karkas

تانک اصلی میدان نبرد M-60 ( تمامی گونه ها )

امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

با سلام

در این تاپیک می خوایم در مورد تانک پیشرفته اسرائیل و ترکیه که یک محصول مشترک هست یک سری اطلاعاتی مختصری بگذاریم .
تانک پیشرفته M60T که بیشتر به نام Sabra Mk.III شناخته می شه به دو نمونه مختلف تقسیم می شه که نوع اول این نمونه تانک ها به نام M60 Patton MBT هست که نوع M60T یک نمونه پیشرفته تر و بهینه سازی تر از نمونه اول خود هست که البته این برنامه برای نیروی زمینی ترکیه آماده تولید و طراحی شده بود .
مهندسین صنایع نظامی ترکیه با بهره گیری از تانک M60A1 و با بهره گیری از موتور و سلاح ها و توپ بهتر به طراحی این تانک دست پیدا کردند و اون رو برای مرحله تولید به اسرائیل تحویل دادند . این تانک به یک توپ 12.7mm M85 کوچیک و یک توپ 120mm مجهز هست . برنامه ساخت این تانک به وسیله اسرائیل در سال 2006 شروع شد و جالب هست که بدونید این همکاری ها و این تبادل اطلاعات و هزینه های ساخت این نوع تانک هزینه ای به مقدار 688 میلیون دلار رو بر دوش ترکیه گذاشت . البته این تانک به خاطر ویژگی های خاصی که داره و به خاطر اینکه می توان در اون بهینه سازی های بیشتری انجام داد در حال حاضر در اسرائیل به در مراحل آزمایشی هست و به گفته منابع تا سال 2009 این تانک آمده می شه برای خدمت .
تصویر

وزن : 59 تن
طول : 6.95 m
عرض : 4.05 m
ارتفاع : 3.37 m
سرنشینان : 3 نفر
قابل ذکر هست که این تانک به سلاح های Classified, Steel/Laminate armour و به یک توپ 125 م.م مجهز هست . سلاح های دیگه ای که در این تانک قابل استفاده هستند از قبیل :
7.62 mm M240 Coaxial weapon
7.62 mm MG3A1 Machine gun
12.7 mm M85 Machine gun
60 mm internal mortar هستند .
موتور این تانک MTU 881 KA-501 turbo هست . قابل توجه هست که این تانک می تونه 450 کیلومتر رو بدون سوختگیری طی کنه و حداکثر سرعت این تانک 55 کیلومتر در ساعت هست .
تصویر
تصویر
نوع دوم این که در موردش نوشتیم M60 نام داشت که ساخت کشور آمریکا هست که اطلاعات در مورد این تانک زیاد در دست ندارم و اگر کاربران لطف کنند شاید بشه این مقاله رو کامل کرد .
هزاران نوع از این تانک هم اکنون در کشور های مختلفی در حال خدمت هست و گفتنی هست که این تانک به خاطر امکانات فراوان جزو تانک های پیشرفته قرار می ده . این تانک شباهت هایی هم به تان آبرام داره که به خاطر تجهیزات اون هست . این تانک به یک توپ 120 م.م مجهز هست البته در زمینه سلاح اصلی .
البته فکر کنم ایران هم از این نمونه تانک داشته باشه . این تانک قابلیت حرکت در آب رو هم داره .
تصویر
وزن : 55.6 تن
طول : 9 متر
عرض : 3.77 متر
ارتفاع : 2.87 متر
سرنشینان : 4 نفر
سلاح اصلی : یک توپ 120 م.م
سلاح ها : x 7.62 (0.3in) MGs and 1 x 12.7mm (0.50in) MG .
موتور : GLDS AVDS-1790-9A V-12 diesel
895.5 kW (1200 hp) .
این تانک می تونه 430 کیلومتر رو بدون سوختگیر طی کنه که حد اکثر سرعت اون 55 کیلومتر در ساعت هست .
این هم دو فیلم از طرز کار این تانک .
http://www.youtube.com/watch?v=q0paC4cOgTU


http://www.youtube.com/watch?v=5ep5jM9P7lg


تصویر


موفق باشی . icon_cheesygrin

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
تشكر دوست من.
فقط يك نكته رو توجه كن كه بايد كلمه Armor رو زره معني كني.

قابل ذکر هست که این تانک به سلاح های Classified, Steel/Laminate armour

موفق باشي icon_cheesygrin

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

سلام خدمت همه دوستان عزیز

ابتدا از مدیریت سایت ، آقا سعید به خاطر فعال کردن مدیریت بنده تشکر میکنم.

در این تاپیک به بررسی تانک SABRA ساخت اسراییل میپردازیم
این تانک پیشرفته از همان ابتدایی که تانک مرکاوا وارد به خدمت شد به عنوان تانکی که بتواند کار مراقبت از تانک مرکاوا و کمک به آن را انجام دهد ، در تل هاشومر اسراییل به تولید رسید. این تانک زمانی به تولید رسید که تانکهای M60-MBT-S این رژیم قدیمی و فرسوده شده و دیگر توان شرکت در نبردها را نداشت. این تانک ساخته شد تا خلا ناشی از این نقص را تا روی کار آمدن تانک مرکاوا را پوشش دهد. پس از روی کار آمدن مرکاوا ، تولید این تانک همچنان ادامه یافت. به صورتی که تاکنون هم تولید آن ادامه یافته است و هم اکنون در ارتش اسراییل کار کمک به مرکاوا را انجام میدهد.
سلاح اصلی این تانک یک توپ 120 میلیمتری (SMOOTHBORE) است که ساخت اسراییل بوده و دقیقا همان توپی است که بر روی تانک MERKAVA-MK3 نصب شده است. این توپ از نظر کیفیت ساخت و عمر مفید بسیار سرتر از لوله توپهای 105 میلیمتری تانکهای M-60 آمریکایی میباشد. عمر مفید این لوله توپ 5100 گلوله است. به این معنی که پس از اینکه تانک 5100 گلوله توپ را شلیک کرد ، میبایست لوله آن تعویض شود. این توپ با 42 گلوله لود میشود.
از دیگر تسلیحات این تانک میتوان به یک مسلسل 7.62 میلیمتری خودکار ، موازی توپ اصلی (CO-AXIAL) و یک مسلسل 7.62 میلیمتری دیگر بر روی برجک با قابلیت چرخش مستقل ، جهت درگیری با افراد پیاده دشمن و همچنین یک مسلسل 12.7 میلیمتری که هم برای درگیری با اهداف زمینی و همچنین اهداف هوایی کاربرد دارد.
مسلسلهای 7.62 میلیمتری در مجموع با 3230 گلوله و مسلسل 12.7 میلیمتری با 980 گلوله لود میشود.
از دیگر ویژگیهای این تانک پیشرفته قابلیت نصب یک لانچر موشک انداز SPYKE اسپایک با 6 موشک بر روی برجک این تانک میباشد که از آن برای انهدام مستقیم تانکهای دشمن استفاده میشود. مهمات این تانک از نوع استاندارد 120MM ناتو میباشد.
سیستم مسافت یاب لیزری این تانک بر پایه CC – 2 توسعه یافته است.
این تانک در مجموع چهار خدمه دارد که عبارتند از: راننده – فرمانده – افسر تسلیحات – توپچی. راننده در سمت چپ تانک قرار میگیرد و فرمانده نیز در مرکز و در کنار توپچی قرار میگیرد. این تانک مجهز به یک پریسکوپ دیجیتالی 850F میباشد که در سخت ترین شرایط احاطه کامل خدمه تانک بر محیط اطراف خود را تضمین میکند. این پریسکوپ مجهز به یک گردگیر و گرمکن اتوماتیک است که در صورتیکه لنز پریسکوپ گرد و خاکی شود یا بخار بگیرد فورا به طور اتوماتیک آنرا تمیز میکند.
سیستم کنترل آتش این تانک مجهز به یک سیستم مکان یاب ماهواره ای GPS بوده و بر روی یک مانیتور LCD نمایش داده میشود.
این تانک مجهز به سیستم هشدار دهنده قفل لیزری میباشد که در صورت هدفگیری شدن تانک توسط سلاحهای لیزری دشمن (مثل AT-14) بلا فاصله به خدمه هشدار را میدهد و به صورت اتوماتیک خمپاره های دودزای 60 میلیمتری را برای استتار تانک پرتاب میکند.
این تانک به واسطه سیستم تعلیق دوگانه خود(این تانک دارای دو سیستم تعلیق میباشد 1- هیدرولیک واسکازین 2- پانارد) میتواند در میدان نبرد به خوبی از پس موانع و عوارض طبیعی ناهموار بر بیاید و مانورهای سنگینی را به اجرا گذارد.
موتور این تانک از نوع AVDS – 1790 – 5A ساخت مشترک شرکتهای دیترویت دیزل آمریکا و MTU آلمان میباشد. قدرت این موتور 900 اسب بخار میباشد.
شاسی اصلی تانک هم از نوع COUPE میباشد که برای تعادل هرچه بهتر تانک از نو طراحی شده است.
زره این تانک از نوع واکنشگر (REACTIVE) است که دارای مواد منفجره مخصوصی است که کار انهدام راکتها و موشکهای ضد تانکی که به سمت تانک شلیک میشود را بر عهده دارند و از ترکیب مواد کامپوزیتی ساخته شده است. زره توسط پین های مخصوص فوجینگی(سنتر بولت) به بدنه تانک متصل میشود و در صورتیکه زره صدمه ببیند به راحتی و به سرعت میتوان زره را تعویض کرد. ضخامت زره این تانک در قسمت جلویی آن 620 میلیمتر است.
از دارندگان این تانک پیشرفته میتوان به اسراییل و ترکیه اشاره کرد. ترکیه در اوایل سال 1999 سفارشی معادل 170 دستگاه از این تانک پیشرفته را به اسراییل داد که تمامی 170 دستگاه در سال 2005 تحویل ترکیه گردید. تانکهای تحویلی ترکیه تفاوتهایی با نمونه های اصلی دارند. موتور SABRA های ترکیه از نوع MTU – 881 ساخت شرکت MTU آلمان بوده و دارای 1200 اسب بخار قدرت میباشد. همینطور سیستم تعلیق دوگانه آن به ترتیب عبارتند از: 1- هیدرولیک واسکازین 2- بادی.



مشخصات کلی تانک پیشرفته SABRA ساخت اسراییل



نوع: MBT (MAIN BATTEL TANK)
خدمه: 4 نفر
طول(با احتساب لوله توپ ) : 9.43 متر
عرض: 3.63 متر
ارتفاع: 3.05 متر
تسلیحات: توپ اصلی 120 میلیمتری با 42 گلوله آماده شلیک / یک مسلسل (CO – AXIAL) 7.62 میلیمتری و یک مسلسل 7.62 میلیمتری با قابلیت چرخش مستقل از برجک لود شده با 3230 گلوله / یک مسلسل 12.7 میلیمتری با قابلیت شلیک به سمت اهداف هوایی و زمینی لود شده با 980 گلوله
وزن رزمی: 55 تن
میزان حرکت توپ اصلی به صورت عمودی: از 9- درجه تا 20+ درجه
میزان حرکت توپ اصلی به صورت افقی: 360 درجه
نوع زره : REACTIVE
موتور:Turbocharge AVDS-1790-5A diesel محصول مشترک دیترویت دیزل آمریکا و MTU آلمان. ( نمونه های ساخته شده برای ترکیه از یک موتور MTU – 881 ساخت شرکت MTU آلمان باقدرت 1200 اسب بخار استفاده میکند)
قدرت موتور: HOURS POWER 900
نوع سیستم تعلیق: واسکازین هیدرولیک و پانارد
کشورهای دارنده: اسراییل 830 دستگاه / ترکیه 170 دستگاه


http://gallery.military.ir/albums/userpics/normal_sabra_0_%284%29.jpg



http://gallery.military.ir/albums/userpics/normal_sabra_0_%283%29.jpg




http://gallery.military.ir/albums/userpics/normal_sabra_0_%282%29.jpg




http://gallery.military.ir/albums/userpics/normal_sabra_0_%281%29.jpg




http://gallery.military.ir/albums/userpics/normal_sabra_0.jpg






انشاالله مورد توجه قرار گرفته باشد
گرد آوری ، ترجمه و تدوین: DASHALI استفاده از مطالب با ذکر عنوان سایت میلیتاری و نام مترجم بلامانع است.
کلب آستان علی
العبد داش علی

  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
دستت درد نکنه علی جان امیدوارم از مرکاوا در نبرد بهتر نباشه! icon_cool

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
علی جان عالی بود و مدتها بود که بخاطر سفر زیارتی ازت بی خبر بودیم و جات تو سایت خالی بود. راستی اول بگم که اکانت ایمیج کیو شما حذف شده و عکسهای تاپیک آشنایی با موتور تانک بالا نمیاد! لطفا عکسها رو به گالری سایت آپلود کنید. icon_cool اما درباره تانک صبری باید گفت به نظر من توان رزمی قابل قبولی نداشته و از برد شلیک و مقاومت زره اندکی برخوردار است! استفاده صرف از زره واکنشگر باعث یک ضعف مقاومتی در این تانک شده و هر چند وزن آنرا کاسته و باعث افزایش قدرت تحرک گشته ولی زره واکنشگر به تنهایی توان دفع ضربه ناشی از گلوله های انرژی شیمیایی و جنبشی را ندارد. 620 میلیمتر زره در مقیاس RHA تنها با یک شلیک گلوله BK-27 از توپ 125 میلیمتری تانک T-72 از فاصله 2500 متری متلاشی میشود! قدرت نفوذ این گلوله انرژی شیمیایی (HEAT) از فاصله 2000 متری تا 800 میلیمتر است! در برابر گلوله های انرژی جنبشی هم کاملا ناتوان بوده و بدلیل اینکه زرههای واکنشگر معمولا در برابر گلوله های انرژی جنبشی نصف مقاومت خود در برابر گلوله های انرژی شیمیایی مقاومت دارند میتوان مقاومت زره این تانک را در برابر گلوله های APFSDS تنها در حدود 300 الی 350 میلیمتر تخمین زد! از این بعد نیز گلوله 125 میلیمتری BM-42M تانک T-72 با توان نفوذ تا 630 میلیمتر از 2000 متری در زرههای کمپوزیتی حداقل سه برابر توان مقاومتی زرهی تانک صبری قدرت نفوذ و تخریب دارد! به کارایی مفید نارنجکهای دودزای 60 میلیمتری هم شک دارم. به نظرت نارنجکهای 81 میلیمتری پوشش بهتری نمیدن؟
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
علی جان بسیار عالی بود. دستت درد نکنه. مفید بود.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
میگم این لکنته تو جنگ 33روزه بوده انگار!! من چند تا عکس دیدم از انهدامش بعد گفتم اه این که مرکاوا نبود پس چی بود؟؟ یکیشم یه عکس معروفه که اونو رو لوله انداختن پایین :mrgreen:

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
دست شما درد نکنه. :mrgreen: یه سوال منظور از زره واکنشگر چیه؟ و عملکرد این زره چه‌جوریه؟

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
ممنون داش علی.
در سایتهای مختلف (مثلا فاس و ویکیپدیا) از این تانک به عنوان به روز رسانی شده تانکهای ام-60آ1 ارتش ترکیه و رژیم صهیونیستی با همکاری یکدیگر نام برده شده نه یک تانک مستقل چیزی مثل سفیر-74 که تانک تی-54 بروز رسانی شده هست. البته بطور کامل این بروز رسانی انجام شده و انصافا چیزی کمتر از تولید یک تانک جدید نداره.
http://www.fas.org/man/dod-101/sys/land/row/sabra.htm
http://en.wikipedia.org/wiki/Sabra_(tank)

زره این تانک از نوع واکنشگر (REACTIVE) است که دارای مواد منفجره مخصوصی است که کار انهدام راکتها و موشکهای ضد تانکی که به سمت تانک شلیک میشود را بر عهده دارند


گفته میشه که یکی از خطرناک ترین روشها برای مقابله با موشکهای ضد تانک هست و بیشترین صدمه رو به نیروهای پیاده خودی که همراه تانک در حال پیشروی هستند میزند.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
مطلب خوب و جالبي بود.مدتها بود كه از مطالب خوب شما بي نصيب بوديم. راستي زيارت قبول. :mrgreen:

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
با تشكر از داش علي عزيز

منظور از زره واکنشگر چیه؟ و عملکرد این زره چه‌جوریه؟

به اون زره هاي آجر مانند و مكعب شكل روي تانك، زره واكنشگر مي گن كه خودش به چند نوع تقسيم مي شه،که معروفترین و رایج ترین اون ها زره های واکنشگر انفجاری(ERA) هست.عملکردش به این صورت هست که روی این زره ها با یک لایه (که معمولا آهن هستش) پوشیده شده و اصطلاحا بهش می گن Face Plate.درون این فیس پلیت ها یک لایه مواد منفجره کار گذوشته شده که به این هم اصطلاحا می گن Explosive Liner که وقتی یه پرتابه ای به این زره می خوره باعث از بین رفتن پرتابه و کاهش آسیب رسیدن به تانک می شه.این زره ها برای تقویت نقاطی از تانک که ضعف حفاظت دارن،گزینه ی خوبی هست و خصوصا در برابر Shaped Charge ها قابلیت های خوبی داره.اما مطابق عملکردش،واضح هست اگه چند ضربه دقیقا به یک نقطه برخورد کنه،اون وقته که دیگه نمیشه کاری کرد.
یکی از نکات منفی این نوع زره ها هم همانطور که دوستمون GRIPEN گفتن،خطرناک بودنش هست و سربازای خودی به هیچ وجه نباید نزدیک تانک هایی که زره واکنشگر انفجاری دارن،پیشروی کنند،چون کوچکترین برخوردی به این زره ها باعث پرتاب شدن تعداد زیادی ترکش در محیط می شه و می تونه تلفات خطرناکی روی دست نیروهای خودی بذاره.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
سلام خدمت دوستان؛ ببخشید که پا برهنه می پرم وسط! :mrgreen: بنده راجب :!: ادوات زرهی تخصص زیادی ندارم ولی گمان می کنم زره واکنشگر با اصابت اشیا به اون به طرف خارج منفجر می شه و یک جورایی انرژی وارده رو به بیرون دفع می کنه! لطفا تصحیح کنید اگر اشتباه است. با تشکر

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
علی جان ممنون از توضیحی که دادی. دوستان برای آشنایی بیشتر به لینک زیر رجوع کنند. http://en.wikipedia.org/wiki/Explosive_reactive_armor لیچ، زره واکنشگر باید به طرف بیرون و با زاویه اصابت گلوله منفجر شود تا اثر آنرا خنثی کند. نحوه عمل آن خیلی ساده بوده و از اصل بردارهای برآیند استفاده میکند. اگر نیروی حاصل از انفجار زره در راستا و قدرت کافی باشد بردار برآینده این نیرو و نیروی وارده از گلوله به جهتی خارج از بدنه تانک میباشد و تانک منهدم نمیشود.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط bmyazdani
      تانک رزمی چلنجر 2


      Challenger 2 Main Battle Tank


      تانک چنلجر2 جدید ترین تانک زراد خانه ارتش انگلستان بحساب می آید که جایگزین سری تانک های چلنجر1 این کشور شده است.زره چابهام نسل جدید این تانک شهرت فراوانی دارد و در نتیجه مقاومت زیاد این زره، این تانک لقب مقاوم ترین تانک ناتو را یدک می کشد. تانک چلنجر2 علاوه بر ارتش انگلستان در ارتش عمان نیز عملیاتی است.
      طراحی و ساخت تانک چلنجر نخستین بار توسط کارخانجات اسلحه سازی سلطنتی انگلستان (ROF) انجام شد.
      طراحی تانک چلنجر نتیجه سفارشی از سوی ایران برای ساخت نمونه ی بهسازی شده ای از تانک چیفتن با نام پروژه ی شیر ایران بود. پس از درخواست ایران مبنی بر ساخت تانکی پیشرفته مشابه تانک چیفتن که در ارتش آن کشور در حال خدمت بود، کارخانجات اسلحه سازی سلطنتی انگلستان کار ساخت تانک را بصورت دو پروژه مجزا با مشخصه های FV4030/2(شیر1) و 4030/3(شیر2) آغاز کرد.اما در پی سقوط رژیم شاهنشاهی ایران عملاٌ سفارش ساخت این تانک از سوی ایران منتفی گردید. ظاهراٌ روند ساخت تانک جدید متوقف شده و پایان یافته بود ولی بعد ها وقایعی به وقوع پیوست که روند ساخت تانک را مجدداٌ احیا نمود.پس توقف پروژه ی مشترک تانک MBT-70 بعلت مشکلات مالی، ارتش انگلستان که به نتایج این پروژه بسیار امیدوار بود تصمیم گرفت تا پروژه تانک شیر ایران را از کارخانجات اسلحه سازی سلطنتی خریداری کند و آن را به عنوان گزینه ی اصلی خود برای ساخت یک تانک رزمی جدید ادامه دهد. با خرید این پروژه از سوی ارتش انگلستان این پروژه به پروژه چلنجر تغییر نام داد.
      تانک چلنجر1 دارای یک طراحی انقلابی بود که در آن از جدیدترین فناوری های نظامی عصر خود استفاده شده بود. یکی از معروفترین این فناوری ها زره چابهام بود که حفاظت به مراتب بیشتر از دیگر تانک ها به تانک چلنجر می بخشید. این زره هموژن نورد خورده (RHA) که ساختار آن بسیار پیچیده و محرمانه بود آنقدر پر قدرت بود که بعد از آن بعنوان استانداردی برای سنجش مقاومت زره دیگر تانک ها استفاده گردید. لازم به ذکر است که این زره در پروژه های دیگری همچون تانک آبرامز ایالات متحده نیز به کار گرفته شد که این امر توانایی بالای آن را ثابت می کند. اما زره خوب بتنهایی عامل برتری یک تانک رزمی به حساب نمی آید. این ادعا در مورد تانک چلنجر دقیقاٌ به اثبات رسید. در سال 1987 میلادی و طی رقابت زرهی اترش کانادا برای خریداری یک تانک زرمی جدید، تانک چلنجر در مقایسه با دیگر رقبای غربی اش آنچنان عملکرد وحشتناکی از خود بجا گذاشت که ارتش انگلستان نیاز خود را به یک تانک رزمی جدید را مطرح کرد. طی مراحل سنجش تانکهای رزمی شرکت کننده در مناقصه، تانک چلنجر1 در بین دیگر تانک های شرکت کننده بیشترین اصابت مستقیم در اثر گلوله ی دشمن را ثبت کرد که این امر مصیبت بار بود.این نقص به همراه سیستم های کنترل آتش و هدف یابهای ضعیف تانک باعث شد تا این تانک در بین دیگر رقابایش کند ترین سرعت آتش را داشته باشد.بدین ترتیب تانک چلنجر1 در انتهای جدول رده بندی تانک های رزمی شرکت کننده قرار گرفت. بعلت این حضور ضعیف، پیشنهاد ها به سوی بکار گیری ویژگی های منحصر به فرد تانکهای آبرامز ایالات متحده،لکلرک فرانسه و لئوپارد2 آلمان منعطف شد. سر انجام بخش طراحی سیستم های دفاعی شرکت ویکرز طراحی جدیدی از تانک را با نام چلنجر برگزید.اگرچه نام تانک جدید مشابه تانک قبلی بود ولی این تانک تنها چهار درصد با تانک قبلی وجه تشابه داشت و 150 مورد عملیات بهسازی بر روی آن انجام گرفته بود.
      علیرغم همه ی این مشکلات تانک چلنجر1 در نبردهایی همچون جنگ خلیج فارس و نبردهای بالکان بکار گرفته شد و عملکرد قابل قبولی در مقابل نمونه تانک های بلوک شرق از خود بر جای گذاشت. طی جنگ خلیج فارس 180 دستگاه تانک چلنجر1 به عربستان سعودی منتقل شد و در خطوط مقدم نبرد بکار گرفته شد. مقامات ارتش انگلستان ادعا کرده اند که واحدهای زرهی ارتش انگلستان توانسته اند تا 300 دستگاه خودروهای زرهی عراقی را بدون آسیب دیدگی حتی یک تانک چلنجر1 نابود نمایند.همچنین تانک چلنجر1 طی جنگ خلیج فارس از خود رکوردی بر جای گذاشت که در تاریخ نظامی تانکهای رزمی بی نظیر بوده است. این تانک موفق شد تا از فاصله چهار هزار متری یک دستگاه تانک عراقی را هدف قرار داده و منهدم نماید. لازم به ذکر است که تانک چلنجر1 در راستای ماموریت صلح بانی در بوسنی نیز بکار گرفته شده است. از سال 1998 روند جایگزینی تانک چلنجر1 با مدل بهسازی شده ی آن یعنی چلنجر2 آغاز گردید و تا سال 2002 میلادی به اتمام رسید.

      روند طراحی تانک چلنجر2 در آگوست 1989 میلادی به اتمام رسید و در فوریه سال 1990، اولین نمونه آزمایشی آن تکمیل گردید. در این نمونه ی آزمایشی ، از جدید ترین فناوری آنزمان استفاده شده بود.در اوایل آگوست سال 1990 هفت دستگاه نمونه آزمایشی و پس از آن دو دستگاه دیگر آماده گرید.از نه دستگاه نمونه آزمایشی، هفت دستگاه آن در لیدز و دو دستگاه دیگر در نیوکاسل ساخته شدند. همچنین یک برجک اضافی در لیدز ساخته شد تا از آن برای آزمایشات شلیک و اثر برخورد گلوله ی دشمن بر روی زره استفاده شود. این نمونه های آزمایشی از جهاتی با یکدیگر تفاوت داشتند ولی در همه ی آنها 156 مورد بهینه سازی انجام شده بود.عملیات بهسازی طوری طرح ریزی شده بود تا امکان انجام برخی از این بهسازی ها بر روی تانکهای چلنجر1 در محلهای نگهداری آنها امکانپذیر باشد.

      شرکت سیستمهای دفاعی ویکرز که در آنزمان مسئولیت پروژه را بر عهده داشت در سپتامبر سال 1990 تانک چلنجر2 را در معرض نمایش گذاشت. (لازم به ذکر است که بعد ها سرکت بی ای ایی سیستمز با خریداری شرکت ویکرز مسئولیت پروژه راعهده دار شد).

      پس از بررسی های انجام شده از سوی ارتش سلطنتی انگلستان این تانک برای خدمت در ارتش مناسب تشخیص داده شد. در ژوئن سال 1991 میلادی دولت انگلستان درخواست خرید 127 دستگاه تانک چلنجر 2و 13 دستگاه تانک آموزشی به ارزش 520 میلیون پوند را ارائه کرد.در سال 1993 تولید تانک در کارخانجات ویکرز در لیدز آغاز شد و اولین مرحله ی سفارش در جولای سال 1994 آماده تحویل گردید. در 16می سال 1994 ارتش انگستان آزمایشات تکمیلی تانک چلنجر2 را آغاز کرد. پس از اتمام آزمایشات متفاوت مقامات ارتش از عملکرد تانک ابراز رضایت کردند.در جولای سال 1994 وزارت دفاع انگلستان سفارش دیگری را برای خرید تانک ارائه کرد. این سفارش که ارزش آن بالغ بر یک میلیارد و دویست میلیون پوند بود شامل 259 دستگاه تانک چلنجر2،نه دستگاه آموزشی بعلاوه ی پشتیبانی آموزشی و لجستیکی میشد.فرآیند تولید از همان سال آغاز شد.
      تولید تانک در کارخانجات لیدز تا سال 1999 به اتمام رسید ولی کار تولید در نیوکاسل همچنان ادامه پیدا کرد تا آنکه در سال 2002 آخرین سری از تانکهای تولید شده نیز به ارتش انگلستان تحویل داده شد.در سال 1993 سلطان نشین عمان هجده دستگاه تانک چلنجر2 را سفارش داد و در سال 1997 سفارش خدید بیست دستگاه تانک دیگر را ارائه کرد. ارزش این معاله 240 میلیون پوند برآورد شده است.


      در سال 1999 وزارت دفاع انگلستان تایید کرد که تانک چلنجر2 توانسته است طی سخت ترین آزمایشات مطابق شرایط میدان نترد بهتر از هرتانک دیگری در سراسر جهان به اهداف مورد نظر دست یابد.با این حال برخی از کارشناسان مسائل نظامی معتقد بودند که این ادعا بیشتر بمنظور بازاریابی برای فروش تانک مطرح شده است. با روشن شدن جزئیات بیشتری از این آزمایشات، توانمندیهای تانک چلنجر2 بر همه گان آشکار گردید و از آن بعنوان یکی از بهترین تانکخای رزمی تام برده شد.

      جزئیات از این قرار بود:
      یک اسکادران مرکب از از دوازده دستگاه تانک چلنجر2 که خدمه ی آنها گلچینی از بهترین و با تجربه ترین پرسنل ارتش انگلیس بودند، موفق شدند تا آزمایشات زرهی تکمیلی واحدها موسوم بهATDU را با موفقیت به اتمام برساند.این اسکادران با پوشش دادن 5040 کیاومتر طی 84 نبرد شبیه سازی شده و شلیک 2856 گلوله از انواع مختلف مهمات 120 میللیمتری و 84000 گلوله ی کالیبر 7.62 میلیمتری مسلسل کار خود را به اتمام رساند. هر روز نبرد شبیه سازیس شده 33 کیلومتر پیشروی در زمینهای ناهموار، 27 کیلومتر حرکت در سطوح جاده ای و شلیک 34 گلوله ی توپ 120 میلیمتری و 1000 گلوله مسلسل موازی با توپ اصلی را شامل میشد.

      این آزمایشات اعتبار از دست رفته ی تانک چلنجر را به آن بازگرداند ولی با این حال در بازار فروش جهانی توفیق چندانی نصیب تانک نشد.علیرغم آزمایش تانک توسط کشورهای قطر ، عربستان سعودی و یونان هیچکدام از انی کشورها تمایلی به خرید تانک چلنجر2 از خود نشان ندادند. علت این امر رقابت فشرده در بازار جهانی و حضور رقبای سرسختی همچون سری تانکهای ابرامز ، لئوپارد2 ولکلرک بود. بدین ترتیب عمان به عنوان تنها مشتری خارجی تانک چلنجر2 باقی ماند و آخرین سری از سفارشات عمان در سال 2001 میلادی به ارتش آن کشور تحویل داده شد.

      بدنه تانک چلنجر2 از سه بخش تشکیل شده است: اتاقک راننده که در جلوی بدنه قرار دارد، بخش فرماندهی و کنترل که در برجک قرار گرفته و بخش موتور که در انتهای بدنه قرار دارد.بدنه و قطعات موتوری تانک چلنجر1 در تانک چلنجر2 نیز مورد استفاده قرار گرفته است که علت آن کارایی بالای آنها بوده اما برجک تانک کاملاٌ از طراحی تازه ای بهره می برد و با تانک قبلی تفاوت دارد.برجک تانک به زره چابهام نسل دوم مجهز شده است. این زره از ساختار محرمانه ای مرکب از لایه های سرامیک مخلوط در داخل زره فولادی تشکیل شده است و به آن زره ساندویچی نیز گفته می شود.این زره جدید به شدت مقاوم است و در مقابل سلاحهای هدایت شونده ی ضد تانک (ATGM) و مهمات انفجاری شدید ضد تانک (HEAT) که به خرجهای شکلدار مجهزند، از تانک مخوبی محافظت مینماید. علاوه بر تانک چلنجر، در تانک ابرامز ایالات متحده نیز ازفناوری این نوع زره استفاده شده است.برجک تانک توسط یک سیستم گرداننده الکتریکی حرکت میکند و در آن از سیستم الکترو هیدرولیکی استفاده نشده است.
      تانک چهار نفر خدمه دادر که عبارتند از:فرمانده، راننده، توپچی، و گلوله گذار.علت استفاده از چهار نفر،بالا بردن قابلیتهای رزمی و توان درگیری بیست و چهار ساعته تانک بوده است زیرا در اینگونه ماموریتهای سنگین تعداد نفرات تاثیر گذار خواهد بود (لازم به ذکر است که تانکهایی همچون لکرک یا T-72 از سه خدمه استفاده می کنند که این امر موجب افزایش خستگی روحی و جسمی نفرات در ماموریتهای طولانی خوهد شد).

      اتاقک راننده به یک پریسکوچ غیر فعال (PDP) مجهز اشت. این پریسکوچ از یک سیستم تقویت کننده تصاویر بهره میبرد در نتیجه حرکت در شب برای راننده امکان پذیر شده است. در نتیجه استفاده از این سیستم ها تانک میتواند در شب با سرعتی معدل سرعت روز خود حرکت کند و از وسایل روشنایی خارجی نیز استفاده ننماید.
      جایگاه فرمانده ی تانک که در سمت راست برجک واقع شده به هشت عدد پریسکوپ با قابلیت پوشش 260 درجه ای مجهز است. در زیر هر پریسکوچ کلید قرمز رنگی تعبیه شده است که در صورت فشار دادن آن برجک به سرعت با پریسکوپ هم سو خواهد شد.فرمانده تانک به یک هدف یاب متعادل با میدان دید وسیع به نام
      VS580-10 مجهز می باشد یک مسافت یاب لیزری نیز در آن تعبیه شده است.این هدفیاب قادر است تا دامنه +35 الی -35 درجه عمودی را پوشش دهد. کار طراحی و ساخت این هدف یاب را شرکت ساژم بر عهده داشته است.
      جایگاه توپچی که در جلوی فرمانده قرار دارد به یک سیستم تصویر ساز حرارتی مجهز است که شرکت تیلز اپتروسیس سازنده ای آن است. این سیستم که از حسگر UKTICM2 استفاده مینماید امکان دید در شب را برای توپچی فراهم کرده است. تصویر حرارتی با بزرگنمایی 4 الی 11.5 برابر در هدفیاب ها و نیز نمایشگرهای دیجیتالی فرمانده و توپچی تانک قابل رویت است.
      توپچی تانک به یک هدفیاب اصلی متعادل مجهز است که از یک مجرای نشانه روی بصری، یک مسافت یاب لیزری چهار هرتزی با دقتی در حدود 5 متر و بردی بین 200 الی 10000 مترو همچنین یک صفحه نمایش تشکیل شده است.کار طراحی این هدفیاب نیز توسط شرکت تلیز اپتروسیس انجام شده است.علاوه بر هدفیاب اصلی، تانک به یک هدفیاب فرعی نیز مجهز است که بصورت موازی با توپ نصب شده است تا در صورت نیاز توسط توپچی مورد استفاده قرار گیرد.خدمه گلوله گذار نیز به یک پریسکوپ روزانه مجهز است و در صورت نیاز می تواند از آن استفاده نماید.

      تانک چلنجر2 به یک سیستم کنترل آتش دیجیتالی ساخت شرکت جنرال داینامیکس کانادا(سابقا شرکت کامپیوتیگ دیوایسس) مجهز است.این سیستم از یک کامپیوتر تشکیل شده که بصورت خودکار محاسبات مربوط به فرآیند شلیک را انجام می دهد.سیستم کنترل آتش تانک قادر است تا شش هدف متفاوت را بصورت یکجا ردیابی کند. تانک های چلنجر2 ارتش انگمستان به یک سیستم کاربردی اطلاعات میدان نبرد (PBISA) مجهز شده اند که شرکت جنرال داینامیکس انگلستان کار طراحی آنرا بر عهده داشته است.این سیستم برای جمع آوری از دیگر تانک ها به منظور هماهنگی بیشتر و گرفتن دستورات لازم از ستاد فرماندهی مرکزی بکار میرود.اطلاعات این سیستم پس از پردازش کامپیوتری در نمایشگرهای فرمانده و راننده تانک به نمایش در می آید تا آخرین اطلاعات صحنه نبرد و آرایش نیروهای خودی یا دشمن را در اختیار آنها قرار دهد. همچنین برای تانکهای ارتش انگلستان یک سیستم تاکتیکی ارتباطات دیجیتالی به نام بومن (کماندار) در نظر گرفته شده که علاوه بر امکانپذیر کردن ارتباطات امن، به طور خودکار موقعیت جغرافیایی تانک را نیز نمایش می دهد تانکهای چلنجر2 ارتش انگلستان که در عراق خدمت می کنند در سال 2006 به این سیستم مجهز شدند.

      سلاح اصلی تانک چلنجر2 را یک توپ 120 میلیمتری خاندار بنام ال-30 تشکیل میدهد که از فولاد تصفیه شده ESR ساخته شده است. این نوع فولاد جزو مرغوبترین انواع فولاد در جهان بحساب می آید و استحکام بسیار بالایی دارد.این توپ به یک روکش عایق حرارت، یک سیستم مرجع نصب شده در دهانه لوله و همچنین یک سیستم تخلیه کننده دود مجهز است.

      سطح داخلی توپ ال-30 با روکشی از فلز کروم پوشیده شده تا ساختاری محکمتر و سطحی نرم تر به آن ببخشد.
      این روکش باعث می شود تا گلوله سایش کمتری با سطح لوله داشته باشد، دقت بیشتری پیدا کند، سرعت آن افرایش یابد و در نتیجه قدرت نفوذ آن بالاتر برود.توپ ال-30 دارای زاویه حرکت عمودی 10- الی 20+ درجه است و از آنجا که برجک تانک قابلیت حرکت 360 درجه ای دارد، توپنیز دارای زاویه گردش 360 درجه ای است و از یک سیستم کنترل و تثبیت کننده برقی استفاده مینماید.این توپ تفریباٌ با تمامی مهمات های فعلی 120 میلیمتری سازگار می باشد و می تواند گلوله های ثاقب ضد زره APFSDS-T مجهز به میله ی نفوذ کننده از جنس اورانیوم ضعیف شده ، گلوله های دودزا و انواع دیگری از گلوله های دیگری از جنس اورانیوم ضعیف شده نیز شلیک نماید از جمله چارم-1(CHARM-1) و چارم-3 (CHARM-3) که جزو مهمات اصلی تانک بحساب می آیند.در سال 2004 میلادی بخش سیستمهای زمینی شرکت بی ای ایی سیستمز طبق قراردادی متعهد شد تا تانکهای چلنجر2 ارتش انگلیس را به یک توپ 120 میلیمتری بدون خان مجهز کند.دین ترتیب تانکهای چلنجر2 ارتش انگلستان به توپ بسیار معروف و پر قدرت ال-55 ساخت شرکت راین متال آلمان مجهز شدند.این توپ که یکی از بهترین و قابل اعتماد ترین سلاحهای جهان بشمار می آید تاکنون بر روی سری تانکهای ابرامز ایالات متحده و ائوپارد2آ6 آلمان نصب گردیده است. این توپ قدرتمند از ژانویه سال 2006 تاکنون مضغول گذراندن مراحل آزمایشی بر روی تانک چلنجر2 می باشد.
      علاوه بر توپ اصلی تانک به یک مسلسل کالیبر 7.62 موازی با توپ و یک مسلسل GPMGL37A کالیبر 7.62 بر روی برجک برای دفاع هوایی مجهز میباشد.
      موتور تانک یک موتور دیزلی دوازده سیلندر پرکینز کاترپیلار با نام CV12 می باشد که 1200 اسب توان تولید میکند. همچنین تانک چلنجر2 به یک سیستم تعوض دنده ی اتوماتیک به نام TN54 مجهز است که شش دنده ی جلو و دو دنده ی عقب دارد.حداکثر سرعت جاده این تانک 59 کیلومتر بر ساعت و حداکثر سرعت آن در مناطق ناهموار 40 کیلومتر بر ساعت است.برد عملیاتی تانک نیز 450 کیلومتر در حالت معمول و 250 کیلومتر در مناطق ناهموار میباشد.
      لازم به ذکر است که مدل صادراتی تانک چلنجر2 به یک موتور دیزلی جدید به نام MTUMT883 مجهز شده است که به آن قدرتی معادل 1500 اسب میدهد. حجم کم این موتور باعث میشود که فضای بیشتری برای دخیره سوخت بوجود بیاید که این امر باعث افزایش برد عملیاتی تانک تا شعاع 550 کیلومتری شده است.

      تانک چلنجر2 به یک سیستم حفاظتی شیمیایی- میکروبی-هسته ای (ش م ه) مجهز است که از خدمه تانک در برابر عوامل غیر متعارف حفاظت می کند.سیستمهای الکترونیکی تانک نیز در برابر امواج الکترومغناطیس ناشی از انفجارات هسته ای مقاوم هستند. این خصوصیات باعث شده است تا تانک برای نبردهای غیر متعارف نیز آمادگی داشته باشد.قابل ذکر است که تانک چلنجر2 یکی از معدود تانکهایی است که از فناوری پننهانکاری استفاده مینماید. شکل خاص بدنه و برجک باعث گردیده تا اثر راداری تانک به حداقل برسد.
      علیرغم عدم شهرت زیاد تانک چلنجر این تانک واقعاٌ یکی از بهترین تانکهای امروز جهان است.زره مستحکم، قدرت آتش خوب ، قابلیت تحرک مناسب و ایمنی بالا از تانک چلنجر2 تانکی مناسب و قابل اطمینان ساخته است که توانمدندی هایش را در عرصه نبرد و نه روی کاغذ به اثبات میرساند.

      مشخصات تانک رزمی چلنجر 2
      خدمه : 4 نفر
      جرم کلی تانک : 62500 کیلو گرم
      طول بدنه تانک :8،3 متر
      عرض تانک : 3،5 متر
      ارتفاع تانک از سطح زمین : 2،5 متر

      جنگ افزار های موجود روی تانک : یک توپ 120 میلیمتری + یک مسلسل 7،62 میلیمتری موازی با توپ + یک مسلسل با کالیبر 7،62 نصب شده روی برجک
      ظرفیت گلوله توپ : 50 گلوله از انواع مختلف
      ظرفیت گلوله مسلسل : 4000 گلوله
      قابلیت دید در شب : دارد
      قابلیت شلیک در حین حرکت : دارد
      موتور : CV12 دیزلی با 1200 اسب بخار قدرت
      حداکثر سرعت : 59 کیلومتر بر ساعت : جاده ای -- 40 کیلو متر بر ساعت : غیر جاده ای
      حداکثر برد عملیاتی : 250 الی 450 کیلومتر
      سیستم استتار : بهمراه دو سری پنج تایی نارجک دودزا، تخلیه کننده دود از اگزوز ال-8

      منبع : ماهنامه جنگ افزار شماره 29
    • توسط farmandekoll
      F-117 نایت هاوک (شاهین تاریکی) نخستین هواپیمای عملیاتی است که به منظور استفاده از فناوری پنهانکاری طراحی شد. طراحی منحصر بفرد این هواپیمای تک سرنشینه تواناییهای استثنایی را به این هواپیمای تهاجمی می افزاید. اندازه این هواپیما در حدود F-15 ایگل می باشد که دو موتور توربو فن F404 که هرکدام نیرویی معادل 48 کیلو نیوتون (10800 پوند) ایجاد می کنند دارد. هم چنین دارای کنترل با سیم می باشد. قابلیت سوختگیری هوایی برد نایت هاوک را افزوده و آن را به یک سلاح بازدارنده و ترساننده ی ایالات متحده تبدیل کرده است. توانایی حمل انواع سلاح ها با سیستمهای ناوبری و حمله یکپارچه و سیستمهای الکترونیک پروازی ( اویونیک) موثر بودن این هواپیما را در عملیات مختلف اثبات می کند و بار کاری خلبان را کم می کند. کشیدن نقشه های با جزییات ریز برای عملیات روی نقاط با پدافند سنگین و قوی با استفاده از سیستم طراحی نقشه خودکار به ارزشهای این هواپیمای منحصر بفرد می افزاید.اولین F-117 در سال 1982 تحویل داده شد و آخرین تحویل در سال 1990 بود. تصمیم تولید F-117 در سال 1978 گرفته شد. اولین پرواز آن در سال 1981 انجام شد.

      جزییات :


      وظیفه : هواپیمای تهاجمی پنهانکار

      سازنده : لاکهید

      استفاده کننده : نیروی هوایی ایالات متحده

      موتور : دو موتور توربو فن بدون پس سوز F404-GE-F1D2 با قدرت 48 کیلو نیوتن (10800پوند)

      ابعاد : طول 10.08 متر، ارتفاع 3.78 متر، دهنه بال 13.20 متر

      اوزان: وزن خالی آن 13.381 کیلوگرم برآورد شده است، حداکثر وزن برخاست 13.814 کیلوگرم

      اجرا : حداکثر سرعت 0.98 ماخ یا 1040 کیلومتر بر ساعت(656 مایل بر ساعت)، سقف پرواز 15.240 متر برآورد شده است ( 50000 پا)

      سلاحها : تا 2268 کیلوگرم (5000 پوند) انواع بمب های هدایت شونده، موشکهای هوا به زمین، موشکهای زد رادار یا موشکهای هوا به هوای AIM-9 که در یک جایگاه درونی حمل می شوند.




    • توسط onin
      در ۲۵ فوريه ۵(۱۹۲۵ اسفند ۱۳۰۴) اولين خلبان ايراني كه كلنل احمدخان نخجوان نام داشت يك هواپيماي برژت -۱۹ را با پرچم و نشان ايران از فرانسه به پايگاه قلعه مرغي تهران پرواز داد. كلنل نخجوان در فرانسه دوره ديده بود و فقط ۲۰۰ ساعت پرواز داشت. بدين ترتيب در اين تاريخ اولين هواپيماي نيروي هوايي ايران با خلباني يك ايراني مرزهاي بين المللي را درنورديد و به فضاي پروازي ايران رسيد. در اين زمان ديگر خلبانان ايراني تحت نظارت يك استاد خلبان آلماني به نام «شفر» در ايران دوره مي ديدند. خريد هواپيما قسمت آسان كار بود. آموزش خلبانان براي پرواز كردن با آنها، نفرات پشتيباني زميني براي نگهداري و تعمير آنها و ساختن فرودگاه ها قسمت سخت كار بود كه زمان هم مي برد. در همين دوره زماني نيروي هوايي ايران از قالب يك اداره كوچك در ستاد فرماندهي ارتش خارج شده و به يك نيروي جداگانه تبديل شده بود كه «نيروي هوايي ارتش شاهنشاهي ايران» نام گرفته بود؛ اولين فرمانده نيروي هوايي ايران هم كسي نبود به جز كلنل احمدخان نخجوان. در سال ۱۹۲۴ (۱۳۰۳) اولين گروه از دانشجويان دوره خلباني و تكنسين پرواز به روسيه و فرانسه فرستاده شدند. بعدها در سال ۱۹۲۹ (۱۳۰۸) ايران ۱۵ خلبان داشت كه شش نفر از آنها در مدرسه پرواز ايستر فرانسه و ۹ نفر ديگر در مدرسه پرواز سباستوپول روسيه آموزش خلباني ديده بودند. در اين سال IIAF مخفف Imperial Iranian Air Force داراي ۳۳ فروند هواپيما از ۹ مدل مختلف بود. طي ۱۵ سال به يعني تا آغاز جنگ جهاني دوم بيش از ۳۰۰ هواپيما از ۱۸ مدل مختلف در اختيارنيروي هوايي ايران بود. در همان زمان هشت پايگاه هوايي كه مدارس آموزش خلباني و يك مركز آموزش تعميرات و نگهداري را شامل مي شدند ساخته شده بود. يك كارخانه مونتاژ هواپيما به نام «شهباز» هم ساخته شده بود كه قادر بود سه مدل مختلف هواپيما را مونتاژ كند. در سال ۱۹۴۱ (سوم شهريور ۱۳۲۰) بي طرفي ايران در جنگ جهاني دوم نقض شد و نيروهاي هوايي و دريايي انگليس و روسيه از شمال و جنوب به ايران حمله كردند. نيروي هوايي جوان ايران كه به تازگي به ساختن ساختارهاي اساسي خود مشغول شده بود، تحت هيچ شرايطي توانايي رويارويي با اين نيروي عظيم و توانمند را نداشت. با اين وجود تعدادي از پرسنل جوان اين نيرو تصميم به مقابله با بيگانه گرفتند و با كنترل پادگان قلعه مرغي دو هواپيما از اين پادگان به خلباني سروان وثيق و استوار شوشتري كه با شليك ضدهوايي مواجه شده و به ناچار آسمان تهران را ترك كردند. نيروهاي ائتلاف انگليس و روسيه كنترل دو پايگاه هوايي ايران را در دست گرفتند. آنها به ترتيب در مهرآباد و قلعه مرغي مستقر شدند. از نيروي هوايي جوان ايران تقريباً هيچ چيز باقي نماند. پس از پايان جنگ ارتش بريتانيا ايران را ترك گفت اما ارتش روسيه از ترك ايران سر باز مي زد و كنترل شمال ايران را در اختيار داشت. سه ماه پس از اين اتفاق نيروهاي سرخ روسيه ايران را ترك گفتند. پس از اين نيروي هوايي ايران هميشه به عنوان نيروي برتر در خاورميانه شناخته مي شود. موقعيت استراتژيك ايران توسط آمريكا ناديده گرفته نشد و آمريكا از اوايل دهه ۱۹۶۰ شروع به فروش تعداد زيادي از هواپيماهاي پيشرفته خود به ايران كرد. در سال ۱۹۶۵ ميلادي ايران اولين هواپيماجت خود با نام اف - ۸۴ جي جت ثاندر دريافت كرد. در سال ۱۹۶۵ هواپيماهاي اف-۵ فريدم توسط ايران خريداري شدند و به دنبال آن در سال ۱۹۶۸ اف-۴ فانتوم هم به ايران فروخته شد. در سال ۱۹۷۰ ايران داراي قوي ترين نيروي نظامي در منطقه بود. قبول فروش هواپيماهاي فوق پيشرفته اف-۱۴ اي تام كت به همراه موشك هاي پيشرفته اي آي ام - ۵۴ فينيكس از سوي آمريكا به ايران نشان دهنده روابط بسيار گرم بين ايران و آمريكا بود. در پي وقوع انقلاب اسلامي در سال ۱۹۷۹ دكترين و استراتژي نظامي ايران تغيير يافت و ايران ديگر به خريد تسليحات پيشرفته و گرانقيمت علاقه نشان نداد و همين باعث ايجاد نوعي تغيير قدرت در منطقه شد. ايران ديگر نه تنها دوست صميمي آمريكا نبود، كه به خاطر سياست هاي امپرياليستي و ضد انساني آمريكايي به دشمن اصلي آن تبديل شد. آمريكا و ديگر كشورهاي غربي تحريمي نظامي عليه ايران اتخاذ كردند. كمك هاي آمريكا قطع شده بود و نيروي هوايي ايران از فرار و بركناري افسران زمان شاه رنج مي برد كه همين امر به پايين آمدن سطح سرويس دهي در نيروي هوايي منجر شده بود. به دليل تحريم تسليحاتي ايران و نرسيدن قطعات مورد نياز، آمار عملياتي نيروي هوايي ايران سريعاً رو به كاهش بود. پس از انقلاب نيروي هوايي به «نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران» كه خود ارتشيان به آن «نهاجا» مي گويند تغيير نام داد. نام انگليسي آن هم Islamic Republic of Iran Air Force است كه به اختصار IRIAF خوانده مي شود. در همين اوضاع و احوال عراق با مناسب يافتن فرصت درصدد برآمد تا با حمله به ايران قسمت هاي وسيعي از خاك ايران را ضميمه قلمرو خود كند؛ به همين خاطر در ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ (۳۱ شهريور ۱۳۵۹) با يورشي عظيم به خاك ايران از طريق هوا، زمين و دريا جنگ تحميلي هشت ساله را عليه ايران آغاز كرد. جنگ با حمله هوايي نيروهاي عراقي به شش پايگاه نيروي هوايي ايران و چهار پادگان آغاز شد و همزمان چند لشكر و تيپ مستقل عراق در چهار محور از طول ۷۰۰ كيلومتر مرز مشترك با ايران به عمق خاك ايران يورش بردند. اولين حمله هوايي عراق چندان موفقيت آميز نبود. دلايل آن را مي توان به برنامه ريزي ناكافي و نادرست عمليات، نداشتن اطلاعات كافي از اهداف و استفاده نامناسب از بمب هاي جي پي(بمب هايي كه هدف خاصي ندارند و براي انهدام كلي به كار مي روند) برشمرد. در مهرآباد يك هواپيماي اف-۴ اي در هنگام جابه جايي براي در امان ماندن از حملات دشمن دچار سانحه شد و از همدان هم گزارش هايي در مورد خسارت يك فروند اف-۴ رسيد. اولين عمليات هوايي ايران در پاسخ اين حمله و بلافاصله پس از آن در خاك عراق موفقيت آميز بود. در اين عمليات چهار فروند هواپيماي اف-۴ به پايگاه دريايي الشعبيه در نزديكي بندر ام القصر حمله بردند. اين چهار فروند هواپيما كه ۴۵۰ كيلوگرم بمب بر سر اين پايگاه ريختند عمليات خود را از پايگاه بوشهر شروع كردند. در ميان اهداف چندباطري موشك ضد كشتي وجود داشت. اين عمليات تلافي جويانه نيروي هوايي ايران به قدري سريع بود كه خط پدافند عراق در طول مسير پرواز دچار غافلگيري شده بود. روز بعد در عملياتي غيرقابل باور ۱۴۰ فروند از جنگنده ها و جنگنده بمب افكن هاي ايران به ويژه اف-۴ و اف-۵هاي پايگاه هاي بوشهر، همدان و تبريز توانستند با نفوذ خود به خاك عراق تلفات سنگيني به پايگاه ها و تاسيسات نظامي عراق وارد كنند. در اولين روزهاي جنگ چندين حمله هوايي ديگر به تاسيسات نظامي عراق از قبيل ام القصر انجام شد. در يكي از اين حملات دو فروند اف-۴ كه هر كدام شش بمب جي پي ۳۴۰ كيلوگرمي حمل مي كردند به تاسيسات نظامي دريايي و كشتي هاي موشك انداز عراق حمله بردند. در حدود ۲۰ دقيقه بعد يك فروند هواپيماي آر اف-۴ اي عكس هاي شناسايي از منطقه گرفت كه نشان مي داد كشتي ها و تاسيسات بندري دچار صدمات و خسارات سنگيني شده اند. تاكتيك كلي در طول انجام چنين عمليات هايي رسيدن به هدف از راههاي مختلف، انجام يك پاپ -آپ بيش از رسيدن به هدف و شيرجه زدن روي هدف براي انهدام آن است. در هنگام بازگشت دو اف-۴ يكي از آنها توسط يك موشك سام مورد اصابت قرار گرفت كه باعث آسيب ديدن برخي از سيستم هاي آن شد اما همچنان مي توانست پرواز كند. اما آتش خاموش كن ها كار نكردند و بال راست - محل اصابت موشك - آتش گرفت. باند فرود نزديك ترين پايگاه هوايي هم به دليل هجوم اوليه ارتش عراق براي فرود مناسب نبود و به همين خاطر مجبور به فرود در يك باند ناآماده با سرعت بالا شد. چرخ ها تركيدند و هواپيما در حالي كه سرنشينان آن اجكت كرده بودند از انتهاي باند خارج شد. بعدها اين هواپيما با تعويض بال و ديگر تعميرات دوباره به جنگنده هاي مورد استفاده در جنگ پيوست. اين تعويض بال كه اولين بار در ايران انجام مي شد را مي توان نقطه آغاز انجام كارهاي غيرممكن در نيروي هوايي دانست. در اولين ماههاي جنگ «نهاجا» تلاش هاي خود را به جلوگيري پيشرفت نيروي زميني ارتش عراق معطوف كرده بود. جنگنده هاي ايراني براي اين كار با استفاده از راكت هاي ضد زره دانه به دانه تانك ها و زره پوش هاي عراق را شكار مي كردند و حتي گاهي اوقات تا ارتفاع سه تا چهار متر زمين هم پايين مي آمدند. در مقابل عراق هم از هواپيماهاي ميگ-۲۱ و ميگ-۲۳ براي پوشش نيروي زميني خود استفاده مي كرد كه اين پوشش به ناچار منجر به درگيري هوايي بين ايران و عراق مي شد كه مي توان پيروزي هاي ايران در اين زمينه را بيشتر از عراق دانست. مخصوصاً در اوايل جنگ كه آنها در مقابل هواپيماهاي اف-۱۴ ايران توانايي انجام هيچ عملي را نداشتند كه در اواخر جنگ با خريد ميراژ اف-۱ از فرانسه توانستند كمي جنگ هاي هوايي را متعادل كنند. جنگ تحميلي عليه ايران علاوه بر خسارات و تلفات جانبي بسيار، دستاوردهاي ارزنده اي براي نيروي هوايي ايران داشت. نيروي هوايي در اين هشت سال توانست به تكنولوژي ساخت بسياري از قطعات مورد نياز خود دست يابد و در برخي موارد به خودكفايي برسد.
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.