SaSa7

Members
  • تعداد محتوا

    137
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

اعتبار در انجمن

274 نشان افتخار

درباره SaSa7

  • رتبه حساب کاربری
    گروهبان سوم

Profile Information

  • Gender
    Not Telling

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

886 نمایش های پروفایل
  • death

  1. با عرض سلام خدمت دوستان و تشکر از احمد عزیز بابت تاپیک خوبشون بر اساس این تاپیک فکر میکنم, بحث اصلی در مورد جوکهای سیاسی و قومی باید باشه. پس بنده هم روی این دو مورد توضیحاتی رو خدمتتون میدم. به صورت کلی چند نظریه در مورد شوخ طبعی به طور عام وجود داره که این نظریات ریشه در علوم مختلفی دارند که بنده به یکی از اونها که از باقی مهمتر هست می پردازم. نظریه برتری جویی یا خصومت: این نظریه شاید قدیمی ترین نظریه موجود در مورد شوخ طبعی باشه که حتی توسط ارسطو هم بیان شده, در این نظریه گفته که شما به یک نفر یا یک اتفاق میخندین, چون یک احساس تحقیر نسبت به طرف مقابل و یک حس خود بزرگ بینی در شما ایجاد میشه. این نظریه در ظاهر خیلی خوب روی جوکهای قومی و بعضا سیاسی میشینه. ولی تحقیقات زیادی انجام شده, یکی از مهترین و طولانی ترین تحقیقات انجام شده توسط کریستی دیویس انگلیسی و با سفر بت کشورهای زیادی انجام شده, دیویس با جمع اوری جوکها از اقصی نقاط جهان به این نتیجه میرسه که در هر جامعه ای جوک رو در مورد گروه ها و اقوامی گفته میشه, که با گوینده جوک اشتراکات بسیاری دارند و به یکدیگر احساس نزدیکی میکنند. و این نظریاتی مثل برتری جویی و ... چقدر میتونه اشتباه بر انگیز باشه, و این نظریات در نهایت میتونه بخش کوچکی از اون فرهنگ بزرگی هست که به عوامل تاریخی, زبانی , جامعه شناسی, مساله مهاجرت و .... بستگی داشته باشه. دیویس نشون میده که این جوکها چقدر سیال و در گردش از زبان به زبان, و از منطقه جغرافیایی به منطقه جغرافیایی دیگر هستند. ان شالله اگر فرصتی بود, در پست بعدی توضیحات بیشتری خواهم داد.
  2. ظاهرا در جریان سطح ارتباط روسیه و اسراییل نیستید.
  3. با عرض سلام مجدد. اینقدر مسایل پراکنده و گوناگون مطرح میشود که واقعا تمرکز کردن مشکل میشود. در مورد تضاد منافع, مثالها فراوان است. و این بر میگرده به اصل تعریف منافع ملی. یا منافع امت(که در حال حاضر وجود خارجی ندارد) منافا ملی چیست؟ منافع ملی, مجموعه تصمیمات و قوانین حقوقی و سیاسی که زندگی عمومی رو نظم میبخشند, اینها باید در خدمت منافع همه یا اکثریت اشخاصی باشند که تحت حاکمیت یک دولت مشخص زندگی میکنند, حالا این تعریف هست, و منافع ملی شرایطی دارند, مثل اینکه اون تصمیمات سیاسی و حقوقی باید در منظر عمومی به بحث و نقد گذاشته باشند, که ازش میگذریم.... گفتین مثال, مثالها فراوانند, مثلا ایا حمایت پاکستان از طالبان برای اعمال نفوذ در افغانستان در جهت مصلحت عمومی مسلمانان هست؟ ولی پاکستان این کار رو در راستای منافع خودش میدونه. مثال ملموس دیگر, در جنگ میان ارمنستان مسیحی و اذربایجان نه تنها مسلمان بلکه شیعه ما به دلیل اینکه ارمنستان متحد روسیه بود و اذربایجان متحد امریکا, جانب ارمنستان رو گرفتیم, میشه بگید بر اساس کدام مصلحت مسلمین این کارو کردیم؟ در کنار این مثالها این سوال پیش میاد که بالفرض اگر روزی اون سازمانی که مد نظرتون هست مانند سازمان ملل اسلامی بوجود بیاد, و با رای اعضا این نتیجه رو بگیرن که خلیج فارس به طور کلی باید تحت قیمومیت همه کشورهای اسلامی باشه, و ایران نباید هیچ نظارت و نفوذی بر خلیج فارس داشته باشد, شما میپذرید؟؟؟؟ و یا فقط نظرات خودتونو به عنوان منفعت عمومی مسلمین قبول دارید؟؟؟ سوال بعد اینکه میفرمایید منافع عمومی مسلمین ارجهیت داره نظر شماست. ایا در این زمینه بررسی میدانی کرده اید که ایا نظر بقیه مردم ایران هم همین هست؟ ایا بررسی میدانی کرده اید که مثلا نظر یک مسلمان ترک هم همین هست؟ ایا بررسی میدانی کرده اید که رفتار ما در قبال مساله فلسطین, مورد پذیرش عموم مسلمین جهان است؟ یا حتی مورد پذیرش عموم مسلمین فلسطینی هست؟ اینکه میگویید ما در مساله فلسطین منافع ملیمون رو ارجهیت ندادیم درست است. ولی ایا اینکه در این مساله چه چیزی بر منافع ملی ما ارجهیت داشته رو شما بگویید. اینکه میگویید چرا مثلا کشورهای اروپایی میتوانند اتحادیه اروپا تشکیل بدهند و ما نمیتوانیم, برمیگرده به ریشه های فرهنگی و تاریخی مشترک در اروپا و گستره جغرافیایی کوچکتر, که همون هم باز با اما و اگرهای مختلفی روبرو شده است, مثالش هم بریتانیا. اینکه میگویید مثلا قبل از اروپا عثمانی باعث این انشقاق شده رو میتونید دقیقا توضیح بدید. چون تا جاید که من در تارین خواندم, اتفاقا خلافت عثمانی یکی از پایه های اصلی اتحاد جماعت مسلمین بود و با فروپاشیش این امت و جماعت از بین رفت( کاری به جنایاتش ندارم) و اتفاقا این ما بودیم که با تشکیل صفویه این انشقاق رو بوجود اوردیم, و سعی در تعریف یک هویت مستقل یا حداقل یک امت مستقل کردیم.
  4. با عرض سلام مجدد صحبت شما تا حدی انتزاعیست. اینکه مسلمانان با هم برادر باشند یعنی چه؟ اگر منظور این باشد که مسلمانان همدیگر را دوست داشته باشند, حرفی نیست, ولی اگر بخواد به صورت عملی پیاده بشه , گرفتاری پیش میاد. اگر مسلمانی در یک کشور اسلامی, در یک مورد خاص, که مثلا در راستای مصلحت کشوری که درونش زندگی میکند هست, ولی در جهت مصلحت عمومی مسلمین نباشد, یا بالعکس, برخورد کند چه باید بکند؟؟؟؟ به اون صورت که بنده میفهمم, امت واحده, با خلافت واحد , معنی پیدا می کند, در اینصورت هست که امت معنی پیدا میکنه, دار السلام معنی پیدا میکنه, دارالکفر معنی پیدا میکنه. اصلا در متون فقهی (چه شیعه چه سنی) مهمترین وظیفه خلیفه حفظ و صیانت از امت هست. حالا اگر شما تعریف دیگری دارید, خوشحال میشم بدونم. در پست قبلی هم عرض کردم, که اصلیترین شکافها در این مفهوم قبل از بوجود امدن, قدرتی نوظهور در جهان به اسم امریکا بود. سازمان ملل اسلامی هم که فرمودین, نهایتا چیزی خواهد بود مثل سازمان کنفرانس اسلامی, که کارش میتونه تنظیم روابط بین کشورهای اسلامی, و یا مرتفع نمودن مشکلات جزعی باشه. در مورد منافع و مقاصد شوم امریکا هم , بنده خبری ندارم, خوشحال میشم این مقاصد رو دقیق تبیین نمایید؟ چیزی که من میبینم اینه که اتفاقا این منطقه, اهمیت خودش رو نزد امریکا تا حد زیادی از دست داده( نمونش عدم دخالت نظامی مستقیم در سوریه علی رقم تحت فشار قرار گرفتن) و شرق دور, اهمیت بیشتری پیدا کرده. اون موضوعی هم که در مورد فرانسه اشاره فرمودید, و قبلا بنده گفتم, منع روبنده بود, نه حجاب. و خوشحالم که شما معتقد به انتخاب نوع پوشش در همه جای دنیا هستید.. در مورد ازادی شبکه های فرقه گرا و مبلغ وهابیت و ... که فرمودید و درست هم هست, فکر نمیکنم منع خاصی باشه, شما هم میتوانید بودجه کافی تهییه کنید و یک شبکه تلویزیونی راه اندازی کنید و اون اسلامی رو که فکر میکنید صحیح است تبلیغ بفرمایید, اگر مانع شدند حرف شما درست هست. حالا سوالی که پیش میاد این هست که ما که دایما میگویید غرب همش به دنبال ایجاد تفرقه بین مسلمانان هست و ... خودمان برای وحدت که نه, ایجاد دوستی بیشتر بین مسلمانان چه کار کرده ایم؟؟؟؟؟
  5. با سلام بزارید از اینجا شروع کنیم که اصولا امت چیست؟ امت یا جماعت به عنوان اولین community هست که مسلمانان پس از هجرت به مدینه تشکیل دادند. این مفهوم یکی از مهمترین مفاهیم در اسلام است. مهمترین نقش خلیفه اسلامی در طول تاریخ, حفظ این امت بوده باشه. اگر روند سیر تاریخ رو ببینیم, اتفاقات بسیاری افتاده. فتوحات مسلمانان و گسترش قلمرو اسلامی, حکومت ال بویه, سقوط خلافت توسط مغولان, و اتفاقات بسیاری دیگه, که به این مفهوم خدشه وارد کرد. شاید بشه گفت, یکی از بزرگترین خدشه ها رو خودمون با حکومت صفویه, و ایجاد یک امت موازی از نوع شیعه رو ایجاد کردیم. به هر حال با سقوط عثمانی این مفهوم از میان رفت, و مفاهیم مدرن, مثل دولت_ملت, و... جایگزین شدند. پس میشه گفت, بحران سیاسی پس از فوت پیامبر به وجود میاد, و ادامه پیدا میکنه, و این بحران سیاسی از درون حل نمیشه, و فقط شدت و ضعف پیدا میکنه. میشه گفت سقوط خلافت عثمانی که همزمان میشه با ورود تجدد غربی, نه تنها این بحران رو حل نمیکنه که اون رو تشدید میکنه. مثلا میبینیم که حدود ۴ سال بعد از سقوط عثمانی اخوان المسلمین به وجود میاد. پس مفهوم امت بعد از سقوط عثمانی از بین رفته. مبدع امت واحده هم ما, یا مثلا امام موسی صدر نیست, مثلا یکی از مبانی تشکیل اخوان المسلمین بازگشت به جماعتهای اولیه هست. حالا به اینجا برسیم که ایا تشکیل امت واحد اسلامی ممکن هست؟ ایا ما که هیچ, به طور مثال افغانستان و پاکستان میتونن, تحت خلافت یکسان قرار بگیرند؟ ایا مالزی و سنگال میتونن با هم متحد بشوند؟ ایا ما به عنوان یک کشور با هویت شیعی که با کشور عمدتا شیعی دیگه, که اذربایجان باشه, ناسازگاری بسیار داریم, میتوانیم با بقیه مسلمانان عمدتا سنی, امت واحدی تشکیر بدیم؟ اگر بالفرض این اتفاق افتاد, رهبر یا خلیفه این امت چت کسی خواهد بود؟ احتمالا به دلیل در اکثریت بودن اهل تسنن, این خلیفه باید از اهل سنت باشد, ایا کشور ما میتواند, زیر خلافت, یک خلافت سنی برود؟ دلیل اینکه میگید چرا مثلا امریکا جلوی ال سعود را نمی گیرد, خوب ساده است, به دلیل منافعش. همانطور که دوستمان جناب رایش مارشال فرمودند, کشورها(بجز ما) بنده منافعشون هستند, و برای رسیدن به منافعشون هرکاری میکنند, و این ربطی به توطعه جهانی و .... علیه ما نداره. امریکا ممکنه از مدارس افراطی که پول عربستان کار میکنند, خشنود نباشن, ولی به دلیل منافعشون چشم پوشی میکنند, به همین راحتی. بگذریم از اینکه مثلا اگر یک کشور اروپایی میخواست, یک مسجد رو به دلیل ترویج اسلام افراطی تعطیل کنه, چه فریادهای وا اسلام هایی که در کشور ما بلند میشد, همچنان که در چند سال گذشته دیدیم در مسایلی, مثل قضیه روبنده در فرانسه, چه فریادهایی در کشور ما بلند شد.
  6. عجب, پس تمام این گرفتاریهای غربی ها و در صدرشون امریکا با چین, و این همه سرمایه گذاری دو طرف در مسایل نظامی علی الخصوص در دریا, همگی توطعه هست. و این دو در واقع مکمل یکدیگرند. در واقع اون زمانی که در چین میلیون میلیون نفر انسان, به خاطر سیاستهای غلط و به دلیل قحطی کشته میشدند, چین در زمین امریکا بازی نمیکرد. اصلا فرض بگیریم حرفتون درست, ایا اینکه دو کشور در مساعلی با همدیگه مراوده داشته باشند, و منافع مشترک, و در مساعل دیگری با هم اختلاف بنیادین داشته باشند, چیز غریبیه؟ و ایا اگر بپذیریم که ما داریم خلاف تمام جریان جهان حرکت میکنیم, و منافع ملیمون رو نابود میکنیم, افتخار داره؟ و اصولا وزن ما در کفه مساعل بین المللی چقدره؟ و در نهایت چیزی که دیدیم بیشتر بازی کردن در زمین کشورهایی مثل روسیه, و بازیچه قرار گرفتن بوده, تا حرکت در خلاف جهت جریان جهانی.
  7. با سلام بحث این نیست که بیگانگان دخالت ندارند, که دارند. تمام اتفاقات قرن گذشته, از فروپاشی عثمانی تا حمله شوروی سابق به افغانستان, حمله امریکا به عراق و افغانستان و هزار و یک اتفاق دیگه, در پیش امدهای اخیر تاثیرگذارند. بحث اینه که این دشمنی که میبینید, یک تاریخی دارند, و مسلمانان نتوانستند این مشکلات رو درونی حل کنند, و این زخم هیچگاه درونی بهبود نیافت, حالا چرا این زخم بهبود نیافت, بحثیست طولانی. ولی این مشکلات ایجاد یک پتانسیل کرده که با کوچکترین اتفاق این زخم سرباز میکند, حالا این اتفاق میتونه حمله یک کشور خارجی باشه, یا دیوانه بازی یک دیکتاتور. ولی مساله مهم اینه که تا زمانی که ما به فکر حل درونی این مساله نباشیم, و به دنبال تحلیل نقش خارجی ها باشیم, این مشکل تا ابد ادامه پیدا خواهد کرد. متاسفانه ما در باقی مسایلمون هم رفتاری مشابه داریم. و به جای تحلیل درست, میریم سراغ راحتترین کار , که همانا دخالت شیطانی دیگران هست.
  8. ممنون از سینا عزیز بابت این تاپیک جامع و کامل. چند نکته رو که به ذهنم میرسه رو خدمتتون میگم. اول داستان هدف قرار دادن اون نایت هاوک توسط یوگوسلاوی, به نظر میرسه اون مورد یک استثنا هست, که اصل قضیه رو اثبات میکنه, و وضعیت زمانی بدتر میشه که نحوه اثابت رو بررسی کنیم, با بررسی اون نحوه اثابت به این نتیجه میرسیم که اصلاح اون مورد برای نیروی هوایی امریکا, نه نیاز به تغییرات سخت افزاری داشته, نه حتی نرم افزاری, و احتمالا بعد از اون مورد با یک دستور اداری مبنی بر عدم استفاده مکرر از یک مسیر هوایی, مرتفع گردیده. دوم اینکه مقایسه کردن یک کشور, با همه دستگاه ها, مراکز حساس و ادارات و .... با یک گروه, که چندان درگیر این مسایل نیست کار درستی باشه, یک گروه چریکی میتونه به دشمن خوش ضربه بزنه و تا رسیدن به موقعیت مناسب دوباره مخفی بشه, ولی ایا ما میتونیم بعد از زدن یک ضربه احتمالی نقاط حساسمون رو مخفی کنیم؟؟؟ و زمانی که این مراکز مورد حمله قرار بگیرند, کشور مدافع زیر فشار زیادی قرار میگیره که پاسخ متناسب بدهد, هر چند وضعیت کنونی کشور یمن(اگر مسایل اخلاقی رو کنار بگذاریم) نشان دهنده خیلی از مسایل هست. فکر میکنم برای مقابله با شرایط احتمالی, استفاده از عملکردهای تجربه شده,مثل یوگوسلاوی, و به دنبال چاره اساسی رفتن, بیشتر از کارهای خلق الساعه کمکون کند.
  9. اون قسمت امریکا و صهیونیستها رو که فاکتور بگیریم, اردوغان در این چند سال به طور سیستماتیک و مستمر در دو نهاد که میتونست براش خطر ساز بشه دست به تصفیه ادمهای تاثیر گذار کرد. ۱_ ارتش: که در این چند سال اخیر تعداد زیادی از افسران بلند پایه رو با اتهامهای مختلف دستگیر و زندانی , یا بازنشسته کرد. ۲_ سیستم قضایی: که باز هم تعداد زیادی از قضات یا دادستانهای عالی رتبه رو دستگیر کردند. همچنین اردوغان با شروع جنگ با کردها توانست محبوبیت زیاد بین ملی گراهای تندرو به دست بیاره.
  10. سلام اگر واقعا این اتفاق بیوفته, فکر میکنم باید بنشینیم و نظاره گر از هم پاشیدن نیروهاشون در یک جنگ فرسایشی و غیر کلاسیک باشیم, تجربه یمن که از هر نظر قابل مقایسه با سوریه نیست و چندین برابر از سوریه پایینتر است نشون میده که نیروهای زمینی عربستان تجربه چنین رویارویی رو ندارند. این که ما چه کار دیگه ای میتونیم انجام بدیم, فکر میکنم تا حدی بستگی به این داره که از مرز کدام کشور میخواهند استفاده کنند, که امیدوارم اردن نباشه. فقط نمیدونم که سعودی ها داده ها و تجربیات جنگ یمن رو چقدر طول میکشه که تحلیل کنند, تا به سازمان رزمشون انتقال داده و تغییرات مدنظر رو اعمال کنند, فقط امیدوارم در این زمینه به میزان ما کند عمل کنند.
  11. سلام, دوستان ۲ سوال داشتم. ۱_ بهترین راه مقابله با انتحاری رو چه میدونید, استفاده تمام مدت از دیده بانها با تجهیزات کامل و پهباد های شناسایی یا بالنهای شناسایی, و ارتباط خوب با نیروهای دفاعی موثر مثل اپراتورهای موشکهای ضد زره یا فرمانده تانکها. و اینکه اگر قرار هست نیرو مدت زمان زیادی در جایی ثابت بماند علاوه بر خاکریزهای کلاسیک اگر مهمات و سوخت رو در زیر زمین جایگذاری کرد, و کانالهایی تعبیه کرد که نیروها بتوانند در صورت گذشتن انتحاری از خطوط دفاعی و نا امیدی از هدف قرار گرفتنش به سرعت در کانالها پناه بگیرند تا از موج انفجار در امان بمانند موثر و شدنی هست؟ ۲_ ایا ما برنامه کنترل و مدیریت میدان نبرد, برای ایجاد ارتباط سریع , ایمن و موثر, بین انواع نیروها اعم از شناسایی دیده بانی , توپخانه و ... رو داریم, و یا استفاده میکنیم؟ چون فکر میکنم این مساله بسیار مهمی هست
  12. سلام, ممنون بابت زحماتتون چند منطقه مهم یا نیمه مهم مانده برای پاکسازی کامل استان لاذقیه؟
  13. براورد رسمی که وجود نداره, یک سری گمانه زنی هست که بعضی اقتصاد دانها گفته اند, که کمترینش حدود ۱۰۰ میلیار دلار هزینه غنی سازی و ... هست . ضررهای اقتصادی ناشی از تحریمها هم که محاسبش بسیار سخته ولی کمترین گمانه زنی ۳۰۰ میلیار دلاره. یک سری هزینه های انسانی هم هست مثل بیمارانی که به دلیل نبود دارو فوت شدن, که اصلا نمیشه با مسایل مادی محاسبه کرد.
  14. سلام فکر میکنم مهمتر از رفع تحریم, نحوه مواجه ما با این موضوع هست. یکی از نتایج خوب و ناخواسته این تحریمها کم شدن وابستگی بودجه کشور به درامدهای نفتی بوده, که ما باید به صورت جدی مواظب باشیم که این شرایط رو نه تنها حفظ بلکه بهبود ببخشیم. اگر بتوانیم شرایطی رو که وضعیت ما رو به این سمت و سو کشاند به درستی تحلیل کنیم و از نتایجش برای ادامه راه استفاده کنیم, میتوانیم بگوییم که حداقل اتفاقات این چند سال اخیر یک تجربه گرانبها ولی دردناک برای ما بوده. یک نکته دیگر این هست که بخشی از مشکلات ما به دلیل تحریم بوده, ولی بخش بزرگی از مشکلات ما به خاطر ساختار به شدت بیمار اقتصاد ماست, و اگر این ساختار دچار تغییرات بنیادی نشود نمیتوانیم از برداشته شدن تحریمها استفاده تام و تمام ببریم, برای نمونه بخش بزرگی از اقتصاد ما در تاریکی کامل قرار دارد و هیچ گونه نظارتی بر اون نیست, یا زیر ساخت قانونی خوبی برای جذب سرمایه گذاری خارجی وجود ندارد ومشکلات بسیار دیگر. در این برهه مهم از تاریخ, حق انتخاب با ماست که به همون رویه گذشته بازگردیم, یا با درس گرفتن از تجربه های گذشته راه جدیدی رو پیش بگیریم..
  15. سلام, ممنون از زحماتتون, میتونید این رو به کمک دوستان به صورت یک تاپیک ارایه کنید, و اطلاعت بیشتری رو بدید, مثل سال شروع فعالیت, تعداد اعضا در ابتدا و حال, نبردهای مهمی که درش شرکت داشتند, اعتلافهای که درش وارد یا خارج شدند و اطلاعاتی از این قبیل. چون خیلی میتونه به درک شرایط و تحولات کمک کنه.