alala

و ناگهان ، چقدر زود ... دیر شد ، نگاهی به رویداد انفجار پایگاه موشکی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

حالا واقعاموشک ازمایش میکردن یا زاغه مهمات منفجرشده؟

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[align=justify][color=darkred]با حضور اساتید و دانشجویان دانشگاه‌های تهران؛
[b]مراسم گرامیداشت دانشمند شهید تهرانی‌مقدم در مسجد دانشگاه تهران برگزار می‌شود[/b][/color]
[color=darkblue]
مراسم گرامیداشت دانشمند شهید حسن تهرانی‌مقدم با حضور اساتید و دانشجویان دانشگاه‌های تهران در مسجد دانشگاه تهران برگزار می‌شود.[/color]
به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، مراسم گرامیداشت دانشمند شهید حسن تهرانی‌مقدم و شهدای عرصه علم و فناوری با حضور استادان و دانشجویان دانشگاه‌های تهران ساعت 10 صبح روز سه‌شنبه 29 آذر در مسجد دانشگاه تهران برگزار می‌شود.

این مراسم با هماهنگی و حضور دانشگاهیان تهران، صنعتی امیرکبیر، علم و صنعت، صنعتی شریف و صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی برگزار می‌شود.

در این مراسم که با حضور شخصیت‌های لشکری و کشوری همراه است، خانواده شهید حسن تهرانی‌مقدم نیز حضور دارند.

[color=olive]90/09/24[/color]
منبع: خبرگزاری فارس
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900924000619[/align]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[align=justify][color=darkred]با صدور پیامی صورت گرفت
[b]دعوت رؤسای ۵ دانشگاه تهران از دانشگاهیان برای حضور در مراسم چهلم شهید تهرانی‌مقدم[/b][/color]

[color=darkblue]رؤسای ۵ دانشگاه تهران طی پیامی از دانشگاهیان برای حضور در مراسم چهلم شهید تهرانی‌مقدم دعوت کردند.[/color]
به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، رؤسای ۵ دانشگاه بزرگ تهران باصدور پیامی ضمن تسلیت به مناسبت شهادت شهید حسن تهرانی مقدم از دانشگاهیان تهران دعوت کردند تا در مراسمی که به همین مناسبت در دانشگاه تهران برگزار می‌شود، حضور به هم رسانند.

متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
سلام بر شهدای عرصه علم و فن‌آوری
هنگامی‌که غنچه‌های گلستان علم و هنر دانشمندان این مرز و بوم می‌شکفد و رایحه پاک آن پراکنده می‌گردد و شمیم امنیت و آسایش از نسیم روح بخش آن به مشام مردمان می‌رسد و آنگاه که جویبار اقتدار علمی این سرزمین رودی خروشان می‌شود و تمام این بوم و بر را سیراب می‌کند، بلبلان عندلیب به زیباترین و نیکوترین وجهی حدیث قدرت و شوکت و سرور و سپاس و ستایش پروردگار را می سرایند.

در زمانی ‌که استعمارگران جهت نیل به آمال بی‌منتهای خود به بهانه تحریم حتی از ارائه علوم و فنون به این سرزمین دریغ می‌کنند و بر جویبار علم و فن آوری سد تحریم می‌زنند، این چشمه زلال از قلب و ذهن متخصصان متعهدی چون شهیدان چمران، علیمحمدی، شهریاری، رضایی‌نژاد و فرزانه‌ای پارسا و بی ادعا چون دانشمند شهید حسن تهرانی مقدم می‌جوشد.

دانشمند شهید حسن تهرانی مقدم از دلیران جهاد اکبر بود که تخصص و دانش خود را در راستای اقتدار و اعتلای جمهوری اسلامی ایران به خدمت گرفت و با تلاش بی وقفه و جهاد علمی خود و همکارانش سایه امنیت و آسایش را بر میهن اسلامیمان گسترانید، این دانشمند شهید گوهر گرانقدر مستور و گل سرسبز باغ فرزندان خمینی کبیر بود، که راه علمی شهیدانی چون دکتر چمران را پیروی کرد و واصل به رحمت الهی گردید.

چه بسیار از گنجینه‌های نهفته علمی که آشکار نمود و چه فراوان شاگردانی که از خرمن علم و دانش او خوشه چینی کردند.

دریغ و افسوس که این گوهر گرانقدر مستور ماند، اما راه، روش و هدف او الگویی است برای جامعه دانشگاهی خصوصاً دانشگاه های صنعتی.

اساتید و دانشجویان دانشگاه‌های تهران، صنعتی شریف، صنعتی امیرکبیر، علم و صنعت و صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی برای ارج نهادن به جایگاه دانشمند شهید حسن تهرانی مقدم در روز اربعین شهادت این اسطوره اقتدار میهن سه شنبه 29 آذر در مسجد دانشگاه تهران گرد هم می‌آیند. از جامعه دانشگاهی تهران جهت شرکت در این مراسم دعوت بعمل می‌آید.

روستا آزاد، رئیس دانشگاه صنعتی شریف
رهبر، رئیس دانشگاه تهران
رهایی، رئیس دانشگاه صنعتی امیرکبیر
جبل‌عاملی، رئیس دانشگاه علم و صنعت
قاسمی، رئیس دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی

[color=olive]90/09/26[/color]
منبع: خبرگزاري مهر
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900926001096[/align]

[color=violet][i][size=9]ببخشيد كه ارسال متوالي دادم. امكان ويرايش نبود.[/size][/i][/color]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[size=16]سخنراني منتشر نشده اي از سردار شهيد حسن تهراني مقدم:[/size]
[color=blue]خدا بخواهدكمرآمريكا رامي شكنيم [/color]

[color=green]اكيپ هاي تعمير و نگهداري ما كه در زمان جنگ براي تعميرات توپها به خط مي رفتند و برمي گشتند امروز فرمانده موشكي جمهوري اسلامي هستند.[/color]

اين محفل بسيار لذت بخشي است.حداقل براي من بسيار شيرين و لذت بخش بوده ديدن دوستان و ياران قديمي و استادان خودم، من چند نكته را در محضر شما به صورت تيتروار عرض مي كنم كه مي خواهم درآخر يك نتيجه گيري داشته باشم.
دربخش خمپاره درسپاه قوي ترين كار توسط شهيد شفيع زاده انجام شد و اين بزرگوار خدمات بسيار ارزنده اي را درگسترش اين سلاح درسپاه داشتند، خمپاره اي كه خدمت عزيزان عرض مي كنم شايد خيلي چيز ساده اي به نظر بياد ولي در زمان جنگ ارزشش از موشك شهاب 3فعلي هم بيشتر بوده و گلوله اش هم مهم تر و با اهميت تر بوده است، پيشكسوت و راه انداز توپخانه درسپاه برادر بزرگوارمون آقا سيد اعتصامي هستند و بعداً ما وارد كارهاي بزرگتر و حجيم تري شديم در صورتي كه توپخانه در سپاه درتيپ امام حسين (ع) و آتشبار 155 را اين بزرگوار راه اندازي كرده است و در واقع پيشكسوت توپخانه در سپاه درآن زمان تيپ امام حسين (ع) بود. برادرما آقاي اعتصامي و رضايت و شهيد قاضي و ميرصفيان بچه هاي بزرگ اول توپخانه سپاه اين افراد بوده اند دربخش موشكي هم برادر بزرگوار ما سردار حاجي زاده موشكي سپاه را راه اندازي كردند و در چشم ما بايد پيشكسوتان وبزرگان اين رسته ها باقي بمانند.
15 فروردين 62 بود در پايگاه گلف اهواز، آقا رحيم بنده را خواستند و ابلاغ راه اندازي توپخانه در سپاه را به من دادند. من هم بلافاصله به سمت شوش راهي شدم و خودم را به سردار فضلي رساندم و از او درخواست كردم كه شهيد شفيع زاده را دراختيار ما بگذارد كه درامور كارهاي توپخانه ما را ياري بدهند تا توپخانه سپاه را راه اندازي كنيم كه اين حركت، حركت بزرگي بود و تنها كسي كه مي توانست اين كار را انجام دهد شهيد شفيع زاده بود. اين بزرگوار تشريف آوردند و من ازطريق ايشان با سردار زهدي آشنا شدم. ايشان دوره عالي توپخانه را در ارتش آموزش ديده بودند از جمله موسسين اوليه توپخانه آقايان عباس سرخيلي و محمد آقايي بودند كه از آبادان آمدند و به جمع ما پيوستند و هسته اوليه توپخانه در سپاه تشكيل شد. بنده خدمت شهيد زنده اعتصامي هم رفتم و ايشان استقبال خوبي از من نكردند، من هم بچه بودم و من هميشه دورا دور به وجود اين نازنين افتخار مي كردم.
درآن زمان تيپ امام حسين (ع) پيشتاز بود و مديريت بسيار قوي اي داشت كه توسط شهيد خرازي اداره مي شد. اين مجموعه اي به هم پيوسته و منسجم و قدرتمند بود و وحدت اين بچه ها هميشه براي ما مثال زدني بود و هيچ كسي نمي توانست ميان آنها نفوذ كند.
درآن زمان توپهاي غنيمتي ما 156 قبضه بود كه همه آنها در دشت عباس و چناله به غنيمت گرفته شده بود. ما براداران ارتشي را براي آموزش اين توپها دعوت كرديم كه يك تيم از توپخانه ارتش براي ما اعزام شد و وقتي كه توپها را ديدند به ما گفتند كه اين توپها روسي هستند و آموزشي كه ما ديده ايم توپهاي آمريكايي بوده است و كاربرد اين توپها را نمي دانيم. ما مي خواستيم درعمليات بيت المقدس از اين توپها استفاده كنيم ولي ما هيچ آموزشي نديده بوديم. توپهاي زياد با مهمات خوبي داشتيم ولي براي ما كار آمد نبودند كه برادر بهمن چيره دست به دليل تخصصي كه داشتند توپها را راه اندازي كردند و مركز تعمير و نگهداري توپخانه راه اندازي شد و توپها راهي عمليات شدند. دومين نفري كه به ياري ما شتافتند شهيد ناهيدي بودند كه آموزش هاي لازم را خيلي با حوصله و صبر براي استفاده از وسايل غنيمت گرفته شده مثل ترتيل هاي فلزي، دوربين هاي پاكدو و تجهيزات نشانه روي به ما دادند.
و سومين ركن ما سردار زهدي بودند كه مسئول عمليات بودند به دليل اين كه آموزش كلاسيك را در ارتش ديده بودند. اين عزيز ضمن اين كه ماموريتهاي ذاتي توپخانه و 4 ماموريت اصلي توپخانه را به ما آموزش دادند. آداب صحبت با ارتشي ها را نيز به ما آموختند.
من به نيكي و بزرگي ياد مي كنم ازشهيد صياد شيرازي، درآن زمان برتري درجبهه ها مطلقاً با تيپهاي 9 گانه سپاه بود و كساني كه مي جنگيدند بچه هاي تيپ هاي سپاه بودندكه بعداً اين تيپها تبديل به لشگر شدند. برتري ارتش در دو بخش بود يكي در بخش هاي هوايي و هوا نيروز و يكي توپخانه و ارتش حاضر نبود تحت هيچ شرايطي اين برتري را از دست بدهد و وارد شدن ما به عرصه برتري ارتش خط ممنوعه اي بود كه در آن زمان، علي رغم ميل باطني بسياري از فرماندهان ارتش شهيد صياد شيرازي با همت و مردانگي و افق بلندي كه داشتند اين سد را شكستند و ما از كانال شهيد صياد شيرازي وارد عرصه توپخانه شديم و به دستور شهيد صياد شيرازي وارد ارتش شديم و اولين دوره عالي توپخانه را آموزش ديديم و با مفاهيم توپخانه آشنا شديم.
خاطره اي هم از شهيد صياد شيرازي خدمت عزيزان بگويم. ايشان شاگرد اول دوره آموزشي افسران اعزامي كشورهاي خارجي به آمريكا در رسته توپخانه بودند. چندين كشور بودند كه افسران خود را براي آموزش به آمريكا مي فرستادند از ايران هم شهيد صياد شيرازي توسط سرلشگر مين باشيان اعزام شده بودند كه در بين افسران كليه كشورها ايشان شاگرد اول شدند.
ايشان وقتي كه به جلسه امتحان رفتند و امتحان برگزار شد و نتيجه ها آمد و به نمره خودشان اعتراض داشتند چون نمره (A) نگرفته بودند شاگرد اول نمي شدند و يكي از شاگردهاي كشورهاي ديگر شاگرد اول مي شد. مسئول آموزش گفتند دوباره امتحان مي گيريم و شما با امتحان موفق حرف خودت را مي تواني ثابت كني. وقتي كه وارد اتاق مسئول آموزش شدند سوال ها را براي من نوشتند و از اتاق بيرون رفتند و من شروع كردم به پاسخ دادن سوالات و درهمان هنگام ديدم كه كتابي كه از روي آن سوال طرح شده بود روي همان ميز است درهمين حين كه وسوسه شدم براي باز كردن كتاب و نوشتن جواب ها پيش خودم فكر كردم كه حتماً به من اطمينان كرده است كه كتاب را اين جا گذاشته است؛ با خودم جنگيدم و گفتم هيچ چيزي بهتر از پاكي و صداقت نيست و سوالاتم را نوشتم تا تمام شد و در همين هنگام بود كه ديدم از پشت پرده بيرون آمد و من را نگاه كرد و گفت شاگرد اول واقعي تو هستي و مي خواستم امتحانت كنم من ياد گرفتم كه صداقت از آن مسلمانهاست و به شما افتخار مي كنم.
در آن زمان ما چهار آتشبار داشتيم كه تمام آموزش ها با همين چهار آتشبار بود و كليه بچه هاي اعزامي با همين چهار آتشبار آموزش مي ديدند و آقاي بهمن نقاش چيره دست اولين كاتيوشاي ايراني را به طور كامل با هشت دستگاه توليد قطعات كاتيوشا ساخت و مصطفي نجار آن زمان آمده بودند مركزتحقيقات فني ما در موقعيت اميرالمومنين و آقا بهمن اجازه توليد اين كاتيوشا را گرفت و يك سال بعد خط توليد كاتيوشا را دركشور راه اندازي كرد و در رژه سال بعد شركت داد.
بيان اين خاطرات بايد درسي باشد براي ادامه كار ما، نقاط ضعف و قدرت شناسايي شود و بر مبناي آن حركت آينده شكل گيرد.
اكيپ هاي تعمير و نگهداري ما كه در زمان جنگ براي تعميرات توپها به خط مي رفتند و برمي گشتند امروز فرمانده موشكي جمهوري اسلامي هستند. سردار موسويان، سردار زاهدي، سردار حاجي زاده كه مسئول نيروي انساني بود كه امروز مسئوليت پدافند سپاه را ايشان برعهده دارند. پس بنابراين عناصر با استعداد توپخانه مسئوليت هاي پيگيري فعلي در بخش سيستم هاي تدافعي و تهاجمي جمهوري اسلامي را برعهده دارند.
همين حميد آقاي سرخيلي ما مركز آموزش تركيبي درشمال آبادان تشكيل داده بود كه يادم هست با آقاي ذوالقدر هميشه بحث داشتيم ايشان مسئول آموزش سپاه بودند و اين مجموعه كارش عالي بود و در ارزيابي موفق بود.
سردار زهدي جمله زيبايي گفتند، تمام قدرت ما منابع نيروي انساني ماست.
شهيد ناهيدي كجا آموزش ديده بود؟ ايشان از نبوغ و استعداد ذاتي خودش استفاده مي كرد.
شهيد شفيع زاده كجا آموزش ديده بود كه خودش به تنهايي يك لشگر بود ماشاالله از اين انرژي!
شهيد غازي كه اصلاً ما مسخ ايشان بوديم دراخلاق، در قدرت فرماندهي، در اخلاق محمدي، درآن سجايا با كرامت هاي بالاي انساني يك گنج مخفيه بود ايشان، دري بودند كه در روي زمين مي درخشيدند و زمين برايشان خيلي كوچك بود.
ما در جنگ با شهيد غازي تا لحظات آخر با هم بوديم كه ما بي لياقت بوديم در واقع برگشت داده شديم البته با محمد آقايي، كه درآن جا شهيد زنده اعتصامي، جانباز شد و شهيد غازي هم شهيد شد.
درتوپخانه ما برد خوبي نداشتيم به اين دليل كه عراق عقبه طولاني و توپخانه لايه به لايه داشت: درعمليات ضد آتشبار كه حسين جعفري برادر با اخلاق با برادرمان محمد نواب مسئول عمليات ضد آتشبار با عمليات تكنيكي و تاكتيكي جاي توپخانه دشمن را پيدا مي كردند ولي برد ما به آنها نمي رسيد. ما با شهيد يزداني توپها را درخط اول مستقر مي كرديم كه بتوانيم 50 گلوله شليك كنيم و به عقب برگرديم. آقا رحيم ماموريت پيدا كرده بود براي پل طلائيه جديد كه گره عمليات خيبر بود و ما طي برآوردي كه داشتيم عراق 1250000گلوله توپ ظرف شش روز در مجنون جنوبي يا شمالي شليك كرده بود، يعني وجب به وجب زمين را بدون اغراق شخم زده بودند.
آقا رحيم گفت افسري از نهاجا سه فروند راكت را طراحي كرده كه بمب 500 پوندي بود كه راكت هاي هليكوپتر را با نوار پالت به آن متصل كرده بود و گهواره اي درست كرده بود با تويوتا كه اين هم موشك استراتژيك جمهوري اسلامي بود و آقاي هاشمي آمده بودند آنجا و هر شب هم تاكيد مي كرد و هر شب عمليات مي شد و نيروها نمي توانستند وارد مجنون جنوبي شوند و با زدن پل جديد طلائيه بايد عقبه آنها را قطع كنيم تا نيروهايي كه در منطقه طلائيه هستند از جنوب جفير به منطقه نشئه وارد شدند. ما با آقاي محمد آقايي و آقاي اعتصامي و حسن غازي رفتيم تا ببينيم آخرين وضعيت چيست و خط ما كجاست، كجا مي توانيم راكت ها را مستقر كنيم چون برد آن ها سه كيلومتر بود و بايد به خط اول مي رفتيم به دليل اين كه تا طلائيه چند كيلومتر بود و در آن جا بود كه من ديدم شهيد غازي لباس سپاه را به تن داشت و موهايش را كوتاه كرده بود جوري كه انگار دعوت به ميهماني شده بود.
و نتيجه اي كه از صحبت هايم مي خواهم بگيرم:
افتخار كردن به گلوله و لوله توپ درحال حاضر مثل فخر فروختن عرب ها به زيادي قبور مي ماند! امروز اگر ما در مقابل آمريكا و در منطقه حرفي براي گفتن داريم چون ديگر دشمن ما عرب ها و صدام حسين و تركيه نيست. دشمن ما يك دشمن قوي است به نام آمريكا، آمريكايي ها هم سيل نيروهاي نظامي را روانه ايران نمي كنند.
امروز يك شليك، يك هدف و يك انهدام تاثيرگذار است. اگر مي توانيد، درعرصه نبرد هستيد، اگر نمي توانيد برويد تجهيز شويد و فكر اساسي بكنيد و هر روزي كه شروع كنيد دير نيست.
مثالي براي شما مي زنم. بچه هاي شما رفتند و موشكي جمهوري اسلامي را راه انداختند. سيستم موشكي كه مستشاري اداره مي شود دراختيار چند ابر قدرت بيشتر نيست. امروز سرطراح هاي موشكي دراختيار سپاه هستند. كارهايي كه آقاي حاجي زاده در پدافند انجام داده اند را برويد و ببينيد.
امروز پيام ما به شما اين است كه شما خيلي بزرگ هستيد و استعدادهاي درخشان داريد. شهيد ناهيدي هاي خيلي زياد هستند. شفيع زاده هستند. شهيد غازي ها هستند بايد قدرشناس باشيد و اين استعدادها را درجهت سازماندهي استفاده كنيد كه كمر آمريكايي ها را بشكنيم، اگر خدا بخواهد مي شود. ما بايد درصحنه نبرد آن چه در تصورآمريكايي ها هست، چيز ديگري از آب در بياييم يعني در دكترين آمريكايي ها معادله شما صدق نكند.
ما بايد دركار خود انقلاب كنيم و اين انقلاب را بايد با شروع كردن از آنچه كه دوستان شما در پدافند انجام دادند ببينيد و سمينار تخصصي بگذاريد. توپخانه نوين متناظر با جنگ آمريكايي چيست؟ تعريف كنيد و بعد وزارت دفاع را داخل بحث كنيد. ما درموشكي وزارت دفاع را كشانديم به آن چه خواسته ماست نه اين كه بنشينيم و ببينيم آنها چه مي خواهند.
درعمليات فتح المبين خمپاره ما با گلوله تام بلاش كه بردش 6400 متر بوده و عراقي ها آمده بودند در 5/7 كيلومتري روي ارتفاعات ميشداغ و ارتفاعات شمال فكه و ما ديديم كه برد ما به آنها نمي رسد. خمپاره را مي برديم از خط اول عراق رد مي شديم. مي رفتيم بين خط اول و دوم عراق اين افتخار و خلاقيت ماست.
بايد از اين بچه ها در قسمت نرم افزاري و از وزارت دفاع در قسمت سخت افزاري استفاده كرد و توپخانه را به جايي رساند كه اگر افراد وارد صحنه بشود دشمن فقط فكر عقب نشيني و از هم پاشيدگي خود را بكند با توكل به خدا.خدا ان شاالله به زحمات و بازوهايتان بركت بدهد.
¤ اين سخنراني درسال 1387 درجمع پيشكسوتان توپخانه و موشكي سپاه انجام شده است.

[url=http://www.mashreghnews.ir/fa/news/85440/%D8%AE%D8%AF%D8%A7-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF%D9%83%D9%85%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%B1%D9%8A%D9%83%D8%A7-%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%8A-%D8%B4%D9%83%D9%86%D9%8A%D9%85]منبع[/url]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[align=justify][color=darkred]با حضور مقامات عالیرتبه کشوری و لشکری؛
[b]اربعین شهدای غدیر روز چهارشنبه برگزار می شود[/b][/color]

[color=darkblue]سپاه پاسداران در اطلاعیه‌ای از اقشار و آحاد مختلف مردم برای حضور پر شور و گسترده در مراسم اربعین شهادت سردار حسن تهرانی مقدم و دیگر شهدای غدیر دعوت بعمل آورد.[/color]
به گزارش خبرگزری فارس به نقل از روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در بخشی از این بیانیه آمده است: اربعین شهدای غدیر یادآور تلاش ممتاز و مجاهدت خستگی‌ناپذیر پاسدار وارسته‌ای است که عمر خود را بویژه در سه دهه اخیر در راستای تحکیم اقتدار ملی و ارتقای توان دفاعی کشور در گمنامی سپری کرد؛ "سرلشکر شهید حسن تهرانی مقدم"، سردار بی ادعا و مجاهدی عالم و دانشمند بود که در مسیر تحقق آرمان‌های سترگ انقلاب اسلامی و پیشرفت و تعالی صنعت دفاعی ایران عزیز همواره جایگاه بی بدیل و نقش رهگشا و تعیین کننده خویش را به منصة ظهور رسانید.

این اطلاعیه افزوده است: نام سردار عالیقدر و پارسای بی ادعا "حسن تهرانی مقدم" و دیگر شهدای غدیر همواره بر تارک تاریخ این کشور، خواهد درخشید و راهنمای عمل و حرکت میراث داران آن عزیزان به عرش پیوسته در خانواده عظیم نیروهای مسلح بویژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی- قرار خواهد گرفت.

این اطلاعیه در ادامه با اشاره به همت بلند سرلشکر تهرانی مقدم در حوزه ظرفیت‌سازی برای تربیت نیروی انسانی کارآمد و مدیران متعهد و مجاهد در ساختار نیروی هوافضای سپاه و تاثیرات ماندگار و الهام بخش آن شهید ارجمند در آینده این نیرو، تاکید کرده است: بی تردید پرچم این سردار سرافراز و مخلص در حوزه خودکفایی و تحقیقات صنعتی سپاه توسط ادامه دهندگان راه آن شهید گرانقدر و دیگر شهدای غدیر در این حوزه همچنان برافراشته خواهد ماند و با عزم پولادین و اراده راسخ آنان قدرت بازدارندگی و سپر دفاعی کشور در تعامل و هم افزایی با سایر نیروهای مسلح، استحکام و صلابت روز افزون خود را حفظ خواهد کرد.

این اطلاعیه در پایان با تکریم و تعظیم نسبت به مقام شامخ شهدای سازمان خودکفایی و تحقیقات صنعتی سپاه بویژه سرلشکر پاسدار حسن تهرانی مقدم و دعوت از اقشار و آحاد مختلف مردم قدرشناس و شهید پرور برای شرکت گسترده و باشکوه در اربعین شهدای غدیر، آورده است: مراسم اربعین شهدای غدیر در تهران روز چهارشنبه مورخ 30/9/90 بعد از نماز مغرب و عشاء در تالار اجتماعات وزارت کشور واقع در خیابان فاطمی و همچنین مراسم مشابه در کرج روز پنجشنبه مورخ 1/10/90 از ساعت 10 الی 12 در مسجد المهدی (عج) واقع در فلکه چهارم فردیس، در جوار شهدای گمنام برگزار خواهد شد.

[color=olive]90/09/27[/color]
منبع: خبرگزاري فارس
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900927000921
*********************
[color=darkred]
سرلشکر ایزدی در گفتگو با فارس:
[b]مسیر شهید تهرانی مقدم در عرصه موشکی تداوم خواهد داشت[/b][/color]

[color=darkblue]معاون ستادکل نیروهای مسلح گفت: قطعا مسیر شهید مقدم در عرصه موشکی تداوم پیدا داشته و با قدرت و صلابت ادامه پیدا خواهد کرد.[/color]
سردار سرلشکر مصطفی ایزدی معاون ستادکل نیروهای مسلح در گفتگو با خبرنگار دفاعی خبرگزاری فارس، با اشاره به پیشرفت نظامی ایران در طول این سالها گفت: ما مراحل مختلفی را در طول دفاع مقدس داشته‌ایم که این مراحل مختلف در واقع تلاش و جهاد در جبهه صنعت برای ارتقای قدرت دفاعی جمهوری اسلامی بوده است.

وی افزود:‌ گام‌های اول این بود که ما توپخانه قدرتمندی داشته باشیم که این کار تحقق پیدا کرده و در این خصوص هم از لحاظ صنعتی و هم از لحاظ سازمانی به خودکفایی رسیده‌ایم و قابلیت خوبی فراهم شده و در دوران دفاع مقدس هم از این موضوع به نحو احسن استفاده شد.
ایزدی ادامه داد: پس از آن با استفاده از دانشمندان و تحصیلکردگان داخلی خود به اقتدار موشکی رسیدیم و امروز توانمندی موشکی ما در صنایع دفاعی در یک شرایط بسیار خوب است.

معاون ستادکل نیروهای مسلح تاکید کرد: در حال حاضر ما علاوه بر اینکه موشک‌های زمین به زمین داریم از موشک در پرتاب ماهواره نیز استفاده می‌کنیم یعنی ما به یک حد بلوغ در این عرصه رسیده‌ایم و حدودی برای صنعت ما مشخص شده و ما آن حدود را رعایت می‌کنیم زیرا تلاش و حرکت ما، تلاش و حرکت دفاعی و برای صیانت از انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی است.
ایزدی با اشاره به اقدامات شهید حسن تهرانی‌مقدم در عرصه نظامی، اظهار داشت: کاری که شهید مقدم انجام داد این بود که بعد از اینکه اطمینان پیدا کرد روند حرکت سپاه در سازماندهی موشکی زمین به زمین به حد خودکفایی رسیده، وارد عرصه جهاد خودکفایی در سپاه شد، یعنی عرصه‌های دیگری که می‌تواند سپاه را از جهت علمی و تکنولوژیک آماده کند تا در مقوله‌های دیگر هم بتوانیم حرکت‌های قدرتمندانه‌ای داشته باشیم.

معاون ستادکل نیروهای مسلح افزود: این شهید خود را یک پاسدار انقلاب اسلامی می‌دانست و با تلاش‌های خود توانست نهادهای خوبی را سامان بدهد. راهی که این شهید انتخاب کرد تا توانمندی‌های سپاه در عرصه‌های مختلف صنعتی ارتقاء پیدا کند توسط کادرهایی که در این مسیر تربیت کرده، ادامه دارد.
وی با بیان اینکه شهید مقدم یکی از محورهای اساسی عرصه جهاد خودکفایی سپاه بود، تصریح کرد: حرکت جمهوری اسلامی در بحث موشکی زمین به زمین که اساساً در وزارت دفاع ساماندهی شده است با قدرت و صلابت ادامه دارد و هیچ خدشه‌ای در آن ایجاد نشده است.

ایزدی در ادامه خطاب به دشمنان و صهیونیست‌ها اظهار داشت: آنها صددرصد بدانند ما همان‌طور که در دوران دفاع مقدس شهدای زیادی را دادیم و قوت‌مان بیشتر شد و به برکت خون این شهدا نیز توانمندی‌های بالاتری را بدست خواهیم آورد و صلابت و اراده رزمندگانمان بیشتر می‌شود.
معاون ستادکل نیروهای مسلح در پایان تصریح کرد: قطعا مسیر شهید مقدم در عرصه موشکی تداوم پیدا خواهد کرد و امپریالیسم آمریکا و سگ زنجیره‌ای آن رژیم صهیونیستی بدانند که راهی که امام(ره) بنیان گذاشته و مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه‌ای تداوم بخش آن و ملت پشتوانه آن هستند با قدرت و صلابت ادامه پیدا خواهد کرد و در همه عرصه‌ها به پیش خواهد رفت.

[color=olive]90/09/27[/color]
منبع: خبرگزاری فارس
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900825001425
*********************[/align]

[align=center][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/13900927134538_PhotoL.jpg[/img]
[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/13900927134538_PhotoL.jpg]لينك عكس[/url][/align]
[align=justify][color=darkred][b]تصویر منتشر نشده و خاطره‌ای از پدر موشکی ایران[/b][/color]

[color=darkblue]در اوج جنگ که ما نیاز مبرمی به موشک داشتیم، اولین محموله موشکی اسکاد B، شامل 8 فروند به دستمان رسید اما حاج حسن 2 فروند آن را جدا کرد و برای مهندسی معکوس برد.[/color]
به گزارش گروه امنیتی دفاعی خبرگزاری فارس، سردار شهید حاج حسن تهرانی مقدم را به حق باید "پدر موشکی ایران" دانست که در سال 63 اولین پایه های تشکیل یگان موشکی سپاه پاسداران را بنا کرد و تا آخرین روز حیات دنیایی خود در گمنامی و اخلاص این مسیر را طوری ادامه داد تا ایران اسلامی بزرگترین قدرت موشکی در منطقه باشد.

سردار امیرعلی حاجی زاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه و از دوستان و همرزمان سی ساله سردار شهید تهرانی مقدم در خاطره ای از آن روزهای تشکیل یگان موشکی می گوید:

"در اوج جنگ که ما نیاز مبرمی به موشک داشتیم، اولین محموله موشکی اسکاد B، شامل 8 فروند به دستمان رسید اما حاج حسن 2 فروند از این 8 فروند را جدا کرد و برای مهندسی معکوس برد.

این تصمیم، تصمیم بسیار مهمی بود و با راه انداختن گروه‌های مختلف در وزارت سپاه، تا روز آخر راهبری آن‌ها را خودش به عهده گرفت که نتیجه آن را امروز در بومی شدن صنعت موشکی در انواع بردها از 300 کیلومتر تا 2هزار کیلومتر می بینیم و اگر امروز ما از تنوع موشکی بالایی با سوخت جامد و مایع و با انواع هدایت و کنترل ها برخورداریم و یا اینکه از این پایه برای تولید موشک‌های حامل ماهواره نیز استفاده می شود، اینها عمدتا مدیون فکر حسن مقدم بود."

سردار حسن تهرانی مقدم، روز 21 آبانماه سال جاری به همراه جمع دیگری از همرزمان خود بر اثر سانحه انفجار در یکی از پادگان های سپاه به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
[color=olive]90/09/27[/color]
منبع: خبرگزاری فارس
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900927001045
[/align]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[color=red]تصویر منتشر نشده و خاطره‌ای از پدر موشکی ایران[/color]

خبرگزاری فارس: در اوج جنگ که ما نیاز مبرمی به موشک داشتیم، اولین محموله موشکی اسکاد B، شامل 8 فروند به دستمان رسید اما حاج حسن 2 فروند آن را جدا کرد و برای مهندسی معکوس برد.
خبرگزاری فارس: تصویر منتشر نشده و خاطره‌ای از پدر موشکی ایران

به گزارش گروه امنیتی دفاعی خبرگزاری فارس، سردار شهید حاج حسن تهرانی مقدم را به حق باید "پدر موشکی ایران" دانست که در سال 63 اولین پایه های تشکیل یگان موشکی سپاه پاسداران را بنا کرد و تا آخرین روز حیات دنیایی خود در گمنامی و اخلاص این مسیر را طوری ادامه داد تا ایران اسلامی بزرگترین قدرت موشکی در منطقه باشد.

سردار امیرعلی حاجی زاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه و از دوستان و همرزمان سی ساله سردار شهید تهرانی مقدم در خاطره ای از آن روزهای تشکیل یگان موشکی می گوید:

"در اوج جنگ که ما نیاز مبرمی به موشک داشتیم، اولین محموله موشکی اسکاد B، شامل 8 فروند به دستمان رسید اما حاج حسن 2 فروند از این 8 فروند را جدا کرد و برای مهندسی معکوس برد.

این تصمیم، تصمیم بسیار مهمی بود و با راه انداختن گروه‌های مختلف در وزارت سپاه، تا روز آخر راهبری آن‌ها را خودش به عهده گرفت که نتیجه آن را امروز در بومی شدن صنعت موشکی در انواع بردها از 300 کیلومتر تا 2هزار کیلومتر می بینیم و اگر امروز ما از تنوع موشکی بالایی با سوخت جامد و مایع و با انواع هدایت و کنترل ها برخورداریم و یا اینکه از این پایه برای تولید موشک‌های حامل ماهواره نیز استفاده می شود، اینها عمدتا مدیون فکر حسن مقدم بود."

سردار حسن تهرانی مقدم، روز 21 آبانماه سال جاری به همراه جمع دیگری از همرزمان خود بر اثر سانحه انفجار در یکی از پادگان های سپاه به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
[color=red]

[url=http://http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900927001045]منبع[/url][/color]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[align=justify][color=darkred][b]در چهره حسن مقدم، چهره یک بهشتی را می دیدیم[/b][/color]

[b]بسم الله الرحمن الرحیم[/b]

حسن مقدم همیشه مایل بود گمنام باشد و در سپاه عمدتاً غیر از خواص کسی ایشان را نمی شناخت. در طول 30 سال، توفیق شاگردی او را داشتم و در این مدت خیلی چیزها از ایشان دیدیم و یاد گرفتیم. از همان سال های اول دفاع مقدس، چیزی که در ایشان خیلی بارز بود این بود که همه کارهایش برای خدا بود. دیگران را توصیه به عمل برای رضای الهی می کرد و خودش هم این گونه عمل می کرد. یک برداشت مشترکی میان همه دوستانی که ایشان را از نزدیک می شناختند وجود داشت و آن این بود که هر وقت به چهره حسن مقدم نگاه می کردیم گویی به یک چهره بهشتی نگاه می کردیم، مطمئن بودیم که ایشان بهشتی است. او یک انسان چند بعدی بود که همه ابعاد را باهم داشت و رعایت می کرد.

به کارهایش فوق العاده اهمیت می داد، در طول سال های جنگ و از همان شروع جنگ در سال 59 و تا پایان جنگ در سال 68 همچنان پر کار و پر انرژی بود. حتی قبل از شهادتش 3 الی 4 روز بود که اصلاً به خانه نرفته بود با این که در تهران بود، او این طوری به کارش اهمیت می داد.

ایشان یک ورزشکار حرفه ای بود، کوهنورد بود، اکثر قلل ایران را چند دفعه فتح کرده بود و در این کار دیگران را هم تشویق به رفتن می کرد و با خودش می برد. بارها مسیر تهران از ارتفاعات جنوبی البرز را عبور کرده و از مسیر کوهستان تا شمال رفته بود. حسن مقدم در اوج ورزش وقتی به وقت نماز برخورد می کرد ورزش را تعطیل و نماز اول وقت را می خواند. حتی در بالای ارتفاعات البرز در نقاطی که 1 متر برف بود در سرما و یخبندان روی برف می ایستاد و نمازش را می خواند.

شهید مقدم در رعایت اخلاق سرآمد بود، هر کس با او آشنا می شد فکر می کرد صمیمی ترین دوستش است، از مسئولین بلند پایه تا مسئولین پایین و از سردار تا سرباز همه به او می گفتند حسن و این اوج صمیمیت افرادی بود که او را می شناختند.

حسن مقدم در سطح فرماندهان طراز اول جنگ بود و از جنس شهیدانی مثل حسین خرازی و حسن باقری و همت و احمد کاظمی بود.

حسن مقدم، توکل عجیبی به خدا داشت و هر جا گیر می کرد توسل به خدا می کرد و راه را باز می کرد هیچ وقت ندیدیم جایی متوقف شود.
این لقب دانشمند برجسته که مقام معظم رهبری در پیامشان برای شهادت ایشان فرمودند واقعاًًً تعارف نبود، حسن مقدم واقعاً دانشمند بود و در این زمینه کارهای بسیار زیادی انجام داد، او یک مهندس و متخصص بود.

**سردار حاجی زاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه

[color=olive]۲۸ آذر ۱۳۹۰[/color]
منبع: مشرق نيوز
http://www.mashreghnews.ir/fa/news/85756/%D8%AF%D8%B1-%DA%86%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85-%DA%86%D9%87%D8%B1%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%85
************************

[color=darkred] در گرامیداشت اربعین شهدای غدیر صورت گرفت؛
[b]دیدار محمدیان، دانشجو و جمعی از رؤسای دانشگاه‌ها با خانواده شهید تهرانی‌مقدم[/b]
[/color]
[color=darkblue]رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها، وزیر علوم و جمعی از رؤسای دانشگاه‌های کشور با حضور در منزل شهید تهرانی‌مقدم با خانواده این شهید دیدار کردند.[/color]
به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، کامران دانشجو وزیر علوم، تحقیقات و فناوری‌، حجت‌الاسلام محمد محمدیان رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها و حجت‌الاسلام سیدحسن ابوترابی‌فرد نماینده مردم قزوین در مجلس شورای اسلامی امروز دوشنبه با حضور در منزل سردار سرلشکر پاسدار حسن تهرانی‌مقدم یاد و خاطره این شهید را گرامی داشتند.

فرهاد رهبر رئیس دانشگاه تهران، رضا روستاآزاد رئیس دانشگاه صنعتی شریف، جبل‌عاملی رئیس دانشگاه علم و صنعت، بیژن رنجبر رئیس دانشگاه تربیت‌مدرس، مرتضی رهایی رئیس دانشگاه صنعتی امیرکبیر، قاسمی رئیس دانشگاه صنعتی خواجه‌نصیرالدین طوسی، حجت‌الاسلام سیدصدرالدین شریعتی رئیس دانشگاه علامه‌طباطبایی و شجاعی‌فرد مشاور وزیر علوم نیز در منزل شهید تهرانی‌مقدم حضور پیدا کرده بودند.
همچنین رؤسای دانشگاه‌های بوعلی‌سینا همدان، اراک، شیراز، اصفهان، تبریز و محقق اردبیلی نیز در این دیدار حضور داشتند.

حجت‌الاسلام محمد محمدیان رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها در این دیدار که مادر شهید تهرانی‌مقدم و برادر این شهید حضور داشت در سخنانی گفت: سردار تهرانی‌مقدم یکی از سربازان وفادار به مقام معظم رهبری بود و دانشمند بزرگی بود که حق بزرگی بر گردن ملت ایران دارد.
وی خطاب به مادر شهید تهرانی‌مقدم اعلام کرد که دانشگاهیان تهران مراسم اربعین این شهید را روز سه‌شنبه در مسجد دانشگاه تهران برگزار می‌کنند.
در این دیدار مادر شهید تهرانی‌مقدم از خصوصیات اخلاقی سردار تهرانی‌مقدم مطالبی عنوان کرد.
در ادامه شجاعی‌فرد مشاور وزیر علوم بیانیه رؤسای دانشگاه‌های کشور را در گردامیداشت اربعین شهادت سردار شهید تهرانی‌مقدم قرائت کرد و این بیانیه با امضای رؤسای دانشگاه‌های کشور به مادر این شهید اهدا شد.

همچنین لوح جهاد و ایثار نیز از سوی کامران دانشجو وزیر علوم، تحقیقات و فناوری به مادر شهید تهرانی‌مقدم اهدا شد و لوح تقدیری نیز از جانب حجت‌الاسلام محمد محمدیان رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها به خانواده این شهید اهدا شد.

[color=olive]90/09/28[/color]
منبع: خبرگزاری فارس
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900928001582

[/align]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[align=justify][color=darkred]
گفت‌وگوی مشروح فارس با هم‌رزم و دوست دیرینه شهید طهرانی مقدم‌؛
[b]الگوی مدیریتی شهید طهرانی‌مقدم در دانشگاه‌ها تدریس شود[/b][/color]

[color=darkblue]معاون فرهنگی اجتماعی سپاه پاسداران با اشاره به سرفصل‌های ویژگی‌های «خاص» مدیریتی شهید طهرانی‌مقدم، خواستار تدریس الگوی مدیریتی این شهید بزرگوار در دانشگاه‌ها شد.[/color]
حمیدرضا مقدم‌فر معاون فرهنگی اجتماعی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از دوستان نزدیک و همرزم سردار سرلشکر شهید حاج حسن طهرانی است.
سابقه آشنایی مقدم‌فر و شهید طهرانی‌مقدم به ۳۰ سال پیش از این و به اوایل انقلاب برمی‌گردد، آنجا که دست به دست هم داده و با حضور در مساجد و هیئات، به اقدامات فرهنگی جهت تثبیت نظام جمهوری اسلامی می‌پرداختند.
مقدم‌فر می‌گوید که اولین بار به همراه شهید طهرانی مقدم و در اوایل آغاز دفاع مقدس علیه جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق، به جبهه‌های نبرد رفته است.

به مناسب فرارسیدن چهلمین روز شهادت سردار سرلشکر شهید طهرانی مقدم، در گفت‌وگویی مشروح با حمیدرضا مقدم‌فر، به بررسی ویژگی‌های شخصیتی، مدیریتی و علمی شهید طهرانی‌مقدم پرداخته‌ایم که مشروح آن در ذیل می‌آید:
حمیدرضا مقدم‌فر معاون فرهنگی اجتماعی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در ابتدای این گفت‌وگوی مشروح، درباره شخصیت شهید طهرانی مقدم گفت: در چند بعد می‌توان ابعاد شخصیتی این شهید را ترسیم کرد و در واقع این ویژگی‌ها، شخصیت وی را تشکیل می‌دهد.
وی با اشاره به تعابیر بسیار بلند و مهمی که رهبر معظم انقلاب درباره شهید طهرانی مقدم به کار برده‌اند، خاطرنشان کرد: مقام معظم رهبری شهید طهرانی مقدم را "دانشمند برجسته"، "سردار عالیقدر" و "پارسای بی‌ادعا" توصیف کردند و در حقیقت این موارد جزء ویژگی‌های اصلی و بارز شهید طهرانی مقدم بود.

معاون فرهنگی و اجتماعی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در ادامه با اشاره به ویژگی‌های مدیریت "ویژه" و "خاص" شهید طهرانی‌مقدم و "کارآمدی قطعی" این نوع مدیریت، تأکید کرد: به نظر بنده بایستی الگوهای مدیریتی ایشان در دانشگاه‌های کشور و به صورت آکادمیک تدریس شود.

مقدم‌فر با بیان اینکه شهید طهرانی مقدم دارای نوآوری در مدیریت بود، تصریح کرد: مقام معظم رهبری هنگامی که در منزل شهید طهرانی مقدم حضور یافتند و با خانواده این شهید گفت‌وگو کردند، بر مدیریت موفق این سردار سپاه اسلام اشاره داشتند و به فرزندان این شهید فرمودند "پدر شما مدیری موفق بود."
این همرزم و دوست دیرینه شهید طهرانی مقدم اظهار داشت: شیوه مدیریتی این دانشمند برجسته باید به خوبی شناسایی شود و پیشنهاداتی به برخی از دانشگاه‌ها شده که شیوه مدیریتی این سردار سپاه اسلام را به عنوان موضوع پایان نامه‌های کارشناسی ارشد و دکتری مطرح کنند که برخی از دانشگاه‌ها استقبال کرده‌اند.
وی در ادامه گفت: بنده همیشه درخصوص شیوه مدیریتی شهید طهرانی‌مقدم فکر می‌کردم و دریافتم بسیاری از موفقیت‌هایی که وی در بستر مدیریتی خود دارد، ناشی از ابداع این شیوه مدیریتی بود.

وی در ادامه به برخی سرفصل‌های ویژگی‌های مدیریتی ایشان اشاره و تصریح کرد: مدیریت شهید طهرانی‌مقدم کاملا قلبی و دلی بود و این ویژگی کاملاً برجستگی داشت. علاوه بر این یک کاریزمای شخصیتی در مدیریت شهید طهرانی‌مقدم وجود داشت و مدیر بسیار محبوبی بود.
مقدم‌فر با تأکید بر اینکه "خصایص مدیریتی شهید طهرانی مقدم در محبت و علاقه خلاصه نمی‌شد" اظهار داشت: کسانی که با سراشکر شهید کار می‌کردند از پایین‌ترین تا بالاترین پست، احساس می‌کردند جزو خانواده این شهید هستند و اطرافیان وی نیز احساس می‌کردند همانند خانواده او هستند.

[b]* تلاش ویژه شهید طهرانی‌مقدم برای تربیت نیروهای "کارآمد"، "متخصص" و "متعهد"[/b]
وی همچنین به تلاش و توجه ویژه شهید طهرانی‌مقدم برای تربیت و کادر سازی مدیران متخصص،‌متعهد و انقلابی اشاره کرد و با بیان اینکه در طول مدیریت این شهید عالی‌قدر مدیران و نیروهای "کارآمد"، "متخصص" و "متعهد" خلق شدند، خاطرنشان کرد: از دیگر خصائص الگوی مدیریتی شهید طهرانی‌مقدم ماندگاری فعالیت‌های وی بود.

[b]* شهید طهرانی مقدم دارای "فهم عمیق" و صاحب "بصیرتی نافذ" بود[/b]
این همرزم شهید در بخش دیگری از سخنان خود درباره شخصیت فردی شهید طهرانی‌مقدم تصریح کرد: شخصیت فردی شهید طهرانی مقدم مورد تجلیل مقام معظم رهبری قرار گرفت. این سردار عالیقدر شخصی با معرفت و دارای فهم عمیق و با بصیرت بود.

[b]* طهرانی‌مقدم "صاحب فرقان" بود[/b]
مقدم‌فر تاکید کرد: شهید طهرانی‌مقدم دشمن‌شناس و جریان‌شناس بود و به خوبی مسائل را از یکدیگر تفکیک می‌کرد. این شهید بزرگوار صاحب فرقان بود، چون تقوا داشت می‌توانست به راحتی حق را از باطل تشخیص دهد. ("یا ایها الذین امنوا ان تتقوا الله یجعل لکم فرقانا" سوره انفال آیه 29)

وی در ادامه گفت: شهید طهرانی‌مقدم حسن خلق داشت و تمام کسانی که این شهید را می‌شناختند این خصوصیت اخلاقی شهید طهرانی‌مقدم را مشترکا اعلام می‌کنند.
معاون فرهنگی و اجتماعی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اشاره به این روایت که "المومن بشره فی وجهه و حزنه فی قلبه" ادامه گفت: این شهید بزرگوار همیشه خندان و صبور و شکیبا بود و کمتر کسی عصبانیت و برخورد تند حاج حسن طهرانی‌مقدم را دیده بود.
مقدم‌فر اظهار داشت: از دیگر خصائص اخلاقی شهید طهرانی‌مقدم شجاعت و ریسک‌پذیری وی در عین تدبیر و احتیاط بود. این شهید بزرگوار افق دوردست را می‌دید و با صبوری و مقاومت، با همراهی همکاران و یارانی که داشت به افق‌های دوردست دست پیدا می‌کرد.

[b]* شهید طهرانی مقدم همواره در حال جهاد بود[/b]
معاون فرهنگی و اجتماعی سپاه پاسداران ایثار و فداکاری را از دیگر خصوصیات اخلاقی شهید طهرانی‌مقدم عنوان کرد و افزود: در سه دهه زندگی این شهید تنها خدمت را مشاهده می‌کنیم. بسیاری در دوران 8 ساله دفاع مقدس درگیر جنگ بودند اما این شهید بزرگوار تا همین اواخر نیز فعالیت‌هایش در راستای جبهه و جنگ بود.
وی با اشاره به اینکه سه دهه زندگی شهید طهرانی‌مقدم حاکی از جهاد است، گفت: شهید طهرانی‌مقدم غیرتمندی و صلابت داشت و بسیار انسان غیوری بود. این شهید بزرگوار اهانت و تحقیر جمهوری اسلامی را به هیچ عنوان برنمی‌تافت و همواره به دنبال تولید قدرت و اقتدار نظام اسلامی ایران بود.
مقدم‌فر تاکید کرد: شهید طهرانی‌مقدم سرشار از محبت و لطف نسبت به همه اطرافیانش بود. با اینکه این شهید کمتر در کنار خانواده خود حضور داشت، اما بسیار رابطه عاطفی، محبت‌آمیز و عمیق با خانواده خود داشت.
همرزم شهید طهرانی مقدم و از دوستان دیرین وی با بیان اینکه "شخصیت دادن و منزلت بخشی به همکاران و اطرافیانش از دیگر خصوصیات‌های اخلاقی شهید طهرانی مقدم بود" درباره سیر عبادی و سیر و سلوک عرفانی شهید طهرانی مقدم گفت: در عین حال که این شهید انسانی بود که درعالی‌ترین مرتبه نظامی کشور قرار داشت و کار بسیار تخصصی و حرفه‌ای را بر عهده داشت، اما هیچ گاه از سیر و سلوک عبادی خود دور نبود و رمز موفقیت این شهید همین امر بود.

[b]* طهرانی مقدم عارفی بی‌ریا و اهل انس با اهل بیت و زیارات بود[/b]
مقدم‌فر تاکید کرد: شهید طهرانی‌مقدم عارفی بی‌ریا و اهل دعا و نیایش و انس با اهل بیت و زیارت و توسل بود. قرائت زیارت عاشورای این شهید هیچ گاه ترک نمی‌شد. دعای سمات روز جمعه و نماز شب شهید طهرانی‌مقدم هیچگاه ترک نمی‌شد.

[b]* طهرانی مقدم هیچ کاری را به نماز اول وقت ترجیح نمی‌داد[/b]
معاون فرهنگی و اجتماعی سپاه پاسداران گفت: شهید طهرانی مقدم نماز اول وقت را برای خود فرض و واجب کرده بود و هیچ کاری را به نماز اول وقت ترجیح نمی‌داد. وی همواره به فکر مرگ و آخرت بود و به اعتقاد من امیدش در جهان آخرت به توسلات، قرائت زیارت عاشورا و شفاعت اهل بیت (ع)است.
وی افزود: شهید طهرانی مقدم خوابی که یک هفته پیش از شهادتش دیده بود در واقع یک پیام بود تا وی را مهیا برای رفتن از این دنیا می‌کرد. کسی که به فکر قیام و مرگ خود است، این پیام‌ها در روز آخر این احساس را به این شهید می‌داد که باید آماده رفتن باشد.

[b]* طهرانی مقدم زاهد بود اما زهدفروشی نمی‌کرد/ از مواهب دنیا بهره می‌جست اما دلبسته دنیا نبود[/b]
مقدم‌فر گفت: شهید طهرانی مقدم در عین حال که انسان زاهدی بود اما زهد فروشی نمی‌کرد. و از ظاهرش کسی نمی‌توانست تشخیص دهد که وی انسانی عارف، زاهد و اهل سیر و سلوک است.
معاون فرهنگی و اجتماعی سپاه پاسداران با اشاره به اینکه شهید طهرانی‌مقدم زندگی ساده‌ زیستی داشت، تاکید کرد: این که شهید طهرانی‌مقدم از مواهب دنیا استفاده کند، این طور نبود. البته دلبسته به دنیا نبود.
وی با اشاره به اینکه شهید طهرانی‌مقدم بر نفس و دنیای خود غلبه کرده بود، خاطرنشان کرد: این شهید اهل روضه و توسلات بود و در تمام زوایای زندگی‌اش اخلاص موج می‌زد و کار را تنها برای رضای خدا انجام می‌داد و سعی داشت کار خیر و ثواب انجام دهد.
مقدم‌فر تصریح کرد: برخی تصور می‌کنند شهید طهرانی‌مقدم سرباز گمنام امام زمان (عج)بود و این به دلیل نوع کارش بود که گمنام مانده بود. این طور نیست چون وی اخلاص داشت و دوست نداشت نامی شود و دوست داشت در گمنامی باشد.
معاون فرهنگی و اجتماعی سپاه پاسداران تصریح کرد: شهید طهرانی مقدم در سپاه پاسداران ناشناخته بود. وی میتوانست در مجموعه سپاه پاسداران به سخنرانی پرداخته و به عنوان فرمانده خود را بروز دهد اما تنها فرماندهان رده اول سپاه خصوصیات بارز و ویژه وی را می‌شناختند.
وی افزود: سخنرانی‌های ضبط شده وی بسیار معدود است. این شهید اهل بیان بود و کافی بود یک ساعت سخنرانی کند تا همه متوجه شوند که چه گوهری است اما سخنرانی نمی‌کرد.

[b]* طهرانی مقدم عاشق مقام معظم رهبری بود[/b]
مقدم‌فر با تاکید بر اینکه شهید طهرانی‌مقدم ولایی، هیئتی و سینه‌زن اباعبدالله بود، گفت: این شهید نه تنها تبعیت محض از ولایت فقیه داشت بلکه عاشق مقام معظم رهبری نیز بود. اصلی‌ترین و مهمترین دغدغه در زندگی این بود که کاری کند تا مورد رضایت و خشنودی رهبری باشد.

[b]* صدها دکترای فیزیک، شیمی و مکانیک تحت نظر شهید طهرانی مقدم مشغول فعالیت بودند[/b]
معاون فرهنگی و اجتماعی سپاه پاسداران درباره خصوصیات علمی و تخصصی شهید طهرانی‌مقدم تاکید کرد: شهید طهرانی‌مقدم لقب دانشمند را از مقام معظم رهبری دریافت کرد و شاید صدها دکتری فیزیک، شیمی و مکانیک زیر نظر این شهید فعالیت داشتند و از مراتب علمی و تخصصی این شهید آگاه بودند. اما یک ویژگی شهید طهرانی مقدم داشت و این ویژگی درست مقابل آسیبی است که اکنون در کشور شاهد آن هستیم.
وی در توضیح مطلب فوق اظهار داشت گفت: طهرانی‌مقدم یک پژوهشگر به معنی واقعی بود و پیش از اینکه اسیر مسائل آکامیک، مدرک، جایگاه و استاد تمامی باشد، علم را به عنوان یک ابزار در خدمت نظام، مردم و اسلام می‌دید و برای آن پژوهش می‌کرد.
مقدم‌فر گفت: یکی از مشکلات ما در کشور مدرک گرایی است و آنجایی هم که پژوهش‌های علمی صورت می‌گیرد بعضاً کپی در پایان نامه‌ها است و تولید علم در کشور کم است. شهید طهرانی‌مقدم در چندین عرصه در نظام اسلامی تولید علم کرد و به عنوان یک پژوهشگر ابتدا نیاز کشور را مشاهده می‌کرد و نیازسنجی می‌کرد.
معاون فرهنگی و اجتماعی سپاه پاسداران تصریح کرد: اعتقاد، ایمان، نیازسنجی و تلاش مجاهدانه و صبورانه موجب شد تا شهید طهرانی‌مقدم معمار و مبدع صنعت موشک در کشور شود.

[b]* همه‌ی وجود شهید طهرانی‌مقدم سرشار از نفرت از آمریکا بود[/b]
وی افزود: همه وجود شهید طهرانی مقدم نفرت از آمریکا و صبح تا شب به دنبال ضربه زدن به رژیم صهیونیستی و نظام سلطه بود.

[b]* شهید طهرانی‌مقدم "جمع اضداد" بود[/b]
مقدم‌فر تاکید کرد: خصوصیت مهم دیگر شهید طهرانی‌مقدم این بود که ایشان "جمع اضداد" بود؛ به عنوان مثال در عین حال که عالیترین مرتبه نظامی را داشت، اما در کنارش یک مدیر دلسوز و پدری عارف بود. سرتیپ تمام است و عالی‌ترین سلاح استراتژیک کشور در دست اوست اما وقتی کسی وارد جمعی شود نمی‌تواند بفهمد که وی در چنین جایگاه ویژه‌ای قرار دارد،‌چرا که بسیار خاضع و فروتن بود.
وی در ادامه شوخ‌طبعی را از ویژگی‌ها برجسته شهید طهرانی مقدم دانست، و گفت: ایشان آنقدر شوخ‌طبع بود که اگر کسی نیم‌ساعت با ایشان می‌نشست و گفت‌وگو می‌کرد، احساس می‌کرد که سال‌هاست او را می‌شناسد.
مقدم‌فر افزود: شهید طهرانی‌مقدم کسی را تحقیر نمی‌کرد و خیلی مراعات اخلاق را می‌کرد. در کنار همه کارهایی که داشت، صندوق خیره احداث می‌کرد، در هیئت‌ امام حسین (ع) حاضر و برای آن حضرت گریه و سینه زنی می‌کرد.

[b]* شهید طهرانی‌مقدم فوتبالیستی ماهر و عضو فدراسیون کوهنوردی بود[/b]
معاون فرهنگی اجتماعی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اشاره به اهمیت شهید طهرانی مقدم به ورزش‌، اظهار داشت: شهید طهرانی‌مقدم نه تنها تماشاگر فوتبال بلکه فوتبالیستی ماهر بود؛ تیم‌های کوهنوردی برای فتح قله‌های بزرگ تشکیل می‌داد و عضو فدراسیون کوهنوردی هم بود؛ جمع این ویژگی‌ها که گفته شد در یک انسان معمولی دیده نمی‌شود مگر اینکه ویژه باشد و واقعا این شهید بزرگوار ویژه بود.

گفت‌وگو از عبدالله عبداللهی

[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/13900929110502_PhotoL.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_13900929110502_PhotoL.jpg[/img][/url]
[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/13900929110502_PhotoL.jpg]لينك عكس[/url]
از راست به چپ؛ شهید حسن طهرانی‌مقدم، شهید ناصر مقدم‌‌فر، حمیدرضا مقدم‌فر معاون فرهنگی سپاه

[color=olive]90/09/29[/color]
منبع: خبرگزاري فارس
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900928001371
*************************

[color=darkred] به مناسبت اربعین شهادت پدر موشکی ایران/
[b]سردار شهید حاج حسن طهرانی مقدم به روایت تصویر(1)[/b][/color]

[color=darkblue]شهید حسن طهرانی‌مقدم را پدر موشکی ایران می‌نامند. به‌حق این لقب شایسته ایشان است؛ زیرا وی بود که پس از راه اندازی توپخانه سپاه در سال های دفاع مقدس تمام نیروی خود را برای ارتقاع توان موشکی ایران به کار برد.[/color]
به گزارش گروه «حماسه و مقاومت» خبرگزاری فارس، یک اربعین از رحلت فردی می‌گذرد که تا پیش از شهادتش تنها افراد نظامی رده بالا او را می‌شناختند و مردم عوام حتی نام او را هم نشنیده بودند.
شهید حسن طهرانی‌مقدم، هم به مانند بسیاری از هم‌تباران شهیدش دوست داشت، گمنام زندگی کند.
بی شک لقب پدر موشکی ایران کمترین واژه برای توصیف شخصیت علمی این ابرمرد تاریخ ایران است. هنوز حلاوت ماجرای پرتاب اولین موشکی ایران به سوی دشمن متخاصم بعثی در ذهن خیلی از رزمندگان اسلام به جای مانده است.
طهرانی‌مقدم بعد از پایان جنگ هم خدمت‌رسانی به پیشرفت ایران اسلامی را رها نکرد و در گمنامی توانست خدمات شایان توجهی ارائه نماید؛ اما از آنجا که خداوند پاداش کار خیر را در همین دنیا نصیب انسان خواهد کرد، نام او با درجه رفیع شهادت در تاریخ ثبت و ضبط شد تا ایران و هر ایرانی که بر کره خاکی زندگی می‌کند، نام شهید حسن طهرانی‌مقدم را به نیکی بر زبان بیاورد.
این تصاویر از شهید حسن طهرانی‌مقدم در سال‌های دفاع مقدس است که خبرگزاری فارس افتخار دارد تا آن را برای اولین بار منتشر کند.

[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/13900929114221961_PhotoL.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_13900929114221961_PhotoL.jpg[/img][/url]
[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/13900929114221961_PhotoL.jpg]لينك عكس[/url]
سردار شهید حاج حسن طهرانی مقدم، فرمانده جهاد خودکفایی سپاه پاسداران در دوران جوانی


[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/13900929114222758_PhotoL.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_13900929114222758_PhotoL.jpg[/img][/url]
[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/13900929114222758_PhotoL.jpg]لينك عكس[/url]
سردار شهید حاج حسن طهرانی (نفر اول) در سال های دفاع مقدس


[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/13900929114223664_PhotoL.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_13900929114223664_PhotoL.jpg[/img][/url]
[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/13900929114223664_PhotoL.jpg]لينك عكس[/url]
سردار شهید حاج حسن طهرانی (نفر اول از سمت چپ) در سال های دفاع مقدس


[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/13900929114225399_PhotoL.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_13900929114225399_PhotoL.jpg[/img][/url]
[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/13900929114225399_PhotoL.jpg]لينك عكس[/url]
سردار شهید حاج حسن طهرانی (نفر اول ایستاده از سمت چپ) در سال های دفاع مقدس


[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/13900929114226352_PhotoL.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_13900929114226352_PhotoL.jpg[/img][/url]
[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/13900929114226352_PhotoL.jpg]لينك عكس[/url]
سردار شهید حاج حسن طهرانی (نفر سوم از سمت چپ) در سال های دفاع مقدس


[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/13900929114227336_PhotoL.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_13900929114227336_PhotoL.jpg[/img][/url]
[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/13900929114227336_PhotoL.jpg]لينك عكس[/url]
سردار شهید حاج حسن طهرانی در سال های دفاع مقدس


[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/13900929114228211_PhotoL.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_13900929114228211_PhotoL.jpg[/img][/url]
[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/13900929114228211_PhotoL.jpg]لينك عكس[/url]
سردار شهید حاج حسن طهرانی (نفر اول از راست) در سال های دفاع مقدس


[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/1390092911422986_PhotoL.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_1390092911422986_PhotoL.jpg[/img][/url]
[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/1390092911422986_PhotoL.jpg]لينك عكس[/url]
سردار شهید حاج حسن طهرانی (نفر سوم ایستاده از چپ) در سال های دفاع مقدس


[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/13900929114229961_PhotoL.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_13900929114229961_PhotoL.jpg[/img][/url]
[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/13900929114229961_PhotoL.jpg]لينك عكس[/url]
سردار شهید حاج حسن طهرانی (نفر اول از سمت چپ) در سال های دفاع مقدس


[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/13900929114230820_PhotoL.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_13900929114230820_PhotoL.jpg[/img][/url]
[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/13900929114230820_PhotoL.jpg]لينك عكس[/url]
سردار شهید حاج حسن طهرانی (نفر دوم از سمت چپ) در سال های دفاع مقدس


[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/13900929114231680_PhotoL.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_13900929114231680_PhotoL.jpg[/img][/url]
[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/13900929114231680_PhotoL.jpg]لينك عكس[/url]
سردار شهید حاج حسن طهرانی (نفر اول از سمت چپ) در سال های دفاع مقدس


[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/13900929114232680_PhotoL.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_13900929114232680_PhotoL.jpg[/img][/url]
[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/13900929114232680_PhotoL.jpg]لينك عكس[/url]
سردار شهید حاج حسن طهرانی (نفر اول از سمت چپ) در سال های دفاع مقدس


[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/13900929114233508_PhotoL.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_13900929114233508_PhotoL.jpg[/img][/url]
[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/13900929114233508_PhotoL.jpg]لينك عكس[/url]
سردار شهید حاج حسن طهرانی (نفر اول از سمت چپ) در سال های دفاع مقدس


[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/13900929114234320_PhotoL.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_13900929114234320_PhotoL.jpg[/img][/url]
[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/13900929114234320_PhotoL.jpg]لينك عكس[/url]
سردار شهید حاج حسن طهرانی (نفر اول ایستاده از سمت چپ) در سال های دفاع مقدس


[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/13900929114235336_PhotoL.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_13900929114235336_PhotoL.jpg[/img][/url]
[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/13900929114235336_PhotoL.jpg]لينك عكس[/url]
سردار شهید حاج حسن طهرانی (نفر چهارم از سمت چپ) در سال های دفاع مقدس


[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/13900929114236258_PhotoL.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_13900929114236258_PhotoL.jpg[/img][/url]
[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/13900929114236258_PhotoL.jpg]لينك عكس[/url]
سردار شهید حاج حسن طهرانی در سال های دفاع مقدس

[color=olive]90/09/29 [/color]
منبع: خبرگزاری فارس
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900929000660
و
http://www.farsnews.com/imgrep.php?nn=13900929000614
*************************

[color=darkred] سرلشکر صفوی در جمع خبرنگاران:
[b]برد دو هزار کیلومتری موشک‌های ما مدیون شهید مقدم است[/b][/color]

[color=darkblue]دستیار و مشاور عالی فرماندهی معظم کل قوا گفت: شهید حسن مقدم برد موشک های ما را از ۳۰۰ کیلومتر در ابتدای دفاع مقدس، به دو هزار کیلومتر رساند.[/color]
به گزارش خبرنگار دفاعی خبرگزاری فارس، سردار سرلشکر سیدیحیی صفوی دستیار و مشاور عالی فرماندهی معظم کل قوا در حاشیه مراسم گرامیداشت شهید حسن تهرانی‌مقدم که امروز سه شنبه در دانشگاه تهران برگزار شد، در جمع خبرنگاران گفت: شهید مقدم یک انسان خردمند، بانبوغ و با استعداد درخشان و یک انسان منحصربه فرددر عرصه دفاع مقدس بود.
وی افزود: از نظر بعد علمی، بنیانگذار توپخانه سپاه بود و ما در سال‌های اول جنگ تنها سلاح سبک داشتیم و سلاح توپخانه‌ای در اختیارمان نبود و بنده اولین حکم تشکیل فرماندهی توپخانه سپاه را به ایشان دادم.
صفوی ادامه داد:‌ در آن زمان توپخانه را از عراقی‌ها غنیمت می‌گرفتیم و این بزرگوار در سال ۶۲ بنیانگذار توپخانه سپاه شد و باعث شد ما تا پایان جنگ تحمیلی یکی از قدرتمندترین گروه‌های توپخانه‌ای را با بیش از ۶۰۰ قبضه و چندین گروه توپخانه داشته باشیم.

دستیار و مشاور عالی فرماندهی معظم کل قوا با بیان اینکه توپخانه نقش مؤثری در دفاع مقدس داشت تأکید کرد: اگر بخواهیم یکی از عملکردهای نتیجه راه‌اندازی توپخانه را اشاره کنیم آن موفقیت در بیستم بهمن ماه سال ۶۴ در خط فاو بود که با ابتکار شهید مقدم ۶۰۰ قبضه توپخانه در مکان‌های مناسب مستقر شده بودند و عراقی‌ها را زیر آتش می‌گرفتند.
صفوی تصریح کرد: در اواسط جنگ بود که با حمایت‌های شوروی سابق و برخی از کشورهای اروپایی برد موشک‌های عراق افزایش یافت و عراقی که در اوایل جنگ برد موشک‌هایش به ۱۰۰ کیلومتر بود در اواخر جنگ برد موشک‌هایش به ۷۰۰ کیلومتر رسیده بود در این زمان بنده حکم سردار مقدم برای تشکیل فرماندهی موشکی سپاه را داده بودم.
وی افزود: در ابتدا ما برای تأمین موشک‌هایمان از کشورهای خارجی و صنعت و تکنولوژی یکی از این کشورها کمک می‌گرفتیم اما بعد به کمک وزارت سپاه و آقای رفیق‌دوست و مهندسین جوان در صنعت و ابتکاراتی که شهید مقدم داشت سیستم موشک سازی و موشک‌های برد بلند را راه‌اندازی کردیم.

صفوی تأکید کرد: با آینده نگری و ابتکاراتی که سردار مقدم در تولید موشک‌های برد بلند داشت تکنولوژی موشکها بهبود پیدا کرد و به عنوان مثال ما تا مدتی از سوخت مایع استفاده می‌کردیم. ولی پس از آن به سمت سوخت جامد رفتیم که ما را به برد بالاتری می‌رساند و برد موشک‌های ما از ۳۰۰ کیلومتر در زمان جنگ آغاز شد و حسن مقدم این برد را به دو هزار کیلومتر رساند.
دستیار و مشاور عالی فرماندهی معظم کل قوا گفت: شهید مقدم پدر موشکی ایران بود و البته کار ایشان یک کار دسته جمعی بود و مجموعه ای که با ایشان کار می‌کردند همچنان به دنبال پیشرفت در صنعت موشکی هستند.

صفوی در پایان با بیان اینکه شهید مقدم چهره‌ای ماندگار در تاریخ ایران خواهد بود، اظهار داشت: قدرت بازدارندگی ما در برابر دشمنان بزرگی مثل آمریکا و صهیونیستها قدرت موشکی ماست و سردار مقدم مؤثرترین فرد در ایجاد این قدرت و شبکه موشکی ما بود.

[color=olive]90/09/29 [/color]
منبع: خبرگزاری فارس
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900929000765

[color=violet][i][size=9]ببخشيد كه ارسال متوالي دادم. امكان ويرايش نبود.[/size][/i][/color][/align]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[align=justify][color=darkred]روایت فرمانده هوافضای سپاه از سلوک شهید طهرانی مقدم/
[b]مذاکرات جالب پدر موشکی ایران با یک هیات خارجی[/b][/color]

[color=darkblue]در یکی از سفرها، طرف مذاکره ما یک پروفسور خارجی بود اما در طول این مذاکرات به مشکل خوردیم به طوری که نه آنها حرف ما را قبول می‌کردند و نه ما حرف آنها را.[/color]
به گزارش گروه امنیتی دفاعی خبرگزاری فارس، وقتی سرداری در گمنامی شهید بشود، سخن گفتن از او سخت خواهد بود و شاید بهترین کسانی که می‌توانند در مورد او صحبت کنند، دوستان و همرزمان بسیار نزدیکش باشند.
سردار شهید حاج حسن طهرانی‌مقدم، یکی از همان‌هایی است که دوستانش، اولین ویژگی او را در "گمنامی‌" و "اخلاص" خلاصه می کنند و همین گمنامی است که موجب می‌شود تا برای شناخت بیشتر او سراغ یکی از نزدیک‌ترین‌هایش برویم.
سردار امیرعلی حاجی‌زاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران که بیش از سه دهه از نزدیکترین دوستان سردار طهرانی‌مقدم بود، در گفت‌وگویی به برخی خاطرات و خصوصیات همرزم شهیدش می پردازد که امید است در آستانه چهلمین روز شهادت این سردار سرافراز سپاه اسلام، مقبول دوستداران راه شهدا بیفتد.

سردار حاجی زاده در ابتدای این گفتگو به این نکته اشاره می کند که دوست دارد همچون ایام دفاع مقدس، همرزم شهیدش را با نام کوچک صدا کند چرا که این نشانه ای از آن روزهاست که هیچ لقب و عنوانی جز اسم کوچک در میان رزمندگان رایج نبود.
متن کامل این گفتگو یه شرح زیر است.

[b]تنها خواص سپاه او را می شناختند[/b]
روحیه حسن اینطور بود که خودش می خواست گمنام باشد و همین، کار دوستانش را سخت می کرد. البته ما شهدای زیادی داشتیم که مردم آنها را می شناختند و دوستان و نزدیکان آنها، فقط قدری اطلاعات بیشتر از آنها می دادند اما حسن از اول دوست داشت گمنام باشد و این گمنامی هم به گونه ای بود که غیر از خواص سپاه، کسی او را نمی شناخت.
ما در سی سالی که با حسن بودیم، چیزهای زیادی از او یاد گرفتیم و اولین موضوع که برای ما از همان سالهای اول جنگ، مشهود بود اینست که هر کار او تنها برای رضای خدا بود و دیگران را هم به این کار توصیه می کرد.
اینکه می گویم "هر کاری" یعنی حتی ورزش کردن، غذاخوردن و دعا کردنش هم تنها برای رضای خدا بود و این را در عمل نشان می داد.

[b]پایی که در کوهستان شکست[/b]
در همان روزگار و در سالهای پس از آن، یک برداشت مشترک بین ما و همه دوستان نزدیک حسن وجود داشت و آن اینکه وقتی به چهره اش نگاه می کردیم، مطمئن بودیم که به یک چهره بهشتی می نگریم.
انرژی که حسن برای کارش می گذاشت، در سال 59 و 60 تا همین اواخر در سال 90 هیچ فرقی نداشت، با همان انرژی و روحیه کار می کرد و زمانی که کار به مراحلی میرسید که باید وقت جدی می گذاشت، این کار را می کرد.
ویژگی های خاص او تنها منحصر به عرصه نظامی نبود، او علاوه بر اینکه که انسان مومنی بود که ادعیه فراوانی را حفظ داشت، یک ورزشکار حرفه ای هم بود و برای مثال در عرصه کوهنوردی اکثر قله های مرتفع ایران را فتح کرده بود و یا اینکه بارها مسیر تهران تا شمال را از مسیر کوهستان، با یک گروهی که خودش آن را رهبری می کرد، پیاده طی کرده بود.
اما در اوج کارهایش، حتی زمانی که در ارتفاعات کوهستان، یک متر برف زیر پایش بود، نماز اول وقت را ترک نکرد.
یک بار یکی از دوستان تعریف می کرد که حسن را در نزدیکای قله دماوند دیده بود درحالی که پایش شکسته و بدجوری ورم کرده بود. می گفت به حسن گفتم چرا با این وضع آمدی کوه؟ و حسن گفته بود می خوام روی این پایم را کم کنم! این طور خودش را تربیت کرده بود.

[b]فرمانده ای که با نام کوچک صدایش می کردند[/b]
حسن در رعایت اخلاق سرآمد بود و این برخورد خوش با اطرافیان به گونه ای بود که هرکس با حسن آشنا می شد فکر می کرد بهترین و صمیمی ترین دوست اوست. اینقدر با دیگران صمیمی می شد که همه او را با نام کوچک صدا می کردند و این روحیه را از همان سالهای ابتدایی دفاع مقدس داشت.
باید توجه داشته باشیم که این رفتار خاکی و صمیمانه از طرف کسی بود که اگر بخواهیم به لحاظ موقعیت جایگاهی و فرماندهی، رده او را بدانیم باید بگویم حسن در سطح فرماندهان طراز اول جنگ مثل شهیدان خرازی، همت، باقری و کاظمی بود.
شاید ما بواسطه مسئولیتی که داریم، سرو کارمان با موضوعات مهم، ما را نسبت به برخی مسایل دیگر غافل کند اما حسن اینطور نبود.
سربازانش را با اسم کوچک صدا می کرد و من در مراسم تشییع او بسیاری از دوستان قدیمم را دیدم که بواسطه حسن آمده بودند.
یکی از این دوستان، راننده پایه یکی بود که در ایام دفاع مقدس، نیروی حسن بود و ما بعد از بیست و چهار سال او را می دیدم.
یکی دیگر می گفت من در مرز افغانستان بودم که خبر شهادت حسن را شنیدم و آمدم. بسیاری از این دوستان حتی از سپاه هم رفته بودند اما علاقه به حسن، آنها را در یک نقطه جمع کرده بود.

[b]اگر به یقین رسیدی، عمل کن[/b]
اگر قرار بود برای یگان یا تیپی فرمانده ای انتخاب کند، وقتی به جمع بندی می رسید، حتی اگر طرفش یک جوان بیست ساله بود، به او میدان می داد و در واقع یکی از مهمترین دستاوردهایی که حسن از خود بجا گذاشت، همین پرورش مدیران و فرماندهان توانمند بود.
یکبار در اوج جنگ مشکلی برای سیستم آماده سازی موشکها بوجود آمد که دیگر نمی شد سوخت به آنها تزریق کرد.
هر کار کردیم نشد و در نهایت پیشنهادی دادیم که دارای ریسک بود. حسن ابتدا مخالفت کرد اما به او گفتیم این روش حتما جواب خواهد داد. او گفت من متقاعد نمیشم ولی اگر تو به این یقین رسیدی برو و انجام بده.
این یک تصمیم بسیار سخت بود و شاید اگر من جای او بودم چنین اجازه ای نمی دادم.
ما رفتیم این کار را کردیم و به شکر خدا جواب هم داد.

[b]از سال 63 تا آخرین روز حیاتش کاری جز در عرصه موشکی نکرد[/b]
در اولین روزهای جنگ که بکارگیری تسلیحات سبک برای ما یک فناوری محسوب می شد و همه به دنبال سلاح های سبکی مثل آر.پی.جی و تیربار و کلاش بودند، حسن به همراه شهید شفیع زاده در آبادان دنبال خمپاره بود.
وقتی در سال 60، ما بواسطه توپهای غنیمتی که از عراق گرفتیم، به اوج امکانات در آن روزها رسیدیم، دیگر حسن، خمپاره را کنار گذاشت و رفت به دنبال تاسیس توپخانه تا اینکه در سال 63، موضوع موشکی مطرح شد و از همان سال تا آخرین روز حیاتش هیچ کار دیگری جز کار موشکی نکرد.

[b]صیاد همیشه می گفت مراقب حسن باشید[/b]
اخلاق و زبان حسن، حلال مشکلات و برطرف کننده موانع بود.
در همان سال 61 که مسئولیت توپخانه را به همراه شفیع زاده برعهده گرفت، بیشترین ارتباط و نزدیکی را با شهید بزرگوار صیاد شیرازی داشت به گونه ای که در طول سال های دفاع مقدس، هروقت صیاد شیرازی، بنده و دیگر دوستان را می دید می گفت مراقب حسن باشید.
شهید صیاد می گفت من حسن را خیلی دوست دارم چون تعصب او به نظام و تعصب ملی او، فراتر از تعصب سازمانی است.
در واقع حسن تنها به فکر سپاه و نیروهای مسلح نبود بلکه تمام نظام و بلکه اسلام را در نظر می گرفت و بارها هم به ما تاکید می کرد که اگر این تعصب را داشته باشید، تعصب سازمانی هم در درون آن هست.

[b]اولین کاتیوشا را سال 63 ساختیم[/b]
وقتی توپهای عراقی را به غنیمت گرفتیم، به دلیل شرقی بودن این توپها و اینکه برادران ما در ارتش، آموزش توپهای آمریکایی را دیده بودند، ما چندان تخصص و آموزشی برای بکارگیری آنها نداشتیم اما یکی از کارهای بزرگ حسن در سال 61، تاسیس مرکز تحفیقات فنی توپخانه در خوزستان بود که 7 ماه بعد تبدیل به مرکز تعمیرات توپخانه شد و بعدها نیز آن را به تهران منتقل کردند.
بواسطه اقدامات او بود که در اواخر سال 62 و اوایل 63 امکان ساخت کاتیوشا را پیدا کردیم و اولین سامانه نیز با مدیریت خود او ساخته و به صنعت حدید وزارت سپاه که تحت مسئولیت سردار مصطفی‌نجار بود تحویل گردید.

[b]مسابقات فوتبال رزمندگان در کوران جنگ[/b]
در آن سالها تکیه اصلی ما بر نیروهای بسیج بود که این عزیزان در مقاطعی که عملیات نبود، به مرخصی می رفتند درحالی که می بایست یگانهای تخصصی را هم بر عهده همانها بگذاریم.
برای مثال، اوج کار توپخانه، در عملیات بود ولی با اتمام عملیات که بسیجی ها کاری نداشتند و به مرخصی می رفتند، کار توپخانه تمام نمیشد و باید پدافند خط را انجام می داد.
حسن برای حل این مشکل، مسابقات فوتبالی را ترتیب داد میان آتشبارها و گردانها و با این کار، عملا از پایان این عملیات تا شروع عملیات بعدی که محدوده زمانی پدافندی ما بود، همه بچه‌ها را با اشتیاق و علاقه و نه با زور، حفظ می‌کرد و جالب این جا بود که بچه‌های دور و بر ایشان هم همه از این جنس بودند.

[b]سه "حسن" در سال 90 بهم ملحق شدند[/b]
حالا که نام حسن شفیع زاده را بردیم، بد نیست به یکی دیگر از شهدای گمنام سپاه هم اشاره شود که شهید حسن قاضی بود.
این شهید قاضی، در حقیقت از گلهای سپاه و از شاگردان حسن بود که در عملیات خیبر در عین گمنامی به شهادت رسید و با شهادت شهید تهرانی مقدم، بالاخره این سه "حسن" (حسن شفیع زاده، حسن قاضی و حسن تهرانی مقدم) در سال 90 به هم ملحق شدند.

[b]تصمیمی که خرازی فقط بخاطر حسن گرفت[/b]
از آنجایی که بنیان توپخانه سپاه براساس توپ‌های غنیمتی گذاشته شده بود، این توپها در یگانای مختلف پخش شده اما زمانی که تصمیم گرفتند یگان مستقل توپخانه ای تشکیل شود، حسن برای جمع آوری این سامانه که با موانع زیادی هم روبرو بود، زحمات زیادی کشید.
به هرحال جمع کردن اینها سخت بود چون خود یگان‌ها می‌خواستند از آنها استفاده کنند اما تصمیم بر این بود تا توپخانه های با برد زیاد، در غالب گروه‌های توپخانه بکارگیری شوند.
به همین خاطر خیلی‌ها موافقت نمی‌کردند اما بسیاری از یگان‌ها، با اخلاق و نوع رفتاری که حسن داشت، متقاعد شده و توپها را منتقل کردند.
یادم هست وقتی برای گرفتن توپخانه‌های یکی از یگانها رفته بودیم، شهید خرازی می‌گفت فقط چون حسن گفته من قبول می‌کنم ولی می‌دانم نمی‌توانید این توپها را به کار بگیرید و اینها غیرعملیاتی می‌شود که همان روز با ایشان توافق کردیم که نیروهایی برای کار این توپها منتقل بشود که یکی از این نیروها همین شهید حسن قاضی بود که به مجموعه منتقل و بعدها فرمانده گروه شد و در عملیات خیبر هم به شهادت رسید.
همان روزها، حسن عده ای را برای تشکیل دانشکده و مرکز آموزش توپخانه با کمک دیگر دوستان مانند شهید ذوالانوار جدا کرد در حالی که بخاطر کمبود نیرو، این کار، کار سختی بود اما حسن این مرکز را در اصفهان تشکیل داد.

[b]فرماندهی که جانشین شد/جانشینی که فرمانده شد[/b]
هیچ وقت با دید کوتاه مدت به کارها نگاه نمی کرد. درحالیکه در آن زمان خیلی‌ها تصور می‌کردند جنگ ۶ ماه دیگر تمام است و این عملیات، عملیات آخر خواهد بود، اما شهید تهرانی مقدم اینطور فکر نمی‌کرد و در عین حال که علاقه داشت این اتفاق بیفتد، ولی برنامه‌ریزی درازمدت هم سرجایش بود.
اما یک نکته مهمی که باید به آن توجه کنیم، این است که در رفتار و خصوصیات فردی فرماندهان شهید و زنده، بحث جایگاه‌ و فرماندهی و جانشینی اصلا مطرح نبود.
برای مثال در آبادان، شهید شفیع زاده، مسئولیت ادوات را برعهده داشت در حالی که حسن یک جوان تحت امر ایشان بود. بعد از مقطعی، شهید مقدم ارتقاء پیدا می‌کند و شفیع‌زاده مجروح می‌شود و می‌آید عقب و حسن مقدم می‌شود مسئول و شفیع‌زاده وقتی برمی‌گردد، حانشین حسن می شود درتوپخانه و به همین منوال کار ادامه پیدا می‌کند.
سردار مقدم تا سال ۶۳ مسئولیت توپخانه سپاه را به عهده داشت و وقتی وظیفه تشکیل یگان موشکی را به عهده گرفت، این دو از هم جدا شدند و شفیع زاده مسئول توپهانه شد.
ابداع، ناشی از نبوغ فرماندهان است و اینکه چطور از امکانات موجود، بهترین بهره‌برداری صورت بگیرد. در زمان فرماندهی شهید مقدم از امکانات، استفاده‌های مضاعفی چه در بخش کاهش آسیب‌پذیری و چه در افزایش توانمندیها شد درحالی که ما اصلا دروس کلاسیک ندیده بودیم.
در سال ۶۳، زمانی که سردار مقدم مسئولیت پادگان‌های موشکی را عهده‌دار شد، از همان ابتدا با همین روحیه، مثل بقیه کارها برخورد کرد.

[b]دو موشکی که حسن اجازه شلیک آنها را نداد[/b]
در اوج جنگ که ما نیاز مبرمی به موشک داشتیم، اولین محموله موشکی اسکاد B، شامل 8 فروند موشک به دستمان رسید اما حسن 2 فروند از این 8 فروند را جدا کرد و برای مهندسی معکوس برد.
خب این مسئله برای ما جا نیفتاد که چرا الان که ما به این موشک ها نیاز داریم و مردم در نمازجمعه شعار "موشک جواب موشک" می دادند، او این کار را کرد اما در جلسه ای که خدمت آقا (که آن زمان رییس جمهور بودند) رفتیم، ایشان هم بر موضوع خودکفایی تاکید کرده و حتی به وزیر سپاه ایراد گرفتند که چرا ساخت این موشک ها را شروع نکردید. انجا بود که ما به حکمت آن تصمیم پی بردیم.
این تصمیم، تصمیم بسیار مهمی بود و با راه انداختن گروه‌های مختلف در وزارت سپاه، تا روز آخر راهبری آن‌ها را خودش به عهده گرفت که نتیجه آن را امروز در بومی شدن صنعت موشکی در انواع بردها از 300 کیلومتر تا 2هزار کیلومتر می بینیم.
در اواخر سال ۱۳۶۳ یا اوایل ۶۴ بود که تعدادی از متخصصین وزارت سپاه آ‌مدند در غرب کشور در حضور شهید مقدم راهبرد صنعت موشکی را از ایشان سؤال می‌کردند که ما چه مسیری را باید برویم و چه چیزی را مبنا قرار دهیم و یا از چه سوختی استفاده کنیم و چه بردی را هدف‌گزاری کنیم؟ من بارها و بارها از متخصصین صنعت پرسیدم و شنیدم که آن راهنمایی که سردار مقدم آن روز در سمت فرماندهی موشکی داد و مسیری که برایشان ترسیم کرد، خیلی راهگشا بوده است.

[b]حسن برای اوقات فراغت بچه ها، آنها را به خط مقدم می فرستاد[/b]
سردار مقدم در کنار سازماندهی موشکی، همان هسته اولیه را طوری سازماندهی کردند تا در یک زمان کوتاه بتوانیم جوابگوی نیازهای جنگ باشیم. با توجه به اینکه نفرات بسیار کم بود طوری که گاهی نفرات تا ۳ شب نمی‌توانستند بخوابند و محدودیت‌های زیادی وجود داشت.
همه افرادی که در کار موشکی بودند چون به نوعی از یگان‌های رزمی آمده بودند و بیشتر علاقه داشتند به جنگ بروند تا در یگان‌های توپخانه بمانند، سردار مقدم اگر فرصتی ایجاد می‌شد و اوقات فراغتی بود، اجازه می‌داد آنها در غالب یگان‌های رزمی به جبهه بروند و برگردند.
در آن زمان ما با تهاجمات هوایی رژیم بعث روبرو بودیم زیرا به دنبال هدف قرار دادن مجموعه موشکی ایران بودند و سردار مقدم با تاکتیک‌ها و استتار و رعایت پدافند غیرعامل عمل می‌کرد و کوچکترین آسیبی در طول جنگ از سوی هواپیماهای دشمن ندیدیم و به هسته اصلی نیروها و امکانات آسیبی نرسید که ما حتی ۲ ساعت کارمان به عقب بیافتد.

[b]فکری که حسن در اولین سفر به سوریه داشت[/b]
یکی از خصوصیاتی که من در این سی سال رفاقت از حسن دیدم، اراده قوی بود.
وقتی در موضوعی به نتیجه می رسید، بعد از توکل به خدا، با قدرت عمل می کرد و من ندیدم هیچگاه در مسئله ای موقف شود.
در مقطعی از جنگ ما تصمیم به ساخت سلاح گرفتیم ولی بعد از بررسی معلوم شد که به خاطر ضعف زیرساختها در کشور، توان ساخت توپ را نداریم چون حتی برای ساخت لوله توپ هم مشکل داشتیم و حسن گفت فعلا همین ساخت قطعات توپ کافیه و بلافاصله سوییچ کرد روی ساخت کاتیوشا.
در موضوع موشکی هم او به شدت دنبال این بود که ما به موشک نیاز داریم و باید از این مسیر سخت عبور کنیم.
یک بار برای من گفت اولین باری که او با تعدادی از مسئولین سیاسی و نظامی به سوریه رفته بودند، آنجا موشکهای فراگ و اسکاد B را آورده و در میدان عملیاتی به آنها نشان دادند.
حسن می گفت من فقط تو این فکر بودم که چطور می شود اینها را به دست آورد.
این تفکر حسن در زمانی بود که کشورهای دیگر هیچ چیزی به ما نمی دادند.

[b]می گفت زمین محل جمع کردن ثواب است[/b]
خیلی سخت است که انسان بخواهد در مورد کسی اینطور با قطعیت صحبت کند مگر اینکه مدت زیادی را با او زندگی کرده باشد.
بنده حدود سی سال با حسن بودم و حتی یکبار ندیدم او برای نمازش وضو بگیرد چون دائم الوضو بود و می گفت نباید بدون وضو بر روی زمین خدا راه رفت. می گفت زمین جای جمع کرده ثواب است.

[b]ثواب کارت را به حضرت زهرا(س) هدیه کن[/b]
یک مرتبه بنده برای انجام یک کار بزرگ و سختی انتخاب شدم که در فناوری آن هم مشکل داشتیم.
حسن من را دید و گفت می خواهی در این کار موفق باشی؟ گفتم بله. گفت برو بچه های گروهت را جمع کن، دستانتون رو بهم بدید و هم قسم بشید و بگویید خدایا ما برای رضای تو این کار را می کنیم و هرچه ثوب هم دارد خودمان نمی خواهیم، تمام ثواب آن برسد به حضرت زهرا(س) و همین طور هم شد. البته بچه های هم خالصانه به حرف او عمل کردند و این کار در کوتاهترین زمان ممکن که کسی هم فکرش را نمی کرد، انجام شد.

[b]اینکه آقا به او لقب "دانشمند برجسته" دادند، تعارف نبود[/b]
اولین قرارداد موشکی را که با صنعت بست، به لحاظ عملیاتی به در ما نمی خورد و من و چند نفر دیگه از دوستان به او ایراد گرفتیم که این چه قراردادیه بستید؟ اما حسن گفت توان صنعت ما همین است و باید کار در کشور از یکجا شروع شود.
کم کم صنعت را رشد داد و روزهای آخر، وقتی برای تست پای سیستم می رفت تا آن را تحویل بگیرد، خودش می رفت و محل اصابت را بررسی می کرد با دقت موشک را بسنجد.
احساس او در سالهای اخیر این بود که در حوزه عملیات به جایی رسیدیم که بقیه می توانند راه را ادامه بدهند و خودش می رفت جایی که احساس نیاز می کرد.
در حوزه عملیات در دروانی که مسئول بود، تلاش های زیادی کرد تا امروز یگانهای ما به حدی باشند که اگر دشمن تعر ض کند، بی شمار یگان جواب او را خواهند داد ولی هنوز در برخی حوزه های فنی و پژوهشی و خودکفایی احساس نیاز می کرد و این که حضرت اقا به ایشان لقب "دانشمند برجسته" را دادند، این یک تعارف نبود.

[b]بارها تا مرز اسارت و شهادت رفت[/b]
در ایام دفاع مقدس، روزها و شبهای زیادی را با حسن گذراندم و اینکه می گویم وقتی به چهره اش نگاه می کردی، صورت یک انسان بهشتی را می دیدی، اینطور نیست که بخواهم درباره اش غلو کنم.
زیر آتش دشمن نمی توان فیلم بازی کرد و انسان در اینگونه مواقع، همانی را به زبان می آورد که در دل دارد.
بارها شد که ما به همراه حسن به دلیل اینکه در تاریکی شب، خط خودی را گم کردیم، در آستانه اسارت قرار گرفتیم اما به او که نگاه می کردیم، با قلبی مطمئن به کارش ادامه می داد.

[b]دوره آموزش دوساله موشکی را ظرف سه ماه تمام کرد[/b]
در سالهای جنگ، طبق توافقی که با یکی از کشورهای عربی کرده بودیم، قرار شد تا به ما موشک بدهند اما گرفتن آموزش از آن کشور ممکن نبود و قرار شد این آموزش در سوریه باشد.
وقتی اولین هسته موشکی برای دوره آموزش به سوریه رفتند، مدت زمان آموزش موشک های زمین به زمین، حدود دوسال است اما حسن و دوستانش بخاطر ضرورت جنگ، این دوره را شبانه روزی سه ماهه گذراندند ولی تازه بعد از این آموزش، کار موشکی ما آغاز می شد.
حسن، همان موقع تعدادی از بچه ها را فرستاد دانشگاه و برخی از دانشجویان با رشته های مرتبط را جذب کرد و اگر می شد این آموزش ها را از دیگر کشورها هم می گرفت و این گلوله برفی که حسن در سال 63 درست کرد، امروز تبدیل به بهمن شده.
اگر امروز ما از تنوع موشکی بالایی با سوخت جامد و مایع و با انواع هدایت و کنترل ها برخورداریم و یا اینکه از این پایه برای تولید موشک‌های حامل ماهواره نیز استفاده می شود، اینها عمدتا مدیون فکر حسن مقدم بود.

[b]مذاکره جالب پدر موشکی ایران با یک هیات خارجی[/b]
در یکی از سفرها، طرف مذاکره ما یک پروفسور خارجی بود اما در طول این مذاکرات به مشکل خوردیم به طوری که نه آنها حرف ما را قبول می کرد و نه ما حرف آنها را.
یک دفعه حسن یک پیشنهاد عجیب داد و گفت بهتر است یک مسابقه فوتبال بدهیم و هرکیس پیروز شد، به حرف او عمل کنیم.
این پیشنهاد اول برای طرف ما که پیرمردهای تحصیل کرده بودند، عجیب بود و فکر نمی کردند در چنین فضای تخصصی این پیشنهاد داده شود اما بعد قبول کردند.
البته اینها یک شوخی بود تا بواسطه‌ آن فضای خشک مذاکرات تلطیف شده و بحث از بن بست خارج شود.
وقتی رفیتم دیدیم آنها یک تیم حرفه ای آوردند و ما به حسن گفتیم این چه پیشنهادی بود دادی؟
اما حسن گفت چاره ای نیست و باید غیرتی عمل کنیم تا آبرویمان نرود.
ما در آن بازی پیروز شدیم و حسن همیشه می گفت فلانی آن روز غیرتی بازی کرد و بهترین بازی عمرش بود. هرچند بنده اصلا نه بازی بلد بودم و نه علاقه ای داشتنم برای بازی کردن.

[b]چند نفر "آدم" داری؟[/b]
یکی روز در قرارگاه کربلا بعد نماز مغرب در یک حسینیه حصیری، شهید بزرگوار حسن باقری به حسن گفت چند تا آدم داری؟ حسن جواب داد: حدود چهار پنج نفر!
ما تعجب کردیم و به او گفتیم تعدا بچه ها که بیش از اینهاست اما حسن گفت: وقتی می گویند "آدم" یعنی کسانی که بتوانند یک لشکر یا یگان را مدیریت کنند و منظورشان نفرات عادی نیست.

[b]به حسن گفتم شما باید فرمانده نیرو شوی[/b]
بنده از همان سال 61 که با حسن آشنا شدم، نیروی او بودم و در موشکی هم جانشینش شدم.
وقتی هم که پیشنهاد فرماندهی نیرو به بنده داده شد، رفتم خدمت حسن و گفتم شما همیشه فرمانده ما بودی و اینجا هم حق اینست که شما فرمانده شوی.
اما او من را تشویق کرد تا مسئولیت را بپذیرم و این، همان روحیه حسن بود که به جایگاه و مقام برای خدمت توجه نداشت.

[b]دوستان شهیدش از دوستان زنده اش بیشتر بود[/b]
روز حادثه سه دقیقه بعد از انفجار به ما خبر رسید و حدود ده دقیقه بعد فهمیدیم که حسن شهید شده اما در مسیر به خودمان تلقین می کردیم که شاید شهید نشده باشد اما دقایقی بعد به این یقین رسیدیم.
بنده الان هم باور نمی کنم حسن شهید شده باشد. او هنوز هم برای ما زنده است.
ما انتظار نداشتیم که حسن به این زودی ها شهید شود و فکر می کردیم حالا حالاها از خدمات او بهره مند می شویم.

این برای ما بسیار سخت است که بنشینیم و از او صحبت کنیم. راجع به کسی که دوستان شهیدش از دوستان زنده اش بیشتر بودند.

[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/13900929132729_PhotoL.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_13900929132729_PhotoL.jpg[/img][/url]
[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/13900929132729_PhotoL.jpg]لينك عكس[/url]
سردار امیرعلی حاجی‌زاده در کنار شهید سردار حسن طهرانی مقدم

[color=olive]90/09/29 [/color]
منبع: خبرگزاری فارس
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900929000912

[i][color=violet][size=9]ببخشيد كه ارسال متوالي دادم. به دليل حجم بالاي مطلب.[/size][/color][/i][/align]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
تشکر از جناب mahdavi3d واقعا جالب بود... و شنیدنی اما کو گوش شنوا... :applause: (البته خودمو عرض کردم )


با این تیکه خیلی حال کردم :

ثواب کارت را به حضرت زهرا(س) هدیه کن
یک مرتبه بنده برای انجام یک کار بزرگ و سختی انتخاب شدم که در فناوری آن هم مشکل داشتیم.
حسن من را دید و گفت می خواهی در این کار موفق باشی؟ گفتم بله. گفت برو بچه های گروهت را جمع کن، دستانتون رو بهم بدید و هم قسم بشید و بگویید خدایا ما برای رضای تو این کار را می کنیم و هرچه ثوب هم دارد خودمان نمی خواهیم، تمام ثواب آن برسد به حضرت زهرا(س) و همین طور هم شد. البته بچه های هم خالصانه به حرف او عمل کردند و این کار در کوتاهترین زمان ممکن که کسی هم فکرش را نمی کرد، انجام شد.

و خودم امتحان کردم واقعا نتیجه میده... :rose:

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]تشکر از جناب mahdavi3d واقعا جالب بود... و شنیدنی اما کو گوش شنوا...[/quote]انشاء الله گوش بكنيم و اجرا كنيم (مِن جمله خودم)
**********************
[align=justify][color=darkred]
گفت‌وگوی اختصاصی فارس با دختر شهید طهرانی مقدم/1
[b]سرداری که همه دوستش داشتند[/b][/color]

[color=darkblue]پدرم آنقدر متواضع بودند که ما تا قبل از شهادتش ایشان را به این اندازه نمی شناختیم. تا وقتی که مقام معظم رهبری راجع به شهید حسن طهرانی مقدم گفتند: ایشان «دانشمند فرزانه» بودند، ما فهمیدیم شخصیت علمی پدرم چه اندازه بالا بوده است.[/color]
به گزارش گروه «حماسه و مقاومت» خبرگزاری فارس، هنگامی که پس از شهادت پدر صنایع موشکی ایران «حاج حسن طهرانی مقدم» نام ایشان پر آوازه گشت، کم بودند کسانی که این اسم را شنیده باشند. اغلب نمی‌دانستند آن دانشمند فرزانه و پارسای بی‌ادعا که بود و چه کرد؟
وقتی پیام تسلیت مقام معظم رهبری منتشر شد، اشتیاق شناختن این سردار عالی قدر فراگیر شد.

در این میان منتسبان شهید به خاطر عمق فاجعه کمتر حاضر به گفتگو می‌شدند. آنها حق داشتند چون شاید بهتر از هر کس بدانند چه کسی از دست رفته است و به تبع، ناراحتی‌شان به اندازه‌ای باشد که دل و دماغ صحبت نداشته باشند.
همچنین در این آشفته بازار بسیارند کسانی که می خواهند از این نمد کلاهی هم برای خود دست و پا کنند، آنان که با روح ولایت مدار حاج حسن بیگانه‌اند، علی رغم چندین مرتبه درخواست‌شان مبنی بر حضور در منزل این شهید با درایت همسر مکرمه حاج حسن مقدم تلاششان ناکام ماند.
ولی یک خبرنگار که کنجکاوی در زندگی این شهید را وظیفه خود می داند نیز حق دارد تمام تلاشش را برای راضی کردن خانواده‌ حاج حسن بکند تا دعوتش را برای مصاحبه قبول کنند.
بی شک اگر نبود دوست مشترک ما و دختر ارشد این شهید، خبرگزاری فارس هم از این توفیق محروم بود که پای صحبت خویشان این بزرگوار بنشیند.
طبیعی بود عزیزانی که در بیت شهید بودند تصور کنند ما صرفا به خاطر امرار معاش و یا حس ژورنالیستی‌مان اصرار داریم مطلبی از شهید پیدا کرده و نفع خودمان را ببریم، به همین دلیل دوست نداشته باشند با این نیت به گفتگو بنشینند.
من که خود را آماده کرده بودم تا با برخورد سرد این خانواده رو به رو شوم وقتی محبت و روی گشاده شان را دیدم همه ذهنیتی ‌که داشتم فراموش کردم. صمیمانه برخورد کردن خانواده شهید مقدم اولین شناختی بود که من از حاج حسن پیدا کردم و فهمیدم این خانواده به راستی برازنده آن شهید عزیز است. آنها با همه اندوهی که داشتند به گرمی پذیرای ما شدند.

اما دوست دارم این سخن را که شاید در دل خیلی دیگر از همکاران ما باشد صادقانه بیان کنم، ما نیز خود را مدیون خون شهیدان می دانیم و می‌خواهیم کسانی که در جمهوری اسلامی کارشان فقط غرولند چندش آور و صدور تز های فوق کارشناسانه(!) است عرض کنیم که مردان بی ادعا ساکتند و خاموش و کشور اسلامی را با ایمانشان پیش خواهند برد. گوشه و کنار کشورمان خالی نیست از حسن طهرانی‌مقدم ها.

گفتگویی که خواهید خواند صحبت‌های زینب طهرانی‌مقدم است که ضمن قدردانی از خانواده شهید مقدم، تشکر می کنم از خانم محمدی که در انجام این مصاحبه ما را بسیار یاری کردند.

[b]*پدری که نمی‌شناختمش[/b]
صحبت در مورد شخصیت چند بعدی شهید حسن طهرانی مقدم حتی برای من که دخترشان هستم سخت است. اگر بخواهیم به یک شناخت کامل از ایشان دست پیدا کنیم لازمه آن بررسی همه ابعاد وجودی شهید طهرانی مقدم است.
اما چون ما با به عنوان خانواده ایشان تنها با بعد شخصی پدرم در خانه آشنا هستیم به تبع از این منظر می توانیم راجع به شهید حسن طهرانی مقدم صحبت کنیم ولی در بحث نظامی و علمی ایشان باید از کسانی پرسید که پدرم را از این نظر می‌شناختند.
پدرم آنقدر متواضع بودند که ما تا قبل از شهادتش ایشان را به این اندازه نمی شناختیم. تا وقتی که مقام معظم رهبری راجع به شهید حسن طهرانی مقدم گفتند: ایشان «دانشمند فرزانه» بودند، ما فهمیدیم شخصیت علمی شهید حسن مقدم چه اندازه بالا بوده است.

[b]*خدا در زندگی سردار عالی‌قدر[/b]
من به عنوان فرزند ارشد ایشان، به چند مورد از ویژگی های شخصی پدرم اشاره می‌کنم: اول، نماز اول وقت.
برای شهید حسن طهرانی مقدم نماز اول وقت از جایگاه ویژه‌‌ای برخوردار بود، به خصوص اینکه آن را به جماعت اقامه کند.
شهید مقدم آموزه‌های دینی را هیچ وقت مستقیما به ما گوشزد نمی‌کرد. طوری که من هیچ وقت یادم نمی آید پدرم گفته باشد، زینب! نمازت را بخوان. وقتی خودشان عملا این کار را می‌کرد نا خودآگاه به ما هم یاد می داد که نماز باید اول وقت باشد.
این قدر این موضوع در وجود ما نهادینه شده بود که وقتی به مهمانی می‌رفتیم و می‌دیدم بعد از پخش صدای اذان هیچ کدام از اهالی خانه توجه نمی‌کنند برایم عجیب بود و می گفتم چطور می شود صدای اذان را شنید اما نماز نخواند؟! در خانه ما وقت نماز همه کارها تعطیل می‌شد.
ما برای بعضی مسائلی که پدرم در وجود ما گذاشته‌‌اند، زحمتی نکشیده‌ایم و به همین علت شاید ثواب زیادی هم برایمان ننویسند.

[b]*روایتی از آخرین نماز جمعه[/b]
شهید حسن طهرانی مقدم بسیار به نماز جمعه اهمیت می داد و سعی می کرد ما را هم به رفتن تشویق کند، البته خالی از هر گونه اجبار و زور.
همیشه نماز جمعه‌های ما پر از خاطرات شیرین از ایشان است. فکر می‌کنم اول ابتدایی بودم که بابا من و حسین برادرم را برد نماز، هوا خیلی گرم بود. جو‌های آبی کنار‌مان بود که پدرم با ما در آن آب بازی می‌کرد تا وقت نماز به ما به خاطر گرما سخت نگذرد.
همیشه در برگشتن از نماز جمعه هر چه می‌خواستیم برایمان می‌خرید، طوری که ما همیشه منتظر بودیم جمعه شود و برویم نماز.
در سخت‌ترین شرایط هم پدرم نماز جمعه‌شان ترک نمی‌شد. حتی در جمعه قبل از انفجار هم برای تفریح رفته بودیم بیرون، شهید مقدم گفت: من بروم نماز جمعه، به شوخی گفتیم: بابا امروز را بی خیال شو، ما به کسی نمی‌گوییم. اما گفت: قول می‌دهم می‌روم و تا ساعت 3 برمی‌گردم. رفت و به موقع هم آمد.
اعتقادشان به نماز طوری بود که شنیدیم شهادتشان هم بعد از خواندن نماز جماعت ظهر بوده. مثل امام حسین مقتدایش که بعد از نماز به شهادت رسیدند.

[b]*عیدی که بدون عیدی گذشت[/b]
پدرم همیشه هر عیدی که می شد به ما عیدی می‌داد. روز عید قرب هم به ایشان گفتیم عیدی ما را بده، اما هر چه اصرار کردیم بابا گفتند: «عید غدیر عیدیتان را می‌دهم». این اولین دفعه‌ بود که همچین کاری کردند.
آخرین دفعه‌ای که ایشان را دیدم بعد از ظهر روز جمعه بود که رفته بودیم بیرون، ایشان ما را رساندند خانه و شهید نواب آمد دنبالشان و رفتند. موقعی که خواست برود خوب یادم هست که مفاتیح به دست رفت چون شهید مقدم عادت داشت همیشه دعای سمات را می‌خواند.
حتی وقتی پسرم طاها، را بعد از تولدش برای اولین جمعه خانه آنها آوردم پدرم گفت: طاها را بگذار امروز در کنار او با هم دعای سمات را بخوانیم.
خیلی به این دعا اعتقاد داشت. واقعا با همه وجود می‌خواند، یکبار ندیدم بی‌میل و بی‌حوصله دعای سمات را بخواند. عاشقانه می خواند و به ما هم یاد می‌داد که بخوانیم.

[b]*اطیعو الله و اطیعو الرسول و اولی‌الامر منکم[/b]
ولایت مداری یکی دیگر از ویژگی‌های شاخص شهید حسن طهرانی مقدم بود.
در مسائل سیاسی سالهای اخیر، گاهی من می‌آمدم می‌گفتم فلانی اینو گفته، یا آن مقام مسئول این حرف را زده که برایم ناراحت کننده بود. پدرم همیشه تنها یک حرف می زد، می‌گفت به هیچ کس کاری نداشته باشید و به حرف کسی گوش ندهید چون آنها امروز و فردایشان مشخص نیست. فقط دنبال مقام معظم رهبری باشید، ببینید ایشان چه می گویند و پشت سر آقا حرکت کنید. به همین دلیل هم بود که هیچ کس نتوانست از ایشان استفاده سیاسی کند، چون پدرم اصلا به هیچ گروهی تکیه نداشت.
پدرم به خاطر خلق خوبش از هر طیف و گروهی دوستان صمیمی‌ای را به خود جذب کرده بود. کما اینکه شاید خیلی هایشان اعتقادات بابا را قبول نداشتند و علنی هم اعلام می کردند. اما از بس شهید طهرانی مقدم مهربان و متواضع بودند که هیچ کس را از خودشان نمی‌رنجاندند.

[b]*سرداری که همه دوستش داشتند[/b]
کسانی در فراغ پدرم گریستند که شاید افکار پدرم را قبول نداشتند اما واقعا اینجا زار می زدند. از ورزشی ها بگیر تا رفتگر کوچه‌مان. از پایین ترین افراد جامعه در شهادت ایشان گریان بودند تا شخص اول کشور، مقام معظم رهبری. همه پدرم را دوست داشتند.
معمولا نظامی ها به خاطر شرایط کاری و سختی کارشان معمولا روحیه منعطفی ندارند اما پدرم اصلا این طوری نبود. همه مشکلات و سختی های کارش را که ما بعد از شهادتشان فهمیدیدم که خیلی هم زیاد بوده پشت در خانه می گذاشت و می آمد داخل.
شهید طهرانی مقدم اول که می رسید خانه حتی لباس هایش را هنوز در نیاورده بود که می نشست با خواهر کوچکم بازی می کرد.
من چون اول محرم به دنیا آمدم پدرم همیشه می گفت اسمت را با خودت آوردی. بعد از شهادتش یکدفعه شاید کار خودشان بود که انگار یکی به من تلنگر زد که اسمت زینب است، یعنی باید زینت پدرت باشی. من همیشه اسمم را خیلی دوست داشتم چون حس می کردم اسم هر کس بی دلیل برایش انتخاب نشده و اسم خیلی روی شخصیت افراد تاثیر گذار است.

[b]*روایتی از دیدارهایمان با مقام معظم رهبری[/b]
اولین دفعه ای نبود که آقا را از نزدیک می دیدم. نخستین دفعه دیدار ایشان این گونه شد که: خواهرم فاطمه کلاس اول ابتدایی بود که نامه ای برای آقا نوشت و گفت: آقا من خیلی دوست دارم شما را از نزدیک ببینم، همیشه عکس شما را می بینم و خیلی دوستتان دارم. یک نقاشی هم برای مقام معظم رهبری کشید.
پدرم نامه را به آقا داده بودند و از آنجا که مقام معظم رهبری بسیار رئوف و مهربان هستند با خواندن نامه گفته بودند این دختر را بیارید پیش من. این شد که ما خانوادگی به همراه عده ای از اقواممان رفتیم خدمت آقا.
دومین دیدار ما با رهبری در مراسم عقدم بود. پدرم همیشه می گفت یکی از دلایلی که من و مادرت خوشبخت شدیم این است که امام(ره) عقد ما را خواندند و همیشه این موضوع را جزء افتخاراتشان می دانست.
من هم خیلی اصرار داشتم خطبه عقدم را آقای خامنه‌ای بخوانند. حدود 8 ماه منتظر شدم تا بالاخره نوبتم شد و آقا من و همسرم را عقد کردند. آخر مراسم مقام معظم رهبری ما را دعا کردند و به همسرم گفتند: خدا خودت، پدرت و پدر خانمت را نگه دارد.
سومین بار در مراسم تشییع پدرم آقای خامنه‌ای را ملاقات کردم، ایشان آن روز چهره‌شان بر افروخته بود و فرمودند: من مصیبت زده شدم.
روز تشییع برای ما خیلی سنگین بود و اول صبح با دیدن آقا و دعایی که برای ما کردند خیلی آرام شدیم.
دفعه چهارم که مقام معظم رهبری آمدند منزل ما با همه دفعات فرق داشت. آن شب احساس می کردم هیبت و عظمت ایشان من را خیلی گرفته و در اوج عطوفت و مهربانی چند باری چشم هایش پر از اشک شد.
ایشان نسبت به پدرم حرف هایی زدند که باعث شد هر وقت بخواهم گریه کنم گریه از سر عجز نباشد چون شهید مقدم جایشان خوب است. من گریه ام به این بابت خواهد بود که همچین وجودی را از دست دادم بدون اینکه درکش کرده باشم.

[b]*پیتزاهایی که حاج حسن می‌خرید[/b]
آقا وقتی در پیامشان گفتند سردار عالی قدر، دانشمند برجسته و پارسای بی ادعا احساس می کنم این سه محوری بود که به تمام مردم دادند که اگر می خواهید عاقبت به خیر شوید یکی علم و همت و پشتکار داشته باشید.
واقعا یکی از مشوق های اصلی من برای درس خواندن پدرم بود. خودشان هم تحصیلاتشان مهندسی متالوژی بود. همیشه من و همسرم را تشویق به درس می خواندن می کردند.
شهید مقدم به شدت نسبت به ما ابراز احساسات می کردند و ما را می بوسیدند. فکر می کنم دیگر هیچ کس در زندگی نتواند به اندازه ایشان به ما محبت کند.
با هر کس هم مثل خودش برخورد می کرد و به سنش نگاه می کرد. هر وقت دیر وقت می آمدند خانه برای خواهرهایم پیتزا می خریدند که از دلشان در بیاورند. می دانستند بچه‌ها این غذا را خیلی دوستدارند.

ادامه دارد...

گفتگو و تنظیم : زهرا بختیاری

[color=olive]90/09/29[/color]
منبع: خبرگزاري فارس
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900928000352[/align]
**********************

گزارش تصويري
مراسم چهلم شهادت شهید تهرانی مقدم در دانشگاه تهران
http://www.farsnews.com/imgrep.php?nn=13900929000809

گزارش تصويري
مراسم چهلم شهادت شهید تهرانی مقدم در دانشگاه تربیت مدرس
http://www.farsnews.com/imgrep.php?nn=13900929001314
**********************

[align=justify][b][color=darkred] ناگفته‌های شهید طهرانی مقدم درباره تشکیل واحد‌های موشکی ایران[/color][/b]

[color=darkblue]شهید مقدم می گوید: وقتی که وارد جنگ شدم، ضعف آتش های پشتیبانی از نیروهای تکور و خطوطی که در اختیار سپاه بود را، به شدت احساس کردم و طرحی را به شهید حسن باقری دادم. مبنی بر این که ما از آتش های پشتیبانی که در اختیار داریم استفاده کنیم.[/color]
به گزارش گروه «حماسه و مقاومت» خبرگزاری فارس، شهید حاج حسن طهرانی مقدم جزو اولین افرادی است که در سال های دفاع مقدس از نبوغ خود استفاده کرد و توانست خدمات شایانی را به سپاه اسلام ارائه دهد.

آنچه پیش روی شماست گفتگوی منتشر نشده‌ای از آن شهید بزرگوار است که در سال 89 تهیه گردیده است . مصاحبه ای که تنها یک سوال داشت. این گفتگو در ویژه نامه ای که به مناسبت اربعین ایشان تهیه گردیده منتشر شده است.

[b]*سردار از ناگفته های تشکیل توپخانه و موشکی در جمهوری اسلامی ایران برایمان بگو یید؟[/b]
بسم ا...الرحمن الرحیم، اللهم صلی علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و السر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک. السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.
من بنا دارم در این باره راجع به مبانی و استراتژی و به قول برادر بزرگوارمان در باره ناگفته‌های تاریخچه ی تشکیل فرماندهی موشکی در جمهوری اسلامی، مطالبی که به ذهنم می‌رسد، خدمت شما عزیزان عرض کنم که خاطرات بچه هایی که تدوین شده رو تکمیل نماید. بنا براین مبنا، ذکر خاطره یا مسایل آنچه که بر موشکی گذشت، نیست. آن نقاطی که نقاط عطف هست، من بیشتر به آنها اشاره می کنم.
یک مقدمه ای این بخش دارد که استراتژی و دکترین دفاعی سپاه در جنگ بر مبنای مأموریت و نیازمند یهای جنگ تعریف شده؛ مفهوم حرف این هست که ما نیامدیم قبل از تشکیل واحدها، استراتژی و دکترین تعریف کنیم، بر این مبنا چارت و تشکیلات سازمانی ایجاد کنیم، نیرو بگیریم آموزش بدهیم و برمبنای آن، استراتژی یک حرکت کلاسیک رو شروع کنیم. آن نیازهای جنگ، آن دکتری نها رو تعریف می کرده.
دلیلش هم این بود که سپاه آمادگی شرکت در یک عملیات کلاسیک را نداشت، اصلاً مبنای سپاه این نبود. وقتی که عراق با کمک 46 کشور، مستقیم و غیرمستقیم، علیه جمهوری اسلامی، به منظور براندازی نظام مقدس وارد عمل شد مفهومش این بود که ما از همه ی توانمندی هایمان برای مقابله با این تهدیدات استفاده کنیم. مفهوم کاربردی دیگر، توانمندی کشور، سپاه بود. سپاهی که من یادم می باشد، برای این که چریک های فدایی خلق بتونن محبوبیت و مقبولیت مردمی ایجاد کنند، شعارنویسی و دیوارنویسی هاشون این بود که "سپاه را به سلاح سنگین مجهز کنید" هیچ وقت معنی این جمله یادم نمی رود.
سلاح سنگین مفهومش این بود که، ما یک ارتش کلاسیک داشتیم که می بایستی از رزمندگان پشتیبانی نماید و سپاه هم خط شکن باشد و بتواند تهدیدات دشمن رو خنثی کند و خط را تثبیت کند و برای پدافند در اختیار ارتش قرار بده. پس نیازمند یهای سپاه درآفند تعریف می شد. عملیات های آفندی عمدتاً بر مبنای نیروهای تکور و سلاح هایی که رزمندگان با خودشون می تونستند بِبرند، تعریف می‌شد.
سلاح های پشتیبانی کننده که در خطوط عقب تر از لجمن قرار می گرفت، مفهوم کاربردیش این بود که به عهده ی ارتش بود. چون سپاه بنا نداشت که واحدهاش رو سنگین کنه و آتش های پشتیبانی رو تأمین نماید. هواپیما و هلی کوپتر داشته باشد، تانک داشته باشد، سپاه باید سریع عمل می کرد، سریع جابجا می شد و از نیروهای کلاسیک جنگ که ارتش جمهوری اسلامی بود، برای حمایت ها و پشتیبانی های لازم در دوره ی جنگ و پدافند از خطوط فتح شده استفاده می برد.
این صحبت ها مفهومش این می باشد که ما با آتش خیلی بیگانه بودیم. مفهومش این بود که در اختیار ارتش بود. پس به حول و قوه ی الهی، این هایی را که می گویم تشکیل موشکی است، خاطره نیست.
وقتی که وارد جنگ شدم، ضعف آتش های پشتیبانی از نیروهای تکور و خطوطی که در اختیار سپاه بود را، به شدت احساس کردم و طرحی را به شهید حسن باقری دادم در سال 1360 که حدود پاییز 1360 بود. مبنی بر این که ما از آتش های پشتیبانی که در اختیار داریم،
که عمدتاً انواع خمپاره اندازها بود از اینها بتوانیم در یک شبکه ی کلاسیک که امروزه به عنوان فرماندهی آتش های پشتیبانی یا مرکز تطبیق های آتش ازش نام می برند، که آتش هم دارای فرماندهی باشد و این طرحی را به شهید حسن باقری دادم که ما می توانیم از آتش های پشتیبانی مان درجبهه به صورت فرماندهی شده استفاده کنیم و مفهومش اینه که در قالب طرح
توپخانه می تونیم آتش های خمپاره را، براش فرماندهی بگذاریم.
شهید حسن باقری که از نوابغ جنگ و چهره ی بی بدیل و بدون جایگزین در جنگ ما بود، این مطلب را خیلی هوشمندانه گرفت و من دیدم یک مطلبی را نوشت، تایپ هم کرد از آقامحسن(رضایی) امضاء گرفت. گفت مقدم این حرفی را که زدی، برو اجرا کن.
گفتم: من بروم اجرا کنم؟!
گفت: مگه حرف نزدی؟ برو آتش های خمپارهی سپاه را سازماندهی کن.
به چهار قرارگاه قدس، نصر، فجر و فتح. این چهار قرارگاه ما در جنوب بود. ابلاغ کرد که برادر حسن تهرانی مقدم برای ساماندهی آتش های پشتیبانی معرفی می شوند و همکاری لازم را با ایشان انجام بدهید. ما اینجا با برادر حسن شفیع زاده، این شهید بزرگ و با اقتدار و با صلابت، اینجا همراه شدیم و خمپاره اندازهای سپاه را سازماندهی کردیم و طرح فرماندهی آتش را در عملیات طریق القدس، در وقتی که عراق تصمیم گرفت که سوسنگر را و دهلاویه را از ما بازپس گیری کند و بتواند بستان را بگیرد، اوج اقتدار این فرماندهی آتش آنجا نمایان شد. یعنی ما تمام آتش های جنگ را، روی پل سابله متمرکز کردیم و فرماندهی آتش بر
قرار شد و عراق روی پل سابله شکست، تانکش خورد، دو نیم شد. یک قسمی که متکی به رودخان هی نیسان بود، عقب نشینی کردند، یا به عبارتی فرار کردند، آن قسمتی هم که از پل سابله به سمت بستان بود، به اسارت جمهوری اسلامی در آمدند و حمله ی نهایی عراق شکست خورد. لذت فرماندهی آتش را برای اولین بار، سپاه در عملیات طریق القدس چشید. بعد از آن در عملیات فتح المبین هم از فرماندهی آتش های خمپاره استفاده کردیم.
عملیا ت فتح المبین تمام شد، من در سپاه شوش گزارش را وقتی به آقارشید می دادم، دیدم آقارشید دارد می خندد، . شهید دکتر مجید بقایی، فرمانده سپاه شوش آ نجا حضور داشت. دیدم آقارشید با خنده میگه مقدم برو توپخانه ی سپاه را سازماندهی کن. برو سراغ توپخانه. گفتم: آقارشید ما داریم خمپاره را سازماندهی می کنیم.
گفت: در عملیات فتح المبین اگر اشتباه نکنم، 184 قبضه توپ، انواع توپ های روسی به غنیمت سپاه دراومده بود. آن موقع 9 تا سپاه، تیپ داشت. گفت توبرو، تو آن توپ ها را بیاور سازماندهی کن و مأموریت جدید تو اینه و توی فروردین 1361 ، آقارحیم یک حکم
مسئولیت، در واقع آتش های پشتیبانی سپاه را، در گلف اهواز، به من داد.
همان فروردین 1361 بود که ما وارد فاز توپخانه شدیم. یعنی سپاه وارد توپخان هی کلاسیک شد. یعنی آتش های پشتیبانی کم کم داشت شکل خودش را در سپاه پیدا می کرد که ما با شهید بزرگوار، حسن شفیع زاده، اولین نفری بود که رفتم دنبالش بعد از فتح المبین از
تیپ المهدی از شوش آوردمش پیش خودم. آقای محمد آقایی که از مسئولین توپخانه ی سپاه بودند و به انضمام شهید ناهیدی، این بچه های نخبه ی باهوش را ما جمع کردیم، توپخانه ی سپاه را تشکیل دادیم. سپاه دارای توپخانه شد.
سپاه کم کم احساس می کرد برای عملیات هاش نیاز به آتش های پشتیبانی داره که برابر با طرح عملیات خودش، بتونه طرح ریزی نماید و یگان های رزمی خودش را پشتیبانی نماید.
از آن زمان به بعد ضرورت ایجاد آتش های پشتیبانی برای رزمندگان بیشتر احساس می شد. به قسمتی که ما به تدریج توپخانه ها را سازماندهی کردیم و توپخانه ی سپاه تشکیل شد. مرکز تعمیر و نگهداری در گلف، در منطقه ی جنوب گلف تشکیل شد. مرکز آموزش را
ما احداث کردیم و خود شهید شفیع زاده با این که از بنیانگذارهاش بود با سردار زهدی در اصفهان راه اندازی کردند. به تدریج شاهد توسعه ی مجموعه های فرماندهی قرارگاه های توپخانه در سپاه بودیم که ناگهان آقا رحیم پیشنهاد تشکیل موشکی را داد. پس متوجه می شویم آتش های پشتیبانی به تدریج از اساس خودش به بردهای بلندتر دسترسی پیدا می کرد.
اما ماجرا چه بود؟ موشک به چه شکلی در جمهوری اسلامی ایران پدیدار شد؟ در زمان طاغوت، به شدت درخواست انواع راکت ها و موشک ها را از آمریکایی ها داشتتند. آمریکایی ها قبول نمی کردند که شاه را به موشک های زمین به زمین مجهز بکنند. من یادم می آید در اسنادی که ما در یکی از مقرهایمان، من داشتم مطالعه می کردم، سپهبد " میم باشیان " که
مسئول تأمین اقلام عمده ی دفاعی شاه بود، بعد هم به " طوفانیان " واگذار کرد، بعد فرماندهی توپخانه ی شاه شد، من توی اسناد دیدم که درخواست کرده بود که حتی آمریکایی ها یک موشکی بنام " رادرسون " داشتند که یک راکت 60 کیلومتری بود و آمریکایی ها تلویحاً قبول کرده بودند که این راکت را بدهند. برای شاه اوج آرزویش بودکه دسترسی به یک راکت 60 کیلومتری پیدا کند، آن هم از تولیدات ایالات متحده.
آمریکایی ها حاضر نبودند این سلاح را به ایران بِدهند و شاه استدلال می کرد که شوروی به دشمن اصلی ایران که عراق است موشک یا راکت فراگ 7 و موشک اسکاد بی را داده، تو حاضر نیستی به ما حتی یک راکت تاکتیکی 60 کیلومتری بدهی. من یادم است در آن
اسناد که مطالعه کردیم، شاه برای این که در واقع عزم خودش را برای خواستش پافشاری کند، نشان بدهد، یک چرخش عجیبی می کند و می رود طرف روسها و سلاح های روسی خریداری می کند و نشان می دهد که اگر تو از من حمایت و پشتیبانی نکنی، من متکی
می شم به روسها. الان بخشی از سلاحهای روسی که توی ارتش شاه می بینید مربوط به آن زمان هست مثل توپ 130 میلی متری و کاتیوشا که محصول، معاملات شاه با شوروی آن موقع، برای فشار آوردن به آمریکا برای گرفتن موشک های تاکتیکی زمین به زمین.
مفهوم کاربردیش این است که ما با عراقی در حال جنگ بودیم که قبلاً به موشک های فراگ 7 و موشک اسکاد بی مجهز شده بود. مفهوم کاربردیش این بود که عراق برای فشار آوردن به عقبه های ما که جنگ ما، سبقه ی مردمی داشت و مردم از شهرهای ما می آمدند وارد جبهه می شدند، این شهرها را تحت فشار و خانواده ها را تحت فشار قرار بده که از سیل و گسیل
نیروی انسانی از شهرها به جبهه و تقویت یگان های رزم سپاه به عنوان نیروهای بسیجی جلوگیری کند. بهترین حربه اش هم این بود که با شروع عملیات جنگ شهرها و آوردن فشار روی شهرها مانع از گسیل نیروهای مردم ما به خطوط بشه.
طبیعی بود که بخشی را از هواپیماهای تهاجمی اش استفاده می کرد، بخشی هم از موشک های فراگ 7 و اسکاد بی. ولی، جمهوری اسلامی تحمل می کرد. تذکر می داد. اخطار می داد تا این که روزی امام تصمیم گرفتند که به سکوت شان در برابر تهاجمات وحشیانه و بی منطق عراق به شهرها پایان بدهند و یک روز من در قرارگاه بودم، به عنوان فرمانده توپخانه ی سپاه. به من اعلام شد که آماده باش که گلوله های هشدار دهنده ی منور روی بصره بزنی و با عملیات هماهنگی که ما با صدای برون مرزی جمهوری اسلامی که در منطقه ی اهواز بود، انجام می دادیم، اعلام به عراق می کنیم که این گلوله های هشداره و این گلوله های هشدار تبدیل به گلوله های جنگی خواهد شد و عراق باید به حملات، بر روی شهرهای ما پایان بده.
این فکر می کنم درواقع 18 بهمن 62 ، اتفاق افتاد و من اومدم روی کالک امکان تیر را روی نقشه دیدم که توپخانه ی ما هم حتی بردش به بصره نمی رسه. مجبور شدم توپخانه را بیارم به خط اول در منطقه ی شمال شلمچه، توپخانه را مستقر کردیم. بخشی از گلوله های
منور عراق هم که غنیمت گرفته بودیم را در اختیار داشتیم. رادیوی برون مرزی عربی ما شروع کرد به مارش و پیام به مردم عراق دادن و ما هم شروع کردیم به زدن گلوله ی منور روی بصره و نشوه. این اقدام، اقدام هشدار دهنده ی جدی نبود که عموم عراق را تهدید کند. بصره، شهر مرزی جنگی بود مثل اهواز ما و اگر هم چهار تا گلوله توش می افتاد خیلی به
سیستم حکومتی بعث عراق فشار وارد نمی کرد. این طبیعی است که شهرهای جنگی در برابر گلوله قرار می گیرند. عقبه های عراق مهم بود تهدید شود که ما در آن موقع توانمند برای تهدید به عقبه های عراق نبودیم.
ما یک سفری در تابستان سال 1363، با یک هیئت بلندپایه سپاه و وزارت سپاه در دعوتی و بازدیدی که از ارتش دو کشور داشتیم، رفتیم. مسئول هیئت آقای محسن رفیقدوست بود. آقارحیم هم به عنوان، درواقع ارشد فرماندهان، ایشان را یاری می کردند و از یگان های تخصصی هم فرماندهانشون حضور داشتند.
بنده و شهید بزرگوار حسن شفیع زاده از توپخانه ی سپاه توی آن سفر عازم شدیم. اینجا آغاز فعالیت موشکی جمهوری اسلامی ایران بود.
ما در سفر اول برای اولین بار راکت فراگ 7 و موشک اسکاد بی را در یکی از کشورهای خارجی دیدیم و در کشور دیگری هم مورد بازدید قرار گرفت. بنده هم دنبال فراگ 7 بودم که چه جوری فراگ 7 را وارد جمهوری اسلامی کنیم و تخیل دورم هم نمی رفت که وارد بحث موشک اسکاد شویم. گفتیم این نشدنی است. این موشک غول آسا و دست نیافتنی است ولی فراگ 7 را درخواست کنیم، آقای رفیقدوست از اینها بگیره و ما بتونیم عقبه ی 60 کیلومتری که شهرهای تعداد بی شماری را هم می تونست مورد هدف قرار بده، این را بتونیم از کشورهای X و Y بگیریم و من هم خیلی اصرار می کردم که این کار بشه و برای همین حتی توضیحاتی که می دادند، یادداشت می کردم. حتی یک آموزش ابتدایی هم خودم توی همین توضیحات دیدم که اگه روزی این سلاح دست من افتاد خودم بتونم به کارش بگیرم. تا این حد دقیق شده بودم. ما وقتی برگشتیم، متوجه شدیم در آن سفر توافق شد کشور X آموزش به ما بدهند و کشور Y قرار شده موشک اسکاد بی را به جمهوری اسلامی بدهد و یک سایت "هاگ" هم از ما گرفت، یعنی گفت حالا اگر شما این را می گیرید این را هم به ما بدید. من سایت پدافند موشکی هاگ را توی حضور ذهن دارم که ایران به اینها یک سایت هاگ داد.
من یک روز مهر سال 1363 توی مقر توپخانه بودم توی اهواز، آقارحیم من را خواست، گفت: آماده باش یک تیمی از فرماندهان و مسئولین توپخانه ی سپاه را آماده کن و اعزام بشید برای آموزش موشک اسکاد بی که متعجب گفتم: آقارحیم چی...اسکاد بی؟
گفت: بله. شما بروید موشک را آموزش ببینید که اگر روزی ما این مجموعه را داشتیم شما بتوانید این مجموعه را به کار بگیرید. اما مهر 1363 دکترین نظامی بر مبنای نیازمندی ها
داشت پله به پله تعریف می شد. چرا وارد موشکی شدیم؟ نیاز جنگ، نیاز به عملیات مقابله به مثل دشمن.
فرض می کنیم این تحقق پیدا نمی کرد. مطمئن باشید که موشکی هم وارد سپاه و وارد جمهوری اسلامی نمی شد و فرماندهی موشکی هم وجود نداشت. چون در نیازهای نیروهای تکور ما آتش های پشتیبانی در حد توپخانه وجود داشت. بیش از این هم در مأموریت سپاه
نبود. نکته ی مهم ؛ ما چهار مأموریت کمک مستقیم، تقویت، عمل کلی، تقویت و عمل کلی را رد رده های توپخانه ی سپاه سازماندهی کرده بودیم. از هویتزرهای 122 میل یمتری (تو پ هویتزر)، هویتزرهای 152 میلیمتری، توپ های دوربرد و 130 میلی متری و کاتیوشا و مأموریت سپاه را داشتیم. در بضاعت خودمان پشتیبانی می کردیم. موشک یعنی زدن عمق اهداف دشمن، مأموریت ارتش بود و این مأموریت به دلیل ماهیت انقلابی گری و مسیرهای میان بر و سرعت عملی که سپاه داشت، به سپاه واگذار شد.
در تصمیمی که در شورای امنیت ملی گرفته شد، مأموریت تجهیز به آقای محسن رفیقدوست داده شد و مرحله ی بکارگیری به فرماندهی توپخانه ی سپاه و من 17 پرسنل توپخانه را همانجا جدا کردم.
یک تیم 130 نفره را انتخاب کردم، و مأموریت را به من واگذار کردند که این تیم را ببرم و آموز شها را وارد بدنه ی سپاه بکنم. ما معنی و تعریف اولیه ی آموزش ها را نمی دانستیم،
آمدیم آموزش موشکی را ببینیم. چه نوع موشکی؟ گفتم: اسکاد.
گفت: فراگ 7 هم؟ گفتیم: " فراگ 7 هم".
این ها هیچ کدام تعریف شده نبود. گفت گردان ها را، تعریف کردن، شما هم باید گردان فنی یا گردان پرتاب، گردان هواشناسی بشید و تیم ها را هم تقسیم کنیم و دیدیم به اندازه ی هر تخصص هم یک آدم همراهمون نیست. مجبور شدیم هر پرسنل را بگذاریم حداقل دو و
سه تخصص را آموزش ببینند. فرمانده آ نها گفت: زمان؟
گفتم: ما عجله داریم، می خواهیم سریع و دوماهه برگردیم. آنها گفتند: ما برای ارتش خودمان که آموزش های کلاسیک را هم دیدند، کمتر از شش ماه کسی قادر نیست این آموزش ها را ببیند. چطور شما، زبون ما را هم نمی فهمید و می خواهید با مترجم که بخشی از وقت را هم مترجم می گیره دو ماهه آموزش ببینید!؟
گفتم: اصلاً ما تلاش شبانه روزی می کنیم، شما این را به عهده ی ما واگذار بکنید. اگر من احساس کردم که آموزش کفایت نمی کند و پاسخی نگرفتم، از شما درخواست می کنم که آموزش را تدوین کنید.
به بچه هایمان گفتیم: آقا تلاش شبانه روزی. از صبح، بعد از نماز صبح، در تاریکی کار ما شروع می شد، تا حداقل 10:00 ، 10:30 شب. طوری که بچه ها، عکس هاشون را نگاه کنید چشم ها گود رفته، شکم ها چسبیده به استخوان ها، و این به دلیل این بود که من به این بچه ها، طی این دوره ی آموزشی فشار آورده بودم. درس سنگین بود و ما هم می بایستی مسئولیت های لازم را پس از این که این سیستم را در اختیار ما قرار می دادند، پاسخ می دادیم.
قبل از رفتنمان آقارحیم به من گفت: شما مسئول موشکی را کی معرفی می کنید؟ چون یک محموله از سلاح اسکاد عن قریب از خارج تحویل می گیریم و آماده باشید که این مجموعه را تحویل بگیرید و آدمی را به من معرفی کن که بتونه این مجموعه را سازماندهی کند، تا شما برگردید.
من هم یکی از برادران را معرفی کردم. آقارحیم هم ایشان را می شناخت. گفت خیلی خوب، بچه ی خوبی است. گفت اسمش را چه بگذاریم؟ گفتم: آقارحیم هر چی شما بگید. آقارحیم فکر کرد و گفت می گذاریم " حدید ". گفتم آقارحیم باشه. اسمش را گذاشتیم گروه حدید.
پس مجبور شدیم یک گروهی را هم از توپخانه جدا کنیم، بیاییم در واقع هسته ی اولیه موشکی را تشکیل بدیم تا تیم آموزشی بر گردد جا و مکان را تأمین کند و شرایط به کارگیری موشک را فراهم کند.
ما ظرف دو ماه و ده روز دوره های لازم را دیدیم و ما اولین گامی که توی این زمینه انجام دادیم ؛ بچه ها را گذاشتیم تدوین، در تهران، آنچه که آموزش دیده بودند. گروه های آموزشی ترکیب کردیم و تدوین کردیم و کتاب ها را هدیه دادیم به آقای محسن رفیقدوست به
عنوان پدر موشکی جمهوری اسلامی ایران و من رفتم گفتم: آقای رفیقدوست، این کتاب ها تقدیم به شما، به عنوان بنیانگذار اصلی موشکی جمهوری اسلامی.
توی این زمان اتفاق عجیبی افتاد، این که ما می خواستیم حالا با فرهنگی کار کنیم که اساساً با این فرهنگ کاملاً بیگانه بودیم یعنی سیستم مستشاری روحیه ی انقلابی بچه های سپاه به انضمام عملکرد نامناسب و استکباری و بداخلاقی های تیم اعزامی از یکی از کشورها و روزگاران بسیار سختی بر ما گذشت.
بچه ها وقتی که مستشاران نبودند و دستگاه را تعطیل می کردند، باز می کردند و می دیدند و باهاش تمرین می کردند. از این کارها غافل نبودیم که مسایل تخصصی یادمان نرود.
و اما اتفاق عجیبی که این جا اتفاق افتاد این بود که امام(ره) از طریق شورای امنیت ملی ایران به عراق اخطار می دهد که اگر به حملات تان علیه شهرها ادامه بدید ما هم عملیات مقابله به مثل را شروع می کنیم. اصلا تصور عراق نبود و این تهدید ایران کوچک ترین اثری روی شدت عملیاتهای عراق نمی گذاشت تا اینکه امام(ره) دستور دادند غیر از بغداد یک موشک اخطار به سمت عراق شلیک شود که ما پالایشگاه کرکوک را پیشنهاد دادیم. مورد تصویب قرار گرفت. قرار شد که اولین موشک جمهوری اسلامی به پالایشگاه کرکوک به عنوان اخطار به عراق شلیک شود.
مرحبا و درود بر امام بزرگوار ما، تا اتمام حجت به دشمن نمی کرد، تصمیم نمی گرفت. اقدامات ایران از گلوله ی منور روی بصره شروع شد. تبدیل شده به گلوله های توپخانه که
تیر اخطار پالایشگاه کرکوک که این صدام جانی را متنبه کنه، دست از این شرار ت هاش برداره.
اولین موشک از موضع حضرت زینب(س)، شمال اسلام آباد در شب شلیک شد و وحشت پرتاب اولین موشک را در شب ما دیدیم. دیدیم که اساساً با آتش توپخانه اصلاً هیچ قابل مقایسه نیست؛ چیز دیگریست.
این را هم عراق جدی نگرفت و اعلام کرد تیم های خرابکار ایران با بمب گذاری در پالایشگاه کرکوک بحران آفرینی کردند و القا کرد که یک عملیات خرابکارانه ی نیروهای هوادار ایران در کردستان عراق است که منجر شد به دومین پرتاب موشک و اولین موشک پرتاب شده به قلب بغداد یعنی بانک رافدین و این موشک مورد اصابت قرار گرفت و عملیات های موشک طبق شش مرحله ادامه پیدا کرد و مفهومش این بود که بین 5 تا 11 بار تعداد متنابهی(موشک پرتاب می شد)، این جا دیگر جلوی عملیات جنگ شهرها را می گرفت واقعاً.
من به شما می گویم که اگر آن تدبیر حکیمانه ی امام(ره) و آن تصمیم استراتژی این بزرگوار نبود، معلوم نبود آن شیمیایی که به خط اول جبهه ی ما می زدند، توی شهرهای ما چه قدر قربانی میلیونی از مردم ما می گرفت و چه فاجع های بود. هیچ کس نیامد اینها را برای مردم بگوید. عراق برنامه ی تهاجم گسترده ی شیمیایی داشت که اولین حمله شمیایی اش را من یادم می آید و اولین گلوله ی شیمیایی عراق در عملیاتی درمنطقه شمال طلاییه در شرق مجنون در نزدیک قرارگاه نصرت اصابت کرد. اولین گلوله در عملیات خیبر، جایی که هلیکوپترهای ایران روی جاده بودند اولین گلوله ی شیمیایی برخورد کرد و بوی اولین
گلوله ی شیمیایی به مشام من رسید که ما خونده بودیم که چه بویی می دهد. بوی سیر می داد، سیر تازه.
هیچ وقت یادم نمی رود. من یک دونه از این تویوتاهای کالسکه دستم بود. تا این(گلوله شیمیایی) خورد برگشتم و ماسک شیمیایی دستم بود، گفتم :ای نفس، آقای جلالی ارزشش برای جبهه از تو بیشتره، این را برو بده به این. من رفتم ماسکم و وسایل ایمنی که داشتم را دادم به سردار جلالی عزیز خودمان که آن موقع تیمسار جلالی می گفتیم. هیچ وقت یادم نمی رود ایشان توی آن خاک و توی آن پرواز هلیکوپترها و توی آن شرایط آ نجا بود.
همان گلوله ی شیمیایی مبنا شده بود با یک توپی که ساخته بودند، توپ 180 کیلومتر دوربرد و با بمب هایی که روی هواپیماهاشون می بندند علیه شهرهای ما استفاده کنند و دیگه حالا صدها و صدها کشته و شهید از ما نگیرند. این تبدیل بشه هزاروهزار شهید شیمیایی.
همان کاری که در حلبچه عراق کرده بود و برنامهاش این بود. حالا شما فرض بگیرید اگه موشکهای ما نبود و مقابله به مثل صورت نمی گرفت چه اتفاقی می افتاد؟

[color=olive]90/09/30[/color]
منبع: خبرگزاري فارس
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900930000577
**********************

[color=darkred] يادداشتی از سرلشکر رشید/
[b]واحدهای موشکی که مقدم بنا کرد بارها صهیونیستها را درهم کوبید[/b][/color]

[color=darkblue]واحدهای موشکی و توپخانه ای که مقدم بنا کرد، بارها و بارها دشمنان را، بعثی ها را، منافقین را و صهیونیست ها را درهم کوبید و انتقام خون مظلومیت شیعه را از دشمنان کافر و منافق و پلید و جنایتکار گرفت.[/color]
به گزارش گروه امنیتی دفاعی خبرگزاری فارس، سردار سرلشکر غلامعلی رشید جانشین رییس ستاد کل نیروهای مسلح و از همرزمان سردار شهید حسن طهرانی مقدم، به مناسبت اربعین این شهید بزرگوار یادداشتی را منتشر و در آن به برخی ویژگی های پدر گمنام موشکی ایران اشاره کرد که متن آن به شرح زیر است:

30 سال قبل در همین روزها بود. در سنگر فرماندهی و قرارگاه هدایت عملیات طریق القدس بودیم، که حسن وارد شد.
آن روزها جوانی 21 ساله بود و مسئول آتش تیپ کربلا. نامه ای که در دست داشت را به دستم داد. احساس کردم پیشنهادی که در نامه نوشته است از استحکام و پشتوانه علمی و عملیاتی برخوردار است.

پیشنهاد حسن از یک نگرانی حکایت می کرد و راه حلی برای غلبه بر این نگرانی ارائه کرده بود. بعدها وقتی یکدیگر را می دیدیم ماجرای آن روز را به عنوان یک خاطره نقل می کرد و خطاب به دوستان و برادران سپاهی می گفت «آقارشید نامه ام را که تحویل گرفت و خواند، رو به من کرد و گفت؛ حسن آقا! برو دنبال توپخانه و من که از این موافقت سریع تعجب کرده بودم پرسیدم؛ آقا رشید چی؟! و آقا رشید با لبخند گفت؛ حسن آقا خمپاره ها را رها کن. برو دنبال توپخانه، ما نیازمند واحدهای پرقدرت آتش هستیم».

من هنوز دستنوشته آن روز شهید حسن تهرانی مقدم را در دفترچه خود حفظ کرده ام.

و حسن، جوان 21 ساله آن روز، مثل ژنرالی پخته و با اراده رفت دنبال سازماندهی توپخانه و فقط فقط 5 ماه بعد بود که سپاه صاحب توپخانه شد و شهید حسن مقدم با تیمش (شهید حسن شفیع زاده و...) اولین آتشبارهای توپخانه را در عملیات بیت المقدس سازماندهی کردند من که درباره جنگ غالبا کتاب مطالعه می کردم به او می گفتم: حسن! خداوند در کنار سپاهی و ارتشی می جنگد که توپخانه قدرتمندی داشته باشد!

خیلی خندید و خوشحال شد. این جمله را من از متن تاریخ و از کلماتی که یک فرمانده بزرگ در میدان جنگ بکار برده بود، برای حسن آقا نقل کردم حقا که حسن برای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی توپخانه و بعد هم واحدهای موشکی قدرتمندی سازماندهی کرد و اکنون همه قدرت آتش توپخانه و موشک های سپاه، مدیون تلاش شبانه روزی و اراده و فکر اوست و در یک کلمه مرهون مجاهدات خالصانه حسن تهرانی مقدم است.

همان توپخانه ها و واحدهای موشکی که بارها و بارها دشمنان را، بعثی ها را، منافقین را و صهیونیست ها را درهم کوبید و انتقام خون مظلومیت شیعه را از دشمنان کافر و منافق و پلید و جنایتکار گرفت.

حسن مقدم نمونه بارزی بود از فرماندهان جوان که به برکت انقلاب اسلامی و 8 سال دفاع مقدس، کشف و شناخته شد و در ادای دین به انقلاب و مردم و اسلام همه هستی اش را خالصانه و صادقانه فدا کرد و یک راه نورانی پیش پای جوانان مومن قرار داد تا به این شهید عزیز اقتداء کنند و الگوی تلاش و علم و عمل و انجام کارهای بزرگ- برای جوانان مومن و انقلابی باشد.

حسن هم مثل فرماندهان بزرگ سپاه، بنیانگذار بود. بنیانگذار توپخانه و موشک های سپاه.

گفتنی است که در ارتش های دنیا، معمولا ستادهای رده بالا و دستگاه های دفاعی و برنامه ریزی کلان کشور تصمیم می گیرد و اراده ملی شکل می گیرد و سیاست گذاری می کند و هدایت و هماهنگی می کند و تلاش های وسیعی را متمرکز می کند و واحدی (گردان-تیپ-لشکر-توپخانه و...) را ایجاد می کنند و آنرا می سپارند به یک فرمانده که آن فرمانده نقشی در ایجاد و خلق آن واحد ندارد، اما حسن تهرانی مقدم مثل حسن باقری، مهدی باکری، حسین خرازی، احمد کاظمی و... بنیانگذار یگان خویش بودند و از اول خشت خشت یگان و واحد را روی هم چیدند و قدم به قدم مثل مادری که فرزند خویش را تربیت می کند آن یگان را رشد دادند، زیرساخت لازم را فراهم آوردند و شب و روز تلاش کردند تا آن واحد را بسازند و سال ها هم خودشان فرمانده آن یگان بودند.

این نوع مردان بزرگ مثل حسن، عزم و اراده بزرگ، فکر بلند و دل و روح بزرگی دارند که همه ظرفیت ها را در آن عرصه بسیج می کنند و با مدیریت و فرماندهی خود، تک تک آدم های موثر را پیدا می کنند و با قدرت جمع کنندگی خویش، محور و علمدار می شوند و موانع را از پیش پا بر می دارند و واحد مورد نظر را با هدف و ماموریتی که از او، نظام و فرماندهی کل سپاه خواسته ایجاد می کند و خودش هم مسئولیت آنرا بر عهده دارد بنابراین بنیانگذارانی مثل حسن تهرانی مقدم، تمام آن بار اراده ملی را به دوش می کشند.

حسن پس از جنگ هم این راه را ادامه داد و با فکر بلند و بر پایه علم و تجربه ای سنگین، کارهای بزرگ دیگری را انجام داد.

حسن را خداوند تبارک و تعالی پس از جنگ نگه داشت تا 22 سال تلاش شبانه روزی با دستاوردهای بزرگ علمی و فناوری و عمل نظامی نیز در کارنامه سراسر ایثار و فداکاری وی ثبت شود و آنگاه جامه سرخ شهادت بپوشد و به لقاءالله بپیوندد.

حسن، خلق و رفتار و گفتار حسن داشت و برادر او (محمد) چه زیبا درباره اش گفت ولی حسینی رفت.

خداوند لیاقت این نوع شهادت را به مجاهد عارف و عارف مجاهدی همچون حسن تهرانی مقدم عنایت می فرماید.

در شهرک محل سکونت و در شهر، میان خلق، زندگی عادی داشت بی آنکه نامحرمان بدانند او کیست؟ چه می کند؟ اطرافیان، همسایه ها، همه می دانند که او مردی بزرگ بود، اما نمی دانند بزرگی روح او چقدر بود؟ و تا کجا امتداد داشت؟ رغبتی به پست و مقام نشان نمی داد وقتی که چند سال قبل او را به جانشینی نیروی هوایی سپاه دعوت کردند و برای او حکم هم زدند ولی حسن آرام، از مقر فرماندهی به کارگاه و سوله های تحقیقاتی اش رفت و تیم دانشمندی از برادران قدیمی را جمع کرد و کار بزرگی را شروع کرد.
حسن اعجوبه ای که همیشه بدنبال کارهای بزرگ بود و در لحظه های خلق یکی دیگر از دستاوردهای مهم روح او پرواز کرد و به شهادت رسید.
نام حسن در تاریخ 8 سال دفاع مقدس از شگفتی های جنگ در تاریخ ملت ایران باقی خواهد ماند و در آینده در نیروهای مسلح و سپاه کارهای حسن بعنوان یک سبک خواهد شد و فرماندهان با غرور باید کارها را «حسن وار» انجام دهند.

حسن مظلوم خواهد ماند و بدلیل طبقه بندی مسایل نظامی هرچه درباره او گفته شود، در شأن او نخواهد بود.

** سردار سرلشکر غلامعلی رشید، جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح

[color=olive]90/09/30[/color]
منبع: خبرگزاري فارس
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900930000530[/align]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
ولكن الله رمى

پروژه حاج حسن مقدم به نتيجه رسيد! در صورت عملي شدن تهديدات، تل آويو با خاك يكسان خواهد شد! ...

حتما گوش كنيد :

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/18283/13900929_3813_32k.mp3

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/18283/13900929_3813_64k.mp3

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/18283/13900929_3813_192k.mp3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[b]الله اكبر، الله اكبر[/b]

[color=blue]برادر شهيد حاج حسن طهراني مقدم:
"اين شهيد بزرگوار يك پروژه بزرگ موشكي را دنبال مي كرد درصورتي كه اسرائيل بخواهد تهديدادش را عملي بكند، آنچنان سيلي خواهد خورد كه تلاويو با خاك يكسان خواهد شد.
و الان بشارتي از سوي معاون حاج حسن آقا دريافت كردم، به من گفت فلاني آن كار نيمه تمام، تمام شد. و الان آماده است و اين پروژه شهيد مقدم است."[/color]

**********************
[align=justify][color=darkred] خاطرات رهبر معظم انقلاب از شهید طهرانی مقدم
[b]حاج حسن هر قولی را که به ما داد، وفا کرد[/b][/color]

[color=darkblue]حضرت آقا دستی بر شانه‌ شهید طهرانی مقدم گذاشتند و فرمودند: «تاکنون هر قولی را که حاج حسن آقا به ما داد، وفا کرد».[/color]
به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله خامنه‌ای، بعدازظهر شنبه 21 آبان‌ماه، یکی از پادگان‌های پشتیبانی سپاه در اطراف تهران شاهد حادثه‌ای دردناک بود؛ حادثه‌ای که اگرچه سردار حسن طهرانی مقدم و یارانش را به آرزویشان -شهادت در راه خدا- رساند، اما دل‌های بسیاری را در غم فراغ این بزرگمردان اندوهناک کرد.

اکنون که نزدیک به چهل روز از آن حادثه می‌گذرد، پای صحبت‌های سردار محمد طهرانی مقدم، برادر شهید حسن طهرانی مقدم نشسته‌ایم. حاج محمد طهرانی مقدم که حالا دیگر برادر دو شهید است، با لحنی آغشته به افسوس و غبطه و البته باافتخار، از خصال نیک برادرش یاد می‌کند و خاطراتی از دیدارهای برادرش با رهبر معظم انقلاب را برای ما می‌گوید.

سوال/ بسیاری از همسنگران و نزدیکان حاج حسن طهرانی مقدم خاطرات و ویژگی‌هایی را از او نقل کرده‌اند. شما به عنوان برادر این شهید بزرگوار مهم‌ترین ویژگی‌های اخلاقی و رفتاری شهید طهرانی مقدم را چه می‌دانید؟
- به گمان من، ویژگی‌هایی که در شهادت شهیدی همچون صیاد شیرازی بود که همه‌ی مملکت ما را از شهادتش داغدار کرد، در شهادت حاج حسن آقا هم بود. اولاً اخلاص شهید صیاد، که شهید طهرانی مقدم هم واقعاً همین‌گونه بود. نکته‌ی دوم هم بحث گمنامی ایشان بود. واقعاً حاج حسن آقا یک دانشمند برجسته و یک زاهد بی‌ادعا و گمنام بود. اگر هم در محافل و مجامع عمومی حضور می‌یافت، همیشه سعی می‌کرد در گمنامی باشد. این دو ویژگی به نظر من باعث شده که این‌قدر مردم ایران و به‌خصوص رهبر معظم انقلاب به این شهید عنایت دارند.

خداوند دست گره‌گشایی به او داده بود. هر مستمند و هر سائلی که به ایشان مراجعه می‌کرد، دست خالی برنمی‌گشت. ایشان یک مرکز خیریه‌ای داشت که از طریق آن به صورت گمنام و پنهانی به نیازمندان کمک می‌کرد. کسانی می‌آمدند و وام می‌خواستند، مسکن می‌خواستند، جهیزیه می‌خواستند، به مادرم می‌گفتند و حاج حسن آقا از این طریق به آنان کمک می‌کرد. افرادی پس از شهادت ایشان به من مراجعه کردند و از رسیدگی‌ها و دستگیری‌های حاج حسن آقا برایم گفتند.
در کارهای خیر همیشه پیش‌قدم بود. مبلغی پول را در یک صندوق قرض‌الحسنه گذاشته بود و از آن طریق به افرادی که به وام احتیاج داشتند، کمک می‌کرد. بسیار اتفاق می‌افتاد که کسانی وام دریافت می‌کردند، اما اقساط آن را پرداخت نمی‌کردند. حاج حسن آقا به جای این‌که ناراحت شود، به من می‌گفت خب حتماً پول ندارند که بدهند. آن‌قدر این اتفاق می‌افتاد تا آن پول تمام می‌شد و ایشان جایش پول دیگری می‌گذاشت و این کارِ همیشگی ایشان بود. در جمع دوستان و خانواده هم به تعظیم شعائر اهل بیت علیه‌السلام بسیار اهتمام داشت.

یکی از عوامل موفقیت حاج حسن آقا، جدیت توأم با انگیزه‌های الهی ایشان بود. در طول مسیر به ثمر رساندن پروژه‌ها، بارها با مشکلاتی جدی روبه‌رو می‌شد؛ مشکلات سختی که بنده و همکارانش خیلی کم سراغ داشتیم افرادی را که با این قبیل مشکلات مواجه شوند. ایشان اما با توکلی که داشت و با روحیه‌ا‌ی قوی این مشکلات را حل می‌کرد و مسیرش را ادامه می‌داد.

سوال/ به نظر شما چه مؤلفه‌ای در روحیه‌ی ایشان وجود داشت که رهبر انقلاب در دیدار با خانواده‌ی شهید گفتند عطش شهید طهرانی مقدم خیلی زیاد بود و گاهی جلوی آن را می‌گرفتند؟
- حاج حسن آقا افکار بلند و استراتژیکی داشت و این ناشی از اعتقادات و باورهایی بود که از نفس گرم حضرت امام و رهبر معظم انقلاب به او رسیده بود. فکر بلندی داشت. می‌گفت ما باید در مقابل دشمن آن‌چنان مجهز باشیم که حق این آیه را ادا کنیم: «وَ أَعِدُّواْ لَهُم مَا اسْتَطَعْتُم مِن قُوَّةٍ وَ مِن ربَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ آخَرِینَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ یَعْلَمُهُمْ»(1) معتقد بود که ما باید در مقابل دشمن آن‌چنان دستمان پر و آتشین و آهنین باشد که این ترس همیشه در دل دشمنان ما باشد تا جرأت تهدید و مقابله با ما را نداشته باشند. به همین دلیل هم دنبال این بود که هر مقداری که دنیا در فناوری نظامی و تجهیزات دفاعی پیشرفت می‌کند، ایشان یک قدم جلوتر باشد. به همین دلیل هیچ‌گاه آرام نبود و به وضع موجود راضی نمی‌شد.

سوال/ حضور حضرت آقا در مراسم تشییع شهدای این حادثه و صدور پیام تسلیت و سر زدن به منزل شهید طهرانی مقدم، حکایت از اهمیت جایگاه این شهید دارد. شما در هر دو برنامه حضور داشتید. برای ما از نحوه‌ی مواجهه‌ی ایشان با خانواده‌ی شهید بگویید.
- حضرت آقا در مراسم تشییع شهدا، از بنده درباره‌ی والدینم پرسیدند که به ایشان گفتم، پدر ما سال‌ها است که از دنیا رفته و مادر ما هم حالشان مساعد نبود و نتوانستند در این مراسم حاضر شوند. ایشان هم فرمودند «سلام مخصوص من را به مادرت برسان و من از خدا می‌خواهم به ایشان صبر و سکینه عنایت کند.» این پیغام ایشان برای مادر ما و دل خانواده‌ی شهید، بسیار سکینه‌آور و آرام‌بخش بود.
حضرت آقا علاوه بر این‌که در مراسم تشییع تشریف آوردند و پیام تسلیت صادر فرمودند که غیر از تسلای خاطر بازماندگان، برای همسنگران شهید هم راهگشا بود، محبت کردند و قدم بر چشمان ما گذاشتند و در منزل شهید حضور پیدا کردند و اسباب دلگرمی خانواده‌ی ایشان را فراهم کردند. دیدار با حضرت آقا بسیار صمیمانه و روحانی بود. ایشان ضمن احوال‌پرسی از خانواده‌ی شهید، از شرایط همسر و فرزندان سؤالاتی پرسیدند که همسر برادرم پاسخ گفتند و فرزندانشان را هم معرفی کردند و درباره‌ی وضعیت آنان توضیحاتی دادند. سپس حضرت آقا درباره‌ی حسن آقا فرمودند که من این شهید را بیش از بیست‌و‌پنج سال است که می‌شناسم و از روحیه‌ی تعالی‌جو و فعالیت‌های او کاملاً اطلاع داشتم و با او مأنوس بودم و در واقع رفیق بودم.

حضرت آقا آن شب به بازدید سال گذشته‌شان از دستاوردهای جهاد خودکفایی سپاه و فعالیت‌های برادرم و همکارانش در این مرکز اشاره کردند و دو نکته‌‌ی مهم را مورد توجه قرار دادند؛ اول این‌که دستاوردهای شهید طهرانی مقدم را بسیار عالی ارزیابی کردند. دوم این‌که فرمودند: شهید طهرانی مقدم جمعی از افراد نخبه و باتقوا را فراهم کرده و وارد این عرصه کرده بود. البته حضرت آقا در پیام تسلیتشان هم به این نکته اشاره کردند که این جمعی که ایشان در مجموعه‌ی جهاد خودکفایی سپاه جمع‌آوری کرده بود، توانایی ادامه‌ی راه این شهید را دارند.
در پایان دیدار هم حضرت آقا به حرف‌های خانواده‌ی ایشان به‌دقت گوش دادند و برای خانواده‌ی شهید طلب صبر و اجر کردند. البته حضرت آقا یک بار هم پیش از شهادت شهید طهرانی مقدم با خانواده‌ی ایشان دیدار داشتند. یکی از فرزندان خردسال حاج حسن آقا که آن زمان حدود 4 سال داشت، یک نقاشی ‌کشیده بود و ‌گفته بود که من می‌خواهم این نقاشی را به آقا هدیه کنم. نقاشی را به صندوق پست ‌انداخته بود و اتفاقاً نقاشی از طریقی به دست حضرت آقا ‌رسیده بود. ایشان هم با دیدن نقاشی خواستند این بچه و خانواده‌ی او را ببینند.
حضرت آقا فهمیده بودند که نقاشی برای فرزند حاج حسن آقا است. بالاخره خانواده‌ی شهید و مادر ما به همراه این بچه در جلسه‌ای خدمت رهبر معظم انقلاب ‌رسیدند و حضرت آقا این بچه را بغل ‌گرفتند و او را مورد تفقد قرار ‌دادند و سراغ حاج حسن آقا را هم ‌گرفتند که خانواده پاسخ دادند ایشان در مأموریت است.

سوال/ آیا خاطره‌ی خاصی از ارتباط رهبر معظم انقلاب و شهید طهرانی مقدم به یاد دارید؟
یک خاطره‌ای که در ذهنم مانده، راجع به بازدیدی است که رهبر معظم انقلاب از مجموعه‌ی تشکیلات جهاد خودکفایی سپاه داشتند که زیر نظر حاج حسن آقا اداره می‌شد. یک روز جمعه‌ای در سال گذشته ایشان تصمیم به بازدید از این مجموعه گرفتند.
در این بازدید حضرت آقا دستی بر شانه‌ی این شهید گذاشتند و فرمودند: «تاکنون هر قولی را که حاج حسن آقا به ما داد، وفا کرد.» من در آن‌جا یاد این آیه‌ی شریفه افتادم که «مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُم مَن قَضَى نَحْبَهُ وَ مِنْهُم مَن یَنتَظِرُ وَ مَا بَدَّلُوا تَبْدِیلاً»(2) و واقعاً این نکته برای ما و دوستان هم‌رزمش خیلی جالب بود که حاج حسن آقا پروژه‌های بزرگ دفاعی و نظامی را در زمان‌بندی بسیار دقیق و به نحو احسن به انجام می‌رساند و به تعهد و قولش عمل می‌کرد.

خاطره‌ی دیگر که من از خود حاج حسن آقا شنیدم، از دوران دفاع مقدس بود. رهبر معظم انقلاب در دوره‌ی ریاست‌ جمهوری خود به جبهه تشریف آورده بودند و از فعالیت‌های توپخانه‌ی سپاه هم بازدید کردند که تحت نظر شهید طهرانی مقدم بود. حاج حسن آقا به من می‌گفت آن‌جا به حضرت آقا گفتم: «چون شما شیعه‌ی واقعی مولا امیرالمؤمنین هستی و مَشتی(3) هستی، ما شما را دوستت داریم.» حاج حسن آقا می‌گفت آقا فقط خندیدند و چیزی نگفتند، اما این صحبت حاج حسن آقا در ذهن همه‌ی همرزمان ایشان که در آن‌جا حاضر بودند، مانده است.

پی‌نوشت‌ها:
1. سوره‌ی مبارکه‌ی انفال، آیه‌ی 60: و هر چه در توان دارید از نیرو و اسب‌هاى آماده بسیج کنید تا با این [تدارکات‌]، دشمن خدا و دشمن خودتان و [دشمنان‌] دیگرى را جز ایشان- که شما نمى‌شناسیدشان و خدا آنان را مى‌شناسد- بترسانید. و هر چه در راه خدا خرج کنید، پاداشش به خود شما بازگردانده مى‌شود و بر شما ستم نخواهد رفت.
2. سوره‌ی مبارکه‌ی احزاب، آیه‌ی 23: از مؤمنان مردانى هستند که به آن‌چه با خدا عهد بستند، صادقانه وفا کردند، پس برخى از آنها نذر خود را ادا کردند [به شهادت رسیدند] و برخى از آنها در [همین‌] انتظارند و هرگز پیمان خود را تغییر ندادند.
3. مَشتی: مخفف واژه‌ی مشهدی؛ یک اصطلاح عامیانه‌ و قدیمی مردم تهران برای این‌که بگویند کسی باوفا و دوست‌داشتنی است.

[color=olive]90/09/30[/color]
منبع: خبرگزاری فارس
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900930001237[/align]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
به نظرتان آن پروژه چي مي تواند باشد كه مي تواند تل آويو را با خاك يكسان كند؟

نوع جديدي از مواد منفجره؟

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم