Recommended Posts

من به نظر برادر نجف عزيز احترام مي‌ذارم و به منظور جلوگيري از انحراف بيشتر تاپيك، از ارائه‌ي پاسخ خودداري مي‌كنم.
اما اگه در تاپيكي ديگه، مجال و فرصتي براي پاسخگويي پيدا شد، در خدمت دوستان هستم.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[url]رسانه های عربی پروژه جانشینی پادشاه عربستان را کلید زدند[/url]

سرویس بین الملل ـ با ادامه بیماری ولیعهد عربستان و استراحت در مراکش و همچنین انتشار اخبار بیماری عبدالله پادشاه این کشور ، رسانه های منطقه به بررسی آینده سیاسی عربستان سعودی پرداختند.

به گزارش «تابناک»، از آنجا که، «سلطان بن عبدالعزیز» 80 ساله، ولیعهد عربستان، حدود یک سال است که از صحنه سیاسی این کشور دور بوده و «عبدالله» 87 ساله، پادشاه عربستان سعودی نیز که از سال 2005 به حکومت رسیده، اینروزها دچار بیماری شده و مهمترین مسئولیت خود، یعنی نظارت بر مناسک حج را، به «امیر نایف بن عبدالعزیز»، وزیر کشور واگذار کرده، این موضوع نگرانی مقامات سیاسی عرب را در پی داشته است.

در همین باره هر چند، امروز بسیاری از رسانه های عربی به این موضوع و تحلیل آینده سیاسی عربستان پرداختند اما، روزنامه «القدس العربی»، با طول و تفصیل و بیشتری موضوع یاد دشه را پیگیری کرده است. این روزنامه عربی نوشت: در چند روز گذشته «حسنی مبارک»، رئیس جمهور مصر ، «حمد بن عیسی»، پادشاه بحرین و «علی عبدالله صالح»، رئیس جمهور یمن با تماس تلفنی با پادشاه عربستان جویای احوال او شده و خبرگزاری ها از ترافیک تماس تلفنی مقامات سیاسی عرب برای مطلع شدن از احوال «ملک عبدالله» خبر داده اند. اهمیت این موضوع آن است که، پادشاه کنونی عربستان، آخرین بازمانده از فرزندان «عبدالعزیز آل سعود» است که بر اساس وصیت باید بر عربستان حکومت می کردند و با درگذشت «عبدالله» انتظار می روید که خاندان پادشاهی این کشور با خلاء جانشینی مواجه شوند.

این روزنامه می افزاید: برادران ناتنی پادشاه عربستان که سال هاست مترصد این وضعیت هستند، از این پس فعال تر شده و گفته می شود که «امیر طلال بن عبدالعزیز»، که فعال ترین چهره ناراضی خاندان سعودی است، خود را برای ورود به چالش جانشینی پادشاهی عربستان آماده می کند. عبدالله پادشاه عربستان در سال 2006 با پیشدستی در این خصوص گروهی را متشکل از 35 امیر خاندان سعودی تشکیل داد و از آن ها خواست برای آینده خاندان سلطنت و حکومت برنامه ارائه دهند به هر حال پروژه جانشینی پادشاهی در عربستان کلید خورده و هر چند برگزاری مراسم حج در عربستان، اخبار این پروژه سیاسی در منطقه را تحت الشعاع قرار داده است، بزودی با پایان یافتن مراسم حج ، موضوع روند سیاسی جانشین در عربستان ، مهم ترین بحث روز منطقه خواهد شد.

http://www.tabnak.ir/fa/news/130940/%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%B1%D8%A8%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%D9%88%DA%98%D9%87-%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%B4%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D8%B9%D8%B1%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D8%B2%D8%AF%D9%86%D8%AF

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[size=18]برای تعجیل در مرگ ملک عبدالله [/size][size=24][color=red]صلوات[/color][/size]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
چه پاسخ كوتاهي ... icon_arrowd
حرفهاي برادر خوبم نجف بنظرم منطقي تر اومد .
بيشتر انتقادهاي نجف رو هم وارد ميدونم جز اونجا كه از كوره در رفت .
[quote]ديگه قرار نيست براي محق جلوه دادن خود، گذشته رو نفي كنيم (به سبك دكتر عزيز كه مي‌خواد دولت خودش رو كاري نشون بده، مياد ديگرون رو لجن‌مال مي‌كنه!!). [/quote]
من نميدونم چرا هي پاي اين بنده خدا رو وسط ميكشين ؟؟؟ زورتون مياد اينقدر زحمتكش و خستگي ناپذيره ؟؟؟
شما يه رييس جمهور زحمتكش تر از ايشون توي اين 30 سال ديده بودي ؟؟؟

اوه اوه بحث منحرف شد .

با تشكر از [b]نجف[/b] و مصطفي و ميثم عزيز .

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
این رویا یا خوابی که دانیال نبی ع در مورد قوچ دو شاخ و بز یک شاخ دیده.......مربوط به دونستن اینه که کوروش کبیر همان ذوالقرنین معروف است

کلمه ی ذوالقرنین اگر بعد از حرف ( ق ) حرکت کسره بیاید......به معنای شاخ است....تلفظ عامیانه عربی آن میشود گرن ...GEREN.. جمع عامیانه هم میشود اگرون EGROON

در زبان عربی با اینکه گچ پژ نیست ولی تو تلفظ ها حرف های چ گ ژ کاربرد زیادی دارد مخصوصا تو زبان عربی کشور عراق .... عرب های خوزستان هم همین طور مثلا : کلب به معنای سگ چلب هم گفته میشه ( حالا اسم احمد چلبی به چه معناست خدا میدونه ؟ ).....قلب رو میگن گلب............کذاب : چذاب.... شاید معنای منطقه چذابه از لفظ عامیانه کذابه باشه........عشق : عشگ..........یقدر به معنای می تواند : یگدر


........و ذوالقرنین هم به معنای صاحب دو شاخ است......و مجسمه یا نقش هایی منسوب به کوروش با دو شاخ وجود داشته
و رفتن به شمال و جنوب هم تعبیرش اینه که کوروش تمام منطقه رو به زیر فرمان خودش میکشونه
و اون بز تک شاخ هم اسکندر بوده که از غرب میاد و داریوش سوم که سلسله ی کوروش هخامنشی رو نابود میکنه
معنای اسم فهد اون جور که ما شنیدیم میشه پلنگ ( حالا شاید کتابیش بشه یوز پلنگ )..... نمر هم میشه ببر


به امید نابودی دشمنان اسلام

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
ای بابا اینقدر پولداره که می تونند با هایبرنیشن تا 4 میلیارد سال دیگه ببرنش تو خواب زمستونی! icon_arrowd زیاد دلتون رو صابون نزنید! :oops: این یارو شارون پس از 5 سال هنوز زنده است!

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
با سلام

ظاهرا تو عربستان خبراییه

انشا،الله بره به درک برنگرده دوستان اسم این ملعون ملک عبد الشیطان است نه عبد الله

خلاصه انشا، الله که دیگه امثال این حیوانات دیگر بر سر اماکن مقدس مسلمانان حاکم نشود

آقا مصطفی

ماشا الله طومار نویسی هستی برای خودت رفیق مشتاق دیدار

از دیدن آقا نجف هم خیلی خوشحالم

خبر خوبی بود دوستان مومن سایت بنده از خوشحالی دارم بال در میارم البته امیدوارم با ترکیدن هر دو خاندان فیصل و سعودی خوشحالتر هم بشیم

هر چند سگ زرد برادر شغاله ولی از این دو خاندان بهتره

حالا باید ببینیم خدا چی میخواد .......


با تشکر

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
حجاز سیستم پیچیده ای داره

شاهزاده بندر که تا پیش از این از افراد با نفوذ بود الان تو زندانه و جنگ قدرت بزرگی بین شاهزاده ها در جریانه

فقط چیزی که هست اینه که مردم حجاز خیلی اهل حرکت نیستن که بخواد حرکت جدی شکل بگیره

به این ظلم عادت کردن

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
چقدر صبر كنيم ديگه .
اين بابا قصد مردن نداره .
آخه ميخواد زنده بمونه كه چي ؟
دوستان جميعا براي مردنش دعا كنين شايد فرجي شد . icon_arrowd

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
چقدر اين آقا نجف خوب حرف ميزنه .
علاقه من به عقيده و تفكرات ايشون بيشتر از قبل شد .
هميشه ولايت چراغ راهه و ايشون چه خوب فايلي در اين رابطه رو در تاپيكشون قرار دادن .
از هر دوي اين عزيزان تشكر ميكنم چون باعث شد من خيلي چيزا ياد بگيرم .

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
ملک عبدالله، پادشاه عربستان سعودی، برای معالجه به آمریکا سفر کرده است. مقام های سعودی می گویند که پادشاه ۸۶ ساله این کشور از درد کمر رنج می برد.

ملک عبدالله پیش از ترک کشورش با صدور فرمانی اداره کشور را به سلطان بن عبدالعزیز، برادر ناتنی و ولیعهدش سپرد.

هنوز روشن نیست که ملک عبدالله راهی کدام ایالت آمریکا شده است.

عربستان سعودی یکی از مهم ترین تامین کنندگان نفت آمریکاست و رابطه نزدیکی با واشنگتن دارد.

سلطان بن عبدالعزیز روز یکشنبه پس از اقامتی سه ماهه در مراکش، به عربستان سعودی بازگشت.

به گفته مقام های سعودی، پزشکان از ملک عبدالله خواسته اند تا به دلیل جا به جایی در مهره های کمر، استراحت کند

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
سرویس بین الملل ـ این روزها، عربستان سعودی به دلیل بیماری مرد اول و دوم این کشور و مشخص نبودن گزینه سومی که احتمالا قدرت را به دست خواهد گرفت، مراحل سختی را می گذراند و حاکمان جوان سعودی به دنبال فرصت هستند، زیرا بر این باورند که زمان حضور گسترده آنها برای اداره کشور فرا رسیده است.

به گزارش «تابناک»، روزنامه «القدس العربی» چاپ لندن، با طرح موضوع بالا نوشت: مقامات عربستان سعودی در شفاف سازی بی سابقه‌ای، خبر مسافرت «عبدالله بن عبدالعزیز» شاه عربستان به آمریکا برای معالجه دیسک کمر و لخته شدن خون، در یکی از مراکز درمانی تخصصی این کشور را اعلام داشته اند.

ولی از آنجایی که هنوز جانشین وی معرفی نشده و امیران بلندپایه عربستان و فرزندان «عبدالعزیز بن سعود» درباره جانشینی «امیر نایف»، وزیر کشور و معاون دوم رئیس مجلس به توافق نرسیده اند، شاه عربستان از «سلطان بن عبدالعزیز» برادرش که هم ولیعهد و هم معاون اول وی و وزیر دفاع کشور است، خواست با سرعت به کشور بازگردد و با یک حکم شاهی، اداره امور کشور را در غیاب وی خود بر عهده گیرد.

بنا بر این گزارش، شاه عربستان 87 سال عمر دارد و «امیر سلطان»، ولیعهد چهار سال از وی کوچکتر است و دو سال گذشته را برای انجام عمل جراحی توموری بین «نیویورک» و بندر «اغادیر» مراکش در رفت و آمد بود.

در همین حال، پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبری «العالم» نیز نوشت: ناظران بر این باورند، امیر «سلمان بن عبدالعزیز»، امیر ریاض و مسئول امور خانوادگی وی که «امیر سلطان» را در دوره علاجش همراهی می کرد، از جمله افرادی است که به شدت چشم به قدرت دوخته است.
به این ترتیب، امیر سلمان از ناحیه کمر عمل جراحی و دو ماه پیش خبر آن اعلام شد و هم اکنون حال وی خوب است.
به نظر می رسد، در روزهای اخیر، رقابت در محافل امرا و حاکمان شدت یافته است، به گونه‌ای که هر جناحی موقعیت خود را تثبیت می کند و در صدد رسیدن به پست های بالایی است که شاید خالی بماند!

این گزارش می افزاید، شاه عربستان نیز به محض وخامت اوضاع خود و بستری شدن به دستور پزشکان، امیر «متعب»، پسر بزرگ خود را به عنوان رئیس گارد ملی و وزیر دولت در مجلس تعیین و دوره مأموریت «عادل الجبیر»، یکی از سفرای خود را چهار سال دیگر تمدید و شیخ «عبدالعزیز آل الشیخ» را چهار سال دیگر به عنوان مفتی کل عربستان تعیین کرد.

روزنامه های سعودی نزدیک به امیر «سلمان بن عبدالعزیز» در پیام‌های خوشامدگویی به وی که ولیعهد را همراهی می کرد، وی را پس از شاه عربستان و ولیعهد، مرد سوم کشور توصیف کردند؛ یعنی پیش از امیر «نایف»، معاون دوم کابینه که برخی کارشناسان عربستان آن را بیانگر رقابت امیر «سلمان» برای به دست آوردن ولیعهدی دانستند.

یکی از این کارشناسان گفت: امیر «سلمان»، آرزوهای بزرگی در سر دارد و به پست ولیعهدی می اندیشد و اگر به هدف خود نرسد، ترجیح می دهد به وزارت دفاع ـ که بر عهده امیر «سلطان» است ـ بیندیشد.
هم اکنون این وزارتخانه را «خالد بن سلطان»، معاون وزیر دفاع و فرزند ولیعهد اداره می کند و بر این باور است، وی برای این سمت شایسته تر است.

با تعیین امیر «متعب بن عبدالله» به عنوان رئیس گارد ملی و جانشین پدر در این نهاد مهم، نخستین گام های عملیات انتقال قدرت به نسل دوم برداشته شده و بعید نیست امیر محمد بن نایف در صورت دست یافتن بر ولیعهدی جانشین پدرش در وزارت کشور شود.

امیر «نایف» به دلیل مسئولیت هایش، معاون دوم شاه کنونی عربستان است و بارها در غیاب ناشی از بیماری شاه یا دلایل دیگر و مسافرت به خارج از کشور، ریاست نشست های مجلس را به عهده داشته است و به تازگی درباره مسائل اقتصادی، سیاسی و نظارت بر امور حجاج سخن می گوید و مأموریت های امنیتی به عنوان وزیر کشور متوقف نشده است.

وزارت امور خارجه نیز از دیگر پست های مهمی است که هنوز وضعیت آن قطعی نشده و زمزمه‌هایی به گوش می‌رسد که بیانگر این است که امیر «سعود الفیصل» به دلیل عمل‌های جراحی متعدد در ناحیه کمر ـ که نتایج چندان خوبی نداشته ـ در صدد بازنشسته شدن است و این باور هست که در صورت بازنشستگی وی، «ترکی الفیصل» یکی از برادران وی و رئیس اسبق اطلاعات و سفیر سابق در واشنگتن یا امیر «خالد الفیصل»، امیر منطقه مکه جانشین وی در این پست باشد.

در این میان، هنوز مشخص نیست، امیر «سلطان بن عبدالعزیز» که دو ماه گذشته برای استراحت در قصر خود در «اغادیر» مانده از نظر جسمی بتواند در غیاب برادر خود شاه عربستان که برای انجام معاینات پزشکی در خارج از کشور است، کشور را اداره کند!

بیماری مرد اول و دوم عربستان در شرایط بسیار دشواری روی داده، به گونه ای که منطقه در آستانه چالش‌های مهمی است؛ تهدیدهای آمریکا علیه ایران برای از بین بردن تأسیسات هسته‌ای این کشور و احتمال وقوع حمله دوباره رژیم اسرائیل به لبنان که عربستان نقش مهمی در امور داخلی آن دارد و این کشور نیز با توجه به نزدیکی صدور حکم اولیه دادگاه بین المللی ویژه ترور «رفیق حریری»، رئیس جمهوری فقید لبنان در بحران و تنش است.

این گزارش می افزاید، عربستان سعودی در آستانه رویدادهای غافلگیر کننده و اعمال تغییرات گسترده‌ای در پست های کلیدی است که رقابت جناح های اصلی خاندان حاکم را به دنبال دارد و به رغم تلاش های نامحسوسی که برای پنهان داشتن آنها می شود، در حال آشکار شدن است.

گفتنی است، نسل دومی‌ها در عربستان، در حالی خود را برای گرفتن قدرت آماده می‌کنند که فرزندان موسس عربستان جدید، «عبدالعزیز بن سعود»، همه بالای شصت سال عمر دارند و این کهولت سن و بیماری‌های متعدد آنان، باعث شده است تا چشم‌ها به تحولات قدرت در این کشور دوخته شود؛ تحولاتی که می‌تواند منطقه خاورمیانه را تحت تأثیر خود قرار دهد و جایگاه عربستان را در منطقه بازتعریف کند.


http://www.tabnak.ir/fa/news/132352/%D8%AC%D8%AF%D8%A7%D9%84-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%E2%80%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%B9%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%B3%D8%B1-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D8%B1%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بعيد ميدونم اين سوسمار به اين زوديا بميره .
دشمنيشون با ما هم يه دشمني احمقانه مثل بقيه است .

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[size=18]پادشاه عربستان تحت عمل جراحي قرار گرفت [/size]
رياض - ملك' عبدالله بن عبدالعزيز ' پادشاه عربستان كه مدتهاست از بيماري ديسك كمر و ستون فقرات رنج مي برد، چهارشنبه شب در يكي از بيمارستان هاي شهر نيويورك در امريكا تحت عمل جراحي قرار گرفت.


گزارش ايرنا به نقل از ديوان سلطنتي اين كشور حاكيست: تيم پزشكي وي در اين عمل جراحي ضمن خارج كردن لخته خوني، اقدام به ترميم در رفتگي ديسك كمر و مهرهاي آسيب ديده در محل ستون فقرات وي كردند .
ديوان سلطنتي عربستان اين عمل جراحي را موفقيت آميز اعلام كرده است .
روز دوشنبه گذشته به دنبال تشديد بيماري ملك عبدالله پزشكان معالجش وي را به امريكا منتقل كردند .
پادشاه عربستان پيش از عزيمت به اين كشور 'سلطان بن عبدالعزيز' معاون اول و برادر ناتني خود را كه وي نيز مدتهاست از يك بيماري مزمن رنج مي برد مسوول امور مملكتي كرد.
وليعهد82 ساله عربستان نيز از سال 2004ميلادي تاكنون بارها در بيمارستان هاي امريكا تحت عمل جراحي قرار گرفته است.
به گفته يك مقام آگاه سياسي، ضرب الاجل بودن عمليات جراحي ملك عبدالله نشان مي دهد كه وي قصد ندارد با توجه به شرايط جسماني وليعهد مدت زيادي در امريكا باقي بماند .
http://irna.ir/NewsShow.aspx?NID=30091141

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
با سلام خدمت همه دوستان عزيز!
"اظهار نظرات جالبي خوندم دراين تاپيك ولي مسائل كوچكي كه به نظر من مهم هست، رو لازم ميدونم اضافه كنم."
1- دوستان لازمه اول جايگاه عربستان سعودي به لحاظ سياسي در منطقه رو بررسي كنيم! عربستان سعودي، به واسطه حضور خانه خدا و مدفن پيامبر عظيم الشان اسلام براي مسلمانان جهان بسيار مهم و حياتي هست. اين در حاليكه تا مدتها مصري ها هم بر سر قدرت اول دنياي عرب بودن تلاش و رقابت داشتن با عربستان و اين رقابت مضحك تا جايي پيش رفته كه مصر و عربستان با رژيم اشغالگر قدس و آمريكايي كه اسلام رو نميخواهد و درصدد براندازي اونه متحد شدن!!!
2- ظهور گروهكهاي ملحد و منافق مثل القاعده و طالبان به نام اسلام از خاك عربستان سعودي و با پشتوانه اين عربهاي خود فروخته و خائن به دين و دنياطلب انجام شده.
3- عربستان بزرگترين كشور در منطقه خاورميانه اس، بيشترين صادرات نفت در جهان و به آمريكا با اونه و عنوان پليس خاورميانه يا به عبارتي سگ پليس آمريكا رو بدوش ميكشه! چنانكه در جنگ 33 روزه علماي عربستان فاتحه حزب اله رو خوندن و حرامش خواندنش! در يمن الحوصي ها رو به خاك و خون كشيدن و در برابر ايران حامي آمريكا شدن.

حالا با توجه به اينكه عربستان بيشترين خزانه تسليحاتي غرب رو داره و اينجا نگهباني ميده، كدوم صاحبي ميذاره كه سگش از دست بره؟

انقلاب ايران يك انقلاب ايدئولوژيكي بود با پشتوانه مردمي! اما همونطور كه تاريخ مخصوصا در مقطع حساس اسلام" جنگهاي صليبي"، چنگهاي اعراب و اسرائيل، و حمله به سرزمينهاي اسلامي(عراق و افغانستان) نشون داده، از اعراب عربستان در موقع لزوم بخار كه هيچ! گرد و غبار فرار بلند ميشه!!!
در اينجا ما با ظهور اختلافات ايدئولوژيكي روبرو نيستيم! سر اسم و رسمه! كه اونم طبق معمول با پول و زن و زيور تمو م ميشه ميره پي كارش!!! اين عبداله يا يه عبداله ديگه! به قول معروف، حيوون، حيوونه!
غرب به هيچ وجه اجازه بحران و فروپاشي در عربستان رو نميده و اگر هم فروپاشي اتفاق بيفته مطمئن باشيد چنان جنايتي در حق بشريت انجام ميشه تا همه دنيا رو از مسلمون و اسلام بترسونن!
بعدشم آمريكا كلي هزينه كرده كه عربستان بعد از ايران زمان شاه اين قدر قدرت بگيره تا بتونه منافعش رو تضمين كنه! الان اتحاديه كشورهاي حوزه خليج فارس به زور و با اختلاف اسم گذاري شده! چه برسه به اين هياهو! و كشورهايي مثل كويت و قطر و بحرين و يمن و عمان كه زير سايه عربستان هستند با كوچكترين تلنگري رها ميشن!!! و رشته هاي آمريكا براي بردگي منطقه به باد ميره و پنبه ميشه!
روسيه و چين رو هوا ميزنن همه اتصالات منطقه رو!!! تجاري، اقتصادي،....
عربستان برگ برنده آمريكا تو دنياس! رگ نفت آمريكا از دستاي اعراب عربستان ميگذره به علاوه رگه انحراف اسلام!!!!
من مطمئنم با اين مرده و اون زنده، هيچ كدومشون وضع تغيير خاصي نميكنه! عربستان يك ماموريت بيشتر نداره! دم تكون دادن براي آمريكا و ساكت نگه داشتن بقيه مسلمونا و جلوگيري از بروز اسلام ناب محمدي!
اينا همش فيلمه!اختلاف تو گله شغالا وضع رو براي دسته آهوها بهتر نميكنه!!!بايد منتظر بقيه بازي بود! قول ميدم پرده بعدي زياد تعجب آور نباشه! فقط خداكنه آبروي اسلام و مسلمونا رو نبرن اين از خدا بي خبرها!

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط Navard
      سخنی با خوانندگان محترم:
      در مطلب پیش رو سعی بر این شده که به مختصری از شرایط فرهنگی و اجتماعی و تاریخی اعراب پیش از اسلام پرداخته شود. در این نوشته اصل بر رعایت صداقت تاریخی و امانت است و در گرداوری آن از منابع با عقاید گوناگون کمک گرفته شده است. گرد آوری مطالب تاریخی هیچ گاه خالی از اشتباه نیست، علی الخصوص که این مطالب در رابطه با مسائل حساسیت بر انگیز مذهبی باشد. در نتیجه از دوستان خواننده این مطلب درخواست میشود درصورت وجود اشتباه، به منظور تکمیل و اصلاح این مطلب بنده را یاری کنند.
       

      پیشگفتار:
      سرنوشت پیامبران و قومشان و نتایجی که از آن کسب کرده اند را میتوان یکی از مهمترین نشانه های حقانیت آن ها به حساب آورد. این نتایج بعضا چنان معجزه آسا و خیره کننده هستند که در حالت معمول موارد مشابهی برای آنها یافت نمی شود. برای نمونه مسیح (ع) در دل امپراطوری قدرتمند روم شرقی به پیامبری رسید. در سرزمینی که تعداد نامعلوم خدا توسط مردم پرستیده میشد و پیامی که آورد چنان در دل ها رسوخ کرد که در مدت کمتر از چند سده مسیحیت در سه قاره گسترش یافت! از حبشه در آفریقا گرفته تا امپراطوری قدرتمندی چون روم که روزی دشمن مسیحیت بود و همچنین طیف کثیری از اقوام در خاورمیانه و ...! در اسلام نیز ما با چنین پیشرفت معجزه آسایی رو به رو هستیم. محمد (ص) در سن چهل سالگی در جامعه ای بدوی به پیامبری برگزیده شد که جز غارت و ستیز دستاوردی نداشتند و هر روز به بهانه ای با یکدیگر در جنگ بودند و شعرا و نام آوران عرب روزگاری برای بدست آوردن شرافت، خود را به پای پادشاهان ایران و روم می انداختند. در شبه جزیره عربستان اگر در جایی تمدنی دیده میشد به پاس قرابت با ایران یا روم بود. و از دست آورد هایشان در آن ادوار، جز پاره ای از روایات افسانه گونه چیزی بجا نمانده است. در چنین محلی که محمد(ص) شدیدا زیر فشار فرهنگی و البته فشار عوامل ثروت و قدرت  در مدت کمتر از سیزده سال توانست بنیان نخستین حکومت اسلامی را در یثرب بنا نهد که تا پایان عمر ایشان این حکومت به چنان وسعت و قدرتی رسید که در سرحدات خود به تقابل با روم شرقی می‌پرداخت.
       
      قسمت اول: قبیله و معنای متفاوت آن در بین اعراب
       

       
      اعراب از قبل اسلام در پهنه ی وسیعی از خاورمیانه حضور داشتند. و بر خلاف تصور عموم مردم، فتوحات پس از اسلام به تنهایی سبب استقرار آن ها در این پهنه نشد. در تاریخ موجودیت اعراب با سامی نژاد ها گره خورده است. این حضور آنقدر چشمگیر بود که رومیان و یونانیان مناطق عرب نشین را به سه ناحیه عربستان خوشبخت و عربستان بیابانی و عربستان سنگی تقسیم کرده اند که حدود این مناطق از دریای سرخ و شبه جزیره عربستان شروع شده و از سویی به مرز های روم آن روزگار در شامات رسیده و در سوی دیگر در عراق امروزی به رود فرات ختم می شود. در رابطه با وضعیت اعراب قبل اسلام باید به این موضوع اشاره کرد، پیشینه تاریخی که برای آنها ذکر شده به ۲۰۰ سال قبل از سال عام الفیل محدود می شود. عام الفیل همان سالی است که گفته میشود محمد(ص) در آن دیده به جهان گشود. البته این بدان معنا نیست که اعراب قبل از آن موجودیت خارجی نداشته اند‌. برای مثال در دبیره های هخامنشی از آن ها بعنوان خراج گذاران عصر داریوش بزرگ یاد شده است. اما آنچه از این گفته پیداست، اعراب تهی از پیشینه تاریخی و تمدنی غنی بودند و آنچه در آنها یافت می‌شد در حقیقت از هم نشینی و یا دست درازی دیگر اقوام بود. این همان زمانیست که قرآن از آن به عنوان دوره جاهلی اعراب یاد می‌کند.
       

       
      نگاره ای از سرباز ساتراپی عربیا در مقبره خشایارشا، واقع در نقش رستم که بصورت نمادین به شکل یکی از ستون های شاهنشاهی به نمایش در آمده است.
       
      با نگاهی به زندگی اعراب در آن اعصار می توان دریافت که تفاوت عمده‌ای میان نوع زندگی آنان با زندگی مردم ایران و روم و حتی در نزدیکی آنها با دولت های نچندان نامی حبشه دیده میشد. در آن روزگار ایران و روم حکومت مرکزی داشتند حکومتی که تمام شؤون جامعه را از حیث قانون و عمل به قانون و وادار کردن همه به تابعیت از آن در دست داشتند و تمام زوایای آن جامعه زیر سلطه نظامی واحد قرار گرفته بود، به طوری که در هر گوشه آن وجود حکومت مرکزی احساس می‌شد. این در حالی بود که در جزیرة العرب در هر ناحیه ی آن، مردم بر پایه نسبت خانوادگی مشترک به عنوان یک قبیله گرد آمده بودند و هر یک در جغرافیای حضور خود اعمال قدرت می‌کردند. هیچ قبیله‌ای بر دیگری اعمال نفوذ نداشت مگر در داد و ستد و جنگ! جنگ بین قبایل هم نامنظم بود و بیشتر به دعوایی نامنظم و خانوادگی شباهت داشت. این مطلب نشانگر پراکندگی و تضاد بسیار عمیق بین قبایل است. باید گفت برای وحدت در میان یک امت فرهنگی لازم است که نقاط مشترک آنها را در خود جمع کرده و مردمی را گرد هم بیاورد. در شبه جزیره عربستان چنین تفکر یکنواختی وجود نداشت و هدف واحدی برای آنها مطرح نبود. در کنار کعبه هر قبیله بتی مخصوص به خود داشت و بدین ترتیب حتی در این زمینه هم تضاد و خودبینی دیده می‌شد. شرایط سخت و طاقت فرسای جزیرة العرب بر این اختلاف دامن می‌زد. مناطق حاصلخیز و دارای آب محدود و با فاصله زیاد از هم بودند. راه‌های محدودی وجود داشت که آنها هم زیر سلطه راهزنان دیگر قبایل بوده و تحت نفوذ قدرت های خارجی اداره میشد.
       

       
      در این شرایط دشوار اگر قبیله‌ای قادر بود تا چراگاهی را از چنگ دیگری در آورد این کار را بی درنگ می‌کرد. هیچ قبیله ای از این نظر در امنیت نبود و جنگ های بسیار با دلایل ساده و بعضا نا مأنوس بین آن ها رخ می داد. مشخص است که جنگ یکی از رایج ترین اعمال در بین آن ها بود آن چنان که عده ای برای کسب شهرت و آزمون جنگاوری خود مسیر نزاع را هموار میکردند. این جنگ از سر منع ازدواج یک زوج در دو قبیله می‌توانست شکل بگیرد تا بر سر شرایط تجارت و پاسداری از کاروان ها و ... که البته همانطور که گفته شد هیچ کجای آن به جنگ نمی‌ماند و بیشتر به یاغی گری و غارت و دعوای عشیره ای شباهت داشت. در نتیجه از این حیث قبیله جایگاه ویژه‌ای پیدا میکرد. بقای افراد به بقای قبیله گره خورده بود. هر کسی را با قبیله‌اش می‌شناختند و در نتیجه خدای این مردم هم در حقیقت قبیله آنها بود و بت ها هم نمادی برای اعلام وجود هر قبیله بودند و هرچه بزرگان این قبیله ها می‌گفتند هم، حقیقت تام برای آن ها محسوب می‌شد. با این اوصاف هرچه افراد یک قبیله زیادتر بود افتخار آن هم بیشتر میشد. این افراط تا آنجا پیش رفت که در سوره تکاثر قرآن، خداوند خطاب به مشرکان می گوید که آنها به منظور بزرگ نشان دادن تبار خود حتی دست به شمارش مردگان خود می‌زدند. نعمان در خطاب به پادشاه وقت ایران گفت که جز عرب کسی به نسب خود آگاهی ندارد و جز عرب از هر کسی اجدادش را بپرسی آنها را نمی‌شناسد. در حقیقت گذشتگان و نژاد چیزی نبود که اعراب بتوانند اشتباهی هر چند سهوی را به آنها نسبت دهند. شاید تا اینجا مطلب روشن شده باشد که پیامبر اسلام چه کار دشواری در پیش داشت. بخصوص وقتی بدانیم یکی از مهمترین اقدامات پیامبر مقابله با همین برتری جویی نژادی بوده است‌. عملا هر قدمی که به جهت آگاهی و یا مخالفت با سنت های گذشتگان آنها برداشته میشد، از نظرشان نوعی توهین تلقی میگردید. شاید جالب باشد بدانید که بت پرستی اعراب نیز ریشه در همین افراط دارد! یعقوبی در تحلیل خود از بت پرستی و عوامل آن می‌گوید:«بت پرستی از هنگامی آغاز شد که وقتی یکی از مردم می‌مرد، اقوام او مجسمه‌ای از وی ساخته و به یاد او آن را محترم می‌داشتند فرزندان آنها پس از سال‌ها گمان کردند که این‌ها خدایان آنان هستند» . شاهد این امر می‌تواند سخن مشرکین با پیامبر (ص) باشد که می‌گفتند:
      این بت ها اقوام گذشته هستند که مطیع خدا بوده و ما صورتی از آنها ساخته و عبادتشان می‌کنیم. در مورد سه بت مشهور یعوق و یغوث و نسر گفته شده: از قوم نوح بودن و افرادی صالح بودند و بعدها مجسمه آنان به صورت بت درآمد. در مورد لات نیز گفته شده او در واقع مرد صالحی بوده است که غذا برای حاجیان درست می‌کرده وقتی او مرد، تمثالی از او درست کردند و بر آن بنایی ساخته‌اند و اسمش را بیت الربه نهادند. ابن قیم می‌گوید؛ تعظیم مردگان سبب شد تا کم کم صورت هایی از آنها به شکل بت ساخته شود. زمانی که محمد(ص) مکه را فتح کرد در درون آن ۳۶۰ بت وجود داشت. در حقیقت ما با سرزمینی طرف هستیم که ۳۶۰ اعتقاد و ۳۶۰ تضاد در آن میتوان شمارش کرد!
       

       
       اوضاع اعراب از ابتدا این گونه نبود. اعراب شهر مکه خود را از نسل عدنان می‌دانستند، که در نتیجه نسب آنها به اسماعیل (ع) باز میگشت. از این گفته مشخص است که نخستین اعراب موحد بودند اما به تدریج به سوی شرک گرایش پیدا کردند. از این منظر اعراب مکه در کنار بنی اسرائیل بودند که به دین حضرت ابراهیم گرایش داشتند و در حقیقت ریشه نسبی مشترک در آن ها می توان یافت. در سال‌های مانده به بعثت پیامبر، افرادی در بین اعراب پیدا شده‌اند که خواهان بازگشت به دین ابراهیم بودند. آنها شروع به تبلیغ علیه اعتقادات آن روزگار اعراب کردند. از معروف‌ترین این افراد ورقة بن نوفل بود که در جستجوی دین خدای یگانه به این سو آن سو رفت و در نهایت مسیحیت را پذیرفت. زید بن عمر شخص دیگری بود که به روایت تاریخ در بین اعراب از بازگشت به آئین ابراهیم سخن گفت. بسیاری از رسوم مشرکین مکه همان چیزی بود که ابراهیم به اجدادشان آموخته بود ولی آنها آنرا شرک آلود کرده بودند. برای مثال اعراب جاهلی نیز به رسومی چون ختنه و کفن و دفن میت و ازدواج نکردن با محارم و حج بیت الله الحرام معتقد بودند. آنها حتی شعار معروف تلبیه را نیز داشتند اما آن را به نوعی شرک آمیز کرده بودند. ( تلبیه همان شعار لبیک اللهم لبیک لاشریک ... است که حاجیان در حین طواف خانه خدا می‌گویند). اعراب جاهلی به افرادی از خود که ختنه کرده و به حج می رفتند حنیف میگفتند . این در حالی است که به پیروان حضرت ابراهیم در گذشته حنیف گفته میشد! این بدان معناست که این کلمه از گذشته های دور در بین اعراب زبان به زبان چرخیده و تغییر معنا یافته است.
       
       
      قبیله قریش زادگاه قدرت
       
      قریش نامی آشنا و از پر نفوذترین قبایل در میان عرب بوده و بعد اسلام نیز تا قرن‌ها بر جهان اسلام حکومت کرده است. خلفا تا پیش از امپراتوری عثمانی همیشه قریشی بودند. اعراب کسانی را که از نسل مضر بن کنانه باشند را قریشی می گویند. در علم تبارشناسی عرب نیای مضر بن کنانه به اسماعیل (ع) باز میگردد. قریش در آن دوره از آنجا که امور حج را بر عهده داشت به شهرت و ثروت زیادی رسید. امور کعبه در دوره ای به قصی و هاشم و سپس به عبدالمطلب که همه از نسل مضر بودند سپرده شد. در دوران قصی مراسم حج  شکل جدیدی به خود گرفت و این تغییرات زمینه ساز قدرت یافتن قریش در بین دیگر قبایل عرب گردید. در این ایام مردم عرب از نقاط دور دست به این مکه می آمدند تا هم به تجارت بپردازند و هم خدایان پر تعداد کعبه را پرستش کنند. بنوعی مکه و کعبه آن میعاد گاه اعراب بود. در این شهر بازار هایی بر پا میشد که از غرب و شرق عالم تجار به آن رجوع می کردند. راه تجاری مهمی از روم شرقی به یمن و در نهایت به هند ختم می شد که این مسیر از قطب های اقتصادی آن روزگار محسوب می شد که البته نکته مهم برای ما این است که شهر های مکه و یثرب هم در مسیر آن رونق یافته بودند.
       

       
       در بین قریش طایفه بنی هاشم به طور خاص که پیامبر اسلام نیز از آنان بود دارای مقبولیت و شهرت بیشتر گردید. همان طور که گفته شد بعد هاشم، عبدالمطلب زمام امور حج را بر عهده گرفت. وی پدر بزرگ پیامبر اسلام است و او از اعرابیست که قبل اسلام طبق سنت خاندان خود به دین حنفیت معتقد بود و خدای یکتا را می پرستید. عبدالمطلب بعد مرگ والدین محمد(ص) سرپرستی او را پذیرفت و در نتیجه آن محمد(ص) در محیطی با اعتقادات دین حنفیت زندگی میکرد.
       
      از تاریخ چنین بر می‌آید که قریش در میان اعراب به شرافت و عزت معروف بوده و معمولاً با عناوینی چون «آل الله» و «سکان حرم الله» خوانده می‌شدند و مردم آنها را به عنوان بزرگ و شریف قبول کرده بودند. باید افزود که این شهرت در همه طوایف قریش نیست، بلکه تنها در خاندان قصی و بعد از او خاندان هاشم و عبدالمطلب بود چرا که وجود این افراد در نهایت سبب شهرت قریش گردید.
       
      هنگام ظهور پیامبر اسلام در میان طایفه های قریش، از بنی هاشم عباس بن عبدالمطلب مسئولیت آبرسانی به حجاج را بر عهده داشت و از طایفه بنی امیه، ابوسفیان ریاست سپاه قریش را بر عهده داشت. این جبهه بندی در میان قریش تا قرن ها بعد ادامه پیدا کرد. البته باید توجه شود که طوایف دیگر از قریش هم بودند که نقشی در امور حج داشتند اما نقش آنها به پر رنگی دو طایفه نامبرده نبود.
       

       
      دیگر قبایل عرب متوجه عظمت کعبه و نقش آن در فزونی قدرت قبیله قریش شدند در نتیجه برخی از آن ها در مناطق خود نیز کعبه هایی ساختند تا قبیله خود را برای رفتن به مکه بازدارند. این کعبه ها از بسیاری از جهات همچون وجود سنگی مانند حجر الاسود(سنگ سیاه) تا ارکان کعبه به آنچه در مکه بود شباهت داشتند. برای مثال در یمن پرستشگاهی در شهر غَیمان قرار داشت و «حجر الأحمر» یا سنگ سرخ در آن استفاده شده بود و همچنین کعبه ی شهر العَبلات در جنوب مکه، که «حجر الأبیض» یا سنگ سفید داشت!
       
      ادامه دارد ...
       
      این مطلب برای انجمن mililtary.ir  گرداوری شده و هر گونه برداشت از آن با ذکر نام نویسنده و این انجمن بلامانع است. 
       
      نویسنده و گرداورنده: Navard 
       
      منابع و ماخذ:
       
      کتاب تاریخ سیاسی اسلام(جلد1) / نویسنده: رسول جعفریان
      کتاب گنجینه تاریخ ایران(جلد نهم)/ نویسنده: عبدالعظیم رضایی
      کتاب دو قرن سکوت( ویرایش دوم) / نویسنده: عبدالحسین زرین کوب
       
      لینک
       
    • توسط MR9
      بسم الله الرحمن الرحیم

       



      هفدهم سپتامبر 2010 بود که ژاپن با انتشار استراتژی جدید نظامی خود نخستین «نشانه های جدی» برای خروج از «انزوای نظامی» را نشان داد. ژاپن برای این استراتژی نظامی، رقمی بالغ بر 280 میلیارد دلار برای پنج سال (2010 تا 2014) اختصاص داده و اعلام کرد قصد دارد در این سال ها مواضع دفاعی خود در جنوب و غرب این کشور(مناطق مرزی چین) را تقویت کرده، روی پروژه های موشکی بالستیک سرمایه گذاری کند. در این استراتژی همچنین بر گسترش روابط با همپیمانان کلیدی از جمله آمریکا و افزایش شمار زیر دریایی‌ها و .... تاکید شده است.
       



      اکنون در سال 2014 هستیم و نزدیک به 5 سال از انتشار این استراتژی می گذرد که خبر می رسد، ژاپن برای نخستین بار پس از جنگ جهانی دوم اعلام می کند ضمن شرکت در عملیات نظامی برون‌مرزی، به دنبال فروش تجهیزات نظامی در بازارهای بین المللی است.
      حضور ارتش ژاپن در عملیات جنگی برون مرزی نیز به رغم مخالفت‌های گسترده مردمی و محدودیت های قانونی گویا در حال عملیاتی شدن است. شاهد این ادعا اظهارات اخیر شینزو آبه، نخست وزیر ژاپن است که اخیرا از داشتن یک «ارتش قدرتمند» سخن رانده و گفته این ارتش حق دارد در جنگ های بین المللی حضور داشته باشد.
      طبق اعلام مقامات ژاپنی، این کشور در تلاش است محدودیت‌های قانونی در زمینه صادرات سلاح را نیز برداشته و به بهانه های مختلف از جمله گسترش فعالیت های اقتصادی، به جرگه صادرکنندگان تجهیزات جنگی بپیوندد و از قرار معلوم، آمریکا نخستین بازار ژاپن در این عرصه خواهد بود.
      قانون اساسی ژاپن در سال 1947 نوشته و با فشار نظامیان آمریکایی‌ها به این کشور تحمیل شده است. طبق این قانون، ژاپن اجازه داشتن «ارتش» به معنی مصطلح آن را ندارد و در مقابل می تواند نیروهای محدود نظامی موسوم به «نیروهای دفاع از خود» داشته باشد.
      البته بخشی از این محدودیت ها در ماه آوریل سال جاری( اواخر فروردین) برداشته شد و به احتمال قریب به یقین اواخر ماه جاری میلادی تصمیم نهایی در این زمینه نیز اتخاذ خواهد شد.
      اما سوالاتی که در اینجا مطرح می شود این است که آیا ژاپن حقیقتا به دنبال خروج از انزوای نظامی و احیای امپراتوری سابق است؟ موضع کشورهای غربی، چین و کشورهای آسیایی و همسایه به این تغییر استراتژی چگونه خواهد بود؟



      به نظر می رسد، لا اقل بخشی از پاسخ این سوال را باید در روحیات خاص ژاپنی ها و در تاریخ این کشور جست و جو کرد.
      در طول تاریخ، برخي آيين ها و اعتقادات خاص مذهبي، همواره زمينه رشد افراط گونه روحيات ملي گرايانه و صد البته نظامي گري ژاپني ها بوده است.
      مقامات نظامي ژاپن به خصوص در دهه30 تحت تاثير فيلسوفي با نام «تويوما» به شدت اعتقاد داشتند كه خداوند ملت ژاپن را برگزيده و يكايك مردم اين كشور موظفند براي ايجاد «ژاپن بزرگ» بكوشند. براساس آيين معروف «شينتوي پاك» نیز امپراتور ژاپن خداي تمام دنيا معرفی شده و ملت ژاپن نيز «مأموريت» دارد سايرين را تحت هدايت بي چون و چراي این امپراتور درآورد.
      بحران شديد اقتصادي دهه 30 ژاپن نیز بر دامنه اين اعتقادات افزود و رشد شديد احساسات ملي گرايانه ايده توسعه ارضي و ايجاد جامعه بزرگ به زعامت ژاپن را در بين توده مردم اين كشور لازم و واجب نشان داد.
      ژاپن با چنین زمینه های تاریخی پس از پایان جنگ جهانی اول توانست یکی از پنج قدرت بزرگ نظامی و صنعتی جهان شده و در «شورای جامعه ملل» آن زمان، صاحب کرسی دائم بود.
      این کشور در همان ماه های نخست جنگ جهانی دوم توانست حدود 50 میلیون کیلومتر مربع از کره زمین(یک ششم جهان) را تحت استیلا و کنترل خود درآورد. اما به دنبال حملات ناجوانمردانه اتمی آمریکا، از حرکت باز ایستاد. البته نباید فراموش کرد، عده ای نیز معتقدند، ژاپن پیش از حمله اتمی آمریکا به این کشور شکست خورده بود و آمریکا با حمله به این کشور خواست هژمونی خود را به جهانیان تحمیل کند.


       
      این کشور به هر حال پس از جنگ جهانی دوم دیگر اجازه داشتن ارتش به معنی مصطلح امروز و اختیارات کامل را نداشت و خود نیز با وضع قوانینی، محدودیت هایی در ابعاد بین المللی حوزه نظامی وضع کرد.

      اما اکنون رشد اقتصادی بالا این کشور را از شرایط اسفناک پس از جنگ جهانی خارج کرده است و شرایطی که این کشور را به انزوای نظامی کشاند، دیگر وجود ندارد!
      پاسخ دومی نیز برای تحلیل چرایی اتخاذ چنین رویکردی از سوی چشم بادامی ها وجود دارد و آن چیزی نیست جز منافع اقتصادی و سیاسی.
      «جان ميرشاير» صاحب نظريه «رئاليسم تهاجمي» می گوید، قدرت‌هاي بزرگ هميشه مترصد فرصتي هستند تا قدرت خود را در برابر رقبا فزوني بخشند. وي سپس جمعيت و ثروت را به عنوان «پايه‌هاي اصلي قدرت نظامي» تعريف و تصريح مي كند چنانچه كشوري داراي اين مولفه ها باشد، فرصت لازم براي خروش مقابل قدرت ها را به دست آورده است.
      با توجه به مولفه هایی که در جامعه امروز ژاپن دیده می شود، هیچ بعید نیست که این کشور واقعا قصد خروش مقابل سایر قدرت‌ها را داشته باشد.

       

      ژاپن اگر چه به لحاظ سیاسی، استقلال لازم را هنوز کسب نکرده و مانند بسیاری از کشورهای غربی دیگر، پیرو سیاست های آمریکا است؛ اما این کشور حداقل در بعد نظامی، تحرکات جدی از خود نشان داده است.
      وجود پایگاه های متعدد نظامی آمریکا در ژاپن، همواره هزینه‌هایی برای توکیو داشته و این کشور با وجود تقاضاهای زیاد مردمی، هرگز نتوانسته آمریکایی ها را از این کشور بیرون کند. این ناتوانی حتی بعضا باعث سقوط رهبران این کشور شده، همان طور که گاهی شعار علیه حضور نظامی آمریکا، باعث روی کار آمدن رهبرانی در این کشور شده است.
      «یوکیو هاتویاما»، نخست وزیر اسبق ژاپن با شعار جمع آوری پایگاه‌های نظامی آمریکا بود که توانست بر رقیب قدرتمند خود پیروز شود. اما همین فرد به دلیل ناتوانی در عمل به وعده انتخاباتی اش، خرداد ماه سال 89 استعفا کرد و جای خود را به «نائوتو کان» داد. «کان» نیز ماه ها جرئت نکرد راجع به پایگاه های آمریکایی که یکی از قدیمی‌ترین و بزرگترین مشکلات مردم کشورش است، صحبتی به میان آورد.
      بنا بر این به نظر می رسد، ژاپن هنوز پیشرفتی را که در حوزه اقتصاد کسب کرده، در حوزه سیاسی به دست نیاورده است.
      «اقتصاد» نیز می تواند یکی از انگیزه های قوی برای ژاپنی ها جهت ورود جدی به عرصه نظامی باشد.
      ژاپن کشوری است که در حوزه اقتصادی جایگاه ویژه ای دارد. تولید ناخالص ملی ژاپن نزدیک به 6 تریلیون دلار و جمعیت این کشور نیز حدود 128 میلیون نفر است. دو فاکتوری که به اعتقاد «میر شایر» برای خروش کافی است!
      همین چند سال پیش بود که خبر رسید، غول خودروسازی آمریکا یعنی جنرال موتورز، جای خود را به تویوتای ژاپن داده است. آمریکا امروز خود یکی از واردکنندگان اصلی محصولات ژاپنی است. ژاپن در عرصه تکنولوژی و تجهیزات الکترونیکی نیز یکی از پیشرفته ترین کشورهای دنیا است.
      کشوری با چنین مختصات اقتصادی و جمعتی طبیعتا نمی تواند خود را محصور نگاه دارد. بنابر این ورود ژاپن به فاز صادرات تجهیزات نظامی را می توان از این منظر به تحلیل نشست.
       
    • توسط karkas
      [align=center]در پی پرتاب دست کم دو موشک از داخل نوار غزه به شهر سدروت، در جنوب اسرائیل، مقامات اسرائیلی می گویند واکنش به این حمله را مد نظر قرار داده اند. [/align]

      [align=center][/align]



      [align=center]از هنگام به اجرا گذاشته شدن آتش بس توسط حماس و اسرائیل در هفته گذشته، این اولین بار است که آتش بس نقض شده است.

      از تلفات این حمله خبری در دست نیست
      جنبش حماس از سایر گروه های فلسطینی خواسته آتش بس را رعایت کنند. گروه فلسطینی جهاد اسلامی مسئولیت پرتاب موشک را به عهده گرفته است.جهاد اسلامی پیشتر تهدید کرده بود که به حمله اسرائیل به ساحل غربی پاسخ خواهد داد.
      در جریان این حمله نیروهای اسرائیلی به ساختمان یک خوابگاه دانشجویی در شهر نابلس در ساحل غربی یورش برده و دو فلسطینی را به قتل رساندند.
      یکی از کشته شدگان از اعضای گروه فلسطینی جهاد اسلامی بود.
      طبق گزارش های محلی، دومین مقتول پیکارجو نبوده و صرفا یک دانشجو بوده است.
      ارتش اسرائیل می گوید هر دو فلسطینی مسلح بوده اند.
      به گفته ارتش اسرائیل طارق ابوقالی که به جهاد اسلامی تعلق داشته در حال برنامه ریزی برای انفجار بمب بوده ودر اتاقش اسلحه و مواد منفجره کشف شده است.
      خبرگزاری رسمی فلسطینیان اعلام داشته که چندین گلوله به هر دو فلسطینی اصابت کرده و یکی از قربانیان را با شلیک گلوله به سرش از فاصله نزدیک، کشته اند.
      یک سخنگو، اسرائیل را مسئول نقض آش بس دانست و گفت سربازان اسرائیلی همچنین به سوی ماهیگیران فلسطینی در آب های نزدیک به سواحل غزه تیراندازی کرده بودند.
      آتش بسی که بر سر آن توافق شده بود رسما تنها شامل غزه می شود ولی گروه های فلسطینی درخواست کرده بودند که این آتش بس شامل ساحل غربی نیز بشود.
      [/align]

      منبع : بی بی سی

      این هم از دوستی خاله خرسه
      icon_cool
    • توسط sina12152000
      در مورد جنگ اول خليج فارس و جنگ دوم كه منجر به سرنگوني صدام شد در تاپيك هاي مختلف بصورت پراكنده بسيار گفته شده است. بررسي رفتار سياسي آمريكا در قبال عراق و پرونده سازي هايي كه آن زمان بر عليه اين كشور انجام داد و نيز جنگ رواني و در نهايت حمله تمام عيار آمريكا به عراق داراي نكات مهمي است كه مي تواند شناخت ما را از دشمن هميشگي مان بيشتر كند. قطعا روش كار آمريكا با ايران نسبت به رفتار آن زمان آمريكا با عراق تفاوت اساسي نخواهد داشت در اين تاپيك من پيشنهاد مي كنم با كمك دوستان ابتدا از اينجا شروع كنيم كه : نطفه جنگ اول آمريكا با عراق از كي بسته شد ؟ آيا صرفا دليل حمله عراق به كويت مي توانست بهانه اي براي حمله آمريكا باشد ؟ چرا آمريكا تصميم گرفت صدام را كه خود پرورده بود سرنگون كند؟ نقش اسراپيل در اين ميان چيست ؟ چرا ارتش عراق كه تجربه 8 سال جنگ + جنگ اول خليج را داشت براحتي در مقابل آمريكا و متحدانش تسليم شد؟ آيا نسخه عراق براي ايران هم قابل پيچيدن است؟ و ده ها سوال ديگر كه در مورد اين دو جنگ قابل پرسيدن است؟ از دوستان مي خواهم كه با شركت در اين بحث به شفاف شدن موضوع كمك كنند.
    • توسط aminor
      بسم الله الرحمن الرحیم
       
      منفک شده از تاپیک تحولات یمن
      1399/11/09
       
      تاپیکهای مرتبط با محوریت حمله به آرامکو
      UAV kent 2.0 concept: عملیات تن ماهی
      سپر صحرا : بررسی شبکه دفاع هوایی ارتش عربستان سعودی
       
       
       منابع یمنی : شلیک موشک قاهر1 به شرکت نفت آرامکو در جیزان عربستان
       

       

  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.