[[Template core/front/profile/profileHeader is throwing an error. This theme may be out of date. Run the support tool in the AdminCP to restore the default theme.]]

تمامی ارسال های Navard

  1. نگاهی دقیقتر به مهاجرت زرتشتیان هند مهاجرت پارسیان از ایران به هند، به‌ویژه به منطقه گجرات و شهر نوساری، حدود قرن ۸ یا ۹ میلادی رخ داد که در تاپیک فوق به آن اشاره شد. این مهاجرت در پی حمله اعراب مسلمان به ایران و فروپاشی امپراتوری ساسانیان صورت گرفت. علت اصلی مهاجرت، فرار از فشارها و تهدیدهای مذهبی پس از اسلام آوردن گسترده‌ی مردم ایران و به‌تبع آن، محدودیت‌هایی بود که برای پیروان آیین زرتشتی ایجاد شد. طبق روایت سنتی پارسیان که در قصه سنجان آمده، گروهی از زرتشتیان برای حفظ دین و فرهنگ خود، از ایران به سوی هند مهاجرت کردند. پس از عبور از دریا و مدتی سرگردانی، در سواحل غربی هند، به ایالت گجرات رسیدند. ابتدا در شهر سنجان ساکن شدند و بعدها گروه‌هایی به نوساری و دیگر مناطق مهاجرت کردند. نوساری یکی از مراکز مهم بعدی جامعه پارسیان شد و نقش کلیدی در حفظ فرهنگ زرتشتی و تقویت آن در هند ایفا کرد. اما باید به مطالبی که تا اینجا گفته شد پیوستی اضاف کرد تا باعث برداشت اشتباه از مطلب نشود. در دوره بعد ساسانی مطابق آیین اسلام با اهل کتاب که شامل مسیحیان و یهودیان و مجوس ( زرتشت ) و صابئین بود به عنوان کفار ذمی برخورد شد. این گروه در جامعه اسلامی اجازه زندگی و ماندن به کیش خود را داشتند و حکومت اسلامی با دریافت نوعی خاص از مالیات به اسم «جزیه» مسئول حفظ مال و نوامیس این گروه بودند. (مطابق آیه ۱۷ سوره حج و...) . هر چند در واژه مجوس بحث بسیار است و عده ای آن را بر گرفته از مغ و یا مگوش دانسته اند. مگوش گروهی از ایرانیان باستان هستند که پیروان آیین میترا بودند و گئومات مغ از جمله کسانی بود که در دوره ابتدایی هخامنشی از این آیین قدرت را به دست گرفت و داستانی بردیای دروغین را خلق کرد و داریوش اول و پارسیان که پیرو مزدیسنا بودند در مقابل این گروه قیام کردند. و در حقیقت آن زمان یک جنگ شبه مذهبی رخ داد. مستندات فراوانی است که آتشکده های زرتشتی تا قرن چهارم و پنجم هجری در اقصی نقاط ایران به وفور یافت میشدند. دو آیین دیگر ایران یعنی آیین مزدکی و مانوی بر خلاف زرتشتی ها اهل کتاب شمرده نشدن و با توجه به ثنویت که در آن آیین ها قرار داشت تحت فشار قرار گرفتند. مسلمانان به این دو گروه زنداقه با زندیق گفتند که معنای ناهنجاری در زبان و تاریخ عرب دارد و بعد ها به هر که در مسلمانی مرتد می شد لقب زندیق می دادند. جالب اکثر مقاومت ها علیه مسلمانان توسط این گروه و همینطور بودایی های ایران صورت گرفت. حقیقت داستان این است که ساختار حکومت ساسانی و نظام موبد سالاری آن در پایان کار آن در حال فروپاشی بود و زمینه ها کاملا برای سقوط و دگرگونی آماده بود. در زمان مهاجرت پارسیان به هند (حدود قرن ۸ تا ۹ میلادی)، خلافت اسلامی عباسیان دیگر کنترل بر مناطق ایرانی شرق نداشت. در حقیقت از همان ابتدای دوره عباسی دوره استقلال سیاسی ایرانیان شروع شده بود و با گذشته زمان و مصادف با قرن های نامبرده شاهد شکل گیری حکومت های مستقل ایرانی نژاد بودیم. طاهریان (821–873 میلادی) در خراسان حکومت میکردند. و صفاریان (861–1003 میلادی) در سیستان و سامانیان (819–999) در ماوراءالنهر و خراسان حکومت میکردند. بنظر می رسد اوج فشار به زرتشتی ها بر خلاف تصور در دوره ی استقلال سیاسی‌ ایرانیان بوده است. در حقیقت آن فشار از طرف خود جامعه ایرانی مسلمان به پیروان مزدیسنا وارد شد! در همین قرون شاهد پایان تدریجی کار آیین های مزدکی و مانوی هم هستیم. در یک مورد خاص گفته میشود که شخص عبدالله بن طاهر که پسر سردودمان سلسله ایرانی طاهریان است وقتی کتاب عاشقانه وامق و عذرا که بر گرفته از دوره ساسانی بود به او اهدا شد وی با عصبانیت گفت این کتاب مجوسان است و دستور به آب انداختن تمام کتب آن دوره را داد( چیزی که در تاریخ به عنوان کتاب سوزی از آن یاد می شود). مشخصا جو علیه زرتشتی ها در آن دوره سهمگین بود. از طرف همین دودمان طاهریان که سلسله ای ایرانی بود زبان رسمی خود را عربی قرار داده بود! در مورد این روایت شخصا مطمئن نیستم و تنها چون در کتابی خوانده بودم آن را آوردم. البته به گفته های فوق باید مطلب مهمی اضافه شود. زرتشتی ها تنها گروه مهاجرت کرده در آن اعصار نبودند. خود مسلمانان ایرانی هم بطور فراگیر به مناطق مختلف مهاجرت کردند. از جمله همین هند و آفریقا و جزایر اقیانوس هند و ... به همین طریق زمینه ساز گسترش اسلام در کنار فتوحات اسلامی در این مناطق شدند‌. و شاید قسمت مسکوت و مهم این باشد که پس از دوره های ابتدایی مهاجرات مناطق مهاجر نشین هند به مرور به کنترل مسلمانان در آمد. با این حال در این بازه زمانی طولانی این گروه از زرتشتیان به فکر مهاجرت مجدد نیفتادند. این دوره عموما دوره مدارا حکومت های مسلمان هند بود. در ادامه متنی از صفحه ۲۶۴ کتاب خدمات متقابل ایران و اسلام قرار میدهم که شاید روزی بدرد بخورد، هر چند مطالبی که تا اینجا آمده به عنوان فرض است و صحت سنجی آن ها به زمان و تحقیقات بیشتر نیاز دارد: «ابراهیم پورداوود درباره آتشکده شهر نوساری هندوستان که به نام ایران شاه معروف است و از نوع آتش‌های بهرام است می‌گوید: در سنت پارسیان است که آتش بهرام را مهاجرین از ایران با خود آوردند، شاید هم درست باشد چه غالباً در تاریخ طبری و مسعودی می‌خوانیم که ایرانیان از بیم آنکه آتش به دست دشمن افتد و خاموش شود در وقت شکست آن را با خود برداشته و به جای دورتر رو می‌گذاشتند،هرچند که به تدریج آتشکده‌های باشکوه ایران خاموش و به مسجد تبدیل یافتند، ولی تا حدی که ممکن بود در نگهداری آن (آتش بهرام) کوتاهی نکردند. یزدگرد سوم پس از شکست نهاوند خود به شخصه آتش مقدس ری را که محترم شمرده می‌شد برگرفته و به مرو برد. اگر هم آتشکده ایرانشاه پس از ورود مهاجرین در سنجان در سال ۷۱۶ برپا شده باشد باز ۱۲۳۰ سال از عمرش می‌گذرد. پس از سنجان در جایی که بیشتر اقامت نموده نوساری است که مدت ۲۳۵ سال در آنجا بود فقط دو سال از سال ۱۷۳۳ تا ۱۷۳۶ در خاموشی و سردی به سر برد. اینک ۲۴ سال است که در این ده استقرار یافته است هزاران تن زرتشتی از دستور و موبد و هیربد و بهدین دور آن را گرفته اند. زرتشتیان ایران و پارسیان هندوستان نیز به زیارت آن می‌روند. مخصوصاً ماه‌های اردیبهشت و آذر ماه اوقات زیارت آنجاست، از سرای این ایران خدیو(یعنی آتشکده ایرانشاه) در بامداد نیمروز و شام سرود اوستا از موبدان سفیدپوش بلند است. ایران شاه با صدها خدام خود یادآور آتشکده‌های شیز و ری و استخر بافر و شکوه ساسانیان است» آتشکده آذرگُشَسپ در تخت سلیمان آذربایجان غربی آتش بهرام: آتش بهرام بالاترین و مقدس‌ترین نوع آتش در آیین زرتشتی است. زرتشتیان آتش را نماد روشنایی، راستی و حضور اهورامزدا (نور الهی) می‌دانند، و در پرستش و نیایش‌های خود آن را عنصر مرکزی می‌دانند. این آتش هیچ گاه نباید خاموش شود. در آیین زرتشتی، سه درجه آتش وجود دارد: آتش دادگاه (درجه پایین‌تر) آتش آذرگشسب ( درجه میانی) آتش بهرام (بالاترین و مقدس‌ترین سطح) قسمت عجیب ادامه یافتن نظام طبقاتی تا سطح همین آتش ها و آتش کده هاست! سه آتشکده اصل که به سه آتش مقدس شهره اند هم همین نظام طبقاتی را دارند! آتشکده آذرگُشَسپ در کوهستان شیز در نزدیکی تخت سلیمان ( آذربایجان غربی) که مخصوص طبقه ارتشیان و اشراف بود. آتشکده آذر فَرن‌بَغ، موقعیت در منطقه کاریان یا دارابگرد (استان فارس) که مخصوص روحانیان زرتشتی (موبدان) بود و مقدس‌ترین آتشکده مذهبی زرتشتیان در دوره‌های قدیم و به آتشکده روحانیت شهرت داشت و ادعا می‌شود که نگهدارنده آتش اصلی از زمان زرتشت بود. در حقیقت یکی از سه آتش بهرام عصر ساسانی که گفته میشود قدیمی ترین آن هاست در این آتشکده بوده. مهمترین نقطه عطف تاریخی این آتشکده آنجاست که ساسان که جد سردودمان ساسانی (اردشیر پاپکان) است تولیت این آتشکده را داشته است. با حمله اعراب از کاریان آتش را به آتشکدهٔ شمالی فسا برده‌اند و از آنجا به نیریز و از آنجا به هندوستان برده‌اند. نام کاریان هم در نوع خودش جالب توجه است. کاریان نام دیگر طایفه باصری است. این عشایر همان قوم پاسارگادی باستان هستند. این طایفه با کمک خود به اردشیر پاپکان نقش مهمی در تشکیل سلسله ساسانی داشتند. بعد ها در دوره اعراب این طایفه مقاومت سختی نشان دادند. کاریان (پاسارگادی ها) یکی از قبایل ۱۰ گانه پارسی بودند که شاهان سلسله هخامنشی از همین شاخه بالا آمدند! آن ها بعد حکومت مستقل خود در عصر سلوکی را داشتند و همانطور که گفته شد این طایفه با نام باصری همچنان وجود دارد. آتشکده آذر بُرزین‌مِهر، موقعیت در کوه ریوند در نزدیکی نیشابور که مخصوص کشاورزان و طبقات مردم عادی بود و در دوران ساسانی جایگاه بزرگی داشت. بقایای آتشکده آذر فَرن‌بَغ
  2. سرلشکر محمد باقری رئیس ستاد کل نیروهای مسلح : افزایش چندبرابری توان کشف، شناسایی، رهگیری و انهدام سامانه‌های پدافندی در بخش‌هایی ما نسبت به سال گذشته تا ۵ برابر افزایش سامانه‌های راداری و مراقبتی، کشف و شناسایی تحرکات بیگانه را داشته‌ایم و توانمندی‌های پدافند هوایی در سامانه‌های اجرای آتش در رهگیری و در انهدام پرنده‌های متجاوز بعضاً ۲ تا ۳ برابر ارتقاء داشته است. در حوزه شناسایی آسیب‌ها و رفع نقاط ضعف اقدامات بسیار بزرگی انجام شده است، سامانه‌های فرماندهی کنترل به طور کارآمد مشغول انجام ماموریت هستند. فضای کشور دائماً در حال رصد است و نیروهای مسلح در آمادگی صد درصدی به سر می‌برند. با افزایش چندبرابری میزان سرمایه‌گذاری برای تقویت پدافند هوایی در نیروهای مسلح، به مرور این توانمندی‌ها ارتقای چشمگیری خواهد داشت. منبع
  3. حقیقت مورد مستندی برای پرسش به این سوال وجود نداره. منابع غربی و اوکراینی معمولا اینطور ادعا میکنند که دقت این پهپاد ها کم هستند تا به نوعی از این کلام قربانی سازی کنند. هر چند قابل انتظار در اخلال جی پی اس همانطور که قدیم گفته شد که در سامانه های ترکیبی اینرسی و جی پی اس سبب تشدید خطا بشه و خطای نقطه زنی حتی تا حدود دایره ی خطای ۳۰ متر و بیشتر افزایش پیدا کنه. هر چند روس ها از این پهپاد ها معمولا استفاده خاص میکنند. روس ها از آن ها بیشتر به عنوان ابزار رعب و وحشت و هدف قرار دادن اماکن بزرگ و بعنوان طعمه و راه بازکن برای موشک های کروز استفاده میکنند. در همه این ها لزومی به دقت نقطه زنی نیست. با این حال استفاده از شاهد سه ساله شده است. همانطور که بالا هم گفته شد این پهپاد از آنتن با چهار المان به آنتن هایی با ۱۶ المان رسیدند و زیر سیستم ها مقاوم تر شدند. در نتیجه پهپادی که امروز استفاده میشود با پهپادی که روز اول وارد جنگ اوکراین شد تفاوت زیاد دارد و این پهپاد مدام بروزرسانی رو به خودش شاهد بود و معیار ثابتی برای قیاس وجود ندارد. در طرف مقابل هم ابزارهای جدیدتری برای اخلال وارد خدمت شد و ممکن است یک بازه زمانی دقت زیاد باشد و ناگهان کم شده باشد و بازه زمانی دیگه با یک بروزرسانی در پهپاد ها اخلال کم اثر شده و مجدد دقت به حد اعلای خود رسیده باشد. هر چند روش های مذکور در برابر یک دشمن سطح بالا می‌تواند مشکل ساز باشد. دستکم در این فیلم شاهد ۱۳۶ دقت بالایی از خود نشان می دهد:
  4. بررسی افزایش حملات روسیه با پهپاد شاهد۱۳۶ به اوکراین در ماه‌های اخیر، روسیه تعداد قابل توجهی پهپاد شاهد-۱۳۶ به سمت اوکراین پرتاب کرد. میانگین پرتاب ها در ماه های اخیر به عدد ۳۵۰۰ فروند در ماه نزدیک است. بر اساس گزارش مؤسسه علوم و امنیت بین‌المللی (ISIS)، بین ۱ مارس تا ۷ مه ۲۰۲۵(بازه ۶۷ روزه) روسیه مجموعاً ۷٬۷۵۸ پهپاد شاهد-۱۳۶ را علیه اهداف نظامی و غیرنظامی در اوکراین به کار برد. ادعا میشود که از این تعداد ۹۶۹ پهپاد (حدود ۱۲٫۵٪) به اهداف خود اصابت کرده‌اند و ۴٬۰۷۳ پهپاد توسط پدافند هوایی اوکراین سرنگون شده‌اند( هر چند همه میدانیم اطلاعات اعلامی توسط دو طرف جنگ همواره مبالغه آمیز است). روس ها اخیرا از نسخه فریب و طعمه این پهپاد نیز بهره میبرند که بسیاری از شکار ها در حقیقت از این نوع هستند. https://aparat.com/v/gyt9rzw حمله با پهپاد انتحاری گل شمعدانی به انبارهای مهمات تیپ ۱۱۷ نیروی زمینی اوکراین در حوالی دونتسک اخیرا منابع اوکراینی مدعی شده اند که روسیه با ارتقای سنگین این پهپاد ها، رهگیری آن ها را دشوار کرده اند. سرعت در طی مسیر به بیش از 200 کیلومتر و در هنگام شیرجه به حدود 400 کیلومتر بر ساعت رسیده است. سرجنگی این موشک توسعه یافته و وزن آن به ۹۰ کیلوگرم افزایش یافته است. همانطور که در گذشته گفته شد نخستین پهپاد های شاهد۱۳۶ که در جنگ اوکراین به دست غربی ها افتاد، روش ایران را برای استفاده از جی پی اس تجاری را نمایش داد. ایران از گیرنده های جی پی اس چند کاناله نصیر۲ استفاده میکرد. نصیر ۲ از چهار المان آنتن تشکیل شده بود که شاهد را در برابر اخلال شدید حفظ می کرد. اما به مرور با شدت گیری اخلال، روس ها روی به گیرنده های جدید با ۸ المان و در نهایت در آخرین تلاش به گیرنده هایی با ۱۶ آنتن روی آوردند که در نتیجه اخلال بر روی این پهپاد ها بسیار سخت شده است ( مرتبط ). آنتن به ۱۶ آلمان در شاهد ۱۳۶های جدید روسی در ماه مارس ۲۰۲۵، روسیه ۴٬۱۹۸ پهپاد شاهد-۱۳۶ را پرتاب کرد که بالاترین میزان در این دوره زمانی محسوب می‌شود. در ماه آوریل، این تعداد به ۲٬۴۲۲ پهپاد کاهش یافت، که ممکن است به دلیل کاهش ذخایر یا تأثیر آتش‌بس محدود باشد. با این حال این حملات تقریباً به صورت روزانه ادامه دارد. در سپتامبر ۲۰۲۴، روسیه برای اولین بار حملات روزانه با پهپادهای شاهد را آغاز کرد. آنها از پهپادهای شاهد-۱۳۶ به عنوان ابزاری برای حفظ فشار مستمر بر اوکراین استفاده میکند. حملات شاهد ۱۳۶ یادآور حملات شبانه روزی متفقین به آلمان در طی جنگ جهانی دوم است. آمار ماهانه پرتاب پهپادهای شاهد-۱۳۶ توسط روسیه به اوکراین: سپتامبر ۲۰۲۴ تعداد ۱٬۳۳۹ فروند پرتاب شد اکتبر ۲۰۲۴ تعداد ۱٬۹۱۷ فروند پرتاب شد نوامبر ۲۰۲۴ تعداد ۲٬۴۲۰ فروند پرتاب شد دسامبر ۲۰۲۴ اطلاعات دقیق نیست ژانویه ۲۰۲۵ تعداد ۲٬۵۰۷ فروند پرتاب شد فوریه ۲۰۲۵ تعداد ۳٬۹۰۷ فروند پرتاب شد مارس ۲۰۲۵ تعداد ۴٬۱۹۸ فروند پرتاب شد( ثبت رکورد و حداکثر فشار ) آوریل ۲۰۲۵ تعداد ۲٬۴۲۲ فروند پرتاب شد https://www.aparat.com/v/aban19q اصابت پهپاد انتحاری گل شمعدانی به تأسیساتی در خارکوف اوکراین https://aparat.com/v/kho8xov اصابت پهپادهای انتحاری گل شمعدانی به اهدافی در سومی رجوع شود به : منبع۱ منبع۲ منبع۳ منبع۴ منبع۵ منبع۶ منبع۷
  5. این مطلب قیمت ارزان تر مربوط به سوخو ۳۴ نسبت به سوخو ۳۵ است اول باید توجه بشه که قیمت هر سلاح در دنیا به عوامل زیادی بستگی داره. قیمت نسخه صادراتی و خرید داخلی متفاوت است. همینطور بین قیمت های صادراتی به کشور های مختلف هم تفاوت وجود دارد. عواملی همچون نصب تجهیزات متفاوت و یا ارائه آموزش در سطوح مختلف و وجود زیر ساخت یا عدم وجود آن همه در قیمت نهایی تاثیر گذار است و بنابراین قیمت دقیق از یک سلاح دادن اشتباه است و معمولا معیاری بر پایه میانگین قیمت ها داده میشه. سوخو-۳۴ که جنگنده بمب افکن و ضربتی است معمولا با قیمت تقریبی حدود ۴۰ تا ۵۰ میلیون دلار در نسخه داخلی روسیه و در برخی گزارش‌ها تا ۷۰ میلیون دلار است. در سوخو ۳۴ تمرکز بر ماموریت‌های ضربتی و پشتیبانی نزدیک است. اما سوخو-۳۵ جنگنده چندمنظوره نسل ۴++ با توان برتری هوایی است که مشخصا به توانایی ها و تجهیزات ویژه ای باید مجهز باشد. قیمت تقریبی هر فروند معمولا در حدود ۸۰ تا ۹۰ میلیون دلار برای نسخه صادراتی (مثلاً قرارداد چین و مصر) و گاهی تا ۱۰۰ میلیون دلار اعلام میشود. که احتمالا برای ما که هیچ پیش زمینه ای نسبت به خانواده فلانکر نداریم قیمت بالایی در بیاید. سوخو۳۵ از مانورپذیری بالایی نسبت به سوخو۳۴ برخوردار است که علت این تفاوت هم موتورهای گران قیمت با قابلیت تغییر بردار رانش‌ هستش، وجود رادار قدرتمند آرایه فازی و توان درگیری هوا به هوا و هوا به سطح و... که خود نیاز به وجود تجهیزات متنوع و توامان دارد علت دیگری بر گران تر بودن است. در مورد سوخو۵۷ فلون هم معیار همین است. قیمت نسخه صادراتی فلون که تا الان کاربری نداره به احتمالا با بشینه قیمت قیمت سوخو۳۵ شروع بشه و با توجه به تجهیزات بکار گرفته شده و امکانات هر خریدار قیمت تغییر کنه و احتمالا خرید خود روسیه یک دوم تا دو سوم این قیمت باشه. لازم به گفتن نیست که گران ترین جنگنده روسیه خواهد بود.
  6. روسیه در حال گسترش مقیاس تولید جنگنده سوخو-۳۵ است. پس از تحویل اولین دسته از جنگنده‌های Su-35 در هفته پایانی ماه مارس، وادیم بادخا، مدیر کل شرکت دولتی یونایتد آرمز، مدعی شد که برنامه‌هایی برای تسریع تولید این جنگنده در حال انجام است. وی اظهار داشت: «اولویت ما افزایش تولید هواپیماهای Su-34، Su-35 و Su-57 است. هر نوع از این جنگنده‌ها امسال شاهد افزایش حجم تولید خواهند بود. (البته باید توجه شود که تولید بیشتر سوخو۳۵ به معنی محدودیت در تولید تعداد بیشتری از جنگنده های ارزان تر سوخو۳۴ و سوخو۵۷ است). مقامات شرکت یونایتد آرمز اظهار داشتند که این شرکت در حال سرمایه‌گذاری در آموزش نیروی کار و نوسازی زیرساخت‌ها برای از بین بردن گلوگاه ها و حفظ نرخ تولید بالا است. این ادعا برای تحلیلگران هوانوردی غافلگیرکننده بود، زیرا در حالی که افزایش مقیاس تولید جنگنده ضربتی Su-34 و جنگنده نسل پنجم Su-57 تأیید شده بود، اما انتظار می‌رفت که Su-35 در اوایل دهه 2030 از تولید خارج شود، زیرا این دو هواپیمای مقرون به صرفه‌تر و البته در مرود دوم پیشرفته تر به نظر می‌رسیدند. با این حال برد و ظرفیت حمل سلاح سوخو-۳۵ به طور قابل توجهی کمتر از سوخو-۳۴ است که می‌توان آن را با کمتر از دو سوم هزینه تولید کرد. اما سوخو۳۵ یک جنگنده چند منظوره است و قابلیت نبرد هوایی ویژه دارد و چه در سرکوب پدافند هوایی و چه برای سایر ماموریت‌ها قابل اتکاست هرچند به طور قابل توجهی از سوخو-۵۷ ضعیف تر است. تصمیم برای گسترش تولید سوخو-۳۵ احتمالاً ناشی از دو عامل اصلی بوده است. عامل اول، گسترش ناوگان جنگنده‌های روسیه در زمانی است که هزینه‌های دفاعی بالا و تنش‌های زیادی با اعضای ناتو وجود دارد، و به نظر می‌رسد وزارت دفاع از عملکرد سوخو-۳۵ در جنگ اوکراین راضی است. سوخو-۳۵ها از فوریه ۲۰۲۲ نقش برجسته‌ای در عملیات‌های هوا به هوا در جنگ روسیه و اوکراین ایفا کرده‌اند. یکی از قابل توجه‌ترین موفقیت‌های این کلاس در مارس ۲۰۲۲ رخ داد، زمانی که طبق گزارش‌ها این جنگنده چهار جنگنده سوخو-۲۷ نیروی هوایی اوکراین را در نزدیکی شهر ژیتومیر سرنگون کرد. سوخو-۳۵ها در نبردهای هوا به هوا هیچ تلفاتی نداشته‌اند، در حالی که شکارهای بیشتری علیه هواگرد های حریف از جمله سوخو-۲۷ها، میگ-۲۹ها، سوخو-۲۴ام‌ها، سوخو-۲۵ها، بالگردهای Mi-۸ و طیف گسترده‌ای از پهپادها به دست آوردند. این تجربه باعث شد نیروی هوایی روسیه از سپتامبر ۲۰۲۲ استفاده از Su-35 را گسترش دهد. با وجود موفقیت‌هایشان، Su-35ها در قابلیت‌های هدف‌گیری فراتر از دید خود نسبت به رهگیرهای MiG-31BM روسیه بسیار محدودتر عمل کرده‌اند، که دلیل اصلی آن فقدان حسگرهایی با قدرت قابل مقایسه با N007M میگ۳۱ است اما همچنان باید توجه شود که سوخو۳۵ یک جنگنده چند ماموریتی است که میگ۳۱ از آن بطور ویژه بی بهره است.گمانه زنی میشود که یک رادار جدید برای Su-35 بر اساس رادار N036 AESA سوخو-۵۷ توسعه یابد اما هنوز مورد تایید نیست. گسترش تولید Su-35 به نیروی هوایی روسیه این امکان را می‌دهد که نه تنها جنگنده‌های قدیمی دوران جنگ سرد مانند MiG-29 را سریع‌تر جایگزین کند، بلکه واحدهای هوایی جدید مجهز به تجهیزات ویژه تر نیز تشکیل دهند. در کنار افزایش تقاضای داخلی برای هواپیماهای جنگنده جدید، دومین عاملی که احتمالاً بر تصمیم برای گسترش تولید Su-35 تأثیر گذاشته ، این است که این کلاس جنگنده در دو سال گذشته شاهد افزایش قابل توجه تقاضای صادرات نیز بود. پس از انتشار گزارش‌های متعدد از منابع الجزایری از سپتامبر 2024 مبنی بر اینکه نیروی هوایی الجزایر Su-35 را خریداری خواهد کرد، شش ماه بعد تأیید شد که اولین فروند از این جنگنده‌ تحویل داده شد. علاوه بر الجزایر، گزارش شده است که ایران از اواسط سال 2022 سفارش‌هایی برای Su-35 ثبت کرده است، و علی شادمانی، سرتیپ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، در ژانویه 2025 تأیید کرد که سفارش‌هایی برای این هواپیما ثبت شده است. ناوگان ایران متشکل از نزدیک به ۲۰۰ جنگنده منسوخ شده مربوط به دوران جنگ ویتنام است و نیاز قابل توجهی را برای این کشور جهت تهیه سوخو-۳۵ در مقیاس بالا ایجاد میکند، به طوری که گزارش شده است که قرار است ۶۴ یا بیشتر از این هواپیما تهیه شود. سفارشات ایران احتمالاً عامل اصلی گسترش تولید سوخو-۳۵ بوده است و این پتانسیل را دارد که این جنگنده را از یک عملکرد نسبتاً متوسط در بازارهای صادراتی به یک موفقیت قابل توجه تبدیل کند که فروش خارجی آن را به بیش از ۱۰۰ جنگنده می‌رساند. احتمال ظهور مشتریان دیگر برای این جنگنده نیز مطرح شده است، به طوری که تحولات ژئوپلیتیکی که بر اندونزی و کره شمالی تأثیر می‌گذارند، گمانه‌زنی‌هایی را مبنی بر اینکه یکی از آنها می‌تواند این هواپیما را تهیه کند، افزایش داده است. منبع پ ن: از ماه های قبل شایعاتی نسبت به علاقه مندی الجزایر به سوخو۳۴ و خرید توسط آن وجود داشت و ممکن است پس از سوخو ۳۵، جنگنده بعدی همین سوخو۳۴ باشد. هر چند خرید های این چنینی کلکسیونی هستند تا خرید های منطقی و منجر از نیاز...
  7. زیر دریایی بی سرنشین آمریکایی مانتا ری وزارت دفاع ایالات متحده قراردادی به ارزش ۲۴.۹ میلیون دلار برای تحقیق و توسعه یک برنامه جدید تحقیق و توسعه حسگرهای زیرسطحی خودکار به شرکت نورثروپ گرومن اعطا کرد. هدف افزایش قابلیت‌های تشخیص تهدیدات زیرسطحی در نیروی دریایی ایالات متحده است. این تلاش خواستار گسترش قابلیت‌های ادراک و بهره‌برداری مبتنی بر سونار از طریق توسعه الگوریتم‌ها و سنسور های تخصصی است. که ماحصل آن شامل طراحی سونار، پردازش فوری، ادراک و خودکارسازی می‌شود. چندی پیش تصاویر ماهواره ای یک پهپاد مخفی زیرآبی آمریکایی را که به شکل یک سفره‌ماهی غول‌پیکر در پایگاه دریایی پورت هونیما در کالیفرنیا لنگر انداخته بود، ثبت کردند بعد ها دیلی‌میل گزارش داد که این زیر دریایی بی سرنشین محرمانه آمریکا به نام مانتا ری (Manta Ray) است که به طور تصادفی توسط اوسینت های فعال در شبکه های اجتماعی آن را ثبت کردند و پس از آن عکس‌ها به سرعت در شبکه‌های اجتماعی پخش گردید این شناور به نام یک موجود دریایی نامگذاری شده که شکلی الماسی و بال های پهنی دارد که به آن کمک کرده تا به راحتی در آب حرکت کند. بعد ها دارپا (DARPA) اطلاعات بیشتری از مانتا ری منتشر کرد و تصاویر جدید و جالب توجه از نمونه اولیه این زیر دریایی بی سرنشین (UUV) که اولین آزمایش‌های دریایی خود را در سواحل کالیفرنیای جنوبی انجام می‌داد. مانتا ری قرار است نقشی مهم در کلاس جدیدی از زیر دریایی های بی سرنشین ایفا کند که برد و مداومت زیادی دارند و همچنین قادر به حمل طیف وسیعی از محموله هستند. همچنین می‌توان آن ها را به صورت قطعاتی در کانتینرهای معمولی حمل کرد و در صورت نیاز، بدون اشغال فضا در اسکله‌ها یا تأسیسات دریایی آنها را مونتاژ نمود. به این ترتیب، می‌توان آن را به سرعت و بدون اتلاف وقت و آسیب های در حین حمل و نقل و یا حتی از شناور های غیر نظامی بکار گرفت. از حضور افراد و یک قایق کوچک در تصاویر، می‌توانیم ببینیم که مانتا ری کوچک نیست. در قسمت فوقانی این زیر دریایی برآمدگی‌هایی وجود دارد که احتمالاً نوعی آنتن هستند، ورودی‌های آب و شمایل کلی که نشان می‌دهد برای حرکت در آب با بیشترین بهره‌وری از انرژی طراحی شده است. پیشران هم بنظر در ناحیه پشتی دیده میشود. در این زیر دریایی مشخصا به مداومت بیشتر از سرعت اهمیت داده است. همانطور که گفته شد شرکت سازنده اصلی نورثروپ گرومن است که در این مورد گفته که مانتا ری دارای ساختار ماژولار و توانایی صرفه‌جویی در انرژی است که شامل قابلیت لنگر انداختن در کف دریا و رفتن به حالت خواب طولانی می باشد ( توضیح: این مسئله در زمینه شناسایی مستمر از یک مسیر دریایی خاص بسیار اهمیت دارد) و همینطور دارای سیستم‌های پیشرانش زیرآبی کم‌مصرف، حسگرهای جدید برای تشخیص و طبقه‌بندی تهدیدها و خطرات زیر آب، سیستم‌های ناوبری و فرماندهی و کنترل با راندمان بالا و رویکردهای پیشرفته مقابله با رسوب های زیستی و هجوم یون ها و مواد مخرب است. این زیر دریایی چندین محفظه محموله با اندازه‌ها و انواع مختلف در اختیار دارد تا طیف گسترده‌ای از مجموعه ماموریت‌های دریایی را امکان‌پذیر سازد. (توضیح: لازم به ذکر است که طرح فوق از پنهان کاری بالایی در دریا برخوردار است و شناسایی آن کار دشواری است و یک تهدید بالقوه در برابر بی سرنشین های حریف و زیر دریایی ها و همینطور در برابر ناوگان سطحی دشمن باشد.) منبع۱ منبع۲ منبع۳
  8. در زمان یک جنگ تمام عیار با یک قدرت فرامنطقه ای که توان فناورانه بالایی دارد به احتمال زیاد ارتباطات مکان یابی و ماهواره ای کاملا از دسترس خارج بشه وجود دارد. چنین چیزی حتی برای خود این قدرت ها هم امکان پذیر است. بد نیست دنبال راهکار های ثانویه رفت. با این حال باید بطور جدی و فوری روی توسعه شبکه ماهواره‌ای در کشور کار شود و بارها گفته شد که این تکنولوژی از اوجب واجبات و از نان شب هم برای دفاع از ایران واجب تر است. با شبکه ماهواره ای به برد و دقت نامحدود میتوان دست یافت و در نهایت در برابر دشمن در شرایط ایده آل کر و کور نخواهیم بود. راهکاری که بصورت موازی با شبکه ماهواره ای باید پیش گرفته شود توسعه سنسور های با مداومت و کمیت بالاست. روز گذشته به مورد سنسور های شناسایی هوایی اشاره کردم( تاپیک مذکور ) که ین پهپاد با مداومت بالا میتوانند اهداف دشمن را شناسایی کنند و حتی اگر این به معنای از دست رفتن پهپاد هم باشد در نهایت میتوان به یک موقعیت اولیه از دشمن دست پیدا کرد. در گذشته به طرح اوکراینی نافرجام Gekat اشاره کردم که راهکاری در برابر خلا آواکس ها و راداری های زمینی بود و طراحان این طرح مدعی بودند که چنین طرحی با هزینه بسیار کمتر می‌توانند نتایج خیره کننده و مشابهی با یک شبکه گسترده راداری را فراهم کند. ( نگاهی به طرح اوکراینی Gekata صفحه ی 139 ) استفاده از شناور های بی سرنشین در دریا که از تکنولوژی سولار و پیشران برقی مبتنی بر پیل های هیدروژنی بهره میبرند میتواند یک ابزار شناسایی به ما بدهند که اولا به سختی از صحنه جنگ کنار می روند و دوما مداومت بالا را ارائه خواهند داد و اگر در تعداد بالا استفاده شوند( برای مثال یک شبکه گسترده از آن ها از فواصل بیش از هزار کیلومتر تا مرز های کشور) با اشتراک گذاری اطلاعات و همینطور رله می‌توانند ارتباط امنی با یکدیگر داشته باشند و مشکل عدم ارتباط در فواصل بیش از ۴۰۰ کیلومتر را هم با همین اشتراک گذاری اطلاعات حل کرد. آن وقت با شبکه ای طرف خواهیم بود که بصورتی حرارتی و تصویری و صوتی ناوگان و حتی هواگرد های دشمن را در دریا شناسایی میکنند و برای ستاد فرماندهی بصورت آنلاین اطلاعات با ارزش تهیه کنند. چنین چیزی نه در این کاربرد ولی توسط آمریکایی ها هم استفاده میشود که چندی پیش توسط نیروی دریایی ایران یک مورد از آن ها هم توقیف شد. اما منظور من چیزی هست که ایمنی بیشتری داشته باشد و آنقدر در چشم نباشد. ترجیحا ابزاری دوزیست باشد که هم زیر اب تا عمقی کم شناور لاسد و هم روی آب بیاید. چینی ها هم در این عرصه خیلی فعال هستند. انرژی خورشیدی و پیل های هیدروژنی در آسمان به پهپاد ها می تواند سرایت کند. همان پهپاد هایی که قرار است نقش شناسایی پدافندی را بازی کنند، می توانند از این منبع انرژی استفاده کرده و حتی روز ها به پرواز خود ادامه دهند! با توجه به اینکه پایگاه های هوایی و دریایی و ... با تجربیات اخیر در جنگ های اوکراین و لبنان و هند و پاکستان بسیار در برابر تسلیحات دور ایستا نا امن نشان دادند، باید بسوی ایده هایی رفت که تا حد امکان وابستگی به پایگاه های ثابت کم شود. یک گزینه مناسب هم همین افزایش مداومت است. در مورد آواکس ها که همه از اهمیت آن آگاهیم اما مشکل بزرگ اینجاست که نگهداری از آن ها در شرایط جنگ پیچیده بسیار پر ریسک و دشوار است. شاید بد نباشد ایده دیگری را مجدد حول همین پیشران های برقی و سولار و پیل های هیدروژنی دنبال کنیم. کشتی های هوایی گزینه مناسبی هستند برای مداومت بالا و البته میتوان به آن ها رادار های چند وجهی آرایه فازی فعال دوربرد و همینطور اپتیک وصل کرد تا هم شناسایی دوربرد مانند آواکس ها و هم در برابر ریز پرنده ها و کروز ها و ... موثر واقع شوند. حقیقتا تا این لحظه چند سلاحی که اختراعش ایرانی و یا بصورت غیر مستقیم با ایده ایرانی تقویت گردید در جهان فراگیر شدند. از ایده ها و اختراعات نو نباید ترسید همین ها سرنوشت یک جنگ را تغییر میدهند. این موارد کم هزینه تر هستند ولی همچنان اثر گذاری موثر و چه بسا بالاتر از نمونه های سنتی و کلاسیک خودشان را دارند. البته باید اضافه کنم که موارد فوق همانطور که پیداست راهکار جایگزین نیستند. تنها ابزاری برای اطمینان بخشی هستند...
  9. یک مقام آمریکایی گفت که جنگنده رادارگریز F-35 برای جلوگیری از اصابت موشک‌های زمین به هوای حوثی‌ها، مجبور به انجام مانورهای گریز شد. این اظهارات تا حدی گزارش قبلی نیویورک تایمز را تایید میکند. تاریخ دقیق این حادثه ارائه نشده و همچنین مشخص نیست که آیا F-35 مورد بحث از نوع نیروی هوایی بوده یا از نوع نیروی دریایی یا تفنگداران دریایی. در حالی که F-35A از پایگاه نیروی هوایی هیل در ماه مارس به خاورمیانه رسید، ناو هواپیمابر نیروی دریایی ایالات متحده، کارل وینسون، که در منطقه حضور دارد هم از جنگنده F-35C استفاده می‌کند. هیچ اطلاعات بیشتری در مورد اینکه اف-۳۵ چقدر در خطر بوده و توسط پدافند هوایی حوثی‌ها چطور مورد تهدید قرار گرفته در دسترس نیست. دن گریزیر، عضو ارشد و مدیر برنامه اصلاحات امنیت ملی در اندیشکده مرکز استیمسون در واشنگتن دی سی، گفت: اگر ارتش ایالات متحده یکی از اف-۳۵ های پیشرفته و پرهزینه خود را به دست حوثی‌ها از دست می‌داد، یک "فاجعه مطلق" رخ می‌داد. دلیل اینکه مردم آمریکا صدها میلیارد دلار را صرف این برنامه کرده‌اند این است که قرار بود F-35 جنگنده آینده باشد. قرار بود بتواند در برابر تهدیدات روزافزون مقاومت کند و از حریم هوایی به شدت محافظت‌شده عبور کند. اگر یکی از این جت‌ها توسط یک بازیگر غیردولتی سرنگون شود، واقعاً تمام ادعاهایی که در مورد قابلیت‌های جادویی F-35 ادعا می شود فرو خواهد ریخت. حتی پس از سال‌ها توسعه، اف-۳۵ هنوز «قابلیت‌های رزمی بسیار محدودی» دارد. این هواپیما برای به‌کارگیری بیشتر سلاح‌هایش نیاز به به‌روزرسانی نرم‌افزار خود دارد، اما این فرآیند می‌تواند تا پایان دهه طول بکشد. با توجه به وضعیت فعلی اف-۳۵، کمی تعجب‌آور است، اما قطعاً تکان‌دهنده نیست که حوثی‌ها این هواپیما را هدف گرفته باشند، پس منطقا در مورد F-35 میتوان به اینکه آیا از یک شکل شدیدتری از نبرد جان سالم به در برد تردید کرد. بیش از دو دهه است که هزینه‌های اف-۳۵ به طرز چشمگیری افزایش یافته است، در حالی که این برنامه با تأخیرهای زیادی همراه است. طبق گزارش دفتر پاسخگویی دولت از آوریل ۲۰۲۴ تا بهار اخیر، کل ارتش ایالات متحده حدود ۶۳۰ فروند اف-۳۵ در اختیار دارد. طبق گزارش دفتر برنامه مشترک اف-۳۵، هر فروند F-35A که توسط نیروی هوایی استفاده می‌شود، ۸۲.۵ میلیون دلار هزینه دارد. هر فروند F-35B که یک جنگنده عمود پرواز است و توسط سپاه تفنگداران دریایی استفاده می‌شود، ۱۰۹ میلیون دلار هزینه دارد و F-35C که توسط نیروی دریایی و سپاه تفنگداران دریایی برای عملیات در ناو هواپیمابر استفاده می‌شود، هر فروند ۱۰۲.۱ میلیون دلار هزینه دارد. دفتر برنامه مشترک در ماه آوریل اعلام کرد که کل برنامه F-35 در طول عمر 94 ساله خود از سال 1994 تا 2088، 2.1 تریلیون دلار هزینه خواهد داشت و این شامل تمام هزینه‌های توسعه، تولید و نگهداری F-35ها، از جمله ساخت و نوسازی 2456 فروند تا سال 2049 می‌شود. در همین حال، نوع نیروی هوایی این جت همچنان با مشکلات قابلیت اطمینان روبرو است. به گزارش Air Force Times، بین سال‌های 2021 تا 2024، نرخ توانایی اجرای ماموریت F-35A ، یعنی اینکه هر چند وقت یکبار می‌تواند حداقل یکی از ماموریت‌های مدنظر را انجام دهد، از تقریباً 69 درصد به 51.5 درصد کاهش یافته است.( مطلب فوق که توسط این کارشناس گفته شده تنها یک نظر است ) اما ریچارد ابولافیا، مدیر عامل شرکت مشاوره‌ای AeroDynamic Advisory در صنعت هوافضا نظر متفاوتی دارد، وی گفت اگر حوثی‌ها موفق به سرنگونی یک فروند F-35 می‌شدند، این بیشتر نشانه‌ای از کاستی‌های عملیات نظامی بود تا کاستی ها خود جنگنده. البته، از دست دادن یک یا دو فروند F-35 معنای خاصی ندارد، مگر اینکه خلبان آسیب ببیند. وی خاطرنشان کرد که بین سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۲، ائتلافی به رهبری عربستان سعودی حملات هوایی گسترده ای در یمن انجام داد و متوجه شد که حوثی‌ها پدافند هوایی بسیار توانمندی دارند. F-35 سلاح بسیار توانمندی است اما اگر با عدم درک درست از آن استفاده کنید، یک چیز دیگر است. در جنگ با چین، ماموریت اف-۳۵ سرکوب سیستم‌های دفاع هوایی پیشرفته و سایر اهداف با ارزش و در حالت ایده‌آل با سلاح‌های دوربرد قبل از شناسایی شدن آنها خواهد بود. جدیدترین عملیات هوایی ایالات متحده علیه حوثی‌ها شامل هدف قرار دادن شبکه رهبری غیرمتمرکز این گروه بود که در سراسر کشور پخش شده است و این احتمال مواجهه هواپیماهای آمریکایی با موشک‌های پیشرفته زمین به هوای دشمن را افزایش می‌دهد. وقتی اسرائیلی‌ها از اف-۳۵ها، مثلاً در سوریه، استفاده کرده‌اند، شرایط متفاوت بود. اینجا یک ماموریت خاص است؛ و هدف یک هدف خاص است. اگر شما فقط یک کمپین مداوم برای هدف قرار دادن انواع سلول‌های تروریستی یا هر چیز دیگری انجام می‌دهید، واقعاً نمی‌فهمم چرا از اف-۳۵ها استفاده می‌کنید (توضیح: کارشناس درک درستی از منطقه تحت سلطه انصار الله ندارد که کمتر از ۶۰ تا ۷۰ درصد یمن را در اختیار دارد که آن هاهم مناطق نزدیک ساحل هستند و مستعد حملات تسلیحات دور ایستا بدون ورود به خاک یمن هستند. پیشبینی خوشبینانه این کارشناس مشخصا ناشیانه است وگرنه در جنگ چین هم قرار نیست تا ابد نبرد در سرکوب پدافند بماند و البته در آنجا تهدید بزرگتر همچون توان هوایی چین وجود دارد) منبع۱ منبع۲
  10. مطلب فوق پر اهمیت بود که از دید اکثر دوستان ظاهراً مستور موند و میبینم که در استاتوس مجدد همین خبر کار می‌شه و اینجا که در دسترس هست دیده نمیشه. دقیقا به تجربیات هوایی آمریکا در برابر حوثی ها از جمله خطر سرنگونی F16 ها و F-35 اشاره شد. میگن ابوحیان توحیدی که ادیب و فیلسوف قرن چهارم بود در اثر فقر و تنگدستی که از بی رغبتی مردم آن زمان به ماحصل کارش دچار شده بود، تمام کتاب هایی که داشت رو آتش زد. عبید زاکانی شعری جالبی داره: ای خواجه مکن تا بتوانی طلب علم/ کاندر طلب را تب یک روزه بمانی ور مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز/ تا داد خود از مهتر و کهتر بستانی
  11. جنگ اخیر آمریکا با یمن درس های خوبی داشت. همچنان اثبات شد که طرح های پدافندی بر پایه اپتیک در خاورمیانه موثر هستند( به دلیل هوای غالبا صاف) . ایجاد شبکه ای از اپتیک با توجه به ملزومات کاربری ساده و ارزان و همینطور امکان فراگیر شدن راحتش در تعداد زیاد این ظرفیت رو ایجاد می‌کنه که دستکم در داخل کشور یک دفاع زهر دار از آن ها ایجاد بشه. فکر میکنم اگر بلای پیجر ها سر حزب الله نمی آمد و متخصصین پدافندی حزب الله رو از دور خارج نمیکردند، حزب الله هم می‌تونست دفاع نصف و نیمه ای مشابه یمن دستکم در مقابل ابزار های شناسایی دشمن ایجاد کنه. همانطور که قبل عملیات پیجر ها حزب الله شکار های متعددی از پهپادهای اسرائیل را ثبت کرد و حتی به سمت جنگنده های اسرائیلی شلیک داشت که آن ها مجبور به ترک منطقه ماموریت خودشان شدند. یک راهکار خوب استفاده از پهپاد های مجهز به اپتیک در تعداد زیاد است. این پهپاد ها چه در داخل کشور و چه حتی در مناطق درگیری خارج از کشور و مناطق احتمالی عبور ناوگان هوایی دشمن می‌توانند حضور پیدا کنند. اگر بتوان پهپاد شناسایی سبک مانند ۳۵۹ یا همین شاهد۲۳۷ یا هر چیز دیگری ساخت که بتوانند در فاصله ۳۰۰ چهارصد کیلومتری از مرز های کشور (برای مثال در دریای عمان) پرواز کنند و با جنگ شبکه محور و رله ارتباطی، رد و بدل اطلاعات با مجموعه یکپارچه پدافندی کشور داشته باشند آن وقت می‌توانند در صورت شناسایی یک هدف توسط آن ها یک موشک هدایت راداری یا اپتیکی برد بلند مانند مهران و ... به سوی آن اهداف شلیک کرد و باقی داستان را به اصلاح اطلاعات توسط پهپاد و همینطور به جستجوگر موشک سپرد. آن وقت این سلاح کشندگی خواهد داشت. این چیزی است که ممکن است همین حالا وجود داشته باشد که البته برای ارائه کیفیت بالا نیاز به ایجاد ساختار جنگ شبکه محور در سطح بالاست. البته همین یمن به همین روش در سه لایه برد مختلف را پوشش داده که با توجه به عدم وجود رادار مناسب و کافی در این کشور تنها گزینه همین سامانه های اپتیکی است. یمن عولاه بر موشک های برق و موشک ۳۵۸ یک موشک بالستیک سبک (بدر پی۱) را هم به نسخه ضد هوایی تبدیل کرده که نام آن معراج است و قابل انتظار کاربرد اون تهدیدات هوایی از نوع پهن پیکر باشه
  12. چرا ترامپ پیروزی بر شبه‌نظامیان حوثی را اعلام اما آن ها را تحسین کرد؟! برای بزرگنمایی تصاویر بر روی آنها کلیک (لمس) کنید پیشگفتار: متن زیر گزارشی از نیویورک تایمز است که بر اساس مصاحبه با بیش از دوازده مقام آگاه در آمریکا تهیه شده است. با این حال مطلب ذکر شده تنها ادعا است و باید منتظر واکنش دولت آمریکا و پنتاگون ماند. دولت در ابتدا یک کمپین گسترده با هدف بازگشایی خطوط کشتیرانی در دریای سرخ با وادار کردن جنگجویان حوثی به تسلیم تصویب کرد و ترامپ خواستار پیشرفت قابل مشاهده ظرف 30 روز از حملات اولیه شد. به گفته مقاماتی که با نیویورک تایمز صحبت کردند، دو فروند جنگنده اف/ای-۱۸ سوپر هورنت به ارزش هر کدام ۶۷ میلیون دلار در جریان عملیات علیه حوثی‌ها، به طور تصادفی از ناو هواپیمابر پرچمدار آمریکا به دریا سقوط کردند( که البته این تعداد در کل درگیری ها به از دست رفتن ۳ جنگنده سوپر هورنت رسید). که در این زمان، ترامپ از این کمپین ناامید شده بود. استیو ویتکاف، فرستاده او در خاورمیانه که پیش از این درگیر مذاکرات هسته‌ای با میانجیگری عمان با ایران بود، از مقامات عمانی در مورد یک استراتژی خروج بالقوه از درگیری حوثی‌ها اطلاعات کسب کرد - ایالات متحده بمباران را متوقف می‌کند در حالی که گروه یمنی نیز هدف دست از هدف قرار دادن کشتی‌های آمریکایی بردارد، البته بدون اینکه متعهد شود به اختلالات کشتیرانی حامی اسرائیل پایان دهد. کاخ سفید متعاقباً در ۵ مه به فرماندهی مرکزی ایالات متحده دستور داد تا عملیات تهاجمی را متوقف کند. ترامپ در جریان اعلام پایان خصومت‌ها، تقریباً از گروهی که قبلاً قول داده بود «کاملاً نابود» خواهد شد، ابراز تحسین کرد. ترامپ گفت: «ما به آن ها حملات شدیدی انجام دادیم ولی آنها توانایی زیادی برای مقاومت در برابر این حملات داشتند. می‌توان گفت که آنها شجاعت زیادی دارند.» وی افزود: «آنها به ما قول دادند که دیگر به کشتی‌های ما شلیک نکنند و ما به این قول احترام می‌گذاریم.» اینکه آیا این توافق پابرجا می‌ماند یا خیر، هنوز مشخص نیست.حوثی‌ها همچنان روز جمعه یک موشک بالستیک به سمت اسرائیل شلیک کردند که باعث به صدا درآمدن آژیرهای حمله هوایی شد و مردم را مجبور به ترک سواحل تل‌آویو کرد، اگرچه پدافند هوایی اسرائیل این پرتابه را رهگیری کرد. پیشبینی پیروزی زود هنگام نظامی توسط آمریکایی ها نشان می‌دهد که چگونه برخی از اعضای تیم امنیت ملی دولت ترامپ، گروهی(انصار الله) را که به مقاومت بالا مشهور است، دست کم گرفته‌اند. به گفته چندین مقام آگاه از مذاکرات، ژنرال مایکل ای کوریلا، رئیس فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) از اقدام نظامی حمایت کرده بود که در ابتدا توسط وزیر دفاع و مشاور امنیت ملی پشتیبانی می‌شد. نیویورک تایمز خاطرنشان کرد که علیرغم بمباران شدید، حوثی‌ها موفق شدند بسیاری از پناهگاه‌ها و انبارهای سلاح خود را تقویت کنند. مهمتر از همه، این مشاوران در مورد تحمل ترامپ برای درگیری‌های نظامی در منطقه که او این هفته با توقف در عربستان سعودی، قطر و امارات متحده عربی از آنجا بازدید می‌کند، قضاوت نادرستی داشتند. به گفته نیویورک تایمز، ترامپ همواره با درگیری‌های نظامی طولانی مدت در خاورمیانه مخالف بوده و دوره اول ریاست جمهوری خود را به خروج نیروها از سوریه، افغانستان و عراق اختصاص داده است. ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش که اخیراً توسط ترامپ منصوب شده است، نگرانی‌هایی را مطرح کرد مبنی بر اینکه یک مبارزه طولانی مدت علیه حوثی‌ها، منابع نظامی را از منطقه آسیا و اقیانوسیه منحرف می‌کند. ژنرال چارلز کیو. براون جونیور، سلف او، پیش از برکناری در ماه فوریه، دیدگاه‌های مشابهی داشت. آنا کلی، سخنگوی کاخ سفید، در بیانیه‌ای به نیویورک تایمز گفت: «رئیس جمهور ترامپ با موفقیت آتش‌بس را برقرار کرد که توافق خوب دیگری برای آمریکا و امنیت ما است.» او افزود که ارتش آمریکا بیش از ۱۱۰۰ حمله هوایی انجام داده و صدها نفر از جنگجویان حوثی را کشته و سلاح‌ها و تجهیزات آنها را نابود کرده است. با روی کار آمدن ترامپ به عنوان فرمانده کل قوا، ژنرال کوریلا یک کمپین ۸ تا ۱۰ ماهه را پیشنهاد داد که در آن هواپیماهای جنگی نیروی هوایی و دریایی، سیستم‌های دفاع هوایی حوثی‌ها را از بین میبردند. سه مقام آمریکایی به نیویورک تایمز گفتند که پس از این، نیروهای آمریکایی ترورهای هدفمندی را با الگوبرداری از عملیات اخیر اسرائیل علیه حزب‌الله انجام خواهند داد. مقامات سعودی از استراتژی ژنرال کوریلا حمایت کردند و فهرستی از ۱۲ رهبر ارشد حوثی ارائه دادند که به ادعای آنها، حذف آنها این جنبش را فلج خواهد کرد. نیویورک تایمز گزارش داد که امارات متحده عربی، یکی دیگر از متحدان کلیدی ایالات متحده در منطقه، اعتماد کمتری ابراز کرد و خاطرنشان کرد که حوثی‌ها سال‌ها بمباران عربستان و امارات را تحمل کرده‌اند. در طول ۳۰ روز، حوثی‌ها هفت پهپاد آمریکایی MQ-9 به ارزش تقریبی هر کدام ۳۰ میلیون دلار را سرنگون کردند و توانایی آمریکا در نظارت دقیق و مستمر بر روی این گروه را مختل کردند (توضیح: در نبرد داخلی لیبی با ورود ترکیه از اوایل ۲۰۲۰ در بین بین ۲۰ تا ۳۰ فروند پهپاد بایراکتار TB2 ترکیه‌ای در طول ۶ ماه توسط دولت ملی و متحدینش (خلیفه حفتر) سرنگون شد. جهت قیاس در هر ماه ترکیه بطور میانگین چیزی کمتر اژ ۴ پهپاد از دست داده است). چندین مقام آمریکایی به نیویورک تایمز گفتند که چندین فروند F-16 و یک جت جنگنده F-35 آمریکایی به سختی از اصابت پدافند هوایی حوثی‌ها جان سالم به در بردند و این امر احتمال تلفات آمریکایی‌ها را افزایش داد. ( توضیح: توجه شود که آمریکا در ابتدا به دنبال سرکوب پدافند هوایی یمن بود. غافل از آنکه ستون فقرات پدافند یمن از سامانه های اپتیکی و جستجوگر های بصری در موشک های پدافندی اش تشکیل شده و در حقیقت آسمان حتی برای جنگنده و بمب افکن پنهان کاری چون F-35 و B-2 نیز نا امن است. با این حال ادعا میشود که آمریکا توانست تعدادی از رادار های یمنی با کاربری نامشخص را نابود کند. در تصاویر منتشر شده از جنگنده های آمریکایی نیز مدام تصویر تسلیحات ضد رادار رویت میشد که استفاده یا عدم استفاده از آن ها مشخص نیست). موشک ضد رادار هارم در زیر یک فروند FA-18 سوپر هورنت در نبرد علیه یمن این احتمال زمانی به واقعیت تبدیل شد که دو خلبان و یک خدمه پرواز در دو حادثه جداگانه مربوط به F/A-۱۸ سوپر هورنت در یک دوره ۱۰ روزه از ناو هواپیمابر هری اس. ترومن به دریای سرخ سقوط کرده و مجروح شدند. در ۲۸ آوریل، ناو ترومن مجبور شد برای جلوگیری از آتش حوثی‌ها، مانور ناگهانی در دریا انجام دهد. این امر منجر به از دست رفتن یک فروند سوپر هورنت شد که در آن زمان یدک‌کشی می‌شد و به دریا افتاد. سپس در ۴ مه، یک موشک بالستیک حوثی‌ها از پدافند هوایی اسرائیل عبور کرد و در نزدیکی فرودگاه بین‌المللی بن گوریون در حومه تل‌آویو برخورد کرد. و در روز سه‌شنبه، دو خلبان سوار بر یک سوپر هورنت دیگر از ناو هواپیمابر ترومن، پس از اینکه جنگنده آنها نتوانست کابل روی عرشه ناو را بگیرند و هواپیما به دریای سرخ سقوط کرد. پنتاگون گزارش داد که حملات آمریکا بیش از ۱۰۰۰ مکان، از جمله تأسیسات فرماندهی و کنترل، سیستم‌های پدافند هوایی، تأسیسات تولید سلاح‌های پیشرفته و انبارها را هدف قرار داده است. ارتش اعلام کرد که علاوه بر این، بیش از دوازده رهبر ارشد حوثی کشته شده‌اند. با این حال، هزینه این عملیات بسیار زیاد بود. مقامات به طور خصوصی اذعان کردند که پنتاگون دو ناو هواپیمابر، تعداد زیادی بمب‌افکن‌های B-2 و جت‌های جنگنده دیگر و همچنین پدافند هوایی پاتریوت و تاد را به خاورمیانه اعزام کرد. نیویورک تایمز مطلع شد که تا پایان ۳۰ روز اول، هزینه‌ها از یک میلیارد دلار فراتر رفته است. آنقدر مهمات دقیق، به ویژه از نوع تسلیحات دوربرد، مورد استفاده قرار گرفت که برنامه‌ریزان احتمالی پنتاگون به طور فزاینده‌ای نگران ذخایر تسلیحاتی و پیامدهای آن برای شرایطی شدند که ایالات متحده برای مقابله با تهاجم احتمالی چین به تایوان به آن رو به رو شود. در طول این دوره، حوثی‌ها به شلیک به کشتی‌ها و پهپادها ادامه دادند و در عین حال سنگرهای خود را تقویت کرده و ذخایر سلاح را در پایگاه های زیر زمینی بی وقفه جابجا می‌کردند. کاخ سفید شروع به درخواست معیارهای موفقیت از فرماندهی مرکزی کرد که با ارائه داده‌هایی در مورد مهمات مستقر شده پاسخ داد. مقامات به نیویورک تایمز گفتند که جامعه اطلاعاتی "تا حدودی تخریب" قابلیت‌های حوثی‌ها را نشان داد، اما استدلال کرد که این گروه می‌تواند به راحتی بازسازی شود. از طرفی مقامات مصاحبه کننده ادعا کردند که این کمپین می‌تواند تمدید شود تا به نیروهای دولتی یمن فرصت داده شود تا تلاش‌های خود را برای بیرون راندن حوثی‌ها از پایتخت و بنادر کلیدی از سر بگیرند.( توضیح: در حقیقت این سناریو همان چیزی است که توسط تروریست های ادلب نشین با کمک دولت ترکیه و ... علیه دولت بشار اسد اجرا شد) ذکر نام سایت و گردآورنده در هر برداشتی از این مطلب الزامی است منابع اصلی : نیویورک تایمز منبع برداشتی و قابل دسترسی: اسرائیل هیوم
  13. گاهی به وضعیت دنیا نگاه می‌کنم و از خودم می‌پرسم، ما برای چه جنگیدیم؟ ما معتقد بودیم که برای دنیا و آینده‌ای بهتر می‌جنگیم. اما اوضاع به گونه‌ای که فکر میکردیم پیش نرفت. و بعدها از خودمان پرسیدیم، آیا همه این فداکاری ها بیهوده بوده؟ زندگی امروز هیچ شباهتی به آنچه تصور می‌کردیم ندارد. پاول فارنز، آخرین بازمانده از نبرد بریتانیا، در سن ۱۰۱ سالگی، در سال ۲۰۲۰ درگذشت.
  14. واحدی، فرمانده نیروی هوایی ارتش: آماده استفاده از هواپیما‌های نسل جدید و پیشرفته در ناوگان نیروی هوایی هستیم فرمانده نیروی هوایی ارتش درباره بهره گیری از جنگنده‌های نسل جدید در رزمایش‌های آتی، تاکید کرد: اگرچه تجهیزات و جنگنده‌های F ۴ یا F ۱۴ یا F۵ ما متعلق به سال‌های گذشته است، اما تمامی سیستم ناوبری و تسلیح آن توسط عزیزان ما در وزارت دفاع بروز شده و به مهمات هوشمند و دورایستا مجهز شده‌اند. آمادگی داریم تا از هواپیما‌های نسل جدید و پیشرفته در ناوگان نیروی هوایی استفاده کنیم و هر زمان مسئولین نیرو‌های مسلح مصلحت دانستند، آمادگی بهره مندی از این تجهیزات جدید را داریم. منبع
  15. https://aparat.com/v/zii7e66 در بامداد ۲۰ اردیبهشت، هند حملات هوایی سنگینی به مناطق مختلف پاکستان از جمله به فرودگاه رحیم یارخان پاکستان در ایالت پنجاب این کشور انجام داد. گودال عمیق حاصل از اصابت پرتابه به باند پرواز دیده می‌شود. پ ن: این تصاویر درس عبرتی برای هر اماکن نظامی ثابت است و بر روی زمین سطح کاربری دارد. در عصری که سلاح های دقیقا برد چند هزار کیلومتری دارند استفاده از تاکتیک های ایستا خطرناک است. باید پدافند غیر عامل در نیروی هوایی و پر تحرک کردند باند ها در دستور کار قرار بگیرد. بسیاری از کشور ها با علم به این موضوع تمریناتی را در آزاد راه ها برای نشست و برخواست تمرین کرده اند. استفاده از برج های مراقبت متحرک و تیم های بارگیری و پشتیبانی تسلیحات با تحرک بالا به کمک این تاکتیک میاند‌ یک بتن معمولی برای گیرش اولیه به ۸۰ دقیقه زمان نیاز دارد. بتن با سیمان پرتلند تیپ۳ بعنوان سیمان زود گیرش بازهم به ۳۰ دقیقه زمان برای گیرش اولیه نیاز دارد. گیرش به معنی کارایی مناسب نیست. بتن به در بازه های ۷ تا ۲۸ تا ۹۰ تا۱۲۰ روزه با افزایش تدریجی مقاومت همراه است و دستکم باید ۲۸ روز تحت مراقبت قرار گیرد. بعید می‌دونم در حال حاضر وسیله موثر تر از بتن وجود داشته باشد. هر چند ساخت باند پرواز روش های خودش را دارد
  16. بازدید امیر واحدی از جنگنده جی۱۰ در بحبوحه درخشش جنگنده تک پیشران J-10C یادآوری این مطلب خالی از لطف نیست که این جنگنده زیر ذره بین نیروی هوایی ایران نیز بوده است. در نمایشگاهی در چین امیر حمید واحدی از این جنگنده بازدید کرده و در کابین هواپیما هم نشست . گزارش های متعددی هم از علاقه مندی ایران به جنگنده تاندر وجود دارد که با وجود تسلیحات هوا به هوا و رادار و سامانه های فریب و اخلال مناسب می‌تونند بسیار در دفاع از ایران نقش موثری داشته باشند. البته شخصا تصور میکنم باید تجدید نظری در موقعیت پایگاه ها و همینطور استراتژی نبرد هوایی کرد. جنگنده باید از فواصل دور تر از تیررس دشمن پرواز کنند تا در زمان عملیات های منکوب دشمن توان هوایی خفه نشود . چنین برنامه ای توسط آمریکا هم دنبال می‌شود که بدین طریق از پایگاه های دور جنگنده ها به مناطق عملیاتی فرستاده میشن و در عوض وزنه اصلی عملیات هوایی بر عهده تانکر های سوخت رسان است. پایگاهی همچون نوژه همدان یا پایگاه های این چنین که بسیار به مرز نزدیک هستند در خطر آسیب جدی قرار دارند. البته وقتی جنگنده آب با برد و مداومت محدود هم تهیه شود در چنین استراتژی مشکل ساز خواهد بود
  17. این مطلب تناقض دارد. داگ فایت به معنی نبرد هوایی نیست بلکه جزی از کل هستش. وقتی دو طرف به فضای هوایی یک دیگر وارد نشدن عملا تعقیب و گریز داگ فایت هم رخ نداده و نبرد هوایی از این نوع نیست. نبرد هوایی داگ‌فایت (Dogfight) نوعی از درگیری که در فاصله نزدیک بین جنگنده‌ها رخ می‌دهد. در داگ‌فایت، هواپیماها در برد دید بصری خلبان که معمولاً کمتر از چند کیلومتر است با استفاده از مانورهای هوایی و سلاح‌هایی مانند توپ خودکار و موشک‌های حرارتی و هدایت پذیر کوتاه برد درگیر می‌شوند. نبرد های هوایی انواع مختلفی دارند که داگفایت تنها یکی از اون هاست. گونه رایج تر که در برخورد اخیر هند و پاکستان با توجه به شواهد رخ داد از نوع نبرد در برد فراتر از دید بصری(BVR - Beyond Visual Range) است. در این نوع نبرد درگیری در فاصله‌های زیاد (گاهی بیش از 100 کیلومتر) صورت میگیرد. این نوع نبرد هوایی معمولاً با استفاده از رادار و موشک‌های هدایت‌شونده راداری رخ میدن(مثل فونیکس در F-14 و یا موشک امرام). شاخصه کلیدی در نبرد های هوایی فراتر از دید در عصر حاضر در توانایی های رادار، پنهان‌کاری و جنگ الکترونیک و موشک هوا به هوا دوربرد است و مهارت خلبان در مانور اثر سابق را ندارد.
  18. ساخت اولین کشتی کانتینری پاک جهان با سوخت هیدروژنی و پیشرانه بادی شرکت کشتی‌سازی آلمانی Fosen Stralsund قرار است دو کشتی کانتینری با پیشرانه بادی و سوخت هیدروژن بسازد. این کشتی‌ها ۱۰۰ متر طول و دارای ظرفیت حمل ۱۵۲ تا ۱۶۳ teu کانتینر باشند. این کشتی ها با طرح نوآورانه برای حمل کالا‌ها با سرعت بالا مناسب است. وزن این کشتی با استفاده از دکل‌های فیبر کربن مجهز به کابل‌های فیبر نوری حسگرِ فشار، کاهش پیدا می‌کند. این کشتی‌ها دارای دکل‌های پیشرانه ۶۲ متری هستند که براساس سیستم DynaRig طراحی شده است. این کشتی دارای سیستم پیل سوختی هیدروژنی است که بُرد کشتی را گسترش می‌دهد و نیروی اضافی را تأمین می‌کند. پیش‌بینی می‌شود این کشتی‌ها با استفاده از پیل‌های سوختی با برد ۱۰۴۰۰ مایل، سرعت ۱۸ گره را داشته باشند. منبع
  19. پیروزی در جنگ به عوامل متعددی بستگی دارد. سلاح بخش کوچکی از دلایل یک پیروزی نظامی است.
  20. تصاویری از جنگنده های سرنگون شده هندوستان، هر چند موارد زیر همچنان قطعی نیستند سوخو 30 MKI هندی بقایای پیشرانی با شباهت به پیشران جنگنده رافال بقایای احتمالی یک فروند میراژ ۲۰۰۰ هندی بهمراه بقایای یک موشک میکا مناطقی که لاشه جنگنده ها در آنجا پیدا شده پ ن: تصاویر فوق از محیط مجازی برداشت شده اند. مطالب مرتبط : آخرین سردار پارسی نبرد دریایی هند و پاکستان نبرد لانگ والا درسی آموزنده برای فرماندهان جنگی جنگ 1947 پاکستان و هند نزاع هند و پاکستان 1984بر سر منطقه یخبندان سیاچن
  21. درگیری هوایی فعلی را اگر در ادامه درگیری سال های گذشته بین دو کشور در نظر بگیریم . نیروی هوایی پاکستان که بر روی کاغذ از نشر کمی و کیفی ضعیف تر است موفقیت های کسب کرده که بنظرم اگر ادامه پیدا کند درس تاریخی در نبرد هوایی خواهد شد. هر چند این برخورد های محدود معیار خوبی نیستند با این حال شرایط برای دو طرف در چنین نبردی یکسان است. مسئله آموزش و فرماندهی میدان نبرد یک مسئله کلیدی است. یک شمشیر در دست یک شمشیر باز یک سلاح کشنده است و دست یک انسان آماتور هم کشندس. یکی دیگران را میکشد و آن یکی خودش را... برخورد اخیر جنگنده های چینی و روسی و اروپایی میتواند به صنعت هوایی چین اعتبار بخشی کند. در نوک پیکان جنگنده های مدرن پاکستان جی-۱۰ و تاندر قرار دارند.
  22. در رونمایی از موشک بالستیک سوخت جامد قاسم بصیر وزیر دفاع اشارات مهمی داشتند که عدم دقت موشک ها در عملیات وعده صادق را تایید و آن را بصورت غیر مستقیم مربوط به اخلال الکترونیکی و علل الخصوص اخلال جی پی اس اعلام کردند که تاییدی بر پست بالاست. «وزیر دفاع: اخیراً با استفاده از تجربیات عملیات وعده صادق 1 و 2 و تقویت نقاط ضعف، یک موشک بالستیک جدید را به طور کاملا موفق تست کردیم. هم در بحث هدایت و هم در بحث مانور برای عبور از لایه‌های پدافندی ارتقا یافته است، ان را مقاوم در برابر اخلال الکترونیک دانست و تاکید کرد که در این تست، اخلال الکترونیکی بسیار شدیدی بر علیه این موشک انجام شد و تاثیری نداشت. وی با بیان اینکه این موشک بالستیک از فاصله‌ای بیش از ۱۲۰۰ کیلومتر شلیک شد افزود، این موشک هدف خاص تعیین شده را در بین اهداف متعدد پیدا می‌کند و بدون انحراف حتی یک متر و بدون اتکا به سامانه ناوبری GPS هدف را مورد اصابت قرار می‌دهد.» راهکار اولیه همان چیزی است که در موشک قاسم بصیر دیده شد ولی خب این روش ها محدودیت هایی دارد و مهمترین آن کاهش سرعت زیاد در فاز نهایی قبل برخورد است که آن را به هدف آسانی تبدیل میکند اما در همین شرایط به قابلیت مانور آن افزوده میشود که مورد اشاره هم قرار گرفت. راهکار دوم استفاده از سامانه های مکان یاب مستقل از جی پی اس همچون مکان یاب های چینی بیدو و گلوناس روسی هستش که البته این دو کشور هم ممکن است در زمان یک درگیری با اسرائیل و آمریکا خدمات ارائه ندهند. راهکار سوم استفاده از ماهواره های مکان یاب ملی و همینطور ایجاد لینک ارتباطی ماهواره ای امن هستش. راهکار دیگر هم ترکیب INS و جی پی اس که در موشک های ما وجود داشت ولی به هر دلیلی تا این لحظه دقت کافی ارائه نداد( فیلتر کالمن). در جایی که پرواز پهپاد نشانه گذار لیزری امکان پذیر است میتوان از لیزر هم کمک گرفت. شاید گزینه ای بدبینانه ای باشد اما همانطور که در پست بالا گفته شد وقتی جی پی اس دچار مشکل میشود دقت در فیلتر کالمن یا همان ترکیب INS و جی پی اس تشدید می شود، چه بسا در شرایط بحرانی قید جی پی اس را بزنیم و بچسبیم به همان هدایت درونی دقت مطلوب و دستکم قابل اطمینان تری به ما ارائه دهد. کار بر روی ورژن های مدرن تر و ابداعی جدید هدایت درونی میتواند مفید باشد. البته این هم گفته شود اخلال در جی پی اس به معنای پایان کار استفاده از آن نیست در پست نقل و قول شده هم گفته شد که می شود اخلال (جمینگ) و فریب(spoofing) را دور زد که در پهپادی های شاهد۱۳۶ هم آن را دیدیم: استفاده از آنتن‌های جهت‌دار و هوشمند: این آنتن‌ها می‌توانند جهت دریافت سیگنال جی پی اس را کنترل کنند و سیگنال‌هایی را که از جهت‌های مشکوک (منبع اخلال) می‌آیند فیلتر کنند. استفاده از فیلتر پردازش سیگنال: این سامانه سیگنال‌های واقعی جی پی اس را از سیگنال‌های فریب تفکیک می کند. ( بر اساس ویژگی‌های فرکانس، قدرت، یا الگوی تغییر سیگنال) شناسایی و واکنش به فریب: این مورد شامل اقداماتی است که سرجنگی اخلال را تشخیص میدهد و وقتی در ترکیب اطلاعات خود نقص احساس میکند خودکار قید جی پی اس را زده و تنها با استفاده از INS ادامه مسیر را طی میکند این موشک های فعلی در صورت استفاده از یک سامانه مکان یاب جدید و یا ترکیب موارد فوق، مجدد به همان دقت سابق خود باز میگردند. ایجاد سامانه مکان یاب ملی و ارتباط ماهواره ای و ... از نان شب هم برای ما واجب تر است. از طرفی اقدامات ضد ماهواره های دشمن به معنی کاهش دقت تسلیحات آن هاست. بخصوص آن که در حال حاضر وابستگی آن ها به جی پی اس بسیار زیاد است.
  23. سلام. دوست گرامی از کف دست نمی شود مو کند. شما در دوره ای قرار دارید که حتی کشور های به اصطلاح دوست شما هم با توجه به منافع کمی بیشتر میروند قید قرار داد ها و سود کلان در فروش تسلیحات با شما را میزنند. قدرت های شرق و غرب تا همین چندی پیش یکدیگر را شریک صدا میزدند. خرید سلاح کار سختی بود و هست. به دلیل جبر زمانه تصمیم گرفته شد در برخی زمینه ها کار فشرده شود که با توجه به درآمد محدود مملکت برخی بخش های دیگر هم دچار ضعف شدند. آیا این ضعف ایراد دارد؟ بله، قطعا همینطوره . اما باید ببینید برای مثال در همین مثال جنگنده چه کشور هایی صاحب نام هستند و چه مسیری را طی کرده اند. تمام کشور های تولید کننده جنگنده جز موارد خاص به یکی دو کشور وابسته هستند. چین تا همین چندی پیش بخش های بزرگی از نیاز های هوایی خود بخصوص در بخش پیشران و متالوژی و ... را از روسیه و غرب تهیه میکرد . روس‌ها صفحات نمایشگر کاکپیت و برخی دیگر از قطعات این چنینی را از فرانسه وارد میکردند. بیش از هشتاد درصد جنگنده گریپین از تولیدات خارجی علی الخصوص آمریکایی است. در مورد جنگنده های دیگر اروپایی هم این وضع ادامه دارد و حتی صنایع سرشناسی چون داسو هم از این مسئله در امان نیست. اساسا ساخت یک جنگنده غیر مشارکتی در عصر فعلی کار پر هزینه ای است. چون برای مثال یک کارخانه از نوعی خاص از آلیاژ میسازید و فقط کاربردش تهیه آلیاژ خاص برای همین جنگنده است. یعنی فرضا کشور به دویست جنگنده نیاز دارد و هیچ کسی هم پیدا نمیشود که بیاید جنگنده شما را بخرد. آن وقت که این دویست جنگنده تولید شد باید در این کارخانه تولید کننده آلیاژ خاص را تخته کنید تا زمانی که نیاز به تولید جدید باشد چون هیچ جای دیگر استفاده نمیشود. در صنعت هوایی بخش نظامی این مورد کاملا رایج است. این وسط نیرو کاری آموزش دیده صنایع و بسیاری از صنایع مرتبط از دور خارج میشوند و این در حالی است که تولید این دویست جنگنده به مراتب از نسخه خارجی هم گران تر در میآید. خارج شدن نیروی کار از چرخه تولید بزرگترین بحران صنایع است. صنایع کشتی سازی آمریکا با همین مشکل رو به فروپاشی حرکت کرده اند. اما بعید است که این ها به راحتی در برخی خرید ها با ما کنار بیایند. و تنها باید از بازشدن پنجره های زمانی استفاده کرد. قدرت های غرب و شرق در مورد ایران درد مشترکی دارند و آن هم این است که ایران نقش یک پل میانی را در دنیا بازی میکند. اگر هارتلند اهمیت دارد، ایران قلب هارتلند است. تا زمانی که استقلال دارید و خطر احیای تمدنی در شما احساس می‌شود کشورهای دوست همینطور گوشه رینگ شما را نگه میدارند و فقط عرق شما رو خشک میکنند و دشمن هم مدام به سمت شما مشت روانه میکند. چون تو بمیری در حق ایران آن تو بمیری نیست. تاریخ این مطلب را اثبات میکند. البته کشور پس از انقلاب هر وقت پنجره ای باز شد، دست به خرید زد‌ و همینطور که می‌بینید برخی جنگنده های روسی وارد خدمت شدند. بخش زرهی و توپخانه تجهیزات جدید دریافت کرد و ارتش زیر دریایی کلاس کیلو را دریافت کرد و ..‌. ولی این پنجره مدام بسته است یا سختگیری در آن زیاد است و این صنعت چیزی نیست که بشود به راحتی و بدون کمک خارجی به آن دست پیدا کرد. موشک و پهپاد چیزی بود که این کشورها نسبت به توانایی های آن ها غفلت داشتند و شد این چیزی که می‌بینید. فشار روی آن ها زیاد نبود. البته باید گفت حفظ استقلال در نهایت کار خودش را میکند و اگر مسیری درست پیش گرفته شود نتیجه آن جایی است که کشور های مترقی طی کرده اند. حفظ استقلال در کشوری چون ویتنام با چند دهه جنگ پیاپی خانمان سوز نیز سبب شد که این کشور در بین کشور های در حال توسعه قرار بگیرد و راه برایش باز شود. چون آن را به ناچار پذیرفتند و شرایط زمانی هم ایجاب کرد که با ویتنام کنار بیاید. زمان حلال مشکلات است به شرط آنکه در صراط مستقیم باشیم. زمان دشمنی مشترک یا منافع مشترکی خلق می‌کند که آن میشود زمینه همین پذیرفته شدن! وگرنه در حال حاضر اگر ارتش واکسی بخواهیم کاری ندارد. خوزستان و آذربایجان و سیستان و ... را منطقه خود مختار اعلام کنند و همه خواست های نامشروع حریف را بپذیرند و ... آن وقت به شما خود آمریکا جنگنده می دهد که برویم پزش را بدهیم. یک عدد بسته انفجاری پتن هم درون رادار آن میگذارد برای روز مبادا! والله چنین وضعی اصلا چه نیاز به ارتش دارد. وقتی ابرو و آزادی و استقلال و شرافت ملی نباشد... پ ن: مزایای استقلال نظامی این است که اگر در عملیاتی چون وعده صادق دقت موشک زیر سوال می‌رود صنایع ملی می آید و راهکاری چون موشک قاسم بصیر می دهد. در مقام مشابه کشور های دیگری هم درگیر جنگ شدند که شاید عربستان مثال خوبی برای آن باشد. این کشور باید منتظر خواست بیگانه بماند که آیا راهکاری یک مشکل دارد یا نه . وقتی در زمان جنگ شما نیاز به کمک خارجی داشته باشید آسیب پذیر می شوید و آن ها طلب امتیاز میکنند و شما هم چون بحث مرگ و زندگی است امتیاز میدهید.
  24. کره شمالی در ناو ۵ هزار تنی چوی هیون پرتابگر های موشک ضد تانک و همینطور به احتمال پرتابگر های پهپادی قرار داده که کاربری اون ها مشخص نیست. با این حال با توجه به تاثیر عمیق تسلیحات بی سرنشین در جنگ یمن و اوکراین بنظر میرسه که نصب این تسلیحات جنبه تدافعی داشته باشند. فارغ از بحث کاربری این تسلیحات در ناو کره ای، بد نیست این ناوگان ما که تازه از خط تولید یا بازیابی خارج میشن به چنین تسلیحات دفاعی مجهز شوند تا حداقل توسط شهپاد و تسلیحات بی سرنشین کم سرعت شکار نشوند. گزینه های در دسترس بسیار هستند. در نیروی دریایی کار زیادی لازمه و خلا زیاد است...
  25. هر چند مطلب ذیل به معنی انفعال و دست روی دست گذاشتن و اتکا و قناعت به حد فعلی نیست و در گذشته بحث شد که وعده صادق چگونه و با چه تسلیحاتی صورت گرفت و علت استفاده از این تسلیحات چه بود. علت مشکل پیش آمده و راه حل هم به تفصیل مورد بحث قرار گرفت. اولین صحبت از هدف قرار دادن ناوگان دشمن در فاصله بیش از هزار کیلومتری تا جایی که حافظه بنده یاری میکند به بیش از پنج سال قبل باز میگردد که اشاره به چنین سلاحی دارد و البته نسخه بصیر در تمام خانواده فاتح ادامه یافته و حال به نسخه بصیر در موشک قاسم رسیده است. از این ها بگذریم با همه ضعف هایی که به نیروهای مسلح وارد است اما باز جای شکرش باقی است که در عصری هستیم که سلاحی می‌سازیم و آموزش را خودمان به نیروهایمان میدهیم و استراتژی و تاکتیک مختص به خودمان را طراحی میکنیم و حقوق نیروهای مان را هم توسط بانک و درآمد ایران واریز میشود. بلطف همین تسلیحات مشکوک و ناقص و هر چه اسمش را بگذاریم کشور شاهد استقلالی هست و از یک جنگ داخلی صد ساله همچون دوره پسا صفوی به دور هستش و هر روز یک کشور خارجی به یک گوشه ایران حمله نمیکند و وقتی تصمیم میگیریم از هرات در مقابل شورش دفاع کنیم با یک تهدید انگلستان دست پای ما نمی لرزد.... در دوره ی عباس میرزا پس از تلاش های بسیار زیاد این شاهزاده قاجاری نهایت ارتش ایران به عدد ۱۲۰۰۰ نفر رسید. توجه کنید آن دوره مصادف است با لشکر کشی ۵۰۰ هزار نفری ناپلئون بناپارت به روسیه. این همان ارتش کشوری که داعیه دار سپاه بزرگ نادرشاه افشار و شاه عباس و ... هستش. خیلی سریع تلاش های وی فروپاشید و امیر کبیر مجدد روی به اصلاحات آورد و نهایت تلاش آن یک ارتش ۳۰۰۰ نفری بود. دور دوره ها بعد عمق فاجعه بیشتر شد. ایران بریگارد قزاق را با کمک روس ها ساخت و در بهترین حالت عددش به ۱۰ الی ۱۲ هزار نفر رسید. فرمانده این یگان روس بود. پولش از بانک روسی می‌آمد و دستوراتش را هم از سن پطرزبورگ دریافت میکرد. روس و انگلیس سلاح را در انحصار داشتند و هر کدام ارتش خود را در ایران می پروراندند. به هیچ مستشار خارجی اجازه دخالت در بازسازی ایران را نمی‌دادند و دربار ایران پشیزی قدرت نداشت. در ادامه خلاصه ای از یک مقاله در فصلنامه بررسی کتاب ایران را قرار خواهم داد تا عمق فاجعه لمس شود. بازسازی ارتش ایران-عباس میرزا تشکیل حکومت ملی توسط آغا محمد خان قاجار پس از یک دوره طولانی هرج و مرج فراهم شد. دوره ی افشاری و زندیه در حقیقت دوره جنگ های داخلی ایران بودند و عملا در این دوره ما حکومت های ملی به معنی واقعی کلمه نداشتیم. آغامحمد خان با سرکوب تمامی رقبا و بازپسگیری بخش بزرگی از سرحدات ایران در قدم اول را محکم برداشت اما از بخت بد عمر وی کفاف نداد تا از کاردانی وی در امور نظامی بهره گرفته شود. سردودمان قاجار زمانی میمیرد که اعمال وی می‌توانست تاثیراتش حتی تا امروز بخت یک ملتی را تغییر دهد و این مصادف بود با آغاز تنش و اوج قدرت روس ها! قاجار تازه تاسیس و ایران تازه جان گرفته با کله افتاد مقابل دشمنی که تاریخ ما و دنیا مشابه آن کمتر به خود دیده! جنگ ما با روس در دوره فتحعلی شاه آغاز میشود. و از بخت بد شاهنشاه دورانش مصادف میشود با مشکلات فراوان و مرگ شاهزادگان لایق و در این بین عباس میرزا می ماند. پس از شکست اولیه در ۱۸۰۷ میلادی بر شاهزاده روشن شد که با ارتش فعلی نمی توان مقابل روس ها ایستاد. عباس میرزا با دستیابی به منابعی از عثمانی با اطلاعات نظامی غربی آشنا شد. در ابتدا تمرینات سربازان ایرانی به فراریان و زندانیان روس سپرده شد که به خدمت عباس میرزا در آمده بودند و از سال ۱۸۰۷ مربیان فرانسوی نیز در تبریز مشغول به کار شدند. بعدها با لغو قرارداد فرانسوی‌ها افسران انگلیسی اکثریت مربیان ارتش جدید ایران را تشکیل دادند اما طولی نکشید که با فشار روسیه این مربیان از کشور خارج و مربیان لهستانی و ایتالیایی و...جای آنها را گرفتند.همزمان صنایع ریخته‌گری توپ و ساخت باروت در تبریز راه‌اندازی شد. با توجه به تجربیات عباس میرزا تصور می کرد که سوار نظام ایران توانایی کافی را برخوردار است و بدین جهت تمرکز اصلاحات بر روی پیاده نظام و توپخانه قرار گرفت. تا سال ۱۸۳۱ شمار ارتش اصلاحی به ۱۲هزار سرباز و ۱۲۰۰ توپچی و یک هنگ سواره نظام رسید که در مجموع از ۱۰گردان ایرانی و دو گردان روس تشکیل میشد. به این تعداد نیروهای دیگر را هم باید اضافه کرد که مجموع ارتش ایران به ۳۲هزار نیرو میرساند. برنامه نوسازی شامل استحکامات نیز می‌شد قلعه های تبریز و خوی و اردبیل مدرن شدند و در همان دوره لباس نظامیان ایران متحدالشکل شد. با تمام این ها افکار سنتی مانع بزرگی پیش روی ارتش مدرن بود. بازسازی ارتش ایران-امیر کبیر میرزا تقی خان پس از اصلاح اقتصادی کشور مشغول اصلاحات نظامی شد زیرا معتقد بود ارتش روح کشور است و کشوری قدرتمند خواهد بود که ارتش نیرومندی داشته باشد. وقتی که به تهران آمد ارتش ایران اسما ۴۰۰۰ نفر بود که عدد واقعی آن به زحمت به ۳۰۰۰ نفر می رسید. این عدد در همان عصر هم برای کشور بزرگ و پر از نا امنی ایران یک شوخی تلخ بود! صنایع اسلحه سازی که دوران عباس میرزا بنا شده بود همه تعطیل شده بودند. امیرکبیر چون زمان عباس میرزای ولیعهد در آذربایجان سمت لشکرنویسی و پس از آن منشی‌گری نظام را بر عهده داشت و با هیاتهای نظامی انگلیس و فرانسه آشنا بود، معتقد بود که باید دست به اصلاحات نظامی در ایران بزند. اصلاحات او شامل: قوانین اخلاقی و تغییر در رفتار سربازان و عدم تعرض آنان به اموال و ناموس مردم، برقراری حقوق معین برای افسران و سربازان، ایجاد قورخانه و تهیه لباس به سبک ارتش کشور اتریش، تهیه کتبی در ارتباط با فنون نظامی، بنای ساختمان‌های توپخانه و سربازخانه و استحکاماتی در شهرها و مراکز مهم بود. امیرکبیر، مشق و دروس ارتشیان و تسلیحات آن‌ها و برکشیدن صاحب‌منصبان بی‌طرف و نهادن شغل و سمت در مقابل افراد و حذف مشاغل بی‌فایده در نظام سازمانی را پایه‌گذاری کرد. رسم بخشیدن مناصب بی‌شغل را برانداخت و معیار ترفیع، شایستگی ایشان گشت. او معمولاً صبح‌های زود برای سرکشی و نظارت به سربازخانه‌ها می‌رفت و به‌طور جداگانه از تک تک سربازان بازجویی می‌کرد تا نحوه رفتار افسران با آنها و همچنین پرداخت حقوق آنها را بررسی کند. آنها موظف بودند تا تعلیمات نظامی تدریس کنند که چنین امری تا آن زمان بی‌سابقه بود. همچنین پزشکانی را مسئول بررسی سلامت افراد تعیین کرده بود. او برای تأمین باروت ارتش تعدادی کارگاه تولید باروت در کشور ایجاد کرد از جمله در برغان و روستای ورده او چند بار برای سرکشی به این کارگاه‌ها به این نقاط سفر کرد. مهمات‌سازی در زمان او رشد کرد و توپریزی و باروت سازی تبریز دوباره رونق گرفت. وضع لباس ارتش مرتب و منظم شد. به دستور وی لباس سربازان از پارچه ایرانی بود. در زمان عزل او ارتش ایران به ۱۳۷۲۴۸ نفر رسیده بود. تعداد هزار توپ داشت. در تهران و اصفهان بترتیب ماهی ۱۰۰۰ و ۳۰۰ تفنگ ساخته می‌شد. توجه شود که در سال ورود امیر کبیر به تهران بر روی کاغذ ارتش ایران 4 هزار نفر و در واقع 300 نیرو داشت! بازسازی ارتش ایران: تشکیل بریگارد قزاق اصلاحات امیرکبیر در ارتش با قتلش ادامه پیدا نکرد. سالها بعد، پس از اولین سفر ناصرالدین شاه به اروپا، وی تحت تأثیر مانورهای منظم و لباس زیبای ارتش های خارجی به ویژه اتریش قرار گرفت و در سفر دوم خود در سال ۱۲۹۵ ه ق زمانی که در حال سفر به قفقاز بود، با عده‌ای از نیروهای قزاق روسی که از جنگ با عثمانی‌ها برمی‌گشتند روبه رو شد، ایده اصلاح ارتش به ذهنش رسید. قزاق های که همراه ناصرالدین شاه بودند، دارای سر و وضع خوب و در سوارکاری بسیار چابک بودند. ناصرالدین شاه تحت تاثیر قرار گرفت و به گراندوک میخائیل نیکلایویچ گفت که در فکر ایجاد چنین سواره نظامی در ایران است. گراندوک به تزار روسیه پیشنهاد داد چند مربی به ایران بفرستد. الکساندر دوم تزار روسیه از این ایده استقبال کرد، چون می خواست بر ارتش ایران اثر بگذارد تعدادی از افسران قزاق به سرپرستی سرهنگ دومانتوویچ با هزار تفنگ و دو توپ به ایران فرستاد. بریگاد قزاق(کازاک) مانند سپاهیان غربی لباس پوشیده و آموزش دیده بودند و پادشاه ایران به خوبی می توانست به داشتن چنین ارتشی که دقیقاً مانند قزاق های روس است مباهات کند. استعداد این نیرو ابتدا یک هنگ بود اما سپس به بریگارد(تیپ) متشکل از ۲ فوج سواره نظام و دسته موزیک افزایش یافت. نیروهای ایرانی زیر نظر افسران روسی خدمت می کردند و حقوق و مواجب آن ها از درآمدهای گمرکات شمال ایران به بانک استقراضی روسیه تامین میشد و مدیران بانک طبق دستور سفارت روس در تهران حقوق این نیروها را پرداخت می کردند. پاولوویچ در مورد قزاق ها و دخالت روسیه در امور ایران می نویسد:حقوق و مواجب نیروهای قزاق در دست روسیه است، فرمانده آن ها طبق امر سفیر روس در تهران عمل میکند. همچنین فرمانده آن ها از پطرزبورگ اعزام میشود. وظیفه قزاق ها برقراری نظم در پایتخت و حفاظت از کاخ ها بود اما منافع روسیه این نیرو را در مواردی به سرکوب مخالفان سوق داد. پس از مشروطه و تلاش سران انقلابی برای کاهش قدرت قزاق ها، این نیرو بر علیه انقلابیون فعال شدند تا سرانجام مجلس را به فرماندهی لیاخوف روس به توپ بستند اما در نهایت شکست خورده و تهران توسط انقلابیون فتح شد. در سال ۱۲۹۴ه ق تصمیم بر توسعه قوای قزاق گرفته شد و استعداد این نیرو به ۱۰هزار نفر رسید و به مناطقی همچون مشهد،اصفهان،گیلان،مازندران و همدان گسترش یافت. منبع : تلخیصی از فصلنامه بررسی کتاب تهران- تابستان ۱۴۰۱- مقاله مروری بر تشکیل نیروهای نظامی نوین ایران - نویسنده: مسعود محمدی خبازان