی برای دگرگون‌کردن نیروی نظامی خود نخواهد داشت. در سال‌های اخیر سقف بودجه سالانه نیروهای مسلح ایران ١٤-١٥ میلیارد دلار در سال بوده است؛ درحالی‌که بودجه نظامی عربستان سعودی ٦٧ میلیارد دلار بوده است. اگر عربستان را با کشور‌های حاشیه خلیج‌فارس جمع ببندیم، این عدد به حدود ٩٠ میلیارد دلار می‌رسد؛ یعنی شش برابر بودجه نظامی ایران و این کشورهای حاشیه خلیج‌فارس هستند که از آمریکا و اروپا سلاح می‌خرند.

مت گالت: نکته دیگری که من می‌خواهم اشاره کنم این است که در نتیجه توافق، ایران به دارایی‌های بلوکه‌شده خود در بانک‌های خارج از کشور دسترسی خواهد داشت. در اطلاعات اعلام‌شده از منابع مختلف، مجموع رقم آزادشده متفاوت است؛ اما این رقم، چیزی حدود صد میلیارد دلار است. مشخص است ایران با توجه به استراتژی خود قصد هزینه‌کردن این رقم برای خرید اسلحه ندارد، حتی اگر این قصد را داشته باشند، ازآنجاکه این آزاد‌سازی دارایی‌ها فقط یک‌بار صورت می‌گیرد، هزینه‌ای که ایران برای نیروهای نظامی خود می‌کند قابل مقایسه با رقبای منطقه‌ایش نیست.

رابرت بکیوسن: عربستان سعودی در این راه هزینه زیادی می‌کند. «آنتونی کوردزمن» در مرکز مطالعات بین‌المللی استراتژیک گزارشی منتشر کرده است که اشاره می‌کند عربستان ‌سعودی تا به میزان زیادی تجهیزات پیشرفته، جت‌های جنگنده، سامانه‌های دفاع موشکی و سامانه‌های فرماندهی و راهبردی می‌خرد، این درحالی است که ارتش این کشور بسیار کوچک است و سرباز کافی برای استفاده از تمام آنها را ندارد! و این شاید قضیه را از بعضی زوایا روشن کند.

مت گالت: عربستان در منطقه تنها کشوری نیست که با این مشکل مواجه است. قطر هم همین مشکل را دارد. آنها بیشتر از آنکه بتوانند استفاده کنند، می‌خرند!

‌جیسون فیلدز: آیا می‌توانی برخی موارد از مسائل نظامی که واقعا ایران آنها را عالی انجام می‌دهد برای ما توضیح دهی؟ آیا آنها در ساخت موشک توانایی بسیار بالایی دارند؟
رابرت بکیوسن: بله. ایران صدها موشک بالستیک ساخت داخل دارد. آمار، دقیق نیست، ولی باید چندصد فروند موشک باشد. همین موضوع یکی از مسائل بحث‌برانگیز گفت‌وگوهای ١+٥ با ایران بود. به‌ویژه اسرائیل از موشک‌های بالستیک ایران، حتی با کلاهک‌های انفجاری عادی، وحشت دارد. من نمی‌خواهم درباره این موشک‌ها اغراق کنم، ولی حداقل از بُعد سیاسی این موشک‌ها ابزار بسیار قوی‌ای برای ایجاد هراس هستند و این ایده که ایران -نه اینکه بخواهد- اما می‌تواند اسرائیل را با موشک‌های بالستیک خود هدف قرار دهد، برای اسرائیل وهم‌آور است. در جنگ ١٩٩١ خلیج‌فارس هم، اسرائیل با موشک‌های اسکاد، عراق را هدف گرفت؛ اما تلفات چندان زیاد نبود؛ ولی این سلاح‌ها از نظر سیاسی وحشت‌زا هستند. اسرائیل تلاش کرده است برای مقابله با موشک‌های بسیار دقیقی که ایران دارد (و از بسیاری از رقبای منطقه‌ای خود پیش افتاده است)، سامانه‌های دفاع‌موشکی پیشرفته خریداری کند.

مت گالت: زمینه دیگری که ایران در آن خوب عمل کرده است و در چنین درگیری‌هایی مدنظر قرار می‌گیرد، این است که در کنار تکاوران خود پهپاد‌ها را دارد.

رابرت بکیوسن: البته من نمی‌خواهم دراین‌باره اغراق کنم. ایران از دهه ٨٠ میلادی از پهپاد‌ها استفاده کرده است. تهران چیزی بیش از ١٢ مدل مختلف پهپاد دارد. بیشتر آنها با اهداف آی-اس-آر (اطلاعات- مراقبتی- شناسایی) به‌کار می‌روند. همچنین نوعی پهپاد انتحاری برای نابودی اهداف هم وجود دارد. این پهپاد‌ها در سوریه در حال امتحان‌پس‌دادن هستند بنابراین ایران در استفاده از این پهپادها تجربه لازم را کسب می‌کند. ازسوی‌دیگر آمریکا حدود ٣٠٠ پهپاد جنگنده دارد و از ١١ سپتامبر تاکنون حدود چهار هزار نفر در پاکستان توسط این پهپادها کشته شده‌اند. آمریکا به این نتیجه رسیده است که حتی بهترین پهپادها هم مشکلات زیادی دارند و از همه مهم‌تر مشکل دیدن اهداف روی زمین است. پهپادها هدف‌یاب‌های خوبی نیستند. تصاویر نقطه‌نقطه هستند، نمی‌توان مطمئن شد که اهداف، مورد اصابت قرار گرفته‌اند و چه خساراتی به هدف وارد شده است. بنابراین نیاز به نیروهایی روی زمین است تا بتوانند بین شما و پهپاد ارتباط برقرار کنند یا رابط بین پهپاد و جنگنده تهاجمی باشند. رساندن اطلاعات از پهپاد به پایگاه زمینی، خود چالش بسیار بزرگی است و اطلاعات زیاد درباره توانایی ایران در این زمینه در دست ما نیست.

‌جیسون فیلدز: آیا آنها برای این هدف، ماهواره‌ای برای خود دارند؟
رابرت بکیوسن: ایران در فضا ماهواره‌هایی دارد.

مت گالت: جیسون، ایران دو سال پیش اعلام کرد که یک میمون را به فضا فرستاده و این بار دوم بود که آنها چنین کاری می‌کردند. آیا ایده‌ای دارید که ایران قصد خرید چه نوع سلاح‌هایی دارد؟ یا روسیه یا چین قصد فروششان را دارند؟

رابرت بکیوسن: درباره روسیه، یک خرید بزرگ که مدت‌هاست به تعویق افتاده، خرید موشک‌های زمین به هوای اس-٣٠٠ است. برخی از تحلیلگران امور دفاعی معتقدند که این موشک‌ها بهترین موشک‌های دفاع هوایی جهان هستند. این شاید تجهیزاتی باشد که ایران نمی‌تواند بهترینش را در داخل تولید کند و مجبور به واردات آن است. هدف اصلی در اینجا مقابله با حملات هوایی آمریکا و اسرائیل است.

مت گالت: و دوباره اهداف دفاعی.

رابرت بکیوسن: نیروی نظامی ایران برای راهبردی در حوزه نظامی تعلیم داده شده که به آن نبرد نامتقارن گفته می‌شود. وقتی که دشمن شما با نیروی کلاسیک وارد می‌شود و از نظر ادوات نظامی بر شما برتری دارد، جنگ نامتقارن استحکامات دشمن را علیه خودش استفاده می‌کند. در این استراتژی تلاش برای پیداکردن ضعف‌های طرف مقابل است تا از راه‌های مختلف از آن بهره‌برداری شود. این بهره‌برداری می‌تواند به‌عنوان مثال از طریق حمله فوج قایق‌های کوچک در خلیج‌فارس به رزم ناوهای بزرگ کلاسیک انجام شود.

‌جیسون فیلدز: ممکن است تصور بعضی از این درگیری‌ها چیزی شبیه به فیلم‌های سینمایی مربوط به جنگ جهانی دوم باشد، که در آن تعداد زیادی تانک در حال گذر از بیابان باشند. اما این‌طور نیست. درست است؟
مت گالت: وقتی که درباره چگونگی نبرد غیرمتقارن ایران سخن می‌گوییم، شاید نحوه عملکرد حزب‌الله مثال خوبی باشد.

رابرت بکیوسن: به نکته جالبی اشاره کردی. حزب‌الله از ترکیب نبرد نامتقارن و نبرد کلاسیک استفاده می‌کند. نیروهای حزب‌الله از موشک‌های هدایت‌شونده ضدتانک پیشرفته استفاده می‌کنند که به‌نظر می‌رسد از ایران دریافت کرده باشند. با این روش، تهدیدی غیرمتقارن برای تانک‌های بزرگ اسرائیلی ایجاد می‌کنند. برخلاف جنگ جهانی دوم، در عصر جدید نیروهای نظامی جهان خود را در شرایطی می‌بینند که آن را پیش‌بینی نکرده‌ و برایش آماده نشده‌اند. نیروهای مسلح کلاسیک ایران طوری طراحی شده‌اند که بتوانند لایه‌های مختلف دفاعی درون مرزهای خودشان ایجاد کنند. اگر این نیروی کلاسیک نیاز داشته باشد در سرزمینی کاملا متفاوت فعالیت کند، ما شاهد ضعف‌هایی خواهیم بود که ممکن است از آن اطلاع نداشته باشیم.

‌جیسون فیلدز: وقتی به حزب‌الله نگاه می‌کنیم، آنها بسیار مؤثر عمل می‌کنند. درست است؟
رابرت بکیوسن: بله، در درگیری سال ٢٠٠٦، تعداد کمی از نیروهای بسیار حرفه‌ای مجهز به سلاح‌های هدایت‌شونده بسیار پیشرفته، جنگ را پیش بردند. وقتی اسرائیل از مرز لبنان گذشت، پس از مدتی شاهد واردآمدن تلفات سنگین به تانک‌ها و نیروهای خود بود. شما نمی‌توانید با چنین رقیب پراکنده‌ای با یک نیروی کلاسیک مبارزه کنید. قدرت حزب‌الله با استفاده از سلاح‌های پیشرفته‌اش تقویت شده و از طرف دیگر این نیرو ضعف‌هایش را با استفاده از پراکنده‌کردن قوایش کاهش داده است، اما در منطقه نیروهایی وجود دارند که ممکن است ایران در درگیری با آنها به مشکل بر بخورد. منظور من داعش است. اگر نیروهای ایران برای یک جنگ کلاسیک وارد خاک عراق شوند، نظامیان ایران خود را در شرایط کاملا متفاوتی از آنچه به آن عادت کرده‌اند، خواهند دید. داعش نحوه عملکردش پیش‌بینی‌ناپذیر است.

مت گلات: داعش نیرویی کاملا متفاوت است که در وادی دیگری سیر می‌کند و از بحث ما خارج است.

‌جیسون فیلدز: بسیار خوب. از هردوی شما برای شرکت در این گفت‌وگو بر سر این موضوع جالب تشکر می‌کنم.
ویرایش شده در توسط vahidg
  • Upvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

سلام.عرض ادب :rose:

 

به نظرتون گرگ های اب دیده النصره در سوریه با این سابقه عملیات چریکی ده ها ساله و فرماندهان قلچماق القاعده پشت سرشون  گدای اموزش های امریکا هستن؟

 

 

من فکر نمی کنم اموزش های القاعده کمتر از اموزش های نیروهای امریکایی باشه و اموزش های امریکایی صرفا برای اموزش دادن مبتدی ها و تبدیلشون به سرباز های متوسط به بالا خوبه وگرنه برای قاتل های بلفطره القاعده با اون ورزیدگی که ازشون سراغ داریم و خصوصا تو سوریه جنگ دیده تر از قبل شدند نکته تازه ای نداره

 

 

یا حق

سلام. درود بر شما دوست خوب من

ببینید ما درگیری داعش و النصره رو در دیرالزور و حلب دیده ایم. غیر قابل انکار هست که داعش در درگیری های مستقیم برتری دارد بر النصره. این برتری هم از نظر عقیدتی هست هم از نظر اموزشی و استراتژی. حالا برید نحوه عملیات ها و درگیری های داعشی ها با نیرو های حزب الله رو مقایسه کنید. به این نتیجه میرسید که نیرو های داعش در مقایسه با حزب الله مثل بچه هایی هستند که تازه اسلحه دست گرفتند. اصلا نظم و کار گروهی چندانی رو در خطشکن هاشون نمیشه دید(نمیگم نیست ، هست اما نه در حدی که بشه اونها رو حرفه ای حساب کرد) علتی هم که در جاهایی که با مقاومت روبرو شدند شکست خوردند همینه چون توان شکستن خط رو بغیر از استفاده از انتحاری ندارند. حالا حساب کنید نیرو های النصره در دو جبهه بزرگ از این داعشی ها شکست های سنگین خوردند.(باوجودی که النصره تا حدودی تجهیزات نسبتا بهتری در اختیار داره البته نفوذ عقیده تکفیری در هر دو عامل گرایش یکی به دیگری است) پس اگر نگاه کنیم خود نیرو های النصره هم اگر بحث عقیدتی و تجهیزات و تعداد نیرو رو کنار بگذاریم از نظر اموزش حرفه ای و منظم، دارای خلاء هستند این 70 نفر شاید بتونند این خلا رو پر کنند. در بین مخالف های سوری به نظر بنده بهترین اموزش ها رو تا الان نیرو های ارتش ازاد در درعا داشتند که عملکرد نسبتا مناسبی از خودشون نشون دادند و النصره و داعش تا حدودی جلوی انها کم میارند. 

سپاس

ویرایش شده در توسط spiderkiller
  • Upvote 3
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
اسلام گرایان عضو گروه "جبهه نصرت" ، شاخه سوری القاعده اعلام کردند حدود 70 نفر از شبه نظامیان آموزش داده شده توسط آمریکا در ترکیه، بالافاصله پس از عبور از مرز تسلیم آنها شده و سلاح های خود را تحویل داده اند.
روزنامه بریتانیایی "دیلی تلگراف" ضمن درج این خبر با استناد به بیانیه دو از اعضای جبهه نصرت در "توییتر"خاطرنشان می سازد که منظور شبه نظامیان عضو باصطلاح "لشکر 30 ـ ام" است که کارشناسان نظامی آمریکا آنها را برای جنگ در سوریه آموزش داده بودند.

بر اساس بیانات این اعضای جبهه نصرت، فرمانده "لشکر 30 ـ ام" ادعا کرده که آمریکایی ها را فریب داده چون به دریافت تسلیحات از آنها نیاز داشته است.
پیشتر لوید اوستین، ژنرال آمریکایی روز 16 سپتامبر در مجلس سنای این کشور اعتراف کرده بود که در نتیجه برنامه 500 میلیون دلاری آموزش شبه نظامیان سوری که هدف آن اموزش دادن 5400 نفر بوده ، تا به حال فقط چهار یا پنج نفر شبه نظامی تربیت شده اند و به این تریب عملا شکست کامل این برنامه را اعلام کرد.

http://ir.sputniknews.com/world/20150923/721549.html#ixzz3mb7g3wrN 
 

  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

 

یکشنبه   ۱۳۹۴/۰۶/۲۹  
نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی با دوفوریت طرح اعطای تابعیت به فرزندان شهدای غیرایرانی موافقت کردند.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری خانه ملت، نمایندگان در نشست علنی امروز یکشنبه (29 شهریورماه) مجلس شورای اسلامی، با دوفوریت طرح اعطای تابعیت به فرزندان شهدای غیرایرانی با 140 رأی موافق و 36 رأی مخالف،  موافقت کردند.
حسن کامران نماینده مردم اصفهان در مجلس شورای اسلامی به‌عنوان طراح این طرح گفت: بیداری جهان اسلام به برکت خون شهداست، باید به وضعیت فرزندان شهدایی که به‌عنوان داوطلب از حرم حضرت زینب (س) دفاع می‌کنند، رسیدگی شود، زیرا این شهدا براساس باور و اعتقاد خود با تروریست‌ها مقابله کرده‌اند.
http://icana.ir/Fa/News/284677
 

 

 

چرا ما از دولت سوریه درخواست نمی کنیم که به این غیرایرانیانی که در سوریه می جنگند تابعیت سوری بدهد تا توجه به اینکه بسیاری از این غیرایرانیان شاید کمتر از دو هفته در ایران بوده اند؟
یعنی بعد از ورود از افغانستان و طی دوره آموزشی دو هفته ای ، مستقیم به سوریه اعزام شده اند، بنابراین مدت خیلی بیشتری را در سوریه گذرانده اند پس چرا از دولت سوریه درخواست نمی کنیم به آنها تابعیت سوری بدهد؟
در واقع چرا ما باید به غیرایرانیانی که در سوریه می جنگند تابعیت ایرانی بدهیم؟ منطقی تر نیست که به آنها تابعیت سوری داده شود؟

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ظاهرا حضرات جماعت مهاجرین و انصار، که تشکلی از برادرهای چچنمون بود، به النصره پیوستن.....

جالبه که چچن ها دو دسته شدن! عده‌ای در داعش و عده‌ای در النصره....

بعضی هاشون هم هنوز گروه های خودشون رو دارند!

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
مهمان
این موضوع نسبت به پاسخ بیشتر بسته شده است.

  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.