امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

با توجه به صحبتهای رییس جمهور ( پاسخ خون شهید نه امروز که بعدها نمایان خواهد شد ) و سردار شکاری که عنوان کردند عجله ای برای پاسخ وجود نداره و سر فرصت پاسخ داده میشه اگر سناریوی فریب را کنار بزاریم شاید تصمیم گرفته شده یک پاسخ حساب شده و تدریجی در طول زمان داده بشه .( بله همه از پاسخ های داده نشده به خون خصوصا شهید عماد مغنیه مطلع هستیم ولی این مورد با این حجم حادثه و بر عهده گرفتن وقیحانه و مستقیم مسئولیت کاملا متفاوت هست که اگر به سرنوشت خون عماد تبدیل بشه قطعا برای ما یعنی شکست )

 

به نظر میرسه پاسخ اخراج آمریکا با ابزار گرم/نرم از عراق باشه. این هدف هدف مناسبی است ولی نکته اینجاست مسئولان باید توجه داشته باشند اگر به صورت گرم و تلفات گیری باشه شاید کمی انتقام تلقی بشه ولی حتما باید برای وجهه مقاومت و روحیه نیروها و انسجامشون مبنی بر یک "پاسخ" مشخص فکری کرده باشند. اگر این پاسخ مشخص وجود نداشته باشه حتی اگر هدف محکمی هم انتخاب شده باشه تمام جوانب این جنایت را پاسخگو نخواهد بود.

  • Upvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

متاسفم  ولی ظاهرا خبر این موشک را قبلا در میلیتاری کار کردم 

 

1-4-2020_2-46-08_PM.jpg

 

بر 25 شهریور 1397 در 18:09 , MR9 گفت:

لبه تیغ تیزتر برای نیروی هوایی

اعطای قرارداد 49 میلیون دلاری نیروی هوایی ارتش ایالات متحده  برای  توسعه مهمات هوا به  زمین مشترک به لاکهید- مارتین

1~147.jpg

واشنگتن : وزارت دفاع ایالات متحده  در سالگرد حملات 11 سپتامبر  به شکل رسمی از امضاء قراردادی به ارزش 49618289 میلیون دلار به منظور خرید مهمات هوا به زمین مشترک از شرکت لاکهید – مارتین رونمایی نمود .

براساس بیانه رسمی وزارت دفاع  ، لاکهید – مارتین در چهارچوب قرارداد بازنگری شده   W31P4Q-15-C-0102 می بایست تامین نیازمندی  اردنانس نیروی هوایی در حوزه مهمات هوا به زمین مشترک Joint Air-to-Ground Missiles را برعهده گیرد . به اعتقاد تحلیلگران نظامی ، انتظار میرود که این قرارداد در فوریه 2021 بطور کامل در تاسیسات لاکهید در اورلاندو (فلوریدا) نهایی شود .

Joint-Air-to-Ground-Missile-JAGM.jpg

به گفته این تحلیلگران ، بخش سخت افزاری این سامانه تسلیحاتی (JAGM) در تست های صورت گرفته ، نزدیک به 95 درصد اطمینان پذیری رزمی را به ثبت رسانده  و بدلیل تشابه خطوط تولید این محصول جدید با مهمات ضد زره هلفایر ، می توان نزدیک به 75000 تیر موشک با قابلیت اطمینان پذیری رزمی نزدیک به 97 درصد را تحویل کاربران داد .

56e6516cc461881f318b460a.jpg

به گفته سخنگوی لاکهید – مارتین ، مهمات هوا به زمین مشترک ترکیبی از توانایی های مهمات HELLFIRE II و سیستم هدفگیری  Longbow را به شکل ارتقاء یافته  خواهد داشت . پیمانکار JAGM براین اعتقاد قرار دارد که ترکیب دو فناوری  لیزر نیمه فعال  (SAL) و رادار موج میلیمتری (MMW) در یک جستجوکر تکی و اتصال آن به یک  کلاهک بهبود یافته از گونه هلفایر در کنار تغییر پیشرانه و سامانه های پایش پرواز میتواند مسحور کننده به نظر برسد .

JAGM.JPG

این جستجوگر دوگانه  ، علاوه بر کارکرد مستقل ، می تواند بصورت  ترکیبی نیز عمل نموده  تا عملکردی بهینه را در محیط های بشدت آلوده به جنگ الکترونیک  به نمایش گذارد .

معماری ماژولار و باز این سخت افزار موجب خواهد شد تا قیمت گذاری نهایی آن ، با ثبات بیشتری همراه گردد و این گزینه مطلوبی  برای ارتش بشمار می آید . این روند ، همچنین باعث خواهد شد تا وزارت دفاع  از دامنه مانور بیشتری برای ارائه سفارشهای بیشتر برخوردار شده و مضاف بر آن ، مسیرهای جدیدی برای کاهش هزینه های طراحی و تولید کشف گردد .

صرفاً برای میلیتاری / مترجم MR9

 

 

  • Upvote 12

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

این هم دومین خبری که در این خصوص کار شده بود

 

بر 20 خرداد 1395 در 10:13 , MR9 گفت:

یک تجربه جدید

شلیک موشک هوا به زمین مشترک از پرنده های بدون سرنشین

 

mfc-jagm-photo-main-h.jpg

 

 

به گفته مدیر سیستمهای تسلیحاتی  مشترک ارتش ایالات متحده ، موشک جدید تست شده ، که در نهایت جایگزین مهمات هوا به سطح AGM-114 هل فایر خواهد شد ، از یک فروند پرنده بدون سرنشین با شناسه " عقاب خاکستری" به سوی یک هدف در حال حرکت در میدان تیر ارتش  واقع در " یوتا" شلیک و با موفقیت به هدف اصابت نمود .

 

ORD_JAGM_Inc1_Sections_LMCO_lg.jpg

سرهنگ جیمز مور ، بعنوان مدیر اجرایی برنامه موشکی و فضایی که بطور همزمان مسئولیت برنامه توسعه موشک ضد زره هلفایر و راکتهای آزادپرتاب 2.75 اینچی هیدرا را برعهده دارد ، براین اعتقاد است که موشک هوا به زمین مشترک (JAGM) در طیف متنوعی از برد موثر ، حداقل 8 کیلومتر در یک ارتفاع نرمال توسط پرنده بدون سرنشین پریدیتور ، عملیاتی شده و آزمایشات موفقی را به ثبت رسانده است و موفق شده تا یک کامیون با سرعت 20 مایل درساعت را مورد هدف قرار دهد .

 

ORD_JCM_on_AH-64D_Concept_lg.jpg

 

نخستین تست انجام شده ، در 25 ماه مه 2016 با نصب یک تیر از موشک جدید بر روی یک پرنده بدون سرنشین انجام گردید . سرهنگ مور بر این نکته تاکید می نماید که این موشک در حالتهای مختلف رزمی به شکل موفقیت آمیز با اهداف مود نظر درگیر و آن را منهدم نموده است. درنتیجه ، انعطاف پذیری این مهمات جدید در جستجو اهداف در همه گونه شرایط رزمی ، به خلبان این اجازه را خواهد داد تا در هرزمانی اهداف را ردیابی و با آن درگیر شده و یا از انهدام هدف خودداری نماید . این انعطاف پذیری به اندازه ای است که با انجام یکسری تنظیمات ، موشک خواهد توانست به شکل کاملاً خودکار ، از درگیری اجتناب نماید .

 

JAGM-Apachee.jpg

 

تست این موشک بر روی پهپاد عقاب خاکستری ، هفتمین سری از آزمایشات انجام گرفته روی این گونه جدید از مهمات هوا به زمین است ، چرا که قبلاً تستهای موفقی روی بالگردهای آپاچی و سوپرکبری سپاه تفنگداران به انجام رسیده است .

 

در تابستان 2015 ، یک قرارداد 66 میلیون دلاری برای مهندسی و توسعه این موشک با لاکهید مارتین به امضاء رسیده بود و بنا بر اطلاعات منتشر شده توسط  ارتش ، رقم این قرارداد می تواند تا سقف 186 میلیون دلار افزایش یابد تا خط تولید با سرعت کم این موشک به ارزش 60میلیون دلار ، برقرار گردد .

 

5751660fc36188ae568b4589.jpg

 

طبق سخنان سرهنگ مور ، با توجه به اهداف طراحی این موشک برای انهدام اهداف ثابت و متحرک ، انتظار می رود تا نخستین سری از این مهمات در اوایل سال2018 وارد سازمان رزم ارتش شود. براساس برنامه پیش بینی شده ، ارتش در پایان سال 2017 ، به شکل محدود ، یکسری تست های پیش عملیاتی با استفاده از بالگردهای آپاچی ، انجام می دهد  و سناریوهای عملیاتی گوناگونی را با آن تمرین خواهد نمود  .

 

Manned_Unmanned_Teaming_080411.jpg

 

از ماه اوت 2016 ، ارتش براین هدف است تا کیفیت نخستین سری از موشکهای تولید شده را در دو حوزه ایمنی و مرگ آوری ادعا شده توسط شرکت سازنده ، به بوته آزمایش گذاشته تا از عملکرد آن بر روی بالگردهای آپاچی و کبرا اطمینان یابد .

 

سرهنگ مور بر این عقیده است که علاوه بر دو بالگرد فوق الذکر ، یک نامزد بالقوه برای این موشک ، پرنده بدون سرنشین عقاب خاکستری است که علاوه بر استفاده از  هلفایر ، قابلیت حمل این موشک را در کنار اجرای ماموریتهای شناسایی بدست خواهد آورد .

 

پی نوشت :

 

1-تجربه رزمی سوریه و عراق ، بطور کامل در این سیستم تسلیحاتی جدید که بطور مشخص برای مقابله با خودروهای انتحاری توسعه پیدا کرده ، نمود دارد .

 

2- همچنان تجربه موفق برخورداری از یک نیروی هوایی به روز که موجب کاهش تلفات انسانی میشود ، شاخصه اصلی رزم در قرن بیست و یکم بشمار می رود .

 

 

صرفاً برای میلیتاری / مترجم : MR9

  • Upvote 13

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

برای  مرور گذشته  بهمن 1397

 

«استنلی مک کریستال» در مجله «فارین پالیسی» ادعا کرده که از عواقب سیاسی این کار ترسیده است

 

حالا باید دید اینهایی که این  دستور را در 2019 صادر کردند ، چه تحلیلی داشتند !

 

بر 6 بهمن 1397 در 09:16 , MR9 گفت:

سلام علیکم

 وقتی که حتی دشمنت ، لب به تحسین باز میکند

147110-004-B78C2546.jpg  Sardar_Qasem_Soleimani-01.jpg

ارتشبد استنلی مک کریستال ( سمت راست ) / سرلشکر پاسدار حاج قاسم سلیمانی (سمت چپ )

 «استنلی مک کریستال» در مجله «فارین پالیسی» ادعا کرده که از عواقب سیاسی این کار ترسیده است. او در توضیح موقعیت خود گفته است: «در یک شب ماه ژانویه در سال 2007، من شاهد ورود یک ستون نظامی ایران به شمال عراق بودم. فرمانده ستون نظامی ایران، قاسم سلیمانی بود». این درست همان جایی است که ژنرال آمریکایی ادعا کرده می‌توانسته دستور شلیک دهد. «اما تصمیم گرفتم به جای تیراندازی به طرف ستون نظامی ایران، آنها را تحت نظر بگیریم. این ستون نظامی به شهر اربیل در استان سلیمانیه عراق رسید و سردار سلیمانی در تاریکی هوا از نیروهای خود جدا شد».

بقیه اش در این لینک

 

 

  • Like 1
  • Upvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
هم اکنون, alala گفت:

سناتور گراهام باز با رجزخوانی و اینکه ترامپ به ایران پیام داده هرگونه پاسخ منجر به بمباران پالایشگاه های ایران میشه به عنوان اخرین عنصر اقتصادی باقی مونده عنوان کرده امریکا نشون داده حتی خون یک آمریکایی براش مهمه.

 

نمیدونم ولی به نظر پاسخ ما نباید به تاخیر بیفته بیش از این چند روز. ایران باید روشن کنه برای این گراهام و ترامپ که پالایشگاه ایران مساوی است با جریان نفت و درسته تهدید بزرگی است برای ما زدن پالایشگاه ها ولی دارند با ترس نان و هرج و مرج اقتصادی وادارمون میکنند خفه بشیم در مورد انتقام. ما جریان نفت را داریم و این میتونه مقابله حداقلی باشه. درسته امریکا احتمالا خیالش راحته خودش جریان نفتش برقراره ولی خب مشکل بقیه جهان خواهد بود بعدش.

 

ما واقعا الان انتخاب زیادی نداریم. پاسخ ترور سردار را نمیتونیم حواله بدیم به خروج از عراق و پاسخ تدریجی. جناب صمدی فکر کنم اشارت خوبی داشتند. ماجرای ترور سردار نقطه ای است که نمیشه مثل دفعات قبل پاسش داد و تیفور مثال خوبی بود عدم پاسخ یعنی چه.

 

مشخص هست از عواقب کار خودشون ترس بزرگی دارند و با این تهدیدات سعی دارند رفتار انتقامی ایران رو کنترل و به سطح کشور بی در و پیکری مثل سوریه تقلیل بدهند جایی که اسرائیل تهدید میکند اگر به هواپیمای ما شلیک کنید بیشتر شما رو خواهیم زد! یا حتی پایین تر از آن و تقلیل به سطح گروه های مواد مخدر و مافیایی که اگر پاسخ ندید ما فلان کار رو در قبال اون میکنیم مثلا نفت شما رو می خریم! در تفکر مادی خود فکر می کنند خون شهید قابل معامله است!

 

ولی این تهدیدات و اصولا در این دنیا تمام مسائل چند وجهی هستند و روی دیگری نیز دارند که باید در تحلیل و تصمیم گیری به آنها پرداخته شود. روی دیگر این تهدید این هست که اگر پاسخ شدید بدید بعد از چند مرحله میرسد به جنگ نفت کشهای 2 و این برای هر دو طرف هست نه فقط ایران یعنی قرار نیست تنها ایران پالایشگاه از دست بدهد بلکه برای تمام منطقه این اتفاق خواهد افتاد و ترس این کوتوله های امریکایی از همین مساله است. فریاد می زنند تا ترس واقعی خود را پنهان کنند.

 

اما اگر قرار باشد اتفاقی بیفتد باید در زمان مناسب و آمادگی کامل از طرف ایران باشد نه شرایط ایده آل برای طرف مقابل.

 

اینها دو پلن کلی در برنامه دارند یا اول جنگ محدود و بعد فرسایش داخلی در ایران و در نهایت جنگ تمام عیار یا هم از ابتدا جنگ تمام عیار و نابودی کل منطقه و بسیج جهانی و منطقه ای علیه ایران و در نهایت سود سرشار از بازسازی خاورمیانه ویران شده!

 

از طرف ایران به هر کدام از این پلنها نگاه کنیم برای ما باخت هست یعنی در شطرنج مثل نقاط عطفی هست که مشخص میکنه بتونی 10 حرکت دیگه انجام بدی و مات بشی یا 50 حرکت (بدون کیش و تعویض مهره) و کار به تساوی بکشه!

 

به نظر نمیرسه آرایش فعلی دشمن در منطقه برای جنگ تمام عیار باشه چون این مساله احتیاج به یک سری اصول پایه کلاسیک از جمله تامین خطوط تدارکات و پشتیبانی چند لایه داره که در حال حاضر حتی نزدیک به این حالت هم نیست.

 

اما از نظر جنگ محدود و فرسایشی که در آن با دخالت یافتن کشورهای عربی هزینه بین چند کشور سرشکن شود با توجه به آرایش نظامی کاملا در این وضعیت قرار دارند یعنی از یک سال گذشته این شرایط رو اتخاذ کردند و در حال تکمیل اون هستند.

 

با توجه به توانایی های ایران هم بهترین حالت درگیری همین حالت می باشد یعنی ما در صورت مدیریت نبرد (اولویت اول) و جهت دهی به آن می توانیم در چنین شرایطی بالانس نظامی و امنیتی ایجاد کنیم.

 

ولی در حالت جنگ تمام عیار مثل حمله به عراق در سال 1991 توانایی بالانس طرف مقابل را نداشته و نمی توانیم از ظرفیت های کشور استفاده لازم را ببریم.

 

انتقاد اصلی به صدام در جریان جنگ خلیج فارس نه آغاز حمله به کویت بلکه ادامه ندادن آن می باشد یعنی با ارتش یک میلیون نفری و نیروی هوایی برتر در منطقه باید از کویت فراتر می رفت و خطوط تدارکات رو تصرف و از بین می برد نه اینکه نظاره گر باشد تا آمریکا در طول شش ماه نقل و انتقال نظامی به منطقه انجام دهد. در این صورت آمریکایی ها باید ابتدا در شمال آفریقا و عربستان با عراق می جنگیدند و با گسترش جبهه جنگ مشکلی که برای ارتش آلمان در شوروی ایجاد براشون بوجود می آمد و جنگ از حالت دو ماهه به دو ساله یا بیشتر تبدیل میشد که در این صورت سرزمین عراق آسیب اصلی رو نمی دید حتی اگر در جنگ شکست می خورد و کار به آتش بس می کشید.

 

اکنون اگر شرایط اینطور که نوشتم باشد چه ما بخواهیم یا بترسیم و نخواهیم یکی از دو پلن اتفاق خواهد افتاد و تنها انتخاب بین بد و بدتر در دست ماست.

 

شاید هم بنده اشتباه برداشت کردم و آمریکایی ها قصد هیچ جنگی ندارند و در حال عقب نشینی از منطقه هستند و در این حال سعی دارند زهر خودشون رو بریزن!

  • Like 1
  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
هم اکنون, SAEID گفت:

انتقاد اصلی به صدام در جریان جنگ خلیج فارس نه آغاز حمله به کویت بلکه ادامه ندادن آن می باشد

 

سلام علیکم

تحلیل آن موقع عراقیها  به نقل از کردزمن ، این بود که اشغال کویت ، پذیرفته میشود یا درنهایت  ادعای عراق در خصوص چاههای نفت مشترک  را قبول  می کنند ، در حوزه نظامی هم سرفرماندهی ارتش بعث بدلیل عدم درک کامل از شیوه  رزم  ائتلاف ، تصور می کرد نظیر جنگ  با ایران ، بایک نبرد فرسایشی و خاکریزی روبرو هست ( شکل قرار گیری واحدهای پیاده و زرهی در کویت و استقرار در صحرا و ایجادمیدان های موانع گسترده و ...  )   ونه یک جنگ سریع با اتکاء بر توان هوایی

 

  • Upvote 8

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
هم اکنون, MR9 گفت:

 

سلام علیکم

تحلیل آن موقع عراقیها  به نقل از کردزمن ، این بود که اشغال کویت ، پذیرفته میشود یا درنهایت  ادعای عراق در خصوص چاههای نفت مشترک  را قبول  می کنند ، در حوزه نظامی هم سرفرماندهی ارتش بعث بدلیل عدم درک کامل از شیوه  رزم  ائتلاف ، تصور می کرد نظیر جنگ  با ایران ، بایک نبرد فرسایشی و خاکریزی روبرو هست ( شکل قرار گیری واحدهای پیاده و زرهی در کویت و استقرار در صحرا و ایجادمیدان های موانع گسترده و ...  )   ونه یک جنگ سریع با اتکاء بر توان هوایی

 

 

بله درست می فرمایید و در این خصوص سالها قبل در سایت بحثهای زیادی صورت گرفته که خارج از حوصله این تاپیک هست.

 

اما موردی که مربوط به این بحث هست شامل این دو نکته میشود : هدف گذاری صحیح در ابعاد استراتژیک و تاکتیکال با توجه به شناخت صحیح از دکترین و استراتژی سیاسی نظامی اقتصادی و اجتماعی دشمن.

 

این یعنی نه تنها سرفرماندهی عراق بلکه حتی مقامات سیاسی این کشور شناخت درستی از الگوی رفتاری آمریکا نداشتند و به اشتباه بر پایه جنگ ویتنام و جنگ با ایران برای جنگ بعدی برنامه ریزی کرده بوند.

 

از نظر هدف گذاری هم که گفتم باید از کویت فراتر می رفتند از قدیم گفتن یا یک کاری رو شروع نکن یا تا آخر برو! مثل آبی که از سد سرازیر بشه و تا آخرین فاصله که بتونه همه رو با خودش میبره.

 

پاورقی : البته در سال 1991 خبری از اینترنت و این حجم از اطلاعات که امروز در دسترس همگان هست نبود و این میتونه تا حدی توجیه شناخت اشتباه عراقی ها باشد.

  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
هم اکنون, SAEID گفت:

اما موردی که مربوط به این بحث هست شامل این دو نکته میشود : هدف گذاری صحیح در ابعاد استراتژیک و تاکتیکال با توجه به شناخت صحیح از دکترین و استراتژی سیاسی نظامی اقتصادی و اجتماعی دشمن.

 

در این مدت چند سال ، سعی شده همین مساله را در میلیتاری جا بندازیم

 

دو تا کیبرد بنده ازرده خارج شد از کثرت تایپ در میلیتاری که مسیر را در چهارچوب تحلیل های واقعی  قرار بدیم

 

تازه ترین کلید واژه  تحلیل دشمن ، تمرکز روی عملیات تاثیر محور هست . اگر در انجمن جستجو بفرمایید ، حداقل 10-15 پست بنده و دوستان را در این زمینه پیدا می کنید

 

ولی نقطه آغاز تشریح عملیات تاثیرمحور از این تاپیک شروع شد

 

"بیداری اژدهای شرق ، افسانه یا واقعیت"

EEE~0.jpg

  • Upvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ببینید دوستان

 

 

بنده با سواد کم خودم یک تحلیل دارم که امیدوارم دوستان بهش توجه کنند ، سردار سلیمانی نماد قدرت ایران و محور مقاومت بود ، ایشون بعنوان برند نظامی ایران شناخته میشد ، خب با به شهادت رسیدن ایشون اعتبار نظامی ما و محور مقاومت زیر  سوال رفته .

 

ما راه های گوناگونی داریم ؛ 

 

اول

عدم پاسخ  و موکول کردن پاسخ برای بعدا  

 

 

نتیجه :  به عقیده بنده ترور حاج قاسم زیر پا گذاشتن بزرگترین خط قرمز ما بوده و وقتی کشوری بزرگترین خط قرمز دشمنش رو زیر پا میذاره یعنی برای اهدافی بزرگ آماده شده ، در نتیجه عقیده من اینه در صورت عدم پاسخ به این جنایت اقدام بعدی آمریکا بهانه برای خروج از برجام و بمباران تاسیسات اتمی و یا ترور دانشمندان مت به بهانه سلاح اتمی هست ، این کار باعث نابودی احساس امنیت ملت و فروپاشی از داخل می شود .

 

دوم :

 

 پاسخی نرم 

 

نتیجه :  این پاسخ احتمالا مثلا موشک باران مناطقی از اراضی اشغالی توسط گروه های فلسطینی باشد و یا یک پاتک به یک کاروان نظامیان آمریکا  ، این باعث میشه دشمن در محاسبات خودش به ضعف کامل ایران پی ببره و همچنین باعث تضعیف روحیه محور مقاومت و سربازان ایران میشه و اعتبار ایران لگد مال میشه و همچنین به امریکا میفهمونه که میتونه در ازای بهایی کم دستاورد بزرگ به دست بیاره 

 

 

سوم :

 

پاسخی معمولی 

 

نتیجه :  حمله حشد به پایگاه السد و موشک باران سفارت آمریکا در عراق توسط سپاه یک پاسخ  معمولی است که در صورت اجرا میشه گفت  برنده ماجرا آمریکا بوده و میشه گفت پاشو از قائله بیرون کشیده برای بالا نگرفتن تنش

 

 

چهارم :

 

 پاسخ سخت

 

این پاسخ میتونه چند وجه داشته باشه و قابل پیش بینی نیست اما پاسخ هایی رو میشه حدس زد

 

 

اول این رو میشه تایید کرد  که این پاسخ تنها محدود به ایران نیست و احتمالا حزب الله و حشد الشعبی و گردان های ما در سوریه در این پاسخ همکاری میکنند.

 

فرضیه اول : حمله به نماد قدرت 

 

در این سناریو ایران میتونه با حملاتی سریع و مرگ بار به ناو هواپیما بر آمریکا باعث انهدام اون بشه و این عمل تقریبا یک پاسخ بسیار سخت میشه تلقی کرد و میشه گفت این عمل انتقام خوب و مناسبیه چون ناوهواپیما بر آمریکا نماد قدرت ارتش ایالات متحده است و تقریبا بی حساب میشیم اما  بدون شک باعث گسترش درگیری میشه و ماهم تلفات کمی نمیدیم

 

 

فرضیه دوم : حمله در خارج آسیا و ترور یک شخصیت مهم آمریکایی مثلا بولتون هست که خب بنظرم پاسخ معقولیه اما نمیشه چون حفاظت ازشون شدیده و ترورش سخت .

 

 

فرضیه سوم : حمله همه جانبه محور مقاومت به تمامی پایگاه های آمریکا در خاورمیانه اعم از عراق سوریه عربستان اردن بحرین قطر امارات افغانستان و پاکستان و ترکیه ، این کار به وسیله تمام نایبان ایران و سپاه میشه انجام بگیره و پاسخ بشدت محکمی هست .

  • Like 1
  • Upvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

آمریکا در قطر و کویت با هر کدوم 13000 نیرو بیشترین نیروها را داره. قطعا الان پدافند زمینی و هوایی و دریاییش در آماده باش کامل هست ولی عملیاتی مثل عملیات آرامکو ضد یک پایگاه و انهدام چندین پرنده و بخشی از پایگاه و احتمالا چندین نیرو هم پاسخ مناسبی است. همراه با یک عملیات فریب در عراق مثلا.

 

انهدام ناو پاسخ متقابل انهدام ناوگان را داره قطعا ولی یک حمله شبح وار شبانه در سکوت ( مثل حمله خودشون ) به یک پایگاه و غافلگیری به نظر حساسیت کمتری داره و البته حمله مستقیم به یک پایگاه در کشوری که جنگی درش نیست برای امریکا جز نخستین بارها خواهد بود. مثلا قطر اگر پرواز پهپاد صحت داشته باشه هرچند من کویت را ترجیح میدم به دلایلی و مثلا با بهانه حریم هواییش که در اختیار پهپاد بوده. کویت هم در جنگ تحمیلی و هم حالا هم رسمی و هم بخشی از حاکمیتش در حق ما بد کردند. در ضمن ما با خودشون کاری نداریم و پایگاه امریکایی مدنظر هست و بعدش هم تماس میگیریم میگیم تقصیر امریکا بود.

ویرایش شده در توسط alala
  • Upvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

به هر حال ولی به نظرم نسانه هایی وجود داره لااقل بخشی از مسئولان تصمیم گرفتند پاسخ فوری و مشخص به هیچ وجه داده نشه. چند نشانه عرض میکنم:

 

1.سخنان برخی مسئولین مبنی بر انتقام در زمان و مکان مناسب.

2.این جمله جناب روحانی: روحانی: انتقام زمانی است که آمریکا دستش از منطقه کوتاه شود

3. این جمله جناب روحانی: آمریکا طعم انتقام را نه امروز که در اینده درک خواهد کرد. (مضمون)

4. بی قراری دختر سردار سلیمانی و پرسش از روحانی که چه زمانی انتقام میگیرید؟ ( به نظرم اینکه از ایشون می پرسند در اخر جلسه با اینکه رهبری روز پیش بودند شاید نشانه ای است از اینکه اطلاع دارند که تصمیم از طیفی از مسئولان در جلسه شورای امنیت تایید نشده )

  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
هم اکنون, MR9 گفت:

برای  مرور گذشته  بهمن 1397

 

«استنلی مک کریستال» در مجله «فارین پالیسی» ادعا کرده که از عواقب سیاسی این کار ترسیده است

 

حالا باید دید اینهایی که این  دستور را در 2019 صادر کردند ، چه تحلیلی داشتند !

 

 

دیروز تحلیلگر سی‌ان‌ان هم همین خاطره رو تعریف کرد و گفت، زدن سلیمانی برای امریکا کار راحتی بوده از نظر نظامی، ولی بارها و بارها تصمیم فرماندهان این بوده که نکنند این کار رو.

 

سوالی که تحلیل‌گر پرسید در ادامه این بود که ترامپ، چند ماه پیش سر قضیه پهپاد یه عملیات نظامی رو کنسل کرد سر اینکه چند نفر کشته می‌شدن و حالا در طی یک‌هفته صدها نفر رو زده و این هم از این قتل‌ های‌پروفایل و می‌گفت برای من جالبه که بفهمم ترامپ به دنبال چه چیزی هست.

ترامپ میخواد به چه نتیجه‌ای برسه که عملیات نظامی در اون زمان پهپاد به سودش نبود؟ قطعا ادم‌هایی بهش گفتن تاثیر کشتن این افراد چی هستن و باز این تصمیم رو گرفته...

 

دیشب ترامپ عملا برداشت من این بود که گفت سلیمانی و مهندس رو زده که نشون بده به عراق و گروه‌های زیر نظرش که با کی طرف هستن و عملا میخواد توجه‌شون رو جلب بکنه به اینکه وارد یه درگیری بزرگ‌تر نشن...

اگر هدف اون بوده باشه و اگر ایران منطقی با قضیه برخورد بکنه(مثل تا الان که نکرده) به نظرم خیلی عالی شده نتیجه و به کمی اروم‌تر شدن منطقه و کشته شدن ادم‌های کمتری منجر میشه تا اینکه عملیاتی شکل می‌گرفت یا بر اثر هیجانات کاری می‌کردن و جنگ به راه می‌افتاد...

 

من کاملا متعجب بودم که از سر قضیه پهپاد که امریکا عقب کشید، عملا منطقه رو داد دست ایران. شاید تحلیلش در اون زمان این بوده که با کمی عقب نشینی کردن، ایران هم کوتاه میاد. ولی ایران نتنها کوتاه نیومد که بیشتر وارد شد و بیشتر فشار اورد.

 

امریکا حتی پشت عربستان رو هم در قضیه ارامکو خالی کرد و حتی عربستان هم فیتیله رو داد پایین و گفت یمنی ها بودن و زیر بار اینکه ایران زده نرفت. امریکا هم پی قضیه رو خیلی نگرفت...

 

به نظرم، با حرف‌های کلی ترامپ جور در میاد این قضیه...

 

یعنی اونها عقب کشیدن تا منطقه اروم‌تر بشه، سربازها رو از افغانستان عقب کشیدن و گفتن با طالبان صحبت می‌کنیم و تمام این قضایا... عربستان و کشورهای عربی عملا پشتشون خالی شد و اونها هم فروکش کردن ولی نهایتا دیدن ایران سر جاش ننشسته و تحلیل‌های اشتباه پشت اشتباه داره میکنه در حوزه نظامی و بیشتر داره میره جلو.

با زدن چهره‌های اول نظامی دو کشور عراق و ایران، با یه جوری زدن پایگاهی که تا دو روز بعد از توش جنازه بیرون می‌کشیدن و ۶۰ نفر کشته داد، عملا نشون داد که هست و باید همه عقب بکشن.

ولی در جواب، در کمال تعجب دید ایران و عراق نتنها پیغام رو نگرفتن، که پر رو تر شدن و گویی جای ابرقدرت و کشور فتح‌شده و شکست خورده جنگ و یه کشور با اقتصاد نابود که صدها نفر رو در خیابون‌های خودش کشته و با دعوت یه پدر و مادر، هزاران نفر نیروی نظامی به خیابون میاره و کارهای عجیب و غریب می‌کنه و به سفارتش حمله میکنن...

 

شاید تحلیلشون این بود که باید اب سردی روی سر طرف مقابل ریخته بشه تا شاید به خودش بیاد و از خواب بیدار بشه...

 

احتمالا چاره‌ای نبود جز زدن این اهداف های‌پروفایل و پای عواقبش وایسادن. یعنی تحلیل این بوده که می‌زنیم و دو حالت پیش‌میاد، یا میشینن سر جاشون، یا خود پالایشگاه‌ها رو میزنیم و کمرشون رو می‌شکنیم( لیندزی گراهام دقیقا اشاره کرد که اگر ایران ادامه بده، پالایشگاه‌ها رو میزنیم...)

 

قطعا ایران داره روش‌های مختلف جواب دادن رو بررسی می‌کنه و عواقب هر کدوم رو. من دیروز نگران بودم که مثلا تیتر خبری نیاد رو خبرگزاری ها که لانچر‌های موشکمون رو در داخل ایران زدن.

 

ما مثل تمام ترور‌های قبلی، جواب دادیم که در زمان مناسب پاسخ خواهیم داد. فکر می‌کنم این عاقلانه ترین تصمیم از طرف ما بوده تا این لحظه.

 

همچنین ترامپ دیروز ظهر هم توییتی زد و گفت ایران در جنگی پیروز نبوده، ولی مذاکره کننده خوبیه و دعوت کرد به میز مذاکره برگردیم. احتمالا الان بهتر از ۹۲ و ۸۰ شکستمون رو جلوی چشممون داریم و خطر رو حس میکنیم و می‌تونیم معامله بهتری بکنیم(بهتری برای اونها و شکست و تسلیم کامل برای نظام و برنامه‌هاش)...

 

امیدوارم خروجی این قضایا، پایان جنگ و کشتار مردم بیگناه در سوریه، یمن، سودان باشه و شروعی برای برگشتن ارامش به افغانستان، عراق و لبنان و شروعی باشه برای برگشتن خودمون به روال درست زندگی...

  • Upvote 2
  • Downvote 15

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط MR9
      مقدمه : 
      به بهانه حمله مجدد اسراییل به سوریه  ( دی 1399 خورشیدی ) که گفته میشود نزدیک به 40 نفر تلفات را در پی داشته ، بصورت گذار ، روند عملکرد IDF به سال 2020 در سوریه مورد بررسی قرار می گیرد  ، جایی که ماهیت عملکرد طرفهای درگیر از ابتدای شروع مخاصمات در سوریه ، همواره به نوعی با شوک و بُهت ، همراه بوده است . 
       
      ایران و رژیم عبری ، نبرد برای کسب برتری نظامی :
      در طول نزدیک به 9 سال از آغاز جنگ داخلی بین المللی در سوریه ، نیروی هوایی ارتش اسراییل(IAF) بیشتر از 300 حمله هوایی را بر علیه اهداف ادعایی متعلق به سپاه پاسداران و شبکه نیروهای شبه نظامی وابسته به آن ( موسوم به شبه نظامیان فراملی شیعه / شبکه تهدید ایرانی ITN) در سوریه انجام داده است . با این حال برخی تحلیلگران جنگ داخلی سوریه  براین اعتقادند که حملات هوایی مستمر اسراییل با یک هدف اصلی ، یعنی جلوگیری از تثبیت حضور ایران در سوریه  و جلوگیری از ایجاد یک مسیر امن به منظور انتقال تسلیحات پیشرفته به حزب ا... و سایر نیروهایی که امنیت رژیم عبری را مورد تهدید قرار میدهد ، صورت می گیرد .
       

       
      پل لجستیکی ایران به سوریه و گذرگاه ابوکمال
      برخی ناظران براین باورند که  این مسیر به یک نقطه تعادل در منطقه برای ایران تبدیل شده است 
       
      با توجه به این مساله و براساس اطلاعات موجود ، از ابتدای سال 2020 تا ماه مه همین سال ،نیروی هوایی عبری 14 عملیات هوایی را در سوریه انجام داده  که در جریان این حملات ، چیزی در حدود 23 موقعیت مختلف در سراسر خاک سوریه به غیر از شمال شرقی این کشور را مورد هدف قرار گرفته است . از میان 14 حمله فوق ، 5 حمله در یک بازه زمانی دو هفته ای میان 20 آوریل تا 4 ماه مه رخ داده  که این امر نشاندهنده افزایش فعالیت شبکه تهدیدات ایران بوده است .
       
      هر قدر هم شرایط تغییر کند ، عکس العمل به آن  مشابه  خواهد بود ...
       
      بررسی روند حملات هوایی اسراییل به استان های قنیطره ،سویدا ، درعا و دمشق ، بخوبی  این تحلیل را در اختیار کارشناسان نظامی قرار میدهد که شاخه عملیات خارجی سپاه پاسداران ( سپاه قدس /  IRGC-QF) علیرغم اطلاعات طرف روسی ، همچنان در نزدیکی مرزهای شمالی اسراییلی با شدت هرچه تمام تری ، به فعالیت خود ادامه می دهند و اسراییل نیز با کاهش یا افزایش این تحرکات ، حملات هوایی خود را تنظیم می کند .
       
         
       
      به اعتقاد منابع اطلاعاتی غربی ، گستره وسیعی از نیروهای شبه نظامی ، استخوان بندی قدرت ایران در سوریه را تشکیل میدهد 
       
       
      در واقع ، سراسر بخش جنوبی سوریه در طول 9 سال گذشته ، به منطقه اصلی عملیات هوایی ارتش اسراییل تبدیل شده ، چرا که مبداء قریب به اکثر محموله های تسلیحاتی سپاه که به قصد تحویل به حزب ا... درلبنان یا حماس در غزه ارسال می شود ، از اطراف دمشق صورت می گیرد . این درحالی است که اگر چه بلندی های جولان همچنان در اشغال IDF قرار دارد ، اما تل آویو در طول این 9 سال ، نگرانی خود را از اینکه در کنار جولان ، محور جنوبی سوریه تبدیل به یک سکوی پرش دوم برای ایران جهت هرگونه عملیات غافلگیرانه شود ، پنهان نکرده است .
       

       
      نگرانی اسراییل از گسترش سریع نظامی ایران در سوریه  آنچنان عمیق است که فرودگاه بین المللی دمشق  (DAI) جایی که هواگردهای ترابری سنگین نیروی هوا- فضای سپاه ، خطوط هوایی غیرنظامی وابسته به این نیرو و گاهی هواگردهای نیروی هوایی ایران ، موشک ، سلاح ، مهمات و اقلام نظامی را به یگانهای مستقر در سوریه  تحویل می دهند نیز از حملات مستمر IAF در امان نمانده است . اما در حالی که  فرودگاه دمشق به یک هدف روتین برای نیروی هوایی رژیم عبری تبدیل شده ، حمله هوایی 13 فوریه 2020 به برجسته ترین و درواقع نقطه اوج این بمباران ها  تبدیل گردید ، چرا که  پس از چند سال تردید ، IAF یکی از قرارگاه های سپاه پاسداران ( بنا بر ادعای نویسنده . م )  را در ساختمانی سه طبقه در نزدیکی بخش ورودی فرودگاه را مورد حمله قرار داد که به دلیل اهمیت آن ، زیر پوشش گسترده رسانه ها قرار گرفت .
       
       
      ابوکمال ، نقطه جدید فشار اسراییل علیه ایران :
      حدود مرزی میان سوریه و عراق پس بازپسگیری شهر ابوکمال توسط سپاه پاسداران از عناصر داعش در اواخر سال 2017 به نقطه جدیدی برای حملات نیروی هوایی اسراییل تبدیل گردید . این شهر بدلیل موقعیت ژئواستراتژیک ، یک نقطه پراهمیت  در پل لجستیکی ایران است که تا لبنان ادامه پیدا می کند وگفته می شود که تمامی تسلیحات ایرانی ارسال شده به مقصد جنوب لبنان یا غزه ، می بایست از این گذرگاه عبور نماید . در سال 2019 ، ایران پس از مدتها بررسی شرایط منطقه ، یک ابر انبار زیرزمینی با شناسه پادگان امام علی (ع)  را برای ذخیره محموله هایی که بصورت مستمر وارد سوریه می شد ، تاسیس نمود ، در حالی که همزمان با این تحرکات ، واحدهای بسیج مردمی سوری به همراه یک نیروی 60 نفری از شبه نظامیان عراقی متمایل به ایران ، مسئولیت حفاظت از این مجموعه و تمامی محور مرزی میان  سوریه و عراق را برعهده گرفته بودند . گسترش ماموریتهای محوله به این نیروها ، بعدها موجب شد تا عناصری از کتائب حزب ا.. ، سازمان بدر ، النجباء ، عصائب اهل الحق و گردان های امام علی (ع) در قالب بسیج مردمی ، نیز وارد عمل شده و نقش بسیار مهمی را در حفظ منطقه بسود ایران بازی کنند . سایر شبه نظامیان تحت حمایت ایران نیز شامل تیپ 313 (سوری ) ، لواء فاطمیون ( هزاره های شیعه افغانستانی ) ، لواءزینبیون ( شیعیان زیدی پاکستانی ) نیز حضور بسیار فعالی را از خود به ثبت رسانده اند  . بدین ترتیب سازمان های اطلاعاتی عبری تخمین می زنند که شبکه شبه نظامیان ایران شامل 6200 نیروی رزمنده است که در حوزه جغرافیایی دره رودخانه فرات مستقر و ان را  تحت کنترل کامل دارند .
       

       
      موقعیت پادگان امام علی (ع) بنا بر ادعای منابع اطلاعاتی عبری 
      آیا این موقعیت ، یک نقطه محوری برای ایران محسوب میشود یا اینکه تنها یک سیبل ثابت فریب دهنده  برای جذب حملات IAF و منحرف نمودن اذهان تحلیلگران اطلاعاتی اسراییل است!!!!
       
      بطور طبیعی ، این منطقه ، شامل گذرگاه ابوکمال ، به کانون تمرکز برنامه ریزان نیروی هوایی عبری درآمده و در سال 2020 ، در سه بازه زمانی متفاوت ( ژانویه ، مارس و مه )  مواضع سپاه پاسداران را در شرق سوریه مورد هدف قرار دادند . در ژانویه 2020 ( بطور دقیق حدود یک سال پیش . م )  جنگنده های عبری یک کاروان ناشناس را در حومه ابوکمال بمباران کردند که در نتیجه این حمله ، 8 شبه نظامی عراقی کشته (شهید) شدند ، در حالی که به ادعای تل آویو ، این کاروان موشکهای خاصی را می بایست به حزب ا... تحویل می داد . در همان زمان نیز،یک انبار دپوی سلاح در منطقه فوق بشدت بمباران گردید . در 11 مارس 2020 ، زیرساختهای بسیج مردمی سوریه در حومه ابوکمال مجدداً مورد حمله قرار گرفت که به شکل خاص ، پادگان امام علی(ع) هدف از قبل برنامه ریزی شده ای بود که در مجموع سه حمله به این منطقه ، چیزی در حدود 48 شبه نظامی عراقی و ایرانی کشته (شهید ) شدند .
      در واقع ، ستاد مشترک ارتش عبری ، به این نتیجه رسیده بود  که حفظ فشار بر گذرگاه  لجستیکی ابوکمال برای محدود کردن آزادی مانور واحدهای ایرانی در سوریه بسیار ضروری است و برای نمایش اراده معطوف به هدف ( کاهش مانور عناصر ایرانی در این منطقه )  نیروی هوایی فارغ از بُعد مسافت ، موظف است تا  منطقه را تحت پوشش خود قرار دهد . به همین دلیل در بازه زمانی سال 2020 ، حداقل 5 بار مواضع ایران در منطقه فوق مورد هدف قرار گرفت .
       
         
       
      شیوه کاربرد مهمات اسپایس محصول رافائل 
      رافائل مدعی است که این مهمات جدید قابلیت شلیک در شرایط همه گونه آب و هوایی ( روز / شب ، آب و هوای نامطلوب ) را با استفاده از دو جستجوگر CCD / IIR و همچنین الگوریتم های پیشرفته  تطبیق منظر ، را در اختیار کاربران خواهد گذاشت . به گفته مقامات این شرکت ،  جستجوگر Spice در نزدیکترین فاصله ممکن ، هدف را شناسایی و آن را به شکل کاملا هوشمند با دیتای موجود در حافظه خود ، مطابقت داده  و به همین دلیل ، خطای احتمالی ناشی از اخلال در GPS را تا حد ممکن ، کاهش دهد .
       
       
      سپاه قدس ، انتقال زیرساختها به زیرزمین :
      برخی ناظران نظامی براین اعتقادند که  حملات فزاینده IAF به زیرساختهای سپاه پاسداران موجب شده تا فرماندهان این نیرو بسرعت تسهیلات و تاسیسات حیاتی خود را برای محاظت در برابر حملات هوایی به زیرزمین منتقل کنند  . بدین معنی که پادگان امام علی (ع) در حالی بعنوان یک هدف ثابت تقویت شده برای نیروی هوایی عبری ،  به بزرگترین مرکز دپویی سپاه در سوریه تبدیل شده که بسرعت مراکز پیشرفته تری در سراسر خاک سوریه  در حال ایجاد است .
      آنچه که ارزیابی های خسارت منطقه نبرد (BDA)  از بمباران های آوریل 2020 نشان میدهد ، نیروی هوایی عبری ، چیزی در حدود 9 مرکز ذخیره سازی را در شمال منطقه پالمیرا بمباران نموده  که به احتمال بسیار زیاد مقصد نهایی جنگ افزارهای ارسال شده  زمینی از طریق ابوکمال یا پایگاه هوایی تیاس بوده است .
       
       

       
      در حدود یکهفته بعد ، در بیست و هفتم آوریل 2020 ، اسراییل تاسیسات مشابهی را در پایگاه هوایی مِزِه در دمشق مورد هدف قرار داد که تحلیل ها حاکی از آن بود ورودی این تاسیسات آسیب دیده ولی اینکه بخش زیرزمینی آن نیز آسیب دیده یا خیر ، مشخص نگردید. پایگاه هوایی مِزِه تحت کنترل کامل دپارتمان اطلاعات نیروی هوایی ارتش سوریه است که مهمترین شریک نیروی قدس سپاه در عملیات بر ضد شورشیان مسلح و اسراییل بشمار می رود .
      ناظران نظامی بر این اعتقادند که  درصورت ادامه ساخت دپوهای زیرزمینی توسط ایران ، نیروی هوایی اسراییل بتدریج بسوی مهمات سنگرشکن سنگین خواهد رفت . از انجا که برد این نوع پرتابه ها ، نسبت به  موشکهای کروز کمتر است ، جنگنده های نیروی هوایی اسراییل بالاجبار می بایست به هدفهای خود نزدیکتر شوند و همین امر ،  آنها را در برابر سامانه های دفاع هوایی سوری قرار خواهد داد.
       
         
       
      مهمات نفوذ کننده  جی بی یو-39 
       
      بعنوان مثال ، براساس شیوه استاندارد نیروی هوایی عبری ، موشکهای کروز دلیله از فاصله 250 کیلومتری قابل شلیک است و درمقایسه ، مهمات GBU-39  علیرغم قطر کمتر ، بدلیل حمل یک سرجنگی بزرگتر (4 برابر)، در شرایط ایده آل ، می تواند از فاصله 64 کیلومتری رها شود . از سویی دیگر ، مهمات نفوذ کننده BLU-109 با کلاهکی به وزن 874 کیلوگرم ، نیازمند رها سازی از بردی نزدیکتر را دارد ، ضمن اینکه حمل این مهمات ، سطح مقطع راداری جنگنده حامل را افزایش خواهد داد و ضمن کاهش قدرت مانور و برد پروازی ، شبکه دفاع هوایی سوریه را برای رهگیری آن در موقعیت بهتری قرار می دهد .
       

       
      جنگنده F-16I  مسلح به مهمات دوهزار پاوندی  BLU-109 سنگرشکن ، سلاح اصلی نیروی هوایی عبری برای اجرای حملات علیه تاسیسات زیر زمینی 
       
       
      اما برخلاف تصور ایده آل سطور بالا ، حملات غیر قابل باور نیروی هوایی عبری بر علیه اهدافی در نزدیکی حمص و شعیرات و درست در محدوده برد سامانه اس-300 سوری ، باردیگر ، برتری هوایی ارتش عبری را در آسمان سوریه ، به رُخ دوطرف کشاند . با این وصف ، در حالی که  عوامل توپولوژیک و تاکتیکی در آنالیز عملکرد شبکه دفاع هوایی سوریه دخیل هستند ، اکنون مشخص شده که روسها اگر چه سیستم اس-300 را به سوریها ، هدیه داده اند ، اما کاربرد آن را بر علیه جتهای عبری ممنوع نموده اند .
       

       
       
      بعنوان مثال ، در 31 مارس 2020 ، نیروی هوایی عبری ، فرودگاه نظامی شعیرات را مورد حمله قرار داد که در جریان آن ، بخشی از باند پرواز تخریب ، سامانه های کنترل ترافیک هوایی پایگاه منهدم و یک انبار که ستاد ارتش اسراییل مدعی استفاده از آن بعنوان انبار سلاح توسط نیروهای ایرانی بود ، منهدم شد ، هر چند سوریها بلافاصله باند فرودگاه را ترمیم و با جایگزینی سیستم های ترافیک هوایی ، ظرف دو هفته رفت و آمد هوایی در شعیرات از سرگرفته شد .
       

       
      اما این پایان کار نبود ، در یکم ماه مه ، حمله دیگری از سوی اسراییل ، این بار در نزدیکی حُمص موجبات تخریب یک مجموعه دپویی نظامی ( به ادعای IDF) را فراهم آورد که در پی آن یک زنجیره انفجارات صورت پذیرفت و محوطه بطور کامل نابود شد .
       
         
       
       
      مسلح سازی و تجهیز حزب ا... ، همچنان ادامه دارد :
       

       
       
      سه روز بعد از حمله به حُمص ، در چهارم ماه مه 2020 ، نیروی هوایی عبری به یک مرکز تولید موشک در الصفیره ( منطقه ای در جنوب حلب) حمله بردند  که براساس ادعای مقامات اطلاعاتی IDF ، یکی از سه مورد تاسیساتی است که متعلق به مرکز مطالعات علمی و تحقیقاتی سوریه بوده و احتمال می رود که مرکز توسعه تسلیحات WMD ارتش سوریه باشد . این مرکز از دهه ها پیش ، به شکل سنتی ، تولید موشکهای اسکاد و عوامل شیمیایی را برای ارتش سوریه ، برعهده داشته  و مقامات تل آویو اکنون معتقدند که این مرکز بطور کامل تحت هدایت ایران ، مسئولیت تولید انبوه  مهمات هدایت دقیق برای حزب ا... و سایر گروه های نظامی قرار دارد .
       

       
      بر همین اساس ، گفته می شود که در سال 2016 ، ایران در پاسخ به حملات مستمر نیروی هوایی عبری به سوریه ، یک طرح بسیار گسترده را برای انتقال فناوری مهمات هدایت دقیق به حزب ا... آغاز نمود ، بدین معنی که به جای قبول ریسک تحویل موشکهای آماده به حزب ا... ، خط تولید کیت های بروزرسانی به منظور بهینه سازی موشکهای سازمانی این گروه نظامی را در سوریه ایجاد نمود . در نتیجه ، با هدایت و کنترل عملیاتی ایران ، مهندسان حزب ا.. شیوه تولید تسلیحات پیشرفته را دریافت می کردند . این گروه با استفاده از این فناوری ها ، بیشتر از 150 هزار تیر موشک قدیمی خود را در قالب یک برنامه از قبل تعیین شده ، به مهمات هدایت دقیق تبدیل کرده ومی کنند . خطر این برنامه برای تل آویو چنان بود که در سال 2019 ، ارتش اسراییل ، اطلاعات مربوط به 4 سایت تولید موشک را منتشر کرده و معتقد بودند که برنامه ایران در حال رسیدن به نتیجه نهایی است .
       

       
      بخش اطلاعاتی ارتش اسراییل در آن زمان معتقد بود که تمامی فعالیتهای مربوط به برنامه گسترده  ایران برای توسعه نفوذ خود در  سوریه ، بویژه ساخت تاسیسات نظامی زیرزمینی ، تحت هدایت ژنرال سلیمانی ( سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی ) است و به احتمال زیاد ، ترور وی در فرودگاه بغداد ، با هدف ایجاد اخلال در این  برنامه صورت گرفته است .
      با این وصف ، حملات هوایی اسراییل پس از این دوره زمانی ، شاهدی بر ادامه دار بودن  برنامه موشکی ایران در سوریه است . اگر این تحلیل واقعیت داشته باشد ، ارتش اسراییل ، روزهای سختی در آینده پیش روی خود خواهد داشت ، اگر چه احتمالاً گزینه های قابل تاملی را نیز برای پاسخ ، در اختیار خواهد گرفت . 
       
      پی نوشت : 
      استفاده از مطالب برگردان شده به پارسی در انجمن میلیتاری ، براساس قاعده " رعایت اخلاق علمی " منوط به  ذکر دقیق  منبع است . امیدواریم مدعیان رعایت اخلاق ( بخصوص رسانه های مدعی ارزشمداری )  بدون احساس شرمندگی از رفرنس قرار گرفتن بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ، از مطالب استفاده نمایند . 
       
      برگردان به پارسی ، اختصاصی برای بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران  ( MILITARY.IR) 
       
                           مترجم : MR9
       
    • توسط jarmenkill
      دوستان چیزی راجع به این ناو میدونن؟
      عکس:
      http://www.farsnews.com/plarg.php?nn=M618363.jpg
    • توسط LostSky
      منفک شده از تاپیک جامع نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران 
      1399/10/23 خورشیدی
       
      =================
       
       
       
      پروژه ناو بندر کار بسیار داره و در آینده نزدیک نباید انتظار رونمایی داشته باشیم.
       
      این پروژه تغییر اساسی و تبدیل یک ابر تانکر نفتکش به یک ناوبندر نظامی با قابلیت ها و امکانات فراوان هست.
      یک نفتکش دارای مخازن بسیار بزرگ ذخیره نفت هست که باید به کلی تغییر کنه و دارای بخش های متعدد نگهداری و انبار داری و اسکان و غیره خواهد شد.
      از طرفی کار بخش اضافه کردن روسازه جدید جهت آشیانه های بالگرد و بخش های وابسته که همین الان هم بخشیش مشخصه اجرا شده.
      بخش تسلیحات و رادارها و دیگر سامانه های مخابراتی و غیره هم زمان بسیار بالایی خواهد گرفت.
      با وجود سرعت بسیار پایین ساخت فریگیت های کلاس موج و همچنین اعلام زمانهای به آب اندازی و عملیاتی کردن این شناورها که بارها به عقب افتاده بسیار بعید هست که این شناور عظیم به این زودی ها حتی جهت تست به آب انداخته بشه ، مگر اینکه نیرو به شدت روی این پروژه تمدکز هزینه و انرژی بزاره تا زودتر به نتیجه برسه.
      البته با روند مشاهده شده به نظر میاد که اینگونه باشه و فرماندهان نیرو خواهان الحاق سریع یک شناور بزرگ و دوربرد جهت پشتیبانی همه جانبه ناوگروه های اعزامی به مناطق دوردست هستند و روند فعلاً با سرعت خوبی دارد پیش میرود.
    • توسط MR9
      بسم الله الرحمن الرحیم 
       

       
      در۱۲ اردیبهشت سال ۸۰ ، رهبر معظم انقلاب که به استان گیلان سفر کرده بودند، دیداری  با جوانان گیلانی داشتند . در آن جلسه دختر خانمی، نوشته‌ای را خواند و از احساساتش نسبت به جوانان حزب الله لبنان و فلسطین گفت و اینکه الگوی ما آنها هستند! رهبر انقلاب هم در صحبت‌های خود اشاره‌ای به این خانم کردند و به او گفتند آن جوان لبنانی و فلسطینی الگوی خودش را جوانان ایرانی می‌داند! و بعد خاطراتی را از لحظه شهادت حسین املاکی تعریف کردند که برای همه ما جالب و شنیدنی بود:
      «شهید املاکی شما؛ جانشین لشکر گیلان، که توی میدان جنگ شیمیایی زدند و خودش هم آنجا در معرض شیمیایی بود. بسیجی بغل دستش ماسک نداشت، شهید املاکی ماسک خودش را برداشت بست به صورت بسیجی همراهش! قهرمان یعنی این! البته هر دو شهید شدند. هم املاکی شهید شد و هم آن بسیجی شهید شد، اما این قهرمانی ماند اینها که از بین نمی‌روند. زنده‌اند، هم پیش خدا زنده‌اند، هم دردل ما زنده‌اند و هم در فضای زندگی و ذهنیت ما زنده‌اند.»     با این مقدمه ، خدمت دوستان عرض می کنم که قصد دارم تا در این تاپیک ، شهدای 2920 روز دفاع مقدس را خدمت دوستان معرفی نمایم . شاید ، همین شهداء عزیز که امنیت امروز ما ، مدیون جانفشانی های آنان است ، سر پل صراط ، دست ما را هم بگیرند . البته همه دوستان می توانند در پربار شدن این تاپیک بنده را همراهی کنند ، فقط چند مساله بسیار مهم : - خواهشمندم از بحث های غیر مرتبط خودداری فرمایید . - معرفی شهدای عزیز ، چه از ارتش جمهوری اسلامی ایران ، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ، کمیته های انقلاب اسلامی ، شهربانی و ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران ، شهدای عزیز اقلیت های مذهبی و.... با ذکر مشخصات ( محل شهادت ) و در صورت امکان ذکر خاطره ای ، صورت گیرد . - البته چون بنده ارادت ویژه ای نسبت به شهدای نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران  و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دارم ، از دوستانی که می توانند در این زمینه کمک کنند ، متشکر خواهم شد .                                                                                                                                                 متشکرم از همکاری همه دوستان عزیز
    • توسط BarraGe
      به نام خدا
       
      در زمانی که هون های اروپایی به رهبری اتیلا مشغول فتوحات و جنگ علیه امپراطوری روم بودند، شاخه دیگری از هون ها به نام هیاطله یا هون های سفید به تاخت و تاز علیه امپراطوری ساسانی و هند میپرداختند.
      موضوع این مقاله بررسی ریشه امپراطوری هپتالیان و نتایج جنگ های آنان با ایران و در نهایت عاقب آنان میباشد.
       
      ریشه ها:
      تقریبا مطمئن هستیم که هپتالیان از بازماندگان امپراطروی کهن و بزرگ شاگنو Xiongnu هستند.
      آنها حتی از اسم "هون Hun" استفاده کردند تا خود را به این امپراطوری و قرن ها شکوه و جنگاوری آن منتصب کنند.
      بعد از شکست و نابودی امپراطوری شانگو در طول قرن های اول و دوم بعد از میلاد، بازماندگان آنها به کوهستان آلتای پناه بردند،  با وجود نجات از نابودی، آن ها در شرایط سختی زندگی میکردند چرا که از همه طرف توسط دشمان قدرتمندی احاطه شده بودند که بی امان به انها میتاختند، قبایل کنجو، دیلینگ و وسان از شرق و امپراطوری کوشان از جنوب و همینطور سلسله حاکم بر چین، "هان Han" و خاقانات روران از شرق.
      اما با افول قدرت های بزرگی که انها را احاطه کرده بودند، شرایط تغیر کرد، در اواخر قرن سوم و با اغاز قرن چهارم میلادی، هون ها از کوهستان آلتای خارج شدند و شروع به گسترش در قلب اسیا و اروپا کردند.
      هون های اروپایی و رهبر معروفشان، اتیلا، در اروپا گسترش پیدا کردند و به پیروزی های بزرگی بر امپراطوری روم غربی دست پیدا کردند. ما در این مقاله به خویشاوندان کمتر شناخته شده آن ها یعنی هون های سفید یا هیاطله و جنگ های آنان با ساسانیان میپردازیم.

      کوهستان آلتای مکان برخواستن هون ها که امروزه بین چهار کشور روسیه، چین، قزاقستان و مغولستان مشترک است
       
      هون ها می آیند!
      در حالی که هون های اروپایی در حال گسترش قلمرو خود به غرب بودند ، شاخه دیگری از هون ها (هون های سفید) به سمت قلب آسیا حرکت کردند.
      در اواسط قرن سوم میلادی، هون های سفید شروع به حمله به امپراطوری ساسانی از شمال شرق ایران و همچنین باقیمانده امپراطوری تضعیف شده کوشان (که دست نشاندگان ساسانیان محسوب میشدند) در جنوب اسیای مرکزی و هند کردند در سال 360 میلادی، کیدرات ها  Kidarites که قبیله ارشد و حمکران هون های سفید بودند بر باختران و جاده ابریشم که از آن میگذشت و همینطور رودخانه های جیحون و سیحون مسلط شدند. حتی ساسانیان هم برای دفع حملات آنها دچار مشکل شدند و مجبور به پرداخت خراج برای ادامه نیافتن این حملات گردیدند.
      این خراج گذاری از حکومت یزدگرد اول آغاز شده و تا پایان حکومت نوه وی یزدگرد دوم ادامه پیدا کرد.(1)
      اینکه کیدرات ها، مغول یا ترک و یا از اقوام ایرانی بوده اند، مورد بحث و اختلاف مورخان بوده است. که ایرانی تبار بودن انها احتمالا به دلیل شکست های سنگینی که به ساسانیان وارد کردند بین منابع فارسی زبان پرطرفدار است.
      این نظریات تحت تأثیر نوشته های پروکاپیوس، مورخ بیزانسی، به وجود امدند. پروکاپیوس به اشتباه فکر میکرد که لقب "سفید" برای مجزا کردن هون های سفید از سایر هون ها که ظاهر اسیای شرقی ذاشتند به آن ها داده شده در حالی که امروزه میدانیم که رنگ سفید  برای هون ها به معنای جهت غرب بوده و همچنین سیاه به  شمال، قرمز به جنوب و آبی به شرق اشاره دارند. از بین این چهارتا آبی و سیاه در جامعه "استپ بزرگ The Great Steppe" اغلب برتر و بالاتر در نظر گرفته میشدند به این معنا که قبایلی که در شرق و شمال استپ بزرگ زندگی میکردند یعنی "هون های آبی" و "هون های سیاه" نسبت به همتایان غربی خود "هون های سفید"  و "هون های قرمز" ارشدیت داشتند.
      استفاده کیدرات ها از سمبل های کوشانی باعث شده بود که برخی از مورخان از انها به عنوان اقوام ایرانی نام ببرند اما مشخص شده است که آن ها هون های مهاجم بوده اند که با تصرف شرق ایران، فرهنگ ایرانی را پذیرفته و ایرانیزه شده بودند.
      کیدرات ها شمال و جنوب رشته کوه هندوکش را فتح کردند و با فتح افغانستان و پاکستان امروزی با امپراطوری قدرتمند گوپتا در هند همسایه شده و به جنگ پرداختند، هندی ها به سختی مقاومت کردند ولی بخش های شمالی پنجاب را از دست دادند. درگیری کیدرات ها با هندی ها تا زمان نابودی آن ها ادامه پیدا کرد.
         
      سکه طلای کوشانیان در سال 340 میلادی که با سمبل که با کیدرات ها ضرب شده
       
      سکه طلای کیدرات ها، اسم کوشان بر روی آن ضرب شده است  Kidara ( Ki-da-ra) Kushana ( Ku-shā-ṇa)
       
         سکه کیدراتی با نقش بهرام چهارم که با سمبل کیدرات ها ضرب شده، کیدرات ها سکه های خراج از ایران رو با علامت خود ضرب میکردند یا اینکه از طراحی ساسانیان برای ضرب سکه های خود استفاده میکردند
       
      هیاطله وارد می شوند! پایان کار کیدرات ها
      در اواخر قرن پنجم و اوایل قرن شش میلادی کیدارت ها مورد هجوم دیگر اقوام مهاجم هون، هیاطله ، قرار گرفتند که آنها را به سمت جنوب و هند میراندند.  با مشاهده ضعف کیدرات ها، یزدگرد دوم، امپراطور ساسانی به فکر پس گرفتن سرزمین های شرق ایران از کیدرات ها و پایان دادن به تهدید آن ها افتاد. او پرداخت خراجی را که امپراطوری ساسانی از زمان یزدگرد اول به کیدرات ها پرداخت میکردند را متوقف کرد و به قلب کیدرات ها در باختران لشکرکشی نمود. با وجود این که کیدرات ها از سه طرف درگیر جنگ بودند ( از شمال با هیاطله و از جنوب با امپراطوری گوپتا در هند و از غرب با ایران ساسانی) اما با این وجود موفق شدند شکست سنگینی به ارتش ایران تحمیل کنند. هرچند ایرانی ها موفق شدند مرزهای شرقی را در مقابل حملات کیدرات ها حفظ کنند اما موفق به نابودی آنها نشدند واین مسأله قدرت جنگی اقوام هون را نشان میدهد که حتی در اوج ضعف قادر به شکست دادن ارتش یک امپراطوری قدرتمند بودند.(2)
      در ایران بعد از مرگ یزدگرد دوم ، پسر ارشد او هرمز به تخت نشست اما برادر کوچکترش، پیروز ، بر او شوریده و به کمک مزدورانی از هیاطله موفق به تصاحب سلطنت شد. این کمک البته بدون چشمداشت نبود و هیاطله سرزمین های ایران در اسیای مرکزی را از پیروزر اول طلب کردند.(3)
      با وجود اینکه کیدرات ها حملات سنگینی را از خویشاوندان هیاطله خود تحمل میکردند، به طور کامل از بین نرفتند و با احساس کردن ضعف در ساسانیان به حملات خود به شرق ایران ادامه دادند، پیروز اول که به دلیل جنگ داخلی ارتشی برای جنگیدن با کیدرات ها نداشت، از روم شرقی درخواست کمک کرد که بیزانسیان این درخواست را رد کردند، برای خلاصی از شر کیدرات ها، پیروز پیشنهاد ازدواج با خواهرش را به خونکاس پادشاه کیدرات ها داد. اما پیروز سعی کرد کیدارت ها را با فرستادن یک زن از طبقه عادی به جای خواهرش فریب دهد. وقتی کیدرات ها متوجه این فریب کاری شدند حدود 300 نفر از بزرگان ساسانی به کیدرات دعوت کردند و برای تحقیر کردن شاه همه انها را گردن زدند. پیروز نمیتوانست قتل عام مردم  خود را نادیده بگیرد و جنگ به سرعت ادامه پیدا کرد.
      ابتدا ایرانی ها و کیدرات ها با هم برابری میکردند اما با دخالت هیاطله به نفع ایرانی ها، وضعیت تغییر کرد ارتش متحد ایران و هیاطله، در سال 466 میلادی کیدرات ها را با قاطعیت شکست دادند و بلخ را از کنترل آنها خارج کردند. کیدرات ها بعد از این شکست دیگر نتوانستند خود را بازیابی کنند و باقیمانده آنها که به سرزمین های خود در هند عقب نشینی کرده بودند، کمی بعد توسط هیاطله نابود شدند.(4)
       
      ادامه شکست های ساسانیان و آغاز امپراطوری بزرگ هپتالیان
      همانطور که پیشبینی میشد اتحاد ایرانی ها با هیاطله با شکست کیدرات ها به بن بست رسید چرا که هیاطله قلمرو خویشاوندان کیدرات خود را که ایرانی ها از آن خود میدانستند، تصرف کردند.
      زمانی که پیروز برای پس گرفتن این سرزمین ها به قلمرو هیاطله لشکر کشی کرد، ارتش ایران و هیاطله سه بار با هم رو به رو شدند، که هر سه بار ایرانی ها شکست خوردند. دو بار اول پیروز توسط هیاطله دستگیر شد اما با پرداخت باج سنگینی موفق شد از اعدام بگریزد او حتی مرتبه دوم مجبور شد پسر ارشد و وارث خود قباد را هم به عناون گروگان به دربار هپتالیان بفرستد اما این شکست ها باعث نشد که پیروز دست از تلاش برای بازپسگیری قلمرو خود بردارد و سرانجام در سال 484 میلادی در نبرد سوم،  کشته شد و تمام ارتش ایران نابود شدند.(5) (6) (7)
        
      جنگ سوم پیروز و هیاطله و مرگ پیروز اول
       
      بعد از مرگ شاه، قلمرو ساسانیان برای دو سال در هرج و مرج فرو رفت، بزرگان ساسانی، برادر پیروز، بلاش را به تخت نشاندند اما هیاطله دخالت کرده و قباد اول، فرزند ارشد پیروز را به تخت نشانده و او را به ازدواج دختر پادشاه خود در اوردند. بعد از یک دهه حکومت، قباد مجبور شد به خاطر شورشی که در امپراطوری ساسانی بر علیه او بر پا شده بود به هیاطله پناه ببرد و از آنها درخواست کمک کرد، قباد در ادامه با ارتش سی هزار نفری از هیاطله به ایران بازگشت و با سرکوب شورش موفق شد تخت سلطنت را باز پس بگیرد.
      البته این موفقیت بهای سنگینی برای قباد داشت. او مجبور شد سرزمین های بیشتری از شرق ایران را به هپتالیان واگذار کند و ایرانی ها مجبور شدند خراج های سنگینی را سالیانه به هیاطله پرداخت کنند.
      با این اوصاف، قباد اول تقریبا دست نشانده هیاطله محسوب میشد و این وضعیت در طول سلطنت طولانی قباد و تا اواسط دوران حکومت خسرو انوشیروان (تقریبا یک قرن) ادامه پیدا کرد.(8) (9)
      با تحت کنترل در آوردن ایران، هیاطله توجه خود را معطوف به شرق کردند.
      در دهه آخر قرن پنجم، هیاطله موفق شدند شهر های با ارزش حوضه تاریم Tarim Basin ، کاشغر، ختن، کوچار  (واقع در ایلات سین کیانگ چین امروزی) را که قرن ها تحت کنترل چینی ها بودند را به تصرف خود در آورند و در ادامه در اوایل قرن ششم موفق شدند منطقه اوروم چی urumci را نیز فتح کرده و بدین ترتیب کل حوضه تاریم به تصرف ایشان در آمد و تا سقوط امپراطوری هپتالیان در 560 میلادی در اختیار هیاطله باقی ماند.
      بدین ترتیب هیاطله با احتساب قلمرو ساسانیان که عملا خراج گذار آن ها محسوب میشدند  تقریبا تمام ایالت های غرب و جنوب ترکستان تحت کنترل خود داشتند.
      در اواسط قرن ششم، هپتالیان در اوج قدرتشان بوده و قلمرو آنها که بزرگترین در جهان محسوب میشد، حوضه ی تاریم از شرق، استپ های قزاقستان از شمال و سرزمین های ثروتمند هند از جنوب و از غرب (از طریق ساسانیان) به بیزانس و روم شرقی میرسید.

      قلمرو امپراطوری هپتالیان با احتساب سرزمین هایی که در کنترل مستقیم و غیر مستقیم آن ها بودند
                   
      سکه های ساسانیان با نقش پیروز اول وقباد اول که با سمبل هپتالیان ضرب شده اند   پایان کار هپتالیان
      در اوج قدرت خود هیاطله دچار سرنوشت کیدرات ها شدند چرا که قبیله قدرتمند دیگری از شرق کوهستان آلتای برخاستند.
      گوک ترک ها! ، گوک ترک ها در اوایل قرن ششم، خاقانات روران را تصرف کرده و حدود نیم قرن بعد برای گسترش قلمرو خود شروع به حمله به هیاطله کردند.
       در ایران، خسرو انویشروان بعد از سلطنت طولانی پدرش، قباد به تخت نشست، خسرو ابتدا به روم شرقی پرداخت و بعد از چندین جنگ سنگین با بیزانسیان، مرزهای غربی ایران را تثبیت کرد و به توافق صلحی موسوم به توافق صلح 50 ساله دست پیدا کرد.
      بعد از اینکه خیال ساسانیان از مرز های غربی راحت شد. زمان آن بود تا به هپتالیان بپردازند.(10)
      با وجود افزایش قدرت ارتش ایران تحت اصلاحات خسرو انوشیروان (11)، باز هم ساسانیان در جنگ با هپتالیان احتیاط میکردند چراکه نتایج جنگ های قبلی را به یاد داشتند.
      در همین زمان بود که حملات گوک ترک ها تحت عنوان حکومت خاقانات ترک  Turkik Khaghanet ، به هیاطله آغاز شده بود، خسور انوشیروان این فرصت را مغتنم شمرده و به  خاقان ترک پیشنهاد اتحاد داد، ترک ها به سرعت به این پیشنهاد پاسخ دادند و از شمال به هیاطله تاختند ، همزمان  ارتش ایران از غرب حمله خود را آغاز کرد و این کار هیاطله را برای مقابله سخت می کرد، در نهایت ارتش متحد ایران و خاقانات ترک در سال 560 میلادی در نبردی هشت روزه موسوم به نبرد بخارا، گتفار پادشاه هیاطله را شکسست داده و به هپتالیان به عنوان یک امپراطوری پایان دادند.(12)
      پادشاه شکست خورده هپتالیان به ایران فرار کرد و به خسرو انوشیروان تسلیم و پناهنده شد.
      در آن سمت ترک ها با بزرگان هیاطله به توافق رسیده و یکی از شاهزادگان آن ها به نام فغانیش  Faghanish را به عنوان پادشاه بازماندگان هیاطله در افغانستان تحت نام سلسله چغانیان Chaghaniyan گماشتند
      به دنبال توافقاتی که ایرانی ها با ترک ها کردند، فغانیش مجبور شد به تیسفون بیاید و از دربار ساسانی حکم حکومت خود را دریافت کند و همچنین باید سالانه به ایران خراج میپرداخت. بدین ترتیب چغانیان به دست نشانده و خراج گذار ایران تبدیل شدند و همچنین در شرق رودخانه جیحون یا آمودریا در ترکمنستان امروزی مرز بین ایران و خاقانات ترک تعیین شد بدین صورت که سرزمین های شرق رودخانه منجمله بخارا متعلق به ترک ها بوده و سرزمین های غرب رود به ساسانیان رسید.
      بدین ترتیب خسرو انوشیروان موفق شد بسیاری از سرزمین های زا دست رفته ایران را باز گرداند و به بیش از یک قرن و نیم تهدید هون های سفید علیه ایران پایان دهد.(13)
       
      صرفا برای میلیتاری
       
      پ.ن: در این مقاله از ویدیو زیر الهام گرفته شده است
      لینک
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.