Brave_Heart

VIP
  • تعداد محتوا

    588
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

اعتبار در انجمن

1,254 نشان لیاقت

9 دنبال کنندگان

درباره Brave_Heart

  • رتبه حساب کاربری
    استوار دوم

Profile Information

  • Gender
    Not Telling

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

بلوک آخرین بازدید کننده ها غیر فعال شده است و به دیگر کاربران نشان داده نمیشود.

  1. علیک سلام. خواهش می کنم متن را درست بخوانید پیش از پاسخگویی. تانک‌های تی- ۷۲ ام و آ از شوروی به ایران داده نشدند. ام ها از لهستان و آ ها که اگر وجود داشته باشند باید غنیمتی باشند. مدلهای اس تحویلی از شوروی همگی هشدار قفل لیزری داشتند. حالا اگر از رویشان در رژه های سال‌های اخیر و رزمایش ها بر می دارند یک بحث دیگری است.
  2. شما به جای منفی دادنها بچه گانه، نخست پست بنده را درست بخوان و پس از آن هم در مورد اخلالگر بیشتر مطالعه کن. گم نکردن هدف توسط جنگنده ها چه ربطی به اخلالگر دارد؟ در ضمن بحث کلی درباره جایگزینی موشک و جنگنده است و افغانستان و سودان هم جزئی از کشورهای جهان هستند. خدا پدر و مادر MR9 را برایش حفظ کند.
  3. علیک سلام. ده سال برای پروژه گفته نشده، بلکه برای ساخت نخستین نمونه گفته شده است! خود پروژه که سال‌های سال است آغاز شده است و اخبارش در همین انجمن وجود دارد. تازه تخمین دو دهه برای کل پروژه از روی خوشبینی بود، به ویژه در همین نیروی دریایی و ناوشکن دماوند ۲ و .... تخمین های اولیه شاید یک سوم زمان واقعی باشد.
  4. ده سال برای ساخت یک زیر دریایی خیلی زیاد است. اگر چند سال گذشته که صرف طراحی شده و چند سال نیز پس از به آب اندازی برای ارزیابی و برطرف نمودن مشکلات نمونه نخست در نظر بگیریم (حداقل دو تا سه سال برای فاتح به عنوان نمونه ای در دنیای واقعی) شاید ساخت و بکارگیری رسمی این زیر دریایی دو دهه به درازا بیانجامد! دو دهه زمانی نیست که فناوری و الزامات راهبردی و منطقه ای درجا بزنند و از این رو فناوریهایی و حتی کاربردهایی که اکنون برای این زیردریایی در نظر گرفته اند در زمان الحاق رسمی به ناوگان نیروی دریایی قطعا” از رده خارج و بی ارزش خواهند بود. در مدیریت، “اسمارت” بودن یک هدف بسیار مهم بوده و اکنون در دوران مدیریت نوین گام نخست در تأیید یک پروژه، بررسی “اسمارت” بودن هدف آن پروژه است که “ت” اسمارت از Time-limited یا Time-bound گرفته شده است. زیردریایی که پروژه آن از طراحی تا بکارگیری پانزده تا بیست سال طول بکشد همان ساخته نشود خیلی بهتر بوده و بودجه آن را بهتر است به کارهای دیگر اختصاص داد. بهترین نمونه برای درک بهتر این موضوع، داستان گریه آور نیروی هوایی و جنگنده اف ۵ است. جالب است که پروژه آذرخش یعنی تولید بومی جنگنده اف ۵ هم بیش از دو دهه (نزدیک به سه دهه) به درازا انجامیده و هنوز هم به پایان خوشی نرسیده است. بهای صادراتی هواپیمای یاک ۱۳۰ که در زمان شهید ستاری وجود خارجی نداشت بین ۱۵ تا ۲۰ میلیون دلار و بهای تمام شده هواپیمای کوثر ( که بر خلاف برداشت دوستان هنوز هم ۱۰۰ درصد بومی نیست) بنا به گفته جناب تیمسار بنی طرف حداقل ۱۶ میلیون دلار است! اکنون یک کاربر مستقل، کدام را برای نیروی هوایی خود برمی گزیند؟ تازه، کوثر یک مهندسی معکوس و یاک ۱۳۰ یک هواپیمای جدید بود که در زمانی کمتر از دو دهه از طراحی تا بکارگیری زمان برد.
  5. شاید به همین دلیل است که از یک بردی فراتر، موشکهای بالستیک بایستی کلاهک نامتعارف داشته باشند تا جواب سرمایه گذاری سنگین را بدهد. چون شمار آتش‌ها کم و بهای آنها گزاف است.
  6. ممنون. پس می توان نتیجه گرفت اون ۵۵۰۰ کیلومتر شما همین حالا هم در دسترس است
  7. به نظر شما ماهواره بر سیمرغ اگر به موشک زمین به زمین تبدیل شود چه بردی خواهد داشت؟
  8. پیشتر هم پیشنهاد داده بودم که برای دیگوگارسیا ارزان‌ترین روش سوار نمودن دو تیر موشک خانواده سومار در جایگاه های ثابت زیر بال سوخوی ۲۴ است. هر جایگاه ثابت زیر بال سوخو ۲۴ قادر است یک مخزن سوخت ۳۰۰۰ لیتری را حمل کند و از این رو مشکلی برای حمل یک موشک کروز کلاس سومار نخواهد داشت. فنسر یک بمب افکن دوربرد است که با یکبار سوختگیری هوایی و پرتاب موشک کروز به آسانی می تواند اهداف زیر ۴۰۰۰ کیلومتر را هدف قرار دهد. مشکل اینجا است که شمار زیادی فنسر برای ایران باقی نمانده است.
  9. شما فرمودید سالیانه! در ضمن ظرفیت پذیرش دانشجوی خلبانی جنگنده در ایران بسیار کمتر از ۱۰۰ خلبان در سال است. درصد کمی از پذیرفته شدگان خلبانی در دانشگاه شهید ستاری در پایان دوره به عنوان خلبان جنگنده گزینش می شوند و بخش قابل توجهی مجبور می شوند به خلبانی ترابری، سوخترسانی، و بالگردی منتقل شوند. همچنین فراموش کردید ۷۰۰ را تقسیم بر ده کنید!
  10. باز هم نوشته شما و مثال جنگ ۱۹۹۱ تأیید گفته من بود. چند موضوع نباید قاطی شود: ۱- موشکها و جنگنده ها بتوانند بدون نقص فنی از پرتابگرها و پایگاهها بلند شده و بسوی هدف پرواز کنند. این امر وابسته به کیفیت ساخت، نگهداری، و آموزش پرسنل آماد و نگهداری جنگنده ها و موشکها است. ۲- موشکها و جنگنده ها پس از رسیدن به هدف، بتوانند به آن آسیب برسانند که این وابسته به کیفیت سامانه های نصب شده در جنگ افزارها و آموزش کاربر/ خلبان دارد. ۳- چه درصدی از موشکها و جنگنده ها توسط نیروی پدافند دشمن رهگیری و سرنگون می شوند. این هم دوباره به کیفیت جنگ افزارها، سامانه های آنها و نیز آموزش دو سوی جنگ دارد. دوباره تأکید می کنم که امروزه با وجود ماهواره، آواکس، و سیستمهای ناوبری پیشرفته اگر جنگنده ها به هر دلیلی از پرواز ابورت نکنند، دیگر هدف خود را گم نخواهند کرد که البته به این معنی نیست که پس از رسیدن به هدف، آن را نابود خواهند کرد. حالا شما چرا بحث را به سمت و سوی دیگری می برید الله اعلم. درباره بخش دوم هم گویا ابهام داشتید. یک موشک بلافاصله پس از شلیک قابلیت استفاده مجدد خود را از دست می دهد! بلافاصله! حالا چه به هدف برسد چه نرسد! در حالیکه جنگنده اگر با شانس حتی زیر ۵۰ درصد به فرودگاه خود بازگردد دوباره توانایی بکارگیری نه تنها در تکرار مأموریت قبلی، بلکه در انجام مأموریتهای گوناگون دیگر را دارا خواهد بود. به بیان روشن تر، یک جنگنده می تواند به عنوان یک سرمایه بلندمدت برای کاربر آن در نظر گرفته شود که در محاسبات شما ارزشی برای آن در نظر گرفته نشده است. مورد دیگر هم وارد کردن بحث های احساسی مانند فاجعه سرنگونی جنگنده و اسارت خلبان و ... را به ارزیابی اقتصادی - نظامی که هدف اصلی پست شما بود را چندان حرفه ای نمی بینم. برای موشک هم بحث احساسی زیاد هست: اگر موشک در سکوی پرتاب منفجر شود فاجعه است! اگر موشک در مسیر خود منحرف شده و به یک منطقه مسکونی اصابت کند فاجعه است! اگر موشک بصورت عمل نکرده به دست دشمن بیافتد (مثال کروز قدس یمنی) فاجعه است، ... برخی اعداد مانند ۷۰۰ میلیون دلار سالیانه برای آموزش و آماده نگهداری “خلبانان جنگنده ها”هم فکر نمی کنید تخیلی است؟ سالی ۷۰۰ میلیون دلار؟ عدد مشابه برای آموزش و آماده نگهداری “خلبانان موشکها” چقدر است؟ در رزمایش های سالیانه موشکی، موشک های واقعی پرتاب می شوند که امکان بازیابی ندارند، ولی رزمایش‌های نیروی هوایی جنگنده ها را از بین نمی برد. پس اتفاقا” به نکته مهمی اشاره کردید: هزینه آموزش و آماده نگهداری پرسنل موشکها بسیار بیشتر از پرسنل جنگنده ها است! بخش آخر هم که نمی شود هزینه موشک را به یک دهم قیمت و هزینه هواپیما و جنگ افزارهای آن را به بهای فروخته شده به عربستان سعودی محاسبه کنید. واقعا” بی خیال بابا! با خواندن پست های شما به یاد پست کاربر عزیز دیگری درباره شما - همین چند ساعت پیش در بروز رسانی - افتادم که می گفت این جناب ابراهیم واریور از افعال معکوس در پست هایش استفاده می کند.
  11. دست شما درد نکند. سرآغاز بسیار خوبی است که پایان آن بی گمان به برتری گزینه هوایی خواهد انجامید. چند تا مورد را هم به ارزیابی خود بیافزایید بهتر هم می شود: ۱- باوجود آواکس و ماهواره و سیستمهای ناوبری امروزی بدون شک هر هشت فروند جنگنده اگر از زمین بلند شوند به هدف خواهند رسید و امکان گم کردن هدف نزدیک صفر است. از سوی دیگر درصد شلیک (نه اصابت) موفق موشکهای ایران قطعا” کمتر از صد درصد و احتمالا” بین شصت تا هشتاد درصد است (عملیاتشان موشکی کروزی در یمن و بالستیک سال گذشته بر علیه داعش و اکراد جدایی طلب). بنابراین احتمال زیاد به جای ۱۶ موشک عماد بایستی حدود ۲۰ فروند و به جای ۱۶ موشک هویزه باید حدود ۲۲ فروند شلیک شود (شلیک با اصابت تفاوت دارد). ۲- اگر امکان رهگیری و سرنگونی جنگنده ها را در نظر بگیریم، با وجود فراگیری سیستمهای ضد موشکی مانند گونه های پیشرفته پاتریوت، اس ۳۰۰/۴۰۰ و آنتی ۲۵۰۰، پیکان، آستر، ... باید امکان رهگیری و سرنگونی موشکها را نیز در نظر گرفت (چگونه؟؟؟). به بیان دیگر باید مشخص شود در یک سناریوی واقعی چند فروند از موشکهای شلیک شده که خود ضریبی از کل موشکهای پرتاب شده است، به هدف اصابت خواهند کرد. به بیان دیگر برای موشک دو ضریب کاهشی و برای هواپیما تنها یک ضریب کاهشی خواهیم داشت. ۳- جنگنده ها پس از بازگشت نه تنها توانایی انجام دوباره مأموریت مشابه را دارند، بلکه توانایی های دیگر خود را نیز برای کشور کاربر حفظ خواهند کرد. این با تکرار پذیری همان مأموریت فرق دارد: گشت هوایی، پشتیبانی هوایی، ... ۴- بخش عمده ای از هزینه هر ساعت پرواز جنگنده ها مربوط به هزینه آماد و پشتیبانی آنها است که در ارزیابی شما مورد مشابه برای موشکها در نظر گرفته نشده است. هزینه هر ساعت پرواز اف ۱۶ را حدود هشت هزار دلار در نظر گرفته اید. خوب آیا داده های مشابه برای هزینه آماد و پشتیبانی موشک های عماد و پرتابگرهای آنها را در دسترس دارید؟ ۵- اما مهم‌ترین بخش ارزیابی شما که شاید نیاز به بازبینی دارد سنجش هزینه موشک ها به اعداد ایرانی با هزینه هواپیماها و مهمات محمول آنها به اعداد غربی ها است. پیشتر هم در پست دیگری عرض شد که روش‌های تولید صنعتی و کاهش هزینه ها از استانداردهای مشخصی پیروی می کند (آیزو، سیگما ۶، لین،...). به بیان دیگر، ایران اگر جنگنده ساز بود هم بایستی هزینه ساخت جنگنده هایش ده برابر کمتر از سایر کشورها بود، حالا کمی بیشتر یا کمتر. گرچه بیان ۱۶ میلیون دلار برای اف ۵ های بازسازی شده توسط تیمسار بنی طرف درستی ادعای محسن رضایی را زیر سؤال می برد. در مورد جنگ افزار محمول که شرایط آسان‌تر است. به بیان دیگر بهای JDAM در صورت تولید انبوه توسط ایران بایستی ۱۴۰۰۰ دلار باشد نه ۱۳۵۰۰۰ دلار.
  12. جالب است خودتان جواب خودتان را می دهید! عراق چون می دانست در برابر آمریکا برتری هوایی ندارد از ناوگان هوایی بمب افکن خود جهت ضربه زدن به آمریکا و متحدانش استفاده نکرد. چون می دانست بدون برتری هوایی احتمال تلفات بالا خواهد بود. جالب تر این که در مواجهه با کویت چون برتری هوایی داشت، از نیروی هوایی خود نیز بهره برد! در مورد هزینه واقعی تمام شده موشکهای ایرانی، تا زمانی که این موشکها به یک کشور مستقل و در قراردادی شفاف صادر نشده باشد، نمی توان بهای درست آنها را دریافت. حرف بی پایه و اساس در نت زیاد است.
  13. دوباره این را می پرسم: بر پایه چه بازخوردها و چه داده های راستی آزمون شده ای ما خود را بهتر و داناتر از آلمان نازی [راهبَر، سازنده، و کاربر اصلی نیروی موشکی غیر هسته ای] می بینیم؟ چرا آلمان نازی همزمان با پیشبرد برنامه موشکی خود، پیشرفته ترین جنگنده های جهان را نیز تولید می کرد؟ چرا پس از آن نیز تمامی کشورهای دارای نیروی موشکی (آمریکا، شوروی [روسیه]، هند، چین، پاکستان،...) تولید کننده جنگنده هم هستند؟ حتی اخیرا” ادعا شده کره شمالی نیز دهها میگ ۲۹ را به ناوگان خود اضافه کرده که البته مشخص نیست مهندسی معکوس بوده یا چیز دیگری. چندبار و در پستهای دیگر هم عرض شده که در فضای بسته اطلاعاتی کشور که هزینه واقعی (نه ادعایی) تولید، نگهداری، و شلیک یک فروند موشک خانواده شهاب ۳ یا فاتح ۱۱۰ در دسترس نیست، چگونه پی در پی در تمامی پستها نیروی هوایی را پر هزینه و نیروی موشکی را کم هزینه می بینیم؟ یک فروند فانتوم-۲ یا فنسر در یک تازش هوایی توانایی رساندن چندین تن بمب و موشک به هدف را دارد، یعنی برابر با چندین و چند موشک زمین به زمین! این هواپیماها حتی اگر هم در جریان مأموریت سرنگون شوند بازهم ضربه سنگینتری را به هدف وارد خواهند نمود. روشهای تولید صنعتی و کاهش هزینه های تولید یک‌محصول صنعتی کم و بیش همانند هستند و اگر در ایران ادعا شده که هزینه تمام شده موشکهای بالستیک یک دهم نرخ متعارف جهان است، همین کاهش باید در تولید انبوه جنگنده ای مثل اف ۵ هم به دست آید، حالا کمی بیشتر یا کمتر. در جریان رونمایی از اف ۵ های بروزآوری شده (کوثر) اعلام شد که این بروزرسانی معادل ۱۶ میلیون دلار صرفه جویی ارزی برای کشور به دنبال داشته که کمابیش نزدیک ارقامی است که از منابع دیگر نیز برای جنگنده های هم رده در جهان به دست می آید. به بیان دیگر، عدد اعلام شده اصلا” پَرت نیست. آیا چنین عددی برای یک موشک کلاس فاتح ۱۱۰ وجود دارد؟ یک اف ۵ معادل چهار کلاهک موشک فاتح ۱۱۰ را می تواند در یک سورتی پرواز با خود حمل کند.
  14. سلام، درست این است که هیچ کدام از این گروه جنگ افزارها جانشین کامل دیگری نیستند. ولی در این میان، نیروی هوایی - به ویژه برتری هوایی و توانایی رهگیری - سرآمد همه این سه نیرو (هوایی، موشکی، پدافند) است؛ چرا که هیچ کدام از دو نیروی دیگر بدون داشتن برتری هوایی در جنگ امکان عملیات درازمدت را نخواهند داشت. اگر نیروی هوایی ما دارای شمار مناسبی جنگنده رهگیر و برتری هوایی باشد، نیروی هوایی دشمن هدف قطعا” تلفات بسیار زیادی برای دستیابی به برتری هوایی در آسمان کشور خواهد داد. ایران که نه از دیدگاه روش‌های تولید صنعتی، نه دانش و فناوری، نه پشتکار، نه نوآوری، و نه روحیه وطن پرستی (ناسیونالیسم) از آلمان نازی یعنی نخستین کشوری که بکارگیری موشک را را وارد راهبرد جنگی خود کرد پیشرفته تر نیست. پس چرا می اندیشیم که ما بهتر از راهبر، سازنده و کاربر اصلی می دانیم؟ آلمان نازی همزمان با پیشبرد برنامه های موشکی (هم بالستیک و هم کروز و هم پدافند) پیشرفته ترین جنگنده های جهان را طراحی و تولید می کرد. به بیان دیگر، برنامه یکی را برای پیشبرد برنامه دیگری سرکوب نکرده بود. همچنین تأثیر پذیری نیروی موشکی را در بکارگیری همزمان شمار بسیار زیادی از موشک می دانست. البته با وجود اینکه چندین هزار موشک وی-۱ (کروز) و وی-۲ (بالستیک) در کمتر از یکسال شلیک شد، برنامه برای شلیک چند برابری و شمار بسیار بیشتری بود! خوب چرا این راهکار شلیک چندبرابری که شاید می توانست درنگی در شکست آلمان بیاندازد هیچگاه به سرانجام نرسید؟ =» زیرا که کارخانجات تولید و سرهم نمودن این موشکها چندین بار با هواپیماهای دشمن بمباران و سرانجام یکی از این بمبارانها کار خود را کرد و برنامه تولید موشکی را بسیار کُند کرد! از سوی دیگر جالب است که برنامه پیشبرد نیروی موشکی در آلمان دقیقا” زمانی جدی گرفته شد که آلمان‌ها برتری هوایی در آسمان دشمن را از دست داده بودند و یگانهای بمب افکن دوربرد لوفت وافه در تازش های هوایی خود به انگلستان با شکست کامل روبرو شده بودند (کتاب خاطرات آدولف گالاند را بخوانید). کارخانجات تولید موشک (آفندی و پدافندی) بدون داشتن برتری هوایی در کوتاهترین زمان از سوی نیروی هوایی دشمن نابود خواهند شد، حتی اگر خود موشکها و سامانه های پرتاب آنها در سراسر کشور پخش شده باشند. درباره بودجه هم خواهش می کنم، التماس می کنم با توجه به رانت ها، دزدی ها و اختلاس های حکومتیان و نیز نوسان گیری های آنها از بهای طلا، ارز، نفت، بورس، ... دیگر کمبود آن را بهانه ای برای سرکوب نیروی هوایی کشور مطرح نکنیم. بخشی از همین چپاول سراسری اخیر زیر نام دلار ۴۲۰۰ تومانی جهانگیری برای نوسازی و بازسازی نیروی هوایی کافی بود.
  15. افزایش ۲۸ پرتاب کننده به ۳۰۰ که هیچ، عراق ۱۰۰۰ پرتاب کننده هم داشت بدون داشتن یک نیروی هوایی که می توانست از آنها در برابر تازش هوایی نیروهای غربی نگهداری کند، پایانی بهتر به همراه نمی داشت. داشتن ۳۰۰ پرتاب کننده تنها فهرست اولویت تازش های هوایی را دگرگون می کرد و زمان مورد نیاز برای نابودی آنها درازتر می کرد. از سوی دیگر پراکندگی و پنهان کردن ۲۸ دستگاه پرتاب کننده از ۳۰۰ دستگاه و ۳۰۰ دستگاه از ۱۰۰۰ دستگاه برای عراق بسیار آسان تر بود. شمار بیشتر پرتاب کننده ها تنها زمانی به درد عراق می خورد که در یک تازش پیش دستانه پایگاههای هوایی کشورهای دشمن را نابود می کرد که آنهم دو مشکل داشت: ۱- خرابه‌ها پس از چند هفته یا چند ماه بازسازی می شدند و دوباره روز از نو و روزی از نو! ۲- دقت موشک های عراق در آنزمان چنین توانایی را به عراق نمی داد و شمار بسیار بیشتری موشک برای نابودی اهداف نیاز بود. اکنون هم که وظیفه نابودی پرتاب کننده های موشک به پهپادها واگذار شده که این کار را بسیار آسان‌تر، با هزینه بسیار کمتر، و با دقت بالاتری انجام می دهند. شاهکار پهپادها در نبرد اخیر ارمنستان - آذربایجان را فراموش نکنیم که صد البته همین شاهکار هم در نبود برتری هوایی ارمنستان به دست آمد وگرنه چندین و چند فروند پهپاد ما توسط پرنده های آمریکا، عزراییل، و پاکستان تاکنون سرنگون شده اند.