saeedpi

Members
  • تعداد محتوا

    59
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

  • Days Won

    1

saeedpi آخرین امتیاز شما در روز 24 اسفند 1399

saeedpi شما بیشتری مطالب مورد علاقه کاربران را دارید!

اعتبار در انجمن

171 نشان افتخار

درباره saeedpi

  • رتبه حساب کاربری
    سرجوخه

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

558 نمایش های پروفایل
  1. با سلام از چند تا عکس بمب کنار جاده ای ساده نمیشه نتیجه گرفت .... خودتون رو جای یک نیروی چک خثنی فرض کنید ...شما پس از جست و جو یک بمب رو پیدا میکنید ... خب ممکنه این بمب با یک عامل فعال بشه گاهی هم ممکنه سازنده ی اون تله به ده عامل اون رو فعال کنه ... برای خنثی سازی تله ی های انفجاری دو مرحله وجود داره ... 1- شناسایی 2 - خنثی سازی بعضا پیچیدگی تله ممکنه باعث بشه شما نتونید عامل یا عامل ها رو شناسایی کنید بنا بر این به ریسکش نمی ارزه به عنوان مثال : بعضی از بمب های کنار جاده ای چاشنی اون بوسیله ی " عامل " کشش فعال میشه یعنی خودرو یا نفر با سیم اون برخورد میکنه و وقتی کشیده میشه چاشنی فعال میشه... اما اگر از دو عامل برای همون بمب استفاده بشه کار سخت تر میشه... یعنی همزمان اون بمب بوسیله ی عامل "کشش" و "قطع کشش" فعال بشه ... یعنی اگر شما بمب رو پیدا کنید و سیم اون رو با دست قطع کنید باز هم فعال میشه ... حالا این رو فرض کنید که از ده عامل بخواد برای فعال سازی استفاده بشه دیگه چی میشه ... گاهی اوقات هم شما زمان کافی برای خنثی سازی ندارید ... بنابراین بهترین و کم خطر ترین راه انهدام بمب هست مثل تجهیزاتی که آمریکایی ها و روس ها ساختن برای باز کردن معبر... مار انفجازی نمومه ی آمریکایی https://uupload.ir/view/سلاح_آمریکا_برای_انهدام_بمب_های_کنارجاده_ای_y589.mp4/ نمونه روسی https://uupload.ir/view/ur_77_ja4o.mp4/ و یا ابتکارات عجیب https://uupload.ir/view/ebtekar_zed_mine_ht5o.mp4/
  2. با سلام بهترین راه مقابله با تله های انفجاری از بین بردن اونهاست ... خنثی سازی کار بسیار پیچیده ایست که ریسک بالایی دارد( با اونچیزی که توی خنثی کردن مین ها توی فیلما هست خیلی تفاوت داره ) تله های انفجاری دست ساز به اشکال مختلف ساخته میشن که تعداد اونها از نظر شکل و ساختار به تعداد مغز های روی کره زمین هست ... با ساده ترین تجهیزات میشه تله ای بسیار پیچیده درست کرد که ممکنه ظاهرش گول زننده باشه ... بنابر این بهترین راه مقابله از بین بردن تله هست.
  3. هم برقی هم هیدرولیکی درواقع پمپ هیدرولیک بوسیله ی برق کار میکنه ... https://thesovietarmourblog.blogspot.com/2015/05/t-72-soviet-progeny.html 2E42-2 "Zhasmin" Hydroelectric Stabilizer https://2.bp.blogspot.com/-U3DI_IpUnt4/VUQSdqLK5zI/AAAAAAAACRQ/K0sj3lbsKnk/s1600/2e42.jpeg
  4. بله حد اقل باید بهش گفت جنبه تمرینی داره تا عملیاتی .... گلوله هایی رو هم که داره حمل میکنه به نظر وزن گلوله عملیاتی رو ندارن! در حالت عملیاتی لودر بعد از قرار دادن گلوله سر جای خودش می ایسته تا گلوله شلیک بشه ... اینطور نیست که یه گلوله برداره بذاره روی کولش تا شلیک که شد بعدی رو سریع بذاره تو ... اینرو هم عرض کردم چون در هر دو حالت ( اتو و دستی ) نشانه روی رو داریم پس اینو فاکتور میگیریم ! این به آسانی رو به نظرم یه مقدار اغراق آمیزه ...( اگر کلیپی که لودر در حال حرکت دستگاه بارگزاری می کنه دارید بذارید ) یه نگاه به خدمه دستگاه غربی که در حال حرکت هست رو نگاه بندازید ببینید چطور تکون میخورن ... حرکت هم فقط بالا پایین شدن دستگاه نیست ... چپ و راست هم میشه ! در هر صورت خستگی خدمه باعث افزایش زمان بارگیری میشه در دراز مدت که برای اتولودر محاسبه نمیشه
  5. با سلام چطور می شود این تانک یا خیلی از تانک های بروز جهان رو از فاصله ی نزدیک حتی با یه کلاش ساده ، غیر عملیاتی کرد؟؟ بنظرم میشه ... مثلا سایت توپچی یا فرمانده ضد گلولس؟
  6. با سلام به شما مشکل تامین برق نباید باشه چون باتری ها بزرگ هستند و برق کافی دارند مشکل هیدرولیک بودن سیستم برجک تانک هست و پمپ هیدرولیک هم مستقیم از موتور نیرو می گیره بنابراین بعد از اولین شلیک برای اینکه مهمات گذاری انجام بشه باید لوله توپ به زاویه بارگذاری برگرده که نیازمند روشن شدن موتور برای کار کردن هیدرولیک هست برای حل مشکل باید سیستم برجک الکتریکی بشه هر چند نظر من اینه که چون برجک تی 72 آسیب پذیری شدید داره بهتره بارگذار خودکار مهمات برداشته بشه و سرباز این کار بکنه تا مهمات از داخل برجک برداشته بشه با سلام اتولودر تانک های تی تماما برقی می باشد و در صورت خاموش بودن دستگاه بوسیله ی باتری ها میتوان تمام گلوله ها رو لود کرد . این کلیپ جنبه تبلیغاتی داره ... باید در عمل برسی کرد ... البته در عمل منظورم نشانه روی توپچی نیست ... در عمل یعنی اگه شما بخوای 22 تا گلوله رو لود کنی در چه مدت انجام میدی ( نه 5 تا گلوله ) ... حالا در حالی فرض کنید که دستگاه در حال حرکت باشه روی چاله چوله ها طرف چطور لود میکنه ... گلوله‌گذار اتوماتیک لکلرک قادر است در هر دقیقه ۱۲ شلیک داشته باشد. و برای تی 72 8 گلوله به نظرم اتولودر مطمئن تره !
  7. اینا بهم ، نمیخوره ... ؟؟؟
  8. احتمالا به این خاطره که زره موتور به راحتی باز و بست بشه
  9. مگه حکومت فعلی پشتون نیست؟ یعنی هم پیروان طالبان پشتون هم حکومت پشتون ؟؟؟؟ آیا طالبان بدلایل قومی سرجنگ دارد یا دلایل مذهبی؟؟
  10. اگر طالبان برای تاجیکستان تهدید محسوب بشه ، میشه از کمک اونها هم استفاده کرد؟ من فکر میکنم مقابله با طالبان سخت تر از سوریه هست... البته از نظر تاکتیکی دارم میگم ... توی سوریه جبهه ها تقریبا مشخص بود ولی در افغانستان اصلا مشخص نیست ... شما باید در پدافند کلیه جانب ها رو تامین کنی ... از طرفی مناطق کوهستانی به خودی خود بسیار مشکله ... در سوریه ما شهر حلب رو کامل پاکسازی کردیم ، روحیه مخالفان ریخت . اما در افغانستان نقطه اتکایی برای طالبان من نمیبینم.در سوریه میبینید بعضی مناطق کویری در دیرالزور یک سری عناصر داعشی که بومی اون مناطق هستند چطور اون مناطق رو نا امن کردن یا در درعا .... اما افغانستان اکثر مناطقش معتقد به وهابیت هستند ، بعضی مناطق دیگه هم که تفکرات خاص دیگه رو دارن و با ما حاضر به مصالحه نیستند ... یک زمانی هست نیروی دشمن نفوذ کرده به بعضی مناطق و اشغال کرده ، اما وقتی که بعضی مناطق معتقد به تفکرات اون دشمن متجاوز باشن کار سخته.
  11. احتمالا انصارالله توانایی آماده به کار کردن دستگاه های زرهی متجاوزان رو نداره که منهدمشون میکنه ... احتمالا اونها بعد از فرار دستگاه هاشون رو غیرعملیاتی میکنن.
  12. saeedpi

    لايه هاي پنهاني جنگ

    من تعجب میکنم ... دقیقا آقای محسن رضایی کی به این نتیجه رسید که ما همچین تجهیزاتی میخوایم؟؟ یعنی تا قبل از اون به این نتیجه نمیرسید ؟؟ ما توی کدوم عملیاتی اینهمه تجهیزات داشتیم؟؟؟ سنگ بزرگ نشانه نزدنه!
  13. saeedpi

    لايه هاي پنهاني جنگ

    با سلام دوستان این متن از یک خبرگزاریست ... اگه ممکنه تحلیل بفرمایند. اما این که اگر بی‌انگیزگی‌ای هم وجود داشته، چه کسانی باعث بی‌انگیزه شدن برخی رزمندگان و فرماندهان جبهه‌ها شده بودند را سردار حسین همدانی ( از فرماندهان ارشد سپاه ) این چنین تفسیر کرده است: « یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات این بود که فرمانده جنگ [ آقای هاشمی ] بعد از عملیات کربلای 5، از پایان جنگ سخن گفت و رزمندگان احساس کردند نیازی به ادامه دادن جنگ نیست. این فکر و تصمیم به جبهه‌ها هم سرازیر شده بود که [در نتیجه] جبهه را خیلی تضعیف کرد. خبر این بود که می‌خواهیم مذاکره کنیم و جنگ را تمام کنیم، به جبهه‌ها رسید و روحیه رزمندگان را به هم ریخت.» به نظر می‌رسد شرایط به گونه‌ای است که جمع قابل توجهی از رزمندگان و فرماندهان ایرانی بر این باور هستند که آقای هاشمی رفسنجانی در حالی بحث آتش بس، پایان جنگ و مذاکرات صلح را مطرح می‌کند که درباره اطلاع ایشان از موضع امام خمینی که با این مطلب مخالف بوده و نسبت به آن حساسیت داشته و آن را باعث دلسردی رزمنگان جبهه‌ها می‌دانسته است، شک و تردیدی وجود ندارد. استناد آنان به این گفته است که وی در مصاحبه با روزنامه کیهان در سال 82 در این مورد می‌گوید: « امام مایل نبودند که اصلا بحث آتش بس، صلح و پایان جنگ مطرح شود و این را باعث دلسردی نیروها در جبهه می‌دیدند.» طبق گزارشی که روزنامه کیهان در مورخ 5 اردیبهشت 1367 منتشر کرده اعلام داشته شده که آقای هاشمی در گفت‌وگو با تلویزیون ایتالیا، صحبت از پذیرش صلح می‌کند. وی می‌گوید: « اگر واقعاً مصلحت را در این تشخیص دهیم که باید مصالحه کرد، ما این سیاست را می‌پذیریم.» گری سیک ( مسئول امور ایران در شورای امنیت ملی آمریکا ) در خرداد 67 طی مصاحبه‌ای با مجله نیوزویک اظهار می‌دارد: «در میان کادر رهبری ایران،‌ افرادی وجود دارند که مایلند راهی پیدا نمایند تا خودشان را از این موقعیت خلاص نمایند.» نشریه تایمز اقتصادی چاپ انگلیس، در تاریخ 8 تیرماه 67 و پس از باز پس‌گیری جزایر مجنون و هورالهویزه توسط عراق، نوشت: «برتری نسبی ایران به خاطر روحیه قوی آن‌ها در ادامه جنگ بود و اکنون با از دست دادن آن، توازن جنگ تغییر کرده است.» ویلیام وبستر ( رئیس سازمان سیا) در تاریخ 22 تیر 1367 با روزنامه وال استریت ژورنال مصاحبه می‌کند و به تغییراتی که در تصمیمات مسئولان ایرانی رخ داده اشاره می‌کند و می‌گوید: «به عقیده من مسئول تغییراتی که اخیراً در تاکتیک ایرانی‌ها دیده می‌شود آقای هاشمی رفسنجانی است.» مقام معظم رهبری نیز طی سخنانی در تاریخ 29 شهریور 1372 می فرمایند: «بعد از قضیه قبول قطعنامه، که دشمن فرصت طلبی می‌کرد و می‌خواست از موقعیت سواستفاده کند، شما دیدید ناگهان آن چنان جبهه‌ها پر شد که در طول جنگ کمتر سابقه داشت، یا هیچ سابقه نداشت.» اعلام ناتوانی دولت برای تامین مالی ادامه جنگ امام خمینی در بخشی از نامه مورخ 25 تیر 1367 خود خطاب به مسئولان کشور می‌نویسند: « آقای نخست وزیر از قول وزرای اقتصاد و برنامه و بودجه،‌ وضع مالی نظام را زیر صفر اعلام کرده‌اند.» آقای هاشمی رفسنجانی نیز در خاطرات خود می‌نویسد: « در تاریخ 23 تیر به خدمت امام رسیدیم و با خواندن نامه آقای رضایی از ایشان نظر خواستیم... قبلا نخست وزیر و وزیر دارایی در گزارشی به خدمت امام گفته بودند که حتی در سطح هزینه‌های موجود هم، کشور قدرت تامین هزینه جنگ را ندارد و از خط قرمز اقتصادی هم فراتر رفته‌ایم.» مسعود روغنی زنجانی (وزیر برنامه و بودجه در دولت میرحسین موسوی) نیز در مصاحبه‌ای چنین می‌گوید: «در جریان پذیرش قطعنامه 598، نامه‌ای که من به عنوان رئیس سازمان برنامه به امام نوشتم، در پایان جنگ تاثیرگذار بود و امام با این استدلال که دستگاه برنامه‌ریزی کشور به عنوان کارشناس اعلام می‌کند که منابع مورد نیاز برای ادامه جنگ به حداقل ممکن رسیده است جنگ را متوقف کردند.» مقام معظم رهبری نیز طی سخنانی در تاریخ 14 خرداد 1375 در این مورد می‌فرمایند: « قبول قطعنامه از طرف امام، به خاطر فهرست مشکلاتی بود که مسئولان آن روز امور اقتصادی کشور مقابل روی او گذاشتند و نشان دادند که کشور نمی‌کشد و نمی‌تواند جنگ را با این همه هزینه ادامه دهد. امام مجبور شد و قطعنامه را پذیرفت. پذیرش قطعنامه به خاطر ترس نبود؛ به خاطر هجوم دشمن نبود؛‌ به خاطر تهدید آمریکا نبود... اگر همه دنیا در امر جنگ دخالت می‌کردند، امام رضوان الله علیه، کسی نبود که روی برگرداند. آن [پذیرش قطعنامه] یک مسئله داخلی نبود؛‌ مسئله دیگری بود.» براساس برخی آمارهای منتشر شده از سال 59 تا 67، میانگین سالانه سهم امور دفاعی در کل هزینه‌های دولت ایران، برابر 12 درصد بوده است. یعنی علی رغم آن که امام خمینی بارها اعلام داشته بودند که جنگ باید در راس مسائل کشور باشد، 88 درصد بودجه کل کشور در مسیری غیر ازجنگ،‌ صرف می‌شده است. محسن رضایی نیز در این رابطه در مصاحبه‌ای می‌گوید: «ما در چارچوب امکاناتی که به ما می‌دادند، برنامه‌ریزی می‌کردیم. گرچه امکانات کشور بسیار وسیع‌تر از چیزی بود که ما دریافت می‌کردیم. در کل دوران هشت سال جنگ،‌ ما 22 میلیارد دلار ارز خرج جنگ کردیم... در حالی که فقط در سال 1362 ، بالای بیست و چند میلیارد دلار فروش نفت داشتیم.» آقایان هاشمی، محسن رضایی و علی شمخانی، میرحسین موسوی را مناسب ترین فرد برای ریاست ستاد فرماندهی کل قوا اعلام می‌کنند. این شرایط به گونه‌ای بود که او دو روز قبل از آن، از نخست وزیری استعفا کرده ولی امام با استعفای وی مخالفت فرمودند. موسوی که از مسئولیت نخست وزیری استعفا کرده بود، آیا حاضر بود مسئولیت جدید را نیز بپذیرد؟ امام خمینی(ره) با ریاست موسوی مخالفت می‌کند. آقای هاشمی رفسنجانی در یادداشت 11خرداد 67 خود می‌نویسد: «شب برای مشورت درباره ریاست ستاد، خدمت امام رفتم. ایشان با ریاست نخست وزیر با کیفیت ارائه شده موافقت نکردند.» آقای هاشمی رفسنجانی همچنین در 4 تیر 67 می‌گوید: «جلسه سران قوا در دفتر آیت الله خامنه‌ای تشکیل شد. جریان ملاقات با امام را گفتم که دستور مقاومت تا آخرین حد را دادند. قرار شد همه امکانات برای تداوم دفاع بسیج شود و دولت وارد جنگ شود و ریاست ستاد را نخست وزیر بر عهده گیرد... عصر نخست وزیر و اعضای پیشنهادی ستادش آمدند و درباره ارکان ستاد به توافق رسیدیم. قرار شد کار را شروع کنند.» محسن رفیق دوست(وزیر وقت سپاه) در مصاحبه‌ای چنین بیان می‌کند: «آقای هاشمی مرا خواستند و گفتند: من می‌خواهم توپ جنگ را در زمین دولت بیندازم... تو برو و در وزارتخانه‌ات بنشین. اصلا دیگر وقتی سپاه درخواستی می‌کند، چیزی نگو! بعد حکم دادند و آقای نخست وزیر را رئیس ستاد فرماندهی جنگ کردند و تعدادی از اعضای هیئت دولت نیز سمتی در ستاد فرماندهی داشتند. آقای خاتمی مسئول تبلیغات جنگ شد، آقای بهزاد نبوی را هم مسئول لجستیک جنگ کردند و همین طوری احکام را دادند که همان باعث پذیرش قطعنامه شد.» سردار محمد کرمی راد(فرمانده سابق لشگر 11 امیرالمومنین) در این باره می‌گوید: «آن‌ها(برخی مسئولان جنگ) ترسیده بودند و می‌گفتند که امریکا با ما وارد جنگ شده‌اند. اما امام به این‌ها فرمودند که من اگر جای شما بودم، در تنگه هرمز جلوی این‌ها را می‌گرفتم. اما آن‌ها نگرفتند؛ در حالی که امکان پذیر بود.» محسن رضایی (فرمانده وقت سپاه) در تاریخ 3 مرداد 1365 در این باره در مصاحبه با راویان جنگ می‌گوید: «بعضا از ما خواسته می‌شد که اگر توانایی جنگ را نداریم، برویم و به امام بگوییم که نمی‌توانیم بجنگیم. این ایده آل و آرزوی کسانی بود که احساس می‌کردند واقعا نمی‌شود جنگید.» «در حقیقت اینجا رزمندگان ما مورد انتقام برادران عزیز ما- برخی مسئولان کشور- قرار گرفتند که هیچ مبنایی نداشت و تجربه هم ثابت کرد که این برخوردها مبنا ندارد. البته عوامل مختلفی در شکل گیری این جریانات دخالت داشتند: یکی از این عوامل، افراد محافظه کار و میانه رویی بودند که همیشه مترصد هستند وضع را به سمتی بکشانند که خودشان فکر می‌کنند. این تیپ افراد، اصلا ایده‌آل‌شان تضعیف سپاه بود. آن‌ها می‌گفتند که ما با سپاه آن قدر برخورد کردیم که او را از موضع آیت اللهی به حجت الاسلامی کشاندیم. افرادی که این فکر را داشتند، در دادن مشاوره به مسئولانی که با سپاه برخورد داشتند، بسیار موثر بودند.» حسین علایی جریان ملاقات روز 27 خرداد 67 آقای هاشمی رفسنجانی با امام خمینی را از زبان آقای هاشمی چنین نقل می‌کند: «به اتفاق رئیس جمهور و احمد آقا خدمت امام رفتیم. وضع جبهه‌ها، نیروها، امکانات کشور وضع دشمن را برای امام تشریح کردیم و دو راه بسیج نیروها و امکانات برای جنگ یا پذیرش ختم جنگ را برای امام مطرح کردیم. ایشان راه اول را انتخاب کردند... به امام گفتم برای ادامه جنگ، فرماندهان از ما امکانات و وسایلی می‌خواهند که ما در شرایط فعلی کشور، بودجه لازم برای تهیه آن‌ها را نداریم. امام گفتند بروید از مردم مالیات بگیرید. به ایشان گفتم این کار را کرده‌ایم و دیگر گرفتن مالیات بیشتر از مردم برای دولت امکان ندارد و میزان آن به حداکثر خود رسیده است. امام گفتند خب استقراض کنید. پس از این مسئله به امام گفتم نیروهای مردمی به جبهه نمی‌آیند. امام گفتند من برای حل این مشکل به مردم حکم جهاد می‌دهم. گفتم در کشور ارز ندارم تا بعضی نیازهای جنگ را از خارج خریداری کنیم. امام گفتند برای آن راهی پیدا کنید. بروید نفت پیش فروش کنید.» بر خلاف ادعای برخی از مسئولان که از پایان جنگ با صلح احساس خوشحالی و رضایت می‌کردند، اکثر ملت مسلمان ایران آن را باعث سرشکستگی و شرمساری خود می‌دانستند. همان گونه که امام خمینی از آن تعبیر به سرکشیدن جام زهر کرد. آقای هاشمی رفسنجانی طی مصاحبه‌ای در سال 1378 می‌گوید که خانواده شهدا و ایثارگران نیز با این گونه پایان جنگ موافق نبودند: «خیلی از خانواده‌های شهدا دلشان نمی‌خواست جنگ این گونه تمام شود. چون حداقل خواست ایثارگران این بود که مردم عراق از شر حزب بعث خلاص شوند. این جزو اهداف جنگ بود.» سردار غلامعلی رشید نیز در سخنانی عنوان می‌کند: «مرحوم سید احمد خمینی در یکی از سخنرانی‌های خود اعلام کردند که پس از پذیرش قطعنامه 598 و حمله مجدد عراق به ایران و اعزام خیل بی شمار نیروهای مردمی به جبهه، امام فرمودند اگر می‌دانستم مردم این گونه به جبهه می‌آیند، قطعنامه را قبول نمی‌کردم.» حسین شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه کیهان نیز در همین رابطه می‌گوید: «درست زمانی که جنگ تمام شد عده‌ای آمدند و با تعدادی از مسئولان مصاحبه کرده و از آن‌ها پرسیدند اگر شما به دوران بعد از فتح خرمشهر برمی‌گشتید چه می‌کردید؟ پاسخ آن زمان برخی مسئولان این بود که اگر به آن زمان برمی‌گشتیم یک محاسبه‌ای می‌کردیم و جنگ را تمام می‌کردیم. بعد از این حرکت حضرت امام در سخنرانی فرمودند که من از خانواده شهدا و مردم به خاطر تحلیل‌های غلط این روزها عذر می‌خواهم.» عبارت دقیق امام خمینی در این باره چنین است: «من در اینجا از مادران، پدران، خواهران، برادران، همسران و فرزندان شهدا و جانبازان به خاطر تحلیل‌های غلط این روزها رسما معذرت می‌خواهم و از خداوند می‌خواهم مرا در کنار شهدای جنگ تحمیلی بپذیرد. ما در جنگ برای یک لحظه هم نادم و پشیمان از عملکرد خود نیستیم. راستی مگر فراموش کرده‌ایم که ما برای ادای تکلیف جنگیده‌ایم و نتیجه فرع آن بوده است. نباید برای رضایت چند لیبرال خودفروخته در اظهار نظرها و ابراز عقیده‌ها به گونه‌ای غلط عمل کنیم که حزب الله عزیز احساس کند جمهوری اسلامی دارد از مواضع اصولی‌اش عدول می‌کند.»
  14. اگه غافلگیر شدن ، چرا توی عملیات های بعدی مقابل عراق پدافند نکردن و براحتی عقب نشینی میکردن ؟ قضیه بو داره ! یه روایت هست که میگه اون اواخر دیگه جبهه ها خالی شده بود و تجهیزات هم نبود و ... اما میبینیم وقتی عراق بعد از پذیرش قطعنامه از سوی ایران به داخل خاک ما حمله میکنه و به نزدیکی اهواز میاد ایران با یه پاتک عظیم اونها رو عقب میبرن ... و به روایت خیلی از فرماندهان که میگن سیل عظیمی از اعزام به جبهه اون اواخر جنگ بود که اون تاریخ مظلوم واقع شده ... بالاخره قضیه بو داره ! شاید خیلی از طرفها میخواستن هر طور شده این جنگو تمومش کنن حتی شاید با پس دادن خاک عراق !