Recommended Posts

بنام خدا

 

بنظر شما شخصی که نمیتونه یک جراح قلب یا برنامه نویس بشه ؟؟ نمیتونه یک کاشی کار حرفه ای هم بشه ؟؟

یا مثلا جوشکار حرفه ای ؟؟ یا مثلا نقاش , مجسمه ساز و....

یا مثلا شخصی که ریاضی ضعیفی داره آیا نمیتونه یک تکتیرانداز خوب بشه ؟؟؟ یا مثلا یک رزمی کار حرفه ای >؟؟؟؟

 

البته به شزطی که به کاشی کاری علاقه شدیدی داشته باشه و این را هم مطمئن باشید همین شخص حتی با کسب مقام اول کنکور تجربی هم نمیتونه دکتر خوبی از آب در بیاد.

نمونه اش هم زیاد است .

 

البته ما هر حرفی بزنیم یک تعداد و یا مشاغل آنرا حمل به توهین خواهند نمود . اما تنها در جهان سوم است که شغل پزشکی پر درآمد و البته تعداد بیماران ناکار شده هم تعدادشان بسیار زیاد است . در جهان سوم پزشکان پس از سیاستمداران و سرمایه داران تنها قشر مرفه و پر قدرت محسوب میشوند که متاسفانه همین امر باعث میگردد تا جوانان بیشتر به آن سمت تمایل یابند . البته با پوزش از برخی پزشکان که انسانیت خود را هنوز در معرض فروش ننهاده اند .

 

یک پزشک همیشه فکر میکند تنها کسی در جامعه مباشد که با جان انسانها بازی میکند . اما نمیداند که در یک اجتماع جان انسانها حتی توسط سپور محله هم نجات می یابد و یا اگر یک سرباز وظیفه ی خود را به خوبی انجام ندهد جان میلیونها انسان در معرض خطر قرار میگیرد که کاری بسیار پر مسئولیت تر از کار پزشک میباشد . و قس علی هذا

 

تنها عدم کنترل عدالت اجتماعی موجب میگردد تا پزشکی خود را در این موقعیت بیابد وگرنه در کشورهای پیشرفته یک نظامی نه از لحاظ دستمزد و یا احترام اجتماعی کم از پزشک نیست . حتی کاشی کارهای آن کشورها نیز اندازه ی پزشکانشان از دستمزد رفاه و احترام در فاصله ی طبقاتی فاحشی قرار ندارند . شاید یکی دو دهک پائینتر باشند و نه بیشتر .

 

حالا ما هرچه بگوئیم باز خواهند گفت مرغ یک پا دارد .

 

متشکرم !

  • Upvote 13
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

دوست عزیز این یکی دو دهک پایینترت منو داغون کرد    یاد اون کلیپ محمد رضای ملعون افتادم که میگفت در زمانهای قدیم میگفتن عدایت یعنی بدبختی همه ولی من میگم عدالت یعنی کسی که یه قدر غیرت داشت و کار کرد باید به رفاه حتمی برسه و اگه بیشتر کار کرد چه بهتر  البته به شرط دادن مالیات حقه دولت  

از گفتن این مطلب میخوام نتیجه بگیرم راه درست از غلط همیشه مشخص هست و تمام ما راه و روش و مسیر پیشرفت رو بلدیم منتها همگی خسته هستیم واگه کسی هم بخواد حرکتی کنه منصرفش میکنیم  

  • Upvote 3
  • Downvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
فرقش این هست که آنها قهرمانهای نداشته خود را با فیلم و سریال تبدیل به الگو می کنند و ما بازمانده داشته های خود را هم نابود می کنیم تا کسی آنها را نبیند. می گردیم ببینیم چه کسی لیاقت کمتر و توان مدیریت پایین تری دارد و او را رئیس می کنیم تا یک وقت جای ما را نگیرد.

 

 

این جمله را باید طلا گرفت 

بقیه صحبت هاتون هم متاسفانه درست است

  • Upvote 8

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

استاد EMP عزیز حق مطلب رو ادا فرمودن ، :rose: :rose: :rose: :rose:

 

حقیقت مدیریت و برنامه ریزی در کشور ما فاجعه ای بیش نیست ، گاهی بدتر از اینی که هستیم نمیتوان بود

  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

بحث جناب EMP را اگر به جای کلمات IQ و EQ فارسی استفاده کنیم، می شود همون بحث تخصص و تعهد

 

مشکل کشور ما از نظر بنده دو چیزه

1 - سیاست زدگی در همه کارها به طوریکه حزب و جناح .و منافع و ... بر هر چیزی تقدم داره

2 - تنبلی نخبگان کشور و دیمی بودن کارها به جای طراحی شدن. روالها، ساختارها و استراتژیها در کشور ما اصولا طراحی نشده اند

 

دل سوخته های زیادی به زبانهای مختلف این حرف را زده اند

توصیه می کنم شعر « خرنامه» از مرحوم میرزاده عشق را بخوانید خصوصا این بیت را

 

هنگامه ای به پاست به هر کنج مملکت
از فتنه ی خواص پلید و عوام خر

  • Upvote 5
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

درود به دوستان گرامی

کیفیت پرسنل نظامی فقط مشکل ایران نیست. در آلمان، انگلستان، آمریکا، فرانسه و ایتالیا هم به وفور وجود دارد.

فرقش این هست که آنها قهرمانهای نداشته خود را با فیلم و سریال تبدیل به الگو می کنند و ما بازمانده داشته های خود را هم نابود می کنیم تا کسی آنها را نبیند. می گردیم ببینیم چه کسی لیاقت کمتر و توان مدیریت پایین تری دارد و او را رئیس می کنیم تا یک وقت جای ما را نگیرد.

نمونه های فراوانی دارد این فرهنگ غلط جا افتاده در ایران. نمونه اش تیمسار جهانبانی است که با درجه بالا محل شغلی بسیار پایینی داشت. بعد از اتقلاب هم شما خودتان نمونه ها را دیده اید. در یک دانشگاه داغون که استادی آن هیچ مقام مهمی هم نیست 37 دانش آموخته بهترین دانشگاههای جهان را برای پر کردن 2 محل شغلی در دانشکده ما معرفی کردند و هیئت جذب همه را رد کرد و 3 نفر را به دانشکده تحمیل کرد که فاجعه زیست محیطی هستند نه آدم.

 

البته ریشه دو جنگ جهانی علاوه بر دلایل اقتصادی در خشونت نهفته در جوامع آنها بود که امروزه بسیار رنگ باخته است. این خشونت در حدی بود که افتخار یک مرد این بود که در باشگاه شمشیر زنی زخمی برداشته باشد. اما امروز این فرهنگ دیگر وجود ندارد.

 

در ایران باستان سربازی یک طبقه اجتماعی بود و از پدر به پسر یا دختر منتقل می شد و در نتیجه نیازی به دانشکده افسری یا پزشکی به این شکل نبود زیرا دانشی که سر سفره ناهار اینها منتقل می شد بسیار غنی تر از کتب کلاسیک بود. حتی نادر شاه افشار که نسبتا معاصر است هم دست پرورده چنین مکتبی بود. بد بختی بزرگی که گرایبان گیر ایران شد این بود که ما مردم را با IQ فیلتر کردیم و هر کس که IQ بهتری داشت را ارج گذاردیم و هر کس که IQ کمتری داشت را له کردیم. در حالی که هر آدمی که عقب مانده نباشد به راحتی می تواند دکترای کامپیوتر بگیرد، جراح بشود، دانشگاه پدافند ملی را با نمره بالا بگذراند و ....  اما هر آدمی اهلیت مسلح شدن به دانش را ندارد.

آدم پلشت اگر دکترای کامپیوتر گرفت به جان مردم می افتد.

آنگاه که یک آدم سطح پایین با IQ بالا ولی EQ پایین پزشک شد، آیا ناموس ما دیگر در امان است؟ شما نتایج جنایات مجوز داری که اینها می کنند را هر روز دارید می بینید. برای این آدم سطح پایین فقط سوء استفاده مهم است. در دوره ساسانی اگر یک نفر از طبقه بالا خلافی می کرد کاهش طبقه داده می شد و برعکس اگر کسی لیاقتی داشت افزایش طبقه داده می شد. بگذریم که این روش که در ابتدا خیلی موثر عمل کرد در انتها با فساد در اجرای درست، خودش شد مشکل و افرادی سطح پایین به مقامات بالا رسیدند و مقامهای فاسد سطح بالا کاهش طبقه داده نشدند. اما کلید بسیاری از مشکلات امروز بود و در آن زمان باعث شد که ما 600 سال ابر قدرتی باشیم با منظم ترین سیستم اداری جهان. امروز از نظر فساد اداری از آخر رتبه تک رقمی داریم.

 

در یک جامعه ما برای همه شغلها IQ بالا لازم داریم. و این فیلتر IQ که ما گذاشتیم و همه IQ های بالا را جذب چند رشته دانشگاهی می کنیم در نهایت ما را نابود خواهد کرد. هیچ کس در ایران به ساماندهی اجتماعی فکر نکرده و همه چیز را به بخت و اقبال واگذار کرده اند تا روزی دوباره یک نادر قلی ظهور بکند و اگر خاکستر شدیم ما را نجات بدهد.

 

در شرکتی کار می کردم که روی مهندسی برعکس یک محصول چند سال کار کردیم و یک نفری که چون دوره ویژه ای در آلمان دیده بود را برای استفاده از دانش او آوردند که او بعد از دزدیدن نتایج کار مهندسان ما از شرکت رفت. در آمریکا اگر کسی چنین کاری بکند حداقل 15 سال زندانی می شود اما در ایران ایشان طلب کار هم هست. این نتیجه فیلتر کردن مردم با IQ هست نه EQ. نتیجه این هست که هر کس از فلان دانشگاه آمد خوب است اما اگر از بیسار دانشگاه آمد بد هست.

طرف رسما عقاید پان ترکی دارد و از همه گزینش ها هم عبور کرده است!!!! البته عجیب نیست زیرا خاوری هم قهرمان عبور از گزینش بوده است.

 

اگر کسی دگر خواهی ندارد حق ندارد که نظامی یا پزشک و مهندس بشود و این با یک آزمون روانشناختانه کاملا قابل تشخیص است. یک پزشک یا یک نظامی باید بتواند در لحظه تصمیم بگیرد و دگر خواهی او در حد فدا کاری باشد. آنگاه این فرد حق دارد که مسلح شود به دانش حالا اگر IQ هم داشت چه بهتر. وقتی کسی که فقط  IQ بالا دارد و یک لشگر می دهید به دست او چه انتظاری دارید؟ با اولین فرصتی که برای پول ساختن می یابد مثل خاوری مهر به پیشانی و تسبیح به دست کشور را به اجنبی می فروشد.

 

دیده می شود که برخی در این سایت مرتب ارتش را می کوبند و سپاه و دیگر نیروهای سیاسی و شبهه نظامی را بالا می برند. این کار شما نه به نفع ارتش هست و نه به نفع دیگر نیروها و نه به نفع نظام. منکر سطح پایین انظباط در نیروهای 4 گانه نیستم. منکر کم کاری هم نیستم اما اگر کسی کار خوب می خواهد باید کار بکشد و شرایط کار کردن را هم برقرار بکند. پرسنل ارتش از پایین ترین حقوقهای ممکن در این کشور برخوردارند برخلاف دیگران و با این حال هنوز اسکلت آن را حفظ کرده اند که همین جای تقدیر دارد. من در نیروی زمینی که افسر وظیفه بودم این قدر منظم بودم که به من می گفتند انظباط 100%. با درجه بسیار پایینی که من داشتم هر وقت وارد کفش کنی مسجد ستاد می شدم سربازها همه خبر دار می ایستادند و این کار را فقط برای من و فرمانده نیروی زمینی انجام می دادند!!! علتش این بود که من به همه سرباز ها احترام نظامی می گذاشتم  در نتیجه زودتر از اینکه من بتوانم احترام بگذارم آنها این کار را می کردند و پا می کوبیدند و صدایش که در فضای سر بسته می پیچید همه افسران ارشد بر می گشتند عقب را نگاه می کردند ببینند که فرمانده نیرو کجاست ولی نمی یافتند.

به فرمانده هم احترام می گذاشتند زیرا شبها به تنهایی می رفت به آسایشگاه اینها و با اینها درد دل می کرد و به حرف آنها گوش می داد. خیلی وقتها هم بدون درجه و علائم. در نتیجه اقتدار فرمانده یک اقتدار درون دل سرباز بود.

 

این اواخر در بازدید اتفاقی که از یک دانشکده مهم نظامی داشتم دیدم که دژبان وظیفه سرباز صفر با بدترین الفاظ با دانشجوی نظامی سردوشی دار برخورد می کند!!! تابلوی دانشکده شکسته و آویزان بود و خود دانشکده یک سوله قدیمی بود که سقفش از چندین نقطه اینقدر سوراخ بود که آدم از آن عبور می کرد. وارد جهاد خودکفایی شدم دیدم که همه کامپیوترها بسیار قدیمی هستند و اساسا در مدارس هم کاربرد ندارند. وقتی که اینها بودجه نگهداری ساختمان هم ندارند چه انتظاری دارید. با بودجه اینها همین که وجود دارند هنوز بسیار جای تعجب است.

البته بنده فارغ التحصیل های دانشگاه آزاد لیسانس مهندسی برق-مخابرات، داشتم پالس گوسی نشونش میدادم، گفت ااا این سینوسه!!! منم دیگه هیچی نگفتم عذرش رو خواستم رفت!!!

فقط اینقدری بگم دانشگاه آزاد به 70 تا 80 درصد فارغ التحصیلاش فقط مدرک داده، که دیپلم هم زیادشونه!!! پس اومدن از دانشگاه فلان بیسار خیلی هم مهم هست، این 1.

 

الباقیشونم که جز 1 یا 2 درصدی، بدلیل EQ رشد میکنند، و واقعا جگر آدم رو خون میکنند، که یه چیزی بفهمند، و اگر فهمیدند کپی و دزدی نکنند.

 

منتهی براحتی میتونم بگم 30 تا 40 درصد فارغ التحصیلا دانشگاهها خوب رو میشه بکار گرفت، که اکثر ایران نمیمونن!!!

 

در بحث نظامی و کلا سیستمی چیزی که در همه جای ایران واضحه و من بعینه دیدم، و به این دلیل منم مجبور شدم برم از ایران فقط یک چیز هست:

 

هیچی سر جای خودش نیست. تو رو ممکنه MIT بگیره!!!! اما بخوای ایران بمونی دارقوز آباد سفلی برات کلاس بگذاره!!! اتفاقا همین فیلتر EQ یا سر زبون بیشتر باید منجر بشه به کارهای مربوط به مارکتینگ و بازاریابی، روابط عمومی، ارتباط با مشتری، و از این قبیل. منتهی اینگونه افراد رو جاهایی می بینم، که IQ بالا میخواد.

ویرایش شده در توسط pyaghoubi
  • Upvote 5
  • Downvote 7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

5 دستاورد جدید فناورانه صنعت دفاعی رونمایی و افتتاح شد

 

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از اداره کل تبلیغات دفاعی وزارت دفاع، با حضور سردار حسین دهقان وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح 5 دستاورد جدید فناورانه دفاعی شامل؛ دستگاه آشکارساز پارس کم، دستگاه آشکارساز مواد منفجره و مخدر، پوشش های پلیمری ضد ضربه و انفجار، نسل جدید لباس های محافظ NBC بر پایه فناوری غشاءهای تراواگزین، رونمایی و خط تولید داروی اوبیدو اکسایم کلراید از محصولات مهم دارویی مقابله با عوامل شیمیایی افتتاح شد.
سردار دهقان در حاشیه رونمایی از این دستاوردهای جدید، طی سخنانی با اشاره به رویکرد وزارت دفاع در طراحی و ساخت تجهیزات فناورانه و روز آمد در حوزه های مختلف گفت: امروز به همت دانشمندان، متخصصان و محققان زبده و کارآمد وزارت دفاع شاهد دستاوردهای جدیدی هستیم که حقیقتا مصداق عینی فرمایش راهبردی مقام معظم رهبری است که فرمودند :" ما خواستیم و توانستیم به حول قوه الهی".
سردار دهقان تصریح کرد: وزارت دفاع ابداع و طراحی امکانات و تجهیزات پیشرفته و پیچیده دفاعی را بعنوان یک ماموریت مهم راهبردی دنبال می کند که بحمدالله در همین راستا در حوزه های دفاعی دستاوردهای بسیار ارزشمندی به ثمر نشسته است.
سردار دهقان در تشریح دستاوردهای جدید وزارت دفاع گفت: دستگاه آشکارساز پارس کم با روش آشکار سازی طیف سنجی متحرک یونی و با سیستم هشدار دهنده دیداری و شنیداری قادر است گروه عوامل شیمیایی اعصاب، تاول زا، عوامل خون و خفه کننده را آشکار نماید، این دستگاه پیشرفته برای حفاظت از جان رزمندگان و مردم در شرایط بهره برداری دشمن از سلاح های شیمیایی کاربرد دارد.
وی در خصوص دستگاه آشکارساز مواد منفجره و مواد مخدر نیز افزود: اساس کار این دستگاه طیف سنجی یونی در دمای بالاست که دارای قابلیت بالای جداسازی و حساسیت می باشد و می تواند انواع مواد منفجره و انواع مواد مخدر مثل هروئین، متامفتامین، متادون، تریاک، کوکائین، کراک و مورفین را تشخیص دهد.
پوشش های پلیمری ضد ضربه و انفجار از دیگر دستاوردهای رونمایی شده بود که سردار دهقان در خصوص آن گفت: این پوشش پلیمری به دلیل دارا بودن خواص مکانیکی مطلوب به جذب انرژی بالا و الاستیسیته زیاد برای حفاظت از ابنیه، تجهیزات و هرنوع وسیله ای که نیاز به محافظت مکانیکی، خوردگی، شیمیایی، ضربه ای و انفجاری داشته باشد، مناسب و از مقاومت بالایی برخوردار است و در انواع صنایع غیر نظامی نیز نظیر صنایع ساختمانی، غذایی، دریایی، معدنی، نفت گاز، پتروشیمی  و انرژی های بادی،آبی و بیوگاز کاربرد دارد.
وزیر دفاع پیرامون آخرین دستاوردهای رونمایی شده اظهار داشت: نسل جدید لباس های محافظ در برابر عوامل شیمیایی و بیولوژیکی که از ضروریات اساسی البسه نظامی است با استفاده از غشا لایه تراوش کننده تراواگزین می تواند محافظ مناسبی در برابر نفوذ عوامل شیمیایی و بیولوژیکی محسوب شود.
وی افزود: این لباس های محافظ، هیچ یک از معایب لباس های محافظ بر پایه کربن فعال و لباس های ساخته شده از لایه لاستیکی را ندارد و در عین حال از راحتی پوشش و وزن بسیار مناسبی برخوردار می باشد.
نکته حائز اهمیت در تولید لباس های جدید بومی بودن صد در صدی فناوری لایه محافظ می باشد و می توان با توجه به این قابلیت توانایی های دیگری از جمله متعادل کننده دما و همچنین قابلیت ضدباکتری و تمیز شوندگی را به راحتی به این لباس ها اضافه کرد.
وزیر دفاع گفت: علاوه بر 4 دستاورد جدید فوق برای نخستین بار در کشور خط تولید داروی اوبیدو اکسایم کلراید نیز در راستای اصول اقتصاد مقاومتی راه اندازی گردید که جزو داروهای تحریم به شمار می رود و تائیدیه های لازم بهره برداری از مراجع ذیصلاح کشور را نیز اخذ کرده است.
سردار دهقان تصریح کرد: به رغم وجود تحریم ها در بخش دفاعی، نیروهای مسلح در نیل به خودکفایی و خلق  دستاوردهای جدید همواره نیات و اهداف دشمنان را ناکام گذاشته و خواهند گذاشت.
وی با تشکر و قدردانی از دست اندرکاران طرح های مذکور گفت: وزارت دفاع و صنایع وابسته در بخش ها و حوزه های مختلف در فتح قله های فناوری خاص و پیشرفته لحظه ای درنگ و تردید ندارند و این مسیر که خواست فرماندهی معظم کل قوا، رئیس جمهور محترم، نیروهای مسلح و مردم می باشد را با قاطعیت ادامه می دهد.
  • Upvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

متاسفانه به دلیل درامد پایین کسانی که توانایی درس حواندن دارند سمت نظامی گری نمیروند مگر کسانی که شدیدا علاقهمند باشند

داداش تا پارتي نداشته باشي نميتوني بري چون اين بلا سرم اومده دارم ميگم


البته با كليت حرفت موافقم

  • Upvote 1
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
عزیزم من منظورم ارتش هست
سپاه که وضعش خوبه...و برای سپاه باید پارتی ببخشید معرف داشته باشی.
  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
چطور میشه تو imi استخدام شد؟
لبخند
از این نوع دستاورد ها در صنایع دفاع زیاد داریم اما احتمالا ۹۹ در صدش رونمایی نمیشه ویرایش شده در توسط ak2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
مهمان
این موضوع نسبت به پاسخ بیشتر بسته شده است.

  • مطالب مشابه

    • توسط MR9
      در آستانه چهلمین سالگرد دفاع مقدس ملت ایران 1399 - 1359 
      و شش هزارمین پست بنده در بزرگترین انجمن نظامی وب پارسی 
       
      لینک دانلود
       

       

       

       
      مجله الکترونیکی بزرگترین انجمن نظامی وب فارسی 
       
      پی نوشت :
       
      1- لازم به یادآوری است که این شماره بدلایلی از جمله برخی مشکلات غیر قابل پیش بینی  ، با مقداری تاخیر  تقدیم دوستان شد . با این حال انشا...در تلاشیم تا با نظم دهی هر چه بیشتر  به روند انتشار این مجله الکترونیک  ، پاسخی به محبتهای بی نظیر مخاطبان انجمن میلیتاری و مجله ناورد داده شود .
       
      2- بااین حال می بایست در اینجا  از نویسندگان و مترجمان این شماره و همچنین برادر ارجمند جناب @HRA که علیرغم همه مشکلات و گرفتاری ها  بار اصلی زحمات را بردوش داشتند  و همچنین برادر عزیز @worior برای تهیه و آماده سازی داده نمای رزمایش پیامبر اعظم (ص) 14 و اخوی ارجمند ما ، جناب  @eshqali که بعنوان مُصحح به مجله میلیتاری محبت دارند ،و درنهایت برادر عزیز جناب @remo  تشکر ویژه و اختصاصی شود ، چرا که بدون توجهات خاص این عزیزان ، ادامه حیات ناورد ممکن به نظر نمی رسید .. 
      3- از همه دوستان و مخاطبان که به رسانه های مجازی دسترسی دارند ، تقاضا می شود که لینک  ارائه شده در این صفحه را برای آشنایی سایرین بصورت گسترده به اشتراک گذارند ..
       
      سپاس فراوان 
       
      تحریریه مجله الکترونیکی  بزرگترین انجمن نظامی وب فارسی 
       

    • توسط Skyhawk
      اژدر والفجر:
       


    • توسط Blaze
      \

      ميراژ 5 يك هواپيماي ضربتي مافوق صوت است كه در فرانسه و در خلال دهه 1960 توسط صنايع هوايي داسو طراحي شد و علاوه بر اين كشور در جند كشور ديگر هم توليد يا مونتاژ شد.
      طرح اين جنگنده از سلفش يعني جنگنده موفق ميراژ 3 الهام گرفته شد و در اغاز خود يكي از نمونه هاي ميراژ3 به حساب ميامد اما بعدا از اين جنگنده چند نوع مختلف توليد شد.
      اين جنگنده وجود خود را مديون يشنهادي است كه از طرف نيروي هوايي رژيم صهيونيستي در سال 1966 به شركت داسو ارائه شد چون عملا بعد از پيشنهاد بود كه كار طراحي و نمونه سازي اين پرنده در اين شركت سرعت گرفت.



      از آنجا كه آب و هواي خاور ميانه برعكس اكثر نقاط اروپا در بيشتر روزها صاف و آفتابي است اسراييلي ها پيشنهاد كردند كه جايگاه افسر تسليحات شامل كاكپيت و ساير متعلقات از روي نمونه اصلي ميراژ 3 حذف شود تا هم هزينه تعمير و نگهداري كاهش يابد و هم به جاي آن بتوانند ظرفيت مخازن اصلي سوخت را براي حملات ضربتي و برد بلند افزايش دهند.
      سر انجام اولين نمونه از اين جنگنده كه تنها تفاوتش با ميراژ3 دماغه قلمي تر و جايگاه عقب رفته تر خلبان بود و مانند اكثر محصولات شركت داسو بالهايي دلتا شكل داشت در 19 مي سال 1967 به پرواز درآمد.
      اين پرنده مسلسل دو لول ميراژ3 را حفظ كرده بود اما براي حمل ميزان بيشتري سوخت و مهمات دو پايلون به آن اضافه شده بود كه تعداد آنها را به 7 عدد ميرساند و اين عمل خود موجب گشت تا ميزان حمل مهمات در اين جنگنده به 4000 كيلوگرم برسد.




      افزايش تنش ها در خارميانه ميان اسراييل و اعراب باعث شد تا شارل دو گل رئيس جمهور وقت فرانسه تصميم خود ميبني برعدم تحويل ميراژ ها به رژيم صهيونيستي را در سوم ژوئن سال 1967 اعلام نمايد.
      اما با وجود اينكه اسراييل به عنوان مشتري درجه يك ميراژ5 تحريم بود خط توليد اين جنگنده كماكان به فعاليت خود ادامه ميداد و نهايتا تا اواخر سال 1968 توانست بسته 50 فروندي انها را اماده نمايد و در اين هنگام بود كه اسراييلي ها توانستند با پيشنهاد پرداخت اخرين مبالغ به اين هواپيما دستيابي پيدا كنند.
      در سال 1969 و در حالي كه هنوز مبالغي از قرارداد توسط اسراييلي ها پرداخت نشده بود مسئولان نيروي هوايي اين رژيم از دولت فرانسه تقاضا كردند كه خلبانان و تكنيسين ها اين رژيم كه در فرانسه مشغول ديدن دوره هاي اموزشي بودند براي ادامه دوره خود به جزيره كورسيكا واقع در درياي مديترانه منتقل شوند و استدلالشان هم اين بود كه چون چون خاورميانه بر عكس مناطق اروپايي زمستانهاي سرد و برفي ندارد و اين جزيره نيز داراي اب و هوايي مانند خاور ميانه ميباشد بهتر است براي اينكه خلبانان ساعات بيشتري را اموزش ببينند به اين جزيره منتقل شوند.
      در اغاز دولت فرانسه مخالفتي نداشت اما هنگامي كه از قصد اسراييلي ها براي نصب مخازن سوخت خارجي روي جنگنده ها در راه انتقال به اين جزيره خبر دار شد به قضيه مشكوك شد و جلوي انتقال ها را گرفت كه در نهايت باز اين اسراييل بود كه به سبب نيازش به اين جنگنده تسليم شد و مابقي مبالغ را نيز پرداخت كرد.
      اما عليرغم تمامي اين شرايط همكاري ها بين فرانسه و اسراييل ادامه پيدا كرد اما اينبار نه به طور عادي بلكه به صورت مخفي و غير علني و در اين زمان بود كه نيروي هوايي اسراييل در حالي 50 فروند از جنگنده هاي جديد ميراژ5 خود را دريافت كرد كه اين جنگنده ها بر طبق استاندارد نيروي هوايي فرانسه و به منظور خدمت در اين كشور ساخته شده بودند.



      در نهايت و در خلال سالهاي 1971 تا 1974 اين جنگنده ها به نيروي هوايي اسراييل تحويل شدند و به اين علت كه متخصصين اسراييلي به خوبي در فرانسه آموزش ديده بودند و كاملا با قابليت ها و نكات فني مربوط به تعمير و نگهداري از اين پرنده اشنا بودند دولت اسراييل تصميم گرفت تا با بدست اوردن نقشه هاي فني اين پرنده اقدام به توليذد بومي ان كند و نهايتا با استفاده از شيوه هاي مختلف موفق به بدست اوردن اين نقشه ها شد و دست به توليد بومي ميراژ5 كرد كه اكنون ان را به نام نشر ميشناسيم.



      اما بهتر است نگاهي به ساير جوانب اين جنگنده بندازيم.
      اين جنگنده نيز مثل ميراژ3 با استقبال گسترده اي روبرو شد به طوري كه گونه هاي مختلفي از ان ساخته و بعضا صادر شدند كه داراي طيف هاي وسيعي از ايونيك پروازي بودند كه در بعضي موارد امكان انجام عمليات رهگيري را به اين جنگنده ضربتي ميدادند.
      مثلا در مورد ميراژهاي بلژيكي ميتوان گفت كه اين جنگنده ها ازسيستمهاي پروازي امريكايي استفاده ميكردند يا ميراژهاي مصري كه از ايونيك هواپيماي الفا جت بهره ميبردند.
      نمونه هايي از اين جنگنده نيز به منظور انجام ماموريت هاي شناسايي و اموزشي طراحي و ساخته شدند كه به ترتيب Mirage 5R و Mirage 5D نامگذاري شدند كه البته با يك مقايسه كوچك ميان نمونه هاي شناسايي و تمريني ميراژ3 و ميراژ5 ميتوان دريافت كه اين نامگذاري بيشتر تبليغاتي بوده و به منظور بازاريابي براي صادرات انجام شده چرا كه در بسياري از موارد و قطعات نمونه هاي تمريني و شناساي ميراژ 3 و 5 در حقيقت يكي هستند.
      در نهايت تعداد 582 فروند از اين جنگنده ساخته شد كه شامل 51 فروند نشر نيز ميشود.




      اما گونه هاي مختلف اين جنگنده:

      Mirage 5 : جنگنده ضربتي تك سرنشينه
      Mirage 5AD : نمونه صادراتي اين جنگنده به امارات (تنها 12 فروند ساخته شد)
      Mirage 5EAD: جنگنده تك سرنشينه مجهز به رادار براي حمله به هوا يا زمين. ساخته شده براي امارات(14 فروند)
      Mirage 5BA : جنگنده تك سرنشينه ساخته شده براي بلژيك و مجهز به ايونيك امريكايي(63 فروند ساخته شد كه62 فروند ان تحت ليسانس در SABCA توليد شد)
      Mirage 5COA: ساخته شده براي كلمبيا(14 فروند)
      Mirage 5D: ساخته شده براي ليبي(53 فروند)
      Mirage 5DE: جنگنده تك سرنشينه داراي رادار حمله به هوا و زمين. ساخته شده براي ليبي
      Mirage 5F: نمونه استاندارد براي نيروي هوايي فرانسه.
      Mirage 5G: نموئنه صادراتي براي گابون(3 فروند)
      Mirage 5G-2 : نمونه ارتقا داده شده براي گابون.
      Mirage 5J: نمونه هاي تحويل شده به اسراييل
      Mirage 5M: نمونه صادراتي براي زئير(از 14 فروند فقط 8 تا تحويل شد)
      Mirage 5MA Elkan: نمونه ارتقا يافته از 5BA براي صادرات به شيلي
      Mirage 5P: نمونه صادراتي به پرو(22 فروند)
      Mirage 5P Mara: نمونه ارتقا يافته Mirage 5P براي صادرات به ارژانتين
      Mirage 5P3: نمونه ارتقا يافته براي پرو(10 فروند)
      Mirage 5P4: نمونه ارتقا يافته باز هم براي پرو(2 فروند)
      Mirage 5PA: جنگنده تك سرنشينه ضربتي بدون رادار براي پاكستان(28 فروند)
      Mirage 5PA2: نمونه ارتقا يافته همراه با رادار Cyrano IV براي پاكستان(28 فروند)
      Mirage 5PA3: نمونه ارتقا يافته براي پاكستان داراي رادار Agave براي شليك موشك ضد كشتي اگزوست



      Mirage 5SDE: نمونه مجهز به رادار براي مصر
      Mirage 5E2 : نمونه ضربتي بدون رادار براي مصر(16 فروند)
      Mirage 5V: نمونه صادراتي براي ونزوئلا(6 فروند)


      Mirage 5R: نمونه تك سرنشينه براي مقاصد شناسايي
      Mirage 5BR : نمونه شناسايي براي بلژيك( از 27 فرودن در كل 23 فروند در بلژيك توليد شد)
      Mirage 5COR : نمونه صادراتي به كلمبيا
      Mirage 5DR: نمونه صادراتي براي ليبي(10 فروند)
      Mirage 5RAD: نمونه صادراتي براي امارات(3 فروند)
      Mirage 5SDR: نمونه صادراتي براي مصر(6 فروند)


      Mirage 5Dx: نمونه اموزشي دو سرنشينه
      Mirage 5BD: نمونه بلژيكي(15 فروند از 16 تا در بلژيك توليد شد)
      Mirage 5COD: نمونه اي براي كلمبيا(2 فروند)
      Mirage 5DAD: نمونه اي براي امارات(3 فروند)
      Mirage 5DD: نمونه اي براي ليبي(15 فروند)
      Mirage 5DG: نمكونه اي براي گابون(2 فروند در سال 1978 و 2 فروند در سال 1984 تحويل شدند)
      Mirage 5DM: نمونه اي براي زئير(3 فروند)
      Mirage 5DP:نمونه اي براي پرو(4 فروند)
      Mirage 5DP3: نمونه ارتقا يافته Mirage 5DP براي پرو



      Mirage 5DPA2: نمونه اي براي پاكستان(2فروند)
      Mirage 5MD Elkan : نمونه ارتقا يافته 5BD (به شيلي فروخته شد)
      Mirage 5SDD: نمونه اي براي مصر(6 فروند)

      Mirage 50 :
      در دهه 1960 شركت داسو موتور توربو جت Atar 09C كه موتور استاندارد جنگنده ميراژ 5 بود را با موتور جديدتر Atar 09K-50 تعويض كرد كه نتيجه اين امر نرخ صهود بهتر و همچنين بهتر شدن ويژگيهاي برخاست اين جنگنده بود و همين طور براي اين جنگنده ار ايونيك پيشرفته تر و رادار Cyrano IV نيز استفاده شد و شركت داسو اسم اين پرنده را ميراژ50 گذاشت اما بر خلاف نمونه قبلي( ميراژ5) اين جنگنده با استقبال خوبي روبرو نشد و فقط به شيلي و ونزوئلا صادر شد.


      http://gallery.military.ir/albums/userpics/mirage_5.jpg

      Mirage 50C: نمونه صادراتي به شيلي
      Mirage 50FC: 8 فروند از نمونه هاي Mirage 5F كه موتورشان با موتور جديد تعويض شده بود و به شيلي فروخنه شدند.
      Mirage 50DC: نمونه تمريني دو سرنشينه براي شيلي.(از كل 3 فروند 2 فرودن انها از موتور كم توان تر Atar 9C-3 بهره ميبردند)
      Mirage 50EV :نمونه ارتقا يافته Mirage 5V براي ونزوئلا مجهز به موتور Atar 9K-50 و ايونيك پيشرفته تر و كانارد.
      Mirage 50DV: نمونه هاي ارتقا يافته Mirage IIIDV/5DV براي ونزوئلا . شبيه به استاندارد 50EV




      اما كاربران اين جنگنده:
      امارات: اين كشور پس از بازنشسته كردن جنگنده هاي خود انها را به پاكستان فروخت.
      ارژانتين: در سالهاي 1978 تا 80 اين كشور 38 فروند نشر به همراه 4 فروند از نمونه تمريني از اسراييل دريافت كرد كه به دشنه(dagger) معروف شدند.
      البته اين كشور 2 فروند از نمونه هاي فرانسوي و 12 فروند از نمونه هاي اسراييلي(دشنه) خود را در جنگ فالكلند از دست داد كه در ان زمان كشور پرو براي اثبات اتحاد خود با اين كشور 10 فروند از ميراژهاي خود را تحت عنوان Mirage Mara جهت جبران خسارت وارده به ارژانتين صادر كرد.
      بلژيك: پس از بازنشسته كردن ميراژهاي خود انها را به شيلي فروخت.
      شيلي:اين كشور ميراژهاي خود را در سالهاي 2006 و 2007 بازنشسته كرد.
      كلمبيا:اين كشور در حال جايگزيني ميراژهاي خود با كفير ميباشد.
      اكوادور:ونزوئلا ميراژهاي خود را به اين كشور بخشيد.
      فرانسه و زئير و ليبي و ونزوئلا : ميراژهاي خود را بازنشسته كرده اند.
      پاكستان: قصد دارد تا سال 2015 انها را بازنشست كند.
      گابون:هنوز اين هواپيما ها را در اختيار دارد.

      مشخصات فني:

      نقش: ضربتي
      شركت سازنده: داسوبرگه(فرانسه)
      خدمه:1 نفر
      طول:15.55 متر
      عرض بالها:8.22 متر
      ارتفاع:4.50 متر
      مساحت بالها: 35.00 متر مربع
      وزن خالي:7.150 تن
      حداكثر وزن برخاست:13.700 تن
      پيشرانه: يك موتور توربو جت 9C SNECMA Atar با كشش 41.97 كيلو نيوتن در حالت خشك و 60.80 كيلو نيوتن در حالت يس سوز
      حداكثر سرعت: 2.2 ماخ معادل 2350 كيلو متر بر ساعت
      سرعت كروز: 956 كيلومتر بر ساعت
      برد رزمي: 1250 كيلومتر(با حداكثر ميزان سوخت داخلي و مخازن خارجي به همراه 800 كيلوگرم بمب)
      برد گذري:4000 كيلومتر
      سقف پروازي: 18 كيلومتر
      نرخ صعود: 186 متر بر ثانيه

      تسليحات:
      2 مسلسل 30 ميلي متري DEFA 552 با 125 فشنگ براي هركدام
      دو غلاف راكت يا سوخت Matra JL-100 با توان حمل 250 ليتر سوخت يا 19 راكت 68 ميلي متري SNEB
      دو موشك حرارت ياب سايدوايندر يا R550 Magics
      4 تن بمب


      منبع: ماهنامه جنگ افزار شماره 60
    • توسط 12312333
      آشنايي با جنگنده ميراژ 3

      جنگنده میراژ 3 داسلت میراژ فرانسه


      زمانی که فرانسوی ها از مشتاق ترین و بهترین خلبانان در جنگ جهانی اول بودند,و این علاقه آنها به هوانوردی باعث شد که در زمان صلح به این صنعت توجه بیشتری کنند.این درحالی بود که آنها در زمان جنگ جهانی دوم کشورشان به عنوان یک کشور اشغال شده بود و دربرابرکشورهای دیگر که در این صنعت پیشرفت هایی کرده بودند. اما پس از جنگ آنها درصدد ساخت یک هواپیمای بال دلتایی بودند. آنها به مقصود خود رسیدند وتوانستند که داسلت میراژ 3 و مشتقهایی که ببرگرفته از او بود را بسازند.در نهایت داسلت میراژ 2000 اساسا یک جنگنده کاملا جدیدی بود که در واقع ترکیب عمومی میراژ 3 را داشت اما از لحاظ فنی با میراژ 3 فرق داشت که این خود جای بحث دارد, را بسازند. این الگو گیری از میراژ 3 تا حدی بود که میراژ IV ( میراژ 5) یک بمب افکن بود مثل میراژ 3 با این تفاوت که از آن بزرگتر و بهتر بود.
      خانواده میراژ-3 در خارج از دولت فرانسه رشد کرد.در سال 1952 قرار شد که مطالعات در مورد ساخت یک هواپیمای رهگیر و لایق که توانایی اوج گیری 18000 متر در 6 دقیقه را داشته باشد و همچنین توانایی پرواز با سرعت 1.3 ماخ را در سطوح پایین داشته باشد. این خواسته ها در سال 1953 شروع شد. داسلت به مشخصه های"Mystere-Delta 550" جواب داد. به این هواپیما به عنوان یک هواپیمای تفریحی نگاه میشد! نیروی پیشرانه این جت را 2 موتور توربو جت که توانایی پس سوز هم داشتند. موتور ها بنام MD30 R بودند.هرکدام 9.61 کیلو نیوتن قدرت داشتند. توان موتور ها با فراهم شدن سوخت مایع به 14.7 کیلو نیوتن یا 3300 پوند رسید. این هواپیما بالهای دلتایی ترکیب شده با زاویه 60 درجه داشت
      .
      تصویری از میراژ I

      البته بالهایی دلتایی یک سری محدودیت هایی دارند, هواپیماهای بال دلتایی برای تیک اف می باست که یک مسیر طولانی تری رو طی کنند. چون فلپ ها کار نمی کنند,باعث میشود که عملکرد ها سنگین تر باشد,باعث میشود که سرعت فرود بالا برود و همجنین قدرت مانور پایین بیاید. در ارتفاعات پایین به علت سطح زیاد بالها کوبش ضربات زیاد میشود. اما به هرحال دلتا بالها و ساخت آنها ساده است,به آسانی به سرعت های بالا در مسیر های مستقیم دست پیدا میکنند و به اندازه کافی فضایی برای ذخیره سوخت بوجود می آید . اولین مدل میستر دلتا که بدون پس سوز موتور ویا اینکه موتور راکت نداشت, در 25 ژوئن 1955 پرواز کرد. بعد از مقداری طراحی مجدد و تغییراتی در این هواپیما و نیز تغییراتی در موتور ومحل نصب آن این هواپیما به میراژ 1 تغییر نام پیدا کرد. این مدل صنعنی و اولیه توانایی پرواز با سرعت 1.3 ماخ را در ارتفاع پایین بدون داشتن راکت و سرعت 1.6 ماخ با داشتن راکت رسید.به هر حال اندازه کوچک میراژ1 تسلیحاتش را تنها به داشتن موشک های AAM ( هوا به هوا) محدود کرد.البته قبل از این تصمیم گرفته شد که هواپیما بار جنگی نیز حمل کند. پس از این داسلت تصمیم گرفت که یک گونه بزرگتر از میراژ 1 به نام میراژ 2 را تولید کند. میراژ 2 قرار بود که موتور های Turbomeca Gabizo را داشته باشد,اماهیچ یک از این هواپیما ها ساخته نشد. میراژ 2 خیلی بزرگتر از میراژ 1 بود,این هواپیما 30% سنگینتر از میراز 1 بود. پیشرانه جدیدی داشت که قدرتی برابر 43.2 کیلونیوتن که برابر 9700 پوند بود را داشت. این موتور ها توسط اسنکما ساخته شد و همگی قابلیت پس سوز را داشتند. این موتور شفت محور توربو جت از یک هواپیمای آلمانی که در جنگ جهانی دوم بود ساخته شد. موتور آلمانی ساخت BMW بود. این طرح جدید از جنگنده میراژ 3 نامیده شد. میراژ 3 مثل میراژ 1 یک موتور راکت کمکی SEPR را داشت.
      [/align/]
      مدل اولیه میراژ 3 در 17 نوامبر 1956 سرعت 1.52 ماخ را در هفتمین پروازش بدست آورد. مدل اولیه در آن زمان بوسیله موتور راکت SEPR متناسب شد. ورودی های موتور میراژ 3 طوری متناسب شد که هرگونه اغتشاشات هوای ورودی را برطرف کند,در نهایت در سپتامبر 1957 میراز 3 به سرعت 1.8 ماخ دست پیدا کرد. موفقیت میراژ 3 باعث شد که 10 فروند از آن به عنوان میراژIII A سفارش داده شود.این مدل تقریبا 2 متر بلند تر بودند.الگوی اولیه میراژ های 3 17.3 % وسعت بال بیشتری را بذستآورده بودند و همچنین وتر باله ها به اندازه 4.5 % کاهش داده شد.قدرت موتور در حالت پس سوز به 13230 پوند یا 58.9 کیلونیوتن رسد. موتور راکت SEPR در میراژ 3 باقی ماند و این جنگنده با آیونیک و رادار رهگیر تامسون CSF تجهیز شد. جنگنده میراژ 3 به یک چتر فرود مجهز شد که باعث شد که مسافت فرود کوتاه تر شود.
      اولین میراژ 3 در می 1958 پرواز کرد. این جنگنده به سرعت 2.2 ماخ دست پیدا کرد. میراژ 3 به عنوان اولین هواپیمای جمگی اروپا بود که به سرعت بیشتر از 2 ماخ دست پیدا کرده بود. میراژ 3 با داشتن موتور رولز رویس آون به قدرت 71.1 کیلونیوتن دست پیدا کرد.قدرتی برابر با 16000 پوند! این نمونه که به عنوان نمونه آزمایشی به استرالیا داده شده بود با نام میراژ III O شناخته شد. این مدل در فوریه 1961 پرواز کرد اما طرح جاسازی موتور رولز رویس روی این مدل فسخ شد!
      در فرانسه دو جنگنده میراژ-3 و میراژ-5 هردو با تعداد زیاد تولید شدند و در عین حال در کشور های دیگر نیز زیاد به خدمت گرفته شدند.این دو جنگنده اساسا یکی هستند اما میراژ-5 دارای دماغه بلند تر است.این جنگنده دارای بالهای دلتایی شکل است.دارای یک موتور جت دردرون هواپیما با دو ورودی هوای نیم دایره ایی در کناربالها و یک اگزوز بزرگ در پشت است.بدنه جنگنده باریک و بلند است و کابین خلبان به اضافه یک لوله که نزدیک آن است مثل یک حباب نما میدهد. اولین میراژ3 در سال 1959 پرواز کرد این میراژ به سفارش ارتش فرانسه ساخته شد.

      میراژ3 چندین مدل داشت اولین مدل که به طور رسمی ساخته شد میراژ 3 مدل (سی) بود که در یکم اکتبر 1960 پرواز کرد مدل های (سی)اکثرا مشابه گونه(آ) بودند فقط کمی بلند تر بودند واز لحاظ عملیاتی قویتر.
      میراژ-3 (سی)تک نفره بود ویک جنگنده رهگیر با یک موتورجت قطره پاش (منظورش همون پس سوز-آفتر بارنراست)همچنین شکل اگزوزش هم عوض شده بود.میراژ-3 (سی)با دو توپ 30 میلیمتری در زیر هواپیما مسلح شده بود.میراژ-3 سه نقطه داشت برای حمل موشک های هوا به هوا یکی زیر بدنه و دوتا دیگر در کنار بالها. اما در یک دوم بالها نیز محل نصب تسلیحات وجود داشت.لانچر های کناری میتوانستند که سایدویندر را حمل کنند.
      95 میراژ-3 عملیاتی درژوییه سال 1961 تحویل ارتش فرانسه شد.یک نوع از میراژهم به سویس صادر شد تا با نظارت فرانسه تولید کند وبفروشد.میراژها به اسراییل وآفریقای جنوبی هم صادر شدند.البته یه سری مشخصات آنها تغییر پیدا کرده بود.مثلا میراژهای ارسالی به سویس از نوع (سی-اس)بودند.برای اسراییل با کد (سی-جیی)و برای آفریقای جنوبی با کد (سی-زد) تعیین شدند.
      کاکپیت میراژ-3

      اسراییلی ها در جنگ های هوایی با میراز برای شکار میگ های 17 سوریه در 20 اوت 1963 اول بودند وتوانستند امتیازاتی بگیرند.همچنین شدت شات داون کردن در درگیری ها با انهدام شدید میگ های 21 هولناک تر شد.اسراییلی ها در جنگ 6 روزه در سال 1967 از میراژهایشان به نحو احسن استفاده کردند.به عنوان نمونه در صبح روز 5 ژوئن سال 1967 نیروی هوایی اسراییل با انجام یک عملیات هوایی سنگین توانست وارد مصر و اردن بشود و بعد وارد آسمان سوریه وهواپیماهایشان را روی زمین نابود کند انها توانستند با بمب های فرانسوی باند فرودگاه دیبر را بمباران کنند.
      قیمت ارزان وساده و انعطاف پذیر بودن همچنین دارا بودن بالهای دلتا شکل بر افزودن صادرات میراژ-3 به فرانسه کمک کرد.
      مشخصات میراژ-3
      خدمه:یک نفر
      جنگنده های مشابه:کفیر-میگ 21 فیشبد-آ-4 اسکای هاوک-فانتان آ
      طول بالها:8.22 متر
      طول جنگنده:15.03 متر
      ارتفاع:4.50 متر
      مساحت باله ها:34.80 متر
      وزن خالی:5.2 تن
      ماکزیمم وزن برای تیک-آف:13.7 تن
      پیشرانه:یک موتور ساخت شرکت اسنکما -توربوجت-پس سوز
      ماکزیمم قدرت موتور:13223 پوند
      حداکثر وزن قابل حمل مهمات روی باله ها:393.68 کیلوگرم
      حداکثر سرعت در ارتفاع بالا :2.1 ماخ ودر ارتفاع پایین 1.14 ماخ
      تسلیحات:
      2 توپ 30 میلیمتری-موشک هوا به هوای ماترا (آر-511) و سایدویندر-موشک های آر-550 آر-530- آس-37 ماترا
      همچنین بمب های 450 کیلوگرمی (ایی-یو-3) و بمب اتمی (آ ان-52)
      قابلیت حمل سوخت خارجی:دارد وبه مقدار 2350 کیلوگرم
      کشور های دارنده:
      آرژانتین-برزیل-کلمبیا-مصر-فرانسه-لبنان-لیبی-پاکستان-پرو-آفریقای جنوبی-اسراییل- سویس-زئیر



      منبع:
      www.faqs.org
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.