برترین های انجمن

  1. mehran55

    mehran55

    Editorial Board


    • امتیاز

      332

    • تعداد محتوا

      872


  2. alala

    alala

    Editorial Board


    • امتیاز

      267

    • تعداد محتوا

      3,740


  3. MR9

    MR9

    Forum Admins


    • امتیاز

      256

    • تعداد محتوا

      6,310


  4. arminheidari

    • امتیاز

      206

    • تعداد محتوا

      6,483



ارسال های محبوب

مشاهده بیشترین محتوای مورد پسند کاربران از دوشنبه, 2 فروردین 1400 در پست ها

  1. 22 پسندیده شده
    با سلامی گرم و دوباره به دوستان میلیتاریست عزیز هزارآفرین بر "صدآفرین" در سحرگاه روز ۲۵ اوت ۱۹۴۱ میلادی برابر با سوم شهریور ۱۳۲۰ شمسی، درست ۱۱ روز بعد از انتشار منشور آتلانتیک که طی آن چرچیل و روزولت آزادی استقلال و حق تعیین سرنوشت را برای کلیه ملل جهان به رسمیت شناخته بودند، کشور بی طرف ایران از شمال و جنوب مورد تجاوز قرار گرفت و نیروهای شوروی و انگلستان با توسل به همان شیوه‌هایی که به دشمنان خود نسبت می‌دادند، به ایران حمله کردند. فجیع‌ترین جنایت نیروهای شوروی در حمله به ایران در سوم شهریور ۱۳۲۰ در شهرستان بیله‌سوار مغان رخ داد به طوری که در جریان این حمله نابرابر، همه سربازان مستقر در بیله‎سوار تا آخرین نفس جنگیده و در راه میهن به شهادت رسیدند و در پی حمله متجاوزان قوی روس و ارتش شوروی، تعدادی از اهالی بیگناه شهر نیز جان خود را از دست دادند. نیروهای روسیه در آن تاریخ از چندین نقطه شمالی ایران از جمله جلفا، خداآفرین، بیله‌سوار، گرمی، آستارا و نمین به خاک ایران وارد شده و شهرهای شمالی ایران را به اشغال خود درآوردند ولی این حمله اشغالگران بدون دفاع هم نماند و سربازان این خاک در جای جای نقاط مرزی این سرزمین به مقابله برخاستند. تلخ‌ترین و ماندگارترین حماسه دفاع از خاک پاک ایران در پاسگاه کَلوَز (صدآفرین) شهرستان نمین رخ داد به طوری که یک سرباز غیرتمند اهل آذربایجان در نقطه صفر مرزی به دفاع از خاک کشور خود پرداخت و پس از ساعت‌ها مقابله با متجاوزان در راه میهن به شهادت رسید. همزمان با تجاوز قوای شوروی به ایران و با وجود اعلام تسلیم دولت ایران در برابر ورود قوای متجاوز به مرزهای این کشور، احتمال ورود نیروهای مسلح خارجی به پاسگاه کلوز شهرستان نمین اطلاع داده می شود ولی سربازی به نام "حسینعلی صدآفرین" که به عنوان معاون پاسگاه مشغول مرزبانی سرحدات ایران بود، اعلام می‌کند که در برابر قوای متجاوز به خاک ایران خواهد ایستاد. حسینعلی که در آن زمان ۱۷ سال سابقه خدمت داشته، پس از شنیدن خبر احتمال حمله قوای متجاوز به مرزهای ایران و به رغم عدم تمایل رئیس پاسگاه و ترک محل خدمت از سوی برخی از هم خدمتی‌های خود، به خانه خود رفته و پس از وداع با خانواده به پاسگاه برگشته و برای درگیری با متجاوزان، منتظر قوای متجاوز می‌ماند. وی با تنها اسلحه برنو در اختیار خود از ساعت چهار صبح که حمله قوای متجاوز شروع می‌شود، به دفاع از خاک ایران پرداخته و آنها را در مسیر تجاوز به عمق خاک ایران متوقف می‌کند. ستون اصلی قوای شوروی که قصد ورود به خاک ایران از این منطقه را داشته و انتظار دفاع در این منطقه را نداشتند، به احتمال حضور سربازان پرشمار ایرانی، پاسگاه کَلوَز را با توپ گلوله باران می‌کنند. حسینعلی سرباز فداکار ایرانی که تا ساعت هشت صبح در برابر قوای روس شجاعانه جنگیده بود و با وجود این که یگان‌هایی از قوای متجاوز از ساعات ۶ صبح از سمت نمین و ارشق با عبور از دهات و قصبه‌ها وارد شهر اردبیل شده بودند، در برابر ستون اصلی نیروهای متجاوز مقاومت کرده و آنها را در حوالی پاسگاه کَلوَز زمین گیر می‌کند. توپخانه دشمن پاسگاه را ویران کرده و به علت طولانی شدن درگیری فشنگ‌های اسلحه حسینعلی سرباز جان فدای وطن نیز تمام شده و او با مشاهده اتمام فشنگ، برای این که اسلحه‌اش به دست دشمن نیافتد، اسلحه خود را با کوبیدن بر سنگ می‌شکند و کار به درگیری تن به تن با قوای روس می‌کشد. حسینعلی در این درگیری به شهادت می‌رسد و سربازان روس وقتی متوجه می‌شوند که فقط یک نفر با آنها می‌جنگیده، با قساوت تمام، سر از تن این سرباز غیرتمند ایرانی جدا می‌کنند. فرمانده نیروهای روس وقتی اسم شهید را می‌پرسد، او را حسینعلی صدآفرین معرفی می‌کنند و از این که نیروهای تحت امرش این سرباز غیور ایرانی را کشته اند، سربازان روس را مؤاخده می‌کند و با تحسین شجاعت این سرباز ایرانی، او را به جای "صدآفرین"، با لقب "هزار آفرین" خطاب می‌کند. سال ۱۳۷۴ همسر این شهید که در زنجان زندگی می‌کرد، بر سر مزار حسینعلی صدآفرین حضور یافته و از ۲۰ متری مزار، سینه‌خیز تا سر خاک او می‌رود و اشک‌ریزان مزار او را زیارت می‌کند. چند سال پیش نیز شخص غیوری از اهالی روستای خواجه بلاغی آرامگاه این سرباز وطن را در این منطقه مرزی پاسگاه بازسازی کرد. چند سال بعد پاسگاه کَلوَز که در ۳۵ کیلومتری شمال غرب شهرستان نمین و در نقطه صفر مرزی ما بین روستای خواجه بلاغی و خوش‌آباد پیله‌رود قرار دارد، به علت دلاوری‌های حسینعلی صدآفرین در برابر قوای متجاوز روس به نام پاسگاه مرزی "صدآفرین" تغییر نام یافت. پ.ن : دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند.
  2. 22 پسندیده شده
    با سلامی گرم و دوباره به دوستان میلیتاریست عزیز وطن یعنی سه سرباز دلاور ژنرال روس تا آن لحظه فکر می کرد با فوجی از سربازان ایرانی می جنگد. اما وقتی فهمید که تمام 48 ساعت گذشته را فقط با سه سرباز جنگیده به نشانه احترام یکی از درجه هایش را از روی شانه اش برداشت و روی جنازه سرباز گذاشت. در سوم شهریور 1320 که قوای روسیه قصد ورود به کشور را داشتند ، دستور تخلیه پادگان در مقابل ارتش شوروی از تهران رسید. اما سرجوخه مصیب ملک محمدی به سربازانش گفت : هر کس می خواهد برگردد. من اینجا می مانم . می خوام از کشور مقابل اجنبی ها دفاع کنم. سرجوخه مصیب ملک محمدی همراه با سرباز وظیفه عبدالله شهریاری ، سرباز وظیفه سید محمد رایی هاشمی ماندند و در مقابل لشکر 47 شوروی که قصد تجاوز به خاک کشور و اشغال ایران در جنگ جهانی دوم را داشتند ؛ به مدت 48 ساعت در کنار پل مرزی جلفا مقاومت کردند و به شهادت رسیدند. نوشته اند " سرلشکر نوویکف " وقتی فهمید 48 ساعت تنها با 3 سرباز جنگیده ، به نشانه احترام درجه هایش را از روی یکی از دوش هایش باز کرد و روی سینه سرجوخه محمدی گذاشت و از چوپانی خواست 3 سرباز شجاع وطن را به شیوه مسلمانان کنار پل آهنی دفن کند. تدفین این 3 سرباز به خاطر رشادت و وطن پرستی شان با تشریفات نظامی از سوی لشکر 47 ارتش دشمن ( روسیه شوروی ) صورت گرفت. حاج محمدعلی شهریاری ، پسر بازمانده سرباز شهریاری می گوید : "پیش از مرگش 2 با خانه آمد و قبل از اینکه از او بی خبر بمانیم ، نامه ای برایمان فرستاد که چند ماهی است حقوق نداده اند. چند تا از گوسفندها را بفروشیم و برایش پول بفرستیم. مادرم وصیت کرده بود ؛ وقتی مرد ، توی قبر نامه پدرم را هم روی پیشانی اش بگذارند... " یادمان و قبر این مرزبانان در اسفند 1389 در نقطه صفر مرزی با جمهوری آذربایجان بازسازی و رونمائی شده است. گویی روح شان از ورای این یادمان و مجسمه ها ، مثل بقیه شهدای میهن ، مثل همه آن ها که تا به امروز ؛ با چنگ و دندان ، و با خون و جان خویشتن ، وطن را نگهداری کرده اند؛ به ایران می نگرند. به گربه ای روی نقشه که نمی خواستند طعمه هیچ گرگی شود. پ.ن 1 : اگر برای میهن بجنگی (فرق نمی کند با اسلحه وسط میدان جنگ ، با خلاقیت برای پیشرفت ، با قلم برای اصلاح کارها و امور ، با درست کار کردن یا ... ) بالاخره هفتاد سال هم که بگذرد ، کسانی پیدا می شوند. مجسمه ات را می سازند و یادت را گرامی می دارند و الهام بخش تاریخ می شود. گوئی که هیچ چیز از جنس سلامت ، صداقت و رشادت ؛ در این جهان گم نمی شود. پ.ن 2 : اگر برای میهن استوار بایستی، دشمن هم در نهایت به تو احترام خواهد گذاشت ، منوط به این که آنچه انجام می دهی بهترین کار ممکنی باشد که از دستت بر می آید. مهم این است کار درست را انجام دهی نه آنچه به نفع توست یا تو دوست داری. کسانی پیدا می شوند که به تو بی مهری می کنند؛ عین کسانی که چند ماه حقوق سرباز شهریاری را نپرداخته بودند. اما شهریاری بین میهن و آن ها که باعث و بانی نپرداختن حقوق اش بودند؛ تفاوت قائل شد. پ.ن 3 : دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند.
  3. 19 پسندیده شده
    خوب همانطور که دوستان اشاره کردند کره شمالی 2 موشک بالستیک سوخت جامد تست کرده به سمت دریای ژاپن در برد450 کیلومتر و نقطه اوج 60 کیلومتر پرواز کردند از نکات بر جسته این پر تاب ها سر جنگی 2.5 تنی و لانچر 5 محوره که شمالی برای موشک بهبود یافته kn 23 بود که قبلا در رژه 14 ژانویه 2021 نشان دادند البته لازم به ذکر است کره جنوبی موشک سوخت جامد با کلاهک 2 تن وبرد 800 کیلومتر توسعه داد که احتمالا بخشی از واکنش کره شمالی بوده این پرتاب البته بیانیه کره شمالی به پرواز موشک در برد 600 کیلومتر اشاره دارد منبع کره جنوبی در این رژه لانچر 5 محوره kn 23 نشان داده شد رژه 14ژانویه روی لینک کلیک کنید تا تصاویر مربوط به لانچر رو ببینید
  4. 18 پسندیده شده
    عدم استفاده از فرصت تهدیدی بزرگتر از دشمن خارجی حقیقتا باید از مدیریت قراردادها توسط مسئولان ما باید ترسید واقعیتی که با بی پولی بر ملا شد در سال 92 تا 94 با این ایده که اگر فشار خارجی برداشته شود، به سمت برجام حرکت کردیم به امید آنکه بتوانیم اصلاحات اقتصادی رو انجام بدهیم و سروسامانی به اقتصاد کشور بدهیم برجام رخ داد ولی اقتصاد بیشتر از انکه فکر می کردیم ضربه خورد همه تقصیر ها به گردن ترامپ افتاد ولی هیچ کس نپرسید علت و ریشه در کجا بود؟؟؟؟؟ اکنون مثالی دیگر از زبان علاءالدين بروجردي سفير اسبق ايران در چين که چگونه امکان توسعه راه آهن سریع السیر در ایران در ازای پول نفت نادیده گرفته و رها شد. فکر کنم باز باید تاکید کرد که قراردادی همچون قرارداد 25 ساله با چین خطرناک نیست، بلکه بی مدیریتی و بی مسئولیتی یک مدیر برای یک فاجعه کافی هست. و متاسفانه مدیر بی مسئولیت کم در این دیار کم نیست. و بترسید از گل به خودی های این مسئولان خود بزرگ بین که در هر جناحی یافت می شوند
  5. 18 پسندیده شده
    با سلام و عرض تبریک بهار نو به همه میلیتاری های عزیز این حقیر به علت گستردگی موضوع و دانش کم خودم تا کنون سعی نموده ام بیشتر مستمع باشم تا راوی در این موضوع مشخص اکنون به نظرم آمد تجربیاتی که از نزدیک داشتم را بیان کنم شاید به تحلیل و نقد دوستان فرهیخته میلیتاری کمکی کرده باشم . قبل از شرح و بسط بحث ذکر چند پیش درآمد لازم به نظر می رسد : 1-ایران کشوری به غایة بزرگ و گسترده و تنوع پروژه های فعال و راکد آن بسیار است . ذکر اینکه پروژه های صنعتی و غیره در ایران مثلاً خوب یا بد است انقدر کلی گویی هست که ما را از تحلیل درست دور می دارد . 2-کشوری مانند چین نیز که فعالیت های اقتصادی و صنعتی بیشماری در جهان در دست اقدام دارد هر کدام از پروژه های ایشان شرایط و ضمائم خود را دارد و نمی توان با ذکر یک کلمه تمام آنها را با القاب و صفات خوب یا بد باز تاب داد . 3-معمولا کشور میزبان لیستی از مقاصد و مکانهای که مایل به سرمایه گذاری در آنها است را به کشور میهمان ارائه می دهد ( معمولا پروژه های هست که خود میزبان یا پولش را ندارد یا تکنولوژی اش را و یا به نظرش سود کمتری دارد و تا کنون سراغش نرفته است ) ولی پیشنهاداتی هم از طرف میهمان ارائه می گردد که شما در لیست اولیه تان نبوده . چون اساساً لیست شما بر اساس اهداف خودتان بوده و نه کاستی و اشتیاقات طرف مقابل البته اینطور نیست که در کشور میزبان همه "بی مغز باشند" و ندانند که چطور باید از اشتیاق طرف معامله بهره ببرند بهر روی با ذکر این پیش درآمد قصد داشتم بیان کنم که تجربیات این حقیر که قصد ذکر آن را دارم چه خوب باشد و چه بد تمام داستان نیست و شاید بخشی از یک کلیت باشد و قطعاً باید کسانی قضاوت کنند که به کلیات بیشتری آگاهی دارند و گرنه یک گل نمونه بهار نخواهد بود ... علی ایحال : در 2 مکان شخصاً تجربه همکاری با چینی ها را داشته ام . یک سایت تقریباً به مدت 7 سال به دلایل مختلف راکد و نیمه فعال بود و در بهترین حالت بعد 7 سال 30 درصد پیشرفت فیزیکی داشت. به سرمایه گذار پیشنهاد شد جهت مشارکت . بعد از ورود ایشان در مدت 4 سال به بهره برداری رسیده است . نرخ مشارکت 49 درصد طرف چینی و سهم هلدینگ ایرانی 51 درصد بود . کارگران موقت که در زمان ساخت مشغول به کار بودند حدوداً 5 هزار نفر می شدند . در هیچ زمانی کل پرسنل و مهندسین ناظر و نمایندگان طرف سرمایه گذار از 50 نفر تجاوز نکرد . ( منظور اشتغال خود چینی ها در سایت مذکور است ) در کل 3 نکته اصلی و مهم را بیان میکنم : 1- سود چین ها در پروژه مذکور چند جانبه بود ( تمام سهمی که متقبل شده بود برای سرمایه گذاری به شکل پول نقد وارد نکردند ) وقتی ایران در خواست تزریق اعتبار می کرد . گاهی چینی ها محل هزینه را شناسایی می کردند و پیشنهاد های را ارائه میکردند ( هرگز اجبار نبود) مثلاً عنوان میشد که اعتبار برای خرید کابل و تجهیزات برقی مورد نیاز است . طرف چینی چند شرکت و محصولاتشان را در وندور لیست پیشنهادی می گذاشت . معمولا به خاطر قیمت مناسب و کیفیت نسبتاً خوب حداقل یکی از آنها انتخاب میشد 2-چین پیشنهاد داد که محصول را خودش بخرد . البته که 49 درصدش متعلق به خودش بود ولی به هر حال باید به عنوان مشتری حاضر و قیمت می داد : از نفوذ خود استفاده و قیمتی ارزان برای می داد ( صد البته که چون خودش نیز در تولید شریک است این ارزانی آن چنان نیست که موجب ورشکستگی و عدم سود کارخانه شود . می شود گفت سود کم ) ولی وقتی منصفانه نگاه می کردیم اگر چینی ها خودشان هم خریدار نباشند ما باید به خریدار عمده تخفیف می دادیم . خوب چه کسی بهتر از اینها که ثبات قدم داشتند . 3-در اواخر کار بود که از یکی از همکاران چینی پرسیدم این محصولات رو چطور در بازار چین می فروشید ؟ ( منظورم این بود که قیمتش رو چقدر بالاتر می برند ) ایشان گفت قرار نیست که این محصول به چین ارسال شود !!! و برایم یک پروژه را در آفریقای جنوبی تشریح کرد که قرار است خوراک آن کارخانه از اینجا تامین شود ( و این یعنی یک خوراک ارزان که از قطع نشدن منبع تولید مطمئن خواهند بود چون در تولید خوراک هم نقش دارند ) بعد از تشریح این همکار تقریبا متوجه شدم که این سیستم چگونه کار میکند : 1- اول اینکه از همان ابتدا آنها می دانستند که کجا دارند سرمایه گذاری می کنند و قرار است این محصول بخشی از کدام زنجیره باشد . 2-این محصول معروف هست به ارزان بودن در بازار بین المللی و چندان اشتیاقی برای سرمایه گذاران دیگر نداشت و اوایل خود ما هم فکر می کردیم که کلاه سرشان گذاشتیم که پولشان را خرج این محصول می کنند. 3-در ساخت و تامین و فروش محصول دخیل هستند . ( اگر ما برای سهم 51 درصد مثلا 100 دلار می دادیم آنها در عمل 70 دلار خرج کرده بودند . و وقتی که ما 10 دلار سود می بریم آنها شاید 15 دلار ( جنسی با تخفیف که خوراکی ارزان برای زنجیره تولیدشان است ) ولی به هر حال ضرری برای ما نداشت . من باید 100 دلار بدهم به همان جنس اولیه . چه از چین باشد چه از فرانسه !!!) 4- هرگز کارگران زیادی را آنجا نریختند و توجه و اعتراض ما را سبب نشدند . 5- هرگز وارد مسائل حاشیه زا نشدند و از هرمسئله ای که منجر به جنجال می شد پرهیز می کردند . ( وقتی رودخانه کنار کارخانه خشک شد و کشاورزان معترض به برداشت بی رویه ما شدند . به همه غرامت پیشنهاد شد و اشتغال در کارخانه و سریع مسئله جم و جور شد ... ) 6- هرگز از همان اول نیتشان نیست که پول وارد کشور خودشان کنند ( به بیانی دیگر سود حاصله را در یک جای دیگری در دنیا سرمایه گذاری می کنند . هم مانع تورم و افزایش نقدینگی در چین می شوند و هم آنرا نمی خورند و به فرزندانشان نمی گویند که خانه بنشین و تا هفت پشتت بخور دیگه کار میخواهی چه کار ... ! ) 7- هرگز به مسائلی که برای بومی ها مهم است وارد نمی شوند . مثل ملی گرایی و قومیت گرایی و دین و مذهب و .... ) خدایی ما که از ایشان ندیدیم و نشنیدیم . حداقل تجربه من این این گونه بود . 8-همه به انگلیسی صحبت می کردند . دلیلش را ایجاد اعتماد سازی بیان می کردند و احترام به میزبان ( خصوصا در جلسات فنی که خود من 4 چشمی مراقب پچ پچ های مهندسان ایرانی هستم ) این تفاهم نامه نه سیل ی است ویران کننده و نه دروازه ای است رو به بهشت تنها و تنها نظام مند کردن همکاری و سرمایه گذاری های تجاری , صنعتی و نظامی و غیره ... چین در ایران است که بیش از 10 سال است که مخفیانه وجود دارد . و کما بیش همه مطلع ایم . اکنون با تجربه این ده ساله که برای ما خوب و شیرین بوده در دور زدن تحریم ها و برای چینی ها سودهای دوبل به همراه داشته بناست توسعه , ترویج , نظام مند و آشکارتر انجام پذیرد . قطعاً طرفی که بیشتر مایل به آشکار کردن آن بوده ما بودیم . چون از فوائد تبلیغاتی و روانی آن قصد استفاده بیشتر داریم. انشالله با درایت جوانان این مرز و بوم مشارکت ها و تولیدات و صد البته قراردادهای به مراتب بهتری از گذشته با چینی ها منعقد گردد . و من به شخصه ایمان دارم از مشارکت های قبلی که امثال من در آن دخلیل بوده اند بهتر و پر منفعت تر خواهند بود . در پایان کلام را کوتاه کنم و عذر تقصیر بابت نوشتار طولانی . که مهارت کمی دارم در بیان صحیح مقصود در جملات کوتاه و من الله توفیق
  6. 18 پسندیده شده
    دیشب بطور نه چندان اتفاقی هنگام سرچ به یک توئیت خارجی بر خوردم که خیلی جالب بود مقاله پژوهشی از فصل نامه علوم فناوری فضایی ارائه راهکار و طراحی مفهومی پایگاه پرتاب راهبردی چابهار در راستای توسعه صنعت فضایی کشور http://jsst.ias.ir/article_110863.html دانلود حتما مقاله بالا بخوانید ولی با این حجم از تاسیسات واقعا هزینه ساخت بالایی دارد البته برای پرتاب ماهواره بر هایی مثل سروش 1و2 و پرتاب فضانورد استفاده میشوند که از حداقل 5تا 10 سال اینده عملیاتی می شوند 3 لانچ پد پرتاب باقابلیت ارسال محموله به مدار قطبی و استوایی تقریبا 14000 هکتار شامل 11 مجموعه که داخلش از مرکز اموزش فضانوردی تا فرودگاه اختصاصی
  7. 17 پسندیده شده
    ناوگروه لیائونینگ (Liaoning) چین از تنگه میاکو (Miyako) ژاپن عبور می کند اولین ناوهواپیما بر چین لیائونینگ (Liaoning) همراه با پنج ناو همراه خود درست از جنوب غربی اوکیناوا در روز یک شنبه (4 اوریل 2021) عبور کرد. بر اساس گزارش وزارت دفاع ژاپن این ناو گروه متشکل از 2 ناوشکن Type 52D 1 ناوشکن Type 55 1 ناوچه Type 054A 1 ناو پشتیبانی Type 901 علاوه بر این کشتی ها یک فروند هواپیمای Y-9 هم ناوگروه را همراهی می کرد. با توجه به اینکه چین هنوز هیچ هواپیمای اواکس و ... را بر روی ناوهواپیمابر خود عملیاتی نکرده است. پس همراهی یک هواپیمای گشت دریایی و ضد زیردریایی می تواند امکانات ردیابی موثر و ارزشمندی را برای ناوگروه فراهم کند.(م: احتمالا بر خلاف ناوگروه های آمریکایی که به طور معمول یک زیردریایی هم شامل میشود، ناوگروه چینی فاقد زیردریایی برای محافظت از خود است_این نکته هم فراموش نشود که ژاپن در رزم زیرسطحی بسیار توانمند است) در سالهای اخیر ژاپن، به طور منظم هر هواپیمایی را در واکنش به پرواز های بیش از حد چینی ها رهگیری می کند. و طبق گفته وزارت دفاع ژاپن در سال های اخیر با هزاران مورد از این دست و پنجه نرم کردن ها داشته ایم! تنگه میاکو فضای عبور محدودی را بین مناطق اقتصادی انحصاری ژاپن فراهم می کند، با این حال یک ابراه استراتژیک محسوب می شود. به شکلی که به چین اجازه می دهد نیروهای خود را خارج از زنجیره اول جزایر مستقر کند. البته این دست حرکات تحریک امیز چیز جدیدی نیست و در سال گذشته هم عبور یک ناوگروه از تنگه تایوان هم تنش های زیادی را ایجاد کرد. در اینجا چیزی اهمیت دارد تنها سفر دریایی چند کشتی نیست، بلکه این سفر میتواند اولین قدم برای تبدیل شدن نیروی دریایی چین به یک نیروی آبی (blue-water) باشد. شادونگ و لیائونینگ و دیگر ناوهواپیما بر های بومی چین که در حال ساخت میباشند، توانایی پکن در تاثیرگذاری در حوادث اینده بشدت افزایش میدهند. منبع نیروی آبی (blue-water) : یک نیروی دریایی قادر به عملکرد پایدار در سراسر آبهای عمیق اقیانوس ها تعریف می شود. م: با توجه به این موضوع که چین برنامه های بلند مدتی در بحث گسترش ناوگان و حوزه نفوذ دریایی خود را دارد، کاملا محتمل است در سال های پیشرو شاهد حضور ناوهای چینی در شمال اوقیانوس هند (دریای عمان و حتی خلیج فارس) باشیم
  8. 17 پسندیده شده
    با سلام خدمت شما و سایر دوستان عزیز میلیتاریست و تبریک سال جدید ( بقول دوستان سال 13400 ) دقیقا از متن و محتوای این قرارداد اطلاعی ندارم . چیزهایی هم در خبرها و فضای مجازی خواندم که ظاهرش بد نیست اما باید عمیق تر شد تا حقیقت موضوع را فهمید و نسبت به اصل موضوع به درستی موضع گرفت. چین شبیه به این قراردادها را با چند کشور بسته ‌و ‌حالا باید بررسی کرد چقدر چین به آن ها پایبند بوده و آیا آن کشورهایی که با چین قرارداد داشتند از نتایج قراردادهایشان با چین راضی بودند؟ رد پای رفتگان هموار سازد راه را چند نمونه از قرارداد های چین با سایر کشورها رو خدمت دوستان ارائه میکنم : پاکستان و چین پاکستان : پاکستان در ۲۰۱۵ با چین طرحی به نام دالان یا همان کریدور اقتصادی پاکستان–چین را به امضا رساند. این طرح ارزشی معادل ۶۲ میلیارد دلار دارد و شامل بخش‌های همچون ساخت شبکه‌های حمل‌ونقلی مدرن، ساخت نیروگاه‌های انرژی و ایجاد مناطق ویژهٔ اقتصادی است. اما هزینه بالای برق برای شهروندان پاکستانی باعث شد تا دولت پاکستان کمیته‌ای را به ریاست عمران خان نخست‌وزیر این کشور شکل دهد تا دلایل این امر را بررسی کند. با بررسی‌های این کمیته مشخص شد شرکت‌های چینی درگیر در ساخت نیروگاه‌های برق هزینه‌های تولید را به‌طور ساختگی افزایش می‌دهند. در ۲۶ ژوئن ۲۰۲۰ دولت پاکستان خواستار مذاکره مجدد در مورد شرایط بازپرداخت وام‌های چینی شد و شرکت‌های چینی را متهم به ایجاد ساختگی تورم در هزینه‌های طرح‌ها کرد. در بلوچستان پاکستان شهروندان چینی برای کار در پروژه‌های طرح دالان اقتصادی مهاجرت گسترده‌ای داشتند. بر اساس گزارش منتشر شده توسط فدراسیون اتاق‌های بازرگانی و صنعت پاکستان در دسامبر ۲۰۱۶، اگر مهاجرت شهروندان چینی با همین نرخ ادامه یابد در ۲۰۴۸ تعداد چینی‌ها از بلوچ‌ها در بلوچستان پاکستان بیشتر می‌شود بنگلادش و چین بنگلادش : بنگلادش و چین قراردادهایی برای توسعه زیرساخت‌های بنگلادش به ارزش ۳٫۶ میلیارد دلار در ۲۰۱۸ امضا کردند. این قراردادها از همان ابتدا نگرانی‌هایی را از سوی بنگلادشی‌ها به همراه داشت. بنگلادش مدتی بعد بخش‌هایی از این قراردادها همچون قرارداد ساخت نیروگاه‌های برق را به دلایلی همچون فساد شرکت‌های چینی، هزینه‌های بالای ساخت و نگرانی‌های محیط زیستی لغو کرد. سریلانکا و چین سریلانکا : منتقدان وام‌هایی که توسط بانک اکزیم چین به دولت سریلانکا برای ساخت بندر ماگامپورا ماهیندا راجاپاکسا اعطا شده را نمونه موردی دیپلماسی تله بدهی نامیده‌اند. ارزش این قرارداد ۳۶۱ میلیون دلار بود که ۸۵٪ آن توسط بانک اکزیم چین با نرخ سود سالیانه ۶٫۳٪ تأمین شد. شرکت‌های دولتی چینی سینوهایدرو و شرکت مهندسی بندر چین به وسیله دولت سریلانکا به کار گرفته شدند تا بندر ماگامپورا را بسازند. دولت سریلانکا در بازپرداخت این وام ناموفق بود و به همین دلیل طی یک قرارداد اجاره ۹۹ ساله این بندر به شرکت دولتی چینی چاینا مرچنس واگذار شد. تانزانیا و چین تانزانیا : در زمان ریاست جمهوری جاکایا کی‌کوته تانزانیا یک قرارداد ۱۰ میلیارد دلاری با چین بست تا شرکت‌های چینی بندر ام‌بگانی کریک در باگامویو را بسازند. در آوریل ۲۰۲۰، جان ماگوفولی، رئیس‌جمهور جدید تانزانیا این قرارداد را لغو کرد و گفت «تنها یک آدم مست می‌تواند چنین شرایطی را بپذیرد». از جمله‌بندهای این قرارداد این بود که شرکت‌های چینی از پرداخت مالیات و هزینه‌های جاری معاف بودند. بر اساس شرایط این وام چینی‌ها به عنوان گارانتی وام باید به مدت ۳۰ سال این بندر را در اختیار خود می‌داشتند و دولت تانزانیا حق پرسش در مورد نحوه استفاده چینی‌ها از این بندر در این مدت را نداشت. جیبوتی و چین جیبوتی : جیبوتی از چین وام گرفت تا بنادر استراتژیکش را توسعه دهد. بدهی‌های جیبوتی به چین در مجموع ۷۷٪ از کل بدهی خارجی این کشور را شامل می‌شود که خود معادل ۸۰ درصد تولید ناخالص داخلی جیبوتی است. با توجه به تعویق پرداخت بدهی های جیبوتی ، در ۲۰۱۷ نخستین پایگاه نظامی چین در خارج از مرزهای این کشور در جیبوتی به راه افتاد. کنیا و چین ریزش پل 12 میلیون دلاری ساخته شده توسط چین در کنیا کنیا : در فاصله ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۷ کنیا از چین در مجموع ۹٫۸ میلیارد دلار وام گرفت. بدهی به چین در مجموع ۷۲٪ از کل بدهی خارجی کنیا را شامل می‌شود. چین تا ۲۰۲۰ بودجه گسترده‌ای معادل ۶٫۵ میلیارد دلار در اختیار کنیا گذاشت تا ریل استاندارد مومباسا–نایروبی را تکمیل کند. در ۲۳ ژوئن ۲۰۲۰ دادگاه استیناف در کنیا یک وام ۳٫۲ میلیارد دلاری از چین برای ساخت خط‌های راه‌آهن در کنیا توسط شرکت‌های چینی را غیرقانونی اعلام کرد. در دسامبر ۲۰۱۸ دولت کنیا تا آستانه اعلام ناتوانی در بازپرداخت اقساط وام‌های چین برای ساخت بندر مومباسا پیش رفت. این عمل می‌توانست باعث شود تا کنیا کنترل این بندر را به چین واگذار کند. به دنبال این اتفاق در رسانه‌های کنیایی این سؤال مطرح شد که آیا وام گرفتن از چین در ازای از دست رفتن حاکمیت ملی کنیا بر سرزمینش ارزشش را دارد و آیا کنیا به موردی دیگر همچون سریلانکا تبدیل می‌شود یا نه؟ زامبیا و چین زامبیا : از مجموع ۸٫۷ میلیون دلار بدهی خارجی زامبیا ۷٫۴ دلار آن به چین است که با در نظر گرفتن اقتصاد کوچک این کشور آفریقایی این بدهی مبلغ بسیار بالایی‌ست. در ۲۰۱۸ بحثی در میان قانون‌گذاران زامبیایی مطرح شد مبنی بر این‌که وام‌های چینی با شرایط بازپرداخت سخت و بی‌ملاحظه حاکمیت ملی این کشور را به خطر می‌اندازد و در سپتامبر همان سال مذاکراتی بین چین و زامبیا انجام شد تا دولت زامبیا کنترل زسکو، شرکت برق دولتی زامبیا، را تماماً به چین واگذار کند. به این لیست بلند بالا می توان کشورهائی نظیر تاجیکستان ، نپال ، کامبوج و ... را هم اضافه کرد. شاید با دیدن این لیست و عواقبی که دامنگیر طرف های قرارداد چینی ها شده ؛ بتوان بهتر به دلایل ابراز نگرانی دوستان فروم از قرارداد همکاری با چین پی برد پی نوشت 1 : البته این پست به این معنا نیست که قرار است سند همکاری ایران و چین به چنین سرنوشت هائی دچار می شود ، اما این سوابق پیش رو ، باید ما را هوشیار نگه دارد تا در قرارداد های متعاقب این سند ، گرفتار دام و حیله گری های شرکت های چینی نشویم. پی نوشت 2 : نکته جالب توجه در تمامی قراردادهای چین با کشورهای فوق الذکر اعزام تمامی پرسنل شرکت های پیمانکاری چینی ( حتی در حد کارگران ساده و کارگران ساختمانی و ... ) از چین به این کشورها است که عملا باعث شده که هیچکدام از این پروژه ها و قراردادها نقش پر رنگی در ایجاد اشتغال در کشورهای طرف قرار داد و کاهش نرخ بیکاران این کشورها نداشته باشند.
  9. 17 پسندیده شده
    بسم الله الرحمن الرحیم گلوگاه اژدها محفظه احتراق در پیشران‌‌های هوا تنفسی محفظه احتراق فضایی در توربین‌‌های گازی، موتور‌‌های رمجت یا اسکرم جت است که احتراق در آن صورت می‌گیرد. همچنین به سوزاننده، یا محفظه احتراق یا نگهدارنده شعله[1] معروف هستند. در یک موتور توربین گازی، محفظه احتراق تحت تزریق هوا با فشار زیاد بوسیله کمپرسور قرار می‌گیرد. سپس هوای فشرده تحت فشار ثابت گرم می‌شود. پس از آن هوای گرم شده از محفظه احتراق از طریق پره‌‌های نازل به سمت توربین هدایت می‌شود، در نمونه موتور‌‌های رم جت یا اسکرم جت، هوا به صورت مستقیم به درون نازل‌‌ها تزریق می‌شود. یک محفظه احتراق باید به رغم جریان بسیار شدید هوا در آن، یک احتراق پایدار را در خود ایجاد و حفظ کند. برای این منظور محفظه احتراق باید به دقت برای ترکیب و احتراق اولیه هوا و سوخت طراحی شود و سپس برای ترکیب بیشتر هوا جهت تکمیل فرایند احتراق آماده شود. ابتدا موتور‌‌های توربین گازی از یک محفظه تکی سود می‌بردند که به عنوان محفظه احتراق قوطی شکل شناخته می‌شد. امروزه 3 نوع پیکر بندی اصلی موجود است: 1. نوع قوطی شکل[2] 2. نوع حلقوی[3] 3. نوع ترکیبی حلقه ای-قوطی شکل[4] البته حالت پس سوز در موتور‌‌های جت معمولا نوع دیگری از محفظه‌‌های احتراق در نظر گرفته می‌شوند. محفظه‌‌های احتراق نقش خیلی مهمی در تعیین بسیاری از ویژگی‌‌های عملیاتی موتور ها، از قبیل بازده سوخت، سطح انتشار گلخانه ای و واکنش گذرا ( پاسخ تغییر وضعیت جریان سوخت و سرعت هوا ) بازی می‌کنند. محفظه احتراق موتور توربو جت رولز رویس اصول وظیفه محفظه احتراق در یک توربین گازی ایجاد انرژی لازم در سیستم، برای گردش توربین و تولید گازی با سرعت بالا برای خروج از طریق نازل اگزوز در موتور هواپیما‌‌ها است. همانند هر چالش مهندسی دیگری، انجام این کار نیاز به حفظ تعادل بسیاری از ملاحظات در طراحی دارد، از جمله: - احتراق کامل سوخت. در غیر این صورت، موتور فقط سوخت احتراق نیافته را هدر می‌دهد و خروجی‌‌های ناخواسته از قبیل هیدرو کربن‌‌های احتراق نیافته، مونو اکسید کردن و دوده را تولید می‌کند. - از دست دادن فشار در محفظه احتراق. توربینی که محفظه احتراق را تغذیه می‌کند نیاز به جریان هوای پرفشار دارد تا با بهره وری مناسب کار کند. - عمل احتراق می‌بایست در درون محفظه احتراق پایدار نگه داشته شود. اگر احتراق بیشتر در عقب موتور صورت گیرد قطعات توربین به آسانی اورهیت[5] خواهد شد و آسیب می‌بیند. علاوه بر این فناوری ساخت پره‌‌های توربین در حال پیشرفته شدن است و این پره‌‌ها می‌توانند در برابر حرارت‌‌های بیشتری تاب آوری داشته باشند، سعی می‌شود محفظه‌‌های احتراق به نحوی طراحی شوند که بتوانند عمل احتراق را در حرارت بالاتری به انجام برسانند و بنابراین اجزای محفظه احتراق باید بتوانند در برابر آن حرارت - در ارتفاع بلند در صورت از دست رفتن جریان احتراق یا خفگی، مجددا باید بتواند احتراق را استارت بزند. - پروفیل یکنواخت خروج حرارت. اگر نقاط خیلی داغ در جرایان خروجی باشد، احتمال دارد توربین در معرض استرس حرارتی یا انواع دیگر آسیب قرار گیرد. به طور مشابه، در پروفیل حرارتی داخل محفظه احتراق می‌بایست از تجمع حرارت در یک نقطه جلوگیری کرد، زیرا موجب آسیب یا حتی تخریب محفظه احتراق از داخل می‌شود. - وزن کم و اندازه کوچک. فضا و وزن در کاربرد‌‌های هوانوردی یک موضوع بسیار مهم است، به همین منظور در یک طراحی خوب کوشش می‌شود محفظه احتراق کوچک و فشرده باشد. در تجهیزاتی به غیر از تجهیزات هوایی، مثل توربین‌‌های گازی تولید برق نیاز به رعایت این فاکتور نیست. - طیف گسترده شرایط عملیاتی. اغلب محفظه‌‌های احتراق باید بتوانند با فشار‌‌های ورودی، حرارت و توده‌‌های جریان متفاوت کار بکنند.این فاکتور‌‌ها با دو عامل تنظیمات موتور و وضعیت محیطی تغییر می‌کنند ( به عنوان مثال حرکت تخته گاز در ارتفاع کم می‌تواند خیلی متفاوت نسبت به حرکت کم گاز در ارتفاع‌‌های بالا باشد.) - میزان انتشار گازهای گلخانه ای. مقررات سختگیرانه ای برای انتشارات گاز‌‌های گلخانه ای از قبیل دی اکسید کربن و اکسید نیتروژن از هواپیما‌‌ها در نظر گرفته شده است. بنابراین محفظه‌‌های احتراق نیاز به طراحی هایی دارند که موجب انتشار حداقل گازهای گلخانه ای شوند. تاریخچه : پیشرفت‌‌ها در فناوری ساخت محفظه احتراق بر روی چند حوضه خاص متمرکز شده است: انتشار گاز ها، محدوده عملیاتی و دوام. موتور‌‌های جت اولیه مقدار خیلی زیادی دود تولید می‌کردند، پیشرفت‌‌های ابتدایی در فناوری محفظه‌‌های احتراق در دهه 1950 به کاهش دود‌‌های تولید شده بوسیله موتور‌‌های جت منجر شد. هنگامی که دود‌‌های ناشی از فعالیت موتور کاملا حذف شد، تلاشها در دهه 1970 به سمت کاهش دیگر گازهای گلخانه ای، مثل هیدروکربن‌‌های نسوخته و مونو اکسید کربن رفت. در این دهه همچنین مشاهده شد که دوام محفظه‌‌های احتراق بهبود یافته است، همچنین با روش جدید ساخت آستر بهبود یافته، طول عمری در حدود 100 برابر نسبت به آستر‌‌های قدیمی بدست آمد. در دهه 1980 محفظه‌‌های احتراق شروع بهبود بهره وری در تمامی محدوده‌‌های عملیاتی نمودند: محفظه‌‌های احتراق به سمت بهره وری نزدیک به 99 درصد در وضعیت حداکثر قدرت متمایل شدند، اما بهره وری آنها در قدرت‌‌های پایین کاهش یافت. پیشرفت‌‌های صورت گرفته در آن دهه موجب بهبود بازده در سطح‌‌های پایینتر نیز شد. در دهه‌‌های 1990 و 2000 بازنگری هایی در کاهش انتشار گازهای گلخانه ای، مشخصا بر روی انتشار اکسید‌‌های نیتروژن صورت پذریفت. تکنولوژی‌‌های مربوط به محفظه احتراق هنوز به صورت فعالانه در حال مطالعه و توسعه است و اغلب تحقیقات به روی بهبود جنبه‌‌های مشابه متمرکز شده است. اجزا پوسته : پوسته، خارجی ترین قشر محفظه احتراق است، و ساختاری کاملا ساده دارد. و عموما نیاز به نگهداری کمی دارد. پوسته در مقابل بارهای حرارتی که ناشی از جریانات هوای درون آن است محافظت شده است و نگرانی کمی در مورد کارایی حرارتی آن وجود دارد. اما پوسته شبیه یک مخزن تحت فشار عمل می‌کند که می‌بایست در برابر اختلاف بین فشار بالا در داخل محفظه احتراق و فشار کم در بیرون آن مقاومت کند. بارهای مکانیکی ( کمتر از بار‌‌های حرارتی ) یک فاکتور دیگر در طراحی پوسته می‌باشد. دفیوزر ( پخش کننده ) : وظیفه دفیوزر، کاهش سرعت هوای فوق فشرده حاصل از کمپرسور، به سرعت بهینه و مناسب برای محفظه احتراق است. کاهش سرعت، نتیجه اجتناب ناپذیر کاهش فشار کلی را در پی دارد، لذا یکی از چالش‌‌های طراحی محدود کردن از دست دادن فشار تا حد ممکن است. بعلاوه دفیوزر باید طوری طراحی شود که اعوجاج جریان را تا حد ممکن بوسیله اجتناب از تاثیرات جریان مثل جدایش لایه مرزی جلوگیری کند. شبیه به اغلب اجزاء موتور‌‌های توربین گازی، دفیوزر تا حد ممکن باید سبک و کوتاه طراحی شود. آستر : آستر شامل روند احتراق و موجب ایجاد جریان‌‌های هوای متفاوت ( توزیع، رقیق سازی و خنک کردن جریان هوا ) در ناحیه احتراق می‌شود. آستری می‌بایست طوری طراحی شود که در مقابل چرخه‌‌های طولانی حرارت‌‌های بالا بتواند مقاومت کند. به این منظور آستری معمولا از سوپر آلیاژهایی چون Hastelloy X ( سوپر آلیاژی از نیکل – کروم – آهن – مولیبدن با قدرت مقاومتی بالا در برابر حرارت‌‌های بالا، مقاومت در برابر اکسید شدن و تغییر شکل با توانایی مقاومت در برابر حرارت تا 1200 درجه سانتی گراد) ساخته شود. علاوه بر این اگر چه در آستری از آلیاژ‌‌های با کارایی بالا استفاده می‌شود، ولی آستری می‌بایست با جریان هوا خنک شود. برخی از محفظه‌‌های احتراق با استفاده از کوتینگ‌‌های سپر حرارتی ( مواد فوق پیشرفته ای که معمولا در ساخت سطوح فلزی به کار رفته در توربین‌‌های گازی و قسمت هایی از موتور هواپیما‌‌ها استفاده می‌شود) ساخته می‌شوند. اما با این حال خنک کردن آستری بوسیله هوا هنوز مورد نیاز است. به طور کلی دو نوع روش خنک کردن آستر وجود دارد. خنک کردن به روش تعریق و خنک کردن به روش فیلم کولینگ. روش نوار نازک یا فیلم کولینگ به وسیله تزریق هوای سرد از بیرون آستری به درون آن کار می‌کند. این روش نوار نازکی شبیه به نوار فیلم از هوا ایجاد می‌کند که از آستری در برابر حرارت محافظت می‌کند و برای مثال می‌تواند حرارت را از حدود 1800 کلوین به حدود 830 کلوین کاهش می‌دهد. روش دیگر خنک کردن آستری یا روش تعریق، یک روش مدرن تر خنک سازی است که از یک ماده متخلخل برای استری استفاده می‌شود. آستری متخلخل اجازه می‌دهد که مقدار کمی از هوای خنک کننده از میان آن عبور کند، و موجب عملکرد خنک کنندگی ای مشابه خنک کردن به روش نوار نازک می‌شود. دو اختلاف عمده در پروفیل حرارتی حاصل از آستری و مقدار هوای خنک کننده مورد نیاز وجود دارد. نتایج خنک کردن به روش تعریق در اغلب پروفیل‌‌های حرارتی نشان می‌دهد که هوای خنک کننده موجب خنک کردن به طور یکنواخت از طریق منافذ می‌شود. روش خنک کننده نوار نازک نیز عموما از طریق دنده‌‌ها و کانال کشی‌‌ها حرارت را کاهش می‌دهد، که خنک کنندگی نایکسانی را در پی دارد که موجب می‌شود در شکاف هایی که هوا در آن جریان دارد قعطات خنک تر و در مابین آنها قطعات گرم تر باشند. مهمتر از آن، روش تعریق هوای خنک خیلی کمتری استفاده می‌کند (حدود 10 درصد از کل جریان هوا، به جای 20 تا 50 درصد که در روش خنک کاری نواری استفاده می‌شود). استفاده از هوای کمتر برای خنک کردن، اجازه می‌دهد که هوای بیشتری صرف احتراق در محفظه احتراق شود، که از اهمیت بسزایی در موتور‌‌های با عملکرد و تراست بالا برخوردار است. دهانه : دهانه حاصل گسترش و دنباله ساختاری گنبدی شکل است که به عنوان یک شکاف ورود هوا عمل می‌کند، که هوای اولیه را از جریان هوای ثانویه جدا می‌کند (واسطه، رقیق ساز و هوای خنک کننده). گنبد/ چرخاننده[6] : قسمت‌‌های از محفظه احتراق هستند که جریان اولیه هوا از طریق آنها وارد ناحیه احتراق می‌شود. نقش این قسمت تولید توربولانس (جریان گردابه ای) در جریان سیال، برای ترکیب سریع هوا و سوخت است. محفظه‌‌های احتراق اولیه (به جای چرخاننده ها) از گنبد‌‌های با بدنه شیب دار استفاده می‌کردند که از یک صفحه ساده برای ایجاد تلاطم جهت ترکیب کردن هوا و سوخت استفاده می‌کرد. اغلب طراحی‌‌های مدرن دارای تثبیت کننده چرخش هستند. چرخاننده یک ناحیه کم فشار محلی ایجاد می‌کند که برخی از محصولات احتراق را مجبور به چرخش مجدد می‌کند، که جریان گردابه ای قابل توجهی را پدید می‌آورد. اگرچه تلاطم‌‌های بالاتر، افت فشار‌‌های بیشتری برای احتراق خواهد داشت، بدین جهت گنبد و چرخاننده باید به دقت طراحی شوند تا از تولید تلاطم و جریان گردابه ای بیشتر از آنچه برای ترکیب مناسب سوخت و هوا مورد نیاز است جلوگیری شود. انژکتور سوخت در یک محفظه احتراق قوطی شکل چرخان در موتور JT9D پرت اند ویتنی تزریق کننده سوخت (انژکتور ) : انژکتور مسئولیت رساند سوخت به ناحیه احتراق و همچنین چرخاننده مسئولیت ترکیب سوخت و هوا را بر عهده دارد. چهار روش اصلی تزریق سوخت وجود دارد: اسپری کردن تحت فشار، انفجار هوا، تبخیر، و پیش آمیختن / انژکتورهای پیش بخار. تزریق با فشار یا اسپری کردن سوخت تکیه بر فشار‌‌های بالای سوخت ( در حدود 3400 کیلو پاسکال ( 500 پی اس آی )) برای اسپری کردن دارد. این نوع از انژکتور سوخت این مزیت را دارد که بسیار ساده است، اما دارای معایبی نیز می‌باشد. سیستم سوخت می‌بایست به اندازه کافی در مقابل فشار‌‌های بالا مقاوم باشد، و سوخت تمایل دارد که به صورت نا همگون اسپری شود که منجر به احتراق ناقص یا غیر یک نواخت می‌شود که آلاینده‌‌ها و دود بیشتری را ایجاد می‌کند. نوع دوم انژکتور، انژکتور انفجار هواست. این انژکتور لایه ای از سوخت را به همراه جریانی از هوا منفجر می‌کند، که سوخت را به صورت قطرات همگنی اسپری می‌کند. این نوع انژکتور منجر به تولید اولین محفظه احتراق بدون دود شد. هوای استفاده شده دقیقا همان مقدار هوای اولیه است که به جای چرخاننده از انژکتور هدایت شده است. این نوع از انژکتور همچنین به فشار کمتری از سوخت نسبت به نوع اسپری سوخت احتیاج دارد. تزریق سوخت تبخیری، سومین نوع است و مشابه انژکتور انفجار هوا است که در آن هوای اولیه در حین آنکه به محفظه احتراق تزریق می‌شود با سوخت ترکیب می‌شود. اما مخلوط سوخت و هوا از میان یک تیوب به درون منطقه احتراق حرکت می‌کند. گرمای ناشی از محفظه احتراق به مخلوط سوخت و هوا هدایت می‌شود، مقداری از سوخت قبل از احتراق تبخیر می‌شود که باعث ترکیب بهتر آن با هوا می‌شود. این روش اجازه می‌دهد سوخت با تششعات گرمایی کمتری محترق شود، که به حفاظت آستری کمک می‌کند. اگرچه، تیوب تیخیر کننده ممکن است مشکلات جدی از جهت دوام به دلیل جریان کم فشار سوخت درون آن داشته باشد (سوخت درون تیوب، تیوب را در برابر گرمای احتراق محافظت می‌کند). انژکتور‌‌های پیش مخلوط کننده/پیش بخار کننده به این صورت کار می‌کنند که قبل از ورود سوخت به محفظه احتراق آن را ترکیب یا تبخیر می‌کنند. این روش اجازه می‌دهد سوخت به صورت کاملا یکنواخت با هوا ترکیب شود، همچنین موجب کاهش آلایندگی موتور می‌شود. یک اشکال این روش آن است که سوخت ممکن است به صورت خودکار احتراق یابد و یا در غیر اینصورت قبل از اینکه ترکیب سوخت و هوا به محفظه احتراق برسد سوخت دچار احتراق شود. اگر این اتفاق رخ دهد محفظه احتراق به شدت آسیب خواهد دید. مشتعل کننده اغلب مشتعل کننده‌‌ها در توربین‌‌های گازی با جرقه الکتریکی احتراق ایجاد می‌کنند، مشابه شمع خودرو. مشتعل کننده باید در محفظه احتراق باشد جایی که سوخت و هوا پیش از این با هم ترکیب شده اند، اما این باید به اندازه کافی از منشاء جریان دور باشد به طوری که از احتراقی که خود بوجود اورده آسیب نبیند. زمانی که مشتعل کننده فرایند احتراق را آغاز کرد، ادامه روند احتراق خودکفا عمل می‌کند و بیش از این نیازی به مشتعل کننده نیست. در محفظه‌‌های احتراق حلقه ای-قوطی شکل شعله‌‌های اتش می‌توانند از یک محفظه احتراق به دیگری منتشر شود، بنابراین نیازی به استفاده از مشتعل کننده در تمامی محفظه‌‌ها نمی باشد. در برخی از سیستم‌‌ها از تکنیک‌‌های مشتعل کننده کمکی استفاده شده است. یکی از این روش‌‌ها تزریق اکسیژن است، که در آن اکسیژن به منطقه اشتعال خورانده می‌شود و به احتراق آسانتر سوخت کمک می‌کند. این مورد به صورت ویژه برای برخی هواپیما هایی که در ارتفاع‌‌های خیلی بالا ممکن است موتورشان خاموش شود و نیاز به راه اندازی مجدد داشته باشد مفید است. مسیر‌‌های جریان هوا هوای اولیه این هوا، هوای اصلی احتراق است. هوایی خیلی فشرده است که از فعالیت کمپرسور با فشار خیلی بالا بدست آمده (عمدتا بوسیله دفیوزر کم سرعت می‌شود) که از میان کانال اصلی در گنبد محفظه و اولین دسته از حفره ‌‌های آستری به محفظه احتراق خورانده می‌شود. این هوا با سوخت ترکیب شده است و سپس محترق می‌شود. هوای واسطه این هوا، هوایی است که از میان دومین دسته از حفره‌‌های آستری به درون محفظه احتراق تزریق می‌شود. این جریان هوا روند واکنش، خنک کردن هوا و رقیق سازی غلظت‌‌های بالای مونو اکسیدکربن و هیدروژن را کامل می‌کند. هوای رقیق کننده هوای رقیق کننده جریان هوایی است که از طریق سوراخهای آستر در انتهای محفظه احتراق تزریق می‌شود تا به خنک شدن هوا قبل از رسیدن به مراحل توربین کمک کند. از این هوا برای تولید مشخصات دمایی یکنواخت مورد نظر در احتراق به دقت استفاده می‌شود. با این حال، همانطور که فناوری تیغه توربین بهبود می‌یابد و به آنها اجازه می‌دهد در دماهای بالاتر مقاومت کنند، از هوای رقیق کمتر استفاده می‌شود و با کم شدن سهم هوای رقیق کننده از هوای ورودی به موتور، امکان استفاده از هوای احتراق بیشتر فراهم می‌شود. هوای خنک کننده هوای خنک کننده جریان هوایی است که از طریق سوراخهای کوچک آستر تزریق می‌شود تا یک لایه (نوار) از هوای خنک ایجاد شود تا آستر از دمای احتراق محافظت شود. نحوه کارکرد هوای خنک کننده باید به دقت طراحی شود تا مستقیماً با هوا و فرآیند احتراق فعل و انفعال نداشته باشد. در برخی موارد، تا 50٪ از هوای ورودی به عنوان هوای خنک کننده استفاده می‌شود. چندین روش مختلف برای تزریق این هوای خنک کننده وجود دارد، و نوع روش می‌تواند بر مشخصات دمایی که آستر در معرض آن قرار می‌گیرد تأثیر بگذارد. انواع چینش محفظه‌‌های احتراق‌‌های نوع قوطی شکل برای موتور توربین گازی، که از زوایه محوری به سمت اگزوز آن را مشاهده می‌کنید. رنگ آبی مسیر جریان خنک کننده، و نارنجی مسیر جریان محصول احتراق را نشان می‌دهد. محفظه احتراق از نوع قوطی شکل محفظه‌‌های احتراق قوطی شکل خود از محفظه‌‌های احتراق استوانه ای تشکیل شده اند. هر "قوطی" خود دارای انژکتور سوخت، مشتعل کننده، آستر، و پوسته مخصوص به خود است. هوای اولیه از کمپرسور وارد هر قوطی می‌شود، جایی که در آن، از سرعتش کم، با سوخت مخلوط، و سپس شعله ور می‌شود. همچنین جریان هوای دومی نیز از کمپرسور به سمت این قوطی‌‌ها روانه می‌شود که به سطح بیرونی آستر دمیده می‌شود (سطح درونی آن جایی ست که احتراق صورت می‌پذیرد). پس از آن هوای ثانویه، معمولا از طریق شکاف هایی در آستر، به محفظه احتراق خورانده می‌شود تا آستر را از طریق نوار باریکی از جریان هوا خنک کند. در بیشتر کاربردها، چندین قوطی در اطراف محور مرکزی موتور مرتب شده و اگزوز مشترک آنها به توربین (ها) منتقل می‌شود. از محفظه‌‌های احتراق‌‌های نوع قوطی شکل به دلیل سهولت در طراحی و آزمایش، بیشتر در موتورهای توربین گازی اولیه استفاده می‌شد (می توان یک محفظه قوطی را به شکل منفرد آزمایش کرد، به جای کل سیستم). تعمییر و نگه داری این محفظه‌‌ها به راحتی صورت می‌پذیرد، چرا که می‌توان تنها یک قوطی را برای تعمییر جدا کرد و نیازی به باز کردن کل بخش احتراق در موتور نیست. اکثر موتورهای توربین گازی مدرن (به ویژه برای استفاده در هواپیما) از محفظه‌‌های احتراق قوطی شکل استفاده نمی کنند، زیرا وزن آنها اغلب بیش از رقبایشان است. علاوه بر این، افت فشار در قوطی به طور کلی بیشتر از سایر محفظه‌‌ها است (به میزان 7٪). بیشتر موتورهای مدرنی که از محفظه قوطی استفاده می‌کنند، توربوشفت هستند که دارای کمپرسورهای گریز از مرکز می‌باشند. محفظه احتراق قوطی شکل حلقوی. محور مشاهده در راستای اگزوز می‌باشد. محفظه قوطی -حلقوی نوع بعدی محفظه‌‌های احتراق محفظه‌‌های قوطی-حلقوی است. به این نوع محفظه‌‌ها کنولار[7] نیز گفته می‌شود. مانند احتراق نوع قوطی، محفظه احتراق‌‌های کنولار دارای مناطق احتراق گسسته است که دارای آسترهای جداگانه با انژکتورهای سوخت خاص خود هستند. برخلاف احتراق قوطی، تمام مناطق احتراق دارای یک حلقه مشترک (فضای بین 2 دایره متحد المرکز) هستند. مناطق احتراق همچنین می‌توانند از طریق سوراخهای آستر یا لوله‌‌های اتصال با یکدیگر "ارتباط" برقرار کنند که باعث می‌شود مقداری هوا به صورت محیطی جریان یابد. جریان خروجی از احتراق کانولار به طور کلی دارای مشخصات دمایی یکنواخت تری است که برای قسمت توربین بهتر است. همچنین نیازی نیست که هر محفظه ای مشتعل کننده مخصوص خود را داشته باشد. هنگامی که آتش در یک یا دو قوطی روشن شد، می‌تواند به راحتی به بقیه گسترش یابد و شعله ور شود. این نوع احتراق نیز نسبت به نوع قوطی سبکتر است و افت فشار کمتری دارد (در حد 6٪). با این حال، تعمییر نگه داری محفظه احتراق کانولار دشوارتر از محفظه احتراق احتراق قوطی شکل است. نمونه هایی از موتورهای توربین گازی که از محفظه احتراق کانولار استفاده می‌کنند می‌توان از موتور توربوجت General Electric J79 و توربوفن‌‌های Pratt & Whitney JT8D و Rolls-Royce Tay نام برد. محفظه احتراق حلقوی تصویر فوق محفظه احتراق از نوع حلقوی (Annular) از یک موتور نوع توربین گازی با دید محوری و از سمت خروجی گاز‌‌ها است. دایره‌‌های کوچک نارنجی رنگ نازل‌‌ها تزریق سوخت می‌باشند که جدیدترین و پراستفاده ترین نوع محفظه احتراق می‌باشد. محفظه‌‌های احتراق حلقوی نیاز به مناطق احتراق جداگانه را از بین می‌برند و تنها از یک آستر و پوسته به صورت پیوسته و حلقه ای شکل استفاده می‌کنند. محفظه‌‌های احتراق حلقوی مزایای زیادی دارد، از جمله احتراق یکنواخت تر، اندازه کوتاه تر (بنابراین سبک تر) و سطح کمتر (نیاز کمتر به حفاظت و خنک کاری). علاوه بر این، محفظه‌‌های احتراق‌‌های حلقوی تمایل به داشتن دمای خروجی بسیار یکنواخت تری دارند. آنها همچنین کمترین افت فشار را در میان سه طرح بیان شده دارند. طراحی حلقوی نیز ساده تر است، اگرچه آزمایش به طور کلی به یک بستر آزمایشی در اندازه کامل نیاز دارد. به عنوان مثالی از موتورهایی که از محفظه احتراق حلقوی استفاده می‌کنند می‌توان از CFM International CFM56 نام برد. تقریباً در تمام موتورهای توربین گاز مدرن از احتراق حلقوی استفاده می‌شود. به همین ترتیب، بیشتر تحقیقات و توسعه‌‌های احتراق بر بهبود این نوع متمرکز است. محفظه احتراق دو حلقه ای یکی از انواع محفظه احتراق حلقوی استاندارد، محفظه احتراق دو حلقه ای (DAC) است. مانند یک محفظه احتراق حلقوی، DAC یک حلقه پیوسته و بدون مناطق احتراق جداگانه در حول شعاع خود است. تفاوت در این است که این نوع محفظه احتراق دارای دو منطقه احتراق در اطراف حلقه است. یک منطقه پایلوت و یک منطقه اصلی. منطقه پایلوت مانند یک احتراق حلقوی منفرد عمل می‌کند و تنها منطقه ای است که در سطوح کم قدرت کار می‌کند. در سطح قدرت بالا، از منطقه اصلی نیز استفاده می‌شود و باعث افزایش جریان هوا و جرم از طریق احتراق می‌شود. در موتورهای جنرال الکتریک از این نوع محفظه احتراق عموما به منظور کاهش انتشار NOx و CO2 استفاده می‌شود. بر اساس گسترش اصول مشابه احتراق دو حلقه ای، احتراق سه حلقه ای و "چند حلقه ای" پیشنهاد شده و حتی ثبت اختراع شده است. نموداری از محفظه احتراق دو حلقه ای آلایندگی یکی از عوامل محرکه در طراحی توربین گاز مدرن، کاهش میزان انتشار است و احتراق عامل اصلی تولید گازهای گلخانه ای در توربین گاز است. به طور کلی، پنج نوع انتشار عمده از موتورهای توربین گاز وجود دارد: دود، دی اکسید کربن (CO2)، مونوکسیدکربن (CO)، هیدروکربن‌‌های نسوخته (UHC) و اکسیدهای نیتروژن (NOx). دود عمدتا با مخلوط کردن یکنواخت سوخت و هوا کاهش می‌یابد. همانطور که در قسمت انژکتور سوخت در بالا بحث شد، انژکتورهای سوخت مدرن (مانند انژکتورهای سوخت ایربلاست) به طور مساوی سوخت را اتمایز می‌کنند و توزیع‌‌های نا متوازن سوخت را کاهش می‌دهند. اکثر موتورهای مدرن از این نوع انژکتورهای سوخت استفاده می‌کنند و اساساً بدون دود هستند. دی اکسید کربن محصولی از فرآیند احتراق است و در اصل با کاهش مصرف سوخت کاهش می‌یابد. با افزایش بیشتر موتورهای توربین گازی، تولید دی اکسید کربن نیز کاهش خواهد یافت. انتشار هیدروکربن نسوخته (UHC) و مونوکسیدکربن (CO) بسیار با هم مرتبط هستند. UHC اساساً سوختی است که کاملاً سوخته نشده است و UHC بیشتر در سطح کم قدرت تولید می‌شود (جایی که موتور تمام سوخت را نمی سوزاند). بیشتر محتوای UHC در فرایند احتراق واکنش داده و CO را تشکیل می‌دهد، به همین دلیل این دو نوع انتشار به شدت با یکدیگر ارتباط دارند. به عنوان یک نتیجه از این رابطه نزدیک، یک احتراق که برای انتشار CO به خوبی بهینه شده است ذاتاً برای انتشار UHC بهینه سازی شده است، بنابراین بیشتر کارهای طراحی بر انتشار CO است. مونوکسیدکربن یک محصول میانی احتراق است و با اکسیداسیون از بین می‌رود. CO و OH واکنش نشان داده و به شکل CO2 و H در می‌آیند. این فرآیند که باعث مصرف CO می‌شود، به مدت زمان نسبتاً طولانی، دمای بالا و فشارهای بالا نیاز دارد (به طور نسبی استفاده می‌شود زیرا فرآیند احتراق خیلی سریع اتفاق می‌افتد). این واقعیت به این معنی است که یک احتراق کم CO دارای مدت زمان ماندگاری طولانی است (اساساً مدت زمانی که گازها در چمبر احتراق هستند). اکسیدهای نیتروژن (NOx) مانند CO در ناحیه احتراق تولید می‌شود. با این حال، بر خلاف CO، بیشترین تولید در شرایطی است که CO بیشترین مصرف را دارد (درجه حرارت بالا، فشار بالا، مدت زمان پایایی طولانی). این بدان معنی است که به طور کلی، کاهش انتشار CO منجر به افزایش NOx و بالعکس می‌شود. این واقعیت به این معنی است که موفقیت آمیزترین میزان کاهش انتشار به ترکیب چندین روش نیاز دارد. پس سوز پس سوز جز دیگری است که به برخی موتورهای جت اضافه می‌شود، در درجه اول موتورهای هواپیمای مافوق صوت. هدف آن ایجاد یک افزایش موقتی در رانش است، هم برای پروازهای مافوق صوت و هم برای برخاستن (چرا که به طور معمول بارگیری بال[8] زیاد در هواپیماهای مافوق صوت به معنی آن است که سرعت برخاست بسیار زیاد خواهد بود.) در هواپیماهای نظامی نیروی محرکه اضافی نیز برای موقعیت‌‌های جنگی مفید است. این با تزریق سوخت اضافی به جریان جت در پایین دست توربین و احتراق آن حاصل می‌شود. مزیت پس سوز افزایش قابل توجه میزان تراست است. عیب آن مصرف بسیار زیاد سوخت و راندمان پایین آن است، اگرچه این مورد معمولاً برای دوره‌‌های کوتاهی که معمولاً مورد استفاده قرار می‌گیرد قابل قبول است. پس سوز موتور هواپیمای میگ-23 معمولا موتورهای جت را به هنگام استفاده از پس سوز مرطوب و به هنگام عدم استفاده از آن خشک می‌نامند. به همین ترتیب میزان تراست موتور را در صورت عدم استفاده از پس سوز تراست خشک و در زمان استفاده از آن تراست مرطوب یا میلیتاری پاور[9] می‌نامند. مانند محفظه احتراق موتورهای توربین گازی، بخش پس سوز نیز شامل پوسته و آستر می‌باشد که وظایف مشابهی را بر عهده دارند. یک تفاوت مهم بین محفظه احتراق اصلی و پس این است که افزایش دما توسط بخشی از توربین محدود نمی شود، بنابراین پس سوز‌‌ها دارای درجه حرارت بیشتری نسبت به محفظه‌‌های اصلی احتراق هستند. تفاوت دیگر این است که پس سوز‌‌ها به خوبی محفظه احتراق اصلی برای مخلوط کردن بهینه هوا و سوخت طراحی نشده اند، بنابراین تمام سوخت در پس سوز سوزانده نمی شود. همچنین پس سوز‌‌ها نیاز به فلیم هولدر[10] (نگاه دارنده شعله) دارند تا سرعت هوای ورودی به پس سوز احتراق را خاموش نکند. پس سوز‌‌ها عموما دارای بدنه‌‌های شیب دار یا "vee-gutters" در پشت انژکتور‌‌های هستند که یک جریان کم سرعت محلی را به روشی مشابه محفظه‌‌های احتراق گنبدی ایجاد می‌کند. رمجت ها موتور‌‌های رمجت[11] از بسیاری جهات با موتورهای توربینی متفاوت هستند اما عموما از اصول یکسانی استفاده می‌کنند. یک تفاوت عمده کمتر بودن اجزای متحرک، به ویژه قسمت‌‌های چرخان پس از محفظه احتراق است. در این موتورها احتراق مستقیما به نازل منتقل می‌شود. این امر موجب می‌شود تا در موتورهای رمجت احتراق در دمای بالاتری صورت گیرد. تفاوت دیگر این است که در بسیاری از موتور‌‌های رمجت همانند موتورهای توربینی از آستر استفاده نمی شود. علاوه بر این برخی محفظه‌‌های احتراق موتور‌‌های رمجت، به جای انواع مرسوم تر از نوع دامب کامباستور[12] هستند. دامب کامباستور‌‌ها سوخت را تزریق می‌کنند و به گردش مجدد تولید شده توسط یک تغییر بزرگ منطقه در احتراق (و نه چرخش در بسیاری از احتراق‌‌های توربین گاز) متکی هستند. همانطور که گفته شد، بسیاری از محفظه‌‌های احتراق موتور‌‌های رمجت نیز شبیه به محفظه‌‌های احتراق موتورهای توربین گازی معمول است، همانند محفظه احتراق استفاده شده در موشک RIM-8 Talos که از یک محفظه احتراق قوطی شکل استفاده می‌کند. RIM-8 Talos اسکرمجت‌‌ها [13] پیشران‌‌های اسکرمجت (رمجت با احتراق مافوق صوت)[14] دارای شرایط احتراق بسیار متفاوت تری نسبت به موتورهای توربین گازی معمول هستند. این نوع پیشران‌‌ها معمولا دارای تعداد کمی، یا حتی هیچ، قطعه متحرکی هستند. در حالی که محفظه ی احتراق در پیشران‌‌های اسکرمجت به نسبت پیشران‌‌های توربینی تفاوت‌‌های عمده ای دارد، اما در عین حال با چالش‌‌های مشابهی نیز مواجه هستند، همانند آمیختن مناسب هوا و سوخت و پایدار نگاه داشتن احتراق. با این حال آنچنان که از نام آن نیز برمی آید، یک پیشران اسکرمجت باید در یک جریان با سرعت مافوق صوت با این چالش‌‌ها هماورد داشته باشد. برای مثال برای یک پرنده با پیشران اسکرمجت که در سرعت 5 ماخ پرواز می‌کند، جریان ورودی به محفظه احتراق باید دارای سرعت اسمی 2 ماخ باشد. یکی از چالش‌‌های مهم در یک موتور اسکرام جت جلوگیری از حرکت امواج شوک تولید شده توسط احتراق در بالادست ورودی است. اگر چنین چیزی رخ بدهد ممکن است موتور از کار بیافتد، که موجب خواهد شد که در کنار بسیاری مشکلات دیگر نیروی رانش نیز از دست برود. برای جلوگیری از این امر، موتورهای اسکرام جت تمایل دارند یک قسمت جدا کننده داشته باشند (تصویر را ببینید) که بلافاصله جلوتر از منطقه احتراق است. چالش مهم دیگر که اشاره شد دشواری پایدار نگاه داشتن احتراق در محفظه احتراق است. پایداری احتراق در یک محفظه احتراق با ورودی جریان مافوق صوت، برای مثال 2 ماخ، به روشن نگاه داشتن شعله ی یک شمع در میان طوفان تشبیه شده است. از نظر طراحی یک تفاوت مهم اسکرمجت‌‌ها با رمجت‌‌ها عدم وجود دیفیوزر است. همانطور که بیان شد تفاوت اصلی موتورهای رمجت و اسکرمجت سرعت جریان ورودی به محفظه احتراق است. در موتورهای رمجت به رغم آنکه وسیله پرنده در سرعت مافوق صورت پرواز می‌کند، از یک دیفیوزر، معمولا دارای فرم‌‌های دوکی شکل یا سهموی، استفاده می‌شود تا سرعت جریان ورودی به محفظه احتراق را کاهش دهد، حال آنکه در موتورهای اسکرمجت، همانطور که شرح آن ذکر شد، چنین قسمتی وجود ندارد. دیفیوزر‌‌های بزرگ موتور ترکیبی توربو-رمجت جی-58 به خوبی مشخص است. یک اسکرام جت به سرعت بالای هواگرد متکی است تا هوای ورودی را قبل از احتراق فشرده و کند کند، اما در حالی که یک رمجت سرعت هوا را تا محدوده مادون صوت کاهش می‌دهد، سرعت جریان هوا در اسکرمجت در کل موتور مافوق صوت است. این به اسکرام جت اجازه می‌دهد تا در سرعتهای بسیار بالا کارآمد عمل کند: پیش بینی‌‌های نظری حداکثر سرعت اسکرام جت را بین 12 ماخ (14000 کیلومتر در ساعت) و 24 ماخ (25000 کیلومتر در ساعت) قرار می‌دهد. اسکرام جت از سه جز اساسی تشکیل شده است: یک ورودی همگرا، جایی که هوای ورودی فشرده و کند می‌شود، یک محفظه احتراق، که در آن سوخت گازی با اکسیژن جوی می‌سوزد تا گرما تولید کند. و یک نازل واگرا، جایی که هوای گرم شده برای تولید رانش شتاب می‌گیرد. بر خلاف یک موتور جت معمولی، مانند یک توربوجت یا یک موتور توربوفن، یک اسکرام جت از قطعات چرخان، فن مانند برای فشرده سازی هوا استفاده نمی کند. بلکه سرعت قابل دستیابی هواپیما در حال حرکت در جو باعث فشرده شدن هوا در ورودی می‌شود.. به همین ترتیب، هیچ قطعه متحرکی در اسکرام جت مورد نیاز نیست. در مقایسه، موتورهای توربوجت معمولی به فن‌‌های ورودی، چندین مرحله از فن‌‌های کمپرسور دوار و چندین مرحله توربین چرخان احتیاج دارند که همگی به وزن، پیچیدگی و تعداد بیشتری نقطه خرابی به موتور می‌افزایند. عملکرد اسکرام جت به دلیل ماهیت طراحی آنها محدود به سرعت‌های نزدیک به مافوق صوت است. این پیشران‌‌ها از آنجا که فاقد کمپرسور مکانیکی هستند، برای فشرده سازی هوای ورودی به شرایط عملیاتی، به انرژی جنبشی بالای یک جریان مافوق صوت نیاز دارند. بنابراین، یک وسیله نقلیه مجهز به سیستم اسکرمجت باید با استفاده از برخی دیگر از وسایل مانند موتور توربوجت، ریلگان یا بوستر راکتی به سرعت مورد نیاز برسد. در حالی که اسکرمجت‌‌ها از نظر مفهومی ساده هستند، اما ساخت نمونه واقعی که چنین عملکردی را از خود به نمایش بگذارد توسط چالش‌‌های فنی شدید محدود می‌شود. پرواز هایپرسونیک در جو باعث درگ بسیار زیاد می‌شود و دمای هوا در روی سطح هواپیما و درون موتور می‌تواند بسیار بیشتر از هوای اطراف باشد. حفظ احتراق در جریان مافوق صوت چالش‌‌های دیگری به همراه دارد، زیرا سوخت باید در میلی ثانیه تزریق، مخلوط شود، مشتعل شود و بسوزد. در حالی که از دهه 1950 تکنولوژی اسکرام جت در دست توسعه است، تنها اخیرا وسایلی آزمایشی مجهز به پیشران اسکرمجت توانسته اند پرواز کنند. تصویر دینامیک سیالات محاسباتی (CFD) از NASA X-43A با موتور اسکرمجت در سرعت 7 ماخ تصاویری از پروژه‌‌های تحقیقاتی کمپانی لاکهید مارتین: تکانه ویژه[15] پیشران‌‌های مختلف منابع https://en.wikipedia.org/wiki/Combustor https://military.wikia.org/wiki/Scramjet با تشکر از bigbang ===================================================== سلام عید همگی مبارک قصه این تاپیک به چند سال قبل و دوره تحریریه دوم بر می گشت. موضوع توسط بنده مطرح شده بود و جناب bigbang قبول زحمت کرده بودند، ولی با توجه به حجم زیاد موضوع و مشغله ایشون تاپیک نیمه کاره مانده بود تا خرداد مال سال قبل که تکمیل کار به بنده واگذار شد. من مدت قابل توجهی است که به دلیل مسائل کاری و گرفتاری های شخصی خیلی کمتر تونستم در میلیتاری در خدمت دوستان و استاتید باشم و هرچه زمان بیشتر پیش می رفت این زمان کمتر و کمتر می شد به نحوی که تکمیل همین تاپیک پیش رو حدود 9 ماه طول کشید. البته این جریانی بوده که برای خیلی از کاربران دیگه میلیتاری هم رخ داده، سال ها قبل کاربرانی از محدوده سنی نیمه اول دهه 60 اکثریت فعالیت رو در میلیتاری داشتن، به مرور به نیمه دوم این روند منتقل شد و الان کاربرانی از نیمه دوم دهه 70 و حتی جوان تر در سایت فعال هستند که برای همگی آرزوی موفقیت دارم. از سال 2014 که رسما عضو شدم تا الان زمان نسباتا زیادی گذشته، از مطالب و دانش خیلی ها خوندم و یاد گرفتم، دوستانی که خیلی هاشون الان نیستن و برخی شون خوشبختانه هنوز حضور فعال دارند. در برابر تا حدی که در توانم بود سعی کردم چند خطی به گنجینه میلیتاری اضافه کنم. تو این مدت با خیلی ها آشنا شدم، شاگردی خیلی ها رو کردم و به شاگردی شون افتخار می کنم؛ با بعضی عزیزان به مرحله رفاقت رسیدیم که برام مثل برادر هستند. داستان 7 میلیمتر هم مث خیلی های دیگه تو میلیتاری رسید به تهش. از خیلی وقت قبل قصد خداحافظی داشتم ولی این تاپیک نیمه کاره نسباتا قدیمی یه مانعی بود برام که این اودیسه هم بالاخره بعد چند سال تموم شد. برای همگی آرزوی سلامتی و موفقیت دارم. خدانگهدار [1] flame holder [2] can [3] annular [4] cannular [5] Overheat (وارد آمدن گرمای بیش از حد که موجب ایجاد تغییر نامطلوب در ساختار مواد می‌شود) [6] swirler [7] Cannular [8] wing loading - در آئرودینامیک، به وزن کل هواپیما تقسیم بر مساحت بال‌ها بارگیری بال گفته می‌شود. هر چه هواپیما سریع‌تر حرکت کند نیروی برآی بیشتری در هر واحد مساحتی بال‌ها ایجاد می‌شود، بنابراین یک بال کوچکتر می‌تواند در پرواز افقی وزن بیشتری را تحمل کند و در واقع بارگیری بال بیشتری را تحمل کند. [9] military power [10] flameholder [11] Ramjet [12] dump combustor [13] Scramjets [14] Scramjet (supersonic combustion ramjet) [15] specific impulse
  10. 16 پسندیده شده
    قسمت سوم اگر مطالعه فوق از اندیشکده رند را جهت چارچوب گذاری صحیح تاپیک مورد بررسی قرار بدیم متوجه چند گام مهم خواهیم شد : گام اول - انتخاب سیستم نظامی مشخص (شامل دکترین و سازمان رزم مشخص) با توجه به اینکه نیت تاپیک بررسی نیروی مسلح ایران هست ولی اغلب تحلیل های دوستان روی دیگر سیستم های نظامی غربی استوار است.اصولا سیستم های نظامی خارج از تواناهای رزمی و تجهیزاتی دارای دکترین و سازمان رزم متفاوت از هم هستن که بعضا ریشه در نوع نظام سیاسی و موقعیت جغرافیایی و ارزش ژئوپلتیکشان دارد.بررسی دیگر سیستم ها باید صرفا برای استخراج پارامترها و صحت سنجی عملکرد نیرو و تجهیزات مورد مطالعه قرار گیرد.(مثال : موفقیت نسبی لانچرهای متحرک رژیم بعث در جنگ خلیج فارس). با توجه به موضوع تاپیک و رویکرد انتخابی مورد نظر ، بعد از انتخاب سیستم نظامی مشخص ، نباید دکترین و سازمان رزم سیستم انتخابی در حین بررسی مورد نقد قرار گیرد.اگر اصول بررسی ، صحیح انجام گیرد نتیجه مطالعه همه چیز را مشخص خواهد کرد. سوال / آیا مطالعه نیروهای مسلح ایران مد نظر است یا قرار است مطالعه ای جامع در تمام سیستم های نظامی انجام گیرد؟ سوال / نیروی پدافند موشکی جزو نیروی موشکی خواهد بود یا خیر ؟ گام دوم - انتخاب نیرو یا تجهیز مشخص تاپیک از مشخص نشدن دقیق دو طرف مقایسه رنج می برد.در عنوان تاپیک "موشک بالستیک" بعنوان یک تجهیز در مقابل "نیروی هوایی" قرار داده شده.تفاوت جنس و ماهیت این دو اساسا هر گونه مقایسه را نا معتبر خواهد کرد.عدم توجه به گام اول یعنی انتخاب سیستم نظامی مشخص ، و عدم انتخاب مناسب دو طرف مقایسه شونده ، تحلیل کاربران را وارد دور باطل کرده به صورتی که اکثر تحلیل های دوستان صحیح و منطقی به نظر می رسد. ولی مخاطب را به یک جمع بندی نمی رساند. جنس و ماهیت نیرو ها و تجهیرات باید به صورت صحیح مشخص شود : اگر تجهیز هست ؟ چه تجهیزاتی (موشک کروز و بالستیک - جنگنده ) اگر مقایسه دو نیرو است ؟ کدام نیرو( نیروی هوافضای سپاه - نیروی هوایی ارتش) گام سوم - انتخاب رویکرد مهمترین گام در این تاپیک انتخاب رویکرد مناسب است. در تاپیک مشخص نشده است مقایسه از چه منظر صورت میگیرد ، یک کاربر از منظر هزینه-فایده و کاربر دیگر از نظر اثربخشی دو تجهیز را مورد بررسی قرار می دهند .عدم انتخاب رویکرد مناسب عامل اصلی به نتیجه نرسیدن تاپیک است. اصولا باید مشخص شود که با چه رویکردی مقایسه صورت میپذیرد : کارایی ( Efficiency) اثر بخشی (Effectiveness) بهره وری (Productivity) هزینه_ فایده ( Cost–benefit analysis_ CBA ) مقرون به صرفه گی ( Cost-effectiveness analysis _CEA ) عملکرد ( Performance ) مهندسی سیستم ها و معیارهای مثل اطمینان پذیری (Dependability) ،قابلیت اطمینان (Reliability) ، دسترس پذیری (Availability) و.... گام چهارم - انتخاب سناریو عدم انتخاب سناریو به قدری بررسی را پیچیده خواهد کرد که به نتیجه رساندن آن از توان انجمن خارج است.سناریو جهت کم کردن پیچیدگی ،فرضیات را مطرح میکند.باید تعیین کرد که مقایسه شونده ها در کدام صحنه عملیاتی باید سنجیده شوند.در یک جنگ تمام عیار، در یک تهاجم غافلگیرانه ، در یک دفع ضربت نخست یا یک عملیات ضربتی ضد تروریستی.... گام پنجم - تعیین پارامتر برای مقایسه نیرو ها و تجهیز ات یکی از مشکل ترین گام ها برای انجمن استخراج پارامترها از تجربیات موفق عملیاتی و مطالعات قدیمی انجام گرفته با توجه به سناریو و رویکرد مورد نظر می باشد.پارامترها اگر به درستی تعیین شوند می توانند ما را وارد تجزیه تحلیل نمایند در غیر اینصورت مبنایی برای سنجش مقایسه شونده ها نخواهیم داشت.پارامترها به طور ساده ویژگی های آن تجهیز و نیرویی خواهد بود که فکر میکنیم بتواند با داشتن آنها ماموریت را با موفقیت به سرانجام برساند. گام ششم - اجرای سناریو و امتیاز دهی با مشخص شدن موارد ذکر شده ، هر کاربر استدلال خود را در مورد امتیازی که به تجهیزات یا نیروها می دهد با استناد به تجارب عملیاتی یا مطالعات انجام شده بیان خواهد کرد. باید به این نتیجه برسیم که موضوعات از این دست را با چارچوب بندی درست می توان به شکلی به ثمر رساند که قابل انتقال به مراجع مربوطه باشد. اگر مقایسه دو نیروی هوایی و موشکی را مد نظر داشته باشیم ، اولین کار بالا بردن شناخت ما از ماهیت این دو نیرو است. با توجه به تحلیل های دوستان موارد دیگری از مستندات "تاپیک جامع قدرت هواپایه" را خدمت کاربران عزیز بیان میکنم. ماهیت قدرت هواپایه "قدرت هواپایه به سختی قابل اندازه گیری یا حتی تعریف است." وینستون چرچیل نیروی هوایی به دلیل منطقه گسترده عملیاتی اش تنها نیرویی که میتواند به عمق قلمرو دشمن وارد شود. قدرت هواپایه به عنوان یک ابزار ویژه برای رهبران ایالات متحده (و کشورهای دیگر) تبدیل شده است، زمانی که دلیلی برای استفاده از نیروی نظامی در برابر یک دشمن وجود داشته باشد ، نیروی هوایی معمولا اولین گزینه است. نیروی هوایی عنصر مهم از امنیت ملی هر کشور است. نسبتا دشوار است که قدرت هوایی را بر روی یک نقشه نشان دهید بنابراین به نسبت قدرت زمین پایه پیش بینی پذیر نیست. قدرت هواپایه به واسطه ماهیت بعدی که در آن فعال است بر دریا و زمین تسلط دارد و رابط بین حوزه دریایی ، زمینی ، فضا و سایبر است. قدرت هواپایه توانایی تسلط بر رفتار دشمن را دارد. گزینه نخست برای اجرای حملات پیش دستانه و حملات غافلگیرانه. تقریبا تمامی حملات نظامی با نیروی هوایی شروع میشود. کارل فون کلاوزِویتس ادعا می کند که دفاع شکل قوی تری از جنگ است. قدرت هوایی این گفته را به چالش کشیده است.اعتقاد بر این است که "قدرت هواپایه به طور ذاتی تهاجمی است" و دفاع در برابر این قدرت بسیار شکننده است. مطالعات امنیت بین الملل ضمن معرفی کردن قدرت هواپایه بعنوان ابزار احتمالی تجاوز ، نشان میدهد که محدودیت یا حذف آن به جلوگیری از جنگ کمک می کند.در ابتدا بیلی میچل (Billy Mitchell) با استدلال اینکه می توان هزار بمب افکن را به قیمت یک کشتی جنگی ساخت و نیروی هوایی را به یک نیروی دفاعی اقتصادی تبدیل کرد ، قدرت هوایی را به عنوان "توانایی انجام کاری در هوا" تعریف نمود. اگر چه میچل به نظر می رسد یک تعریف ساده و مستقیم از قدرت هوایی را بیش از 70 سال پیش ارائه کرده است،اما معنای قدرت هوایی هنوز مورد بحث قرار دارد. نیروی هوایی و محققان به طور یکسان قادر به تعریفی از قدرت هوایی نیستند که همه بتوانند بر آن توافق کنند. بیلی میچل (Billy Mitchell) ، از پیشتازان قدرت هواپایه در ارتش آمریکا ، پدر نیروی هوایی آمریکا درک ویژگی های قدرت هوایی باید با درک "هوا" آغاز شود. خواص (Properties) اساسی هوا عبارتند از: 1) بدون موانع است. 2) کل جهان را پوشش می دهد. 3) دارای عمق عمودی است. سه خواص اساسی هوا ، سه ویژگی (characteristics) اساسی قدرت هوایی را فعال می کند: 1) سرعت _ speed به جز پدیده های شدید آب و هوایی ، موانع طبیعی برای جلوگیری از حملات هوایی وجود ندارد.بنا براین وسایل نقلیه هوایی می توانند به سرعت های بی نظیر دست یابند. 2) برد _range نیروهای هوایی قادر به درنوردیدن مرزهای زمین و دریا بدون مشکل است ، زیرا هوا همه جا است. 3) ارتفاع_elevation وسایل نقلیه هوایی در بهره برداری از این عمق به صورت عمودی آزاد می باشند. سه ویژگی قدرت هوایی سه قابلیت (Capabilities) قدرت هوایی را فعال می کند: 1) پاسخگویی _responsiveness پاسخگویی از سرعت بی نظیر قدرت هوایی در جابه جایی در برد و ارتفاع نشات میگیرد. پاسخگویی بر سرعت تاکید دارد. ویژگی سرعت باعث انعطاف پذیری(flexibility) نیروی هوایی میشود که شامل انعطاف پذیری تاکتیکی برای تغییر آنی اهداف و یا انعطاف پذیری عملیاتی برای تغییر آنی ماموریت است. پاسخگویی به واسطه ویژگی های قدرت هوایی باعث تطبیق پذیری (versatility ) نیروی هوایی میشود به صورتی که می تواند اهداف استراتژیک، عملیاتی و یا تاکتیکی را به صورت جداگانه یا ترکیبی محقق کند . 2) تحرک_mobility تحرک آزادی حرکت است. به دلیل اتمسفر، هواپیما می تواند آزادانه در هر نقطه از سراسر جهان کار کند و این کار را با چابکی زیادی انجام دهد. حرکت بدون محدودیت در میان سطوح مختلف زمین و دریا ، نتیجه ویژگی های قدرت هوایی است که با خواص محیط هوا امکان پذیر است. 3) چشم انداز_perspective ارتفاع ساده یک منظره فیزیکی وسیعی از سطح(زمین-دریا) را فراهم می کند.چشم انداز با افزایش ارتفاع افزایش می یابد.چشم انداز افزایش آگاهی در دو حوزه فکری و فیزیکی را فراهم می کند. افزایش آگاهی اطلاعات بیشتری را فراهم می کند و تصمیم گیری های آگاهانه تر ممکن میسازد. بنابراین، چشم انداز ممکن است با افزایش ارتفاع فراتر از ابعاد فیزیکی به منظور افزایش اطلاعات و کمک به تصمیم گیری صورت گیرد. "بزرگترین محدودیت قدرت هوایی، عدم درک ما از پتانسیل آن است" LT COL JOHNNY R. JONES اصول (Principles ) قدرت هوایی در بکارگیری قدرت هوایی برای دستیابی به اهداف نظامی، حقایقی خاصی وجود دارد که در بیش از 80 سال آموخته شده است. حقایق قدرت هوایی را می توان اصول نامید. یک اصل یک حقیقت اساسی، قانون یا پیش فرض است.اصول بکارگیری قدرت هوایی در مورد چگونگی استفاده از قدرت هوایی برای دستیابی به اهداف نظامی را نشان می دهد. اصول قدرت هوایی عبارتند از: 1) کنترل هوایی_ air control کنترل هوایی به طور کامل برای عملیات هوایی حیاتی است. به عنوان یک حقیقت اساسی، اصل کنترل هوایی تصریح می کند که کنترل محیط هوایی ضرورتی است که به طور موثر با استفاده از نیروی هوایی امکان پذیر است .وظیفه کنترل هوایی ممکن است برتری هوایی یا درجه ای از برتری هوایی باشد. در درجه اول استفاده از قدرت هوایی باید برای دستیابی به درجه ای از کنترل هوایی باشد تا بتوان عملیات هوایی مورد نیاز را فراهم کرد. اگر هوا توسط یک نیروی خصمانه کنترل شود، دسترسی به هوا محدود میشود. بدون کنترل هوا، سه ویژگی سرعت ، برد و ارتفاع به خطر افتاده است. هنگامی که کنترل هوا از طریق برتری هوایی ایجاد شود، نیروی هوایی می تواند برای استفاده از وزن کامل خود مورد استفاده قرار گیرد. 2) کنترل متمرکز (centralized control) و اجرای غیر متمرکز (decentralized execution) اصل کنترل متمرکز توصیه می کند که قدرت هوایی توسط یک فرمانده هوایی هدایت شود. "قدرت هوایی باید تحت کنترل باشد"، همانطور که در تاریخ 21 جولای 1943 دستورالعمل FM 10020، فرماندهی و بکارگیری قدرت هوایی را متمرکز ساخته و تعیین میکند فرمان صرفا از طریق فرمانده نیروی هوایی صادر شود. کنترل متمرکز پاسخگویی ، چشم انداز و تحرک قدرت هوایی را به حداکثر می رساند. بدون کنترل متمرکز ایجاد اولویت، اطمینان از وحدت هدف، و هماهنگ کردن اهداف سخت خواهدبود کنترل متمرکز پاسخگویی و عناصر کلیدی آن انعطاف پذیری(flexibility) و تطبیق پذیری (versatility ) را افزایش می دهد. انعطاف پذیری اجازه می دهد تا نیروهای هوایی به طور همزمان از تمرکز قوا (mass) و مانور(maneuver ) بهره برداری کند - اثرات این امر به طور قابل توجهی از طریق یکتایی هدف که توسط کنترل متمرکز امکان پذیر است، افزایش می یابد. تطبیق پذیری نیروی هوایی را قادر می سازد تا به طور موثر در سطوح استراتژیک، عملیاتی و تاکتیکی جنگ مورد استفاده قرار گیرد . اجرای غیر متمرکز، انعطاف پذیری قدرت هوایی را در سطح تاکتیکی به حداکثر می رساند. اجرای غیر متمرکز نشان می دهد که فرماندهان عملیاتی هوایی دارای ازادی عمل برای استفاده از قدرت هوایی جهت پاسخگویی به وضعیت های مختلف و دستیابی به اهداف بزرگتر هستند. اجرای غیر متمرکز اجازه انعطاف پذیری در بکارگیری را می دهد. اجرای غیر متمرکز به نیروی هوایی این اجاره را میدهد که به سرعت به تغییرات وضعیت تاکتیکی و عملیاتی پاسخ دهد. 3) اولویت_ priority اولویت های مناسب باید ایجاد شود تا اطمینان حاصل شود که پاسخگویی، تحرک و چشم انداز نیروهای هوایی به طور موثر استفاده می شوند. تطبیق پذیری (versatility ) فوق العاده قدرت هوایی اغلب منجر به بکارگیری آن برای دستیابی به نتایج تعیین کننده با توجه به مجموعه ای از اولویت های یکپارچه خواهد شد. اولویت ها برای بکارگیری یکپارچه و متعادل از قدرت هوایی ضروری است. 4) تعادل _ balance در استفاده از یک نیروی هوایی یکپارچه، فرمانده هوایی باید اهداف، فرصت، اثربخشی و کارایی را متعادل کند. تعادل تضمین می کند که قدرت هوایی به درستی برای انجام عملیات و رسیدن به اولویت های تعیین شده و اثرات تعیین کننده دست یابد. از طریق توازن است که اثرات هم افزایی (synergistic) ایجاد و پایدار میگردد. قدرت هوایی ، هنگامی که به شیوه ای جامع و یکپارچه بکارگیری شود، اثراتی فراتر از ماموریت فردی خود (راهبردی)تولید می کند. 5) تمرکز _ concentration تمرکز با نتیجه اندازه گیری میشود نه اعداد .تمرکز محصول پاسخگویی قدرت هوایی، تحرک و چشم انداز است. این ویژگی ها به نیرو هوایی یک چابکی فوق العاده در مانور میدهد. چابکی مانور به قدرت هوایی اجازه می دهد قدرت منکوب کننده خود را در زمان و مکان معین متمرکز کند . تمرکز قدرت نظامی می تواند شامل تلاش های مرگبار و غیر مرگبار باشد. قدرت هوایی می تواند قدرت غیر مرگبار خود را در سطح جهانی از طریق متمرکز نمودن نیرو و تجهیزات در موقعیت های مختلف اعمال ، و باعث حفظ آگاهی رزمی شود. اثر این تمرکز در سطح عملیاتی می تواند یک مجموعه از هدف یا حتی چندین مجموعه هدف در یک حمله را نابود یا فلج کند ،. نتایج حملات متمرکز می تواند استراتژیک باشد. نقاط قوت نیروی هوایی نقاط قوت نیروی هوایی نباید با قابلیت های به اشتراک گذاشته شده توسط تمام سرویس ها اشتباه گرفته شود.تمام سرویس های نظامی توانایی های خاصی مانند مرگباری ، دقت و خفا را به اشتراک می گذارند. این قابلیت های نظامی دیگر برای یک سرویس منحصر به فرد نمی باشند.تمام سرویس های نظامی از تکنولوژی برخوردار شده اند تا میزان مرگباری، دقت و پنهانکاری عملیات نظامی را افزایش دهند. این پیشرفت ها باعث شده سرویس ها اثربخشی خود را افزایش دهند. نیروی هوایی، با این حال، چیزی بیش از جنگنده است. نیروی هوایی نتیجه ادغام تمام پرسنل، تجهیزات و زیرساخت آن است. به طور کلی نظامی، غیر نظامی، محافظ، و رزرو قدرت هوایی را امکان پذیر می کنند. نیروی هوایی برای دستیابی به اهداف امنیت ملی استفاده می شود و توانایی ملت را "برای انجام کاری در هوا" تضمین می کند . توامندی های (strengths) اساسی نیروی هوایی عبارتند از: 1) برتری هوا _ air superiority اولین وظیفه نیروی هوایی برتری هوایی است. کنترل هوایی یک اصل مهم قدرت هوایی و پیش نیاز ی برای عملیات موثر هوایی است. برتری هوایی برای عملیات هوایی کاملا ضروری است. بدست آوردن این توانایی یکی از دلایل عمده برای تقویت نیروی هوایی است . اگر چه سرویس های دیگر نیروی هوایی را برای کنترل هوایی استفاده می کنند، اما به طور عمده در حمایت از عملیات سطحی یا دریایی به کار میرود. برتری هوایی عمدتا توسط نیروهای زمینی و دریایی برای حمایت و کمک به دستیابی به اهداف سطحی یا دریایی دنبال می شود. به طور کلی ویژگی های قدرت هوایی در دستیابی به نتایج تعیین کننده درک میشود. 2) تحرک جهانی قابل اتکا _ reliable global mobility نیروی هوایی متحرکترین نیروها است. نیروی هوایی به تنهایی توانایی اعمال قدرت را به هر نقطه ای از سطح زمین در هر زمانی را دارد.تحرک بیشتر استقراری (deployment) است تا بکارگیری (employment) است. تحرک استقراری قابلیت حرکت از یک نقطه به دیگری است. استقرار پرسنل، تجهیزات، نیروهای رزمی و محموله های مرتبط، برای حضور و نشان دادن قدرت ملی است. تحرک جهانی ، معمولا از طریق استقرار فراهم می شود. تحرک جهانی قابل اتکا ، قدرت اثبات شده نیروی هوایی است. 3) به کارگیری سریع جهانی _ rapid global employment نیروهای هوایی ، قدرت هوایی را تولید می کند. با این حال، در یک نیروی هوایی جهانی، استقرار و به کارگیری جدایی ناپذیر است، اما استقرار معمولا نشان دهنده تحرک یا رسیدن است و به کارگیری، نیرو یا قدرت را نشان می دهد.نیروی هوایی می تواند به سرعت و در سطح جهانی به نگرانی های امنیت ملی با طیف وسیعی از گزینه های نظامی مرگبار و غیر مرگبار پاسخ دهد. از آنجا که نیروی هوایی قادر به عملیات جهانی است بکارگیری این نیروی مرگبار، ملت را قادر می سازد تا قدرت مبارزه برای رفع و جلوگیری از تهدیدات بالقوه منافع ملی را داشته باشند . نیروهای هوایی به طور همزمان می توانند هوا، زمین و نیروهای دریایی را در معرض خطر قرار دهند . 4) آگاهی جهانی _ acute global awareness نیروی هوایی به واسطه چشم انداز به دست آمده از ارتفاع ، آگاهی جهانی را افزایش می دهد. آگاهی جهانی همچنین دارای یک عنصر قابل توجه "مجازی" است، یعنی یک عنصر مبتنی بر فناوری اطلاعات است. نیروی هوایی بواسطه آگاهی جهانی ، توانایی کشور برای پیش بینی بحران را فراهم می کند ، تا به طور مناسب به آن پاسخ دهد. منبع : The Source of Basic Doctrine: Fundamental Characteristics of Airpower Airpower - Lt Col Johnny R. Jones defining air power _ PF Bulletin Issue 133-139 Multiple Dilemmas _ Challenges and Options for All-Domain Command and Control
  11. 15 پسندیده شده
    ازمایش خودرو بدون سرنشین Optio-X20 توسط ارتش فرانسه ارتش فرانسه در جدید ترین ازمایش در اوریل سال 2021 در بخش بدون سرنشین ها طیف مختلفی از این نوع خودروها را مورد ارزیابی قرار دارد. هدف از این ازمایش بررسی عملکرد و سودمندی خودروهای بدون سرنشین در سناریوهای مختلف دفاعی و تهاجمی بود. ارتش فرانسه برای افزایش آگاهی از موقعیت و تغییر شکل تعاملات واحدهای نیروی زمینی، برنامه های بلند پروازانه ای با نام عقرب(Scorpion) را طراحی کرده است. بخشی از این برنامه متصل کردن وسایل نقلیه زمینی سرنشین دار، وسایل نقلیه بدون سرنشین زمینی و وسایل نقلیه بدون سرنشین هوایی به یک دیگر است. از جمله نتایج تامل واحدها باهم، افزایش بقاپذیری واحدهای رزمی، شناسایی و انهدام سریع تر اهداف و بهینه سازی پشتیبانی آتش خواهد بود. در نتیجه بخشی از برنامه ارتش فرانسه بهکارگیری خودروهای بدون سرنشین زمینی در کلاس های وزنی مختلف است. از جمله خودروهای بدون سرنشین زمینی این ازمایش که مورد بررسی قرار گرفت Optio-X20 بود. خودرو بدون سرنشین Optio-X20 از پلتفرم بدون سرنشین THeMIS ساخت میلرم رباتیک استفاده میکند که توسط شرکت فرانسوی Nexter مسلح و مجهز شده است. این خودرو بدون سرنشین به جایگاه سلاح کنترل از راه دور Arx20 ساخت Nexter مجهز است. جایگاه سلاح کنترل از راه دور Arx20 دارای توپ خودکار 20 میلی متری و مسلسل 7.62 میلی متری است. در نتیجه Optio-X20 میتواند با اهداف سبک و اهداف محافظت شده تا سطح 4 استاندار STANAG مقابله کند. خودرو بدون سرنشین Optio-X20 میتواند عملیات های نظارتی ، حفاظتی ، امنیتی و رزمی را در میادین نبرد مدرن ، همانند مناطق شهری به خوبی انجام دهد. خودرو بدون سرنشین Optio-X20 که بر روی پلتفرم بدون سرنشین THeMIS پیاده سازی شده است. همکاری خودرو بدون سرنشین Optio-X20 و خودرو بدون سرنشین NERVA-LG در طول این ازمایش - این دو خودرو بدون سرنشین در حال حرکت به سمت مواضع جدید هستند که برای انها تعیین شده است. انها قرار است زنجیره پشتیبانی آتش را کامل کنند و ماموریتهای نظارتی احتیاطی را برای نیروهای مهاجم خودی انجام دهند. خودرو بدون سرنشین Optio-X20 در این ازمایش به سیستم های اگاهی از موقعیت از جمله سیستم آنتارس مجهز بود. بخشی از ازمایش Nexter که در ماه های قبل بر روی Optio-X20 انجام شد. در این ازمایش ایده کاروان های بدون سرنشین مورد بررسی قرار گرفت
  12. 15 پسندیده شده
    با سلامی دوباره خدمت دوستان عزیز میلیتاریست خواهش میکنم احساس میکنم که برای داشتن یک دیالوگ موفق تر نیاز هست که برخی مفاهیم رو مجددا با هم تعریف کنیم تا داشتن دو برداشت متفاوت از یک مفهوم باعث سوء تفاهم نشه. از نظر بنده ، "آگاهی دادن نسبت به خطرات و مخاطرات " یک قرارداد خارجی ، هشدار دادن و آلارم زدن برای نگرانی ها ؛ اصولا با بیان خوبی ها تعارض داره. چون خوبی ها که خطری ندارند و نگرانی داشتن از خوبی های یک قرارداد که معقول نیست. نگرانی همیشه معطوف به اتفاقات تلخ است یعنی بعنوان مثال اگر من بخواهم در خصوص فصل بهار هشدار بدهم میگم که "امسال در فصل بهار خطر سیل وجود داره " یا " امسال در فصل بهار خطر بارش برف و سرمازدگی درختان و شکوفه هاشون وجود داره". نه اینکه هشدار بدهم که "امسال بهار گل ها از دل خاک بیرون میان " و یا " امسال بهار درختان شکوفه می زنند. در خصوص این قرارداد و اصولا هر قرارداد خارجی دیگری هم ، بنده در بروز رسانی موضع خودم رو صریح و شفاف بیان کردم : و اما اینکه چرا در خصوص این قرارداد نظرم رو بیان میکنم و در خصوص قرارداد های " توتال" و " پژو " و "رنو" و " گازپروم " و ... نظر ندادم هم یک دلیل ساده داره. اینجا تاپیک " قراردادهای ایران و چین" هست و گفتن از قراردادهای پژو و توتال و ... ارتباطی یا موضوعیتی در این تاپیک نداره. نقد قراردادها با فرانسه و انگلیس و روسیه و آلمان و ... در اینجا ؛ به اعتقاد من دقیقا همونقدر بی ربط هست که اگر توی تاپیک تامکت ، در خصوص تانک لئوپارد نقد و نظر بنویسم. ( هر چند به اون قراردادها هم نقدهای بسیار بسیار جدی دارم ) نمی خوام زیاد اطاله کلام کنم و وقت شما و دوستان رو بگیرم. فقط همینقدر مجددا میگم که امروز من در خصوص این سند همکاری همانقدر نگرانی دارم که پیشتر از این در خصوص کرسنت و توتال و پژو و ... نگرانی داشتم. نه اینکه با چین پدر کشتگی و مشکل شخصی دارم و یا چین حق شخصی من رو در جائی پایمال کرده. کلا در خصوص مسائل مرتبط با کشورم به هیچکدام از این 200 و خورده ای کشور که در جهان هستند اعتماد ندارم و چین هم یکی از همین کشورها هست. و چون اعتماد ندارم با وسواس و نگرانی تحولات رو دنبال میکنم تا روزی خدای نکرده منافع ملتم و کشورم قربانی طماعی بیگانه و خیانت خودی نشود. ======================= و اما بعد در خصوص این قرارداد : از حدود بیست سال قبل چین برای توسعه اقتصادی و سیاسی و نظامی خود در منطقه اقیانوس هند و در اجرای طرح زنجیره مروارید (String of Pearls) در تعدادی از بنادر کشورهای در اطراف اقیانوس هند ( کامبوج - میانمار - بنگلادش - سریلانکا - مالدیو - تانزانیا - سودان - عمان پاکستان ) سرمایه گذاری نموده و برای اهداف خودش آنها را ساخته و یا نوسازی کرده و بدنبال مقابله با حضور نظامی آمریکا و انگلیس در اقیانوس هند و در پوشش حضور اقتصادی در منطقه اقدام به حضور و رقابت وموازنه نظامی نموده است. در این میان هند احتمالا در محاصره اقتصادی چین قرار خواهد گرفت و برای برون رفت و به نیابت از غرب شدیدا بدنبال حفظ منافع خود در جنوب آسیا ‌و کشورهای شرق آفریقا است . در کنار این برنامه یک قرارداد استراتژیک بین چین و پاکستان ( خط اقتصادی چین - پاکستان ) به مبلغ حدود ۵۰ میلیارد دلار امضا شد و چین برای خروج انزوای اقتصادی غرب کشورش و توسعه مناطق غربی چین اقدام به برنامه ریزی جامعی برای اتصال غرب کشورش به شمال اقیانوس هند نمود و خط ترانزیتی بازرگانی کاشغر (غرب چین ) به گوادر ( جنوب عرب پاکستان ) را احداث و عملا در این مسیر حضور یافت و با احداث بزرگراه ها و راه آهن ونیروگاه ها قرار است بندر گوادر در جنوب غربی پاکستان را تجهیز و آماده نماید ضمن اینکه چین طبق این قرارداد به مقدار ۸ کیلومتر از بندر گوادر پاکستان را مالک شد . از طرف دیگر شهر بندری گوادر به مساحت حدود ۳۵۰ کیلومتر مربع قرار است با سرمایه گذاری و حضور اقتصادی امارات و عربستان در کنار این بندر چینی احداث شود . هدف و تمرکز چین در این برنامه حضور قدرتمند در خاورمیانه است و ظاهرا و اولویت و تمرکز اصلی در خاورمیانه چین ، ایران نیست بلکه عراق است و به همین دلیل در حال ساختن و تجهیز بندر ام القصر به بهترین شکل و امکان است و در آینده نزدیک نقطه اتصال چین به خاورمیانه بندر گوادر پاکستان ‌و مرکز این بازار کشور عراق است . با دانستن این پیش فرض ها چند سوال پیش می آید : ۱- میدانیم چین شبیه به این قراردادها را با چند کشور بسته ‌و ‌حالا باید بررسی کرد چقدر چین به آن ها پایبند بوده و آیا آن کشورهایی که با چین قرارداد داشتند از نتایج قراردادهایشان با چین راضی بودند؟ ( دوستانی که بنده را به غرض ورزی و سوء نیت متهم می کنند بهتر است که خودشان تحقیق بفرمایند و نتیجه را اعلام کنند ) ۲- ایران در این قرارداد ۲۵ ساله چه مقدار امتیاز از چین گرفته و چقدر منافع ملی ایران در این قرارداد دیده شده ؟ ( اصلی ترین پرسش منتقدان این قرارداد شاید همین باشد که عدم بیان جزئیات این سند همکاری شاید باعث شده که این پرسش شکل بگیرد. ) ۳- چین نیاز شدیدی به ذغال سنگ ایران در منطقه شرق ایران ( بیش از یک میلیارد تن ذغال سنگ مرغوب در محدوده جنوب خراسان ) و نفت ایران و همچنین مواد اولیه (خام فروشی) معادن فلزی ایران دارد و احتمال میرود به همین دلیل بندر (در واقع هاب نفتی) جاسک از یک طرف و از طرف دیگر خطوط لوله های انتقال آب به داخل کشور که اخیرا مطرح شده برای فعال سازی این معادن در ایران کشیده شده و در شرف احداث است . آیا در این سند همکاری و قراردادهائی که به دنبال این سند می آیند ، ایران با علم به این موضوع و نیاز های چین میتواند با حفظ استقلال ، منافع ملی خودش را کسب و از آنها به بهترین شکل و امکان‌ ، نگهداری و حفاظت نماید؟ ۴- در این قرارداد آیا ایران استقلال دارد یا اینکه به نام کار مشترک یکی از ده ها مستعمرات چین میشود و اگر اینگونه باشد پس فرق بین چین و آمریکا و روسیه و انگلیس در چیست ؟ ( پرسشی که بیش از داخل در رسانه های خارجی مطرح می شود ) ۵- نفس و حقیقت اعلام شده درون قرارداد بسیار عالیست یعنی سازندگی و بهره برداری و بهره وری از امکانات ایران و در نتیجه توسعه یافتگی ایران وتوسعه قدرت ومولفه های قدرت ملی ایران ، اما آیا میشد و امکان‌میداشت که چین بجای اینگونه سرمایه گذاری که ظاهرا شبه استعماری است ، به ایران وام و قرض میداد و پولش را در ۲۵ سال با بهره جهانی و بلکه بیشتر پس میگرفت اما در قالب مدیریت خودمان این اتفاق می افتاد تا به مراتب استقلال ما پس از ۲۵ سال محکمتر و قوی تر و کم نفوذ تر میشد؟ ( سوالی که از چند نفر در این چند روز شنیدم ؛ هر چند خودم سرنوشت کشورهای وام گیرنده از چین را پیشتر در همین تاپیک بیان کرده ام ) ۶- ظاهرا چین توسط قرارداد در همه جا حضور دارد که شاید و حتما نیاز این قرارداد این است ، حالا و با این اوصاف شما تصور کنید ۲۵ سال چین تمامی امور زیربنایی علمی و آموزش زیربنایی بخش های مهمی از کشور را به نام سرمایه گذاری و توسعه در قالب این قرارداد در دست خودش بگیرد و نخبگان نسل بعد کشور را با روش و برای خودش تربیت کند . آنوقت‌چه خواهد شد ؟ آیا تربیت شدگان چین که هنوز حزب و تفکر کمونیست حاکم بر آن است بهتر از تربیت شدگان غرب لیبرال خواهند بود ؟ ( اصولا برای من پرسش است که همکاری های آموزشی ، علمی و دانشگاهی ما با چین در چه سطح و به چه شکلی است ؟ تبادل استاد و دانشجو و پژوهشگر یا مانند برخی کشورهای آفریقائی و آسیائی تحویل دادن مدارس و دانشگاه ها به چین ) 7- در اجرای این قرارداد ما چگونه میتوانیم کشوری مستقل و توسعه یافته بشویم و هژمونی قدرت اول منطقه غرب آسیا را در اختیار داشته باشیم ؟ در پایان هم نظرم خودم در مورد این قرارداد مینویسم : من شخصا با این قرارداد و شبیه به این قرارداد ها بشرط تامین منافع ملی برای توسعه یافتگی و پیشرفت کشور و حفظ استقلال ملی و امنیت ملی و حفظ قدرت ملی ایران و حفظ و تثبیت جایگاه ایران به عنوان قدرت اول در منطقه غرب آسیا موافقم . آیا ما میتوانیم با امکانات و قدرت و جایگاهی که در منطقه و فرامنطقه وحتی جهان داریم شبیه پیمان اقتصادی - امنیتی شانگهای با محوریت ایران در منطقه غرب آسیا با حضور چین و روسیه و سایر کشورهای جهان را ایجاد کنیم و از منافع آن بهره ببریم حال که این قرارداد امضا شده است، باید این موارد را ملاحظه کرد: ۱- حفظ منافع و مصالح و استقلال و امنیت ملی و منطقه ای ایران در غرب آسیا. ۲- تشکیل پیمان اقتصادی و شبه امنیتی-دفاعی با محوریت ایران در منطقه غرب آسیا
  13. 15 پسندیده شده
    امضای قرارداد 25 ساله بین ایران و چین امروز امضا شد. مستقیم میرم روی حاشیه با این صحبت ها دو سوال مطرح میشود 1- چرا چنین پیش فرضی ایجاد می شود و مورد استقبال قرار گرفته یا رد نمی شود؟ 2- چه اقداماتی نیاز هست و چه انتظاری از چین و مسئولان ما باید داشت؟ در خصوص سوال اول ساده و خلاصه این صحبت ناشی از عواقب بی اعتمادی جامعه است لینک مقاله اما چطور؟ اندک اندک بی اعتمادی ها جمع گردد وانگهی دریای پیش فرض منفی شود در خصوص سوال دوم دوستمون @Overdose جمله خوبی گفت ، اگر چه که نمی دونم چرا اینقدر خجالت میکشه تو تاپیک صحبت کنه خلاصه این صحبت این هست که 1- به جای اینکه اقدام به واردات محصولات غیرضروری و بی فایده در اقتصاد کنیم، به سمت تبادل نفت در ازای تکنولوژی های مولد و استراتژیک برویم ، بویژه در زمینه انرژی، آب و مواد غذایی تکنولوژی های که علاوه بر اشتغال زایی و درآمد در کشور، سبب افزایش قدرت کشور در زمینه های اقتدار آفرین و تبدیل به قدرت منطقه ای و جهانی شود 2- به جای گرفتن ماهی به دنبال گرفت خط ماهی گیری باشیم 3- بیشترین نگرانی آسیب به صنایع داخلی هست که واردات اشتباه می توان همان نفس نیمه جان انها را بگیرد و تجربه می گوید بشدت دولت در واردات باید مواظب باشد. در تکمیل این نکات باید گفت که فناوری و علم تقدیم نمی شود بلکه باید فناوری رو قاپید و تنها تشنگان واقعی این کار را می کنند مقاله روایتی کاربردی از قاپیدن دانش در دوران دفاع مقدس و تلاش ها برای کسب تکنولوژی بدون درنظر گرفتن محدودیت ها لینک
  14. 15 پسندیده شده
    تجهیزات جنگ الکترونیک رونمایی شده سپاه یک مرحله از 6 مرحله تحویل انبوه تجهیزات و تسلیحات به نیروی دریایی سپاه در سال گذشته به ادوات جنگ الکترونیک مربوط است که همزمان با تحویل سامانه‌های موشکی اطلاع رسانی شد. تنوع بالایی از انواع سامانه‌ها در این مراسم به نمایش گذاشته شد که سبب ارتقاء جدی توانمندی‌های نیروی دریایی سپاه در نظارت و پایش محیط عملیاتی تا فواصل دور برای ردیابی هر نوع تحرک دشمن دارد. این تجهیزات شامل سامانه‌های راداری، پایش الکترونیکی، کمک ناوبری، اخلالگرهای مختلف دارای قابلیت تحرک و شبیه سازهای مورد نیاز برای تمرین کار با تجهیزات پیشرفته بوده است. به گفته سردار تنگسیری فرمانده نیروی دریایی سپاه «سامانه‌های جنگال جدید دریافت شده توسط نیروی دریایی سپاه قابلیت دریافت سیگنال های خاموش و ارتباطات داخلی دشمن را دارد.» برخی از این تجهیزات کاملاً ناشناخته بوده و برای اولین بار تصویری از آنها مشاهده می‌شود. برخی دیگر نیز در زمره تجهیزات شناسایی جهت سیگنال‌ها، شناسایی موقعیت مکانی فرستنده‌ها و سامانه‌های شنود الکترونیکی بودند که نمونه‌هایی از آنها قبلاً مشاهده شده بود. یکی از انواع پرکاربرد در میان تجهیزات الکترونیکی سامانه‌های یافتن جهت (Direction Finding) و یافتن موقعیت (Position Finding) تجهیزات منتشر کننده سیگنال است. انواع مختلفی از این دست سامانه‌ها توسط صنایع دفاعی کشور و شرکت‌های دانش بنیان ساخته شده و در اختیار نیروهای مسلح کشور قرار گرفته است. به کمک این سامانه‌ها می‌توان حتی در صورت وجود ارتباطات بیسیم از شناور دشمن یا روشن بودن اخلالگرهای آن، موقعیت تقریبی آن را کشف کرده و در اختیار سایر واحدها قرار داد. نحوه عملکرد سامانه های یافتن جهت و موقعیت انتشار سیگنال این سامانه‌ها هم پرتوهای باند باریک و هم پرتوهای مرسوم مخابراتی را ردیابی، تحلیل دسته بندی کرده و کارهایی همچون وضعیت ثابت یا متحرک بودن هدف، تشخیص باند فرکانسی عملکردی اصلی فرستنده، نمایش موقعیت روی نقشه و تعیین فاصله نسبت به چند مختصات مد نظر، افزودن سایر لایه‌های اطلاعاتی به اطلاعات پایه، ایجاد بانک داده از فرستنده‌ها و اهداف، همگام سازی اطلاعات با سایر سامانه‌های مشابه در کسری از ثانیه را به انجام می‌رسانند. این سامانه قابلیت عملکرد به صورت بدون کاربر مستقر یا کنترل از راه دور را داشته و متوسط زمان احتمالی بین دو خرابی آن بالغ بر 2000 ساعت است. نوعی از این سامانه‌های کشف پرتوها، مخصوص کشف فرستندهای تصاویر ویدئویی و لینک های رادیویی کنترل پهپادها هستند. نمونه‌ای از این دست سامانه‌های ساخت داخل حتی پیش از برخاستن پهپاد دشمن قابلیت کشف ارتباطات آن را دارد. توانایی جداسازی سیگنال های واحد کنترل پهپاد با سایر امواج باند فرکانسی مشابه نیز در این سامانه ایجاد شده است. یکی دیگر از تجهیزات الکترونیکی بسیار مهم که به تعداد زیاد در بین ادوات تحویلی به نیروی دریایی سپاه قابل مشاهده است، سامانه‌های الینت (ELINT) است. این سامانه‌ها کار پایش عملکرد رادارهای مختلف فعال در منطقه تحت مراقبت را برعهده دارند تا با تحلیل سیگنال‌های دریافتی از این رادارها، ویژگی‌ها و خصوصیات عملکردی آنها را استخراج کنند در حالی که ده‌ها یا صدها کیلومتر از فرستنده راداری دشمن دور هستند. این رادارها هم شامل انواع جستجو و مراقبت و رهگیری و هدایت موشک‌ها است. چندین سامانه الینت استقراری که با نصب روی خودرو امکان جابجایی سریع را نیز دارند در کشور ساخته شده است. به عنوان مثال یکی از این سامانه‌ها که اطلاعات رسمی از آن منتشر شده دارای قابلیت پوشش محدوده فرکانسی 2 تا 18 گیگاهرتز، حداکثر قابلیت عملکرد خودکار و بدون کاربر، اندازه گیری دقیق پارامترهای سیگنال دریافتی، عملکرد سهل و تعمیرات آسان را دارد. محدوده باند فرکانسی وسیع، دقت بالا در رهگیری سیگنال، پوشش 360 درجه، توانایی رهگیری تنوع گسترده‌ای از فرستنده‌های سیگنال، سرعت متغیر آنتن گیرنده از 1 تا 300 دور بر دقیقه و قابلیت عملکرد پیوسته و 24 ساعته بدون نیاز به خاموشی یا راه اندازی مجدد از جمله ویژگی‌های این سامانه است. نمونه‌های سبک‌تر و راهکنشی (تاکتیکی) از سامانه‌های الینت نیز توسط صنایع کشور ساخته شده است که به راحتی قابل حمل و نقل با خودروهای معمولی هستند. یکی دیگر از انواع سامانه‌های الکترونیکی مورد استفاده برای داشتن دست برتر در عرصه نبرد امواج، سامانه‌های ESM یا Electronic Support Measure هستند. این سامانه‌ها در زمینه شناسایی عملکرد دشمن به عنوان لایه اول عمل می کنند. شناسایی انواع سیگنال‌های ارسالی تجهیزات دشمن و تحلیل و ارسال فوری آن به سامانه‌های لایه بعدی شامل انواع اخلالگرهای راداری و مخابراتی و مکانیابی ماهواره‌ای از وظایف این سامانه است. با داده‌های تولید شده توسط سامانه‌های ESM می‌توان نوع هدف، موقعیت آن و زاویه ارسال سیگنال را شناسایی کرد. سامانه‌های ESM مختلفی توسط متخصصان کشور ساخته شده است که ویژگی‌های متنوعی دارند. این سامانه‌ها می توانند در محیط‌هایی با چگالی سیگنالی بالا با دقت و حساسیت زیادی عملکرده و اطلاعات را به واحدهای جنگال و اجرای آتش ارسال کنند. این سامانه‌ها انواع مختلفی از نظر ابعاد و وزن داشته و نمونه‌های ثابت و استقراری یا متحرک حتی قابل نصب روی پهپادها دارند. پوشش بازه فرکانسی 2 تا 18 یا 18 تا 40 گیگاهرتز، حساسیت فرکانسی تا مقدار 80 دسی بل، برخورداری از یک آنتن تمام جهتی و 8 آنتن جهتی، توانایی اندازه‌گیری زاویه ورودی سیگنال، فرکانس تکرار پالس و پهنای آن و سرعت چرخش آنتن رادار دشمن، سرعت بالا در تحلیل سیگنال دریافتی، امکان ایجاد حالت هشدار روی فرکانس‌های مشخص، برخورداری از 5 الگوی جستجوی محیط اطراف، محدوده دمایی وسیع عملکرد و وزن کم از ویژگی‌های نمونه‌ای صادراتی از سامانه‌های ESM ساخت داخل است.
  15. 15 پسندیده شده
    خوب بلاخره سپاه رو بزرگترین تست استندش در شاهرود تست انجام داد دربازه زمانی 18 تا 26 اسفند 99 و بیش از 100 متر روی زمین اثر تستش بجامانده است البته از سنتیل هاب میتوانید بینید کلیک کنید تست استند موجود در شاهرود حداقل وزن این تست استندها باید 4تا 6 برابر تراست موتوری باشد رویش تست انجام می شود از 2016 تا 2019 بر روی 3 تا از تست استند ها موتور تست شده است تراست این موتور جدید تست شده بین 164 تا 246 تن است حداقل از موتو74 تنی ذوالجناح وزارت دفاع که تصویر تست 2015 انرا دیدیم بزرگتر است منبع1 , منبع2
  16. 15 پسندیده شده
    آزمایش بارگذار خودکار توپخانه خودکششی XM1299 ارتش امریکا ارتش ایالات متحده امریکا در جدیدترین آزمایش توپخانه خودکششی برد بلند خود بخش بارگذار خودکار آن را مورد بررسی قرار می دهد. اضافه کردن بارگذار خودکار به هویتزر برد بلند XM1299 باعث می شود نرخ آتش این توپخانه ها افزایش پیدا کند در نتیجه کشندگی آنها نیز در میدان را افزایش خواهد یافت. چنین سیستم خودکاری میتواند قابلیت MRSI را به این توپخانه مدرن اضافه نمایید. همچنین بارگذار خودکار موجب خواهد شد برای اجرای اتش هویتزر جدید تعداد خدمه کمتری نیاز باشد. همچنین خدمه میتواند از خارج هویتزر عملیات آتش را اجرا کنند در نتیجه جان آنها از خطرات احتمالی حفظ خواهد شد. بارگذار خودکار می تواند 2-3 برابر سریع تر از نیروی انسانی فرایند بارگذاری مهمات توپخانه ای را انجام دهد.در در ژوئن سال 2019 برای اولین بار بارگذار خودکار توپخانه خودکششی برد بلند با ظرفیت محدود مورد ارزیابی قرار گرفته بود. در این آزمایش بارگذار خودکار توانسته بود 5 گلوله یکسان و با خرج های یکسان را به طور شلیک متوالی و با نرخ اتش هفت گلوله در دقیقه بارگذاری نمایید. در ازمایش های جدیدتر قرار است بارگذار خودکار با ظرفیت واقعی، گلوله ها و خرج های متفاوت مورد بررسی قرار بگیرد. در حقیقت اندازه و وزن متفاوت گلوله ها و خرج های انها میتواند یک چالش فنی برای عملکرد بارگذار خودکار باشد. همچین تنظیم و انتخاب گلوله با خرج مناسب نیز باید به درستی و در کمترین زمان ممکن انجام شود. از نظر فنی نیز هنگام انتخاب مهمات و خرج های بزرگتر و سنگین تر برای شلیک، بارگذار خودکار باید با سرعت یکنواخت فعالیت نمایید. نتایج علمکرد این بارگذارهای خودکار همچنین می توانند در آینده برای ساخت هویتزر های خودکششی کامل بدون سرنشین نیز مورد استفاده ارتش امریکا قرار بگیرد. بارگذار خودکار سریعتر و ایمن تر از خدمه انسانی عملیات آماده سازی مهمات جهت اجرای آتش را انجام میدهد نمای گرافیکی از بارگذار خودکار توپخانه خودکششی برد بلند ارتش امریکا
  17. 14 پسندیده شده
    با عرض سلامی دوباره خدمت دوستان میلیتاریست این هم تعدادی از منابع مورد استفاده بنده در مطلب بالا که خدمت شما تقدیم میشه : https://tribune.com.pk/story/2036265/2-govt-forms-committee-power-sector-audit https://thediplomat.com/2020/05/pakistan-discovers-the-high-cost-of-chinese-investment/ https://www.ft.com/content/4af8101b-599c-407d-8850-3fd27cd9b31c https://nation.com.pk/29-Dec-2016/chinese-to-outnumber-baloch-natives-by-2048 https://www.dw.com/en/is-bangladesh-falling-into-a-chinese-debt-trap/a-49556829 https://chinadialogue.org.cn/en/energy/11988-shelving-of-huge-bri-coal-plant-highlights-overcapacity-risk-in-pakistan-and-bangladesh/ https://thefinancialexpress.com.bd/trade/chinese-loans-govt-to-drop-coal-plant-project-1584684501 https://www.dailymaverick.co.za/article/2018-02-21-iss-today-lessons-from-sri-lanka-on-chinas-debt-trap-diplomacy/ https://roar.media/english/life/reports/everything-you-need-to-know-about-the-hambantota-port-lease https://thediplomat.com/2018/06/chinas-debtbook-diplomacy-how-china-is-turning-bad-loans-into-strategic-investments/ https://mg.co.za/article/2018-09-14-00-africas-debt-to-china-is-complicated/ https://www.iied.org/china-world https://nationalinterest.org/feature/takeover-trap-why-imperialist-china-invading-africa-66421 https://www.newyorker.com/news/news-desk/china-in-africa-the-new-imperialists https://www.indiatoday.in/world/story/pakistan-owe-china-gwadar-port-usd-10-billion-debt-1479562-2019-03-16 https://www.cadtm.org/Kenya-caught-between-debt-and-political-indifference https://www.scmp.com/news/china/diplomacy/article/3090225/contract-kenyas-china-funded-railway-ruled-illegal https://www.taiwannews.com.tw/en/news/3605624 https://www.worldpoliticsreview.com/insights/27027/china-must-be-stopped-zambia-debates-the-threat-of-debt-trap-diplomacy https://qz.com/1223768/china-debt-trap-these-eight-countries-are-in-danger-of-debt-overloads-from-chinas-belt-and-road-plans/ https://www.dw.com/en/kenya-struggles-to-manage-debt-for-railway-to-nowhere/a-50887431 البته که این شامل همه قراردادهای چین با سایر کشورها نیست و بنده هم عرض کردم که قراردادهائی با کشورهای دیگری هم وجود دارد که بعضا بدتر و بعضا بهتر هستند. اما در کل احساس میکنم که شما دچار یک سوء تفاهم جزئی شده اید. بنده مخالف قرارداد نیستم چون همونطور که در جمله اول عرض کردم ، از جزئیات این سند همکاری مشترک ( بعنوان سند بالادستی قراردادهائی که در آتیه در ذیل این سند منعقد خواهند شد ) ، همینطور از جزئیات قراردادهائی که در آینده ( بعنوان پیوست های این سند همکاری ) منعقد خواهند شد هیچ گونه اطلاعاتی ندارم. بیشتر بعنوان یک زنگ هشدار و آلارم عمل کردم که در صورتی که هوشیار نباشیم ، ممکن است دچار گرفتاری هائی نظیر این کشورها بشویم. اتفاقا عنوان مطلب بنده هم همین بود : رد پای رفتگان هموار سازد راه را یعنی مسیر دیگران رو ببینیم و یاد بگیریم که اونها کجا رو اشتباه رفتند تا ما اون اشتباه رو تکرار نکنیم و مثل اونها به بی راهه و چاه نیوفتیم. در واقع عرض بنده ناظر بر این است که قراردادهای چین با دیگران را ببینیم ، دقیق هم ببینیم ؛ و بدانیم که کدام حرکت های چینی ها در این شطرنج اقتصادی ممکن است منجر به کیش و مات شدن ما بشود و برای مقابله با این کیش و مات شدن ها ؛ تمهیدات لازم را از قبل تدارک ببینیم. مثالش هم ماجرای صید ترال کشتی های چینی در خلیج فارس و دریای عمان است که مسئولان شیلات و وزارت خارجه به قراردادهای مشابه چین در سواحل کامبوج و سریلانکا و ... دقت نکردند و در همان دامی افتادند که امروز فریاد نارضایتی صیادان محلی ما در استان های جنوبی به آسمان بلند است. ================= و اما بعد آموزش اجباری زبان ماندارین در مدارس کنیا استقبال از زبان چینی در آفریقا در حال فراگیر شدن است، پنج سال پیش آفریقای جنوبی، یکسال پیش اوگاندا و حالا کنیا آموزش زبان چینی در مدارس این کشور را رسمیت بخشیده است. کنیا قصد دارد برنامه آموزش اجباری زبان ماندارین (زبان چینی استاندارد) را از سال ۲۰۲۰ میلادی در مدارس این کشور به اجرا بگذارد. موسسه توسعه محتوای آموزشی مدارس کنیا موظف شده تا سرفصل‌های این دوره زبان را که قرار است از سال چهارم دبستان آغاز شود، تدوین و ارائه کند. جولیوس ژوان، مدیر این موسسه اعلام کرده که سرفصل‌های این دوره با هدف کمک به بهبود روابط تجاری کنیا با چین طراحی خواهد شد. به گفته آقای ژوان، رشد قابل توجه اقتصاد چین و سهم غیرقابل انکار آن در تجارت بین‌الملل موجب شده تا مقامات دولت کنیا برنامه‌ای را برای بهره‌مندی این کشور از قدرت بزرگ اقتصادی جهان تدوین کنند که یکی از الزامات موفقیت آن آموزش زبان چینی به شهروندان کنیایی است. اوگاندا نیز از سال گذشته میلادی اجرای برنامه گنجاندن زبان چینی را در دروس مدارس راهنمایی و دبیرستان آغاز کرده است. تاکنون ۳۵ مدرسه اوگاندا با حمایت دولت چین، آموزش زبان چینی را آغاز کرده‌اند. پیشگام آموزش زبان چینی در قاره آفریقا، کشور آفریقای جنوبی است که از سال ۲۰۱۴ میلادی تاکنون بیش از ۴۴ مدرسه دولتی را تحت پوشش آموزش زبان چینی قرار داده است. در حال حاضر بیش از ۵۰ هزار دانشجوی آفریقایی در حال تحصیل در کشور چین هستند، این رقم در اوایل قرن بیست و یکم کمتر از یکهزار نفر بوده است. همچنین دولت چین از سال ۲۰۰۴ میلادی به این سو نزدیک به ۴۸ مرکز فرهنگی کنفوسیوس را در کشورهای آفریقایی راه‌اندازی کرده است. این مراکز که هدف گسترش فرهنگ و زبان چینی را به منظور راهگشای نفوذ اقتصادی بیشتر این در این قاره، دنبال می‌کند، حدود ۱۵ سال پیش موجودیتی در آفریقا نداشتند. شی جین پینگ، رئیس جمهوری چین اعلام کرد که این کشور قصد دارد بیش از ۶۰ میلیارد دلار به منظور حمایت مالی از انجام انواع پروژه‌های اقتصادی در حال انجام در کشورهای آفریقایی اختصاص داده است. او همچنین از شرکت‌های چینی خواست تا طی سه سال آینده ۱۰ میلیارد دلار در قاره آفریقا سرمایه‌گذاری کنند. بررسی‌ها نشان می‌دهد که چین تا پیش از سال ۲۰۳۰ میلادی با پشت سرگذاشتن آمریکا به بزرگ‌ترین قدرت اقتصادی جهان بدل خواهد شد. اما با تاکید دولت چین، این کشور به موازات رشد اقتصادی، برنامه‌هایی را نیز برای افزایش «قدرت نرم» خود در جهان به ویژه در بازار آفریقا اجرا کرده است. چین از سال ۲۰۱۲ پوشش رسانه‌ای قاره آفریقا را آغاز کرده است. تلویزیون رسمی چین از سال ۲۰۱۶ بخش آفریقایی خود را راه‌اندازی کرده است. این کشور همچنین از تاسیس برخی رسانه‌ها در آفریقا حمایت کرده و کمک‌های قابل توجهی را نیز به توسعه امکانات ارتباطی در این قاره اختصاص داده است. در همین حال، از سال ۲۰۱۷ جشنواره بین المللی فیلم چین و آفریقا آغاز به کار کرده و تولید مشترک فیلم‌های دو زبانه توسط دو کشور چین و آفریقای جنوبی شروع شده است. کمی پیشتر وزارت آموزش چین همکاری خود را با دانشگاه‌های مطرح کشورهای آفریقایی برای ایجاد رشته آموزش زبان چینی آغاز کرد. همچنین با اجرای برنامه‌های تبادل دانشجو و استاد سعی شده تا آموزش مدرسان زبان چینی پیگیری شود. چرا که آنها معتقدند: زبان دریچه آشنایی با فرهنگ است. برقراری ارتباط فرهنگی نیز لازمه ایجاد نیاز و علاقه به مصرف محصولات چینی است.
  18. 14 پسندیده شده
    اسب دیوانه پس از آغاز تولید و بهکارگیری نسل جدید موشک ها هدایت شونده ضد زره در اواسط دهه 80 میلادی، انگلیس ها تصمیم گرفتند برای تمرین واحدهای نظامی با موشک های ضد زره یک هدف متحرک بسازند. یکی از پروژه ها برای ساخت یک هدف متحرک تبدیل تانک های چیفتن ارتش انگلیس بود. این پروژه به نام اسب دیوانه نامگذاری شد. تانک های چیفتن در اواسط دهه شصت میلادی در ارتش انگلیس وارد خدمت شدند و پس از دو دهه به ستون قفرات نیروهای زرهی ارتش این کشور تبدیل شد. در سال 1983 با تحویل تانک های جدید چلنجر -1 به ارتش انگلیس، روند بازنشسته شدن تانک های چیفتن نیز اغاز شد. در سال 1987 ، یک پیشنهاد جالب در مورد استفاده از تجهیزات غیرفعال ارتش داد شد. در این طرح قرار بود تجهیزات غیر فعال همانند تانک های چیفتن به عنوان یک هدف متحرک تغییر کاربردی داده شوند. از جمله مزایا چنین طرحی برای ارتش انگلیس قیمت بسیار ارزان آن بود. تاسیسات تحقیق و توسعه تسلیحات سلطنتی(RARDE ) ارتش انگلیس این پروه یعنی اسب دیوانه را کلید زد. برای شروع این طرح یک دستگاه تانک چیفتن Mk I با شماره سریال 00EB33 انتخاب شد. جایگاه راننده تانک به یک کنسول هدایت کنترل از دور رادیویی مجهز شد. کاربران اسب دیوانه میتواند این هدف متحرک را از داخل یک خودرو Alvis Stormer تغییر کاربری شده هدایت کنند. کنسول کاربری تانک اسب دیوانه در خودرو زرهی Alvis Stormer بخش های داخلی و خارجی مانند توپ اصلی ، مسلسل هم محور، مسلسل روی برجک، سیستم های کنترل آتش و... که مورد نیاز نبود از تانک حذف شدند تا وزن کلی نانک کاهش پیدا می کرد. در نتیجه سرعت و قدرت مانور تانک افزایش پیدا میکرد. ظرفیت مخزن های سوخت نیز کاهش پیدا کرده بود. این کار برای افزایش ایمنی انجام شده بود تا هم احتمال انفجار و اتش سوزی مخزن سوخت تانک کاهش یابد و هم در صورت اخلال در سیستم کنترل از راه دور، سوخت تانک اسب دیوانه به سرعت تمام شده و آن متوقف شود. برای هدایت تانک اسب دیوانه نیز یک دوربین بر روی دهلیز راننده نصب شده بود تا هدایت ان با دقت بالاتری انجام شود. بخشی های از بدنه با رنگ قرمز رنگ رانگ امیزی شد تا نیروهای در حال آموزش به راحتی بتوانند تانک هدف را در طی تمرین پیدا کنند. با این وجود طرح اسب دیوانه به علت مشکلات کنترل از راه دور رادیویی چندان قابل اعتماد نبودند. همچنین دوربین نصب شده بر روی تانک دارای زاویه دید محدود و کیفیت تصویر نامطلوب بود که کنترل آن را دشوار می کرد. در نتیجه ، در سال 1987-88 پروژه اسب دیوانه کنار گذاشته شد. در حال حاظر تنها نمونه تانک اسب دیوانه ساخت شده در موزه زرهی بوینگتون نگه داری می شود. اسب دیوانه از دیگر تانک های چیفتن اقبال بیشتری داشت. برخی از تانک های چیفتن ارتش انگیس ذوب شدند و در حالی که دیگر تانک های چیفتن به عنوان اهداف ثابت در ارتش انگلیس مورد استفاده قرار گرفتند. تانک هدف متحرک اسب دیوانه اسب دیوانه نام یکی از رهبران سرخ‌پوستان آمریکا بود از همین رو طرح یک سرخ پوست بر روی بدنه و برجک این تانک کشیبده شده است. تانک های چیفتن ارتش انگلیس که به عنوان سیبل ثابت مورد استفاده قرار گرفتند.
  19. 14 پسندیده شده
    رادار های کشف و ردگیری هدف سپاه: از رادارهای با آنتن های منحنی تا نمونه‌های جدید با آنتن های مسطح. رادارهای دریایی ساخت ایران مانند MVR-2 و MVR-8 که از فناوری های دیجیتال و طراحی جدید بهره می برند قبلاً در این رده معرفی شده بودند. انواع این رادارها با باند اس و ایکس با برد 50 تا 80 کیلومتر، برخوردار از فرستنده با قطعات حالت جامد (Solid State) و توانایی کشف 200 هدف و توانایی ضد ضد جنگ الکترونیک یا ECCM در صنایع کشور ساخته شده‌اند. رادار جستجوی ساحلی یا CSR-X270 با برد 200 کیلومتر که راداری دو بعدی در باند ایکس با دقت بالا است از دیگر سامانه‌های راداری مشاهده شده در میان تجهیزات افزوده شده به نیروی دریایی سپاه در مراسم اخیر است. توانایی کشف همزمان اهداف دریایی و اهداف هوایی پروازی در ارتفاع پایین تا 12000 متر، استفاده از قطعات حالت جامد و آنتن فرستنده با اتلاف و گلبرگ های جانبی کم، قابلیت ردگیری در حین جستجو یا TWS، قابلیت ECCM به دو صورت فعال و غیرفعال با شیوه‌های متنوع و قابلیت تحرک بالا و حمل با ادوات پروازی یا شناوری و زمینی و سرعت بالای آماده به کار یا آماده به راه شدن از ویژگی های این رادار چند منظوره است.
  20. 13 پسندیده شده
    خانواده خودروهای رزمی هوابرد روسیه/شوروی از چپ به راست BMD-1 BMD-2 BMD-3 BMD-4 BMD-4M با گذر زمان و ارائه نمونه های جدید تر خودروهای رزمی هوابرد اندازه و وزن آنها بیشتر شده است. که به تبعه آن حفاظت، تسلیحات و قدرت موتور انها نیز افزایش پیدا کرده است.
  21. 13 پسندیده شده
    در خصوص یک نگرانی قضیه ساده هست، چیزی بخریم که کمک به تولید کنه نه مانع تولید ، هرچیزی که میخریم دو سه دست بعدش رو ببینیم / این یعنی داشتن برنامه و توجیه برنامه ، به نحوی که گپ های کشور رو پر کنیم و در هر پروژه بهبود زیرساخت داشته باشیم شما یک پکیج میخرید، یک کارخانه می خرید و نصب رو خودمون با پول ایرانی میدیم به پیمانکار ایرانی و تجهیزات از چین میاد و راه اندازی میشه، یعنی کالاها برای کارخانه از چین میاد و این یعنی پول نفت میره جای درست، پس این نکته راه حل داره، ولی از سمت دیگه مسئولان ما دنبال کالاهای نقد هستن و کالایی رو میارن که میزنه تو فروش تولیدکننده داخلی، این رو باید جست کالاهایی رو باید بیاریم که توجیه داره، مثلا هندوانه و با پول فروشش در ایران گندم رو با قیمت بالاتری از کشاورز بخریم و در توسعه مدیریت آب سرمایه گذاری کنیم یا مثلا میتونیم پنل های خورشیدی وارد کنیم و به قیمت خوب نیروگاه خورشیدی بزنیم و جای کار بسیار هست یا تجهیزات توسعه بندر و ریل تهیه کرد که خیلی استراتژیک هست و جای کار بسیار هست یا تجهیزات هوایی گرفت که خواست اکثر ما هست در مورد آب هم سیستم های شیرین سازی و تصفیه آب گرفت و این هم جای کار زیاد هست تو بحث جنگ افزار ما باید روی تکنولوژی تمرکز کنیم، برای مثال پلت فرم از چین گرفته شود و روی پلتفرم تجهیزات کنترل و دقت ایرانی نصب بشه، برای مثال در مورد تانک و نفربر به راحتی میشه آنها را از چین بدون سیستم کنترل تهیه کرد و در ایران با تجهیزات الکترونیکی خودمون کامل کنیم، تا هم تکنولوژی رو در داخل حمایت کنیم و هم بازگشت سرمایه داشته باشیم مهم این است که نذاریم پول نفت راحت دست دولت بیفته و خرج هزینه جاری و یا رانت بکنه
  22. 12 پسندیده شده
    سیستم معبر ساز Tamkar و Tamgec ترکیه سیستم Tamkar با قابلیت پاکسازی در طول100 متر , عرض 10 متر و عمق 1 متر و Tamgec قابلیت پاکسازی 50 متر و عرض 40 سانتی متر https://www.youtube.com/watch?v=O35ZVZxquYU
  23. 12 پسندیده شده
    کاتالوگ موتورهای توربوجت شرکت halcon امارات HJD-X 40daN ENGINE , HJD-X 75daN ENGINE وHJD-X 100daN ENGIN
  24. 12 پسندیده شده
    *بسم لله الرحمن الرحیم* موشک ترایدنت 2 (دیی5) ( TRIDENT II (D5) Missile) و زیردریایی مجهز به موشک‌های هدایت ‌شونده کلاس اوهایو (Ohio Class SSGN) موشک استراتژیک ترایدنت 2 از زیردریایی های کلاس اوهایو امریکا پرتاب میشوند که هرکدام توانایی حمل 20 موشک D5 میباشد. طبق قرارداد فروش موشک پولاریس (Polaris Missile) رایدنت 2 نیز در زیردریایی های کلاس ونگارد (Vanguard Class) انگلستان حمل و آماده پرتاب هستند. برد این موشک 12000 کیلومتر است که مشابه موشک هایی است که از سیلو های داخل زمین پرتاب می شوند و میتواند تا 2800 کیوگرم میزان حمل داشته بانشد. محموله آن دارای یک کلاهک پس از پرتاب (Post Boost Vehicle (PBV)) است که می تواند حداکثر 12 کلاهک (Reentry Vehicle (RV)) را حمل کند، اگرچه بر اساس قرارداد نیو استارت (New START) بین امریکا و شوروی، تعداد کلاهک های را به هشت عدد محدود می کند. کلاهک ها می تواند کلاهک MK4 با یک W76 100 کیلو تان یا کلاهک MK5 با W88 100 کیلو تان باشد. ترایدنت دیی-5 اولین موشکی است که از زیر دریایی های ایالات متحده پرتاب میشود و توانایی نابودی اهداف سخت شده را دارد. این موشک با استفاده از یک سیستم ناوبری اینرسی همراه با یک سیستم ارجاع که دقت زدن هدف را به 90 متر میرساند. طول این موشک 13.42 متر است و عرض آن 2.11 متری است و وزن پرتاب آن 59.090 کیلوگرم می باشد. موشک ترایدنت دی 5 در حال پرتاب از زیردریایی موشک ترایدنت 2 (TRIDENT II) یک سلاح استراتژیک هست که از زیردریایی های کلاس اوهایو (Ohio Class) یا ترایدنت پرتاب موشود و این زیردریایی شامل سیستمهای پرتاب موشک بالستیک از زیردریایی (SLMB)، سیستم ورود مجدد و تجهیزات کمکی هستند. ترایدنت دیی-5 در سال 1369 (1990 میلادی) وارد نیروی دریایی امریکا شد. اولین پرتاب این موشک در بهمن سال 1366 (ژانویه 1987) رخ داد و اولین پرتاب از زیر دریایی در فروردین سال 1368 (مارس 1989) صورت گرفت که نا موفق بود. نیرو دریایی امریکا تا سال مالی 1387 (FY2008) 437 موشک ترایدنت دیی-5 خریداری کرده و قصد دارد تا سال مالی 1391 (FY2012) هر سال 24 عدد موشک بیشتر خریداری کند تا جمع موشک هایش به 533 واحد برسد. بر اساس قرارداد نیو استارت (New START) امریکا می تواند دارای 1090 کلاهک و 280 واحد موشک باشد که 240 واحد آن در حال کارکرد باشد. پرتاب موشک ترایدنت دی 5 از زیردریایی کلاس اوهایو در سال 1378 (1999 میلادی) ایالات متحده عمر موشک های ترایدنت و زیردریایی های کلاس اوهایو را به 42 سال افزایش داد. بر اساس برنامه بررسی وضعیت هسته ای در سال 1389 (2010 Nuclear Posture Review) ایالات متحده 14 زیردریایی کلاس اوهایو را در حال کارکرد خواهد داشت و 2 زیردریایی در حال تعمیرات. هر کدام از این زیر دریایی ها حامل 20 موشک ترایدنت خواهند بود که جمع این واحد ها را به 240 موشک فعال می رساند. از سال 1399 (2016 میلادی) تا بحال 9 زیردریایی مسلح به ترایدنت در اقیانوس آرام و 5 زیردریایی در اقیانوس اطلس مستقر هستنند. موشک ترایدنت دیی-5 زیر برنامه های بهبود سازی گسترده ای رفته است. از سال 1372 (1993 میلادی) سیستم های دقیقتر GPS در موشک های ترایدنت آزمایش شده است و در سالال 1373 (1994 میلادی) نوع نفوذپذیر در زمین با توانایی زدن قرارگاه های زیرزمینی در نظر گرفته شده بود. در ساال 1387 (1998 میلادی) فیوزهای بهبود یافته انفجار در هوا برای MK4RV در نظرگرفته شده بود. موتورهای سه مرحله ای جدیدتری تولید و آزمایش شده است ودر آینده احتمالاً درموشک های تولید شده استفاده خواهد شد. بهبودی امکانات برای 300 موشک در سال 1399 (2020 میلادی) در نظر گرفته شده. این بهبودی باعث می شودکه موشک های ترایدنت نوع D-5A, D-5LE پیشرفته تر ساخته بشوند و عمر طولانی تری تا ساال 1421 (2042 میلادی) داشته باشند. به روز رسانی موشک ترایدنت دی 5 نیروی دریایی ایالات متحده در ابتدا قصد داشت زیردریایی های ترایدنت را به مدت 30 سال در کار نگه دارد ، ولی عمر مفید آنها را تا سال 1406 (2027 میلادی) به مدت 42 سال افزایش دهد. نیروی دریایی امریکا نظر دارد بین سالهای مالی 1397 تا 1400 (FY2018 – FY2021) 4.8 میلیارد دلار برای تغییرات ترایدنت 2 بودجه بزارد. قابل به اشاره است که ایالات متحده در حال طراحی یک زیردریایی جدید است تا از سال 1410 (2031 میلادی) جایگزین ناوگان فعلی کلاس اوهایو بشوذ. پیش بینی می شود با استفاده به روزرسانی همه زیر سیستم ها به طول عمر 300 موشک ترایدنت دیی-5 به موشک های D-5A یا D-5LE تبدیل شوند که این باعث می شود موشک ها تا سال 1421 (2042 میلادی) در حال کار باقی بمانند. ترایدنت دیی-5 در سال 1373 (1994 میلادی) با استفاده از چهار زیردریایی کلاس ونگارد در انگلستان وارد خدمت شد. هر زیردریایی می تواند 16 موشک حمل کند و به کلاهک های انگلستانی مجهز است که شبیه کلاهک های W76 100 کیلو تان امریکایی هستند. تعداد نامعلومی از این موشک ها نیز برای برنامه های غیر استراتژیکی با کلاهک های 10 کیلوولت در نظر گرفته شده است. طبق بیانیه سال 1378 (1999 میلادی) انگلستان تعداد کلاهک های مستقر در هر زیردریایی را به 48 واحد رساند و به طور متوسط 3 کلاهک در هر موشک وجود دارد. در تیر 1395 (ژوئیه 2016) پارلمان انگلستان تصویب کرد که برای حفاظت موارد اتمی این کشور زیردیایی های اتمی (SSBN) این کشور تا سال 1429 (2050 میلادی) فعال باشند. پرتاب موشک بالستیک از زیردریایی، بخشی جدایی ناپذیر از برنامه هسته ای استراتژیک امریکا بوده است. این نوع موشک تضمین کننده توانایی اعتصاب لحظه ای برای فرمانده نیروی فرماندهی استراتژیک امریکا و رئیس جمهور این کشور است. ابتدا در سال 1335 (1956 میلادی) با ساخت موشک پولاریس ای 1 (Polaris A1) و تکامل از طریق پنج نسل بعدی از جمله پولاریس ای 2 (Polaris A2)، پولاریس ای 3 (Polaris A3)، پوسایدن سیی 3 (Poseidon C3)، ترایدنت 1 سیی 4 (Trident I C4) و نیروی امروزه ترایدنت 2 دیی 5 (Trident II D5)، هر نسل این موشک ها در برد، میزان حمل و دقت زدن هدف افزایش یافته است. تکامل موشک ترایدنت دی 5 از موشک پولاریس ای 1 ویژگی های ترایدنت 2 (دیی5) - کاربد اصلی: استراتژی بازدارندگی هسته ای. - پیمانکار: شرکت موشک و فضا لاکهیید در سان ولی ایالت کالیفورنیا (Lockheed Missiles and Space Co., Inc., Sunnyvale, CA.) - تاریخ تاسيس: 1369 (1990 میلادی) - بهای واحد: 30.9 میلیون دلار - موتور: موشک سه مرحله ای سه مرحله ای با سوخت جامد. - طول: 13.41 متر (44 پا) - قطر: 2.11 متر (83 اینچ) - وزن: 58500 کیلوگرم (130000 پوند) - برد: 7360 کیلومتر (4000 مایل دریایی) - سیستم هدایت: اینرسی. - زمینه: کلاس اوهایو (Ohio Class) امریکا 20 موشک کلاس و ونگارد (Vanguard Class) انگلستان 16 موشک. - کلاهک: گلاهک های به طور مستقل و قابل تنظیم هسته ای. زیردریایی مجهز به موشک‌های هدایت ‌شونده کلاس اوهایو به نیرو دریایی امریکا توانایی حمله و انجام عملیات ویژه از یک سیستم ساکت و مخفی را فراهم می کنند. این زیردریایی ها مجهز به موشک های تاکتیکی و قابلیت های ارتباطی برتر هستند که قادر به پشتیبانی مستقیم به فرمانده جنگنده و نیروهای عملیات ویژه (SOF) می باشند. زیردریایی کلاس اوهایو در بررسی وضعیت هسته ای سال 1373 (1994 میلادی) مشخص شد که امریکا فقط 14 مورد از 18 زیردریایی های مجهز به موشک‌ های هدایت ‌شونده خود را برای تأمین نیازهای نیروی استراتژیکی اش نیاز دارد. بنابراین، نیروی دریایی امریکا چهار زیردریایی کلاس اوهایو را به سیستم عامل حمله زمینی و حمایت نیروهای عملیات ویژه تبدیل کرد. این امر به نیروی دریایی امریکا اجازه داد تا از فناوری زیردریایی موجود خودرا استفاده کند و در عین حال توانایی های خود را برای تأمین نیازهای فعلی و آینده فرماندهان ارتشی این کشور گسترش دهد. دفتر برنامه زیردریایی مجهز به موشک‌ های هدایت ‌شونده امریکا به جای ساخت زیردریایی جدید، با صرفه جوی مالی و زمان، در مدت پنج سال چهار زیردریایی موشک های بالستیک (SSBN) را تبدیل زیردریایی مجهز به موشک‌های هدایت ‌شونده کرد. در 24 آبان 1381 (15 نوامبر 2002 میلادی) زیردریایی کلاس اوهایو (USS Ohio – SSGN 726) وارد کارخانه کشتی سازی شد و در آذر 1384 (دسامبر 2005) تبدل آن تمام شد و برای اولین بار در مهر 1386 (اکتوبر 2007) وارد به کار شد. زیردریایی های نیرو دریایی امریکا با نام های فلوریدا (USS Florida – SSGN 728)، میشیگان (USS Michigan – SSGN 727)، و جورجیا (USS Georgia – SSGN729 ) بین سال 1382 تا 1386 (2003 – 2007 میلادی) تبدیل به زیردریایی مجهز به موشک‌های هدایت ‌شونده یا کلاس اوهایو شدند. نیرو دریایی امریکا برای بوجود اوردن زیردریایی مجهز به موشک‌های هدایت ‌شونده وارد یک شراکت منحصر بفرد شد. هر چهار زیردریایی ذکر شده علاوه بر کار تبدیل گسترده ، به تعمیرات اساسی مهندسی سوخت گیری (ERO) نیز نیاز داشتند. قرارگاه نیرو دریایی امریکایی پیوگت سوند (Puget Sound Naval Shipyard) در ایالت واشنگتون تعمیرات اساسی مهندسی سوخت گیری برای زیردریایی های اوهایو و میشیگان بر عهده داشت و در همان ضمان در قرارگاه نیرو دریایی امریکایی نورفوک (Norfolk Naval Shipyard) در ویرجینیا بر روی زیردریایی های فلوریدا و جورجیا کار شد. نیرو دریایی امریکا قرارداد تبدیل زیردریایی موشک های بالستیک به زیردریایی مجهز به موشک‌های هدایت ‌شونده را به شرکت جنرال داینامیک واحد قایق های برقی (General Dynamics Electric Boat Division) داد و به این شرکت اجازه داد که در قرارگاه های نیرو دریایی مشغول به کار شوند. این مشارکت که برای اولین بار صورت گرفت بسیار موفقیت آمیز بود و برنامه به موقع و با هزینه کمتر تمام شد. زیردریایی کلاس اوهایو در حال بارگیری موشک ترایدنت دی 5 این چهار زیردریایی با هم بیش از نیمی از نیروی پرتاب عمودی را بر عهده دارند و می توانند 154 موشک کروز تاماهاک با خود حمل و پرتاب کنند. این موشک ها در لوله های مخصوصی هفت تیری به نام کپسول های گرد چندتایی (MACs) در 22 لوله پرتاب مشوند. این لوله های پرتاب موشکی همچنین می توانند انباری برای تجهیزات نیروهای عملیات ویژه، غذا و سایر مواد مصرفی باشند تا توانایی زیردریایی ها برای ماندن در خط مقدم و برای پشتیبانی از فرمانده جنگندی فراهم کنند. این لوله های موشکی همچنین می توانند محموله هاییی مانند انواع موشک های جدید، پهبادها و زیردریایی بدون سرنشین را در خود جای دهند. زیردریایی مجهز به موشک‌ های هدایت ‌شونده علاوه بر این خدمه خود می توانند 66 پرسنل نیروهای عملیات ویژه را با خود حمل کنند. تخت خواب های بیشتری در قسمت انبار موشک ها برای استقرار افراد اضافی نصب شد و اقدامات دیگری نیز صرف شده است تا افزایش مدت زمانی که اشخاص نیروهای عملیات ویژه بتوانند در داخل این زیردریایی ها مستقر شوند قابل باشد. دو لوله پرتاب موشک در جلو زیردریایی تقیر یافت تا توانایی وارد کردن و بازیابی مخفیانه افراد نیروهای عملیات ویژه را داشته باشد. هر کدام از این لوله ها همچنین می تواند یک پناهگاه عرشه خشک (DDS) را در خود جای دهد و قابلیت های زیردریایی و نیروهای عملیات ویژه را افزایش دهد. برگشت سرباز و نیروهای عملیات ویژه در بالای پناهگاه عرشه خشک (DDS) برای افزایش قابلیت ارتباطی هر زیردریایی یک اتاق رادیویی زیردریایی عمومی و دو آنتن داده با سرعت بالا مجهز شدند. این تجهیزات به هر زیردریایی امکان می دهد تا به عنوان یک مرکز فرماندهی جنگی مشترک مخفی و کوچک در خط مقدم فعال باشد. زیردریایی مجهز به موشک‌ های هدایت ‌شونده عنصر اصلی قدرت جنگی آینده نیروی دریایی امریکا است. هر زیردریایی با ظرفیت حمل بار فوق العاده، مفهوم استقرار دو خدمه و عملیات مخفیانه، انعطاف پذیری ماموریت و قابلیت های پیشرفته را برای جنگ به ارمغان می آورد. ویژگی های زیردریایی مجهز به موشک‌های هدایت ‌شونده اوهایو کلاس: تولید کننده: جنرال داینامیک واحد قایق های برقی (General Dynamics Electric Boat Division) خدمت: نیرو دریایی امریکا تسلیحات: حداکثر 154 موشک تاماهاک (Tomahawk missiles)، اژدر MK48 و 4 لوله شلیک آژدر پیشرانه: یک راکتور هسته ای ، یک شافت سرعت: 20+ گره دریایی خدمه: 15 افسر ، 144 نفر سربازپ منابع اطلاعات: https://www.navy.mil/DesktopModules/ArticleCS/Print.aspx?PortalId=1&ModuleId=724&Article=2169285 4/4 https://missilethreat.csis.org/missile/trident/ ¼ https://www.military.com/equipment/ssgn-ohio-class-guided-missile-submarine 1/17
  25. 11 پسندیده شده
    با سلام و تبریک عید و سال نو و نیمه شعبان نکته ای در تجارت و قراردادها هست مبنی بر اینکه مشکلات در جزئیات همیشه خود را نشان می دهد بسیاری از قراردادها در ظاهر شکل قشنگی دارند حتی قراردادی چون کاپیتلاسیون ولی در جزئیات و در عمل خود را نشان می دهند بویژه در مقایسه با دیگر قراردادها از این رو باید تمرکز خود را در جزئیات متمرکز کنیم و نذاریم جزئیات قضیه در لج بازی سیاسی و بحث بی فایده روی کلیات پنهان شود اما چگونه ؟؟ اول بیان نکات ضعف قراردادهای قبلی چین که باید به انها توجه کرد و مانع تکرارشان شد، قراردادهایی از جمله که شما گفتید مثل بین چین و بنگلادش دوم خواسته های مهم از این قرارداد، برای مثال انتظار تبادل نفت در قبال تکنولوژی و ساخت کارخانه مورد نیاز با نیروی انسانی ایرانی سوم مقایسه این قرارداد با قراردادهای کشورهای غربی با دیگر کشورها و تلاش برای استخراج نکات مثبت برای مثال ترکیه همیشه در قراردادهایش حق تولید تحت لیسانس و مونتاژ رو پیگیری می کرد در مجموع باید این دسته بندی رو بیان کنیم و یک چهارچوب کاربردی برای قراردادی این چنین تعریف کنیم که در آن نگرانی و تهدیدات، و فرصت ها و موفقیت ها ذکر شود تا بتوان در جزئیات به اهداف خود رسید. ------------------------------- حقیقتا باید از مدیریت قراردادها توسط مسئولان ما باید ترسید واقعیتی که با بی پولی بر ملا شد در سال 92 تا 94 با این ایده که اگر فشار خارجی برداشته شود، به سمت برجام حرکت کردیم به امید آنکه بتوانیم اصلاحات اقتصادی رو انجام بدهیم و سروسامانی به اقتصاد کشور بدهیم برجام رخ داد ولی اقتصاد بیشتر از انکه فکر می کردیم ضربه خورد همه تقصیر ها به گردن ترامپ افتاد ولی هیچ کس نپرسید علت و ریشه در کجا بود؟؟؟؟؟ بزرگترین ضربه ای که مردم خوردن عبارت بودند از : 1- شوک افزایش ارز و تبعات آن در قیمت مسکن و غیره ... 2- برشکستگی نهادهای مالی و بانکی (با سود های نجومی) 3- سقوط قیمت در بورس و نهادهای شبه هرمی 4- افزایش قیمت بنزین بصورت اعصاب خردکن در همه این موارد ترامپ و تحریم حداقل به طور مستقیم موثر نبودند ولی اشکال کجا بود؟ در حقیقت این اشکالات مدیریتی و سودهای ناجور بانکی دهه ها بود که در کشور وجود داشت ولی همیشه با پول مفت نفت و از خزانه کشور جبران این اشتباهات میشد پول نفت که قطع شد، پول در خزانه خالی شد و دیگر جبران اشتباهات از خزانه میسر نبود راهکار یا حل مشکل بود یا برداشتن از جای دیگر مسئولان هم رفتن سراغ جیب مردم و افزایش ارز، سودهای نجومی و هرمی و ... وقتی فشار اقتصادی زیاد شد و مردم صداشون دراومد تازه زنگ ها به صدا دراومد مشابه عینی مشابه عینی این اتفاق رو در فوتبال و قراردادهای تیم ملی فوتبال با ویلتموس و قراردادهای تیم های پرسپولیس و استقلال با مربیان و بازیکنان به خوبی مشاهده میکنیم وقتی مدیران به راحتی اشتباهات بدیهی خود را انکار کرده و جبران اشتباهات خود را از جیب مردم می کردند اینجا که دیگر ترامپ و تحریم مقصر نبود پس چه شد؟؟؟؟ به نگاهی به گذشته می بینیم که این اشتباهات عامدانه و شاید غیر عامدانه با اهداف مالی سال ها قبل تر هم انجام می شد ولی زیر پول مفت نفت پوشانده میشد و مردم هم دقت نمی کردن ولی الان که پول نیست و ارقام منجر به محرومیت می شود، همه چیز از زیر آب بیرون امده و رخ نمایی می کند در قضیه سخنگوی دولت مبنی بر عدم تمایل چین به افشای جزئیات به شخصه فکر می کنم بیشتر مقامات ایرانی مایل به افشا جزئیات نیستند کمی بحث تحریم ها و بیشتر تلاش برای رانت و داستان هایی از نوع قرارداد ویلموتس به نظر شما با این مسئولان بی تدبیر که به هیچ عنوان پاسخگو نیستن، پول مفت نفت چه می کند؟ خب بنده به شخصه با دیدن این شرایط به جای هزینه دادن روی مذاکرات و آوردن پول مفت نفت به کشور روی اصلاح رفتار این مدیران و پاسخگو کردنشان هزینه می کنم مدیرانی که یادشان رفته است که آخرتی هم هست