saman_777

استراتژی دفاع مسطح ( موزائیکی ) / ضربه دوم ،ساختار و سطح پاسخ نامحدود به تهدیدات نظامی

امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

نمیشه دنبال یک سلاح دیگه باشیم.
سلاحی که هم بازدارندگی داشته باشه و هم ادم کشی نکنه.

مثلا بمب الکترومغناطیسی.یا هارپ خیلی قوی
مثلا امریکا اگر بمب اتم زد ما اول بمب الکترومغناطیسی میزنیم بعد می تونیم تو جهان مظلوم نمایی هم کنیم که اونا مارو کشتن ما نکشتیم .بعد اگر دوباره استفاده کرد یعنی مردمشون هم همراهی کردن اونوقت به نظرم مجوز استفاده از بمب هسته ای هم داریم.نه کسی مارو سرزنش میکنه نه وجدانمون ناراحت میشه. :mrgreen:

سلاح دیگه ای نبود؟

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
چرا آمریکا باید از بمب اتم استفاده بکند؟؟!!!
برای کشور کم وسعتی مثل اسراییل دلیلی برای استفاده از بمب اتم نیست .اگر الان واقعا ما توانایی پرتاب 100موشک را در مثلا نیم ساعت به اسراییل داشته باشیم کافیست
ما زمانی که موشکی داشته باشیم که بتواند به آمریکا برسد و بمب اتمی که قدرت تخریب کامل وسعتی مثل یکی از مناطق شهرداری در تهران را داشته باشد آن هم حدافل 80 فروندمیتوانیم از بازدارندگی اتمی صحبت کنیم.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
دوستانی که میگن برا بازدارندگی بمب اتمی بسازن یه لحظه فکر تحریم های کمر شکن سازمان ملل رو کردن رسما میشیم کره شمالی!!! در ضمن ساخت این بمب ها بدون اینکه امریکایی ها بفهمن بعیده به هر حال هم نطنز و هم فردو رو قبل از اینکه ما بگیم فهمیده بودند!
[quote]فكر نميكنيد كه 10 سال بعد اين جنگنده ها همان اف 4 و اف 5 امروزي مشوند؟يعني قديمي و از كار افتاده! قيمت 200 فروند از اينها ميشه حدود 40 تا 60 ميليارد دلار كه بايد هزينه هاي لوازم يدكي و نگهداري اونهارو هم حساب كردواگر هزينه نگهداري اونها در هر سال 20درصد قيمت كل اونها باشه توي 10 سال هزينه نگهداري ميشه مجموعا نزديك به80 تا120 ميليارد دلار.[/quote]
دوست عزیز خطای اعداد خیلی بالا اما بحث من قیمت های شما نیست اگه بحث شما را تعمیم بدیم میشه گفت چرا شلوار بخریم 2 سال بعد کهنه میشه چرا ویدیو بخریم 2 سال بعد ویدیو سی دی میاد این قدیمی میشه کلا چون همه چی قدیمی میشه پس هیچی نگیریم بریم تو غار زندگی کنیم! :mrgreen:
درمورد ساخت یا خرید تجهیزات فکر کنم همه قبول دارن هر چی ما داشته باشیم امریکا بهترش رو داره چون هم پول بیشتری داره هم تجربه بیشتری بازم میگم شوروی بمب اتم داشت چی شد ویتنام هیچی نداشت اخرش چی شد
[b]یک راه برای مقابله با امریکا وجود داره جذب حداکثری دفع حداقلی دولتی که ملتش ازش حمایت کنن هیچ کشور عاقلی بهش حمله نمی کنه[/b]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
ای بابا deathجان دلت خوشه آخه کسی قبول نداره تحریمها مشکل ساز است
اگر بگی گرونیه من پول ندارم دارو گوشت و..... بخرم بعضیها میگن ای دشمن بد ذات بو گندو برو

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]دوستانی که میگن برا بازدارندگی بمب اتمی بسازن یه لحظه فکر تحریم های کمر شکن سازمان ملل رو کردن رسما میشیم کره شمالی!!! در ضمن ساخت این بمب ها بدون اینکه امریکایی ها بفهمن بعیده به هر حال هم نطنز و هم فردو رو قبل از اینکه ما بگیم فهمیده بودند!
[quote]فكر نميكنيد كه 10 سال بعد اين جنگنده ها همان اف 4 و اف 5 امروزي مشوند؟يعني قديمي و از كار افتاده! قيمت 200 فروند از اينها ميشه حدود 40 تا 60 ميليارد دلار كه بايد هزينه هاي لوازم يدكي و نگهداري اونهارو هم حساب كردواگر هزينه نگهداري اونها در هر سال 20درصد قيمت كل اونها باشه توي 10 سال هزينه نگهداري ميشه مجموعا نزديك به80 تا120 ميليارد دلار.[/quote]
دوست عزیز خطای اعداد خیلی بالا اما بحث من قیمت های شما نیست اگه بحث شما را تعمیم بدیم میشه گفت چرا شلوار بخریم 2 سال بعد کهنه میشه چرا ویدیو بخریم 2 سال بعد ویدیو سی دی میاد این قدیمی میشه کلا چون همه چی قدیمی میشه پس هیچی نگیریم بریم تو غار زندگی کنیم! :mrgreen:
درمورد ساخت یا خرید تجهیزات فکر کنم همه قبول دارن هر چی ما داشته باشیم امریکا بهترش رو داره چون هم پول بیشتری داره هم تجربه بیشتری بازم میگم شوروی بمب اتم داشت چی شد ویتنام هیچی نداشت اخرش چی شد
[b]یک راه برای مقابله با امریکا وجود داره جذب حداکثری دفع حداقلی دولتی که ملتش ازش حمایت کنن هیچ کشور عاقلی بهش حمله نمی کنه[/b][/quote]

آمریکا به هر کسی که باهاش مخالفت کنه حمله میکنه مگر این که طرف خیلی قوی باشه. متحد هم نمیخواد. نوکر می خواد. کشوری میخواد که بهش وابسته باشه و هر چی اون میگه انجام بده. مگه همین الان اروپا وضعیت اقتصادیش مشکل نداره؟ مگه اون سه تا کشوری که بیشتر نفتشونو از ما میخرن بدترین اوضاع اقتصادی اروپا رو ندارن؟ مگه به نفع اروپاست که مارو تحریم کنه؟ ولی چون آمریکا بهش میگه مجبوره این کارو بکنه. گرچه در جهت منافعش نیست. اونا یه همچین چیزی رو برای تمام کشور های دنیا میخوان. توی بازی اونا کشور مستقل نباید وجود داشته باشه. کشور هایی هم که از آمریکا مستقلن قدرت نظامی فوقالعاده به علت پشتوانه ای به نام بمب اتم دارن. شما ببینید چرا ژاپن به این وضعیت افتاد که با وجود این که غول اقتصادیه زورش نمیرسه حتی یه پایگاه آمریکایی رو از کشورش جمع کنه؟ چرا آلمان با اون توان صنعتی فوق العادش هیچ وقت تاثیری مثل فرانسه یا انگلیسو نداشته.
ما توی یه منطقه ای زندگی میکنیم که نفت خیزه. چیزی که اقتصاد آمریکا رو میچرخونه. آمریکا میخواد تمام این منابعو در دست بگیره تا برتری کاملو از همه جهت نسبت به چین و روسیه و هند به دست بیاره. مطمئن باشید که همه ی تلاششو خواهد کرد تا کنترل منبع نفتی ما رو هم به دست بگیره.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
درود بر جناب اسپهبد
بله دقیقا نکته همین جاست: یانکی ها متحد نمی خوان: «نوکر» می خوان؛ هر چند که من بعید می دونم تحت شرایط جهانی فعلی حتی دوستان اروپایی یانکی ها هم چندان بتونن (حتی اگر بخوان!) نقش نوکرهای حلقه به گوش رو ایفا کنن!

بد ندیدم که دوستان نظر دکتر پیروز مجتهدزاده رو هم که در مصاحبه ای با خبرآنلاین بیان کرده در مورد تحریم نفتی ایران از سوی اتحادیه اروپا بخونن و شاید برای دوستان عزیز جالب توجه باشه:

آدرس صفحه اصلی:
http://www.khabaronline.ir/detail/195713/World/europe

پیروز مجتهد زاده در گفتگو با خبرآنلاین
در بطن تحریم نفتی اروپا یک عقب نشینی مهم نهفته است
اروپا - پیروز مجتهد زاده در گفتگو با خبرآنلاین به تشریح ابعادی از اقدام اروپایی ها مبنی بر تحریم نفت ایران پرداخته است. او معتقد است که پشت این ژست، یک عقب نشینی آشکار در برابر ایران وجود دارد.

ک استاد دانشگاه و کارشناس مسائل ژئو پولتیک و ژئو استراتژیک معتقد است که اقدام اخیر تحادیه اروپا مبنی بر تعیین زمان برای تحریم نفت ایران یک عقب نشینی ژئواستراتژیک فاحش است که از نگاه رسانه ها مغفول مانده است.
پیروز مجتهد زاده د - ژئوپولیتیک دان سرشناس و کارشناس برجسته مسائل ژئواستراتژیک درگفتگو با خبرآنلاین با اشاره به متناقض بودن رفتار اروپا در قبال موضوع هسته ای ایران افزود: اگر خوب دقت کنید اروپایی ها قبلا هرگونه مذاکره با ایران را منوط به تعلیق غنی سازی از سوی ایران می کردند اما حالا صحنه را دگرگون کرده و ادعا دارند که منظورشان از تحریم های جدید کشاندن ایران به میز مذاکرات است اصلا خود مذاکره برایشان مهم شده است. یعنی شرط عوض شده است و می گویند تحریم کردیم که ایران به مذاکره بازگردد و این نکته خیلی حائز اهمیت است.
پیروز مجتهد زاده گفت : من فکر می کنم حرکت ژئواستراتژیک کاملا درست ایران درباره تهدید به بستن تنگه هرمز اثر خود را به خوبی بر اروپا گذاشته است چرا که آنها تا پیش از این سخن از ممنوع کردن صادرات نفتی فعلی ایران به اروپا داشتند ولی حالا سخن از ممنوع کردن قراردادهای آینده نفتی برای صادرات آینده نفت ایران به اروپا به میان می آورند. ما اکنون می بینیم که خانم اشتون به عنوان مسئول سیاست خارجه اتحادیه اروپا با صراحت مصاحبه می کند و می گوید این تحریم ها برای این است که ایران در آینده قرارداد نفتی با اروپائی ها نبندد و این فشار بر ایران است تا به میز مذاکره بازگردد.
پیروز مجتهد زاده در ادامه با خنده دار توصیف کردن این رویکرد گفت : این درحالی است که ایران مدتی پیش از اقدام اتحادیه اروپا و طرح موضوع بازگرداندن ایران به میز مذاکره از سوی خانم آشتون اعلام کرده بودکه پیشنهاد طرح مذاکرات را به ااروپا داده و اعلام آمادگی برای ادامه مذاکرات را کرده بود.
به گفته پیروز مجتهد زاده ادعای خانم آشتون مبنی براینکه تحریم های نفتی با هدف بازگرداندن ایران به میز مذاکره است یک عقب نشینی کاملا روشن این کشورها در برابر ایران محسوب می شود چرا که آنها پیشتر صحبت از توقف صادرات کنونی نفت ایران به اروپا داشتند تا ایران مجبور به توقف غنی سازی شود اما حالا می گویند که جلوی قراردادهای احتمای آینده را برای ثدور نفت آینده ایران را می گیریم تا ایران مجبور به بازگشت به مذاکرات شود.
این استاد دانشگاه تربیت مدرس با بیان این که آنچه اتحادیه اروپا انجام داده تحریم نفتی نیست گفت : اتحادیه اروپا تصمیم گرفته است که هیچ قراداد تازه نفتی با ایران منعقد نشود و کلیه قراردادهای کنونی این کشورها با ایران تا ماه ژوئن ادامه پیدا کند و تازه در آن زمان دیگر از ایران نفتی خریده نشود.
مدیر عامل سابق بنیاد پژوهشی یوروسویک لندن در ادامه با تاکید براینکه اکنون فرصت مناسبی برای ایران پیش است تا ابتکار عمل را به دست گیرد گفت: با توجه به اینکه ایران خیلی زودتر از اتحادیه اروپا آمادگی خود را برای ادامه مذاکرات اعلام کرده بود و با توجه به اینکه شرط اروپایی ها از تعلیق غنی سازی به بازگشت به میز مذاکرات عوض شده است وزارتخارجه جمهوری اسلامی ایران باید هرچه سریعتر با بسته ای از پیشنهادات ابتکار عمل را به دست گیرد.
استاد دانشگاه تربیت مدرس در پاسخ به این سوال که چرا اتحادیه اروپا در همان زمانی که ایران برای بازگشت به میز مذاکره اعلام آمادگی کرد موضعی نگرفت گفت : من همان روزی که خانم آشتون تاکتیک جدید خود را اعلام می کرد در شبکه تلویزیونی بی بی سی جهانی انگلیسی اعلام کردم که ایران دو هفته قبل از آن آمادگی برای مذاکره را به اطلاع اتحادیه اروپا رساند. بلافاصله پس از این گفته من بی بی سی جهانی با خان آشتون مصاحبه جدیدی انجام داد و موضوع را با وی در میان گذاشت و او که آشکارا از این بحث عصبانی شده بود گفتت که این یک درخواست یکطرفه از ایران بوده ولی باید موضوع دو طرفه مطرح شود. متاسفانه در امکان من نبود که دوباره به بی بی سی جهانی برگشته و با خانم آشتون بگویم در قبال اقدام یک طرفه ایران وظیفه شما است که با پاسخ مثبت موضوع را دو طرفه کنید و به جمع بندی مثبت برای آغاز مذاکرالت برسید. لذا اکنون که خانم آشتون می گوید این اقدامات که نامش را تحریم نفتی گذاشته اند برای بازگرداندن ایران به میز مذاکره گذاشته اند فرصت بسیار خوبی است تا دو طرف رو در روی هم نشسته و مشکلات را حل کنند.
مجتهد زاده در پاسخ به این سوال که آیا واقعا مذاکره با اروپایی ها فایده ای دارد یا خیر گفت: اینکه اروپایی ها شرط را عوض کرده اند یک عقب نشینی است و کاملا عرصه برای حضور فعال سیاست خارجه ما باز شده است. ما باید در این مذاکرات با قاطعیت تمام از حق مشروع ایران در ادامه غنی سازی 20 درصدی دفاع کنیم و اسنادی ارائه دهیم که این میزان غنی سازی را برای پشرفت های علمی از جمله نیروگاه تهران و مسائل پزشکی و دارویی نیاز داریم به این ترتیب اگر این ادعا های جدید بلوف است ما باید با واکنش مثبت و دقیق علمی حد اقل می توانیم بهانه ها و بلوف ها را از دست آنان خارج کنیم تا مجبور شوند همانطور که در بی بی سی جهانی اعلام کردم بر اساس صداقت گام پیش نهند و مسائل را از طریق مذاکرات صادقانه و بدون پیش شرط به سرمنزل مثبت هدایت نمایند.
به اعتقاد این استاد مسائل جغرافیای سیاسی اگر ایران بتواند در این مذاکرات غربی ها را مجاب کند که میزان 20 درصدی غنی سازی کاملا در راستای مسائل علمی و فناوری های صلح آمیز است آنگاه توانسته است مذاکرات را به اصل ماجرا کشانده و نتایج خوبی از آن به دست آورد.
مجتهد زاده در ادامه با تاکید براینکه تاکنون همه مذاکرات بر سر مسائل حاشیه ای بوده و نه مسائل اصلی گفت : تا کنون مذاکرات بدین گونه بود که ایران و غرب هرکدام حرف خودشان را می زدند و از آن عدول نمی کردند. این مذاکره نیست. مذاکره باید برنامه کاری داشته باشد و دو طرف درک خوبی از آنچه قرار است از دل مذاکره بیرون بیاید داشته باشند. دو طرف باید بدانند درباره چه چیزی می خواهند مذاکره کنند و نباید درباره چه چیزی مذاکره کنند.
اعزام ناو به خلیج فارس؛ بازی در زمین ایران
این پژوهشگـر ارشـد در مسائل ژئوپولیتیک و ژئو استراتژیک همچنین در ادامه با منطقی خواندن تهدیدات ایران مبنی بربستن تنگه هرمز گفت : محافل غربی این تهدید را عملی دانسته و آن را بسیار این تهدید را جدی گرفته اند و این رفتار متناقض و بدون برنامه و منطقشان کاملا موید این است که نگران این منطقه استراتژیک هستند.
او در ادامه با مضحک توصیف کردن اعزام ناوهای جنگی، ناوهای هواپیما بر و زیردریایی های اتمی کشورهای غربی به خلیج فارس گفت : من می خواهم بدانم این کشورها این همه ادوات جنگی پیشرفته را برای چه به این منطقه اعزام کرده اند؟ آیا آمریکا واقعا می خواهد بمب اتمی روی ایران بیاندازد؟ این که از منطق آدم های کم شعور هم خارج است. آیا اصلا می توانند حتی یک تیر در مقابل اقدام ایران برای اخلال در تنگه هرمز خالی کنند؟ این هم خارج از منطق است چون فقظ شلیک یک تیر سبب بروز همان فاجعه ای خواهد بود که آنها ظاهرا آمده اند از آن جلوگیری کنند.
این استاد دانشگاه سپس در انتها گفت: اینکه می گویم رفتارشان اغلب بدون منطق است به این دلیل می باشد که من چهل سال است در این اجتماعات زندگی کرده و در محافل و مجالس علمی و دانشگاهی آنها که با اقدامات عملی آنها در سیاست خارجی در رابطه تنگاتنگ است حضور داشته و با روانشناسی سیاسی و مسائل ژئوپولیتیک و ژئو استراتژیک آنها آشنا هستم. ببینید اینها با این اقدامات اخیرشان دقیقا کاری را که ایران می خواهد انجام دهد را تسهیل می کنند. یعنی اگر ایران مواضع ژئوپولیتیک و ژئواستراتژیک جدید خود را دقیقا و با مطالعه حفظ کند هرگونه اقدام آنها خود به خود منتهی به بسته شدن تنگه هرمز و افزایش سرسام آور قیمت نفت در جهان خواهد شد این وضع خود آنان را نابود خواهد کرد.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]به به عجب تحلیل هایی .

حالا چند تا سؤال : ما چجوری بمب اتم بسازیم بدون اینکه کسی بفهمه . حداقل به یک زمان 6 تا 1 سال نیاز داریم . اونوقت چگونه باید این کار رو بی سر و صدا و بدون اینکه نه بازرسان آژانس و نه دوربین های آژانس متوجه بشند انجام بدیم . دنیا می شینه ما رو نگاه می کنه . الان بار ها و بار ها خود وزیر دفاع امریکا گفت که ایران هنوز تصمیم ساخت تسلیحات هسته ای رو نگرفته و اون روزی می فهمیم که ایران بازرسان رو بیرون کنه و اورانیوم رو تا مقطع 90 درصد غنی کنه . خود امریکایی ها می دونن که ایران در حال ساخت بمب اتم نیست .

حالا بفرما . اینم چهار تا کلاهک .دنیا می شینه نگاه کردن . اون وقت چطور باید تو چش کشور های همسایه و حتی دوست نگاه کرد که از ما طرفداری می کردند و می گفتند ایران بمب اتم نخواهد ساخت . تمام دوستانمون رو از دست می دیم . همون تحریمی خواهیم شد که عراق شد . مطمئن باشید تمام کشور های همسایه هم همراهی می کنند چه ترکیه و چه پاکستان . اونوقت جناب اقای امریکا تسلیحات هسته ای شو در کشور های جنوبی ایران مستقر می کنه همونطور که در ترکیه حدود 90 فروند کلاه هسته ای مستقر کرده . اونوقت ما می مونیم و حدود 60 70 کلاهک هسته ای تو عربستان و امارات . خیلی راحت اقتصادمون نابود می شه ، خیلی راحت قدرت نیرو های مسلح بدلیل تحریم های نفت و گاز که منبع اصلی تامین بودجه نیرو های مسلح هست کاهش پیدا می کنه .

اون ضربه ای که ما در اثر تحریم ها خوردیم تا 20 سال بعد هم نمی تونیم جبران کنیم .[/quote]

تحلیل شما هم کم به به نداشت!
میشه بگید چطور میشه یک کشور اتمی را مانند اون عراق تحریم کرد؟

[quote]اونوقت جناب اقای امریکا تسلیحات هسته ای شو در کشور های جنوبی ایران مستقر می کنه[/quote]

این دیگه واقعا ...
یعنی دولت مردان ایالات متحده انقدر بیشعورند که میان در کشورهایی مانند عربستان و امارات یا قطر که ثباته سیاسی کامل ندارند و تحت نفوذ جریانات افراطی اسلام گرا هستند کلاهک اتمی مستقر میکنند!!
تحلیل شما آفرین داشت
:mrgreen:

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]death نوشته:
دوستانی که میگن برا بازدارندگی بمب اتمی بسازن یه لحظه فکر تحریم های کمر شکن سازمان ملل رو کردن رسما میشیم کره شمالی!!! در ضمن ساخت این بمب ها بدون اینکه امریکایی ها بفهمن بعیده به هر حال هم نطنز و هم فردو رو قبل از اینکه ما بگیم فهمیده بودند!
نقل قول:
فكر نميكنيد كه 10 سال بعد اين جنگنده ها همان اف 4 و اف 5 امروزي مشوند؟يعني قديمي و از كار افتاده! قيمت 200 فروند از اينها ميشه حدود 40 تا 60 ميليارد دلار كه بايد هزينه هاي لوازم يدكي و نگهداري اونهارو هم حساب كردواگر هزينه نگهداري اونها در هر سال 20درصد قيمت كل اونها باشه توي 10 سال هزينه نگهداري ميشه مجموعا نزديك به80 تا120 ميليارد دلار.

دوست عزیز خطای اعداد خیلی بالا اما بحث من قیمت های شما نیست اگه بحث شما را تعمیم بدیم میشه گفت چرا شلوار بخریم 2 سال بعد کهنه میشه چرا ویدیو بخریم 2 سال بعد ویدیو سی دی میاد این قدیمی میشه کلا چون همه چی قدیمی میشه پس هیچی نگیریم بریم تو غار زندگی کنیم!
درمورد ساخت یا خرید تجهیزات فکر کنم همه قبول دارن هر چی ما داشته باشیم امریکا بهترش رو داره چون هم پول بیشتری داره هم تجربه بیشتری بازم میگم شوروی بمب اتم داشت چی شد ویتنام هیچی نداشت اخرش چی شد
یک راه برای مقابله با امریکا وجود داره جذب حداکثری دفع حداقلی دولتی که ملتش ازش حمایت کنن هیچ کشور عاقلی بهش حمله نمی کنه


آمریکا به هر کسی که باهاش مخالفت کنه حمله میکنه مگر این که طرف خیلی قوی باشه. متحد هم نمیخواد. نوکر می خواد. کشوری میخواد که بهش وابسته باشه و هر چی اون میگه انجام بده. مگه همین الان اروپا وضعیت اقتصادیش مشکل نداره؟ مگه اون سه تا کشوری که بیشتر نفتشونو از ما میخرن بدترین اوضاع اقتصادی اروپا رو ندارن؟ مگه به نفع اروپاست که مارو تحریم کنه؟ ولی چون آمریکا بهش میگه مجبوره این کارو بکنه. گرچه در جهت منافعش نیست. اونا یه همچین چیزی رو برای تمام کشور های دنیا میخوان. توی بازی اونا کشور مستقل نباید وجود داشته باشه. کشور هایی هم که از آمریکا مستقلن قدرت نظامی فوقالعاده به علت پشتوانه ای به نام بمب اتم دارن. شما ببینید چرا ژاپن به این وضعیت افتاد که با وجود این که غول اقتصادیه زورش نمیرسه حتی یه پایگاه آمریکایی رو از کشورش جمع کنه؟ چرا آلمان با اون توان صنعتی فوق العادش هیچ وقت تاثیری مثل فرانسه یا انگلیسو نداشته.
ما توی یه منطقه ای زندگی میکنیم که نفت خیزه. چیزی که اقتصاد آمریکا رو میچرخونه. آمریکا میخواد تمام این منابعو در دست بگیره تا برتری کاملو از همه جهت نسبت به چین و روسیه و هند به دست بیاره. مطمئن باشید که همه ی تلاششو خواهد کرد تا کنترل منبع نفتی ما رو هم به دست بگیره.[/quote]
البته نوع تفکر شما شدیدا غلطه واساسا نوع نگاه به کشور های دیگه سال هاست عوض شده اما من نمی خوام از بحث اصلی منحرف شیم اگه بمب تنها عامل بازدارنده امریکا هیچ وقت کوبا رو تو حیاط خلوت خودش تحمل نمیکرد یا ونزوئلا رو مگه قذافی روانی بمب داشت که امریکا 30 سال تحملش کرد اخرهم مردم بردنش !(دولتش از نظر ملی محبوبیتش رو از دست داد)
بشار اسد بمب اتم داره حافظ اسد چطور ؟؟
قطعا بمب مارو به سمت کره شمالی شدن می بره که این برای کشوری که می خواد قدرتمند بشه اصلا خوب نیست

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
با سلام خدمت برادر عزیز جناب patriot1979
ضمن تشکر از همه دوستان بابت نظرات مفیدشون واسم این سوال پیش میاد که واقعا جواب ایران در صورت تحدید یا حمله اتمی بهش چی میتونه باشه! اگه حمله ای به ایران با اون حد از تخریب و نابودی همراه باشه نباید جوابی لااقل برابر دریافت کنه؟؟ درهر صورت این درست نیست که مثل جنگ جهانی این فقط ما باشیم که کشورمون ویرانه میشه و درمقابل هیچ خسارت برابری به دشمن نتونیم بزنیم!
نظر خودم اینه که به طریقی ما هم دارای بمب اتم باشیم ولی نه اینکه ازاما اعلامش کنیم یا باهاش تهدید کنیم بلکه فقط برای روز مبادا و قبل از یه حمله اتمی به خودمون نگهش داریم!

برادر patriot1979 یه لطفی کنین و درصورت امکان نظر و تحلیلتونو بصورت کامل در مورد جواب ایران به یک حمله هسته ای رو ذکر کنین(البته چون من به نظرات بزرگای سایت همچون شما بیشتر اعتقاد دارم و معمولا قانع کننده تر هستن). ممنون

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]البته نوع تفکر شما شدیدا غلطه واساسا نوع نگاه به کشور های دیگه سال هاست عوض شده [/quote]
دوست عزیز اتفاقا بنده فکر میکنم که شما باید عمیقتر در اینگونه مسائل تفکر کنید. شما فرمودید که:

[quote]دوستانی که میگن برا بازدارندگی بمب اتمی بسازن یه لحظه فکر تحریم های کمر شکن سازمان ملل رو کردن رسما میشیم کره شمالی!!! قطعا بمب مارو به سمت کره شمالی شدن می بره که این برای کشوری که می خواد قدرتمند بشه اصلا خوب نیست [/quote]
در حالی که با احتساب تحریم های جدید(بانک مرکزی و نفت)، در مجموع تحریم هایی که علیه ما وضع شده، سنگین تر و متنوع تر از تحریم هایی است که تاکنون علیه کره شمالی وضع شده! و همه این ها در شرایطی است که مسولین ما تاکنون به توصیه شما عمل کردن و حتی نامی از بمب اتم نبردن، در حالی که کره شمالی بارها تهدید به استفاده از بمب اتم علیه آمریکا، کره جنوبی و ژاپن کرده. اگر مسولین کماکان به توصیه شما عمل کنند، من به شما قول میدم که وضعیت ما 100 برابر بدتر از کره شمالی خواهد شد. وضعیت فعلی مردم کره شمالی هم بدلیل فقر ذاتی این کشور و سیاست های کمونیستی رژیم حاکم در این کشور هست نه تحریم. اگر اونها نفت و گاز داشتند الان وضعیتشون اینجور نبود.
[quote]یک راه برای مقابله با امریکا وجود داره جذب حداکثری دفع حداقلی دولتی که ملتش ازش حمایت کنن هیچ کشور عاقلی بهش حمله نمی کنه[/quote]
حتی دموکراتیک ترین و مردمی ترین دولت های دنیا هم قادر به همراه کردن بیش از 60 درصد مردم با خود نیستند و نبوده اند و نخواهند بود. اساسا دموکراسی یعنی اینکه دولتی روی کار باشد که بخشی از مردم موافق آن و بخشی از مردم مخالف آن باشند. بنابراین این راه مقابله ای که شما فرمودید هم از لحاظ عقلی و هم از لحاظ تجربی غیرممکن و تحقق نایافتنی است. حتی اگر بپذیریم که یک دولت میتونه جذب بالای 90 درصد بین مردمش داشته باشه، اگر مثلا دولت آمریکا ومتحدانش دست به تحریم علیه اون کشور زدند، یا یک حمله موشکی به تاسیسات اون کشور کردند، چکاری از اون 90 درصد ساخته است؟ تظاهرات کردن؟! اشغال سفارت خانه ها؟!

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]در حالی که با احتساب تحریم های جدید(بانک مرکزی و نفت)، در مجموع تحریم هایی که علیه ما وضع شده، سنگین تر و متنوع تر از تحریم هایی است که تاکنون علیه کره شمالی وضع شده! و همه این ها در شرایطی است که مسولین ما تاکنون به توصیه شما عمل کردن و حتی نامی از بمب اتم نبردن، در حالی که کره شمالی بارها تهدید به استفاده از بمب اتم علیه آمریکا، کره جنوبی و ژاپن کرده. اگر مسولین کماکان به توصیه شما عمل کنند، من به شما قول میدم که وضعیت ما 100 برابر بدتر از کره شمالی خواهد شد. وضعیت فعلی مردم کره شمالی هم بدلیل فقر ذاتی این کشور و سیاست های کمونیستی رژیم حاکم در این کشور هست نه تحریم. اگر اونها نفت و گاز داشتند الان وضعیتشون اینجور نبود. [/quote]
نفت وگازی که نتونیم برداشت ویا بفروشیم بود و نبودش فرق نمی کنه درضمن از نظر کیفیت مدیریتی وضع ما خیلی بهتر از کره نیست
در مورد اینکه مسولین به روش من عمل میکنن اینطور نیست در شرایط کنونی کشور اصلا رفتن حتی به سمت انرژی صلح امیز هم صلاح نیست!(نظر من اینه)
[quote]حتی دموکراتیک ترین و مردمی ترین دولت های دنیا هم قادر به همراه کردن بیش از 60 درصد مردم با خود نیستند و نبوده اند و نخواهند بود.[/quote]
شما درست میگید اما منظور من نوع حکومت بود نه دولت مشخصا
اما در مورد کاربری مردم در زمان جنگ به هر حال تحریم ها باعث موج نارضایتی عمومی میشه چیزی که باعث سقوط دولت اپارتاید افریقای جنوبی شد مردمی که با حکومتشون هستن این اتفاق توش نمی افته بلکه این تحریم ها احتمالا باعث پیشرفت نسبی میشه در زمینه موشک باران وجنگ محدود جز جمع اوری پتیشن کاربرد چندانی نداره اما درمورد ورود زمینی دشمن کشور میشه ویتنام !
حالا شما فکر کن بمب اتم ساختیم تحریم ها تشدید میشه ارزش پول ملی کم میشه بیکاری افزایش پیدا میکنه فقر فراگیر میشه خوب ما چی بدست اوردیم امنیت به چه بهایی ؟؟؟؟ تازه در صورت درگیری اگه ما از بمب اتم استفاده کنیم دشمنان هم استفاده میکنن حالا خداییش خودت قاضی کی بیشتر اسیب میبینه !!!!!!!!!!!!

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
ایران کره ی شمالی نیست ! ایران یک کشور وسیع با امکانات صنعتی و کشاورزی هست که هر چیزی رو که بخواد درش میتونه تولید کنه.
وابستگی به فروش نفت هم یکی از ضعفهای ماست که به یمن تحریم های جدید باید این ضعف رو جبران کنیم و مثل خیلی کشورها این کالا ی استراتژیک رو پلمپ کنیم و فقط برای مصارف پالایشگاهی ازش استفاده کنیم.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote][quote]death نوشته:
دوستانی که میگن برا بازدارندگی بمب اتمی بسازن یه لحظه فکر تحریم های کمر شکن سازمان ملل رو کردن رسما میشیم کره شمالی!!! در ضمن ساخت این بمب ها بدون اینکه امریکایی ها بفهمن بعیده به هر حال هم نطنز و هم فردو رو قبل از اینکه ما بگیم فهمیده بودند!
نقل قول:
فكر نميكنيد كه 10 سال بعد اين جنگنده ها همان اف 4 و اف 5 امروزي مشوند؟يعني قديمي و از كار افتاده! قيمت 200 فروند از اينها ميشه حدود 40 تا 60 ميليارد دلار كه بايد هزينه هاي لوازم يدكي و نگهداري اونهارو هم حساب كردواگر هزينه نگهداري اونها در هر سال 20درصد قيمت كل اونها باشه توي 10 سال هزينه نگهداري ميشه مجموعا نزديك به80 تا120 ميليارد دلار.

دوست عزیز خطای اعداد خیلی بالا اما بحث من قیمت های شما نیست اگه بحث شما را تعمیم بدیم میشه گفت چرا شلوار بخریم 2 سال بعد کهنه میشه چرا ویدیو بخریم 2 سال بعد ویدیو سی دی میاد این قدیمی میشه کلا چون همه چی قدیمی میشه پس هیچی نگیریم بریم تو غار زندگی کنیم!
درمورد ساخت یا خرید تجهیزات فکر کنم همه قبول دارن هر چی ما داشته باشیم امریکا بهترش رو داره چون هم پول بیشتری داره هم تجربه بیشتری بازم میگم شوروی بمب اتم داشت چی شد ویتنام هیچی نداشت اخرش چی شد
یک راه برای مقابله با امریکا وجود داره جذب حداکثری دفع حداقلی دولتی که ملتش ازش حمایت کنن هیچ کشور عاقلی بهش حمله نمی کنه


آمریکا به هر کسی که باهاش مخالفت کنه حمله میکنه مگر این که طرف خیلی قوی باشه. متحد هم نمیخواد. نوکر می خواد. کشوری میخواد که بهش وابسته باشه و هر چی اون میگه انجام بده. مگه همین الان اروپا وضعیت اقتصادیش مشکل نداره؟ مگه اون سه تا کشوری که بیشتر نفتشونو از ما میخرن بدترین اوضاع اقتصادی اروپا رو ندارن؟ مگه به نفع اروپاست که مارو تحریم کنه؟ ولی چون آمریکا بهش میگه مجبوره این کارو بکنه. گرچه در جهت منافعش نیست. اونا یه همچین چیزی رو برای تمام کشور های دنیا میخوان. توی بازی اونا کشور مستقل نباید وجود داشته باشه. کشور هایی هم که از آمریکا مستقلن قدرت نظامی فوقالعاده به علت پشتوانه ای به نام بمب اتم دارن. شما ببینید چرا ژاپن به این وضعیت افتاد که با وجود این که غول اقتصادیه زورش نمیرسه حتی یه پایگاه آمریکایی رو از کشورش جمع کنه؟ چرا آلمان با اون توان صنعتی فوق العادش هیچ وقت تاثیری مثل فرانسه یا انگلیسو نداشته.
ما توی یه منطقه ای زندگی میکنیم که نفت خیزه. چیزی که اقتصاد آمریکا رو میچرخونه. آمریکا میخواد تمام این منابعو در دست بگیره تا برتری کاملو از همه جهت نسبت به چین و روسیه و هند به دست بیاره. مطمئن باشید که همه ی تلاششو خواهد کرد تا کنترل منبع نفتی ما رو هم به دست بگیره.[/quote]
البته نوع تفکر شما شدیدا غلطه واساسا نوع نگاه به کشور های دیگه سال هاست عوض شده اما من نمی خوام از بحث اصلی منحرف شیم اگه بمب تنها عامل بازدارنده امریکا هیچ وقت کوبا رو تو حیاط خلوت خودش تحمل نمیکرد یا ونزوئلا رو مگه قذافی روانی بمب داشت که امریکا 30 سال تحملش کرد اخرهم مردم بردنش !(دولتش از نظر ملی محبوبیتش رو از دست داد)
بشار اسد بمب اتم داره حافظ اسد چطور ؟؟
قطعا بمب مارو به سمت کره شمالی شدن می بره که این برای کشوری که می خواد قدرتمند بشه اصلا خوب نیست[/quote]

آمریکا 30 سال قذافی رو تحمل کرد چون کارای دیگه ای توی خاور میانه داشت که خیلی مهمتر بود. یه سوال دارم، مگه آمریکا نبود که موقع جنگ داخلی هواپیما هاشو فرستاد بالای سر قذافی؟ مگه همین الان با تمام قوا از مخالفین سوریه که بعضیاشون حتی اسلامگرا هستن حمایت نمیکنه؟ تازه جدیدا خبرایی مبنی بر دخالت نظامی توی سوریه شنیده میشه. ونزوئلا هم بحثش جداست چون با وجود این که چاوز کلی های و هوی راه میندازه کشورش 10 درصد نفت آمریکا رو تامین میکنه. کوبا هم بعد از جنگ سرد دیگه اهمیتی نداشت که آمریکا بخواد خودشو براش به زحمت بندازه. ولی همین کوبا زمانی که شوروی بمب هاشو بوش مستقر نکرده بود شاهد یه تلاش توسط آمرکیایی ها برای براندازی حکومت بود.

کره ی شمالی بیشتر از همه به دلیل ایدئولوژی جوچه به این وضع افتاد نه تحریم ها. به قولی همین الان تحریم هایی که علیه ماست بیشتر از تحریم هاییه که علیه کره ی شمالیه.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
برادر عزیزم onlyfind
اول اینکه حقیر به هیچ وجه از بزرگان هیچ جا از جمله میلیتاری دوست داشتنی نیستم، خوشبختانه و به لطف پروردگار افراد آگاه و فرهیخته ای دست اندرکار مدیریت و راهبری این وب سایت محبوب ما هستن و عنوان «بزرگان» برازنده این سروران هست.
دوم اینکه شخصا و مثل عموم آدم های روی کره ارض مخالف «جنگ سازی (warmongering)» هستم و یکی از افتخاراتم اینه که به خانواده ای (ایرانیان) تعلق دارم که در تاریخ و سرگذشت خودش جز آرامش و صلح و دوستی رو جستجو نکرده؛ بیاد بیاریم که ما مردمانی هستیم که هیچ نشانی از «نژادپرستی» و «زورگویی به سایر ملل» در شناسنامه هویتی ما بچشم نمی خوره.
سوم اینکه «فناوری نظامی» رو هرگز به اندازه «فناوری های غیرنظامی» که با زندگی یومیه و مسائل حقیقی مردم جهان سروکار داره ارج نمیگذارم و او رو «هنر» و «مایه مباهات» برای هیچ ملتی نمی بینم به گمان من «یکی از نشانه های قطعی هوشمندی ستودنی ما ایرانیان» دقیقا «صلح طلب» و «انسان دوست» بودن ماست. در حالی که من ابزارسازی برای کشتار و تخریب رو «ارزش» و «مهم» و «فضیلت» نمی بینم، او رو از عوارض جنبی «عصر برده داری مدرن» می دونم که البته حتی در آثار فلسفی برخی از بزرگان حوزه اندیشه غرب فرهنگی هم در حدود 100 تا 150 سال قبل، آشکارا پیش بینی شده بود.
اما بعد از این مقدمه:
در باب سوال شما
من پرسشی از شما دارم:
31 شهریور 1359 (22 سپتامبر 1980) در اوج غافلگیری ناشی از تجاوز گسترده دشمن بعثی درنده و تا بن دندان مسلح، ایرانیان در آن شرایط بسیار پیچیده و در هم ریخته داخلی در حالی که سازمان ارتش از هم پاشیده بود در حالی که سلاح چندانی (صرفنظر از گربه های زیبای آسمان ایران و شبح مشهور ایرانی و معدود واحدهای دست نخورده باقیمانده از نیروهای زمینی و نیروهای ویژه ایران) در دست نداشتیم در حالی که هنوز هیچ ساختار کسب اطلاعات حساس امنیتی و نظامی در کشور وجود خارجی نداشت در حالی که ما در تحریم و حصر اقتصادی و فنی همه جانبه توسط دشمنان خارجی بسیار قدرتمند (شرکت سهامی یانکی ها و شرکاء! و همین دوستان سرخپوش شمالی!) قرار داشتیم و در حالی که دشمنان دوست نما و دوستان نادان ضربه های پیاپی به اوضاع و احوال داخلی کشور می زدند ... و ... و ... در این گیرو دار شما خود قضاوت بفرمایید ایرانیان در برابر تعدی به تمامیت ارضی خود چه کار کردند؟ ...
با این تذکر که من نقش ابزار نقش صنعت نقش فناوری نقش پیشرفت های علمی و عملیاتی رو اکیدا منکر نمی شم (و البته خسارات جنگ رو هم صد البته برای هر دو طرف کتمان نمی کنم)؛ اما این شما و این تاریخ که گواه عملکرد ما ایرانیان هست ...
حال شما خودتون قیاس بفرمایید:
من به شما عرض کردم که «فناوری نظامی» یا همون «فناوری آدمکشی و تخریب» هنر بزرگی محسوب نمیشه و باور کنید ساخت یک سلاح هسته ای میلیاردها بار از ساخت یک نیروگاه هسته ای سهل تر هست. باور کنید که ایران هم شمشیرهای تیزی برای بریدن دست متجاوزین داره، آمریکایی ها در لوس آلاموس در حوالی مکزیک در یک پایگاه بسته شده نظامی دست به ساخت اولین بمب هسته ای زدن اون هم در 1943 و اون هم بنا به گفته های شاهدین عینی ماجرا و متخصصین شرکت کننده در این برنامه نظامی: «با کلی شک و تردید در موفقیت این برنامه» و این رو بدونید که الان در ظرف زمانی 2012 قرار داریم اطلاعات گسترش یافته تا عمق جان ما آدم ها! جهانی که تبدیل به شهری نه چندان بزرگ شده (!) و امکان کسب اطلاع حتی از رازهای مگوی قدرت های بزرگ جهانی (!) تا حدودی میسره! (این البته طنز تلخ تاریخ با این موجودات نادان و کوته بینه) من در پایان به شما عرض می کنم دوست عزیزم، ایران، کشور ما، بیش از سه دهه است که برای بدترین سناریوهای جنون نظامیگری غربی ها آماده میشه هر روز قوی تر و جدی تر از روز قبل ... مسئولان و مدیران کلان این کشور 33 ساله که اطمینان دارن چنین روزی بهرحال فرا میرسه و چطور میشه باور کرد که این موضوع رو از ذهنیت خودشون پاک کرده باشن!؟ ساعت صفر که فرا برسه جهان و ساکنانش متوجه پاسخ پشیمان کننده ایران خواهند شد. البته من هم اطمینان دارم که غربی های بظاهر دیوانه کاملا در حال محاسبه این واکنش و ابعاد و پیامدهای اون هستن ... حتی همین الان که حقیر و شما برادر عزیز داریم با هم حرف می زنیم. یادتون باشه که ما در قلب خاورمیانه جای داریم نه در حاشیه ای بی اهمیت ... فناوری های نظامی بسیاره متنوعه و هزاران مهندسی و دستکاری میشه بر روی اونها انجام داد و تقریبا هر چیزی رو میشه در این جهان بدل به ابزار نظامی کرد ... (بله هر چیزی رو!) امیدوارم که سرتون رو درد نیوورده باشم با این زیاده گویی ها. از دوستان هم بابت اطاله کلام عذرخواهی می کنم.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]یعنی دولت مردان ایالات متحده انقدر بیشعورند که میان در کشورهایی مانند عربستان و امارات یا قطر که ثباته سیاسی کامل ندارند و تحت نفوذ جریانات افراطی اسلام گرا هستند کلاهک اتمی مستقر میکنند!!
تحلیل شما آفرین داشت [/quote]

سلام

با این موضوع کلا مخالفم ... دین حکم اعراب خلیجی وهابیت و انگلیسیت هست .... کلا اسلامی توش نیست که آمریکا بخواد در موردش نگران بشه

تمام اقداماتشون رو هم که نگاه کنید ر بلند مدت سودش رفته تو جیب غرب

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط Aspahbod
      بررسی سامانه ی دفاع هوایی مصباح 1


      در جنگ، یکی از اهداف نابودی توان اقتصادی، صنعتی و نظامی دشمن است و این کار معمولا با حملات هوایی و موشکی انجام می پذیرد. ایران تا سال 89 برای مقابله با این تهدیدات به ویژه تهدید موشک های کروز و هوا به زمین، توان مناسبی نداشت. تنها سامانه ی روسی تور ام-1 آن هم به تعداد محدود وظیفه ی دفاع از سایت های اتمی و مراکز حساس نظامی را بر عهده داشتند. در سال 89 سامانه ای به نام مصباح 1 برای مقابله با تهدید موشک ها رونمایی شد که بحث های زیادی را بر انگیخت. در این جا پیرامون کارآمد بودن آن صحبت می کنیم.

      مصباح 1، یک توپ ضد هوایی کششی است که به وسیله ی یک سیستم هدایت، هدف را شناسایی، رهگیری و منهدم می کند. اجزای این سامانه به شرح است:


      1:شاسی و پایه ها
      شاسی این سامانه مشابه سامانه ی سماوات (اورلیکن) است که قادر به چرخش 360 درجه در اطراف و چرخش بین زوایای منفی 5 درجه تا 92 درجه به سمت بالا و پایین است. پس از جمع شدن می توان آن را توسط کامیون روی 4 چرخ کشید.

      2:توپ ها و خشاب های آنها
      مصباح-1 از 4 توپ دو تایی Zu-23-2 استفاده می کند. هر کدام از توپ ها توانایی شلیک 1000 گلوله در دقیقه را دارند و با اندکی محاسبه عدد 8000 گلوله در دقیقه برای تمام سامانه محاسبه می شود. اما نرخ آتش مصباح 1 نصف این عدد یعنی 4000 گلوله در دقیقه اعلام شده است که می تواند صرفا برای ذخیره ی مهمات باشد. جمعا 8 خشاب در وسط و کناره ها قرار می گیرند. ظرفیت هر خشاب 200 گلوله است. این یعنی گلوله ها ظرف 24 ثانیه شلیک مداوم به اتمام خواهند رسید. برد و ارتفاع توپ ها به ترتیب 2.5 و 2 کیلومتر است. سرعت دهانه ی گلوله ها 970-980 متر بر ثانیه است.

      3:سیستم کنترل آتش
      یکی از نکات مصباح 1 که اطلاعات کمی در مورد آن داریم سیستم کنترل آتش آن است. این سیستم از یک رادار و یک سامانه ی الکترواپتیکی و حرارتی تشکیل شده است که هر یک روی یک کانتینر نصب شده اند. مرکز کنترل و هدایت درون خود کانتینرهاست. مشخصات سیستم الکترواپتیکی ساخت صاایران، که بعضی منابع از آن به عنوان صافات نام برده اند، در دسترس نیست. اما با توجه به سامانه های مشابه ایرانی می توان بردی بین 15 تا 25 کیلومتر برای آن در نظر گرفت.

      رادار سامانه ی مصباح از نوع آرایه ی صفحه ای است و به احتمال زیاد تنها وظیفه ی جست و جو و کمک در هدف گیری را بر عهده دارد. تقریبا هیچ اطلاعاتی در مورد این رادار در دسترس نیست. تنها راداری که به آن شباهت دارد رادار ارتفاع پست سامانه ی HQ-9 چینی است که البته بسیار بزرگتر از رادار مصباح است. در هر حال به علت شباهت ساختاری دو رادار بعید نیست که ایران برای ساخت آن از چینی ها کمک گرفته باشد.
      احتمالا هدفگیری اصلی بر عهده ی سیستم الکترواپتیکی است و رادار تنها نقش جست و جو و تا حدی کمک در هدف گیری را بر عهده دارد. مطمئنا سیستم کنترل آتش توانایی هدایت چندین توپ را به طور همزمان دارد.


      جوانب مثبت
      ارزان قیمت بودن: توپ ها و شاسی از قبل در ایران تولید می شدند و قیمت چندانی ندارند بنابراین میتوانند به تعداد زیاد استفاده شوند.
      نرخ آتش بالا: 4000 گلوله در دقیقه نرخ آتش کمی محسوب نمی شود. این مقدار برابر سیستم فالانکس آمریکایی است.
      اتوماتیک بودن: این ویژگی نیاز به اپراتور برای هدفگیری را برطرف می کند و تنها یک نفر می تواند دستور شلیک را صادر کند.
      استفاده از چندین سیستم برای کشف و رهگیری هدف: در این صورت بقاپذیری سامانه به شدت افزایش می یابد.
      نیمه متحرک بودن: می شود به راحتی با کامیون قسمت های مختلف مصباح را به نقاط دیگر منتقل کرد که این یک قابلیت بسیار ارزشمند محسوب می شود.

      جوانب منفی
      برد و ارتفاع کم توپ: برد 2.5 کیلومتر و ارتفاع 2 کیلومتر برای مقابله با همه ی تهدیدات کافی نیست و زمان واکنش را نیز کم میکند
      پراکندگی گلوله ها: توپ ها با فاصله از هم قرار گرفته اند بنابراین نابودی اهداف کوچک سخت تر می شود. این اهداف کوچک شامل موشک های کروز نیز می شود.

      سخت بودن تعویض خشاب ها: تعویض 8 خشاب که بعضی ها در نقاط با دسترسی کم قرار دارند کار آسانی نیست. هر شاسی پس از اتمام خشاب ها تا چند دقیقه غیر قابل استفاده می شود.
      سرعت دهانه ی کم گلوله ها: 970 متر بر ثانیه سرعت زیادی نیست و میتواند باعث کم شدن دقت نیز بشود.

      راهکارهایی برای ارتقای این سیستم
      همه ی تجهیزات نظامی قابلیت ارتقا دارند و مصباح 1 هم از این قاعده مستثنی نیست. شاید دلیل این که نام آن مصباح "1" است نیز همین باشد.

      توپ های این سامانه یکی از نقاط ضعف آن محسوب می شوند. برد آنها بسیار کم است. عمده ترین دلیل آن نیز کم بودن طول لوله نسبت به قطر آن است. همچنین سیستم تغذیه ی آنها از نوع خشابی است که تعویض آن بسیار وقت گیر می باشد. می توان با ساخت یک توپ جدید که سیستم تغذیه اش نواری و طول لوله اش بیشتر است این مشکلات را تا حدی برطرف کرد. همچنین می توان از شعله پوش های مدرن تر نیز در آن استفاده کرد. در بهترین حالت کالیبر توپ ها نیز افزایش می یابد که قدرت تخریب، برد و سرعت گلوله ها را زیاد می کند.

      محل قرارگیری توپ ها مشکل پراکندگی گلوله ها را به وجود آورده. عمده ترین دلیل آن نیز ایجاد فضا برای خشاب ها است. در صورتی که روش تغذیه نیز عوض شود می توان توپ ها را به هم نزدیک تر کرد تا این مشکل نیز برطرف شود. شاسی و پایه ی این توپ در حال حاضر بزرگ و جاگیر است. در صورت تعویض توپ بهتر است این قسمت نیز تغییر کند.

      اگر به جای توپ، از یک گاتلینگ استفاده شود می توان از این سامانه در ناوها نیز استفاده کرد. یکی از مشکلات ناو های ایرانی نبود سیستم های دفاع نزدیک است که با ساخت چنین سامانه ای توان آنها به شدت افزایش می یابد.

      در صورتی که این سامانه به همراه موشک های زمین به هوای میثاق یا شهاب ثاقب بر روی یک خودروی زرهی شنی دار نصب شود می توان از آن برای پشتیبانی نزدیک نیروهای زرهی و پیاده استفاده کرد که توان قابل ملاحظه ای به نیروی زمینی خواهد داد.

      به هر حال مصباح 1 در شکل کنونی هم می تواند برای دفاع از مراکز مهم نظامی و هسته ای استفاده شود و به همین شکل فعلی نیز توان دفاعی ایران را افزایش خواهد داد

      نویسنده: امید.د (اسپهبد)
      استفاده تنها در صورت درج نام نویسنده و میلیتاری مجاز است.
    • توسط MR9
      بسم الله الرحمن الرحیم

      در پاسخ به پیشنهاد دوست بسیار عزیز mostafa_by در خصوص استراتژی نبرد هوا- زمینی بر ان شدم تا توضیحات مختصر و درحد بضاعت در ارتباط با این بحث ارائه دهم . البته با ذکر این مطلب که ممکن است در حال حاضر تمام جنبه های این استراتژی را مورد توجه قرار نگیرد وبتدریج با شروع این کار توسط این حقیر ( پروژه بعدی بنده ) این مساله بطور شفاف تر انجام گیرد .
       
      "نکته بعدی این است که تمام حقوق این تاپیک برای مجموعه میلیتاری است و بدون ذکر منبع و گردآورنده ، استفاده از آن شرعا"و قانونا" جایز نیست "

      نبرد هوا زمینی (AIR- LAND  BATTLE  )
       
      بخش یکم
       
      مبدع :
      دان استاری ، مردی بلند قد و درشت هیکل ، با موها و چشمانی خاکستری ، که عینک پنسی بر چشم دارد و با لحنی آرام و قاطع سخن می گوید . از نجاری و نقاشی در در خانه تابستانی اش در کوهستان خلوت و آرام کلورادو ( مقر فرماندهی نوراد- پدافند آمریکای شمالی ) لذت می برد . او با دقت کتابخانه 4000 جلدی اش را فهرست نویسی کرده ( بخش مورد علاقه من) و بیشتر شبیه یک رییس دانشگاه است تا یک نظامی ، و برای مدتی هم این پست را البته در یک دانشگاه غیر متعارف برعهده داشته است .
      سرتیپ دان استاری ، رهبری تمرین روشنفکرانه ای را برعهده داشت که به بیرون کشیدن ارتش ایالات متحده از سیاهچال تضعیف روحیه ای کمک کرد که پس از جنگ ویتنام به درون آن پرتاب شده بود و توانست آن را در جنگ خلیج فارس به سال 1990 به اوج خود برساند . او با موفقیت به بازسازی یکی از بزرگترین ، اداری ترین و سرکش ترین نهادهای جهان کمک نمود .
      جهان واقعا" نمی داند که سایه استاری در سراسر طول جنگ خلیج فارس دور سر صدام حسین ، دیکتاتور عراقی می چرخید ، چرا که از یک دهه پیش دان مورلی و دن استاری ، مفهوم جنگ موج سوم را ایجاد کرده بودند .
      استاری فرزند رکود اقتصادی دهه 1930 بود . پدرش برای مدتی در یک مبل فروشی و روزنامه محلی در کانزاس کار می نمود . اما در عین حال افسر گارد ملی کانزاس هم بود و پسرش "دن " برای سربازانی که در تعطیلات آخر هفته به شهرش می آمدند ، نقش پسرکی را ایفا می نمود که شبیه به آنها اونیفورم می پوشید و جلوی آنها رژه می رفت .
      در سال 1943 که شعله های جنگ جهانی دوم سراسر کره زمین را در خود گرفت ، دن در ارتش آمریکا ثبت نام نمود زیرا مشتاق بود بجنگد ، اما سرگروهبانی باهوش و حساس ، تقریبا" به فوریت تشخیص داد که در او درونمایه فرماندهی وجود دارد . او استاری را به سوی دسته ای کتاب هدایت نمود و اورا راهنمایی کرد و به وی گفت که خود را برای 3 هفته در درون اتاقی زندانی کند و این کتابها را بخواند . وی به استاری گفت : استاری تو باید در امتحان پر رقابت وست پوینت (west point - دانشکده جنگ ارتش ایالات متحده ) شرکت کنی "

      وقتی با اعتراض استاری مواجه شد که وی می خواهد به جبهه برود ، سرگروهبان چنین پاسخ داد : بگذار چیزی به تو بگویم ، قرار نیست این جنگ تا ابد طول بکشد ، من از جنگ جهانی اول تا اکنون در ارتش بوده ام ، ارتش همیشه به افسران خوب نیاز خواهد داشت . البته تو بلافاصله افسر خوبی نخواهی شد ، تو غیر نظامی نا مرتبی هستی ولی از تو می خواهم که بروی بالا و شروع کنی به مطالعه "

      ادامه دارد .....

       
    • توسط MR9
      آیین معارفه فرمانده جدید سپاه قدس 
       

       
      آیین معارفه فرمانده نیروی قدس سپاه برگزار شد
       
       
      پی نوشت :
       
      1- تاپیک جدید اخبار دفاعی جمهوری اسلامی ایران با مراسم معارفه فرمانده جدید نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
      2- لینک تاپیک نخست در بند ذیل
      2- اخبار دفاعی جمهوری اسلامی ایران I
    • توسط remo
      بسم الله الرحمن الرحیم
       
      چگونگی روند تحول در نیروی زمینی ایالات متحده
      چشم انداز ، استراتژی ، ساختار ، سازمان ، برنامه ها
       
       
      با توجه به تغییر در رویارویی های نظامی حال حاضر جهان و به وجود آمدن مفاهیم جدیدی به نام جنگ ناهمتراز و نیابتی ، تغییر در سازمان رزم ارتش ج .ا.ا امری واجب و حائز اهمیت محسوب می شود .این تغییر هرچه با سرعت در ساختار ارتش و آمایش سرزمینی یگان های نزاجا تحت عنوان "طرح ثامن الائمه" انجام گرفت با کندی در تغییر و جایگزینی ادوات نظامی مورد نیاز یگان ها برای رویارویی با این نبردها همراه بود.در عرصه نظامیگری حاضر نیک ثابت شده است ،عدم توجه به نیازهای روز یگان های رزمی میتواند خسارات جبران ناپذیری در زمان رویارویی به بار آورد. در این رابطه یا میبایست " ادوات و تسلیحات جدید متناسب با تهدید" تولید و خریداری شود ویا ادوات و تسلیحات موجود در جهت برطرف کردن نیازها ارتقا یا اصلاح گردند.با توجه به شرایط اقتصادی کشور و هزینه های سرسام آور تولید و جایگزینی محصولات جدید می توان به اهمیت ارتقا و اصلاح ادوات نظامی موجود پی برد.این عمل زمانی با بیشترین کارایی در صحنه نبرد شکل خواهد گرفت که ارتقا و اصلاح ها دقیقا معطوف به نیازهای روز یگان رزمی مربوطه باشد.
       
      متن بالا ، چکیده یک طرح نظامی است ، که در صدد ارتقای ادوات نظامی نیروی های مسلح ایران طرح شده است.جدا از خروجی های طرح ها ، ساختار و نحوه ی مدیریت طرح ها از اهمیت بالاتری برخوردار است. براستی نیروهای مسلح ج.ا.ا توانایی و قابلیت  بروزرسانی دکترین ، ادوات و تسلیحات را در چه سطحی داراست؟ احساس نیاز در این نیرو با چه روندی و در چه ساختاری شکل میگیرد ؟ چه سازمانی هایی وظایف انجام این امور را در این نیرو یدک میکشند؟ آیا شناسایی نیاز ها و خلا ها صرفا معطوف به شیوه ی رزم پیش روست یا رزم آینده ؟ و.....
       
      مقدمه چشم انداز 2028 استراتژی 2028 ساختار عملکردی سازمان نیروی زمینی برنامه ها مصوب  
      1.مقدمه
      مطالعه روند تحول در نیروی نظامی ایالات متحده ، بعنوان یک سازمان یادگیرنده (learning organization)  به همراه  تشکیلات عظیم خود ، بهترین مورد مطالعاتی جهت رسیدن به پاسخ های مطلوب در این زمینه است.در این تاپیک روند تحول در نوسازی (modernization ) نیروی زمینی ایالات متحده  مورد توجه است.برخلاف تصورات موجود این نیرو در حوزه نوسازی در سال های  اخیر دچار یک چالش اساسی شده است.لغو شدن پیاپی برنامه های مهم نوسازی به دلایل مختلف ، روند نوسازی نیروی زمینی ایالات متحده را با یک وقفه طولانی مواجه کرده و این نیرو را در مواجه با نبرد های آینده در خطر جدی گرفتار کرده است.فارغ از این مشکل ، فشار های کنگره آمریکا جهت حساب کشی از وزارت دفاع بابت هزینه کرد های سرسام آور و بدون نتیجه این برنامه ها ، نیروی زمینی آمریکا را با چالش دیگری در زمینه بودجه های دفاعی قرار داده . شروع داستان با لغو برنامه هویتزر XM2001 Crusader  با هزینه کرد نزدیک به 2.2 میلیارد دلار  صورت گرفت  ولی بحران  بعد از کنسل شدن FCS Program شروع شد.
      Future Combat Systems (FCS) مشهور به " قلب تحول نیروی زمینی" و "برنامه مولتی میلیاردی" در سال 2009 کنسل شد طبق منابع رسمی فقط در طی این  برنامه نزدیک به 18.1 میلیارد دلار هزینه شده بود. در سال 2014 ، زمانی فشار رسانه ها و افکار عمومی چالش این سازمان را دو چندان کرد  که اعلام شد برنامه Ground Combat Vehicle (GCV)  که بعنوان جایگزین برنامه FCS انتخاب شده بود نیز کنسل شد و برنامه دیگری با عنوان  Future Fighting Vehicle (FFV) [البته به نظر میرسه که این برنامه هم در برنامه NGCV ادغام شده ] در دستور کار قرار گرفت.روند نوسازی خودروهای نظامی نیروی زمینی آمریکا که از سال 1995 کلید خورده بود بعد از گذشت 20 سال گنگ و مبهم شده بود ، کنگره و رسانه ها شروع به انتقاد از نحوه ی برنامه ریزی و مدیریت برنامه های دفاعی کردند. در رسانه ها به طنز مطرح شد که نیروی زمینی صرفا اسم پروژه ها را تغییر میدهد نه ادوات را ،سوالی مطرح بود که چرا پیمانکار برنامه های جدید همان پیمانکاران  برنامه کنسل شده قبلی هستند؟
       

       
      در دیگر حوزه ها از جمله هوانیروز هم کنسل شدن طرح های مهم قبلی نگران کننده بود.طرح مشهور  بالگرد شناسایی و تهاجمی Reconnaissance and Attack Helicopter که RAH-66 Comanche نام گرفت در شروع تولید انبوه کنسل شد.در این طرح هم نزدیک به 8 میلیارد دلار صرف شده بود . این طرح تحت برنامه  Armed Reconnaissance Helicopter با صرف 500 میلیون دلار دنبال شد تا اینکه تصمیم به توقف کامل برنامه گرفته شد و پیشنهاد شد باستفاده  ترکیبی از  UAV  و  AH-64E  نیاز عملیاتی برطرف شود.
       

      RAH-66 Comanche
       
      با در نظر گرفتن دیگر برنامه های لغو شده در نیروی زمینی بیش از 32 میلیارد دلار از بودجه دفاعی آمریکا هدر رفته است. ولی بودجه اخرین مشکل نیروی زمینی است . به زودی فرماندهان نظامی متوجه شدند که پافشاری بر این منطق" که تمامی هزینه های صرف شده کاملا هدر نرفته و تبدیل به تکنولوژی شده است" آنها را از توجه عنصر زمان دور خواهد کرد ، زمان از دست رفته برای نوسازی حجم انبوهی از تجهیزات نظامی از جمله حوزه زرهی و نفربر ها و جایگزینی آنها در سازمان رزم نیروی زمینی با بورکراسی طولانی همراه است که میتواند بزرگترین چالش باشد.از یک جهت نوسازی تسلیحاتی در بین رقبای نزدیک  اصل برتری تجهیزاتی نیروی های نظامی آمریکا را به چالش میکشد و از طرف دیگر الزامات سخت افزاری برای نبرد آینده که مفهومی جدیدتر و بسیار پیچیده تر از  Air-Land Battle است فرماندهی این نیرو را به سختی در تنگا قرار می دهد.صحنه نبرد آینده که در فرماندهی ارتش ایالات متحده با عنوان Multi-Domain Battle ترسیم شده است  این خلا سخت افزاری و سیستمی را به وضوح نشان می دهد .
       

       
       
      در سال 2017 با تغییر در کادر اجرایی نیروی زمینی آمریکا روندی جدید، اساسی و طوفانی برای نوسازی در پیش گرفته شد که هدف خود را تثبیت برتری تجهیزاتی و عملیاتی نیروی زمینی و تبدیل آن به مرگبارترین نیروی تاریخ می داند ....
       
       
       
      پایان مقدمه
       
    • توسط worior
      بسمه تعالی
      ...
       
      چرا میجنگیم ؟
      ? Why We Fight
       

       
       
      مقدمه وریور:
      جهان ارتباطی دوران جنگ دوم با امروز تفاوت های عظیمی دارد، رادیو و روزنامه رسانه های اصلی محسوب میشدند، همگی یا در انحصار دولت ها هستند یا جریان انتقال اطلاعات به رسانه ها توسط دولت ها کنترل میشد. اخبار مستقل وجود نداشت، دولت ها سلطه کاملی بر کانال ها و شیوه انتقال اطلاعات به عموم داشتند، مردم نیست مخاطبان فعال محسوب نمیشدند و ذهن و سواد رسانه ای برای آنان به شکل امروز قابل درک نبود. این تاپیک در ابتدا به معرفی سریال مستند چرا میجنگیم ساخته دستگاه اطلاعاتی آمریکا در دوران جنگ دوم با به خدمت گرفتن کارگردان شاخصی چون فرانک کاپرا میپردازد، این فیلم پاسخی به پروپگاندای متحدین بود، و در ادامه به مباحث اقناع عمومی و نظریه های اثر بخشی ارتباطات میپردازم.
       
      جنگ دوم و ظهور جنگ رسانه ای:
      در خلال جنگ جهانی دوم دولت وقت آمریکا به منظور  توجیح حقانیت شرکت سربازان ایالات متحده آمریکا در جنگ، تولید یک سری مستند سینمایی را سفارش میدهد. هدف دیگر از تولید این مجموعه اقناع افکار عمومی آمریکا برای جذب پشتیبانی مردمی حین جنگ بود.
      فرانک کاپرا کارگردان بیشتر قسمت های این مجموعه، که خود مجذوب و مبهوت پروپگاندای سینمایی آلمان نازی بود خود را در چالش با فیلم "پیروزی اراده ها"1935 Triumph of the Will ، ساخته هنری رینفشتال میدید و فیلم خود را پاسخی به آن میدانست. چالش جدی تری که این مجموعه به دنبال جواب به آن بود؛ متقاعد سازی ملتی که افکار "ضد دخالتگری" را دنبال میکردند به دخالت در جنگ و همپیمانی با شوروی بود. کاپرا و دیگر کارگردانان فیلم های پروپگاندای "محور متحدین" که طی یک دوره 20 سال ساخته شده بودند را بررسی کردند و از محتوای آن به منظور بازتعریف و ترویج دلایل اتحاد مورد نظر خود استفاده کردند.
      ویرایش اولیه فیلم توسط ویلیام هورنبک انجام شد با این وجود برخی از بخش های فیلم مجددا تحت نظارت بخش جنگ دولت آمریکا ویرایش شد. استودیو دیزنی کار ساخت انیمیشن بر عهده گرفت. در متحرک سازی نقشه های مناطق تحت اشغال برای متحدین از رنگ سیاه استفاده شد.
      فرانک کاپرا به فاصله کوتاهی از حمله ژاپن به پرل هاربر انتخاب شد. وی مستقیما تحت نظر فرمانده ستاد(رئیس ستاد ارتش) جورج سی. مارشال، بالاترین رده فرماندهی ارتش و کسی که بعدها طرح مارشال به اجرا گذاشت و برنده جایزه صلح نوبل گشت، مشغول به کار شد. مارشال دریافت که سپاه سیگنال ارتش "Signal Corps" توانایی کافی برای تولید"فیلم  حاوی اطلاعات حساس و هدفمند برای نیروها" را ندارد. یک سرهنگ در مورد اهمیت این فیلم های جدید به کاپرا چنین میگوید:
      کاپرا حین ملاقات با مارشال و دریافت ایده:
      کاپرا، من میخوام با تو به یک برنامه برای ساختن سریال مستند با اطلاعات واقعی برسم، این کار برای اولین بار در تاریخ ما اتفاق میفته. میخواد توضیح بده چرا پسرای ما تو ارتش هستند،چرا ما میجنگیم و با چه اصولی میجنگیم... شما این فرصت عظیم رو برای مشارکت و خدمت به کشورت و به آزادی داری. متوجه هستی ؟
       
       
      مقابله با فیلم های پروپگاندای دشمن
      به نقل از کاپرا، پیروزی اراده ها هیچ تیری شلیک نمیکند، هیچ بمبی نمی اندازد. اما بعنوان یک سلاح روانی اراده های مقاومت را منهدم میکند مرگ آوری یکسانی دارد". کاپرا در ابتدای اشتغال خود چنین بیانه داشته هست و دشواری را بدین شکل بیان میکنند:
           
      خلق یک ایده قدرتمند:
      کاپرا ابتدا تمرکز خود را بر یک "ایده اساسی و قدرتمند" معطوف کرد، ایده ای که میتواند بسط یافته به سمت سایر ایده های مرتبط تکامل یابد. مهمترین ایده ای که همه ذهن کاپرا را به خود مشغول کرده بود:
      در نهایت ایده مورد نظرش را به شکل طرح کرد"اجازه دهید دشمن به سربازان ما عظمت وقیحانه وجودش و صلاحیت ما را ثابت کند". نیت اش این بود که سخنرانی ها، فیلم ها و مقالات روزنامه ای دشمن را به لیستی از اقدامات خصمانه دشمن ترجمه کند. ایده را با سایر  افسرانی که به استخدام گرفته است چنین عرضه میکند:
      پس از گذشت یه هفته، تلاش های بسیار و ناامیدی ها، کاپرا موفق به دستیابی به آرشیو فوق امنیتی موجود در تاسیسات دولتی میشود، البته با روش های غیر معمولی و فراسازمانی:
      شرح قسمت های مستند:
       پیش درآمدی بر جنگ (1942؛ 51 دقیقه و 35 ثانیه)(برنده جایزه اسکار بهترین فیلم مستند) این قسمت ابتدا به تعریف و شناسایی تفاوت ها بین دو دولت دمکراتیک و فاشیستی میپردازد، سپس به فتح منچوری توسط ژاپن و فتح اتیوپی توسط ایتالیا. کاپرا این قسمت را چنین توصیف میکند: " نمایش یک تصویر کلی از دو دنیا؛ برده و آزاد، ظهور تمامیت خواهی نظامی از فتوحات ژاپن در منچوری و موسولینی در اتیوپی. Prelude to War  ضربه نازی ها (1943، 40 دقیقه و 20 ثانیه) به پوشش جغرافیای سیاسی نازیسم و فتح اتریش، چک و اسلواکی و لهستان میپردازد. توصیف کاپرا چنین است:" هیتلر قیام میکند، دیکتاتوری نازی بر آلمان تحمیل میشود. رژه ورود سربازان به راینلند و اتریش. تهدید جنگ چاره ای جز تقدیم چک اسلواکی باقی نمیگذارد. آرامش طلبان چاره ای جز تسلیم ندارد. هیتلر لهستان را اشغال میکند. پرده تراژدی قرن جنگ جهانی دوم برافراشته میشود.The Nazis Strike   تفرقه بینداز و حکومت کن (1943، 56 دقیقه) در مورد اردوی بنلوکس و سقوط فرانسه. از دید کاپرا: " هیتلر دانمارک و نروژ را اشغال میکند، خط ماژینو را دور میزن و ارتش بریتانیا را به دریای شمال میکشاند، تسلیم به فرانسه تحمیل میشود. Divide and Conquer نبرد بریتانیا (1943، 51 دقیقه و 30 ثانیه) این قسمت پیروزی بریتانیا بر علیه لوفت وافه ترسیم میکند. چکیده کاپرا: " نمایش شجاعت و دفاع پیروزمندانه نیروی هوایی سلطنتی، زخم خورده اما شکست نخورده، بریتانیایی ها تنها کسانی هستند که بر علیه نازی ها میجنگند. The Battle of Britain نبرد روسیه(1943، 76 دقیقه و 7 ثانیه) بخش 1 و 2، نمایش یک تاریخ دفاعی از روسیه و نبرد روسیه بر علیه آلمان. چکیده کاپرا: " تاریخ روسیه، مردم، ابعاد جغرافیایی، منابع، جنگ ها، دست و پنجه کشنده با ارتش نازی ها در دروازه موسکو و لنینگراد. استالینگراد نازی ها از چرخ گوشت. The battle of Russia  نبرد چین (1944، 62دقیقه و 16 ثانیه) نمایش خصومت طلبی ژاپنی ها، کشتار نانجینگ و تلاش های چینی ها مانند ساختن راه برمه و نبرد چانگشا. چکیده کاپرا: " خدایان جنگ ژاپن تمام تلاش خود را برای فتح چین انجام میدهند، زمانی که ژاپن موفق شود، از قدرت انسانی چین برای فتح کل آسیا استفاده خواهد کرد" The Battle of China جنگ به آمریکا می آید(1945، 64 دقیقه و 20 ثانیه) نشان میدهد که چگونه مسیر تحولات تجاوزات محور متحدین به سمت مردم انزوا طلب آمریکا پیش خواهد رفت. چکیده کاپرا:" سرو کارمان چیست؟ چه کنیم؟ چرا؟ کجا؟ بر سر چه؟ و چگونه ایالات متحده آمریکا قدیمی ترین جمهوری دمکراتیک میتواند زیر قانون اساسی اصلی خود باقی بماند. اما قلب فیلم از عمق و با همه احساساتی که آمریکایی ها در واکنش به اوضاع وخامت بار در اروپا و آسیا پر میشود. چگونه احساسات ما به آرامی از بی تفاوتی به تعهد کامل  تغییر خواهد کرد، همانگونه که از دست رفتن آزادی در هر جای دیگر دنیا آزادی ما در آمریکا را به خطر می اندازد". این قسمت آخر از سری چرا میجنگیم همچنان یکی از پر جلوه ترین فیلم های تاریخی ساخته شده در آمریکاست. War Comes to America
       
        
       
       
       
      انتخاب فیلم به عنوان واسطی برای ارائه اطلاعات جنگ
      بعد از جنگ دوم روش های بدست آوردن پشتیبانی از نیروها و مردم احتیاج به تغییر داشت. انجام سخرانی برای جذب سرباز و افکار عمومی دیگر اثر بخش نبود. فیلم به عنوان یک واسط برای اقناع فکری سربازان و توضیح برای علت جنگیدن ضروری به نظر میرسید. همانطور که کاتلین جرمن میگوید، " این برای اولین بار بود که تلاشی با ابعاد وسیع برای نفوذ در عقاید ارتش آمریکا بوسیله فیلم صورت میگرفت".  فیلم همچنین به این دلیل انتخاب شده بود که میتوانست هم دیدگان و هم گوش ها را همزمان بکار گیرد. بر رادیو و نشریات برتری کامل داشت. کاپرا گرچه هیچ سابقه ای در ساختن مستند نداشت، اما به این دلیل انتخاب شده بود که به ایده آل های آمریکایی تعهد داشت و برخی فیلم های شاخص وی در آن زمان شهرت بسیاری پیدا کرده بودند. او برای فهم قلب و روح مخاطبان آمریکایی تلاش میکرد. زمانی که فیلم کامل شد، از آن با عنوان "لمس (اثر) کاپرا" یاد شد.
      هنگامی که مونتاژ نهایی فیلم تکمیل شد، جذابیت اثر کاپرا روشن شد، کاپرا توانسته بود با تکیه بر توانایی ویراست فیلم(ادیت) یک فیلم موفق در ابعاد فیلم های هالیوودی خویش بسازد. فکر کاپرا تصور میکرد اگر فیلم های پروپگاندای دشمن را مجدد مونتاژ کند و بر روی آن گفتمان خویش را قرار دهد، خواهد توانست سیرت واقعی آنان را به نمایش بگذارد. او با این کار به جنگ و دلایل آن معنی بخشید.
      از میانه چنین ادیت دقیق و حسابگرانه ای، فیلم به مقایسه و بیان تفاوت ها بین نیروهای شیطانی و ایالات متحده و ارزش های سنتی اش می پردازد. کاپرا تفاوت ها را بخوبی بزرگ کرده بود و نشان داد که بین آمریکا و دشمنانش چه خواهد گذشت و چه بر سر ارزش های آمریکایی خواهد آمد اگر "ما" به جنگ نرویم.  این یک جنگ بین متحدین و متفقین نبود، جنگی بین خیر و شر بود. برای قضاوت در مورد اتحاد غرب(متفقین) با شوروی این مجموعه اطلاعات بسیاری را حذف کرده تا شبهاتی که میتوانست "بچه مثبت" بودن جایگاه شوروی زیر سوال ببرد، نظیر اشغال بالتیک و جنگ زمستانی دیده نشود. اما پیمان عدم تجاوز مولوتوف–ریبنتروپ (استالین-هیتلر) و اشغال لهستان به دست شوروی را به نمایش میگذارد.
      سریال مستند چرا میجنگیم به بزرگترین ابزار ارائه اطلاعات در مورد متحدین به دولت آمریکا در خلال جنگ جهانی دوم بدل گشت. ژنرال سورلز مدیر روابط عمومی وزارت جنگ، به دنبال نمایش این فیلم خواهان ساختن چنین فیلم هایی در مورد نیروهای مسلح و نمایش عمومی آن شد. وی هنگامی که روزولت برای اولین بار قسمت اول فیلم(پیش درآمدی بر جنگ) فیلم را مشاهده کرد به هدف خویش رسید. روزولت مشاهده عمومی فیلم را بسیار مهم ارزیابی کرد و دستور داد که در مکان های نمایش عمومی در معرض دید مردم قرار گیرد. این امر به دلیل جنبه اقناع کنندگی بالای فیلم مخالفانی نیز داشت، لول ملت(Lowell Mellett) هماهنگ کننده رسانه ای روزولت این فیلم را خطرناک میدانست و بر نگران بود که نمایش عمومی آن میتواند باعث وحشت و حساسیت عمومی شود.دست کم 54 میلیون نفر این مجموعه را دیدند و مطالعات برای بررسی اثربخشی فیلم نیز انجام شد. بااین وجود  مطالعات نتایج مشخصی نشان نمیداد و همچنان اثربخشی فیلم مورد سوال است.
       

       
      پس از جنگ
      پیش درآمدی به جنگ و نبرد چین به دفعات به یادمان تاناکا (Tanaka Memorial) اشاره میکنند، و برای تحریک آمریکایی ها آنرا بدیلی از نبرد من(Mein Kampf) برای ژاپنی ها معرفی میکنند. اصالت این بحث برای سالها نقل محافل تاریخی قرار گرفته است و تا امروز همچنان بر روی آن بحث میشود. با این حال در سالهای 1930 و دهه40 اصالت این نقشه مقبولیت و پذیرش عمومی داشت چرا که اقدامات ژاپن به آن بسیار نزدیک بود.
      یادمان تاناکا برنامه راهبردی ای منسوب به تاناکا جیچی نخست وزیر ژاپن 1927 بود که بصورت گسترده در دوران حمله ژاپن به چین بر روی آن بحث میشد و در بسیاری از کتب به آن اشاره شده بود، ژاپنی ها این یادمان را صحیح نمیدانند و آنرا پروپگاندایی حساب شده بر علیه ژاپن می دانند، گزیده ای این یادمان تاناکا :
      برای فتح جهان باید آسیا را تسخیر کرد برای فتح آسیا باید چین را تسخیر کرد و برای فتح چین ابتدا باید مغولستان و منچوری را به تسخیر کرد وقتی موفق به فتح چین شدیم، کشورهای دریای جنوب تسلیم ما خواهند شد سپس دنیا باید بداند که کل شرق آسیا برای ماست.
       

       
      کاپرا در حال دریافت مدال از ژنرال جورج سی مارشال
       
      نگاهی به تئوری های ارتباطی در دوره جنگ دوم
       
      نظریه تزریق
      (که همچنین به عنوان نظریه کمربند انتقال یا گلوله جادویی نیز شناخته می‌شود) یک نظریه در ارتباطات است برای انتقال پیام که به صورت مستقیم از فرستنده به گیرنده متقل می‌شود. این مدل در سال ۱۹۳۰ داده شده و امروز تا حد زیادی منسوخ شده است. اما امروزه از این مدل برای تحلیل‌های داده‌های بزرگ ارتباطاتی استفاده می‌شود و به عنوان احیا کننده نظریه‌های مدرن شناخته می‌شود.
      مفهوم
      نظریه تزریقی یا گلوله جادویی نشان دهنده اثرات مستقیمی است که رسانه‌ها بر روی مخاطبان می‌گذراند. این نوع نظریه در تبلیغات نازی‌ها در دهه ۱۹۴۰ کارایی داشت. این نظریه به عنوان یک تئوری گرافیکی فرض می‌شود که پیام رسانه‌ها را نیک گلوله شلیک شده از تفنگ رسانه می‌داند که به بیننده برخورد می‌کند. این نشان دهنده این است که پیام رسانه‌ها مستقیم به مخاطب تزریق می‌شود و مخاطبان کاملاً منفعل هستند که نمی‌توانند از تأثیر رسانه‌ها فرار کنند.
      عمده پروپگاندای جنگ جهانی دوم در دوره قدرت رسانه های یک طرفه مثل رادیو، سینما را میتوان مبتنی بر تئوری تزریق دانست، اخبار همانند گلوله ای که شلیک شود، اذهان را در مینوردد،  هر آنچه به او (مخاطب) بگوییم میپذیرد. در آن زمان مخاطب در برابر اخبار یک سویه دولتی به دلایلی چون نداشتن اطلاعات دست اول، عدم دسترسی به منابع دیگر(منابع دیگر تنها رادیو های دشمن بودند) و سطح سواد رسانه ای بسیار پایین، منفعل به نظر میرسیدند، این نظریه بعدها توسط تئوری جریان دو مرحله ای ارتباطات به چالش کشیده میشود.
       
      جریان دومرحله‌ای
      از سال ۱۹۳۸ تحقیقاتی ارتباطی جهش میکند، جنگ دوم معروفترین حادثه‌ای است که نظریه گلوله جادویی معرفی کرد. اما در همین ایام پل لازارسفلد به تحقیقاتی که دربارهٔ انتخابات مردم آمریکا انجام داداین نظریه را رد میکند. لازارسفلد و همکارانش با تحقیقاتی که در انتخابات سال ۱۹۴۰ که میان فرانکلین و روزولت برگزار شد انجام دادند، مشخص کردند که رسانه‌ها تأثیر آنچنانی و گلوله‌ای روی مردم ندارند. طی تحقیقات این نتیجه حاصل شد که پیام‌ها به صورت دومرحله‌ای روی مخاطبان تأثیر می‌گذارد، لازارسفلد فهمید که اکثریت مردم از روی فاکتور اقناعی چون "ترس" در کمپین روزولت باقی نماندند، در عوض رسانه‌های فردی (ارتباطات میان فردی) تاثیرگذاری بیشتری بر روی مخاطبان داشته است. جریان دومرحله‌ای ارتباطات فرض می‌کند که ایده رسانه‌های جمعی به رهبران افکار می‌رسد و سپس این رهبران آن را به مردم منتقل می‌کنند. آنها معتقدند که پیام رسانه‌ها از این طریق به مردم انتقال داده می‌شود. رهبران افکار، انسان‌هایی با فهم هستند که محتوای رسان‌ها در دسترس آنها قرار دارد و آنها پس از تجزیه و تحلیل این پیام‌ها، آن را در اختیار مخاطبان قرار می‌دهد؛ بنابراین جریان دو مرحله‌ای ارتباطات نشان میدهد که رسانه‌ها به صورت مستقیم تأثیر ندارند بلکه از طریق اتصال میان فردی تأثیر می‌گذارند.
      نمود هایی از این جریان دو مرحله ای ارتباط، بعدها در تلویزیون با بکارگیری کارشناس تلویزیونی، افراد متخصص و شخصیت های معروف در تلویزیون برای القای موضوعات و مسائل به مخاطبان بهره گیری های بسیار شد و تا کنون همچنان ادامه دارد.
       
      احتمالا ادامه دارد.
      منابع:
      https://en.wikipedia.org/wiki/Hypodermic_needle_model
      https://en.wikipedia.org/wiki/Why_We_Fight
       
      با تشکر از @remo برای انتقال فیلم ها به آپارات:
       
       
       
       


         
       

         

         

       
      ...
       
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.