Navard

VIP
  • تعداد محتوا

    772
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

  • Days Won

    19

تمامی ارسال های Navard

  1. https://aparat.com/v/wj3Wc فیلم حملات راکتی مقاومت غزه عصر امروز امروز پس از وعده ی مقاومت فلسطین به حملات راکتی به عسقلان راس ساعت پنج به وقت محلی، بیش از صد راکت بسوی مناطق صهیونیست نشین پرتاب شد که تعدادی از آن ها به بافت شهری اثابت کردند و باقی نیز توسط گنبد آهنین هدف قرار گرفتند. در فیلم فوق مجموعه ای از موارد ثبت شده از این تهاجم راکتی گردآوری شده است. آنچه در دور جدید درگیری های غزه و اسرائیل مشهود است. استفاده کمتر نیروهای فلسطینی از راکت های دوربرد خود است. بیشتر حملات در محدوده شهرک های اطراف غزه ثبت میشود . دلایل مختلفی برای این اتفاق میتوان در نظر گرفت . یک احتمال ضعیف ، خساراتی است که در تهاجم قبلی اسرائیل به حماس در دو سال قبل وارد گردید. شدت تخریب تونل ها و زیر ساخت های نظامی آنقدر بود که بسیاری گمان نمی‌کردند که غزه مجدد شاهد درگیری بزرگی دیگری باشد چه برسد به آغاز گر بودن جنگ! اما احتمال قوی تر هدفمند بودن این اقدام حماس به جهت استفاده بیشتر اسرائیل از موشک های تمیر میتواند باشد. حال دلیل این موضوع میتواند فراتر از دلایل اقتصادی بررسی کرد. نیروهای مقاومت با توجه به رونمایی های سابق از پهپاد در یگان رزم خود همچنان استفاده فراگیری از پهپاد نکرده اند. استفاده موشک های ضدتانک هم در این نیروها بسیار انگشت شمار و محدود بوده است. حتی در نبرد بزرگ قبلی از شناور های بی سرنشین هم علیه اسرائیل استفاده شده بود اما مشخصا در این جنگ گروه های مقاومت از دارایی‌های با ارزش خود به هر دلیلی تا این لحظه کمتر استفاده نکرده اند و البته موردی هم از نابودی مراکز نگهداری و استفاده از این سلاح ها هم ثبت نشده است !!!! آثار برخورد ها در عسقلان . https://www.aparat.com/v/X7wbR در روز اخیر بیش از ۱۰۰ حمله هوایی توسط اسرائیل ثبت شده است . استفاده از فسفر سفید علیه مواضع شهری در غزه . تنها راه جدا کردن آتش فسفر سفید از بدن انسان بریدن آن ناحیه از بدن است و البته فسفر سفید بعد چسبیدن به بدن تا ذوب کامل آن ناحیه پیش میرود و خون هم به جوش آمده و در بدن پخش میشود و مرگ بسیار دردناک را به قربانی می چشاند. تصویری از شدت ویرانی محله الرمال که دیروز فیلم آن هم قرار داده شد . این محله ده ها بار توسط اسرائیل مورد حمله قرار گرفت و به معنی واقعی کلمه با خاک یکسان شد! . https://aparat.com/v/Qga4h . فیلم منتشر شده از حملات هوایی توسط خود اسرائیل در فیلم فوق بنظر می‌رسد یک تانک در غزه توسط نیروی هوایی اسرائیل هدف قرار گرفته است!! . https://aparat.com/v/v8sw1 . هدف قرار گرفتن بندر غزه توسط اسرائیل . . . https://aparat.com/v/qbw8r . حملات بالگرد های آپاچی به نیروهای مقاومت غزه مشخصا بالگرد آپاچی ضربات سنگینی طی روز های اخیر به نیروهای مقاومت علی الخصوص نیروهای نفوذی به شهرک های اسرائیلی وارد کرده است. این مطلبی است که کاملا انتظار آن می‌رفت و نیروهای فلسطینی با علم به این موضوع تن به این امر دادند! . . طی آخرین اطلاعیه وزارت بهداشت غزه، تاکنون 830 فلسطینی در حملات هوایی رژیم صهیونیستی کشته و 4250 زخمی شدند. . . https://aparat.com/v/IvpOJ . امروز فیلمی از حمله نیروهای فلسطینی به یک برج نظامی در شهر الخلیل واقع در کرانه باختری منتشر شد. کرانه باختری بطور محدود شاهد چنین زد و خورد های محدوده از ابتدای جنگ تاکنون بوده است. هم‌چنین امروز نیروهای فلسطینی مجدد از مرز های غزه گذشته و به سدیروت وارد شدند و درگیری‌های سنگین بین ارتش اسرائیل و نیروهای عزالدین قسام در آنجا رخ داد. انتشار تصویری از یک نقشه که از نیروهای فلسطینی ضبط‌شده بود نشان میدهد که آن ها از مدت ها قبل برای این عملیات برنامه ریزی کرده و به جزئیات اطلاعاتی و عملیاتی زیادی از مسیر ها دست‌یافته بودند و آن را در بین فرماندهان میدانی به اشتراک گذاشتند. اجساد ۲۰۰ نفر اسرائیلی در کیبوتز کفارازه که به تازگی باز پس گرفته شده توسط ارتش اسرائیل پیدا شد. با اعلام رسمی منابع اسرائیل تعداد تلفات آن ها تا این لحظه به ۱۰۰۰ نفر کشته و تعداد مجروحین نزدیک به ۳۰۰۰ نفر اعلام شده است. همچنین بر طبق ادعای آمریکا ۱۴ شهروند این کشور نیز جز کشته شدگان این جنگ هستند. پیرمرد ۹۵ ساله داوطلب جنگیدن اسرائیلی دولت اسرائیل با اعلام فراخواندن ۶۰ هزار نیروی دیگر تعداد نیروهای ذخیره فراخوانده خود را به 360،000 سرباز رساند. با توجه به نحو خدمت سربازی در اسرائیل این نیروها می‌توانند در کمترین زمان وارد خدمت شوند. لازم به ذکر است که برخی از این نیرو ها از اروپا به اسرائیل بازگردانده میشوند. مشخصا اسرائیل خود را برای جنگی بزرگ آماده میکند. . https://aparat.com/v/QsBGZ بعد از حملات راکتی و خمپاره ای از جنوب لبنان به اسرائیل، بالگرد های آپاچی و توپخانه اسرائیلی ها اهدافی از جمله برج دیدبانی حزب الله را هدف قرار دادند. حزب الله در پاسخ به این اقدام یک نفربر M-113 اسرائیلی را با موشک ضد تانک هدف قرار داد. بمباران فسفر سفید منطقه شعبا و دره ماری واقع در جنوب لبنان تصویر ادعایی از نفر M-113 هدف قرار گرفته
  2. https://aparat.com/v/jLWC2 فیلم بخشی از موارد بمباران در روز و شب گذشته غزه بمباران های بی سابقه مناطق مختلف غزه توسط اسرائیل بمباران های بی سابقه مناطق مختلف غزه توسط اسرائیل در برخی مناطق بافت شهری کاملا ویران شده و مشخصا برخی از حملات اسرائیل حملات کور و به قصد تلفات گرفتن از مردم عادی بوده است! ارتش اسرائیل می مدعی است که بیش از 200 هدف را در شبانه روز گذشته هدف قرار داده است. https://aparat.com/v/HuLPR فیلمی از ویرانی وسیع منطقه الرمال در غزه ! باتوجه به تصاویر بیرون آمده به نظر می‌رسد اسرائیل در بمباران های روز گذشته بیشتر به دنبال با خاک یکسان کردن برخی محلات غزه بوده است. اسرائیل در مدت سه روز به میزان ۵ برابر جنگ ۳۳ روزه حملات هوایی انجام داده است! احتمالا هدف اسرائیل ایجاد رعب و وحشت و فراری دادن بخشی از جمعیت غزه بسوی گذرگاه رفع باشد. https://aparat.com/v/xfJWA حمله بالگرد آپاچی اسرائیل به نیروهای مقاومت غزه https://aparat.com/v/bygkF حملات قایق های اسرائیل به سواحل غزه با موشک NLOS https://aparat.com/v/ThIKm لایو یک خانم از اهالی غزه از وضعیت زندگی در این شهر مردم غزه سال هاست با این سبک زندگی همراه شده اند. شهادت و بمباران و وحشت بی حد و حصر بخشی از زندگی سالانه آن ها شده . وحشت بی پایان که گاهی در نگاه این مردم عادی شده. قضاوت این مردم بدون در نظر گرفتن چنین وحشت طولانی مدتی که گریبان گیرشان شده عمل غیر انسانی و درد آوری است. وضعیت مردم و حتی شبه نظامیان آن مشابه محکومین به اعدامی است که حتی نمی‌دانند کی قرار است اعدام شوند. آن ها حتی می‌بینند که هم وطن های تسلیم شدگان هم همچنان در فشار و محدودیت هستند و بدین شکل در تسلیم هم راه نجاتی نمی بینند
  3. مهم و فوری متن کامل بیانیه ابوعبیده، سخنگوی گردان های القسام بسم الله الرحمن الرحیم ما در گردان های شهید عزالدین قسام به اخلاق دینی، نظامی و انسانی که در سخنرانی رئیس ستاد در روز اعلام عملیات طوفان الاقصی گفته شد معتقدیم. دستورات دین واقعی ما در حفظ جان گروگان ها و اسیران است، اما جنایت صهیونیست ها علیه مردم بی گناه ما و تخریب خانه ها بر سر آنها و کشتار دسته جمعی کودکان، زنان و سالمندان در خانه هایشان به دلیل اینکه دشمن زبان اخلاق و انسانیت را نمی‌فهمد و با زبان خودش او را خطاب قرار میدهیم.در ساعات گذشته از جنایات وحشیانه فاشیست صهیونیستی در بمباران منازل غزه برای خانواده‌های زیادی در سراسر نوار غزه درد و رنج فراوران به وجود آمده است. به همین دلیل تصمیم گرفته‌ایم به این امر پایان دهیم و از این لحظه به بعد اعلام می‌کنیم که هر مورد هدف قرار دادن افراد ما که در خانه‌های خود بدون هشدار قبلی با اعدام یکی از آنها متاسفانه مواجه خواهد شد و ما فوراً آن را به صورت صوتی و تصویری پخش خواهیم کرد و با اعلام این تصمیم، دشمن صهیونیستی و رهبری آن را مسئول این تصمیم در برابر جهانیان می‌دانیم، زیرا از این پس نفرت در دادگاه اوست. .
  4. مقاومت غزه از سامانه ی ضد هوایی "مُتبّر 1" رونمایی کرد https://aparat.com/v/lVDOL این سامانه یک راکت مجهز به فیوز مجاورتی است که با رسیدن به مجاورت هواگرد ها منفجر شده و ابری از ترکش را اطراف هواگرد متخاصم ایجاد میکند. احتمالا هدف از ساخت این سامانه مقابله موثر تر با بالگرد ها باشد . با توجه به اینکه موشک های دوش پرتاب موجود در موارد مکرر موفق به شکار هواگرد های اسرائیلی نمیشوند. ایران نیز در دهه قبل سلاح ضد هوایی بر پایه راکت را مورد آزمایش قرار داده بود. اسرائیل ب فراخواندن بخش بزرگی از نیرو های ذخیره در حال تقویت مرز های شمالی و جنوبی خود است. طبق گفته اسرائیل ۱۰۰ هزار نیرو فقط در مجاورت باریکه غزه تجمع خواهند کرد. بخش بزرگی از تجهیزات مختلف زرهی بسوی غزه و لبنان سرازیر شده اند. در طی یکی از این جابه جایی ها یکی از کشنده های حامل تانک دچار تصادف شده که در پی آن یک اسرائیلی کشته میشود. روزنامه یدیعوت آحارانوت طی گزارش اعلام کرد که شمار تلفات اسرائیل در عملیات طوفان الاقصی به 1000 نفر می‌رسد و تعداد اسرا بیش از 150 نفر برآورد می‌شود. همچنین وزارت بهداشت غزه از شهادت 493 نفر و 2751 زخمی در پی حملات هوایی به نوار غزه خبر میدهد. شب گذشته اسرائیل حملات هوایی پر تعدادی را علیه مواضع گروه های مختلف شبه نظامی در غزه انجام داد. به گفته منابع نظامی اسرائیل ۵۰۰ هدف گروه های جهان اسلامی و حماس مورد هدف قرار گرفته اند. https://aparat.com/v/EXOea هدف قرار گرفتن مساجد السوسی و مسجد الامین محمد هدف قرار گرفتن بیمارستان بین المللی چشم در محله تل الحوا هدف قرار گرفتن دانشگاه رباط در غزه هدف قرار گرفتن یک ذاغه مهمات در غزه(با توجه به انفجار های ثانویه) https://aparat.com/v/aQtAN
  5. رونمایی مقاومت غزه از پهپاد الزواری https://aparat.com/v/1ZpkY بنظر می رسد پهپاد الزواری نسخه ای بزرگتر از پهپاد ژوبین در خدمت ایران است. پهپاد ژوبین هم خود یک نسخه ایرانی از پهپاد وارمیت ساخت لهستان است. قابل پیشبینی است که با توجه به بزرگتر بودن نسخه فلسطینی برد بیشتر و سرجنگی سنگین تر در آن استفاده شده باشد. حداکثر وزن برخاست نمونه لهستانی 5.7 کیلوگرم و برد عملیاتی آن 80 کیلومتر و مداومت پروازی آن 60 دقیقه می باشد . مقاومت فلسطین نخستین بار از این پهپاد در تاریخ 2021/5/18 یاد کردند اما در آن زمان فقط تصاویری از دید اپتیک این پهپاد و اجرای ماموریت شناسایی منتشر شده بود و از خود پهپاد تصویر دیده نشد. نام این پهپاد از شهید محمد الزواری گرفته شده که نقش پر رنگ در توسعه هسته اولیه ی پهپادی مقاومت داشته است. واضح است که نیرو های فلسطینی در صورت استفاده پر تعداد از چنین پهپادهایی می‌توانند به نیروی زمینی اسرائیل ضرباتی را وارد کنند. . . . ژوبین وارمیت همچنین امروز نیروهای مقاومت تصاویری از شرکت داشتن پهپاد صیاد در جنگ اخیر را به نمایش گذاشت. پهپاد مذکور نسخه فلسطینی پهپاد شاهدX است که در یمن با نام صماد1 شناخته میشود. بنظر پهپاد صیاد بیشتر در نقش شناسایی مورد استفاده قرار میگیرد. در فیلم زیر بخشی از اتاق جنگ یا تیم های کنترل پهپادی را میبینیم. https://aparat.com/v/R3HIE
  6. https://www.aparat.com/v/10EHP شبکه الجزیره یک موشن گرافی جالب از نحوه اجرای عملیات روز گذشته نیروهای فلسطینی منتشر کرد که در نوع خود حاوی تمام نکاتی است که مورد بحث قرار گرفت. مشخصا نیروهای عمل کننده فلسطینی با داشته های اندک خود تلاش داشتند که بخش هایی از یک عملیات برق آسا را به نمایش بگذارند و چه بسا هدف آن ها علاوه بر جنبه تبلیغاتی و روانی کمی هم چشم داشت به آن سوی سرزمین های فلسطینی نشین هم بوده باشد! در این عملیات فلسطینی ها از واحد های هوابرد مجهز به پاراموتور استفاده کردند. این نیروها هر چند کم تعداد بودند ولی توانستند به پشت خطوط دشمن نفوذ کرده و آن ها را از ناحیه ای که انتظارش را نداشتند درگیر کنند. این اقدام سبب ایجاد شوک و فشار روانی در بین نیروهای عمل کننده اسرائیلی شد و چه بسا به همین سبب آنها حتی فرصت پوشیدن لباس را هم نداشته اند‌. چنین تاکتیک در انجام عملیات های برق آسا هم دید میشود . نیروهای چتر باز با پیاده شدن در پشت خطوط دشمن دست به خرابکاری و ایجاد شبه محاصره و کمین علیه نیروهای دشمن میزنند و این فشار را تا رسیدن نیروهای پیاده مکانیزه و زرهی خود حفظ میکنند. چه بسا بزودی پاراموتور در بین واحد های هوابرد در ارتش های بزرگ دنیا در سطح وسیع جایگاه ویژه ای پیدا کند! https://www.aparat.com/v/sbMro از سویی هم زمان یگان های زبده فلسطینی با شکافتن حصار مرزی از آن گذشتند. این نیرو ها با استفاده از موتور سیکلت و خودروهای تاکتیکال به سرعت خود را به پایگاه ها و شهرک های اسرائیلی رساندن. هم زمان این حرکت با عملیات هوابرد صورت شوک شدید به طرف مقابل وارد کرد. در حین اجرای عملیات واحد های پیشقراول، راکت انداز های فلسطینی هم دست به آتش سنگین چند هزار فروندی به شهرک های اطراف غزه زدن تا هم گنبد آهنین را در این محل ها اوت نامبر شود و هم احتمال بسیج شبه نظامیان شهرک نشین فراهم نشود. از طرفی در کنار این آتش راکت انداز ها ، کواد کوپتر های فلسطینی هم برج های مراقبتی و ارتباطی مستقر در منطقه حمله کردند. تلاش اصلی نیروهای زبده و پهپادی فلسطینی در زدن سریع برج های ارتباطی و مراقبتی و تصرف پایگاه های زرهی و مرزی بود که در گام نخست موفق آمیز واقع شد. واحد های موتوری فلسطینی پس از ورود گسترده نیروهای پیاده از غزه، مرتب به غزه باز گشته و سعی در تزریق نیروهای تازه نفس و مهمات به خطوط درگیری را نمودند. نتیجه حاصل از این تاکتیک خیره کننده بود. نیروهای فلسطینی با دست خالی یک پیشروی برق آسا را ثبت نمودند و از اصل غافل گیری و همچنین تاکتیک های نبرد برق آسا حداکثر استفاده را نمودند. و در نهایت آنچه که حاصل شد
  7. https://aparat.com/v/YUlQF فیلمی خوب از تحولات زمینی امروز هدف قرار گرفتن یک مرکاوا دیگر توسط RPG-7VT برای درک بهتر کار فلسطینی ها، آنها ها موفق شدند در مساحتی بیش از از غزه پیش بروند
  8. https://aparat.com/v/ar2XI https://aparat.com/v/ruVhL فیلمی از درگیری های زمینی مقاومت فلسطین و اسرائیل https://aparat.com/v/EbxaT هدف قرار گرفتن قایق فلسطینی که قصد نفوذ به سرزمین های اشغالی را داشت درگیری های همچنان در عسقلان و سدیروت ادامه دارد به نقل از منابع اسرائیلی آمار کشته شدگان این رژیم به 250 نفر رسیده است
  9. یکی از تاکتیک هایی که امروز اجرا شد و تاثیر مثبتی هم در درگیری ها داشت، استفاده از موتور سیکلت بود‌. استفاده از موتور سیکلت یکی از اون تاکتیک هایی که در بین نیروهای ویژه خود ایران هم بر روی آن پافشاری زیاد میشود. در حقیقت نیروهای ویژه با کمک موتور سیکلت سریعا به مناطق پشت خطوط دشمن حرکت میکنند و اونجا درگیر میشن. دقیقا مشابه کاری که چتر باز ها و واحد های هوابرد انجام میدن و یک حالت محاصره موقت تا رسیدن نیروهای اصلی ایجاد میکنند. این استفاده از موتور سیکلت هم چیزی نیست که مقابله باهاش آسان باشه تصویر ماهواره ای از آثار حملات مقاومت به تاسیسات نفتی عسقلان اثر حرارتی ثبت شده توسط ماهواره در طی درگیری ها امروز که گویای خسارات به دو طرف جنگ است آثار دود از برخورد راکت به یک انبار خودرو در عسقلان https://aparat.com/v/iKklH فیلم مربوط به آتش سوزی در انبار خودرو مناطقی که نیرو های مقاومت موفق به پیشروی در آن ها شدند رسانه های اسرائیل مدعی کشته شدن ۱۵۰ نفر و زخمی شدن بیش از هزار و صد نفر اسرائیلی در موج جدید درگیر هستند که در تاریخ تشکیل این رژیم بی سابقه است. https://aparat.com/v/So4ab موج جدید حملات راکتی به تعداد ۱۵۰ فروند برخورد یک راکت در تل‌آویو برخورد های متعددی در این دور از حملات راکتی ثبت شده است
  10. یک نتیجه گیری قاطع از جنگ قره باغ و اوکراین اگر بخواد بشه این هست که دوران تجهیزات با تحرک کم به سر رسیده( این شاید تنها جمله با این موضوع به سر رسیدن باشه که با قطعیت همراه). حالا این موضوع رو میشه به موارد مختلف تسلیحاتی ربط داد. برای مثال در بخش توپخانه عملا آنقدر سختی کار و ناهمگونی با ادوات توپخانه کششی زیاده که استفاده از آن در جنگ نوین به حاشیه می‌ره . هر چه ارتش های دو طرف جنگ اوکراین به سمت ادوات جنگ نوین بیشتر حرکت میکنند این به حاشیه رفتن و حذف و صدمات فراگیر بیشتر میشه . این در حالی که جنگ اوکراین همچنان چهره واقعی جنگ های نوین رو نشان نداده. هنوز در این جنگ سوارم پهپادی ندیدیم. هنوزم نبرد ترکیبی و هوش مصنوعی فراگیر ندیدیم. هنوز چهره کاملی از جنگ شبکه محور و ابزار های مورد استفاده در آن رو ندیدم. هنوز خاک دو طرف زیر آماج حملات پر تعداد فلج کننده نرفته که بحران های مختلف اجتماعی برای دو طرف جنگ ایجاد کنه. با تمام اینها بهتر که تمام تجهیزات به نحوی متحرک بشن . حتی این مورد شامل رادار ها و سامانه های پدافندی و جنگال و تمامی توپ ها و خمپاره ها و موشک انداز ها و ... هم میشه و حتی پایگاه هوایی به شکل چیزی که الان هست اصلا مناسب نیست. باز هم تاکید میشه که پایگاه های هوایی با وحشت واقعی جنگ های نوین در نبرد اوکراین رو به رو نشدند! هر چند که پایگاه های هوایی از آتش جنگ بی نصیب نماندند. بهتر که به سمت برج های مراقبت و پروازی متحرک حرکت بشه تا آزاد راه ها به فرودگاه های موقتی تبدیل بشن. نظارت بر کل آزاد راه های یک کشور و حمله به محل فرود و برخواست و عملیاتی کردن مجدد یک دسته پروازی، توسط واحد های نیروی هوایی و پهپادی یا موشکی یا حتی با کمک ماهواره ها بصورت آنی کار دشواری خواهد بود. باید واحد های متحرک سوخت رسان و حمل تسلیحات برای این فرودگاه ها تهیه بشه و از همه مهمتر از قبل جنگ در ساخت آزاد راه ها تغییراتی صورت بگیره که در زمان جنگ براحتی پهنای باند بیشتری تحویل نیروی هوایی بده. این تنها راه بقای نیروی هوایی است. حتی تونل های زیر زمینی هم راه مطمئنی برای عملیاتی نگه داشتن یک نیروی هوایی و حتی موشکی و ... در این عصر نیستند. چون اگر هیچ کار هم دشمن نکنه توان مسدود سازی ورودی و خروجی ها بصورت مستمر را خواهند داشت. ( این درسی بود که از جنگ خلیج فارس هم می‌توانست گرفته شود اما سهل انگاری ها حتی در ارتش دوم دنیا و بسیاری از کشور های جهان که میتوان علتش را در افزایش هزینه ها جستجو کرد مانع اصلاح شد. تجهیزات با تحرک کم خط ماژینو دیگری هستند و این ظرفیت رو دارند که در هر جنگی بلا استفاده بشن! وقتش رسیده توپخانه کششی در ایران به هر طریقی به خودکششی تبدیل بشه و اگر امکان بروز رسانی های پیشرفته و هزینه بر نیست. حداقل به متحرک سازی و کامیون سوار کردن آنها اقدام شود)
  11. دریادار سیاری در ایام گذشته مدعی شد که پهپاد کرار به رادار مجهز شده که این خبر در صورت صحیح بودن به این معناست که کرار توانایی استفاده مستقل تر از جستجو گر های اپتیکی و رادار های زمین پایه را خواهد داشت. در گذشته نسخه ای از کرار که ادعا میشد انتحاری است به اپتیک روی دماغه مجهز شده بود که می‌توانست برای هواگرد های پهن پیکر نیروی متخاصم که شامل بمب افکن ها و سوخت رسان ها و آواکس ها و ... میشود مزاحمت ایجاد کند. و البته در یک نبرد هوایی ترکیبی در بحث شناسایی به اسکادران پهپادهای دفاعی هوایی کرار مجهز به موشک AD-08 کمک نماید. قابل پیشبینی است که در نسخه جدید تر از رادار های سبک تر ارایه فازی مورد استفاده در موشک های پدافندی کمک گرفته شود. برای مثال قیاس رادار مورد استفاده در موشکی چون طائر ۲ (یا موارد موجود دیگر) با قطر پهپاد کرار در دماغه میتواند اطلاعات مفیدی در اختیار ما قرار دهد. در پهپاد کرار عموما از پیشران طلوع ۴ بهره گرفته می‌شود. این پیشران دارای توان 3.45 کیلو وات است. عددی که بنظر می‌رسد برای تامین برق این رادار های کوچک به مدت زمان مطلوب کفایت کند. البته کرار در نسخه های جنگ هوایی میتواند به سوخت بیشتر نیز همراه شود‌. نسخه ای از کرار در نیروی پدافند هوایی ارتش به جهت تست سامانه باور ۳۷۳ به پیشران طلوع ۵ مجهز شد که بنظر می‌رسد این نمونه از کرار بتواند یک بروزرسانی فراگیر در بین پهپاد های کرار نیروی پدافند هوایی باشد. در این ارتقا ارتفاع پروازی پهپاد کرار به ارتفاع ۴۳ هزار پا می‌رسد و لازم به ذکر است که در نسخه قبلی ارتفاع پروازی کرار به ۳۲ هزار پا محدود میشد! در نتیجه کرار مورد استفاده چه از نظر توان و سقف پروازی برای دفاع هوایی گزینه مناسبی است. در فوریه سال ۲۰۲۲ و در بازدید وزیر دفاع از توانایی های پهپادی این وزارت خانه؛ تصاویری بسته از پهپادی با نام مبین منتشر شد که مشابه موشک کروز معرفی شده در گذشته به همین نام است! البته این مطلب تازگی ندارد. در گذشته پهپاد کرار هم به این روش نامگذاری شده بود.( اولین اطلاعات از پهپاد کرار در دهه هشتاد، از در جریان بودن پروژه ای به اسم موشک کروز کرار خبر می‌دادند) با توجه به ابعاد و اعلام پهپاد بودن مبین؛ میتوان این پهپاد را جانشین یا یک ارتقا بر روی پهپاد کرار به جهت کاهش سطح مقطع راداری در نظر گرفت. این پهپاد از سطح مقطع ۰/۱ متر مربع برخوردار است. این پهپاد احتمالا توان حمل تسلیحات مشابه با کرار را دارد اما سوالی که مطرح است وجود یا عدم وجود دهلیز داخلی تسلیحات برای این پهپاد است که تاثیر بسزایی در سطح مقطع ، بازی میکند. البته باید افزود که این پهپاد یا موشک کروز به نوعی در کابرد دریایی و پرواز در ارتفاع ده متری توسعه داده شده بود( دستکم در معرفی کروز مبین) . با تمام این تفاسیر مبین با سطح مقطع ۰/۱ متر و وجود خط تولید فعال پهپاد کرار و موشک کوچک و سبکی چون AD-08 می‌تواند در نقش دفاع هوایی موثر تر و پر تعداد تر واقع شود.
  12. پهپاد صیاد گردان های سرایا القدس، هسته نظامی جهادی اسلامی فلسطین این هم ظاهراً با تغییراتی جزی در پهپاد جنین ساخته شده که خود این پهپاد از خانواده معراج هست. گستردگی حضور پهپادهای خانواده معراج در سطح گروه های شبه نظامی تحت الشعاع دیگر تسلیحات این گروه ها قرار گرفته. در درگیری های بعدی احتمالی خاورمیانه از این خانواده پهپادی معراج بیشتر خواهیم شنید
  13. نکته جالب این تصویر تعدد پایگاه های پهپادی و فشردگی آن ها در شمال غرب است! (البته اگر پایگاه پهپادی مدنظر باشد)
  14. یادمه زمان احمدی نژاد رسانه های غربی گفته بودند که ایران این تعداد موشک شلیک نکرده در واقع فیلم های پخش شده از رزمایش دست کاری شده هست. آن زمان جواب خوبی داد رئیس جمهور وقت و گفت اگه اینقدر نگران تعداد هستند ما بگیم فردا یکی دیگر هم شلیک کنند! در کل این کار ها و ناباوری ها و خود برتر بینی ها در بین ملل غربی کاملا رایج و مرسوم به سابقه هست. شاهد۱۳۶ با موتور جت دقیقا چه چیزی داره که ایران بخواد این کارها رو کنه؟ اینارو بزارید به حساب زرد بودن و جمع کردن توجه مخاطب...
  15. به نام خداوند بخشنده و مهربان مقدمه: خبرنگار به آرامی تاریخ اکتبر1980 را بر روی برگه ای که در دست داشت یاداشت می کند تا آماده مصاحبه با یکی از نامی ترین مشاهیر تاریخ هندوستان گردد. مدتی از آغاز جنگ ایران و عراق گذشته و این اتفاق سوژه ای مناسب برای طرح سوالی جنجالی بود. خبرنگار از وی می پرسد، نظرتان در رابطه با حمله عراق به ایران چیست؟ سام در پاسخ می گوید: "حیف از آن خاک پاک که مورد تعرض نظامی قرار گیرد. بروید و ببینید پشت سر این حمله کدام قدرت جهانی قرار دارد و چه می خواهد، جنگ ادامه سیاست است. افسوس که پیر شده ام وگرنه به ایران می رفتم و داوطلبانه در دفاع از سرزمین نیاکانم شرکت می جستم." فیلد مارشال سام هرمز جمشید منکشا اجداد وی در قرن دوم هجری با فشار روز افزون حاکمان مسلمان رو به رو شدند. قوانین سفت و سخت بر زندگی زرتشتیان باقی مانده در ایران جاری بود. برقراری نظام مالیاتی ظالمانه امان همه را بریده بود و چاره ای جز فرار برای آن ها باقی نمی گذاشت. تعداد زیادی از زرتشتیان از شهرهای مختلف ابتدا به ناچار به خراسان کوچ کردند. که با ادامه فشارها مسیر هندوستان را در پیش گرفته اند. بخش بزرگی از این کوچ کنندگان ساکن شهر ساری بودند( طبق گفته منابع) آنها با آتش مقدس خود که بهرام نام داشت سفر مخاطره آمیزی را در پیش گرفتند و بعد از حوادث گوناگون و مدتی مدید به شهر گجرات رسیدند. گجرات در هند از نظر آب و هوایی شباهت فراوانی به شهر ساری داشت. ساری بعلت نزدیکی به دریای مازندران آب و هوای معتدل و زمین های حاصل خیز و سر سبزی دارد. شباهت های گجرات به دل مهاجرین نشست. نماینده ای از طرف پارسیان به نزد فرماندار گجرات رفت. فرماندار با شروطی آنها را پذیرفت که مهمترین آنها گذاشتن سلاح بر زمین و هماهنگی با پوشش لباس و زبان محلی بود. آنها چون ترس جان داشتند پذیرفتند. با این حال سعی بر این کردند که همواره با یکدیگر ازدواج کنند و آداب اصیل ایرانیان که تمامی آنها از درست نیتی و صداقت ریشه می گرفت را سر لوحه جامعه خود قرار دهند. آنها محل سکونت خود را نوساری ( ساری جدید) نامیدند تا هرگز خاک مادری را فراموش نکنند. بعد گذشت قرن ها، پارسیان موفق ترین و متحد ترین قوم در بین تمام اقوام کشور هزار طائفه هندوستان هستند. در دل این قوم فرزندی به دنیا آمد که پدرش وی را سام نام نهاد. وی فرزند پنجم خانواده بود و از همان کودکی استعدادی شکوفا از خود نشان می داد . پدرش همواره از او می خواست که مانند خودش پزشک شود. ولی سام در جواب می گفت: من یک پارسی هستم و مردان پارسی سپاهی گری را بر پیشه های دیگر ترجیح می دهند و من باید افسر شوم. در سال 1931 کمیته دانشگاه نظامی هند طرح ایجاد یک نیروی منظم نظامی را با جذب جوانان 18 تا 20 سال آغاز می کند. برای قبولی در این دانشگاه در سال 1932 کنکوری برگذار می شود که سام هرمز جمشید در آن جز 15 رتبه اول می گردد. وی بعنوان بخشی از اولین دانشجویان دانشگاه نظامی هند انتخاب می شود. در این دانشگاه فقط 22 نفر توانستند شرایط مدنظر خدمتی را به پایان برسانند که یکی از آنها سام بود. سام توانست در 1 فوریه 1935 با درجه ستوان دومی از این دانشکده فارغ التحصیل شود. در آن سال ها نیروهای هندی تازه آموزش دیده قبل از اعزام به یک واحد هندی، ابتدا به یک هنگ انگلیسی می پیوستند. در نتیجه سام به گردان دوم رویال اسکاتلندی مستقر در لاهور پیوست و بعد ها به هنگ دوازدهم مرزی مستقر در برمه اعزام شد. وی را بعلت تسلط بر چند زبان هندی و انگلیسی و ... بعنوان مترجم بکار گرفتند. سام هرمز در ایام جوانی سربازان هندی در جنگ برمه و مقابله با ژاپن در 1942 با آغاز حملات ژاپن به مناطق تحت سلطه انگلیس در جنوب شرق آسیا و نزدیکی آنها به شبه قاره هند خطر جدی اصلی ترین مستعمره امپراطوری بریتانیا را تهدید می کرد، در آن روز ها کمبود در تعداد افسران بیداد می کرد. تقدیر با سام همراه شده بود. وی در آنجا بعلت لیاقت بسیاری که از خود نشان میداد به درجه سرگردی موقت دست یافت. وی به آرزویش نزدیک شده بود و به فرماندهی هنگ "گورخا" رسیده بود. این هنگ همان هنگی است که ضد حملات علیه ارتش سلطنتی ژاپن را آغاز کرد. در طی نبرد بر سر تپه های پاگودا هنگ گورخا با یک ضد حمله شدید توانست نیروهای ژاپنی را پس بزند. به هنگ سام آسیب 50 درصدی وارد شده اما او به هدفش رسیده است. سام در این نبرد به شدت زخمی شد. سرلشکر دیوید کاوان فرمانده لشکر 17 پیاده با مشاهده نبرد و شجاعت هنگ گورخا با شتاب به سوی سام حرکت کرد و از ترس آنکه مبادا سام بمیرد مدال نظامی خود را به سام بست و گفت به یک فرد مرده نمی توان مدال نظامی داد! بعدها با انتشار این خبر در روزنامه لندن کسب مدال توسط سرگرد هندی رسمی شد. بدن مجروح سام به دست یک پزشک استرالیایی سپرده شد. پزشک با دیدن شدت جراحت، عمل را نپذیرفت ولی با تهدید هم رزم سام، بسوی او بازگشت و پرسید چه بر سرش آمده؟ در همان لحظات سام بهوش آمد و در پاسخ گفت یک قاطر به من لگد زده است. پزشک تحت تاثیر شوخ طبعی وی قرار گرفت و جان وی را نجات داد و هفت گلوله از ریه و کبد و کلیه های وی خارج کرد! بخش بزرگی از روده های وی برداشته شد. خطر از بیخ گوش سام عبور کرده بوده. در جنگ جهانی دوم سام هرمز در درگیری های متعددی شرکت کرد و در سال 1944 به درجه سرهنگ دومی نائل آمد. پس از تسلیم بی قید و شرط ژاپن وی سرپرست خلع سلاح 60هزار اسیر جنگی ژاپنی شد. وی چنان خوب از عهده مسئولیتش بر آمد که حتی یک گزارش بی انضباطی در اردوگاهش ثبت نشد. جهت مشاهده تصویر بزرگتر بر روی آن کلیک کنید با استقلال هندوستان در سال 1947، پاکستان هم برنامه ی استقلال خود را دنبال می کرد. سام هرمز که بعد جنگ دوره های جدیدی را گذرانده بود کمک شایانی به تشکیل ارتش هند جدید کرد. در همین گیر و دار در 22 اکتبر نیروهای پاکستانی به کشمیر نفوذ کرده و دومل و مظفر آباد را تسخیر کردند. فردای آن روز مهاراجا هاری سینگ، حاکم ایالت جامو و کشمیر از هند درخواست کمک کرد. صبح روز 27 اکتبر نیروهای هندی به منطقه اعزام شدند و شهر سیرناگر درست قبل از رسیدن نیروهای پاکستانی بدست نیروهای هندی افتاد. با آغاز ضد حملات هند، پاکستانی ها دچارصدمات جدی شدند. که در نهایت جنگ بدون نتیجه قطعی به پایان رسید.این جنگ ریشه ای بر دشمنی بی پایان هند و پاکستان شد. در سال ۱۹۶۱ که خطر تصرف «لاداخ» از سوی چین احساس می شد، سام هرمز جمشید در مقاله ای از سیاست های «کریشنا منون» وزیر دفاع وقت هند انتقاد کرد و علنا نوشت که منون از فنون نظامی بی اطلاع است یا سوءنیت دارد. به همین دلیل هنگامی که در سال ۱۹۶۲ نیروهای هندی در لاداخ از برابر چینیان گریختند او را مامور جبهه کردند و سام که درجه ژنرالی داشت در فرمانی خطاب به نظامیان تحت فرمان خود نوشت: می دانید که من یک پارسی ام و عقب نشینی در ذات ما گناه است. بنابراین، جز با دستور کتبی هرگونه عقب نشینی ممنوع است و مرتکب به دادگاه صحرایی فرستاده خواهد شد و تا من زنده باشم دستور عقب نشینی داده نخواهد شد. با همین فرمان، هندیان ایستادند و اراضی بیشتری را از دست ندادند.( پارارگراف از روزنامه اعتماد) این نبرد ها نشان دادند که باید نیروی نظامی قدرتمندی را در مقابل پاکستان و چین توسعه داد و البته هند در نتیجه ی آن به سرعت ارتشی بزرگ را فراهم کرد که اولین درگیری تمام عیار جدید آن در در 1965 و نبرد کشمیر رخ داد که با پیروزی قاطع هند همراه شد. نقشه ای از موجودیت پاکستان شرقی و محور های درگیری در 1970 اعتراضات بر سر خودمختاری پاکستان شرقی(بنگلادش) شدت گرفت. آن زمان بنگلادش بخشی از پاکستان بود. این سرزمین 1600 کیلومتر از خاک اصلی پاکستان فاصله داشت و پاکستان تمام تدارکاتش به این بخش از خاکش را از طریق دریا میرساند. با شدت گیری ناراضیتی و اعتراضات، پاکستان دست به ایجاد یک قحطی و فشار اقتصادی ساختگی زد تا شاید مردم این ناحیه زیر فشار ساکت شوند. اما این رفتار دولت پاکستان نتیجه عکس می دهد. پاکستانی ها تمام این اتفاقات را زیر سر هند می دانند. در مارس 1971 پاکستان یک کارزار شدید را برای مهار جدائی طلبان آغاز میکند. با اعزام تعداد زیادی نیروی امنیتی به پاکستانی شرقی یک حکومت پلیسی مخوف برقرار می شود. در نتیجه این تندروی، هزاران نفر از اهالی پاکستان شرقی جان خود را از دست می دهند. در این بین ده میلیون نفر به بنگال غربی پناهنده شدند. بنگال غربی تحت نفوذ هند قرار داشت. هند در آن سال ها با رکود اقتصادی دست و پنجه نرم می کرد و این تعداد پناهنده تیرخلاصی بر پیکرش بود. در نتیجه در هند تصمیم بر این گرفته شد که از تشکیل دولت مستقل بنگال حمایت شود. جنگ حتمی به نظر می رسید. بدبینی در بین طرفین به حد اعلای خود رسیده بود و همه حرف از جنگ می زدند. طی جلسه کابینه نخست وزیر ایندیرا گاندی از سام هرمز که آن روز ها ریاست ستاد ارتش را بر عهده داشت پرسید که آیا می شود هم اکنون با پاکستان وارد جنگ شد؟ سام پاسخ داد هم اکنون اکثر یگان ها در دیگر نقاط مستقر هستند و همچنین تعداد بسیار کمی تانک در منطقه مستقر است. وی همچنین به بارش های موسمی پیش رو اشاره کرد که تدارکات جنگ را ناممکن می کرد. وی پس از ترک جلسه درخواست استعفا داد که نخست وزیر آن را نپذیرفت و در عوض از اون مشاوره خواست. سام گفت اگر به من اجازه دهید تا جنگ را با شرایط خودم مدیریت کنم و تاریخ آغاز جنگ با من باشد می توانم پیروزی را برایتان به ارمغان بیاورم. گاندی موافقت کرد. پس از آن روز سام هرمز به دنبال برنامه ریزی استراتژی خود رفت. ارتش دست به مقدمه چینی های گسترده ای زد. هند دست به آموزش یک گروه بزرگ از شبه نظامیان ملی گرای بنگال زد. حدود سه تیپ از نیرو ها آموزش دیدند و 75هزار نفر هم مسلح شدند. این نیرو ها وظیفه ی اجرای عملیات پارتیزانی و آزار دادن نیروهای پاکستانی را بر عهده داشتند که در ابتدای جنگ بصورت موثر مورد استفاده قرار گرفتند. تعداد زیادی از یگان ها به منطقه منتقل شدند. پاکستانی ها در 3 دسامبر 1971 با مشاهده تحرکات هند که جنگ را حتمی می دیدند دست به اجرای یک حمله پیش دستانه زدند. پاکستان به تقلید از اسرائیل دست به حمله هوایی گسترده علیه 11 پایگاه غربی هند زد با این تفاوت که بر خلاف روند جنگ شش روزه، نتوانست به نیروی هوایی هند آسیب جدی وارد کند. روز بعد نیروی هوایی و دریایی هند عملیات گسترده ای را در دو جبهه شرقی و غربی آغاز کرد. هند با یک حمله شبانه دریایی با قایق های اوسا چند کشتی نظامی و غیر نظامی مستقر در کراچی را مورد هدف قرار داد. ناوهای هواپیمابر هندی نقش پر رنگی در پیروزی دریایی و اجرای محاصره ی پاکستان شرقی داشتند. اوضاع در پاکستان شرقی برای دولت مرکزی رو به وخامت می رفت. نیروی دریایی هند بنگلادش را محاصره کرده بودند و بدین طریق تنها راه ارتباطی پاکستان با پاکستان شرقی بسته شد. بخش بزرگی از شناور های پاکستان مستقر در بنگلادش مورد هدف قرار گرفتند. نیروی دریایی پاکستان به کل فلج شده بود. نیروی هوایی هند هم در طی آن چند روز چهار هزار سورتی پرواز انجام داد. این تعداد حمله هوایی در آن روز ها کم نظیر بود. در نتیجه حملات وحشتناک نیروی هوایی هند، دشمن بر روی زمین کاملا فلج شد. پاکستان سعی در باز کردن جبهه ای جدید در کشمیر کرد که نتیجه ای نگرفت. جنگ برای پاکستان فاجعه بار بود. پاکستان این بار هم آغاز گر جنگ بود اما به کل آبروی خود را از دست می داد. با قطعنامه سازمان ملل نیروهای دوطرف موظف بر اجرای آتش بس و بازگشت نیروهایشان به مرزها شدند. اما پاکستان برای همیشه پاکستان شرقی را از دست داد. این جنگ یک موفقیت بسیار بزرگ در کارنامه سام هرمز جمشید منکشا بود. اولین پیام رادیویی منکشا در 9 دسامبر 1971 به سربازان پاکستانی: "نیروهای هندی شما را محاصره کرده اند. نیروی هوایی شما نابود شده است. شما هیچ امیدی به کمک آنها ندارید. بنادر مسدود شده اند. هیچ کس از دریا نمی تواند به شما برسد. شما کیش مات شده اید. همه ی مردم آماده انتقام ظلمی هستند که شما مرتکب شده اید. چرا می خواهید زندگی تان را هدر دهید؟ آیا شما نمی خواهید به خانه و نزد فرزندانتان بروید؟ وقت را از دست ندهید و سلاحتان را بر زمین بگذارید. زمین گذاشتن سلاح شما مایه شرمساری نیست." لحظه تسلیم درنهایت بعد روز ها جنگ در 16 دسامبر 1971 تسلیم نامه رسمی توسط سپهبد امیر عبدالله خان نیازی امضا شد و جنگ سوم هند و پاکستان به پایان رسید. سام هرمز دستور منع غارت و تجاوز را داد و بر لزوم حفظ احترام و دوری از بیگم ها (زنان به زبان هندی) تاکید کرد. همه سربازان سام را می شناختند و می دانستند که نمی توانند از دستوراتش سر پیچی کنند. از طرف سام جمله ای نقل شده که خطاب به سربازان گفته: وقتی یک زن مسلمان را می بینید، دستان خود را در جیب بگذارید و به سام فکر کنید! رفتار سام هرمز آنقدر با اسرا خوب بود که به نماد دلسوزی در برابر اسرا تبدیل شد. او برای اسرا قرآن تهیه می کند. می گذارد مراسم های خود را بر گذار کنند و تبادل نامه با خانواده هایشان انجام میدهد. نیروهای هندی با پرچم هندوستان در بنگلادش . .پس از جنگ گاندی تصمیم گرفت که به وی درجه فیلد مارشالی بدهد ولی با مخالفت باقی نظامیان همراه شد. سام در 1972 بازنشسته می شد با این حال دوره خدمت وی 6 ماه دیگر تمدید گردید. در نهایت در 1 ژانویه 1973 وی به درجه فیلد مارشال ارتقاء یافت. فیلد مارشال سام هرمز پس از قریب به چهار دهه فعالیت در 15 ژانویه 1973 از خدمت فعال بازنشسته شد. پس از خدمت به استادی دانشکده ی افسری پرداخت. در دوران پسا خدمت شدیدا مورد هجمه ی جریانات رقیب و برخی همکاران سابق قرار گرفت. عده ای وی را نژاد پرست و حتی ضد یهود نام نهادند. با این حواشی کمی از ارزش های این اسطوره نظامی نادیده گرفته شد. وی با اینکه فیلد مارشال بود اما حقوق کامل دریافت نمی کرد. در سال 2007 پس از 30 سال در دوره ریاست جمهوری عبدالکلام 13 میلیون پوند به او اعطا شد که جبران حقوق معوقه اش در این سال ها باشد. فیلد مارشال سام هرمز جمشید منکشا در ساعت 12:30 روز 27 ژانویه 2008 بر اثر بیماری ذات الریه درگذشت. آخرین جمله ای که از وی شنیده شد، این بود: "من خوبم " وی در مجاورت قبر همسرش در قبرستان پارسیان اوتی به خاک سپرده شد. از او دو دختر و سه نوه به یادگار مانده است. پرتره ای از فیلد مارشال سام هرمز جمشید منکشا آخرین سردار پارسی نویسنده: Navard پیوست: این مقاله اولین نوشتار با جزئیاتی است که در رابطه فیلد مارشال سام هرمز جمشید منکشا در وب پارسی نوشته شده است. این مطلب برای انجمن military.ir تهیه شده و هر گونه برداشت از آن با ذکر منبع و نام نویسنده بلامانع است. منبع: 1-روزنامه اعتماد مورخ ۱۳۸۵/۰۴/۱۰ 2 - کتاب صد جنگ بزرگ تاریخ(علی غفوری) 3- https://en.wikipedia.org/wiki/Sam_Manekshaw 4-
  16. بهترین نام منطبق با زبان فارسی همان نامی است که خود سپاه نهاده. ماهواره شناسایی- سنجشی. فعلا داده های حاصل از ماهواره های سری نور در حد سنجش و تست موارد مورد نیاز برای ساخت ماهواره های پیش روست .
  17. به اپتیک پهپاد شاهد ۱۳۶ پشت آقای خواننده دقت شود در نسخه جدید شاهد۱۳۶ از یک اپتیک در زیر بدنه استفاده شده است. در پهپاد آرش اپتیک بر روی دماغه هستش و البته این یک برتری هست که شاهد نسبت به آرش پیدا کرده‌. در مورد نسخه های بدون اپتیک مطلبی در گذشته تایید شده که یک پهپاد شناسایی می‌تواند اطلاعات را با اپراتور پهپاد های انتحاری رد و بدل کنه و در نتیجه شاهد۱۳۶ نقش یک بمب رو بازی می‌کنه . همچنین در گذشته با توجه به تصویر فوق ادعا می شد که در شاهد ۱۳۶ از روش ترکیبی هدایت GNSS/INS بهمراه هدایت فروسرخ استفاده میشود. البته ادعایی مطرح بود که سطح شفاف تر در واقع رادوم ممکنه باشه که بنوعی در نقش تطبیق تصویر راداری ممکنه استفاده بشود که اینکار مستلزم تصویر برداری پیش از عملیات توسط رادار سار هست . معمولا از چنین روشی برای اهداف بزرگ تر استفاده میشود. اما وضوح کافی و با جزئیات به ما می‌دهد. تصویر از دید پهپاد آرش و همینطور دید ترمال از نگاه اپتیک پهپاد شاهد۱۳۶
  18. اگر اشتباه نکنم موشک فوق موشک کنکورس هست که بصورت پایه بر روی این نفر بر ها نصب است. البته این طرحی که در رژه آمده معمولا به طرح اصلی نزدیک. انتظار میره تعداد موشک های بیشتر و در محل ایمن تر از برجک با توجه به تهدیدات نوین و فراگیر قرار داده بشه تا خودش به شدت انفجار در ناحیه ضعیف زره اضافه نکنه . تعداد بیشتر موشک های سدید۳۶۵ با توجه به نقش ثانویه ای که قرار انجام بده اولویت پیدا می‌کنه. در حال حاضر با یک موشک چنین ویژگی مثبتی فراهم نمیشه. البته ما با توجه به کمبود زره پوش ها کمی افراط در زمینه موشکی و پهپادی برای ارائه در بخش زرهی داریم بخرج می‌دیم . در واقع تب موشکی و پهپادی به زرهی هم سرایت کرده. هر چند که به بقا و دسترسی به اطلاعات محیطی کمک میکنند اما بحث قدرت آتش و پشتیبانی زرهی از نفرات پیاده در اولویت که بنوعی نقش اصلی واحد های زرهی و مکانیزه هست که کوتاهی صورت گرفته.
  19. تصویر از پرتابگر چندگانه پهپاد معراج ۵۲۱ در رژه ۳۱ شهریور مورخ ۱۴۰۲ تاثیر عمیقی که پهپادهای انتحاری معراج ۵۱۲ ،معراج ۵۳۱ و معراج ۵۲۱ و معراج ۵۳۲ و.... در نبرد احتمالی برای ما ایجاد می‌کنه آنقدر زیاد که کافی به درصد تاثیر پهپادی همچون لانست در رنج مشابه در اوکراین نگاهی بندازیم. وجود پرتابگر های چندگانه با کمک هوش مصنوعی و جنگ شبکه محور اثر گذاری این پهپاد رو بیشتر می‌کنه. البته باید توجه بشه این پهپاد های سری معراج از برد زیر ده کیلومتر تا برد ۴۰۰ کیلومتر و شاید بیشتر رو هم پوشش میدهند. یک گزینه مطلوب برای حملات پر تعداد و دقیق است. چیزی که این سال ها جاش خالی بود و پهپادهای دوربردی چون شاهد۱۳۱ و حتی ۱۳۶ این وظیفه رو انجام میدادن. البته همانطور که قبلاً گفته شد نخستین نشانه از این پهپاد ها در عراق دیده شد. حتی نسخه های خیلی کوچکتر سوئیچ بلید ایرانی!
  20. قسمت چهارم: شهر پیامبر برای بزرگنمایی بر روی تصاویر کلیک کنید در دو قسمت پیشین به تاثیری که ملل دیگر بر اعراب می گذاشتند و در مقابل تاثیری که خود اعراب بر دیگر ملل گذاشتند مفصل پرداختیم، اما باید افزود که شبه جزیره عربستان علاوه بر نفوذ کشورهای خارجی به طور ویژه تحت تاثیر برخی ادیان صاحب کتاب نیز بود. در این قسمت علاوه بر تمرکز بر آنچه که در شهر یثرب در پیش از اسلام جریان داشت به یهودیت و تاثیر عمیق آن بر زمینه سازی ظهور اسلام هم خواهیم پرداخت. همچنین در گذشته به مسیحیت در شبه جزیره عربستان پرداختیم و همانطور که گفته شد تمرکز این دین در همان شهر نجران بوده که کشتار مشهور اخدود در آن به وقوع پیوست. البته اینطور نیست که مسیحیان در دیگر شهرها، از جمله در مکه و یثرب نبوده باشند، اما آنچه میتوان نتیجه گیری کرد این است که تعداد مسیحیان نسبت به یهودیان بسیار کم بوده و ما به توضیحات در رابطه با این دین تا همین جا بسنده میکنیم. لازم به ذکر است که یثرب همان شهری است که بعد هجرت محمد(ص)، مدینة النبی نام گرفت. همانطور که گفته شد یهود کثرت و سابقه پر رنگ تری در بین اعراب داشت. یمنی ها از گذشته های دور با این دین آشنا بودند و بسیاری ورود آن را به دوره سبائیان نسبت میدهند. این یهودیان همانطور که در داستان یوسف ذونواس اشاره شد در دوره ای به قدرت اول یمن تبدیل می شوند. یهودیان یمن تا ۱۹۵۰ اقلیتی در بین یمنی ها بودند تا اینکه با تشکیل دولت یهودی در فلسطین، آن ها طی عملیاتی به نام فرش جادویی به آن جا منتقل می شوند. خیابانی به نام یوسف ذونواس در اسرائیل که عامل نسل کشی مسیحیان نجران بود! یهودیان در زمان بعثت محمد(ص) در ناحیه ی گسترده‌ای از جزیره العرب حضور داشتند. اشاره ای که قرآن به یهودیان و به ویژه در سوره‌ های مدنی کرده یاد آور این مطلب است که حضور آنها در یثرب زیادتر از مناطق دیگر بود، چنانکه کتب تاریخی نیز بدین مطلب اذعان می‌کنند. یعقوبی می‌گوید مناطق یهودی نشین بیشتر همان مناطق یثرب و یمن بوده است. گفته شده که یهود اولین بار در یثرب سکونت کرد و قبایل دیگر چون اوس و خزرج پس از آنها به یثرب آمدند. بعضی‌ها علت مهاجرت آنان را از ناحیه فشاری می‌دانند که حکومت روم با آنان وارد کرده است، اما در بعضی روایات تاریخی نکاتی به چشم می‌خورد که نشانگر مطلب خاصی است و آن اینکه یهودیان به علت آگاهی از ظهور پیامبر جدید در حجاز به آنجا مهاجرت کردند و حتی افرادی از قبایل دیگر چون اوس و خزرج به علت همنشینی با آنها یهودی شدند و به جمیعت آن ها افزودند‌‌. در نتیجه یهودیان در یثرب علاوه بر ثروت از کثرت نفرات نیز برخوردار بودند. اوس و خزرج اولین قبایلی نبودند که افرادی از آنها به دین یهودیت گرویدند اما هدف از تاکید بر آنها این است که این دو قبیله همان هایی هستند که بعدها از سر نیاز به آشتی‌جویی در نزاع طولانی بین خود، از پیامبر درخواست وساطت و هجرت به این شهر را می‌کنند. البته در اینکه چطور یهودیت در بین اعراب نشر پیدا کرده و آیا این موضوع صحت دارد یا خیر، جای بحث و شک بسیار دارد، که در حوصله این مطلب نمی گنجند. توجه شود تبار یهودیان مدینه به اسرائیل باز می گردد یثرب جز محدود شهرهایی است که در عربستان از نعمت آب و حاصلخیزی بیشتری نسبت به دیگر نقاط برخوردار است. اقتصاد یثرب بر پایه کشت و زرع و نخلستان‌هایی بود که در نواحی مختلف یثرب وجود داشت. خرما یکی از محصولات یثرب بود که در آن زمان بسیار ارزشمند محسوب می شد. در مدینه آب به وفور پیدا میشد، با این حال در همه جا کندن چاه آب شیرین میسر نبود. این شهر بنوعی خود کفا بود و مردم آن تا حد امکان، نیاز های خود را فراهم می کردند. اما مکه شهری بود که دقیقاً در جایگاه متفاوتی قرار داشت. هرچند که مکه به عنوان قلب شبه جزیره عربستان شناخته می‌شد اما از نظر کشاورزی و طعام تهی بود. اقتصاد مکه به تجارت متکی بود. و باید آن را در نظر داشت که کاروان های تجاری اصلی این شهر بسوی شام حرکت می‌کردند. کار برای مکه آنجا سخت می شد که راه شام از یثرب می‌گذشت. در حقیقت یثرب از ظرفیت زیادی برای نافرمانی در مقابل دیگر قبایل عرب برخودار بود. آنها محتاج دیگران نبودند و می‌توانستند به راحتی کاروان‌های مکه را مختل کنند. و این همان چیزی است که در ابتدای تشکیل حکومت اسلامی در یثرب برای کاروان های مکه رخ می‌دهد. یثرب علاوه بر اینکه موقعیت جغرافی بی‌ نظیری داشت، یک دژ طبیعی نیز محسوب می گردید. این شهر در شرق و غرب از دو رشته حره تشکیل شده بود و حره کوه‌هایی سنگلاخی با سنگ‌های سیاه است. حره شرقی به کوه‌های احد می‌رسد و این کوه‌ها تقریباً تا جنوب امتداد می‌یابند. حره غربی هم به همین منوال بود و این دو حره به عنوان حصار شهر به شمار می‌آمدند و در جنوب نیز کم و بیش از این سنگ‌ها دیده می‌شد و بدین ترتیب باید گفت، تنها ناحیه‌ای از مدینه که با زمین هموار به خارج از آن متصل می‌شد شمال آن است.(در رابطه با مکه و قبیله قریش در قسمت نخست به تفصیل پرداخته شد). به ارتفاعات اطراف یثرب دقت شود در میان ساکنان یثرب یهودیان توان اقتصادی بیشتری داشتند و به علاوه در صنعت سرآمد بودند. به ویژه ساخت شمشیر و نیزه و تیر توسط آنها صورت می‌گرفت، که خود این موضوع با توجه به جنگ های مستمر باعث افزایش روز افزون ثروت آنها می شد‌. جمعیت یهودیان ساکن یثرب در زمان بعثت بیشتر از ساکنان عرب آن یعنی اوس و خزرج بود. همان‌طور که گفته شد احتمالاً این مهاجران در جریان حمله رومی‌ها به قدس در قرن نخست میلادی به حجاز پناه آوردند. طبعا این منطقه هیچ حکومتی نداشت و آنان می‌توانستند همانند دیگر قبایل تنها با به قوای داخلی خود در آنجا به سر برند.به همین دلیل، در بهترین نقاط از لحاظ کشاورزی میان دو حره شرقی و غربی سکونت گزیدند. اما طوایف عرب یثرب که اوس و خزرج سرآمد آنها بودند بعد از یهودی‌ها وارد یثرب شدند. اوس و خزرج دو فرزند یک پدر با نام حارثة بن ثعلبه بوده اند‌. که فرزندان آنها هر یک عشیره‌هایی ساختند و در نهایت جمعیت آنها گسترش یافت. محله اوسیان با یهودیان همجوار شد(حره شرقی). جایی که از لحاظ زراعی دارای زمین‌های قابل و حاصل خیزی بود. در طرف مقابل خزرجی ها از چنان وضع مطلوبی مثل عمو زاده های خود برخوردار نبودند. در رابطه با اوس و خزرج گاهاً ذکر می‌شود که آنها نیز مانند قبایل أزد از سیل بزرگ عرم در مارب یمن فرار کرده و در نهایت به یثرب رسیدند اما این نظر جای تردید دارد. گفته شده که این مهاجرت می‌توانسته دلایل سیاسی و نظامی در نزاع‌های میان قبایل و قدرت طلبی حبشی‌ها و حاکمان محلی در آن حدود و همچنین دلیل اقتصادی داشته باشد. هر چند که مهاجرت آن ها با فرض یک سیل دیگر هم مطرح است!(سیل عرم هر چه باعث ویرانی مارب شد اما سبب تولد تمدن هایی گردید که تا آن هنگام عرب به خود کمتر دیده بود ) مسیر کاروان های تجاری و موقعیت استراتژیک یثرب (مدینه) مهاجرت این قبایل به یثرب و سکونت آنها در این ناحیه می توانست مشکلاتی را برای یهودیان به وجود آورد. گفته شده که در آغاز آنها با امضای معاهداتی با یکدیگر روابط مناسبی داشتند. اما به تدریج با توجه به کثرت اعراب آنان بر یهود تفوق یافتند و یهودیان به صورت اقلیت، اما اقلیتی قوی درآمدند. طولی نمی‌کشد که افزایش جمعیت، سبب کمبود ها شده و نزاع بین قبایل مختلف راه می افتد. این همان چیزی است که در کل شبه جزیره عربستان در جریان بود و یثرب تا آن موقع از آن مستثنی مانده بود.آن ها احتمالاً با تحریک یهودیان که خود را مغلوب در برابر کثرت اعراب می‌دیدند، با یکدیگر جنگ‌های فراوانی نمودند. آخرین جنگ از این نزاع طولانی که پنج سال بطول انجامید به جنگ بعاث شهرت یافت. در این جنگ بسیاری از نفرات و بزرگان اوس و خزرج کشته شدند. این جنگ و کشته‌های بسیارش، زمینه‌ای مهم برای ظهور اسلام در مدینه دانسته می‌شود. در این جنگ اوسیان بر خزرجیان غلبه کردند. با اینکه اوسیان پیروز میدان بودند اما در قتل عام خزرجیان افراط نکردند. آنان تصمیم گرفتند، خزرجی‌ها را که برادرانشان محسوب می شدند را به یهودیان ترجیح دهند. ریشه اولیه این جنگ مشخصا کمبود زمین حاصل خیز بود که خزرجی ها را عذاب می داد و ادامه جنگ به مدت پنج سال بنوعی از سر تعصب و کینه بود. البته از تحریک یهودیان در آثار اسلامی بسیار یاد شده است. این جنگ یک نقطه عطف در تاریخ عرب و اسلام محسوب می شود هر چند که بسیار ناشناخته مانده است! یهودیان یثرب و دیگر شهرها زمینه چینی کافی برای آیین یکتاپرستی را فراهم کرده بودند و بنظر می‌رسد که اکثریت مردم دست کم به گوش شأن برخی از تفکرات یهود رسیده بود(توجه شود که ممکن است این کار عامدانه نبوده باشد). برخی از آن ها با رجوع به کتب مقدس خود، ظهور پیامبری در حجاز را پیش بینی می‌کردند. از دلایل اصلی رجوع به پیامبر توسط قبایل یثرب، در همین آگاهی می توان یافت. اما این تنها دلیل نبود. مادر بزرگ پیامبر اسلام به طایفه ی «بنی النجار» باز میگشت که در یثرب ساکن بودند. بنی نجار خود یکی از شاخه های قبیله خزرج بوده و در پیمان عقبه اول که نخستین مذاکره ی پیامبر با فرستادگان یثرب بود، اکثریت افرادی که با پیامبر بیعت کردن از همین طایفه ی بنی النجار بودند. و در واقع آنها اولین اسلام آورندگان در مدینه محسوب می شدند. لازم به ذکر است که در عصر پیامبر اسلام، جمعیت خزرج تقریباً دو برابر اوس بوده است این امر از آمارهایی که از تعداد بیعت کنندگان اوسی و خزرجی در پیمان عقبه دوم و نیز اسامی شهدای احد در دست داریم به خوبی به دست می‌آید. اهمیت هجرت به یثرب آنقدر بالاست که به نوعی تولد دوباره اسلام به آن گره می خورد. البته گفتن این مطلب ممکن است به اشتباه سو ظنی ایجاد کند که محمد(ص)، مسیر همواری در پیش داشته و بدون مشکل قدرت را در یثرب تصاحب کرده است و از آن پس هم اسلام بدون مشکل رشد می کند که به نوعی تمام اتفاقات از روی نسب فامیلی به نتیجه رسیده است. اما اکیدا اینطور نیست! محمد(ص) ۱۳ سال بعد از بعثت به مدینه مهاجرت می‌کند. مسلمانان تا آن روز دوره فشار شدید و شکنجه‌های بی‌رحمانه را تجربه کرده بودند. آنقدر این فشار زیاد بود که بسیاری از آیات قرآن با موضوع سختی های راه پیامبران گذشته و سرنوشت قومشان و همینطور تسلی دادن به مسلمانان در سوره های مکی آمده است. در آن سال ها و به درخواست پیامبر گروهی از آنها با رهبری جعفر طیار به حبشه فرار می‌کنند همچنین مسلمانان سه سال زندگی طاقت فرسا در شعب ابی طالب را تجربه کرده‌اند. در آخرین روزهای حضور پیامبر در مکه آنچنان فشار بر مسلمانان شدید می شود که بیم قتل عام عمومی آنها می‌رود و روز پایانی حضور پیامبر در مکه هم به لیلة المبیت ختم میشود که مشرکان مکه از قبایل مختلف به قصد ترور پیامبر به خانه وی هجوم می آورند. علاوه بر این باید توجه داشت که محیط مدینه هم خالی از تفرقه نبود، این موضوع را می‌توان به یادآوری قرآن نسبت به بدعهدی های بنی اسرائیل به یهودیان مدینه جویا شد. و در نهایت این اختلاف به تغییر قبله از بیت المقدس به سوی مکه انجامید. و در کنار این ها باید دوگانگی اصحاب و انصار محمد(ص) که از دو شهر متفاوت بودند را نیز اضافه کرد. آنچه در مورد یهودیان اهمیت دارد این است که آنان به آمدن پیامبری جدید یقین داشتند. در حقیقت آنان سرزمین کم بهره چون حجاز را به این منظور برای مهاجرت انتخاب کردند. به همین منظور قرآن در آیاتی اشاره بدان دارد که اهل کتاب نسبت به پیامبر شناخت دارند، همانگونه که به فرزندان خود شناخت دارند و روی این مطلب بسیار تاکید شده است. یک تصویر قدیمی از شهر مدینه در پایان باید به این نکته اشاره شود ، آن تحولی که پیامبر اسلام با بعثت خود رقم زد یک شبه صورت نگرفته و به عوامل متعددی وابسته بود. گذشته تاریک اعراب جاهلی به مانند زمین لم یزرعی می‌ماند که امیدی به کشت دانه های آگاهی و حقیقت در آن دیده نمی شد. اما در همان دوران، این تاریکی بسیاری را به شک و تردید انداخت. چنین شکی در بین مردم ایران نیز دیده می‌شد که در ادامه سبب انحطاط امپراطوری ساسانی گردید. آنچه در رابطه با ظهور و گسترش اسلام جلب توجه می کند زمینه چینی ها و سیر تحولات تاریخی در شبه جزیره عربستان و حتی در بین قدرت های بزرگ آن روزگار است که به برخی از آن ها در این مطلب اشاره شد. از سیل عرم گرفته که باعث تشکیل تمدن های جدید بین اعراب شد تا فروپاشی قدرت در حیره و پادشاهی غسانی که باعث تضعیف دو قدرت بزرگ آن روزگار در برابر اعراب تازه مسلمان شد و در نهایت جنگی در یثرب که با دست پیامبر به صلح رسید و شهری استراتژیک را به نخستین پایگاه امن و قدرتمند مسلمانان تبدیل کرد. موارد این چنینی بسیار است که به تعدادی از آن ها پرداخته شد اما همچنان جای بسیار برای صحبت بیشتر دارد. مشخصا اتفاقات موازی و به هم پیوسته شرایط را برای ظهور اسلام فراهم کردند و در نهایت در زمانی که یاس مسلمانان را در بر گرفته بود و تصور می شد اسلام در بدو پیدایش به پایان خود رسیده است نخستین حکومت اسلامی معجزه وار تشکیل می‌شود و از آن جا به سرزمین های دور دست و ملل مختلف گسترش می یابد. پایان . این مطلب برای انجمن mililtary.ir گرداوری شده و هر گونه برداشت از آن با ذکر نام نویسنده و این انجمن بلامانع است. نویسنده و گرداورنده: Navard منابع و ماخذ: کتاب تاریخ سیاسی اسلام(جلد1) / نویسنده: رسول جعفریان
  21. سخنی با خوانندگان محترم: در مطلب پیش رو سعی بر این شده که به مختصری از شرایط فرهنگی و اجتماعی و تاریخی اعراب پیش از اسلام پرداخته شود. در این نوشته اصل بر رعایت صداقت تاریخی و امانت است و در گرداوری آن از منابع با عقاید گوناگون کمک گرفته شده است. گرد آوری مطالب تاریخی هیچ گاه خالی از اشتباه نیست، علی الخصوص که این مطالب در رابطه با مسائل حساسیت بر انگیز مذهبی باشد. در نتیجه از دوستان خواننده این مطلب درخواست میشود درصورت وجود اشتباه، به منظور تکمیل و اصلاح این مطلب بنده را یاری کنند. پیشگفتار: سرنوشت پیامبران و قومشان و نتایجی که از آن کسب کرده اند را میتوان یکی از مهمترین نشانه های حقانیت آن ها به حساب آورد. این نتایج بعضا چنان معجزه آسا و خیره کننده هستند که در حالت معمول موارد مشابهی برای آنها یافت نمی شود. برای نمونه مسیح (ع) در دل امپراطوری قدرتمند روم شرقی به پیامبری رسید. در سرزمینی که تعداد نامعلوم خدا توسط مردم پرستیده میشد و پیامی که آورد چنان در دل ها رسوخ کرد که در مدت کمتر از چند سده مسیحیت در سه قاره گسترش یافت! از حبشه در آفریقا گرفته تا امپراطوری قدرتمندی چون روم که روزی دشمن مسیحیت بود و همچنین طیف کثیری از اقوام در خاورمیانه و ...! در اسلام نیز ما با چنین پیشرفت معجزه آسایی رو به رو هستیم. محمد (ص) در سن چهل سالگی در جامعه ای بدوی به پیامبری برگزیده شد که جز غارت و ستیز دستاوردی نداشتند و هر روز به بهانه ای با یکدیگر در جنگ بودند و شعرا و نام آوران عرب روزگاری برای بدست آوردن شرافت، خود را به پای پادشاهان ایران و روم می انداختند. در شبه جزیره عربستان اگر در جایی تمدنی دیده میشد به پاس قرابت با ایران یا روم بود. و از دست آورد هایشان در آن ادوار، جز پاره ای از روایات افسانه گونه چیزی بجا نمانده است. در چنین محلی که محمد(ص) شدیدا زیر فشار فرهنگی و البته فشار عوامل ثروت و قدرت در مدت کمتر از سیزده سال توانست بنیان نخستین حکومت اسلامی را در یثرب بنا نهد که تا پایان عمر ایشان این حکومت به چنان وسعت و قدرتی رسید که در سرحدات خود به تقابل با روم شرقی می‌پرداخت. قسمت اول: قبیله و معنای متفاوت آن در بین اعراب اعراب از قبل اسلام در پهنه ی وسیعی از خاورمیانه حضور داشتند. و بر خلاف تصور عموم مردم، فتوحات پس از اسلام به تنهایی سبب استقرار آن ها در این پهنه نشد. در تاریخ موجودیت اعراب با سامی نژاد ها گره خورده است. این حضور آنقدر چشمگیر بود که رومیان و یونانیان مناطق عرب نشین را به سه ناحیه عربستان خوشبخت و عربستان بیابانی و عربستان سنگی تقسیم کرده اند که حدود این مناطق از دریای سرخ و شبه جزیره عربستان شروع شده و از سویی به مرز های روم آن روزگار در شامات رسیده و در سوی دیگر در عراق امروزی به رود فرات ختم می شود. در رابطه با وضعیت اعراب قبل اسلام باید به این موضوع اشاره کرد، پیشینه تاریخی که برای آنها ذکر شده به ۲۰۰ سال قبل از سال عام الفیل محدود می شود. عام الفیل همان سالی است که گفته میشود محمد(ص) در آن دیده به جهان گشود. البته این بدان معنا نیست که اعراب قبل از آن موجودیت خارجی نداشته اند‌. برای مثال در دبیره های هخامنشی از آن ها بعنوان خراج گذاران عصر داریوش بزرگ یاد شده است. اما آنچه از این گفته پیداست، اعراب تهی از پیشینه تاریخی و تمدنی غنی بودند و آنچه در آنها یافت می‌شد در حقیقت از هم نشینی و یا دست درازی دیگر اقوام بود. این همان زمانیست که قرآن از آن به عنوان دوره جاهلی اعراب یاد می‌کند. نگاره ای از سرباز ساتراپی عربیا در مقبره خشایارشا، واقع در نقش رستم که بصورت نمادین به شکل یکی از ستون های شاهنشاهی به نمایش در آمده است. با نگاهی به زندگی اعراب در آن اعصار می توان دریافت که تفاوت عمده‌ای میان نوع زندگی آنان با زندگی مردم ایران و روم و حتی در نزدیکی آنها با دولت های نچندان نامی حبشه دیده میشد. در آن روزگار ایران و روم حکومت مرکزی داشتند حکومتی که تمام شؤون جامعه را از حیث قانون و عمل به قانون و وادار کردن همه به تابعیت از آن در دست داشتند و تمام زوایای آن جامعه زیر سلطه نظامی واحد قرار گرفته بود، به طوری که در هر گوشه آن وجود حکومت مرکزی احساس می‌شد. این در حالی بود که در جزیرة العرب در هر ناحیه ی آن، مردم بر پایه نسبت خانوادگی مشترک به عنوان یک قبیله گرد آمده بودند و هر یک در جغرافیای حضور خود اعمال قدرت می‌کردند. هیچ قبیله‌ای بر دیگری اعمال نفوذ نداشت مگر در داد و ستد و جنگ! جنگ بین قبایل هم نامنظم بود و بیشتر به دعوایی نامنظم و خانوادگی شباهت داشت. این مطلب نشانگر پراکندگی و تضاد بسیار عمیق بین قبایل است. باید گفت برای وحدت در میان یک امت فرهنگی لازم است که نقاط مشترک آنها را در خود جمع کرده و مردمی را گرد هم بیاورد. در شبه جزیره عربستان چنین تفکر یکنواختی وجود نداشت و هدف واحدی برای آنها مطرح نبود. در کنار کعبه هر قبیله بتی مخصوص به خود داشت و بدین ترتیب حتی در این زمینه هم تضاد و خودبینی دیده می‌شد. شرایط سخت و طاقت فرسای جزیرة العرب بر این اختلاف دامن می‌زد. مناطق حاصلخیز و دارای آب محدود و با فاصله زیاد از هم بودند. راه‌های محدودی وجود داشت که آنها هم زیر سلطه راهزنان دیگر قبایل بوده و تحت نفوذ قدرت های خارجی اداره میشد. در این شرایط دشوار اگر قبیله‌ای قادر بود تا چراگاهی را از چنگ دیگری در آورد این کار را بی درنگ می‌کرد. هیچ قبیله ای از این نظر در امنیت نبود و جنگ های بسیار با دلایل ساده و بعضا نا مأنوس بین آن ها رخ می داد. مشخص است که جنگ یکی از رایج ترین اعمال در بین آن ها بود آن چنان که عده ای برای کسب شهرت و آزمون جنگاوری خود مسیر نزاع را هموار میکردند. این جنگ از سر منع ازدواج یک زوج در دو قبیله می‌توانست شکل بگیرد تا بر سر شرایط تجارت و پاسداری از کاروان ها و ... که البته همانطور که گفته شد هیچ کجای آن به جنگ نمی‌ماند و بیشتر به یاغی گری و غارت و دعوای عشیره ای شباهت داشت. در نتیجه از این حیث قبیله جایگاه ویژه‌ای پیدا میکرد. بقای افراد به بقای قبیله گره خورده بود. هر کسی را با قبیله‌اش می‌شناختند و در نتیجه خدای این مردم هم در حقیقت قبیله آنها بود و بت ها هم نمادی برای اعلام وجود هر قبیله بودند و هرچه بزرگان این قبیله ها می‌گفتند هم، حقیقت تام برای آن ها محسوب می‌شد. با این اوصاف هرچه افراد یک قبیله زیادتر بود افتخار آن هم بیشتر میشد. این افراط تا آنجا پیش رفت که در سوره تکاثر قرآن، خداوند خطاب به مشرکان می گوید که آنها به منظور بزرگ نشان دادن تبار خود حتی دست به شمارش مردگان خود می‌زدند. نعمان در خطاب به پادشاه وقت ایران گفت که جز عرب کسی به نسب خود آگاهی ندارد و جز عرب از هر کسی اجدادش را بپرسی آنها را نمی‌شناسد. در حقیقت گذشتگان و نژاد چیزی نبود که اعراب بتوانند اشتباهی هر چند سهوی را به آنها نسبت دهند. شاید تا اینجا مطلب روشن شده باشد که پیامبر اسلام چه کار دشواری در پیش داشت. بخصوص وقتی بدانیم یکی از مهمترین اقدامات پیامبر مقابله با همین برتری جویی نژادی بوده است‌. عملا هر قدمی که به جهت آگاهی و یا مخالفت با سنت های گذشتگان آنها برداشته میشد، از نظرشان نوعی توهین تلقی میگردید. شاید جالب باشد بدانید که بت پرستی اعراب نیز ریشه در همین افراط دارد! یعقوبی در تحلیل خود از بت پرستی و عوامل آن می‌گوید:«بت پرستی از هنگامی آغاز شد که وقتی یکی از مردم می‌مرد، اقوام او مجسمه‌ای از وی ساخته و به یاد او آن را محترم می‌داشتند فرزندان آنها پس از سال‌ها گمان کردند که این‌ها خدایان آنان هستند» . شاهد این امر می‌تواند سخن مشرکین با پیامبر (ص) باشد که می‌گفتند: این بت ها اقوام گذشته هستند که مطیع خدا بوده و ما صورتی از آنها ساخته و عبادتشان می‌کنیم. در مورد سه بت مشهور یعوق و یغوث و نسر گفته شده: از قوم نوح بودن و افرادی صالح بودند و بعدها مجسمه آنان به صورت بت درآمد. در مورد لات نیز گفته شده او در واقع مرد صالحی بوده است که غذا برای حاجیان درست می‌کرده وقتی او مرد، تمثالی از او درست کردند و بر آن بنایی ساخته‌اند و اسمش را بیت الربه نهادند. ابن قیم می‌گوید؛ تعظیم مردگان سبب شد تا کم کم صورت هایی از آنها به شکل بت ساخته شود. زمانی که محمد(ص) مکه را فتح کرد در درون آن ۳۶۰ بت وجود داشت. در حقیقت ما با سرزمینی طرف هستیم که ۳۶۰ اعتقاد و ۳۶۰ تضاد در آن میتوان شمارش کرد! اوضاع اعراب از ابتدا این گونه نبود. اعراب شهر مکه خود را از نسل عدنان می‌دانستند، که در نتیجه نسب آنها به اسماعیل (ع) باز میگشت. از این گفته مشخص است که نخستین اعراب موحد بودند اما به تدریج به سوی شرک گرایش پیدا کردند. از این منظر اعراب مکه در کنار بنی اسرائیل بودند که به دین حضرت ابراهیم گرایش داشتند و در حقیقت ریشه نسبی مشترک در آن ها می توان یافت. در سال‌های مانده به بعثت پیامبر، افرادی در بین اعراب پیدا شده‌اند که خواهان بازگشت به دین ابراهیم بودند. آنها شروع به تبلیغ علیه اعتقادات آن روزگار اعراب کردند. از معروف‌ترین این افراد ورقة بن نوفل بود که در جستجوی دین خدای یگانه به این سو آن سو رفت و در نهایت مسیحیت را پذیرفت. زید بن عمر شخص دیگری بود که به روایت تاریخ در بین اعراب از بازگشت به آئین ابراهیم سخن گفت. بسیاری از رسوم مشرکین مکه همان چیزی بود که ابراهیم به اجدادشان آموخته بود ولی آنها آنرا شرک آلود کرده بودند. برای مثال اعراب جاهلی نیز به رسومی چون ختنه و کفن و دفن میت و ازدواج نکردن با محارم و حج بیت الله الحرام معتقد بودند. آنها حتی شعار معروف تلبیه را نیز داشتند اما آن را به نوعی شرک آمیز کرده بودند. ( تلبیه همان شعار لبیک اللهم لبیک لاشریک ... است که حاجیان در حین طواف خانه خدا می‌گویند). اعراب جاهلی به افرادی از خود که ختنه کرده و به حج می رفتند حنیف میگفتند . این در حالی است که به پیروان حضرت ابراهیم در گذشته حنیف گفته میشد! این بدان معناست که این کلمه از گذشته های دور در بین اعراب زبان به زبان چرخیده و تغییر معنا یافته است. قبیله قریش زادگاه قدرت قریش نامی آشنا و از پر نفوذترین قبایل در میان عرب بوده و بعد اسلام نیز تا قرن‌ها بر جهان اسلام حکومت کرده است. خلفا تا پیش از امپراتوری عثمانی همیشه قریشی بودند. اعراب کسانی را که از نسل مضر بن کنانه باشند را قریشی می گویند. در علم تبارشناسی عرب نیای مضر بن کنانه به اسماعیل (ع) باز میگردد. قریش در آن دوره از آنجا که امور حج را بر عهده داشت به شهرت و ثروت زیادی رسید. امور کعبه در دوره ای به قصی و هاشم و سپس به عبدالمطلب که همه از نسل مضر بودند سپرده شد. در دوران قصی مراسم حج شکل جدیدی به خود گرفت و این تغییرات زمینه ساز قدرت یافتن قریش در بین دیگر قبایل عرب گردید. در این ایام مردم عرب از نقاط دور دست به این مکه می آمدند تا هم به تجارت بپردازند و هم خدایان پر تعداد کعبه را پرستش کنند. بنوعی مکه و کعبه آن میعاد گاه اعراب بود. در این شهر بازار هایی بر پا میشد که از غرب و شرق عالم تجار به آن رجوع می کردند. راه تجاری مهمی از روم شرقی به یمن و در نهایت به هند ختم می شد که این مسیر از قطب های اقتصادی آن روزگار محسوب می شد که البته نکته مهم برای ما این است که شهر های مکه و یثرب هم در مسیر آن رونق یافته بودند. در بین قریش طایفه بنی هاشم به طور خاص که پیامبر اسلام نیز از آنان بود دارای مقبولیت و شهرت بیشتر گردید. همان طور که گفته شد بعد هاشم، عبدالمطلب زمام امور حج را بر عهده گرفت. وی پدر بزرگ پیامبر اسلام است و او از اعرابیست که قبل اسلام طبق سنت خاندان خود به دین حنفیت معتقد بود و خدای یکتا را می پرستید. عبدالمطلب بعد مرگ والدین محمد(ص) سرپرستی او را پذیرفت و در نتیجه آن محمد(ص) در محیطی با اعتقادات دین حنفیت زندگی میکرد. از تاریخ چنین بر می‌آید که قریش در میان اعراب به شرافت و عزت معروف بوده و معمولاً با عناوینی چون «آل الله» و «سکان حرم الله» خوانده می‌شدند و مردم آنها را به عنوان بزرگ و شریف قبول کرده بودند. باید افزود که این شهرت در همه طوایف قریش نیست، بلکه تنها در خاندان قصی و بعد از او خاندان هاشم و عبدالمطلب بود چرا که وجود این افراد در نهایت سبب شهرت قریش گردید. هنگام ظهور پیامبر اسلام در میان طایفه های قریش، از بنی هاشم عباس بن عبدالمطلب مسئولیت آبرسانی به حجاج را بر عهده داشت و از طایفه بنی امیه، ابوسفیان ریاست سپاه قریش را بر عهده داشت. این جبهه بندی در میان قریش تا قرن ها بعد ادامه پیدا کرد. البته باید توجه شود که طوایف دیگر از قریش هم بودند که نقشی در امور حج داشتند اما نقش آنها به پر رنگی دو طایفه نامبرده نبود. دیگر قبایل عرب متوجه عظمت کعبه و نقش آن در فزونی قدرت قبیله قریش شدند در نتیجه برخی از آن ها در مناطق خود نیز کعبه هایی ساختند تا قبیله خود را برای رفتن به مکه بازدارند. این کعبه ها از بسیاری از جهات همچون وجود سنگی مانند حجر الاسود(سنگ سیاه) تا ارکان کعبه به آنچه در مکه بود شباهت داشتند. برای مثال در یمن پرستشگاهی در شهر غَیمان قرار داشت و «حجر الأحمر» یا سنگ سرخ در آن استفاده شده بود و همچنین کعبه ی شهر العَبلات در جنوب مکه، که «حجر الأبیض» یا سنگ سفید داشت! ادامه دارد ... این مطلب برای انجمن mililtary.ir گرداوری شده و هر گونه برداشت از آن با ذکر نام نویسنده و این انجمن بلامانع است. نویسنده و گرداورنده: Navard منابع و ماخذ: کتاب تاریخ سیاسی اسلام(جلد1) / نویسنده: رسول جعفریان کتاب گنجینه تاریخ ایران(جلد نهم)/ نویسنده: عبدالعظیم رضایی کتاب دو قرن سکوت( ویرایش دوم) / نویسنده: عبدالحسین زرین کوب لینک
  22. حملات موشکی باکو مجدد یاد آور شد که موشک بالستیک تاکتیکی چیزی نیست بشه ساده از کنارش گذشت. سایت های پدافندی ثابت و ادوات مرتبط با اون در مقابل موشک های بالستیک هدایت دقیق، بسیار آسیب پذیر هستند. بعلت سرعت بالای موشک های بالستیک توان اقدام آنی به فرماندهان داده میشه. یک پهپاد هدفی رو شناسایی می‌کنه و تا اینکه یک موشک لورا به سمتش شلیک بشه چند دقیقه فقط طول می‌کشه! حالا اگر سامانه پر تحرکی مثل S-300 هم داشته باشیم به زمان بسیار بیشتری نسبت به زمان تهاجم مفروض برای هر جا به جایی نیازمندیم. در مورد نیروی هوایی و پایگاه های هوایی هم همین تهدید جدی وجود داره. موشک های بالستیک بصورت بزن در رویی شلیکی میکنند و پیدا کردن این سکو ها حتی با داشتن برتری هوایی بسیار دشوار ! حال اگر برتری هوایی درکار نباشه داستان مشابه سامانه های هیمارس اوکراین میشه! در مقام موشک های ضد بالستیک واقعیتی هست که تا این لحظه دفاع قاطعی وجود ندارد. تقابل بین بالستیک و ضد بالستیک تا کنون در یک رده و نسل نبوده . و اونایی هم که در یک نسل بودن در نهایت با شکست بخش پدافندی رو به رو شدن. اگر از این ها هم بگذریم دفاع ضد بالستیک در مقام مقابله با موشک ها رویه ای در پیش داره که پدافند اوکراین با شاهد۱۳۶ در پیش گرفته. پر هزینه و کم اثر! راه های دور زدن و فریب و ارزان سازی حملات بسیار است . اما در بخش پدآفندی اصلا چنین چیزی امکان پذیر نیست. موشک بالستیک چیزی نیست که بشه دست کم گرفتش. بزرگ‌ترین تهدید برای ایران ما هیچ سلاحی نیست جز موشک های بالستیک دشمن که خود وزنه تسلیحاتی ما هست !