Arash

وصف نیروی زمینی ایران در سال 1362 به قلم محمد رضا شاه

امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts



این مطلب که از بدیهیاته ! فکر می کنم دوست ادیب و دانشمندم زمان تحویل کمان ها رو با زمان تحویل ناو لجستیکی خارک که اواسطجنگ و بعد از کلی دوندگی از توقیف دولت خبیث انگلیس آزاد شد خلط کردن.

ادیب جان سلام
در باره ناوچه های کلاس کمان برای اطمینان با یکی از مطلعین تماس گرفتم فرمودند اون مطالب مربوط به اواسط جنگ ابدا سحت نداره و آخرینشونو(از بین 12 تاییی که تحویل گرفتییم حدود اواخر 1981 بوده در ضمن ایشون بیان کردن که تعداد قزرارداد هم 15 تا بوده نه 12 تا که 3 تای دیگه اش هم توسط کسانی غیر از دولت موقت کنسل شدن و اومدن مابقی بعد از انقلاب هم به اون حس قرابت خاصی که نوفل لوشاتو به خیلیها داده بود برمیگرده همون حسی که سفارت فرانسه رو نبدیل به امنترین نقطه ایران در زمان انقلاب کرده بود !!!!!!
من نمیدونم مطالب بیان شدهدر باب 15 فروند قرارداد توسط این عزیز تا چه حدی مستندهستن هرچند هنوز دروغ یا اطلاعات غلطی از ایشون نشنیدم چون خودم به شخصه فکر میکردم همون 12 تا بودن و بس ولی درباره تاریخ تحویلگیریشون شک نکن
بالخص ماجرای اونی که نزدیک بود سلطنت طلبها و دارودسته اشون تصرفش کنن و وساطت... رو هم که حتما خودت بهتر از من میدونی مربوط به همون زمانهاست نه اواسط جنگ
متاسفانه در بیشتر کتابهای ما که قراره حتی برخیهاش منبع و مرجع هم باشن اطلاعات و آمار و تاریخ های اشتباه (به عمد یا سهوا ) کم دیده نشده بالاخص موسسه..... بی خیال



سلام


چند عکس مربوط به صحبتهای دوستان:



ناو خارک در اسکله انگلیسی:

Khark02.jpg

khark01.jpg



یکی از سه ناوچه موشک انداز تحویل شده بعد از انقلاب، درحال حرکت به سمت ایران. البته بدون لانچر موشک!!

Khanjar.jpg


یاحق
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

فرازهایی از مقاله مشرق در مورد ارتش پهلوی :



شاه تنها راه چاره براي جلوگيري از پيدايش حركت‌هاي ضد سلطنتي را در تقويت بيش از پيش نيروهاي نظامي جستجو مي‌كرد؛ ضمن اينكه اين حركت با دكترين نيكسون در منطقه نيز تطابق داشت. بنابراين تقاضاي شاه براي تجهيز نظاميان به سرعت برآورده مي‌شد.هزينه‌ها‌ي نظامي در ظرف 17 سال، يعني در فاصله‌ي سال‌هاي 1332- 1349 تا 12 برابر افزايش يافت و از 64 ميليون دلار به 880 ميليون دلار رسيد. طي سال‌هاي دهه‌ي 50 شاه با ازدياد حجم خريد تسليحات از آمريكا در واقع باعث شد سهم بودجه‌ي امور نظامي، فشار مضاعفي را بر بودجه‌ي كل كشور وارد سازد. براي افزايش قدرت نظاميان ايران شاه 3/9 ميليارد دلار از بودجه‌ي 45 ميليارد دلاري سال 1355- 1356 يعني حدود 20% از بودجه‌ي كل كشور را در بخش نظامي سرمايه‌گذاري كرد. پيش‌بيني مي‌شد كه اگر اين روند ادامه يابد احتمالاً در دهه‌ي 1360 ايران از لحاظ تجهيزات نظامي پس از ايالات متحده‌ي آمريكا، اتحاد جماهير شوروي و چين، در دنيا در درجه‌ي چهارم قرار گيرد.

آبراهاميان، ايران در سال 1355 را داراي بزرگ‌ترين نيروي دريايي خليج فارس، پيشرفته‌ترين نيروي هوايي خاورميانه و پنجمين نيروي بزرگ نظامي جهان معرفي مي‌كند

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
عجب سیاست ماست مالزاسیونی برخی راه انداختن.از جعل تاریخ تا دفاع در قالب قرآن و قسم و بعد هم نصیحت و.....
تازگی ها به خودم میگم باید همیشه با دیده شک به برخی نگریست مگر اینکه خلافش اثبات بشه.
جناب بیگدلی و چکا بودن شماها برخی اوقات قوت قلبیه.موفق باشید.
  • Upvote 7
  • Downvote 7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر


عموی من سرهنگ بازنشسته نیروی هواییه،



جناب بیگدلی امکانش هست بپرسم عموی شما جزو کدام رسته از نیروی هوایی بودند ؟؟
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
اما برای من وفادری محض برخی ها به سیاست تکفیر هرکسی که "کوچکترین انتقادی به ما و باورهامون داشته باشه " چیز تازه ای نیست
عادت داریم ببینیم گروهی معلوم الحال به هرکسی که خلاف خواسته اونا به چیزی اعتقاد داشته باشه انواع و اقسام القاب و عناوین از
کافر
ملحد
منافق
عامل استکبار
دوستدار صهیونیسم
سلطنت طلب
لیبرال
جاسوس
نفودی
ساده لوح
و جدیدا از عوامل فتنه!!!
رو ردیف کنن و در پایان با مباح الدم خواندن نفر حکم به بمباران هسته ایش بدن
عادت کردیم و دست بر قضا شده میزان و ترازوی سنجش درصد صحت حرفامون هرچی اونا جری تر حرفامون به حقیقت نزدیکتر

و اما اگر جدای از کارهای تکفیر همیشگیتون قصد مباحثه ( و نه مجادله )دارین بفرمایین:

1- احادیث و آیه های قرآن:
خدارو شکر زندگیم جز بر مبنا و پایه آنها بنا نشده و اگر خدا یاریم کند جز این نخواهد بود چه شما خوشتان بیاید چه نه
من که با احادیث و آیه ها مشکلی ندارم اگر شما دارین به خودتون مربوطه
من یک حدیثی رو از یکی از ایمه اطهار روایت کردم ولی نمیدونم فرمایش کدوم بزرگواره و ادیب یکحدیث گهربار با همون مضمون بیان کرد بنده هم عنوان کردم که منظورم حدیث دیگه ای بوده و اونها هم همه کلام ایمه هستن اگر با اون کلمات مشکلی دارین بازم بخودتون مربوطه که در اسلام لا اکراه فی الدین اومده

2- نصیحت:
خدا اون روز رو نیاره که من بخوام یکی از بزرگواران رو نصیحت کنم ، نه در همچین جایگاهی هستم و نه ابدا قصد چنین کاری دارم، یک پیشنهاد دوستانه به دوست بسیار خوبم آقا ادیب بود که سالهاست با هم دوستیم و ارادت خواصی بهشون دارم چه اون روزها که راهشون راه دیگه ای بود و چه امروز که راهشونو براستی دوست دارم و ایضا شناخت تقریبا خوبی هم ازشون دارم همین وگرنه بهیچوجه بخودم اجازه نصیحت به کسی رو نمیدم

3-برداشت شما از دیگرون:
دلیلی نمیبینم بخوام خودمو طوری که نیستم معرفی کنم،شکر خدا سرسوزنی اطلاعاتی که درباره خودم نوشتم نادرست نیست و سعی هم نکردم خودمو مخفی و یا کم پیدا کنم همانطوری که هستم خودمو معرفی کردم و میکوشم که جز به اون هم پایبند نباشم که هرچیزی جز این میشه منافق و من از نفاق بیزارم
اینکه شما برداشتتون از ششخصیت من چی و چگونه است خود دانید به خودتون برمیگیرده و مقدار کنکاشتون در باره من اونم درچهارچوب وجدان ، انصاف و شرف اسلامی و انسانیتون که من مبنا میزارم که انشا الله شما همشونو دارین

4- و اما جعل تاریخ!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!:
دقیقا اون چیزیه که من میخوام باهاش مبارزه کنم و همه نوشته هام دقیقا بر مبنای این اندیشه اند
میشه شما با شرف و وجدان و انصاف اسلامی و انسانیتون یک مورد جعل تاریخ رو در حرفهای من بیارین؟
فقط یکی؟
یعنی اگر من بگم کربلای 4 پیروز شدیم تاریخ برمیگرده؟
یعنی کربلای 4 ، رمضان،محرم و.... ما پیروز شدیم ؟
البته من از دید ما ایرانیها گفتم اگر شما از دیدبرادران کشور دوست و برادر عزیزتر از جان عراق(همون بعثیون کافرو نجس و ضد اسلام دیروز!!!!!)به قضیه نیگاه میکنین که بله حق باشماست
درباره ناوچه های کلاس کمان(قایقهای تهاجمی سریع موشک انداز) هم 9 تاشونو از شماره 221 که اولینشون باشه و" کمان" نام گرفت( و به همین دلیل بهشون کمان کلاس میگن) تا شماره 229 که" گردونه" بود رو قبل از انقلاب گرفتیم و سه تای باقیمانده رو هم در همون سال اول جنگ شماره های 230،231،232 رو تحویل گرفتیم اون ناوچه با شماره 230 که دوستمون تصویرشو گزاشتن اولیشونه با نام "خنجر" و دوتای دیگه "نیزه" و" تبرزین"
ماجرای تصرف یکی از اونا و بردنش به یک کشور آفریقایی و وساطت فلان کشور برای برگردوندنش هم که اظهر من الشمسه و خیلیها راجع بهش اطلاع دارن میشه بگین کجاش تحریف تاریخه؟
اینا تحریف تاریخه یا اینکه به عمد یا سهو تو کتابامون بنویسیم اواسط جنگ؟
درباره قراردادهای ساخت موشک قبلا از انقلاب هم این حرف من نیست میتونین به مجله صف( مجله رسمی ارتش جمهوری اسلامی ایران ) مراجعه کنین ، هر قراردادی رو با سال قرارداد و کشوریا رژیم طرف قرارداد و نوع قرارداد آورده حالا اگر شما ارتشی رو که رهبر و فرمانده کل قوا بهش " ذولفقار ولایت " و "کلمه طیبه" لقب دادن رو خاین ، سلطنت طلب یا دروغگو میدونین که هیچ !!!! دیگه ابدا جای بحثی نمیمونه
استناد من به انتشارات ارتشه شما قبولشون نداری یا داری اون یه خودتون مربوط میشه اما بسیار بسیار بسیار بسیار خوشحال میشم جعل یا جعول و تحریف تاریخ در گفته های منو بیاری که اونارو اصلاح کنم که اگر اینطور باشه لطف بسیار بسیار بزرگی به من کردین

5- ما ست مالیزاسیون:
ببخشید کی رو و چی رو بخوام ماست مالی کنم؟محمد رضا شاه رو ؟یا ددولت موقت رو؟ چرا و به چه دلیل ؟
من که خودم همون اول کار و شروع بحث گفتم که در زمینه های سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی و ومذهبی محمد رضا شاه ابدا قابل دفاع کردن که نیست هیچ وحشتناک هم ایراد داره و داشته و نمیشه ازشون گذشت
من گفتم در بعد اقتصادی تا حدودی و در بعد نظامی بیشتر از همه کاراش درست کار کرده بود ومعتقدم در بخش نظامی عملکردش قابل دفاع بوده ، ولی حتی نگفتم که غیر قابل نقد که بزرگترین ایراد که همون وابستگی وحشتناک به غرب بود رو هم خودم مطرح کردم بعلاوه عدم شفافیت در قراردادها و دله دزدیهایی که پشت اونا صورت گرفت
اینا کجاش ماست مالی محمد رضا شاه بود؟
درباره دولت موقت هم گفتم این شعار رو اونا دادن وانا رو به شعار گرا بودن متهم کردم و گفتم که اینا هم در همون مسیر حرکت کردن، اما گفتم بنیانگذار این عنوان و این مسیر اونا نبودن و ادامه دهنده اش هم همینطور و اینکه بودن خیلی های دیگه هم که همین حرفو میزدن و ادامه میدادن و این اعتقادو داشتن ، گفتم فقط نیاییم اونا رو متهم کنیم و بقیه رو تبریه همین، البته تبریه شدن برخی از اونا مطلوب برخی های دیگه هم هست و همینه که برخیها بدجور آتیش میگیرن وقتی میبینن که به تابوهاشون کوچکترین نقدی وارد میششه نه اینکه تابوهای اونا از ایمه هم (نعوذ بالله) معصوم ترند و هیچ اشتباهی نه کرده اند و نخواهند کرد!!! نه اینکه هر فعل و قول اونا نص صریح قرآنه(بازهم اعاذ بالله) و وحی منزل و بلاشک و هرکی هم تردید کنه ابدا مسلمون که سهله ایرانی هم نیست تازه حق نفس کشیدن هم نداره

6- و اما " آهن پاره":
خیلی دارم سعی میکنم نگم کی برای اولین بار از این واژه استفاده کرد و بعد از اون افتاد رو زبون همه و هرکسی بلند شد تکرارش کرد ودولت موقت هم عینا مثه بقیه(هیچکدومشون هم برای من فرقی ندارن از .... تا دولت موقت و ... و.... و....)باور کن با پیام خصوصی ازم خواستن بگم کی بود اما بخاطر یکسری حفظ حرمتها و مصالح سیاسی و گفتاری عنوانش نکردم ، میخوای باور کن میخوای نه، میتونی از مدیرا بخوای برن پیامهامو برات بفرستن حرف من فقط اینه:
من فقط میگم منصف باشیم و عادل در حرفها و نظراتمون همین ، راهنمایی میخوایی؟
یکبار دیگه سریال شوق پرواز رو نیگاه کنی دستت میاد اولین نفر کی بود که " آهن پاره" رو انداخت رو زبون همه و بعد از اون شد وحی منزل مثه کلمه ..... که سال 56 آقای روحانی ساختنش و انداختن رو زبون همه و الان اگر کسی بکارش نبره کافره و ضد اسلامه و ضد ولایت فقیه وسلطنت طلب و کمونیست وفاشیست و لیبرال و امپریالیست و سکولار و لاییک و افراطبی و تند رو و منافق و معاند و معارض و جاسوس و خودفروخته و عامل استکبار جهانی و.......(حالا خیلی از این القاب که شماها وهم مسلکیهاتون بعنوان القاب رسمی به مخالفینتون میدین کاملا و اساسا باهم نمیخونن و با هم جمع نمیشن و با هم ضدیت دارن رو نمیدونم کجای دلم جا بدم دسته کم بیایین دسته بندیشون کنین و برای هرکدوممون بر مبنای قیافه و سن و سال و وزنمون یک گروهشونو بکار ببرین ، اگر این زحمت رو بکشین ممنون میشیم و کمتر هم دچار سردرگمی ، خدا انشا الله هم در این دنیا و هم در اون دنیا عوضشو تمام و کمال بهتون بده انشا الله)

دوست گرامی
باور کن
باور کن
باور کن
بسیار بسیار خوشحال میشم اگر بجای کار همیشگی تکفیرکردنتون بیایین و نمودهای تحریف و جعل تاریخ رودر حرفهام برام مشخص کنین
نه تنها خوشحال میشم که بینهایت هم ازتون ممنونم و سپاسگذار میشم
باور بفرمایید

در پایان

ماییم و نوای بینوایی
بسم اله اگر حریف مایی
  • Upvote 8

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
خدارو صد هزار بار شکر معنی انسانیت و اسلامیت و وجدان و انصاف رو فهمیدیم دست عزیزان درد نکنه
من فقط خواسته بودم که جواب یکیشونو منطقی و انسااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااانی بدین
بازهم توهین و فحش و ....
که همه تف سربالان!!!!
جرفهای سخیف و منافقانه؟
باکدوم استدلال؟ انسانی و اسلامی و وجدانی و انصافی و شرافتی؟
حیف که برخیها برره تشریف دارن که وجدانها در خواب مرگ رفته اونجا دسته کم وجدانها برای لحظه ای هم که شده بیدار میشد اما برخیها ....
بگذریم که نگفتن و گذشتن از این بحث به ثواب نزدیکتره
قضاوت رو به ذهنهای بیدار و وجدانهای آگاه و منصف و اندیشه های شریف بسپاریم که بیایند ببیند و بخوانند و قضاوت کنند
از همه بابت منحرف شدن بحث تاپیک پوزش میخوام
در باره عموی گرامی جناب بیگدلی هم ایشون موضوعی رو عنوان کرده بودن از قول عموی گرامیشون که بنده تاییدش کردم
گفتم نیروی هوایی یکدست ترین نیروی شاهنشاهی بود آیا غیر این بود؟
گفتم نیروی هوایی اولین نیرویی بود که به انقلاب پیوست آیا غیر از این بود؟
گفتم نیروی هوایی همون 12 بهمن هواپیمای بنیانگذار کبیر انقلاب و همراهانشونو اسکورت کرد غیر از این بود؟
گفتم وظیفه محافظت از ایشونو به عهده گرفت غیر از این بود؟
گفتم وظیفه جابجایی ایشونو با بالگرد به عهده گرفت غیر از این بود؟
گفتم اولین نیروی نظامی بود که بیعت کرد (روز 19 بهمن) غیر از این بود؟
گفتم اولین نیروی بود که با گارد درگیر شد و به انقلاب و مردم پیوست غیر از این بود؟

[b]کی داره تاریخ رو تحریف میکنه؟[/b]

دوستان از این به بعد برای خوشایند برخیها که بهشون برنخوره و مارو به همه اون چیزهایی که همیشه ورد زبونشونه متهم نکنن میگیم :

[b]نیروی هوایی شاهنشاهی ارتش ملعون و لعین و کافر محمدرضاشاه پهلوی در لحظه ورود هواپیمای رهبر کبیر انقلاب به آسمان ایران به هواپیمای رهبر انقلاب موشک شلیک کرد و آنرا سرنگون کرد و چون همه خدمه ورهبر وسایر مسافرین با چتر نجات فرود اومدن ، ایشونو با همه همراهانشونو دستگیر کرد و در روز 19 بهمن ایشونو محاکمه نظامی کرده و فردای اون روز هم با تمام جنگنده هاشون مردم روبمباران کردن و بعد هم با هواپیماهاشون از روی جنازه های مردم رژه رفتند و پس از اون رفتن محمدرضا شاه رو از خارج برگردوندن کشور و دوباره به قدرت رسوندن و هرچی شما در باره انقلاب 57 مردم ایران خوندین و شنیدین دروغ محض بوده و واقعیت اینان[/b]!!!!

از این به بعد هرگسی به چیزی غیر از این اعتقاد داشته باشه ،دروغگو و تحریف کننده تاریخه و منافقه و سخیفه و بی منطقه و......... همه اون فحشهای چارواداری که همه بارها و بارها شنیدنشون و نیازی به تکرار ندارن
جرات دارین بگین تاریخ انقلاب چیزی غیر این بوده ببینم چطور بمبارون میشین

خداروشکر که فقط یه نمونه تحریف یا انحراف ازتاریخ یا منطق خواسته بودیم اینقده فحش شنیدیم اگر دو - سه تا نمونه خواسته بودیم چیکار میکردن
خدا به داد عدل و انصاف و منطق و وجدان و انسان و تشیع و اسلام برسه بهتره بگم خدا خودش بیامرزدتشون!!!!! فاتحه!!!!!!!!!!!
خدا خودش به هممون رحم کنه
و همه رو هم عاقبت به خیر کنه
آمین ویرایش شده در توسط elo
  • Upvote 7
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
با سلام
جناب فتح گرامی، بنده به عنوان یک عضو کوچک این سایت یک درخاست دارم خدمت شما.
در خاست بنده این است که نمونه و مصداق را بفرمایید و از استفاده از خود صفات دوری بفرمایید.
در این صورت بحث برای امثال این حقیر قابل پیگیری تر و مفیدتر می شود.

فی المثل به جای انکه گفته شود میسالو دروغگوست، چه بهتر است که نقل گفته میسالو و تضاد آن با یک منبع صحیح آورده شود. در این صورت میسالو نمی رنجد و دقیقا معلوم می شود که آیا میسالو دروغ گفته یا نه.
اگر صرفا بیان شود که میسالو دروغگو است، اولا مخاطب نمی داند کدام قسمت از عرایض میسالو اشتباه است. دوما خود میسالو نمی تواند دفاع موثری بکند و سو تعبیر احتمالی را برطرف کند چون نمی داند کجا را باید توضیح دهد و سوما بر خلاف اخلاق است که ما بدون شناخت کامل یک صفت را به یک شخص بچسبانیم.

این عرایض را بنده به عنوان برادر کوچک شما صرفا جهت یاداوری عرض کردم و امیدوارم که جسارت بنده را ببخشید.
  • Upvote 8
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
برادر فتح و الوی عزیز کوتاه بیاین بابا صلوات بفرستید !
حالا خوبه اختلاف نظر زیادی هم ندارید. اگر این طوری باشه من و داداش مصطفی تا حالا باید 10 بار با گتلینگ دوئل کرده باشیم icon_cheesygrin
البته الوی عزیز نمی دونم شما لفظ آهن پاره رو از کجا شنیدید ولی تقریبا تمام جریانات درگیر در اول انقلاب به ارزش این یک قلم تامکت واقف بودن : از آیة الله خلخالی که موقع محاکمه ربیعی تو همون مدرسه رفاه بهش گفت بزرگترین جرم تو اینه که می خواستی اف-14 ها رو دم انقلاب از کشور خارج کنی تا منافقین که می خواستن با فروش دفاتر فنی اش به سفارت شوروی کاسبی کنن تا تلاش های گروهک های مختلف برای آسیب زدن به تامکت ها که اتفاقا عموم در این باره خاطرات جالبی برام نقل کرده و نهایتا فکر اون ابله هایی که گفتن با فروششون می تونیم پول خوبی در بیاریم و بزنیم به زخم زندگی و ... icon_eek
  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
با سلام به همه
باور کنید از چنین نوشتن دلم به درد میاد اما ناچارم
من هم دوست ندارم تلخ بنویسم و کسی رو برنجونم اما از خودم هم دفاع میکنم
محمد جان من کوتاه اومدم میام و خواهم اومد اما نه در برابر ظلم وتهمت و توهین که شیعه ام و مولایم میفرماید:
من مظلومی را که زیر با ظلم میرود دوست ندارم
" آهن پاره" (نه فقط درباره اف-14 ها که در باره دیگر خریدها هم بوده) رو هم همونطور که خودتون گفتین و من هم گفتم و همه هم میدونن خیلیها چه روحانی،چه روشنفکر، چه سیاسی، چه چپ و چه راست و چه ساده و چه معاند و.... همه میشه گفت بکار بردن چون اون موقع یه حربه تبلیغی بر ضد شاه و نظامش بود، حالا فقط یه جریان سیاسی رو متهم کردمن و همه چیز رو گردنش انداختن نه منصفانه است و نه منطقی و نه علمی
حرف من اینه اگر درست بوده یا نادرست همه اونایی که استفاده کردن رو شامل میشه نه فقط یه جریان سیاسی خاص رو
خودم هم نوشته بودم که ممکنه اگر ماها هم اون دوره میبودیم ، همین ما ها هم بکارش میبردیم و شاید سفت و سخت هم بهش میچسبیدیم
و اما
اینکه من اینو کجا شنیدم و دیدم همونطور که گفتم بزارین از زبون من نگفته بمونه ، هرکسی میتونه با مطالعه اسناد پیش از انقلاب و تاریخ انقلاب بهش برسه
یه راهنمایی هم کردم که از اسن واضح تر نمیگم و جلوتر هم نمیرم
سریال شوق پرواز صدا وسیما مستند ارایه کرد اون واژه رو
بازم از همه بابت منحرف کردن بحث تاپیک پوزش میخوام و استدعا دارم که دوستان به بحث اصلی برگردند
در ضمن جناب فتح!
خدا سر شاهده که حتی به نوشته هاتون منفی هم ندادم چون هرکسی ق بیان عقیده اشو داره و شما هم مثه من آزادین و همه مختاریم به داشتن هر عقیده و تفکری که بهش اعتقاد داریم و باورش کردیم
منتها نه من
نه شما
نه هیچ کس دیگه حق توهین و تهمت به دیگرون رو فقط به صرف داشتن عقیده ای خاص ( هرچند متفاوت با اعتقاد ما) نداره
مگر اینکه اون اعتقاد ضد انسانی و شیطانی و... باشه که همون هم محل بحث و بررسیه
کلا تا جایی که من در اسلام مطالعه کردم(میگم تا جایی که من مطالعه کردم و اطلاع دارم) در اسلام توهین و تهمت و تحقیر و فحش جایی نداره
نه در قرآن و نه در سیره ایمه اطهار ندیده و نشنیدم و نخوندم
هرچه بوه کاملا خلاف اینگونه رفتارها و در مزمتشون بوده

باز هم میگم
بسیار بسیار بسیار خوشحال میشم اگر نمونه یا نمونه هایی از انحراف رو در گفتار و نوشتار من بیارین
باور بفرمایین بینهایت ازتون ممنون و سپاسگذار میشم
  • Upvote 2
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
جناب elo گرامي ابتدا يه نگاه به تعداد اهانت ها و نسبت ها و فحش هايي كه داديد بندازيد بعد مظلوم نمايي كنيد و خودتون رو كتك بزنيد

انصافا شمارش كنيد چندتا ........

بنظر من برادر اديب هم اگه رسما از تغييربرخي ديدگاه هاشون توبه نامه خدمت برخي آقايون بفرستن و اظهار ندامت و همراهي كنن مشكل حل ميشه ! ! !
اميدوارم هر جا هستن امام زمان (عج) ( از نوشته هاشون پيداست كه بحضرتشون ارادت و اعتقاد زيادي دارن ) دستگير ، هادي و راهنماشون باشه ویرایش شده در توسط rasoolmr
  • Upvote 3
  • Downvote 14

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote name='rasoolmr' timestamp='1359152432' post='295812']
جناب elo گرامي ابتدا يه نگاه به تعداد اهانت ها و نسبت ها و فحش هايي كه داديد بندازيد بعد مظلوم نمايي كنيد و خودتون رو كتك بزنيد

انصافا شمارش كنيد چندتا ........

بنظر من برادر اديب هم اگه رسما از تغييربرخي ديدگاه هاشون توبه نامه خدمت برخي آقايون بفرستن و اظهار ندامت و همراهي كنن مشكل حل ميشه ! ! !
اميدوارم هر جا هستن امام زمان (عج) ( از نوشته هاشون پيداست كه بحضرتشون ارادت و اعتقاد زيادي دارن ) دستگير ، هادي و راهنماشون باشه
[/quote]
دوست خوب و گرامیم
خواهش میکنم بزارین این بحث لعنتی تموم بشه
من به کسی توهین نکردم گفتم این توهینها و اینها و اینها رو یک گروهی لیست میکنن برای همه و همه اونا رو نوشتم
بعد هم اگر کسی شما رو به منافق بودن متهم کنه اونم بی دلیل
براش کف میزنی؟ ماچش میکنی؟
هنوز کسی بهتون الان توهین نکرده جبهه گرفتین چون به یکی از دوستان یا همفکراتون یا ... بخورده (من شناختی رو شما ندارم و نمیتونم نظر بدم که چرا بهتون برخورده)
از اینا گذشته
من یه ایرانی شیعه ام
خودزنی نمیکنم
تا آخرین قطره خونم برای هدف و آرمانم میجنگم اما خودزنی در قاموس من نیست
در فرهنگ شیعی - ایرانی چنین چیزی جا نداره و تعریف نشده
کسی که اینکارو میکنه در ایراین یا شیعه بودنش باید شک کرد
به شما هم بالطبع منفی نداده و نخواهم داد چون معتقدم تظرتونو گفتین
هرچند کمی فکر میکنم تعصبی و جانبدارانه اما تا حدود بسیار زیادی بسیار محترمانه تر از اون دوست قبلیتون (البته اگر دوستتون باشه ، بنده اطلاعی از دوست بودن یا نبودنتون ندارم و فقط یه تصور و گمانه است) منو مورد الطافتون قرار دادین!!!!!!!!!!
درباره ادیب
به چه زبونی داد بزنم که ادیب امروز رو خیلی خیلی بیشتر از ادیب دیروز و دیروزترها دوست دارم(تا حالا چندین و چند بار اینو گفتم و نوشتم)
من ادیبو از خیلی وقت پیش میشناسم از همون موقعی که برخی ها که امروز ستایشش میکنن چه چیزها که به نافش نمیبستن
اما من همون روز هم میدونستم و همه جا هم مینوشتم (بالاخص در دانشجو) که ادیب میهن دوست و دوستدار کشور و نظامه و اگر انتقادی هم داره از روی دلسوزی و مطلعه بسیار زیادش و کمی تند بودن مزاجشه
الان هم دوباره تند مینویسه منتها اینبار اینورکی که شما بیشتر میپسندین
من ادیب رو سرمایه ای برای این سایت و حتی برای کشورم میدونم و بارها هم اینو بهش گفتم
اما معتقدم اگر کمی میانه رو تر باشه و اینقده بالا و پایین نشه مثبت تر و تاثیر گزارتر خواهد بود
کمتر کسی بین بچه های همین سایت پیدا میشه که به اندازه ادیب اخل مطالعه باشه
هستن نمیگم نیستن
تفکرات خوبی توی این سایت داریم اما ادیب رو یه چیز دیگه میدونم
سرشار از حس دونستن و فهمیدن فقط اگر بتونه تعادل رو برقرار کنه
برای این تعادل هم چند تا حدیث نوشتم که برخیها ناراحت شدن
دوست من خدا و اییمه برای همه هستن من هم حق دارم در حد درک و فهم و شعور و باور خودم از این منابع پاک و مطهر و آسمانی استفاده کنم
ادامه دادن به این بحث باطل رو هم دیگه از این بیشتر جایز و روا نیمدونم
من بیام چیزی بگم و شما چیزی و ....(منظورم اط شما شخص شما نبود بلکه دوستان و همفکراتون بود) بهتره دیگرونو هم کمتر برنجونیم با نوشته هامون
هرکدوممون از نوشتن هدفی داریم و خدا دانای سرهای نهان است
خود باریتعالی فرمودن که به هرچه در دلهاتون پنهان میکنین آگاهم پس مهم نیست دیگرون به چی متهمم کنن اونم فقط....
بی خیال
خدا هممونو عاقبت به خیر کنه
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
دوستان خواهشاً این بحث رو تموم بفرماین.
فرد موهن مورد تنبیه قرار گرفت و طبق قوانین سایت باهاش برخورد شد.
از دوست دانشمندم، جناب elo درخواست می کنم که قضیه رو فراموش بفرماین و به ادامه ی فرمایشاتشون بپردازن.

از سایر دوستان هم درخواست می شه به جای هیزم ریختن به آتش درگیری ها، بر روشون آب بریزن تا مشکلی برای فضای دوستانه ی سایت بوجود نیاد.
  • Upvote 9

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

وصف نیروی دریایی ایران در سال 1362 به نقل از محمد رضا شاه
کتاب "پاسخ به تاریخ" ، نویسنده : محمد رضا شاه پهلوی ، قسمت سوم ، فصل دوازدهم:

برنامه نیروی دریایی ما به شرح زیر بود:
- 4 رزمناو 8،000 تنی با دستگاه های پرتاب موشک دریا به هوا با سرعت mach-3 (سه برابر سرعت صوت) و دستگاه های پرتاب موشک دریا به دریا با سرعت کمتر از سرعت صوت و برد 90 کیلومتر.مطالعاتی برای افزایش سرعت این موشکها به مافوق صوت و امکان پرتاب آنها از زیر دریایی در جریان بود.
- 12 ناوشکن 3،000 تنی مجهز به موشکهای دریا به دریا از نوع فوق الذکر.
-3 زیر دریایی که سفارش داده شده بود و 9 زیردریایی که قرار بود در اروپا (احتمالا آلمان فدرال و هلند) ساخته شود.
-50 هلیکوپتر مخصوص نیرو دریایی .
-تعداد لازم کشتی های نیرو بر ، کشتی های تانکر سوخت و ...
-هواپیماهای نوع "orion" ساخت کارخانه لاکهید،با برد طولانی مامور انجام وظایف اکتشافی نیرو دریایی.

(این متن عین متن کتاب هست.اما جزئیاتش مشخص نیست. انگار شاه اون روزا حوصله نداشته کاملتر بنویسه!! :D )

 

************************************************************



چهار فروند ناوشکن از کلاس اسپرانس بودند که از موشکهای هارپون. تاموهاوک و توپهای سنگبن 5 اینچ در 54 استفاده میکردند واما نامهای آنها.

1- کوروش
2- داریوش
3- اردشیر
4- نادر

سه فروند زیردریایی نیمه سنگین از کلاس دولفین

1- نهنگ
2- کوسه
3- دولفین

رزم ناو شاهنشاهی اردشیر
Later sold to Taiwan

http://up.ganjejang.com/images/qv8odrmeed9hq1us98.jpg

12 ناوشکن از کلاس کورتنر بودند که در سال 1980 در آلمان غربي و براي نيروي دريايي فدرال به اسم کلاس برمن ساخته شدند.

منبع

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
elo گفت:


ادیب جان سلام
در باره ناوچه های کلاس کمان برای اطمینان با یکی از مطلعین تماس گرفتم فرمودند اون مطالب مربوط به اواسط جنگ ابدا سحت نداره و آخرینشونو(از بین 12 تاییی که تحویل گرفتییم حدود اواخر 1981 بوده در ضمن ایشون بیان کردن که تعداد قزرارداد هم 15 تا بوده نه 12 تا که 3 تای دیگه اش هم توسط کسانی غیر از دولت موقت کنسل شدن و اومدن مابقی بعد از انقلاب هم به اون حس قرابت خاصی که نوفل لوشاتو به خیلیها داده بود برمیگرده همون حسی که سفارت فرانسه رو نبدیل به امنترین نقطه ایران در زمان انقلاب کرده بود !!!!!!
من نمیدونم مطالب بیان شدهدر باب 15 فروند قرارداد توسط این عزیز تا چه حدی مستندهستن هرچند هنوز دروغ یا اطلاعات غلطی از ایشون نشنیدم چون خودم به شخصه فکر میکردم همون 12 تا بودن و بس ولی درباره تاریخ تحویلگیریشون شک نکن
بالخص ماجرای اونی که نزدیک بود سلطنت طلبها و دارودسته اشون تصرفش کنن و وساطت... رو هم که حتما خودت بهتر از من میدونی مربوط به همون زمانهاست نه اواسط جنگ
متاسفانه در بیشتر کتابهای ما که قراره حتی برخیهاش منبع و مرجع هم باشن اطلاعات و آمار و تاریخ های اشتباه (به عمد یا سهوا ) کم دیده نشده بالاخص موسسه..... بی خیال

 


با سلام !

تعداد عملیاتی همون 12 تایی که شما فرمودید درست هست ، ولی در اصل قرار داد 13 تا بوده و هر 13 تا هم تحویل شده .
12 تا که تکلیفش مشخصه و بین منطقه ی اول و دوم تقسیم شدن .
اما تکلیف 13 امی : ناوچه ی سیزدهم به شکل قطعه قطعه و باز شده توی آموزش های تخصص های دریایی رشت قرار داره و با اون کار آموزش تعمیرات و نگهداری انجام میشه

این رو از زبان جانشین آموزش های دریایی شنیدم
:rose:

 

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط MR9
      موقعیت قرارگاه مرکزی منافقین :
       
      در 90 کیلومتری شمال بغداد ،پس از عبور از شهر "الخالص" به "قرارگاه  اشرف" خواهید رسید.این پادگان با وسعت6 در 8کیلومتر مربع تا سال 1365 هجری شمسی تحت عنوان "معسگر الخالص الخاص" محل استقرار یکی از تیپ های گارد ریاست جمهوری صدام حسین بود.این پادگان از شمال به انبارهای بزرگ مهمات و تسلیحات و یک روستای کوچک عراقی،از شرق به یک فرودگاه متروکه،از جنوب شرق به روستای "شیخ شنیف" ، از جنوب به یک مرکز مرغداری و از غرب به جاده بغداد- کرکوک محدود شده است."اشرف بزرگ" 12*10 کیلومتر مربع است  که پادگان اشرف و زمین های اطراف آن را شامل می شود.
       
        
       
       
       
       
      پس از اخراج مسعود رجوی به عراق و ملاقات او با صدام حسین ، این پادگان بطور کامل تحویل گروهک منافقین  شد و  آنها پایگاه های خود در سلیمانیه و کرکوک را جمع آوری کرده و از سال 1366 هجری شمسی تحت عنوان به اصطلاح "ارتش آزادیبخش ملی " در این محل تجمع کنند.
      در کیلومتر 90 جاده قدیم بغداد-کرکوک انشعابی از قسمت شرقی، شما را به درب اصلی پادگان اشرف هدایت خواهد کرد.شمال و جنوب این جاده آسفالته و فرعی محل استقرار 2 گردان ارتش صدام حسین ،گروهان رادار،گروهان موشکی پدافند هوایی و مقر سازمان استخبارات صدام حسین است که در نزدیکی ورود به پادگان قرار دارد.از سال 1365 شمسی تا زمان سرنگونی صدام  حسین ،نقش این نیروها پدافند هوایی،حفاظت بیرونی و کنترل ورود و خروج به پادگان اشرف بود .
       
       
        
       
       
      مرصاد ، کمینگاه منافقین 
      ببرها وارد می شوند :
       
      اگر چه نیروی های مسلح جمهوری اسلامی ایران ( ارتش  جمهوری اسلامی ایران ، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی  ، بسیج و..)  در جریان عملیات مرصاد ، شکست سنگینی بر پیکره گروهک منافقین وارد آورد ، بازماندگان فرقه رجوی ، مجدداً نیروی های باقی مانده خود را در قرارگاه های  متعدد خود در عراق ، جمع آوری و با حمایت رژیم بعثی ، فعالیتهای خود را از سر گرفتند . اما بدنبال شکست مفتضحانه رژیم بعثی حاکم بر بغداد در مقابل تهاجم گسترده نیروهای ائتلاف به منظور بازپس گیری کویت در ماه مارس 1991 و بغرنج شدن وضعیت در این کشور که همراه با بروز تشنجات و حرکتهای مسلحانه در شمال و جنوب آن گردید ، باعث شد تا گروهک منافقین  با یک بن بست غیر قابل تصور مواجه گردد .
       
       

       
       
      به همین دلیل ، تروریستهای مسلح این گروهک ، دست به تحرکات جدیدی در داخل خاک ایران زده و در یکم آوریل 1991 ، با استفاده از شرایط حاد منطقه ، یکسری اقدامات مسلحانه تروریستی  در غرب ایران ، بویژه ارتفاعات استان کرمانشاه  را رقم زدند که موجبات به شهادت رسیدن صدها نفر از شهروندان کرد ساکن در این منطقه را فراهم آورد .
      بنابراین در پاسخ به شرارتهای این گروهک تروریستی ، در بامداد روز 5 آوریل ، نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران  با استفاده از 9 فروند جنگنده- بمب افکن F-4E ، جمعی پایگاه سوم شکاری (TFB-3)  یک ضربت اساسی را به پادگان اشرف که قرار گاه مرکزی این گروهک بشمار می رفت ، وارد آورد که درعمق 80 کیلومتری داخل خاک عراق و در 28 کیلومتری شمال شهر  خالص  قرار داشت . 5 دقیقه بعد از این حمله ، 9 فروند جنگنده- بمب افکن F-5E جمعی پایگاه چهارم شکاری (TFB-4) بقیه تاسیسات این قرار گاه را با مهمات سنگین مورد حمله قرار دادند که براساس اطلاعات منتشر شده ، تلفات گسترده ای را موجب گردید .
       

       
       
      با این حال ، در جریان این حمله غافلگیرانه  ، خدمه یکی از فانتوم های شرکت کننده ( سریال 6688-3) موفق به اجرای صحیح مانور POP-UP نگردید و هر دوخدمه مجبور به اجکت شده و توسط شبه نظامیان مستقر در منطقه  بازداشت و بسرعت به دولت عراق تحویل داده شدند
       
       

       
      بقایای فانتوم ساقط شده نیروی هوایی به سریال 6688-3
       
       
      در شمال عراق ، دولت ترکیه که سالهاست در حال جنگ غیر رسمی با شورشیان حزب کارگران کرد که به شکل محرمانه از حمایتهای اطلاعاتی و تسلیحاتی دولت وقت عراق بهره می برد ، قرار داشت ، به منظور سرکوب این شورشیان ، چندین عملیات رزمی را در امتداد مرز با ایران ، طراحی و اجرا نمود .
       

       
       
      در جریان این عملیات رزمی ، فانتوم های  نیروی هوایی ترکیه بارها و بارها حریم هوایی ایران را مورد تجاوز قرار داده و نقض نمودند و در این سو ، در موارد متعددی  ، رادار مراقبت منطقه ، هشدارهای لازم را به ترکها ارسال نمود ولی علی الظاهر نیروی هوایی ایران هرگز عملیات رهگیری را اجرا ننمود . این مساله  را می توان بدین دلیل تشریح نمود که  تایگرهای مستقر در پایگاه دوم شکاری ،اگر چه بسیار سریع تر از فانتوم های ترک بودند اما بدلیل اینکه  تیم های ضربتی نیروی هوایی ترکیه توسط جنگنده های F-16C این نیرو  اسکورت می شدند ، حضور تایگر عملاً بی اثر بشمار می رفت . به همین علت ، فرماندهی وقت نیروی هوایی ایران تصمیم گرفت تا سازمان رزم پایگاه دوم شکاری را با اعزام جنگنده های MIG-29 که به تازگی از اتحاد شوروی تحویل گرفته شده بودند ، تقویت نماید .
       
       

       
       
      اعزام فالکروم های تهرانی  ، اگر چه در ابتدا به شکل موقت به این پایگاه مامور شده بودند ، اما با تغییر شرایط ، این استقرار به شکل دائمی در آمد و اسکادران 22 تاکتیکی نیروی هوایی (TFS-22) با حضور میگ های روسی تشکیل گردید و از آن سو ، تمامی  تایگرهای موجود در این پایگاه (F-5E) به اسکادارن 21 تاکتیکی (TFS-21) انتقال یافتند .
       
      با فروکش کردن آتش جنگ در آسیای جنوب غربی ، شرایط تقریباً به حالت عادی بازگشت ، اما این آرامش زیاد بطول نیانجامید ، چرا که در سال 1994 ، گروهگ منافقین مجدداً با اعزام تیم های ترورویستی بداخل کشور ، به شکل منظم دست به تخریب ، ترور مردم عادی و شماری از مقامات ارشد نظامی و غیر نظامی  زدند .
       
       

      سپهبد شهید صیاد شیرازی 
       
       
      د رنتیجه نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران ، مجدداً ماموریت یافت تا حملات هوایی خود را علیه قرارگاه مرکزی این گروهک در داخل خاک عراق ، از سر بگیرد .
      این ماموریت کمتر شناخته شده ، توسط یکفروند جنگنده- بمب افکن F-5F و سه فروند جنگنده – بمب افکن F-5E جمعی پایگاه دوم شکاری در 9 نوامبر 1994 اجرا گردید . در این حمله جمعاً 16 تیر مهمات هوا به زمین مارک-82 به روی هدف حمل شد و پرنده های رزمی با موفقیت کامل و بدون خسارت جانبی ، ماموریت خود را به انجام رساندند .
       
       

       
       
      اما بدلیل اینکه این حمله غافلگیرانه  در داخل محدوده موسوم به منطقه پرواز ممنوع (NO FLY ZONE) شمال عراق که توسط ایالات متحده و بریتانیا حفاظت می گردید ، انجام شد ، به محض اطلاع از وقوع این حمله ، 20 فروند جنگنده  متحدین شامل  جنگنده – بمب افکن های F-16  و F-15 نیروی هوایی ایالات متحده به منظور رهگیری این دسته پروازی از پایگاه های خود واقع در خاک ترکیه به پرواز در آمدند که با توجه به پایان ماموریت دسته رزمی نیروی هوایی ایران ، برخوردی میان این دو پیش نیامد . 
       

       
       
       
      پی نوشت :
       
      1- پلان های رزمی ارائه شده در این تاپیک در سطح وب وجود ندارد و توسط مترجم طراحی شده است 
      2-  در این انجمن ، بیشتز از حماسه های گردان های تامکت و فانتوم گفته شده ، باشد که  این تاپیک گوشه ای از حماسه های تایگرهای مظلوم نیروی هوایی که تلفات قابل توجهی را هم در جنگ تحمیلی متحمل شده است ، بیان نماید .
       
       
       
      منبع : با اندکی تصرف ، IRANIAN TIGERS AT WAR  BY BABAK TAGHVAEE
       
       
        این مجموعه با صرف زمان ترجمه  شده است ،
      بنابراین ، هر گونه برداشت با ذکر منبع (MILITARY.IR) خواهد بود . 
      در غیر اینصورت ، برداشت کننده  ، عرفاً و شرعاً ، مسئول خواهد بود .
       
       مترجم : MR9      
    • توسط Davood
      اواخر دهه ۶۰ و اوايل دهه ۷۰ ميلادي را مي توان نقطه عطف در پيشرفت صنايع موشكي در دنيا دانست زيرا زماني بود كه به تازگي جنگ جهاني تمام شده بود و كشورهاي درگير جنگ جهاني به خوبي ضرورت وجود موشك و جنگ افزارها را درك كرده بودند و با تجربياتي كه به هنگام جنگ كسب كرده بودند توانستند به دنياي جديدي از ساخت سلاح ، موشك و هواپيما قدم بگذارند.
      يكي از اين كشورها كه همواره ابرقدرتي موشكي محسوب مي شد شوروي بود. اتحاد جماهير شوروي با فاصله اي بسيار زياد از رقباي خود در حال پيشرفت بود به خصوص در صنعت هوافضا، ولي اين پيشرفت هنگام فروپاشي اتحاد جماهير شوروي با كمتر از نصف پتانسيل گذشته ادامه يافت.
      البته بايد به اين نكته نيز توجه كنيم كه با وجود چنين فروپاشي، روسيه هنوز هم در صنعت هوافضا از برترين هاست. صنايع موشكي روسيه كه همچون يكي از زيرشاخه هاي صنعت هوافضاست به تبع آن پيشرفت زيادي داشته است. رقابت بسيار جذابي بين كشورهاي روسيه و ايالت متحده آمريكا در زمينه هوافضا وجود دارد كه شايد يكي از دلايل پيشرفت سريع اين صنعت در اين كشورها و فاصله زياد آنها با كشورهاي ديگر همين باشد.
      در ليست موشك هاي روسيه مي توان انواع و اقسام موشك ها را از قبيل موشك هاي هوا به هوا، هوا به زمين، زمين به هوا، بالستيك، اتمي، ضد ماهواره ، ضد كشتي و ضد زيردريايي را ديد. در اين ميان يكي از سري هاي بسيار قوي و با اهميت سري موشك هاي S يا S-300 را مي توان جزو سومين نسل موشك هاي زمين به هوا دانست كه پروژه ساخت و طراحي آن در دهه ۱۹۷۰ شروع شد.
      اين موشك نسبت به موشك هايي كه در زمان هاي قبلش ساخته مي شد خصوصيات متفاوتي داشت. البته تنها در سيستم پرتاب (Launch) آن از سري موشك هاي ۴۸N6 نمونه برداري شده بود كه مي توانست ميان برد يا دوربرد باشد. توسعه و گسترش موشك هاي سري S-300 از سال ۱۹۶۹ آغاز شد كه در آن زمان اين موشك ها به برد ۷۵ كيلومتري رسيده بودند.
      شركت مجرب آلماز (Almaz) مسئوليت طراحي و ساخت را براي نيروهاي زميني و شركت بوكاتف وظيفه طراحي آن را براساس نيازهاي نيروي دريايي روسيه به عهده گرفتند.
      چندي بعد براي به كمال رسيدن اين موشك ها براساس آخرين تكنولوژي هاي راكتي شركت گرونيش (Grunish) نيز به اين جمع پيوست.
      هدف ساخت پروژه، موشكي با برد بالا، سرعت بسيار زياد و قدرت مانوري مطمئن بود. اين موشك بايد كمترين زمان عكس العمل و قابليت استفاده هاي نظامي گوناگون براي حمل كلاهك هاي مختلف و داراي كمترين زمان رسيدن به هدف و نيز قابل اعتماد در زمان پرواز باشد.
      منظور از قابل اعتماد بودن اين است كه هنگام پرواز از ديد رادارها محفوظ باشد و ضد موشك ها نتوانند آن را رديابي كنند،حتي از لحاظ حفاظت اوليه اين موشك ها قرار بود كه در كانتينرهايي جاسازي شوند كه از زمان ساخت در كارخانه به بعد در همان كانتينرها بمانند و حتي سيستم پرتاب آنها نيز در خود كانتينرها تعبيه شود تا بتوانند در كمترين زمان ممكن از هر نقطه اي قابل پرتاب باشند. اين پرتاب به صورت عمودي انجام مي شود. يك لانچر قوي كه مي تواند موشك را تا ارتفاع ۲۰ متري بلند كرده و پرتاب كند. براي اين امر يك جك هيدروليك مدل ۴M330 ساختند كه با سرعت بسيار بالايي اين موشك را آماده پرتاب مي كند.
      S-300P
      يكي از اولين موشك هاي اين سريS-300P است كه به سفارش وزارت دفاع روسیه توليد شد. اين موشك مي تواند كلاهكي را به اندازه ۱۳۳ كيلوگرم با بيشينه برد ۴۷ كيلومتر حمل كند. كمترين برد آن پنج كيلومتر است و مي تواند در ارتفاع ۳۰ متري پرواز كند. سرعتش به سه كيلومتر در ثانيه مي رسد و در ۲۸ ثانيه مي تواند از خود عكس العمل نشان دهد. زمان آماده پرتاب شدنش كمتر از پنج دقيقه است.
      S-300F
      در سال ۱۹۸۴ مدل S-300F ساخته شد. مدل F در اصل موشك متناسب با نيازهاي نيروي دريايي روسيه بود كه از سيستم پرتاب ۵V55RM استفاده مي كند. سرعت آن ۴۶۸۰ كيلومتر در ساعت است و مي تواند كلاهكي به اندازه كلاهك مدل P (۱۳۳ كيلوگرم) ولي با بردي دوبرابر (حدود ۹۰ كيلومتر) را با خود حمل كند. بيشينه سرعت آن ۶۱۲۰ كيلومتر در ساعت و طول خود موشك با كلاهك ۲۵/۷ متر است.كمترين برد آن هفت كيلومتر و سقف پروازش ۲۵هزارمتر است و با سوخت جامد نيروي پيشرانش را تامين مي كند. يك سيستم راداري معروف به ريف روي آن نصب كردند كه مي تواند در يك زمان شش هدف را شناسايي كند و به آنها هجوم برد.
      S-300FM
      مدل S-300FM در سال ۱۹۹۰ ساخته شد كه باز هم مدلي براي نيروي دريايي بود. بسيار مدرن و پيشرفته بود. بيشينه سرعت آن به ۱۰ هزار كيلومتر در ساعت مي رسد، وزن آن ۱۴۸۰ كيلوگرم است و اين تفاوت بيش از هزار كيلوگرمي را مي توان در وضعيت نيروهاي پيشران اين موشك دانست. طول آن ۵/۷ متر، قطرش ۵۲/۰ متر و فاصله دوسر بالچه هاي عقب ۰۳/۱ متر است.
      برد آن ۹۰ كيلومتر است و مي تواند ۱۵۰ كيلوگرم كلاهك را با خود حمل كند. بيشينه سرعتي معادل ۷۵۶۰ كيلومتر در ساعت دارد كه در ارتفاع ۲۵ هزارمتري پرواز مي كند.
      S-300PMU
      مدل ديگر S-300PMU است. اين موشك از لحاظ ظاهري بسيار شبيه مدل FM است حتي وزنش با آن يكي است. طول آن ۹۸/۶ متر، قطرش ۴۵/۰ متر و فاصله دوسر بالش ۰۴/۱ متر است. در ارتفاع ۲۷ هزار متري پرواز مي كند و سوختش از مواد جامد تشكيل مي شود. كمترين بردش پنج كيلومتر و بيشترين برد آن ۹۰ كيلومتر است. مدل بعد در سال ۱۹۹۷ ساخته شد كه در واقع يك نمونه برداري از مدل MU بود. اين موشك MU-2 نام داشت كه از لحاظ اندازه و ابعاد دقيقاً مانند مدل قبلي بود ولي بردش به ميزان ۱۰۵ كيلومتر افزايش يافته بود يعني برد كلي آن به ۱۹۵ كيلومتر رسيد. توانايي حمل آن نيز بيشتر شده است و مي تواند ۱۸۰ كيلوگرم كلاهك را با خود حمل كند. سري ساخت اين موشك ها تا سال اخير ادامه يافت.

      Avia.ir
    • توسط bell214
      مرواریدی در ژرفا
      مصاحبه با خانواده شهيد سرهنگ خلبان «محمدهاشم آل‌آقا»
      قهرمان شکاری (F-14)
      مقدمه:
      مدتها بود كه به صورت جسته و گريخته در محافل گوناگون كه از جنگ و نيروي هوايي صحبتي به ميان مي‌آمد و يادي از شهدا و همچنين شهيد سرهنگ خلبان «محمدهاشم آل‌آقا» مي‌شد، همرزمان و دوستانش در شجاعت، دلاوري، صداقت و خاكي بودن وي اتفاق نظر داشتند. ما نيز پيرو وظيفه‌مان مترصد فرصتي بوديم كه خدمت خانواده معظم شهيد رسيده و نسبت به احوالات وي معرفت بيشتري حاصل كنيم. اشاره كتاب «تامكت‌هاي ايران در جنگ تحميلي» به اين شهيد بزرگوار كه در شماره پيشين از نظرتان گذشت، بهترين بهانه براي اين منظور بود كه به لطف خداوند با دريافت اذن شرفيابي از خانواده شهيد مقصودمان حاصل شد.

      باز هم مثل هميشه خود را در آن‌قدر مرتبه‌اي نمي‌بينم كه رمز و راز شهداي ميهن را بنگارم و به تصوير بكشم، با اين حال براي رسالتي كه بر دوشم سنگيني مي‌كند بهانه خوبي دارم.

      سايلي را گفت آن پير كهن چند از مردان حق‌گويي سخن

      گفت خوش آيد زبان را بر دوام تا بگويد ذكر ايشان را مدام

      گر نيم زايشان از ايشان گفته‌ام خوشدلم كاين قصه از جان گفته‌ام

      محمدهاشم در 27 آبان سال 1324 در خاندان بزرگ «آل‌آقا» كه از خانواده‌هاي سرشناس شهر كرمانشاه مي‌باشد پا به عرصه وجود گذاشت. دوران تحصيل خود در مقاطع ابتدايي، راهنمايي و دبيرستان را در شهر كرمانشاه گذراند. با اعلام مخالفت مادرش با وجود عشقي كه به پرواز داشت از اين كار منصرف شد اما علاقه وافر وي به ارتش كه همانا عشق خدمت به وطن بود باعث شد كه نهايتا به جمع نيروهاي مسلح بپيوندد. به دنبال آن وي پس از شركت در آزمون ورودي، موفق به راهيابي به دانشكده افسري نيروي زميني ارتش شده و با توجه به عطش دروني‌اش در ميل به بال گشودن همزمان در جهت جلب رضايت مادر گام بر مي‌دارد. پس از فارغ‌التحصيلي از دانشگاه افسري اصرار وي كارگر افتاده و مادر به خلبان شدن فرزند راضي مي‌شود. هاشم كه گويي در ابتداي راه قرار دارد با نيروي مضاعفي بلافاصله اقدام كرده و با شركت در آزمون دانشكده خلباني از اين امتحان نيز سربلند بيرون آمده و با رسيدن به آرزوي ديرينه خود به جرگه دانشجويان خلباني نيروي هوايي ارتش مي‌پيوندد. با اتمام كلاسهاي زميني و آموزش مقدماتي پرواز، طبق روال آن روز نيروي هوايي براي تكميل دانش پرواز خود راهي ايالات متحده مي‌شود. با اتمام دوره، مفتخر به دريافت وينگ خلباني شده و راه بازگشت به وطن را در پيش مي‌گيرد. سروان خلبان هاشم آل‌آقا مقارن با سال 1350 به كشور بازگشته و با امريه ستاد فرماندهي نيروي هوايي به عنوان كمك خلبان جنگنده F-4، فانتوم، به پايگاه هفتم شكاري شيراز منتقل مي‌شود. در ادامه در سال 1351 برابر امريه ديگري براي ادامه انجام وظيفه به پايگاه يكم شكاري تهران فرستاده مي‌شود. هاشم در همين سال با دختري در همان محله سكونت پدر و مادرش در شهر كرمانشاه آشنا شده و اين آشنايي به ازدواج اين دو ختم مي‌شود.

      آنها زندگي مشتركشان را در تهران آغاز كرده و پس از حدود 4 سال، در سال 1356 آماده سفري طولاني مي‌شوند. سروان خلبان آل‌آقا براساس صلاحديد فرماندهان وقت به همراه تني چند از خلبانان فانتوم، با خانواده‌هايشان براي آموزش هدايت پرنده پيچيده، انقلابي و جديد نيروي هوايي ارتش، گرومن F-14 تامكت عازم پايگاه نيروي دريايي ايالات متحده در ايالت ويرجينيا مي‌شوند. براي خلبانان باتجربه فانتوم همچون هاشم آل‌آقا پرواز با گربه گرومن و كاربري تسليحاتش كار آنچنان سختي نبود. زيرا در درجه اول F-4 و F-14 هر دو اصلا براي نيروي دريايي ايالات متحده طراحي و ساخته شده و بديهي است كه از يك استاندارد يكسان براي طراحي و ساخت آنها استفاده شده است و در درجه دوم از سه موشك هوا به هواي مورد استفاده تامكت‌هاي ايران، فانتوم قابليت شليك دو موشك آن (AIM-7 اسپارو و AIM-9 سايدوايندر) را دارد. با توجه به اينكه آل‌آقا و همرزمانش در جنگنده فانتوم در چگونگي استفاده از اين دو موشك تجربه كافي و وافي داشتند، فقط مي‌بايست اسلحه اصلي تامكت، موشك اسطوره‌اي هيوز AIM-54 فينيكس و رادار آن هيوز AWG-9 را به‌طور كامل بشناسند. اگر عوامل مذكور را به اضافه هوش و جسارت ايراني كنيم مي‌شود حدس زد كه تمام نفرات اعزامي به راحتي بتوانند دوره خلباني F-14 را با موفقيت و سربلندي طي كنند. پس از پايان دوره در مدت حدود 18 ماه، خلبانان جديد جنگنده جديد در آبان 57 به سرزمين اجدادي خود باز مي‌گردند. با توجه به اينكه كانون فعاليت F-14 در ايران پايگاه هشتم شكاري مي‌باشد، هاشم به همراه خانواده خود از تهران به اصفهان نقل مكان مي‌كند. سكونت آنها در اصفهان مصادف مي‌شود با اوج‌گيري تظاهرات مردمي عليه حكومت پهلوي كه در نهايت به پيروزي انقلاب اسلامي ايران در بهمن 57 منجر شد. وقوع انقلاب در كشورمان سنگ محك بسيار جالبي براي تعيين عيار ارق ملي و حس وطن‌پرستي كاركنان نيروهاي مسلح بود و چه زيبا كه آل‌آقا و همرزمان ميهن‌پرستش در اين آزمون كوچكترين ناخالصي از خود نشان ندادند.

      سروان خلبان محمدهاشم آل‌آقا كه در زمان پيروزي انقلاب از افسران ارشد نيرو محسوب مي‌شد و مدتها بود كه به عنوان استاد خلبان، آموزش خلبانان را به عهده گرفته بود پس از پيروزي انقلاب امر آموزش را با جديت بيشتري پيگير شد. آري او نيز مي‌دانست آموزش صحيح و كامل مهمترين رمز پيروزي بر دشمنان ملت است.

      با شروع جنگ تحميلي فعالانه وارد صحنه نبرد شد و در عين حال از آموزش جوانان غافل نشد تا اينكه به علت رشادت، جديت و جسارت در امور محوله در سال 1362 از طرف فرماندهي وقت نيرو به سمت جانشين فرماندهي عمليات نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران منصوب مي‌شود.

      رسيدن به پست معاونت عمليات نيرو بهانه خوبي بود تا هاشم در كنار سرهنگ خلبان «عباس بابايي» خود را هرچه بيشتر درگير جنگ كرده و تواناييهاي خود را در اين عرصه، عرضه دارد. بابايي و آل‌آقا همواره پيش از انجام هر عملياتي ابتدا خود مبادرت به شناسايي و ارزيابي هدف از لحاظ موضع پدافندي، سمت حمله و غيره كرده تا عمليات اصلي با خطر كمتر و ديد بازتري صورت گيرد. نكته جالب توجه در اين مطلب اين است كه آنها هرگز گرفتار جو پست و مقام نشده و فقط به اين مساله كه در كجا مي‌توانند منشا اثر باشند توجه داشتند «آري ما چنين جان بركفاني داشتيم».

      هاشم آل‌آقا در درجه اول همانطور كه ذكر شد از فرماندهان ارشد نيرو بود و در درجه دوم مشغله‌هاي فراواني به عنوان طراح عمليات داشت و اين دو مورد كافي بود تا نتواند پروازهاي عملياتي انجام دهد، با اين حال فعالانه در پروازهاي گشتي و اسكورت نفتكش‌ها و كشتيهاي تجاري شركت مي‌كرد و اين‌چنين بود تا به خواست خدا خليج نيلگون و هميشه فارس ايران، مشهد شهيد سرهنگ خلبان محمدهاشم آل‌آقا باشد.

      تقويم‌ها روز 20 مرداد 1363 را نشان مي‌داد و آسمان آبي خليج فارس يكي از گرمترين روزهاي خود را سپري مي‌كرد. هاشم آل‌آقا و كمك خلبانش در يك تامكت طي ماموريتي مشغول اسكورت نفتكش‌ها و كشتيهاي تجاري كشورمان بود. در همين اثنا ناگهان مورد حمله چند فروند جنگنده ميراژ F1 عراقي قرار مي‌گيرد. درگيري آغاز و پس از مدتي جنگ و گريز تامكت‌ها آل‌آقا مورد اصابت موشك شليك شده از طرف جنگنده عراقي قرار گرفته و به درون آب سقوط مي‌كند. شاهدان عيني حادثه كه دورادور ناظر درگيري آنها بودند خطر شليك شدن موشك سوپر 530F-1 به سمت تامكت را به آل‌آقا گوشزد مي‌كنند اما آل‌آقا در جواب آنها مي‌گويد هيچ نشانه‌اي دال بر حمله موشك به سمتشان در سامانه‌هاي هشداردهنده مشاهده نمي‌كند. اين مطلب گوياي آن است كه عراقي‌ها با استفاده از اطلاعات فني كه امريكايي‌ها در اختيار آنها قرار داده بودند در استفاده از نقاط ضعف F-14 كاملا موفق عمل كرده‌اند.

      همسر هاشم كه از چند روز پيش براي ديدن اقوام به كرمانشاه رفته بود در روز بازگشت به تهران كه مصادف مي‌شود با روز شهادت هاشم با شكسته شدن ديوار صوتي شهر كرمانشاه توسط جنگنده‌هاي عراقي مواجه مي‌شود. با مشاهده اين اتفاق گويي به وي الهام مي‌شود كه براي هاشم اتفاقي افتاده اما با ذكر و ياد خدا آرامش يافته و به خود تلقين مي‌كند كه انشاءا... اتفاقي نيفتاده. پس از رسيدن به تهران هرچه منتظر مي‌ماند از تلفن هاشم خبري نمي‌شود. صبرش لبريز شده و با پايگاه هشتم تماس مي‌گيرد. ديسپچ پايگاه با توجه به اينكه تامكت آل‌آقا بازنگشته و هيچ خبر دقيقي دال بر شهادت يا زنده بودنش در دست نيست با جوابهاي سربالا به همسر وي مي‌گويد: «همين الان دوباره براي ماموريتي ديگر به پرواز درآمد. به محض بازگشت مي‌گوييم با شما تماس بگيرد.» با شنيدن اين جوابها و طولاني شدن انتظار، همسر شهيد از وقوع سانحه براي هاشم يقين حاصل مي‌كند. با سقوط تامكت آل‌آقا با توجه به اينكه از اسارت به دست عراقي‌ها و يا شهادتش اطلاعي در دست نبود به اضافه اينكه وي به عنوان جانشين عمليات نيرو در جريان تمام عملياتهاي آتي و استراتژي جاري نيروي هوايي بود به همين علت بلافاصله تمامي طرحهاي نيرو دستخوش تغييراتي اساسي شد. اين قضيه گذشت و نيروي هوايي با اعلام مفقودالاثر شدن هاشم بر ابهامات و سوالات سقوط وي افزود.

      همسر هاشم كه همچنان منتظر بازگشت وي به خانه بود چندين سال پس از مفقودالاثر شدن همسرش در يكي از شبهاي قدر خالصانه دست به دامن ائمه اطهار شده و از آنها مي‌خواهد وجود يا عدم وجود هاشم را براي وي معلوم كنند. توسل وي جواب داده و همان شب خواب شهيد بزرگوار را مي‌بيند. هاشم كه در سبزه‌زارمانندي با لباس خلباني به ديدن همسرش آمده بود در جواب سوال وي كه پرسيد: «هاشم، مي‌خواهم بدانم كه تو هستي يا نيستي؟» مي‌گويد: «من نيستم.» پس از مدت كوتاهي گفتگو، شهيد اظهار مي‌دارد «من سردم است و بايد بروم». همسر شهيد صبح فردا خوابي كه ديده بود را با يكي از علما در ميان مي‌گذارد. در جواب مي‌شنود با توجه به اظهار سرما توسط شهيد، پيكر پاك وي در درون آب قرار دارد. همسر هاشم پس از اين واقعه از شهادت همسرش يقين حاصل مي‌كند و جالب آنكه مدت كوتاهي بعد از طريق نامه رسمي نيروي هوايي اعلام شهادت همسرش را دريافت مي‌دارد.

      ناگفته نماند هاشم آل‌آقا تا پيش از آرام گرفتن در قعر آبهاي خليج فارس چندين بار تا مرز شهادت پيش رفت. حدود سه ماه پيش از شهادت، در بهار سال 1363 صبح يك روز همسر شهيد با كمك مادرش بدون نيت قبلي گوسفندي را قرباني كرده و بين مردم تقسيم مي‌كنند. حوالي ظهر شهيد بابايي با منزل آل‌آقا تماس گرفته و جوياي احوال هاشم مي‌شود. با توجه به اينكه هاشم پس از ترك منزل تماس نگرفته بود، همسر شهيد از وضعيت وي اظهار بي‌اطلاعي مي‌كند. شهيد بابايي از اينكه كسي به همسر هاشم اطلاعات ضد و نقيض نداده، آرام شده و در جواب نگراني وي مي‌گويد كه اتفاقي نيفتاده و هاشم تا ساعاتي ديگر به خانه مي‌رسد. پس از بازگشت شهيد به منزل، هاشم مي‌گويد كه در درگيري با جنگنده‌هاي عراقي، هواپيمايش به شدت صدمه ديده و هيچ اميدي به بازگشت نداشته است. شايد آن قرباني نطلبيده بلاگردانش شده بود!!!

      شهيد سرهنگ خلبان محمدهاشم آل‌آقا كه از باتجربه‌ترين و ارزشمندترين خلبانان تامكت نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران محسوب مي‌شد با مورد اصابت قرار گرفتن جنگنده‌اش درون كابين ماند تا پيكر پاكش به قعر آبها سقوط و روح بلندپروازش به اوج آسمانها عروج كند. براي خليج هميشه فارس چه افتخاري از اين بالاتر كه چنين مرواريدهاي نابي را در درون خود جاي داده است. مگر مي‌شود خليجي كه فرزندان اين ديار را در دل خود جاي داده نام مجعول عربي را پذيرا باشد، چه اين شيران خصم خروش براي مقابله با همين اعراب خودفروخته به پا خواستند.

      شهيد محمدهاشم آل‌آقا فردي آرام و صبور بود و نسبت به خانواده خود تعصب خاصي داشت و همسرش عامل اخير را مهمترين علت ازدواجش با وي مي‌داند. هاشم هيچ‌گاه از اسرار شغلي خود با همسرش صحبتي به ميان نمي‌آورد و اين مورد تا بدانجا پيش رفته بود كه همسر وي پس از شهادتش به پست واقعي هاشم در نيروي هوايي پي مي‌برد!

      جا دارد در اين جا خاطره‌اي كه سرهنگ خلبان «مسعود اقدام» در كتاب «انتخابي ديگر»1 بيان كرده را بياوريم. اقدام در اين مطلب كه با عنوان «برخورد با پرندگان سيگال» در كتاب مزبور به چاپ رسيده عنوان مي‌كند كه در اوايل جنگ در پروازي به همراه شهيد بزرگوار «عليرضا ياسيني» به قصد انهدام سه سايت موشكي زمين به دريا كه از پشت پايگاه هوايي شعيبيه كشتيهاي كشورمان را مورد اصابت قرار مي‌داد در يك جنگنده F-4 عازم ماموريت مي‌شود. طبق برنامه براي درامان ماندن از رديابي توسط رادارهاي دشمن قرار بود آنها با عبور از 30 مايلي «خورموسي» و پرواز بر فراز باتلاقهاي «فاو» و «ام‌القصر» خود را در موقعيت مناسب به روي هدف برسانند. با عبور از مرز اقدام به عنوان خلبان كابين عقب تمام حواس خود را معطوف بررسي سامانه‌هاي مختلف هواپيما و تهديدات موشكي دشمن مي‌كند تا در صورت شليك بتوانند به موقع با مانور مناسب آن را منحرف كنند.

      خطري احساس نمي‌شد و جنگنده با سرعت بسيار بالا در ارتفاع پايين بر فراز ني‌زارها به حركت خود ادامه مي‌داد كه ناگهان زمين و زمان در جلو چشمان هر دو خلبان تيره و تار شد. اقدام حدود 20 ثانيه بعد به هوش آمده و مشاهده مي‌كند كه جنگنده در يك صعود 50 درجه‌اي در حال گردش به راست است. بلافاصله فرامين هواپيما را در اختيار گرفته و از طريق راديوي هواپيما سعي در برقراري ارتباط با ياسيني مي‌كند. خلبان كابين جلو هيچ عكس‌العملي از خود نشان نمي‌داد. اقدام در همين زمان به بررسي شرايط پرداخت تا متوجه شود چه اتفاقي افتاده. تكه‌هاي گوشت و پر اطراف كابين نشان از برخورد دسته‌اي از پرندگان دريايي (كه در آن سرعت حكم يك گلوله ضدهوايي را دارد) به جنگنده را داشت.

      هواپيما در كنترل بود اما تمام سامانه‌هاي ناوبري از كار افتاده بود. تعيين مسير درست بازگشت تنها با كمك رادار كنترل زمين ميسر بود كه تماسهاي متعدد اقدام با رادار هيچ نتيجه‌اي دربر نداشت. اقدام براي چندمين بار در راديوي هواپيما گفت:

      ـ از ابابيل به رادار! اگر صداي مرا مي‌شنوي جواب بده!

      ناگهان صداي مبهمي به گوش رسيد. بلافاصله تكرار كرد:

      ـ از ابابيل به رادار!

      ناگهان صداي روشن و واضحي در راديو طنين‌انداز مي‌شود!

      ـ ابابيل، من عقابم، به گوشم!

      اين پيام كه در واقع نويد زندگي براي فانتوم و خلبانانش محسوب مي‌شد، صداي خلبان F-14 حاضر در منطقه، شهيد والامقام سروان خلبان «هاشم آل‌آقا» بود. آل‌آقا در ادامه مي‌گويد:

      ـ مشكلي برايتان پيش آمده؟!

      ـ هواپيمايمان صدمه ديده. نمي‌دانم خلبان كابين جلو بيهوش شده يا به شهادت رسيده.

      ـ خونسردي خودت را حفظ كن! سعي كن كنترل هواپيما را به دست بگيري! دارم به سمت شما حركت مي‌كنم.

      وقتي كه آل‌آقا به بالاي سر فانتوم زخمي رسيد گفت:

      ـ ابابيل! همين‌طور به پرواز ادامه بده. مراقب باش از دستگيره صندلي‌پران استفاده نكني! چون چتر صندلي باز شده و بالاي هواپيما رهاست. هواپيمايتان شبيه «آواكس»2 شده است.

      ـ متشكرم! سعي مي‌كنم هواپيما را هدايت كنم. ولي نمي‌دانم چه بلايي سر ياسيني آمده است.

      ـ خونسردي خودت را حفظ كن و همين‌طور به پرواز ادامه بده! من پشت سرت در حركت هستم، نگران نباش!

      موتورها با آن كه با قدرت صد در صد در حال پيشراندن جنگنده بودند با اين حال فانتوم صدمه ديده سرعتي حدود 180 نات داشت كه براي جنگنده سرعت كمي است. پس از مدتي ياسيني نيز به هوش آمده و با اعلام اين كه مي‌تواند جنگنده را هدايت كند، فرمان را در دست مي‌گيرد. نهايتا هواپيما به سلامت در پايگاه فرود آمده و بدين وسيله هاشم آل‌آقا جنگنده F-4 باارزش و دو خلبان ارزشمندتر را به دامان وطن باز مي‌گرداند.

      همسر قهرمان شهيد از آن زمان كه هاشم ديگر به خانه بازنگشت، نگهداري و پرورش دو يادگار شهيد (بابك و بهزاد) را به تنهايي به عهده گرفت و نشان داد كه از حماسه‌سازان ميدانهاي نبرد حق عليه باطل چيزي كم ندارد. وي كه براي فرزندان خود هم پدر بود و هم مادر با تلاشي خستگي‌ناپذير توانست آنها را به سمت مدارج بالاي علمي رهنمون شود. دكتر «بابك آل‌آقا» فرزند ارشد شهيد با ارايه پايان‌نامه دكتراي خود با عنوان «بررسي تاثير محيط هوا ـ فضا بر فيزيولوژي بدن هوانوردان» در سال 1379 توانست در سطح خاورميانه مقام اول را كسب و به دريافت لوح تقدير از دست رييس‌جمهور وقت جناب آقاي «خاتمي» مفتخر شود. لازم به ذكر است پايان‌نامه وي هم‌اكنون در تعدادي از خطوط هوايي به عنوان مرجع تدريس مي‌شود.



      افتخاري ديگر

      از افتخارات ديگر همسر سرافراز شهيد آل‌آقا اين است كه وي خواهر شهيد نيز مي‌باشد. شهيد سروان خلبان «مصطفي صغيري» كه از خلبانان جنگنده F-4، فانتوم نيروي هوايي بود در ماموريتي در روز 23 مهر 1359 كه از پايگاه سوم شكاري همدان به قصد هدفي در شهر سليمانيه عراق برخاسته بود، مركبش در خاك عراق مورد اصابت قرار گرفته و به فيض عظيم شهادت نايل مي‌آيد. متاسفانه باخبر شديم كه چندي پيش همسر اين دلاورمرد عرصه پيكار دارفاني را وداع گفته. ما نيز به نوبه خود با تسليت به خانواده آل‌آقا براي اين مرحومه علو درجات را از درگاه ايزد منان خواستاريم.

      هم‌اكنون براي بزرگداشت مقام والاي 70 تن از خلبانان شهيد نيروي هوايي ارتش كه پيكر پاكشان هرگز به آغوش وطن بازنگشت، يادماني در بهشت زهرا ساخته شده است.

      در پايان از خانواده معظم شهيد آل‌آقا به خصوص همسر بزرگوارشان كه ما را به گرمي پذيرفتند و با شكيبايي پاسخگوي سوالات ما بودند تشكر و قدرداني مي‌كنيم.


      منبع

      مدیران محترم لطفا منتقل کنن...
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.