alala

و ناگهان ، چقدر زود ... دیر شد ، نگاهی به رویداد انفجار پایگاه موشکی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

[align=justify][color=darkred][b] مراسم شب خاطره شهید تهرانی مقدم برگزار شد[/b][/color]

[color=darkblue]مراسم شب خاطره شهید تهرانی مقدم با حضور جمعی از فرماندهان و همرزمان این شهید در سپاه پاسداران در تالار اندیشه حوزه هنری برگزار شد.[/color]
به گزارش خبرنگار مهر، مراسم شب خاطره سردار شهید حسن تهرانی مقدم امشب در تالار اندیشه حوزه هنری با حضور پرشور مردم و همرزمان شهید برگزار شد.
در این مراسم سردار سر لشکر محمد علی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران، سردار سلامی جانشین فرمانده سپاه، سردار امیر علی حاجی زاده قرمانده نیروی هوا فضای سپاه ، سردار نقدی رئیس سازمان بسیج مستضعفین، حمیدرضا مقدم فر معاون فرهنگی سپاه و حجت الاسلام رحیمیان نماینده ولی فقیه در بنیاد شهید حضور داشتند.
گفتنی است در این مراسم محمد کوثری نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی و از همرزمان شهید تهرانی ، سردار سلامی و حجت الاسلام رحیمیان به سخنرانی در خصوص ابعاد شخصیتی شهید تهرانی مقدم پرداختند.
رونمایی از کتاب " پاییز 63 " که روایت داستانی شهید تهرانی مقدم و جمعی از رزمندگان گمنام فرماندهی هوا فضای سپاه است بخش دیگری از برنامه های شب خاطره شهید تهرانی مقدم بود.

[color=olive]۱۳۹۱/۰۳/۰۵[/color]
منبع: خبرگزاري مهر
http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1611704
********************

[color=darkred] سردار سلامی در همایش یادواره شهید طهرانی‌مقدم:
[b]هیچ پایگاهی در منطقه خارج از تیررس موشک‌های ایران نیست[/b][/color]

[color=darkblue] جانشین فرمانده کل سپاه با اشاره به اقدامات شهید طهرانی‌مقدم در زمینه موشکی گفت: امروز هیچ پایگاهی در منطقه وجود ندارد که خارج از تیررس موشک‌هایی باشد که الهام‌گرفته از تفکر این شهید بزرگوار هستند.[/color]
به گزارش خبرنگار دفاعی خبرگزاری فارس، سردار حسین سلامی جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در مراسم شب خاطره که عصر امروز (جمعه) به مناسبت گرامیداشت یاد و خاطر شهید حسن طهرانی‌مقدم برگزار شد، با اشاره به خصوصیات و ویژگی‌های این شهید بزرگوار اظهار داشت: اگر شهید طهرانی‌مقدم در زمان تست موشک‌ها با شکست روبرو می‌شد این شکست نه تنها در روحیه او تأثیر منفی نداشت بلکه عزم او را برای ادامه کار محکم‌تر و مصمم‌تر می‌کرد.
سلامی با اشاره به اقدامات شهید طهرانی‌مقدم در خصوص موشک‌های زمین به زمین، زمین به هوا و بالستیک و تبدیل این موشک‌ها به موشک‌های نقطه‌زن زمینی و دریایی گفت: امروز هیچ پایگاهی در منطقه نیست که خارج از تیررس موشک‌هایی باشد که الهام گرفته از تفکر این شهید بزرگوار هستند. این پایگاه‌ها در هر جا که تصور کنید تحت برد موشک‌های ایران است.
جانشین فرمانده کل سپاه ادامه داد: در حالی که تن آمریکا و رژیم صهیونیستی در زمان شلیک موشک‌های این قهرمان نام‌آور به لرزه درمی‌آید، اما علیرغم این همه ابتکار، خلاقیت و آفرینش شهید طهرانی‌‌ مقدم هیچ چیزی را به نام خود ثبت نکرد و این یکی از مهمترین ویژگی‌های ایشان بود.

[color=olive]91/03/05[/color]
منبع: خبرگزاری فارس
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910305000744[/align]

[color=violet][i][size=9]ببخشید که ارسال متوالی دادم. تاپیک بالا بیاید.[/size][/i][/color]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[align=justify][color=darkred]گفت و گو با فرزند ارشد پدر موشکی ایران؛
[b]سوخت جامد موشک از ابتکارات شهید طهرانی مقدم بود[/b][/color]

[color=darkblue]یك بار كه در جلسه اي براي ارائه گزارش كارها خدمت رهبر رفته بود، همه مؤدب و آرام نشسته بودند و گزارش كارها را مي دادند. پدرم يك دفعه برمي گردد و مي گويد: آقا! مي داني چرا من اين قدر دوستت دارم، عاشقتم؟! چون تو فرزند اميرالمؤمنيني، چون راه ايشان را در جامعه دنبال مي كني، به همين خاطر، منم نوكرتم![/color]
به گزارش مشرق، رابطه زينب و پدر آنقدر آسماني است كه گويي در تمام اين 26 سال زندگي پدر در كنار او، تنها دانه هاي عشق در وجودش كاشته شده. به طوري كه حتي تصور يك لحظه ناراحتي پدر، آرامش را از وجودش مي گيرد. و زينب به رسم اين محبت وصف ناپذير ميان فرزند و پدر، دوست دارد زينت پدر باشد و مايه افتخار او. درست مثل همان سال هايي كه به عشق پدر حافظ قرآن شد و شور و خوشحالي او را مزه مزه مي كرد.
و اكنون نبود چنين كوه محبت و مهرباني براي او و خانواده سخت است، آن قدر سخت كه به حسين؛ برادرش مي گويد: «احساس مي كنم شلاق هاي زمانه دارد بزرگمان مي كند. بهم مي خورد و مي گويد بزرگ شو... خدا دوست داشت تا آن زمان ما را آنگونه ببيند؛ در رفاه و اوج شادي اما اكنون به گونه اي ديگر... »
تصورم از زينب طهراني مقدم، درست بود آرام و خيلي مؤدب. وقتي به جلوي در خانه شان رسيدم قاب سه نفره اي به تو لبخند مي زد؛ شهيد طهراني مقدم، شهيد مهدي نواب و شهيد محمد سلگي. گويي هرسه شان به استقبالت آمده بودند. عكسي كه بيانگر ارتباطي عميق ميان آنها بود چرا كه حتي در آن وادي هم نتوانستند خيلي دور از هم باشند. تمامي شهداي غدير در قطعه 50 به خاك سپرده شدند اما شهيد نواب و شهيد سلگي؛ دو محافظ و همراه هميشگي حاج حسن اين بار هم در نزديكي او و با فاصله كمي در همان قطعه 24 در خاك آرميدند.
مصاحبه زن روز با فرزند شهید مقدم يك مهمان هم داشت، محمدطه دو ساله؛ نوه شهيد. البته به قول خودش، آقا محمدطه. چرا كه پدربزرگ شهيدش هميشه او را با لفظ آقا خطاب مي كرد.

[b]¤ خانواده خيلي سخت اجازه مصاحبه مي دهند؛ به خصوص مادر، چرا؟[/b]
پدر نسبت به اين مسأله خيلي علاقه نداشتند. خودمان هم الگويمان را در گمنامي بابا قرار داديم. ديديم كه نبايد بگذاريم پدر گمنام بماند، اين يك رسالت است. پدر پتانسيل الگو شدن را دارد. از طرفي هم اگر ما چيزي نگوييم، خيلي ها حرف هايي درباره ايشان مي زنند كه خيلي موثق نيست، همان طور كه بعضي ازافراد كه سد راه كارهاي پدر بودند، الان صحبت هايي مي كنند كه خيلي شبيه حرف هايشان در زمان حيات پدر نيست!

[b]¤ زينب! هيچ فكر مي كردي كه فرزند شهيد شوي؟[/b]
نه، اصلا! البته بابا، مامان را آماده كرده بود. مادرم مي گفت من منتظر چنين روزي بودم. حتي زماني كه بعد از شهادت شهيد كاظمي رفته بود منزل شهيد، گفته بود مي دانم نفر بعدي من هستم! مامان، قشنگ اين احساس را داشتند اما من نه! هميشه مي گفتم بالأخره يك روز كار بابا تمام مي شود و اين انتظارهاي ما به سر مي رسد. الان با خودم مي گويم شايد اينكه كمتر در كنارمان حضور داشت براي ما بهتر شد. هنوز هم فكر مي كنيم سر كار است. دلم مي خواهد هميشه منتظرش باشم و حضورش را درك كنم. دوست ندارم به نبودنش عادت كنم و برايم عادي شود.

¤ به نظرت بايد چه كار كني كه برايت عادي نشود؟
به نظرم با گريه و زاري چيزي حل نمي شود. از همان روز اول هم احساس كردم كه بابا دوست ندارد ما گريه كنيم. بابايي كه هميشه شاد بود و ما را مي خنداند، الان هم دوست ندارد يك گوشه بنشينيم و گريه كنيم. ما بايد كاري كنيم كه به جاي يك حسن مقدم، يك ميليون حسن مقدم داشته باشيم. به نظرم الان وظيفه ما اين است كه به مردم بگوييم چنين آدم هايي هم در اين دوره بوده اند و مي شود اين گونه هم زندگي كرد.

[b]¤ گفتي كم بودن حضور پدر به تحمل فقدان كنوني او كمك مي كند، پس كار پدر طوري بود كه كمتر در كنار خانواده حضور داشت.[/b]
از همان اول. آن زمان كه جنگ بود، هيچ وقت نبود. طوري كه مادر مي گويد وقتي پدرت به ما سر مي زد، تو پدرت را نمي شناختي و غريبي مي كردي. بعد هم كه جنگ تمام شد مدام در سفرهاي خارجي بود تا بتواند فنون تخصصي كارش را ياد بگيرد. ما در بحث موشكي صفر بوديم. بابا ريز به ريز را خودش با سختي هاي بسيار ياد گرفت. چون ايران تحريم است اين فنون را به ما ياد نمي دادند. دقيقا از هيچ شروع كرد به ساختن، نه مونتاژ؛ همه چيز موشك را بومي كرديم. به همين سبب هم به ايشان مي گويند پدر موشكي ايران. با همه مخالفت هاي برخي كه به پدر مي گفتند ما علمش را نداريم، نمي توانيم چنين كاري را بكنيم، هميشه به همكارانش مي گفت شما با يك آمريكايي چه فرقي داريد؟! همان هوش و عقل را داريد اما شما يك چيزي بيشتر داريد كه او ندارد؛ شما شيعه هستيد و حضرت زهرا سلام الله عليها و اميرالمؤمنين عليه السلام را داريد كه مي شود به آنها توسل كرد.

[b]¤ خوب به كارهاي پدرت اشراف داري![/b]
به سبب نوشتن كتابي درباره پدر است. اين اطلاعات را از دوستان و همكاران پدر به دست آوردم. احساسم اين است كه اين كار وظيفه يكي از اعضاي خانواده است چراكه يك سري حرف ها را شايد به فرزند شهيد راحت تر بزنند تا يك خبرنگار.

[b]¤ در اين مدت كه شروع به جمع آوري اطلاعات كردي، به نكته و خاطره جالبي هم رسيدي؟[/b]
مراحل پرتاب كردن اولين موشك به گمانم خيلي جالب بود. ما يك سري موشك از قذافي گرفته بوديم اما او بعد از آنكه با ما مشكل پيدا مي كند، پشيمان مي شود و چون موشك ها سيستمي بودند، حدود 150 تا عيب روي اين موشك ها مي گذارد تا نتوانيم آنها را پرتاب كنيم. فكر كنيد! سال 63 يك جوان 25ساله (شهيد طهراني مقدم) به همراه يك گروه، 3ماه مي روند سوريه تا بتوانند اصول اوليه موشك را ياد بگيرند. آن زمان عده اي مي گويند شما جوان هاي خالص و نخبه حيف است، دنبال كاري رفته ايد كه صددرصد انجام نمي شود! اما همين جوان ها آن 150عيب را پيدا و برطرف و موشك را پرتاب كردند!
بابا هميشه مي گفت ما چرا بايد محتاج ديگران باشيم و به آنها التماس كنيم. بايد براي خودمان باشيم و الان كاري كرده كه كشورهاي اطراف، محتاج موشك هاي ما هستند. هميشه مي گفت ما بايد براي عزت تشيع كار كنيم. جمله قشنگي داشتند؛ «ما بايد امپراتوري تشيع ايجاد كنيم.» هيچ وقت نمي گفت اين موشك ها مال ماست يا حتي بگويد مال ايران است بلكه هميشه از عزت تشيع مي گفتند. اين قدر ديدشان بزرگ بود!

[b]¤ خب برگرديم به بحث نبودن هاي پدر. خسته نمي شديد از اين نبودن ها؟[/b]
يك وقت هايي خسته مي شديم. مي گفتيم، بابا! همه هستند، تو نيستي! بچه هاي ديگر پدرهايشان هميشه هستند. حتي خواهر كوچك ترم مي گويد، من هميشه آرزو داشتم، بابا يك بار با ماشين بيايد مدرسه دنبالم! من هم اين آرزو را داشتم. به خصوص وقتي پدر آدم، شيك پوش باشد و مرتب و هميشه اهل بگو و بخند. خب برايمان عزت بود داشتن چنين پدري. اما پدر مي گفت، من دارم يك كار خيلي مهم براي امام زمان انجام مي دهم تا زماني كه ايشان آمد، با سلاح هاي ما كار كند. اين ها را مي گفت و با شوخي و خنده ما را راضي مي كرد.
¤ واقعا قانع مي شديد؟!
اين قدر قشنگ مي گفت؛ با شور و نشاط و انرژي. مي گفت ما يك روز اسرائيل را نابود مي كنيم. با همين سلاح هايي كه خودمان مي سازيم، اسرائيل را به خواري مي كشيم. الان اين طوري فكر نكنيد كه من نيستم و شما تنها هستيد، همه اين كارها براي امام زمان است. شما هم در اجر اين كارها سهيم هستيد. خيلي خوش بيان بود. علاوه بر اينها هر زمان كه پدر منزل بود هميشه ما يا در كوه و دشت بوديم يا مي رفتيم خريد. همه جا گروهي مي رفتيم و هيچ فرقي بين من كه ازدواج كرده ام با بقيه نبود.

[b]¤ خواهرت، زهرا چطور؟ او كه فقط 6 سال دارد هم با اين نبودن ها كنار مي آمد؟[/b]
آن زمان هايي كه پدر در كنارمان بود، آن قدر حضورش كيفيت داشت و آنقدر به ما خوش مي گذشت و محبت مي كرد كه تمام آن نبودن ها را جبران مي كرد. يك وقت هايي پدر حدود 11 يا 12 شب مي آمد منزل. با آنكه خسته بود، چشم هايش قرمز شده بود مثل خون و معلوم بود كه سركار چند شب نخوابيده، وقتي كه مي ديد محمدطه و زهرا منتظرش هستند، با آنها شروع مي كرد به بازي. گاهي حتي فرصت نمي كرد كه كيفش را زمين بگذارد. مي ديدي حدود نيم ساعت، يك ساعت با بچه ها بازي مي كند. تازه بعد از آن همه بازي به هواي قايم موشك مي رفت لباسش را سريع عوض مي كرد.
پدر فقط منتظر بهانه بود كه جشن بگيرد. كوچك ترين موفقيت در كارهاي ما را بزرگ مي كرد، مدام قربان صدقه مان مي رفت. اگر مدتي عيد يا مناسبتي نبود، خودش جشن مي گرفت، طوري كه خواهر كوچك ترم ياد گرفته بود با هر عيدي خانه پر مي شود از بادكنك و كاغذكشي، خانه پر بود از شادي و نشاط.

[b]¤ در مورد مسائل عبادي و تربيتي پدر چطور رفتار مي كرد؟[/b]
هيچ وقت نمي گفت؛ زينب چادر سرت كن، بيا نماز بخوان. اصلا! آن قدر نماز خواندنش قشنگ بود كه همه ما دوست داشتيم نماز بخوانيم. مثلا در مورد حجابمان، آن قدر كه بابا را دوست داشتيم همين كه مي ديديم او دوست دارد ما كاري را انجام دهيم، بدون آنكه بگويد، انجام مي داديم. حتي كاري نداشتيم كه بدانيم دليل و فلسفه اش چيست! مثلا در ماه رجب و شعبان و رمضان كه عبادت هايش خيلي بيشتر مي شد، نيمه شب ها از صداي نماز خواندنش بيدار مي شديم. آن قدر قشنگ راز و نياز مي كرد كه خجالت مي كشيديم، چرا ما خوابيده ايم! يك بار نشد كه بگويد شما هم بيدار شويد. آن قدر خالصانه و عاشقانه عبادت مي كرد كه روي ما اثر مي گذاشت.
به بابا مي گفتم اگر ما يك كار خوب انجام دهيم، فكر نمي كنم كه به خود ما ثوابي برسد! چون هنري نكرده ايم، همه را تو در وجود ما گذاشته اي. از بس كه اين رفتارها را درتو ديده ايم، به طوري كه اگر كسي نماز اول وقتش را نخواند احساس مي كنم انگار نمازش قضا شده! به بابا مي گفتم اگر ما شب ها وضو مي گيريم و مي خوابيم يا دعاي سمات مي خوانيم، ثواب همه اين ها به شما مي رسد.
واقعا همه چيز را با رفتارش در وجود ما كاشت، نه با گفتار.

[b]¤ يعني واقعا هيچ تذكري بهتان نمي داد؟[/b]
قطعا شيوه برخورد با دختر و پسر فرق دارد. پدر با حسين به كوه مي رفت و با او صحبت مي كرد اما با دخترها، نه! خيلي لطيف تر و ملايم تر رفتار مي كرد، واقعا احساس مي كردي با يك گل برخورد مي كند.

[b]¤ از رابطه پدر و مادربا هم، برايمان بگو.[/b]
رابطه واقعا عاشقانه داشتند. وقتي همسرم تازه وارد خانواده ما شده بود، تعجب مي كرد و مي گفت، مامان و بابات چقدر همديگر را دوست دارند! ادبيات كلامي شان با هم آن قدر زيبا و قشنگ بود؛ در خطاب كردن، حرف زدن. هر سال سالگرد ازدواجشان را جشن مي گرفتند و (با خنده) دوباره حلقه دست هم مي كردند؛ اين قدر عاشقانه! حتي در مورد نبودن هاي بابا و سختي هاي زندگي، مادر يك بار هم گلايه نكرد.
ما به لحاظ امنيتي هر جايي نمي توانستيم برويم به خصوص بعد از شهادت شهيد صياد، صد بار جا عوض كرديم چون منافقين دنبال پدر بودند. قشنگ يادم هست كه اسباب كشي هايمان يواشكي، نصف شب ها بود. تا دبيرستان حدود 10 تا مدرسه عوض كردم، كاملا خانه به دوش بوديم. فكر كنيد! پدرم نمي توانست هر جايي برود، مثل خيلي ها دلش مي خواست برود كربلا، اما نمي شد، مادرم فقط به عشق بابا، هيچ جا نمي رفت.

[b]¤ سفر تفريحي را آدم يك جوري با خودش كنار مي آيد كه تنها مزه نمي دهد اما سفرهاي زيارتي شايد، نه! يعني مادر حتي آن ها را هم اگر بابا نبود، نمي رفت؟[/b]
نه! مامان مي گفت بدون بابا دلم نمي آيد بروم، مزه نمي دهد. همين2 يا 3 سال پيش نوبت حج تمتعي كه خودشان ثبت نام كرده بودند، شد. هديه اي نبود چون بابا اصلا آدمي نبود كه از اين موقعيت ها و اين چيزها استفاده كند. به خاطر كار پدر چند سالي عقب انداختندش به طوري كه گفتند اگر امسال نرويد، باطل مي شود. همه كارهايشان را كردند و ساكشان را هم بستند. درست شب قبل از حركت به بابا گفتند شما نمي توانيد برويد! چون آن سال چند تا دانشمند را آنجا گرفته بودند. نمي دانيد چه حالي شد! بابا گفت اشكال ندارد، قسمت نبود.
مادر خيلي ناراحت بود و با ناراحتي رفت. در مكه وقتي اعمالشان را انجام داد، درست روز آخر خواب آقاي خامنه اي را مي بيند كه چند خانم نوراني هم كنارشان ايستاده بود، مادر به ايشان مي گويد، حسن آقا اين همه سال منتظر بود اما نتوانست بياد! آقا هم مي گويند، نه او هميشه اينجاست. بعد همان ساكي كه بابا براي سفر بسته بود را نشان مي دهند و مي گويند نگاه كن، اين هم ساكش. وقتي مادر اين خواب را تعريف كرد، پدر خيلي خوشحال شد.

[b]¤ بابا نسبت به اين همه فداكاري مادر، چه واكنشي نشان مي داد؟[/b]
بابا واقعا از مادرم راضي بود و هميشه اين رضايت را ابراز و از مادر قدرداني مي كرد كه من اكثرا نيستم و شما تمام اين سختي ها و خانه به دوشي ها را تحمل مي كني. كارهاي بچه ها هميشه به عهده شما بوده است. چون از همان اوايل زندگي شان، بابا 3 ماه، 3 ماه يا 6 ماه، 6 ماه نبود و جالب است بدانيد كه مامان يك دفتر دارد كه تمام خاطرات آن دوران را در آن يادداشت كرده است. مامان مي گويد براي اين خاطراتم را يادداشت مي كردم كه اگر شما بچه ها پرسيديد كه مگر تو بابا را دوست نداشتي كه اين قدر از او دور بودي، اينها را به عنوان مدرك نشانتان بدهم و بگويم كه چقدر دوستش داشتم.

[b]¤ ازرابطه پدر و همسرت هم برايمان بگو.[/b]
بعضي دامادها، پدرخانم شان مثل كوه مي مانند برايشان و زماني كه فوت مي كند، انگار مي شكنند و پشتشان خالي مي شود.
پدرم فقط پدرهمسرش نبود، به قول خودش، اسوه اش بود، مرادش بود. هميشه مي گفت دوست دارد مثل پدرم شود و جالب است، الان همه مي گويند چقدر شبيه پدرت شده! پدرم هم مثل پسرش دوستش داشت. در مراسم تشييع همه بيشتر حواسشان به او بود، اين قدر كه حالش بد بود. الان هم خيلي كارها را به عشق بابا انجام مي دهد.

[b]¤ كدام ويژگي ازپدرت براي همسرت خيلي خاص بود؟[/b]
همت و تخصص پدر و كوتاه نيامدن از هدفش. پدر فردي نبود كه همين طوري همه چيزش را به پاي كسي بريزد اما اگر مي ديد او پتانسليش را دارد، چرا. بابا در محيط كار هر چه جوان بود، دور خودش جمع كرده بود. هميشه مي گفت دركشورهاي جهان سوم، كار كردن راحت نيست چون يك عده هستند كه مدام جلوي پايت سنگ مي اندازند و مي گويند نمي شود، ما نمي توانيم اما او با همه اين شرايط كار مي كرد. پدر آن قدر به اين جوان ها كه همگي متولد دهه 60 بودند، عزت نفس و ميدان داد كه الان توانسته اند چنين كارهاي عظيمي را انجام دهند، كارهايي كه به لحاظ مسائل امنيتي نمي توان آنها را بازگو كرد.

[b]¤ در رابطه با اين همت و كوتاه نيامدن از هدف، دوستان بابا خاطره اي را برايت تعريف كرده اند؟[/b]
براي سوخت موشك ها به مشكل برخورد كرده بودند، قرار مي شود يك مهندس شيمي براي كمك بيايد. آن مهندس بعد از كلي ناز كردن و گرفتن مبلغ هنگفتي بالأخره مي آيد. اما وقتي مي بيند شرايط خيلي سخت است، كار را رها مي كند و مي رود.
بابا خيلي از اين قضيه ناراحت مي شود و مي گويد چرا ما بايد محتاج چنين افرادي باشيم؟! دوستان بابا مي گويند خودش تك و تنها در طول ماه ها و ساعت هاي پياپي به آزمايشگاه مي رفت و اين مواد شيميايي را با هم تركيب مي كرد! دوستانشان مي گويند، آن قدر بوي اين مواد شيميايي بد و وحشتناك بود كه كسي اصلا نمي توانست از كنار سوله اي كه پدر آنجا كار مي كرد، رد شود!
گاهي آن قدر هواي آنجا گرم مي شد كه ماسكش را هم برمي داشته! دوستانش مي گفتند قطعا اگر همين قضيه شهادت برايشان رخ نمي داد، در آينده اين مواد شيميايي اثراتش را مي گذاشت. بابا خودش تنها مي رفت آنجا كار مي كرد تا بالأخره توانست مبتكر سوخت جامد موشك شود! به همين سبب بود كه آقا فرمودند، دانشمند برجسته.

[b]¤ از روزي كه آقا آمدند منزلتان برايمان مي گويي؟[/b]
روزي كه آقا آمدند منزلمان، آن قدر حس ايشان سنگين بود كه گفتند من مصيبت زده هستم. به طوري كه خانم شهيد مطهري به ما گفتند امام خميني هم، زماني كه آقاي مطهري شهيد شدند، به ما گفتند من به شما تسليت نمي گويم شما بايد به من تسليت بگوييد! خانم مطهري گفت: آقا هم آن روز دقيقا همين طوري بودند. ما از اين ناراحتي آقا، ناراحت بوديم. اگر يادتان باشد عيد غدير آن سال آقا سخنراني نكردند. حتي روز سوم هم كه باز آمدند منزلمان، باز ناراحتي آقا برايمان خيلي سخت بود. البته من فكر مي كنم علاقه بين پدر و آقا كاملا دوطرفه بوده است.

[b]¤ شهيد هم از احساسش نسبت به رهبر صحبتي كرده بود؟[/b]
بابا خيلي آقا را دوست داشت، خيلي. حتي در قضيه سال88، به ما مي گفت، بچه ها! فقط ببينيد آقا چه مي گويند، درست پشت سر آقا حركت كنيد. به حرف هيچ احدالناس ديگري گوش نكنيد. حالا مي بينيم كه اين احساس عاشقانه اي كه بابا نسبت به آقا داشت، كاملا دوطرفه بوده است.
بابا تعريف مي كرد، يك بار كه در جلسه اي براي ارائه گزارش كارها خدمت رهبر رفته بود، همه مؤدب و آرام نشسته بودند و گزارش كارها را مي دادند. پدرم يك دفعه برمي گردد و مي گويد: آقا! مي داني چرا من اين قدر دوستت دارم، عاشقتم؟! چون تو فرزند اميرالمؤمنيني، چون راه ايشان را در جامعه دنبال مي كني، به همين خاطر، منم نوكرتم!
دقيقا با همين ادبيات! به قول خودش ادبيات طهراني ها! آقا هم همان وسط پيشاني بابا را مي بوسند. پدر آن چيزي را كه مي گفت واقعا از عشق و درونش بود، براي همين به دل مي نشست.

[b]¤ وقتي رهبر به شهيد گفتند «پارساي بي ادعا»، چه احساسي داشتي؟[/b]
ما مي دانستيم كه بابا خيلي مؤمن است، خيلي آدم خوبي است اما اينكه آقاي خامنه اي بفرمايند؛ «پارساي بي ادعا»، خب! خيلي حرف است يعني اين آدم اين قدر عبادت و تقوايش كامل است، البته با وجود اين ويژگي ها اصلا آدم تك بعدي نبود.

[b]¤ يعني چي آدم تك بعدي نبود؟[/b]
ايشان آدمي بود كه واقعا از زندگي دنيايي بهره عالي را مي برد، نه اينكه بگويم مادياتش در حد خيلي عاليت بود اما واقعا از زندگي اش لذت مي برد. ما هر چه خاطره در ذهن مان از اين فرد داريم، فقط خوشحالي، شادي، تفريح، مهرباني، عشق و محبت است. همين فرد كه از دنيا به نحو كامل و كافي استفاده مي كند، از آن طرف عبادت و تقوايش را كامل داشت، گريه هاي شبش را داشت. از آن طرف، يك لحظه خنده از لبش نمي رفت. همين آدم با اين همه مشغله و اوج فشار كاري جزوء هيئت رئيسه كوهنوردي بود و براي كوهنوردي به دماوند مي رفت، حتي دوست داشت اورست و كليمانجارو را هم فتح كند اما به لحاظ مسائل امنيتي، اجازه نداش. ايشان جزو هيئت مديره فوتبال بود.علاوه بر اين پدر در واليبال هم لوح تقدير زياد گرفته است.

[b]¤ پس بايد بگويم، پدرت در هيچ قالبي نمي گنجيد![/b]
دقيقا! پدر آن قدر مهربان و جذاب بود كه همه مي توانستند با او ارتباط برقرار كنند. خودش را محدود نمي كرد. بگذاريد يك خاطره برايتان تعريف كنم؛ يك روز در باغ يكي از دوستان بابا، مهمان بوديم. از دوستان قديمي شان بودند. شايد بتوانم بگويم 180 درجه با هم فرق داشتند. من با خنده به بابا مي گفتم، كسي باورش مي شود كه شما چنين دوست هايي هم داشته باشي؟! آخه شما چه نقطه اشتراكي با آنها داريد؟! تازه اين قدر هم تحويلشان مي گيري! حواست بهشان هست، طوري كه هر كدام فكر مي كنند بهترين و صميمي ترين دوست شما هستند!
باورتان نمي شود با آنكه آنها به لحاظ اعتقادي كاملا با بابا فرق داشتند اما نوع برخورد محترمانه پدرباعث شده بود كه فوق العاده با احترام با پدر رفتار كنند. همين هايي كه شايد بلد نبودند نماز بخوانند، وقتي بابا دعاي سمات مي خواند، آمده بودند پشت سر بابا نشسته بودند و دعا مي خواندند! واقعاً خودش را در هيچ قالبي محدود نمي كرد، چنين آدم هايي در قشر مذهبي كم پيدا مي شوند. او روحيه شادي و عشق را به همه مي داد به همين خاطر همه عاشقش مي شدند.

[b]¤ اين تك بعدي نبودن را از شما هم مي خواستند؟[/b]
من دبيرستانم يك مدرسه فوق العاده مذهبي بود و علاقه زيادي هم داشتم الهيات بخوانم اما بابا مي گفت جامعه فقط اين ها نيست. بهتر است قشرهاي ديگر را هم ببيني. دوست نداشت يك بعدي بودنمان را؛ آن افرادي كه فقط خودشان را قبول دارند. چون وقتي آدم فقط با يك گروه باشد، نگاه درستي به جامعه ندارد. دوست داشت نگاه باز و درستي داشته باشيم. من كارشناسي را جامعه شناسي خواندم كه تجربه خوبي بود و بعد در ارشد، علوم قرآني. الان مي بينم كه چقدر نگاهشان درست بود.
بابا به علم خيلي اهميت مي داد، مي گفت فقط دكترا. حتي مادر هم الان استاد حوزه هستند. وقتي ازدواج كردم پدر به همسرم هم تأكيد كرد كه درسش را ادامه دهد. مي گفت نه اينكه فقط مدرك بگيريد بلكه در كارهايتان خلاقيت داشته باشيد. هميشه احساس مي كرد كه خيلي نسبت به اين كشور مسئوليت دارد. براي همين هم بود كه آقاي خامنه اي گفتند حاج حسن هر قولي به من داد عمل كرد.

[b]¤ با اين توضيحات بارزترين ويژگي پدرت چي بود؟[/b]
رفتاركريمانه پدر. روزي نبود كه در خانه ما بسته باشد. آنقدر نيازمند مراجعه مي كرد، نه فقط در باب مسائل مالي، بلكه در خيلي امور از بابا مشورت مي گرفتند. به محض اينكه شب پدر مي آمدند، زنگ در بود كه به صدا در مي آمد. انگار كشيك مي دادند تا پدر بيايد. بابا با آن كه خسته و كوفته بود اما باز ساعت ها دم در بود! مامان مي گويد، الان فكر مي كنم شايد پدرت راحت شد، چون مواقعي كه كاري ازدستش برنمي آمد خيلي اذيت مي شد و تحت فشار بود.
جالب است خيلي ها بهمان مي گويند الان مي آييم دم درخانه تان اما در نمي زنيم، همان پشت در مي نشينيم و به ياد آن وقت هايي كه حاجي به حرف هايمان گوش مي داد، گريه مي كنيم!
به نظرم الان كه بابا شهيد شده، اتفاقا دستش بيشتر باز شده، خيلي ها مي گويند كه ما به حاجي توسل مي كنيم و حاجت هايمان را هم مي گيريم.
ويژگي بارز ديگر بابا اين بود كه كوچك ترين خوبي فرد را بزرگ مي كرد و به ديگران مي گفت. اين قدر بزرگ مي كرد كه تو با خودت فكرمي كردي، چه كار كردي! تو دنياي الان كه آدم ها سعي مي كنند اصلا خوبي هاي تو را به روي خودشان نياورند يا حتي خيلي كوچك نشان بدهند، اين ويژگي بابا خيلي جالب بود.
ويژگي بارز ديگر پدر، احترام بسيار فوق العاده به مادرش بود. پدربزرگ فوت كرده بود. پدر مدام دست و پاي مادرش را مي بوسيد، قربان صدقه اش مي رفت؛ خاكسار بود!

[b]¤ خودت هم در طول اين مدت به بابا توسل كردي؟[/b]
خيلي. گاهي قشنگ به دلم مي افتد كه 2ركعت نماز برايش بخوانم. (با خنده) خيلي زمان نمي برد كه به بابا مي گويم: بابا! لااقل بگذار 24 ساعت بگذرد بعد كارم را درست كن! كلا بعد از شهادت، بابا كاملا تو زندگي ام حضور دارد و احساسش مي كنم.

[b]¤ جالبه، خيلي از خانواده شهدا روي اين مسأله تأكيد مي كنند؛ حضور شهيدشان بعد ازشهادت. مي تواني برايم يك مصداق بياوري؟[/b]
من خيلي خواب بابا را مي بينم. به محض اين كه كاري برايش انجام مي دهم، به خوابم مي آيد و تشكر مي كند. حتي گاهي قبل از اينكه آن كار را نجام دهم! (با خنده) روحيه اش را هنوز از دست نداده.
اما مصداق؛ يك روز، مراسمي دعوت بوديم، بندگان خدا خيلي اصرار كرده بودند كه برويم، اما من خيلي سختم بود و نمي توانستم خودم را راضي كنم كه بروم. يك روز سه شنبه عصر رفتم سر مزار بابا. كلي گريه كردم و گفتم: من چي كار كنم، هم دلم رضا به رفتن نيست و هم از طرفي نرفتنم بد است و آنها ناراحت مي شوند. همان شب خواب بابا را ديدم. من گريه مي كردم و بابا هم نوازشم مي كرد. بهم گفت: زينب! دوست دارم مهماني را بروي و لباس نو هم بخري!
فكر كنيد آن روز برف خيلي سنگيني در تهران آمده بود و من مانده بودم چطور با يك بچه كوچك بروم لباس بخرم! با هر سختي بود رفتم اما نمي دانم چطوري شد كه فراموش كرده بودم پول بردارم! به مادر كه زنگ زدم، اتفاقا همان نزديكي ها بود. بهم گفت چون امروز عيد است من نيت كرده بودم براي همه شما هديه بخرم! حالا فكر مي كنيد پولي كه مادر با آن برايم لباس خريد چه پولي بود؟ حقوق آن ماه پدر بود! يعني خود پدر، برايم لباس خريد! به خودم مي گفتم چه اتفاق ديگري بايد بيفتد كه من باور كنم، كه هست و واقعا حضور دارد؟!

[b]¤ زينب! دخترها معمولا وقتي ازدواج مي كنند و مي خواهند از خانه پدرشان بروند، خيلي برايشان سخت است. معمولا حرف هاي پدر، چنين مواقعي خيلي آرامش بخش است. تو هم كه اين قدر بابايي هستي. يادت هست پدرت چي بهت گفت تا دلت آرام شود؟[/b]
بابام كه بدتر بود! اگر بدانيد ما چه مصيبتي داشتيم! قبول نمي كرد، نه اينكه با همسرم مشكل داشته باشد، اصلا كلا هر وقت خواستگار مي آمد، بابام عزا مي گرفت. اگر ازدواج سنت پيامبر نبود، اصلا نمي گذاشت ازدواج كنم. فاطمه، خواهرم تعريف مي كند كه بابا تا مدت ها بعد از رفتن تو بي قرار و بيشتر تو خودش بود. پدرم تا چند وقت بعد از ازدواجم هنوز با همسرم سرسنگين بود. طوري كه ديگران هم مي گفتند! بعد كم كم خيلي راحت شدند با هم.

[b]¤ وقتي محمدطه به دنيا آمد، واكنش پدرت چه بود؟[/b]
خيلي خوشحال شده بود به خصوص كه فهميد پسر است، جشن گرفت. بابا خيلي روحانيت را دوست داشت اما ما اصلا روحاني در فاميلمان نداريم. مي گفت اين بايد عالم دين شود؛ مرجع تقليد شود. (باخنده) حتي هميشه مي گفت حالت سر محمدطه خيلي براي عمامه خوب است! وقتي هم كه آقاي خامنه اي آمدند منزلمان، به ايشان گفتم خيلي دعا كنيد محمدطه عالم دين شود چون پدرم خيلي دوست داشت. وقتي محمدطه به دنيا آمد، جمعه بود و اولين دعاي سمات را بابا در گوش او خواند.

[b]¤ آخرين تصويرت ازپدرت؟[/b]
درست روز قبل از شهادتش، رفته بوديم بيرون. كلي گفتيم و خنديديم. نزديكي هاي ظهر بابا گفتند كه مي رود نمازجمعه و زود برمي گردد. امكان نداشت كه نماز جمعه اش ترك شود. ما هرچه اصرار كرديم، به شوخي مي گفتيم بابا! حالا كه امروز دارد اين قدر خوش مي گذرد، نرو. ما قول مي دهيم به هيچ كس نگوييم اما آخر سر هم قبول نكرد كه نرود. قول داد كه تا 3 برگردد كه اتفاقا سر ساعت برگشت. ناهار را خورديم و قرارشد كه زود برگرديم منزل كه پدر برود سر كار.
بابا روي لباس پوشيدنش حساس بود. هركسي كه ايشان را مي شناخت، مي گويد كه او خيلي شيك و مرتب بود. آن روز هم حسابي شيك كرده بود؛ شلوار قهوه اي، كت خردلي با يك پيراهن آجري و كفش هاي قهوه اي واكس زده. حالا فكرش را بكنيد، داشت مي رفت بيابان اما معتقد بود هميشه بايد مرتب و شيك باشد. مفاتيحش را هم همراهش برد تا در طول راه دعاي سماتش را بخواند.

[b]¤ الان كه بي تاب مي شوي و دلت خيلي تنگ مي شود، چطور خودت را آرام مي كني؟[/b]
بيشتر به اين خاطر كه نتوانستم از ايشان استفاده كنم، بي تاب مي شوم. با خودم مي گويم چنين آدمي كنار من بوده ومن مدام مي گفتم بابا! از فلان شهيد بگو. هيچ وقت از خودش نپرسيدم. الان موقع كتاب نوشتن چيزهايي را مي فهمم كه خيلي غبطه مي خورم و بي تاب مي شوم. اما آن چيزي كه آرامم مي كند، اين آيه است:
« و الّذين آمنوا و اتّبعتهم ذرّ يّتهم ب يمان ألحقنا ب ه م ذرّ يّتهم و ما ألتناهم م ن عمل ه م م ن شي ء كلّ امر ئ ب ما كسب رهيأ »¤
آنهايي كه خيلي جايگاهشان بالا است، فرزندانشان را بهشان ملحق مي كنيم با آنكه فرزندانشان خيلي پايين تر از آنها هستند و خداوند در ادامه آيه مي فرمايند: به خاطر اينكه فرزندانشان را به آنها ملحق مي كنيم از عمل آن فرد كم نخواهيم كرد. دلم به همين آيه خوش است. يك چيزي از درونم فرياد مي زند، اگر الان دلت تنگ شده و نمي تواني ببيني اش حداقل يك كاري كن كه يك روزي بتواني او را ببيني.

[b]¤ و سوال آخر؛ به نظرت يك فرزند شهيد حتما بايد مثل پدرش باشد؟ چرا جامعه چنين تصوري دارد، نمي شود خط فكري اش فرق داشته باشد؟[/b]
(با خنده) نمي دانم ولي تا حالا كه خيلي شده! سني كه پدرش را از دست مي دهد مهم است اما به نظرم نقش مادر خيلي مهم تر است. حتي در زمان حيات پدر، اين مادر است كه با رفتار، نه گفتار خودش، نشان مي دهد كه چقدر بچه بايد به پدرش احترام بگذارد. حتي اگر پدر نقصي دارد، مادر بايد پوشاننده آن نقص باشد. ما در زندگيمان از مادرم ياد گرفتيم كه همه چيز را و بهترين ها را بابا مي داند. البته فرق امثال من با بقيه فرزندان شهدا اين است كه ما بيشتر توانستيم از وجود پدر استفاده كنيم. پس وظيفه ما خيلي سنگين تر است نسبت به كساني كه يك سال بيشتر نداشتند كه پدرشان را از دست دادند! اما من فكر مي كنم چون پدرم عاشقانه به ما محبت مي كرد، اصلا نمي توانم راهي غير از ايشان را در پيش بگيرم.

[color=olive]۱۶ خرداد ۱۳۹۱[/color]
منبع: مشرق‌نيوز
http://www.mashreghnews.ir/fa/news/125603/%D8%B3%D9%88%D8%AE%D8%AA-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%AF-%D9%85%D9%88%D8%B4%DA%A9-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%A8%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%B7%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85-%D8%A8%D9%88%D8%AF[/align]

[color=violet][i][size=9] ببخشید که ارسال متوالی دادم. تاپیک بالا بیاید.[/size][/i][/color]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[size=3][font=tahoma,geneva,sans-serif]تصاوير منتشر شده زير (كه جزئيات بيشتري نسبت به تصاوير منتشر شده قبلي دارند) توسط ماهواره تصويربرداري قدرتمند ووردويو-2 گرفته شده‌اند. در اين تصاوير كه مربوط به قبل و بعد از حادثه هستند به خوبي مي‌توان قدرت انفجار را درك كرد.[/font][/size]

[size=3][font=tahoma,geneva,sans-serif][b][color=#ff0000][size=4]منبع تصاوير:[/size][/color][/b][/font][/size]
[size=3][font=tahoma,geneva,sans-serif][b][url="http://www.satimagingcorp.com/gallery/worldview-2-iran-missile-facility-destroyed.html"]http://www.satimagin...-destroyed.html[/url][/b][/font][/size]
[size=3][font=tahoma,geneva,sans-serif][b][url="http://www.satimagingcorp.com/gallery/worldview-2-iran-missile-facility.html"]http://www.satimagin...e-facility.html[/url][/b][/font][/size]
[center]
[size=3][font=tahoma,geneva,sans-serif][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10198/worldview-2-iran-missile-facility-destroyed.jpg[/img][/font][/size]
[size=3][font=tahoma,geneva,sans-serif][url="http://www.satimagingcorp.com/galleryimages/worldview-2-iran-missile-facility-destroyed.jpg"]http://www.satimagin...y-destroyed.jpg[/url][/font][/size]
[size=3][font=tahoma,geneva,sans-serif][url="http://www.satimagingcorp.com/gallery/worldview-2-iran-missile-facility-destroyed.html"]http://www.satimagin...-destroyed.html[/url][/font][/size]

[size=3][font=tahoma,geneva,sans-serif][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10198/worldview-2-iran-missile-facility22.jpg[/img][/font][/size]
[size=3][font=tahoma,geneva,sans-serif][url="http://www.satimagingcorp.com/galleryimages/worldview-2-iran-missile-facility.jpg"]http://www.satimagin...le-facility.jpg[/url][/font][/size]
[size=3][font=tahoma,geneva,sans-serif][url="http://www.satimagingcorp.com/gallery/worldview-2-iran-missile-facility.html"]http://www.satimagin...e-facility.html[/url][/font][/size][/center]

[color=#ff0000][size=4][font=tahoma,geneva,sans-serif][b]منبع تصاوير:[/b][/font][/size][/color]
[size=3][font=tahoma,geneva,sans-serif][b][url="http://www.satimagingcorp.com/gallery/worldview-2-iran-missile-facility-destroyed.html"]http://www.satimagin...-destroyed.html[/url][/b][/font][/size]
[size=3][font=tahoma,geneva,sans-serif][b][url="http://www.satimagingcorp.com/gallery/worldview-2-iran-missile-facility.html"]http://www.satimagin...e-facility.html[/url][/b][/font][/size]

[size=1][font=tahoma,geneva,sans-serif][color=violet][i]ببخشید که ارسال متوالی دادم. تاپیک بالا بیاید.[/i][/color][/font][/size]
  • Upvote 9

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[size=4][font=tahoma,geneva,sans-serif]ممنون جناب مهدوی![/font][/size]

[size=4][font=tahoma,geneva,sans-serif]یه چیزی عجیبی هست توی این عکسها. بعد از انفجار، خاکهای اطراف پایگاه، مرتب تر از قبل نشدن؟! دلیل میتونه این باشه که موج انفجار، خاک رو به قدری جابجا کرده که سطحش یکنواخت شده توی اون قسمتها؟[/font][/size]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
قدرت تخریب فوق العاده بالا بوده است
چندین صد متر باز ساختمان ها آسیب دیده اند ، انرژی بسیار شدیدی آزاد شده است که فقط ناشی از یک موشک امتحانی بوده است یا سیستم های مجاورش باعث تشدید ان شده اند

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote name='heliaa' timestamp='1355057935' post='287399']
[size=4][font=tahoma,geneva,sans-serif]یه چیزی عجیبی هست توی این عکسها. بعد از انفجار، خاکهای اطراف پایگاه، مرتب تر از قبل نشدن؟! دلیل میتونه این باشه که موج انفجار، خاک رو به قدری جابجا کرده که سطحش یکنواخت شده توی اون قسمتها؟[/font][/size]
[/quote][size=3][font=tahoma,geneva,sans-serif]ندانم! البته منظورتان را هم درست متوجه نشدم. :rolleyes: [/font][/size]

[size=3][font=tahoma,geneva,sans-serif]به نظرم نوع تخريب نشان مي‌دهد كه مواد عامل انفجار (سوخت) هم در عمق (احتمالا در محل 2 گودال ايجاد شده) و هم در داخل سوله‌ و در سطح، وجود داشته (زيرا اگر انفجار در سطح نمي‌بود، ساختمان‌هاي اطراف، به صورتي كه ديده مي‌شود تخريب نمي‌شدند. به نحوه مچاله شدن سازه سقف ساختمان وسطي از روي سايه‌اش دقت كنيد) بنابراين احتمالا انفجار از سطح شروع شده و به عمق نيز سرايت كرده (يا بالعكس).[/font][/size]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
نه، من منظورم رو خوب نگفتم.

توی زمین اطراف پایگاه، میبینید که خاک خیلی شکل مختلفی داره. یه جا پر رنگ و یه جا کمرنگ (ظاهر رنگی متفاوت) ولی عکس بعد از انفجار، قسمتهای بیرون پایگاه، کاملا یکرنگ و منظم هستش!

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote name='arminheidari' timestamp='1355058273' post='287400']
قدرت تخریب فوق العاده بالا بوده است
چندین صد متر باز ساختمان ها آسیب دیده اند ، انرژی بسیار شدیدی آزاد شده است که فقط ناشی از یک موشک امتحانی بوده است یا سیستم های مجاورش باعث تشدید ان شده اند
[/quote]

سلام
می شه این سوخت جدید را با کلاهک های انفجاری ترکیب کرد ... انگار قدرت انفجاری زیادی داره !؟

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
یا حق

[quote name='heliaa' timestamp='1355060514' post='287407']
نه، من منظورم رو خوب نگفتم.

توی زمین اطراف پایگاه، میبینید که خاک خیلی شکل مختلفی داره. یه جا پر رنگ و یه جا کمرنگ (ظاهر رنگی متفاوت) ولی عکس بعد از انفجار، قسمتهای بیرون پایگاه، کاملا یکرنگ و منظم هستش!
[/quote]

احتمال داره که عکس قبل از انفچار متعلق به حتی چند هفته قبل از انفجار بوده باشه و تغییرات فصلی و بارش باران و تغییرات پوشش گیاهی و... باعث این تفاوت ها باشن.
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote name='jarmenkill' timestamp='1355063364' post='287417']
یا حق

[quote name='heliaa' timestamp='1355060514' post='287407']
نه، من منظورم رو خوب نگفتم.

توی زمین اطراف پایگاه، میبینید که خاک خیلی شکل مختلفی داره. یه جا پر رنگ و یه جا کمرنگ (ظاهر رنگی متفاوت) ولی عکس بعد از انفجار، قسمتهای بیرون پایگاه، کاملا یکرنگ و منظم هستش!
[/quote]

احتمال داره که عکس قبل از انفچار متعلق به حتی چند هفته قبل از انفجار بوده باشه و تغییرات فصلی و بارش باران و تغییرات پوشش گیاهی و... باعث این تفاوت ها باشن.
[/quote]

درسته!! الان که دقت میکنم، برای 19 روز قبلش بوده. ممنون از توضیحتون و عذرخواهی از اینکه تعداد مثبتهام تموم شده

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[size=3][font=tahoma,geneva,sans-serif]تصوير بعد از انفجار مربوط به 22 نوامبر 2011 ميلادي (1 آذر 1390 هجري‌شمسي - 10 روز پس از حادثه)
و تصوير قبل از انفجار مربوط به 3 نوامبر 2011 ميلادي (12 آبان 1390 هجري‌شمسي - 9 روز قبل از حادثه) هستند. (البته مطمئن نيستم كه تاريخ تصاوير با تاريخ ثبت ماهواره‌ايشان يكي باشد. ولي به احتمال زياد هست.)

تصاوير اصلي روي‌هم سوار نيستند، در تصاوير زير سعي كردم به‌خوبي روي‌هم سوارشان كنم:[/font][/size]

[size=3][font=tahoma,geneva,sans-serif][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10198/worldview-2-iran-missile-facility_crop_04.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10198/thumb_worldview-2-iran-missile-facility_crop_04.jpg[/img][/url][/font][/size]

[size=3][font=tahoma,geneva,sans-serif][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10198/worldview-2-iran-missile-facility_crop_05.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10198/thumb_worldview-2-iran-missile-facility_crop_05.jpg[/img][/url][/font][/size]

-----
[size=3][font=tahoma,geneva,sans-serif][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/explo_01_1001.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_explo_01_1001.jpg[/img][/url][/font][/size]
[size=3][font=tahoma,geneva,sans-serif][size=2][url="http://www.military.ir/forums/topic/17949-%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85-%D9%BE%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B4%D9%83%D9%8A-%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-17-%D9%86%D9%81%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%B3%D8%AA/page__st__90#entry212533"]http://www.military...._90#entry212533[/url][/size][/font][/size] ویرایش شده در توسط mahdavi3d
  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote name='mahdavi3d' timestamp='1355064317' post='287422']
[size=3][font=tahoma,geneva,sans-serif]تصوير بعد از انفجار مربوط به 22 نوامبر 2011 ميلادي (1 آذر 1390 هجري‌شمسي - 10 روز پس از حادثه)
و تصوير قبل از انفجار مربوط به 3 نوامبر 2011 ميلادي (12 آبان 1390 هجري‌شمسي - 9 روز قبل از حادثه) هستند. (البته مطمئن نيستم كه تاريخ تصاوير با تاريخ ثبت ماهواره‌ايشان يكي باشد. ولي به احتمال زياد هست.)

تصاوير اصلي روي‌هم سوار نيستند، در تصاوير زير سعي كردم به‌خوبي روي‌هم سوارشان كنم:[/font][/size]

[size=3][font=tahoma,geneva,sans-serif][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10198/worldview-2-iran-missile-facility_crop_04.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10198/thumb_worldview-2-iran-missile-facility_crop_04.jpg[/img][/url][/font][/size]

[size=3][font=tahoma,geneva,sans-serif][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10198/worldview-2-iran-missile-facility_crop_05.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10198/thumb_worldview-2-iran-missile-facility_crop_05.jpg[/img][/url][/font][/size]

-----
[size=3][font=tahoma,geneva,sans-serif][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/explo_01_1001.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_explo_01_1001.jpg[/img][/url][/font][/size]
[size=3][font=tahoma,geneva,sans-serif][size=2][url="http://www.military.ir/forums/topic/17949-%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85-%D9%BE%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B4%D9%83%D9%8A-%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-17-%D9%86%D9%81%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%B3%D8%AA/page__st__90#entry212533"]http://www.military...._90#entry212533[/url][/size][/font][/size]
[/quote]

گویا انفجار مربوط به سوخت موشک ماهواره بر بوده رنگ دود در تصویر آخر همون رنگ دود موشک های سوخت جامده

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote name='mahdavi3d' timestamp='1355064317' post='287422']
[size=3][font=tahoma,geneva,sans-serif]تصوير بعد از انفجار مربوط به 22 نوامبر 2011 ميلادي (1 آذر 1390 هجري‌شمسي - 10 روز پس از حادثه)
و تصوير قبل از انفجار مربوط به 3 نوامبر 2011 ميلادي (12 آبان 1390 هجري‌شمسي - 9 روز قبل از حادثه) هستند. (البته مطمئن نيستم كه تاريخ تصاوير با تاريخ ثبت ماهواره‌ايشان يكي باشد. ولي به احتمال زياد هست.)

تصاوير اصلي روي‌هم سوار نيستند، در تصاوير زير سعي كردم به‌خوبي روي‌هم سوارشان كنم:[/font][/size]

[size=3][font=tahoma,geneva,sans-serif][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10198/worldview-2-iran-missile-facility_crop_04.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10198/thumb_worldview-2-iran-missile-facility_crop_04.jpg[/img][/url][/font][/size]

[size=3][font=tahoma,geneva,sans-serif][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10198/worldview-2-iran-missile-facility_crop_05.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10198/thumb_worldview-2-iran-missile-facility_crop_05.jpg[/img][/url][/font][/size]

-----
[size=3][font=tahoma,geneva,sans-serif][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/explo_01_1001.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_explo_01_1001.jpg[/img][/url][/font][/size]
[size=3][font=tahoma,geneva,sans-serif][size=2][url="http://www.military.ir/forums/topic/17949-%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85-%D9%BE%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B4%D9%83%D9%8A-%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-17-%D9%86%D9%81%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%B3%D8%AA/page__st__90#entry212533"]http://www.military...._90#entry212533[/url][/size][/font][/size]
[/quote]
ممنون از جناب mahdavi3d
فقط کافیست به فاصله ی تاریخ دو عکس گرفته شده دقت کنید،متوجه ی حساسیت بسیار بالای سرویس های جاسوسی غربی به مراکز تحقیقاتی ما می شوید،واقعیت اینجاست که غربی ها می دانند در ایران چه می گذرد به همین خاطر است که ما را تا بیخ تحریم کرده اند تا جلوی سرعت پیشرفتمان را بگیرند. ویرایش شده در توسط sorena_ir_army
  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[color=#000000][font=Tahoma, Arial][size=3]رییس‌جمهور اضافه کرد: کشورهای سلطه‌گر می‌دانستند که علم هسته‌ای و فناوری هسته‌ای در ایران در مسیر صلح‌آمیز است و در این رابطه تردید نداشتند چون هزاران ساعت آژانس در این کشور بازرسی کرده است و اعلام کرده بود هیچ علامتی از انحراف از مسیر صلح‌آمیز به سمت نظامی اتفاق نیفتاده است و فعالیت ایران صرفا صلح‌آمیز است[/size][/font][/color][color=#0000ff][font=Tahoma, Arial][size=3] پس برای چه دانشمندان ما را ترور کردید؟ و متخصصین موشکی ما را که موشک‌هایی صرفا برای دفاع از کشور ساخته بودند را از بین بردید.[/size][/font][/color]

http://www.tabnak.ir/fa/news/383477/روحانی-به-غرب-چرا-متخصصین-ما-را-ازبین-بردید

حادثه ملارد عمدی بود icon_eek ؟
  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]

حادثه ملارد عمدی بود icon_eek ؟ [/quote]

شک داشتید مگه ؟! اینم تاییدش.. ویرایش شده در توسط Sorena_Noshad
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط super_comando
      آفتاب: فرمانده واحد پدافند موشکی نیروی هوایی روسیه گفته‌است که جدیدترین سیستم پدافندی این کشور موسوم به S-400 از هفته آینده در اطراف مسکو مستقر شده و تا پایان سال 2015 حراست از اتمام مراکز مهم اقتصادی و سیاسی روسیه را بر عهده‌دار شده و شانس وقوع هرگونه حمله پیش دستانه خارجی را به حداقل خواهد رساند . به گزارش خبرگزاری ریانووستی، سرتیپ الکساندر گورکوف روز پنج‌شنبه با اعلام این خبر گفت: «اولویت اول، حراست از حریم هوایی مسکو است و به همین منظور این سیستم از هفته آینده در مراکز مهم اطراف مسکو مستقر خواهد شد. بعد از آن S-400 در دیگر مناطق کشور نیز مستقر خواهد شد». وی افزود که این سیستم جدید طی دو مرحله در اختیار نیروی هوایی روسیه قرار خواهد گرفت، به گونه‌ای که تا آغاز سال 2010 شهرهای بزرگ و مناطق اطراف آنها را شامل می‌شود و در مرحله دوم یعنی تا سال 2015 پوشش هوایی بقیه مناطق کشور را نیز در بر خواهد گرفت. به گفته گورکوف به غیر از S-400، نمونه‌های مدرنیزه شده بقیه محصولات صنایع نظامی روسیه نیز به‌زودی در اختیار واحد پدافند ضدموشکی قرار خواهد گرفت. وی گفت که این تسلیحات شامل سیستم‌های پدافندی با برد کوتاه، متوسط و دور می‌شود. به ادعای تحلیلگران نظامی روسیه سیستم پدافند موشکی S-400 قابلیت انهدام همه اجسام پرنده از جمله هواپیما، هواپیماهای بدون سرنشین و موشک‌های بالستیک با هر سرعتی را دارا است . حداکثر برد این موشک‌ها از نظر مسافت 400 کیلومتر و از لحاظ ارتفاع 30 کیلومتر است. تفاوت عمده S-400 نسبت سیستم‌های مشابه آن است که کلاهک‌ موشک‌های این سیستم به ابزارهای نشانه‌روی خودکار در آسمان مجهز شده‌اند. گفتنی است موضوع استقرار سپر دفاع موشکی آمریکا در اروپای شرقی باعث تکاپوی شدید فرماندهان ارتش روسیه شده‌است. روس‌ها می‌گویند که استقرار این سیستم موازنه استراتژیک کنونی در قاره اروپا را از بین برده و قابلیت پیش‌دستی آمریکا در هر برخورد نظامی احتمالی را افزایش می‌دهد.
    • توسط EBRAHIM
      در ادامه جوسازي هاي اسراييل عليه برنامه هاي صلح آميز هسته اي ايران روزنامه اسرائيلي جروزالم پست به نقل از يکي از مقامات عالي رتبه IDF (يگان ويژه دفاع هوايي اسرائيل) در گزارشي مدعي شده است سيستم دفاع موشکي ضدبالستيک اسرائيل به نام Arrow-2 (پيکان – 2) قادر است کليه موشک هاي ايراني (حتي موشک هايي که کلاهک هسته اي حمل مي کنند) را هدف قرار داده و آن را نابود کنند! اين روزنامه در ادامه مدعي شده از آنجايي که ايران خطرناکترين دشمن اسرائيل و يک تهديد نظامي عليه موجوديت اين کشور است سيستم دفاع موشکي Arrow-2 نقش حياتي در تامين امنيت اسرائيل به عهده دارد. ژنرال ايلان بيتون فرمانده يگان ويژه دفاع هوايي اسرائيل در مصاحبه با اين روزنامه گفت اين سيستم توانايي بسيار بالايي در هدف قرار دادن موشک هاي اسکاد که تعداد زيادي از آن در اختيار سوريه است را دارد و ما به علت تهديداتي که از جانب موشک هاي شهاب 3 ايراني احساس مي کرديم آن را تقويت کرديم. ژنرال بيتون در ادامه صحبت هاي خود مدعي شد اصلاحات سيستم Arrow-2 که به تازگي اعمال شده قادر است موشک هايي که دو کلاهک جداگانه که يکي از آنها براي گمراه کردن سيستم هاي ضدموشک است را شناسايي کرده و آن را نابود کنند. وي در پاسخ به اين سؤال که آيا انهدام موشک ها در آسمان اسرائيل به ويژه موشک هايي که کلاهک هاي نامتعارف حمل مي کنند خطري براي اين کشور ايجاد نمي کنند گفت موشک هايي که به سمت اسرائيل شليک شوند در يک ارتفاع بالا به گونه اي هدف قرار مي گيرند که به صورت کلي نابود شده تا نتوانند خطر و خساراتي را وارد آورند. اين ژنرال اسرائيلي در ادامه صحبت هاي خود گفت ما هميشه بايد يک مرحله جلوتر از دشمنانمان باشيم. آنها موشک هاي خود را به سيستم هاي الکترونيکي بسيار پيشرفته اي براي گمراه کردن سيستم هاي ضد موشک مجهز کرده اند و ما هم شيوه هايي را طراحي کرده ايم که آنها را شناسايي کرده تا بتوانيم موشک هايي که به سوي اسرائيل مي آيند را نابود کنيم. اين سيستم دفاع موشکي آخرين بار در ماه دسامبر با موفقيت آزمايش شد. در جريان اين آزمايش اين سيستم توانست يک موشک دور برد شبيه سازي شده شهاب را در ارتفاع بسيار بالا هدف قرار داده و آن را نابود کند. در حالي که سيستم Arrow-2 در خط مقدم دفاع ضد موشکي اسرائيل براي مقابله با موشک هاي شهاب قرار دارد سيستم دفاع ضد موشکي پاتريوت نيز قرار است به عنوان سيستم پشتيباني دفاع ضد موشکي اسرائيل از سيستم Arrow-2 پشتيباني کند. اسرائيل دو سکوي پرتاب موشک سيستم Arrow-2 دارد که يکي از آنها در منطقه پالماحيم براي حفاظت از تل آويو و ديگري در منطقه عين شمر در شمال اسرائيل قرار دارد. اسرائيل دو سکوي پرتاب موشک سيستم Arrow-2 دارد که يکي از آنها در منطقه پالماحيم براي حفاظت از تل آويو و ديگري در منطقه عين شمر در شمال اسرائيل قرار دارد. اين ژنرال اسرائيلي مدعي شد، تنها اسرائيل نيست که از جانب موشک هاي شهاب ايران احساس ناامني و تهديد مي کند بلکه کشورهاي اروپايي که در تير رأس موشک هاي ايراني هستند نيز مذاکرات خود را براي خريد سيستم هاي مشابه Arrow-2 آغاز کرده اند. چندي پيش فرماندهان عالي رتبه نيروي هوايي ترکيه در رسانه هاي اين کشور اعلام کردند از آنجا که موشک هاي شهاب -3 ايراني قادر هستند،‌ اهدافي را در سراسر ترکيه هدف قرار دهند ترکيه مايل است موشک هاي ضد شهاب از اسرائيل خريداري کند. قابل توجه است که اسرائيل ساخت و طراحي سيستم دفاع ضدموشکي Arrow-2 را از 12 سال قبل و بعد از حمله موشکي صدام حسين به اسرائيل آغاز کرده تا بتواند يک سپر دفاعي قدرتمندي در برابر موشک هاي اسکاد به وجود بياورد.... ژنرال بيتون همچنين گفت: کشورهاي اروپايي به صورت فعال در حال کار بر روي سيستم دفاع ضدموشکي خود هستند و اينطور ادامه داد که اسرائيل از جانب کشورهاي عربي همسايه خود نيز احساس ناامني مي کند و براي همين ما در حال تلاش براي به روز کردن توان دفاعي خود هستيم تا بتوانيم هميشه يک مرحله جلوتر از دشمنان خود باشيم. قابل توجه است که اسرائيل ساخت و طراحي سيستم دفاع ضدموشکي Arrow-2 را از 12 سال قبل و بعد از حمله موشکي صدام حسين به اسرائيل آغاز کرده تا بتواند يک سپر دفاعي قدرتمند در برابر موشک هاي اسکاد به وجود بياورد. ارتش اسرائيل در طراحي اين سيستم نه تنها دفاع در برابر تهديدات سابق را مدنظر قرار داده بلکه ساخت سيستمي براي مقابله با موشک هائي با سرعت بالاتر و حامل کلاهک هاي چند منظوره در آينده را نيز در دستور کار خود قرار داده و تا به حال 5/2 ميليارد دلار در اين زمينه سرمايه گذاري کرده است. اين روزنامه در انتهاي گزارش خود به اين موضوع اشاره کرده که با وجودي که اسرائيل توانسته سيستم دفاع موشکي در برابر موشک هاي شهاب بسازد هنوز نتوانسته است بسياري از شهرهاي اسرائيلي را از خطر حملات موشک هاي کاتيوشا توسط حزب الله محافظت کند. اين ژنرال اسرائيلي در آخر گفت سيستم مورد نظر نمي تواند موشک هاي با برد کمتر از 70-60 کيلومتر را هدف قرار دهد و گفت ما در حال تلاش هستيم که اين سيستم را اصلاح کرده تا بتوانيم با خطرات موشکي حزب الله مقابله کنيم. مطمئنا روزي راه حلي پيدا خواهيم کرد. تنها مشکل فعلي ما مشکلات مالي است. -------------------------- inrozha.com
    • توسط Blaze
      \

      ميراژ 5 يك هواپيماي ضربتي مافوق صوت است كه در فرانسه و در خلال دهه 1960 توسط صنايع هوايي داسو طراحي شد و علاوه بر اين كشور در جند كشور ديگر هم توليد يا مونتاژ شد.
      طرح اين جنگنده از سلفش يعني جنگنده موفق ميراژ 3 الهام گرفته شد و در اغاز خود يكي از نمونه هاي ميراژ3 به حساب ميامد اما بعدا از اين جنگنده چند نوع مختلف توليد شد.
      اين جنگنده وجود خود را مديون يشنهادي است كه از طرف نيروي هوايي رژيم صهيونيستي در سال 1966 به شركت داسو ارائه شد چون عملا بعد از پيشنهاد بود كه كار طراحي و نمونه سازي اين پرنده در اين شركت سرعت گرفت.



      از آنجا كه آب و هواي خاور ميانه برعكس اكثر نقاط اروپا در بيشتر روزها صاف و آفتابي است اسراييلي ها پيشنهاد كردند كه جايگاه افسر تسليحات شامل كاكپيت و ساير متعلقات از روي نمونه اصلي ميراژ 3 حذف شود تا هم هزينه تعمير و نگهداري كاهش يابد و هم به جاي آن بتوانند ظرفيت مخازن اصلي سوخت را براي حملات ضربتي و برد بلند افزايش دهند.
      سر انجام اولين نمونه از اين جنگنده كه تنها تفاوتش با ميراژ3 دماغه قلمي تر و جايگاه عقب رفته تر خلبان بود و مانند اكثر محصولات شركت داسو بالهايي دلتا شكل داشت در 19 مي سال 1967 به پرواز درآمد.
      اين پرنده مسلسل دو لول ميراژ3 را حفظ كرده بود اما براي حمل ميزان بيشتري سوخت و مهمات دو پايلون به آن اضافه شده بود كه تعداد آنها را به 7 عدد ميرساند و اين عمل خود موجب گشت تا ميزان حمل مهمات در اين جنگنده به 4000 كيلوگرم برسد.




      افزايش تنش ها در خارميانه ميان اسراييل و اعراب باعث شد تا شارل دو گل رئيس جمهور وقت فرانسه تصميم خود ميبني برعدم تحويل ميراژ ها به رژيم صهيونيستي را در سوم ژوئن سال 1967 اعلام نمايد.
      اما با وجود اينكه اسراييل به عنوان مشتري درجه يك ميراژ5 تحريم بود خط توليد اين جنگنده كماكان به فعاليت خود ادامه ميداد و نهايتا تا اواخر سال 1968 توانست بسته 50 فروندي انها را اماده نمايد و در اين هنگام بود كه اسراييلي ها توانستند با پيشنهاد پرداخت اخرين مبالغ به اين هواپيما دستيابي پيدا كنند.
      در سال 1969 و در حالي كه هنوز مبالغي از قرارداد توسط اسراييلي ها پرداخت نشده بود مسئولان نيروي هوايي اين رژيم از دولت فرانسه تقاضا كردند كه خلبانان و تكنيسين ها اين رژيم كه در فرانسه مشغول ديدن دوره هاي اموزشي بودند براي ادامه دوره خود به جزيره كورسيكا واقع در درياي مديترانه منتقل شوند و استدلالشان هم اين بود كه چون چون خاورميانه بر عكس مناطق اروپايي زمستانهاي سرد و برفي ندارد و اين جزيره نيز داراي اب و هوايي مانند خاور ميانه ميباشد بهتر است براي اينكه خلبانان ساعات بيشتري را اموزش ببينند به اين جزيره منتقل شوند.
      در اغاز دولت فرانسه مخالفتي نداشت اما هنگامي كه از قصد اسراييلي ها براي نصب مخازن سوخت خارجي روي جنگنده ها در راه انتقال به اين جزيره خبر دار شد به قضيه مشكوك شد و جلوي انتقال ها را گرفت كه در نهايت باز اين اسراييل بود كه به سبب نيازش به اين جنگنده تسليم شد و مابقي مبالغ را نيز پرداخت كرد.
      اما عليرغم تمامي اين شرايط همكاري ها بين فرانسه و اسراييل ادامه پيدا كرد اما اينبار نه به طور عادي بلكه به صورت مخفي و غير علني و در اين زمان بود كه نيروي هوايي اسراييل در حالي 50 فروند از جنگنده هاي جديد ميراژ5 خود را دريافت كرد كه اين جنگنده ها بر طبق استاندارد نيروي هوايي فرانسه و به منظور خدمت در اين كشور ساخته شده بودند.



      در نهايت و در خلال سالهاي 1971 تا 1974 اين جنگنده ها به نيروي هوايي اسراييل تحويل شدند و به اين علت كه متخصصين اسراييلي به خوبي در فرانسه آموزش ديده بودند و كاملا با قابليت ها و نكات فني مربوط به تعمير و نگهداري از اين پرنده اشنا بودند دولت اسراييل تصميم گرفت تا با بدست اوردن نقشه هاي فني اين پرنده اقدام به توليذد بومي ان كند و نهايتا با استفاده از شيوه هاي مختلف موفق به بدست اوردن اين نقشه ها شد و دست به توليد بومي ميراژ5 كرد كه اكنون ان را به نام نشر ميشناسيم.



      اما بهتر است نگاهي به ساير جوانب اين جنگنده بندازيم.
      اين جنگنده نيز مثل ميراژ3 با استقبال گسترده اي روبرو شد به طوري كه گونه هاي مختلفي از ان ساخته و بعضا صادر شدند كه داراي طيف هاي وسيعي از ايونيك پروازي بودند كه در بعضي موارد امكان انجام عمليات رهگيري را به اين جنگنده ضربتي ميدادند.
      مثلا در مورد ميراژهاي بلژيكي ميتوان گفت كه اين جنگنده ها ازسيستمهاي پروازي امريكايي استفاده ميكردند يا ميراژهاي مصري كه از ايونيك هواپيماي الفا جت بهره ميبردند.
      نمونه هايي از اين جنگنده نيز به منظور انجام ماموريت هاي شناسايي و اموزشي طراحي و ساخته شدند كه به ترتيب Mirage 5R و Mirage 5D نامگذاري شدند كه البته با يك مقايسه كوچك ميان نمونه هاي شناسايي و تمريني ميراژ3 و ميراژ5 ميتوان دريافت كه اين نامگذاري بيشتر تبليغاتي بوده و به منظور بازاريابي براي صادرات انجام شده چرا كه در بسياري از موارد و قطعات نمونه هاي تمريني و شناساي ميراژ 3 و 5 در حقيقت يكي هستند.
      در نهايت تعداد 582 فروند از اين جنگنده ساخته شد كه شامل 51 فروند نشر نيز ميشود.




      اما گونه هاي مختلف اين جنگنده:

      Mirage 5 : جنگنده ضربتي تك سرنشينه
      Mirage 5AD : نمونه صادراتي اين جنگنده به امارات (تنها 12 فروند ساخته شد)
      Mirage 5EAD: جنگنده تك سرنشينه مجهز به رادار براي حمله به هوا يا زمين. ساخته شده براي امارات(14 فروند)
      Mirage 5BA : جنگنده تك سرنشينه ساخته شده براي بلژيك و مجهز به ايونيك امريكايي(63 فروند ساخته شد كه62 فروند ان تحت ليسانس در SABCA توليد شد)
      Mirage 5COA: ساخته شده براي كلمبيا(14 فروند)
      Mirage 5D: ساخته شده براي ليبي(53 فروند)
      Mirage 5DE: جنگنده تك سرنشينه داراي رادار حمله به هوا و زمين. ساخته شده براي ليبي
      Mirage 5F: نمونه استاندارد براي نيروي هوايي فرانسه.
      Mirage 5G: نموئنه صادراتي براي گابون(3 فروند)
      Mirage 5G-2 : نمونه ارتقا داده شده براي گابون.
      Mirage 5J: نمونه هاي تحويل شده به اسراييل
      Mirage 5M: نمونه صادراتي براي زئير(از 14 فروند فقط 8 تا تحويل شد)
      Mirage 5MA Elkan: نمونه ارتقا يافته از 5BA براي صادرات به شيلي
      Mirage 5P: نمونه صادراتي به پرو(22 فروند)
      Mirage 5P Mara: نمونه ارتقا يافته Mirage 5P براي صادرات به ارژانتين
      Mirage 5P3: نمونه ارتقا يافته براي پرو(10 فروند)
      Mirage 5P4: نمونه ارتقا يافته باز هم براي پرو(2 فروند)
      Mirage 5PA: جنگنده تك سرنشينه ضربتي بدون رادار براي پاكستان(28 فروند)
      Mirage 5PA2: نمونه ارتقا يافته همراه با رادار Cyrano IV براي پاكستان(28 فروند)
      Mirage 5PA3: نمونه ارتقا يافته براي پاكستان داراي رادار Agave براي شليك موشك ضد كشتي اگزوست



      Mirage 5SDE: نمونه مجهز به رادار براي مصر
      Mirage 5E2 : نمونه ضربتي بدون رادار براي مصر(16 فروند)
      Mirage 5V: نمونه صادراتي براي ونزوئلا(6 فروند)


      Mirage 5R: نمونه تك سرنشينه براي مقاصد شناسايي
      Mirage 5BR : نمونه شناسايي براي بلژيك( از 27 فرودن در كل 23 فروند در بلژيك توليد شد)
      Mirage 5COR : نمونه صادراتي به كلمبيا
      Mirage 5DR: نمونه صادراتي براي ليبي(10 فروند)
      Mirage 5RAD: نمونه صادراتي براي امارات(3 فروند)
      Mirage 5SDR: نمونه صادراتي براي مصر(6 فروند)


      Mirage 5Dx: نمونه اموزشي دو سرنشينه
      Mirage 5BD: نمونه بلژيكي(15 فروند از 16 تا در بلژيك توليد شد)
      Mirage 5COD: نمونه اي براي كلمبيا(2 فروند)
      Mirage 5DAD: نمونه اي براي امارات(3 فروند)
      Mirage 5DD: نمونه اي براي ليبي(15 فروند)
      Mirage 5DG: نمكونه اي براي گابون(2 فروند در سال 1978 و 2 فروند در سال 1984 تحويل شدند)
      Mirage 5DM: نمونه اي براي زئير(3 فروند)
      Mirage 5DP:نمونه اي براي پرو(4 فروند)
      Mirage 5DP3: نمونه ارتقا يافته Mirage 5DP براي پرو



      Mirage 5DPA2: نمونه اي براي پاكستان(2فروند)
      Mirage 5MD Elkan : نمونه ارتقا يافته 5BD (به شيلي فروخته شد)
      Mirage 5SDD: نمونه اي براي مصر(6 فروند)

      Mirage 50 :
      در دهه 1960 شركت داسو موتور توربو جت Atar 09C كه موتور استاندارد جنگنده ميراژ 5 بود را با موتور جديدتر Atar 09K-50 تعويض كرد كه نتيجه اين امر نرخ صهود بهتر و همچنين بهتر شدن ويژگيهاي برخاست اين جنگنده بود و همين طور براي اين جنگنده ار ايونيك پيشرفته تر و رادار Cyrano IV نيز استفاده شد و شركت داسو اسم اين پرنده را ميراژ50 گذاشت اما بر خلاف نمونه قبلي( ميراژ5) اين جنگنده با استقبال خوبي روبرو نشد و فقط به شيلي و ونزوئلا صادر شد.


      http://gallery.military.ir/albums/userpics/mirage_5.jpg

      Mirage 50C: نمونه صادراتي به شيلي
      Mirage 50FC: 8 فروند از نمونه هاي Mirage 5F كه موتورشان با موتور جديد تعويض شده بود و به شيلي فروخنه شدند.
      Mirage 50DC: نمونه تمريني دو سرنشينه براي شيلي.(از كل 3 فروند 2 فرودن انها از موتور كم توان تر Atar 9C-3 بهره ميبردند)
      Mirage 50EV :نمونه ارتقا يافته Mirage 5V براي ونزوئلا مجهز به موتور Atar 9K-50 و ايونيك پيشرفته تر و كانارد.
      Mirage 50DV: نمونه هاي ارتقا يافته Mirage IIIDV/5DV براي ونزوئلا . شبيه به استاندارد 50EV




      اما كاربران اين جنگنده:
      امارات: اين كشور پس از بازنشسته كردن جنگنده هاي خود انها را به پاكستان فروخت.
      ارژانتين: در سالهاي 1978 تا 80 اين كشور 38 فروند نشر به همراه 4 فروند از نمونه تمريني از اسراييل دريافت كرد كه به دشنه(dagger) معروف شدند.
      البته اين كشور 2 فروند از نمونه هاي فرانسوي و 12 فروند از نمونه هاي اسراييلي(دشنه) خود را در جنگ فالكلند از دست داد كه در ان زمان كشور پرو براي اثبات اتحاد خود با اين كشور 10 فروند از ميراژهاي خود را تحت عنوان Mirage Mara جهت جبران خسارت وارده به ارژانتين صادر كرد.
      بلژيك: پس از بازنشسته كردن ميراژهاي خود انها را به شيلي فروخت.
      شيلي:اين كشور ميراژهاي خود را در سالهاي 2006 و 2007 بازنشسته كرد.
      كلمبيا:اين كشور در حال جايگزيني ميراژهاي خود با كفير ميباشد.
      اكوادور:ونزوئلا ميراژهاي خود را به اين كشور بخشيد.
      فرانسه و زئير و ليبي و ونزوئلا : ميراژهاي خود را بازنشسته كرده اند.
      پاكستان: قصد دارد تا سال 2015 انها را بازنشست كند.
      گابون:هنوز اين هواپيما ها را در اختيار دارد.

      مشخصات فني:

      نقش: ضربتي
      شركت سازنده: داسوبرگه(فرانسه)
      خدمه:1 نفر
      طول:15.55 متر
      عرض بالها:8.22 متر
      ارتفاع:4.50 متر
      مساحت بالها: 35.00 متر مربع
      وزن خالي:7.150 تن
      حداكثر وزن برخاست:13.700 تن
      پيشرانه: يك موتور توربو جت 9C SNECMA Atar با كشش 41.97 كيلو نيوتن در حالت خشك و 60.80 كيلو نيوتن در حالت يس سوز
      حداكثر سرعت: 2.2 ماخ معادل 2350 كيلو متر بر ساعت
      سرعت كروز: 956 كيلومتر بر ساعت
      برد رزمي: 1250 كيلومتر(با حداكثر ميزان سوخت داخلي و مخازن خارجي به همراه 800 كيلوگرم بمب)
      برد گذري:4000 كيلومتر
      سقف پروازي: 18 كيلومتر
      نرخ صعود: 186 متر بر ثانيه

      تسليحات:
      2 مسلسل 30 ميلي متري DEFA 552 با 125 فشنگ براي هركدام
      دو غلاف راكت يا سوخت Matra JL-100 با توان حمل 250 ليتر سوخت يا 19 راكت 68 ميلي متري SNEB
      دو موشك حرارت ياب سايدوايندر يا R550 Magics
      4 تن بمب


      منبع: ماهنامه جنگ افزار شماره 60
    • توسط 12312333
      آشنايي با جنگنده ميراژ 3

      جنگنده میراژ 3 داسلت میراژ فرانسه


      زمانی که فرانسوی ها از مشتاق ترین و بهترین خلبانان در جنگ جهانی اول بودند,و این علاقه آنها به هوانوردی باعث شد که در زمان صلح به این صنعت توجه بیشتری کنند.این درحالی بود که آنها در زمان جنگ جهانی دوم کشورشان به عنوان یک کشور اشغال شده بود و دربرابرکشورهای دیگر که در این صنعت پیشرفت هایی کرده بودند. اما پس از جنگ آنها درصدد ساخت یک هواپیمای بال دلتایی بودند. آنها به مقصود خود رسیدند وتوانستند که داسلت میراژ 3 و مشتقهایی که ببرگرفته از او بود را بسازند.در نهایت داسلت میراژ 2000 اساسا یک جنگنده کاملا جدیدی بود که در واقع ترکیب عمومی میراژ 3 را داشت اما از لحاظ فنی با میراژ 3 فرق داشت که این خود جای بحث دارد, را بسازند. این الگو گیری از میراژ 3 تا حدی بود که میراژ IV ( میراژ 5) یک بمب افکن بود مثل میراژ 3 با این تفاوت که از آن بزرگتر و بهتر بود.
      خانواده میراژ-3 در خارج از دولت فرانسه رشد کرد.در سال 1952 قرار شد که مطالعات در مورد ساخت یک هواپیمای رهگیر و لایق که توانایی اوج گیری 18000 متر در 6 دقیقه را داشته باشد و همچنین توانایی پرواز با سرعت 1.3 ماخ را در سطوح پایین داشته باشد. این خواسته ها در سال 1953 شروع شد. داسلت به مشخصه های"Mystere-Delta 550" جواب داد. به این هواپیما به عنوان یک هواپیمای تفریحی نگاه میشد! نیروی پیشرانه این جت را 2 موتور توربو جت که توانایی پس سوز هم داشتند. موتور ها بنام MD30 R بودند.هرکدام 9.61 کیلو نیوتن قدرت داشتند. توان موتور ها با فراهم شدن سوخت مایع به 14.7 کیلو نیوتن یا 3300 پوند رسید. این هواپیما بالهای دلتایی ترکیب شده با زاویه 60 درجه داشت
      .
      تصویری از میراژ I

      البته بالهایی دلتایی یک سری محدودیت هایی دارند, هواپیماهای بال دلتایی برای تیک اف می باست که یک مسیر طولانی تری رو طی کنند. چون فلپ ها کار نمی کنند,باعث میشود که عملکرد ها سنگین تر باشد,باعث میشود که سرعت فرود بالا برود و همجنین قدرت مانور پایین بیاید. در ارتفاعات پایین به علت سطح زیاد بالها کوبش ضربات زیاد میشود. اما به هرحال دلتا بالها و ساخت آنها ساده است,به آسانی به سرعت های بالا در مسیر های مستقیم دست پیدا میکنند و به اندازه کافی فضایی برای ذخیره سوخت بوجود می آید . اولین مدل میستر دلتا که بدون پس سوز موتور ویا اینکه موتور راکت نداشت, در 25 ژوئن 1955 پرواز کرد. بعد از مقداری طراحی مجدد و تغییراتی در این هواپیما و نیز تغییراتی در موتور ومحل نصب آن این هواپیما به میراژ 1 تغییر نام پیدا کرد. این مدل صنعنی و اولیه توانایی پرواز با سرعت 1.3 ماخ را در ارتفاع پایین بدون داشتن راکت و سرعت 1.6 ماخ با داشتن راکت رسید.به هر حال اندازه کوچک میراژ1 تسلیحاتش را تنها به داشتن موشک های AAM ( هوا به هوا) محدود کرد.البته قبل از این تصمیم گرفته شد که هواپیما بار جنگی نیز حمل کند. پس از این داسلت تصمیم گرفت که یک گونه بزرگتر از میراژ 1 به نام میراژ 2 را تولید کند. میراژ 2 قرار بود که موتور های Turbomeca Gabizo را داشته باشد,اماهیچ یک از این هواپیما ها ساخته نشد. میراژ 2 خیلی بزرگتر از میراژ 1 بود,این هواپیما 30% سنگینتر از میراز 1 بود. پیشرانه جدیدی داشت که قدرتی برابر 43.2 کیلونیوتن که برابر 9700 پوند بود را داشت. این موتور ها توسط اسنکما ساخته شد و همگی قابلیت پس سوز را داشتند. این موتور شفت محور توربو جت از یک هواپیمای آلمانی که در جنگ جهانی دوم بود ساخته شد. موتور آلمانی ساخت BMW بود. این طرح جدید از جنگنده میراژ 3 نامیده شد. میراژ 3 مثل میراژ 1 یک موتور راکت کمکی SEPR را داشت.
      [/align/]
      مدل اولیه میراژ 3 در 17 نوامبر 1956 سرعت 1.52 ماخ را در هفتمین پروازش بدست آورد. مدل اولیه در آن زمان بوسیله موتور راکت SEPR متناسب شد. ورودی های موتور میراژ 3 طوری متناسب شد که هرگونه اغتشاشات هوای ورودی را برطرف کند,در نهایت در سپتامبر 1957 میراز 3 به سرعت 1.8 ماخ دست پیدا کرد. موفقیت میراژ 3 باعث شد که 10 فروند از آن به عنوان میراژIII A سفارش داده شود.این مدل تقریبا 2 متر بلند تر بودند.الگوی اولیه میراژ های 3 17.3 % وسعت بال بیشتری را بذستآورده بودند و همچنین وتر باله ها به اندازه 4.5 % کاهش داده شد.قدرت موتور در حالت پس سوز به 13230 پوند یا 58.9 کیلونیوتن رسد. موتور راکت SEPR در میراژ 3 باقی ماند و این جنگنده با آیونیک و رادار رهگیر تامسون CSF تجهیز شد. جنگنده میراژ 3 به یک چتر فرود مجهز شد که باعث شد که مسافت فرود کوتاه تر شود.
      اولین میراژ 3 در می 1958 پرواز کرد. این جنگنده به سرعت 2.2 ماخ دست پیدا کرد. میراژ 3 به عنوان اولین هواپیمای جمگی اروپا بود که به سرعت بیشتر از 2 ماخ دست پیدا کرده بود. میراژ 3 با داشتن موتور رولز رویس آون به قدرت 71.1 کیلونیوتن دست پیدا کرد.قدرتی برابر با 16000 پوند! این نمونه که به عنوان نمونه آزمایشی به استرالیا داده شده بود با نام میراژ III O شناخته شد. این مدل در فوریه 1961 پرواز کرد اما طرح جاسازی موتور رولز رویس روی این مدل فسخ شد!
      در فرانسه دو جنگنده میراژ-3 و میراژ-5 هردو با تعداد زیاد تولید شدند و در عین حال در کشور های دیگر نیز زیاد به خدمت گرفته شدند.این دو جنگنده اساسا یکی هستند اما میراژ-5 دارای دماغه بلند تر است.این جنگنده دارای بالهای دلتایی شکل است.دارای یک موتور جت دردرون هواپیما با دو ورودی هوای نیم دایره ایی در کناربالها و یک اگزوز بزرگ در پشت است.بدنه جنگنده باریک و بلند است و کابین خلبان به اضافه یک لوله که نزدیک آن است مثل یک حباب نما میدهد. اولین میراژ3 در سال 1959 پرواز کرد این میراژ به سفارش ارتش فرانسه ساخته شد.

      میراژ3 چندین مدل داشت اولین مدل که به طور رسمی ساخته شد میراژ 3 مدل (سی) بود که در یکم اکتبر 1960 پرواز کرد مدل های (سی)اکثرا مشابه گونه(آ) بودند فقط کمی بلند تر بودند واز لحاظ عملیاتی قویتر.
      میراژ-3 (سی)تک نفره بود ویک جنگنده رهگیر با یک موتورجت قطره پاش (منظورش همون پس سوز-آفتر بارنراست)همچنین شکل اگزوزش هم عوض شده بود.میراژ-3 (سی)با دو توپ 30 میلیمتری در زیر هواپیما مسلح شده بود.میراژ-3 سه نقطه داشت برای حمل موشک های هوا به هوا یکی زیر بدنه و دوتا دیگر در کنار بالها. اما در یک دوم بالها نیز محل نصب تسلیحات وجود داشت.لانچر های کناری میتوانستند که سایدویندر را حمل کنند.
      95 میراژ-3 عملیاتی درژوییه سال 1961 تحویل ارتش فرانسه شد.یک نوع از میراژهم به سویس صادر شد تا با نظارت فرانسه تولید کند وبفروشد.میراژها به اسراییل وآفریقای جنوبی هم صادر شدند.البته یه سری مشخصات آنها تغییر پیدا کرده بود.مثلا میراژهای ارسالی به سویس از نوع (سی-اس)بودند.برای اسراییل با کد (سی-جیی)و برای آفریقای جنوبی با کد (سی-زد) تعیین شدند.
      کاکپیت میراژ-3

      اسراییلی ها در جنگ های هوایی با میراز برای شکار میگ های 17 سوریه در 20 اوت 1963 اول بودند وتوانستند امتیازاتی بگیرند.همچنین شدت شات داون کردن در درگیری ها با انهدام شدید میگ های 21 هولناک تر شد.اسراییلی ها در جنگ 6 روزه در سال 1967 از میراژهایشان به نحو احسن استفاده کردند.به عنوان نمونه در صبح روز 5 ژوئن سال 1967 نیروی هوایی اسراییل با انجام یک عملیات هوایی سنگین توانست وارد مصر و اردن بشود و بعد وارد آسمان سوریه وهواپیماهایشان را روی زمین نابود کند انها توانستند با بمب های فرانسوی باند فرودگاه دیبر را بمباران کنند.
      قیمت ارزان وساده و انعطاف پذیر بودن همچنین دارا بودن بالهای دلتا شکل بر افزودن صادرات میراژ-3 به فرانسه کمک کرد.
      مشخصات میراژ-3
      خدمه:یک نفر
      جنگنده های مشابه:کفیر-میگ 21 فیشبد-آ-4 اسکای هاوک-فانتان آ
      طول بالها:8.22 متر
      طول جنگنده:15.03 متر
      ارتفاع:4.50 متر
      مساحت باله ها:34.80 متر
      وزن خالی:5.2 تن
      ماکزیمم وزن برای تیک-آف:13.7 تن
      پیشرانه:یک موتور ساخت شرکت اسنکما -توربوجت-پس سوز
      ماکزیمم قدرت موتور:13223 پوند
      حداکثر وزن قابل حمل مهمات روی باله ها:393.68 کیلوگرم
      حداکثر سرعت در ارتفاع بالا :2.1 ماخ ودر ارتفاع پایین 1.14 ماخ
      تسلیحات:
      2 توپ 30 میلیمتری-موشک هوا به هوای ماترا (آر-511) و سایدویندر-موشک های آر-550 آر-530- آس-37 ماترا
      همچنین بمب های 450 کیلوگرمی (ایی-یو-3) و بمب اتمی (آ ان-52)
      قابلیت حمل سوخت خارجی:دارد وبه مقدار 2350 کیلوگرم
      کشور های دارنده:
      آرژانتین-برزیل-کلمبیا-مصر-فرانسه-لبنان-لیبی-پاکستان-پرو-آفریقای جنوبی-اسراییل- سویس-زئیر



      منبع:
      www.faqs.org
    • توسط silence
      بسم الله الرحمن الرحیم


       




      در بين جنگ‌افزارهاي نوين، سلاح‏ها و فن‏آوري ميكروبي بيش‏تر از سايرين مورد توجه تشكل‏هاي تروريستي و تروريست دولتي ابرقدرت‏ها قرار گرفته است. شايد بتوان به جرأت گفت كه سلاح‏هاي هسته‌اي ديگر يك خطر بالفعل نيستند و تنها يك قدرت بازدارنده بالقوه محسوب مي‌شوند. كشورهاي صاحب اين سلاح‏هاي هرگز نخواهند توانست به راحتي از آن‏ها بر عليه دشمنان خود استفاده نمايند. زيرا تبعات بكارگيري چنين سلاح‏هايي آن‏چنان گسترده است كه قسمت بزرگي از جهان را در بر خواهد گرفت. اشعه‌هاي راديواكتيو، گردوغبار اتمي، طوفان اتمي و اشعه‌هاي يونيزان در قالب مرزهاي جغرافيايي نخواهند گنجيد و حوزه وسيعي را آلوده خواهند كرد. طبعاً در اين موقع كشور بكار برنده اين سلاح ها بايد پاسخ‏گوي كشورهاي همسايه نيز باشد. مثلاً اگر هند عليه پاكستان از بمب اتم استفاده نمايد، بسته به محل انفجار اتمي، بايد پاسخ‏گوي بخش وسيعي از خاورميانه نيز باشد. لذا شايد همين ملاحظه بود كه باعث شد در جنگ جهاني دوم ژاپن براي امتحان بمب‏هاي اتمي امريكا انتخاب شود. كشور دور دست در دريا كه همسايه‌اي نزديك هم ندارد. درحالي‏كه به نظر مي‌رسد اگر بنا بود جنگ را به نوعي خاتمه دهند، مي‌بايست اين بمب‏ها بر سر برلين تخليه مي‌شد كه مبداء جنگ بود.
      از سوي ديگر سلاح‏هاي شيميايي نيز چندان گزينه مناسبي براي فعاليت‏هاي تروريستي نيستند. مشكلات حمل نگهداري و بكارگيري، نيمه عمر كوتاه، خطر نشت، تأثير محدود و قابليت رديابي عامل ترور كننده باعث شده چندان مورد اقبال نباشد. اگرچه در ميدان جنگ گزينه موفقي نشان داده است ولي از آن‏جا كه از سال 1935 كنوانسيون ممنوعيت بكارگيري آن‏ها در ژنو به امضاي اكثر كشورهاي جهان رسيده كشورهاي متخاصم با احتياط زيادي اقدام به بكارگيري آن مي‌كنند، كه البته آن نيز به اشاره ابرقدرت‏ها خواهد بود ولي باز هم از سوي افكار عمومي جهان تحت فشار شديد قرار خواهد گرفت .
      از اينرو سلاح‏هاي ميكروبي، چه در عرصه جنگي و چه در عرصه تروريستي، وسيله‌اي بسيار مطلوب براي دشمنان شده است. توان توليد بالا، نگهداري راحت، قابليت انتشار، قابليت مصون سازي نيروي خودي، قابليت تكثير براي عوامل ميكروبي زنده، دشواري بسيار در رديابي فرد يا افراد متخاصم، گستردگي عمل‏كرد از انسان تا دام و محصولات كشاورزي و بسيار محسنات ديگر، موجب شده تشكل‏هاي تروريستي به اين فن‏آوري جديد بشدت كشش يابند بدون آن‏كه بتوان گناهي را متوجه آن‏ها نمود.
      سلاح‏هاي ميكروبي به‏خصوص در عرصه تروريسم دولتي و عليه ساختارهاي صنعتي ـ كشاورزي در ساليان اخير بسيار به‏كار رفته است. اگرچه كشور هدف هرگز نتوانسته ادعا خود را عليه دشمنش به اثبات برساند. اروپا شيوع جنون گاوي را متوجه سازمان‏هاي جاسوسي امريكا و استراليا مي‌داند كه با هدف ضربه اقتصادي به صادرات گوشت اروپا انجام شده. چين در شيوع سارس امريكا را مقصر مي‌داند كه باعث شد چين در آستانه شكوفايي اقتصادي، سال‏ها از گردونه رقابت توليد ارزان قيمت ـ به‏واسطه تعطيلي كارخانه‏هايش ـ عقب بيفتد. كره شمالي شيوع وبا در پيونگ يانگ را در اواخر دهه 80 نتيجه فعاليت جاسوس‏هاي امريكايي مي‌داند كه با هدف مجبور كردن اين كشور به پذيرش شرايط دول اروپايي ـ امريكايي، براي قطع آزمايشات هسته‌اي انجام شده است. تمامي اين اتهامات در حد اتهامي باقي مي‌ماند. ولي آن‏چه مسلم است آن است كه هر روز بسياري از مناطق جهان در معرض خطر يك حمله بيوتروريستي هستند . بديهي است كه نيروهاي نظامي، تنها جمعيت در معرض خطر براي حملات بيولوژيك نيستند بلكه اقشار مختلف در معرض خطر بوده و به منظور دفاع در مقابل اثرات ناتوان كننده بالقوه يك حمله ، نيازمند كسب آگاهي نسبت به اصول اساسي همه گيرشناسي عوامل مورد استفاده در جنگ بيولوژيك مي‏باشند . طبق نظر كارشناسان سازمان بهداشت جهاني ( W.H.O) در حال حاضر 17 كشور جهان قابليت توليد چنين موادي را دارند.توليد مواد بيولوژيك بالنسبه ارزان بوده , به طوري كه به عنوان بمب اتمي فقرا The Poor Man,s Atom Bomb يا PMAB ناميده شده است .توليد ، استفاده و انتشار يك سلاح بيولوژيكي بسيار ارزان‏تر از بمب اتم بوده و كم‏تر احساسات جهانيان را بر مي انگيزد .و البته استفاده از اين سلاح‏ها تا حدودي براي تروريست‏ها بي خطر مي‏باشد .معمولا مشاهده پاتوژن‏ها و مقابله بر عليه آن‏ها مشكل است به عنوان مثال در صورت انتشار عامل اسهال در آب يك منطقه تا دوره كمون سپري شود و علائم بيماري ظاهر شود چند روز طول مي‏كشد كه فرصت مناسبي براي تروريست‏ها است تا به اهداف خود برسند . انتقال عوامل هم از كشوري به كشور ديگر به وسيله مسافرهاي معمولي آسان به نظر مي‏رسد به عنوان مثال قرار دادن پودر ميكروب سياه زخم در داخل كپسول به عنوان دارو و حمل آن به مناطق مورد نظر .
      اين عوامل بيماري زا از راه‏هاي مختلفي در جوامع هدف مورد استفاده قرار مي‏گيرند . انتشار عوامل بيماري زا در هوا ، آب ، مواد غذائي ، انواع مواد كنسرو شده ، اسباب بازي ، پاكت نامه ، هدايا پستي،حشرات ناقل، خون و.... سابقه داشته است. استفاده از عامل بيوتروريسم بر اساس اهداف تروريست‏ها تعيين مي‏گردد. در صورتي كه تروريسم قصد گسترش وسيع بيماري را داشته باشد از عواملي نظير آبله انساني استفاده مي‏كند كه به راحتي از فردي به فرد ديگر منتقل مي‏شود و باعث آلودگي وسيع مي‏شود و در صورتي كه قصد آن مورد هدف قرار دادن شخص خاصي باشد از عواملي نظير انتراكس (عامل سياه زخم ) استفاده مي‏كند .
      تعاريف :
      براي ترور و تروريسم تعاريف مختلفي ارائه شده كه با گذشت زمان توسعه داده شده اند . در ابتداي بحث به چند تعريف و تعاريف مرتبط با آن اشاره مي‏گردد .
      ترورچيست؟
      « ترور » در كلمه به معني « ترساندن » است و در فرهنگ سياسي جهان عبارتست از هرگونه اقدام خصمانه و مخفيانه عليه فرد يا افرادي در حوزه‌اي محدود يا گسترده، با اهداف اقتصادي ـ كشاورزي ـ صنعتي، با هدف ايجاد ارعاب يا باج خواهي.
      در فرهنگ سياسي، ترور از ريشه لاتين terror به معناي ترس و وحشت گرفته شده و به رفتار و اعمال فرد يا گروهي اطلاق مي شود كه از راه ايجاد ترس، وحشت و استفاده از زور مي‏خواهد به هدف سياسي خود برسد. در زبان فارسي هم ترور به معناي ترس زياد، بيم و هراس و خوف و وحشت است و تروريست به عامل ترور، طرفدار ترور، آدم كش يا كسي كه براي رسيدن به هدف خود كسي را به طور غافلگيرانه بكشد يا ايجاد وحشت و هراس كند، گفته مي‏شود.
      در لغتنامه روابط بين الملل ذيل كلمه terrorism آمده است :ترور و تروريسم به فعاليت‏هاي بازيگران دولتي و غير دولتي اطلاق مي‏شود كه شيوه و تمهيدات خشن را در اعمال خود براي رسيدن به اهداف سياسي به كار مي‏برند .
      بيوتروريسم چيست؟
      بر اساس تعريف پليس بين الملل درسال 2007 بيوتروريسم عبارت است از منتشر كردن عوامل بيولوژيكي يا سمي با هدف كشتن يا آسيب رساندن به انسان‏ها، حيوانات و گياهان با قصد و نيت قبلي و به منظور وحشت آفريني ، تهديد و وادار ساختن يك دولت يا گروهي از مردم به انجام عملي يا برآورده كردن خواسته‏اي سياسي يا اجتماعي.
      حمله بيوتروريستي چيست؟
      عبارت است از پخش كردن ويروس ، باكتري، ميكروب يا ديگر عوامل بيماريزا و سمي كه موجب بروز بيماري و مرگ در ميان انسان‏ها ، حيوانات و گياهان مي‏شود.
      كشف و شناسايي يك حمله بيولوژيكي سخت و دشوار به شمار مي‏آيد.تاثيرات يك حمله بيولوئژيكي به چهار دسته تقسيم مي‏شوند.
      -1 فيزيكي:بروز بيماري 2 - رواني:بروز ترس و وحشت ، 3- اقتصادي:محدوديت سفر و جابه‏جايي، متوقف شدن فعاليت‏هاي اقتصادي و كسب و كار4- زيست محيطي:آسيب ديدن انسان‏ها، حيوانات، گياهان، آلوده شدن منابع طبيعي مثل منابع آب
      بيوتروريسم‏ها چه كساني هستند؟
      معمولا گروه‏ها و جنبش‏ها سياسي و فرقه‏هاي مذهبي يا اشخاصي هستند كه توانايي توليد و بكارگيري سلاح‏هاي بيولوژيك را دارند. به طور مثال جنبش استقلال طلب قبيله مائومائو در كنيا كه از سم براي كشتن ماموران حكومت استعماري بريتانيا استفاده كردند. فرقه مذهبي راجنيشي در سال 1984 با آلوده كردن ظروف سالاد يازده رستوران در آمريكا با باكتري (تايفيموريوم سالامونا) موجب مسموميت 750 نفر شدند. در سال 1993 فرقه مذهبي آئوشينريكوي باسيل سياه زخم را در ناحيه كاميرو در متروي توكيو منتشر كرد.
      جنگ‏هاي ميكروبي ( بيولوژيك )
      تاريخچه
      استفاده كردن از مواد توليد شده توسط جانوران، گياهان، باكتري‏ها، قارچ‏ها و ويروس‏ها بر عليه نيروهاي انساني و منابع غذايي سابقه‌اي هزاران ساله دارد. استفاده از سموم جانوري يا گياهي براي سمي كردن سر تيرهاي جنگي، استفاده از لاشه حيوانات مرده از طاعون براي شكستن مقاومت داخل قلعه‏ها، مسموم سازي فضاي داخلي مقابر فرعون‏ها با هاگِ قارچي كشنده و آلوده كردن منابع آبي شهرها از نمونه‌هاي باستاني بكارگيري سلاح‏هاي نامتعارف بيولوژيك است. در جهان متمدن نيز اين رويه ادامه يافت و البته پيچيده‏تر شد. آن‏گونه كه ساخت و بكارگيري اين سلاح‏ها طي كنوانسيون‏هاي بين المللي به شدت ممنوع شد. با اين وجود قدرت‏هاي استكباري همواره در انديشه ساخت سلاح‏هاي بيولوژيك و زيستي هستند تا با وارد ساختن كم‏ترين زيان اقتصادي به صنايع و با بيش‏ترين كشتار بتوانند به منابع حريف دست يابند. كشتار فراوان، وحشت گسترده، ايجاد هراس در عقب جبهه، فلج ساختن خط مقدم، بردن جنگ به داخل خانه‌هاي مردم غير نظامي و درگير نمودن شهرها، عدم امكان اثبات دقيق در بكارگيري آن‏ها و نهايتاً تخريب اندك از محسنات خاص سلاح‏هاي ميكروبي هستند. محسناتي كه از نگاه نظريه پردازان جنگي به هيچ وجه قابل چشم پوشي نيستند .
      جنگ‏هاي بيولوژيك را مي توان به 3 دوره تقسيم كرد :
      ) 1دوران اوليه ( 200 سال قبل از ميلاد مسيح و تا آغاز قرن بيستم
      ) 2دوران نوين
      ) 3دوران كنوني
      دوران اوليه
      اولين اسناد ثبت شده از كاربرد ميكرو ارگانيسم‏ها به عنوان يك سلاح بيولوژيكي ، به روميان مربوط مي‏شود كه از اجساد حيوانات مرده براي آلوده كردن چاه‏ها و منابع آب دشمنان استفاده مي‏كردند .
      در متون قديمي آمده است كه هانيبال كوزه‏هاي پر از مار و عقرب را با منجنيق به سوي كشتي دشمنان پرتاب مي‏كرد ، كه با شكسته شدن كوزه‏ها ، اين جانوران در كشتي پخش و باعث به هم ريختگي اوضاع مي‏شدند . پس از آن ، طي يك حمله برق آسا كشتي تسخير مي‏شد .
      در كتاب ذخيره خوارزمشاهي كه اولين دائره المعارف پزشكي به زبان فارسي محسوب مي‏شود و توسط دانشمند ايراني، سيداسماعيل جرجاني در قرن ششم هجري شمسي، تاليف گرديده است آمده است كه: "بعضي از ملوك، كنيزكان را به زهر، بپرورند چنان‏كه خوردن آن ايشان را عادت شود و زيان ندارد. اين از بهر آن كنند تا آن كنيزك را به تحفه (هديه) يا به حيله ديگر به خصمي كه ايشان را بُوَد برسانند تا به مباشرت آن كنيزك، هلاك شوند 000 و ابن سينا نيز در اوائل هزاره دوم ميلادي در دائره المعارف " قانون در طب" همين مطلب را بيان نموده ، دكتر الگود در كتاب تاريخ پزشكي ايران و سرزمين هاي خلافت شرقي، سم مزبور را " هند گياه البيش" ناميده كه نوعي سم بيولوژيك به حساب مي‏آيد .
      جرجاني در كتاب ذخيره خوارزمشاهي و خُفِ عَلائي رهنمودهاي جالب توجهي را در رابطه با پيش‏گيري از بيوتروريسم گوارشي كه در آن زمان رايج‏ترين راه ارعاب و هلاكت مخفيانه شخصيت‏ها و رقبا بوده است ارائه داده، متذكر مي‏شود " كساني را كه از اين كار، انديشه باشد احتياط آنست كه طعامي كه طعم آن قوي باشد نخورند مثلا طعامي كه سخت ترش يا سخت شيرين يا سخت شور يا سخت تيز (تند) باشد نخورند، از بهر آنكه كساني‏كه خواهند كسي را چيزهاي زيان‏كار دهند، به چنين طعام هائي مزه آن بپوشند و لذا آنجا كه تهمت اين‏كار باشد هيچ نبايد خورد و اگر ضرورت افتاد چنان جاي گرسنه و تشنه حاضر نبايد شد 000 .
      مهم‏ترين حادثه‏اي كه در تاريخ از اين نوع به وقوع پيوست مربوط مي‏شود به قوم تاتار كه در سال 1346 ميلادي در شهر كافا كه هم اينك Feodissia نام دارد با پرتاب كردن اجساد مردگان ناشي از طاعون ، توانستند مقاومت شهر را از بين ببرند . برخي از مورخان ، علت پيدايش اپيدمي مشهور طاعون در اروپا را كه حدود 25 تا 40 ميليون كشته به جاي گذاشت ، همين اقدام قوم تاتار مي‏دانند .
      در سال 1710 ميلادي نيز روس‏ها از همين روش ( روش قوم تاتار ) در حمله به سوئد استفاده كردند .
      در سال 1767 ميلادي در مبارزات بين نيروهاي فرانسوي و بوميان آمريكا ( سرخپوستان ) ، نيروهاي انگليسي به فرماندهي جفري امرست با فريب دادن سرخپوستان آمريكايي و تحت پوشش اقدام‏هاي صلح جويانه و مسالمت آميز ، با دستان خود پتو و البسه و ساير ضروريات زندگي را به آن‏ها هديه دادند ، اما در حقيقت آن پتو‏ها و وسايل از بيمارستاني كه از مبتلايان به آبله نگهداري مي‏كرد ارسال شده بود ؛ و در نهايت باعث ايجاد اپيدمي آبله در بين سرخپوستان گرديد كه نسبت به آن حساس بودند و سرانجام بيش از 90 درصد آنها كشته شدند و نيروهاي فرانسوي كه در حقيقت از طرف اروپا به اين جنگ فرستاده شده بودند ، بر سرخپوستان آمريكايي غلبه يافتند . ( نكته مهم در اين طرح اين بود كه نيروهاي انگليسي از مصون بودن خود نسبت به اين بيماري مهلك ( به علت مايه كوبي نيروهاي اروپا ) و حساس بودن سرخپوستان به آن ، نهايت استفاده را كردند . )
      دوران نوين
      اين دوران از سال 1918 ميلادي آغاز مي‏شود .از اولين اقدام‏هايي كه در دوران نوين كاربرد اين سلاح‏ها انجام شد ، تشكيل واحد 731 در ارتش ژاپن به عنوان متولي امر تحقيق در مورد اين سلاح‏ها و يافتن نمونه قدرتمند براي ارتش ژاپن بود . در سال 1931 ميلادي ژاپن برنامه‏هاي بيولوژيكي خود را گسترش بيش‏تري داد . به همين منظور ، واحد 731 در منچوري يك پايگاه مخفي براي آزمايش مستقيم بر روي انسان ( اسيران جنگي ) تشكيل داد كه فقط برخي از آزمايش‏هاي بيولوژيكي اين گروه يا در واقع جنايت‏هاي آنها در تاريخ ثبت شده است . حداقل 10000 زنداني در نتيجه اين آزمايش‏ها جان سپردند .
      در شروع جنگ جهاني دوم ، در سال 1941 هواپيماهاي ژاپني ، كك‏هاي آلوده به طاعون را در قسمت‏هايي از چين پراكنده ساختند . هواپيماهاي ژاپني در هر مرحله 15 ميليون كك را بر روي 11 شهر چين اسپري نموده و اپيدمي طاعون بوقوع پيوست كه بين سال‏هاي 1937 و 1947 با بيش از 2000 حمله، مرگ94000 نفر بوقوع پيوست .
      بر اساس شواهد تاريخي ، واحد 731 ارتش ژاپن حدود 400 كيلوگرم عامل آنتراكس(سياه زخم) را به صورت بمب‏هاي ويژه آماده استفاده داشت .
      دولت آمريكا در پايان جنگ جهاني دوم و درجنگي كاملاً تبليغاتي به افشاگري اعمال اين گروه و محكوم كردن دولت ژاپن پرداخت ولي در مقابل طي يك محاكمه نمادين ، علاوه بر بخشش و عفو دانشمندان اين گروه ، حاضر به فراهم كردن امنيت آن‏ها شد به اين شرط كه تمامي اطلاعات و تجربيات به دست آمده توسط اين گروه ، در خدمت برنامه‏هاي بيولوژيكي دولت آمريكا قرار گيرد .
      دوران كنوني
      پس از جنگ جهاني دوم ، دنيا وارد مرحله جديدي به نام جنگ سرد شد . در اين مرحله انگلستان نيز با جديت سرگرم اجراي پروژه هاي متعددي در زمينه سلاح هاي بيولوژيك بود . آن‏ها به خصوص بر روي اسپورهاي آنتراكس(سياه زخم ) و ميزان تخريب و گسترش آن به وسيله بمب‏هاي انفجاري كار مي‏كردند .
      واقعه‏اي كه توجه جهانيان را به اين فعاليت‏ها بيش از پيش جلب نمود ، اجراي آزمايش پخش اسپور آنتراكس به وسيله بمب‏هاي انفجاري در جزيره غير مسكوني گرينارد در غرب اسكاتلند بودو تا سال 2000 ميلادي در خاك اين جزيره اسپورهاي آنتراكس پيدا مي‏شد . برنامه‏هاي بيولوژيك آمريكا نيز از سال 1941 شتاب گرفت . در سال 1943 در پي برنامه‏هاي آلمان‏ها و ژاپني‏ها ، سردمداران دولت آمريكا با شدت بيش‏تري به پيگيري اين تحقيقات پرداختند . اين كشور برنامه‏هاي خود را در كمپ دتريك كه امروزه فورت دتريك ناميده مي‏شود ، متمركز كرد .آمريكا آزمايش‏هاي مخفيانه‏اي بر روي مناطق پرجمعيت با عوامل كم خطر يا بي خطر مثل باسيلوس گلوبيجي ، سراشيا مارسنس و ذرات خنثي انجام مي‏داد .
      يكي از بزرگ‏ترين آزمايش‏هاي مخفيانه ارتش آمريكا ، پخش سراشيا مارسنس در شهر سانفرانسيسكو به صورت 5000 ذره در دقيقه بود كه در نتيجه آن ، يكنفر فوت نمود و 10 نفر ديگر در بيمارستان بستري شدند .
      در سال 1966 ، در ادامه اين تحقيقات ، در سيستم متروي شهر نيويورك اسپورهاي باسيلوس سابتيليس پخش شد تا سيستم مترو از نظر امنيت ارزيابي شود . نتايج نشان داد كه تمامي تونل‏هاي مترو تنها با آلوده كردن يك ايستگاه مي‏تواند آلوده بشود .
      در سال 1979 ، ساكنان شهر سوردلوسك در شوروي سابق ، شاهد يك انفجار بزرگ در تاسيسات نظامي شماره 19 ارتش شوروي بودند . چندين روز بعد در بين مردم اين شهر تب و مشكلات تنفسي منتشر گرديد تا اين‏كه تعداد مرگ و مير افراد به حدود 40 نفر رسيد . دولت شوروي علت مرگ ساكنان شهر را مصرف گوشت آلوده گاو اعلام كرد . در نهايت تعداد كل تلفات به يك‏هزار نفر رسيد . در سال 1992 رئيس جمهور وقت روسيه ، بوريس يلتسين ، در يك كنفرانس مطبوعاتي اعتراف كرد كه ارتش سرخ در آن واحد نظامي به صورت مخفيانه يك برنامه گسترده بيولوژيكي انجام مي‏داده است .
      در بين سال هاي 1980 تا 1990 ، كاربرد سلاح هاي بيوتروريستي به صورت پراكنده بود كه از آن‏ها مي‏توان به استفاده شوروي از سم مهلك ترايكوتسن تي دو ( باران زرد ) عليه مجاهدين افغاني ، استفاده آمريكا از عامل ميكروبي تب خوك عليه انقلابيون كوبا ، استفاده رژيم اشغالگر قدس از عامل بيولوژيكي عليه دختران خردسال فلسطيني در سال 1982 ميلادي نام برد .
      مهم‏ترين رويداد بيوتروريسم در هزاره جديد ، پخش نامه‏هاي حاوي اسپور آنتراكس(عامل مولد سياه زخم ) در آمريكا بود :در روز 18 سپتامبر سال 2001 اولين نمونه آنتراكس پوستي به علت نامه پستي حاوي اسپور آنتراكس مشاهده شد كه بيمار با مصرف آنتي بيوتيك بهبود يافت . از اين زمان تعداد مبتلايان به آنتراكس پوستي افزايش يافت تا اين كه در دوم اكتبر ، 2 مورد آنتراكس تنفسي به عنوان اولين نمونه‏هاي آنتراكس تنفسي سال‏هاي اخير آمريكا گزارش شد و در پي آن روبرت استيونس نتوانست در مقابل اين بيماري مهلك دوام بياورد و اولين قرباني بيوتروريسم در هزاره جديد نام گرفت .
      از اين تاريخ به بعد تعداد نامه‏هاي ارسالي آلوده به قسمت‏هاي مختلف آمريكا ، از جمله به مجلس سناي آن كشور نيز افزايش يافت و تعداد قربانيان نيز رو به افزايش گذاشت . در اواسط ماه اكتبر باز هم 2 كارمند اداره پست به علت آنتراكس تنفسي جان باختند و تقريبا بسياري از اداره‏هاي فدرال براي مدت نامعلومي تعطيل شدند . وزارت بهداشت آمريكا در اواخر ماه اكتبر شروع به تجويز آنتي بيوتيك سيپروفلوكسوساسين در يك دوره 10 روزه به بيش از 2200 نفر از كارمندان پست كرد و از طرفي در بين ارتش و نيروهاي نظامي نيز تجويز واكسن آغاز شد .
      اين وحشت و فاجعه در بين كاركنان اداره پست و ساير شهروندان عادي به حدي بالا گرفت كه شركت سازنده داروي سيپروفلكسوساسين حاضر شد 100 مليون قرص را تقريبا به نصف قيمت اوليه در اختيار دولت قرار دهد ؛ يعني چيزي معادل 100 مليون دلار تنها براي پيش‏گيري دارويي در مقابل اين حمله بيوتروريستي‏!
      پس از پيش آمدن اين برنامه طراحي شده ، دولت نومحافظه‌كاران با بهانه قرار دادن اين اتفاق سيلي از بودجه‌هاي دولتي را براي مقابله با تهديدات بيولوژيك گروه‌هاي تروريستي همچون القاعده به مراكز تحقيقاتي مختلف ارائه داد تا به ظاهر راه‌كارهايي براي مقابله با اين حملات فراهم كنند. براي برخورداري از اين سيل پولي، بسياري از سازمان‌هايي كه بر روي بيماري‌هاي واگيردار و عفوني كار مي‌كردند كار خود را به نوعي با بيوتروريسم ارتباط داده و دست به انجام تحقيقات و آزمايش‌هاي گسترده‌اي زدند كه يقينا در آينده‌اي نه چندان دور نتايج آن همچون نتايج پژوهش‌هاي دهه‌هاي قبل بر همگان ظاهر خواهد شد.
      در سيستم درجه بندي امنيت بيولوژيك آمريكا درجه 4 به خطرناك‌ترين آزمايش‌ها و آزمايشگاه‌ها داده مي‌شود. پيش از يازده سپتامبر تنها پنج آزمايشگاه وجود داشت كه در بالاترين درجه امنيت بيولوژيك، يعني درجه 4، قرار داشتند و به طور فعال در زمينه مطالعه عوامل بيولوژيك مرگ‌زا كار مي‌كردند. در حالي كه در سال 2009 اين تعداد به پانزده مورد رسيد و روند افزايشي همچنان ادامه داشته و تعدادي نيز در حال ساخت هستند.
      در مجموع هم اكنون بيش از 400 مركز تحقيقاتي در درجات امنيت بيولوژيك 3 و 4 در آمريكا فعال هستند كه توانايي توليد عواملي همچون باكتري سياه زخم و فراورده‌هاي آن را دارند و بيش از چهارده هزار نفر بر روي توليد چنين عوامل خطرناكي كار مي كنند كه اكثر آنها مربوط به بخش غير دولتي بوده و براي كسب بودجه مجبورند پروژه‌هاي مد نظر سياست‌مداران را هرچه كه باشد بپذيرند.
      ويژگي هاي عوامل ميكروبي
      - 1توانايي ايجاد تلفات زياد ؛ در بين انواع سلاح‏هاي نوين، ميكروب‏ها و فرآورده‌هاي ميكروبي رقمي بهت آور از مرگ و مير را در پي خواهند داشت. مثلاً 15 گرم از سم توليد شده توسط باكتري كلستريديوم بوتولينوم مي‌تواند تمام مردم جهان را به كام مرگ بكشد ! يا به‏طور مثال اگر در شهري 12 ميليون نفري يك موشك اسكاد با كلاهك محتوي 300 كيلوگرم گاز اعصاب سارين منفجر شود بين 60 تا 100 هزار نفر را خواهد كشت. اگر همين كلاهك حاوي يك بمب 12 كيلوتني هسته‌اي باشد 23 تا 80 هزار نفر را از بين مي‌برد. اما اگر چنين كلاهكي با تنها 100 كيلو اسپور سياه زخم بار شود بسته به شرايط جوي بين 42 هزار نفر تا 3 ميليون نفر را خواهد كشت.
      - 2 توانايي در ايجاد بيماري و عوارض طولاني مدت و نياز به مراقبت‏هاي گسترده
      - 3 توانايي برخي عوامل در انتشار از طريق ناقل يا فرد آلوده ؛ اين امر باعث مي‌شود تا آلودگي از فردي به فرد ديگر منتقل شود و همين امر كمك مي‌كند تا با حجم اندكي از ميكروب بتوان شهري را از پاي درآورد.
      - 4 عدم وجود فن‏آوري كافي و سيستم‏هاي شناسايي كارآمد ؛ تقريباً اكثر كشورهاي جهان كه مورد اين تهديدات هستند از فن‏آوري نوين تشخيص بي‏بهره‏اند. گذشته از سطح پايين علمي اين كشورها، عدم فروش تجهيزات پيش‏رفته از سوي كشورهاي توسعه يافته باعث شده تشخيص سريع يك حمله بيوتروريستي با تأخير صورت پذيرد .
      - 5كاهش نقش خودامدادي و دگر امدادي و افزايش حس نااميدي در مردم .
      - 6 وجود يك دوره نهفته بيماري كه باعث مي‌شود درمان و پيش‏گيري از انتقال بيماري با تأخير انجام شود‏؛ معمولاً در خوش بينانه‏ترين حالت، وقتي كادر دفاعي از بروز يك تهاجم ميكروبي آگاه مي‌شوند كه يك اپيدمي رخ داده است. طبعاً در اين حالت كمك رساني و مهار بيماري بسيار دشوار و با بروز استرس‏هاي اجتماعي همراه است .
      - 7توانايي در ايجاد علائم عمومي و غير اختصاصي و اصولاً مشكل بودن تشخيص ؛ تقريباً تمام بيماري‏هاي عفوني در شروع علائم باليني يك‏ساني نشان مي‌دهند. مثلاً سياه زخم در آغاز علائمي همچون يك زكام عادي را بروز مي‌دهد. بعد از يك دوره يكي دو روزه كه فرد حساس بهبودي مي‌كند، ناگهان با شتابي فراوان تمام بدن را دربر مي‌گيرد و فرد را مي‌كشد. در اين‏جا مهارت كادر درماني در تشخيص افتراقي بيماري‏ها بسيار تعيين كننده خواهد بود .
      - 8 امكان توليد ميكروب‏هاي نوپديد يا انتشار عوامل بازپديد ؛ ميكروب‏هاي نوپديد به ميكروارگانيسم‏هايي گفته مي‌شود كه در آزمايشگاه‌هاي بيوتكنولوژيك، از تغيير گونه‌هاي وحشي به‏دست مي‌آيند. با كمك مهندسي ژنتيك مي‌توان باكتري يا ويروسي را توليد نمود كه در حكم يك گونه يا زيرگونه جديد باشد. ايدز، سارس، ابولا و‌‌.. از اين دسته‏اند. اما ميكروب‏ها بازپديد به آن گروهي گفته مي‌شود كه ريشه كن شده يا تقريباً بطور كامل مهار شده‏اند ولي توسط گروه‏هايي كه به بانك‏هاي ميكروبي جهان دسترسي دارند، دوباره منتشر مي‌شوند. مثلاً آبله در جهان ريشه كن شده. با اين وجود چند كشور از جمله ايالات متحده هنوز مقداري از اين ويروس را در بانك ميكروبي خود نگهداري مي‌كند. نشت يا انتشار عمدي آن در جهاني كه نزديك به 40 سال است واكسن آبله را دريافت نكرده فاجعه بار خواهد بود.
      - 9موجب تخريت صنايع و تجهيزات نمي‏شوند.
      پيچيدگي‌هاي برخورد با عوامل ميكروبي
      1ـ مقادير اوليه عامل اندك است و در نتيجه در لحظات اوليه هجوم قابل رديابي نيست. اما در مدت كوتاهي ـ اگر ميكروب زنده باشد ـ تكثير مي‌شود و حوزه گسترده‌اي را خواهد پوشاند.
      2ـ آثارشان دير ظاهر مي‌شود. معمولاً بيماري يك دوره نهفته دارد كه از لحظه آلوده شدن تا بروز علائم را شامل مي‌گردد. همين زمان، تشخيص را به تأخير انداخته و در عين حال باعث انتشار بيماري خواهد شد. طبعاً هر چه زمان كمون ( زمان نهفتگي ) بيماري بيش‏تر باشد، خطر بروز همه‏گيري بيش‏تر خواهد بود .
      3ـ مهار آن مشكل است. افراد آلوده به‏صورت بيمار يا ناقل بدون آن‏كه بتوان ايشان را تحت كنترل قرار داد در منطقه جابه‏جا مي‌شوند ويا به عقب خط باز مي‌گردند. با اين كار باعث گسترش شديد عامل مي‌شوند .
      4ـ عموماً قابل انتقال و سرايت از يك فرد به فرد ديگر هستند .
      5ـ غير قابل تشخيص با حواس پنجگانه هستند. يعني رنگ و بو ندارند .
      راه‌هاي انتشار عوامل بيولوژيك در يك حمله تروريسي
      اين عوامل از طريق جنگ‌افزارهاي گوناگون منتشر مي‌شوند. از جمله بسته‌هاي مراسلاتي، هواپيماهاي سبك سمپاش يا بدون سرنشين مخزن‏دار، اشيا و وسايل مصرفي - بهداشتي و آرايشي، آفات نباتي، حشرات و جوندگان ناقل و تنقلات مانند شكلات‏ها .
      اصولاً جاسوسان و عوامل خود فروخته داخلي مي‌توانند با هر وسيله‌اي به انتشار ميكروب‏ها يا فرآورده‌هاي كشنده آن‏ها مبادرت نمايند. از اين بين مراسلات پستي، لوازم آرايشي، البسه‌هاي دست دوم، بسته بندي‏هاي صادراتي، سيگار و تنقلات گزينه‌هاي مورد توجه هستند. مي‌توان حجم معيني از اسپور باكتري‏اي مانند باسيلوس آنتراسيس را در پاكت نامه‌اي ريخت و به مقصد هدف پست كرد. در تركيب مواد سازنده شكلات‏ها و تنقلات مواد مضر با تأثير دراز مدت را قرار داد يا به همراه علوفه دامي، حشرات ناقل بيماري‏هاي دام و طيور را به كشوري فرستاد تا صنايع آن كشور را فلج نمايند.
      نشانه‌هاي يك تهاجم بيولوژيك
      گفته شده كه امكان تشخيص سريع عوامل ميكروبي بسيار محدود و در صورت وجود نيز كار با آن‏ها بسيار پيچيده و دقيق است. لذا مشاهدات كادر پزشكي و نيروهاي بهداشتي - درماني بسيار كمك كننده خواهد بود. نشانه‌هاي زير مي‌تواند دليل بر يك تهاجم بيوتروريستي باشد :
      - 1ازدياد حشرات بطور غير عادي در منطقه. به‏خصوص حشراتي كه قبلاً در منطقه ديده نشده‏اند .
      - 2وجود اجساد حيوانات مرده به‏صورت غير عادي در منطقه. يا حيوانات غير بودمي مرده و زنده در اطراف مراكز مسكوني و پادگاني.
      - 3احساس تغيير طعم و مزه آب و مواد غذايي .
      - 4خشك شدن ناگهاني گياهان .
      - 5مردن احشام و دام‏ها در منطقه .
      - 6بيمار شدن ناگهاني افراد .
      - 7مشاهده افراد مبتلا به بيماري با علائم مشترك و به تعداد زياد.
      مديريت بحران و اصول مبارزه با بيوتروريسم
      مديران نظامي و انتظامي كشور بايستي در قبال تهديدات بيوتروريستي به چهار پرسش اصلي پاسخ دهند : چه كسي، چه وقت، چطور و كجا اقدام به چنين حمله‌اي مي‌كند. دانستن پاسخ اين چهار پرسش كادر دفاعي را پيشاپيش در برابر تهديدات آماده مي‌سازد و كمك مي‌كند تا منافذ نفوذ بسته شوند. در اينجا اصول پنجگانه‌اي را مي‌توان براي چنين مبارزه‌اي تعريف نمود:
      - 1آگاهي: دانش و آگاهي از روند پديده بيوتروريسم، شناخت تهديدات، منافذ خطر و كلاً يافتن پاسخ چهار سئوال كليدي فوق گام نخست چنين مبارزه‌اي است .
      - 2 آمادگي: رسيدن به سطح مطلوبي از توانايي دفاعي با تمرينات و رزمايش‏ها، دست‏يابي به علوم جديد، دست‏يابي به فن‏آوري نوين تشخيص و دفاع و درمان، تهيه لوازم و ملزومات چنين جنگ مخفي و ساكتي، دومين گام مبارزه و دفاع خواهد بود .
      - 3مهارت: اعتماد به نفس، غلبه بر ترس و مهارت در هدايت بحران به سمت عادي سازي شرايط ، سومين و مهم‏ترين گام چنين مبارزه‌اي است .
      - 4 شك: متوليان دفاعي كشوري كه همواره در پنهان و آشكار مورد تهديدات اجانب است، بايستي به هر پديده‌اي حتي پديده‌اي كه در نگاه اول طبيعي جلوه مي‌كند با نگاه شك بنگرند. چنين نگاه شك آلودي باعث مي‌شود بسياري از منافذ ورود دشمن باز شناخته شود و اصول ايمني هرچه بيش‏تر رعايت گردد. ديگر نبايد از كنار هر اپيدمي كوچك و بزرگي به سهولت گذشت .
      -5 كتمان و رازداري: وقتي نخستين هدف دشمن از حمله تروريستي ايجاد ترس در مردم عادي است، مهم‏ترين عمل كادر دفاعي آن خواهد بود كه از انتشار خبر حمله و شايعه‌سازي در پيرامون آن خودداري نمايند. به‏خصوص كادر درماني كه با مصدومين چنين حمله‌اي روبرو هستند. از انتشار خبر حمله، بيان تعداد مصدومين، نوع بيماري، بزرگ‏نمايي واقعه نزد مردم عادي و بيان تشخيص‏ها و علائم باليني و درمان‏ها در جرايد ( در بيش‏تر موارد دشمن از طريق جرايد نتايج حمله خود را ارزيابي مي‌كند. به‏خصوص كه خواسته باشد سلاحي جديد را بر مردم بيازمايد ) جداً بايد پرهيز نمود .
      بيوتروريسم با اهداف اقتصادي :
      در اين نوع از بيوتروريسم هدف نابود كردن پايه‏هاي اقتصادي كشور يا منطقه‏اي مي‏باشد . در بعضي از كشورهاي در حال توسعه كه غذاي اصلي مردم را محصولات كشاورزي نظير برنج تشكيل مي‏دهد ممكن است با ايده‏هاي تروريستي، به آسيب بيولوژيك غلات و از بين بردن آن‏ها بپردازند و مسبب قحطي، سوء تغذيه، كاهش ايمني و عفونت‏هاي مكرر گردند. در كشوري مانند ايران مزارع گندم و برنج به عنوان اساس تغذيه مردم مي‏تواند مورد حملات بيوتروريستي قرار گيرد . بيماري تب برفكي در جمعيت حساس كشوري كه اين بيماري را ندارد سبب ضربه سنگين اقتصادي مي شود چنان‏كه در سال‏هاي 2000 الي 2007 انگلستان مورد حمله قرار گرفت و ميلياردها دلار خسارت مالي ديد . در اين سال‏ها انگلستان براي جلوگيري از انتشار بيماري مجبور شد بيش از يك ميليون راس گاو را معدوم نمايد
      سرويس‏هاي اطلاعاتي غرب، متهم اصلي بيوتروريسم :
      علي‏رغم اين‏كه كشورهاي غربي به ويژه آمريكا از هر استدلالي براي اتهام زني به گروه‏هاي باصطلاح تندرو استفاده مي‏كنند، اما يكي از جالب‏ترين نكات اين است كه بزرگ‏ترين استفاده كنندگان از مواد شيميايي ميكروارگانيسم‏ها و تروريسم بيولوژيكي عليه جان انسان‏ها، سازمان‏هاي اطلاعاتي كشورهاي قدرتمند غربي و رژيم صهيونيستي هستند كه از اين راه براي حذف بي سر وصدا و بدون ردپاي رقبا و مخالفانشان بهره مي‏برند.
       



      مرگ مرموز مامور سابق ك.گ.ب. در لندن :
      مرگ الكساندر ليتويننكو (Alexander Litvinenko) جاسوس سابق اداره امنيت فدرال روسيه در انگليس در سال 2007، يكي از پر سر و صداترين جريان‌هاي خبري به شمار مي‌رود. الكساندر والتروويچ ليتويننكو جاسوس سابق اداره امنيت روسيه بود كه پس از 23 روز جدال با مسموميتي كه ناشي از «پلوتونيوم210» گزارش شد در گذشت. از آن‏جا كه ليتويننكو جاسوس سابق روسيه، از منتقدان صريح دولت روسيه بود، رسانه‏هاي غربي انگشت اتهام را به سوي مقامات روسي نشانه گرفتند گرچه دولت روسيه هيچ‏گاه اين موضوع را نپذيرفت و به شدت آن‏را رد كرد. به گزارش آسوشيتدپرس، تيم پزشكي الكساندر در توجيه علت وخامت اوضاع جسماني وي اعلام كردند كه ليتويننكوي 43 ساله با حمله قلبي روبرو شد و پليس لندن نيز اعلام كرد علت مرگو ليتويننكو نامعلوم است. بر اساس اين گزارش اين جاسوس سابق شوروي اعلام كرده بود كه در تاريخ اول نوامبر حين انجام تحقيقات در خصوص مرگ 'آنا پوليتكوفسكايا' روزنامه نگار فقيد روس و از ديگر منتقدان كرملين مسموم شده بود. به گفته وي پس از اين اتفاق، موهاي سر و بدنش به تدريج شروع به ريختن كرد، گلويش متورم و سيستم اعصاب و روانش به شدت آسيب ديد. وي هم چنين در گفت‏وگو با مجله تايمز گفت كه كرملين مستقيما در مسموميتش دست داشته است. پس از اين حادثه سرويس اطلاعات خارجي روسيه (SVR) طي بيانيه‏اي هر گونه دست داشتن در مرگ مخالفانش را رد كرد.
      شكست هاي پي در پي سي. آي. اي. در ترور كاسترو:
      كوبا يكي از كشورهايي قاره آمريكاست كه به علت نوع ديدگاه سياسي و نزديكي جغرافيايي با آمريكا و به ويژه روابط نزديك با شوروي در دوران جنگ سرد، جايگاه ويژه‏اي پيدا كرد. ايالات متحده آمريكا نيز تمام تلاش خود را براي ساقط كردن دولت مستقل اين كشور و ترور يا سرنگوني رهبران ضدآمريكايي كوبا به كار برد تا جايي كه اين تقابل و ايستادگي در برابر زور گويي‏هاي آمريكا در دهه 1960 ميلادي، جهان را تا مرز يك جنگ هسته‏اي و تقابل دو قطب شرق و غرب يعني آمريكا و شوروي پيش برد. يكي از عمده‏ترين دلايل تقابل دو كشور كوبا و آمريكا را بايد در روي‏كرد منحصر به فرد و استعمارستيز 'فيدل كاسترو' بنيان‏گذار انقلاب كوبا جست‏وجو كرد.فيدل كاسترو متولد سال 1926 ميلادي است و در سال 2008 رسما خود را بازنشسته كرد و از نظر طول مدت زمامداري داراي جايگاه سوم در بين رهبران و مقامات كشورهاي جهان است. مدتي قبل اخباري جالب منتشر شد كه در آن عنوان شد؛ فيدل كاسترو تاكنون 638 بار مورد حمله تروريستي قرار گرفته و از آن جان سالم به در برده است كه البته عمده آن‏ها به وسيله سرويس اطلاعاتي آمريكا برنامه ريزي شد. در ميان روش‏هاي اتخاذ شده براي ترور كاسترو؛ سمي كردن سيگار، اعطاي سيگار و هداياي قابل انفجار، آلوده كردن لباس‏هاي شنا و جاسازي مواد منفجره در كفش، و توپ بيس بال و انداختن قرص بوتولينوم در نوشيدني وي... ديده مي شود. رويترز نوشت؛ حتي در يكي از اين اقدامات تروريستي تلاش شد تا با استفاده از يك پودر سمي، ريش‏هاي بلند كاسترو را آلوده كنند تا با ريزش ريش‏هاي وي از مجبوبيت كاسترو در كوبا و ديگر كشورهاي جهان كاسته شود. سايت خبري رسمي كوبا 'آنسا' نيز گزارش داد كه رهبر انقلابي 85 ساله كوبا در زندگي سياسي خود يعني از سال 1959 تا سال 2006 در مجموع از 638 سوءقصد جان سالم به در برده است و به نقل از روزنامه ديلي تلگراف، بخشي از اين اقدامات تروريستي در قالب يك سريال 8 قسمتي با عنوان 'او كه بايد زندگي كند'-He Who Must Live- ساخته شده است.

      موساد، ترورهاي بيولوژيك و مرگ‏هاي آرام رهبران فلسطيني :
      منابع خبري اعتقاد دارند كه استفاده از سموم مرگ‌آور و خطرناك كه با تاثير منفي بر روي ارگان‌هاي مختلف بدن كه مرگي تدريجي و بي سر وصدا را به همراه دارد، در موساد و شبكه‌هاي اطلاعاتي و امنيتي رژيم صهيونيستي رواج دارد. مرگ مشكوك 'وديع حداد' بنيان‏گذار جنبش ملي‌گرايان عرب و از مهم‏ترين مبارزان فلسطيني در دهه‌هاي 70 و 80 ميلادي، 'خالد مشعل' از فرماندهان حماس و رييس دفتر سياسي اين حزب كه ناكام ماند و 'محمود المبحوح' از رهبران حماس ازجمله افرادي هستند كه گفته مي‌شود همگي قرباني ترورهاي خاموش سازمان‌هاي اطلاعاتي رژيم صهيونيستي شده‌اند. ياسر عرفات، رهبر جنبش آزاديبخش فلسطين نيز ازجمله كساني است كه گمان مي‌رود موساد در ماجراي مرگ وي نقش داشته است.
      بيوتروريسم ابزار چه گروهي است:
      حال با تمام اين توضيحات، اين پرسش پيش مي‏آيد كه كدام‏يك متهم‏ترند؟ گروه‏هاي تروريستي كه به فرض درست بودن ادعاها در گذشته تنها قادر شدند در سراسر جهان با روش‏هاي بيولوژيكي كم‏تر از 50 نفر را قرباني خواسته‏هاي غيرمشروع خود كنند، يا سازمان‏هاي تروريستي وابسته به قدرت‏ها كه به‏راحتي افراد مخالف خود را حذف مي‏كنند و با استفاده از سكوت رسانه‏اي بر اطلاعات مربوط به مرگ انسان‏هاي بي‏گناه و مقامات سرپوش گذاشته و به اقدامات خود ادامه مي دهند!؟

      منبع
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.