Recommended Posts

رزمايش خوبي بود اما زمان ان را با اقاي سعيد مخالفم كه اين را خود مسولين متوجه شدند منظورم سفر رايس بود كه روسيه به خاطر اين رزمايش نتوانست با امريكا مخالفت كند البته ببخشيد كه خيلي خلاصه كردم اما مطمن هستم كه منظور من را فهميده ايد

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
زمان رزمایش بهترین زمان ممکن بود و اگر این رزمایش یک ماه بعد انجام میشد هرگز تاثیر کنونی را نداشت. طی چند سال گذشته سابقه نداشته که بوش سخنرانی کنه و از گزینه حمله نظامی علیه ایران حرفی نزه که در سخنرانی اخیرش بخاطر این رزمایش و شکست جنگ روانیشان حرفی از این گزینه زده نشد و فقط به اقدمات دیپلماتیک تاکید کرد.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
این رزمایش پیامبر اعظم 3 اساسا از نظر تجهیزاتی پر بار تر از رزمایش قبلی نبود . در رزمایش قبلی تقریبا 10 روز نیروی های مسلح جمهوری اسلامی بودند . ولی در این رزمایش فکر کنم فقط 5 روز بود که یکی از اشکالات گذاشتن عکس جعلی در سایت سپاه بود که حتی خبرگزاری های کانادا هم گفتند . ولی رزمایش قبلی وسعت و تجهیزات و همچنین موشک ها بیشتر بوند و یادمه آمریکایی ها دو برابر الان ترسیده بودند چراکه در رزمایش پیامبر اعظم 2 ده ها موشک شلیک شد . ولی از یک نظر خوب بود برای بستن دهن گشاد رایس و بوش و همچنین این مطبوعات صهیونیستی. :!:

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
تو رو به جان امام زمان رزمایش ندین . آقا رزمایش نمی خوایم :!: آقا اصلا فهمیدیم قدرت ایران چقدره :? هر بار که ایرن رزمایش می ده قیمت نفت می زنه بالا از اون طرف قیمت بنزین . از اون طرف قیمت پوشاک و خوراک . باباجون ما زندگی داریم ساعت 4 صبح به وقت اونتاریو وقتی ایران آزمایش موشکی انجام داد دقیقا 6 ساعت بعد قیمت بنزین از 135 سنت شد 145 سنت . حالا باید هر چی در میاریم بدیم بنزین . :!: از موقعی که ایران رزمایش داد هر چی حراج در فروشگاه ها بود برداشته شد و قیمت ها دو برابر شدند . icon_cheesygrin برای شما یک مثال می زنم . یک بستنی که 4 دلار قیمتش بود فردای روزی که ایران رزمایش موشکی داد قیمتش شد 6.99 دلار . حالا ما باید چه خاکی تو سرمون بریزیم با این وضع رونی . شما نمی دونید که وضع ایران چقدر بر روی جهان تاثیر می زاره . یک تکی به توقی خورد دنیا گرون می شه . هنوز جنگ نشده کالا ها و بنزین انقدر زیاد شدند چه برسه به زمان جنگ . حالا بفرما . یه رزمایش دیگه ده برابر ضرر مالی . :lol: احتمالا بعد از این مانور قیمت بنزین از 145 می شه 155 و همون بستنی رو باید بخری 9.99 . ت رو به جون هر کی دوست دارین انقدر رزمایش ندین . :| تنها کشوری در دنیا که انقدر رزمایش می ده ایران هست . شما دقت کن در هر سال ما چند تا رزمایش گردن کلفت داریم . در صورتیکه کشور های همسایه و یا همین فرا منطقه ای مثل انگلستان و فرانسه و یا پاکستان و هند و امارات متحده و کویت و ... و همچنین در گاهی اقات اندازه ما رزمایش نمی دن . :| رزمایش بدین ولی نه اینکه قیمت انقدر بزنه بالا . باهاتون شرط می بندم نفوذ و تاثیر ایران بر روی جهان بیشتر از صهیونیست ها و لابی هاشون در آمریکا است . :lol:

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
كركس عزيز. تا زماني كه دوستان گرامي چون شما، نگران قيمت بستني باشند؛ تا زماني كه عزيزان داخل كشور، نگران بمب‌هاي امريكايي باشند؛ تا زماني كه تفكرات ما، در قدرت 2500 سال پيش خلاصه شده باشد؛ تا زماني كه فراموش كنيم براي عزت و شرف انقلاب كرديم، نه نان شب؛ تا زماني كه از ياد ببريم كه سلاح ايمان و تقوي و توكل بر خدا، برنده‌ترين سلاح هست؛ تا زماني كه به ياد نياوريم كه در جنگ تحميلي نيز تنها و تنها خداوند يار و ياور ما بود؛ تا زماني كه ... تا زماني كه ... تا زماني كه به اقتدار كشور عزيزمون نيانديشيم؛ تمامي اين تهديدات عليه كشور عزيزمون ادامه خواهد داشت!! كركس گرامي. اگه جنگي بشه، شما كمتر بستني خواهيد خورد! اين نهايت تلفات شماست! اين ما و كشور عزيزمون هست كه ميليون‌ها تن بمب رو پذيرا خواهد بود! پس با يه حساب سرانگشتي، شما اونقدرها هم متضرر نمي‌شين!! من آخر سر متوجه نشدم! شما طالب رزمايش و نشان دادن اقتدار كشور هستين يا مخالف؟!! تا همين يكي دو هفته پيش، ناراحت بودين كه چرا ايران رزمايشي رو انجام نمي‌ده! ولي الان ...!!! ---------------------------------------------------------- مشكلي نيست. اين رو بهتره به گوش امريكايي‌ها برسونين كه دارن قيمت نفت رو به طور كاذب افزايش مي‌دن و از اين راه دارن ميلياردها دلار سود نصيب خودشون مي‌كنن!! افزايش 10 دلاري قيمت نفت، ارتباط منطقي با رزمايش نداره! اين رو مي‌تونين در طول سال‌هاي اخير بررسي بفرمايين و ببينين كه در كدامين مقطع، اين اتفاق رخ داده!! پس كمي شجاع باشين و اندكي هم به امنيت و ثبات كشور عزيزمون اهميت بدين. ---------------------------------------------------------- موفق و مؤيد و پيروز باشيد.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

تا زماني كه دوستان گرامي چون شما، نگران قيمت بستني باشند؛

تا زماني كه عزيزان داخل كشور، نگران بمب‌هاي امريكايي باشند؛

تا زماني كه تفكرات ما، در قدرت 2500 سال پيش خلاصه شده باشد؛

تا زماني كه فراموش كنيم براي عزت و شرف انقلاب كرديم، نه نان شب؛

تا زماني كه از ياد ببريم كه سلاح ايمان و تقوي و توكل بر خدا، برنده‌ترين سلاح هست؛

تا زماني كه به ياد نياوريم كه در جنگ تحميلي نيز تنها و تنها خداوند يار و ياور ما بود؛

تا زماني كه ... تا زماني كه ...

تا زماني كه به اقتدار كشور عزيزمون نيانديشيم؛

تمامي اين تهديدات عليه كشور عزيزمون ادامه خواهد داشت!!

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بستنی رو مثال زدم چونکه می خواستم فرصت طلبی دوستان رو بچشم :!:


و شناختم چه کسائی در پی تیکه حرف از کاربران هستند تا مسخره کنند :!:


من در فکر هم ایران هستم و هم اینجا .


قیمت نفت اگر بزنه بالا به نفع مردم ایرانه . ولی از این طرف باید خورد :lol:


پس كمي شجاع باشين و اندكي هم به امنيت و ثبات كشور عزيزمون اهميت بدين.



فرصت طلبی رو ازدوست عزیزمون مصطفی دیدم . که تونستید به خاطر ند جمله ما رو خورد کنید .


شما بعد از 225 روز که من در این سایت هستم ندید که من بخوام کسی رو امتحان کنم icon_cheesygrin


من امدا بستنی رو مثال زدم که می خواستم ببینم کی از کوره در می ره اینطوری :?
یعنی فکر کردی نمی تونستم چیز های دیگه رو مثال بزنم !!!1


اگه جنگي بشه، شما كمتر بستني خواهيد خورد! اين نهايت تلفات شماست!
اين ما و كشور عزيزمون هست كه ميليون‌ها تن بمب رو پذيرا خواهد بود!
پس با يه حساب سرانگشتي، شما اونقدرها هم متضرر نمي‌شين!!



نخیر مصطفی جان . بهت پیشنهاد می کنم بدون اینکه چیزی رو تجربه کرده باشه صحبت نکن .


بهت پیشنهاد می کنم یه سر بیا اینور و ببین که چه رفتاری با ما ایرانی ها می کنند . بیا اینجا تلویزیون باز کن که سر تااش فوشه که به ما می دن .

شما فکرکردی من خانواده در ایران ندارم . شما فکر کردی من خبر ندارم توی ایران چه خبره .


امیداوارم که خوزستان رفته باشی و گرمای سوزان خوزستان رو چشیده باشی.

و بفهمی توی دمای 60 درجه وقتی برق می ره چه بلایی سرت می یاد .


هر روز توی اهواز و آبادان و بهبهان برق می ره .


انرژی هسته ای داریم براش تاوان می خوریم و گرونی و تورم می دیم ولی هنوز که هنوزه برق داره می ره و ما باید بشینیم تو گرما .

میلیون ها بمب رو خواهد پذیرفت !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


من از موقعی که اومدم کانادا میلیارد ها بمب رو پذیرفتم .

هر روزه که باید با این انگلاساکسون ها کله بزنیم سر میهن و ازشون فوش بخریم .

چیزی نمی تونیم بهشون بگیم چون کشور مال اون ها است .

من 5 تا دایی داشتم 3 تاشون در جنگ ایران و عراق کشته شدند .

من پسر عموم همین 4 سال پیش به دلیل رفتن روی مین کشته شد .

به قران خیلی برامون زوره که روزی این همه فوش و توهین بخوریم . اون هم شهید بدیم . بعد دوباره یه جنگ دیگه سر یک انرژی که ما نفهمیدیم بالاخره به چه دردمون خورد .


من آخر سر متوجه نشدم!
شما طالب رزمايش و نشان دادن اقتدار كشور هستين يا مخالف؟!!
تا همين يكي دو هفته پيش، ناراحت بودين كه چرا ايران رزمايشي رو انجام نمي‌ده! ولي الان ...!!!


. هم موافق و هم مخالف.

پس كمي شجاع باشين و اندكي هم به امنيت و ثبات كشور عزيزمون اهميت بدين.



.................................................


جوابی به این حرف ها نمی دم چون خلاف قوانین سایت هست و اساسا دوستانی که دم از اینور می زنند و فکر می کنند ما الان داریم روی ابر ها پرواز می کنیم بیان و یک نگاه بندازند .


آقا مصطفی

چرا فکر کردی همه ی مردم ایران با خدا و با ایماننن . :lol:


در کانادا به هیچ وجه ایرانیان یک مسجد ندارند >>>> ندارند <<< خوب توجه کردی داداش ندارند .

در عوض ادعا هم می کنند .


در اون طرف پاکستانی ها و هندی ها و همچنین اعراب تا دلت بخواد مسجد دارند .


هفته پیش بزرگ ترین مسجد کانادا رو هندی ها با حضور نخست وزیر کانادا افتتاح کردند .

شما که می گی جهاد و ایمان به خدا چرا الان نمی ری فلسطین و لبنان به خودت بمب ببندی بری جلوی اسرائیلی و یا آمریکایی که منافع اسلام رو به خطر انداختند /


یه خرده ......................... داشته باشید و انقدر ............ .نزنید .

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[align=center]توان رزم غيركلاسيك[/align]

اشاره: نكته قوت و مسئله اي كه ضربت ذوالفقار را از ديگر رزمايش هاي مشابه، متمايز كرد، آزمون «رزم غيركلاسيك» از سوي نيروهاي ارتش جمهوري اسلامي ايران بود يا به عبارت ديگر توان تبديل واحدهاي زميني و دريايي ارتش به يك نيروي «عظيم واكنش سريع» و بازگشت به حالت اوليه يك تجربه نظامي بسيار باارزش و نادر در طول تاريخ ارتش ايران است.
سابقه ايجاد ارتش منظم در مفهوم «مدرن» آن در ايران به دوره صفويه بعني حدود 200سال قبل بازمي گردد، در اين دوران بود كه ارتش ايران با سازماندهي نظامي انگليسي ها شكل گرفت، مقابله پيروزمندانه ارتش ايران در دوران صفوي با استعمارگران پرتغالي و هلندي در پهنه آبهاي خليج فارس و اخراج آنها از جزاير جنوبي كشورمان، يكي از نقاط «اوج» در تاريخ نظامي كشورمان محسوب مي شود.
بي شك گستردگي پهنه حاكميتي صفويه بر ايران و پيوند محكم «مذهب و حكومت» در اين دوران به خصوص «حاكميت مذهب تشيع به عنوان مذهب رسمي كشور» زمينه و بستر مناسبي براي بسط و نهادينه شدن مفهوم «ارتش ملي» ايجاد كرده بود اما دريغ كه اين دوران دوام نيافت و فساد دربار صفوي و اضمحلال تدريجي صفويه را به فراموشخانه تاريخ سپرد.
با انقراض صفويه و حمله افغانها به كشورمان، مفهوم نوپاي «ارتش ملي» در ايران دچار آسيب ها و لطمات زيادي شد، چون بعد از صفويه مجدداً حاكميت ايلي بر ايران تجديد شد و درگيري هاي داخلي ميان طوائف و اقوام مختلف ايراني اين نهاد را به محاق فراموشي فروبرد.
شايد بتوان گفت تا دوران «نادرشاه افشار» (فتوحات نادر در شرق) اين سير نزولي ادامه يافت ولي مجدداً با اضمحلال افشاريه و روي كارآمدن «قاجار» اين ضعف تاريخي در ارتش ايران باقي ماند، چراكه «ارتش ملي»نه تنها بسط نيافت و مفهومي فراگير پيدا نكرد بلكه عملاً درخدمت طائفه و ايل حاكم بر كشور- قاجار- درآمد. آخرين تلاش ها در خصوص ارتش ملي در هنگام جنگهاي اول ايران و روس، با همت وليعهد ناكام «عباس ميرزا»- كه از حمايت علماء نيز برخوردار بود- انجام شد ولي به دليل فقدان عزم و اراده از سوي حكومت قاجار و توطئه بيگانگان كه ايران قدرتمند و ارتش ملي براي ايرانيان را نمي پسنديدند اين تلاشها نيز ره به جايي نبرد.
البته نبايد ازنظر دور داشت چون حكومتهاي استبدادي همواره از ارتش و قواي قهريه براي سركوب مردم استفاده مي كردند، اين مسئله خود نيز باعث تشديد فاصله تاريخي بين مردم و ارتش در طول دوران مختلف مي شد.
در دوران پهلوي (1304-1357) به دليل آنكه خاستگاه شاهان اين سلسله طبقه «نظاميان» بودند؛ نقش و كاركرد ارتش جلوه اي خاص يافت؛ نوسازي و گسترش و تجديد سازمان عظيم نيروهاي سه گانه ارتش ايران به دليل نزديكي و وابستگي رژيم پهلوي به بيگانگان و به خصوص آمريكايي ها به سرعت صورت گرفت.
پوشالي بودن اين هيمنه و فاصله اين ارتش از مردم و سنت هاي ايراني وقتي اثبات شد كه ارتش رضاخاني در شهريور 1320 به چشم برهم زدني فروپاشيد و امراي ارتش رضاشاه،سربازان را در خيابانها رها كردند و اعلام ترك مخاصمه كردند و كشورمان نيز توسط نيروهاي متفقين به سرعت از شمال و جنوب اشغال شد. در دوره پهلوي دوم، مسئله مهم اين بود كه ارتش ايران در كنار منابع مالي عربستان سعودي دو بال دكترين خاورميانه اي آمريكايي هابود و البته آمريكايي ها هم از هيچ كمكي براي تقويت و تسليح ارتش ايران كوتاهي نمي كردند، راه اندازي مدرن ترين سيستم هاي نظامي آمريكايي در ارتش ايران به خصوص تجهيز بي سابقه نيروي هوايي ايران ازجمله پيامدهاي اين دوران بود.

¤ ¤ ¤

ايرن روند فاصله تا پيروزي انقلاب اسلامي به طول انجاميد، اما پيروزي انقلاب اسلامي باعث شد مفهوم «ارتش» نيز مانند بسياري از مفاهيم مدرن و امروزي با مردم آشتي كند و فاصله تاريخي بين مردم و ارتش ازميان برود، پيوستن ارتش شاهنشاهي به مردم و عدم اطاعت بدنه ارتش از فرماندهان طاغوتي و درنتيجه خنثي شدن طرح هاي متعدد كودتا توسط رده هاي مختلف ارتش و... ازجمله نشانه هاي اين آشتي بود، تحولات ماههاي اول انقلاب و نقش ارتش در كنترل حركات تجزيه طلبانه در گوشه و كنار كشور و حمايت گسترده مردم از ارتش در اين دوران، نشان داد تحول صورت گرفته در رابطه مردم و ارتش؛ عميق تر از آني است كه تصور مي شد.
حقيقت اين است كه «ارتش» در دوران استقرار جمهوري اسلامي موقعيتي نوين يافت. ارتش با پيوند با مردم و نهادهاي انقلابي نظام جمهوري اسلامي تجربه اي كم نظير يافت، تجربه هشت سال حضور در دفاع مقدس و ايستادگي در برابر ارتش بعث عراق كه از سوي همه ابرقدرتهاي جهان تجهيز و حمايت مي شد از ارتش جمهوري اسلامي يك ماشين جنگي آبديده و پرتجربه ساخت.
ارتش به مفهوم مدرن آن به شكل «كلاسيك» (به تعبير بهتر كلاسيك با قرائت نيمه اول قرن بيستم) در دوره پهلوي در ايران نهادينه شد و تا پايان دوره پهلوي، اين خاصيت «كلاسيك» بودن را حفظ كرد و در زمان پهلوي دوم، ارتش ايران درگيري نظامي گسترده و قابل تأملي را تجربه نكرد- جز جنگ محدود توپخانه ها در پاسگاههاي مرزي ايران و عراق وجنگ ظفار در عمان. اين ساختار كلاسيك و عدم استفاده از ظرفيت هاي بومي نيروهاي مسلح، پيامدهاي درازمدتي را برارتش ايران گذاشت. شايد بتوان مهمترين پيامد ساختار كلاسيك و وارداتي ارتش را عدم توان براي «تحرك لازم» و «واكنش سريع» در هنگامه شرايط بحراني دانست.
اصطلاح جنگ «برق آسا» و توان يك سازمان رزمي براي انتقال سريع نيروهايش به نقاط مختلف و حتي پشت خطوط دشمن و پشتيباني از نيروهاي خود، از سالهاي بعد ازجنگ جهاني دوم وارد ادبيات نظامي جهان شد، پيشروي سريع ارتش آلمان نازي در اروپا و آفريقا در آغاز جنگ جهاني دوم، با استفاده از استراتژي «جنگ برق آسا» كه سقوط 26 روزه فرانسه وانهدام مستحكم ترين خط دفاعي كلاسيك آن روز جهان يعني «ماژينو» و انهدام وسيع نيروهاي متفقين و شكست هاي سنگين ارتش سرخ شوروي را به دنبال داشت، معادلات كلاسيك را از مفهوم جنگ تغيير داد.
بعد از پايان جنگ جهاني دوم، اين مفهوم جديد وارد آموزش هاي نظامي كشورهاي پيشرفته جهان شد اما همانگونه كه گفته شد چون ارتش ايران در زمان پهلوي ها، قرار بود صرفاً يك نيروي دست نشانده با كاركردهاي سطحي و محدود باشد، اين آموزه مهم در ساختار ارتش ايران به كار گرفته نشد و به شهادت بسياري از كارشناسان نظامي، ساختار ارتش ايران در زمان محمدرضا ازبهره گيري از اين امتياز محروم ماند. به گزارش مهر، در دوره جنگ تحميلي هشت ساله صدام عليه كشورمان- كه يكي از طولاني ترين جنگ قرن بيستم است- شاهد بوديم كه در اواخر جنگ (يعني از سال 64 به بعد) يعني زماني كه هر دو ابرقدرت موجود جهان، آمريكا و شوروي به سياست واحدي در مورد جنگ ايران و عراق رسيدند و تصميم بر پايان جنگ گرفتند، ارتش بعث عراق به مدد كارشناسان و مشاوران متعدد غربي و شرقي توانست همين «آموزه مهم نظامي» را به كار گيرد و با استراتژي «دفاع متحرك» عملاً موازنه قوا را به نفع خود تغيير دهد و با كسب توان انتقال سريع نيروها و بالابردن تحرك لشگرهاي مختلف زرهي و مكانيزه خود بتواند در مقابل حملات نيروهاي مسلح ايران مقاومت كرده و در موقع لزوم ضدحملات مؤثري هم انجام دهد.

¤ ¤ ¤

برگزار ي منظم و مداوم رزمايش يكي از ابزارهاي مؤثر ارتش ها و سازمانهاي رزمي همه كشورهاي جهان براي كسب آمادگي و ارتقاي توان عملياتي خود است، رزمايش عظيم ضربت ذوالفقار كه طي هفته هاي اخير توسط يگانهاي زميني، دريايي و هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران برگزار شد، به اذعان كارشناسان داخلي و خارجي يكي از كم نظيرترين رزمايش هاي ارتش جمهوري اسلامي ايران در سالهاي بعد از پيروزي انقلاب اسلامي بود.
اين رزمايش همچنين فرصتي مناسب براي آزمايش سلاح هاي جديد ازجمله «جنگنده شكاري صاعقه، بمب رعد، آزمايش انواع موشك آفندي و پدافندي، بهينه سازي سامانه موشك «هاگ»، موشكهاي سطحي و زيرسطحي، زيردريايي هاي طارق، نهنگ، بهينه سازي سيستم هاي راداري، استفاده از بمب هاي هوشمند ليزري «نقطه زن»، نام برد كه نشان از توان بالاي صنايع داخلي نظامي در تأمين تجهيزات دفاعي كشور است كه جمهوري اسلامي ايران را در زمره كشورهاي توليدكننده سلاح هاي پيشرفته قرار مي دهد.
اما نكته قوت و مسئله اي كه اين مانور را از ديگر رزمايش هاي مشابه، جدا مي كرد، آزمودن «رزم غيركلاسيك» در رزمايش ضربت ذوالفقار ازسوي نيروهاي ارتش جمهوري اسلامي ايران بود، يعني جبران آن نقطه ضعف تاريخي نيروهاي مسلح در ايران، به عبارت بهتر: توان تبديل واحدهاي زميني ودريايي ارتش به يك نيروي «واكنش سريع عظيم» و بازگشت به حالت اوليه يك تجربه نظامي بسيار باارزش ونادر در طول تاريخ ارتش ايران است.
يكي از بخش هاي مهم بخش دريايي رزمايش ضربت ذوالفقار، تشكيل فوري 1400 تيم عمليات ويژه در سراسر خط ساحلي جنوب بود، نيروهايي كه با فرض از كار افتادن سامانه هاي مخابراتي، توان «كنترل و فرماندهي» دارند. خصوصيت ديگر رزم غيركلاسيك كه در رزمايش ضربت ذوالفقار آزموده شد، اين است كه مستلزم بومي شدن و استفاده از ظرفيت هاي بومي و محلي كشور است و اين نيز باعث مي شود، اين رزمايش از ديگر رزمايش هاي انجام شده، متمايز شود.
اهميت اين موضوع وقتي معلوم مي شود كه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، ديگر بازوي نظامي ايران اسلامي هم، استراتژي رزم نامتقارن كه شباهت هاي زيادي با استراتژي رزم غيركلاسيك دارد را از مدتها قبل در دستور كار خود قرار داده است، حضور و هماهنگي اين دو سازمان رزم عظيم در كنار هم، فكر هرگونه تجاوز به آب و خاك ايران عزيز را از ذهن دشمنان مي ربايد و بي شك اين بهترين نوع بازدارندگي- كه از وظايف مهم نيروهاي مسلح است- را براي كشور به ارمغان مي آورد.
از اين رو بي جهت نيست اگر رزمايش ضربت ذوالفقار در زمان برگزاري خود درصدر اخبار خبرگزاري ها و محافل خبري و رسانه اي جهان قرار گرفت، از اين رو شايسته است رسانه هاي داخلي هرچه بيشتر درجهت شناساندن توانمندي هاي دفاعي جديد نيروهاي مسلح كشورمان به مردم و افكار عمومي داخلي بكوشند.

منبع: خبرگزاري مهر


دلیل ارسال این مطلب اطلاعات مفید و جالب آن بود که هر چند در سایه رزمایش ضربت ذوالفقار توسط خبرگزاری مهر تهیه شده ولی بصورت کلی نکات مفیدی دارد.
:!:

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
از مدتی قبل از رزمایش نیروهای سپاه بدلیل شرایط خطرناکی که بود در آماده باش به سر میبردند . ( احتمالا ارتشیها هم به همین صورت ) تجربیات گذشته هم ثابت کرده انجام یک مانور با تمام هزینه هایی که دارد اما با بازدارندگی که میتواند در پی داشته باشد بسیار بهتر از دست روی دست گذاشتن و منتظر حملهء دشمن موندنه . قبل از جنگ 8 ساله هم عده ای پیشنهاد برگزاری مانور را داده بودند اما عده ای از آقایان خوش باور یا خائن ! از این کار جلوگیری کردند و نتیجش هم بعدا در حرکت احمقانهء صدام مشخص شد . به همین دلیل ایران دیگر درس گرفته و تا میبینه شرایط بحرانیه یه مانور برگزار میکنه که دشمن بدونه ما دست و پا بسته نیستیم .

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
حداقل خوبی رزمایش اینه که دشمن میبینه ما آماده جنگ و دفاع از کشور هستیم. حالا حتی اگر ارتش ما یک هزارم طرف مقابل قدرت داشته باشد ولی چون آمادگی نبرد را داریم هزینه جنگ برای طرف مقابل بسیار خواهد بود. اگر ارتش سرخ استالین در سال 1941 یک رزمایش گسترده ترتیب میداد هرگز در ماه ژوئن توسط آلمان به این کشور حمله نمیشد. عدم آمادگی بزرگترین ارتش آن زمان باعث از دست رفتن 200 لشکر تنها در طول چند ماه شد! ولی به نسبت شوروی میتوان گفت کشور لهستان مقاومت بیشتری کرد چون آماده جنگ بود.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

به قران خیلی برامون زوره که روزی این همه فوش و توهین بخوریم . اون هم شهید بدیم . بعد دوباره یه جنگ دیگه سر یک انرژی که ما نفهمیدیم بالاخره به چه دردمون خورد .


سلام دوست گرامی در مورد انرژی هسته ای و لزوم آن اینکه در حال حاضر کشور ایران انرژی الکتریکی مورد نیاز خودش رو از طریق برق آبی (سد و توربین) و حرارتی (نیروگاه و نفت کوره) تامین می کنه هر دو منبع قابلیت توسعه بیشتر رو دارند ولی نه توسعه نا محدود به خصوص در مورد برق آبی با توجه به اینکه کشور ایران کشوری با منابع آبی محدوده و هر از چند گاهی دچار خشک سالی های نسبتا شدید میشه عملا مقداری از ظرفیت تولید برق از مدار خارج میشه (مثل امسال) و این عملا باعث میشه که این منبع تولید برق چندان مطمئن به نظر نرسه.
ودر مورد تولید حرارتی برق هم با توجه به وابستگی ایران به صادرات نفت و افزایش جمعیت و نیاز به درآمد نفتی بیشتر از جهتی و همچنین عدم سرمایه گذاری مناسب در بخش نفت و گاز از جهت دیگه آینده تولید برق در ایران از این طریق چندان روشن نیست حالا استفاده از انرژی هسته ای می تونه بسیاری از این مشکلات و تهدیدها رو بر طرف کنه. یکی از مهمترین چرخه انرژی هسته ای هم سوخت هسته ای هست اگر کشوری هر چند تا نیروگاه هستهای داشته باشه ولی سوخت هسته ای نتونه تولید کنه صددرصد وابسه هست و به قول معروف هر سازی زدن باید برقصه.
از همه اینها گذشته اصلا کشوری دلش می خواد زیر نظر سازمان های بین المللی غنی سازی کنه (فرض کن همینجوری تفریحی) این حقشه به کشورایه دیگه هم ربطی نداره.
امیدوارم نا خواسته احساسات شما رو جریحه دار نکرده باشم.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
اين تاپيك راجع به همه چيز بحث كرد بغير از رزمايش. با توجه به رزمايش هوايي كه اخيرا و در روز ارتش برگزار شد بايد براي اين رزمايش جديد حرفهاي جديدي هم براي گفتن داشته باشيم.وگرنه صدتا رزمايش ديگه با يك كيفيت تكراري انجام بديم به درد نمي خوره. :!:

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
امير سرتيپ دكتر سيد‌‌ عبدالرحيم موسوي‌، رئيس ستاد و معاون هماهنگ‌كننده ارتش گفت: ارتش جمهوري اسلامي ايران در دو ماه گذشته 3 رزمايش تخصصي در نيروهاي سه‌گانه زميني، هوايي و دريايي را با موفقيت و در سطح بسيار عالي برگزاركرد. به گزارش روابط عمومي ارتش جمهوري اسلامي ايران‌، امير موسوي با ذكر دستاوردهاي حاصل شده در اين 3 رزمايش كه بطور غير رسانه‌اي و در راستاي تقويت توان دفاعي كشور برگزار‌گرديد گفت: اطمينان از شكوفا شدن خلاقيت‌ها و طرح‌هاي نوآورانه و ابتكاري بزرگترين دستاورد اين رزمايش‌ها بود. رئيس ستاد ارتش با اشاره به تحرك سريع و عمل به‌موقع و در‌حداقل زمان ممكن در رزمايش‌هاي اخير افزود: به عنوان مثال در يكي از اين رزمايشها، يك لشكر در سريع‌ترين زمان ممكن از يك منطقه به منطقه‌اي ديگر از كشور منتقل شد و با اينكه چشمان تيزبين رسانه‌ها هرگونه اقدام دركشور را رصد مي‌كنند، اما هيچكس از جابجايي اين لشكر اطلاع نيافت و اين درحالي بود كه هيچ‌گونه افراطي نيز در مسائل حفاظت اطلاعات در اين جابجايي ها اعمال نشده‌بود. معاون هماهنگ كننده كل ارتش در ادامه سخنانش گفت: قابليت انعطاف و ارتقاء روحيه نشاط و آمادگي شبانه روزي ارتش براي حراست از ميهن اسلامي نيز از ديگر دستاوردهاي رزمايش‌هاي اخير بود. وي كه در حاشيه همايش وابستگان نظامي ارتش سخن‌‌ مي‌گفت در ادامه با تاكيد بر اين نكته كه ما اراده‌اي به تهاجم به هيچ كشوري نداريم‌، اما توان تهاجمي داريم، خاطر‌نشان كرد: درصورت ايجاد درگيري قطعا دشمن از سوي ما با مواردي مواجه خواهد شد كه غير قابل پيش‌بيني است. گفتني‌است، همايش آموزشي‌-‌ توجيهي وابستگان نظامي ارتش جمهوري اسلامي ايران كه در محل تالار كوثر سازمان عقيدتي سياسي ارتش برگزار شده است تا روز سه‌شنبه‌ (87/6/5) ادامه خواهد يافت http://www.aja.ir/?status=news&id=74

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بر اساس اطلاعيه هاي صادره توسط اداره مراقبت پرواز كشور ، مانور بزرگي از طلوع تا غروب آفتاب روز چهارشنبه مورخ 6 شهريور ماه سال جاري در نيمه غربي كشور برگزار خواهد شد.

محدوده اين مانور از جنوب شيراز و بوشهر تا شمال ساري و تبريز خواهد بود.

در حريم هوايي فوق الذكر هيچ هواپيمايي حق پرواز در ارتفاع پايين تر از 19 هزار پا را نخواهد داشت . البته محدوده نشست و برخاست فرودگاهها مستثني است.

همچنين در اطلاعيه ديگري ، به تمام شركتهاي هوايي اعلام شده كه در محدوده زماني طلوع تا غروب آفتاب روز چهارشنبه ، تاخيرات احتمالي دور از انتظار نيست.

اطلاعات فوق الذكر به اطلاع كليه شركتهاي هوايي داخلي و خارجي رسيده و به هيچ وجه محرمانه نيست.

منبع:سایت مرجع هوانوردی و هوافضا
ماه

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
به نظر دوستان قراره توي اين مانور چه ويژگي هايي تمرين بشه و قراره چه هواپيماهايي شركت كنند؟ peace_sign :rose:

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط farmandekoll
      بعد از ظهور جنگنده رهگیر Su-27 و آشکار شدن تواناییهای بالقوه آن( بخصوص در برابر نمونه غربی یعنی F-15 Eagle) روسیه در پی تغییر و بهبود این جنگنده متناسب با نیازها و خواستهای مشتریان شد. در نتیجه مدلهای مختلفی از این هواپیما طراحی و عرضه شد که یک گروه از آنها جنگنده سوخوی Su-30 بود که به کشورهای هند، چین، اندونزی، ویتنام و مالزی صادر شد. در ادامه به معرفی انواع مختلف Su-30 می پردازیم.

      Su-30 : جنگنده رهگیر دو سرنشینه

      این مدل که در واقع Su-27PU می باشد - بعدها Su-30 خوانده شد – در اواخر دهه 80 میلادی به عنوان جنگنده رهگیر دور برد و پست فرماندهی هوایی توسعه و ظهور یافت.در شروع پروژه Su-27UB هواپیمای آموزشی رزمی به عنوان پایه این مدل انتخاب شد. زیرا این مدل هم مزیت های رزمی Su-27 و هم دو سرنشینه بودن را داشت. برای برآورده کردن برد زیاد امکان سوختگیری هوایی به Su-27UB داده شد. سیستمهای اویونیک( الکترونیک پروازی) آن بهبود یافت. سیستمهای ویژه ارتباطی و هدایتی برای فرماندهی پروازهای جمعی با جنگنده های تک سرنشینه Su-27 نیز بر روی این هواپیما قرار داده شد. در کاکپیت عقب یک نمایشگر بزرگ CRT ( نمایشگرهایی مانند تلویزیون) قرار داده شد که به لیدر آرایش، اطلاعات تاکتیکی مانند هدف ها و رهگیر ها را نشان می دهد. سیستمهای ناوبری و پرواز با سیم نیز ارتقا یافته اند. فقط تعدادی از این هواپیما در نیروی هوایی روسیه وارد خدمت شدند.


      Su-30MK : جنگنده چند منظوره دو سرنشینه


      در سال 1993 سوخوی نمونه های نخستین Su-30 را به نمونه اثباتگر برای به فروش رساندن مدل های چند منظوره که Su-30MK خوانده می شدند، تبدیل کرد. MK که در آن M به جای Modified و K به جای Commercial (در زبان روسی) است نشان می دهد که این نمونه برای بازار صادراتی توسعه یافته است. در هسته این مدل سیستم کتنرل آتش چند منظوره ارتقا یافته با توجه به درخواست مشتریان قرار داده می شود. توانایی هوا به زمین هواپیما به طور قابل ملاحظه ای ارتقا داده شده است و موشکها و بمب های متنوعی نیز برای انتخاب تسلیحات آن افزوده شده است. برای نقشهای هوا به هوا موشک میان برد RVV-AE ( R-77 اَدر یا آمرامسکی) با سیستم هدایت راداری فعال قابلیت نصب پیدا کرده است.

      Su-30K و Su-30MKI: فلانکر های دو سرنشینه هند

      هند اولین خریدار جنگنده Su-30MK بود. برای برآورده کردن نیازهای هند، Su-30MKI توسعه یافت. Su-30MKI تفاوت قابل توجهی با Su-30MK دارد. بطوریکه در آن کانارد(پیش بال) و دو موتور AL-31 جدیدتر با توانایی تغییر بردار رانش قرار داده شده است که مانور پذیری هواپیما را بسیار بالا برده است. این موتور ها با تراست 130 کیلو نیوتون هواپیما را به حداکثر سرعت 2125 کیلومتر در ساعت (2 ماخ ) می رساند. دریچه موتورها قابلیت چرخش تا 15 درجه افقی و عمودی را دارد. البته موتور های نمونه Su-30K دارای سیستم تغییر بردار رانش نمی باشند. رادار Su-30MKI ، NIIP N011M بوده که همان رادار استفاده شده در جنگنده Su-35 و Su-37 می باشد و سازگار با انواع موشکهای هوا به زمین و هوا یه هوا از جمله R-60 آفید، R-73 آرچر، R-27 آلامو و R-77 اَدر را می باشد. سیستمهای ناوبری و نمایشگر های سربالا نیز با سیستمهای ساخت سکستانت اویونیک فرانسه جایگزین شده اند.



      Su-30MKK : جنگنده چند منظوره دوسرنشینه چین

      Su-30MKK چندمنظوره، دوسرنشینه و برای چین توسعه یافته است.این مدل نیز مانند Su-30MKI دارای کاکپیت دو سرنشینه بوده که از نمایشگرهای چند منظوره در آن استفاده شده است. بعلاوه این مدل دارای توانایی سوختگیری هوایی می باشد. در این مدل از بالهای بزرگتر Su-35 برای جای دادن سوخت بیشتر استفاده شده است. Su-30MKK فاقد کانارد بوده و موتور آن مانند دیگر مدلها توربو فن Al-31F بدون سیستم تغییر بردار رانش می باشد که البته از نمونه MKI تراست کمتری تولید می کند (122.58 کیلو نیوتون) که هواپیما را به حداکثر سرعت 2125 کیلومتر در ساعت(2 ماخ ) می رساند. رادار Su-30MKK، N001VE بوده که سازگار با موشک R-77 اَدر می باشد. این هواپیما مانند دیگر هم خانواده های خود قادر به حمل طیف وسیعی از موشکهای هوا به زمین و هوا به هوا می باشد که در 12 جایگاه تعبیه شده قرار می گیرند. از دیگر سلاحهای قابل حمل این مدل می توان به R-60، R-73 آرچر و R-27 آلامو به همراه یک توپ 30 میلیمتری با 150 توپ اشاره کرد. همچنین حداکثر وزن برخاست با تقویت ارابه فرود و بدنه به 38000 کیلوگرم افزایش یافته است. در سال 1999 سوخوی، T10PU-5 ( نمونه اولیه Su-30) را به مدل MKK تغییر داد و اولین پرواز آن در 9 می 1999 انجام شد. در ادامه در 19 می همان سال تولید Su-30MKK با شماره سریال 501 آغاز شد.




    • توسط kingraptor
      در ابتدا توضيح بدم كه تحت عنوان T.50 دو پروژه وجود دارد يكي مربوط به طرح جت آموزشي پيشرفته كره جنوبي و ديگري طرح سخوي براي جنگنده ي نسل پنجم روسيه (البته اين طرح براي مقابله با رپتور ها كاملتر شده و زودتر وارد خدمت خواهد شد)
      مدتهاست كه طرح جنگنده ي نسل پنجم روسيه(LFI كه مخفف logkiy frontovoi istrebitel) مطرح است و با مشكلات بسياري همراه بود تا كنون طرح هاي بسياري براي آن مطرح گرديده كه حتي تا نمونه سازي هم پيش رفته ولي نبود بوجه و پشتيباني موجب كنسل شدن آنها گرديده طرح هايي همچون mig.144 كه شركت ميگ اميد بسياري به آن داشت ولي پيشنمونه ي آن حتي پرواز هم نكرد يا طرح su.47 بركوت كه درواقع يك طرح آزمايشيست با وجود بسيار كارا بودن اين طرح و حتي جنبه هاي برتر آن نسبت به رپتور هاي آمريكايي اميد كمي به توليد آن وجود دارد(رقيب اين طرح طرح x.29 نبود طرح فوق محرمانه ي F.25 بود كه كنسل گرديد) اگر هم توليد شود در تعداد پايين و آهنگ كند خواهد بود I.2000 هم كه تنها روي كاغذ نقش بست و هيچگاه فراتر نرفت.(البته اين طرح را بايد مشتقي I.2000 دانست)
      اما با رشد اقتصادي روسيه تصميم گرفته شده تا بوجه مورد نياز را تامين كنند پروژه اي جاه طلبانه كه اميد بسياري به آن مي رود اين طرح از سوي سخوي پيشنهاد شده و اولين طرحيست كه از اين شيوه ي پنهانكاري در شرق استفاده مي كند به تقليد از آمريكا
      طرح T.50 بسيار شبيه به f.22 از كار در آمده البته دماق و قسمت دم تفاوت دارند اما در نهايت شباهت در انتخاب شيوه ي آيرو ديناميكي بسيار بچشم مي آيد البته از محفظه هاي سلاح خبري نيست(چيزي كه حتي در بركوت هم بود)
      اين جنگنده به نام PAK FA خوانده مي شود كه مخفف Perspektivnyi Aviatsionnyi Kompleks Frontovoi Aviatsyi - Future Air Complex for Tactical Air Forces است
      اما ويزگي ها قرار است اين جنگند از قدرت پرواز سوپر كروز همانند رپتور برخوردار باشد همچنين بيشينه وزن برخواستن آن(20 تن) است كهاين ميزان براي F.22 رپتور (24 تن) و براي F.35 هم 17.2 تن مي باشد كه اين يعني وزن كمتر و چابكي بيشتر نسبت به رپتور
      براي افزايش پنهانكاري از جنبه هايي از روشهاي بكار رفته از بركوت استفاده شده
      جنگنده ي T.50 از دو موتور AL-41F استفاده مي كند
      در مورد رادار T.50 قرار است از يك رادار چند حالته ي جديد با توان آشكار سازي بالا وبرد بيشينه ي زياد توسط فازاترن (Fazatron-NIIR) در حال تكميل است استفاده كند
      قرار است اولين پيشنمونه هاي T.50 يا همان PAK FA بين سالهاي2006 تا 2010 انجام گردد و تا سال 2011 يا 2012 وارد خدمت گردد(البته بعيد است به اين سرعت آزمايشات آن تمام شود چون بطور مثال رپتور مدتها در انتظار ورود به خدمت بود)
      گفته مي شود ممكن است اين طرح بيش از 1.5 بيليون دلا هزينه ي كلي داشته باشد(واقعا نجوميه)گفته مي شود حد اقل به 800 ميليون دلار تنها براي تكميل ايونيك آن مورد نياز است اينكه آيا اين جنگنده با اين ارقام نجومي در سال 2010 وارد خدمت مي شود يا نه يك معماست؟



      Military.blogfa.com
    • توسط hosseingmn
      میگ-31 نوع ارتقا یافته و جایگزین میگ-25 میباشد که در زمان خود بی رقیب بود و اکنون جای خود را به پسرش داده است. بی شک میگ-31 پرقدرتمندترین رهگیر روسیه و در کل جهان میباشد که توانایی رهگیری همزمان چندین جنگنده مهاجم را دارا میباشد و نیز اولین جنگنده عملیاتی شوروی با توانایی نگاه به پایین و شلیک به پایین میباشد. این جنگنده از راداری بسیار قوی با نام Zaslon بهره میبرد که به فاکس هوند این امکان را میدهد تا همزمان به 4 (در مدلهای اولیه) هدف حمله کند و نیز دیگر جنگنده های دشمن را تحت کنترل داشته باشد! طبق نظر بعضی کارشناسان این رادار قویترین و بهترین رادار جهان میباشد که حتی میتواند استیلت را هم شناسایی کند! از نظر سیستم رانش نیز میگ-31 از دو موتور توربوجت با پس سوز D-30F6 بهره میبرد که هر کدام تراستی برابر 93KN تولید مینمایند و با آنها فاکس هوند سرعتی برابر با 3 برابر صوت پیدا میکند! طراحی و شکل ظاهری میگ-31 بسیار شبیه به میگ-25 میباشد و دقیقا مانند آن دارای 2 جایگاه تسلیحات در زیر هر بال و یکی در انتهای بال به اضافه 4 جایگاه در زیر بدنه هواپیما میباشد. در دهه 1990 با توجه به قدرتمندتر شدن جنگنده های غربی روسیه فاکس هوند های خود را ارتقا داد که تواناییهای میگ-31 بسیار بهتر و بیشتر از قبل شد که امروزه این مدل با نام MiG-31BM شناخته میشود. MiG-31BM دارای آیونیکی بسیار قویتر از نسلهای قبلی خود میباشد و میتواند به راحتی با اهداف هوایی یا زمینی درگیر شود. و نیز به واسطه رادار پرقدرت خود میتواند همزمان 24 جنگنده دشمن را شناسایی کرده و با 6 تا از آنها درگیر شود! این رادار جدید همچنین میتواند به نحو احسن اهداف زمینی را نیز شناسایی کند. در ادامه با مشخصات MiG-31A آشنا میشوید :

      MiG-31A

      کشور سازنده : شوروی سابق
      هواپیماهای مشابه : MiG-25 , F-14 , F15
      تعداد سرنشین : 2 نفر
      ماموریت اصلی : رهگیر تمام آب و هوایی + ایجاد امنیت هوایی
      طول : 21.5 متر
      طول بال : 14 متر
      ارتفاع : 6.6 متر
      حداکثر سرعت : 3 ماخ
      وزن خالی : 22 تن
      وزن استاندارد : 37 تن
      حداکثر وزن : 47 تن
      نوع و قدرت موتور : دو موتور توربوجت با پس سوز D-30F6 هر کدام با تراست 93 کیلو نیوتن
      حداکثر تحمل G : در سرعتهای فراصوت +5 جی
      حداکثر برد : 3300 کیلومتر
      شعاع عملیاتی : 720 کیلومتر
      ارتفاع پرواز : 25 کیلومتر
      ارتفاع پرواز از سطح دریا : ؟
      مدت زمان برای رسیدن به ارتفاع 20 کیلومتری : 8 دقیقه و 54 ثانیه
      قابلیت سوختگیری هوایی : ندارد
      حسگرها : LD/SD TWS radar, possible IRST, RWR (رادار Zaslon S-800 با برد 200 کیلومتر)
      نوع تسلیحات : یک قبضه توپ 23 میلی متری GSh-6-23 + موشکهای هوا به هوای R-33 , R-40 , R-60 , R-73

      MiG-31BM

      این مدل در بسیاری جهات شبیه مدلهای قبلی است و در اینجا فقط نکات مهم را بیان میکنم.
      نوع رادار : Zaslon-M با برد 400 کیلومتر و توانایی شناسایی استیلت ، همزمان 24 هدف را شناسایی و به 6 تا از آنها حمله میکند و بقیه را نیز تحت نظر دارد.
      توانایی جنگ الکترونیک : دارای سیستم مدرن ECM و ضد ECM
      آیونیک این مدل بسیار پیشرفته تر از مدلهای قبلی است.
      نوع تسلیحات :
      یک قبضه توپ 23 میلی متری GSh-6-23
      موشکهای هوا به هوای R-27 , R-33 , R-37 , R-40 , R-60 , R-73 , R-77
      موشکهای هوا به زمین Kh-31P , Kh-58
      قیمت میگ-31 بی ام : 40 میلیون دلار

      توضیحاتی چند در مورد موشکهای هوا به هوای قابل حمل توسط میگ-31 :
      R-27 با برد 70 الی 170 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : 3600 Km/h
      R-33 با برد 160 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : 3700 Km/h
      R-37 با برد 300 ، حداکثر سرعت هدف : ؟
      R-40 با برد 50 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : ؟
      R-60 با برد 10 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : ؟
      R-73 با برد 40 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : 2500 Km/h
      R-77 با برد 90 الی 160 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : 3700 Km/h
      R-172 با برد 400 کیلومتر, حداکثر سرعت هدف؟
      چگونگی ظرفیت حمل موشکهای هوا به هوا در MiG-31BM :

      A) 8 R-33 & 2 R-60 or R-73
      6 R-33 & 2 R-40 & 2 R-60 or R-73
      C) 4 R-33 & 4 R-40 & 2 R-60 or R-73
      D) 4 R-33 & 4 R-73 & 2 R-40 & 2 R-60 or R-73







      منبع : وبلاگ میلیتاری
    • توسط bell214
      مرواریدی در ژرفا
      مصاحبه با خانواده شهيد سرهنگ خلبان «محمدهاشم آل‌آقا»
      قهرمان شکاری (F-14)
      مقدمه:
      مدتها بود كه به صورت جسته و گريخته در محافل گوناگون كه از جنگ و نيروي هوايي صحبتي به ميان مي‌آمد و يادي از شهدا و همچنين شهيد سرهنگ خلبان «محمدهاشم آل‌آقا» مي‌شد، همرزمان و دوستانش در شجاعت، دلاوري، صداقت و خاكي بودن وي اتفاق نظر داشتند. ما نيز پيرو وظيفه‌مان مترصد فرصتي بوديم كه خدمت خانواده معظم شهيد رسيده و نسبت به احوالات وي معرفت بيشتري حاصل كنيم. اشاره كتاب «تامكت‌هاي ايران در جنگ تحميلي» به اين شهيد بزرگوار كه در شماره پيشين از نظرتان گذشت، بهترين بهانه براي اين منظور بود كه به لطف خداوند با دريافت اذن شرفيابي از خانواده شهيد مقصودمان حاصل شد.

      باز هم مثل هميشه خود را در آن‌قدر مرتبه‌اي نمي‌بينم كه رمز و راز شهداي ميهن را بنگارم و به تصوير بكشم، با اين حال براي رسالتي كه بر دوشم سنگيني مي‌كند بهانه خوبي دارم.

      سايلي را گفت آن پير كهن چند از مردان حق‌گويي سخن

      گفت خوش آيد زبان را بر دوام تا بگويد ذكر ايشان را مدام

      گر نيم زايشان از ايشان گفته‌ام خوشدلم كاين قصه از جان گفته‌ام

      محمدهاشم در 27 آبان سال 1324 در خاندان بزرگ «آل‌آقا» كه از خانواده‌هاي سرشناس شهر كرمانشاه مي‌باشد پا به عرصه وجود گذاشت. دوران تحصيل خود در مقاطع ابتدايي، راهنمايي و دبيرستان را در شهر كرمانشاه گذراند. با اعلام مخالفت مادرش با وجود عشقي كه به پرواز داشت از اين كار منصرف شد اما علاقه وافر وي به ارتش كه همانا عشق خدمت به وطن بود باعث شد كه نهايتا به جمع نيروهاي مسلح بپيوندد. به دنبال آن وي پس از شركت در آزمون ورودي، موفق به راهيابي به دانشكده افسري نيروي زميني ارتش شده و با توجه به عطش دروني‌اش در ميل به بال گشودن همزمان در جهت جلب رضايت مادر گام بر مي‌دارد. پس از فارغ‌التحصيلي از دانشگاه افسري اصرار وي كارگر افتاده و مادر به خلبان شدن فرزند راضي مي‌شود. هاشم كه گويي در ابتداي راه قرار دارد با نيروي مضاعفي بلافاصله اقدام كرده و با شركت در آزمون دانشكده خلباني از اين امتحان نيز سربلند بيرون آمده و با رسيدن به آرزوي ديرينه خود به جرگه دانشجويان خلباني نيروي هوايي ارتش مي‌پيوندد. با اتمام كلاسهاي زميني و آموزش مقدماتي پرواز، طبق روال آن روز نيروي هوايي براي تكميل دانش پرواز خود راهي ايالات متحده مي‌شود. با اتمام دوره، مفتخر به دريافت وينگ خلباني شده و راه بازگشت به وطن را در پيش مي‌گيرد. سروان خلبان هاشم آل‌آقا مقارن با سال 1350 به كشور بازگشته و با امريه ستاد فرماندهي نيروي هوايي به عنوان كمك خلبان جنگنده F-4، فانتوم، به پايگاه هفتم شكاري شيراز منتقل مي‌شود. در ادامه در سال 1351 برابر امريه ديگري براي ادامه انجام وظيفه به پايگاه يكم شكاري تهران فرستاده مي‌شود. هاشم در همين سال با دختري در همان محله سكونت پدر و مادرش در شهر كرمانشاه آشنا شده و اين آشنايي به ازدواج اين دو ختم مي‌شود.

      آنها زندگي مشتركشان را در تهران آغاز كرده و پس از حدود 4 سال، در سال 1356 آماده سفري طولاني مي‌شوند. سروان خلبان آل‌آقا براساس صلاحديد فرماندهان وقت به همراه تني چند از خلبانان فانتوم، با خانواده‌هايشان براي آموزش هدايت پرنده پيچيده، انقلابي و جديد نيروي هوايي ارتش، گرومن F-14 تامكت عازم پايگاه نيروي دريايي ايالات متحده در ايالت ويرجينيا مي‌شوند. براي خلبانان باتجربه فانتوم همچون هاشم آل‌آقا پرواز با گربه گرومن و كاربري تسليحاتش كار آنچنان سختي نبود. زيرا در درجه اول F-4 و F-14 هر دو اصلا براي نيروي دريايي ايالات متحده طراحي و ساخته شده و بديهي است كه از يك استاندارد يكسان براي طراحي و ساخت آنها استفاده شده است و در درجه دوم از سه موشك هوا به هواي مورد استفاده تامكت‌هاي ايران، فانتوم قابليت شليك دو موشك آن (AIM-7 اسپارو و AIM-9 سايدوايندر) را دارد. با توجه به اينكه آل‌آقا و همرزمانش در جنگنده فانتوم در چگونگي استفاده از اين دو موشك تجربه كافي و وافي داشتند، فقط مي‌بايست اسلحه اصلي تامكت، موشك اسطوره‌اي هيوز AIM-54 فينيكس و رادار آن هيوز AWG-9 را به‌طور كامل بشناسند. اگر عوامل مذكور را به اضافه هوش و جسارت ايراني كنيم مي‌شود حدس زد كه تمام نفرات اعزامي به راحتي بتوانند دوره خلباني F-14 را با موفقيت و سربلندي طي كنند. پس از پايان دوره در مدت حدود 18 ماه، خلبانان جديد جنگنده جديد در آبان 57 به سرزمين اجدادي خود باز مي‌گردند. با توجه به اينكه كانون فعاليت F-14 در ايران پايگاه هشتم شكاري مي‌باشد، هاشم به همراه خانواده خود از تهران به اصفهان نقل مكان مي‌كند. سكونت آنها در اصفهان مصادف مي‌شود با اوج‌گيري تظاهرات مردمي عليه حكومت پهلوي كه در نهايت به پيروزي انقلاب اسلامي ايران در بهمن 57 منجر شد. وقوع انقلاب در كشورمان سنگ محك بسيار جالبي براي تعيين عيار ارق ملي و حس وطن‌پرستي كاركنان نيروهاي مسلح بود و چه زيبا كه آل‌آقا و همرزمان ميهن‌پرستش در اين آزمون كوچكترين ناخالصي از خود نشان ندادند.

      سروان خلبان محمدهاشم آل‌آقا كه در زمان پيروزي انقلاب از افسران ارشد نيرو محسوب مي‌شد و مدتها بود كه به عنوان استاد خلبان، آموزش خلبانان را به عهده گرفته بود پس از پيروزي انقلاب امر آموزش را با جديت بيشتري پيگير شد. آري او نيز مي‌دانست آموزش صحيح و كامل مهمترين رمز پيروزي بر دشمنان ملت است.

      با شروع جنگ تحميلي فعالانه وارد صحنه نبرد شد و در عين حال از آموزش جوانان غافل نشد تا اينكه به علت رشادت، جديت و جسارت در امور محوله در سال 1362 از طرف فرماندهي وقت نيرو به سمت جانشين فرماندهي عمليات نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران منصوب مي‌شود.

      رسيدن به پست معاونت عمليات نيرو بهانه خوبي بود تا هاشم در كنار سرهنگ خلبان «عباس بابايي» خود را هرچه بيشتر درگير جنگ كرده و تواناييهاي خود را در اين عرصه، عرضه دارد. بابايي و آل‌آقا همواره پيش از انجام هر عملياتي ابتدا خود مبادرت به شناسايي و ارزيابي هدف از لحاظ موضع پدافندي، سمت حمله و غيره كرده تا عمليات اصلي با خطر كمتر و ديد بازتري صورت گيرد. نكته جالب توجه در اين مطلب اين است كه آنها هرگز گرفتار جو پست و مقام نشده و فقط به اين مساله كه در كجا مي‌توانند منشا اثر باشند توجه داشتند «آري ما چنين جان بركفاني داشتيم».

      هاشم آل‌آقا در درجه اول همانطور كه ذكر شد از فرماندهان ارشد نيرو بود و در درجه دوم مشغله‌هاي فراواني به عنوان طراح عمليات داشت و اين دو مورد كافي بود تا نتواند پروازهاي عملياتي انجام دهد، با اين حال فعالانه در پروازهاي گشتي و اسكورت نفتكش‌ها و كشتيهاي تجاري شركت مي‌كرد و اين‌چنين بود تا به خواست خدا خليج نيلگون و هميشه فارس ايران، مشهد شهيد سرهنگ خلبان محمدهاشم آل‌آقا باشد.

      تقويم‌ها روز 20 مرداد 1363 را نشان مي‌داد و آسمان آبي خليج فارس يكي از گرمترين روزهاي خود را سپري مي‌كرد. هاشم آل‌آقا و كمك خلبانش در يك تامكت طي ماموريتي مشغول اسكورت نفتكش‌ها و كشتيهاي تجاري كشورمان بود. در همين اثنا ناگهان مورد حمله چند فروند جنگنده ميراژ F1 عراقي قرار مي‌گيرد. درگيري آغاز و پس از مدتي جنگ و گريز تامكت‌ها آل‌آقا مورد اصابت موشك شليك شده از طرف جنگنده عراقي قرار گرفته و به درون آب سقوط مي‌كند. شاهدان عيني حادثه كه دورادور ناظر درگيري آنها بودند خطر شليك شدن موشك سوپر 530F-1 به سمت تامكت را به آل‌آقا گوشزد مي‌كنند اما آل‌آقا در جواب آنها مي‌گويد هيچ نشانه‌اي دال بر حمله موشك به سمتشان در سامانه‌هاي هشداردهنده مشاهده نمي‌كند. اين مطلب گوياي آن است كه عراقي‌ها با استفاده از اطلاعات فني كه امريكايي‌ها در اختيار آنها قرار داده بودند در استفاده از نقاط ضعف F-14 كاملا موفق عمل كرده‌اند.

      همسر هاشم كه از چند روز پيش براي ديدن اقوام به كرمانشاه رفته بود در روز بازگشت به تهران كه مصادف مي‌شود با روز شهادت هاشم با شكسته شدن ديوار صوتي شهر كرمانشاه توسط جنگنده‌هاي عراقي مواجه مي‌شود. با مشاهده اين اتفاق گويي به وي الهام مي‌شود كه براي هاشم اتفاقي افتاده اما با ذكر و ياد خدا آرامش يافته و به خود تلقين مي‌كند كه انشاءا... اتفاقي نيفتاده. پس از رسيدن به تهران هرچه منتظر مي‌ماند از تلفن هاشم خبري نمي‌شود. صبرش لبريز شده و با پايگاه هشتم تماس مي‌گيرد. ديسپچ پايگاه با توجه به اينكه تامكت آل‌آقا بازنگشته و هيچ خبر دقيقي دال بر شهادت يا زنده بودنش در دست نيست با جوابهاي سربالا به همسر وي مي‌گويد: «همين الان دوباره براي ماموريتي ديگر به پرواز درآمد. به محض بازگشت مي‌گوييم با شما تماس بگيرد.» با شنيدن اين جوابها و طولاني شدن انتظار، همسر شهيد از وقوع سانحه براي هاشم يقين حاصل مي‌كند. با سقوط تامكت آل‌آقا با توجه به اينكه از اسارت به دست عراقي‌ها و يا شهادتش اطلاعي در دست نبود به اضافه اينكه وي به عنوان جانشين عمليات نيرو در جريان تمام عملياتهاي آتي و استراتژي جاري نيروي هوايي بود به همين علت بلافاصله تمامي طرحهاي نيرو دستخوش تغييراتي اساسي شد. اين قضيه گذشت و نيروي هوايي با اعلام مفقودالاثر شدن هاشم بر ابهامات و سوالات سقوط وي افزود.

      همسر هاشم كه همچنان منتظر بازگشت وي به خانه بود چندين سال پس از مفقودالاثر شدن همسرش در يكي از شبهاي قدر خالصانه دست به دامن ائمه اطهار شده و از آنها مي‌خواهد وجود يا عدم وجود هاشم را براي وي معلوم كنند. توسل وي جواب داده و همان شب خواب شهيد بزرگوار را مي‌بيند. هاشم كه در سبزه‌زارمانندي با لباس خلباني به ديدن همسرش آمده بود در جواب سوال وي كه پرسيد: «هاشم، مي‌خواهم بدانم كه تو هستي يا نيستي؟» مي‌گويد: «من نيستم.» پس از مدت كوتاهي گفتگو، شهيد اظهار مي‌دارد «من سردم است و بايد بروم». همسر شهيد صبح فردا خوابي كه ديده بود را با يكي از علما در ميان مي‌گذارد. در جواب مي‌شنود با توجه به اظهار سرما توسط شهيد، پيكر پاك وي در درون آب قرار دارد. همسر هاشم پس از اين واقعه از شهادت همسرش يقين حاصل مي‌كند و جالب آنكه مدت كوتاهي بعد از طريق نامه رسمي نيروي هوايي اعلام شهادت همسرش را دريافت مي‌دارد.

      ناگفته نماند هاشم آل‌آقا تا پيش از آرام گرفتن در قعر آبهاي خليج فارس چندين بار تا مرز شهادت پيش رفت. حدود سه ماه پيش از شهادت، در بهار سال 1363 صبح يك روز همسر شهيد با كمك مادرش بدون نيت قبلي گوسفندي را قرباني كرده و بين مردم تقسيم مي‌كنند. حوالي ظهر شهيد بابايي با منزل آل‌آقا تماس گرفته و جوياي احوال هاشم مي‌شود. با توجه به اينكه هاشم پس از ترك منزل تماس نگرفته بود، همسر شهيد از وضعيت وي اظهار بي‌اطلاعي مي‌كند. شهيد بابايي از اينكه كسي به همسر هاشم اطلاعات ضد و نقيض نداده، آرام شده و در جواب نگراني وي مي‌گويد كه اتفاقي نيفتاده و هاشم تا ساعاتي ديگر به خانه مي‌رسد. پس از بازگشت شهيد به منزل، هاشم مي‌گويد كه در درگيري با جنگنده‌هاي عراقي، هواپيمايش به شدت صدمه ديده و هيچ اميدي به بازگشت نداشته است. شايد آن قرباني نطلبيده بلاگردانش شده بود!!!

      شهيد سرهنگ خلبان محمدهاشم آل‌آقا كه از باتجربه‌ترين و ارزشمندترين خلبانان تامكت نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران محسوب مي‌شد با مورد اصابت قرار گرفتن جنگنده‌اش درون كابين ماند تا پيكر پاكش به قعر آبها سقوط و روح بلندپروازش به اوج آسمانها عروج كند. براي خليج هميشه فارس چه افتخاري از اين بالاتر كه چنين مرواريدهاي نابي را در درون خود جاي داده است. مگر مي‌شود خليجي كه فرزندان اين ديار را در دل خود جاي داده نام مجعول عربي را پذيرا باشد، چه اين شيران خصم خروش براي مقابله با همين اعراب خودفروخته به پا خواستند.

      شهيد محمدهاشم آل‌آقا فردي آرام و صبور بود و نسبت به خانواده خود تعصب خاصي داشت و همسرش عامل اخير را مهمترين علت ازدواجش با وي مي‌داند. هاشم هيچ‌گاه از اسرار شغلي خود با همسرش صحبتي به ميان نمي‌آورد و اين مورد تا بدانجا پيش رفته بود كه همسر وي پس از شهادتش به پست واقعي هاشم در نيروي هوايي پي مي‌برد!

      جا دارد در اين جا خاطره‌اي كه سرهنگ خلبان «مسعود اقدام» در كتاب «انتخابي ديگر»1 بيان كرده را بياوريم. اقدام در اين مطلب كه با عنوان «برخورد با پرندگان سيگال» در كتاب مزبور به چاپ رسيده عنوان مي‌كند كه در اوايل جنگ در پروازي به همراه شهيد بزرگوار «عليرضا ياسيني» به قصد انهدام سه سايت موشكي زمين به دريا كه از پشت پايگاه هوايي شعيبيه كشتيهاي كشورمان را مورد اصابت قرار مي‌داد در يك جنگنده F-4 عازم ماموريت مي‌شود. طبق برنامه براي درامان ماندن از رديابي توسط رادارهاي دشمن قرار بود آنها با عبور از 30 مايلي «خورموسي» و پرواز بر فراز باتلاقهاي «فاو» و «ام‌القصر» خود را در موقعيت مناسب به روي هدف برسانند. با عبور از مرز اقدام به عنوان خلبان كابين عقب تمام حواس خود را معطوف بررسي سامانه‌هاي مختلف هواپيما و تهديدات موشكي دشمن مي‌كند تا در صورت شليك بتوانند به موقع با مانور مناسب آن را منحرف كنند.

      خطري احساس نمي‌شد و جنگنده با سرعت بسيار بالا در ارتفاع پايين بر فراز ني‌زارها به حركت خود ادامه مي‌داد كه ناگهان زمين و زمان در جلو چشمان هر دو خلبان تيره و تار شد. اقدام حدود 20 ثانيه بعد به هوش آمده و مشاهده مي‌كند كه جنگنده در يك صعود 50 درجه‌اي در حال گردش به راست است. بلافاصله فرامين هواپيما را در اختيار گرفته و از طريق راديوي هواپيما سعي در برقراري ارتباط با ياسيني مي‌كند. خلبان كابين جلو هيچ عكس‌العملي از خود نشان نمي‌داد. اقدام در همين زمان به بررسي شرايط پرداخت تا متوجه شود چه اتفاقي افتاده. تكه‌هاي گوشت و پر اطراف كابين نشان از برخورد دسته‌اي از پرندگان دريايي (كه در آن سرعت حكم يك گلوله ضدهوايي را دارد) به جنگنده را داشت.

      هواپيما در كنترل بود اما تمام سامانه‌هاي ناوبري از كار افتاده بود. تعيين مسير درست بازگشت تنها با كمك رادار كنترل زمين ميسر بود كه تماسهاي متعدد اقدام با رادار هيچ نتيجه‌اي دربر نداشت. اقدام براي چندمين بار در راديوي هواپيما گفت:

      ـ از ابابيل به رادار! اگر صداي مرا مي‌شنوي جواب بده!

      ناگهان صداي مبهمي به گوش رسيد. بلافاصله تكرار كرد:

      ـ از ابابيل به رادار!

      ناگهان صداي روشن و واضحي در راديو طنين‌انداز مي‌شود!

      ـ ابابيل، من عقابم، به گوشم!

      اين پيام كه در واقع نويد زندگي براي فانتوم و خلبانانش محسوب مي‌شد، صداي خلبان F-14 حاضر در منطقه، شهيد والامقام سروان خلبان «هاشم آل‌آقا» بود. آل‌آقا در ادامه مي‌گويد:

      ـ مشكلي برايتان پيش آمده؟!

      ـ هواپيمايمان صدمه ديده. نمي‌دانم خلبان كابين جلو بيهوش شده يا به شهادت رسيده.

      ـ خونسردي خودت را حفظ كن! سعي كن كنترل هواپيما را به دست بگيري! دارم به سمت شما حركت مي‌كنم.

      وقتي كه آل‌آقا به بالاي سر فانتوم زخمي رسيد گفت:

      ـ ابابيل! همين‌طور به پرواز ادامه بده. مراقب باش از دستگيره صندلي‌پران استفاده نكني! چون چتر صندلي باز شده و بالاي هواپيما رهاست. هواپيمايتان شبيه «آواكس»2 شده است.

      ـ متشكرم! سعي مي‌كنم هواپيما را هدايت كنم. ولي نمي‌دانم چه بلايي سر ياسيني آمده است.

      ـ خونسردي خودت را حفظ كن و همين‌طور به پرواز ادامه بده! من پشت سرت در حركت هستم، نگران نباش!

      موتورها با آن كه با قدرت صد در صد در حال پيشراندن جنگنده بودند با اين حال فانتوم صدمه ديده سرعتي حدود 180 نات داشت كه براي جنگنده سرعت كمي است. پس از مدتي ياسيني نيز به هوش آمده و با اعلام اين كه مي‌تواند جنگنده را هدايت كند، فرمان را در دست مي‌گيرد. نهايتا هواپيما به سلامت در پايگاه فرود آمده و بدين وسيله هاشم آل‌آقا جنگنده F-4 باارزش و دو خلبان ارزشمندتر را به دامان وطن باز مي‌گرداند.

      همسر قهرمان شهيد از آن زمان كه هاشم ديگر به خانه بازنگشت، نگهداري و پرورش دو يادگار شهيد (بابك و بهزاد) را به تنهايي به عهده گرفت و نشان داد كه از حماسه‌سازان ميدانهاي نبرد حق عليه باطل چيزي كم ندارد. وي كه براي فرزندان خود هم پدر بود و هم مادر با تلاشي خستگي‌ناپذير توانست آنها را به سمت مدارج بالاي علمي رهنمون شود. دكتر «بابك آل‌آقا» فرزند ارشد شهيد با ارايه پايان‌نامه دكتراي خود با عنوان «بررسي تاثير محيط هوا ـ فضا بر فيزيولوژي بدن هوانوردان» در سال 1379 توانست در سطح خاورميانه مقام اول را كسب و به دريافت لوح تقدير از دست رييس‌جمهور وقت جناب آقاي «خاتمي» مفتخر شود. لازم به ذكر است پايان‌نامه وي هم‌اكنون در تعدادي از خطوط هوايي به عنوان مرجع تدريس مي‌شود.



      افتخاري ديگر

      از افتخارات ديگر همسر سرافراز شهيد آل‌آقا اين است كه وي خواهر شهيد نيز مي‌باشد. شهيد سروان خلبان «مصطفي صغيري» كه از خلبانان جنگنده F-4، فانتوم نيروي هوايي بود در ماموريتي در روز 23 مهر 1359 كه از پايگاه سوم شكاري همدان به قصد هدفي در شهر سليمانيه عراق برخاسته بود، مركبش در خاك عراق مورد اصابت قرار گرفته و به فيض عظيم شهادت نايل مي‌آيد. متاسفانه باخبر شديم كه چندي پيش همسر اين دلاورمرد عرصه پيكار دارفاني را وداع گفته. ما نيز به نوبه خود با تسليت به خانواده آل‌آقا براي اين مرحومه علو درجات را از درگاه ايزد منان خواستاريم.

      هم‌اكنون براي بزرگداشت مقام والاي 70 تن از خلبانان شهيد نيروي هوايي ارتش كه پيكر پاكشان هرگز به آغوش وطن بازنگشت، يادماني در بهشت زهرا ساخته شده است.

      در پايان از خانواده معظم شهيد آل‌آقا به خصوص همسر بزرگوارشان كه ما را به گرمي پذيرفتند و با شكيبايي پاسخگوي سوالات ما بودند تشكر و قدرداني مي‌كنيم.


      منبع

      مدیران محترم لطفا منتقل کنن...
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.