alala

و ناگهان ، چقدر زود ... دیر شد ، نگاهی به رویداد انفجار پایگاه موشکی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

مديران محترم ميشه بگيد كه چرا پست من ويرايش شده و يه بخشاي كوچيكش رو حذف كردين؟
لااقل عبارت (( منبع معتبر )) رو از خط دوم هم حذف ميكردين
هركي بخونه ميفهمه خط اول هم جمله اي از اون منبع معتبري بوده كه توي خط دوم ازش صحبت شده

در كل فكر نميكنم چيز بدي نوشته باشم كه بخواد ويرايش بشه
ياحق

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
سلام
دو تا دوستان قدیمی من تو این واقعه شهید شدن و یکی شون جانباز شده.خدا به همه شهدای اسلام مخصوصا شهدای این واقعه علو درجات رو اعطا کنه ان شاالله

http://www.nooreaseman.com/members/3509-albums243-picture1579.jpg


من موقع انفجار تو اشتهارد بودم و هیچ صدایی رو نشنیدم.خالم و داییم هم تو مارلیک هیچ صدایی احساس نکردن ولی برادرم تو کرج به شدت صدا احساس کرده بود.من مونده بودم این دیگه چه جوری ممکنه!!!

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]به ناگاه ایشان از سفر خویش به روسيه به اتفاق هياتي برای خرید يكي از سيستم هاي موشكي دقيق روسي كه سامانه اي با برد ۳۰۰ كيلومتر و ضريب اطمينان بالا بود؛ سخن گفت. اين موشك مي توانست با كمترين اختلاف و انحرافي به هدف خود برخورد كند و اين فناوري تنها در انحصار روسيه قرار داشت.
[/quote]

http://en.wikipedia.org/wiki/9K720_Iskander

احتمالا سیستم Iskander-E بوده..

انشاالله که خودمون بهترش رو داریم و خواهیم ساخت.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]ممنون از توضيحات شما؛ ولی به عقيده من كار زشت و نادرست در هيچ زمان و موقعيتي توجيه شدني نيست. البته ممكن است آنچه شما درباره وزارت اطلاعات فرموديد تا حدود زيادي درست باشد ولي متاسفانه درباره زير مجموعه های سپاه به هيچ عنوان درست نبوده و به صورت ذاتی موجب عدم تمرکز بر وظايف اصلی اين نهاد خواهد شد (مشکل اصلی). [/quote]
شاید نیاز باشه بنده عرایضم رو با مثالی همراه کنم.
قدیما، که روابط بین اعضای خانواده یه چیز دیگه بود ، پدر در راس هرم قرار داشت و نظر و تصمیماتش بدون چون و چرا اجرا میشد. بر اساس تفکر و دانش پدر ،اون تصمیم بهترین تصمیم بود و اگر هم نتیجه اشتباه بود هیچکس ایشون رو مورد نقد قرار نمیداد.( یادش بخیر که باباها بزرگترین و مهمترین آدم ،دنیای بچه ها بود.... )
در زمان پدر من و شما زمین متری 100 تا تک تومن بود ،حالا نمیتونی مواخذش کنی که چرا 5 هکتار زمین نخریده ،چون تو اون زمان توانش رو نداشت، یا فکر اقتصادی نداشته .
مقوله هایی که سپاه پاسداران وارد اون شد و کار اقتصادی بود ارتباطی با افزایش تجربه و توان برای بکار گیری در بخش نظامی داشت که همگی به نوعی بی ارتباط نبود.
اما اگر منظور حضرتعالی از کار اقتصادی ،چیز دیگه ای هست که هیچوقت ثابت نشد، بنده حقیر رو عفو نمائید.
[quote]شايد من منظورم را با واژه نادرست "تصفيه" بيان نمودم. منظور من تصفيه خونين و از اين دست نبود؛ بلکه تعريف مجددی از اولويتها برای اين وزارتخانه و گماردن افرادی با تواناييهايی متناسب با اين اولويتها در مناصب مربوطه است. در مورد منابع هم، منظور حضرتعالی را متوجه نشدم ولی در اين که به جز بازمانده های گروهک تروريستی منافقين، عملاً چيزی به نام اپوزيسيون ايرانی برای کشورمان وجود ندارد کوچکترين شکی برای خود متصور نيستم. از اين رو، در شرايط خطير کنونی به هيچ عنوان صرف هزينه مادی و انسانی برای مقابله با اپوزیسيون وجود نداشته را به عنوان يک اولويت برای نهادهای اطلاعاتی اصلی کشور درست نمی دانم (نظر شخصی). [/quote]
دقت کنید که بنده منکر این نیستم که هر مجموعه ای بسته نخواهد ماند و جبر گذر زمان تاثیرات خودش رو خواهد گذاشت.
چند دقیقه پیش بود که داشتم با عزیزی در همین سایت صحبت میکردم که گذشت 30 سال از تشکیل هر سازمان و نهاد به معنی ریزش و کناره گیری و باز نشسته شدن نسل اول خدمت کنندگان خواهد بود.
هیچکس منکر نیست که کم کم سپاه پاسداران در حال جوانگرائی است اما نیروهای ارزشی و متعهد همچنان در سیستم حضور دارن و شاید از بخشهای اجرائی به بخشهای نظارتی تغییر ماموریت میدن. فراموش نکنیم که این نهاد زخمهای بسیاری از جنگ بر تن خودش داشته و ما مجبور هستیم که یکی یکی عزیزان متعهد متخصص رو تا آرامگاه ابدی همراهی کنیم.
عذر میخوام که حرفام طولانی شد اما اساس کارکردن در همچین نهاد نظامی در وهله اول [color=red]متعهد[/color] بودن و در وهله دوم [color=red]متخصص[/color] بودن هست.
متخصص متعهد جائی در سپاه پاسداران نخواهد داشت که البته این امر شامل استثنائات هم هست.
[quote]
گفتن و نگفتنش رو من نميدونم كه درسته يا نه! در صلاحيت تشخيص افراد ديگري است.

اما مطلب بالا رو به نوبه خودم كاملا تاييد ميكنم[/quote]
مساله سوخت جدید برای صنایع موشکی چیز جدیدی نیست و همواره تلاش میشد که به این فناوری دست پیدا کنیم.
این مساله زمانی شدت گرفت که امریکا و رژیم منحوس و انگل صفتش ادعای دیوار دفاعی جدیدی در برابر تیرهای بلای ایرانیان تدارک دیدن.
خدا رو سپاس میگم که علیرغم ضایعه دردناک فقدان این دلیر مردان ،صنایع خودکفائی موفق به ساخت سوختهای جدیدی شده که سرعت و شتاب بیشتر و حجم کمتر رو برای موشکهای ما به ارمغان آورده است.
به شکلی که سد دفاعی صهیونیستها بواسطه افزایش سرعت و شتاب ، توان مقابله و ره گیری و انهدام موشکهای ما رو نخواهند داشت.
به امید روزیکه این تیرهای بلا ،بر جان و مال دشمنان ما فرود آید. انشاالله
( معذرت میخوام از طولانی شدن صحبتهام) icon_razz

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
مقام معظم رهبری تنها در مراسم تشییع پیکر سه شهید شرکت داشته اند.
شهید آوینی، شهید صیاد شیرازی و شهید حسن مقدم ، این دانشمند و جهادگر بی ادعا.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]مقام معظم رهبری تنها در مراسم تشییع پیکر سه شهید شرکت داشته اند. [/quote]

چقدر مطمئن !

شهید ستاری :

http://media.farsnews.com/Media/8710/ImageNews/871014/8_871014_L600.jpg

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

مقام معظم رهبری تنها در مراسم تشییع پیکر سه شهید شرکت داشته اند.



چقدر مطمئن !

شهید ستاری :

http://media.farsnews.com/Media/8710/ImageNews/871014/8_871014_L600.jpg

و البته شهید حاج احمد کاظمی .

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
سلام منم این ضایعه رو تصلیت عرض میکنم .
در اون پادگان داشتن روی موشک زد ناو جدید کار تست یا .. میکردن موشکی که توانایی زدن ناو در حال حرکت رو داشته باشه این همون چیزی بود که به معجزه معروف شده بود . موشک بالستیک با توانایی زدن اهداف متحرک دریایی

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900901000910

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[b] شهید مقدم پایه‌گذار تکنولوژی انهدام ناوهای متحرک با موشک بالستیک بود[/b]

به گزارش خبرنگار پارلمانی خبرگزاری فارس سردار حسین سلامی جانشین فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ظهر امروز سه‌شنبه در مراسم گرامیداشت شهدای جهاد خودکفایی سپاه (شهدای غدیر) در مجلس شورای اسلامی طی سخنانی گفت: این شهادت‌ها در نگاه اول سند نوین دیگری بر جاودانگی و عظمت ملت ایران است. چرا که شهادت از سرشت و جاودانگی همیشگی خبر می‌دهد.

وی افزود: هر ملتی که در او مردانی وجود دارند که خطرات بزرگی را شکافته و جان خود را در معرض فداکاری قرار می‌دهند، این ملت همواره مقتدر خواهند ماند.

جانشین فرمانده سپاه پاسداران تصریح کرد: روح بلند این شهدا در کنار قافله‌های دیگری از ملت که زنده و جاودانه در متن جامعه حرکت کرده‌اند، حرکت کرده و نشان داد حیات در ایران جاری است.

سلامی اضافه کرد: ‌امروز ما با نام جدیدی در عرصه بازدارندگی و یک ستاره دیگری در عرصه دفاع و خورشید دیگری از یک نسل فداکار آشنا شدیم؛ سردار تهرانی مقدم برای ملت ایران نامی جدید است.

وی خاطرنشان کرد: در طول 30 سال گذشته که ما به خوبی شخصیت ممتاز سردار شهید تهرانی‌مقدم را می‌شناختیم او یک اسطوره تاریخ ساز و مردی کم‌نظیر و سرشار از درخشندگی و خورشیدی بی‌غروب در عرصه جهاد و دفاع بود.

"نقش شهید تهرانی‌مقدم در آفرینش یک اقتدار حقیقی و هویت بخشی در قدرت بازدارندگی کشور در عرصه توپخانه و موشکی ماندگار و ارزشمند و البته در خور تشویق است".

جانشین فرمانده سپاه با بیان اینکه شهید تهرانی مقدم محور اصلی و بنیانگذار موشکی سپاه بود، تاکید کرد: شهید تهرانی مقدم ذهنی خلاق و نوآور داشت؛ کسی که همواره در مرز ناممکن‌ها حرکت می‌کرد و هدف‌های بزرگ را دنبال می‌کرد و همه چیز برای او دست‌ یافتنی بود.

سلامی اضافه کرد: من مدت‌ها همکار او بودم، آنقدر اعتماد به نفس داشت که زمان برای تحقق رویاهایش کوچک بود.

وی با ذکر یک مثال از آنچه در ذهن شهید تهرانی مقدم می‌گذشت و پیگیر آن پروژه بود، گفت: در اندیشه شهید تهرانی مقدم این بود که چگونه می‌توان ناوهای متحرک دشمن را در دریا با موشک‌های بالستیک شکار کرد که این موشک‌ها در برابر ورود به جو زمین چند برابر سرعت صوت، سرعت دارند؛ این ایده فراتر از زمان طبیعی ما می‌نمود.

جانشین فرمانده سپاه گفت: چگونه می‌توان یک شناور را با یک موشک بالستیک شکار کرد؛ من مطمئن هستم که این ایده در ذهنیت پیشرفته‌ترین قدرت‌ها هم رسوخ نکرده است.

سلامی خاطرنشان کرد: شهید تهرانی مقدم پس از چند سال کار و تلاش با دانشمندانی از جنس خودش، مردانی که جز ایمان و توکل بر خدا چیزی دیگری نداشتند و پس از چندین بار آزمون ناموفقی که طی کرد، چهره‌اش در ناکامی‌ها دیدنی بود؛ وقتی موشک به زمین اصابت می‌کرد انگار فورانی از امید در دل او زبانه می‌کشید و وقتی بچه‌ها دلسرد می‌شدند او آنچنان در روح آنها ورود می‌کرد که روحیه آنها تازه می‌شد.

وی افزود: شهید تهرانی مقدم آنقدر تلاش کرد که یک روز این موشک در یک آزمایش عجیب هدف مورد نظر خود را با دقت صد در صدی مورد اصابت قرار داد. البته وقتی روی پرنده‌های بدون سرنشین هم کار می‌کرد، توانست در جلوترین تکنولوژی پرنده‌ای را بسازد که این پرنده رادار گریز و کشف نشدنی بود.

جانشین فرمانده سپاه تصریح کرد: پرنده‌ای که آنها ساختند با صدها کیلومتر می‌تواند پرواز کند و دقیق‌ترین تصاویر را به مرکز کنترل خود بفرستد؛ شخصیت شهید تهرانی مقدم شخصیتی است که در شخصیت صدها دانشمند جوان تجلی کرده و امروز هیچ یک از پروژه‌های متکی به "حسن" نیست بلکه متکی به روح حسن‌ها است.

سلامی با بیان اینکه تواضع شهید تهرانی مقدم و اعتماد به نفس او در پیروزی‌ها بسیار دیدنی بود، اظهار داشت: وقتی پروژه‌ها به ثمر می‌نشست، شهید تهرانی مقدم را غرور نمی‌گرفت و او اولین کارش پس از موفقیت این پروژه دو رکعت نماز شکر بود.

" نقش تاریخ‌ساز شهید تهرانی مقدم در توسعه توان دفاعی بسیار زیاد است و این نقش باعث شد که نوین‌ترین لوازم دفاعی در اختیار کشور قرار گیرد".

وی ادامه داد: اگر چه او انسان ممتازی در عرصه اقتدار بخشی کشور بود اما علمی که برافراشت هزاران بار توسعه یافته است.

جانشین فرمانده سپاه همچنین گفت: پیامی که دشمنان گرفته‌اند این است که در ایران هیچ چیز متوقف نمی‌شود و ما هرگز در دستاوردهای گذشته نمی‌مانیم و هر روز دستاوردی داریم اما منتشر نمی‌کنیم ولی با این حال این جا قدرت در حال فوران است.

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900901000910

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]سلام منم این ضایعه رو تصلیت عرض میکنم .
در اون پادگان داشتن روی موشک زد ناو جدید کار تست یا .. میکردن موشکی که توانایی زدن ناو در حال حرکت رو داشته باشه این همون چیزی بود که به معجزه معروف شده بود . موشک بالستیک با توانایی زدن اهداف متحرک دریایی[/quote]
کلوت جان خلیج فارس هم میشه گفت همین قابلیت رو داره چون عموما ناوها بیش از 20 تا 30متر بر ثانیه سرعت ندارن اون مقاله هم به گذشته اشاره داره
------------------------------------------------------
متنی که سورنا جان گذاشته نکات جالبی داره :|مثلا
[quote][color=red]البته وقتی روی پرنده‌های بدون سرنشین هم کار می‌کرد، توانست در جلوترین تکنولوژی پرنده‌ای را بسازد که این پرنده رادار گریز و کشف نشدنی بود.
جانشین فرمانده سپاه تصریح کرد: پرنده‌ای که آنها ساختند با صدها کیلومتر می‌تواند پرواز کند و دقیق‌ترین تصاویر را به مرکز کنترل خود بفرستد[/color][/quote]
راستی جواب ما رو کسی نداد icon_biggrin
[quote][quote]او که آمد، هنوز خم‌پاره را سر و ته در قبضه می‌انداختیم. او که می‌رفت، غرب امریکا در تیررس ما بود …[/quote]
نصیرجان دستت درد نکنه ولی این قسمت با بقیه قسمت های کمی متفاوت میشه درصد تایید این حرف ها رو بگین icon_razz
--------------------------------------------------------------------
برای روشن شدن بهتر موضوع باید بگم که اگر سانفرانسیسکو رو غربی ترین نقطه آمریکا در نظر بگیریم از شرق به غرب حدود8500 مایل(حدود13000کیلومتر) واز غرب به شرق کره زمین حدود13000مایل(حدود18000کیلومتر)است(نزدیک ترین حالت با تقریب در نظر گرفتم البته چون ایالات متحده با ایران هم مدار هست کروی بودن زمین و همین طور به دلیل سرعت زیاد موشک سرعت گردش زمین تاثیر زیادی نمی گذارند دور و بر 100تا200کیلومتر بالا پایین!!) البته وقتی کشوری به بردهای بالا با دقت دست پیدا کنه برد های بیشتر اونقدر سخت نیست ولی مشکل درصد خطای بالای موشک هست که جز با کلاهک های نامتعارف قابل حل نیست :lol:
البته اگه از ونزوئلا یا جای دیگه درنظر بگیرم تقریبا تمام آمریکا تو برد سجیل وبخشی تو برد قدر قرار می گیرند،دوستان نظرشون چیه :lol:[/quote]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
خداوند روح اين سردار بزرگ را غريق رحمت كند <واقعا نبود اين بزرگواران بسيار غمناك است

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[b]جانشین فرمانده كل سپاه : هر روز یك دستاورد نظامی جدید داریم [/b] [b]: شهید تهرانی مقدم محور فعالیت های موشكی بالستیك سپاه بود اما اینگونه نیست كه با شهادت ایشان فعالیت های ما متوقف شود چرا كه این فعالیت ها متكی به شخص ایشان نبود .[/b]

تهران – جانشین فرمانده كل سپاه با اشاره به دستاوردهای این نهاد تاكید كرد : هر روز یك دستاورد نظامی جدید داریم اما اعلام كردن آنها را به صلاح نمی دانیم .

به گزارش خبرنگار پارلمانی ایرنا ، سردار سرتیپ پاسدار 'حسین سلامی' روز یكشنبه در جلسه بزرگداشت شهدای غدیر كه در تالار آفتاب مجلس شورای اسلامی برگزار شده بود با بیان این مطلب گفت : سپاه هر گز در گذشته نخواهد ماند و روز به روز جلوتر می رود و این پیام را حتی دشمنان ما هم درك كرده و فهمیده اند.

وی افزود : قدرت ما روز به روز در حال تولید و زایش است و هرگز در گذشته متوقف نمی شویم .

جانشین فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اشاره به برخی خصوصیات شهید 'حسن تهرانی مقدم' فرمانده جهاد خود كفایی سپاه پاسداران و یكی از شهدای حادثه انفجار زاغه مهمات در پادگان بیدگنه –شهدای غدیر- تصریح كرد : شهید تهرانی مقدم محور فعالیت های موشكی بالستیك سپاه بود اما اینگونه نیست كه با شهادت ایشان فعالیت های ما متوقف شود چرا كه این فعالیت ها متكی به شخص ایشان نبود .

سلامی گفت : تهرانی مقدم های فراوانی در كنار این شهید والا مقام تكثیر یافته و امروز آنها ادامه دهنده راه ایشان هستند.

این مقام ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با بیان اینكه شهید تهرانی مقدم اهداف بزرگ و آرمانی را دنبال می كرد ادامه داد: این اهداف و آرمان ها چنان بزرگ بود كه به نظر ناممكن بود اما شهید تهرانی مقدم آنقدر اعتماد به نفس داشت و در راه خود مصمم بود كه زمان برای تحقق آرزوهایش كوچك بود.

وی یكی از كارهای مهم شهید تهرانی مقدم را دنبال كردن پروژه انهدام ناوهای متحرك دشمن با موشك های بالستیك عنوان كرد و گفت : این ایده شبیه به یك رویای دست نیافتنی بود و چند بار هم با شكست مواجه شد .

سلامی با بیان اینكه با اعتماد به نفس مثال زدنی شهید تهرانی مقدم و تلاش های شبانه روزی او به همراه همكارانش بالاخره این رویا به واقعیت تبدیل شد ، افزود:روزی كه از طریق تلویزیون موفقیت این ایده را رصد می كردیم دیدیم كه 100درصد موفق شد در حالی كه در دنیا این گونه عملیات ها صدها متر از نقطه هدف انحراف دارند.

جانشین فرمانده كل سپاه پرنده های بی سرنشین رادار گریز را از دیگر موفقیت های شهید تهرانی مقدم برشمرد و ادامه داد:هم اكنون این پرنده ها صدها كیلومتر را طی می كنند و همزمان صدها تصویر به مركز می فرستند .

سلامی تاكید كرد : شخصیت شهید تهرانی مقدم هم اكنون در صدها یا هزاران دانشمند تجلی پیدا كرده است .

وی یادآور شد : شهید تهرانی مقدم با آن تواضع مثال زدنی اش در قلب ها نفوذ می كرد و آنها را به تصرف خود درآورده بود .

http://www.irna.ir/News/30676361/هر-روز-یك-دستاورد-نظامی-جدید-داریم/سياسي/

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]کلوت جان خلیج فارس هم میشه گفت همین قابلیت رو داره چون عموما ن[b]اوها بیش از 40 تا 30متر بر ثانیه [/b]سرعت ندارن اون مقاله هم به گذشته اشاره داره [/quote]
3 متر منظورتون است دیگه؟ موشک که نیست برادر icon_razz

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
ساعتی قبل صورت گرفت؛

[size=18]حضور رهبر معظم انقلاب در منزل شهید تهرانی مقدم[/size]
خبرگزاری فارس: مقام معظم رهبری و فرمانده کل قوا، ساعتی قبل با خانواده سردار سرلشکر شهید حسن تهرانی مقدم دیدار کردند.

به گزارش خبرگزاری فارس، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی، ساعتی قبل با حضور در منزل سردار سرلشکر شهید حسن تهرانی مقدم با خانواده ارجمند آن شهید بزرگوار دیدار و گفت‌و‌گو کردند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این دیدار ضمن دلجویی از خانواده شهید والامقام سردار سرلشکر حسن تهرانی مقدم، به کرامات و فضائل اخلاقی این شهید دانشمند اشاره کردند.

در ادامه این دیدار از سوی مقام معظم رهبری یک جلد قرآن کریم به خانواده شهید تهرانی مقدم اهدا شد.

سرلشکر شهید حسن تهرانی مقدم و جمعی از اعضای سازمان جهاد خودکفایی سپاه، ظهر شنبه بیست و یکم آبان ماه سال جاری در حادثه‌ای در یکی از مراکز پشتیبانی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به درجه رفیع شهادت نائل شدند.

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900901001707

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط worior
      بسمه تعالی
       
       
      عین الاسد، پایگاهی که باید انهدام کامل را تجربه میکرد.
       

       
       
      مقدمه
      آنچه پیوسته در اخبار و تحلیل های غربی پیرامون ایران میخوانیم، بدون غلو کردن، این است که ایران در منطقه پروکسی هایی دارد که از دید آنها هم تروریست و آدم کش هایی خون آشامند، که به صغیر و کبیر، نظامی و غیر نظامی رحم نمیکنند، گویی که این تروریست ها مدتی در فضا زندگی میکرده اند و ایران این بیگانگان فضایی را برای مقابله با ایالات متحده که در همسایگی خودش قرار دارد به کره زمین آورده  و حق حاکمیت این کشور در همسایگی خویش در ایالت های عراق و افغانستان و ولات عربی خلیج فارس را نقض نموده است. بنابراین لازم است تا با اقدامات بی ثبات کننده رژیمی که خود نیز بر ایالت ایران به غضب و با خشونت و تروریسم حاکم شده و البته با همین پروکسی های تروریست اش بشدت مقابله نمود، آنهم با هر ابزاری، اقتصادی، نظامی، فرهنگی، سیاسی و ... گذشته از این دلایل بسیار محکم برای مقابله با ایران و شیعیان!، آمریکا دلایل اقتصادی محکمتری برای حفاظت از ایالت عراق دارد و آنهم نفت است که به حساب بنده با صادرات حدودا سالانه 80 میلیارد دلار نفت توسط عراق، این کشور اگر تمام فروش نفت خود را به ایالات متحده واگذار کند، میتواند هزینه 7 هزار میلیارد دلاری که آمریکا برای حفظ امنیت مردمش در عراق کرده جبران کند، البته پس از 90 سال.
      با این کمدی سیاه در مقدمه، سری به واقعیت های نظامی روی زمین بزنیم، موقعیت جئو استراتژیک عین الاسد. پایگاهی در مرکز عراق، 160 کیلومتری غرب بغداد در استان الانبار و در فاصله 300 کیلومتری از مرز ایران، با عنوان اصلی عربی القاعده الجوی القادسیه. یکی از 5 ابر پایگاه هوایی عراق در زمان صدام که در سال 1975 و با درس گرفتن از نبردهای اسراییل و اعراب بدست پیمانکاران یوگوسلاویایی با هزینه 280 میلیون دلار آمریکا ساخته شد. از خصوصیات این پایگاه مجهز بودن آن به شلتر های نگهدارنده هواپیما در برابر بمباران هوایی و پیشرفته ترین هواپیمای وقت یعنی میگ های 25 ساخت شوروی بود.
      در جنگ 2003 آمریکا بر علیه عراق، این پایگاه توسط نیروهای استرالیایی ائتلاف اشغال شد، و تا 2011 تبدیل به بزرگترین پایگاه نظامی نیروهای ائتلاف آمریکایی در غرب بغداد گشت. علت این امر نزدیکی به بغداد، قرارگیری در پشت رودخانه فرات، نزدیکی به مرز سوریه و همچنین وجود امکانات فراوان رفاهی در آن یاد شده است، در کنار نظامیان آمریکایی این پایگاه محلی برای نشست و برخاست ایرفورس وان، یا همان هواپیمایی اختصاصی دولت فدرال آمریکا که برای جابجایی ریاست جمهوری استفاده میشود بوده است. این پایگاه پذیرای روئسای جمهور و وزرای آمریکایی، جرج بوش، اوباما، ترامپ، جان بولتون، رابرت گیتس، کاندولیزا رایس، پیتر پیس، و از همه اینها مهمتر چاک نوریس وملانیا ترامپ بجای فرودگاه بین المللی بغداد بوده است. ترامپ در پرواز مخفیانه خود به این فرودگاه از ناراحتی رفیق قلدرش بولتون بخاطر خاموش کردن همه چراغ هوای هواپیما و بستن همه پنجره ها شکوه نموده.
      در زمان جنگ عراق این پایگاه محل استقرار نیروی اعزامی تکاوران دریایی دوم آمریکا به همراه چند اسکادران هوایی بود و تا سال سپتامبر  2011  که آخرین نیروهای بجا مانده از آن تخلیه شدند، عملا در آن سال بسته شد. تا اینکه مجدد در سال 2014 و شکل گیری ائتلاف آمریکایی مقابله با داعش، فعالیت این پایگاه با استقرار تکاوران دریایی آمریکا به همراه جنگنده های اف 18 مجددا آغاز شد و تاکنون ادامه دارد.
       
      چرایی اهمیت این پایگاه از نظر نظامی
      اهمیت اصلی این پایگاه که از لحاظ جئو استراتژی نظامی کمتر به آن پرداخته شده است، قرار گیری آن در مرکز یک حمله احتمالی از سوی رژیم صهیونیستی به سمت ایران است، آنقدر نزدیک به مرکز که اگر خطی راستی از تهران تا تلاویو بکشیم از روی این پایگاه عبور خواهد کرد:
       

       
      در همه نقشه ها و تحلیل های مختلفی در سراسر نت از تحلیل گران و اندیشکده مختلف مطالعات نظامی و راهبردی بدست آوردم، همین خط که کوتاه ترین مسیر ممکن است به عنوان کریدور اصلی پرواز جنگنده های صهیونیستی به سمت ایران و بالعکس مسیر پاسخ احتمالی از سوی ایران بدان اشاره شده است.
      حمله ای که در بسیاری از سناریوها موفقیت آمیز بودن آن به حضور تعداد وسیعی از هواگردهای رادار گریز، بمب افکن های بزرگ همراه با بمب های سنگرشکن و یا حملات با استفاده از موشک های بالستیک با سرهای جنگی هسته ای کم توان براورد شده است. ایالات متحده خود نیز در تهمید برای حمله احتمالی به تاسیسات هسته ایران، اشکال مختلفی از تسلیحات سنگر شکن مانند بمب 2.5تنی GBU-28  و بمب سنگین 13 تنی MOAB برای نفوذ به عمق 40 متری و بونکر های زیر زمینی طراحی کرده است، رها سازی چنین بمب های بسیار سنگینی مستلزم حضور بمب افکن در نزدیکی اهداف زمینی بصورت پنهانکار یا در نهایت اسکورت و پشتیبانی هوایی با تعداد بسیاری از جنگنده های مختلف به منظور ایجاد امنیت هوایی برای مهاجمین و انهدام همزمان شبکه های پدافندی ایران است. این حمله با این وسعت برای سرزمین های اشغالی که در فاصله 1300 کیلومتری در خط مستقیم از مرزهای ایران قراردارند (دست کم نزدیک به 3 تا 5 هزار کیلومتر عملیات پروازی یک هواگرد) حجم عظیمی از عملیات هوایی، شناسایی، سوخترسانی، پشتیبانی و همچنین امداد و نجات خلبانان در دوردست احتیاج دارد و بدین منظور زیرساخت های بسیاری در اطراف ایران برای پوشش چنین حمله ای نیاز است تا در صورت بروز نقص فنی، اقدام تقابلی پدافند و نیروی هوایی ایران در تعقیب و ضربه متقابل، تمهیدات لازم را پیش بینی کرده باشد.
       

       
      در یک اقدام هوایی برای طرح ریزی عملیات، مسافت نخستین فاکتوری است که به آن توجه میشود، مسافت و مسیر پرواز تعیین کننده میزان و چگونگی مدیریت مصرف سوخت و سوخترسانی، مقدار مهمات قابل حمل و میزان سنگینی وزن جت ها، پیچیدگی عملیات جمینگ و طرح و نقشه های مختلف برای مسیرهای هوایی ست. بدیهی است که یک حمله موفق بهتر است با کمترین میزان سوخت برای هر هواپیما و حجم مهمات زیاد، با تعداد کمتری از هواپیما تعداد کمتری از پرواز و مسیری کوتاه تر انجام شود. پرواز دسته های بزرگ، امکان غافلگیری را از بین میبرد، احتمال موفقیت پدافند حریف و تلفات هواگرد های مهاجم را بیشتر میکند، از طرفی مسافت های طولانی به مقدار سوخت بسیار بیشتری نیامندند که سبب میشود تا چند مرحله سوختگیری هوایی و در هر مرحله افزایش ریسک اتفاق افتد. مسیر طولانی و سوخت زیاد باعث قابلیت کمتری در حجم و تعداد بمب ها نسبت به هر جنگنده و یا بمب افکن می شود و احتمال موفقیت حمله را کمتر کرده و تعداد پروازهای لازم را بیشتر میکند. اگر به تجربه های نیروی هوایی بنگریم، نزدیک ترین تجربه در دسترس عملیات غرور آفرین حمله به اچ 3 توسط نیروی هوایی ایران در یک پرواز 3500 کیلومتری ست. گفتنی ست رادارهای پدافند عراق به مدت 67 دقیقه جنگنده های ایران را در کنسول های خود مشاهده کرده اند، اگر عراقی ها و ترکها جنگنده های ایران را بجای یکدیگر اشتباه نگرفته بودند، هر لحظه نیروی هوایی عراق یا ترکیه میتوانست جلوی ادامه حمله و یا بازگشت جنگنده ها به مبدا خود را بگیرد و تلفات سنگینی به نیروی هوایی کشورمان نیز وارد کند. فرماندهان وقت نیروی هوایی ایران بدلیل طولانی بودن مسیر پرواز، پایگاه هوایی پالمیرا در سوریه را به عنوان موقعیت اضطراری برای فرار جنگنده ها در صورت وقوع اقدام متقابل عراق در بستن مسیر بازگشت و یا بروز نقص فنی تدارک دیده بودند. سوخترسان های ایرانی از فرودگاه دمشق برخاستند تا در ارتفاع 100 متری از سطح زمین که مشابه ارتفاع پروازی یک موشک کروز است دوبار در رفت و برگشت در فاصله مرزهای هوایی عراق و سوریه به فانتوم های ایرانی سوخترسانی کنند، چنین عملیات پیچیده و بی نظیری که در دنیا تکرار نشده است،  با استفاده از 4 مرتبه سوخترسانی، 2 مرتبه در دور دست و خاک دشمن، دو مرتبه در آسمان ایران (ارومیه) به همراه عملیات الکترونیک و فریب هوایی وسیع برای گول زدن پدافند و نیروی هوایی عراق و ترکیه انجام شد.
       
      نقشه عملیات هوایی H3
       

       
       
      مشابه همین تمهیدات نیز برای هر حمله هوایی، نیاز است، گرچه جنگنده های امروزی نسبت به دهه 60 از بهره وری و قابلیت حمل سوخت بسیار بهتری بهره مند هستند، منجمله جنگنده های رژیم صهیونیستی، افزون بر آن امکانات پنهانکاری و تقابل الکترونیک پیشرفته تری را در اختیار دارند، و چنین مزایایی باعث میشود تا بتوانند از مسیر های کوتاه تر و مستقیم تر طرح عملیات را پیاده سازی کنند. اما همچنان تمهیدات برون مرزی نظیر پایگاه های هوایی و موقعیت های سوختگیری هوایی و شناسایی هوابرد در نزدیکی مرزهای ایران برای صهیونیست ها در صورت طراحی یک حمله به تاسیسات هسته ای ایران الزامی است و هیچ عملیاتی بدون پیش بینی چنین امکاناتی اجرایی نخواهد بود.
      اما چرا از دید من عین الاسد، در چنین حمله ای نقش بسیار وسیعی میتواند داشته باشد، موارد بسیاری را میتوان برشمرد، نخست، پشتیبانی هوایی، نظیر همان نقشی که پایگاه هوایی پالمیرا و فرودگاه دمشق در فراهم آوردن امکان نشست و برخاست اضطراری برای ایران در حمله به اچ3 فراهم آورد، دوم بستن دست ایران در تعقیب جنگنده های صهیونیست در آسمان عراق، سوم مشارکت مستقیم در حمله به تاسیسات هسته ای ایران بدلیل نزدیکی بسیار به مرزهای ایران در صورتی که آمریکا بخواهد خودش اقدام کند، چهارم ایجاد امکان رهگیری موشک های بالستیک شلیک شده از سوی ایران و فراهم ساختن هشدار زودهنگام برای اسراییل و یا حتی اقدام پدافندی علیه موشک های بالستیک و کروز ایران، فراهم آوردن عملیات فریب همانند همان اقدامی که ایران در فریب پدافند ونیروی هوایی عراق با استفاده از جنگنده های اف 14 در مشغول کردن فرودگاه بغداد و حمله با استفاده از اف5 ها برای زدن تاسیسات نفت کرکوک صورت داد، تا تصمیم گیران ارتش عراق نسبت به نوع تهاجم ایران به خطا بیفتند و اسکادران های بمب افکن اف 4 ایرانی بتوانند خود را به دوردست ترین پایگاه هوایی در مرز با اردن برسانند.
      و اما بیاییم و به تصاویر و نقشه های تحلیل گران غربی در مورد امکان پذیری حمله اسراییل از خاک سرزمین های اشغالی به ایران و کریدورهای پروازی بنگریم، کوتاه ترین و یا مسیر اصلی از عین الاسد میگذرد:
       


      در تصویر فوق CENTRAL ROUTE به دقت از بالای عین الاسد عبور میکند
       
       


       
       
       
       
       
       
       چرا آمریکا نباید در عین الاسد باقی بماند
      سوای جنبه های نظامی که ناامنی فراوانی برای کشورمان ایجاد کرده است، باقی ماندن آمریکا در عین الاسد به منظور مقابله با داعش البته دروغی بیش نیست، ایالات متحده یک پایگاه پهپادی عظیم در عین الاسد برای کشتار بی حساب مردم خاورمیانه و تامین امنیت اسراییل، ایجاد کرده اند. آنها از این پایگاه ها اقدام سیاسی خود در منطقه به ابزارهای نظامی تضمین میکنند، این پایگاه ها را باید ابزارهای لازم در جهت تشکیل طرح خاورمیانه بزرگ و تجزیه عراق و ایران بدانیم. هم اکنون به اذعان بسیاری از اندیشمندان، منجمله تحلیل گران برخی اندیشکده های آمریکایی، آنها لازم میدانند تا بلوک سنی-کردی و تجزیه عراق را صرفا به بهانه واهی مقابله با ایران شکل دهند، اما این آشکار است که آنها به دنبال قتل عام مردم منطقه، بخصوص مسلمانان خاورمیانه بدست یکدیگر و توسعه بیشتر اختلافات قومی و مذهبی صرفا برای امنیت اسراییل و وابستگان سیاسی خود در حکومت های غیر مردمی بخصوص پادشاهی های عربی هستند. سیاست مدیریت اختلافات برای حفظ جایگاه خود بعنوان پلیس باغ وحشی که حق اصلی استفاده از هرگونه قوه قهریه را برای خود تصور میکند. با استفاده از پکیج های نظامی-اقتصادی در اقساط نفتی بلند مدت. با ادعای تامین صلح، از بمباران هوایی و سازمان های امنیتی نظامی  یا همان  PMCs های خود برای تعمیق خشونت و تروریسم بهره گیری می کنند، این روشن است که کشتن مردم هیچ گاه راه حلی برای تروریسم نبوده و به توسعه و ترویج خوی انتقام دامن خواهد زد، بدیهی ست این انتقام و تروریسمی که بی دلیل توسط آمریکا شعله ور شده است، متوجه سیاستمداران وابسته و نظامیان آمریکایی خواهد بود همانهایی که در قوانینشان بدون محاکمه مردم را کشته و اقدام متقابل مردم مظلوم خاورمیانه در برابر خود را تروریسم قلمداد میکنند.

       
      در همان ابتدای شروع جنگ جنوب افغانستان پس از حملات یازده سپتامبر، عملیاتی در آسمان پاکستان توسط پهپادهایی که از عربستان! برخاسته بودند انجام شد، آنزمان برای من قابل پیش بینی بود که آمریکا القاعده را در سراسر خاورمیانه، از افغانستان تا یمن و عراق و سوریه و ... هر جا که بتواند برچسب تروریسم بزند تسری داده و خودش با پهپاد آن را دنبال خواهد کرد، در فاصله سالهای 2004 تا 2013 آمریکا با وجود اعتراض های بسیاری از مردم افغانستان و پاکستان، بیش از 375 حمله پهپادی انجام داده که به کشته شدن 2561 نفر مطابق با آمارهای اعلام شده رسمی منتهی شده، از سال 2002 تا 2013 نیز مشابه همین حملات پهپادی 99 مورد در یمن نیز صورت گرفته که به کشته شدن 552 نفر انجامیده، در سومالی، سوریه، عراق، و ... نیز چنین حملاتی انجام شده است، در تمامی این ترورهای هوایی غیر نظامیان بسیاری نیز کشته شده اند، مطابق با برخی آمارهای رسمی، در بیش از 6700 حمله پهپادی آمریکا در خاورمیانه رقمی بالغ بر 12هزار نفر ترور شده اند که دست کم 1200 نفر آنها غیر نظامی و از این میان نزدیک به 400 نفر کودک بوده اند. مبرهن است که هیچ یک از این ترورهای هوایی یا حکم مرگ های آمریکایی با استفاده از محکومیت قضایی متهمان صورت نگرفته است. تا کنون فقط در دو دولت اوباما و ترامپ 900 حمله پهپادی منجر به ترور انجام شده است، آنهم بر سر مردمی که حتی برای دفاع از خود شاید قادر به خواندن و نوشتن شکواییه نباشند چه رسد به پیگیری در سازمانهای بین المللی و کنوانسیون های حقوق بشر.
      از همه موارد فوق که بگذریم، ترور یک شخصیت رسمی نظامی، و نفر دوم جمهوری اسلامی ایران، از نظر محبوبیت در میان مردم، در کشوری ثالث و در زمان صلح با زیرپا گذاشتن تمام قواعد و رسوم بین المللی در حقوق دیپلماتیک، بیانگر آن است که این هیولای ترور هوایی دیگر حد و مرزی برای خود نمیشناسد. اگر امروز به فکر مقابله همه جانبه با فناوری تروریسم بی حد و حصر آمریکا در خاورمیانه نباشیم، باید منتظر روزگاری بمانیم که تمامی نخبگان، دانشمندان و حتی مردم عادی کشور ما ایران نیز منتظر بمبی باشند که پهپادهای آمریکایی از آسمان بر سرشان بی اندازد و در عوض بگوید آخ اشتباه شد، یا اینکه مشکوک بودیم!. 

       
       
      و برای آنهایی که باور ندارند حملات پهپادی ایالات متحده در سراسر خاورمیانه ربطی به ایران ندارد:
       

       
      نویسنده WORIOR 
      اقتباس یا درج مطلب تنها با ذکر نام نویسنده و آدرس سایت مجاز است.
      تقدیم به ارواح پاک شهدای مقاومت.
       
       
    • توسط alexandre
      دیمونا (در عبری: דימונה) نام یکی از شهرهای کشور اسرائیل است که در استان جنوبی اسرائیل و در صحرای نگب قرار گرفته است. شهر دیمونا در حدود ۳۴٬۰۰۰ نفر جمعیت دارد(شهر دیمونا، مرکز یهودیان سیاه‌پوستی است که اکثرا از اتیوپی به اسرائیل مهاجرت کرده‌اند).
      مرکز تحقیقات اتمی نگب و نیروگاه اتمی دیمونا در ده کیلومتری جنوب شهر دیمونا قرار دارد
      -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

      اين تاپيك براي بررسي چگونگي حمله ايران به نيروگاه اتمي ديمونا در صورت آغاز جنگ بين ايران و ر‍ژيم اشغالگر ايجاد شده(دوستان فرض را بر اين بگذارند كه مسئولين ما به خاطر روند جنگ و بررسي تمامي مسائل تصميم به اين كار گرفتند)

      موارد كليدي كه مي توان مطرح كرد ميزان تاثيرات چنين اقدامي براي اسرائيل و تاكتيك هاي پيش روي ايران كه در انتها به موفقيت در عمليات فوق منجر بشود.(خرابكاري داخلي – حملات موشكي – بمباران هوايي و ...)
      منتظر ديدگاه دوستان اهل نظر هستم
      تاپيك مرتبط:
      آيا رژيم صهيونيستي توان حمله به تاسيسات اتمي بوشهر را دارد(تحليل اعضا)
    • توسط EBRAHIM
      پس از جنگ جهانی دوم و با کاهش قدرت کشورهای انگلیس و فرانسه انها نیروهای حود را از بخش هایی از خاورمیانه و از جمله سوریه خارج کردند. با خارج شدن نیروهای بیگانه و پس از فارغ التحصیل شدن اولین سری خلبانان اموزش دیده در مدرسه پرواز(در انگلستان) در سال 1948 نیروی هوایی این کشور تاسیس شد.

      در سال 1950 دو کشور سوریه و مصر در صدد ان شدند تا در هم ادغام شده و ایالات جموری عربی(United Arab Republic) را پایه ریزی کنند. در نتیجه این تصمیم نیروی هوایی سوریه شروع به رشد کرد این نیرو با استخدام پرسنل بیشتر و به خدمت در اوردن هواپیماهای بیشتر توان خود را افزایش داد. با این حال حافظ اسد( رییس جمهور سابق سوریه) تنها به این قرارداد اکتفا نکرد و سوریه در پیمان ورشو نیز عضو شد. هدف از این اقدام نزدیک تر شدن هر چه بیشتر به اتحاد جماهیر شوروی( سابق) بود. پس از این اقدام سیل تسلیحات روسی وارد ارتش سوریه شد که نیروی هوایی این کشور نیز از این موضوع مستثنی نماند.

      علی رغم دریافت این امکانات نیروی هوایی سوریه هیچ وقت در مقابل نیروی هوایی اسراییل خوش اقبال نبود( چه از لحاظ مهارت خلبانان و چه از لحاظ توانمندی)
      در جنگ 6 روزه نیروی هوایی سوریه مرتب از نیروی هوایی اسراییل شکست میخورد و در نهایت نیز دو سوم نیروی خود را از دست داد و مجبور شد از بعضی از پایگاه های خود عقب نشینی کند. شکست نیروی هوایی سوریه بعدها زمینه ساز شکست نیروی زمینی این کشور شد و جنگ را به نفع اسراییل به پایان رساند.
      در جنگ یوم کپور نیروی های مصری و سوری در ابتدا با موفقیت هایی رسیدند ولی مجددا نیروی هوایی اسراییل توانست بر نیروی هوایی سوریه غلبه کند و نتیجه جنگ مجددا به نفع اسراییل رقم خورد. پس از پایان این جنگ نیروی هوایی این کشور همچنان از تسلیحات روسی استفاده کرد. در حالیکه نیروی هوایی مصر از تجهیزات روسی ناامید شده و به تجهیز خود به وسیله تجهیزات غربی روی اورد.

      در جریان این جنگ نیروی هوایی پاکستان 16 نفر از خلبانان خود را به سوریه و مصر فرستاد تا در این جنگ از انها پشتیبانی کند. ولی زمانی که این خلبانان رسیدند مصر قرارداد اتش بس را امضا کرده بود. با این حال سوریه همچنان به جنگ ادامه میداد. 8 تن از خلبانان پاکستانی پروازهای جنگی خود را با هواپیماهای Mig-21 اغاز کردند. اولین موفقیت خلبانان پاکستانی توسط خلبان ستار علوی (Sattar Alvi) به دست امد. وی موفق شد در یک نبرد هوایی یکی از میراژهای اسراییلی را نابود کند. به خاطر این اقدام او دولت سوریه از او تقدیر به عمل اورد. خلبانان عراقی در جریان جنگ یوم کپور موفق شدند تعدادی F-4 Phantom اسراییلی را نیز نابود کنند. هیچ یک از خلبانان پاکستانی در این جنگ کشته نشدند و انها هیچ هواپیمایی را از دست ندادند. با این حال این خلبانان موفق ترین خلبانان نیروی هوایی سوریه نبودند و خلبانان البانیایی و چکسلواکیایی و بلغاری که در خدمت نیروی هوایی سوریه بودند موفق شدند تعداد بیشتری هواپیمای اسراییلی را ساقط کنند
      خلبانان پاکستانی و البانیایی و چکسلواکیایی و بلغاری تا سال 1976 در نیروی هوایی سوریه باقی ماندند و به تربیت خلبانان سوری و اموختن هنر رزم در هوا به انان مشغول بودند.

      این اموزش ها به همراه خرید تجهیزات جدید باعث شد تا نیروی هوایی سوریه در جنگ لبنان(1980) موفق تر عمل کند :
      87 هواپیمای از دست رفته در مقابل نابودی 64 فروند هواپیمای اسراییلی.
      نیروی هوایی سوریه بعد از جنگ لبنان نیز به تجهیز خود به وسیله تجهیزات شرقی ادامه داد. پس از این جنگ اطلاعات کمی در مورد این نیرو منتشر شده و حتی در مورد تعداد بعضی از مدل ها هم تردید وجود دارد. اما بعضی از اخبار که اعلام شده اند نشان میدهد نیروی هوایی این کشور تعدادی MIG-29 , Su-24 خریداری کرده است. همچنین گزارشاتی وجود دارد که از تمایل دمشق به خرید Su-27 حکایت دارد. اخرین و شاید مهمترین خرید این نیرو نیز سفارش 8 فروند رهگیر Mig-31 است.

      پایگاه های هوایی نظامی سوریه
      1-Abu ad Duhor
      2-Afis
      3-Al Qusayr
      4-An Nasiriya
      5-As Suwayda
      6-Dumayr
      7-Hamah
      8-Jirah
      9-Khalkhalah
      10-Marj As Sultan
      11-Marj Ruhayyil
      12-Minakh
      13-Qabr as Sitt
      14-Saiqal
      15-Shayrat
      16-Tiyas
      متاسفانه نتونستم اطلاعات خوبی در مورد این پایگاه ها به دست بیارم. به همین دلیل فقط به بیان نام اونها بسنده میکنم

      دارایی های نیروی هوایی سوریه:

      متاسفانه عکسی از هواپیماهای این کشور در اختیار ندارم...دوستانی که دارند ارسال کنند.

      جنگنده ها:
      Mikoyan-Gurevich MiG-29:
      مجموعا 56 فروند( مدل B: چهل و دو فروند و مدل SMT: چهارده فروند)

      Mikoyan-Gurevich MiG-23:
      173 فروند

      Mikoyan-Gurevich MiG-25:
      37 فروند

      Mikoyan-Gurevich MiG-21:
      142 فروند

      هواپیماهای پشتیبانی زمینی:
      Sukhoi Su-24
      20 فروند

      Sukhoi Su-22
      50 فروند

      هواپیماهای اموزشی:
      Aero L-39 Albatros
      23 فروند

      MBB 223 Flamingo:
      35فروند

      MFI-17 Mushshak:


      6 فروند


      هواپیماهای ترابری و VIP:
      Antonov An-26:
      4 فروند

      Ilyushin Il-76:
      4 فروند

      Dassault Falcon 20:
      2 فروند

      Dassault Falcon 900:
      1 فروند

      Tupolev Tu-134:
      4 فروند

      Yakovlev Yak-40:
      6 فروند

      هلیکوپتر های هجومی:
      Mil Mi-24:
      46 فروند

      Aérospatiale SA-341 Gazelle:
      42 فروند

      Mil Mi-2:
      20 فروند


      هلیکوپترهای ترابری:


      Mil Mi-8:
      55فروند

      Mil Mi-17:
      45 فروند

      موشک ها:

      هوا به هوا:
      Vympel AA-2 Atoll
      Bisnovat AA-6 Acrid (بازنشسته شده است)
      Vympel AA-7 Apex
      Molniya AA-8 Aphid
      Vympel AA-9 Amos (برای MIG-31 های سفارش داده شده است/ هنوز تحویل نشده است)
      Vympel AA-10 Alamo

      هوا به زمین:
      Zvezda AS-7 Kerry
      Zvezda AS-10 Karen
      Raduga AS-11 Kilter
      Zvezda AS-12 Kegler
      Molniya AS-14 Kedge
      Euromissile HOT


      زمین به هوا(SAM
      Lavochkin SA-2 Guideline:
      275 لانچر

      Isayev SA-3 Goa:
      143 لانچر(در حال ارتقا یافتن هستند)

      Almaz SA-5 Gammon:
      48 لانچر

      SA-7 Grail
      200 لانچر

      SA-8 Gecko :
      60 لانچر

      ___________
      منبع: دانشجو
       
    • توسط Nestor
      تولد و كودكي به سال 1332 ه.ش در خانواده‌اي مومن و مذهبي در يكي از محلات جنوب شهر تهران به دنيا آمد. دوران تحصيل ابتدايي خود را در دبستان اسلامي «مصطفوي» به پايان برد. ضمن تحصيل، به پدرش كه در بازار به شغل شيريني فروشي اشتغال داشت، كمك مي‌كرد. احمد در همان سال هاي نوجواني با شركت فعال در هيات هاي مذهبي و كلاس هاي قرآن در مساجد جنوب شهر، از ظلم و جنايات رژيم منحوس پهلوي آگاه شد و با سن و سال كمي كه داشت قدم به ميدان مبارزه با طاغوت گذاشت. پس از پايان دوره ابتدايي، در هنرستان صنعتي، شبانه به تحصيل ادامه داد و در سال 1351 موفق به اخذ ديپلم گرديد. سپس به خدمت سربازي اعزام شد و در شيراز دوره تخصصي تانك را گذراند و پس از آن، به سرپل ذهاب اعزام شد. فعاليت سياسي – مذهبي او در دوران سربازي، فردي مذهبي و مومن بود و در بحث ها، مخالفت خود را با رژيم ستمشاهي بيان مي‌كرد. پس از اتمام خدمت سربازي، در يك شركت تاسيساتي خصوصي استخدام شد و بعد از چند ماه، به خرم‌آباد منتقل گرديد و به فعاليت هاي سياسي- تبليغي خود ادامه داد. تا اينكه پس از مدت ها تعقيب و گريز، در سال 1354 توسط اكيپي از كميته مشترك ضدخرابكاري ساواك دستگير و روانه زندان شد و مدت پنج ماه را در زندان مخوف فلك‌الافلاك خرم‌آباد در سلولي انفرادي گذراند. به روايت همرزمانش، با وجود تحمل شكنجه‌هاي جسمي و روحي فراوان، حسرت شنيدن يك آخ را هم بر دل سياه مزدوران ساواك گذاشت، تا اينكه او را به بند عمومي منتقل كردند و حدود نه ماه را نيز در آنجا گذراند و با بالاگرفتن موج انقلاب اسلامي از زندان آزاد گرديد و به آغوش ملت بازگشت. پس از آزادي، در شروع قيام هاي خونين قم و تبريز در سال 1356، نقش رابط و هماهنگ كننده تظاهرات را در محلات جنوبي تهران عهده‌دار شد و رابطه‌اي تنگاتنگ با حركت هاي مكتبي محافل دانشجويي و روحانيت مبارز تهران داشت. با شدت يافتن روند نهضت اسلامي و رويارويي مردم با مزدوران طاغوت، بارها تا پاي شهادت پيش رفت و در روزهاي 21 و 22 بهمن ماه 1357 تلاش و ايثار چشمگيري از خود نشان داد. با پيروزي معجزه آساي انقلاب اسلامي، مسئوليت تشكيل كميته انقلاب اسلامي محل خويش را عهده ‌دار شد. پس از شكل گيري سپاه پاسداران انقلاب اسلامي به اين ارگان پيوست و دوشادوش ساير همرزمانش با حداقل امكانات موجود به سازماندهي نيروها همت گماشت. مبارزه با ضدانقلاب در كردستان پس از شروع قائله كردستان در اسفندماه سال 1357 به همراه 66 تن از همرزمانش داوطلبانه عازم بوكان شد و به دليل ابتكار عمل هوشيارانه و فرماندهي قاطع خود توانست كليه اشرار مسلح را متواري كند و منطقه را از لوث وجود ضدانقلابيون كه در راس آنها دمكرات ها قرار داشتند، پاكسازي نمايد. او پس از تثبيت مواضع نيروهاي انقلاب در بوكان، به شهرهاي سقز و بانه رفت.. در ابتداي ورود به شهر بانه، به تلافي كمين ناجوانمردانه‌اي كه ضدانقلابيون به نيروهاي ستون ارتش زده بودند، طي يك عمليات دقيق ضدكمين خسارات سنگيني به آنان وارد آورد كه در اين نبرد، چهارصد اسير و دويست كشته از ضدانقلاب برجاي ماند. پس از آن به همراه گروهي از رزمندگان از جمله معاون خود (شهيد محمد توسلي) براي فتح سنندج راهي اين شهر شد. ستون تحت فرماندهي او از سمت راست شهر، حلقه محاصره ضدانقلاب را در هم شكست و به همراه سرداران رشيدي چون محمد بروجردي و اصغر وصالي، سنندج را آزاد نمود و كمر تجزيه‌طلبان را شكست. در زمستان سال 1358 به او ماموريت داده شد تا جاده پاوه – كرمانشاه را كه در تصرف ضدانقلاب بود، آزاد كند. عمليات با فرماندهي او و همكاري سپاه پاوه شروع و با موفقيت كامل به انجام رسيد و ايشان به همراه ساير برادران، وارد شهر پاوه شدند. پس از مدتي، با حكم شهيد بروجردي، به فرماندهي سپاه پاوه منصوب گرديد. آزادسازي شهر مريوان اوايل خرداد 1359 ماموريت آزادسازي شهرستان مريوان كه در تصرف گروهك هاي محارب بود، به وي محول شد. تسلط ضد انقلاب در مريوان به گونه‌اي بود كه از پادگان اين شهر مي‌توانستند افرادي را كه در سطح شهر تردد مي‌كردند شمارش كنند. به همين دليل، به محض نشستن هليكوپتر در محوطه باند فرود، حاج احمد و همراهانش زير آتش همه‌جانبه دشمن قرار مي گيرند. حاج احمد پس از ورود به شهر و سازماندهي نيروها، با يورشي سهمگين و برق‌آسا توانست شهر مريوان و مناطق اطراف آن را از لوث وجود گروهك ها پاك نموده و در اين شهر استقرار يابد. از همين زمان بود كه مسئوليت فرماندهي سپاه مريوان به عهده ايشان گذاشته شد و بلافاصله به اتفاق شهداي بزرگواري چون حاج عباس كريمي، سيد محمدرضا دستواره، رضا چراغي، حسين قوجه‌اي، حسين زماني، محسن نوراني و عليرضا ناهيدي به پاكسازي مواضع مزدوران استكبار اعم از كومله، دمكرات و رزگاري پرداخت. ترس و وحشتي كه از او بر دل سياه ضدانقلابيون نشسته بود به حدي بود كه به قول يكي از همرزمانش، هر وقت به ضدانقلاب خبر مي‌رسيد كه حاج احمد قصد حمله به آنها را دارد، قواي ضدانقلاب، فرار را بر قرار ترجيح مي‌دادند و مانند روباه از معركه مي‌گريختند. آزادسازي ارتفاعات دزلي مشرف بر شهر پنجوين عراق كه در حكم سرپل نفوذ عناصر ضدانقلاب به خاك ايران اسلامي بود، را بايد از ديگر دست‌آوردهاي مهارت رزمي قاطعانه حاج احمد و گروه اندك همرزمش در كردستان دانست. جالب آنكه بني‌صدر ملعون به شدت از هرگونه امدادرساني لجستيكي به نيروهاي سپاه در كردستان (از جمله مريوان) خودداري مي‌كرد و حتي دستور اكيد و مكتوب داده بود تا به سپاه مريوان حتي يك فشنگ هم تحويل داده نشود و بدين گونه حاج احمد در چنين وضع دشواري به نبرد مظلومانه سرگرم بود. پس از حذف باند بني‌صدر از دستگاه اجرايي كشور – در دي ماه 1360 و در شب 27 رجب، مصادف با بعثت حضرت رسول اكرم(ص) – عمليات سرنوشت ‌ساز محمدرسول‌الله(ص) از دو محور مريوان و پاوه بر روي منطقه خرمال توسط حاج احمد و شهيد حاج همت رهبري شد كه در اين محور، رزمندگان اسلام به مرزهاي بين‌المللي رسيدند. اين عمليات در حقيقت سنگ بناي تاسيس تيپ 27 حضرت رسول(ص) به شمار مي‌رود. شركت در دفاع مقدس حاج احمد در سال 1360 پس از بازگشت از مراسم حج، ماموريت يافت تا رزم بي‌امان خود را در جبهه‌هاي جنوب ادامه دهد. او از طرف سردار فرماندهي كل سپاه مامور شد با بكارگيري برادران سپاه مريوان و پاوه تيپ محمدرسول‌الله(ص) – كه بعدها به لشكر تبديل شد – را تشكيل دهد و فرماندهي تيپ مذكور را نيز خود به عهده گيرد. بدين ترتيب به فاصله كوتاهي حاج احمد و ساير سرداران نامي كردستان در معيت شهيد بروجردي راهي جبهه‌هاي جنوب شدند تا تدابير نوين دفاعي كشور، نظام فرهنگي يگان هاي رزمي منظم و مكانيزه سپاه در جنوب را سامان بخشيده و آزادسازي مناطق اشغالي خوزستان را سرعت بخشند. رزمندگان تيپ 27 محمدرسول‌الله(ص) براي ورود به مصاف فتح‌المبين پس از طي يك دوره فشرده آموزشي توسط حاج احمد، خود را آماده كردند و در شب دوم فروردين ماه سال 1360 در محور دشت عباس (چنانه) وارد عرصه پيكار شدند و در اين نبرد پيروزمند نقش اساسي ايفا كردند. پس از مدتي زمينه اجراي عمليات بيت‌المقدس در دستور كار يگان هاي رزمي قرار گرفت. حاج احمد علاوه بر مسئوليت خطير فرماندهي تيپ، در تمامي ماموريت هاي شناسايي شركت داشت و با نفوذ به قلب مواضع دشمن از نزديك راه‌ كارهاي مناسب عمليات را شناسايي مي‌كرد. در شب دهم ارديبهشت ماه سال 1361 عمليات بيت‌المقدس آغاز شد و رزمندگان اسلام به فرماندهي حاج احمد از دو محور به مواضع دشمن يورش بردند. نقطه آغاز عمليات، منطقه دارخوين به سمت جاده اهواز – خرمشهر بود كه با عبور نيروها از ورود متلاطم كارون به سمت دژ مارد جهت‌دهي شده بود. با وجود حجم سنگين آتش كور و بي‌وقفه يگان هاي توپخانه ارتش بعث عراق، رزمندگان اسلام توانستند نيروهاي دشمن را در اين محورها زمين‌گير كنند و كليه پاتك هاي آنها را دفع نمايند. يكي از فرماندهان عملياتي جنگ در مورد نقش حساس ايشان در عمليات بيت‌المقدس مي‌گويد: اگر فرماندهي قاطع و عمل به موقع در بعد از ظهر روز اول عمليات بيت‌المقدس روي جاده اهواز – خرمشهر حاج احمد نبود عمليات به مشكلات زيادي برخورد مي‌كرد. او در همان‌جا اسلحه كلاشينكف خود را به دست گرفت و تا مرز شهادت ايستادگي كرد و رزمندگان نيز با تأسي به او مقاومت بسياري از خود نشان دادند كه در نهايت جاده اهواز – خرمشهر حفظ شد. او به رغم جراحت وخيمي كه از ناحيه پا داشت حاضر به ترك ميدان نبرد نشد و با صلابت و اقتدار تمام از دژهاي مستحكم و ميادين متعدد مين، نيروهايش را عبور داد و در نهايت ساعت 11 صبح روز سوم خردادماه سال 1361 رزم‌آوران تيپ 27 حضرت رسول(ص) با جلوداري سردار حاج احمد متوسليان در كنار ساير يگانهاي سپاه به خاك مطهر خرمشهر قدم نهادند. ايشان در عصر همان روز طي سخنان كوتاهي خطاب به دريادلان بسيجي در برابر مسجد جامع خرمشهر چنين گفت: همه عزيزان ما كه تا امروز در خوزستان غوطه‌ور شده و به شهادت رسيده‌اند براي حفظ اسلام عزيز بوده هرچند داغ فراقشان جگر ما را سوزاند، اما خدا را شكر كه بالاخره توانستيم امروز با آزادي خرمشهر قلب اماممان را شاد كنيم. در پي آزادسازي خرمشهر، حاج احمد در معيت ساير سرداران فتح خرمشهر به محضر فرمانده كل قوا حضرت امام خميني(ره) مشرف شدند. در آن ديدار حضرت امام خميني(ره) اين سرداران دلاور، به ويژه حاج احمد را به گرمي مورد تفقد خاص خويش قرار دادند. حضور در لبنان هنوز طعم شيرين فتح خرمشهر را در ذائقه‌اش احساس مي‌كرد كه خبر تلخ تهاجم ارتش صهيونيستي به خاك لبنان را شنيد. او در اواخر خرداد سال 1361 طي ماموريتي به همراه يك هيات عالي‌رتبه ديپلماتيك از مسئولين سياسي – نظامي كشورمان راهي سوريه شد تا راه هاي مساعدت به مردم مظلوم و بي‌دفاع لبنان را بررسي نمايد. ويژگي هاي اخلاقي آگاهي و شناخت بالاي ايشان در مسائل سياسي – اجتماعي از جمله خصوصيات بارز اين سردار بزرگوار بود. در تدبير و تصميم‌گيري هايش دقت‌نظر داشت. ضمن قاطعيت در كار، بر دل ها فرماندهي مي‌كرد و همواره در بطن مشكلات حضور داشت. به همين دليل، در سخت‌ترين شرايط،‌كسي او را تنها نمي‌گذاشت. امكاناتي را بيشتر از نيروهاي تحت امر خود، به خدمت نمي‌گرفت. به رغم برخورد قاطعانه در امر فرماندهي،‌ از عاطفه بالايي برخوردار بود. علاوه بر فرماندهي، در كارهاي جمعي مانند ساختن سنگر، نظافت محيط، شستن ظروف و ... با پرسنل تحت امر همراهي مي‌كرد. علاقه به مطالعه و بحث پيرامون اخبار و رويدادها، از خصوصيات ديگر او بود. در مواقع مقتضي در جمع صميمي همرزمانش پيرامون مسائل اعتقادي بحث مي‌نمود. حاج احمد نسبت به شهدا و خانواده‌هاي محترمشان احترام خاصي قايل بود و در هر فرصتي به مزار شهدا مي‌رفت و براي رسيدگي به معضلات و حوائج خانواده‌هاي اين عزيزان تلاش مي‌كرد و در غم فراق همرزمانش مي‌سوخت. نقل مي‌كنند: هنگامي كه بر مزار شهيد جهان‌آرا حاضر مي‌شد، آن‌چنان از خود بي‌خود مي‌شد كه تا ساعت ها بي‌وقفه اشك مي‌ريخت و با روح بلند او نجوا مي‌كرد. برادر ديگري نقل مي‌كند: شبي در جوار مرقد مطهر حضرت زينب(س) تا صبح به گريه و نماز مشغول بود. حوالي سحر به سيمايي بشاش و لبي خندان به سوي همسفرانش آمد و در پاسخ به سئوال دوستانش كه خوشحالي او را جويا شده بودند، گفته بود: از سر شب داشتم در فراق برادران شهيدم، مخصوصاً شهيد محمد توسلي اشك مي‌ريختم. به عمه سادات متوسل شدم، تا بلكه ايشان در كارم عنايتي فرمايند. چند لحظه پيش ناگهان ديدم يك پيرمرد نوراني با محاسني سفيد و لباس بسيجي بر تن، كنارم آمد و ايستاد و گفت: پسرم! بي‌تابي نكن، لحظه اجابت دعايت نزديك شده است. نحوه اسارت در چهاردهم تير سال 1361، اتومبيل هيات نمايندگي ديپلماتيك كشورمان حين ورود به شهر بيروت و در هنگام عبور از پست ايست و بازرسي،‌مزدوران حزب فالانژ اتومبيل را متوقف و چهار سرنشين خودرو مزبور به رغم مصونيت ديپلماتيك – توسط آدم‌ربايان دست‌نشانده رژيم تروريستي تل‌آويو گروگان گرفته شده و پس از شكنجه و بازجويي، به نظاميان اسرائيلي تحويل گرديدند،‌كه از سرنوشت آنان تاكنون اطلاعي در دست نيست. درحالي كه همرزمان آن مهاجر الي‌الله، مشتاقانه چشم به راه هستند تا خبري از او و همرزمانش برسد... منبع : سايت ساجد
    • توسط ramtina
      عصر ایران- پایگاه خبری ایلاف عربستان در گزارشی به نقل از یک مقام عراقی ادعا کرد: "اردوگاه اشرف وابسته به گروهک مجاهدین خلق (منافقین) در عراق هدف اصابت موشک های ایرانی قرار گرفت." به گزارش عصر ایران (asriran.com) یک منبع عراقی که نخواست نامش فاش شود به ایلاف گفت: "ایران روز دوشنبه چند موشک گراد به محل اسکان اعضای مجاهدین خلق در عراق شلیک کرد که براثر آن خساراتی به اردوگاه منافقین وارد شده اما این حادثه تلفاتی در بر نداشته است." در همین حال گروهک منافقین با صدور بیانیه ای این حمله موشکی را با رای اخیر یک دادگاه انگلیسی در خصوص خروج نام این گروهک از لیست سازمان های تروریستی مرتبط دانست. در بیانیه منافقین آمده است: "ایران به تلافی رای دادگاه انگلیسی اقدام به موشک باران کمپ اشرف کرده است." دادگاهی در انگلیس اخیرا رای به خروج نام منافقین از فهرست سازمان های تروریستی این کشور داد و این در حالی است که دولت انگلیس از سال 2003 در کنار آمریکا و اتحادیه اروپا گروهک منافقین را در فهرست سازمان های تروریستی قرار داده است. اعضای گروهک منافقین که از اوایل دهه 1980 به فعالیت های ضد نظام جمهوری اسلامی در عراق رو آورده و در اکثر فعالیت های تروریستی در خاک کشورمان از جمله ترور چند تن از شخصیت های سیاسی و تعداد زیادی از شهروندان غیر نظامی ایرانی دست داشتند اکنون تحت الحمایه آمریکا در یک پایگاه نظامی در نزدیکی بغداد موسوم به کمپ اشرف سکونت دارند. جمهوری اسلامی ایران بارها از دولت عراق درخواست کرده اعضای گروهک منافقین را به کشورمان مسترد کند که تاکنون اقدام جدی از سوی مقامات عراقی در این خصوص صورت نگرفته است. سازمان مجاهدین خلق (منافقین) در جریان سرکوب انتفاضه مردم عراق در سال 1990 به عنوان بازوی سرکوب شیعیان جنوب عراق با ارتش و استخبارات رژیم صدام همکاری نزدیکی داشت.
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.