امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

با توجه به صحبتهای رییس جمهور ( پاسخ خون شهید نه امروز که بعدها نمایان خواهد شد ) و سردار شکاری که عنوان کردند عجله ای برای پاسخ وجود نداره و سر فرصت پاسخ داده میشه اگر سناریوی فریب را کنار بزاریم شاید تصمیم گرفته شده یک پاسخ حساب شده و تدریجی در طول زمان داده بشه .( بله همه از پاسخ های داده نشده به خون خصوصا شهید عماد مغنیه مطلع هستیم ولی این مورد با این حجم حادثه و بر عهده گرفتن وقیحانه و مستقیم مسئولیت کاملا متفاوت هست که اگر به سرنوشت خون عماد تبدیل بشه قطعا برای ما یعنی شکست )

 

به نظر میرسه پاسخ اخراج آمریکا با ابزار گرم/نرم از عراق باشه. این هدف هدف مناسبی است ولی نکته اینجاست مسئولان باید توجه داشته باشند اگر به صورت گرم و تلفات گیری باشه شاید کمی انتقام تلقی بشه ولی حتما باید برای وجهه مقاومت و روحیه نیروها و انسجامشون مبنی بر یک "پاسخ" مشخص فکری کرده باشند. اگر این پاسخ مشخص وجود نداشته باشه حتی اگر هدف محکمی هم انتخاب شده باشه تمام جوانب این جنایت را پاسخگو نخواهد بود.

  • Upvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

متاسفم  ولی ظاهرا خبر این موشک را قبلا در میلیتاری کار کردم 

 

1-4-2020_2-46-08_PM.jpg

 

بر 25 شهریور 1397 در 18:09 , MR9 گفت:

لبه تیغ تیزتر برای نیروی هوایی

اعطای قرارداد 49 میلیون دلاری نیروی هوایی ارتش ایالات متحده  برای  توسعه مهمات هوا به  زمین مشترک به لاکهید- مارتین

1~147.jpg

واشنگتن : وزارت دفاع ایالات متحده  در سالگرد حملات 11 سپتامبر  به شکل رسمی از امضاء قراردادی به ارزش 49618289 میلیون دلار به منظور خرید مهمات هوا به زمین مشترک از شرکت لاکهید – مارتین رونمایی نمود .

براساس بیانه رسمی وزارت دفاع  ، لاکهید – مارتین در چهارچوب قرارداد بازنگری شده   W31P4Q-15-C-0102 می بایست تامین نیازمندی  اردنانس نیروی هوایی در حوزه مهمات هوا به زمین مشترک Joint Air-to-Ground Missiles را برعهده گیرد . به اعتقاد تحلیلگران نظامی ، انتظار میرود که این قرارداد در فوریه 2021 بطور کامل در تاسیسات لاکهید در اورلاندو (فلوریدا) نهایی شود .

Joint-Air-to-Ground-Missile-JAGM.jpg

به گفته این تحلیلگران ، بخش سخت افزاری این سامانه تسلیحاتی (JAGM) در تست های صورت گرفته ، نزدیک به 95 درصد اطمینان پذیری رزمی را به ثبت رسانده  و بدلیل تشابه خطوط تولید این محصول جدید با مهمات ضد زره هلفایر ، می توان نزدیک به 75000 تیر موشک با قابلیت اطمینان پذیری رزمی نزدیک به 97 درصد را تحویل کاربران داد .

56e6516cc461881f318b460a.jpg

به گفته سخنگوی لاکهید – مارتین ، مهمات هوا به زمین مشترک ترکیبی از توانایی های مهمات HELLFIRE II و سیستم هدفگیری  Longbow را به شکل ارتقاء یافته  خواهد داشت . پیمانکار JAGM براین اعتقاد قرار دارد که ترکیب دو فناوری  لیزر نیمه فعال  (SAL) و رادار موج میلیمتری (MMW) در یک جستجوکر تکی و اتصال آن به یک  کلاهک بهبود یافته از گونه هلفایر در کنار تغییر پیشرانه و سامانه های پایش پرواز میتواند مسحور کننده به نظر برسد .

JAGM.JPG

این جستجوگر دوگانه  ، علاوه بر کارکرد مستقل ، می تواند بصورت  ترکیبی نیز عمل نموده  تا عملکردی بهینه را در محیط های بشدت آلوده به جنگ الکترونیک  به نمایش گذارد .

معماری ماژولار و باز این سخت افزار موجب خواهد شد تا قیمت گذاری نهایی آن ، با ثبات بیشتری همراه گردد و این گزینه مطلوبی  برای ارتش بشمار می آید . این روند ، همچنین باعث خواهد شد تا وزارت دفاع  از دامنه مانور بیشتری برای ارائه سفارشهای بیشتر برخوردار شده و مضاف بر آن ، مسیرهای جدیدی برای کاهش هزینه های طراحی و تولید کشف گردد .

صرفاً برای میلیتاری / مترجم MR9

 

 

  • Upvote 12

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

این هم دومین خبری که در این خصوص کار شده بود

 

بر 20 خرداد 1395 در 10:13 , MR9 گفت:

یک تجربه جدید

شلیک موشک هوا به زمین مشترک از پرنده های بدون سرنشین

 

mfc-jagm-photo-main-h.jpg

 

 

به گفته مدیر سیستمهای تسلیحاتی  مشترک ارتش ایالات متحده ، موشک جدید تست شده ، که در نهایت جایگزین مهمات هوا به سطح AGM-114 هل فایر خواهد شد ، از یک فروند پرنده بدون سرنشین با شناسه " عقاب خاکستری" به سوی یک هدف در حال حرکت در میدان تیر ارتش  واقع در " یوتا" شلیک و با موفقیت به هدف اصابت نمود .

 

ORD_JAGM_Inc1_Sections_LMCO_lg.jpg

سرهنگ جیمز مور ، بعنوان مدیر اجرایی برنامه موشکی و فضایی که بطور همزمان مسئولیت برنامه توسعه موشک ضد زره هلفایر و راکتهای آزادپرتاب 2.75 اینچی هیدرا را برعهده دارد ، براین اعتقاد است که موشک هوا به زمین مشترک (JAGM) در طیف متنوعی از برد موثر ، حداقل 8 کیلومتر در یک ارتفاع نرمال توسط پرنده بدون سرنشین پریدیتور ، عملیاتی شده و آزمایشات موفقی را به ثبت رسانده است و موفق شده تا یک کامیون با سرعت 20 مایل درساعت را مورد هدف قرار دهد .

 

ORD_JCM_on_AH-64D_Concept_lg.jpg

 

نخستین تست انجام شده ، در 25 ماه مه 2016 با نصب یک تیر از موشک جدید بر روی یک پرنده بدون سرنشین انجام گردید . سرهنگ مور بر این نکته تاکید می نماید که این موشک در حالتهای مختلف رزمی به شکل موفقیت آمیز با اهداف مود نظر درگیر و آن را منهدم نموده است. درنتیجه ، انعطاف پذیری این مهمات جدید در جستجو اهداف در همه گونه شرایط رزمی ، به خلبان این اجازه را خواهد داد تا در هرزمانی اهداف را ردیابی و با آن درگیر شده و یا از انهدام هدف خودداری نماید . این انعطاف پذیری به اندازه ای است که با انجام یکسری تنظیمات ، موشک خواهد توانست به شکل کاملاً خودکار ، از درگیری اجتناب نماید .

 

JAGM-Apachee.jpg

 

تست این موشک بر روی پهپاد عقاب خاکستری ، هفتمین سری از آزمایشات انجام گرفته روی این گونه جدید از مهمات هوا به زمین است ، چرا که قبلاً تستهای موفقی روی بالگردهای آپاچی و سوپرکبری سپاه تفنگداران به انجام رسیده است .

 

در تابستان 2015 ، یک قرارداد 66 میلیون دلاری برای مهندسی و توسعه این موشک با لاکهید مارتین به امضاء رسیده بود و بنا بر اطلاعات منتشر شده توسط  ارتش ، رقم این قرارداد می تواند تا سقف 186 میلیون دلار افزایش یابد تا خط تولید با سرعت کم این موشک به ارزش 60میلیون دلار ، برقرار گردد .

 

5751660fc36188ae568b4589.jpg

 

طبق سخنان سرهنگ مور ، با توجه به اهداف طراحی این موشک برای انهدام اهداف ثابت و متحرک ، انتظار می رود تا نخستین سری از این مهمات در اوایل سال2018 وارد سازمان رزم ارتش شود. براساس برنامه پیش بینی شده ، ارتش در پایان سال 2017 ، به شکل محدود ، یکسری تست های پیش عملیاتی با استفاده از بالگردهای آپاچی ، انجام می دهد  و سناریوهای عملیاتی گوناگونی را با آن تمرین خواهد نمود  .

 

Manned_Unmanned_Teaming_080411.jpg

 

از ماه اوت 2016 ، ارتش براین هدف است تا کیفیت نخستین سری از موشکهای تولید شده را در دو حوزه ایمنی و مرگ آوری ادعا شده توسط شرکت سازنده ، به بوته آزمایش گذاشته تا از عملکرد آن بر روی بالگردهای آپاچی و کبرا اطمینان یابد .

 

سرهنگ مور بر این عقیده است که علاوه بر دو بالگرد فوق الذکر ، یک نامزد بالقوه برای این موشک ، پرنده بدون سرنشین عقاب خاکستری است که علاوه بر استفاده از  هلفایر ، قابلیت حمل این موشک را در کنار اجرای ماموریتهای شناسایی بدست خواهد آورد .

 

پی نوشت :

 

1-تجربه رزمی سوریه و عراق ، بطور کامل در این سیستم تسلیحاتی جدید که بطور مشخص برای مقابله با خودروهای انتحاری توسعه پیدا کرده ، نمود دارد .

 

2- همچنان تجربه موفق برخورداری از یک نیروی هوایی به روز که موجب کاهش تلفات انسانی میشود ، شاخصه اصلی رزم در قرن بیست و یکم بشمار می رود .

 

 

صرفاً برای میلیتاری / مترجم : MR9

  • Upvote 13

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

برای  مرور گذشته  بهمن 1397

 

«استنلی مک کریستال» در مجله «فارین پالیسی» ادعا کرده که از عواقب سیاسی این کار ترسیده است

 

حالا باید دید اینهایی که این  دستور را در 2019 صادر کردند ، چه تحلیلی داشتند !

 

بر 6 بهمن 1397 در 09:16 , MR9 گفت:

سلام علیکم

 وقتی که حتی دشمنت ، لب به تحسین باز میکند

147110-004-B78C2546.jpg  Sardar_Qasem_Soleimani-01.jpg

ارتشبد استنلی مک کریستال ( سمت راست ) / سرلشکر پاسدار حاج قاسم سلیمانی (سمت چپ )

 «استنلی مک کریستال» در مجله «فارین پالیسی» ادعا کرده که از عواقب سیاسی این کار ترسیده است. او در توضیح موقعیت خود گفته است: «در یک شب ماه ژانویه در سال 2007، من شاهد ورود یک ستون نظامی ایران به شمال عراق بودم. فرمانده ستون نظامی ایران، قاسم سلیمانی بود». این درست همان جایی است که ژنرال آمریکایی ادعا کرده می‌توانسته دستور شلیک دهد. «اما تصمیم گرفتم به جای تیراندازی به طرف ستون نظامی ایران، آنها را تحت نظر بگیریم. این ستون نظامی به شهر اربیل در استان سلیمانیه عراق رسید و سردار سلیمانی در تاریکی هوا از نیروهای خود جدا شد».

بقیه اش در این لینک

 

 

  • Like 1
  • Upvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
هم اکنون, alala گفت:

سناتور گراهام باز با رجزخوانی و اینکه ترامپ به ایران پیام داده هرگونه پاسخ منجر به بمباران پالایشگاه های ایران میشه به عنوان اخرین عنصر اقتصادی باقی مونده عنوان کرده امریکا نشون داده حتی خون یک آمریکایی براش مهمه.

 

نمیدونم ولی به نظر پاسخ ما نباید به تاخیر بیفته بیش از این چند روز. ایران باید روشن کنه برای این گراهام و ترامپ که پالایشگاه ایران مساوی است با جریان نفت و درسته تهدید بزرگی است برای ما زدن پالایشگاه ها ولی دارند با ترس نان و هرج و مرج اقتصادی وادارمون میکنند خفه بشیم در مورد انتقام. ما جریان نفت را داریم و این میتونه مقابله حداقلی باشه. درسته امریکا احتمالا خیالش راحته خودش جریان نفتش برقراره ولی خب مشکل بقیه جهان خواهد بود بعدش.

 

ما واقعا الان انتخاب زیادی نداریم. پاسخ ترور سردار را نمیتونیم حواله بدیم به خروج از عراق و پاسخ تدریجی. جناب صمدی فکر کنم اشارت خوبی داشتند. ماجرای ترور سردار نقطه ای است که نمیشه مثل دفعات قبل پاسش داد و تیفور مثال خوبی بود عدم پاسخ یعنی چه.

 

مشخص هست از عواقب کار خودشون ترس بزرگی دارند و با این تهدیدات سعی دارند رفتار انتقامی ایران رو کنترل و به سطح کشور بی در و پیکری مثل سوریه تقلیل بدهند جایی که اسرائیل تهدید میکند اگر به هواپیمای ما شلیک کنید بیشتر شما رو خواهیم زد! یا حتی پایین تر از آن و تقلیل به سطح گروه های مواد مخدر و مافیایی که اگر پاسخ ندید ما فلان کار رو در قبال اون میکنیم مثلا نفت شما رو می خریم! در تفکر مادی خود فکر می کنند خون شهید قابل معامله است!

 

ولی این تهدیدات و اصولا در این دنیا تمام مسائل چند وجهی هستند و روی دیگری نیز دارند که باید در تحلیل و تصمیم گیری به آنها پرداخته شود. روی دیگر این تهدید این هست که اگر پاسخ شدید بدید بعد از چند مرحله میرسد به جنگ نفت کشهای 2 و این برای هر دو طرف هست نه فقط ایران یعنی قرار نیست تنها ایران پالایشگاه از دست بدهد بلکه برای تمام منطقه این اتفاق خواهد افتاد و ترس این کوتوله های امریکایی از همین مساله است. فریاد می زنند تا ترس واقعی خود را پنهان کنند.

 

اما اگر قرار باشد اتفاقی بیفتد باید در زمان مناسب و آمادگی کامل از طرف ایران باشد نه شرایط ایده آل برای طرف مقابل.

 

اینها دو پلن کلی در برنامه دارند یا اول جنگ محدود و بعد فرسایش داخلی در ایران و در نهایت جنگ تمام عیار یا هم از ابتدا جنگ تمام عیار و نابودی کل منطقه و بسیج جهانی و منطقه ای علیه ایران و در نهایت سود سرشار از بازسازی خاورمیانه ویران شده!

 

از طرف ایران به هر کدام از این پلنها نگاه کنیم برای ما باخت هست یعنی در شطرنج مثل نقاط عطفی هست که مشخص میکنه بتونی 10 حرکت دیگه انجام بدی و مات بشی یا 50 حرکت (بدون کیش و تعویض مهره) و کار به تساوی بکشه!

 

به نظر نمیرسه آرایش فعلی دشمن در منطقه برای جنگ تمام عیار باشه چون این مساله احتیاج به یک سری اصول پایه کلاسیک از جمله تامین خطوط تدارکات و پشتیبانی چند لایه داره که در حال حاضر حتی نزدیک به این حالت هم نیست.

 

اما از نظر جنگ محدود و فرسایشی که در آن با دخالت یافتن کشورهای عربی هزینه بین چند کشور سرشکن شود با توجه به آرایش نظامی کاملا در این وضعیت قرار دارند یعنی از یک سال گذشته این شرایط رو اتخاذ کردند و در حال تکمیل اون هستند.

 

با توجه به توانایی های ایران هم بهترین حالت درگیری همین حالت می باشد یعنی ما در صورت مدیریت نبرد (اولویت اول) و جهت دهی به آن می توانیم در چنین شرایطی بالانس نظامی و امنیتی ایجاد کنیم.

 

ولی در حالت جنگ تمام عیار مثل حمله به عراق در سال 1991 توانایی بالانس طرف مقابل را نداشته و نمی توانیم از ظرفیت های کشور استفاده لازم را ببریم.

 

انتقاد اصلی به صدام در جریان جنگ خلیج فارس نه آغاز حمله به کویت بلکه ادامه ندادن آن می باشد یعنی با ارتش یک میلیون نفری و نیروی هوایی برتر در منطقه باید از کویت فراتر می رفت و خطوط تدارکات رو تصرف و از بین می برد نه اینکه نظاره گر باشد تا آمریکا در طول شش ماه نقل و انتقال نظامی به منطقه انجام دهد. در این صورت آمریکایی ها باید ابتدا در شمال آفریقا و عربستان با عراق می جنگیدند و با گسترش جبهه جنگ مشکلی که برای ارتش آلمان در شوروی ایجاد براشون بوجود می آمد و جنگ از حالت دو ماهه به دو ساله یا بیشتر تبدیل میشد که در این صورت سرزمین عراق آسیب اصلی رو نمی دید حتی اگر در جنگ شکست می خورد و کار به آتش بس می کشید.

 

اکنون اگر شرایط اینطور که نوشتم باشد چه ما بخواهیم یا بترسیم و نخواهیم یکی از دو پلن اتفاق خواهد افتاد و تنها انتخاب بین بد و بدتر در دست ماست.

 

شاید هم بنده اشتباه برداشت کردم و آمریکایی ها قصد هیچ جنگی ندارند و در حال عقب نشینی از منطقه هستند و در این حال سعی دارند زهر خودشون رو بریزن!

  • Like 1
  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
هم اکنون, SAEID گفت:

انتقاد اصلی به صدام در جریان جنگ خلیج فارس نه آغاز حمله به کویت بلکه ادامه ندادن آن می باشد

 

سلام علیکم

تحلیل آن موقع عراقیها  به نقل از کردزمن ، این بود که اشغال کویت ، پذیرفته میشود یا درنهایت  ادعای عراق در خصوص چاههای نفت مشترک  را قبول  می کنند ، در حوزه نظامی هم سرفرماندهی ارتش بعث بدلیل عدم درک کامل از شیوه  رزم  ائتلاف ، تصور می کرد نظیر جنگ  با ایران ، بایک نبرد فرسایشی و خاکریزی روبرو هست ( شکل قرار گیری واحدهای پیاده و زرهی در کویت و استقرار در صحرا و ایجادمیدان های موانع گسترده و ...  )   ونه یک جنگ سریع با اتکاء بر توان هوایی

 

  • Upvote 8

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
هم اکنون, MR9 گفت:

 

سلام علیکم

تحلیل آن موقع عراقیها  به نقل از کردزمن ، این بود که اشغال کویت ، پذیرفته میشود یا درنهایت  ادعای عراق در خصوص چاههای نفت مشترک  را قبول  می کنند ، در حوزه نظامی هم سرفرماندهی ارتش بعث بدلیل عدم درک کامل از شیوه  رزم  ائتلاف ، تصور می کرد نظیر جنگ  با ایران ، بایک نبرد فرسایشی و خاکریزی روبرو هست ( شکل قرار گیری واحدهای پیاده و زرهی در کویت و استقرار در صحرا و ایجادمیدان های موانع گسترده و ...  )   ونه یک جنگ سریع با اتکاء بر توان هوایی

 

 

بله درست می فرمایید و در این خصوص سالها قبل در سایت بحثهای زیادی صورت گرفته که خارج از حوصله این تاپیک هست.

 

اما موردی که مربوط به این بحث هست شامل این دو نکته میشود : هدف گذاری صحیح در ابعاد استراتژیک و تاکتیکال با توجه به شناخت صحیح از دکترین و استراتژی سیاسی نظامی اقتصادی و اجتماعی دشمن.

 

این یعنی نه تنها سرفرماندهی عراق بلکه حتی مقامات سیاسی این کشور شناخت درستی از الگوی رفتاری آمریکا نداشتند و به اشتباه بر پایه جنگ ویتنام و جنگ با ایران برای جنگ بعدی برنامه ریزی کرده بوند.

 

از نظر هدف گذاری هم که گفتم باید از کویت فراتر می رفتند از قدیم گفتن یا یک کاری رو شروع نکن یا تا آخر برو! مثل آبی که از سد سرازیر بشه و تا آخرین فاصله که بتونه همه رو با خودش میبره.

 

پاورقی : البته در سال 1991 خبری از اینترنت و این حجم از اطلاعات که امروز در دسترس همگان هست نبود و این میتونه تا حدی توجیه شناخت اشتباه عراقی ها باشد.

  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
هم اکنون, SAEID گفت:

اما موردی که مربوط به این بحث هست شامل این دو نکته میشود : هدف گذاری صحیح در ابعاد استراتژیک و تاکتیکال با توجه به شناخت صحیح از دکترین و استراتژی سیاسی نظامی اقتصادی و اجتماعی دشمن.

 

در این مدت چند سال ، سعی شده همین مساله را در میلیتاری جا بندازیم

 

دو تا کیبرد بنده ازرده خارج شد از کثرت تایپ در میلیتاری که مسیر را در چهارچوب تحلیل های واقعی  قرار بدیم

 

تازه ترین کلید واژه  تحلیل دشمن ، تمرکز روی عملیات تاثیر محور هست . اگر در انجمن جستجو بفرمایید ، حداقل 10-15 پست بنده و دوستان را در این زمینه پیدا می کنید

 

ولی نقطه آغاز تشریح عملیات تاثیرمحور از این تاپیک شروع شد

 

"بیداری اژدهای شرق ، افسانه یا واقعیت"

EEE~0.jpg

  • Upvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ببینید دوستان

 

 

بنده با سواد کم خودم یک تحلیل دارم که امیدوارم دوستان بهش توجه کنند ، سردار سلیمانی نماد قدرت ایران و محور مقاومت بود ، ایشون بعنوان برند نظامی ایران شناخته میشد ، خب با به شهادت رسیدن ایشون اعتبار نظامی ما و محور مقاومت زیر  سوال رفته .

 

ما راه های گوناگونی داریم ؛ 

 

اول

عدم پاسخ  و موکول کردن پاسخ برای بعدا  

 

 

نتیجه :  به عقیده بنده ترور حاج قاسم زیر پا گذاشتن بزرگترین خط قرمز ما بوده و وقتی کشوری بزرگترین خط قرمز دشمنش رو زیر پا میذاره یعنی برای اهدافی بزرگ آماده شده ، در نتیجه عقیده من اینه در صورت عدم پاسخ به این جنایت اقدام بعدی آمریکا بهانه برای خروج از برجام و بمباران تاسیسات اتمی و یا ترور دانشمندان مت به بهانه سلاح اتمی هست ، این کار باعث نابودی احساس امنیت ملت و فروپاشی از داخل می شود .

 

دوم :

 

 پاسخی نرم 

 

نتیجه :  این پاسخ احتمالا مثلا موشک باران مناطقی از اراضی اشغالی توسط گروه های فلسطینی باشد و یا یک پاتک به یک کاروان نظامیان آمریکا  ، این باعث میشه دشمن در محاسبات خودش به ضعف کامل ایران پی ببره و همچنین باعث تضعیف روحیه محور مقاومت و سربازان ایران میشه و اعتبار ایران لگد مال میشه و همچنین به امریکا میفهمونه که میتونه در ازای بهایی کم دستاورد بزرگ به دست بیاره 

 

 

سوم :

 

پاسخی معمولی 

 

نتیجه :  حمله حشد به پایگاه السد و موشک باران سفارت آمریکا در عراق توسط سپاه یک پاسخ  معمولی است که در صورت اجرا میشه گفت  برنده ماجرا آمریکا بوده و میشه گفت پاشو از قائله بیرون کشیده برای بالا نگرفتن تنش

 

 

چهارم :

 

 پاسخ سخت

 

این پاسخ میتونه چند وجه داشته باشه و قابل پیش بینی نیست اما پاسخ هایی رو میشه حدس زد

 

 

اول این رو میشه تایید کرد  که این پاسخ تنها محدود به ایران نیست و احتمالا حزب الله و حشد الشعبی و گردان های ما در سوریه در این پاسخ همکاری میکنند.

 

فرضیه اول : حمله به نماد قدرت 

 

در این سناریو ایران میتونه با حملاتی سریع و مرگ بار به ناو هواپیما بر آمریکا باعث انهدام اون بشه و این عمل تقریبا یک پاسخ بسیار سخت میشه تلقی کرد و میشه گفت این عمل انتقام خوب و مناسبیه چون ناوهواپیما بر آمریکا نماد قدرت ارتش ایالات متحده است و تقریبا بی حساب میشیم اما  بدون شک باعث گسترش درگیری میشه و ماهم تلفات کمی نمیدیم

 

 

فرضیه دوم : حمله در خارج آسیا و ترور یک شخصیت مهم آمریکایی مثلا بولتون هست که خب بنظرم پاسخ معقولیه اما نمیشه چون حفاظت ازشون شدیده و ترورش سخت .

 

 

فرضیه سوم : حمله همه جانبه محور مقاومت به تمامی پایگاه های آمریکا در خاورمیانه اعم از عراق سوریه عربستان اردن بحرین قطر امارات افغانستان و پاکستان و ترکیه ، این کار به وسیله تمام نایبان ایران و سپاه میشه انجام بگیره و پاسخ بشدت محکمی هست .

  • Like 1
  • Upvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

آمریکا در قطر و کویت با هر کدوم 13000 نیرو بیشترین نیروها را داره. قطعا الان پدافند زمینی و هوایی و دریاییش در آماده باش کامل هست ولی عملیاتی مثل عملیات آرامکو ضد یک پایگاه و انهدام چندین پرنده و بخشی از پایگاه و احتمالا چندین نیرو هم پاسخ مناسبی است. همراه با یک عملیات فریب در عراق مثلا.

 

انهدام ناو پاسخ متقابل انهدام ناوگان را داره قطعا ولی یک حمله شبح وار شبانه در سکوت ( مثل حمله خودشون ) به یک پایگاه و غافلگیری به نظر حساسیت کمتری داره و البته حمله مستقیم به یک پایگاه در کشوری که جنگی درش نیست برای امریکا جز نخستین بارها خواهد بود. مثلا قطر اگر پرواز پهپاد صحت داشته باشه هرچند من کویت را ترجیح میدم به دلایلی و مثلا با بهانه حریم هواییش که در اختیار پهپاد بوده. کویت هم در جنگ تحمیلی و هم حالا هم رسمی و هم بخشی از حاکمیتش در حق ما بد کردند. در ضمن ما با خودشون کاری نداریم و پایگاه امریکایی مدنظر هست و بعدش هم تماس میگیریم میگیم تقصیر امریکا بود.

ویرایش شده در توسط alala
  • Upvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

به هر حال ولی به نظرم نسانه هایی وجود داره لااقل بخشی از مسئولان تصمیم گرفتند پاسخ فوری و مشخص به هیچ وجه داده نشه. چند نشانه عرض میکنم:

 

1.سخنان برخی مسئولین مبنی بر انتقام در زمان و مکان مناسب.

2.این جمله جناب روحانی: روحانی: انتقام زمانی است که آمریکا دستش از منطقه کوتاه شود

3. این جمله جناب روحانی: آمریکا طعم انتقام را نه امروز که در اینده درک خواهد کرد. (مضمون)

4. بی قراری دختر سردار سلیمانی و پرسش از روحانی که چه زمانی انتقام میگیرید؟ ( به نظرم اینکه از ایشون می پرسند در اخر جلسه با اینکه رهبری روز پیش بودند شاید نشانه ای است از اینکه اطلاع دارند که تصمیم از طیفی از مسئولان در جلسه شورای امنیت تایید نشده )

  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
هم اکنون, MR9 گفت:

برای  مرور گذشته  بهمن 1397

 

«استنلی مک کریستال» در مجله «فارین پالیسی» ادعا کرده که از عواقب سیاسی این کار ترسیده است

 

حالا باید دید اینهایی که این  دستور را در 2019 صادر کردند ، چه تحلیلی داشتند !

 

 

دیروز تحلیلگر سی‌ان‌ان هم همین خاطره رو تعریف کرد و گفت، زدن سلیمانی برای امریکا کار راحتی بوده از نظر نظامی، ولی بارها و بارها تصمیم فرماندهان این بوده که نکنند این کار رو.

 

سوالی که تحلیل‌گر پرسید در ادامه این بود که ترامپ، چند ماه پیش سر قضیه پهپاد یه عملیات نظامی رو کنسل کرد سر اینکه چند نفر کشته می‌شدن و حالا در طی یک‌هفته صدها نفر رو زده و این هم از این قتل‌ های‌پروفایل و می‌گفت برای من جالبه که بفهمم ترامپ به دنبال چه چیزی هست.

ترامپ میخواد به چه نتیجه‌ای برسه که عملیات نظامی در اون زمان پهپاد به سودش نبود؟ قطعا ادم‌هایی بهش گفتن تاثیر کشتن این افراد چی هستن و باز این تصمیم رو گرفته...

 

دیشب ترامپ عملا برداشت من این بود که گفت سلیمانی و مهندس رو زده که نشون بده به عراق و گروه‌های زیر نظرش که با کی طرف هستن و عملا میخواد توجه‌شون رو جلب بکنه به اینکه وارد یه درگیری بزرگ‌تر نشن...

اگر هدف اون بوده باشه و اگر ایران منطقی با قضیه برخورد بکنه(مثل تا الان که نکرده) به نظرم خیلی عالی شده نتیجه و به کمی اروم‌تر شدن منطقه و کشته شدن ادم‌های کمتری منجر میشه تا اینکه عملیاتی شکل می‌گرفت یا بر اثر هیجانات کاری می‌کردن و جنگ به راه می‌افتاد...

 

من کاملا متعجب بودم که از سر قضیه پهپاد که امریکا عقب کشید، عملا منطقه رو داد دست ایران. شاید تحلیلش در اون زمان این بوده که با کمی عقب نشینی کردن، ایران هم کوتاه میاد. ولی ایران نتنها کوتاه نیومد که بیشتر وارد شد و بیشتر فشار اورد.

 

امریکا حتی پشت عربستان رو هم در قضیه ارامکو خالی کرد و حتی عربستان هم فیتیله رو داد پایین و گفت یمنی ها بودن و زیر بار اینکه ایران زده نرفت. امریکا هم پی قضیه رو خیلی نگرفت...

 

به نظرم، با حرف‌های کلی ترامپ جور در میاد این قضیه...

 

یعنی اونها عقب کشیدن تا منطقه اروم‌تر بشه، سربازها رو از افغانستان عقب کشیدن و گفتن با طالبان صحبت می‌کنیم و تمام این قضایا... عربستان و کشورهای عربی عملا پشتشون خالی شد و اونها هم فروکش کردن ولی نهایتا دیدن ایران سر جاش ننشسته و تحلیل‌های اشتباه پشت اشتباه داره میکنه در حوزه نظامی و بیشتر داره میره جلو.

با زدن چهره‌های اول نظامی دو کشور عراق و ایران، با یه جوری زدن پایگاهی که تا دو روز بعد از توش جنازه بیرون می‌کشیدن و ۶۰ نفر کشته داد، عملا نشون داد که هست و باید همه عقب بکشن.

ولی در جواب، در کمال تعجب دید ایران و عراق نتنها پیغام رو نگرفتن، که پر رو تر شدن و گویی جای ابرقدرت و کشور فتح‌شده و شکست خورده جنگ و یه کشور با اقتصاد نابود که صدها نفر رو در خیابون‌های خودش کشته و با دعوت یه پدر و مادر، هزاران نفر نیروی نظامی به خیابون میاره و کارهای عجیب و غریب می‌کنه و به سفارتش حمله میکنن...

 

شاید تحلیلشون این بود که باید اب سردی روی سر طرف مقابل ریخته بشه تا شاید به خودش بیاد و از خواب بیدار بشه...

 

احتمالا چاره‌ای نبود جز زدن این اهداف های‌پروفایل و پای عواقبش وایسادن. یعنی تحلیل این بوده که می‌زنیم و دو حالت پیش‌میاد، یا میشینن سر جاشون، یا خود پالایشگاه‌ها رو میزنیم و کمرشون رو می‌شکنیم( لیندزی گراهام دقیقا اشاره کرد که اگر ایران ادامه بده، پالایشگاه‌ها رو میزنیم...)

 

قطعا ایران داره روش‌های مختلف جواب دادن رو بررسی می‌کنه و عواقب هر کدوم رو. من دیروز نگران بودم که مثلا تیتر خبری نیاد رو خبرگزاری ها که لانچر‌های موشکمون رو در داخل ایران زدن.

 

ما مثل تمام ترور‌های قبلی، جواب دادیم که در زمان مناسب پاسخ خواهیم داد. فکر می‌کنم این عاقلانه ترین تصمیم از طرف ما بوده تا این لحظه.

 

همچنین ترامپ دیروز ظهر هم توییتی زد و گفت ایران در جنگی پیروز نبوده، ولی مذاکره کننده خوبیه و دعوت کرد به میز مذاکره برگردیم. احتمالا الان بهتر از ۹۲ و ۸۰ شکستمون رو جلوی چشممون داریم و خطر رو حس میکنیم و می‌تونیم معامله بهتری بکنیم(بهتری برای اونها و شکست و تسلیم کامل برای نظام و برنامه‌هاش)...

 

امیدوارم خروجی این قضایا، پایان جنگ و کشتار مردم بیگناه در سوریه، یمن، سودان باشه و شروعی برای برگشتن ارامش به افغانستان، عراق و لبنان و شروعی باشه برای برگشتن خودمون به روال درست زندگی...

  • Upvote 2
  • Downvote 15

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط bell214
      مرواریدی در ژرفا
      مصاحبه با خانواده شهيد سرهنگ خلبان «محمدهاشم آل‌آقا»
      قهرمان شکاری (F-14)
      مقدمه:
      مدتها بود كه به صورت جسته و گريخته در محافل گوناگون كه از جنگ و نيروي هوايي صحبتي به ميان مي‌آمد و يادي از شهدا و همچنين شهيد سرهنگ خلبان «محمدهاشم آل‌آقا» مي‌شد، همرزمان و دوستانش در شجاعت، دلاوري، صداقت و خاكي بودن وي اتفاق نظر داشتند. ما نيز پيرو وظيفه‌مان مترصد فرصتي بوديم كه خدمت خانواده معظم شهيد رسيده و نسبت به احوالات وي معرفت بيشتري حاصل كنيم. اشاره كتاب «تامكت‌هاي ايران در جنگ تحميلي» به اين شهيد بزرگوار كه در شماره پيشين از نظرتان گذشت، بهترين بهانه براي اين منظور بود كه به لطف خداوند با دريافت اذن شرفيابي از خانواده شهيد مقصودمان حاصل شد.

      باز هم مثل هميشه خود را در آن‌قدر مرتبه‌اي نمي‌بينم كه رمز و راز شهداي ميهن را بنگارم و به تصوير بكشم، با اين حال براي رسالتي كه بر دوشم سنگيني مي‌كند بهانه خوبي دارم.

      سايلي را گفت آن پير كهن چند از مردان حق‌گويي سخن

      گفت خوش آيد زبان را بر دوام تا بگويد ذكر ايشان را مدام

      گر نيم زايشان از ايشان گفته‌ام خوشدلم كاين قصه از جان گفته‌ام

      محمدهاشم در 27 آبان سال 1324 در خاندان بزرگ «آل‌آقا» كه از خانواده‌هاي سرشناس شهر كرمانشاه مي‌باشد پا به عرصه وجود گذاشت. دوران تحصيل خود در مقاطع ابتدايي، راهنمايي و دبيرستان را در شهر كرمانشاه گذراند. با اعلام مخالفت مادرش با وجود عشقي كه به پرواز داشت از اين كار منصرف شد اما علاقه وافر وي به ارتش كه همانا عشق خدمت به وطن بود باعث شد كه نهايتا به جمع نيروهاي مسلح بپيوندد. به دنبال آن وي پس از شركت در آزمون ورودي، موفق به راهيابي به دانشكده افسري نيروي زميني ارتش شده و با توجه به عطش دروني‌اش در ميل به بال گشودن همزمان در جهت جلب رضايت مادر گام بر مي‌دارد. پس از فارغ‌التحصيلي از دانشگاه افسري اصرار وي كارگر افتاده و مادر به خلبان شدن فرزند راضي مي‌شود. هاشم كه گويي در ابتداي راه قرار دارد با نيروي مضاعفي بلافاصله اقدام كرده و با شركت در آزمون دانشكده خلباني از اين امتحان نيز سربلند بيرون آمده و با رسيدن به آرزوي ديرينه خود به جرگه دانشجويان خلباني نيروي هوايي ارتش مي‌پيوندد. با اتمام كلاسهاي زميني و آموزش مقدماتي پرواز، طبق روال آن روز نيروي هوايي براي تكميل دانش پرواز خود راهي ايالات متحده مي‌شود. با اتمام دوره، مفتخر به دريافت وينگ خلباني شده و راه بازگشت به وطن را در پيش مي‌گيرد. سروان خلبان هاشم آل‌آقا مقارن با سال 1350 به كشور بازگشته و با امريه ستاد فرماندهي نيروي هوايي به عنوان كمك خلبان جنگنده F-4، فانتوم، به پايگاه هفتم شكاري شيراز منتقل مي‌شود. در ادامه در سال 1351 برابر امريه ديگري براي ادامه انجام وظيفه به پايگاه يكم شكاري تهران فرستاده مي‌شود. هاشم در همين سال با دختري در همان محله سكونت پدر و مادرش در شهر كرمانشاه آشنا شده و اين آشنايي به ازدواج اين دو ختم مي‌شود.

      آنها زندگي مشتركشان را در تهران آغاز كرده و پس از حدود 4 سال، در سال 1356 آماده سفري طولاني مي‌شوند. سروان خلبان آل‌آقا براساس صلاحديد فرماندهان وقت به همراه تني چند از خلبانان فانتوم، با خانواده‌هايشان براي آموزش هدايت پرنده پيچيده، انقلابي و جديد نيروي هوايي ارتش، گرومن F-14 تامكت عازم پايگاه نيروي دريايي ايالات متحده در ايالت ويرجينيا مي‌شوند. براي خلبانان باتجربه فانتوم همچون هاشم آل‌آقا پرواز با گربه گرومن و كاربري تسليحاتش كار آنچنان سختي نبود. زيرا در درجه اول F-4 و F-14 هر دو اصلا براي نيروي دريايي ايالات متحده طراحي و ساخته شده و بديهي است كه از يك استاندارد يكسان براي طراحي و ساخت آنها استفاده شده است و در درجه دوم از سه موشك هوا به هواي مورد استفاده تامكت‌هاي ايران، فانتوم قابليت شليك دو موشك آن (AIM-7 اسپارو و AIM-9 سايدوايندر) را دارد. با توجه به اينكه آل‌آقا و همرزمانش در جنگنده فانتوم در چگونگي استفاده از اين دو موشك تجربه كافي و وافي داشتند، فقط مي‌بايست اسلحه اصلي تامكت، موشك اسطوره‌اي هيوز AIM-54 فينيكس و رادار آن هيوز AWG-9 را به‌طور كامل بشناسند. اگر عوامل مذكور را به اضافه هوش و جسارت ايراني كنيم مي‌شود حدس زد كه تمام نفرات اعزامي به راحتي بتوانند دوره خلباني F-14 را با موفقيت و سربلندي طي كنند. پس از پايان دوره در مدت حدود 18 ماه، خلبانان جديد جنگنده جديد در آبان 57 به سرزمين اجدادي خود باز مي‌گردند. با توجه به اينكه كانون فعاليت F-14 در ايران پايگاه هشتم شكاري مي‌باشد، هاشم به همراه خانواده خود از تهران به اصفهان نقل مكان مي‌كند. سكونت آنها در اصفهان مصادف مي‌شود با اوج‌گيري تظاهرات مردمي عليه حكومت پهلوي كه در نهايت به پيروزي انقلاب اسلامي ايران در بهمن 57 منجر شد. وقوع انقلاب در كشورمان سنگ محك بسيار جالبي براي تعيين عيار ارق ملي و حس وطن‌پرستي كاركنان نيروهاي مسلح بود و چه زيبا كه آل‌آقا و همرزمان ميهن‌پرستش در اين آزمون كوچكترين ناخالصي از خود نشان ندادند.

      سروان خلبان محمدهاشم آل‌آقا كه در زمان پيروزي انقلاب از افسران ارشد نيرو محسوب مي‌شد و مدتها بود كه به عنوان استاد خلبان، آموزش خلبانان را به عهده گرفته بود پس از پيروزي انقلاب امر آموزش را با جديت بيشتري پيگير شد. آري او نيز مي‌دانست آموزش صحيح و كامل مهمترين رمز پيروزي بر دشمنان ملت است.

      با شروع جنگ تحميلي فعالانه وارد صحنه نبرد شد و در عين حال از آموزش جوانان غافل نشد تا اينكه به علت رشادت، جديت و جسارت در امور محوله در سال 1362 از طرف فرماندهي وقت نيرو به سمت جانشين فرماندهي عمليات نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران منصوب مي‌شود.

      رسيدن به پست معاونت عمليات نيرو بهانه خوبي بود تا هاشم در كنار سرهنگ خلبان «عباس بابايي» خود را هرچه بيشتر درگير جنگ كرده و تواناييهاي خود را در اين عرصه، عرضه دارد. بابايي و آل‌آقا همواره پيش از انجام هر عملياتي ابتدا خود مبادرت به شناسايي و ارزيابي هدف از لحاظ موضع پدافندي، سمت حمله و غيره كرده تا عمليات اصلي با خطر كمتر و ديد بازتري صورت گيرد. نكته جالب توجه در اين مطلب اين است كه آنها هرگز گرفتار جو پست و مقام نشده و فقط به اين مساله كه در كجا مي‌توانند منشا اثر باشند توجه داشتند «آري ما چنين جان بركفاني داشتيم».

      هاشم آل‌آقا در درجه اول همانطور كه ذكر شد از فرماندهان ارشد نيرو بود و در درجه دوم مشغله‌هاي فراواني به عنوان طراح عمليات داشت و اين دو مورد كافي بود تا نتواند پروازهاي عملياتي انجام دهد، با اين حال فعالانه در پروازهاي گشتي و اسكورت نفتكش‌ها و كشتيهاي تجاري شركت مي‌كرد و اين‌چنين بود تا به خواست خدا خليج نيلگون و هميشه فارس ايران، مشهد شهيد سرهنگ خلبان محمدهاشم آل‌آقا باشد.

      تقويم‌ها روز 20 مرداد 1363 را نشان مي‌داد و آسمان آبي خليج فارس يكي از گرمترين روزهاي خود را سپري مي‌كرد. هاشم آل‌آقا و كمك خلبانش در يك تامكت طي ماموريتي مشغول اسكورت نفتكش‌ها و كشتيهاي تجاري كشورمان بود. در همين اثنا ناگهان مورد حمله چند فروند جنگنده ميراژ F1 عراقي قرار مي‌گيرد. درگيري آغاز و پس از مدتي جنگ و گريز تامكت‌ها آل‌آقا مورد اصابت موشك شليك شده از طرف جنگنده عراقي قرار گرفته و به درون آب سقوط مي‌كند. شاهدان عيني حادثه كه دورادور ناظر درگيري آنها بودند خطر شليك شدن موشك سوپر 530F-1 به سمت تامكت را به آل‌آقا گوشزد مي‌كنند اما آل‌آقا در جواب آنها مي‌گويد هيچ نشانه‌اي دال بر حمله موشك به سمتشان در سامانه‌هاي هشداردهنده مشاهده نمي‌كند. اين مطلب گوياي آن است كه عراقي‌ها با استفاده از اطلاعات فني كه امريكايي‌ها در اختيار آنها قرار داده بودند در استفاده از نقاط ضعف F-14 كاملا موفق عمل كرده‌اند.

      همسر هاشم كه از چند روز پيش براي ديدن اقوام به كرمانشاه رفته بود در روز بازگشت به تهران كه مصادف مي‌شود با روز شهادت هاشم با شكسته شدن ديوار صوتي شهر كرمانشاه توسط جنگنده‌هاي عراقي مواجه مي‌شود. با مشاهده اين اتفاق گويي به وي الهام مي‌شود كه براي هاشم اتفاقي افتاده اما با ذكر و ياد خدا آرامش يافته و به خود تلقين مي‌كند كه انشاءا... اتفاقي نيفتاده. پس از رسيدن به تهران هرچه منتظر مي‌ماند از تلفن هاشم خبري نمي‌شود. صبرش لبريز شده و با پايگاه هشتم تماس مي‌گيرد. ديسپچ پايگاه با توجه به اينكه تامكت آل‌آقا بازنگشته و هيچ خبر دقيقي دال بر شهادت يا زنده بودنش در دست نيست با جوابهاي سربالا به همسر وي مي‌گويد: «همين الان دوباره براي ماموريتي ديگر به پرواز درآمد. به محض بازگشت مي‌گوييم با شما تماس بگيرد.» با شنيدن اين جوابها و طولاني شدن انتظار، همسر شهيد از وقوع سانحه براي هاشم يقين حاصل مي‌كند. با سقوط تامكت آل‌آقا با توجه به اينكه از اسارت به دست عراقي‌ها و يا شهادتش اطلاعي در دست نبود به اضافه اينكه وي به عنوان جانشين عمليات نيرو در جريان تمام عملياتهاي آتي و استراتژي جاري نيروي هوايي بود به همين علت بلافاصله تمامي طرحهاي نيرو دستخوش تغييراتي اساسي شد. اين قضيه گذشت و نيروي هوايي با اعلام مفقودالاثر شدن هاشم بر ابهامات و سوالات سقوط وي افزود.

      همسر هاشم كه همچنان منتظر بازگشت وي به خانه بود چندين سال پس از مفقودالاثر شدن همسرش در يكي از شبهاي قدر خالصانه دست به دامن ائمه اطهار شده و از آنها مي‌خواهد وجود يا عدم وجود هاشم را براي وي معلوم كنند. توسل وي جواب داده و همان شب خواب شهيد بزرگوار را مي‌بيند. هاشم كه در سبزه‌زارمانندي با لباس خلباني به ديدن همسرش آمده بود در جواب سوال وي كه پرسيد: «هاشم، مي‌خواهم بدانم كه تو هستي يا نيستي؟» مي‌گويد: «من نيستم.» پس از مدت كوتاهي گفتگو، شهيد اظهار مي‌دارد «من سردم است و بايد بروم». همسر شهيد صبح فردا خوابي كه ديده بود را با يكي از علما در ميان مي‌گذارد. در جواب مي‌شنود با توجه به اظهار سرما توسط شهيد، پيكر پاك وي در درون آب قرار دارد. همسر هاشم پس از اين واقعه از شهادت همسرش يقين حاصل مي‌كند و جالب آنكه مدت كوتاهي بعد از طريق نامه رسمي نيروي هوايي اعلام شهادت همسرش را دريافت مي‌دارد.

      ناگفته نماند هاشم آل‌آقا تا پيش از آرام گرفتن در قعر آبهاي خليج فارس چندين بار تا مرز شهادت پيش رفت. حدود سه ماه پيش از شهادت، در بهار سال 1363 صبح يك روز همسر شهيد با كمك مادرش بدون نيت قبلي گوسفندي را قرباني كرده و بين مردم تقسيم مي‌كنند. حوالي ظهر شهيد بابايي با منزل آل‌آقا تماس گرفته و جوياي احوال هاشم مي‌شود. با توجه به اينكه هاشم پس از ترك منزل تماس نگرفته بود، همسر شهيد از وضعيت وي اظهار بي‌اطلاعي مي‌كند. شهيد بابايي از اينكه كسي به همسر هاشم اطلاعات ضد و نقيض نداده، آرام شده و در جواب نگراني وي مي‌گويد كه اتفاقي نيفتاده و هاشم تا ساعاتي ديگر به خانه مي‌رسد. پس از بازگشت شهيد به منزل، هاشم مي‌گويد كه در درگيري با جنگنده‌هاي عراقي، هواپيمايش به شدت صدمه ديده و هيچ اميدي به بازگشت نداشته است. شايد آن قرباني نطلبيده بلاگردانش شده بود!!!

      شهيد سرهنگ خلبان محمدهاشم آل‌آقا كه از باتجربه‌ترين و ارزشمندترين خلبانان تامكت نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران محسوب مي‌شد با مورد اصابت قرار گرفتن جنگنده‌اش درون كابين ماند تا پيكر پاكش به قعر آبها سقوط و روح بلندپروازش به اوج آسمانها عروج كند. براي خليج هميشه فارس چه افتخاري از اين بالاتر كه چنين مرواريدهاي نابي را در درون خود جاي داده است. مگر مي‌شود خليجي كه فرزندان اين ديار را در دل خود جاي داده نام مجعول عربي را پذيرا باشد، چه اين شيران خصم خروش براي مقابله با همين اعراب خودفروخته به پا خواستند.

      شهيد محمدهاشم آل‌آقا فردي آرام و صبور بود و نسبت به خانواده خود تعصب خاصي داشت و همسرش عامل اخير را مهمترين علت ازدواجش با وي مي‌داند. هاشم هيچ‌گاه از اسرار شغلي خود با همسرش صحبتي به ميان نمي‌آورد و اين مورد تا بدانجا پيش رفته بود كه همسر وي پس از شهادتش به پست واقعي هاشم در نيروي هوايي پي مي‌برد!

      جا دارد در اين جا خاطره‌اي كه سرهنگ خلبان «مسعود اقدام» در كتاب «انتخابي ديگر»1 بيان كرده را بياوريم. اقدام در اين مطلب كه با عنوان «برخورد با پرندگان سيگال» در كتاب مزبور به چاپ رسيده عنوان مي‌كند كه در اوايل جنگ در پروازي به همراه شهيد بزرگوار «عليرضا ياسيني» به قصد انهدام سه سايت موشكي زمين به دريا كه از پشت پايگاه هوايي شعيبيه كشتيهاي كشورمان را مورد اصابت قرار مي‌داد در يك جنگنده F-4 عازم ماموريت مي‌شود. طبق برنامه براي درامان ماندن از رديابي توسط رادارهاي دشمن قرار بود آنها با عبور از 30 مايلي «خورموسي» و پرواز بر فراز باتلاقهاي «فاو» و «ام‌القصر» خود را در موقعيت مناسب به روي هدف برسانند. با عبور از مرز اقدام به عنوان خلبان كابين عقب تمام حواس خود را معطوف بررسي سامانه‌هاي مختلف هواپيما و تهديدات موشكي دشمن مي‌كند تا در صورت شليك بتوانند به موقع با مانور مناسب آن را منحرف كنند.

      خطري احساس نمي‌شد و جنگنده با سرعت بسيار بالا در ارتفاع پايين بر فراز ني‌زارها به حركت خود ادامه مي‌داد كه ناگهان زمين و زمان در جلو چشمان هر دو خلبان تيره و تار شد. اقدام حدود 20 ثانيه بعد به هوش آمده و مشاهده مي‌كند كه جنگنده در يك صعود 50 درجه‌اي در حال گردش به راست است. بلافاصله فرامين هواپيما را در اختيار گرفته و از طريق راديوي هواپيما سعي در برقراري ارتباط با ياسيني مي‌كند. خلبان كابين جلو هيچ عكس‌العملي از خود نشان نمي‌داد. اقدام در همين زمان به بررسي شرايط پرداخت تا متوجه شود چه اتفاقي افتاده. تكه‌هاي گوشت و پر اطراف كابين نشان از برخورد دسته‌اي از پرندگان دريايي (كه در آن سرعت حكم يك گلوله ضدهوايي را دارد) به جنگنده را داشت.

      هواپيما در كنترل بود اما تمام سامانه‌هاي ناوبري از كار افتاده بود. تعيين مسير درست بازگشت تنها با كمك رادار كنترل زمين ميسر بود كه تماسهاي متعدد اقدام با رادار هيچ نتيجه‌اي دربر نداشت. اقدام براي چندمين بار در راديوي هواپيما گفت:

      ـ از ابابيل به رادار! اگر صداي مرا مي‌شنوي جواب بده!

      ناگهان صداي مبهمي به گوش رسيد. بلافاصله تكرار كرد:

      ـ از ابابيل به رادار!

      ناگهان صداي روشن و واضحي در راديو طنين‌انداز مي‌شود!

      ـ ابابيل، من عقابم، به گوشم!

      اين پيام كه در واقع نويد زندگي براي فانتوم و خلبانانش محسوب مي‌شد، صداي خلبان F-14 حاضر در منطقه، شهيد والامقام سروان خلبان «هاشم آل‌آقا» بود. آل‌آقا در ادامه مي‌گويد:

      ـ مشكلي برايتان پيش آمده؟!

      ـ هواپيمايمان صدمه ديده. نمي‌دانم خلبان كابين جلو بيهوش شده يا به شهادت رسيده.

      ـ خونسردي خودت را حفظ كن! سعي كن كنترل هواپيما را به دست بگيري! دارم به سمت شما حركت مي‌كنم.

      وقتي كه آل‌آقا به بالاي سر فانتوم زخمي رسيد گفت:

      ـ ابابيل! همين‌طور به پرواز ادامه بده. مراقب باش از دستگيره صندلي‌پران استفاده نكني! چون چتر صندلي باز شده و بالاي هواپيما رهاست. هواپيمايتان شبيه «آواكس»2 شده است.

      ـ متشكرم! سعي مي‌كنم هواپيما را هدايت كنم. ولي نمي‌دانم چه بلايي سر ياسيني آمده است.

      ـ خونسردي خودت را حفظ كن و همين‌طور به پرواز ادامه بده! من پشت سرت در حركت هستم، نگران نباش!

      موتورها با آن كه با قدرت صد در صد در حال پيشراندن جنگنده بودند با اين حال فانتوم صدمه ديده سرعتي حدود 180 نات داشت كه براي جنگنده سرعت كمي است. پس از مدتي ياسيني نيز به هوش آمده و با اعلام اين كه مي‌تواند جنگنده را هدايت كند، فرمان را در دست مي‌گيرد. نهايتا هواپيما به سلامت در پايگاه فرود آمده و بدين وسيله هاشم آل‌آقا جنگنده F-4 باارزش و دو خلبان ارزشمندتر را به دامان وطن باز مي‌گرداند.

      همسر قهرمان شهيد از آن زمان كه هاشم ديگر به خانه بازنگشت، نگهداري و پرورش دو يادگار شهيد (بابك و بهزاد) را به تنهايي به عهده گرفت و نشان داد كه از حماسه‌سازان ميدانهاي نبرد حق عليه باطل چيزي كم ندارد. وي كه براي فرزندان خود هم پدر بود و هم مادر با تلاشي خستگي‌ناپذير توانست آنها را به سمت مدارج بالاي علمي رهنمون شود. دكتر «بابك آل‌آقا» فرزند ارشد شهيد با ارايه پايان‌نامه دكتراي خود با عنوان «بررسي تاثير محيط هوا ـ فضا بر فيزيولوژي بدن هوانوردان» در سال 1379 توانست در سطح خاورميانه مقام اول را كسب و به دريافت لوح تقدير از دست رييس‌جمهور وقت جناب آقاي «خاتمي» مفتخر شود. لازم به ذكر است پايان‌نامه وي هم‌اكنون در تعدادي از خطوط هوايي به عنوان مرجع تدريس مي‌شود.



      افتخاري ديگر

      از افتخارات ديگر همسر سرافراز شهيد آل‌آقا اين است كه وي خواهر شهيد نيز مي‌باشد. شهيد سروان خلبان «مصطفي صغيري» كه از خلبانان جنگنده F-4، فانتوم نيروي هوايي بود در ماموريتي در روز 23 مهر 1359 كه از پايگاه سوم شكاري همدان به قصد هدفي در شهر سليمانيه عراق برخاسته بود، مركبش در خاك عراق مورد اصابت قرار گرفته و به فيض عظيم شهادت نايل مي‌آيد. متاسفانه باخبر شديم كه چندي پيش همسر اين دلاورمرد عرصه پيكار دارفاني را وداع گفته. ما نيز به نوبه خود با تسليت به خانواده آل‌آقا براي اين مرحومه علو درجات را از درگاه ايزد منان خواستاريم.

      هم‌اكنون براي بزرگداشت مقام والاي 70 تن از خلبانان شهيد نيروي هوايي ارتش كه پيكر پاكشان هرگز به آغوش وطن بازنگشت، يادماني در بهشت زهرا ساخته شده است.

      در پايان از خانواده معظم شهيد آل‌آقا به خصوص همسر بزرگوارشان كه ما را به گرمي پذيرفتند و با شكيبايي پاسخگوي سوالات ما بودند تشكر و قدرداني مي‌كنيم.


      منبع

      مدیران محترم لطفا منتقل کنن...
    • توسط kingraptor
      تاریخچه
      در سال 1974 وزیر دفاع وقت آمریکا خواستار تجدید نظر در هواپیماهای جنگی و القای پروژه هواپیمای تاکتیکی مافوق صوت برای جانشینی هواپیمای اف-4 شد، هواپیماهایی که بتوانند در نیروی هوایی کشورهای عضو ناتو نیز مورد استفاده قرار گیرند. قبل از این تصمیم کمپانی مک دانل داگلاس بطور متوالی شروع به تولید هواپیمای پیشرفته اف-15 نمود، منظور از ساخت این هواپیما حفظ برتری در نبردهای هوایی مقابل هواپیماهای میگ - 23 شوروی بود.

      اف-15 هواپیمای موفقی در مقابل هواپیماهای روسی شد و رکوردهایی کسب کرد. از جمله (حمل سلاح بیشتر ، برد پروازی ، همچنین سرعت اوج‌گیری نسبت به هواپیماهای روسی مشابه‌اش. به دنبال آن شرکت هوافضایی جنرال دینامیکز (General Dynamics) شروع به ساخت مدلهای آزمایش مدرنترین و پیشرفته‌ترین هواپیمای شکاری سبک تاکتیکی به نام اف - 16 نمود.



      مراحل آزمایش
      مدلهای آزمایشی این هواپیما تحت عنوان وای اف - 16 تولید و به مدت 10ماه بر روی آن آزمایشات زیادی انجام شد و این هواپیما تمام مراحل آزمایش را با موفقیت به پایان رساند. پس از پروازهای آزمایشی خلبان هواپیما از سیستمهای کنترل آتش ، دستگاههای ناوبری ، سرعت عمل در مانورها و قبلیتهایی در بدست آوردن سرعت و سقف پرواز اظهار رضایت کرده و موفقیتهایی را به دست آورد. جمعا هواپیمای وای اف-16 ، 286 پرواز آزمایشی انجام داد. طبق آزمایشات اف - 16 کارایی انجام هر ماموریتی در هر نوع شرایط آب و هوای را دارا می‌باشد.

      بی‌نظیر بودن هواپیمای اف - 16 در کلاس شکاریهای سبک
      وزن اف - 16 نصف وزن اف-4 (فانتوم) است. از جمله شعاع گردش اف - 16 نصف اف-4 است و همچنین اف - 16 در نوع خود قابلیتهای حمل سلاح ، نبردهای هوایی و حمله به مواضع زمینی نظیر ندارد. در این هواپیما از سیستم‌های پیشرفته و پیچیده‌ای برای ایجاد برتری نسبی هوایی استفاده شده است.

      دستگاه هدآپ یا سایت (Head up-Sight)
      این دستگاهها عمل نشانه‌روی و قفل کردن رادارها را روی هدف انجام می‌دهند. به گونه‌ای طرح‌ریزی شده که هدف‌یابی و پرتاب موشکهای هوا به هوا و هوا به سطح را بدون هیچ‌گونه اشکالی و با کمترین زمان با ضریب دقت 90% ، یعنی سریع‌تر از هر هواپیمای مشابهی عمل می‌کند.

      دستگاههای ارتباطی و ناوبری
      دستگاهها و کانالهای بسیار مدرن و پیچیده‌ای در اف - 16 بکار رفته است که قادر به فرستادن و دریافت طول موجهای مختلف و رفع اختلالات کانالهای ارتباطی هستند. این دستگاهها شامل سیستم‌های ارتباطی VHF و UHF هستند که در هنگام پرواز کور و اضطراری بدون دید اجازه فرود در هر باندی را به خلبان می‌دهد. دستگاه IFF کار تشخیص دوست از دشمن و کاهش گمراهی هواپیما را انجام می‌دهد و در سیستم جدید ناوبری اف-16 که دستگاه ILS است که به هواپیما اجازه برخاستن سریعتر در مدت کمتر از 5 دقیقه را می‌دهد.

      رادار هواپیما
      پوشش رادار در اف - 16 بگونه‌ای متمایز از دیگر رادارها ، که قادر است 80 درصد از پوشش هوایی را در اختیار خلبان قرار دهد.

      موتور هواپیما
      موتور هواپیما توربوفن اف - 100 پی‌دبلیو - 100 ساخت پرت اندوتینی است که قادر به تولید کششی برابر 11340 کیلوگرم همراه پس سوز و کشش استاتیکی معادل 7711 کیلوگرم می‌باشد که در آن سیستم‌های زیر بکار رفته است :



      ژنراتور سی‌دی‌اس (CDS)
      درایو گیربکس متحرک فرعی
      پمپ هلی هیدرولیک دوبله (دوتایی)
      سیستم بجریان انداختن سوخت جهت
      ابعاد هواپیما
      مساحت بال 28 متر مربع ، فاصله دو نوک بال بدون موشک 9.4 متر ، موشک سایدویندر 10 متر ، زاویه لبه حمله بال 40 درجه و طول هواپیما 14.63 متر ، ارتفاع 5 متر ، فاصله بین ارابه‌های اصلی فرود و ارابه دماغ هواپیما 4 متر ، فاصله بین دو ارابه اصلی 2.387 متر می‌باشد.

      وزنهای هواپیما
      وزن هواپیما همراه سوخت داخلی 10056.6 کیلوگرم ، وزن هنگام بلند شدن 10419 ، کیلوگرم وزن کل هواپیما 14970 ، حداکثر وزن تسلیحات حمل شونده در قسمت خارجی هواپیما 6885.6 کیلوگرم ، وزن خالی هواپیما 6900کیلوگرم.

      تسلیحات
      تسلیحات هواپیما شامل مهمات مختلفی برای ماموریتهای هوا به هوا و هوا به سطح مورد استفاده می‌شود.

      توپ ام - 16 الی 20 میلیمتری ولکان که در سمت چپ کابین خلبان می‌باشد.
      موشکهای برد کوتاه آی ام 9 (سایدویندر) و موشکهای برد متوسط ای آی ام-7 (اسپارو) برای نبردهای هوایی
      تجهیزات سیستم اختلال الکترونیک در رادارهای دشمن (ECM)
      دارای قابلیت حمل بمب‌های از نوع ام کی-28 و ام کی-84 انواع بمب‌های شیمیایی ، خوشه‌ای و ناپالم و راکت . قادر بحمل موشکهای هوا به زمین و هدایت‌شونده تلویزیونی (AIM-65) برای حمله به مواضع زمینی
      اف-16 قادر به حمل یک بمب تاکتیکی اتمی برای حملات هسته‌ای است.
      قابلیتها
      اف - 16 دارای حداکثر سرعتی معادل 2+ برابر صوت ، در ارتفاع 9340 متری ، قادر به بدست آوردن سرعتی معادل 1.6 برابر صوت و همچنین دارای سرعت 1.2 برابر صوت (سرعت صوت برابر با 1224 کیلومتر در ساعت) در سطح دریان می‌باشد.
    • توسط onin
      در ۲۵ فوريه ۵(۱۹۲۵ اسفند ۱۳۰۴) اولين خلبان ايراني كه كلنل احمدخان نخجوان نام داشت يك هواپيماي برژت -۱۹ را با پرچم و نشان ايران از فرانسه به پايگاه قلعه مرغي تهران پرواز داد. كلنل نخجوان در فرانسه دوره ديده بود و فقط ۲۰۰ ساعت پرواز داشت. بدين ترتيب در اين تاريخ اولين هواپيماي نيروي هوايي ايران با خلباني يك ايراني مرزهاي بين المللي را درنورديد و به فضاي پروازي ايران رسيد. در اين زمان ديگر خلبانان ايراني تحت نظارت يك استاد خلبان آلماني به نام «شفر» در ايران دوره مي ديدند. خريد هواپيما قسمت آسان كار بود. آموزش خلبانان براي پرواز كردن با آنها، نفرات پشتيباني زميني براي نگهداري و تعمير آنها و ساختن فرودگاه ها قسمت سخت كار بود كه زمان هم مي برد. در همين دوره زماني نيروي هوايي ايران از قالب يك اداره كوچك در ستاد فرماندهي ارتش خارج شده و به يك نيروي جداگانه تبديل شده بود كه «نيروي هوايي ارتش شاهنشاهي ايران» نام گرفته بود؛ اولين فرمانده نيروي هوايي ايران هم كسي نبود به جز كلنل احمدخان نخجوان. در سال ۱۹۲۴ (۱۳۰۳) اولين گروه از دانشجويان دوره خلباني و تكنسين پرواز به روسيه و فرانسه فرستاده شدند. بعدها در سال ۱۹۲۹ (۱۳۰۸) ايران ۱۵ خلبان داشت كه شش نفر از آنها در مدرسه پرواز ايستر فرانسه و ۹ نفر ديگر در مدرسه پرواز سباستوپول روسيه آموزش خلباني ديده بودند. در اين سال IIAF مخفف Imperial Iranian Air Force داراي ۳۳ فروند هواپيما از ۹ مدل مختلف بود. طي ۱۵ سال به يعني تا آغاز جنگ جهاني دوم بيش از ۳۰۰ هواپيما از ۱۸ مدل مختلف در اختيارنيروي هوايي ايران بود. در همان زمان هشت پايگاه هوايي كه مدارس آموزش خلباني و يك مركز آموزش تعميرات و نگهداري را شامل مي شدند ساخته شده بود. يك كارخانه مونتاژ هواپيما به نام «شهباز» هم ساخته شده بود كه قادر بود سه مدل مختلف هواپيما را مونتاژ كند. در سال ۱۹۴۱ (سوم شهريور ۱۳۲۰) بي طرفي ايران در جنگ جهاني دوم نقض شد و نيروهاي هوايي و دريايي انگليس و روسيه از شمال و جنوب به ايران حمله كردند. نيروي هوايي جوان ايران كه به تازگي به ساختن ساختارهاي اساسي خود مشغول شده بود، تحت هيچ شرايطي توانايي رويارويي با اين نيروي عظيم و توانمند را نداشت. با اين وجود تعدادي از پرسنل جوان اين نيرو تصميم به مقابله با بيگانه گرفتند و با كنترل پادگان قلعه مرغي دو هواپيما از اين پادگان به خلباني سروان وثيق و استوار شوشتري كه با شليك ضدهوايي مواجه شده و به ناچار آسمان تهران را ترك كردند. نيروهاي ائتلاف انگليس و روسيه كنترل دو پايگاه هوايي ايران را در دست گرفتند. آنها به ترتيب در مهرآباد و قلعه مرغي مستقر شدند. از نيروي هوايي جوان ايران تقريباً هيچ چيز باقي نماند. پس از پايان جنگ ارتش بريتانيا ايران را ترك گفت اما ارتش روسيه از ترك ايران سر باز مي زد و كنترل شمال ايران را در اختيار داشت. سه ماه پس از اين اتفاق نيروهاي سرخ روسيه ايران را ترك گفتند. پس از اين نيروي هوايي ايران هميشه به عنوان نيروي برتر در خاورميانه شناخته مي شود. موقعيت استراتژيك ايران توسط آمريكا ناديده گرفته نشد و آمريكا از اوايل دهه ۱۹۶۰ شروع به فروش تعداد زيادي از هواپيماهاي پيشرفته خود به ايران كرد. در سال ۱۹۶۵ ميلادي ايران اولين هواپيماجت خود با نام اف - ۸۴ جي جت ثاندر دريافت كرد. در سال ۱۹۶۵ هواپيماهاي اف-۵ فريدم توسط ايران خريداري شدند و به دنبال آن در سال ۱۹۶۸ اف-۴ فانتوم هم به ايران فروخته شد. در سال ۱۹۷۰ ايران داراي قوي ترين نيروي نظامي در منطقه بود. قبول فروش هواپيماهاي فوق پيشرفته اف-۱۴ اي تام كت به همراه موشك هاي پيشرفته اي آي ام - ۵۴ فينيكس از سوي آمريكا به ايران نشان دهنده روابط بسيار گرم بين ايران و آمريكا بود. در پي وقوع انقلاب اسلامي در سال ۱۹۷۹ دكترين و استراتژي نظامي ايران تغيير يافت و ايران ديگر به خريد تسليحات پيشرفته و گرانقيمت علاقه نشان نداد و همين باعث ايجاد نوعي تغيير قدرت در منطقه شد. ايران ديگر نه تنها دوست صميمي آمريكا نبود، كه به خاطر سياست هاي امپرياليستي و ضد انساني آمريكايي به دشمن اصلي آن تبديل شد. آمريكا و ديگر كشورهاي غربي تحريمي نظامي عليه ايران اتخاذ كردند. كمك هاي آمريكا قطع شده بود و نيروي هوايي ايران از فرار و بركناري افسران زمان شاه رنج مي برد كه همين امر به پايين آمدن سطح سرويس دهي در نيروي هوايي منجر شده بود. به دليل تحريم تسليحاتي ايران و نرسيدن قطعات مورد نياز، آمار عملياتي نيروي هوايي ايران سريعاً رو به كاهش بود. پس از انقلاب نيروي هوايي به «نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران» كه خود ارتشيان به آن «نهاجا» مي گويند تغيير نام داد. نام انگليسي آن هم Islamic Republic of Iran Air Force است كه به اختصار IRIAF خوانده مي شود. در همين اوضاع و احوال عراق با مناسب يافتن فرصت درصدد برآمد تا با حمله به ايران قسمت هاي وسيعي از خاك ايران را ضميمه قلمرو خود كند؛ به همين خاطر در ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ (۳۱ شهريور ۱۳۵۹) با يورشي عظيم به خاك ايران از طريق هوا، زمين و دريا جنگ تحميلي هشت ساله را عليه ايران آغاز كرد. جنگ با حمله هوايي نيروهاي عراقي به شش پايگاه نيروي هوايي ايران و چهار پادگان آغاز شد و همزمان چند لشكر و تيپ مستقل عراق در چهار محور از طول ۷۰۰ كيلومتر مرز مشترك با ايران به عمق خاك ايران يورش بردند. اولين حمله هوايي عراق چندان موفقيت آميز نبود. دلايل آن را مي توان به برنامه ريزي ناكافي و نادرست عمليات، نداشتن اطلاعات كافي از اهداف و استفاده نامناسب از بمب هاي جي پي(بمب هايي كه هدف خاصي ندارند و براي انهدام كلي به كار مي روند) برشمرد. در مهرآباد يك هواپيماي اف-۴ اي در هنگام جابه جايي براي در امان ماندن از حملات دشمن دچار سانحه شد و از همدان هم گزارش هايي در مورد خسارت يك فروند اف-۴ رسيد. اولين عمليات هوايي ايران در پاسخ اين حمله و بلافاصله پس از آن در خاك عراق موفقيت آميز بود. در اين عمليات چهار فروند هواپيماي اف-۴ به پايگاه دريايي الشعبيه در نزديكي بندر ام القصر حمله بردند. اين چهار فروند هواپيما كه ۴۵۰ كيلوگرم بمب بر سر اين پايگاه ريختند عمليات خود را از پايگاه بوشهر شروع كردند. در ميان اهداف چندباطري موشك ضد كشتي وجود داشت. اين عمليات تلافي جويانه نيروي هوايي ايران به قدري سريع بود كه خط پدافند عراق در طول مسير پرواز دچار غافلگيري شده بود. روز بعد در عملياتي غيرقابل باور ۱۴۰ فروند از جنگنده ها و جنگنده بمب افكن هاي ايران به ويژه اف-۴ و اف-۵هاي پايگاه هاي بوشهر، همدان و تبريز توانستند با نفوذ خود به خاك عراق تلفات سنگيني به پايگاه ها و تاسيسات نظامي عراق وارد كنند. در اولين روزهاي جنگ چندين حمله هوايي ديگر به تاسيسات نظامي عراق از قبيل ام القصر انجام شد. در يكي از اين حملات دو فروند اف-۴ كه هر كدام شش بمب جي پي ۳۴۰ كيلوگرمي حمل مي كردند به تاسيسات نظامي دريايي و كشتي هاي موشك انداز عراق حمله بردند. در حدود ۲۰ دقيقه بعد يك فروند هواپيماي آر اف-۴ اي عكس هاي شناسايي از منطقه گرفت كه نشان مي داد كشتي ها و تاسيسات بندري دچار صدمات و خسارات سنگيني شده اند. تاكتيك كلي در طول انجام چنين عمليات هايي رسيدن به هدف از راههاي مختلف، انجام يك پاپ -آپ بيش از رسيدن به هدف و شيرجه زدن روي هدف براي انهدام آن است. در هنگام بازگشت دو اف-۴ يكي از آنها توسط يك موشك سام مورد اصابت قرار گرفت كه باعث آسيب ديدن برخي از سيستم هاي آن شد اما همچنان مي توانست پرواز كند. اما آتش خاموش كن ها كار نكردند و بال راست - محل اصابت موشك - آتش گرفت. باند فرود نزديك ترين پايگاه هوايي هم به دليل هجوم اوليه ارتش عراق براي فرود مناسب نبود و به همين خاطر مجبور به فرود در يك باند ناآماده با سرعت بالا شد. چرخ ها تركيدند و هواپيما در حالي كه سرنشينان آن اجكت كرده بودند از انتهاي باند خارج شد. بعدها اين هواپيما با تعويض بال و ديگر تعميرات دوباره به جنگنده هاي مورد استفاده در جنگ پيوست. اين تعويض بال كه اولين بار در ايران انجام مي شد را مي توان نقطه آغاز انجام كارهاي غيرممكن در نيروي هوايي دانست. در اولين ماههاي جنگ «نهاجا» تلاش هاي خود را به جلوگيري پيشرفت نيروي زميني ارتش عراق معطوف كرده بود. جنگنده هاي ايراني براي اين كار با استفاده از راكت هاي ضد زره دانه به دانه تانك ها و زره پوش هاي عراق را شكار مي كردند و حتي گاهي اوقات تا ارتفاع سه تا چهار متر زمين هم پايين مي آمدند. در مقابل عراق هم از هواپيماهاي ميگ-۲۱ و ميگ-۲۳ براي پوشش نيروي زميني خود استفاده مي كرد كه اين پوشش به ناچار منجر به درگيري هوايي بين ايران و عراق مي شد كه مي توان پيروزي هاي ايران در اين زمينه را بيشتر از عراق دانست. مخصوصاً در اوايل جنگ كه آنها در مقابل هواپيماهاي اف-۱۴ ايران توانايي انجام هيچ عملي را نداشتند كه در اواخر جنگ با خريد ميراژ اف-۱ از فرانسه توانستند كمي جنگ هاي هوايي را متعادل كنند. جنگ تحميلي عليه ايران علاوه بر خسارات و تلفات جانبي بسيار، دستاوردهاي ارزنده اي براي نيروي هوايي ايران داشت. نيروي هوايي در اين هشت سال توانست به تكنولوژي ساخت بسياري از قطعات مورد نياز خود دست يابد و در برخي موارد به خودكفايي برسد.
    • توسط kingraptor
      ميراژ يك كابينه اف 1 سي كه مشخصات ان در زير مي ايد قادر است عمليات رهگيري را در هرگونه شرايط جوي و در هر ارتفاعي انجام دهد و به جنگ افزارهاي ميراژ 3 مسلح است. ميراژ اف 1 بي مدل دو كابينه اين جنگنده، اولين پرواز خود را در 26 مه سال 1967 انجام داد.


      ميراژ F-1E از نوع رهگير (دفاع هوايي)، ضربتي (بمباران هدفهاي زميني) و شناسايي (عكس برداري) است كه براي صادرات توليد ميشود. اين مدل مجهز به ناو بري كامپيوتري است و در آن اطلاعات پروازي و جنگ افزارها برروي شيشه حجلوي خلبان (HUD) حك ميشود.

      ميراژ F-1R يك كابينه (F-1CR نيروي هوايي فرانسه)قادر است در روز و شب عمليات مختلف شناسايي را انجام دهد. ميراژ F-1 با سوختگيري از هواپيماي تانكر سي 135 اف تونسته است مجموعا 6 ساعت پرواز كند و مسافت 2700 مايل دريايي، معادل 5000 كيلومتر را طي اين مدت طي كند. كشورهاي دارنده اف 1 عبارتند از : عراق، ليبي، مراكش، افريقاي جنوبي و اسپانيا.



      مدلهاي مختلف و كشورهاي استفاده كننده


      تا آوريل 1985 مجموعا 690 فروند ميراژ اف 1 سفارش داده شده بود. از اين مقدار 252 فروند، از جمله شش مدل اوليه، براي نيروي هوايي فرانسه توليد شده بود و 439 فروند ديگر آن را كشورهاي يونان، اكوادور، عراق، اردن، كويت، ليبي، مراكش ژ، قطر،افريقاي جنوبي و اسپانيا خريداري كردند.


      ميراژ اف1 سي مجهز به رادار سيرانوي 4 ام ساخت شركت تامسون سي اس ف است كه كارايي خوبي در ماموريتهاي رهگيري هوايي دارد. ولي ميراژ F-1CR2000 (مدل تغيير يافته سي براي نيروي هوايي فرانسه) داراي رادار سيرانوي 4 ام است كه امكانات زيادي را براي انجام ماموريتهاي ضربتي را براي خلبان فراهم مي آورد. مدل صادراتي اف 1 سي داراي رادار مشابه سيرانوي 4 و يا 4 ام است و مدلهاي ئي هم مجهز به رادار سيرانو 4 ام –آر هستند. اما رادار طوري جاسازي شده است كه فضاي كمتري را اشغال ميكند. ميراژ F-1EQ5 نيروي هوايي عراق موشك ضد كشتي اگزوست را با خود حمل ميكند.



      پيشرانه


      ميراژ F-1 به يك موتور اسنكما اتار 9K5 با قدرت كشش 15873 پوند با پس سوز مجهز است. ظرفيت بنزين در مخازن بالها 3750 ليتر است. همچنين سه مخزن داخلي به علاوه يك مخزن خارجي سوخت مورد نياز موتور را تامين ميكنند. كل ظرفيت سوخت داخلي اين هواپيما برابر 4300 ليتر است. تمام مخازن داخلي آن ظرف 6 دقيقه با فشار پر ميشوند. اف يك قادر به حمل دو مخزن سوخت خارجي با ظرفيت 1130 ليتر در مقر هاي خارجي زير بالها و يك مخزن با گنجايش 2200 ليتر در زبر شكم خود ميباشد. خرطوم سختگيري آن در قسمت راست كابين خلبان تعبيه شده است.


      جنگ افزار


      ميراژ اف يك داراي جنگ افزارهاي استاندارد از جمله دو قبضه توپ 30 ميليمتري DEFFA 553 هريك با 130 تير فشنگ در زير بدنه است. علاوه براين، مقرهاي نوك بالها مختص موشكهاي هوا به هوا هستند. حداكثر ظرفيت حمل سلاح در اين هواپيما برابر 6300 كيلوگرم ايت. در ماموريتهاي رهگيري دو موشك حرارتي ماترا 550 ماژيك و يا موشكهاي حرارتي AIM-9 Side Winder را در مقرهاي نوك بال و موشكهاي راداري ماترا سوپر530 را در زير بال حمل ميكند.


      در ماموريتهاي ضربتي يك موشك اگزوست و يك موشك ضد رادار آرمات يا تا 14 عدد بمب 500 MK-82 پوندي (250 كيلوگرمي)، 3 عدد بمب تخريب كننده باند فرودگاه و 144 عدد راكت از نوع تامسون برانت را با خود حمل ميكند. به علاوه در ماموريتهاي مختلف توانايي حمل وسايل زير را دارا ميباشد:


      باكهاي اضافي بنزين، تجهيزات ليزري همراه با موشك هوا به زمين AS-30 يا 400 كيلوگرم بمب ليزري، موشكهاي هوا به سطح، دستگاههاي هشدار دهنده عليه هر موج راداري كه هواپيما را تعقيب ميكند، تجهيزات ضد جنگ الكترونيك (ECM & ECCM) ، چهار دروبين مادون قرمز و معمولي، ‍چف و فلزهاي حرارتي به ترتيب براي گمراه كردن موشكهاي حرارتي و راداري را ميتواند با خود حمل كند.


      مشخصات هوپيما:



      طول: 15 متر

      عرض: 8.4 متر

      ارتفاع: 4.5 متر

      حد اكثر سرعت در اتفاع 36000 پايي: 2.2 ماخ

      حد اكثر سرعت در ارتفاع كم: 1.2 ماخ

      حداكثر وزن برخاستن: 32800 پوند.

      وزن رزمي: 21000 پوند

      وزن خالي: 16300 پوند

      سرعت تقرب: 141 نات (260 كيلوتر در ساعت)

      سرعت نشستن: 124 نات (235 كيلوتر در ساعت)
    • توسط kingraptor
      زیردریایی های اتمی و حتی دیزلی از توانایی های مرگباری برخوردارند و در صورت میل به قدرت نمایی، مهار آتش آنها بسیار مشکل است. این جنگ افزارها در طول جنگ جهانی دوم، به دلیل پنهان بودن از دید دشمن، نیروی دریایی انگلیس رابه زانو در آورده بودند. در ژاپن و شمال افریقا نیروهای آلمان نازی با در اختیار داشتن این سلاح ها سلطه خویش را بر دریاها اعمال می کردند.


      --------------------------------------------------------------------------------


      هواپیمای ضد زیردریایی P-3 اوریون


      --------------------------------------------------------------------------------

      شوروی با در اختیار داشتن زیر دریایی های اتمی قادر بود در صورت بروز جنگ، ارتباط اروپای غربی را با آمریکا قطع کند. در جنگ فالکلند پس از انهدام رزم ناو بل گرانوی آرژانتين توسط اژدر یک زیر دریایی انگلیسی، کشتی های جنگی آرژانتين دیگر تا پایان جنگ نقش مهمی را ایفا نکردند. به منظور مقابله با این جنگ افزارها در صحنه جنگهای گذشته و آینده تدابیری اندیشده شده است. پی-3 اوریون از جمله سلاحهایی است که می تواند تا حدود زیادی در مقابل زیردریایی ها، هر قدر هم که پیشرفته باشند عرض اندام کند. هواپیما چند منظوره پی-3 بیش از 30 سال است که به طور پیوسته توليد می شود و تا کنون بیش از 700 فروند آن به خدمت ارتشها، آتش نشانی ها، نیروهای حافظ صلح سازمان ملل و هواشناسی های کشورهای مختلف در آمده اند. از این لحاظ اوریون خود را تا مدت زیادی بی رقیب می دانست. طراحی اولیه بدنه و نحوه اتصال موتورها به هواپیما تا امروز تقریباً بدون هیچ تغییر عمده ای حفظ شده است. همین عدم نیاز به تغییرات گواهی بر بی نقص بودن طراحی اوریون است. اما تجهیزات الکترونیکی این هواپیما همواره در حال تغییر و تکامل بوده اند. از این رو سازنده پی-3 در به کار گیری آنها به درخواست و سلیقه مشتری عمل می کند. انواع پیشرفته تجهیزات، این هواپیما را به سلاحی خطرناک در مقابل زیردریایی ها تبدیل می کند. اوریون با چهار موتور توربو پراپ از نوع T56-A-10 کمی شبیه هرکولس محصول دیگر لاکهید است. با توجه به سابقه طولانی لاکهید در به کار گیری این نوع موتورها می توان به این نکته پی برد که این شرکت به خوبی با مشکلات این موتورها که سایرین را متواری کرده، کنار آمده است. پس از روی کار آمدن موتورهای توربوجت شرکهای هوایی سریعا به استفاده گسترده از آنها روی آوردند ولی لاکهید و نیروی دریایی ایالات متحده به علت ويژگيهای منحصر به فرد این موتورها همچنان در طیف گسترده ایی آنها را به کار می برند. خوشبختانه شرکت توربین الکترا بزودی توانست معایب عمده این موتورها را رفع کند و تا به امروز تامین کننده موتورهای پی-3 باقی مانده است. طراحی اوریون به حدود 40 سال پیش و سال 1957 باز می گردد. نخستین پرواز این هواپیما در 19 آگوست سال 1958 انجام شد پس از چند پرواز آزمایشی، تغییراتی صورت گرفت که عمده ترین آنها کوتاه شدن بدنه به میزان 2/13 متر بود. سپس این هواپیما به تجهیزات متداول آن روزها مجهز شد و به عنوان گشت دریایی، خدمت خود را رسما در نیروی دریایی آمریکا آغاز کرد. در آن زمان تغییرات دیگری برای فروندهای بعدی در نظر گرفته شد. در سال 1962 چند تغییر دیگر به منظور کارآمدتر کردن این سلاح اعمال شده و پی-3 اوریون که پس از گذشت سالها هنوز هم در خدمت ناسا است، متولد شد. نخستین سفارش قطعی برای خرید 7 فروند از این هواپیما مربوط به سال 1960 می باشد. نیروی دریایی آمریکا متقاضی خرید 7 فروند وای پی-3وی-1 با موتور آلیسون-توربین الکترا شد که می توانست انواع بمب های عمق روی معمولی و هسته ای، اژدرهای ضد زیر دریایی و مین و راکت را حمل کند.


      --------------------------------------------------------------------------------


      کابین نسبتاً پیچیده هواپیمای P-3 اوریون


      --------------------------------------------------------------------------------

      ظرفیت سوخت این 7 فروند اولیه از 20631 لیتر در اولین سفارش تا 34826 لیتر در آخرین متفاوت بود، اما همگی 4 مخزن در بالها، هر بال 2 مخزن جداگانه، و یک مخزن بزرگ در امتداد بدنه داشتند که این الگو تاکنون حفظ شده است. استفاده همزمان از دو رادار جداگانه در جلو و عقب هواپیما و ترکیب هر دو رادار برای ارایه تصویری 360 درجه ایی، پی-3 را به مجهزترین سلاح ضد زیر دریایی آن روز تبدیل کرد، اگرچه این طرح به زودی لو رفت و شرکتهای دیگر نیز به استفاده از آن روی آوردند. نخستین پرواز این سفارش هفتگانه در 15 آوریل 1961 انجام شد و تا آوریل سال بعد در مجموع 2521 ساعت در 585 سورتی پرواز با این هواپیماها به صورت آزمایشی و آموزشی انجام شد. بلافاصله پس از ورود این هواپیما به خدمت از آنها در جنگ علیه کوبا استفاده شد. در جنگ ویتنام نیز آمریکاییها از این هواپیما به میزان زیادی استفاده کردند. ماموریت اصلی این هواپیما در آن زمان پوشش راداری شبانه بر فراز خلیج تونکین بود گشتهای متداول روزانه و حمایت از کشتیهای لجستیکی در برابر هجوم احتمالی زیردریاییهای شوروی نیز از ماموریتهای بود که این هواپیما بر عهده داشت. نکته جالب توجه این است که این هواپیماها از پایگاهای داخل خاک فیلیپین به پرواز در می آمدند. از آن هنگام پی-3 به طور منظم در عملیات مشابه برون مرزی مورد استفاده نیروی دریایی آمریکا قرار گرفته و می گیرد و همواره به عنوان کشت ضد زیر دریایی، مین گذار دریایی، راهنمای زیر دریایی های خودی و هدف قرار دهنده اهداف دور به کار گرفته شده است.


      --------------------------------------------------------------------------------


      هواپیمای P-3 اوریون در حال پرواز در معیت یک ناوچه آمریکایی

      --------------------------------------------------------------------------------

      این هواپیماها گاهی برای ایجاد تغییرات آب و هوا و باران زا کردن ابرهای منطقه ای به کار گرفته می شوند. برای این کار پودر یدید نقره را در مقیاسهای زیاد توسط تجهیزات خاصی که در این هواپیما تعبیه شده است در میان ابرها می پاشند. قابلیت شرکت در عملیات جستجو و نجات، عکس برداری و نقشه برداری هوایی و حتی توانایی انجام ماموریتهای ترابری، اوریون را به هواپیمایی چند منظوره بدل نموده است. هم اکنون این هواپیماها در بیش از 30 پایگاه برون مرزی و درون مرزی آمریکا نشست و برخاست می کنند و حتی بارها توسط نیروهای چند ملیتی در مانورهای مشترک به کار گرفته شده اند. آمریکا تنها استفاده کننده از این هواپیماها نیست. اکثر کشورهایی که مرزهای آبی دارند از پی-3 به خوبی استقبال کردند و به میزان رفع نیاز دفاعی از این هواپیما خریده اند. نیوزلند اولین مشتری اوریون با سفارش 5 فروند پی-3 بی مجهز به مولد امواج صوتی کوتاه بود. کانادا 18 فروند و ژاپن که سرانجام در سال 1978 تصمیم به جایگزین کردن این هواپیما به جای نپتون گرفت مشتریان بعدی بودند.

      --------------------------------------------------------------------------------

      هواپیمای P-3 اوریون در حال برخاست


      --------------------------------------------------------------------------------

      ژاپن خط تولید این هواپیما را خریداری کرده و تا کنون بیش از 100 فروند از آن را تولید کرده است. پرتقال اسپانیا و تایلند خریداران دست دوم این هواپیما هستند. هلند، نروژ، ایران و پاکستان نیز هر کدام چند فروند پی-3 در اختیار دارند. انواع مختلف پی-3 اگر چه با قرار گرفتن حروف بزرگ و کوچک و شماره های متفاوت دسته بندی می شوند ولی عمدتاً تفاوت چشمگیری میان مدلهای مختلف مجود ندارد و می توان با تغییرات پیش بینی شده از سوی کارخانه سازنده هر نوع تغییر کاربردی را در انواع آن ایجاد کرد. پی-3 با حوصله ای که در خور هواپیمای توربو پراپ است، وجب به وجب منطقه را بازرسی و شناسایی و به محظ اطلاع از موقعیت زیردریایی مهاجم اقدام به شکار آن می کند. در طول عملکرد سی وچند ساله این سلاح موارد منفی از لحاظ فنی در مورد آن به چشم نمی خورد و همواره در انجام ماموریتهای محوله موفق بوده است. همین امر سبب شده است تا پرسنل زیر دریایی ها از هواپیمای پی-3 اوریون به عنوان کابوسی هولناک یاد کنند.

      -----------------------------------------------------------------------------



      ------------------------------------------------------------------------------

      منبع: Air.blogfa.com
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.