امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

1 minute قبل , mahdiarmy گفت:

آقا من نمی فهمم . مگه هواپیما چقد اوج گرفته بود که اینا اشتباه کردن ؟ با چشم نمیشد ببینن و بشنون صداشو ؟ این داره منو میسوزونه ! ارتفاعی نداشته آخه بدبختی ! تو فیلم هم 2 ثانیه بعد از لانچ موشک میخوره به هدف .

 

بر طبق گفته ها و چیزهایی که برداشت شده، از فاصله 19 کیلومتری بهش شلیک کرده و از روبرو هم مورد اصابت قرار گرفته.

 

یک شلیک بوده و احتمالا بعدش متوجه شده چه خرابکاری ای کرده ...

 

با توجه به موارد متعددی که هی گفتند هشدار کروز و چه و چه و عدم همکاری دولت در لغو پروازها بنظر می رسه طرف انقدر فرصت آنالیز نداشته و شاید چون توی رینگ پدافند تهران نبوده و موقت اضافه شده بوده، شاید حتی این شرایط ترافیک هوایی رو تجربه نکرده بوده و خرابکاری کرده ...

 

بنظر من این نفری که این خرابکاری رو کرده بازم جرمش از افرادی که دارن جامعه را به آشوب می کشند کمتر هست ...

  • Like 1
  • Upvote 4
  • Downvote 7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

تناقض :

سردار حاجی زاده در صحبت هاشون گفته بودند که ما کنترل پهباد های آمریکا رو نیز در اختیار گرفته بودیم و جهت امر فیلمبرداری از صحنه اصابت از اون ها استفاده می کردیم ، امروز سردار سلامی تو مجلس گفت که با جنگ الکترونیک کاری کردیم که پهباد هاشون رو از منطقه جمع کردن و همه پهباد ها توی فرودگاهاشون نشست .!

  • Like 1
  • Upvote 2
  • Downvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

من فاز اینایی که پست های بقیه رو دیس لایک میکنن رو نمیدونم چیه ولی هر چی هست دعا میکنم به راه راست هدایت بشن

و اما بعد !!!

تکه های این پازل رو که کنار هم میذاریم یه سناریوی ترسناک ازش در میاد که احتمالا اساتید میدونن ولی من برا کسایی که مثل خودم زندگیشون رو پای یادگیری مسائل مختلف نظامی نذاشتن میگم که یه کم آروم بشن و سئوال های مختلف ذهنشون رو اذیت نکنه !

سردار به هر دلیل ترور می شود !

به دلیل تبلیغات گسترده ای که از قبل روی شخصیت ایشون شده است ( که صدالبته به دلیل نوع کار ایشان نباید این تبلیغات صورت میگرفت چون سپاه قدس باید همه کارهایش سرّی باشد ) ، ایران در غم ایشان به هم میریزد !

اکثریت متفق القول می شوند که باید انتقام بگیریم !

برای حفظ آبرو و همچنین عدم شروع یک جنگ گسترده ، سیگنال هایی به دشمن ارسال می شود و نوع و محل حمله با واسطه به ایشان اطلاع داده می شود تا آنها تلفات ندهند . ( چون در صورت بروز تلفات ، پاسخ دشمن قطعی خواهد بود )

حمله حدود یک ساعت و نیم بعد از نیمه شب اتفاق می افتد .

دشمن که قرار نیست به همین سادگی از غرور خود چشم پوشی کند ، از اشتباهات ایران نهایت استفاده را میکند .

اشتباه ایران آن بود که برای عادی نشان دادن اوضاع و نشان دادن اقتدار و توانایی در کنترل اوضاع حتی در شرایط بحرانی و همچنین شاید برای ایجاد یک سپر دفاعی غیر نظامی در برابر حملات دشمن ، آسمان کشور را پرواز ممنوع اعلام نمی کند

از اطراف ایران به وسیله ابزارهای جنگ الکترونیک ، شلیک موشک های کروز شبیه سازی می شود ، ولی شاید نه برای شناسایی محل پدآفند ها ، بلکه برای درگیر کردن سیستم بی تجربه پدآفندی ایران با هواپیماهای خودی .

کروز مجازی شلیک شده با زمان بندی مناسب ، در مسیر و زمان پروازهای هواپیماهای مسافربری بین المللی قرار می گیرند.

پدآفند بی تجربه ، بعد از اطمینان از حضور موشک کروز 2 تیر موشک پدآفندی به سوی آن شلیک میکند و به این صورت در تله دشمن گرفتار می شود .

ایران می ماند و پاسخگویی به جامعه جهانی و مجبور می شود فرمانده پدآفند کشور را قربانی کند و این حقیقت را پنهان کند که یک جنگ شروع نشده را باخته است .

نتیجه جوگیر شدن و ایجاد هیجان زیاد و مطالبه گری در جامعه

حال آنکه ایران میتوانست با لغو تمامی محدودیت های هسته ای و بازنگری در خصوص عملیات های برون مرزی سپاه قدس برای جلوگیری از ترور های مجدد و همچنین ارسال تجهیزات مدرن تر به متحدان خود در منطقه برای درگیر شدن نیابتی با دشمن ، این تهدید را به فرصت تبدیل کند .

تاریخ نشان داده که ((خدا با ماست اگر درست تدبیر کنیم)) . کاری که معمولا بنا نداریم بکنیم .

تا وقتی (( چه بکشیم چه کشته شویم پیروزیم )) نصب العین ما باشد ، بیشتر کشته می شویم تا بکشیم .

ویرایش شده در توسط mahdiarmy
  • Like 1
  • Upvote 4
  • Downvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

این سوالی ذهنم رو درگیر کرده

ارتفاع پروازی کروز معمولا بین ۳۰-۵۰ متر (مانند تاماهاک) هست .

حال هواپیما در حال اوجگیری بوده در ۲۵۰۰ متری از سطح دریا و با احتساب ارتفاع فرودگاه ۱۰۰۰ متر از سطح دریا یعنی در واقع ۱۵۰۰ متری از سطح زمین بوده؟

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

آقا یکی در جواب پست بالای ما ، این جواب رو داده ! اساتید بررسی کنند :

اولا موشک کروز رنج پروازی زیردویست متر ارتفاع پرواز می کند پروفایل ارتفاع مشخصی داره دوم هواپیما مسافربری در کریدور پروازی خودش درحال حرکت بوده که یعنی داشت رو به سمت شمال غرب حرکت میکرده یعنی از داخل تهران درحال دورشدن بوده نه نفوذ به صورت موشک کروز درحال وارد شدن به تهران بعضی ها هم میگن اپراتور درگیر جنگ الکترونیک شده که این هم کاملا غلطه چون از تهران تا مرزهای کشور فاصله زیادی هست و عملا امکان حمله الکتونیک تا اون عمق غیر ممکنه بعد پرواز هواپیمای جمر در اسمانو مطرح می کنن که این هم کاملا مردود هست چون تاثیر کلی روی تمام لادارهای منطقه ایجاد میکنه که هیچ اثری وجود نداره به نظر میرسه موضوع کاملا عمدی بوده یا اپراتور پدافند انقدر کودن بوده که فرق دست راست وچپ خودشو نمیشناسه البته در کشور ما بعید نیست چون درجه به صورت کیلویی داده میشه

ویرایش شده در توسط mahdiarmy
  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

تا قبل از این حادثه که ما با جنگال تجهیزاتشونو مختل کرده بودیم و پهپاداشونو سند زده بودیم به نام خودمون، اما دقیقا بعد از سرنگونی هواپیما با سرنشینان نگون بختش یهو آمریکا کل سیستم راداری پدافندی مارو گول زد!

زیبا نیست؟ :)

حوادث اخیر از زمان زدن اون پیمانکار لعنتی آمریکایی (اصلا چه سودی داره زدن این مزدور ها وقتی به جاش تعداد زیادی قربانی میشن؟!) سراسر به ضرر ما بوده از ضرر اطلاعاتی امنیتی تا اقتصادی و روانی و نظامی و از همه مهم تر حیثیتی...

  • Upvote 10
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
1 ساعت پیش, zAa9 گفت:

تا قبل از این حادثه که ما با جنگال تجهیزاتشونو مختل کرده بودیم و پهپاداشونو سند زده بودیم به نام خودمون، اما دقیقا بعد از سرنگونی هواپیما با سرنشینان نگون بختش یهو آمریکا کل سیستم راداری پدافندی مارو گول زد!

زیبا نیست؟ :)

حوادث اخیر از زمان زدن اون پیمانکار لعنتی آمریکایی (اصلا چه سودی داره زدن این مزدور ها وقتی به جاش تعداد زیادی قربانی میشن؟!) سراسر به ضرر ما بوده از ضرر اطلاعاتی امنیتی تا اقتصادی و روانی و نظامی و از همه مهم تر حیثیتی...

 

با توجه به توجیحاتی که این روزها خوندم من اینطور به نظرم اومد که:

اگر صدام به ایران حمله نمیکرد ما موشک نمیساختیم و اگر القاعده به آمریکا حمله نمیکرد، آمریکا به عراق حمله نمیکرد که سردار سلیمانی رو شهید کنه، و در نتیجه ما مجبور بشیم عراق موشک باران کنیم که یک هواپیما هم اشتباهی منهدم بشه، بنابراین مرگ بر لیبرالیسم و سلبریتی های صهیونیست.

 

البته میدانم که شوخی خوبی نبود...

  • Upvote 11
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
1 ساعت پیش, zAa9 گفت:

تا قبل از این حادثه که ما با جنگال تجهیزاتشونو مختل کرده بودیم و پهپاداشونو سند زده بودیم به نام خودمون، اما دقیقا بعد از سرنگونی هواپیما با سرنشینان نگون بختش یهو آمریکا کل سیستم راداری پدافندی مارو گول زد!

زیبا نیست؟ :)

حوادث اخیر از زمان زدن اون پیمانکار لعنتی آمریکایی (اصلا چه سودی داره زدن این مزدور ها وقتی به جاش تعداد زیادی قربانی میشن؟!) سراسر به ضرر ما بوده از ضرر اطلاعاتی امنیتی تا اقتصادی و روانی و نظامی و از همه مهم تر حیثیتی...

 

اظهار نظر های مسولین و خبرهایی که از وقایع اعلام میکنن با توجه به میزان حقیقتی که توسط غربی ها روشن میشه پیوسته تغییر میکنه..اول زدن هوایپیما کلا  (به شدت) تکذیب میشد.بعدش اعتراف کردن که (سهوا) زدنش.ممکنه پس از روشن شدن مقدار دیگری از حقایق چیز دیگه ای  بگن مثلا سهوا تبدیل به یک واژه دیگه بشه

  • Upvote 4
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

درسهایی که باید از مسائل یک هفته اخیر گرفت :

1) با مردم باید صادق بود نه اینکه یک هفته حقیقت رو کتمان کنیم بعد واقعیت رو گفت هیچ کس دوست نداره احمق فرض بشه

2) در مواقع آماده باش اینچنینی باید کلیه پروازهای غیر ضروریو لغو کرد 

3) تغییر ساختاری صدا و سیما اگر امکان نداره درش تخته بشه چون هیچ کاربرد و استفاده ای بجز اینکه در مواقع بحرانی نمک به زخم مردم بریزه نداره 

4) ادغام کامل پدافند ارتش و سپاه (میدونم انجام شده تا حدودی ولی با توجه به یکسری صحبتها و پذیرش مسئولیت حادثه از طرف سپاه معلومه که هنوز زیر نظر یک فرماندهی یکپارچه نیستن )

5) خیلی ضایع هست که بعد از یک هفته تازه امروز بنر و بیلبردهای تسلیت پرواز رو در سطح شهر دید 

6) مدیریت بحران مسئولین چند برابر خود بحران تنش زا و بحران آفرینه

7) نوع برخورد نیروی انتظامی در برخورد با شلوغیها به نظر دچار بلوغ فکری شده و استفاده از ماشین آبپاش گاز اشکاور براشون تو اولویت بود حتی درخواست از مردم با بلند گو برای متفرق کردن خیلی خوب و بدور از تنش آفرینی بود که سبب شد دیشب و پریشب به خشونت کشیده نشد امیدوارو که این نوع برخورد نهادینه بشه 

8) باید از مشاوران اجتماعی نخبه در شورای امنیت ملی استفاده بشه تا در پیک تنش و بحران اجتماعی بتونن بهترین راهکارو با توجه به روحیه جامعه پیش بگیرن 

9) استعفا اصلن چیز بدی نیست بلکه نوعی احترام به مردم از طرف سیسم مدیریتی حسوب میشه 

ویرایش شده در توسط ldmdff
  • Like 1
  • Upvote 11
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
57 minutes قبل , hexman گفت:

 

اظهار نظر های مسولین و خبرهایی که از وقایع اعلام میکنن با توجه به میزان حقیقتی که توسط غربی ها روشن میشه پیوسته تغییر میکنه..اول زدن هوایپیما کلا  (به شدت) تکذیب میشد.بعدش اعتراف کردن که (سهوا) زدنش.ممکنه پس از روشن شدن مقدار دیگری از حقایق چیز دیگه ای  بگن مثلا سهوا تبدیل به یک واژه دیگه بشه

 

 

مشکل اصلی همینجاست

 

ببینید سردار حاجی زاده قبلا در زمان زدن پهباد امریکا در جنوب کشور گفتند نیروها اتش ب اختیار هستند و با غرور گفتند

 

الان بیان کردن که اپراتور باید تماس میگرفته و مشکل از اینجاست که تماس نگرفته .......

 

برای توجیه یک دروغ باید 100 تا دروغ بگیم

 

اگر با زدن پهپاد امریکا و بقیه اقدامات باعث غرور ملی شدیم الان نباید بگیم که گرفتار جنگ الکترونیکی دشمن شدیم یا هک شدیم و یا غیره ( البته ب دروغ نگیم وگرنه اگر واقعیت داره واقعیت را بگیم )

 

متاسفانه الان باید دولت پاسخگو باشه که نیست ربیعی با قاطعیت اعلام کرد موشک دروغه و اشنا و ...........................

 

رئیس جمهور اظهار بی اطلاعی میکنه مثل زمانی که بنزنین را گرون کردند و عصبانیت مردم که همراه یاس هست ب همین خاطر هست کاش بجای نظامیان دولت مسئولیت را قبول میکرد و استعفاء و عذرخواهی میکرد

 

 

 

 

 

 

 

 

ویرایش شده در توسط bluemoon
  • Like 2
  • Upvote 2
  • Downvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

من هم، مثل بسیاری از مردم کشورمان، در چنین لحظاتی در شرایط روحی چندان مناسبی قرار ندارم و اگر می‌شد، ترجیح می‌دادم دست به نوشتن نبرم.

اما از آن‌جا که آرزو و انتظار و خواسته‌ی همه‌ی ما (از ما مردم عادی تا مسئولین) این است که چنین اتفاقاتی تکرار نشود (یا احتمال تکرارشان کاهش پیدا کند)، و نیز با علم به این‌که بسیاری از دوستان و مدیران و تصمیم‌گیران، لطف دارند و نوشته‌های مرا می‌خوانند، تصمیم گرفتم چند سطری درباره‌ی خطای انسانی، که به عبارت اول رسانه‌ها تبدیل شده، بنویسم.

تأکید من در این نوشته، به عنوان یک دانشجوی مدیریت، بر این است که بخش زیادی از آن‌چه روی داده، ناشی از خطای سیستمی است و نه خطای انسانی.

باید به خاطر داشته باشیم که اگر نام اشتباهی روی مسئله بگذاریم، هر چقدر هم در حل مسئله بکوشیم،‌ عوارض مسئله از بین نمی‌رود و به عبارت دیگر، مسئله‌ی نادرستی را حل می‌کنیم.

ضمناً به طور خاص، از دوستانی که مدیریت سازمان‌ها و کسب و کارها را بر عهده دارند، تقاضا می‌کنم که این بحث را، به مسئله‌ی سقوط هواپیما و عزیزانی که داغدارشان هستیم، محدود نبینند و به این نکته توجه داشته باشند که بسیاری از خطاها و چالش‌های سازمانی، از جنس سیستمی هستند و اگر متوجه این مهم نباشیم، نمی‌توانیم آن‌ها را به شکل بلندمدت رفع کنیم.

خطای انسانی: در دسترس‌ترین متهم

عبارت خطای انسانی را می‌توان یکی از متهمان در دسترس در سوانح دانست. سیدنی دکر (Sydney Decker) در مقدمه‌ی کتابده پرسش درباره‌ی خطای انسانی توضیح می‌دهد که خطای انسانی در ذهن بسیاری از مهندسان، تقریباً مکمل خطای مکانیکیمحسوب می‌شود. مثلاً اگر ۷۰٪ مشکل را بتوان به خطای مکانیکی نسبت داد، بلافاصله و به شکل اتوماتیک، فرض می‌شود که ۳۰٪ ماجرا هم به خطای انسانی باز می‌گردد.

به همین شکل، اگر هیچ نوع نقص عملکردی در سیستم‌ها وجود نداشته باشد، ۱۰۰٪ خطا به انسان نسبت داده می‌شود.

با همین منطق، وقتی هواپیما نقص فنی نداشته و سیستم پدافند هم بر اساس دستور اپراتور به درستی عمل کرده و موشک هم کاملاً دقیق به هواپیما خورده، سهم خطای مکانیکی، صفر به نظر می‌رسد این «خطای انسانی» است که باید «بارِ آن‌چه را که روی داده» بر دوش بکشد.

همین سیدنی دکر در کتاب خود، توضیح می‌دهد که وسواس روی نام‌گذاری‌ها، بسیار حیاتی است و اشاره می‌کند که هر اصطلاحی، با توجه به افق‌ها و محدودیت‌هایی که در ذات آن نهفته است، فهم متفاوتی از سانحه در اختیار ما قرار می‌دهد.

به بیان دیگر، اصرار بر نام‌گذاری درست، از دیدگاه کارشناسان سوانح و ایمنی، صرفاً بازی با کلمات نیست؛ بلکه وسیله‌ای است که به شکل‌گیری فهم بهتری از مسئله (و پیشگیری از تکرار آن) کمک می‌کند.

سیستم چیست؟

برای این‌که بدانیم خطای سیستم چیست، باید ابتدا به توافق برسیم که سیستم چیست.

درباره‌ی تعریف سیستم، کتاب‌ها و مقاله‌های بسیار نوشته‌اند و هنوز هم، کتاب‌ها و مقاله‌های بیشتری می‌توان نوشت. من هم به سهم خود، در طول پانزده سال گذشته، در این‌باره کم نگفته‌ام و ننوشته‌ام.

اما در حدی که فعلاً در حوصله‌ی من و وقت خواننده بگنجد، می‌توانیم به دو ویژگی کلیدی سیستم اشاره کنیم:

  • سیستم از اجزاء متعددی تشکیل شده
  • این اجزاء،‌ با یکدیگر در ارتباط و تعامل هستند

شکل زیر می‌تواند نشان‌دهنده‌ی یک سیستم باشد:

خطای سیستمی

می‌دانیم که هر یک از اجزاء (Components) سیستم می‌‌توانند از المان‌ها (Elements) یا عناصر کوچک‌تری تشکیل شده باشند.

مثلاً اگر سازمان را به عنوان یک سیستم فرض کنیم، واحد مدیریت ارتباط با مشتری یک جزء یا کامپوننت این سیستم محسوب می‌شود و تک‌تک کارکنان این واحد را می‌توان یک عنصر یا المنت در نظر گرفت.

این اجزاء و عناصر، از سیستمی به سیستم دیگر، نام متفاوتی پیدا می‌کنند. هم‌چنین کانال‌های ارتباطی هم، در هر سیستم، نام خود را دارند.

مثلاً وقتی بدن انسان را به عنوان یک سیستم در نظر می‌گیریم، هر یک از اندام‌ها نقش یک کامپوننت را بر عهده می‌گیرند. دو سیستم ارتباطی قدرتمند هم، وظیفه‌ی مدیریت تعاملات و ارسال پیام را بر عهده دارند: سیستم عصبی که وظیفه‌ی ارسال و دریافت پیام‌های فوری‌تر با سرعت بالا را بر عهده دارد. و سیستم هورمونی که از طریق خون، پیام‌ها را به شکلی کُندتر، رد و بدل می‌کند.

پس هر وقت خواستید شکلی شماتیک از یک سیستم ترسیم کنید، کافی است ابتدا نام اجزای آن را روی کاغذ بنویسید. سپس با ترسیم خطوط ارتباطی، مشخص کنید که هر جزء با چه اجزای دیگری در ارتباط است.

منظور از خطای سیستمی چیست؟

در ساده‌ترین و سطحی‌ترین نگاه، دو نوع خطا در سیستم‌ها قابل‌تصور است:

  • انتخاب المان یا کامپوننت اشتباه برای یک سیستم
  • تصمیم‌گیری نادرست درباره‌ی مسیر‌های ارتباطی

منظور از تصمیم‌گیری نادرست درباره‌ی مسیرهای ارتباطی این است که دو کامپوننت که نباید به هم وصل باشند، به هم وصل شوند و یا این‌که برای دو کامپوننت که باید به یکدیگر متصل باشند، مسیر ارتباطی در نظر گرفته نشود.

من به عنوان نمونه، به دو مورد از المان‌های نامناسب در سیستم مدیریت رویداد اخیر اشاره می‌کنم.

یک مورد از آن‌ها، ریاست سازمان هواپیمایی کشوری است. فردی که – هر چقدر هم شریف یا خوب – روی صندلی نامناسبی نشسته است (مصاحبه).

حرف‌های ایشان از نظر علمی، ادبی، منطقی، استدلال، کارشناسی، بسیار ضعیف هستند.

فقط به این جملات توجه کنید:

  • «ما در آن‌جا هشت نه فروند هواپیما داشته‌ایم» (خب. منظور چیست؟‌ باید هر هشت فروند ساقط می‌شدند؟ این چه داده‌ای است که مطرح می‌کنید و چه ارتباطی به مسئله دارد؟)
  • «ما در همان زمان، چند فروند هواپیما در ارتفاع بیست هزار پا به بالا داشتیم. مگر می‌شود این سیستم به هواپیمایی شلیک کند که هشت هزار پا ارتفاع دارد؟» (ربط؟ منطق؟ معنا؟)
  • «از کجا شلیک کند؟» (شما محل پدافندها را نمی‌دانستید؟)
  • چنین اتفاقی نمی‌تواند بیفتد. (حتی در حد یک سناریو با احتمال پایین هم، غیرممکن است)
  • «اگر موشک به هواپیما بخورد هواپیما باید منهدم بشود» (با کدام منطق؟ چرا؟ چنان‌که دیدیم خورد و منهدم نشد)
  • «از لحاظ فنی، چنین ادعایی امکان‌پذیر نیست.»

این‌که اپراتور دستگاه پدافند، دکمه‌ی شلیک را اشتباه فشار دهد، می‌تواند یک خطای انسانی باشد. اما این‌که فردی با این سطح از توانایی استدلال و قدرت منطق، در جایگاه رییس سازمان هواپیمایی کشوری بنشیند، یک خطای سیستمی است (المان نامناسب برای یک نقطه از سیستم).

شبیه همین انتقادها را می‌توان به سخنگوی دولت هم وارد دانست. ایشان قبل از شروع Investigation، برخی سناریوها (مثل پرتاب موشک) را نفی کردند. در حالی که اصول روابط‌عمومی و موضع‌گیری، ایجاب می‌کند که قبل از مطالعه و تحقیقات، هیچ گزینه‌ای نفی نشود.

فرض کنید جنازه‌ای در خانه‌ای روی زمین افتاده و کارآگاه به آن‌جا می‌رسد و مادر را، گریان و اندوهگین بر سر جنازه می‌بیند. در همان لحظه بگوید: «من تحقیقات را آغاز می‌کنم. اما علی‌الحساب، مطمئنم که مادر، فرزند را نکشته است.»

آیا در تخصص و تعهد او شک نمی‌کنید؟

از کارآگاه انتظار می‌رود که قبل از تحقیقات بگوید: «من هیچ احتمالی را نفی نمی‌کنم. اجازه دهید بیشتر مطالعه کنم و نتایج را اعلام کنم.»

فقط برای لحظه‌ای تصور کنید که رئيس هواپیمایی کشوری به تلویزیون نمیامد یا اگر می‌آمد همه چیز را منوط به تحقیقات می‌کرد. هم‌چنین فرض کنید سخن‌گوی دولت می‌گفت: «همه‌ی سناریوها روی میز است. ما احتمال شلیک موشک را بسیار پایین و نزدیک به صفر می‌دانیم. اما هم‌چنان، هیچ گزینه‌ای را نفی نمی‌کنیم.»

آیا الان میزان اعتماد عمومی به دولت، در وضعیت بهتری نبود؟

قرار گرفتن مهره‌های نامناسب در مکان‌های نامناسب (هر چقدر هم که فرض کنیم در مقام فرد، افرادی پاک و سالم باشند) یک خطای سیستمی است.

ما کارشناس نیستیم. اما قطعاً کارشناسان و کسانی که این حادثه را بررسی می‌کنند، می‌توانند فهرستی بسیار بلندتر از افرادی که در جایگاه‌های نامناسب قرار داشته‌اند ارائه دهند و به کمرنگ کردن این خطای سیستمی کمک کنند (رفع کامل خطای سیستمی، اصلاح مکانیزم گزینش و انتخاب است. تا هیچ‌وقت هیچ‌کس در جای نامناسبی ننشیند).

نوع دوم خطای سیستمی، در تعریف ارتباط میان کامپوننت‌هاست.

نهادهای تصمیم‌گیر در کشور ما، بسیار متعدد و متنوع هستند (نمونه‌ی این مشکل را در ماجرای FATF دیده‌ایم که نه رد می‌شود و نه تصویب). بالاخره باید مشخص شود که آیا ما در وضعیت جنگ هستیم یا نیستیم و نیز مشخص شود که چه نهادی باید این را اعلام کند (فرض من این است که شورای عالی امنیت ملی مسئول چنین تصمیمی است).

اگر در وضعیت جنگ هستیم و کشور در شرایط آماده‌باش کامل بوده، چرا پروازهای مسافری انجام شده‌اند و کسی آن‌ها را متوقف نکرده است؟

آیا هیچ نوع کانال ارتباطی بین شورای عالی امنیت ملی (که درباره‌ی نحوه‌ی اجرای انتقام سخت تصمیم گرفته بوده) و هواپیمایی کشوری وجود دارد؟ اگر دارد، چرا هیچ پروازی به تعلیق در نیامده؟ اگر چنین کانال ارتباطی وجود ندارد، آیا بهتر نیست چنین کانالی ایجاد شود و هواپیمایی کشوری و نیز فرودگاه‌های کشور، به عنوان سازمان‌هایی تأثیرپذیر از تصمیم شورای عالی امنیت ملی، در جریان چنین تصمیم‌هایی قرار بگیرند؟

ظاهراً گفته می‌شود که برخی نهادها (مثل سازمان هوافضای سپاه) در شرایط آمادگی حداکثری بوده‌اند. به نظر می‌رسد که بعضی نهادهای دیگر هم، مثل فرودگاه‌های کشور، در شرایط آمادگی حداقلی، به روند عادی عملیاتی خود مشغول بوده‌اند.

ما در مقام طراح سیستم نیستیم. اما الان موقعیت مناسبی است که طراحان سیستم از خود بپرسند، چرا کامپوننت‌های مختلف سیستم، در یک سطح از آمادگی نبوده‌اند؟ کدام کانال‌های ارتباطی وجود نداشته یا ضعیف بوده که چنین اتفاقی افتاده است؟

گفته شده است که اپراتور سیستم پدآفند، چندین مرتبه درخواست کرده که فضای آسمان کشور Clear شود و هیچ پروازی در آن نباشد.

انتظار می‌رود که این کانال ارتباطی بررسی شود و مشخص شود که سر و ته آن چه مجموعه‌هایی بوده‌اند که اپراتور درخواست را داده و درخواستش به آن سوی کانال نرسیده یا اگر رسیده، به آن ترتیب اثر داده نشده است.

این‌ها هیچ‌کدام از جنس خطاهای انسانی نیستند. بلکه از جنس خطا در تعریف کانال‌های ارتباطی و یا در پروتکل به‌کارگیری کانال‌های ارتباطی هستند.

وقتی از منظر «خطای انسانی» به چنین سوانحی نگاه می‌کنیم و نمی‌پذیریم که «خطای سیستمی» روی داده، پتانسیل موجود برای تکرار این خطاها از بین نمی‌رود و هر لحظه احتمال دارد، دوباره کشور در معرض چنین خطاها و خطراتی قرار بگیرد.

محمد رضا شعبانعلی

  • Like 1
  • Upvote 6
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

چند نکته که دوستان انگار اشتباه متوجه شدند:

 

با توجه به سخنان سردار حاجی زاده مقامات هواپیمایی کشوری که در این سه روز می گفتند هواپیما موشک نخورده از قضیه اطلاع نداشتند و فقط بر پایه ی اطلاعات خودشان نظر میدادند و حدس میزدند. 

 

ستاد کل نیروهای مسلح و پدافند هم در این سه روز ساکت بودند و کلا نظری ندادند. 

 

سخنان سردار و قبول اشتباه و عذر خواهی هم تنها سه روز طول کشید. (که در نوع خودش سریع ترین زمان پذیرش در تاریخ سوانح هوایی از این نوع مسافربری هست) 

  • Upvote 2
  • Downvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

بنده با وجودی که معتقدم سردار حاجی زاده از مدرن و به روز ترین فرماندهان سپاه هستن، بر خلاف اونچیزی که گروهی از رسانه ها بعد از گفتگوی ایشون در رابطه با سانحه، صرفا سیاسی عمل کرده و متعصبانه قصد قهرمان سازی و چهره ای فداکار از ایشون دارند که خودشون رو فدای دیگران کرده، به نظرم صحبت های ایشون اصلا در حد و اندازه فرمانده نیروی هوافضای سپاه نبود، به لحاظ فنی بسیار سوال بر انگیز و ضعیف، و همچنین به طور واضحی به صورت غیر مستقیم تقصیر رو متوجه دیگر ارگان ها مثل قرارگاه خاتم النبیا پدافند هوایی و شاید ستاد کل .

 

حتی به نظرم صحبت های ایشون از نظر طبقه بندی هم اطلاعات مهمی رو در اختیار طرف های مقابل ما قرار میده.

 

مثلا توضیحات ایشون راجع به علل عدم امکان تماس اپراتور با مرکز بسیار ضعیف بود و اصلا در حد فرمانده یک نیروی تا این حد فناوری محور نبود و حتی به نظرم عیان کردن نقاط ضعف سیستم های دفاعی کشور برای دشمنان بود. حتی اگه نمی خواستن واضح بگن کلی میتونستن بگن به دلایلی یا به دلایل فنی و یا نداشتن فرصت امکان ارتباط نداشتن، نه اینکه با حدس و گمان و عدم اطمینان صحبت کنن و بگن شاید جمینگ بوده و یا ... 

  • Upvote 10
  • Downvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

مورد دیگری که در رابطه با این اتفاق تلخ بررسی کرد، بحث پدافند غیر عامل هست، باید بررسی کرد قرار گرفتن یک سری سایت نظامی حساس در مجاورت  فرودگاهی که طراحی شده بود تا هاب پرواز های بین المللی باشه، استدلال قابل قبولی پشتش هست یا نه؟ 

  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط Nestor
      عمليات توكل : پايان عمليات گسترده تا زمان عزل بني صدر


      دو ماه پيش از عمليات توكل در منطقه عمومي آبادان ، عمليات ديگري در همين منطقه به شكست انجاميده بود . فرماندهان ستاد اروند بر آن شدند تا براي شكست محاصره چهار ماهه آبادان و باز پس گيري منطقه شرق رود كارون و پس راندن دشمن تا مرز بين المللي شلمچه و رود " خين " عمليات توكل را طرح ريزي كنند و با بهره گبري از يگانهاي پياده و زرهي ارتش از سه محور جاده ماهشهر- آبادان ، آبادان – خرمشهر و غرب كارون ، آن را به اجرا درآورند . سرانجام در 20 دي ماه 1359 عمليات توكل توسط يگان هايي از ارتش ، شماري از نيروهاي سپاه و ستاد جنگ هاي نا منظم آغاز شد . قواي زرهي از ذو محور و نيروهاي پياده از محور سوم وارد عمل شدند . در سه راهي آبادان و كوي ذوالفقاريه كه نيروهاي پياده تك كرده بودند ، خط نيروهاي عراقي در هم شكست و شماري از آن ها اسير شدند . اما به سبب عدم پيشروي در دو محور ديگر ، اين نيروها نتوانستند موقعيت خود را تثبيت كنند و به ناچار دست به عقب نشيني زدند . به اين ترتيب عمليات توكل ، كه در مرحله نخست موفقيت چنداني در پي نداشت ، در مراحل بعدي نيز با توقف حمله رو به رو گرديد و ناكامي مرحله نخست سبب شد تا انجام اين گونه عمليات هاي گسترده تا زمان عزل بني صدر از مقام فرماندهي كل قواي مسلح منتفي شود .


      نام عمليات : توكل
      زمان اجرا : 20 / 10 / 1359
      مكان اجرا : جاده ماهشهر – آبادان و غرب رود كارون
      ارگان هاي عمل كننده : نيروي زميني ارتش ، سپاه پاسداران ، ستاد جنگ هاي نا منظم
      اهداف عمليات : شكست محاصره چهار ماهه شهر آبادان و باز پس گيري ساحل شرقي رود كارون


      مقدمه : شرحي بر عمليات هاي دفاع مقدس
    • توسط marshal1987
      برگرفته شده از کتاب شمشیر پیروزی


      1- استراتژی نظامی جمهوری اسلامی ایران در برابر تجاوز عراق


      شروع حمله سراسری (1359/6/31) و پیشری های سریع ارتش عراق در عمق خاك جمهوری اسلامی ایران، باعث طرح ریزی و اجرای یك استراتژی نظامی در مقابل نیروهای متجاوز عراق در جبهه های شمالی (آذربایجان غرب و كردستان)، میانی (كرمانشاه و ایلام) و جنوبی (خوزستان) گردید. این استراتژی واقع بینانه و هدفمند بر اساس اصول و مراحل زیر پایه ریزی شد:
      مرحله اول: سد پیشروی دشمن و تثبیت او در اولین مواضع پدافندی مناسب.
      مرحله دوم: اجرای عملیات پدافندی در برابر ارتش عراق، همراه با افزایش آمادگی و توان رزمی نیروهای خودی و انجام عملیات های آفندی محدود به منظور ضربه زدن به دشمن.
      مرحله سوم: اجرای عملیات های آفندی گسترده علیه دشمن به منظور انهدام و بیرون راندن نیروی متجاوز از خاك جمهوری اسلامی ایران.
      به دنبال اجرای این استراتژی و پس از گذشت حدود دو ماه از شروع جنگ سرانجام نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران با تهیه و صدور طرح عملیاتی بدر، در مورخه 1359/8/30 مأموریت این نیرو را به شرح زیر به یگانهای تابعه در جبهه های شمالی، میانی و جنوبی ابلاغ نمود:
      نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران، ابتدا تجاوز ارتش بعثی عراق را در اولین مواضع پدافندی متوقف و سد می كند و سپس با اجرا و هدایت عملیات نامنظم در جبهه و جناحین، عمق سازمان و گسترش دشمن متجاوز را تضعیف می كند و درنهایت با اجرای عملیات آفندی و منهدم كردن نیروهای دشمن در منطقه خط مرز بین المللی را ترمیم می نماید و آماده می شود تا عملیات خود را برای سرنگون كردن رژیم منحط بعثی عراق هدایت نماید.
      با ابلاغ طرح عملیاتی بدر از سوی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران به یگان های عمده نزاجا، لشگر 81 زرهی كه در آن زمان مسؤولیت پدافندی جبهه میانی را به عهده داشت، طرح عملیاتی امین را تهیه و مأموریت و تدبیر عملیاتی خود و همچنین مأموریت های محوله به یگان های تابعه را در بند 2 و 3 این طرح به شرح زیر ابلاغ نمود:


      2- مأموریت


      لشگر 81 زرهی و نیروهای شبه نظامی و زیرامر، ضمن اجرای عملیات پدافندی علیه عوامل مسلح مزدور داخلی، حملات نیروهای بعث را در منطقه متوقف و در مقدم ترین مواضع پدافندی ممكن، آن را سد می نماید و همزمان با آن، عملیات های رزمی محدود خود را جهت تضعیف دشمن اجرا می كند و سپس در ساعت (س) روز (ر) باقیمانده نیروهای خصم را در منطقه نابود و خط مرز بین المللی را ترمیم، و آماده می شود بنا به دستور، تك را جهت سرنگونی رژیم صدام حسین كافر به داخل خاك كشور عراق ادامه دهد. " 1 ".

      3- اجرا

      الف- تدبیر عملیات پیوست ب(كالك عملیات)


      (1) مانور
      لشگر 81 زرهی، این عملیات را در دو مرحله با سه تیپ و یك گروه رزمی در خط به ترتیب از شمال به جنوب، تیپ 3 زرهی در شمال (راست)، تیپ 3 لشگر 77 پیاده خراسان " 1 ". و تیپ 2 زرهی در وسط و تیپ 1 زرهی در جنوب (چپ) انجام می دهد.
      الف- مرحله یكم
      لشگر 81 زرهی ضمن هدایت عملیات پدافندی داخلی در مناطق مربوطه، به منظور پاكسازی منطقه از لوث وجود عوامل مسلح و مزدور دولتهای جنایتكار بین المللی كه علیه انقلاب اسلامی ایران مجهز شده اند و همچنین به منظور استقرار كامل قانون و اقتدار حكومت جمهوری اسلامی ایران، دشمن را در مقدم ترین مواضع سد كننده مناسب متوقف می نماید و با وارد آمدن تلفات و خسارات همه جانبه جهت تضعیف و كاهش توان رزمی او در جبهه، جناحین و عمق سازمان رزمی و تداركاتی دشمن مبادرت به اجرای عملیات چریكی، حملات محدود شبانه و روزانه و حملات مداوم هوایی و توپخانه ای می نماید.
      ب- مرحله دوم
      لشگر 81 زرهی در ساعت (س) روز (ر) تك نموده، باقیمانده خصم را در منطقه نابود و خط مرز بین المللی را ترمیم می نماید و سپس آماده می شود تك را جهت سرنگونی رژیم صدام حسین به داخل خاك عراق ادامه دهد.
    • توسط Nestor
      هدف از انجام عمليات « مسلم بن عقيل » تصرف همه ارتفاعات مشرف بر شهر " مندلي " عراق بود . اين منطقه با توجه به توقف و ناكامي در عمليات " رمضان " در شرق بصره و شيوه اي كه براي حمله از مناطق كوهستاني اتخاذ شده بود ، انتخاب گرديد تا نقاط قوت و ضعف نيروهاي هر دو طرف براي جنگ كوهستاني به دست آيد . هدف دوم تامين مرزهاي جبهه مياني ، آزاد سازي بخشي از خاك ايران و پس زدن عراق از غرب شهر " سومار " بود .
      اين عمليات با همكاري سپاه و ارتش و با رمز « يا ابا الفضل العباس » در تاريخ 9 مهرماه 1361 به اجرا در آمد . در مرحله نخست ، نيروهاي ايراني به خوبي پيش رفتند و در مرحله بعدي از سرعت پيشرويشان كاسته شد و عليرغم پا تك هاي سنگين دشمن ، سرانجام مواضع فتح شده تثبيت گرديد .
      در اين عمليات كه مدت هفت روز و در 2 مرحله انجام شد ، 150 كيلومتر مربع از خاك ايران آزاد و حدود 30 كيلومتر مربع از خاك عراق تصرف شد . نيروهاي خودي ضمن تامين دشت سومار ، روي ارتفاعات " كيسكه ، كهنه ريگ مستقر و بر تنگه هاي مرزي مسلط شدند . شهر مندلي نيز در ديد و تير رس آنان قرار گرفت و امكان پيشروي به عمق خاك عراق فراهم و آسان شد . نيروهاي عراقي در جريان اين عمليات و پاتك هاي خود تعدا 4275 تن كشته و زخمي به جا گذاشت . همچنين يك دستگاه رادار ، يك دستگاه ردياب صوتي توپخانه ، 3 دستگاه بولدوزر و بولدوزر « دي – 8 » و چند قبضه توپ 100 ميليمتري آنان به غنيمت نيروهاي ايراني در آمد و 79 دستگاه تانك و نفربر از جمله چند دستگاه تانك پيشرفته ، 20 دستگاه خودرو ، 3 دستگاه لودر و 3 قبضه كاتيوشا به همراه 7 فروند هواپيماي دشمن منهدم و ساقط شد .



      نام عمليات : مسلم بن عقيل ( ع )
      زمان اجرا : 9/7/1361
      مدت اجرا : 7 روز
      مكان اجرا : سومار در جبهه مياني جنگ
      رمز عمليات : يا ابا الفضل العباس ( ع )
      تلفات دشمن : 4275 نفر كشته ، زخمي و اسير
      ارگان هاي عمل كننده : سپاه و ارتش
      اهداف عمليات : تصرف همه بلندي هاي مشرف به شهر مندلي عراق و تامين مرز جبهه مياني و آزاد سازي بخشي از خاك ايران به همراه پس زدن دشمن از غرب شهر سومار




      قابل توجه علاقه مندان به عمليات هاي 8 سال دفاع مقدس
    • توسط mm1368
      مقدمه:
      عمليات كربلاي 2از جمله عملياتهايي است كه درقالب عمليات متوسط رزمندگان اسلام دسته بندي شده و در اواخر سال چهارم جنگ انجام شد. از جمله ويژگي هاي مهم اين عمليات حضور يك گردان از اسيران داوطلب عراقي درزير مجموعه تيپ 9 بدر در اين عمليات است كه به نوبه خود براي اولين بار در طول جنگ اين اتفاق افتاد. دومين ويژگي شهادت شهيد محمود كاوه فرمانده لشكر ويژه شهدا كه آوازه شجاعت و دلاور مردي آن زبانزد همگان بود. لذا به منظور توجه بيشتر به اين دو خصوصيات عمليات دو گزارش مستند كه يكي عملكرد تيپ 9 بدر درعمليات وديگري نحوه شهادت شهيد محمود كاوه فرمانده قهرمان لشكر ويژه شهداء در ادامه شرح عمليات ارائه مي گردد. با تشكر از دوستان مركز مطالعات و تحقيقات جنگ كه ما را در آماده سازي اين نوشتار ياري كردند.

      شرح مختصر عمليات:
      عمليات كربلاي 2 در 10شهريور 1365درمنطقه حاج عمران، با شركت يك تيپ از لشكر 10 سيد الشهداء (ع) و تيپ 9 بدر، 12قائم، 21امام رضا 105قدس، 155 شهداء كه در مجموع به استعداد 28 گردان از سپاه انجام شد.
      هدف هاي عمليات عبارت بودند از: ترميم خط پدافندي، خارج كردن عقبه خودي از ديد و تير دشمن و دست يابي به راه كارهاي مناسب به منظور عمق دادن به منطقه براي عمليات بعدي، مانور عمليات از دو محور طرح ريزي شده بود: محور راست شامل ارتفاعات گردكوه (معروف به شهيد صدر)، تخته سنگي، تپه شهدا و تپه سرخ و 2محور چپ، شامل ارتفاعات 2519، واراس و يال هاي آن، تپه تخم مرغي، شيار «انه»، و دو يال ارتفاع مسكران.
      فرماندهي اين عمليات به قرارگاه سيدالشهداء (ع)، يكي از قرارگاه هاي تابعه نيروي زميني سپاه واگذار شد. درشب اول عمليات، تپه شهيد صدر، تخته سنگي و مقر فرماندهي دشمن به تصرف نيروهاي خودي درآمد و در جناح چپ، به علت عدم دستيابي كامل به هدف ها، رزمندگان عقب نشيني كردند.
      درشب دوم، بارديگر نيروها از محور چپ دست به حمله زدند. اما موفقيتي به دست نيامد و عمليات با تصرف نيمي از هدف ها، به پايان رسيد.

      عملكرد تيپ 9 بدر درعمليات كربلاي 2:
      تيپ 9 بدر تشكلي از نيروهاي مجاهد و ارتشيان عراقي است كه از شروع جنگ تحميلي و يا در طول آن با هجرت يا پناهنده شدن به ايران، در كنار نيروهاي سپاه پاسداران شروع به فعاليت كرده اند. اين نيروها عموماً درعراق افسر و درجه دار بوده اند. بيشتر افراد كادر تيپ نيز از نيروهاي عراقي مي باشند.
      اين تيپ ابتدا در قالب گردان هاي «شهيد صدر» به وجود آمد و در كنار نيروهاي خودي در عمليات بدر حضوري شايسته داشت. پس از آن درچند عمليات در «هور» از جمله عمليات «قدس» و «عاشوراي 4» شركت كرد و موفقيت هايي را نيز به دست آورد. سپس با ادغام در نيروهاي «قرارگاه رمضان» همكاري خود را با اين قرارگاه آغاز كرد.
      اين تيپ به استعداد سه گردان نيروهاي مجاهد عراقي و يك گردان از اسيران داوطلب، در مجموع با 650نيرو در عمليات كربلاي 2شركت كرد.
      آنچه براي اولين بار در طول جنگ دراين عمليات انجام شد، حضور يك گردان از اسيران داوطلب شامل سربازان، درجه داران و افسران عراقي بود.
      راوي تيپ 9 بدر (علي مژدهي) روحيه نيروهاي اين تيپ را قبل از حركت آنها براي عمليات، چنين تشريح كرده است:«كليه نيروها با داشتن روحيه اي بسيار قوي، دسته دسته ضمن آماده شدن براي حركت، با برگزاري مراسم سينه زني و نوحه خواني به پادگان شور و حال عجيبي داده بودند.
      عده اي از برادران نيز مشغول نوشتن وصيت نامه بودند و همگي بي صبرانه منتظر حركت به سمت منطقه عملياتي بودند. درگردان اسرار نيز اين وضعيت به چشم مي خورد، عده اي درحال نوحه خواني و سينه زني بوده و هركدام با ديدن فرمانده تيپ او را در بغل گرفته و با خنده به وي نويد پيروزي مي دادند.»
      راوي در شرح اقدامات اين تيپ در عمليات كربلاي2، نوشته است: «درحالي كه منطقه با خمپاره هاي منور دشمن روشن شده است، نيروهاي تيپ حركت خود را به آرامي به سوي اهداف تعيين شده ادامه مي دهند. كليه گردان هاقصد دارند كه در بين ساعات 22تا 23 به پاي كار برسند. گردان شهيد صدر درساعت 22 به نزديكي خط اول دشمن مي رسد و دسته خط شكن با استقرار در جلو گردان، آماده هجوم نهايي مي شود. برادران واحد تخريب در حال خنثي سازي مين معابر در زير نور منورها و شليك خمپاره هاي دشمن هستند، كه ناگهان دشمن متوجه نيروهاي خودي مي شود و آنها را به رگبار گلوله مي بندد و به دنبال آن درگيري آغاز مي شود.
      نيروها با عبور از معابر، خود را به خاكريز دشمن مي رسانند و زير آتش و نارنجك هايي كه به سوي آنها پرتاب مي شود به داخل كانال جلو خود مي روند و جنگ تن به تن را در داخل كانالي با عرض كم و ارتفاع نزديك به يك و نيم متر آغاز مي كنند. دشمن كه با هجوم قدرتمندانه نيروهاي خودي مواجه شده است، به رغم مقاومت شديد، سنگر به سنگر عقب مي رود. دراين هنگام يكي ديگر از گردان هاي تيپ 9 بدر (شهيد دستغيب) موفق مي شود با شكستن خط دشمن، از پشت به او حمله كند، اين امر سبب مي شود كه نيروهاي دشمن با ناامن ديدن وضعيت خود، دست از مقاومت بردارند. به دنبال آن، گردان شهيد صدر موفق مي شود با گردان شهيد دستغيب الحاق كند و هر دو به سوي مثلث انتهايي ارتفاع پيش روي كنند؛ بر اثر اين حركت بقيه افراد دشمن به عقب مي گريزند و نيروهاي دوگردان روي مثلث انتهايي مستقر شوند.
      يكي ديگر از گردانهاي تيپ 9 بدر (گردان حمزه) كه عمدتا از اسيران عراقي تشكيل يافته است، به منظور كمك به آنها وارد عمل مي شود و با حركت سنگر به سنگر در داخل كانال ها، به پيشروي ادامه مي دهند.
      با روشن شدن هوا تمام منطقه پاكسازي مي شود و درنتيجه، ارتفاع شهيد صدر و يال آن و ارتفاع صخره اي به دست نيروي چهارگردان از تيپ 9 بدر تصرف مي شود و دشمن با برجاگذاشتن كشته ها و اسيران بسيار، از اين منطقه عقب نشيني مي كند.»

      حركت فرمانده تيپ 155 شهدا به سوي شهادت:
      در وضعيت فوق طاقت و به شدت دشواري كه نيروهاي عمل كننده خواه ناخواه با آن مواجه بودند و سبب شده بود پيروزي را نيز دور از دسترس ببينند. تيپ ويژه 155 شهدا، به خصوص فرمانده آن، مؤمنانه و شجاعانه درعرصه درگيري وارد شدند. شهيد اميري مقدم راوي مركز مطالعات و تحقيقات جنگ دراين تيپ، در گزارش خود از عمليات كربلاي2، درباره اين وضع و حركت نيروها براي ادامه عمليات و سرانجام آن، چنين روايت كرده است: «تغييرات انجام شده در طرح مانور و عدم موفقيت كامل تيپ ويژه 155 شهدا در عمليات شب گذشته، موجب ترديد در مسئولان، خصوصا فرماندهان اين تيپ شده بود. اين ترديد اگر چه در خود فرمانده تيپ (برادر محمود كاوه) نيز وجود داشت ولي وي با توجه به حساسيت زمان و مصلحت كل عمليات، اين ترديد را بروز نمي داد و به همين دليل تصميم گرفت براي زدودن ترديدها و تقويت روحيه عملياتي در افراد تيپ، به همراه نيروهاي عمل كننده در منطقه درگيري حاضر شود. وقتي كه مسئولان تيپ از اين تصميم آگاه شدند درصدد برآمدند كه وي را از اين عمل باز دارند. فرمانده يكي از گردان ها (برادر صلاحي) براي منصرف كردن وي، مي گويد: «شما اين كار را نكنيد، آتش دشمن زياد است، مسير، بد مسيري است، خداي نكرده طوري مي شود.» فرماندهي در جواب مي گويد: «خب، اگر اين طور است، ما هم شهيد مي شويم. اگر كار مثل شب گذشته بشود، ما هم حاضريم امشب شهيد شويم.» به همان اندازه كه خود وي در رفتن به خط درگيري مصمم بود، ساير مسئولان تيپ مخالف بودند.
      مكالمه زير كه در آخرين دقايق قبل از عزيمت برادر كاوه به منطقه و در هنگام پوشيدن پوتين، بين وي و قائم مقام تيپ (برادر منصوري) انجام گرفته، بيانگر اين واقعيت است كه ايشان چه قدر به رفتن و ديگران چه اندازه در بازداشتن وي مصمم بوده اند. متن مكالمه اين چنين است:
      منصوري: رفتن شما نه به نفع اسلام است و نه به نفع...
      كاوه: نه
      منصوري: اگر نظر شما اين است كه نيروهاي عمل كننده آدم قوي تري مي خواهند، من قوي نيستم ولي مي روم جلو و يكي ديگر را اين جا مي گذارم.
      كاوه: نه، من مي خواهم امشب، شما اينجا باشيد.
      منصوري: من نمي خواهم
      كاوه: امشب كارها جور نمي شود.
      منصوري: خب، اگر جور نمي شود با رفتن شما هم جور نمي شود.
      كاوه: چه مي گويم! جور مي شود، ان شاءالله جور مي شود.
      منصوري: البته اگر خدا بخواهد جور مي شود. شما هم اين جا كلي كار داريد: مسئله قرارگاه، هماهنگي توپچانه و...
      كاوه: اين ها همه اش حل مي شود، اين ها مشخص است.
      منصوري كه از بحث كردن نتيجه نمي گيرد، با پيش كشيدن تصميم خودش براي رفتن به جلو، مي گويد: حالا در هر صورت شما برويد، من كار ندارم. من هم براي انجام مأموريت، گردان امام حسين(ع) را برمي دارم و مي روم.
      كاوه: خب، شما اين كار را بكنيد.
      منصوري: ولي اين جا در مقر فرماندهي تيپ كارها مي خوابد.
      كاوه: مسئله اي نيست، شما همين اول درگيري كه من جلو هستم، اين جا باشيد.
      منصوري وقتي باز هم نتيجه نمي گيرد، به طور جدي تري مي گويد: آقاي كاوه، مي خواهيد به زور متوسل بشويم؟ جلو رفتن شما اصلاً درست نيست، منطقي نيست.
      كاوه: امروز با روزهاي ديگر فرق مي كند. من يك چيزهايي مي دانم، يك چيزهايي هست، مي دانم ترديد هست.
      منصوري: خب، ترديد طبيعي است. بايد باشد.
      كاوه: خب اگر آدم خودش جلو باشد و يك وقت مسئله اي پيش آمد، مي تواند هم پيش خداي خودش و هم پيش خلق خدا و...
      برادر كاوه سكوت مي كند و براي هدايت گردان امام حسين(ع) از سنگر فرماندهي خارج مي شود.»
      راوي تيپ ويژه 155شهدا سپس افزوده است: «به هنگام اعزام گردان ها براي اجراي مأموريت، ابتدا گردان امام حسين(ع)، سپس گردان امام سجاد(ع) در حالي كه فرماندهي تيپ (محمود كاوه) پيشاپيش آنها قرارداشت، حركت خود را براي تصرف ارتفاع «2519» آغاز كردند. طبق طرح مانور قراربود گردان امام حسين(ع) پايگاه هاي 1و 2 و گردان امام سجاد(ع) پايگاه هاي 3و 4را تصرف كنند. حساسيت دشمن نيز نسبت به شب اول كم تر شده بود. و احتمال جدي نمي داد در اين محور مجدداً عمليات شود، از اين رو اجراي آتش و پرتاب منور آنها نيز اندكي كاهش يافته بود.
      به هر ترتيب، حدود ساعت يك بامداد بود كه نيروهاي پياده پس از پيمودن فاصله خط خودي تا دشمن به زير اهداف مورد نظر رسيدند تا با هماهنگي آتش خودي، درگيري را شروع كنند. در همين حين يك گلوله خمپاره كنار برادر كاوه به زمين اصابت كرد و او جان به جان آفرين تسليم كرد.» روحش شاد و راهش پرثمر باد
      منبع
    • توسط mm1368
      جمهوری اسلامی ایران برای پاسخ گویی به بمباران و موشک باران مناطق مسکونی شهرها و احقاق حقوق خود در مجامع بین المللی، با تغییر منطقه عملیاتی از جنوب به غرب، در صدد برآمد تا قدرت رزمندگان اسلامی را بار دیگر به جهانیان نشان دهد.
      بدین منظور عملیات گسترده ای در غرب کشور در دشت های سلیمانیه عراق هم زمان با مبعث رسول اکرم (ص) به نام والفجر 10، آغاز شد. این عملیات در روز سه شنبه 25/12/1366، شروع و در 5 مرحله به اجرا در آمد.
      منطقه حلبچه و خرمال، اگرچه از گذشته مورد توجه طراحان نظامی سپاه پاسداران بود و هر از چند گاهی در مقاطع مختلف جنگ مورد بررسی آنان واقع می شد، لیکن با توجه به این که تلاش اصلی همواره در جبهه جنوب صورت می گرفت، انجام عملیات در منطقه مذکور هیچ گاه به طور جدی طرح نمی گردید. به دنبال اصلی شدن جنگ در جبهه شمالی – که در پی پیدایش مشکلات و معضلات بسیار بر سر راه انجام عملیات در جبهه جنوبی ایجاد شد – و نیز توقف عملیات در منطقه بیت المقدس 2، توجه بیشتری به منطقه حلبچه مبذول گردید. طراحی عملیات والفجر 10 در حالی انجام شد که دشمن اگر چه منطقه عملیاتی بیت المقدس 2 – را به دلیل احتمال هجوم قوای ایران – مسدود نموده بود، لیکن تهاجم اصلی را در جبهه جنوب محتمل می دانست. به این ترتیب عملیات بزرگ سال 66 در منطقه عمومی حلبچه طراحی و اجرا شد.
      اهداف عملیات
      در این عملیات، علاوه بر اهداف سیاسی، سه هدف عمده نظامی مورد نظر بود:
      1- آزاد سازی شهرهای حلبچه، خرمال، دوجیله، بیاره و طویله.
      2- فراهم سازی مقدمات تصرف سد دربندیخان.
      3- انسداد عقبه اصلی دشمن در استان سلیمانیه.
      منطقه عملیات
      منطقه عمومی حلبچه به جز در غرب و شمال که دریاچه سد دربندیخان در آن واقع است، توسط ارتفاعات بلند و صعب العبوری محصور شده است که هر یک از این ارتفاعات از اهمیت زیادی برخوردار است؛ به طوری که بالامبو و شاخ آن بر دریاچه دربندیخان و دشت و ارتفاعات تمورژنان مسلط است. شاخ تمورژنان نیز بر شاخ شمیران، سد دربندیخان، تونل جاده سلیمانیه – بغداد تسلط دارد.
      علاوه بر ارتفاعات فوق الذکر، می توان از ارتفاعات و ناهمواری های دیگر منطقه نام برد که مهم ترین آن ها عبارتند از: ارتفاعات پرونیه، توانیر، پنج قله، شینه روی، تپه چناره، سه تپه، خورنوازان، تپه هانی قول، تپه سزام و شاخ دارزین.
      هم چنین شیارهای موجود در منطقه نقش موثری در اختفاء نیروهای خودی داشته و بعضاً به عنوان معابر وصولی مورد استفاده قرار گرفته اند. از جمله این شیارها می توان از دره گلان، شیار زلم، شیار سورمر، شیار سازان، دره خورنوازان، شیار بالای روستای خورد و شیار وشکنام نام برد.
      مهم ترین تاسیسات اقتصادی منطقه، سد دربندیخان است که علاوه بر پرورش ماهی و کشاورزی، در تامین برق قسمت و سیعی از عراق نقش مهمی دارد. پادگان حلبچه، پادگان لشکر 27 در کانی مانگا، مقر فرماندهی نیروهای دفاع الوطنی سپاه یکم در منطقه روداژه و پایگاه های موشکی سام 2 و سام 7 نیز از جمله تاسیسات نظامی در این منطقه می باشند.
      شهرهای مهم عراق در این منطقه نیز به ترتیب وسعت و اهمیت عبارتند از: حلبچه، خرمال و دوجیله.
      استعداد دشمن
      منطقه عملیاتی، تحت مسئولیت سپاه یکم عراق قرار داشت. پدافند این منطقه قبلاً برعهده نیروهای جاش (مزدوران کرد عراقی) بود و آن ها علاوه بر حفظ خطوط پدافندی، ماموریت مقابله با کردهای معارض را نیز بر عهده داشتند. با شروع فعالیت هایی همچون آماده سازی زمین، تردد خودروها و ... از سوی قوای خودی در این منطقه، دشمن نیز به اقداماتی از قبیل جایگزینی نیروهای نظامی با جاش ها، تقویت منطقه با تیپ های جدید و ... مبادرت ورزید. در مجموع یگان هایی که از قبل و نیز در جریان عملیات در منطقه حضور یافتند، عبارت بودند از:
      - تیپ های 96، 606، 39، 14، 402، 602، 506، 422، 420، 72، 13، 707، 702، 95 و 433 پیاده.
      - تیپ های 80، 17 و 50 زرهی.
      - تیپ های 24، 27 و 46 مکانیزه.
      - تیپ های 65، 66 و 68 نیروی مخصوص.
      - تیپ 1 کماندویی سپاه چهارم، تیپ 2 کماندویی سپاه سوم و تیپ 2 کماندویی سپاه یکم.
      قوای خودی
      قرارگاه خاتم الانبیاء(ص) به عنوان قرارگاه مرکزی عمل می کرد.
      الف – قرارگاه قدس تحت فرماندهی قرارگاه خاتم الانبیاء (ص) هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:
      - لشکر 7 ولی عصر (عج) با 6 گردان.
      - لشکر 33 المهدی (عج) با 6 گردان.
      - لشکر 25 کربلا با 10 گردان.
      - لشکر 19 فجر با 6 گردان .
      - لشکر 17 علی ابن ابی طالب (ع) با 6 گردان.
      - لشکر 41 ثارالله با 7 گردان.
      - تیپ مستقل 39 بیت المقدس با 4 گردان.
      ب – قرارگاه ثامن الائمه (ع) تحت فرماندهی قرارگاه خاتم الانبیاء (ص) هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:
      - لشکر 9 بدر با 8 گردان.
      - لشکر 55 ویژه شهدا با 6 گردان.
      - تیپ مستقل 36 انصار المهدی با 4 گردان.
      - تیپ مستقل 75 ظفر با 2 گردان.
      - تیپ مستقل 29 نبی اکرم (ص) با 6 گردان.
      - سپاه چهارم باختران با 6 گردان.
      ج – قرارگاه فتح تحت فرماندهی قرارگاه خاتم الانبیاء (ص) هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:
      - لشکر 8 نجف اشرف با 5 گردان.
      - لشکر 14 امام حسین (ع) با 5 گردان.
      - لشکر 11 امیر المومنین با 4 گردان.
      - تیپ مستقل 82 صاحب الامر با 3 گردان.
      - تیپ مستقل 91 بقیة الله (عج) با 3 گردان.
      - تیپ مستقل 44 قمربنی هاشم با 3 گردان.
      - تیپ مستقل 100 انصارالرسول با 3 گردان.
      طرح عملیات
      به علت وجود ارتفاعات سرکوب سورن در شرق منطقه عملیاتی و دریاچه دربندیخان در غرب آن، در حد فاصل انتهای شمال شرقی دریاچه تا ارتفاعات سورن تنگه ای به عرض 10 کیلومتر ایجاد شده است که در مباحث طرح مانور، تضمین موفقیت عملیات را در گرو انسداد این تنگه با الحاق از دو محور می دانستند. این عمل می بایست در محور شمال از مله خور به طرف خرمال و در محور جنوبی از غرب بالامبو در امتداد تمورژنان با تصرف سرپل احتمالی در کمر دریاچه و سرانجام الحاق دو بازو در تنگه و محاصره دشمن انجام می شد.
      به منظور تحقق طرح مانور یادشده، قرارگاه قدس در محور شمالی مامور بستن تنگه و تصرف پل گردکو (عقبه اصلی دشمن به کل منطقه) شد. قرارگاه فتح در محور جنوبی می بایست ضمن تصرف بالامبو و تمورژنان با تامین سرپل در کمردریاچه، برای مقابله با حرکت احتمالی دشمن، با احداث پل از آمادگی لازم برخوردار باشد. قرارگاه ثامن الائمه(ع) نیز در محور میانی مامور شد تا در منطقه گوزیل – دشت سازان به طرف حلبچه پیشروی کند و در مرحله دوم جاده بیاره – طویله – نوسود را تصرف و آزاد نماید. هم چنین، قرارگاه رمضان ماموریت یافت علاوه بر فعالیت های شناسایی، با مشارکت تیپ 75 ظفر و کردهای معارض ضمن تصرف شهر، توپخانه دشمن رامنهدم سازد.
      شرح عملیات
      عملیات در ساعت 2 بامداد 24/12/1366 با رمز مبارک یا محمد ابن عبدالله (ص) آغاز شد. سرعت عمل یگان ها به گونه ای بود که اغلب آن ها توانستند تمامی اهداف خود در مرحله اول را به تصرف در آوردند. به غیر از واکنش دشمن در شاخ سورمر و شاخ شمیران تحرک دیگری از نیروهای عراقی مشاهده نشده و تعداد زیادی از آن ها که در خواب بودند، کشته و اسیر شدند.
      رزمندگان اسلام پس از عبور از موانع سخت و ایذایی دشمن موفق شدند حدود 20 روستا واقع در شمال و جنوب و غرب شهر خرمال را آزاد نمایند.
      رزمندگان روز بعد نیز توانستند مقاومت نیروهای دشمن را در هم شکسته و پیروزمندانه وارد شهر خرمال عراق شده و شهر را کاملا پاکسازی نمایند. در دروازه شهر گروهی از مردم به استقبال رزمندگان اسلام آمدند.
      در محور قرارگاه قدس، پس از تصرف مله خور و ارتفاعات چناره، خرنوازان، هانی فتح، اگر چه بالامبو و تنگه به تصرف درآمد، لیکن به دلیل توقف قرارگاه قدس و نیز واکنش دشمن در جناح چپ عملیات،نیروها روی شاخ سورمر و شاخ شمیران متوقف شدند. در محور قرارگاه ثامن الائمه(ع)، نیروهای عمل کننده ارتفاعات مگر از سلسله ارتفاعات بالامبو و نیمی از شیندروی را تصرف کردند و به رغم روشن شدن آسمان، برای الحاق روی یال ارتباطی شامل دشت سازان و سپس نیمی دیگر از ارتفاعات شیندروی، به پیشروی خود ادامه دادند. قرارگاه رمضان نیز در این مرحله تنها توانست پمپ بنزین شهر حلبچه را به آتش بکشد.
      قابل ذکر است که نیروهای جهادگر با احداث جاده های مناسب در ارتفاعات سر به فلک کشیده و زدن پل های حیاتی، نقش مهمی در تسریع حرکت نیروهای عمل کننده ایفا کردند، تا جایی که نیروهای به اسارت گرفته شده در عملیات والفجر 10 از سرعت عمل نیروهای عمل کننده در این منطقه صعب العبور ابراز شگفتی می کردند. سرهنگ پیاده کوکب محمد امین از تیپ کماندویی لشکر 34 عراق می گوید: «باوجود موانع سخت و طبیعی و ایذایی، به ذهن ما خطور نمی کرد که رزمندگان اسلام بتوانند به ما نزدیک شوند، از این رو ما زمانی از آغاز عملیات با خبر شدیم که در محاصره کامل قرار داشتیم.»
      با گذشت ساعت ها از آغاز عملیات و تصرف شهر خرمال وده ها روستا در استان سلیمانیه، طارق عزیز وزیر امور خارجه عراق طی مصاحبه ای در لندن اعلام کرد: «اخبار مربوط به عملیات ایران در جبهه ها تنها یک شایعه است.»
      در حالی که نیروهای خودی از روحیه خوبی برخوردار بودند و تلفات آنان نیز بسیار اندک بود، از هم گسیختگی قوای دشمن و عدم حضور جدی آنها در منطقه موجب شد تا بر تسریع آغاز مرحله دوم عملیات تاکیدشود. دشمن بنابر تصوری که در مورد عملیات داشت، ستون های متعدد و طویلی را با عبور از پل های ملاویسی و زلم به طرف دوجیله و سپس حلبچه کرد.
      مرحله دوم عملیات
      بعد از ظهر چهارشنبه 26/12/1366، دلیرمردان سپاه با پیشروی در غرب شهر خرمال، روستاهای تپه کالاری، حاجی رقه، تپه توکه، کپه کول و ... را توانستند، آغاز کنند. با آزاد سازی این روستاها ارتباط شمال و جنوب استان سلیمانیه قطع شد و شهر مهم دوجیله و بیش از 20 روستای اطراف آن آزاد شد.
      مرحله سوم عملیات
      در بامداد پنج شنبه27/12/1366، آغاز و پس از عبور از رودخانه های خروشان سیران، زیمکان و آب لیله، مواضع، پایگاه و استحکامات دشمن را در سلسله ارتفاعات بالمبو و گزیل و بیش از 24 ارتفاع دیگر در جنوب استان سلیمانیه عراق در هم کوبیدند و بر بیش از 90 روستای منطقه عمومی حلبچه تسلط پیدا کردند و روستاهای حد فاصل شهر دوجیله و دریاچه دربندیخان عراق آزاد شد و نیروی دریایی سپاه با استقرار در شرق دریاچه، تحرکات دشمن در آن سوی دریاچه را زیر نظر گرفت و پیشروی به سوی شهر حلبچه از چندین جناح ادامه، و این شهر به محاصره در آمد و سرانجام رزم آوران اسلام موفق شدند، در زیر بمباران های شدید هوایی و شیمیایی دشمن، شهر 70 هزار نفری حلبچه را آزاد نمایند.
      مرحله چهارم عملیات
      این مرحله از نیمه شب پنج شنبه 27/12/1366، آغاز و رزمندگان اسلام، پس از تثبیت مناطق آزاد شده، موفق شدند شهر مرزی و کردنشین نوسود را که بیش از 7 سال زیر سلطه دشمن قرار داشت و بغداد آن را به عنوان پایگاهی برای ضد انقلابیون و منافقین وابسته تبدیل کرده بود، از تیررس دشمن خارج سازند.
      با استقرار کامل نیروها در شهر نوسود موفق شدند دو شهر نظامی طویله و بیاره و بیش از 8 روستای اطراف آن در نزدیکی نوار مرزی را آزاد کنند.
      دشمن در روز جمعه 28/12/1366، در محورهای شمالی عملیات والفجر 10 اقدام به پاتک کرد که با هوشیاری و آمادگی رزمندگان اسلام دفع شد و دشمن پس از به جای گذاشتن ده ها کشته، زخمی و اسیر، ناگزیر به عقب نشینی شده و مواضع قبلی خود را نیز از دست داد.
      مرحله پنجم عملیات
      مرحله پنجم در شب چهارشنبه 3/1/1366 آغاز و حماسه آفرینان بسیجی و پاسدار، به دشمن حمله کردند تا به جنایت بعثی ها در بمباران شیمیایی شهر حلبچه پاسخ گویند. در این عملیات که در محور خرمال به سید صادق در استان سلیمانیه انجام شد، 19 ارتفاع حساس منطقه، از جمله ارتفاعات 1058 (وربشن) مشرف بر شهر سید صادق و چندین روستای دیگر استان سلیمانیه آزاد شد.
      پیام امام خمینی (ره) به مناسبت عملیات والفجر 10
      امام (ره) در پاسخ به نامه فرمانده کل سپاه پاسداران چنین اظهار فرمودند:
      ... اخبار پیروزی ها و حماسه های دلاوران اسلام نه تنها دل ملت ما، که قلب همه مستضعفان و محرومان را شادمان نمود و صدام و عفلقیان و حامیان و اربابان او، خصوصا آمریکا و اسرائیل را عزادار کرد. سلام خالصانه مرا به همه فرماندهان عزیز و شجاع و رزمندگان ظفرمند پیروز سپاه و بسیج و ارتش و هوانیروز و نیروی هوایی و جهادگران دلاور و گمنام و امدادگران و کلیه نیروهای مردمی و کُرد ابلاغ کنید و سلام و تشکر ملت ایران را به مردم شهرهای آزاد شده عراقی که بدون این که حتی یک گلوله هم به طرف آنان و شهرهای آنان شلیک شود، با آغوش باز و فریاد الله اکبر از رزمندگان ما استقبال نمودند، برسانید و به آن ها بگویید که می بینید صدام چگونه دیوانه وار شما و شهرهایتان را بمباران خوشه ای و شیمیایی می کند، و خواهیم دید که جهان خواران چگونه در تبلیغات مسموم خود از کنار این پیروزی های بزرگ و جنایت صدام خواهند گذشت...

      نتایج عملیات
      - آزاد سازی منطقه ای به وسعت حدود 1200 کیلومتر مربع شامل شهرهای حلبچه، خرمال، بیاره، طویله و هم چنین نوسود از شهرهای ایران.
      - کاهش خط پدافندی خودی.
      - گشودن جبهه ای جدید برای دشمن وانتقال توان عمده ای از ارتش عراق به جبهه شمالی.
      - به اسارت درآوردن 5440 نفر از نیروهای دشمن.
      - انهدام 270 تانک و نفربر، 60 توپ صحرایی، 20 ضدهوایی، 40 خمپاره انداز، 13 دستگاه مهندسی، 230 خودرو و 750 اسلحه انفرادی و آرپی جی هفت.
      - به غنیمت گرفته شدن 90 تانک و نفربر، 100 توپ صحرایی، 20 توپ ضد هوایی، 20 خمپاره انداز، 15 دستگاه مهندسی، 800 خودرو و 6110 اسلحه انفرادی و آرپی جی هفت.
      ساجد-سایت جامع دفاع مقدس
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.