Aspahbod

سامانه فالانکس بومی (کمند) ، ایده پردازی ، طراحی و تولید (گذشته ، حال و آینده )

امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

7 hours قبل , Lord-Soldier گفت:

 

ناورد عزیز

مگر راه سی (؟) و سی رم چی بوده؟ منظورت اینه که بکارگیری گسترده بشه؟ یا منظورت اینه که مثل سامانه سی رم توپ نداشته باشه و فقط موشک باشه؟

  سلام. 

اینکه بن مایه این سامانه شباهتی به رم نداره ولی از  نظر تئوری ساخت شباهت منطقی وجود داره. و اونم تک کاربری بودن این سامانه است. مثلا اگر رم فقط موشک استفاده میکرد اینجا کمند فقط از توپ فتح ۶۳۰ استفاده میکنه. ولی بر آیند نتیجه گیری ها در ایران و آمریکا یکی بود. در آمریکا سی رم و در ایران کمند زمین پایه. ترکیب توپ و موشک استینگر که من پیش بینی میکنم بر خلاف نوشته منابع فارسی تا ۹ کیلومتر و حتی بیشتر هم برد داشته باشه. این سامانه توان دفاع در مقابل طیف وسیعی از مهمات رو به ما میده. موشک استینگر در برابر پهپاد و موشک های کروز. و توپ در مقابل هر دوی این ها و مهمات توپخانه ای حتی در ابعاد توپ و خمپاره!  کمند زمین پایه سامانه بسیار ارزشمندی هست. بقول یکی از کاربر ها در تاپیک مربوطه به معنی واقعی کلمه طوفان شکن...

  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
12 hours قبل , Lord-Soldier گفت:

سایدویندر یه موشک 80 کیلویی با برد حداکثر حدود 30 کیلومتر هست ( و احتمالا در حالت هوا به زمین بیشتر میشه) و سر جنگی 20 کیلویی داره. تبدیل چنین چیزی به موشک ضد تانک چرا عجیبه؟ با توجه به اینکه این نسخه چندین ساله که معرفی شده.

آقا رضای گل و عزیز، اگر ازتون بخوام که اسپم نفرستید ناراحت نمیشید؟

اگر تعجب شما وجه علمی و جنبه ای داره که به درد بقیه هم میخوره، توضیحاتش رو هم با ما به اشتراک بگذارید، وگرنه یک ابراز احساسات خالی، اسپم هست و فایده ای نداره.

سلام و شب به خیر... نخیر ناراحت نمیشم ولی اسپم نبود به جان خودم... خوب این خودش یه سواله که یه موشک هوا به هوای مادون قرمز رو که برای شلیک به اگزوز هواپیمای جت طراحی شده چطور تبدیلش کردن به موشک ضد تانک؟ عجیب نیست از نظر شما؟ حتا اگر هم به صورت عملی چند تا شلیک آزمایشی کرده باشند دلیل نمیشه که بشه همچین شترگاو پلنگی رو عملیاتی ش کرد.... موشکهای ضدتانکی که واقعا برای مبارزه با تانک طراحی شده بودند خیلی شون موقع جنگ واقعی زه زدن....این که دیگه اصلا برای نبرد زرهی هم طراحی نشده... آخه هر چیزی رو که پیشرانه جت داشته باشه که نمیشه به جای موشک ضد تانک به کار گرفت...

من فکر کنم این به اصطلاح شما اسپم نه تنها اضافی نبود بلکه خیلی هم به جا بود و بقیه دوستان بد نیست که بیایند و در اینباره نظر بدهند.....فقط اینکه خیر الکلام قل و دل... یعنی به نظر شما هر چیزی رو برایش دو سه تا پاراگراف 10 خطی بنویسم خوبه؟ با استانداردهای میلیتاری جفت و جور میشه؟

  • Upvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
13 hours قبل , Lord-Soldier گفت:

 

سلام و احترام

سایدویندر یه موشک 80 کیلویی با برد حداکثر حدود 30 کیلومتر هست ( و احتمالا در حالت هوا به زمین بیشتر میشه) و سر جنگی 20 کیلویی داره. تبدیل چنین چیزی به موشک ضد تانک چرا عجیبه؟ با توجه به اینکه این نسخه چندین ساله که معرفی شده.

آقا رضای گل و عزیز، اگر ازتون بخوام که اسپم نفرستید ناراحت نمیشید؟

اگر تعجب شما وجه علمی و جنبه ای داره که به درد بقیه هم میخوره، توضیحاتش رو هم با ما به اشتراک بگذارید، وگرنه یک ابراز احساسات خالی، اسپم هست و فایده ای نداره.

 

ناورد عزیز

مگر راه سی (؟) و سی رم چی بوده؟ منظورت اینه که بکارگیری گسترده بشه؟ یا منظورت اینه که مثل سامانه سی رم توپ نداشته باشه و فقط موشک باشه؟

سلام و وقت بخیر

جسارتا کدوم مدل از این موشک منظورتون هست وارهد 20 کیلو با رنج 30  کیلومتر

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
36 minutes قبل , RezaKiani گفت:

سلام و شب به خیر... نخیر ناراحت نمیشم ولی اسپم نبود به جان خودم... خوب این خودش یه سواله که یه موشک هوا به هوای مادون قرمز رو که برای شلیک به اگزوز هواپیمای جت طراحی شده چطور تبدیلش کردن به موشک ضد تانک؟ عجیب نیست از نظر شما؟ حتا اگر هم به صورت عملی چند تا شلیک آزمایشی کرده باشند دلیل نمیشه که بشه همچین شترگاو پلنگی رو عملیاتی ش کرد.... موشکهای ضدتانکی که واقعا برای مبارزه با تانک طراحی شده بودند خیلی شون موقع جنگ واقعی زه زدن....این که دیگه اصلا برای نبرد زرهی هم طراحی نشده... آخه هر چیزی رو که پیشرانه جت داشته باشه که نمیشه به جای موشک ضد تانک به کار گرفت...

من فکر کنم این به اصطلاح شما اسپم نه تنها اضافی نبود بلکه خیلی هم به جا بود و بقیه دوستان بد نیست که بیایند و در اینباره نظر بدهند.....فقط اینکه خیر الکلام قل و دل... یعنی به نظر شما هر چیزی رو برایش دو سه تا پاراگراف 10 خطی بنویسم خوبه؟ با استانداردهای میلیتاری جفت و جور میشه؟

سلم و وقت شما بخیر

با عرض پوزش اگر درست به یادم مانده باشد در دوره ای تخصصی به استفاده امریکا از این موشک در جنگ ویتنام بر علیه خودروهای ویتکونگ اشاره شده بود در صورت نصب یک جی اند سی مناسب امکان اینکار هست و کار راحتی هم هست هر چند از نسخه ام سایدوایندر به بعد در اخر دهه هفتاد این موشک توان درگیری از همه جهت با هدف را به دست اورد

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
8 hours قبل , archersarash گفت:

سلم و وقت شما بخیر

با عرض پوزش اگر درست به یادم مانده باشد در دوره ای تخصصی به استفاده امریکا از این موشک در جنگ ویتنام بر علیه خودروهای ویتکونگ اشاره شده بود در صورت نصب یک جی اند سی مناسب امکان اینکار هست و کار راحتی هم هست هر چند از نسخه ام سایدوایندر به بعد در اخر دهه هفتاد این موشک توان درگیری از همه جهت با هدف را به دست اورد

سلام مجدد و وقت شما به خیر

من هم نگفتم که نمیشه...فقط میگم درصد اصابتش چقدره؟ از 100 تا شلیک چند تاش به هدف می خوره؟

بعدش هم باید ببینیم این جور تغییرات اصلا صرف می کنه یا نه؟ جنگ فقط درباره ی توانایی ها نیست که باید بحث اقتصادی قضیه هم مطرح بشه... چه بسا که خیلی سلاح های خوبی طراحی شدند ولی به خاطر مسائل اقتصادی کنار گذاشته شده اند.... وقتی ماوریک هست چرا باید بریم سراغ سایدویندر؟

  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
7 hours قبل , RezaKiani گفت:

سلام مجدد و وقت شما به خیر

من هم نگفتم که نمیشه...فقط میگم درصد اصابتش چقدره؟ از 100 تا شلیک چند تاش به هدف می خوره؟

بعدش هم باید ببینیم این جور تغییرات اصلا صرف می کنه یا نه؟ جنگ فقط درباره ی توانایی ها نیست که باید بحث اقتصادی قضیه هم مطرح بشه... چه بسا که خیلی سلاح های خوبی طراحی شدند ولی به خاطر مسائل اقتصادی کنار گذاشته شده اند.... وقتی ماوریک هست چرا باید بریم سراغ سایدویندر؟

 

خیلی هم عالی

من دنبال همین بودم! این یعنی سوال خوب و مفید و از شما تشکر می کنم.

 

گرچه من اطلاعات زیادی ندارم و از اساتید استفاده می کنم، برای اینکه اسپم نباشه:

 

موشک ماوریک 300 کیلو وزن داره. یعنی 3 الی 4 برابر بیشتر. به همین نسبت تعداد کمتری در هواگرها متیونه حمل بشه. سرجنگی 120 الی 300 پوندی ماوریک برای نابودی یک تانک بیش از حد قوی است. مسئله اقتصاد که فرمودید همینجا وارد می شود.

حالا مسئله اینه که یک موشک جدید طراحی کنیم یا از یک پلتفرم آیرودینامیک که جواب داده استفاده کنیم؟ اگر پلتفرم اثبات شده بتونه نیازهای ما رو برآورده کنه حتما ارزون تر در میاد. توجه دارید که پلتفرم آیرودینامیک غیر از سنسورها و هدفیابی است.

 

اون قضیه ای که می فرمایید هدف رو پیدا می کنه یا نه یا فیل میکنه عموما به الکترونیک قضیه مربوط میشه، که اینجا الکترونیک کلا عوض میشه، یعنی سنسورهای جدید برای پیدا کردن هدف زمینی به جای سنسورهای مادون قرمز هوایی. همچنین مکان سرجنگی هم احتمالا باید با مکان بسته الکترونیک و هدایت عوض بشه. چون معمولا مکان سرجنگی موشکهای هوا به هوا تقریبا در وسط موشک و پشت قسمت هدایت هست.

  • Upvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
17 hours قبل , archersarash گفت:

سلام و وقت بخیر

جسارتا کدوم مدل از این موشک منظورتون هست وارهد 20 کیلو با رنج 30  کیلومتر

 

خیلی سر دستی از ویکی پدیا نگاه کردم ولی ظاهرا اشتباه شده، 20 پوند هست نه 20 کیلو :

 

Mass 188 pounds (85.3 kg)[1]
Length 9 feet 11 inches (3.02 m)[1]
Diameter 5 in (127.0 mm)[1]
Warhead WDU-17/B annular blast-frag[1]
Warhead weight 20.8 lb (9.4 kg)[1]
Detonation
mechanism
IR proximity fuze

Engine Hercules/Bermite Mk. 36 Solid-fuel rocket
Wingspan 11 in (279.4 mm)
Operational
range
0.6 to 22 miles (1.0 to 35.4 km)
Maximum speed Mach 2.5+[1]
Guidance
system
Infrared homing (most models)
semi-active radar homing (AIM-9C)
Launch
platform
Aircraft, naval vessels, fixed launchers, and ground vehicles

 

 

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
2 hours قبل , Lord-Soldier گفت:

حالا مسئله اینه که یک موشک جدید طراحی کنیم یا از یک پلتفرم آیرودینامیک که جواب داده استفاده کنیم؟

بازهم سلام مجدد

من خودم به شخصه طراح نیستم و کار طراحی هم نکردم ولی اگر بحث انتخاب باشه حتما چیزی رو انتخاب می کنم که الان در دسترس هست و به قول شما جواب داده.... در تمام زمینه های صنعتی هم توصیه ی من همین هست حالا چه موشکی چه هوافضا چه صنایع خودرو

2 hours قبل , Lord-Soldier گفت:

یعنی سنسورهای جدید برای پیدا کردن هدف زمینی به جای سنسورهای مادون قرمز هوایی. همچنین مکان سرجنگی هم احتمالا باید با مکان بسته الکترونیک و هدایت عوض بشه.

در این صورت مسئله خطارفتن موشک احتمالا حل میشه... چون خودت میدونی که امضا حرارتی یه تانک با امضا حرارتی یه هواپیما خیلی تفاوت داره.... اما بازهم انتخاب سایدویندر برای من مسئله است...ببین اگر بحث مهمات ضد تانک هست خوب ما الان سالها هست که داریم تاو رو میسازیم و ظاهرا هم که تولید بومی ش موفق بوده.... خوب بازم برمیگردیم سر قضیه اقتصادی.....یعنی اگر انتخاب بین سایدویندر و تاو باشه من فکر کنم که تاو بهتر باشه... شاید اگر بحث برد و اینها هم باشه بشه یه بوستر به تاو اضافه کرد و بردش رو اضافه کرد... خلاصه که تصمیم بسیار عجیبی هست.... عموما موشکهای هوا به هوا رو برای اینکه فشار جی زیادی بهشون وارد می شه و مانورهای عجیب غریب می کنند از نظر بدنه پیچیده تر و محکم تر می سازن و خوب همه اینها هزینه رو افزاش میده از طرفی شما میگی که

2 hours قبل , Lord-Soldier گفت:

همچنین مکان سرجنگی هم احتمالا باید با مکان بسته الکترونیک و هدایت عوض بشه

که این هم خودش کلی قضیه طراحی پیش میاره و داستان داره

البته یه مسئله هم هست که ممکن هست چنین پروژه هایی رو تعریف کنند نه برای استفاده عملی بلکه برای اینکه یه تجربه ای کسب بکنند و از موشکهای موجود داشته های علمی اون رو برداشت کنند برای ساخت موشک های آینده که این هدف دیگه اصلا یه قضیه دیگری هست و در بحث ما جایی نداره... در این صورت خوب هر چیزی رو میشه باهاش هر کاری کرد... توی انگلیسی برای کسانی که این کار رو انجام میدن یه اصطلاح وجود داره که معادل فارسی نداره:

tinker

  • Upvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

چقدر‌احتمال داره که موشکهای جدید تصویر ساز حرارتی وارد سازمان‌رزم‌نیرو هوایی شده باشه و این نیرو سری ها پایین سایدواندررا به هوانیروز واگذار‌کرده باشه؟

 

 

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
23 hours قبل , RezaKiani گفت:

بازهم سلام مجدد

من خودم به شخصه طراح نیستم و کار طراحی هم نکردم ولی اگر بحث انتخاب باشه حتما چیزی رو انتخاب می کنم که الان در دسترس هست و به قول شما جواب داده.... در تمام زمینه های صنعتی هم توصیه ی من همین هست حالا چه موشکی چه هوافضا چه صنایع خودرو

در این صورت مسئله خطارفتن موشک احتمالا حل میشه... چون خودت میدونی که امضا حرارتی یه تانک با امضا حرارتی یه هواپیما خیلی تفاوت داره.... اما بازهم انتخاب سایدویندر برای من مسئله است...ببین اگر بحث مهمات ضد تانک هست خوب ما الان سالها هست که داریم تاو رو میسازیم و ظاهرا هم که تولید بومی ش موفق بوده.... خوب بازم برمیگردیم سر قضیه اقتصادی.....یعنی اگر انتخاب بین سایدویندر و تاو باشه من فکر کنم که تاو بهتر باشه... شاید اگر بحث برد و اینها هم باشه بشه یه بوستر به تاو اضافه کرد و بردش رو اضافه کرد... خلاصه که تصمیم بسیار عجیبی هست.... عموما موشکهای هوا به هوا رو برای اینکه فشار جی زیادی بهشون وارد می شه و مانورهای عجیب غریب می کنند از نظر بدنه پیچیده تر و محکم تر می سازن و خوب همه اینها هزینه رو افزاش میده از طرفی شما میگی که

که این هم خودش کلی قضیه طراحی پیش میاره و داستان داره

البته یه مسئله هم هست که ممکن هست چنین پروژه هایی رو تعریف کنند نه برای استفاده عملی بلکه برای اینکه یه تجربه ای کسب بکنند و از موشکهای موجود داشته های علمی اون رو برداشت کنند برای ساخت موشک های آینده که این هدف دیگه اصلا یه قضیه دیگری هست و در بحث ما جایی نداره... در این صورت خوب هر چیزی رو میشه باهاش هر کاری کرد... توی انگلیسی برای کسانی که این کار رو انجام میدن یه اصطلاح وجود داره که معادل فارسی نداره:

tinker

 

برای بررسی این سلاح باید به نیازی که منجر به این کار شده توجه کرد.

امروزه ( یا حتی دیروزه!) یک نیازی در حوزه ضدزره به وجود اومده که در دنیا هم به رسمیت شناخته شده :

برد بالای 20 کیلومتر و کلاهک نسبتا سنگین : طوری که سنگین ترین و حفاظت شده ترین تانکهای آینده رو هم بتونه منهدم کنه.

موشک بریمستون مهمترین نمونه هست و تا حدی هلفایر هم در همین دسته قرار میگیره. خرزنتیمای روسی هم همینطور.

عکسی از فرندلی فایر : موشک هلفایر و تانک آبرامز

https://en.wikipedia.org/wiki/File:Destroyed_M1A1_Abrams.jpg

 

پلتفرم تاو کلا نمیتونه این نیاز رو برطرف کنه، ولو با ارتقا و بوستر و ... چون اصلا برای قابل حمل توسط نیروی پیاده بودن طراحی شده.

 

البته قسمت ترسناکش اینه که تصور کنیم این پروژه کلا برای برطرف کردن نیازی تعریف نشده باشه، بلکه چون داشتیم و بیکار هم بودیم و یه بودجه ای هم بود که باید مصرف! میشد، این رو ساختیم. ولی به هر حال با ترند نیازهای روز نیروهای مسلح پیشرو دنیا هم هماهنگی عجیبی داره لذا بعیده که شانسی اینطور هماهنگ در اومده باشه. احتمالا یه فکری پشتش بوده.

 

پ.ن. فکر کنم کلا تاپیک منحرف شد، ولی بحث خوبی بود و استفاده کردیم.

  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
20 hours قبل , Lord-Soldier گفت:

برد بالای 20 کیلومتر

اگر بحث این باشه که از مهمات دور ایستا هوای پرتاب استفاده بشه من فکر کنم کشورهای پیشرفته دارن بی خیال موشک میشن و می رن به سمت استفاده از بمبهای خوشه ای هوشمند نمونه اش BLU108 هست که مقاله شو فک کنم توی آرشیو بتونید پیدا بکنید

 

 

https://www.aparat.com/v/FM4zn/بی_ال_یو_108

20 hours قبل , Lord-Soldier گفت:

کلاهک نسبتا سنگین

در مورد کلاهک سنگین هم فک نکنم با خرج های گود نیاز آنچنانی به کلاهک سنگین باشه.... در ضمن تانکها رو از یه حدی نمی تونند بیشتر زرهشون رو سنگین کنند وتازه اگر هم از زره های کامپموزیت استفاده بکنند بازهم محدودیتهای خودش رو داره....

کافیه تا سنسورهای لازم روی روی بمبلت هاشون نصب کنند تا بمبلتها به جای قسمتهای سخت زره بروند سراغ جاهایی مثل رادیاتور آب تانک یا درپوش موتور و....

موشک دور ایستا و کلاهک سنگین راه کار نیروهای نظامی مثل ما هست که اون هم اگر یه هلفایر قاچاقی بخریم و مهندسی معکوس کنیم مشکل ش حله:D:D:D

  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
4 hours قبل , RezaKiani گفت:

اگر بحث این باشه که از مهمات دور ایستا هوای پرتاب استفاده بشه من فکر کنم کشورهای پیشرفته دارن بی خیال موشک میشن و می رن به سمت استفاده از بمبهای خوشه ای هوشمند نمونه اش BLU108

 

در مورد کلاهک سنگین هم فک نکنم با خرج های گود نیاز آنچنانی به کلاهک سنگین باشه...

 

بریمستون : انگلیس

هلفایر : آمریکا

خرزنتیما : روسیه

 

اینها بعد از بمبهای خوشه ای هوشمند ضدزره توسعه داده شدند.

 

استفاده عملیاتی بمبهای خوشه ای تا حالا خیلی محدود بوده در دنیا، اما برعکس استفاده از این موشکها خیلی بیشتره.

فقط یک دلیلش اینه که بمب خوشه ای وزن خیلی بالاتری داره و روی بالگرد و پهپاد نمیشه استفاده اش کرد.

 

کلاهک سنگین هم منظور 10 - 20 کیلو هست، سنگین در مقیاس خرج گود، نه در مقایسه با TALL Boy! :D:D:D

  • Upvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط jarmenkill
      دوستان چیزی راجع به این ناو میدونن؟
      عکس:
      http://www.farsnews.com/plarg.php?nn=M618363.jpg
    • توسط LostSky
      منفک شده از تاپیک جامع نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران 
      1399/10/23 خورشیدی
       
      =================
       
       
       
      پروژه ناو بندر کار بسیار داره و در آینده نزدیک نباید انتظار رونمایی داشته باشیم.
       
      این پروژه تغییر اساسی و تبدیل یک ابر تانکر نفتکش به یک ناوبندر نظامی با قابلیت ها و امکانات فراوان هست.
      یک نفتکش دارای مخازن بسیار بزرگ ذخیره نفت هست که باید به کلی تغییر کنه و دارای بخش های متعدد نگهداری و انبار داری و اسکان و غیره خواهد شد.
      از طرفی کار بخش اضافه کردن روسازه جدید جهت آشیانه های بالگرد و بخش های وابسته که همین الان هم بخشیش مشخصه اجرا شده.
      بخش تسلیحات و رادارها و دیگر سامانه های مخابراتی و غیره هم زمان بسیار بالایی خواهد گرفت.
      با وجود سرعت بسیار پایین ساخت فریگیت های کلاس موج و همچنین اعلام زمانهای به آب اندازی و عملیاتی کردن این شناورها که بارها به عقب افتاده بسیار بعید هست که این شناور عظیم به این زودی ها حتی جهت تست به آب انداخته بشه ، مگر اینکه نیرو به شدت روی این پروژه تمدکز هزینه و انرژی بزاره تا زودتر به نتیجه برسه.
      البته با روند مشاهده شده به نظر میاد که اینگونه باشه و فرماندهان نیرو خواهان الحاق سریع یک شناور بزرگ و دوربرد جهت پشتیبانی همه جانبه ناوگروه های اعزامی به مناطق دوردست هستند و روند فعلاً با سرعت خوبی دارد پیش میرود.
    • توسط MR9
      ارزیابی توانایی های ارتش ایالات متحده و ارتش جمهوری خلق چین در حوزه برتری هوایی
       

       
       
      مقدمه :
      در یک تعریف جامع ، ( براساس  جدیدترین تعریف  نیروی هوایی ایالات متحده و نمونه کوچک شده آن در آسیای جنوب غربی ، IAF) سطح کنترل آسمان که بیانگر توانایی های هرواحد سیاسی در بکارگیری قدرت هوایی برای مقابله با تهدیدات نظامی مورد تصور تعریف می شود ، شش سطح کاملاً تخصصی را در بر می گیرد .
       

       
       
      بطور مشخص ، حوزه برتری هوایی به معنای ایجاد و تامین میزانی از توانمندی قدرت هوایی است که اجازه نمی دهد توانمندی های دشمن ، دخالت موثری در دسترسی به اهداف نظامی خودی داشته باشد .
       
      با این تعریف بسیار موجز و خلاصه ، که بایست تببین می گردید ، مبحث اصلی را آغاز می کنیم :
       
       
       

       
       
      ارزیابی مزیت های نسبی 2017-1996
       
      اگر چه نیروی هوایی ارتش ایالات متحده همچنان در حال سرمایه گذاری برای حفظ برتری  بی سابقه خود در حوزه رزم هوایی است ، با این وصف ، روند رو به توسعه مدرنیزاسیون نیروی هوایی خلق چین و مشکلات ارتش آمریکا برای گسترش حوزه تسلط خود در حوزه ژئواستراتژیک شرق آسیا ، به شکل فزاینده ای برتری نیروی هوایی این کشور توسط چینی ها به  چالش کشیده  تا نتیجه یک  جنگ  احتمالی در روز یا هفته نخست مشخص گردد .
       
       
      در طول دو دهه گذشته ، ارتش آزادی بخش خلق چین ، ( PLA) بتدریج  سازمان رزم خود را از یک نیروی بزرگ اما منسوخ  به یک سازمان مسلح مدرن در چهار حوزه هوایی ، دریایی ، زمینی و سایبر تبدیل نموده است . به همین دلیل مجموعه  Project AIR FORCE از اندیشکده RAND  طی یک مقاله پژوهشی ، ارزیابی  جالبی در خصوص روند توسعه قابلیتهای نسبی ایالات متحده و چین در حوزه های عملیاتی متفاوت  و در فواصل مختلف از سرزمین اصلی چین میان سالهای 1996 تا 2017 به انجام رسانده است .
       
      برایند این گزارش نشان می دهد که اگر چه چین همچنان در حوزه های حیاتی رزم هوایی در دو بعد سخت افزار و نرم افزار و مهارتهای رزمی با ارتش آمریکا فاصله قابل توجهی دارد ، اما در همین حوزه ها در چند سال اخیر پیشرفتهای غیر قابل تصوری را به ثبت رسانده  است .
       
       

       
       
       
      علاوه براین ، گزارش فوق الذکر نشان می دهد که چینی ها نیازو قصدی  برای به  چالش کشیدن توانایی های ارتش آمریکا   در نزدیکی سواحل سرزمین اصلی چین ندارند و به شکل روشنی ، هدف نویسندگان این مقاله ، جستجوی جلوگیری از بروز یک فاجعه نظامی است ، چرا که در   صورت بروز هر حادثه ای هر دو کشور متضرر خواهند شد .
       
      در عوض ، این ارزیابی که با استفاده از منابع باز و غیر محرمانه صورت پذیرفته است ، روند توسعه توانایی های دفاعی و فرآیند  ایجاد بازدارندگی  ارتش آمریکا را بررسی نموده و یک پایه و بنیان اساسی برای تجزیه و تحلیل وقایع در آینده ایجاد می نماید .
       
       
      تمرکز بر روی مفهوم " برتری هوایی "
       
      به شکل خلاصه ارتش چین براساس تجزیه و تحلیل " توانایی های ارتش ایالات متحده در حوزه ایجاد و برقراری مفهوم برتری  هوایی " در شرق آسیا ، در حال برنامه ریزی جهت رسیدن به برابری نظامی با این کشور است .
       
      به شکل تاریخی ، نیروی هوایی ارتش خلق چین ، تهدید چندانی برای همسایگانش بشمار نمی رفت با این وصف در دو دهه گذشته ، این نیرو از یک یگان مسلح به فناوری های منسوخ دهه 50 و 60 ، بسرعت تبدیل به یک نیروی  هوایی مدرن شده است ، چنانکه  نیروی هوایی این کشور نخستین دسته 24 فروندی از جنگنده های نسل چهارم خود را به سال 1996 وارد سازمان رزم خود نمود ، در حالی که اکنون بیشتر از 700 فروند از این جنگنده ها را در اسکادران های رزمی خود مورد استفاده عملیاتی قرار می دهد . با این حال ، ایالات متحده ، بسرعت جنگنده نسل پنجم خود را به موجودی نیروی  هوایی اضافه نموده   و این بدان معنی است که ناوگان نیروی هوایی این کشور ، همچنان بزرگتر و پیشرفته از نیروی هوایی چین باقی خواهد ماند .
       
       
       

       
       
      با این وصف ، عوامل جغرافیایی ، بعنوان یک عامل متعادل کننده در برابر مزیت کمی و کیفی نیروی هوایی ایالات متحده همچون سد محکمی قرار دارد و به شکل طبیعی ، نیروی هوایی ارتش خلق چین از این مزیت قابل توجه در یک بحران احتمالی در جنوب شرقی وشرق آسیا بهره برداری خواهد نمود .
       
      بدین معنی که نیروی هوایی چین بدلیل وضعیت ژئو استراتژیک منطقه ، می تواند از پایگاه های هوایی بیشتری استفاده نموده و طبیعتاً از پرنده های رزمی بیشتری برای ایجاد برتری هوایی بهره ببرد . علاوه براین ، بدلیل پراکندگی این پایگاه ها ، حمله و انهدام زیرساختهای بشدت حفاظت شده نیروی هوایی چین برای پیکان تهاجمی ارتش آمریکا سخت تر بوده و در نهایت ، ریسک حمله پایگاه های هوایی چینی ها در داخل سرزمین اصلی چین ، موجب  عکس العمل غیر قابل انتظار مقامات ارشد پکن و استفاده از پتانسیل موشکی برای پشتیبانی از عملیات هوایی خواهد شد .
       
      حال سئوال این است که روند تکامل مفهوم برتری هوایی نیروی هوایی ارتش ایالات متحده و نیروی  هوایی خلق چین ، تحت تاثیر چه عواملی ( شرایط محیطی ) قرار گرفته است ؟؟
       
       
       

       
      برای پاسخ بدین سئوال ، پژوهشگران ، چهار پیش بینی را در قالب دو سناریو در یک بازه زمانی زمانی 22 ساله (2017-1996) در فواصل مختلفی از سرزمین اصلی چین مورد بررسی قرار دادند.
       
       
      1-   حمله ارتش چین به جزیره تایوان
       
      2-   جنگ بر سر تسلط بر مجمع الجزایر اسپراتلی
       
       
      برای نیل به هر کدام از این دو سناریو ، سازمان رزم نیروی هوایی ارتش ایالات متحده محاسبه گردید ( 72 وینگ هوایی )  . نخستین هدف بیشتر بر حفظ حضور مستمر نیروی  هوایی در آسمان منطقه واحدهای مدافع (تایوان) است که به نظر می رسد توان رزمی فوق الذکر برای به عقب راندن و از کار انداختن نوک پیکان تهاجمی نیروی  هوایی چین کافی باشد . دومین انتخاب ایالات متحده برای دستیابی به برتری هوایی ،انهدام تعداد مشخصی از جنگنده های رزمی نیروی هوایی چین به منظور متقاعد نمودن فرماندهان ارشد ارتش چین به ترک مخاصمه بوده  که طبق برآوردها ، این رقم به 50 درصد توان رزمی نیروی متخاصم می رسد که در شبیه سازی ها ، روی آن تمرکز شده است . در خصوص سناریوی دوم ، محققان معتقدند که ایالات متحده برای دسترسی به اهداف مورد نظر خود می بایست بدون تاخیر ، در یک بازه زمانی 7 روزه و 21 روزه ، برتری هوایی را برفراز میدان نبرد ایجاد نماید .
       

       
       
      داده های ورودی این شبیه سازی شامل پارامترهایی نظیر گونه های مختلف پرنده های رزمی در دسترس ، تعداد کل پرنده های رزمی در دسترس ، نوع و تعداد پرنده های رزمی درگیر ، ماهیت اثر بخشی موشکهای هوا به هوای مورد استفاده در  رزم هوایی ، تعداد و گونه های مورد استفاده ، موقعیت استقرار پایگاه های هوایی ، تعداد خدمه با مهارت بالای در دسترس  ، زمان پرواز از مبداء بسمت منطقه درگیری بود .
       
      البته این محققان تعدادی از داده های کمی مورد نیاز را پس از بررسی روند آموزش خدمه هوایی در نیروی  هوایی ارتش ایالات متحده در این معادله قرار دادند . نتایج بدست آمده  ، عمدتاً مزیت چندانی برای پیش بینی دقیق نتایج  یک درگیری تمام عیار هوایی در این منطقه در بر نداشت ، در عوض ، این داده ها یک  تصویر کامل را از وضعیت در حال تحول دو نیروی هوایی در اختیار پژوهشگران قرار داد و اثبات نمود که برای در اختیار داشتن یک برآورد  درست از توان رزمی دشمن ، بویژه جهت و سرعت تغییر توانایی ها ، شبیه سازی های خاصی می بایست هر ساله انجام پذیرد . 
       
      ادامه دارد ............... 
       
      پی نوشت :
       
      1- منابع درانتهای تاپیک معرفی خواهند شد .
       
      2- تاپیک مرتبط با این موضوع پایان خواب بلند اژدهای سرخ 
       
       
       
       
       
      این مجموعه با صرف زمان ترجمه  شده است ،
      بنابراین ، هر گونه برداشت با ذکر منبع (MILITARY.IR) خواهد بود . 
      در غیر اینصورت ، برداشت کننده  ، عرفاً و شرعاً ، مسئول خواهد بود .
       
      :rose: مترجم( با اندکی تلخیص)  : MR9      :rose:
    • توسط MRTranslator
      هو الفتاح العلیم
       
      با عرض سلام خدمت دوستان و همراهان عزیز، در این تاپیک قصد معرفی و بررسی یکی از کشتی های جنگی و تاریخی نیروی دریایی همسایه شمالیمون، روسیه رو داریم. قبل از هرچیز بگم که تمام این مطالب به صورت مستقیم از روسی به فارسی برگردونده شده، پس این احتمال هست که بعضی از مطالب یا اصطلاحات تخصصی، درست ترجمه یا توضیح داده نشده باشن. ازتون میخوام هر جا که براتون نامفهوم بود یا سوال داشتید، یا نیاز به ویرایش داشت، حتما بگید. پیشاپیش ممنون از همکاریتون و وقتی که صرف خوندن این مطلب کردید.
       
      قسمت اول
       

       
       
       
      ناوشکن "کمینترن (1)" یک ناوشکن زرهی از کلاس "باگاتیر (2)" نیروی دریایی اتحاد جماهیر شوروی می باشد. این ناوشکن، پیشتر به اسامی "کاهول (3)" – تا بیست و پنجم مارس 1907 – و "یادگار عطارد (4)" – تا سی و یکم دسامبر 1922 – شناخته می شد. ثبت سفارش این ناوشکن در بیست و سوم آگوست 1901 و ساخت آن در بیستم می 1902 شروع شد. پس از پایان ساخت و ساز در سال 1905، به ناوگان دریای سیاه پیوست. در سال 1923 به ناو آموزشی و در ژوئن 1941 به ناو مین گذار تغییر کاربری داد.
       
      اطلاعات کلی
       
      کلاس و تایپ: "باگاتیر" کلاس، ناوشکن زرهی
      متعلق به: نیروی دریایی امپراطوری روسیه تزاری
      تناژ جابجایی: شش هزار و هفتصد و پنجاه و دو تن (معادل 6645 لانگ تن)
       
      ابعاد
       
      طول: یکصد و سی و چهار متر
      عرض: شانزده و متر و شصت سانتیمتر
      آبخور: شش متر و سی سانتیمتر
       
      موتور و پیشرانه
       
      توربین و دیگ بخار: 16عدد دیگ بخار ساخت شرکت "نورمن (5)" جمعا به توان بیست و سه هزار اسب بخار (برابر با 17000 کیلووات)
      سرعت: بیست و سه گره دریایی (برابر 43 کیلومتر بر ساعت)
      خدمه: پانصد و شصت و نه نفر، شامل سیزده افسر ارشد
       
      تسلیحات
       
      12 قبضه توپ 152 میلیمتری (چهل و پنج کالیبر مدل 1892 – ساخت روسیه)
      12 قبضه توپ 75 میلیمتری (پنجاه کالیبر مدل 1892 – ساخت روسیه)
      8 قبضه توپ 47 میلیمتری (اوردنانس کوئیک فایرینگ تری پوندر (6) – ساخت بریتانیا)
      2 قبضه توپ 37 میلیمتری (مدل توپ و سازنده اشاره نشده)
      2 قبضه اژدرافکن 380 میلیمتری
       
      زره
       
      دک: هشتاد میلیمتر
      برجک: یکصد و بیست و هفت میلیمتر
      بدنه: هشتاد میلیمتر
      برج خنک کننده: یکصد و هشتاد میلیمتر
       
      توسعه پروژه
       
      انتخاب مفهوم شناسایی از راه دور
       
      در نیمه دوم دهه 1890 میلادی، فعالیت سیاست خارجی روسیه در قبال خاور دور مجدداً تغییر جهت داد. در همان زمان، احتمال درگیری با ژاپن که سیاست تهاجمی فعالی را نیز در این منطقه دنبال می کرد، به شدت افزایش یافت. برای رویارویی با این خطر، داشتن یک ناوگان قوی، آموزش دیده و دارای برتری آتش و مانور پذیری در شرق دور، ضروری بود.
       
      در شب بیست و هفتم دسامبر 1897، جلسه ویژه ای با حضور فرماندهان نیروی دریایی و نمایندگان وزارت دریانوردی به ریاست "نیکلای دوم (7)" تشکیل شد. در این جلسه با توجه به روند اتفاقات در شرق دور و لزوم داشتن یک ناوگان قدرتمند – هم کمی و هم کیفی – در مقابل نیروی دریایی سلطنتی ژاپن، طرح زیر پیشنهاد و با اکثریت آرا، تصویب شد. این پیشنهاد شامل دو ناو سرفرماندهی، 10 ناو فرماندهی، پنج رزمناو سنگین، 10 رزمناو زرهی، 10 ناوشکن سنگین با ظرفیت بین 5 تا 6 هزار تن و 10 ناوشکن سبک با ظرفیت 2000 تا 2500 تن بود. "ناوشکن ها، پیشآهنگ های دوربرد اسکادران" نه تنها برای شناسایی، بلکه برای شرکت در نبرد و همچنین برای ارتباطات، مستقل عمل می کردند.
       
      در بیستم فوریه 1898، "نیکلای دوم" یک برنامه ویژه کشتی سازی تحت عنوان "برای نیاز های خاور دور" را تصویب کرد. در میان کشتی های طرح مذکور، شش ناوشکن با ظرفیت 5000 تن که در سال 1895 طراحی شده بودند نیز به چشم می خورد. بلافاصله پس از ابلاغ طرح، وزیر دریانوردی "تریتوف، پاول پتروویچ (8)" به "کمیته فنی دریانوردی (9)" دستور داد تا مشغول طراحی کشتی ها طبق شرایط طرح ابلاغ شده شوند.
       
      گروهی از متخصصان "کمیته فنی دریانوردی" که همزمان در حال کار بر روی الزامات و پیش نیاز های مورد نیاز بری یک هواپیمای شناسایی برد بلند بودند، مامور تهیه طرح ابتدایی ناوشکنی قویتر و سریعتر از نمونه های در حال خدمت در نیروی دریایی سلطنتی ژاپن و بریتانیا شدند. طبق این طرح، حداکثر سرعت این شناور، بیست و سه گره دریایی و قابلیت کروز آن، پنج هزار مایل دریایی با سرعت ده گره دریایی را داشته باشد. استفاده از دیگ بخار "بلویل (10)" در این طرح پیشنهاد شده بود. گروه متخصصان توپخانه کمیته فنی دریانوری، تصمیم به نصب دوازده قبضه توپ دریایی یکصد و پنجاه و دو میلیمتری بر روی کشتی گرفتند. توپ های دویست و سه میلیمتری، بسیار سنگین برای نصب و استفاده بودند و قدرت آتش و نفوذ گلوله های توپ یکصد و بیست میلیمتری، جوابگوی تهدید های پیش بینی شده نبود. دیگر تسلیحات این کشتی شامل دوازده قبضه توپ هفتاد و پنج میلیمتری و هشت قبضه توپ چهل و هفت میلیمتری و همچنین شش لوله اژدر افکن می بود.
       
      حداکثر ظرفیت جابجایی ناوشکن ها بنابه دلایل اقتصادی به شش هزار تن محدود شده بود. این تناژ دارای مزیت های سرعت، برد عملیاتی و توان آتش بالا و در عوض فاقد حفاظت کمربند زرهی سنگین در اطراف سازه اصلی می باشد. همچنین پرسنل هم از حفاظت کافی برخوردار نیستند.
       
      1- Komintern --- سرواژه "کمیته بین المللی کمونیسم".
      2- Bogatyr --- کلمه ای روسی و اسم برای پسران.
      3- Kahul --- واژه ای روسی، معنیشو پیدا نکردم.
      4- Pamyat Merkuria --- یادگار عطارد یا مرکوری، از خدایان اساطیری یونان باستان.
      5- Normann --- شرکت ساخت تجهیزات و وسایل دیگ بخار و مربوطه مستقر در آمریکا.
      6- Ordonnance Quick Firing یا OQF، سرواژه استفاده شده توسط ارتش بریتانیا برای نامگذاری ادوات توپخانه ای ساخت این کشور.
      7- نیکلای دوم --- نیکلای آلکساندروویچ رومانوف (1918 - 1868)، آخرین تزار سلسله رومانوف.
      8- پاول پتروویچ تریتوف --- زاده 1838 و درگذشته 1903، دریاسالار و وزیر دریانوردی تزار نیکلای دوم.
      9- کمیته فنی دریانوردی --- کمیته ای متشکل از متخصصین علوم مختلف نظامی و غیر نظامی که وظیفه طراحی و بررسی درخواست ها و نیاز های ارتش امپراتوری روسیه را داشتند.
      10- Belleville --- شرکت سازنده توربین، دیگ بخار و قطعات مربوطه، مستقر در آمریکا.
       
      منبع: http://sovietmedals.ucoz.com/forum/63-154-1
       
      پایان قسمت اول
      ادامه دارد ...
       
      ترجمه شده برای میلیتاری
      13990823 --- 1717
    • توسط kingraptor
      زیردریایی های اتمی و حتی دیزلی از توانایی های مرگباری برخوردارند و در صورت میل به قدرت نمایی، مهار آتش آنها بسیار مشکل است. این جنگ افزارها در طول جنگ جهانی دوم، به دلیل پنهان بودن از دید دشمن، نیروی دریایی انگلیس رابه زانو در آورده بودند. در ژاپن و شمال افریقا نیروهای آلمان نازی با در اختیار داشتن این سلاح ها سلطه خویش را بر دریاها اعمال می کردند.


      --------------------------------------------------------------------------------


      هواپیمای ضد زیردریایی P-3 اوریون


      --------------------------------------------------------------------------------

      شوروی با در اختیار داشتن زیر دریایی های اتمی قادر بود در صورت بروز جنگ، ارتباط اروپای غربی را با آمریکا قطع کند. در جنگ فالکلند پس از انهدام رزم ناو بل گرانوی آرژانتين توسط اژدر یک زیر دریایی انگلیسی، کشتی های جنگی آرژانتين دیگر تا پایان جنگ نقش مهمی را ایفا نکردند. به منظور مقابله با این جنگ افزارها در صحنه جنگهای گذشته و آینده تدابیری اندیشده شده است. پی-3 اوریون از جمله سلاحهایی است که می تواند تا حدود زیادی در مقابل زیردریایی ها، هر قدر هم که پیشرفته باشند عرض اندام کند. هواپیما چند منظوره پی-3 بیش از 30 سال است که به طور پیوسته توليد می شود و تا کنون بیش از 700 فروند آن به خدمت ارتشها، آتش نشانی ها، نیروهای حافظ صلح سازمان ملل و هواشناسی های کشورهای مختلف در آمده اند. از این لحاظ اوریون خود را تا مدت زیادی بی رقیب می دانست. طراحی اولیه بدنه و نحوه اتصال موتورها به هواپیما تا امروز تقریباً بدون هیچ تغییر عمده ای حفظ شده است. همین عدم نیاز به تغییرات گواهی بر بی نقص بودن طراحی اوریون است. اما تجهیزات الکترونیکی این هواپیما همواره در حال تغییر و تکامل بوده اند. از این رو سازنده پی-3 در به کار گیری آنها به درخواست و سلیقه مشتری عمل می کند. انواع پیشرفته تجهیزات، این هواپیما را به سلاحی خطرناک در مقابل زیردریایی ها تبدیل می کند. اوریون با چهار موتور توربو پراپ از نوع T56-A-10 کمی شبیه هرکولس محصول دیگر لاکهید است. با توجه به سابقه طولانی لاکهید در به کار گیری این نوع موتورها می توان به این نکته پی برد که این شرکت به خوبی با مشکلات این موتورها که سایرین را متواری کرده، کنار آمده است. پس از روی کار آمدن موتورهای توربوجت شرکهای هوایی سریعا به استفاده گسترده از آنها روی آوردند ولی لاکهید و نیروی دریایی ایالات متحده به علت ويژگيهای منحصر به فرد این موتورها همچنان در طیف گسترده ایی آنها را به کار می برند. خوشبختانه شرکت توربین الکترا بزودی توانست معایب عمده این موتورها را رفع کند و تا به امروز تامین کننده موتورهای پی-3 باقی مانده است. طراحی اوریون به حدود 40 سال پیش و سال 1957 باز می گردد. نخستین پرواز این هواپیما در 19 آگوست سال 1958 انجام شد پس از چند پرواز آزمایشی، تغییراتی صورت گرفت که عمده ترین آنها کوتاه شدن بدنه به میزان 2/13 متر بود. سپس این هواپیما به تجهیزات متداول آن روزها مجهز شد و به عنوان گشت دریایی، خدمت خود را رسما در نیروی دریایی آمریکا آغاز کرد. در آن زمان تغییرات دیگری برای فروندهای بعدی در نظر گرفته شد. در سال 1962 چند تغییر دیگر به منظور کارآمدتر کردن این سلاح اعمال شده و پی-3 اوریون که پس از گذشت سالها هنوز هم در خدمت ناسا است، متولد شد. نخستین سفارش قطعی برای خرید 7 فروند از این هواپیما مربوط به سال 1960 می باشد. نیروی دریایی آمریکا متقاضی خرید 7 فروند وای پی-3وی-1 با موتور آلیسون-توربین الکترا شد که می توانست انواع بمب های عمق روی معمولی و هسته ای، اژدرهای ضد زیر دریایی و مین و راکت را حمل کند.


      --------------------------------------------------------------------------------


      کابین نسبتاً پیچیده هواپیمای P-3 اوریون


      --------------------------------------------------------------------------------

      ظرفیت سوخت این 7 فروند اولیه از 20631 لیتر در اولین سفارش تا 34826 لیتر در آخرین متفاوت بود، اما همگی 4 مخزن در بالها، هر بال 2 مخزن جداگانه، و یک مخزن بزرگ در امتداد بدنه داشتند که این الگو تاکنون حفظ شده است. استفاده همزمان از دو رادار جداگانه در جلو و عقب هواپیما و ترکیب هر دو رادار برای ارایه تصویری 360 درجه ایی، پی-3 را به مجهزترین سلاح ضد زیر دریایی آن روز تبدیل کرد، اگرچه این طرح به زودی لو رفت و شرکتهای دیگر نیز به استفاده از آن روی آوردند. نخستین پرواز این سفارش هفتگانه در 15 آوریل 1961 انجام شد و تا آوریل سال بعد در مجموع 2521 ساعت در 585 سورتی پرواز با این هواپیماها به صورت آزمایشی و آموزشی انجام شد. بلافاصله پس از ورود این هواپیما به خدمت از آنها در جنگ علیه کوبا استفاده شد. در جنگ ویتنام نیز آمریکاییها از این هواپیما به میزان زیادی استفاده کردند. ماموریت اصلی این هواپیما در آن زمان پوشش راداری شبانه بر فراز خلیج تونکین بود گشتهای متداول روزانه و حمایت از کشتیهای لجستیکی در برابر هجوم احتمالی زیردریاییهای شوروی نیز از ماموریتهای بود که این هواپیما بر عهده داشت. نکته جالب توجه این است که این هواپیماها از پایگاهای داخل خاک فیلیپین به پرواز در می آمدند. از آن هنگام پی-3 به طور منظم در عملیات مشابه برون مرزی مورد استفاده نیروی دریایی آمریکا قرار گرفته و می گیرد و همواره به عنوان کشت ضد زیر دریایی، مین گذار دریایی، راهنمای زیر دریایی های خودی و هدف قرار دهنده اهداف دور به کار گرفته شده است.


      --------------------------------------------------------------------------------


      هواپیمای P-3 اوریون در حال پرواز در معیت یک ناوچه آمریکایی

      --------------------------------------------------------------------------------

      این هواپیماها گاهی برای ایجاد تغییرات آب و هوا و باران زا کردن ابرهای منطقه ای به کار گرفته می شوند. برای این کار پودر یدید نقره را در مقیاسهای زیاد توسط تجهیزات خاصی که در این هواپیما تعبیه شده است در میان ابرها می پاشند. قابلیت شرکت در عملیات جستجو و نجات، عکس برداری و نقشه برداری هوایی و حتی توانایی انجام ماموریتهای ترابری، اوریون را به هواپیمایی چند منظوره بدل نموده است. هم اکنون این هواپیماها در بیش از 30 پایگاه برون مرزی و درون مرزی آمریکا نشست و برخاست می کنند و حتی بارها توسط نیروهای چند ملیتی در مانورهای مشترک به کار گرفته شده اند. آمریکا تنها استفاده کننده از این هواپیماها نیست. اکثر کشورهایی که مرزهای آبی دارند از پی-3 به خوبی استقبال کردند و به میزان رفع نیاز دفاعی از این هواپیما خریده اند. نیوزلند اولین مشتری اوریون با سفارش 5 فروند پی-3 بی مجهز به مولد امواج صوتی کوتاه بود. کانادا 18 فروند و ژاپن که سرانجام در سال 1978 تصمیم به جایگزین کردن این هواپیما به جای نپتون گرفت مشتریان بعدی بودند.

      --------------------------------------------------------------------------------

      هواپیمای P-3 اوریون در حال برخاست


      --------------------------------------------------------------------------------

      ژاپن خط تولید این هواپیما را خریداری کرده و تا کنون بیش از 100 فروند از آن را تولید کرده است. پرتقال اسپانیا و تایلند خریداران دست دوم این هواپیما هستند. هلند، نروژ، ایران و پاکستان نیز هر کدام چند فروند پی-3 در اختیار دارند. انواع مختلف پی-3 اگر چه با قرار گرفتن حروف بزرگ و کوچک و شماره های متفاوت دسته بندی می شوند ولی عمدتاً تفاوت چشمگیری میان مدلهای مختلف مجود ندارد و می توان با تغییرات پیش بینی شده از سوی کارخانه سازنده هر نوع تغییر کاربردی را در انواع آن ایجاد کرد. پی-3 با حوصله ای که در خور هواپیمای توربو پراپ است، وجب به وجب منطقه را بازرسی و شناسایی و به محظ اطلاع از موقعیت زیردریایی مهاجم اقدام به شکار آن می کند. در طول عملکرد سی وچند ساله این سلاح موارد منفی از لحاظ فنی در مورد آن به چشم نمی خورد و همواره در انجام ماموریتهای محوله موفق بوده است. همین امر سبب شده است تا پرسنل زیر دریایی ها از هواپیمای پی-3 اوریون به عنوان کابوسی هولناک یاد کنند.

      -----------------------------------------------------------------------------



      ------------------------------------------------------------------------------

      منبع: Air.blogfa.com
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.