امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

در صورت امکان لطفا در مورد نقش قرارگاه پدافند هوایی خاتم الانبیا در حوزه ی دفاعی کشور هم توضیح بدید . اینکه کلا کار این قرارگاه چی هست و چرا هیچ موقع اسمی ازش نیست ؟!

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

داستان اولیه رسمی معلوم شد که درست نبوده . بنابراین اجازه بدین به داستان جدید هم شک کنیم . 

 

مساله ی شلیک کروز باور کردنش سخته . باور کردن اشتباه گرفتن یه هواپیمای پهن پیکر با کروز سخت تره . 

مشکل ارتباطی و جمینگ و اینها هم که ...

 

بنده احتمال میدم که هواپیما های جک شده و وقتی به سمت تهران چرخیده و جواب برج مراقبت رو نداده پدافند زدتش . همین !

منافقین متاسفانه  توی سیستم هواپیمایی ما نفوذ داشته ان . احتمال بنده ایِنه که منافقین یه هواپیما با این مسافرا رو انتخاب کردن  برای یه عملیات 11 سپتامبر طوری .

هواپیما های جک شده و ازونجا اگه گازشو میگرفت 5 دقیقه بعد روی پاستور و فلسطین میرسیده . بنابراین زدنش و تا حالا هم اگه سمبه ی طرف خارجی پرزور نبود میل داشتن که کلا چیزی نگن .ولی با فشار طرف خارجی گفتن اشتباه کردیم به دلیل اینکه درد اشتباهی زدیمش علی القاعده از درد ترسیدیم بیاد روی تهران وزدیمش کمتره ....

 

  • Like 2
  • Upvote 4
  • Downvote 10

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
10 minutes قبل , seyedmohammad گفت:

داستان اولیه رسمی معلوم شد که درست نبوده . بنابراین اجازه بدین به داستان جدید هم شک کنیم . 

 

مساله ی شلیک کروز باور کردنش سخته . باور کردن اشتباه گرفتن یه هواپیمای پهن پیکر با کروز سخت تره . 

مشکل ارتباطی و جمینگ و اینها هم که ...

 

بنده احتمال میدم که هواپیما های جک شده و وقتی به سمت تهران چرخیده و جواب برج مراقبت رو نداده پدافند زدتش . همین !

منافقین متاسفانه  توی سیستم هواپیمایی ما نفوذ داشته ان . احتمال بنده ایِنه که منافقین یه هواپیما با این مسافرا رو انتخاب کردن  برای یه عملیات 11 سپتامبر طوری .

هواپیما های جک شده و ازونجا اگه گازشو میگرفت 5 دقیقه بعد روی پاستور و فلسطین میرسیده . بنابراین زدنش و تا حالا هم اگه سمبه ی طرف خارجی پرزور نبود میل داشتن که کلا چیزی نگن .ولی با فشار طرف خارجی گفتن اشتباه کردیم به دلیل اینکه درد اشتباهی زدیمش علی القاعده از درد ترسیدیم بیاد روی تهران وزدیمش کمتره ....

 

 

طبق بررسی هایی که انجام دادند هواپیما تا قبل از هدف قرار گرفتن در مسیر نرمال و قانونی در حال پرواز و اوج گیری بوده  اما پس از هدف قرار گرفتن اقدام به چرخش به سمت فرودگاه  برای نشستن می کنه که متاسفانه اندکی بعد سقوط می کنه.

 

 

 

ویرایش شده در توسط mohammadhossein
  • Upvote 7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
5 minutes قبل , mohammadhossein گفت:

 

طبق بررسی هایی که انجام دادند هواپیما تا قبل از هدف قرار گرفتن در مسیر نرمال و قانونی در حال پرواز و اوج گیری بوده  اما پس از هدف قرار گرفتن اقدام به چرخش به سمت فرودگاه  برای نشستن می کنه که متاسفانه اندکی بعد سقوط می کنه.

 

 

 

باز که همون روایت رسمی رو داری میگی شما....

 

 

.................

واقعیت اینه که بسیاری از سقوط های هواپیمایی کار سرویس های اطلاعاتی هست . سال 88 سرویس ها خیلی درگیر این کار بودن حتی به نظر بر خی مساله ی حمله به شارلی ابدو به خاطر حمله به هواپیمای روسی بود . به هر صورت سرراست ترین و راحت ترین نوع کار تروریستی هست و ماهم همون طور که عرض کردم هنوز زمینه شو داریم ....

..............

در هر صورت اگر ماجرا این طور باشه امکان اعلام نیست و همین سناریوی اعلام شده بهترین کاربود .

 

 

 

 

ویرایش شده در توسط seyedmohammad
  • Like 2
  • Upvote 5
  • Downvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بر 21 دی 1398 در 21:43 , seyedmohammad گفت:

داستان اولیه رسمی معلوم شد که درست نبوده . بنابراین اجازه بدین به داستان جدید هم شک کنیم . 

 

مساله ی شلیک کروز باور کردنش سخته . باور کردن اشتباه گرفتن یه هواپیمای پهن پیکر با کروز سخت تره . 

مشکل ارتباطی و جمینگ و اینها هم که ...

 

بنده احتمال میدم که هواپیما های جک شده و وقتی به سمت تهران چرخیده و جواب برج مراقبت رو نداده پدافند زدتش . همین !

منافقین متاسفانه  توی سیستم هواپیمایی ما نفوذ داشته ان . احتمال بنده ایِنه که منافقین یه هواپیما با این مسافرا رو انتخاب کردن  برای یه عملیات 11 سپتامبر طوری .

هواپیما های جک شده و ازونجا اگه گازشو میگرفت 5 دقیقه بعد روی پاستور و فلسطین میرسیده . بنابراین زدنش و تا حالا هم اگه سمبه ی طرف خارجی پرزور نبود میل داشتن که کلا چیزی نگن .ولی با فشار طرف خارجی گفتن اشتباه کردیم به دلیل اینکه درد اشتباهی زدیمش علی القاعده از درد ترسیدیم بیاد روی تهران وزدیمش کمتره ....

 

 

مامور امنیت پرواز چی شد پس 

  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
13 minutes قبل , seyedmohammad گفت:

باز که همون روایت رسمی رو داری میگی شما....

 

 

.................

واقعیت اینه که بسیاری از سقوط های هواپیمایی کار سرویس های اطلاعاتی هست . سال 88 سرویس ها خیلی درگیر این کار بودن حتی به نظر بر خی مساله ی حمله به شارلی ابدو به خاطر حمله به هواپیمای روسی بود . به هر صورت سرراست ترین و راحت ترین نوع کار تروریستی هست و ماهم همون طور که عرض کردم هنوز زمینه شو داریم ....

..............

در هر صورت اگر ماجرا این طور باشه امکان اعلام نیست و همین سناریوی اعلام شده بهترین کاربود .

 

 

 

 

 

 

تحلیل شما به نظر می رسه بیشتر در راستای تبرئه کردن پدافند از اشتباه انجام شده هست ( البته برداشت بنده این هست یا حداقل از سناریوتون چنین برداشتی می شه) . سوالی که اینجا مطرح می شه اینه که چطور در طی این زمان کوتاه هواپیماربایی صورت می گیره ، برج مراقبت یا پدافند مطلع می شه ،  به هواپیما اخطار داده می شه ، هواپیما به اخطار توجه نمی کنه و بعد مورد هدف قرا میگیره ؟!

 

سازمان هواپیمایی بیانیه می ده که هواپیما از مسیر خودش منحرف نشده بوده ، ستادکل بیانیه می ده که منحرف شده بود . در نهایت با بررسی جعبه ی سیاه این مسئله هم حل خواهد شد البته اگر سالم مونده باشه

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

تصمیم بستن حریم هوایی یک کشور بر عهده دولت و مراجع غیر نظامی هست یا نه ؟!

دوم اینکه این اتفاق اخیر  (هر اسمی میخواهید بگذارید روش ) فاجعه بود ولی سوال مهمتر اینه که ادامه راه به چه صورت خواهد بود الان تنها مشکلات ما PR بد ( فاجعه بار ) نیست . تصمیمات اصلی مثل آینده برجام ... سیاست خارجی و داخلی ... تغیرات و اصلاحات در نیرو های مسلح و سایر ارگان ها ... مبارزه با فساد و مدیریت بی کفایت سوالات اصلی اینها هستند لطفا از موضوع منحرف نشوید حالا که گذشته چه کمکی میکنه کی مقصر بود کی بی گناه !! کی چه تحلیل یا بهتر بگم تئوری ای خرابکاری و توطئه ای داره ... متاسفانه ملت جوگیری هستیم .

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
14 minutes قبل , mohammadhossein گفت:

 

 

تحلیل شما به نظر می رسه بیشتر در راستای تبرئه کردن پدافند از اشتباه انجام شده هست ( البته برداشت بنده این هست یا حداقل از سناریوتون چنین برداشتی می شه) . سوالی که اینجا مطرح می شه اینه که چطور در طی این زمان کوتاه هواپیماربایی صورت می گیره ، برج مراقبت یا پدافند مطلع می شه ،  به هواپیما اخطار داده می شه ، هواپیما به اخطار توجه نمی کنه و بعد مورد هدف قرا میگیره ؟!

 

سازمان هواپیمایی بیانیه می ده که هواپیما از مسیر خودش منحرف نشده بوده ، ستادکل بیانیه می ده که منحرف شده بود . در نهایت با بررسی جعبه ی سیاه این مسئله هم حل خواهد شد البته اگر سالم مونده باشه

تبرئه نیست . بنده میگم اساسا اشتباهی نبوده . تصمیمی گرفته شده و هزینه هاش باید داده بشه . 

...............

دوستان فراموش نکنید که جعبه سیاه اسیب دیده ....

  • Like 1
  • Upvote 1
  • Downvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
1 minute قبل , seyedmohammad گفت:

تبرئه نیست . بنده میگم اساسا اشتباهی نبوده . تصمیمی گرفته شده و هزینه هاش باید داده بشه . 

...............

دوستان فراموش نکنید که جعبه سیاه اسیب دیده ....

 

اگر بنا رو به درست بودن سناریوی شما بگذاریم پدافند تبرئه می شه چون وظیفش رو انجام داده . جعبه سیاه هم داستان جالبی داشت

  • Upvote 1
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
2 minutes قبل , Brave_Heart گفت:

ممنون از مدیریت که تاپیک را باز کردند. متأسفانه باز هم برخی کاربران به انحراف اصل موضوع که دروغگویی حکومت (طبق مصاحبه سردار حاجی زاده و دیگر شواهد از بالاترین رده تا پایین ترین رده از آن خبر داشته اند) و عوام کالانعام پنداشتن مردم است، پرداخته اند. هرچه بیشتر زمان می گذرد آشکارتر می شود که این فاجعه به احتمال زیاد یک نقشه از پیش طراحی شده بوده و هدف بسیار ساده ای یعنی مظلوم نمایی و محکوم کردن آمریکا به سرنگون کردن یک هواپیمای مسافربری در گیر و دار درگیری‌های احتمالی بوده است. این برنامه شوم هم به دو دلیل اصلی نقش بر آب شد:

۱- رکب اطلاعاتی/ نظامی آمریکا که نه تنها وارد جنگ با ایران نشد، بلکه رسما” خبر از در دسترس بودن اطلاعات مربوط به سرنگونی هواپیما توسط خود حکومت ایران داد 

۲- ترس مسؤولان از تحریم کامل فضای هوایی ایران و حتی لغو مجوز پرواز خطوط هوایی داخلی به جرم سؤ استفاده از خطوط هوایی غیر نظامی برای اهداف سیاسی/نظامی

معقول نیست . 

1 . ما اصن توی اون ایام توی فاز مظلوم نمایی نبودیم . حتی توی فاز تشدید درگیری هم نبودیم .

2. این که امکان مخفی کاری همچین موضوعی وجود نداره برای همه اعم از سردار و غیر سردار قطعیه ! تازه اونم در شرایط عادی .نه اون شبی که  نصف ماهواره های دنیا داشتن مارو نگاه میکردن ....

  • Upvote 7
  • Downvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

بعد از اصابت موشک به هواپیما،هواپیما منهدم نشد، تصاویر آتش را نشان میداد. مسافرین در اتش میسوختند یا کشته شده بودند؟ با توجه به قدرت موشک و شرایط مشابه چه حالتی را میشه متصور بود؟

یک موتور منهدم شده بوده ؟ یا بال هواپیما هم آتش گرفته بوده؟ از دید فنی در صورت زنده بودن کادر پرواز و سالم بودن موتور دیگرآیا امکانی برای نجات هواپیما بوده یا نه؟

ویرایش شده در توسط farzad283
  • Upvote 1
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

خوب باید کمپین شفاف سازی راه بی اندازیم  

خوب چیزی که مشخصه تا فیلم حرارتی از خود پرتابگر  بعد شلیک موشک های خودش منتشر نشه من یکی هیچ چیز رو باور نمیکنم

 

13980714145922918185939410.jpg

 

بخصوص اینکه گفته شده  هواپیما روبه رو رادار دستگاه پرتابگر هم قرار داشت  کسی توانسته  محل پرتاب رو جئو لوکشین کنه بنظر فکر نکنم مشکل  مانع دیدی داشته دستگاه پرتابگر  در کل بغیر سایر مشکلات مشکل پدافند غیر عامل  کاملا جدی است در نیرو های مسلح ما بلاخره یا باید سایت بیدگنه وسایر سایت نظامی ارتش و سپاه ونیروانتظامی از منطقه جمع اوری میشد یا فرودگاه امام خمینی جای دیگری ساخته میشد 

 

ببنیم حداقل پرتابگری که هواپیما رو زده ارتقا یافته بوده یا نه 

 

13980714151014763185942110.jpg

ویرایش شده در توسط bds110
  • Like 1
  • Upvote 7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

موضوعی رو که شاید همگی فراموش کردیم اینه که هواپیمای اوکراینی سومین شکار خودی سامانه تور سپاه هست، در سال ۹۰ هم یک فانتوم و یک تامکت شکار این سامانه شده بودن ولی ظاهرا اقدامی برای جلوگیری از تکرار این اشتباه نشد و خوب چون سوانح قبلی نظامی بودن حساسیت زیادی در جامعه بر نیانگیخت و البته علت حادثه هم رسما اعلام نشد.

 

به نظرتون ضرورت نداره نیروی پدافند در یک نیرو تجمیع بشه؟ 

 

هر چند فرماندهی واحد قرارگاه خاتم الانبیا ایجاد شده ولی به نظر میاد ، در عمل باگ های مهمی در این سیستم و فرماندهی وجود داره. 

  • Upvote 12

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ظاهرا طبق صحبت سردار حاجی زاده ، شبکه یکپارچه اعلام کرده بود که موشک کروز به سمت کشور شلیک شده است.

 

همچنین هواگردهایی از مبدا امارات و ( یک جای دیگه که یادم نیست) بلند شده بودند و مشاهده شده بودند. شاید اقدام به شبیه سازی شلیک موشک کروز کرده بودند.

  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

آقا من نمی فهمم ! مگه هواپیما چقد اوج گرفته بود که اینا اشتباه کردن ؟ با چشم نمیشد ببینن و بشنون صداشو ؟ این داره منو میسوزونه ! ارتفاعی نداشته آخه بدبختی ! تو فیلم هم 2 ثانیه بعد از لانچ موشک میخوره به هدف . خدا منو نجات بده از این همرهان سست عناصر ! اینجوری میخوان جلو استکبار جهانی وایسن ؟ شوخی شم قشنگ نیس خداییش !

ولی یه آفت بزرگ داریم که نمیذاره ایراد های کارهات رو ببینی ! انتظار امداد الهی و غیبی و اینکه ما حقیم و اونها باطل پس هیچ اتفاقی نخواهد افتاد اگر هم طوری بشه طرف شهید میشه میره بهشت پس اتفاق بدی نمی افته . ما در هر حال پیروزیم . خلاصه با ایشاللا ماشاللا کار کنی میشه همین .

ویرایش شده در توسط mahdiarmy
  • Upvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط sina12152000
      سرلشگر خلبان شهید "سیدعلیرضا یاسینی"
      رئیس ستاد و معاون هماهنگ کننده نیروی هوایی
       



       
       
      آبادان شهری به بزرگی یک حماسه

      آبادان شهری کوچک با مردمی بزرگ. آبادان جایی که می شد پیش بینی کرد که روزی مورد تهاجم عراق قرار می گیرد. آبادان مهد دلیران و شیرمردان.
      بهار بود و سالی جدید آغاز شده بود و خانواده یاسینی منتظر تولد فرزندی بودند که خداوند او را در تاریخ 15 فروردین 1330 به آنها بخشید. نام او را "سید علیرضا" گذاشتند.
      سال ها پشت سر هم سپری می شد و علیرضا روزبه روز بزرگ تر می شد و هر روز به روز موعود نزدیک می شدیم. بعد از طی شدن دوران طفولیت، علیرضا تحصیلات ابتدایی خود را در دبستان مهرگان آبادان با موفقیت سپری کرد و درحالی که خانواده اش در فقر و تنگدستی بسر می بردند، تحصیلات متوسطه خود را با سختی در دبیرستان دکتر فلاح آبادن به پایان رسانید.
      حالا او جوانی است 18 ساله که رویای پرواز را در سر می گذراند. پس باتوجه به علاقه شدیدی که به خلبانی داشت، در سال 1348 وارد دانشکده خلبانی نیروی هوایی شد و پس از گذراندان دوران مقدماتی پرواز با هواپیماهای "تی 33"، به منظور گذراندن دوره تکمیلی خلبانی و پرواز با هواپیماهای پیشرفته شکاری، به آمریکا اعزام شد. در مدت حضور در آمریکا دوره های آموزش پیشرفته خلبانی را ابتدا با پرواز با هواپیمای "تی 37" و سپس با پرواز با هواپیمای پیشرفته "اف 4" با موفقیت کامل به پایان رسانید و موفق به اخذ کارنامه خلبانی با هواپیمای فانتوم گردید.
      پس از بازگشت به ایران، علیرضا با درجه ستواندومی در پایگاه ششم شکاری نیروی هوایی در بوشهر مشغول به خدمت شد. به محض بازگشت خلبانان از آمریکا ابتدا خلبانان در گردان های تاکتیکی تقسیم می شدند و اکثر خلبانان شکاری مشغول تمرینات هوایی بودند. این روند تا پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داشت. شهید یاسینی هم از این قاعده مستثنی نبود.

      انقلاب و شهید

      سال 1357 با اوج گیری حرکت انقلابی مردم، شهید یاسینی هم علیرغم فشارهای همه جانبه رژیم، با پخش اعلامیه در بین پرسنل متعهد دست به افشاگری زد و جزو خلبانانی بود که با انتقال هواپیماهای این پایگاه به پایگاه چابهار، مخالفت کرد. زیرا طبق اطلاعاتی که به پایگاه بوشهر رسیده بود، قرار بود اگر اوضاع کشور بدتر شد هواپیماها به روی ناوهای آمریکایی انتقال پیدا کنند که تعدادی از خلبانان شجاع این پایگاه از جمله شهید یاسینی و شهید "طالب مهر" با عنوان کردن این نکته که این هواپیماها اموال بیت المال است، از این کار سرپیچی کردند که در نهایت هم با مقاومت خلبانان این طرح منتفی شد.
      با پیروزی انقلاب اسلامی و خروج مستشاران خارجی از کشور، که به قول خود شهید یاسینی "بعضی از آنها حتی فرصت بستن چمدان های شان را نیز پیدا نکردند" پرسنل متعهد نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران توانایی های خود را بروز دادند و نشان دادند که از چه استعداد و نیروی علمی و عملی بالایی برخوردار هستند.

      جنگی ناخواسته آغاز شد

      سرانجام 31 شهریور سال 1359 ساعت 45/13 دقیقه بعدازظهر، نیروی هوایی عراق با حمله همه جانبه به پایگاه های هوایی ایران، جنگ را آغاز نمود و اکثر پایگاه های هوایی ایران را بمباران کرد که خوشبختانه خسارت وارده به آن شکل که عراق فکر می کرد، نبود.
      در آن زمان شهید یاسینی در پایگاه هوایی بوشهر مشغول به خدمت بود. بلافاصله بعد از بمباران پایگاه ها در بوشهر، غوغایی به پا بود و هرکس شایعه ای را عنوان می کرد. یکی می گفت آمریکا حمله کرده است دیگری عنوان می کرد که کودتا شده و دیگری هم می گفت رادیو همه چیز را مشخص می کند.
      شهید یاسینی بلافاصله بعد از این ماجرا، با مراجعه به گردان پرواز پایگاه به همراه تنی چند از خلبانان این پایگاه، مشغول طرح ریزی یک پاسخ مناسب می شوند و در بعداز ظهر همین روز شهید یاسینی به همراه تعدادی از خلبانان تیزپرواز پایگاه ششم شکاری، پاسخی دندان شکن به عراق می دهند تا آنها متوجه این نکته شوند که نیروی هوایی ایران همیشه یک نیروی قدرتمند است.
      در روز اول جنگ (یکم مهرماه1359) با توجه به دستوری که از قبل برای انجام عملیاتی گسترده داده شده بود، تعداد زیادی جنگنده بمب افکن "اف 4" از پایگاه ششم شکاری به پرواز در می آیند. شهید یاسینی به همراه سرتیپ خلبان "مسعود اقدام" هدایت یکی از فانتوم ها شرکت کننده در این عملیات را برعهده می گیرد. آنها در این عملیات در آسمان شهر بغداد با مانورهایی زیبا، هواپیما را از لابه لای ساختمان ها عبور می دادند. روز بعد خبرنگاران خارجی گزارش دادند که خلبانان ایرانی با مهارت خاصی هواپیما را از بین ساختمان ها عبور می دادند.
      در تاریخ هفتم آذر سال 1359 شهید یاسینی به همراه شهیدان بزرگوار سرلشکر خلبان شهید "عباس دوران"، سرلشکر خلبان شهید "حسین خلتعبری" و سرگرد خلبان شهید "حسن طالب مهر"، در عملیاتی مشترک با نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران به نام "عملیات مروارید" توانستند نیروی دریایی عراق را نابود کنند. در این عملیات بزرگ، شهید یاسینی به تنهایی 8 سورتی پرواز داشت.
      جنگ، بیشتر از آن چیزی که پیش بینی می شد ادامه پیدا کرد و در طول این مدت شهید یاسینی حتی در موقعی که به سمت فرماندهی پایگاه هم منسوب شد، در انجام عملیات برون مرزی پیش قدم بود. در طول مدت دفاع مقدس، وی بیش از 90 پرواز عمقی به خاک عراق داشت که این تعداد عملیات برون مرزی او بود، و ماموریت های بسیاری در جبهه ها جنوب و بر روی نیروهای دشمن نیز انجام داد به طوری که بعد از تیمسار "محققی" با 2759 ساعت پرواز با هواپیمای فانتوم بیشترین پرواز را با این هواپیما داشت.

      رشادت

      شهید یاسینی مهارت خاصی در هدایت هواپیمای اف 4 داشت در یکی از ماموریت ها هواپیمای وی در هنگام بازگشت از عملیاتی برون مرزی مورد تعقیب یک فروند "میگ 23" عراقی قرار می گیرد که در اروندرود مورد اصابت موشک قرار می گیرد به محض برخورد، سیستم اجکت خلبان خود به خود فعال می شود و خلبان اجکت می کند ولی شهید سرلشکر یاسینی که به عنوان افسر کابین عقب در این پرواز بود، با مهارت خاصی هواپیما را درحالی که تقریبا سیستم هیدرولیک خود را از دست داده بود، در پایگاه ششم به زمین می نشاند.
      [align=center][/align]

      عملیاتی دیگر

      در یکی دیگر از عملیات، وی از پایگاه ششم شکاری برای زدن هدفی در عراق به پرواز درمی آید و بعد از عبور از اروندرود، در محدوده "خورموسی" با ارتفاع پایین و با سرعت بالا درحال پرواز بود که ناگهان هواپیما با یک دسته پرندگان برخورد می کند. در این هنگام به دلیل شکستن کانپه کابین جلو، شهید یاسینی بیهوش می شود. سرتیپ اقدام که به عنوان کمک در این پرواز بود، بعد از چند لحظه بیهوشی حالت عادی پیدا کرده و به تصور این که یاسینی اجکت کرده، سعی در بازگردادندن جنگنده می کند ولی به دلیل مشکلاتی که در سیستم ناوبری بوجود آمده بود، راه خود را گم می کنند. بعد از دقایقی که با ناامیدی درحال گشتن به دنبال راه بودند، ناگهان صدای دلنشینی را که اکثر خلبان های فانتوم با آن آشنا بودند،از طریق رادیوی هواپیما می شنوند و این صدای شهید سرهنگ خلبان "هاشم آل آقاگ بود که بعد از تماس رادیویی از طریق ایشان، اعلام می شود که یاسینی اجکت نکرده و فقط چترش باز شده و بر روی صندلی می باشد آل آقا جلو تر حرکت می کند و اقدام با کمک شهید آل آقا، راه پایگاه را پیش می گیرد در این هنگام شهید یاسینی به هوش می آید و درحالی که تمام صورت او آغشته به خون بود، به دلیل دید بهتر تصمیم می گیرد تا هدایت هواپیما را بعهده بگیرد و درحالی که مجروح بود، هواپیما را به سلامت در پایگاه بوشهر به زمین می نشاند.


      جانباز بود ولی کسی نمی دانست

      شهید یاسینی با این که چند بار به دلایل مختلف از هواپیما اجکت (خارج شدن اضطراری از هواپیما) داشت و از ناحیه کمر جانباز 55 درصد بود، ولی هیچ گاه درد کمر و مسئولیت های فراوانی که داشت مانع از پروازهای جنگی او نمی شد. به قدری متواضع بود که حتی برادرش خبر نداشت که او جانباز می باشد.
      شهید یاسینی عاشق پرواز بود. او با انواع مختلف هواپیما از جمله اف 4 – اف 5 – میگ 29 – سوخو 24 و پی 3 اف پرواز کرد که از این حیث، از خود یک رکورد بجای گذاشت ولی هواپیمای محبوب شهید یاسینی، اف 4 (فانتوم ) بود.
      یاسینی تا زمان شهادت با این که به عنوان یکی از فرماندهان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی بود و تمام فعالیت های ستادی را انجام می داد در کنار آن به عنوان یکی از استادان خلبان مشغول آموزش دانشجویان خلبانی بود.


      مسئولیت های شهید

      این شهید بزرگوار در طول دوران حیات خود بجز این که همواره به عنوان افسر خلبان کابین جلو اف 4 خدمت می کرد، مسئولیت های فروانی هم داشتند که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد :

      - فرمانده عملیات پایگاه سوم شکاری همدان
      - فرمانده پایگاه های شکاری همدان و چابهار از سال های 1363 تا 1365
      - افسر هماهنگ کننده آموزش خلبانان ایرانی در پاکستان در سال 1364
      - فرمانده پایگاه ششم شکاری بوشهر در سال 1367
      - فرمانده منطقه هوایی شیراز در سال 1371
      - معاون هماهنگ کننده و رئیس ستاد نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی از 10/12/1372 تا زمان شهادت


      شهادت:

      در تاریخ 15/12/73 در ساعت 30/6 صبح هواپیمای جت استار حامل فرماندهان ارشد نیروی هوایی، از تهران به سمت کیش پرواز کرد تا فرماندهان در جلسه شورای هماهنگی نیروی هوایی در کیش شرکت کنند. بعداز ظهر قرار می شود که هواپیما قبل از عظیمت به تهران، در پایگاه هوایی اصفهان توقفی کوتاه نماید. بعد از بازدیدی کوتاه از این پایگاه، هواپیما در ساعت 30/8 شب آماده پرواز به سمت تهران می شود و پس از دقایقی هواپیما به پرواز درمی آید. ناگهان در ساعت 42/8 شب از سوی خلبان اعلام می شود که به علت بازشدن پنجره کابین خلبان، هواپیما مجبور به فرود اضطراری می باشد. لحظاتی بعد هواپیما در حال گردش برای نشستن بر روی باند در 64 کیلومتری جنوب پایگاه اصفهان، سقوط می کند و چراغ زندگی سید علیرضا یاسینی برای همیشه خاموش می شود و او به درجه رفیع شهادت نائل می آید. ازوی سه فرزند پسر و یک دختر به یادگار مانده ولی یاد و خاطره دلاوری ها و رشادت هایش، هیچگاه از ذهن مردم ایران و به خصوص پرسنل نیروی هوایی ارتش، پاک نخواهد شد.


      مقام معظم رهبری: شهید یاسینی مردی مومن بود پرتلاش بود صادق بود صمیمی بود

      مقام معظم رهبری در مراسم این شهید بزرگوار، در وصف او فرمودند:
      - فقدان بزرگی بود، نه فقط برای شما برای من هم این طور بود. ولی خب چاره ای نیست باید تحمل کرد. شهید یاسینی مردی مومن بود، پرتلاش بود، صادق بود، صمیمی بود و خود همین ها موجب شده بود که به ایشان امیدوار باشم. در این حوادث سخت است که جوهر ما آشکار می شود و نیروها و توانایی های درونی ما آشکار می شود.

      مقام معظم رهبری در جمع خانواده این عزیز نیز فرمودند:
      - من به شهید یاسنی خیلی امیدوار بودم من همین حالا به ایشان (سرتیپ بقایی فرمانده سابق نیروی هوایی ارتش) می گفتم خیلی به این جوان امید داشتم برای آینده، ولی حالا خداوند متعال این جوری مقدر کرده بود، چاره ای نیست باید تحمل کرد و این تقدیرات الهی است.
      [align=center][/align]
      منبع

      زندگی نامه و خاطرات خلبانان ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • توسط alexandre
      دیمونا (در عبری: דימונה) نام یکی از شهرهای کشور اسرائیل است که در استان جنوبی اسرائیل و در صحرای نگب قرار گرفته است. شهر دیمونا در حدود ۳۴٬۰۰۰ نفر جمعیت دارد(شهر دیمونا، مرکز یهودیان سیاه‌پوستی است که اکثرا از اتیوپی به اسرائیل مهاجرت کرده‌اند).
      مرکز تحقیقات اتمی نگب و نیروگاه اتمی دیمونا در ده کیلومتری جنوب شهر دیمونا قرار دارد
      -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

      اين تاپيك براي بررسي چگونگي حمله ايران به نيروگاه اتمي ديمونا در صورت آغاز جنگ بين ايران و ر‍ژيم اشغالگر ايجاد شده(دوستان فرض را بر اين بگذارند كه مسئولين ما به خاطر روند جنگ و بررسي تمامي مسائل تصميم به اين كار گرفتند)

      موارد كليدي كه مي توان مطرح كرد ميزان تاثيرات چنين اقدامي براي اسرائيل و تاكتيك هاي پيش روي ايران كه در انتها به موفقيت در عمليات فوق منجر بشود.(خرابكاري داخلي – حملات موشكي – بمباران هوايي و ...)
      منتظر ديدگاه دوستان اهل نظر هستم
      تاپيك مرتبط:
      آيا رژيم صهيونيستي توان حمله به تاسيسات اتمي بوشهر را دارد(تحليل اعضا)
    • توسط F14AA
      ین بار سخن از رادمردی است که در سراسر زندگی پرافتخارش چونان عقابی تیزچنگ پاسدار حریم هوایی این کشور اهورایی بود و آن زمان که روح بی قرارش راه پروازی بلندتر را در پیش گرفت، کالبد خاکیش را به آغوش گرم آبی نیلگون خلیج فارس سپرد تا ترجمان پیوندی معنادار بین آسمان و دریا باشد. او که طنین صدای مردانه اش، آرامش بخش و قوت قلب خلبانان اف-4 و اف-5 و هواپیماهای ترابری بود. عقاب سرفراز آسمان ایران زمین، سرلشکر خلبان شهید هاشم آل آقا.

      زندگی نامه

      نام: محمد هاشم

      نشان: آل آقا

      تاریخ تولد: 27 آبان 1324

      تاریخ ورود به نیروی هوایی: 1344

      تاریخ تکمیل دوره عالی پرواز در آمریکا: 1349

      شروع به خدمت به عنوان خلبان فانتوم: 1349

      اعزام به امریکا جهت طی دوره خلبانی هواپیمای تامکت: 1356

      برخی از مسئولیتهای مهم :

      1.افسر خلبان کابین جلو گروه یکم گردان 12 پایگاه یکم شکاری تهران

      2.معاونت عملیات پایگاه هشتم شکاری اصفهان

      3.معاونت عملیات پایگاه هفتم شکاری شیراز

      4.جانشین فرمانده پایگاه هشتم شکاری اصفهان

      5.طراح جنگی دفتر مخصوص نیروی هوایی

      6.مسئول پست فرماندهی معاونت عملیات نیروی هوایی

      تاریخ شهادت: 20 مرداد 1363

      محل شهادت: خلیج فارس





      محمدهاشم در 27 آبان سال 1324 در خاندان بزرگ «آل‌آقا» که از خانواده‌های سرشناس شهر کرمانشاه می‌باشد پا به عرصه وجود گذاشت. دوران تحصیل خود در مقاطع ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان را در شهر کرمانشاه گذراند. با اعلام مخالفت مادرش با وجود عشقی که به پرواز داشت از این کار منصرف شد اما علاقه وافر وی به ارتش که همانا عشق خدمت به وطن بود باعث شد که نهایتا به جمع نیروهای مسلح بپیوندد. به دنبال آن وی پس از شرکت در آزمون ورودی، موفق به راهیابی به دانشکده افسری نیروی زمینی ارتش شده و با توجه به عطش درونی‌اش در میل به بال گشودن همزمان در جهت جلب رضایت مادر گام بر می‌دارد.

      پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه افسری اصرار وی کارگر افتاده و مادر به خلبان شدن فرزند راضی می‌شود. هاشم که گویی در ابتدای راه قرار دارد با نیروی مضاعفی بلافاصله اقدام کرده و با شرکت در آزمون دانشکده خلبانی از این امتحان نیز سربلند بیرون آمده و با رسیدن به آرزوی دیرینه خود به جرگه دانشجویان خلبانی نیروی هوایی ارتش می‌پیوندد.

      با اتمام کلاسهای زمینی و آموزش مقدماتی پرواز، طبق روال آن روز نیروی هوایی برای تکمیل دانش پرواز خود راهی ایالات متحده می‌شود. با اتمام دوره، مفتخر به دریافت وینگ خلبانی شده و راه بازگشت به وطن را در پیش می‌گیرد.



      سروان خلبان هاشم آل‌آقا مقارن با سال 1350 به کشور بازگشته و با امریه ستاد فرماندهی نیروی هوایی به عنوان کمک خلبان جنگنده F-4، فانتوم، به پایگاه هفتم شکاری شیراز منتقل می‌شود. در ادامه در سال 1351 برابر امریه دیگری برای ادامه انجام وظیفه به پایگاه یکم شکاری تهران فرستاده می‌شود.

      هاشم در همین سال با دختری در همان محله سکونت پدر و مادرش در شهر کرمانشاه آشنا شده و این آشنایی به ازدواج این دو ختم می‌شود. شهید محمدهاشم آل‌آقا فردی آرام و صبور بود و نسبت به خانواده خود تعصب خاصی داشت و همسرش عامل اخیر را مهمترین علت ازدواجش با وی می‌داند.
      آنها زندگی مشترکشان را در تهران آغاز کرده و پس از حدود 4 سال، در سال 1356 آماده سفری طولانی می‌شوند.

      سروان خلبان آل‌آقا براساس صلاحدید فرماندهان وقت به همراه تنی چند از خلبانان فانتوم، با خانواده‌هایشان برای آموزش هدایت پرنده پیچیده، انقلابی و جدید نیروی هوایی ارتش، گرومن F-14 تامکت عازم پایگاه نیروی دریایی ایالات متحده در ایالت ویرجینیا می‌شوند.

      برای خلبانان باتجربه فانتوم همچون هاشم آل‌آقا پرواز با گربه گرومن و کاربری تسلیحاتش کار آنچنان سختی نبود. زیرا در درجه اول F-4 و F-14 هر دو اصلا برای نیروی دریایی ایالات متحده طراحی و ساخته شده و بدیهی است که از یک استاندارد یکسان برای طراحی و ساخت آنها استفاده شده است و در درجه دوم از سه موشک هوا به هوای مورد استفاده تامکت‌های ایران، فانتوم قابلیت شلیک دو موشک آن (AIM-7 اسپارو و AIM-9 سایدوایندر) را دارد. با توجه به اینکه آل‌آقا و همرزمانش در جنگنده فانتوم در چگونگی استفاده از این دو موشک تجربه کافی و وافی داشتند، فقط می‌بایست اسلحه اصلی تامکت، موشک اسطوره‌ای هیوز AIM-54 فینیکس و رادار آن هیوز AWG-9 را به‌طور کامل بشناسند. اگر عوامل مذکور را به اضافه هوش و جسارت ایرانی کنیم می‌شود حدس زد که تمام نفرات اعزامی به راحتی بتوانند دوره خلبانی F-14 را با موفقیت و سربلندی طی کنند.

      پس از پایان دوره در مدت حدود 18 ماه، خلبانان جدید جنگنده جدید در آبان 57 به سرزمین اجدادی خود باز می‌گردند. با توجه به اینکه کانون فعالیت F-14 در ایران پایگاه هشتم شکاری می‌باشد، هاشم به همراه خانواده خود از تهران به اصفهان نقل مکان می‌کند. سکونت آنها در اصفهان مصادف می‌شود با اوج‌گیری تظاهرات مردمی علیه حکومت پهلوی که در نهایت به پیروزی انقلاب اسلامی ایران در بهمن 57 منجر شد. وقوع انقلاب در کشورمان سنگ محک بسیار جالبی برای تعیین عیار عرق ملی و حس وطن‌پرستی کارکنان نیروهای مسلح بود و چه زیبا که آل‌آقا و همرزمان میهن‌پرستش در این آزمون کوچکترین ناخالصی از خود نشان ندادند.
      سروان خلبان محمدهاشم آل‌آقا که در زمان پیروزی انقلاب از افسران ارشد نیرو محسوب می‌شد و مدتها بود که به عنوان استاد خلبان، آموزش خلبانان را به عهده گرفته بود پس از پیروزی انقلاب امر آموزش را با جدیت بیشتری پیگیر شد. آری او نیز می‌دانست آموزش صحیح و کامل مهمترین رمز پیروزی بر دشمنان ملت است.
      با شروع جنگ تحمیلی فعالانه وارد صحنه نبرد شد و در عین حال از آموزش جوانان غافل نشد تا اینکه به علت رشادت، جدیت و جسارت در امور محوله در سال 1362 از طرف فرماندهی وقت نیرو به سمت جانشین فرماندهی عملیات نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران منصوب می‌شود.
      رسیدن به پست معاونت عملیات نیرو بهانه خوبی بود تا هاشم در کنار سرهنگ خلبان «عباس بابایی» خود را هرچه بیشتر درگیر جنگ کرده و تواناییهای خود را در این عرصه، عرضه دارد. بابایی و آل‌آقا همواره پیش از انجام هر عملیاتی ابتدا خود مبادرت به شناسایی و ارزیابی هدف از لحاظ موضع پدافندی، سمت حمله و غیره کرده تا عملیات اصلی با خطر کمتر و دید بازتری صورت گیرد. نکته جالب توجه در این مطلب این است که آنها هرگز گرفتار جو پست و مقام نشده و فقط به این مساله که در کجا می‌توانند منشا اثر باشند توجه داشتند.


      خاطره‌ای از سرهنگ خلبان «مسعود اقدام» در مورد نقش شهید آل آقا در نجات فانتوم شهید یاسینی

      سرهنگ مسعود اقدام در اوایل جنگ در پروازی به همراه شهید بزرگوار «علیرضا یاسینی» به قصد انهدام سه سایت موشکی زمین به دریا که از پشت پایگاه هوایی شعیبیه کشتیهای کشورمان را مورد اصابت قرار می‌داد در یک جنگنده F-4 عازم ماموریت می‌شود. طبق برنامه برای درامان ماندن از ردیابی توسط رادارهای دشمن قرار بود آنها با عبور از 30 مایلی «خورموسی» و پرواز بر فراز باتلاقهای «فاو» و «ام‌القصر» خود را در موقعیت مناسب به روی هدف برسانند. با عبور از مرز، اقدام به عنوان خلبان کابین عقب تمام حواس خود را معطوف بررسی سامانه‌های مختلف هواپیما و تهدیدات موشکی دشمن می‌کند تا در صورت شلیک موشک دشمن بتوانند به موقع با مانور مناسب آن را منحرف کنند.
      خطری احساس نمی‌شد و جنگنده با سرعت بسیار بالا در ارتفاع پایین بر فراز نیزارها به حرکت خود ادامه می‌داد که ناگهان زمین و زمان در جلو چشمان هر دو خلبان تیره و تار شد. اقدام حدود 20 ثانیه بعد به هوش آمده و مشاهده می‌کند که جنگنده در یک صعود 50 درجه‌ای در حال گردش به راست است. بلافاصله فرامین هواپیما را در اختیار گرفته و از طریق رادیوی هواپیما سعی در برقراری ارتباط با یاسینی می‌کند. خلبان کابین جلو هیچ عکس‌العملی از خود نشان نمی‌داد. اقدام در همین زمان به بررسی شرایط پرداخت تا متوجه شود چه اتفاقی افتاده است. تکه‌های گوشت و پر اطراف کابین نشان از برخورد دسته‌ای از پرندگان دریایی (که در آن سرعت، حکم یک گلوله ضدهوایی را دارد) به جنگنده داشت.
      هواپیما در کنترل بود اما تمام سامانه‌های ناوبری از کار افتاده بود. تعیین مسیر درست بازگشت تنها با کمک رادار کنترل زمین میسر بود که تماسهای متعدد اقدام با رادار هیچ نتیجه‌ای دربر نداشت. اقدام برای چندمین بار در رادیوی هواپیما گفت:
      ـ از ابابیل به رادار. اگر صدای مرا می‌شنوی جواب بده.
      ناگهان صدای مبهمی به گوش رسید. بلافاصله تکرار کرد:
      ـ از ابابیل به رادار.
      ناگهان صدای روشن و واضحی در رادیو طنین‌انداز می‌شود.
      ـ ابابیل، من عقابم، به گوشم.
      این پیام که در واقع نوید زندگی برای فانتوم و خلبانانش محسوب می‌شد، صدای خلبان F-14 حاضر در منطقه، شهید والامقام سروان خلبان «هاشم آل‌آقا» بود. آل‌آقا در ادامه می‌گوید:
      ـ مشکلی برایتان پیش آمده؟
      ـ هواپیمایمان صدمه دیده. نمی‌دانم خلبان کابین جلو بیهوش شده یا به شهادت رسیده.
      ـ خونسردی خودت را حفظ کن. سعی کن کنترل هواپیما را به دست بگیری. دارم به سمت شما حرکت می‌کنم.
      وقتی که آل‌آقا به بالای سر فانتوم زخمی رسید گفت:
      ـ ابابیل. همین‌طور به پرواز ادامه بده. مراقب باش از دستگیره صندلی‌پران استفاده نکنی. چون چتر صندلی باز شده و بالای هواپیما رهاست. هواپیمایتان شبیه «آواکس» شده است.
      ـ متشکرم. سعی می‌کنم هواپیما را هدایت کنم. ولی نمی‌دانم چه بلایی سر یاسینی آمده است.
      ـ خونسردی خودت را حفظ کن و همین‌طور به پرواز ادامه بده. من پشت سرت در حرکت هستم، نگران نباش.
      موتورها با آن که با قدرت صد در صد در حال پیشراندن جنگنده بودند با این حال فانتوم صدمه دیده سرعتی حدود 180 نات داشت که برای جنگنده سرعت کمی است. پس از مدتی یاسینی نیز به هوش آمده و با اعلام این که می‌تواند جنگنده را هدایت کند، فرمان را در دست می‌گیرد. نهایتا هواپیما به سلامت در پایگاه فرود آمده و بدین وسیله هاشم آل‌آقا جنگنده باارزش F-4 و دو خلبان ارزشمندتر را به دامان وطن باز می‌گرداند.

      خاطره ای از سرتیپ خلبان فضل الله جاویدنیا در مورد مهارت شهید آل آقا در خلبانی تامکت

      در تاریخ ۱۳ اردیبهشت ۱۳۶۱ من به همراه ستوان بهروز پاشاپور به عنوان کابین عقب در یک پرواز دو فروندی از پایگاه شکاری اصفهان به پرواز در آمدیم.
      در این پرواز من شماره ۲ پرواز و سرتیپ خلبان شهید هاشم آل آقا شماره یک پرواز بودند. ما ماموریت داشتیم در غرب اهواز، جنوب حمیدیه و هورالهویزه پوشش سنگین هوایی ایجاد کنیم تا حمله گسترده زمینی در این منطقه انجام شود و هواپیماهای عراقی نتوانند نیروهای ما را بمباران کنند.





      ناگهان متوجه اشکالی در هواپیما شدم. در حال بررسی بودم که متوجه شدم هند گریپ (قسمت پلاستیکی دسته استیک که تمام فرامین بر روی آن قرار دارد) لق است. این قسمت حدود ۱۵ سانتی متر است که به قسمت فلزی استیک که حدود ۳۵ سانتی متر طول دارد وصل است.
      در حال تکان دادن آن بودم که ناگهان هند گریپ جدا شد و از جای خودش خارج گردید. کنترل هواپیما به طور کلی از دست رفته بود . هیچ کنترلی روی جنگنده نداشتم. تصمیم گرفتم تا تمام حواسم را به حرکات هواپیمای شماره یک جلب نمایم . شهید آل آقا با فاصله ای حدود ۱۰ متر بالای سر من پرواز می کرد، طوری که من فقط می توانستم قسمت انتهایی هواپیمای ایشان را ببینم. باید هر چه زودتر فرود می آمدم. نزدیکترین فرودگاه اهواز بود که امنیت لازم را دارا نبود. برای رفتن به اصفهان نیز باید از کوههای اطراف آن می گذشتیم که این کوهها بیشتر از ۱۲۰۰۰ پا ارتفاع داشت که با شرایطی که من داشتم این امکان نیز وجود نداشت. با همفکری که با شهید آل آقا داشتیم تصمیم گرفتیم به دزفول برویم و در آنجا فرود اضطراری داشته باشیم.
      شهید آل آقا گفت به دزفول که رسیدیم من حالت فرود می گیرم و شروع به نشستن مجازی می کنم در این حالت من می توانستم با نگاه کردن به ایشان و تقلید حرکات بر روی باند به زمین بنشینم. به قدری به شهید آل آقا اعتماد داشتم که مطمئن بودم می توانم از پس این فرود خطرناک برآیم، چون او یکی از برجسته ترین خلبانان اف ۱۴ نیروی هوایی بود. همه چیز به خوبی پیش می رفت تا این که زمان باز کردن چرخها رسید . شهید آل آقا با مهارت مثال زدنی که در هدایت هواپیما داشتند شرایط فرود را برای من مهیا می کردند. به این شکل که باید ایشان باند پرواز را ده متر بالاتر برای خودش تصور می کرد و روی آن باند خیالی اقدام به نشستن می کرد تا من به تبع ایشان بتوانم روی باند فرود بیایم. انصافا ًاو به قدری این کار را دقیق انجام می داد که گویی خود در حال نشستن بود. سرانجام امیر جاویدنیا موفق شد با همکاری شهید آل آقا هواپیما را به سلامت بر زمین بنشاند.

      نحوه شهادت شهید آل آقا

      هاشم آل‌آقا در درجه اول همانطور که ذکر شد از فرماندهان ارشد نیرو بود و در درجه دوم مشغله‌های فراوانی به عنوان طراح عملیات داشت و این دو مورد کافی بود تا نتواند پروازهای عملیاتی انجام دهد، با این حال فعالانه در پروازهای گشتی و اسکورت نفتکش‌ها و کشتیهای تجاری شرکت می‌کرد و این‌چنین بود تا به خواست خدا خلیج نیلگون و همیشه فارس ایران، مشهد شهید سرهنگ خلبان محمدهاشم آل‌آقا باشد.




      تقویمها روز 20 مرداد 1363 را نشان می‌داد و آسمان آبی خلیج فارس یکی از گرمترین روزهای خود را سپری می‌کرد. هاشم آل‌آقا و کمک خلبانش در یک تامکت طی ماموریتی مشغول اسکورت نفتکش‌ها و کشتیهای تجاری کشورمان بود. در همین اثنا ناگهان مورد حمله چند فروند جنگنده میراژ F1 عراقی قرار می‌گیرد. درگیری آغاز و پس از مدتی جنگ و گریز تامکت‌ آل‌آقا مورد اصابت موشک شلیک شده از طرف جنگنده عراقی قرار گرفته و به درون آب سقوط می‌کند. شاهدان عینی حادثه که دورادور ناظر درگیری آنها بودند خطر شلیک شدن موشک سوپر 530F-1 به سمت تامکت را به آل‌آقا گوشزد می‌کنند اما آل‌آقا در جواب آنها می‌گوید هیچ نشانه‌ای دال بر حمله موشک به سمتشان در سامانه‌های هشداردهنده مشاهده نمی‌کند. این مطلب گویای آن است که عراقی‌ها با استفاده از اطلاعات فنی که امریکایی‌ها در اختیار آنها قرار داده بودند در استفاده از نقاط ضعف F-14 کاملا موفق عمل کرده‌اند.
      همسر هاشم که از چند روز پیش برای دیدن اقوام به کرمانشاه رفته بود در روز بازگشت به تهران که مصادف می‌شود با روز شهادت هاشم با شکسته شدن دیوار صوتی شهر کرمانشاه توسط جنگنده‌های عراقی مواجه می‌شود. با مشاهده این اتفاق گویی به وی الهام می‌شود که برای هاشم اتفاقی افتاده اما با ذکر و یاد خدا آرامش یافته و به خود تلقین می‌کند که انشاءا... اتفاقی نیفتاده. پس از رسیدن به تهران هرچه منتظر می‌ماند از تلفن هاشم خبری نمی‌شود. صبرش لبریز شده و با پایگاه هشتم تماس می‌گیرد. دیسپچ پایگاه با توجه به اینکه تامکت آل‌آقا بازنگشته و هیچ خبر دقیقی دال بر شهادت یا زنده بودنش در دست نیست با جوابهای سربالا به همسر وی می‌گوید: «همین الان دوباره برای ماموریتی دیگر به پرواز درآمد. به محض بازگشت می‌گوییم با شما تماس بگیرد.» با شنیدن این جوابها و طولانی شدن انتظار، همسر شهید از وقوع سانحه برای هاشم یقین حاصل می‌کند. با سقوط تامکت آل‌آقا با توجه به اینکه از اسارت به دست عراقی‌ها و یا شهادتش اطلاعی در دست نبود به اضافه اینکه وی به عنوان جانشین عملیات نیرو در جریان تمام عملیاتهای آتی و استراتژی جاری نیروی هوایی بود به همین علت بلافاصله تمامی طرحهای نیرو دستخوش تغییراتی اساسی شد. این قضیه گذشت و نیروی هوایی با اعلام مفقودالاثر شدن هاشم بر ابهامات و سوالات سقوط وی افزود.
      همسر هاشم که همچنان منتظر بازگشت وی به خانه بود چندین سال پس از مفقودالاثر شدن همسرش در یکی از شبهای قدر خالصانه دست به دامن ائمه اطهار شده و از آنها می‌خواهد وجود یا عدم وجود هاشم را برای وی معلوم کنند. توسل وی جواب داده و همان شب خواب شهید بزرگوار را می‌بیند. هاشم که در سبزه‌زارمانندی با لباس خلبانی به دیدن همسرش آمده بود در جواب سوال وی که پرسید: «هاشم، می‌خواهم بدانم که تو هستی یا نیستی؟» می‌گوید: «من نیستم.» پس از مدت کوتاهی گفتگو، شهید اظهار می‌دارد «من سردم است و باید بروم». همسر شهید صبح فردا خوابی که دیده بود را با یکی از علما در میان می‌گذارد. در جواب می‌شنود با توجه به اظهار سرما توسط شهید، پیکر پاک وی در درون آب قرار دارد. همسر هاشم پس از این واقعه از شهادت همسرش یقین حاصل می‌کند و جالب آنکه مدت کوتاهی بعد از طریق نامه رسمی نیروی هوایی اعلام شهادت همسرش را دریافت می‌دارد. هاشم هیچ‌گاه از اسرار شغلی خود با همسرش صحبتی به میان نمی‌آورد و این مورد تا بدانجا پیش رفته بود که همسر وی پس از شهادتش به پست واقعی هاشم در نیروی هوایی پی می‌برد.
      ناگفته نماند شهید آل‌آقا تا پیش از آرام گرفتن در قعر آبهای خلیج فارس چندین بار از جمله حدود سه ماه پیش از شهادت، در بهار سال 1363 در درگیری با جنگنده‌های عراقی، هواپیمایش به شدت صدمه دیده و تا مرز شهادت پیش رفته بود.
      همسر قهرمان شهید از آن زمان که هاشم دیگر به خانه بازنگشت، نگهداری و پرورش دو یادگار شهید (بابک و بهزاد) را به تنهایی به عهده گرفت و نشان داد که از حماسه‌سازان میدانهای نبرد حق علیه باطل چیزی کم ندارد. وی که برای فرزندان خود هم پدر بود و هم مادر با تلاشی خستگی‌ناپذیر توانست آنها را به سمت مدارج بالای علمی رهنمون شود. دکتر «بابک آل‌آقا» فرزند ارشد شهید با ارایه پایان‌نامه دکترای خود با عنوان «بررسی تاثیر محیط هوا ـ فضا بر فیزیولوژی بدن هوانوردان» در سال 1379 توانست در سطح خاورمیانه مقام اول را کسب و به دریافت لوح تقدیر از دست رییس‌جمهور وقت جناب آقای «خاتمی» مفتخر شود.

      نحوه شهادت هاشم آل آقا به نقل از مقاله "گربه های ایرانی"

      تام کوپر و فرزاد بیشاپ در مقاله گربه های ایرانی، درگیری هوایی را که به شهادت شهید آل آقا منجر شد چنین روایت کرده اند:
      "در تاریخ ۹ اوت ۱۹۸۴ قرار بر این بود که یک کاروان از کشتیهای حامل سلاح و مهمات مورد نیاز ایران از مبدأ سوریه با گذشت از تنگه هرمز به مقصد بوشهر و بندر امام خمینی حمل گردد . عراقیها که قصد حمله به این کاروان را داشتند تصمیم به استفاده از هواپیماهای سوپراتندارد خود را گرفتند ولی از اینکار خود منصرف شدند، زیرا با وجود تامکتهای ایرانی و گشتزنی مداوم آنها بر فراز خلیج فارس این طرح غیر ممکن بود .

      صبح روز ۱۱ آگوست ۲فروند MIG - 23 ML که مجهز به موشکهای هوا به هوای R 24 R و R - 60 MK بودند جهت حمله به چند فروند کشتی ایرانی در نزدیکی جزیره خارک به پرواز در آمدند . این دو هواپیما با پرواز در ارتفاع خیلی پائین به یکدسته اف ـ ۱۴ ایرانی نزدیک شدند.

      در این زمان مرکز کنترل زمینی عراق دستور افزایش ارتفاع پرواز تا سقف ۴۰۰۰ متر را صادر کرد .خلبانان میگها که فاصله ای ۱۵۰ کیلومتری با مرکز داشتند فرمان را دیر دریافت کردند . در این اثناء فرمانده دسته عراقی ناگهان خود را در مقابل تامکتهای ایرانی دید و هواپیمای همراه او به خلبانی ستواندوم خلبان عامر به فاصله ۶۰۰ متر از او ودر پشت یک فروند اف ـ ۱۴ ایرانی پرواز می کرد . فاصله کم میگ ـ ۲۳ عراقی تا تامکت ایرانی ، امکان شلیک موشک هوا به هوا را غیرممکن میساخت و او به مسافت بیشتری نیاز داشت . تنها کاری که از عهده فرمانده دسته عراقی برآمد این بود که با مانور چرخش فاصله خود را افزایش دهد . همزمان هواپیمای ستواندوم عمار موفق شد تا با استفاده از اوضاع نامساعد جوی کماکان بطور ناشناخته به تعقیب تامکت دیگر بپردازد . در همین موقع خلبان عمار در صفحه رادار خود علامت مثبت جهت شلیک موشکهای خود را دریافت کرده و در نتیجه یک فروند موشک R - 60 MK بطرف تامکت ایرانی پرتاب کرد.

      افسر کنترل رادار ( RIO ) هواپیمای اف ـ۱۴ به خلبانی هاشم آل آقا در اینروز ستواندوم خلبان محمد رستم پور بود . رستم پور صحنه درگیری آنروز را چنین ترسیم میکند: هاشم از هواپیمای همراه ما ( Wingman ) درخواست کرد که با تغییر موقعیت خود اطراف ما را جستجو کرده و مطمئن شود که هواپیمایی در پشت ما نیست . سپس ما گردشی به سمت چپ انجام دادیم . پس از این گردش هاشم احساس عجیبی داشت و مجددأ از هواپیمای همراه درخواست کرد که دوباره از وضعیت پشت سر ما اطمینان حاصل کند . در این لحظه تنها چیزی که هواپیمای همراه ما دید ، دود حاصل از موشک شلیک شده عراقی بطرف ما بود . این موشک به موتور سمت راست ما برخورد کرد ودر نتیجه این برخورد و انفجار ناشی از آن من به حالت بیهوشی دچار شدم . زمانی که من بهوش آمدم آلات دقیق پروازی هنوز کار میکرد اما هواپیما در آتش میسوخت و با سرعت به سمت آب پیش میرفت . من با استفاده از چتر نجات به بیرون پریدم و لحظاتی بعد خود را در آب یافتم . هوا مه آلود بود و چند دقیقه ای طول کشید تامن قایق نجات خود را باز کردم . در این موقع چندین بار صدای هاشم را شنیدم و من هم در جواب او فریاد کشیدم اما هیچگاه موفق به دیدار مجدد او نشدم."

      همرزمان آل آقا از طریق بی‌سیم و رادار عملیات آنها را پیگیری می‌کردند. به یک باره نفسها در سینه حبس شد. آنها دیگر هواپیمای هاشم را در صفحه رادار نمی‌دیدند. هواپیما در منطقه‌ای در شمال خلیج فارس که حالت باتلاقی داشت سقوط کرد.
      ساعتها و روزها تلاش گروه تجسس هوایی بی‌فایده بود. دیگر نه از هاشم خبری شد نه از لاشه هواپیما. سرتیپ آل آقا مزد زحمات شبانه‌روزی خود را گرفت. حیف بود که او به مرگ طبیعی از دنیا برود. خداوند او را انتخاب نمود و او به جرگه شهدای گمنام و جاویدالاثر دفاع مقدس پیوست.
      با شهادت هاشم آل آقا که تعدادی از بهترین خلبانان نیروی هوایی ایران را آموزش داده بود، ایران یکی از بهترین خلبانان و متفکران نظامی خود را از دست داد. او شخصی بود که طنین صدای او جزو خوشایندترین صداها در گوش خلبانان اف ـ ۴ و اف ـ ۵ بود که بر فراز عراق پرواز می کردند. تحت فرماندهی او همه احساس آرامش و امنیت میکردند .
      شهید سرهنگ خلبان محمدهاشم آل‌آقا که از باتجربه‌ترین و ارزشمندترین خلبانان تامکت نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران محسوب می‌شد با مورد اصابت قرار گرفتن جنگنده‌اش، درون کابین ماند تا پیکر پاکش به قعر آبها سقوط و روح بلندپروازش به اوج آسمانها عروج کند. ... و برای خلیج همیشه فارس چه افتخاری از این بالاتر که چنین مروارید نابی را در دل خود جای داده است.

      روحش شاد




      http://newcoy.persianblog.ir/post/469/
    • توسط STORM
      ناگفته هاي «خاوير پرز دكوئيار» از جنگ ايران و عراق
      ايالات متحده و اتحاد شوروي بزودي توافق كردند كه در اين جنگ هيچ طرفي برنده نباشد. تنها جايگزين واقعي كه وجود داشت، اين است كه يك طرف يا هر دو طرف از نفس بيفتند.
      عراق به دنبال عقب‌نشيني‌هاي جدي در جبه‌هاي نظامي، يك حركت سياسي را در سازمان ملل آغاز كرد كه با پشتوانه‌ دوستي با ديگر كشورهاي عرب، بويژه اردن و حمايت جنبش عدم تعهد كه عضوي از آن بود، در متن قطعنامه‌هاي شوراي امنيت و مجمع عمومي تاثير بگذارد. تا وقتي اين سياست، سپري براي عراق در زمينه معرفي به عنوان آغازگر جنگ مي‌بود، گامي به سوي صلح با ايران بر نمي‌داشت. همان‌گونه كه جنگ ادامه مي‌يافت، ايران، تمايل و توانايي به جريان انداختن عمليات محدود را نمايش مي‌داد و عراق نمايشي از ظرفيت برابري در مقابل آنها را داشت، من فكر مي‌كردم اقدام قوي شورا ضروري است. اين اقدام شامل بعضي‌ قضاوت‌ها درباره اصل جنگ و امضاي موافقت‌نامه الجزاير مي‌شد كه زمينه گفتگو بين دو كشور مي‌شد.
      براي نخستين - نه آخرين بار در اين جنگ، با توجه به اصل 99 منشور سازمان ملل، همان گونه كه دبير كل «والدهايم »پيش از من اين كار را انجام داده بود، شوراي امنيت را به يك نشست براي بررسي جدي جنگ به عنوان تهديدي براي امنيت بين‌المللي فرا خواندم. از وقتي كه دريافتم شوراي تحت اوضاع سياسي اقدام مؤثرتري از آنچه خود انجام مي‌دهم، در سه سالي كه گذشته بود، انجام نداده دست به چنين كاري نزده بودم. ايالات متحده و اتحاد شوروي كه هنوز اسير و درگير جنگ سرد بودند، چيزي از خود نشان نمي‌دادند كه از نفوذ چشم افزايشان براي پايان دادن به جنگ استفاده كنند، دست كم اگر اين اقدام به پيروزي هر كشوري مي‌انجاميد. به علاوه، آنها بزودي توافق كردند كه در اين جنگ هيچ طرفي برنده نباشد. تنها جايگزين واقعي كه وجود داشت، اين است كه يك طرف يا هر دو طرف از نفس بيفتند.
      اين انتظار، ضعيف‌تر شدف چرا كه در خلال تابستان 1982، فرانسه به طور ناگهاني عراق را با پنج فروند هواپيماي سوپر اتاندار كه مجهز به موشك‌هاي اگزوسه مي‌شدند مجهز كرد كه عراق مي‌توانست با آنها پايانه نفتي جزيره خارك را كه از مهمترين پايانه‌هاي نفتي ايران محسوب مي‌شد، مورد حمله قرار دهد.
      در چنين اوضاع و احوالي ايران تهديد كرد كه تنگه هرمز را مي‌بندد و شايع شد كه اسرائيل، مقدار قابل ملاحظه‌اي سلاح به ايران فروخته است. پس از آن در پايان ماه اوت، ايران عراق را به استفاده از سلاح‌هاي شيميايي عليه مناطق غيرنظامي، متهم كرد و از سازمان ملل خواست كه هياتي را به طور فوق‌العاده مسئول تحقيق در موضوع كند.

      پي‌ريزي بنياني براي گفتگوها
      در پايان ماه سپتامبر 1983، با طارق عزيز وزير خارجه عراق و علي‌اكبر ولايتي وزير خارجه ايران كه هردو براي شركت در مجمع عمومي سازمان ملل، به نيويورك آمده بودند، ديدار كردم. اولاف پالمه هم به نيويورك آمده بود تا با اغتنام فرصت در ديدارها شركت كند. هر دو وزير خارجه، توقعاتي از سازمان ملل داشتند. طارق عزيز، اصرار داشت كه كوشش‌هاي طايمان در جهت پايان دادن به جنگ جاري شود. به وزير خارجه اطمينان دادم كه اين خطر كه اختلافات به يك جنگ فراموش شده بدل شوند، وجود ندارد، مشكل اين بود كه با وجودي كه همه دولت‌هاي عضو، جنگ را يك فاجعه مي‌دانستند، هيچكدام آمادگي جاري كردن كوششي را براي پايان دادن به آن نداشت. من گفتم: آقاي پالمه آماده بود كه كمك كند و در هر زمان كه لازم باشد به منطقه سفر كند، اما براي من به عنوان دبير كل و حتي به ميزاني كمتر براي آقاي پالمه در مسئوليت بالايش به مثابه «شيرجه رفتن در يك استخر خالي» بود. ضروري بود كه در اين استخر آب ريخته شود، كه به مفهوم آن بود كه طرح‌هايي ريخته شود كه بتواند ما را به سوي پيشرفت رهنمون شود.
      وزير خارجه ايران گفت كه كشورش از بابت تلاشهاي من و اولاف پالمه، سپاسگزار است. به هر روي، ايران نمي‌توانست انتظار داشته باشد كه رژيم عراق «عدالت را بپذيرد». او يادآور شد كه با وجودي كه عراق 15 ماه پيش عقب‌نشيني كامل نيروهايش را از سرزمين‌هاي ايران اعلام كرد، اين كشور به اشغال هزار كيلومتر مربع از سرزمين‌هاي ايران ادامه داد. او گفت: «درست نيست كه يك نفر ماري را در آستين بپروراند كه هرلحظه ممكن است او را نيش بزند.» من فقط مي‌توانم اين را اينگونه تفسير كنم كه اين به مفهوم آن است كه ايران تنها زماني مي‌تواند به صلح بينديشد كه رژيم صدام حسين به دور افكنده شده باشد.

      اساسي براي گفتگوها
      با وجود كمترين تغيير در شرايط‌، به هر دو وزير خارجه شفاها پيشنهادهائي كردم كه مي‌توانست به عنوان اساسي براي گفتگوهاي غير مستقيم ميان دو كشور مورد استفاده قرار گيرد. اگر پيشرفتي حاصل مي‌شد، گفتگوها به صورت مستقيم مي‌توانست ادامه يابد. اين پيشنهادها، هدف آغاز مذاكرات را تعقيب مي‌كرد، نه دسترسي به پايان جنگ را.
      محورهاي مذاكرات را ارتباط با توافق‌هاي حاصل از گفتگو به اين شرح بود:
      - آتش بس و عقب‌نشيني همه نيروها به خطوط مورد توافق
      - هماهنگ كردن و رسيدگي به ترتيبات ضروري
      - تحقيق درباره مسئوليت شروع كشتار
      - جبران خرابي‌هاي جنگ با توجه به مسئوليت دولت و موضوعات پذيرفه شده بين‌المللي
      - بازگرداندن اسيران جنگي و بازگرداندن همه پناهجويان و افراد تبعيدي
      - تدارك موافقتنامه براي بازسازي روابط صلح‌آميز همسايگي ايران و عراق، شامل دخالت نكردن در مسائل داخلي يكديگر
      - ترتيباتي براي تعيين مرزهاي بين‌المللي بين ايران و عراق
      اينها محورهائي بود كه بعدها به گونه‌اي متافوت در قطعنامه 598 شوراي امنيت كه جنگ را به پايان رساند، ظاهر شده بود. تنها 5 سال بيشتر طول كشيد. سال‌هايي كه به نظر مي‌رسيد جنگ حتي ابعاد تهديدآميز بيشتري مي‌يابد.
      طرح به يك گفتگوي واقعي بين دو طرف نينجاميد. از نظر پافشاري دو طرف بر مواضعشان، ضروري بود كه گام‌هاي ديگري برداشته شود. تعديل آثار جنگ، ضرورتي براي پايان دادن به آن‌ بود. طارق عزيز و اكبر ولايتي به عنوان سخنگويان و گفتگوكنندگان رسمي رژيم‌هاي خود در موضوع جنگ باقي ماندند و من بايد تماسهايم را با طارق عزيز در زمينه جنگ خليج فارس و با ولايتي در ارتباط با كسب آزادي گروگانهاي غربي در لبنان ادامه مي‌دادم. آنها هر دو عناصري توانا، معقول و كاملا حرفه اي بودند. ولايتي يك پزشك متخصص كودكان بود كه در ايالات متحده درس خوانده و در زماني كه وزير امور خارجه بود، به تحصيلات خود ادامه داده بود. او تمايل داشت دوستانه رفتار كند، برونگرا و پر انرژي بود او بعضي وقتها روز خود را با بازي تنيس در ساعت 5:30 دقيقه صبح آغاز مي‌كرد. احساسم به من مي‌گفت كه او مي‌كوشد انعطاف‌پذير و مصالحه جو باشد، اما نفوذ او محدود بود. او هيچكدام از تعصب‌هاي ديگر رهبران ايراني را از خود بروز نمي‌داد.
      طارق عزيز، حس مردي با توانايي‌هايي غير معمول را در من برمي‌انگيخت. انگليسي او عالي بود و هرگز كمتر از حد نياز، آمادگي گفتگو در موضوعات مورد علاقه‌اش را بروز نمي‌داد. او مي‌دانست كه واقعا چه مي‌خواهد بگويد و آن را مي‌گفت. اما هيچوقت مخالفتي را با رئيس جمهوري خود بروز نمي‌داد. هم طارق عزيز و ولايتي مي‌توانستند ساعت‌ها در دفاع از مواضع خود و تكرار آنها سخن بگويند. از ميان اين دو تن به نظر مي‌رسيد طارق عزيز تمايل بيشتري براي يافتن راه‌هايي در حركت از ميان دستورات خود در جهت فائق آمدن بر بن‌بست‌ها دارد. شايد اين بازتاب موقعيت ممتاز او در سلسله مراتب حكومت ملي‌اش بود.
      هر دو نفر تا حال حاضر در مقام‌هاي برجسته خود بدون پيشرفتي در دولت‌هاي خود باقي مانده‌اند. هر دو نفر بايد از نفوذي فوق‌العاده برخوردار مي‌بودند و آن را كسب كرده بودند. من آن دو را بيشتر از كساني كه براي بقا مي‌جنگند، تلقي مي‌‌كنم. اين را مي‌شد فهميد كه هركدام تعهدي دارند كه سبب مي‌شود به عنوان يك نماينده عمل كنند و هركدام تعهدي دارند كه سبب مي‌شود به عنوان يك نماينده عمل كنند و هركدام آماده بود تا بي‌توجه به برخي ضعف‌ها و ناهماهنگي‌هاي سياسي، براي آنها استدلال منطقي بياورند. آنها زيركتر از آن بودند كه ضعف‌ها و ناهماهنگي‌ها را نبينند.
      در واكنش به ادامه يافتن گزارش حمله به مراكز غيرنظامي و تهديدهايي عمدتا از سوي ايران در مورد كشتيراني در خليج فارس مي‌شد شوراي امنيت در پايان اكتبر 1983 قطعنامه 540 را تصويب كرد كه در آن بار ديگر قطع فوري هرگونه عمليات نظامي عليه اهداف غير نظامي خواسته شده بود و براي اولين بار دولت‌هاي مخاصم به ترك فوري خونريزيها در منطقه خليج «شامل تمام خطوط دريايي، راه‌هاي‌آبي، فعاليت هاي ترابري، پايانه‌ها، مبادي ورودي و بنادر ...» فرا خوانده شده بودند. من مي‌ديدم كه كلمات و بيان قطعنامه بار ديگر از من مي‌خواست تا «توقف ستيزها» را پيگيري كنم، چيزي كه ايران هرگز با آن موافقت نمي‌كرد. سر آخر كله فارس از خليج خشم ايران را برانگيخته بود اگر چه در آن شرايط اين واژگان بيشتر مورد قبول ديگر دولت‌هاي ساحلي بود.
      اولاف پالمه در يك سخنراني عمومي در استكهلم گفت كه شورا در نگاشتن قطعنامه‌‌، بسيار شتابزده عمل كرده است. من نمي‌توانستم خود را از همراهي با قطعنامه كنار بكشيم، اما مي‌توانستيم و همين كار را هم كردم، كه هويت خود را از شوراي امنيت جدا كنم.
      همان‌گونه كه پيش‌بيني مي‌كردم، واكنش ايراني‌ها به قطعنامه منفي بود. دولت ايران نخست ظاهرا از من خواست كه روشن كنم، شوراي امنيت به «كدام خليج» در قطعنامه اشاره دارد. (هيچ توضيحي در كار نبود)،‌در يك پاسخ كتبي، ايران يادآور شد كه اقدام شورا، «همان برخورد نابرابري بوده است كه از آغاز جنگ از سوي عراق، تعقيب شده است.»
      عراق از اين قطعنامه استقبال كرده و اعلام كرد آماده است تا در «يافتن يك شيوه موثر براي جاري كردن آتش بس براي يافتن راه رفع نگراني‌هاي همه طرف‌ها در جهت رضايت از نتايج» مشاركت كند. به هر روي اين شامل شرايطي مي‌شد كه به ايجاد يك مشكل دنباله‌دار انجاميد و مي‌توانست زدوخورد را به فرجامي برساند. قبول قطعنامه، با اين توضيح همراه بود كه اين قطعنامه «يك مجموعه كامل و تقسيم‌ناپذير» است و با احترام به ماهيت، زمان‌بندي و رويه اجرايي، در اين زمينه اقدام شود. همه طرفها بايد به طور يكسان و به فوريت از آنها بهره‌ ببرند.
    • توسط eshqali
      نخستین تصاویر از پهپاد کمان-22
       
      برد: ۳۰۰۰ ک‌م
      مداومت پروازی: بیش از ۲۴ ساعت
       

       

       

  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.