Recommended Posts

 

نقل قول

 

919354_508.jpg

 

919355_154_28129.jpg

 

919357_415.jpg

 

919358_875.jpg

 

مشخصه که اولین پیش نمونه کوثر هنوز تکمیل نشده ، هواپیما فاقد کاکپیت است !

البته ما 4 سال پیش کاکپیت دیجیتال کوثر رو رویت کرده ایم !

پ.ن : با این حال اگر بر روی تصاویر بالا دقت شود و همچین تصاویر گرافیک کلیپ ماکس ، کاکپیت حداقل در این نمونه آنالوگ و مشابه تایگر است !

جت آموزشی کوثر در اصل ترکیبی از یک سازه و بدنه تازه طراحی شده مادون صوت و قطعات تایگر است که همین استفاده از قطعات تایگر مانند ارابه های فرود ، موتور ، احیانا سیستم هیدرولیک و اصل اویونیک و حتی چراغ ها بجای طراحی و تامین قطعات جدید ، باعث کاهش هزینه های تمام شده چه در زمان طراحی و ساخت و چه در زمان انبوه سازی ( انشالا ) می شود بنظر من !

 

کوثر بیشترین شباهت را به جت تایوانی AT-3 دارد که مبنای جت مذکور هم به نوعی تایگر می باشد .

 

کوثر علاوه ماموریت آموزشی قابلیت پشتیبانی هوایی نیز دارد و با توجه به دماغ نسبتا جادارد می توان روی ان رادار برای کشف اهداف زمینی و حتی دریایی نصب کرد!

 

استفاده از ماوریک ، بینا ، جی دم سپاه ، حتی بمب های سدید و حتی همین موشک نصیر که امروز رونمایی شد ، می تواند از کوثر یک جت پشتیبانی خوب بسازد !

 


 

 

  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

یه سوال داشتم جت کوثر پروژه وزرات دفاع هست یا جهاد خودکفایی نهاجا .در صورت ساخت قراره به ارتش تحویل بشه

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

رابطه بین کوثر و AT-3  فراتر از شباهت هست، حداقل در سازه به نظر کپی عینی هست. 

و این به شخصه برام سوال بر انگیزه، آیا صنایع دفاعی ما به طرح های AT-۳ دسترسی داشتند که سراغ این طرح قدیمی نه چندان مشهور که نمونه ای از اون هم در اختیار نداشتند رفتند؟ 

اگه بحث کپی یک طرح های خارجی بود ، طرح های به روز تری مثل یاک بود که نمونه های مشابهش در حد ماک آپ هم مثل برهان ساخته شده بود،

اگه بحث استفاده از پلتفرم اف ۵ بود باز نیازی نبود لزوما سراغ این طرح برن، همین الان قاهر که یک طرح رادیکالی و منحصر به فرد به لحاظ تمایز با طرح های شناخته شده دیگر کشورهاست، همون مشترکات اصلی رو با اف ۵ داره که این طرح هم داره (مثل موتور و ارابه فرود)

در کل به نظرم کوثر و قاهر دو نگاه کاملا متفاوت رو نشون میده، به نوعی افراط و تفریط، کاهش راه حل میانه ای ارائه شده بود،

دو جت آموزشی رزمی سبک، یکی یک طرح قدیمی که کشور توسعه دهنده اصلیش به دنبال جایگزین براش هست، یکی یک طرح رادیکالی کاملا منحصر به فرد که چالش های آیرودینامیکی براش عنوان میشه که حتی اگر به تولید انبوه برسه برای انجام  یک سری ماموریت های خاص و مشخص مناسب هست مگر با تغییرات مهم. 

در این برهه به نظر نیاز به یک راه حل میانه یعنی، پیکربندی و گرایش طراحی مدرن اثبات و اجرا شده، که بشه ماموریت های مختلفی یا گونه های مختلفی رو بر مبناش توسعه داد.

 

  • Upvote 13

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

آخه بر اساس یک جت سبک مثل تایگر فکر نمی کنم بشه گونه های مختلفی توسعه داد.

 

همونطور که بارها هم گفته شده، در هواپیما اصل موتوره و برای موتور هواپیما میسازند. ما هم که فعلا جی 90 حداکثر موجودی مونه، حتی چیزی مثل اف 16 هم با این موتور قابل دسترسی نیست.

عمده همون تهاجمی سبک رو میشه دنبال کرد

  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
21 minutes قبل , Lord-Soldier گفت:

آخه بر اساس یک جت سبک مثل تایگر فکر نمی کنم بشه گونه های مختلفی توسعه داد.

 

همونطور که بارها هم گفته شده، در هواپیما اصل موتوره و برای موتور هواپیما میسازند. ما هم که فعلا جی 90 حداکثر موجودی مونه، حتی چیزی مثل اف 16 هم با این موتور قابل دسترسی نیست.

عمده همون تهاجمی سبک رو میشه دنبال کرد

منظور من از ماموریت های مختلف منظور در حد همون ماموریت هاییه که برای همون جت آموزشی رزمی سبک تعریف میشه نه اینکه ازش انتظار یک چند منظوره کامل با قابلین اینترسپشن و یا تهاجمی ضربتی سنگین.

و این موضوع زمانی بلد میشه که صحبت قاهر میشه، آخه در مقابل یک سری چالش های آیرودینامیک برا قاهر مطرح میشه، تو تحلیل ها یک سری ماموریت خیلی خاص براش مطرح میشه و اینطور شرایط آیرودینامیک قاهر توجیه میشه

  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

موندم طراحی قاهر رو در نظر بگیرم به عنوان توان صنایع هوایی ایران! یا این جت برگرفته شده از اف 5؟ یادمه چقدر همه بابت شفق ذوق مرگ شده بودیم کلی تلفات فقط تو انجمن ثبت شده بود icon_cheesygrin اما نتیجش چی شد؟ بودجه نظامی ایران چطور هزینه میشه خدا داند (البته بعد از فقح و الفتوح موصل امار اومد که ایران مجانی!!!!!! تسلیحات عراق رو تامین میکرد سخنان رئیس جمهور و البته سردار سلیمانی) در مورد دوستی که از توان ارتش و بودجش گفته بود باید بگم کاملا باهات موافق هستم اما این روند کاملا برنامه ریزی شده هست ارتش هرچی کم توان تر بهتر...راستی کسی نیست بگه سپاه هوانیروزش در شیراز بل 206و....... رو از کجا اورده؟ از اموال ارتش گرفته دقیقا مثل کبراها.تا ارتش یک فرمانده با عرضه مثل دادبین نداشتنه باشه همینه..در مراسم رژه (مراسم خنده دار بی نظم رژه؟؟؟؟؟؟؟؟؟) ارتش دیگه صف اول نیست دقت کردین بلکه نیروی الاهی و همیشه در صحنه و محبوب دل تمام ایرانیان سپاه هست. اینم پاک میکنن چون حرفی برای گفتن ندارن دوستان (واقعا کلمه دوستان تهوع اور شده دیگه) ارزشی

ویرایش شده در توسط ia65
  • Upvote 13
  • Downvote 24

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
26 minutes قبل , MA5 گفت:

اولا باید عرض کنم بنده اصلا حرفی در مورد سپاه و ارتش و اختلاف این دو نزده ام.

اما حالا که دوستان به این مسئله ورود پیدا کردند باید یک نکاتی را متذکر شد.

1- ارتش جمعیتی  چند برابری نسبت به  سپاه دارد اما بودجه سپاه چند برابر ارتش است.

2- ...

 

 

 

سلام

ببخشید شاید اساتید دیگر بهتر بگن اما:

1- بنظر سپاه حتی زیر دریایی هم سمتش رفته اما با یک تفاوت عمده. زیردریایی کوچک. کلا در زمینه جنگی خودش فعال هست. ارتش هم در زمینه جنگ کلاسیک. مثلا هوانیروز سپاه بنظر بسمت بالگرد میره با اهداف نظامی خودش که در درگیری ها هم با تفکرات نظامی خودش بره جلو. شیوه جنگی سپاه و ارتش تفاوت داره. ارتش کلاسیک هست و سپاه شکل دیگر شاید چریکی نوین.

2- بنظر عمده فعالیت ارتش بشکل نظامی و درون کشور هست. اما سپاه به اشکلال نظامی و غیر نظامی و بسیاری از فعالیت ها در خارج کشور. مثلا بنظر اصل کاری سپاه قدس که خیلی فعالیت داره.

3- طبیعتا یک سری صحبت ها هم درسته. بالاخره فرمانده هان و تصمیم گیران هم انسان هستند و با خطا. تجربه نشون داده حتی در همین سایت با این همه ادعا خطاهای وحشتناک مختلف صورت میگیره که خیلی راحت میشه بهش گیر داد. تازه اینها که مثلا جوان و ادعای بروز بودن و علمی بودن و تخصصی بودن دارن.

4- ایران الان بشکل مستقیم درگیر جنگ نیست. پس پادگان تو تهران شاید با توجه به بودجه بسیار محدود که چند وقت پیش صحبتی بود که بنظر یک سالی را 20 درصد بودجه را دادن نیان اون پادگان را تجهیز کنن. البته سربازهای لب مرز فرق میکنن که باید تجهیز بشن.

5- اگر دقت بفرمایید سود حاصله از پروژه های سپاه. خیلی جالبه نزدیک این گفتن که 23 هزار میلیارد از دولت طلبکارن. این پول فکر کنم خیلی راحت قابل معنا باشه که چقدر کار انجام شده. و مقابل بودجه نظامی یعنی چقدر سپاه با این همه وظایف مختلف تحت فشار هست. این پروژه ها هم بنظر کشور را داره میبره جلو و باید انجام میشد. بخش خصوصی هم که نمیتونه این هارا هنوز بنظر انجام بده. پس بنظر سود چندانی دستش نیست. اما شاید تا 6 سال قبل دقت کنید پشت سر هم پیشرفت های سنگین موشکی داشت رخ می داد. احتمال داره بخاطر رسیدن بودجه باشه.

موفق باشید.

  • Upvote 7
  • Downvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
20 hours قبل , Sami1993 گفت:

کوثر در کلیات به AT-3 تایوان شباهت دارد ، اما در جزئیات و ابعاد متفاوت از جت تایوانی است !

پایه و مبنای توسعه هر دو جت تایگر است و می شود گفت مسولین پروژه کوثر که دنبال استفاده حداکثری از تجهیزات تایگر بودند ، جت تایوانی رو نزدیک ترین نمونه به هدف خودشون دیدند و اون رو الگو قرار دادند !

البته تفاوت در جزئیات و ابعاد بسیار حداقلی هست به طوریکه هر بیننده ای وقتی این دو رو میبینده با اطمینان میتونه بگه که در طراحی سازه کوثر از AT-3 کپی برداری شده، به طوریکه حتی در جزئیات کارکردی مثل اون قسمت در امتداد نازل خروجی موتور که روی بدنه AT-3 کار شده هم در کوثر کپی برداری شده،  البته بحث وزن و توان حمل محموله به خاطر تفاوت در موتور و  متریال و کلا زیرسامانه ها دیگه قطعا قابل مقایسه نخواهند بود و موضوع بحث من هم نیست. 

20 hours قبل , Sami1993 گفت:

البته اگر دقت بشه در قسمت کابین و کانوپی کوثر رگه هایی از یاک 130 و پروژه M-ATF می شه تشخیص داد !

به غیر مواردی مثل احتمال فعالیت های موازی و جزیره ای ، موضوع توان فنی کشور به ویژه برای انبوه سازی صنعتی هم مطرح است !

ما شاید در بعد کارگاهی توانایی ساخت یک پرنده پیشرفته تر را داشته باشیم ، من حتی در تاپیک برهان که برای ما پایان بخش داستان شفق بود گفتم که اگر ارده باشد با همین امکانات و توان می شد یک نسخه قابل پرواز از شفق ساخت و البته با همین امکانات و توان دست گذاشتیم روی قاهر و احتمالا شاهد پروازش هم خواهیم بود !

اما آیا ما توان انبوه سازی ( صنعتی )  اینها بلافاصله بعد از تکمیل آزمایشات و تائید پرنده را در حال حاضر داریم ؟!

جواب متاسفانه خیر است چرا که ما فاقد زنجیره یک پارچه صنعتی تولید و تامین مواد ، اجزا و قطعات هوایی هستیم !

ما شاید قطعاتی را در بخش هوایی ساخته باشیم ، اما اینها کارگاهی هستند و نحوه ساخت کارگاهی هم هزینه بر و زمان بر است 

از طرفی هم تحریم هستیم ( و خواهیم بود ! ) که بدین شکل نمی شود قطعات لازم رو به تعداد لازم وارد کرد و فقط بازار سیاه بر روی ما باز است ، آن هم با قیمت بیشتر و حتی خیلی بیشتر !

پس ما باید قبل از هر چیزی ، این زنجیره صنعتی رو در داخل شکل بدیم و عاقلانه ترین کار هم این است که در ابتدا راه انبوه سازی یک پرنده با پیچیدگی کم رو مبنا قرار بدیم و سپس با پرنده های پیچیده تر پله پله توان خود و زنجیره صنعتیمون رو توسعه بدیم !

و به نظر من پروژه تولید 330  فروند تایگری که شهید ستاری دنبالش بود و با شهادتش مثل تمام پروژه های دیگر به فنا رفت عملا در همین راستا بوده چرا که تایگر پرنده ای است که نسبت به بقیه جنگنده ها پیچیدگی کمتری دارد و از طرفی هم قطعات آن در سطح جهان آنقدری است که در ابتدای کار که زنجیره هنوز شکل نگرفته و تکمیل نشده ، با جمع آوری انها از سطح جهان کار رو جلو برد تا زنجیره شکل بگیرد !

سپس در فازهای بعدی احتمالا سراع جت های پیچیده تر در دسترس می رفتند ، اما چه کنیم که کشور ما کشوری فرد محور است   !!!

اما حالا شاید و بعد از بیست سال با استفاده از کوثر دنبال همان ایجاد زنجیره صنعتی باشند !

پیچیدگی کوثر را در حد همان تایگر باید در نظر گرفت ، از طرفی هم در سالیان اخیر ما شاهد مقوله ای به تحت عنوان شرکتهای دانش بنیان هستیم که بنظر میاد که در توسعه صنعت هوایی و احتمالا ایجاد زنجیره بخشی از کار رو دست گرفتند و در اینده بخشی از این زنجیره خواهد بود ( امیدوارم ) !

فقط در باره مشخصات کوثر اگر چیزی که فارس گفته رو مد نظر قرار بدیم ، کوثر تنها می تونه حدود 1300 گیلوگرم سوخت و مهمات ببره !!

الان چیزی که ما از کوثر داریم صرفا یک سازه متفاوت هست که سازه هم اشتراک چندانی به نظر نمیاد با تایگر داشته باشه، اما اگه بحث زیرسامانه ها هست، که حرف من اینه که میشد از طراحی به روز تری استفاده کرد و برای تولید انبوه تا حد امکان از امکانات در دسترس استفاده کرد مثل زیرسمانه هایی که تجربه کار روی اون  خا رو از قبل در پروژه هایی نظیر مشتقات تایگر در کشچور داشتیم، حتی میشد طرح به روز تری بر مبنای خود تایگر که اشتراکات بیشتری با اون داشته باشه رو دنبال کرد. 

جدای از بحث استراتژی دفاعی کشورمون که تا همین چند سال اخیر که درگیر سوریه و افزایش تنش با کشورهای منطقه شدیم اعتقادی به نیروی هوایی نداشت، تصور من اینه که صنایع دفاعی مون هم مثل خیلی از بخش های دیگه دچار راندمان پایین و فساد ناشی از دولتی بودن هست، و اتفاقا متاسفانه نسبت به دیگر بخش های ذکر شده شرایط بدتری رو داره، چون بر خلاف دیگر بخشهای صنعت و اقتصاد کشور، امکان  نقد این بخش در رسانه یا امثالهم وجود نداره، به هر حال امیدوارم در صنایع دفاعی هم به سمت خصوصی سازی واقعی حرکت کنیم. 

  • Upvote 11

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

Iran IAIO made Combat Trainer Jet Kosar taxi test هواپيماي جت آموزشي كوثر ساخت ايران

 

https://www.youtube.com/watch?v=h70EuHaLyoo

 

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

آقا اینها رو ول کن...

بودجه یگان 8200 کجا صرف میشه؟ خیلی حرکات ضعیفی رو شاهد هستیم!

 

اتفاقا استفاده از چراغ تایگر خیلی کار هوشمندانه ایه. چرا ما باید یه چراغ رو هم دوباره طراحی کنیم، وقتی که جواب کار ما رو میده؟ امکان تهیه اش از بازار هم هست، حتی زنجیره تولید توش شکل گرفته. راستی کی بود میگفت نباید چرخ رو دوباره اختراع کرد و به بومی سازی اشکال وارد میکرد؟

  • Upvote 8
  • Downvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط MR9
      بسم الله الرحمن الرحیم
       
      سرکوب پدافند هوایی دشمن
        (Suppression of Enemy Air Defenses /SEAD)
       

       
      بدون شرح !!!
       
       
      یکی از ماموریتهای اصلی واحدهای پروازی نیروی هوایی پس از ظهورسه عنصرجدید در نبردهای معاصر (رادار/ توپخانه ضدهوایی هدایت راداری و نهایتا" موشکهای هدایت شونده زمین به هوا)، کنترل و ازکارانداختن و نابودی این  سامانه ها  می باشد .
       بررسی دقیق نبردهای به وقوع پیوسته پس از جنگ دوم جهانی نشــــــان می دهد که هرکدام از این نبردها ، جنبه های نوینی از فناوری را با بکارگیری تجهیزات ، تسلیحات و تاکتیک ها به نمایش گذاشته و نشان داده اند که گاهی استفاده از  وجود برتری کمی تسلیحات غیر پیشرفته در مقابل برتری کیفی تسلیحات پیشرفته و یا برعکس ، پیروزی های نظامی خیره کننده ای را به ارمغان آورده است. در کنار این مساله و به موازات افزایش توانایی های رزمی یک سامانه تسلیحاتی ، توسعه تاکتیکهای مورد نیاز نیز یک اصل غیر قابل اجتناب بشمار می رود . در چنین شرایطی ، سامانه های پدافند هوایی نیز از این قاعده مستثنی نبوده ، چــنانکه این نوع از سیستم های جــــنگ افــــزاری می بایست دارای قابلیت های پدافندی مناسبی باشند تا در مرحله آغازین تهاجم دشمن ، بتوانند ایمنی مناطق مسکونی ، مراکز ثقل سیاسی ، نظامی و اقتصادی را از گزند بمباران و آسیب حفظ نمایند و با ایجاد لطمات عمده به پیکره  و استخوان بندی قدرت هوایی دشمن ، باعث لغو ماموریت های تهاجمی وبه احتمال زیاد تغییر نتیجه جنگ شوند . بنابراین، به صورت طبیعی ،  نیروی هوایی مهاجم سعی خواهد نمود تا تهاجم خود را با انجام ماموریت های سرکوب پدافند هوایی آغاز نماید . برهمین اساس و بنا به تعریف وزارت دفاع ایالات متحده ، سرکوبی پدافند هوایی دشمن عبارتند از :
      " انجام هرگونه فعالیتی به منظور خنثی سازی ، نابود سازی و ایجاد اختلال موقت یا دائم در سامانه های پدافند هوایی زمین و دریاپایه دشمن بوسیله تجهیزات مخرب یا اخلالگرها "
       

       
      جنگنده / بمب افکن F-105G ، یکی از مهمترین جنگ افزارهای ارتش ایالات متحده برای مقابله با آتشبارهای سام ارتش ویتنام شمالی بشمارمی آمد .
      این پرنده در تصویر فوق در حال تیک آف از روی باند پایگاه هوایی "کورات"(تایلند) است ، در حالی که برای اجرای ماموریتهای موسوم به وایلدویزل به مهمات ماوریک و شرایک مسلح می باشد .
       
       

       
       
      پچ سینه اسکادارن های وایلدویزل
       
       
       

       
      جنگنده / بمب افکن F-4G  در حال تیک آف از فرودگاهی در عربستان
      در حالی که برای اجرای ماموریت SEAD ، به مهمات متنوعی شامل مشکهای هوا به زمین ماوریک و مهمات ضد تشعشع شرایک و غلاف جنگ الکترونیک مجهز شده است .
       
       

       
      ارتش ایالات متحده برای ایجاد برتری هوایی بر فراز منطقه نبرد ، تاکید زیادی بر استفاده از اسکادارن های وایلد ویزل دارد .
      تصویر فوق یکفروند جنگنده / بمب افکن A-7E را بر روی عرشه فوقانی ناو هواپیمابر USS AMERICA نشان میدهد که برای اجرای عملیات بر علیه آتشبارهای دفاع هوایی لیبی (عملیات دره الدورادو ) آماده می شود . به نظر می رسد پرنده فوق برای اجرای این ماموریت به مهمات ضد رادار شرایک و مهمات هوابه زمین راک آی مارک II مجهز شده است .
       

       
      ارتش های اروپایی نیز پس از مشاهده تاثیر تسلیحات ضد رادار ، بسرعت خود را به قابلیت های ضد رادار مجهز نمودند .
      تصویر فوق یک فروند تورنادو ECR نیروی هوایی آلمان را که به مهمات ضدرادار هارم مجهز شده است را نشان میدهد
       

       
      مهمات ضد تشعشع AGM-88 HARM، جنگنده / بمب افکنF/A-18 C
       

       
      نیروی هوایی بریتانیا ، به شکل وسیعی از مهمات ضد رادار درسازمان رزم نیروی هوایی خود بهره می برد .
      تصویر فوق ، یک تیر موشک ضد تشعشع آلارم را بروی یکفروند جنگنده/ بمب افکن تورنادو GR4 نشان می دهد .
       

       
      در حال حاضر پرنده ویژه نیروی هوایی ارتش ایالات متحده برای اجرای ماموریتهای سرکوب پدافند هوایی ، جنگنده/بمب افکن F-16 CJ بشمار می آید .
       
      پرنده فوق ، یکفروند F-16 CJ بلاک 50 سری D است که برای اجرای ماموریت SEAD ، به طیف متنوعی از مهمات شامل ، AIM-120 آمرام ، AIM-9 M سایدویندر در جایگاه های دو وهشت  ، مهمات ضد رادار AGM-88 هارم در جایگاه های سه و هفت ، و برای هدفیابی به یک غلاف AN/ASQ-213 ، مسلح شده است .
      با این حال و براساس نظرات خلبانان شرکت کننده در جنگ ویتنام ، قابلیتهای تاندرچیف و فانتوم به مراتب افزون تر از این نمونه فالکون بشمار می آمد .
       
       
      نویسنده و مترجم : کارشناس ارشد جغرافیای سیاسی - MR9
      Military.ir Copyright
      تمامی حقوق برای انجمن میلیتاری محفوظ است
      منابع  :
      1- Davis, Larry and Menard, David, Republic F-105 Thunderchief
      2- Bill Siuru, Bill Holder-General Dynamics F-16 Fighting Falcon
      3-F-4 PHANTOM II IN ACTION
      4- "MODERN MILITARY AIRCRAFT "THUD"
      5- A-7 IN ACTION
      6- ویکی
      7- مطالعات شخصی اینجانب از منابع گوناگون
    • توسط MR9
      بسم الله الرحمن الرحیم
       
       

       

       
       
      از آغاز ورود هواپیما به میادین نبرد ،  واژه جدیدی با عنوان تکخال  خلبان نیز وارد فرهنگ واژه های نیروهای مسلح شد که عمدتا" به خلبانانی  اطلاق  می گردید که  موفق می شدند در طول  نبردهای هوایی ، جنگنده های دشمن را سرنگون و یا  اینکه در جریان اجرای ماموریتهای پشتیبانی نزدیک هوایی ، تجهیزات نیروی زمینی  حریف را منهدم نمایند .
       

       
      اریش هارتمان ، خلبان تکخال آلمانی با 352 پیروزی هوایی
       
      در لیست بلند بالای این تکخال های پرنده از سال 1916تا کنون ،  اسامی کسانی نظیر اریش هارتمان ، هانس اولریش رودل ، ایوان کاژداب ، اتو پولمن ، ماکس ایملمان  ، گئورگی رچکالف  ، فرانک لوک ، فرانسیسکو باراکا ، هیروشی نیشیزاوا  ،ورنر مولدرز ،  محمد رایان ، جلیل زندی ( خلبان پرافتخار گربه افسانه ای نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران  ) و... دیده می شود که در دوره های مختلف ، واجد شرایط اطلاق تکخال خلبان بوده اند .
       
      تولد یک تکخال :
       
      سیف الاعظم ، در سال 1941 ،در خانواده ای از طبقه متوسط در پاپنا (pabna) بنگلادش ، چشم به جهان گشود  و تا نوجوانی در مهمترین شهر بندری هند (کلکته ) زندگی نمود . در سال 1947، خانواده سیف الاعظم به شرق هند ( بنگلادش در جغرافیای سیاسی امروز ) ، یعنی جایی که اکثر مردم آنجا مسلمان بودند مهاجرت نموده و در آنجا ساکن شدند . هشت سال بعد ، یعنی در سال 1955 ، سیف الاعظم برای ادامه تحصیلاتش در دوره دبیرستان به پاکستان غربی مهاجرت نمود و پس از اتمام تحصیلات ، در سال 1958  وارد دانشکده خلبانی نیروی هوایی ارتش پاکستان (PAF) شد و دو سال بعد یعنی در سال 1960 ، از این دانشکده فارغ التحصیل گردید و بعنوان افسر خلبان ، دوران خدمت خود را در این نیرو آغاز نمود .
       
      وی تنها خلبانی در ارتش پاکستان بشمار می رفت که در طول دوران خدمت خود ، در نیروی هوایی سه کشور ( نیروی هوایی پاکستان ، نیروی هوایی سلطنتی اردن و نیروی هوایی عراق ) خدمت کرد  و به شکل متمایزی در برابر دو حریف قدرتمند ، یعنی نیروی هوایی هند (جنگ 1965) و نیروی هوایی رژیم صهیونیستی (1967) قرارگرفت  .
       
       

       
       
      از راست به چپ
       
      نیروی هوایی پاکستان  ، نیروی هوایی عراق و نیروی هوایی سلطنتی اردن
      سه نیرویی که سیف الاعظم در طول دوران خدمت خود در آن به فعالیت پرداخت .
       
       
      وی در سال 2001 ، توسط نیروی هوایی ارتش ایالات متحده ، به این کشور دعوت گردید و طی مراسمی بعنوان یک قهرمان ، در ردیف 22 عقاب زنده دنیا قرار گرفت . وی دارای رکورد طولانی ترین شلیک در جریان یک نبرد هوایی است که آن را در جریان جنگ شش روزه 1967 و با انهدام دو فروند پرنده نیروی هوایی رژیم صهیونیستی بدست آورد . نام و تصویر  وی بعنوان یک خلبان تکخال ، در بهترین دانشکده پرواز نیروی هوایی در سطح بین المللی ، یعنی مدرسه تاپ گان (TOP GUN) نیروی دریایی ارتش ایالات متحده می درخشد .
       
       
      ظهور یک تکخال :
       
      نبردهای هوایی میان اعراب و رژیم صهیونیستی ، یکی از جالب توجه ترین نبردهایی است که در تاریخ نظامی مدرن به وقوع پیوسته است . با این وصف ، یکی از جالب توجه ترین  مواردی که در این نبردها ، قابل بررسی است ، حضور خلبانانی با ملیت های متفاوت در سازمان رزم طرفهای درگیر بشمار می آید
       
       چنانکه نیروی هوایی رژیم صهیونیستی از بدو تشکیل در سال 1948 ، از ملیتهای گوناگونی در ساختار رزمی خود بهره می برد و در آنسوی ماجرا نیز ، اعراب از خلبانان کشورهای گوناگونی نظیر آلمان شرقی ، پاکستان ، لهستان و لیبی استفاده می نمود  .
      اما یکی از مشهورترین این خلبانان ، ستوان سیف الاعظم ، جمعی نیروی هوایی ارتش پاکستان بشمار می رود . وی در سپتامبر 1965 و با آغاز  جنگ با هند ، در اسکادران هفدهم نیروی هوایی پاکستان مستقر در پایگاه هوایی سارگودها ، که به جنگنده های اف-86 مجهز بود ، خدمت می نمود و نخستین پرواز رزمی خود را در همین اسکادران تجربه نمود .
       
      در جریان این جنگ ، اجرای حملات هوا به زمین علیه اهداف زمینی ، بخش عمده ای از ماموریتهای محوله به این اسکادران را تشکیل می داد و در مجموع ، سیف الاعظم ، 12 ماموریت رزمی را در عمق خاک هند علیه اهداف دشمن در کاسیور ، واقا و سیالکوت به انجام رساند .
       

       
      جنگنده اف-86 نیروی هوایی پاکستان
       
       

       
      جنگنده فولند- گانت ، نیروی هوایی ارتش هند
       
       
      اما آنچه که موجب شد تا نام وی در صدر خبرها قرار گیرد  ، واقعه ای بود که در 19 سپتامبر 1965 روی داد . در این تاریخ ، وی به همراه سه فروند از سابرهای اسکادران 17 ، به رهبری  فرمانده اسکادران ، عظیم دادپوتا ، ماموریت یافت تا یک هدف را در  عمق خاک هند بمباران نماید . اما پس از اجرای ماموریت و در راه بازگشت به خانه ، این فرمیشن توسط دو فروند رهگیر فولند گانت نیروی هوایی هند ، رهگیری شد و نبرد سختی میان دو طرف در گرفت .
      در جریان این نبرد هوایی ، پرنده فرمانده اسکادران سرنگون گردید ، اما ستوان سیف الاعظم ، موفق شد تا یکی از دو رهگیر هندی را با آتش توپهای خود سرنگون نماید و قربانی وی ، سروان  " وی . مایادف " پس از خروج موفق از پرنده رزمی آسیب دیده خود ، به اسارت ارتش پاکستان در آمد .
       
      این شکار ، یک شاهکار باور نکردنی برای نیروی هوایی ارتش پاکستان بشمار می رفت ، چرا که تجربه نیروی هوایی پاکستان نشان داده بود که جنگنده های فولند گانت هندی  به سختی  در جریان رزم هوایی سرنگون می شوند .
       

       
      ستوان سیف الاعظم در زمان دریافت نشان از نیروی هوایی ارتش پاکستان
       
       
      با پایان جنگ ، ستوان سیف الاعظم ، در نوامبر 1966 ماموریت یافت تا با یکی دیگر از همکارانش در نیروی هوایی پاکستان ، یعنی ستوان "سروار شاد" ، به اردن رفته و تجربیات خود را به خلبانان جنگنده های هاوکر هانتر نیروی هوایی سطنتی اردن منتقل نماید . در جریان این ماموریت ، جنگ شش روزه 1967 آغاز گردید و  ستوان سیف الاعظم به شکل ناخواسته ، درگیر یک جنگ دیگر شد .
       
      در 5 ژوئن 1967 ، وی به همراه 3 خلبان اردنی ، در قالب یک فرمیشن 4 فروندی از جنگنده های هاوکر هانتر از پایگاه هوایی المفرق به پرواز در آمد ، غافل از اینکه یک صورتبندی تهاجمی از بمب افکن های داسو سوپر مایستر نیروی هوایی رژیم صهیونیستی ، به قصد بمباران این پایگاه هوایی ، بدان نزدیک می شوند . بلافاصله ، فرمان آغاز درگیری صادر شد و در بدو امر ، سیف الاعظم توانست تعداد پیروزی های هوایی خود را به عدد 4 رسانده و دو فروند سوپر مایستر مهاجم را سرنگون نماید . از این تاریخ به بعد ، بتدریج توانایی های وی در رزم هوایی در کانون توجه قرار گرفت .
       

       
      سوپرماژیستر نیروی هوایی ارتش رژیم صهیونیستی
       
       
      به فاصله 24 ساعت ، یعنی در هفتم ژوئن 1967، پس از نخستین حملات نیروی هوایی عراق به اهداف مد نظر در سرزمین های اشغالی ، نیروی هوایی ارتش رژیم صهیونیستی یک حمله سنگین هوایی را علیه مجموعه پایگاه های الولید (H-3) ترتیب داد و براساس طرح های برنامه ریزی شده ، قرار شد تا یک فرمیشن تهاجمی شامل 4 فروند بمب افکن واتور و دو فروند میراژ-3 بعنوان اسکورت ، به الولید حمله نمایند .
       
       

       
      بمب افکن واتور نیروی هوایی ارتش رژیم صهیونیستی
       

       
      جنگنده MIRAGE III CJ  نیروی هوایی ارتش رژیم صهیونیستی
       
       
      همزمان با پرواز این فرمیشن بسمت الولید ، ستوان سیف الاعظم درون یک هاوکر هانتر عراقی به رجیستر 702 ، موفق شد تا به همراه دو هاوکر هانتر دیگر ، این فرمیشن را رهگیری نماید . اما میراژهای محافظ که انتظار چنین واکنش سریعی را از سوی نیروی هوایی عراق نداشتند ، بلافاصله برای دور نمودن هانترها ، از دسته پروازی جدا شده و همین کار ، آغاز درگیری هوایی را موجب گردید.
       
      درجریان یک نبرد هوایی طاقت فرسا ، یکی از دو فروند هاوکر هانتر همبال سیف الاعظم توسط یکی از میراژهای مهاجم به هدایت سروان "گیدئون درور" ساقط گردید . سیف الاعظم نیز با مشاهده ساقط شدن همکاراش ، برای انتقام وارد یک درگیری سخت با میراژهای محافظ شد و موفق شد تا یکی از دو میراژ را سرنگون نماید . اینک بمب افکن های واتور مهاجم بدون محافظ ، آماده بودند تا شکار سیف الاعظم شوند . بنابراین وی بسرعت به سراغ بمب افکن ها رفت و با ساقط کردن یکی از واتورها ، دومین شکار خود را به ثبت رساند .
       
      هر دو قربانی وی ، یعنی سروان گیدئون درور خلبان میراژ و سروان گولان که با بمب افکن واتور پرواز می نمود ، پس از خروج موفقیت آمیز از پرنده های خود ، به اسارت نیروی های عراقی در آمدند .
       

       
      صحنه بازسازی شده حمله سیف الاعظم به واتور اسراییلی
       
       
      یکی از خدمه زمینی که شاهد این نبرد هوایی بود ، بعدها چنین به یاد می آورد که سیف الاعظم بقدری نزدیک به بمب افکن واتور مهاجم پرواز می نمود که پس از شلیک و انفجار بمب افکن مزبور ، هاوکر هانتر او  به درون دریایی از قطعات منهدم شده پرنده مهاجم وارد شد و بسیاری بر این باور بودند که وی نیز سرنگون شده است .
       

       
       
      هاوکر هانتر سیف الاعظم و دوKILL MARK که نشاندهنده دو شکار وی محسوب می گردد .
       
       
      به گفته سرگرد " مردخای هود " ، فرمانده وقت نیروی هوایی ارتش رژیم صهیونیستی ، از دست دادن سه فروند هواپیما در یک درگیر هوایی ، موجب شد تا وی احساس کند که جنگ را باخته است .
       
       
      پس از سرنگونی این دو پرنده ، دو KILL MARK به نشانه سرنگونی دو پرنده دشمن در سمت راست این جنگنده حک گردید . این هاوکر هانتر تا اواسط دهه 70 میلادی در حالی که دماغه و سکان های عمودی آن به رنگ قرمز در آمده بود ، بعنوان رهبر تیم آکروجت نیروی هوایی عراق به خدمت خود در نیروی هوایی عراق ادامه داد .
       

       
       
      این هاوکر هانتر با پایان یافتن دهه هشتاد میلادی، در پایگاه هوایی حبانیه بازنشسته شد و بدنه این پرنده افسانه ای در همان پایگاه  قرار گرفت .
      سرهنگ خلبان سیف الاعظم ، در طول خدمت خود موفق شد تا سه نشان شجاعت از سه نیروی هوایی ، بصورت جداگانه دریافت نماید . وی در سال 1972 ، به نیروی هوایی بنگلادش پیوست .
       
       
      نویسنده و مترجم : MR9
      Military.ir Copyright
      :rose: :rose: تمامی حقوق برای انجمن میلیتاری محفوظ است :rose: :rose:
       
       
      منابع :
       
       
       
      1 - IRAQI FIGHTERS 1953-2003
      2-ISRAEL AIR FORCE 1948-1967  BY RAY BALL
      3-پاک دیفنس
      4- ویکی
    • توسط Sorena_Noshad
      به نام ایزد توانا



      شن یانگ J-11 (نام کامل:Jianji-11 یا Jian-11) کپی چینی جنگنده برتری هوایی Su-27 (نام گذاری ناتو:فلانکر) ساخت روسیه است که توسط شرکت هواپیمایی شن یانگ چین توسعه داده شده است.نمونه های اولیه جنگنده J-11 از کیت ها و تجهیزات روسی به کار رفته در جنگنده Su-27SK استفاده می کند.نمونه چند منظوره و بهینه سازی شده این جنگنده که با نام J-11B شناخته می شود بر اساس بدنه جنگنده های Su-27SK و نمونه اولیه یعنی Jian-11 طراحی و ساخته شده است اما از سامانه ها و سیستم های خودکار الکترونیکی و همینطور تسلیحات ساخت چین بهره می برد.به احتمال زیاد به غیر از نمونه های اولیه دیگر نمونه های جنگنده J-11 از موتور جت توربوفن بومی FWS-10A (تایهانگ) استفاده می کنند.

      J-11



      در سال 1992 چین به جمع کاربران جنگنده سوخوی Su-27 پیوست.در سال 1995 روسیه و چین بر سر تولید تحت لیسانس جنگنده تک سرنشینه Su-27SK در چین به توافق دست یافتند.در همان سال شرکت های سوخو و شن یانگ قراردادی را به ارزش 2.5 میلیارد دلار به منظور تولید تحت لیسانس 200 فروند جنگنده Su-27SK با نام J-11 امضا کردند.بر اساس شرایط این توافق نامه شرکت های سوخو و KnAAPO مسئول ساخت و تحویل کیت ها به شرکت شن یانگ هستند و این شرکت نیز مسئولیت مونتاژ آن ها را دارد.روسیه و چین همچنین توافق کرده اند که روسیه اجازه دهد که به صورت تدریجی از برخی سامانه ها و سیستم های چینی در جنگنده J-11 استفاده شود.طبق گزارشات شرکت شن یانگ توانسته است با استفاده از شرایطی که در قرارداد ذکر شده است به این توانایی دست یابد تا جنگنده های J-11 را به صورت مستقل و با تجهیزات چینی تولید کند.اولین جنگنده J-11 در سال 1998 پس از مونتاژ در چین وارد خدمت شد اما به دلیل مشکلات فنی تولید انبوه آن از سال 2000 شروع شد.منابع روسی تایید کرده اند که تا سال 2002 ، 48 فروند جنگنده J-11 تولید شده بود و یک منبع دیگر اظهار می دارد که 48 فروند دیگر در بین سال های 2002 و 2003 تولید شده است.با این حال شرکت شن یانگ اعلام کرد به زودی همه 200 فروند ساخته و تحویل ارتش چین می شود.در نوامبر 2004 رسانه های روسی گزارش دادند که تولید جنگنده J-11 پس از ساخت حدود 100 فروند از آن متوقف شده است.در این گزارشات آورده شده است که طرف چینی از شرکت سوخوی درخواست کرده است که ارسال کیت های این جنگنده را برای مونتاژ متوقف کند.بر اساس گفته های یک منبع در داخل نیروی هوایی چین این توقف به آن دلیل است که جنگنده Su-27SK یاJ-11 نمی تواند الزامات و خواسته های نیروی هوایی چین را بر آورده کند.



      تعدادی از فرضیه ها می تواند به درک چرایی توقف تولید جنگنده J-11 کمک کند.اول این که قراداد امضا شده بین روسیه و چین باعث شده است چین نتواند از موتورهای ساخت داخل بر روی این جنگنده استفاده کند و به همین دلیل برای تامین موتور جنگنده های خود به روسیه وابسته است.فرضیه دوم سیستم کنترل آتش روسی جنگنده J-11 است که با موشک های چینی سازگار نیست ، در نتیجه چین مجبور به واردات موشک های روسی R-27 و R-73 به منظور پشتیبانی از جنگنده های J-11 خود می شود.فرضیه سوم این است که جنگنده Su-27SK یا J-11 صرفا به منظور انجام ماموریت های برتری هوایی و درگیری های هوایی ساخته شده است و به همین دلیل توانایی پایینی در انجام عملیات های ثانویه مانند حمله به اهداف زمینی دارد ، این موضوع زمانی بیشتر محرز می شود که بدانیم این جنگنده تنها می تواند بمب های سقوط آزاد یا راکت های غیر هدایت شونده را به منظور حمله به اهداف زمینی با خود حمل کند.شرکت سوخو در سال 2003 توانست موفقیت های چشمگیری در بازار صادرات با هواپیمای Su-27SKM به دست آورد.در مدل Su-27SKM که بر اساس مدل Su-27SK ساخته شده است این جنگنده به یک جنگنده چند منظوره تبدیل شده و توانایی های آن بهبود چشمگیری داشته است.از جمله این بهینه سازی ها می توان به بهبود رادار کنترل آتش Zhuk-27 (یا در نوع بعد N001VEP) و به روز رسانی کابین خلبان با نمایشگر های چند منظوره مانند جنگنده Su-30MK اشاره کرد.با این حال این جنگنده توسط نیروی هوایی چین و به نفع جنگنده J-11 رد شد.



      J-11B



      در اواسط سال 2002 شرکت شن یانگ از تصمیم خود برای ساخت نمونه ای چند منظوره و بهینه شده از جنگنده J-11 با نام J-11B که توانایی حمل طیف وسیعی از تسلیحات هوا به هوا و هوا به زمین را داشت پرده برداشت.در این هنگام منابع روسی نیز تایید کردند که شرکت شن یانگ در حال کار بر روی نمونه ای از جنگنده J-11 با نام J-11B است که اکثر سامانه ها و سیستم های آن چینی هستند.حداق سه نمونه از این جنگنده (با کدهای:#523 - #524 - #525) تولید شده است.در سال 2006 نمونه های ساخته شده آزمایش های پروازی مختلفی را پشت سر گذاشتند.این جنگنده بر اساس جنگنده Su-27SK یا J-11 ساخته شده است اما دارای تفاوت هایی است مانند:

      - استفاده از رادار کنترل آتش پالس داپلر چند منظوره بومی با توانایی رهگیری 6 تا 8 هدف و درگیری همزمان با 4 هدف

      - سیستم کنترل پرواز دیجیتال بومی

      - کپی چینی سامانه جست و جو و ردیابی اپتیکی OEPS-27

      - سامانه ناوبری INS و GPS

      - کابین خلبان دارای چهار نمایشگر چند منظوره (MFD) ، دید عالی و نمایشگر سر بالا (HUD)



      این جنگنده می تواند موشک هوا به هوای کوتاه برد PL-8 (کپی چینی موشک اسرائیلی Python-3) و موشک هوا به هوای برد متوسط PL-12 با هدایت آشیانه فعال راداری را با خود حمل کند.در حالی که نیروی هوایی چین با جنگنده های Su-27/-30 خود می تواند به صورت همزمان تنها با 2 هدف و به وسیله موشک های R-77 درگیر شود ترکیب موشک های PL-12 و جنگنده J-11B باعث می شود که این جنگنده ها بتوانند به صورت همزمان با اهداف بیشتری درگیر شوند.علاوه بر توانایی های خوب جنگنده J-11B در نبردهای هوایی ، انتظار می رود این جنگنده توانایی های خوبی نیز در حملات دقیق به اهداف زمینی با استفاده از طیف وسیعی از تسلیحات هوا به زمین شامل : بمب هدایت لیزری LT-2 ، بمب هدایت شونده LS-6 ، موشک ضد رادار YJ-91 (کپی چینی Kh-31P) و موشک هوا به زمین KD-88 داشته باشد.در جریان ششمین نمایشگاه هوایی Zhuhai در چین که بین 31 اکتبر تا 5 نوامبر 2006 برگزار شد ، چین به صورت رسمی جزئیاتی را از موتور توربوفن بهینه سازی شده بومی FWS-10A منتشر کرد.این موتور در گذشته با موفقیت بر روی جنگنده جنگنده Su-27K و احتمالا J-11 تست شده است.از این موتور چنان بر می آید که دارای طراحی و عملکرد مشابهی با موتور توربوفن روسی AL-31F است و احتمال می رود که از آن الگوبرداری شده باشد.با این حال هنوز مشخص نیست که از موتور FWS-10A در جنگنده J-11 استفاده می شود یا نه.

      J-11BS

      حدس زده می شود که شرکت شن یانگ در حال توسعه نمونه دو سرنشینه جنگنده J-11B با نام احتمالی J-11BS است.این جنگنده از طراحی و ساختاری شبیه جنگنده Su-27UBK برخوردار است اما دارای موتور و سامانه های الکترونیکی و خودکار و تسلیحات ساخت چین است.



      مشخصات

      خدمه: 1 نفر (خلبان)

      طول :21.9 متر

      عرض : 12.9 متر

      طول بال ها: 14.70 متر

      ارتفاع: 5.92 متر

      وزن خالی: 16,380 کیلوگرم

      بیشینه وزن بارگذاری شده: 23,926 کیلوگرم

      رادار: رادار کنترل آتش روسی Zhuk-27 یا رادار پالس داپلر چینی

      موتور: موتورهای توربوفن روسی AL-31F یا چینی FWS-10A (دو عدد)

      بیشینه سرعت: 2.35 ماخ (2,500 کیلومتر در ساعت)

      برد:3,350 کیلومتر

      سقف ارتفاع پروازی: 18,500 متر

      تسلیحات:

      موشک های هوا به هوای PL-12 و PL-8 یا R-77 ، R-27 و R-73

      بمب های هدایت شونده LT-2 و LS-6 و راکت ها و بمب های غیر هدایت شونده

      موشک ضد رادار YJ-91 (کپی چینی Kh-31P)

      موشک هوا به زمین KD-88

      کاربران : نیروی هوایی چین - نیروی دریایی چین

      =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

      مترجم : سورنا نوشاد

      =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

      منبع


      هرگونه برداشت از مطلب تنها با ذکر نام مترجم و منبع امکان پذیر است!

      منتقل شده به " هواپيماهاي نظامي "
      REZAT1980
    • توسط MR9
      چند وقت پیش با جناب واریور صحبتی در بروزرسانی داشتیم ، ایشان این تصویر را ارائه دادند... ( مهمات بینا-2)
      که اگر صحت داشته باشد ،  احتمالا" برای لود دوتایی روی فانتوم ها ، سوخو-22 ها ، لود سه تایی یا دو تایی روی فنسر و لود تکی روی تایگر مناسب هست

       
    • توسط Blaze
      \

      ميراژ 5 يك هواپيماي ضربتي مافوق صوت است كه در فرانسه و در خلال دهه 1960 توسط صنايع هوايي داسو طراحي شد و علاوه بر اين كشور در جند كشور ديگر هم توليد يا مونتاژ شد.
      طرح اين جنگنده از سلفش يعني جنگنده موفق ميراژ 3 الهام گرفته شد و در اغاز خود يكي از نمونه هاي ميراژ3 به حساب ميامد اما بعدا از اين جنگنده چند نوع مختلف توليد شد.
      اين جنگنده وجود خود را مديون يشنهادي است كه از طرف نيروي هوايي رژيم صهيونيستي در سال 1966 به شركت داسو ارائه شد چون عملا بعد از پيشنهاد بود كه كار طراحي و نمونه سازي اين پرنده در اين شركت سرعت گرفت.



      از آنجا كه آب و هواي خاور ميانه برعكس اكثر نقاط اروپا در بيشتر روزها صاف و آفتابي است اسراييلي ها پيشنهاد كردند كه جايگاه افسر تسليحات شامل كاكپيت و ساير متعلقات از روي نمونه اصلي ميراژ 3 حذف شود تا هم هزينه تعمير و نگهداري كاهش يابد و هم به جاي آن بتوانند ظرفيت مخازن اصلي سوخت را براي حملات ضربتي و برد بلند افزايش دهند.
      سر انجام اولين نمونه از اين جنگنده كه تنها تفاوتش با ميراژ3 دماغه قلمي تر و جايگاه عقب رفته تر خلبان بود و مانند اكثر محصولات شركت داسو بالهايي دلتا شكل داشت در 19 مي سال 1967 به پرواز درآمد.
      اين پرنده مسلسل دو لول ميراژ3 را حفظ كرده بود اما براي حمل ميزان بيشتري سوخت و مهمات دو پايلون به آن اضافه شده بود كه تعداد آنها را به 7 عدد ميرساند و اين عمل خود موجب گشت تا ميزان حمل مهمات در اين جنگنده به 4000 كيلوگرم برسد.




      افزايش تنش ها در خارميانه ميان اسراييل و اعراب باعث شد تا شارل دو گل رئيس جمهور وقت فرانسه تصميم خود ميبني برعدم تحويل ميراژ ها به رژيم صهيونيستي را در سوم ژوئن سال 1967 اعلام نمايد.
      اما با وجود اينكه اسراييل به عنوان مشتري درجه يك ميراژ5 تحريم بود خط توليد اين جنگنده كماكان به فعاليت خود ادامه ميداد و نهايتا تا اواخر سال 1968 توانست بسته 50 فروندي انها را اماده نمايد و در اين هنگام بود كه اسراييلي ها توانستند با پيشنهاد پرداخت اخرين مبالغ به اين هواپيما دستيابي پيدا كنند.
      در سال 1969 و در حالي كه هنوز مبالغي از قرارداد توسط اسراييلي ها پرداخت نشده بود مسئولان نيروي هوايي اين رژيم از دولت فرانسه تقاضا كردند كه خلبانان و تكنيسين ها اين رژيم كه در فرانسه مشغول ديدن دوره هاي اموزشي بودند براي ادامه دوره خود به جزيره كورسيكا واقع در درياي مديترانه منتقل شوند و استدلالشان هم اين بود كه چون چون خاورميانه بر عكس مناطق اروپايي زمستانهاي سرد و برفي ندارد و اين جزيره نيز داراي اب و هوايي مانند خاور ميانه ميباشد بهتر است براي اينكه خلبانان ساعات بيشتري را اموزش ببينند به اين جزيره منتقل شوند.
      در اغاز دولت فرانسه مخالفتي نداشت اما هنگامي كه از قصد اسراييلي ها براي نصب مخازن سوخت خارجي روي جنگنده ها در راه انتقال به اين جزيره خبر دار شد به قضيه مشكوك شد و جلوي انتقال ها را گرفت كه در نهايت باز اين اسراييل بود كه به سبب نيازش به اين جنگنده تسليم شد و مابقي مبالغ را نيز پرداخت كرد.
      اما عليرغم تمامي اين شرايط همكاري ها بين فرانسه و اسراييل ادامه پيدا كرد اما اينبار نه به طور عادي بلكه به صورت مخفي و غير علني و در اين زمان بود كه نيروي هوايي اسراييل در حالي 50 فروند از جنگنده هاي جديد ميراژ5 خود را دريافت كرد كه اين جنگنده ها بر طبق استاندارد نيروي هوايي فرانسه و به منظور خدمت در اين كشور ساخته شده بودند.



      در نهايت و در خلال سالهاي 1971 تا 1974 اين جنگنده ها به نيروي هوايي اسراييل تحويل شدند و به اين علت كه متخصصين اسراييلي به خوبي در فرانسه آموزش ديده بودند و كاملا با قابليت ها و نكات فني مربوط به تعمير و نگهداري از اين پرنده اشنا بودند دولت اسراييل تصميم گرفت تا با بدست اوردن نقشه هاي فني اين پرنده اقدام به توليذد بومي ان كند و نهايتا با استفاده از شيوه هاي مختلف موفق به بدست اوردن اين نقشه ها شد و دست به توليد بومي ميراژ5 كرد كه اكنون ان را به نام نشر ميشناسيم.



      اما بهتر است نگاهي به ساير جوانب اين جنگنده بندازيم.
      اين جنگنده نيز مثل ميراژ3 با استقبال گسترده اي روبرو شد به طوري كه گونه هاي مختلفي از ان ساخته و بعضا صادر شدند كه داراي طيف هاي وسيعي از ايونيك پروازي بودند كه در بعضي موارد امكان انجام عمليات رهگيري را به اين جنگنده ضربتي ميدادند.
      مثلا در مورد ميراژهاي بلژيكي ميتوان گفت كه اين جنگنده ها ازسيستمهاي پروازي امريكايي استفاده ميكردند يا ميراژهاي مصري كه از ايونيك هواپيماي الفا جت بهره ميبردند.
      نمونه هايي از اين جنگنده نيز به منظور انجام ماموريت هاي شناسايي و اموزشي طراحي و ساخته شدند كه به ترتيب Mirage 5R و Mirage 5D نامگذاري شدند كه البته با يك مقايسه كوچك ميان نمونه هاي شناسايي و تمريني ميراژ3 و ميراژ5 ميتوان دريافت كه اين نامگذاري بيشتر تبليغاتي بوده و به منظور بازاريابي براي صادرات انجام شده چرا كه در بسياري از موارد و قطعات نمونه هاي تمريني و شناساي ميراژ 3 و 5 در حقيقت يكي هستند.
      در نهايت تعداد 582 فروند از اين جنگنده ساخته شد كه شامل 51 فروند نشر نيز ميشود.




      اما گونه هاي مختلف اين جنگنده:

      Mirage 5 : جنگنده ضربتي تك سرنشينه
      Mirage 5AD : نمونه صادراتي اين جنگنده به امارات (تنها 12 فروند ساخته شد)
      Mirage 5EAD: جنگنده تك سرنشينه مجهز به رادار براي حمله به هوا يا زمين. ساخته شده براي امارات(14 فروند)
      Mirage 5BA : جنگنده تك سرنشينه ساخته شده براي بلژيك و مجهز به ايونيك امريكايي(63 فروند ساخته شد كه62 فروند ان تحت ليسانس در SABCA توليد شد)
      Mirage 5COA: ساخته شده براي كلمبيا(14 فروند)
      Mirage 5D: ساخته شده براي ليبي(53 فروند)
      Mirage 5DE: جنگنده تك سرنشينه داراي رادار حمله به هوا و زمين. ساخته شده براي ليبي
      Mirage 5F: نمونه استاندارد براي نيروي هوايي فرانسه.
      Mirage 5G: نموئنه صادراتي براي گابون(3 فروند)
      Mirage 5G-2 : نمونه ارتقا داده شده براي گابون.
      Mirage 5J: نمونه هاي تحويل شده به اسراييل
      Mirage 5M: نمونه صادراتي براي زئير(از 14 فروند فقط 8 تا تحويل شد)
      Mirage 5MA Elkan: نمونه ارتقا يافته از 5BA براي صادرات به شيلي
      Mirage 5P: نمونه صادراتي به پرو(22 فروند)
      Mirage 5P Mara: نمونه ارتقا يافته Mirage 5P براي صادرات به ارژانتين
      Mirage 5P3: نمونه ارتقا يافته براي پرو(10 فروند)
      Mirage 5P4: نمونه ارتقا يافته باز هم براي پرو(2 فروند)
      Mirage 5PA: جنگنده تك سرنشينه ضربتي بدون رادار براي پاكستان(28 فروند)
      Mirage 5PA2: نمونه ارتقا يافته همراه با رادار Cyrano IV براي پاكستان(28 فروند)
      Mirage 5PA3: نمونه ارتقا يافته براي پاكستان داراي رادار Agave براي شليك موشك ضد كشتي اگزوست



      Mirage 5SDE: نمونه مجهز به رادار براي مصر
      Mirage 5E2 : نمونه ضربتي بدون رادار براي مصر(16 فروند)
      Mirage 5V: نمونه صادراتي براي ونزوئلا(6 فروند)


      Mirage 5R: نمونه تك سرنشينه براي مقاصد شناسايي
      Mirage 5BR : نمونه شناسايي براي بلژيك( از 27 فرودن در كل 23 فروند در بلژيك توليد شد)
      Mirage 5COR : نمونه صادراتي به كلمبيا
      Mirage 5DR: نمونه صادراتي براي ليبي(10 فروند)
      Mirage 5RAD: نمونه صادراتي براي امارات(3 فروند)
      Mirage 5SDR: نمونه صادراتي براي مصر(6 فروند)


      Mirage 5Dx: نمونه اموزشي دو سرنشينه
      Mirage 5BD: نمونه بلژيكي(15 فروند از 16 تا در بلژيك توليد شد)
      Mirage 5COD: نمونه اي براي كلمبيا(2 فروند)
      Mirage 5DAD: نمونه اي براي امارات(3 فروند)
      Mirage 5DD: نمونه اي براي ليبي(15 فروند)
      Mirage 5DG: نمكونه اي براي گابون(2 فروند در سال 1978 و 2 فروند در سال 1984 تحويل شدند)
      Mirage 5DM: نمونه اي براي زئير(3 فروند)
      Mirage 5DP:نمونه اي براي پرو(4 فروند)
      Mirage 5DP3: نمونه ارتقا يافته Mirage 5DP براي پرو



      Mirage 5DPA2: نمونه اي براي پاكستان(2فروند)
      Mirage 5MD Elkan : نمونه ارتقا يافته 5BD (به شيلي فروخته شد)
      Mirage 5SDD: نمونه اي براي مصر(6 فروند)

      Mirage 50 :
      در دهه 1960 شركت داسو موتور توربو جت Atar 09C كه موتور استاندارد جنگنده ميراژ 5 بود را با موتور جديدتر Atar 09K-50 تعويض كرد كه نتيجه اين امر نرخ صهود بهتر و همچنين بهتر شدن ويژگيهاي برخاست اين جنگنده بود و همين طور براي اين جنگنده ار ايونيك پيشرفته تر و رادار Cyrano IV نيز استفاده شد و شركت داسو اسم اين پرنده را ميراژ50 گذاشت اما بر خلاف نمونه قبلي( ميراژ5) اين جنگنده با استقبال خوبي روبرو نشد و فقط به شيلي و ونزوئلا صادر شد.


      http://gallery.military.ir/albums/userpics/mirage_5.jpg

      Mirage 50C: نمونه صادراتي به شيلي
      Mirage 50FC: 8 فروند از نمونه هاي Mirage 5F كه موتورشان با موتور جديد تعويض شده بود و به شيلي فروخنه شدند.
      Mirage 50DC: نمونه تمريني دو سرنشينه براي شيلي.(از كل 3 فروند 2 فرودن انها از موتور كم توان تر Atar 9C-3 بهره ميبردند)
      Mirage 50EV :نمونه ارتقا يافته Mirage 5V براي ونزوئلا مجهز به موتور Atar 9K-50 و ايونيك پيشرفته تر و كانارد.
      Mirage 50DV: نمونه هاي ارتقا يافته Mirage IIIDV/5DV براي ونزوئلا . شبيه به استاندارد 50EV




      اما كاربران اين جنگنده:
      امارات: اين كشور پس از بازنشسته كردن جنگنده هاي خود انها را به پاكستان فروخت.
      ارژانتين: در سالهاي 1978 تا 80 اين كشور 38 فروند نشر به همراه 4 فروند از نمونه تمريني از اسراييل دريافت كرد كه به دشنه(dagger) معروف شدند.
      البته اين كشور 2 فروند از نمونه هاي فرانسوي و 12 فروند از نمونه هاي اسراييلي(دشنه) خود را در جنگ فالكلند از دست داد كه در ان زمان كشور پرو براي اثبات اتحاد خود با اين كشور 10 فروند از ميراژهاي خود را تحت عنوان Mirage Mara جهت جبران خسارت وارده به ارژانتين صادر كرد.
      بلژيك: پس از بازنشسته كردن ميراژهاي خود انها را به شيلي فروخت.
      شيلي:اين كشور ميراژهاي خود را در سالهاي 2006 و 2007 بازنشسته كرد.
      كلمبيا:اين كشور در حال جايگزيني ميراژهاي خود با كفير ميباشد.
      اكوادور:ونزوئلا ميراژهاي خود را به اين كشور بخشيد.
      فرانسه و زئير و ليبي و ونزوئلا : ميراژهاي خود را بازنشسته كرده اند.
      پاكستان: قصد دارد تا سال 2015 انها را بازنشست كند.
      گابون:هنوز اين هواپيما ها را در اختيار دارد.

      مشخصات فني:

      نقش: ضربتي
      شركت سازنده: داسوبرگه(فرانسه)
      خدمه:1 نفر
      طول:15.55 متر
      عرض بالها:8.22 متر
      ارتفاع:4.50 متر
      مساحت بالها: 35.00 متر مربع
      وزن خالي:7.150 تن
      حداكثر وزن برخاست:13.700 تن
      پيشرانه: يك موتور توربو جت 9C SNECMA Atar با كشش 41.97 كيلو نيوتن در حالت خشك و 60.80 كيلو نيوتن در حالت يس سوز
      حداكثر سرعت: 2.2 ماخ معادل 2350 كيلو متر بر ساعت
      سرعت كروز: 956 كيلومتر بر ساعت
      برد رزمي: 1250 كيلومتر(با حداكثر ميزان سوخت داخلي و مخازن خارجي به همراه 800 كيلوگرم بمب)
      برد گذري:4000 كيلومتر
      سقف پروازي: 18 كيلومتر
      نرخ صعود: 186 متر بر ثانيه

      تسليحات:
      2 مسلسل 30 ميلي متري DEFA 552 با 125 فشنگ براي هركدام
      دو غلاف راكت يا سوخت Matra JL-100 با توان حمل 250 ليتر سوخت يا 19 راكت 68 ميلي متري SNEB
      دو موشك حرارت ياب سايدوايندر يا R550 Magics
      4 تن بمب


      منبع: ماهنامه جنگ افزار شماره 60
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.