worior

Administrators
  • تعداد محتوا

    8,463
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

  • Days Won

    99

تمامی ارسال های worior

  1. کاش به این سادگی بود. یا باید همه یارانه ها برداشته بشه یا همه با هم وجود داشته باشن اگر یارانه خرید گندم رو حذف کنند، خود طبیعتا سودآور میشه و همه میزنن تو کار کاشت گندم. بعدش قحطی ذرت، برنج و کلزا و آفتابگردان و سایر کشتهای عمده ای میشه که سود کمتری نشون میدن.
  2. پیرامون شلیک موشک بالستیک به عمق دریای عمان برای زدن کشتی. روی موشک ها به نظر نمیاد حسگری قرار داده باشن دست کم در سجیل ها اینطوری بود. ولی بیایید فکر کنیم که جستجوگری هست و میتونه هدفی رو تشخیص بده، مشکلات کار چیه؟؛ - سرعت متوسط این موشک ها رو 8000 کیلومتر در ساعت یا بر 60 دقیقه در نظر بگیریم، ایضا سرعت شروع جستجو تا اصابت. - سرعت کشتی هدف که مثلا ناوهواپیمابر هسته ای هست رو بگیریم 60 کیلومتر (سرعت اعلامی حداکثر 56 کیلومتر) - موشک رو به فاصله 2000 کیلومتری شلیک میکنیم. - حدود 20 دقیقه طول میکشه تا به هدف برسه. - اگر ناو هدف 20 دقیقه با سرعت 60 کیلومتر حرکت کرده باشه، حدود 15 کیلومتر جابجا شده، یعنی شعاع جستجو و تغییر مسیر برای موشک میشود 15 کیلومتر: بنابراین طول وتر این مثلث میشه زمانی که باید جستجوگر کار تعیین موقعیت فرود رو انجام بده. که بین موقعیتی حدود 0 تا 30 کیلومتر خواهد بود یعنی نزدیکترین که میشه همون مسیر پیش بینی شده و دورترین که میشه بیشترین مسیری که باید پرواز کرد. و اگر همین ارتفاع 30 کیلومتر آغاز جستجو باشه یه چیزی حدود 42 کیلومتر حداکثر مسیر اضافه پروازی هست که باید طی بشه. البته در خط مستقیم و بصورت کمانی مقداری بیشتر میشه. نکته : در هر ورود به جو یه دوره خاموشی هست که بخاطر حرارت بالا ایجاد میشه. مثلا شاتل از ارتفاع حدود 80 تا 40 کیلومتری خاموشی یا بلک اوت داره و هیچ سیگنالی نمیتونه بفرسته یا بگیره که دلیلش همون پلاسما هست. کلیک کنید. با توجه به ارتفاع رهگیری 30 کیلومتر و سرعت مذکور؛ جستجوگر زمانی در حدود 4 ثانیه برای رهگیری و تغییر مسیر داره. مگر اینکه بخواد از ارتفاع بالای جو و قبل از ورود جستجو رو انجام بده. که تقریبا مشکلاتی در زمین حرارت نداره. ولی نیاز به سنسور های بسیار قدرتمند و گرانی خواهد داشت که مثلا از ارتفاع 100 کیلومتری هدف رو رهگیری کنند. ولی اگر شروع رهگیری از همون 30 کیلومتر در کسری از یک صدم ثانیه اولاز 4ثانیه باید جستجوگر باز بشه، هدف رو ببینه و موقعیت هدف تشخیص بده، سپس در همین زمان باقی مانده وقت داره که در قطر دایره از 0 تا 30 کیلومتر تغییر مسیر بده - در این 4 ثانیه ناوهواپیمابر حداکثر 66 متر جابجا شده. و با توجه به اینکه عرض ناوی مثل نیمیتز 77 متره و طولش بیش از 330 متر. احتملا اگر موشک موفق بشه فرایند رو طی کنه میتونه به ناو برسه. به همین خاطر پیشنهاد میشه که موشک برای اینکه هدر نره! سرجنگی هواسوز داشته باشه، یعنی در ارتفاعی حدود 10 تا 15 متر از سطح آب منفجر بشه. از نظر حرارتی و حرفهایی که در این مورد زده میشه. مدیریت سرعت باعث کنترل حرارت میشه. میزان حرارتی که ماشین ورود به جو باهاش روبرو هست بین +2400 تا حدود 600 درجه است. اگر جسم وارد شونده به جو یکدفعه از ارتفاع 100 کیلومتری به عمق 50 کیلومتری بدون کنترل سرعت شیرجه بزنه و بخواد بعدا مسیرش رو درست کنه با حرارت های بسیار زیادی مواجه میشه این برای شاتل حدود 1500 درجه است. در حالت پر شتاب برای اینکه در این ارتفاع و این شکل و سرعت ورود به جو ، حفاظ جستجوگرتون باید از موادی مثل " ایترولوکس" Yttralox باشه. که فکر کنم انحصارا ریتون میسازه و جنرال الکتریک اختراعش کرده و برای شیشه های لیزر پر انرژی استفاده میشه. این شیشه یا ساختار شفاف مقدار بسیار کمی از بین رفتن انرژی داره و تا 2200 درجه هم تحمل میکنه. و مکانیزم سرجنگی باید طوری عمل کنه در همون ارتفاع 30 کیلومتر از نوک موشک جدا بشه و اجازه دیدن به سنسور بده. https://en.wikipedia.org/wiki/Yttralox - pyrex تا 500 درجه جواب میده - سرامیک های شیشه ای هست که تا 1200 درجه جواب میدن. بخصوص اونهایی که روی درب کوره های ذوب نصب میشن. - اگر دنبال کیفیت باشید از سافایر میشه استفاده کرد که برای اف 35 استفاده شده و البته تا 600 درجه عملیاتی جواب میده، و لحظه ای میشه سر جستجوگر رو باز کرد که به دمای عملیاتی 600 درجه رسیده باشد. - در جستجوی یه چیز به صرفه باشید، کوارتز هست که بصورت طولانی در حرارت 1160 درجه جواب میده. و تا 1300 درجه هم رو در لحظاتی تحمل میکنه. همه این موارد وابسته به این هست که چطور ورود به جو رو کنترل میکنید و اینکه برد کشف جستجوگر چقدر هست. خود سیکر رو میشود در نیتروژن گذاشت. و اینکه این نیتروژن آنچنان مهم نیست! که تنظیم دما در پایه سنسور مهمه، اما دما رو در سطح میکرون و روی پایه سنسور چطور تنظیم میکنند؟ راه دیگر هدایت: و اونم اینه که هدف رو بجایی اینکه بدیم موشک شناسایی کنه یه وسیله دیگه برامون این کار رو انجام بده مثل؛ ماهواره، آواکس، رادارهوابرد ،یه موشک موقعیت یاب دیگه، رادار ماورا افق موشک یه دوره خاموشی داره موقع ورود به جو، و ظاهرا نمیشه بهش چیزی رو بسادگی مخابره کرد یا ازش دریافت کرد. اما قبل و بعد از اون میشه دو بار مسیر تصحیح کرد. بعبارتی دیگر موقعیت جدید بهش داد که خارج از اون مقدار محاسبه شده اولیه که بالاتر گفتم نیست. فقط اینجا نکته ای که وجود داره اینه که دیگه در موشک سنسور حرارتی وجود ندارد. حالت دیگر هم رادار هست. و برای اینکار به نظر میرسه تا ماخ 7 مشکلی نباشه.
  3. موشک sm-6 قابلیت انهدام موشک،هواپیما و ناوهای جنگی رو داره! و احتمالا موشک پرسرعت ضد ناوشون فعلا همین SM-6 باشه.
  4. تقریبا همه موشک های هوا به هوا، هوا به زمین و زمین به هوا و حتی زمین به زمین به نوعی سوپرسونیک و یا هایپرسونیک هستند، غیر از اقسام کروز. نکته اصلی فراصوت بودن کروز یا گشت زن بودن موشک هست.
  5. فکر کن ناوگروه آمریکایی در خلیج فارسه و این در مدار 10 درجه حوالی بندر عدن همراه با کلی موشک کروز، قادر مقتدر، هویزه و حتی هرمز... ... و باز هم فکر کنید الان ناوهای ما حدود 45 روز تا نهایتا 3 ماه در دریا هستن. ولی این ناو کمک میکنه قطعه، سوخت و غذا میرسونه تا دست کم 6 ماه بمونن
  6. به نظر میاد وظیفه اش اینه که برای سایر ناوها در اوقیانوس پدری و مادری کنه. یه تعداد هلیکوپتر برای انتقال نیرو و تجهیزات داره مقدار زیادی انبار سوخت و تجهیزات. و از اونجایی که خیلی سنگین و بزرگ هست در برابر امواج اوقیانوس دوام کافی داره(البته نه اونقدرا) نکته اول اینه که، وقتی کارهای اصلی تموم بشه میندازن به آب و بعد از یه سری ماموریت تجهیزات فرعی رو نصب میکنند. مثلا توپ ها، موشک ها رادار و ... و دست کم به دو نوع دیگه احتیاجه: 1- با ماموریت پشتیبانی تعمیراتی، حمل کشتی و زیردریایی رزمی آسیب دیده: روی تصاویر کلیک کنید. 2- ماموریت پشتیبانی عملیاتی:
  7. معمولا این تاپیک رو نمیخونم چون حوصله آمریکا رو ندارم. ولی اینم از اون حربه هایی بوده که تو خاورمیانه خیلی رایجه و احتمالا اینجا یادگرفتن. مثلا وقتی قراره در عراق تظاهرات بشه یدفعه اخبار زیادی از احتمال بمب گذاری و حملات داعش میاد، تا مردم کمتر بیان بیرون و یا تجمع نکنن. حالا حساب کن اونجا وضعیت ایران چه شکلیه!
  8. البته این برد 5500 کیلومتری یه برد استراتژیک هست و اهداف بازدارندگی بخصوص روانی داره تا تاکتیکی. و در برابر دشمنی در سطح ناتو با غیر از بالستیک محقق نمیشه. مگر اینکه به یه توان هوایی در سطح ناتو برسیم! که حتی روسیه و چین هم دست و پا بزنن بهش نمیرسن. - هر حمله ای با نیروی هوایی ساعتها طول میکشه، و حمله لو میره، - شبکه راداری عظیم ناتو رو باید دفع کنید و با حجم وسیعی پدافند روبرو هستید. - بنابراین حمله باید ترکیبی باشه مثلا با کروز و بمب افکن و با جنگنده اسکورت بشه - خیلی پیچیده و پرهزینه خواهد بود و در طول مسیر ممکنه حمله بسادگی دفع بشه و یا حتی کروز ها رو رهگیری و منهدم کنند این موارد رو در مورد خوب و بد نیروی هوایی نگفتم. در مورد اینکه هر حمله عمقی در این سطح در اقدام اول و حتی پاسخ دوم لاجرم موشکی هست. بنابراین بازدارندگی متعارف برای ما واجبه! حتی اگر سرجنگی اتمی نداشته باشیم. اما چقدر بازدارندگی متعارف؟! با چقدر هزینه؟ مثلا چندتا به اروپا بزنیم! بازدارنده هستیم؟ - از جنبه روانی یکی هم موثره حتی متعارف باشه و از جنبه اتمی بازهم یکی موثره حتی اگر 2 کیلوتن باشه! - ولی از جنبه تاکتیکی برای حمله هسته ای به اروپا بالای 200 کلاهک نیازه، و اونم در مقادیر بالا. که هزینه اش خیلی زیاد هست! خیلی خیلی زیاد. و البته چون هیچ وقت جراتی برای استفاده از سلاح هسته ای نیست! بکار نمیاد. - موشک متعارف رو میشه زد و عواقبی در همون سطح دریافت کرد. بنابراین موشک متعارف از دید بنده چون قابلیت استفاده داره اونم بدون نگرانی، بازدارنده تر هست. روشهای مختلفی هم وجود داره، تعداد بر اساس اهداف نظامی راهبردی، تعداد بر اساس پایتخت ها و شهرها، تعداد بر اساس متوقف کردن متقابل موشک های هسته ایشون، تعداد بر اساس ضربت متقابل انتقامی به یکی دو کشور مهم و ... قیمت ماهواره بر سیمرغ که از نظر فنی مشابه همین UNHA2 و یا تایپودونگ 2 هست و مورد بحث این تاپیک، حدود 3.5 میلیون دلار اعلام کردن: https://www.tasnimnews.com/fa/news/1399/01/03/2228364/گزارش-تسنیم-ــ-1-سیمرغ-چگونه-متولد-شد-ماهواره-بر-3-5میلیون-دلاری-با-آرمان-های-بزرگ البته سیمرغ مراحل دوم و سوم به مراتب پیچیده ای داره، و موتور سلمان بسیار هزینه ها رو کم میکنه. اما اگر بخواهیم هزینه مرحله اول رو تخمین بزنیم کمتر از نیمی از قیمت کل موشک باید باشه. مثلا حدود 40 تا 60 درصد که میشه حدود 1.4 تا 2.1 میلیون دلار و این به تخمین قیمتی قبلی من در حدود 700 هزار دلار بودن یه شهاب 3 نزدیک هست. و قیمت 2.5 میلیون دلار برای حدود 4000 تا 5500 کیلومتر خودش یه موفقیت اقتصادی-نظامی بسیار قابل توجه محسوب میشه. اما اگر بخواهیم دست آمریکا در اروپا رو ببندیم، به حدود 10 پایگاه اصلی که در حمله سوریه شرکت داشتن پاسخ بدیم میتونه یه مبنای طراحی عددی باشه؛ 10 پایگاه، هر پایگاه هوایی دست کم 60 اصابت میشه 600 موشک که بقول دوستان 60 درصد خطا و گذر از پدافند رو هم حساب کنیم، میشه حدود 960 موشک، سرجمع 1000 فروند. و قیمتی میشه حدود 2.5 تا نهایتا 3 میلیارد دلار معادل قیمت حدود 40 فروند جنگنده. اما با یه قابلیت بسیار جالب! اونم اینه که هر موقع به پرتاب فضایی نیاز داشتید میتونه مرحله اول هر پرتابی باشه. این مقدار قطعا بازدارندگی تاکتیکی رو هم ایجاد میکنه، ولی دشواری های بسیاری برای شلیک وجود داره، چون موشک بزرگی از نظر ابعاد هست و عمدتا باید از لانچرهای ثابت شلیک بشه، زمان سوختگیری بسیار بیشتری داره. بنابراین لازم هست که درصدی رو هم به سوخت جامد اختصاص بدید.
  9. چیزی ننوشته بود. منبع حرف ویکی به نقل از رویتر بوده. اساس این موشک اونها 2 همون موشک تایپودونگ 2 هست. که بین 4000 تا 7000 کیلومتر براش تخمین زدن و البته در جایی حدود 9000 کیلومتر در حالت 3 مرحله ای و محموله زیر 500 کیلوگرم. ولی اینکه در یک مرحله به برد 4000 برسه اثبات شده. Based on the size of the missile, the fuel composition, and the likely fuel capacity, it is estimated that a two-stage variant would have a range of around 4,000 km (2,500 statute miles) and a three-stage variant would be capable of reaching as far as 4,500 km (2,800 statute miles), giving it potentially the longest range in the North Korean missile arsenal.[3] The burn time of each stage is a little over 100 seconds, thus allowing the missile to burn for 5 or 6 minutes. Speculative variants of the missile could be capable of a range of approximately 9,000 km (5,600 statute miles).[8] At maximum range, the Taepodong-2 is estimated to have a payload capacity of less than 500 kg (~1,100 lbs).[3] https://en.wikipedia.org/wiki/Taepodong-2 4 موتور مشابه شهاب سه داره و اگر یک مرحله دیگه هم موتور باشه حالا همین موتور یا سلمان!. احتمالا این چیزی که شما میگید محقق بشه. ولی موشک نسبتا گرانی خواهد بود. حدود 4 برابر شهاب سه+سلمان +سرجنگی باید قیمت داشته باشه.
  10. من مطالعه ای در این مورد نداشتم.ولی یه مقایسه ای هست که میشه فهمید. اونم تقریبا یکی بودن مرحله اول دو ماهواره بر سیمرغ و "یونها" یا اونها 2 کره شمالی هست. Unha2 حدود 200 کیلوگرم محموله داشته. سیمرغ محموله اش که 150 کیلوگرم بوده. اما چیزی که بسیار جالب توجه هست اینه که مرحله اول موشک کره شمالی بعد از جدا شدن، در فاصله 3850 کیلومتری از محل پرتاب به دریا سقوط کرده. این یعنی موشک مرحله اول بقدری قدرتمند بوده که دو مرحله دیگه و محموله 200 کیلویی به نزدیکی مدار بفرسته. یه رقمی در حدود چند تن و خودش هم به فاصله مذکور سقوط کنه. پس میتونیم این نتیجه رو بگیریم که برد خام مرحله اول این موشک بیش از 4000 کیلومتر هست. .
  11. این پهپاد کیان 2 یا همونای دیگه که شبیهش هستن گفته شده 480 کیلومتر بر ساعت سرعت داره و این سرعت زیادی برای ملخ هست که به نظر باید موتور قدرتمندی داشته باشه، از طرفی برد بلندی هم داره و این موتور برای این کار باید بسیار کم مصرف باشه.
  12. از اونجایی که زدن دیگو گارسیا از نظر فنی یعنی زدن بخش اعظمی از اروپا، ایران حساسیتی ایجاد نمیکنه که البته بی معنی هست. و البته این اشتباه بسیار بزرگی بوده که قبل از برجام برد موشک ها رو به 5500 نرسوندیم. میتونستیم با این کار اروپا متعهد جدی نگهداریم. و الان هم لازمه که اگر مذاکره ای بخواد صورت بگیره ابتدا به لحاظ فنی این توانایی زدن اروپا با کروز و بالستیک اثبات بشه و ICBM هم دست کم رونمایی بشه و بعد مذاکره صورت بگیره. مذاکره بدون اینها یعنی شکست مجدد. ولی چون مذاکره با موشک میانبرد 5.5k میتونه ایران رو در رنج اروپا نگه داره برای آمریکا مفید هست که ایران جلوتر نره، و از طرفی برای ایران هم وسیله ای میشه برای متعهد نگاه داشتن اروپایی ها. در غیر این صورت باید سر 300 کیلومتر مذاکره کنیم/. در ضمن، برای زدن اروپا بهترین کار نصب پرتابه هایپرسونیک روی موجودی فعلی هست.
  13. یه تاریخچه مختصر از برنامه موشکی ایران: به نقل از منابع غربی: ایران خرید اسکاد از کره شمالی رو در حوالی 1985 شروع کرده. اون موقع هیچ حریفی نداشتن این اسکادها، پاتریوت سیستم نوپا و ناشناخته ای بوده و بعد اثبات کرد که قابلیت آنچنانی در برابر اسکاد نداشته. و احتمالا نتایج پاتریوت در 1991 صنعت دفاعی ایران رو متقاعد کرده این یک سلاح استراتژیک و متوقف ناشدنی هست. در اون زمان موشک کروز هنوز پدیده طبیعی جنگ شناخته نمیشده(1985) ایران در دهه 90 و حتی تا سال 2000 موشک میخرید، جمعا چیزی حدود 300 فروند خانواده اسکاد و از سال 2000 خط تولید شهاب 3 رو ایران با نرخ تولید سالی 70 فروند راه اندازی میکنه.جالبتر اینکه دقیقا در 2001 ایران در مورد موشک کروز هم به نتیجه مشابهی میرسه و از اکراین موشک کروز میانبرد خ 55 خریداری میکنه و این احتمالا بخاطر موفقیت موشک های کروز در حمله آمریکا به عراق بوده. یه محاسبه کیلویی؛ اگر همون نرخ تولید 70 فروند در سال رو ثابت نگه داشته باشن و هنوز خط فعال باشه، ایران باید حدود 1700 موشک در اندازه شهاب 3 تولید کرده باشه که همگی باید به سطح عماد ارتقا پیدا کرده باشن. موشک نودونگ 1990 معرفی شد واگر این موشک رو پایه شهاب در نظر بگیریم حدود 10 یا 9 سال طول کشیده که ایران به خط تولید موشک برسه. و اگر کلید زدن این داستان موشکی رو بگذاریم 1991 و فشارهای روانی وارد شده به صنایع دفاع و نیروهای مسلح برای تدارک دیدن در برابر آمریکا، حدود 9 سال باید منطقی باشه برای دستیابی به یک خط تولید. همین مقدار رو برای کروز خا 55 ملاک بگذاریم که در 2001 تحویل ایران شده و البته ایران در موردش تنها بوده و باید مهندسی معکوس میکرده، حدود 9 سال یعنی 2010 میشه و البته اولین سومار 2012 رونمایی شده. که یعنی یه 2 سالی هم مهندسی معکوس زمانبرده، از طرفی تکنولوژی موشکهای کروز هم با سری نور تا حدود زیادی بدست اومده بود. بنابراین اگر همین پایه سالی 70 فروند رو نه بصورت صنعتی بلکه نظامی ملاک سفارش تولید قرار بدیم، ایران باید حدود 560 فروند کروز میانبرد ساخته باشه. یعنی بعبارتی دیگر در رنج 1700 کیلومتر ما حدود تقریبی : 600 فروند کروز. 1700 فروند بالستیک. باید داشته باشیم و تنها دشمن استراتژیکی که برای زدنش به برد بالای 1000 در ابتدای این برنامه ها برای تعریف عددی پروژه نیاز بوده اسراییل هست. فکر میکنم سوخت مایع در رنج 250+1500-250 در فروند 2000 باید متوقف بشه. و همین مقدار هم احتمالا کروز ساخته بشه. اما دشمنان تهدیدات منطقه ای ما عمدتا در رنج زیر 1000 متوقف میشن یعنی حدود 700 کیلومتر. و به این دلیل که این فاصله نزدیک هست. نیاز به واکنش فوق سریع داره، موشک های سوخت جامد در این مسافت بسیار رعدآسا عمل میکنند، یعنی اگر واکنشمون رو بدقت تنظیم کرده باشیم دشمنی در همسایگی رو قبل از پایان عملیات هواییش منکوب میکنند. و شاید قبل از اینکه جنگنده هاشون از آسمان ما خارج بشه. بنابراین تولیدات موشکی در برد 700 تا 1000 بیشتر به نظر میرسه در معرض جایگزینی با توان نیروی هوایی یا تکمیل کننده اون باشن. چون بیشترین ماموریت های هوایی مربوط به این برد هست.
  14. در مورد هزینه آموزش یک خلبان برای جنگنده های آمریکایی ؛ The cost of training a basic qualified fighter pilot ranges from $5.6 million for an F-16 pilot to $10.9 million for an F-22 pilot. Bomber pilot training cost is also high, ranging from $7.3 million for a B-1 pilot to $9.7 million for a B-52 pilot. Costs for training transport pilots and mobility pilots are somewhat lower, but still considerable, ranging from $1.1 million for a C-17 pilot to $2.5 million for a C-130J pilot. Training cost per pilot for command, control, intelligence, surveillance, and reconnaissance operations (e.g., the RC-135) is about $5.5 million. بعبارتی دیگر اگر هزینه آموزش اف 5 رو نصف اف 16 بگیریم یعنی 2.5 میلیون دلار و 100 خلبان بخواهیم آموزش بدیم میشود 250 میلیون دلار. فقط برای اف 5 ... پس این قیمت 700 میلیون دلار چیز عجیبی نیست. https://www.rand.org/content/dam/rand/pubs/research_reports/RR2400/RR2415/RAND_RR2415.pdf
  15. بله. هر چه بیشتر جلو میریم تسلیحات گرانتری بدست میاریم از طرفی دیگر از شانس خطا هم کم میکنیم که جمع کار رو ارزانتر میکنه. https://www.airlinepress.ir/329316/خلبان‌های-ایرانی-با-هزینه-حدود-700-میلیو/ https://www.borna.news/بخش-سیاسی-3/1054027-خلبان-های-ایرانی-با-هزینه-حدود-میلیون-دلار-در-پاکستان-آموزش-می-دیدند-اگر-بنیه-دفاعی-نداشته-باشیم-دشمنان-صدام-دیگری-را-تربیت-می-کنند-باید-رد-موشک-ها-را-به-بالای-هزار-کیلومتر-افزایش-دهند برزگر ضمن اشاره به ساخت جنگنده‌های کوثر به عنوان یکی از اقدامات موثر صنعت دفاعی کشور تصریح می‌کند: در صنعت هوایی نیاز به خلبان داریم پیش از این خلبان‌ها در پاکستان آموزش می‌دیدند که بابت آن حدود 700 میلیون دلار پرداخت می‌کردیم، اما با ساخت سه جنگنده کوثر دیگر نیاز نیست که خلبان‎ها برای آموزش به خارج از کشور بروند. میشود. دلیلش هم در پست موجود بود...
  16. حتی آمریکایی ها هم چنین ادعایی ندارن. اگر در این حمله که من نیروی هوایی مدافع، پدافندش و اقدامات غیر عاملش رو مغلوب در نظر گرفتم، تا تهاجم خودم رو هزینه یابی کنم. میخواستم درصدی شانس به این موارد بدم اصلا نمیتونستم عملیات کنم. البته الان با 1991 فرق داره ولی در اون زمان 78 فروند اف 16 نتونستن پایگاه هسته ای عراق و یه نیروگاه رو بزنن! با اینکه کاملا بر آسمان عراق برای ساعاتی مسلط شدن و دقیقا هم بالای سر اهداف قرار گرفتن اف 15 رو برای دفاع هوایی داشتن و اف 111 رو برای اخلال سنگین. عملا تونستن آسمان رو دست بگیرن ولی نتونستن بمب ریزی کنن. علتش هم این بود که عراقی ها پرده دودی عظیم ایجاد کردن، جی پی اس رو اخلال کردن و حجم زیادی سام شلیک کردن. در صورتی که ما تونسته بودیم عملیاتی بسیار عمقی تر با پیچیدگی بیشتر و حجم کمتری هواپیماهای ضعیفتر و پرمصرفتر در H3 و آسمان سه کشور انجام بدیم. درصد خطا رو من حذف کردم. در عربستان مقداری از کروز ها به هدف نخوردن اما هدف کاملا محقق شد. چون اینجا تعداد هدف مشخص نشده بود، خود ارسال حجم مهمات رو ملاک بگذارید. ممکنه این حجم از مهمات صرفا برای دو هدف یا حتی یکی بکار بره. و اگر موشک به همون هدف اصابت کنه یک موشک با کلاهک 750 کیلویی نزدیک به دو بمب 1000 پوندی عمل کنه. این رو در خود متن توضیح دادم و بیشتر اینجا ادامه میدم: اگر تو این سناریوی شما، همه 16 موشک مورد اصابت قرار داده بشن. حدود 13 یا 14 میلیون دلار هزینه شده که از قبل هم محاسبه ای روی بازگرداندنشون نشده بوده. ولی اگر یک جنگنده اصابت کنه چند اتفاق میفته؛ - نمیشه جنگنده رو مثل موشک جایگزین کرد، اگر از دست رفت برای کشوری مثل ما بازگشت پذیر نیست. - بین 35 تا 120 میلیون دلار و معادل 3 تا 10 برابر حمله موشکی هزینه میگذاره بدون دستیابی به هدف. - زدن جنگنده که عملیات رو متوقف کنه یه پیروزی کامل به دشمن هم تقدیم میکنه در حالی که زدن موشک یه رفع نگرانی موقتی ایجاد کرده و ممکنه دقایقی بعد دوباره تکرار بشه، بار روانی حملات موشکی بسیار زیاد هست. - اگر جنگنده در خاک دشمن منهدم بشه و خلبان اسیر بشه! فاجعه است - اگر جنگنده در مرز دو کشور منهدم بشه، یه پلن عملیاتی امداد و نجات میخواد که بسیار هزینه بردار هست و ممکنه درگیری های بدتری رخ بده. - اگر خلبان درست روی هدف دچار نقص فنی و فرود اجباری در منطقه دشمن بشه - و بدترین سناریو این هست که یک اف 22 یا اف 35 یا یک بی 2 که لبه تکنولوژی شما برای کل نبرد هستن بدست دشمن بیفته و دشمن یادبگیره باهاش چکار کنه! - و نکته آخر اینکه در عملیات عمقی ممکنه مجبور به عبور از آسمان چند کشور باشید. - ... مهمترین بخش این داستان دفاع هوایی هست. که البته در برابر نیروی موشکی دشمن کاری از پیش نمیبره. صرفا در برابر نیروی هوایی دشمن اونم از نوع سرنشین دار میتونه موفقیت های محدودی در دفاع داشته باشه. جنگنده در حمله موفق تر از دفاع هست. متن رو خوب بخون، هزینه سالانه آموزش ها و آماده نگاه داشتن خلبانها برای ایران 700 میلیون دلار بوده. سوای این موضوع در مورد جنگنده شما باید هزینه پایگاه های هوایی و سامانه های راداری و پشتیبانی و ... رو هم حساب کنید. ایضا هزینه 20 سال نگهداری جنگنده. یه مورد اف 35 حدود 780 میلیون دلار از این بابت برای خرید امروز و نگهداری تا 2035 هزینه داره. هزینه نیروی موشکی در برابر این موارد تقریبا هیچ هست! بستگی داره. آمریکا اجازه نمیده روی جنگنده هاش تجهیزات ساخت خودتون رو نصب کنید، مگر با اخذ مجوز، که شاید اصلا نده و در زمان رژیم سابق هم نمیداد، یعنی اگر مهمات ساخت خودتون یا ساخت مثلا روسیه! رو روی تجهیزات ساخت آمریکا نصب کردید کل خدمات رو از اون تجهیزات حذف میکنند. مثل گارانتی وسایل برقی! و ای دلیلی بود که میگفتن زمان شاه اصلا نیروهای ایرانی اجازه نزدیک شدن به تسلیحات غربی رو نداشتن. JDAM ساخت ایران یا همان بمب یاسین بسیار بسیار ارزانتر هست. یه گزینه برای نیروی موشکی هست که میتونه بسیار مفید باشه، اون هم ارسال کردن چندکلاهک با یک موشک هست. مثلا موشک خرمشهر، عماد یا حاج قاسم بتونند هر کدوم با 3 کلاهک دشمن رو مورد عنایت قرار بدن. اینطوری میشه در یک حمله 20 فروندی 60 هدف رو زدن. یا 60 هدف در مقابل رادار دشمن پدید آورد.
  17. یه سری محاسبه برای بمباران هوایی استراتژیک و موشکی در عمق 1700، عمق 700 و پشتیبانی نزدیک برای خریداران تسلیحات. پیش نیازها عمق 1700 نیاز به دست کم 3400 کیلومتر خط مستقیم پروازی دارد. و یک عملیات در این عمق قطعا به حدود 4000 کیلومتر پرواز و 5 تا 6 ساعت زمان نیاز دارد. با 6 ساعت پرواز در مناطق حفاظت شده پدافندی - این پرواز هم حداقل باید با 6 فروند باشد وبا حداقل یک آواکس و یک تانکر هم پشتیبانی باشد؛ - زمان متعادل بدون پس سوز 6 ساعت - یک یا دو سامانه پدافند میانبرد هم باید مقابله(صرفا هارم بدون پراولر) شود - نوع حمله HI-LO-LO-HI - بدلیل مسافت زیاد و بهینه سازی مصرف سوخت: - 2 تانکر 380 گالنی برابر با 480 نایتیکال مایل اضافه - غلاف ECM - مقدار مهمات قابل حمل برای 4 فروند و هر جنگنده 2 بمب 1000 پوندی و 4 موشک هوابه هوا فاکس 1 و فاکس 2 - در نمونه SEAD چهار فروند و هر فروند 2 عدد AGM-88E هارم. - برد در ترکیب فوق تقریبا برابر هست با 1350 نایتیکال مایل. یک مرتبه سوختگیری هوایی یا دو مرتبه به منظور استفاده از پس سوز. - دلار 25000 تومن انجام عملیات توسط بال 8 فروندی اف 16 - 6 ساعت و 8 فروند 48 ساعت-جنگنده برابر هر ساعت 7700 دلار= 368 هزار دلار - 20 هزار دلار برای تانکر در 6 ساعت در آسمان منتظر بودن = 120 هزار دلار - 70 هزار دلار برای هر ساعت آواکس(در 6 ساعت) = 420 هزار دلار - 16 عدد GBU-32 JDAM بمب هزار پوندی رها بشود+(135هزار دلار برای هر بمب فروشی به سعودی) = 2,160,000 دلار - 4 موشک هارم زده شود هر موشک 870 هزار دلار = 3,120,000 هزار دلار - موشک هوا به هوا شلیک نشود جمع = حدود 6,184,000 میلیون دلار مبلغ ریالی به ارز آزاد= حدود 154 میلیارد تومان ریسک ها: - توقف عملیات بدلیل نقص فنی - توقف عملیات بدلیل انهدام یک یا همه - توقف عملیات بدلیل اقدام نیروی هوایی حریف در صرفا درگیر شدن. یک سقوط برابر هست با 35 تا 70 میلیون دلار اضافه شدن. متوسط 50 میلیون دلار بنابرای در یک نقشه عملیاتی دست کم 400 میلیون دلار در ریسک انهدام قرار خواهد گرفت. انجام عملیات با 8 فروند اف 35: - هر ساعت پرواز اف 35 حدود 35 هزار دلار و البته تا 67 هزار دلار هم گفته شده. - ایراد اصلی اینه که اف 35 نمیتونه برای عملیات پنهانکارانه بیش از 2 عدد JDAM در داخل حمل کنه - بنابراین برای رسیدن به16 شلیک 8 فروند لازمه. و از اونجایی که نیاز به سرکوب پدافند نیست هارم هم حذف میشه، البته ندیدیم اف 35 بتونه هارم بزنه.بنابراین: - با احتساب 35 هزار دلار بر ساعت و 48 ساعت-جنگنده= 1.68 میلیون دلار هزینه پرواز - 16 عدد GBU-32 JDAM بمب هزار پوندی رها بشود+(135هزار دلار برای هر بمب فروشی به سعودی) = 2,160,000 دلار - 20 هزار دلار برای تانکر در 6 ساعت در آسمان منتظر بودن = 120 هزار دلار - 70 هزار دلار برای هر ساعت آواکس(در 6 ساعت) = 420 هزار دلار جمع = 4,380,000 میلیون دلار مبلغ ریالی به ارز آزاد= حدود 109،500،000،000 تومان نتیجه اینکه بدلیل عدم نیاز به هزینه های گزاف سرکوب پدافند پنهانکاری باعث ارزانتر شدن عملیات هوایی دوربرد میشود. اگر اف 35 بخواهد بصورت دورایستا حمله کند، لازم است تا از موشک کروز کوتاه برد استفاده کند، که بسیار گرانتر خواهد شد. اف 35 بجای هارم از از JASSM و JSOW استفاده میکنه که خارج دید پدافند باقی بماند برای هر موشک 280 هزار دلار بر هر تیر نوع A برای مصرف کننده آمریکایی ست. یک سقوط برابر است با 80 تا 150 میلیون دلار بسته به نوع+مهمات+هزینه خلبان= متوسط 120 میلیون دلار در یک نقشه عملیاتی دست کم 960 میلیون دلار در ریسک انهدام قرار خواهد گرفت. با موشک ساخت ایران: موشک های کروز و بالستیک موجود برای این کار، هویزه و عماد کروز موجود: هویزه (نصب مخزن سوخت اضافی برای رسیدن به استاندارد خ 55) به نقل از وزیر دفاع امیر حاتمی و به نقل از محسن رضایی قیمت محصولات ایرانی یک دهم خارجی هستند نمونه خارجی مشابه: Block III TLAM-C, Block IV TLAM-E – 900 nmi (1,000 mi; 1,700 km)X قیمت $1,537,645 یا تقریبا 1,550,000 دلار 16 موشک تاماهاوک برابر با 24,800,000 دلار نمونه ایرانی با قیمت یک دهم معادل با 155 تا 200 هزار دلار. جمع = حدود 2.5 تا 3.2 میلیون دلار. مبلغ ریالی به ارز آزاد= حدود 80،000،000،000 تومان موشک بالستیک سوخت مایع عماد: - 1700 تا 2500 کیلومتر برد. - سرجنگی 750 کیلوگرم معادل 3 عدد GBU-32 ولی از اونجایی که کلاهک خوشه ای ندارد. 16 موشک باید شلیک شود. - قرار گرفتن سرجنگی هدایت شونده بر روی موشک شهاب 3(نودونگ) قیمت صادراتی نودونگ 7 میلیون دلار گفته شده. قیمت تولید داخل یک دهم، میشود 700 هزار دلار. بنابراین با کیت هدایت نزدیک به 850 هزار دلار برآورد میشود. جمع 16 موشک = 13،600،000 دلار مبلغ ریالی به ارز آزاد= حدود 340،000،000،000 تومان قیمت موشک حاج قاسم رو نمیتونم برآورد کنم. نکات - حمله موشکی به عمق استراتژیک دشمن بیش از 3 برابر حمله با اف 35 و کمی بیش از 2برابر حمله با اف 16 محسوب میشود - حمله با موشک یکبار مصرف بوده ولی با جنگنده تکرار پذیر است. - جنگنده ها علاوه هزینه های هر حمله، هزینه بسیار گزافی برای آموزش و نگهداری دارند، ایران 700 میلیون دلار برای آموزش خلبان صرفا در پاکستان هزینه کرده است(به گفته امیر حاتمی در رونمایی از جنگنده کوثر) - حمله با جنگنده ریسک های بسیار بزرگی از نظر هزینه دارد که ممکن است از دست رفتن فقط یک جنگنده در یک حمله مشابه آنچه در بالا گفته شد، معادل 5 تا 10 حمله از نوعی موشکی به همان هدف باشد. - موشک بالستیک قدرت تخریب به مراتب بیشتری از بمب 1000 پوندی میدهد ولیکن ممکن است دقت پایین تری داشته باشد. - حمله با موشک های کروز برای ایران اگر داده ها صحیح باشند بسیار ارزانتر به نظر میرسد - میزان خطا رو از کل سامانه ها حذف کردم تا شرایط یکسان لحاظ بشه. عملیات پشتیانی نزدیک متفاوت هست. و هزینه هاش از عملیات بمباران دوربرد استراتژیک بیشتر است. 6 ساعت عملیات پشتیبانی نزدیک برای یک جنگنده مثل اف 16 عمق 700 در پست بعدی.
  18. بحث تحلیل حمله به ایران رو اینجا ادامه ندید، اجازه بدید تاپیک در مسیر صحبت پیرامون جنگنده - موشک پیش بره
  19. اصلا اینطور نیست. کافی بود این وسیله وارد اسمان شوروی میشد، آلوده و بمباران اتمی میکرد، خوب شوروی هم پاسخ میداد! هزارتا ICBM میزد، فرقش چی بود؟! شوروی حتی میتونست با ICBM پاسخ متعارف بده! اینقدر حجمشون زیاد بود. از نظر فنی بعدا، این کار رو اف117 در دهه 90 انجام میداد، تفاوتش این بود که یه خورده متعارف تر بود. رادار نمیگرفتش، نمیدونستن از کجا میاد از کجا میره و کجا رو میخواد بزنه. بسیار پاک تر از این اسلم هم بود و میتونست به ارتش رو از پا در بیاره، خیلی بزرگمنشانه!
  20. نه بلوف میزنن و نه مشکلی در دادن اطلاعات دارن، روش اینفرارد کشف رو فقط بعد از شلیک میتونه انجام بده. و در محلی که بالستیک شلیک شده باید سامانه ای باشه که بعد از شلیک لانچر رو منهدم کنه. اما سوال اینه که یمنی ها مگر چندتا لانچر دارن که از 2015 تا الان نتونستن منهدمشون کنن؟!
  21. یه سری مشکلات هست؛ - چطور میشه 21 هزار کیلومتر رو با سرعت 4.2 ماخ و در ارتفاع 300 متر با حرارت بسیار بالای درونی رفت و از کار نیفتاد؟! - چطور میشه زیرسامانه های این وسیله منجلمه تجهیزات هدایت در این حجم از انتشار رادیو اکتیو و حرارت سالم بمونند و موشک با 16 کلاهک هسته ای خراب نشه؟ جواب تو5 کلمه اول کلیپ هست: the continuing ambition of communism for conquest... http://www.aparat.com/v/CESDs
  22. این وضعیت در یمن هم تکرار شده وموفقیت چندانی در متوقف کردن حملات موشکی یمنی ها و زدن لانچر ها با تکنولوژی 2020 نداشتند. زدن یک لانچر نیاز به پایش 24/7 داره و بعد از پایش باید امکان زدن در محل شلیک در دسترس باشه. اگر بخوان با جنگنده بزنن باید از مقصد بلند شن و بیان در موقعیت موشک که ممکنه یک ساعت زمان ببره، و اگر بخوان با جنگنده هر لحظه بالای هدف باشن حتی با وجود کنترل آسمان این کار بیش از یه مدت کوتاه و در یک سری مناطق مشخص با پهنه کم امکان پذیر نیست. و اگر بخوان بعد از شناسایی با شلیک کروز اقدام کنند هم ممکنه دست کم 45 دقیقه طول بکشه و همه اینها زیر مقداری هست که عراقی شلیک میکردن یعنی هر 30 دقیقه و الان این مقدار با روشهای سوخت دهی زیر سقف و شلیک در فضای باز کمتر هم شده. یعنی شاید یه لانچر فقط برای 5 دقیقه در فضای باز قرار بگیره. بنابراین معقول ترین راه داشتن پهپادهای شناسایی رزمی مجهز به بمب در موقعیت های بسیار زیادی هست. که هم خود پهپاد آسیب پذیره و هم اینکه در ابعاد ایران! مسخره به نظر میاد و عربستان هم نتونسته موفقیت خاصی با این کار بدست بیاره. آخرین تکنولوژی که برای این کار توسعه دادن das بر روی هلمت اف35 هست که ابتدا برای مقابله با پدافند ساختن و رهگیری موقعیت موشک هایی که به سمت جنگنده ممکنه بیاد ولی بعدا متوجه شدن برای کشف موقعیت بالستیک ها هم میتونه کاربرد داشته باشه، ولی این برای بعد از شلیک بالستیک هست. https://www.youtube.com/watch?v=fHZO0T5mDYU https://www.youtube.com/watch?v=qF29GBSpRF4
  23. قیمت خرید و برنامه های تولید بسیاری در نت هست، قیمت آمریکایی هر سال بروز میشن به نرخ flyaway سال جدید محاسبه میشن و تو گزارشات دفاعی میان. من گفتم هیچ استفاده از فنسر ها نکرد، هیچ! وقتی برتری هوایی با طرف هست شما اجازه میدید بهتون دیکته بشه؟ حداقل سعی میکنید از دشمن تلفات بگیرید یا پلن هوایی اجرا کنید. فرض کنید حریفتون 300 جنگنده داره و شما 30 تا، بالاخره باید به همین نسبت تلفات بگیرید و بدید؟! اگر استدلال شما رو در مورد برتری عددی بگذاریم وسط اصلا داشتن نیروی هوایی منتفی هست! مگر اینکه دست کم 2000 فروند داشته باشیم و اون رو تو 17 پایگاه هوایی جا بدیم! که با حداقل استاندارد امروز ، 120 میلیارد دلار دست کم هزینه است برای داشتن ناوگانی از میگ 29 آپدیت شده.
  24. خوب چرا فنسر های عراقی هیچ غلط خاصی نکردن؟ در عوض آمریکا هم موج حملات اولیه رو گذاشت روی کروز؟ اونم دهه 90 هزینه های مربوط به نیروی موشکی و هوایی در نت موجود هست.