MR9

تاپیک جامع بررسی شهادت فرماندهی سپاه قدس ، سپهبد پاسدار شهید حاج قاسم سلیمانی

Recommended Posts

2 minutes قبل , Yavantgarde گفت:

خواهشا شبیه یکسری حمار بی‌وجود که مملکت رو به حماقت خودشون گره دادن ، استدلال نفرمایید که نه سلاح اتمی بدرد نمیخوره و فلان و بیسان..

چین زمانی به رسمیت شناخته شد که به این سطح رسید ‌ودیگر روس‌ها و غربیها نمی‌توانستند هرچیزی رو بهش تحمیل کنند. 

 

 

این هایی که علیه سلاح هسته ای حرف می زنند ، می دانند یک جمهوری اسلامی مجهز به سلاح هسته ای غرب رو وادار می کنه که باهاش کنار بیاد و حداقل برای 200 سال پابرجا خواهد ماند ... پس به هر بهانه ای باید مانع از مجهز شدن جمهوری اسلامی به سلاح هسته ای شد تا بتوان هرچه زودتر نابودش کرد ....

 

من بارها گفتم که اگر شوروی ، چین ، هند ، فرانسه ، انگلیس ، پاکستان به این نتیجه رسیدن که باید به سلاح هسته ای برسند یعنی خرد جمعی برترین سیاستمداران آنها این تصمیم را گرفت که برای بقا نیاز به سلاح هسته ای دارند ، حالا چرا عده ای می گویند اینها اشتباه کردند !؟

 

اگر شوروی استالین با 20 میلیون سرباز جنگ دیده و 20 هزار تانک و هزاران هواپیمای جنگی و هزاران عراده توپ  به این نتیجه رسیده که در جنگ با آمریکا نمی تواند بدون داشتن سلاح هسته ای بازدارندگی ایجاد کند ، چرا یک عده از ایران انتظار رویارویی متعارف با آمریکا رو دارند !؟

 

اگر چین با جمعیت یک میلیارد نفره و ارتش چند میلیونی و حمایت های نظامی شوروی به این نتیجه رسید که برای ایجاد توازن نیازی به سلاح هسته ای دارد ، چرا عده ای اصرار دارند ایران بدون سلاح هسته ای با کشوری چون آمریکا رودر رو شود !؟

 

آیا رهبرانی فرانسه و انگلیس که قوی ترین ارتش های اروپای غربی بعد از جنگ جهانی دوم بودن دچار کژ فعمی و کوته بینی سیاسی و « بزدلی » بودن که برای حفظ توازن قوا روی به ساخت بمب هسته ای و مسلح کردن خودشون به این سلاح ها آوردند !؟

 

آیا رهبران هند که کشوری یک میلیارد نفری را مدیریت می کنند دچار « ترس » و حماقت بودن که به دنبال سلاح هسته ای رفتند ! ؟

 

همه ترسو و بزدل هستند به جزء یک عده ی خاص !؟

 

نه به خدا اینگونه نیست ... مسلما هدف یک عده نه مقابله ی متعارف با غرب ، بلکه عدم مقابله با غرب و تسلیم و نابودی جمهوری اسلامی  و ایران هست ...

 

 

 

 

 

  • Upvote 7
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
42 minutes قبل , mehdipersian گفت:

دبیرخانه شورای عالی امنیت-۹۸/۱۰/۱۳ -به دنبال حمله جنایتکارانه آمریکا به خودرو سردار سپهبد پاسدار شهید حاج قاسم سلیمانی که منجر به شهادت ایشان و جمعی از فرماندهان جبهه مقاومت گردید، شورای عالی امنیت

 

همانگونه که مقام معظم رهبری در پیام خود فرمودند انتقام سختی در انتظار جنایتکارانی است که دست پلید خود را به خون پاک سردار سلیمانی آغشته کردند. این جنایتکاران با انتقام سخت منتقمین خون سردار سلیمانی در زمان و مکان مناسب روبرو خواهند شد. 

شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران در جلسه فوق العاده امروز خود با بررسی ابعاد مختلف این حادثه، تصمیمات مقتضی را اتخاذ نموده و بدین وسیله اعلام می‌کند رژیم ایالات متحده آمریکا مسئول عواقب کلیه تبعات این ماجراجویی جنایتکارانه خواهد بود.
 

 

بندگان خدا همون ساعت اول آمریکا مسئولیت این حمله و عواقبش ( که گویا وجود نداره ) رو بر عهده گرفته بود ... از ساعت 9 صبح تا حالا رفتید که دوباره پیغام رهبری رو بگید و در نهایت هم بگید مسئولیت عواقب به عهده ی آمریکاست !؟

 

ویرایش شده در توسط Ghalam
  • Upvote 2
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
26 minutes قبل , Ghalam گفت:

 

 

این هایی که علیه سلاح هسته ای حرف می زنند ، می دانند یک جمهوری اسلامی مجهز به سلاح هسته ای غرب رو وادار می کنه که باهاش کنار بیاد و حداقل برای 200 سال پابرجا خواهد ماند ... پس به هر بهانه ای باید مانع از مجهز شدن جمهوری اسلامی به سلاح هسته ای شد تا بتوان هرچه زودتر نابودش کرد ....

 

من بارها گفتم که اگر شوروی ، چین ، هند ، فرانسه ، انگلیس ، پاکستان به این نتیجه رسیدن که باید به سلاح هسته ای برسند یعنی خرد جمعی برترین سیاستمداران آنها این تصمیم را گرفت که برای بقا نیاز به سلاح هسته ای دارند ، حالا چرا عده ای می گویند اینها اشتباه کردند !؟

 

اگر شوروی استالین با 20 میلیون سرباز جنگ دیده و 20 هزار تانک و هزاران هواپیمای جنگی و هزاران عراده توپ  به این نتیجه رسیده که در جنگ با آمریکا نمی تواند بدون داشتن سلاح هسته ای بازدارندگی ایجاد کند ، چرا یک عده از ایران انتظار رویارویی متعارف با آمریکا رو دارند !؟

 

اگر چین با جمعیت یک میلیارد نفره و ارتش چند میلیونی و حمایت های نظامی شوروی به این نتیجه رسید که برای ایجاد توازن نیازی به سلاح هسته ای دارد ، چرا عده ای اصرار دارند ایران بدون سلاح هسته ای با کشوری چون آمریکا رودر رو شود !؟

 

آیا رهبرانی فرانسه و انگلیس که قوی ترین ارتش های اروپای غربی بعد از جنگ جهانی دوم بودن دچار کژ فعمی و کوته بینی سیاسی و « بزدلی » بودن که برای حفظ توازن قوا روی به ساخت بمب هسته ای و مسلح کردن خودشون به این سلاح ها آوردند !؟

 

آیا رهبران هند که کشوری یک میلیارد نفری را مدیریت می کنند دچار « ترس » و حماقت بودن که به دنبال سلاح هسته ای رفتند ! ؟

 

همه ترسو و بزدل هستند به جزء یک عده ی خاص !؟

 

نه به خدا اینگونه نیست ... مسلما هدف یک عده نه مقابله ی متعارف با غرب ، بلکه عدم مقابله با غرب و تسلیم و نابودی جمهوری اسلامی  و ایران هست ...

 

 

 

 

 


١. اقتصاد ايران دولتى و ضعيفه و نمى تونه هزينه درست كردن بمب رو بده 

٢. الان واسه درست كردن بمب ديره 

٣. جنس جنگها عوض شده چرا چسبيدى به بمب اتمى؟ جنگ سايبرى مهم تره و آينده دارتره . تموم كارايى كه با بمب اتمى نميشه كرد با حمله سايبرى به نظام بانكى آمريكا و وال استريت ميشه كرد ( كه در حد درست كردن همون بمب اتمى سخته ولى حساسيت زا نيست) 

  • Downvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

به جرات میتونم بگم ما تنها کشوری هستیم که از جهت نظامی به طور غیر مستقیم با امریکا در حال جنگ هستیم و جلوی اونا چه از نظر سیاسی و چه نظامی ایستادیم کشورهایی هستن که خیلی خیلی  از نظر افتصادی و نظامی از ما قویترن ولی جرات اینکارو ندارن  و هر چی امریکا بگه میگن چشم پس ما نتنها نباید احساس ذلت کنیم بلکه باید احساس غرورهم کنیم اینکه امروز به من و شما بر میخوره و احساس میکنیم غرو ملی مون لگد مال شده تقصیر گنده گویان داخلیه وقتی میان دروغ میگن و رجز تو خالی میخونن که اگه امریکا و اسراییل کوچکترین خطایی کنه فلان میکنیم یا میان ماکت های نظامی رو نمایی میکنن که هیچ وقت به تولید انبوه نمیرسه یا جایی دیده نمیشه اینا توقع مارو بردن بالا وباعث میشن در چنین مواقعی ما مسخره دنیا بشیم و احساس شرمندگی کنیم در صورتی که ایران تقریبا با دست خالی جلوی ابر قدرتها ایستاده واین اتفاقاتم بهایی که داریم برای اون میپردازیم  و باید قبول کنیم که ما نمیتونیم رودرو وتمام قد با امریکا درگیر بشیم پس انقدر نگیم باید پاسخ بدیم در خور و سریع ..پاسخ در خور و سریع یعنی جنگ و جنگ یعنی شکست سنگین برای ما یعنی اقتصادی جنگ زده و دها برابر بدتر از وضع فعلی مملکت یعنی ناامنی و کشته شدن مردم و ...پس یا باید صبر و استقامت کنیم و احساسی نشیم ودر طولانی مدت و با ضربات حساب شده کم کم امریکارو از منطقه دور کنیم و یاسیاست هاشو در منطقه به شکست بکشونیم یا اینکه دست از دشمنی با امریکا برداریم بطور کامل وسیاستهامونو عوض کنیم 

  • Upvote 2
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لعنت به امروز .

حقیقتاً از صبح که این خبر رو شنیدم دچار شوک عجیبی شدم که نه میتونم خبر رو باور کنم و نه اینکه باور نکنم

چیزی که خیلی داره روی مغزم راه میره و ذهنم رو درگیر کرده اینه که اشراف آمریکایی ها در عراق چقدر زیاده که به محض اراده این اقدام رو انجام دادند ؟! و اینکه چقدر آمریکایی ها رو دست کم گرفتیم و انقدر رجز خوانی کردیم که خودمون هم باورمون شده دست برتر رو داریم و دیگه نیازی به رعایت اصول و محکم کاری نیست ؟

البته این حرف مثنوی هفتاد من کاغذ هست ولی باز هم یک بار دیگر شاهد کم کاری و بیکاری حفاظت اطلاعات بودیم ... شاید اگر پارسال بعد از حادثه 31 شهریور کمی تجدید نظر در اعمال و رفتارشان می کردند یا پارسال بعد از بمب گذاری کنار جاده ای که منجر به شهادت 27 پاسدار شد کمی به خودشون می آمدند و از این کرختی حاکم بر مجموعه حفاظت اطلاعات خارج می شدند و بعد از 40 سال درس عبرتی می گرفتند از کم کاری یا به تعبیری بی کاری و یا ندانم کاری های 40 ساله شون الان شاهد شهادت یکی از عالی رتبه ترین مقام های نظامی مون نبودیم تشکیلات حفاظت اطلاعات و تشکیلات نظارتی موجود در سازمان نیروهای مسلح که به صورت ملوک الطوایفی اداره میشه و اقدامات کاملاً هیئتی واری داره نتیجه اش همینی میشه که دیدیم .

از طرفی دیگر در بعد پاسخگویی نیز بسیار منفعلانه عمل کردیم ... اگر جواب درخور به حملات به پایگاه هامون در سوریه داده بودیم ، اگر وقتی فرماندهی نیروهای مرکزی آمریکا(سنتکام) را تحریم کردیم و به عنوان تروریست شناختیم بهشون جواب در خور داده بودیم شاید امروز شرایط چیزی دیگر و جوری دیگر بود

فقط رجز خوانی ...

واقعیت اینه که آفتی که کل نظام رو دربرگرفته امروز حفاظت اطلاعات رو هم در بر گرفته و اون هم کیفیتی هست که داره فدای کمیت میشه

ویرایش شده در توسط Dezchilds
  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

- تا امروز صبح فکر میکردم هدف قرار دادن با تاخیر محل اقامت سردار حاجی زاده در دمشق توسط اسرائیل در هفته ی گذشته ، ارسال یک سیگنال تهدید به ایران بوده که بگن اگه میخواستیم میتونستیم بزنیم.ولی بعد از اتفاقات دیشب احتمالا طرح حذف فیزیکی مسئولان بلندپایه ی ایران بطور جدی از طرف اسرائیل و آمریکا کلید خورده.

 


- اتفاقات زنجیره ای چند ماه گذشته در لبنان و عراق و ایران نشان داد بخش خاورمیانه ی C.I.A کار خودش رو بخوبی انجام داده و حالا ایالات متحده دست بالاتر رو در مدیریت صحنه داره و از کارت خودش هم بخوبی استفاده کرد. از طرفی داشتن غولی مثل palantir
باعث میشه بهترین زمان رو برای ضربه به دشمن تشخیص بدن ( خروج از برجام بعد از اتفاقات دی ماه 96 رخ داد و اتفاقات امروز هم بعد از حوادث آبان 98 )


- ایران در ضعیف ترین حالت خودش از لحاظ اقتصادی و گسست سیاسی قرار داره و قدرت مانور خودش رو بطرز غیرعادی از دست داده
( در ساعات ابتدایی صبح قیمت "دلار فردایی" در معاملات تلفنی به پانزده هزار تومن هم رسید)
بنابراین نمیتونه و نباید وارد تله ی جنگ گسترده بشه


- همچنین یکی از اثرات جنگ گسترده، افزایش شدید قیمت نفت هست و از اونجایی که صادرات نفت ایران تقریبا صفر شده خودش نفعی از این جهش قیمتی نخواهد داشت و فقط باعث جبران کسری بودجه ی عربستان و امارات میشه


- ارسال پیام‌ تهدید و تطمیع پمپئو ( اجازه ی فروش محدود نفت ) به ایران از طریق سفارت سوئیس در صبح امروز و بلافاصله تماسش با چینی ها نشون میده اون ها چندین هفته روی این ترور و گستره ی احتمالات واکنش ایران کار کردن و دارن روی یک پلن از قبل طراحی شده میرن جلو. برای هر واکنشی ، اون ها برنامه ای رو تدارک دیدن و این موضوع کار ایران رو در این شطرنج به شدت دشوار میکنه


- روی چین و روسیه به هیچ عنوان نباید حساب کرد. روسیه توانش رو نداره و چین اتفاقا از افزایش تنش سود هم خواهد برد .عقب نشینی های اون ها در جنگ تجاری نشون داد فعلا دنبال خرید زمان هستند و از هر اتفاقی که باعث بشه تمرکز یانکی ها در آسیای جنوب شرقی کمتر بشه استقبال میکنن .


- این پیشنهادات حمله ی موشکی و بمباران پایگاه های آمریکا یا کشتن فلان ژنرال چهار ستاره ی آمریکایی یا ساخت سلاح اتمی ،  نه جبران فقدان چهره ی کاریزماتیکی مثل "قاسم سلیمانی" هست و نه اهداف ایران رو تامین میکنه.
از طرفی برای انتقام باید به هدفی که حاج قاسم بخاطرش شهید شد احترام گذاشته بشه، در این صورت نقشه ی راه کمی روشن میشه.


- یک حمله ی محدود و زنده گیری سربازان آمریکایی بهترین پاسخ ایران میتونه باشه.
از یک طرف خود عملیات ، انتقام ایران قلمداد میشه
از طرف دیگه باعث میشه ایالات متحده برای نجات جان‌ سربازان گروگان گرفته شده در استفاده از قدرت نظامی خودش محدود بشه.
از یک طرف دیگه با نزدیک بودن انتخابات آمریکا این امید رو به ایران بده که ترامپ چهار سال دوم رو در کاخ سفید نخواهد بود.
و از طرف دیگه باعث میشه ایران بتونه در مذاکرات آزاد سازی گروگان ها دست بالاتری رو برای عقب روندن آمریکایی ها از منطقه داشته باشه

پ. ن اول ؛ تعداد اسرا باید زیاد باشه مثلا همین چند صد سربازی که توی سفارت آمریکا هستن و گرنه با هفت هشت نفر کار راه نمیفته

پ.ن دوم ؛ آنالیز توئیتر نشون میده بخش قابل توجهی از مخالفین جنگ در آمریکا کسانی هستن که در سن اعزام به جنگ قرار دارن و بزرگ نمایی تهدید ایران در چند سال گذشته باعث شده ایران رو قدرتی در حد روسیه ببینن .
ضربه باید سریع و مهیب باشه که افکار عمومی رو در کوتاه مدت دچار شوک بکنه و گرنه اگه به درازا بکشه باعث میشه میهن پرستی آمریکایی طرفدار جنگ گسترده با ایران بشه

پ.ن سوم ؛ زمان طلایی برای پاسخ ایران شب یکشنبه هست که تعطیلات کریسمس به پایان میرسه و با شروع کار رسمی رسانه ها و بازارهای مالی در دوشنبه، میتونه تبلیغات گسترده ای برای ایران داشته باشه



  • Like 1
  • Upvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

2682554.jpg

 

عجب حال عجیب و غریبی برای سردار تصویر شده. جان در بدن تکه تکش نداره گویی در مرز این جهانی و آن جهانی است هنوز و در آغوش وصال

  • Upvote 12

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

 

پرواز مورد نظر که ادعا شده بود

thumb_21.jpg

thumb_1z.jpg

 

اسرائیلی ها با همکاری در انجام این ترور، هم نتانیاهو از زیر فشار رهایی دادن. ترامپ هم فشار استیضاح کنندگان رو خنثی میکنه.

ما اگر بعد از مراسم خاکسپاری بازم هم مماشات کنیم، عرضه تنگ تر خواهد شد. چه بعد اجتماعی چه سیاسی.

 

10 hours قبل , shirazz گفت:

اسرائیلی ها مدعی شدن "شهید حاج قاسم سلیمانی" از فرودگاه دمشق عازم بغداد بوده.

 

thumb_111.jpg  thumb_4432.jpg

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

الان دو راه جلوی ماست، دست روی دست گذاشتن و پاسخ دادن. حال چیکار باید کرد؟ جواب رو میشه در مسئله دوراهی زندانی پیدا کرد. دوراهی زندانی یک مسئلهٔ پایه‌ای در نظریه بازی‌ها هست. بر طبق این مسئله: فرد A و B رو به جرم دزدی از بانک دستگیر شده اند ولی دادستان مدرک کافی برای اثبات جرم دزدی نداره و مدارک فقط برای اثبات جرم خفیف تر ورود غیرقانونی کافی هستند. حال اگر هر دو ساکت باشند به خاطر جرم خفیف تر هر کدام 6 ماه زندان می روند، اگر A اعتراف کنه و B را لو بدهد خودش به خاطر همکاری آزاد و B به 15 سال زندان محکوم میشود و همینطور اگر B اعتراف کنه و A را لو بدهد، و اگر هر دو حرف بزنند و همدیگر را لو بدهند با گرفتن تخفیفی کم هر دو به جرم سرقت به 13 سال زندان محکوم می شوند.

 

حال این دو چیکار باید بکنند؟ اگر هر دو با هم همکاری کنند و حرف نزنند، هر دو مقدار کمی زندان می روند و وضعیت برای هر دو خوب است، مشکل از آنجایی شروع می شود که یکی از این افراد، مثلا A، بخواهد زرنگی کند و B را لو بدهد. اگر A حرف زد و B ساکت ماند وضع برای A خوب می شود و برای B بد، بنابراین اگر A حرف زد، B هم باید مقابله به مثل کند و حرف بزند و وضع برای هر دو بدتر شود. این استراتژی Tid for Tat (این به اون در) نام دارد که با انجام شبیه سازی های کامپیوتری بسیار زیاد ثابت شده است که استراتژی برنده برای هر طرف هست.


بین ایران و آمریکا، آمریکا مدتی است که تصمیم گرفته وضع را برای ما بدتر کند و ما هم تصمیم گرفته ایم از ترس بسیار بدتر نشدن وضع پاسخ ندهیم و نظاره گر باشیم؛ و آمریکا هم که می بیند وضع برایش بدتر نمی شود به این سیاسیت خود ادامه می دهد. یعنی سیاست مداران ما مدتی است استراتژی بازنده را انتخاب کرده اند و هر روزه نظاره گر نتایج این انتخاب هستیم. امروز باید پاسخ داد و وضع را هم برای خودمان و هم برای آمریکا بدتر کرد، این استراتژی باید تا جایی ادامه پیدا کنه که با پادرمیانی نفر سوم هر دو طرف این روند را متوقف کنند. در این سناریو هنوز امکان پیروزی برای ما هست، ولی اگر پاسخ ندادند، منتظر ترورها و هدف قرار گرفتن پالایشگاه ها و زیرساخت های مملکت توسط آمریکا و شکست نهایی و غیر قابل اجتناب ما هم باشید. امروز علنا آمریکا به ما اعلام جنگ کرده حال شورای عالی امنیت ملی هنوز می خواهد این استراتژی بازنده را ادامه دهد.

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

سلام علیکم 

 

بنده بعد از نماز به حضرت ولی عصر(عج) توسل و دو مرتبه استخاره نمودم .

 

اعوذبالله من الشیطان الرجیم 
بسم الله الرحمن الرحیم 


آیه 47 سوره مبارکه ابراهیم آمد:

 

فَلا تَحْسَبَنَّ اللّهَ مُخْلِفَ وَعْدِهِ رُسُلَهُ إِنَّ اللّهَ عَزيزٌ ذو انتِقام

 

پس گمان مبر که خدا وعده‌ای را که به پیامبرانش داده، تخلّف کند! چرا که خداوند قادر و انتقام گیرنده است.

 

----------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

و آیه شریفه 21 سوره مبارکه مجادله آمد :

 

كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِي ۚ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ

 

خداوند چنین مقرر داشته که من و رسولانم پیروز می‌شویم؛ چرا که خداوند قوّی و شکست‌ناپذیر است!


صدق الله العلی العظیم

ویرایش شده در توسط iMosi
  • Like 3
  • Upvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 أَلاَ تُقَاتِلُونَ قَوْمًا نَّكَثُواْ أَيْمَانَهُمْ وَهَمُّواْ بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ وَهُم بَدَؤُوكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ أَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَوْهُ إِن كُنتُم مُّؤُمِنِينَ

 

"...با رفتن او به حول و قوه‌ی الهی کار او و راه او متوقف و بسته نخواهد شد، ولی انتقام سختی در انتظار جنایتکارانی است که دست پلید خود را به خون او و دیگر شهدای حادثه‌ی دیشب آلودند."

 

سوال اصلی، ورای تحلیلهای دوستان، این است که وظیفه ما چیست؟ وقتی رهبری میگویند انتقام سخت، وظیفه ما هم پیگیری و ترویج همین مفهوم انتقام سخت است. تعیین سازوکار این انتقام سخت دیگر وظیفه ما نیست.

  • Upvote 7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
28 minutes قبل , Dezchilds گفت:

لعنت به امروز .

حقیقتاً از صبح که این خبر رو شنیدم دچار شوک عجیبی شدم که نه میتونم خبر رو باور کنم و نه اینکه باور نکنم

چیزی که خیلی داره روی مغزم راه میره و ذهنم رو درگیر کرده اینه که اشراف آمریکایی ها در عراق چقدر زیاده که به محض اراده این اقدام رو انجام دادند ؟! و اینکه چقدر آمریکایی ها رو دست کم گرفتیم و انقدر رجز خوانی کردیم که خودمون هم باورمون شده دست برتر رو داریم و دیگه نیازی به رعایت اصول و محکم کاری نیست ؟

البته این حرف مثنوی هفتاد من کاغذ هست ولی باز هم یک بار دیگر شاهد کم کاری و بیکاری حفاظت اطلاعات بودیم ... شاید اگر پارسال بعد از حادثه 31 شهریور کمی تجدید نظر در اعمال و رفتارشان می کردند یا پارسال بعد از بمب گذاری کنار جاده ای که منجر به شهادت 27 پاسدار شد کمی به خودشون می آمدند و از این کرختی حاکم بر مجموعه حفاظت اطلاعات خارج می شدند و بعد از 40 سال درس عبرتی می گرفتند از کم کاری یا به تعبیری بی کاری و یا ندانم کاری های 40 ساله شون الان شاهد شهادت یکی از عالی رتبه ترین مقام های نظامی مون نبودیم تشکیلات حفاظت اطلاعات و تشکیلات نظارتی موجود در سازمان نیروهای مسلح که به صورت ملوک الطوایفی اداره میشه و اقدامات کاملاً هیئتی واری داره نتیجه اش همینی میشه که دیدیم .

از طرفی دیگر در بعد پاسخگویی نیز بسیار منفعلانه عمل کردیم ... اگر جواب درخور به حملات به پایگاه هامون در سوریه داده بودیم ، اگر وقتی فرماندهی نیروهای مرکزی آمریکا(سنتکام) را تحریم کردیم و به عنوان تروریست شناختیم بهشون جواب در خور داده بودیم شاید امروز شرایط چیزی دیگر و جوری دیگر بود

فقط رجز خوانی ...

واقعیت اینه که آفتی که کل نظام رو دربرگرفته امروز حفاظت اطلاعات رو هم در بر گرفته و اون هم کیفیتی هست که داره فدای کمیت میشه

شهادت خواهي يعني، يك انسان حاضر است براي وفاي به معبود خودش، همه هستي خويش را بدهد و عبور از هستي خود را راه رسيدن به معبود بداند. انرژي كه اين ايجاد مي كند، قابل مقايسه با كساني كه براي دنيا مي جنگند نيست. آنها اگر فداكاري هم مي كنند دنيا را مي خواهند؛ طبيعي است آن هم يك ظرفيت و كارآمدي ايجاد مي كند، ولي اصلاً ظرفيتي كه اين  دو نوع انگيزه ايجاد مي كند قابل مقايسه نيست.

بنابراين پايه انگيزه هاي مادي شدت رواني نسبت به دنيا است. يعني دنيا را مي خواهد. آب را يا خاك را و يا زنده ماندن نام ونژاد خودش را و تعلقات و هويت مادي خودش را در فداكاري جستجو مي كند، اين هم يك ظرفيت ايجاد مي كند، همه جنگ هاي مادي روي دوش همين ظرفيت چرخيده اند. هيتلر با همين ظرفيت ها بود كه توانسته با دنيا بجنگند. اما اين ظرفيت، با ظرفيت انگيزه الهي قابل قياس نيست. مثل جنگ هشت ساله خودمان، مثل برخوردي كه بين حزب الله و اسرائيل بوده است.

طبيعي است وقتي انگيزة حضور در ميدان درگيري تفاوت پيدا مي كند و يا ارتقاء مي يابد، حتماً نحوه توازن نيروها، معادلات توازن، موضوع و معادلة تغيير موازنه قدرت نيز تغيير پيدا مي كند. 

الان هم در موازنه جهاني همين طور است. اگر ما احساس كنيم جنگ ما جنگ كلاسيك است وجنگ تكنولوژي در مقابل همان تكنولوژي است، و آرايش درگيري ما همان آرايش تعريف شده در جنگ هاي كلاسيك باشد از اول بايد اعلام شكست كنيم، از اول بايد معتقد باشيم كه در موازنه ما ضعيف تر هستيم و بنابراين دليلي ندارد ما وارد اين درگيري شويم. بايد شرايط جهاني را بپذيريم.

اما اين كه ما توانستيم حضور پيدا كنيم و شرايط و موازنه جهاني را به نفع اسلام تغيير دهيم ناشي از همين است كه امام(ره) انگيزه هاي درگيري را ارتقاء بخشيدند. انگيزه هايي كه وارد ميدان شدند انگيزة دفاع از اسلام، توسعه معنويت، گسترش عبادت خداي متعال بود و تبديل شد به انگيزه فداكاري و وصال در راه خداي متعال كه ما آن را شهادت طلبي مي دانيم.

وقتي انگيزه ارتقاء پيدا كرد، ميدان هاي درگيري هم تغيير پيدا مي كند. ميدان هاي درگيري ما فقط در حوزه ابزار نيست. اصل در جهاد و درگيري، درگيري ارواح است و هدف برتري مادي نيست. بلكه ايجاد بصيرت بيشتر و بيداري بيشتر است. به تعبير ديگر، ميدان درگيري، ميدان درگيري دو جبهه حق و باطل و نيروهاي انساني براي ايجاد بصيرت و بيداري در بين بشر و بيدار شدن فطرت ها است. و در اينجا فداكاري، ريسك خطر، شهادت و خون دادن ابزار است. كه همان استراتژي غلبه خون بر شمشير است. و همين استراتژي مديريت رواني عالم و تغيير وضعيت رواني جهان و طبيعتاً تغيير موازنه مديريت نيروهاي انساني است. 

 براساس انگيزه شهادت طلبي، آرايش نيروها به گونه ديگري بود ـ همان بود كه در لبنان بعد از شكست اشغالگران در سال 82 اتفاق افتاد ـ . بعد به ساير نقاط جهان هم تسري پيدا كرد. شيوه اي كه دشمن در مقابل او احساس ضعف مي كرد و با متهم كردن آن به «تروريسم» به دنبال كنترل آن بوده و هست. در اين موازنه امداد غيبي، جاي ويژه دارد.

شيوه جنگي ما شيوه كلاسيك نبود، مقاومتي هم كه كرديم و غلبه اي هم كه پيدا شد ـ حتي در ميدان هاي نظامي ـ  مبتني بر قواعد متعارف كلاسيك نبود. چه بسيار مواقع بود، كه حمله مي كرديم و پيروز مي شديم در حالي كه قواعد پيروزي بر اساس محاسبات كلاسيك نبود. مثلاً توازن نيروي ما سه به يك هم نبود. يا دفاع مي كرديم و پيروز مي شديم و آن توازني كه در مقام دفاع مي گويند نبود. يعني حتي نيروهاي ما يك سوم آنها هم نبود. ما در دفاع از خرمشهر تا چهل روز، و حفظ آبادان تا آخر، توازن نيروهايمان اين گونه نبود. حتي در بعضي ازجبهه ها گاهي، ما يك تك دشمن را كه با يك تيپ كامل انجام مي شد، با چند نفر نيروي محدود شكست داديم. موارد زيادي از اين نمونه داريم. در جنگ حزب الله هم همين الگو عيناَ به كار گرفته شد، و پيروزي آفريد. پس توازن نيروها در جنگ نامتقارن تغيير پيدا مي كند. در ميدان درگيري نيروي دريايي آنجايي كه ما با قايق هاي تندرو در مقابل ناوها ايستادگي مي كرديم، قطعاً توازن نيرو، توازن كلاسيك نبود اما ما موفق بوديم.

 

منبع: آقای سید محمد مهدی میرباقری

  • Like 1
  • Downvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
50 minutes قبل , JJavad گفت:


١. اقتصاد ايران دولتى و ضعيفه و نمى تونه هزينه درست كردن بمب رو بده 

٢. الان واسه درست كردن بمب ديره 

٣. جنس جنگها عوض شده چرا چسبيدى به بمب اتمى؟ جنگ سايبرى مهم تره و آينده دارتره . تموم كارايى كه با بمب اتمى نميشه كرد با حمله سايبرى به نظام بانكى آمريكا و وال استريت ميشه كرد ( كه در حد درست كردن همون بمب اتمى سخته ولى حساسيت زا نيست) 

 

فیلم بازی و تاج و تخت رو دیده باشی ، در یک صحنه که پیتر بیلیش ( با سیاست و پولدار ) در مورد قدرت با سرسی صحبت می کنه ، در یک لحظه که به نظر بینند سرسی بحث رو باخته با یک اشاره به محافظانش کاری می کنه که اونها دست و پای پیتر بیلیش رو بگیرند و چاقو زیر گلوش بگذارند و سرسی می گه « این قدرته » ...

در نهایت اونی که قدرت آتش بیشتری داره ، مثل کل تاریخ بشر ، حرفش رو به کرسی می نشونه ....

شما جهان بینیتون مبتنی بر بعضی از توهمات است .... از دوران هابیل و قابیل ، اونی که زور بیشتری داشت ، پیروز بود ...

  • Like 2
  • Upvote 4
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
3 minutes قبل , iMosi گفت:

شهادت خواهي يعني، يك انسان حاضر است براي وفاي به معبود خودش، همه هستي خويش را بدهد و عبور از هستي خود را راه رسيدن به معبود بداند. انرژي كه اين ايجاد مي كند، قابل مقايسه با كساني كه براي دنيا مي جنگند نيست. آنها اگر فداكاري هم مي كنند دنيا را مي خواهند؛ طبيعي است آن هم يك ظرفيت و كارآمدي ايجاد مي كند، ولي اصلاً ظرفيتي كه اين  دو نوع انگيزه ايجاد مي كند قابل مقايسه نيست.

بنابراين پايه انگيزه هاي مادي شدت رواني نسبت به دنيا است. يعني دنيا را مي خواهد. آب را يا خاك را و يا زنده ماندن نام ونژاد خودش را و تعلقات و هويت مادي خودش را در فداكاري جستجو مي كند، اين هم يك ظرفيت ايجاد مي كند، همه جنگ هاي مادي روي دوش همين ظرفيت چرخيده اند. هيتلر با همين ظرفيت ها بود كه توانسته با دنيا بجنگند. اما اين ظرفيت، با ظرفيت انگيزه الهي قابل قياس نيست. مثل جنگ هشت ساله خودمان، مثل برخوردي كه بين حزب الله و اسرائيل بوده است.

طبيعي است وقتي انگيزة حضور در ميدان درگيري تفاوت پيدا مي كند و يا ارتقاء مي يابد، حتماً نحوه توازن نيروها، معادلات توازن، موضوع و معادلة تغيير موازنه قدرت نيز تغيير پيدا مي كند. 

الان هم در موازنه جهاني همين طور است. اگر ما احساس كنيم جنگ ما جنگ كلاسيك است وجنگ تكنولوژي در مقابل همان تكنولوژي است، و آرايش درگيري ما همان آرايش تعريف شده در جنگ هاي كلاسيك باشد از اول بايد اعلام شكست كنيم، از اول بايد معتقد باشيم كه در موازنه ما ضعيف تر هستيم و بنابراين دليلي ندارد ما وارد اين درگيري شويم. بايد شرايط جهاني را بپذيريم.

اما اين كه ما توانستيم حضور پيدا كنيم و شرايط و موازنه جهاني را به نفع اسلام تغيير دهيم ناشي از همين است كه امام(ره) انگيزه هاي درگيري را ارتقاء بخشيدند. انگيزه هايي كه وارد ميدان شدند انگيزة دفاع از اسلام، توسعه معنويت، گسترش عبادت خداي متعال بود و تبديل شد به انگيزه فداكاري و وصال در راه خداي متعال كه ما آن را شهادت طلبي مي دانيم. 

وقتي انگيزه ارتقاء پيدا كرد، ميدان هاي درگيري هم تغيير پيدا مي كند. ميدان هاي درگيري ما فقط در حوزه ابزار نيست. اصل در جهاد و درگيري، درگيري ارواح است و هدف برتري مادي نيست. بلكه ايجاد بصيرت بيشتر و بيداري بيشتر است. به تعبير ديگر، ميدان درگيري، ميدان درگيري دو جبهه حق و باطل و نيروهاي انساني براي ايجاد بصيرت و بيداري در بين بشر و بيدار شدن فطرت ها است. و در اينجا فداكاري، ريسك خطر، شهادت و خون دادن ابزار است. كه همان استراتژي غلبه خون بر شمشير است. و همين استراتژي مديريت رواني عالم و تغيير وضعيت رواني جهان و طبيعتاً تغيير موازنه مديريت نيروهاي انساني است. 

 براساس انگيزه شهادت طلبي، آرايش نيروها به گونه ديگري بود ـ همان بود كه در لبنان بعد از شكست اشغالگران در سال 82 اتفاق افتاد ـ . بعد به ساير نقاط جهان هم تسري پيدا كرد. شيوه اي كه دشمن در مقابل او احساس ضعف مي كرد و با متهم كردن آن به «تروريسم» به دنبال كنترل آن بوده و هست. در اين موازنه امداد غيبي، جاي ويژه دارد. 

شيوه جنگي ما شيوه كلاسيك نبود، مقاومتي هم كه كرديم و غلبه اي هم كه پيدا شد ـ حتي در ميدان هاي نظامي ـ  مبتني بر قواعد متعارف كلاسيك نبود. چه بسيار مواقع بود، كه حمله مي كرديم و پيروز مي شديم در حالي كه قواعد پيروزي بر اساس محاسبات كلاسيك نبود. مثلاً توازن نيروي ما سه به يك هم نبود. يا دفاع مي كرديم و پيروز مي شديم و آن توازني كه در مقام دفاع مي گويند نبود. يعني حتي نيروهاي ما يك سوم آنها هم نبود. ما در دفاع از خرمشهر تا چهل روز، و حفظ آبادان تا آخر، توازن نيروهايمان اين گونه نبود. حتي در بعضي ازجبهه ها گاهي، ما يك تك دشمن را كه با يك تيپ كامل انجام مي شد، با چند نفر نيروي محدود شكست داديم. موارد زيادي از اين نمونه داريم. در جنگ حزب الله هم همين الگو عيناَ به كار گرفته شد، و پيروزي آفريد. پس توازن نيروها در جنگ نامتقارن تغيير پيدا مي كند. در ميدان درگيري نيروي دريايي آنجايي كه ما با قايق هاي تندرو در مقابل ناوها ايستادگي مي كرديم، قطعاً توازن نيرو، توازن كلاسيك نبود اما ما موفق بوديم.

 

منبع: آقای سید محمد مهدی میرباقری 

دقیقاً همین نحوه تفکر است که کار کشور و امروز کشور را به اینجا کشانیده ، تفکری شبیه تفکر سلیمان صرد ها ...

کلیه این صحبت ها چیزی از بار مسئولیت نهاد های نظارتی کم نمی کند و فرار به جلویی هست که از زیر بار وظایف ذاتی شان شانه خالی کنند .

مثل این است که سازمان بازرسی کل کشور و یا نهاد های نظارتی وظایف ذاتی خودشان را  با توجیه اینکه الان در شرایط جنگی هستیم یا اینکه جنس اختلاس ها عوض شده انجام ندهند و یا تعطیل کنند ! و سپس وقتی نوبت پاسخگوی به مردم پیش بیاید بگویند ما جلوی دزدی ها را نگرفتیم تا شما دزد ها را بشناسید ؟!!!

شما تدابیر امیرالموئمنین در خصوص جنگ ها رو مطالعه بفرمایید برای مثال در در جنگ ذات السلاسل تا ببینیم این قضایا شوخی بردار نیست ، برداشت شخصی مان از دین و روایات و آیات را به نام دین منتشر نکنیم

نتیجه شهادت چمران ها و بابایی ها و باهنرها و ... چه بود ؟ بله خون این شهدا مزرعه اسلام و شیعه را آبیاری کرد ولی آیا فقط خون است که می تواند این مزرعه را آبیاری کند یا عمل صالح هم می تواند ؟ نتیجه شهادت ارکان انقلاب این بود که این انقلاب چندین سال از همه لحاظ از دنیا و حتی آرمان های خودش عقب افتاد ، شاید اگر این بزرگواران امروز زنده بودند اوضاع کشور به گونه دیگری بود ؟ شاید کشور به ورطه قحط الرجال نمی افتاد ....

عذر خواهی میکنم قصد انحراف تاپیک را ندارم .

  • Upvote 3
  • Downvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

الان طبق معمول دستگاه بی شرم ماله کشی در این وضعیت فعال شده تا با ماله کشیدن بر بی عرضگی و کوته فکری مسئولین و نهادها و وزارت ها اثبات کند این اتفاق چیزی از ارزش ها و خدمات شبانه روزی آقایان کم نمی کند.

  • Upvote 2
  • Downvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم