Recommended Posts

به نظر بنده اگر قراربه فرستادن سامانه ای باشه قطعا باور نیست باور هنوز نیاز به ورزیده تر شدن دارد در ضمن تحرک کمتری نسبت به امثال سوم خرداد هم دارد و از همه مهمتر سامانه ای سنگین از لحاظ هزین هساخت و نگه داری میباشد یادمون نره خیلی از نقاط کشور خصوصا  شرق و شمال هنوز پوشش پدافندی با کیفیتی در حد اس 300 وامثالهم ندارند همچنین نقاط کور زیادی در غرب و خصوصا شمال غرب و جنوب وجود دارد سامانه باور احتمالا برلبه فناوری پدافندی ایران حرکت میکنه همین ریسک بالایی میطلبه برای حضور در سوریه.امثال باور اس 300 و ...نیاز به عمق پدافندی دارند که اصلا در سوریه موجود نیست بدون این مهم اس 500 هم در سوریه یعنی گوشت جلو توپ!سوم خرداد قابلیت بسیار خوبی در تحرک .پنهان سازی داره از همه لحاظ ایران تسلط کافی در ساخت و توسعه انواع زیرسیستم های این سامانه رو کسب کرده استفاده از موشکهای مختلف بر حسب نوع هدف و همچنین استفاده از حالت پسیو برای رهگیری اهداف ان هم در مقابل اسرائیل و  توانایی بالا ان در سرکوب سامانه های رادرای یک مزیت بسیار بالا محسوب میشه هزینه ساخت و سرویس هم بماند از لحاط سطح حساسیت فناوری هم نگرانی وجودندارد سوم خرداد در میانه فناوری پدافندی ایران قرار دارد در ضمن پس از سالها خود اسرائیل در سرکوب پانتسیر واس 200 بسیار موفق تر بوده تا امثال بوک ام های سوری که شرایط اینحا هم مشخص هست ...البته تمام این صحبت ها براساس فرستادن یک سامانه بود وگرنه همکاری پدافندی در زمینه فرستادن رادار های پسیو و سامانه ها الکترواپتیک و جنگ الکترونیک هم تاثیر بسیاری داره

ویرایش شده در توسط karmania20152015
  • Upvote 7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
13 hours قبل , worior گفت:

ولی سوم خرداد نه

 

رفته و خورده 

 

داستان باور هم یه شامورتی بازی رسانه ای بیشتر نیست. هنوز تو خود ایران عملیاتی نیست که بخواد بره تو سوریه عملیاتی بشه

مساله پدافند زمین پایه تو سوریه یا هر جای خارج از ایران، قبل از شبکه راداری و کنترل فرماندهی مناسب، قبل از انواع رینگ های پدافندی خصوصا برد کوتاه و ضد کروز، یه چیز دیگه نیاز داره که تو خود اسم "پدافند زمین پایه" دیده میشه! اونم جا پای محکم است. جا پای ما تو سوریه به اشکال مختلف و به دلایل مختلف سست هست. البته تو همچین محیط هایی هم میشه دست به اجرای پدافند زد با اتکا به تحرک بالا و انسجام فرماندهی، ولی نظامی های ما نشون دادن که اینکاره نیستن

اساسا توانش رو ندارن 

ویرایش شده در توسط 7mmt
  • Upvote 13
  • Downvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

سلام. چرا فقط ملاحظات درگیری هوایی رو مدنظر قرار میدید؟

ایران میتونه اختیار منطقه وسیعی از سوریه رو بطور کامل داشته باشه و ازش حفاظت کنه؟

تانک و نفربر و خودرو پشتیبانی آتش در تعداد زیاد بصورت رسمی در سوریه برای حفاظت زمینی منتقل کنه؟ 

بالگرد رزمی سنگین برای مراقبت دائمی از پایگاه پرواز بده؟ 

پدافند های کوتاه برد ما (سپر و تور بومی و ...) به تولید انبوه رسیده که برای دفاع از باور و سوم خرداد به سوریه منتقل بشه؟

 

 

  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
9 minutes قبل , ahmad1361 گفت:

بسم الله الرحمن الرحیم

بنظرم با توجه به رفتار طرف اسرائیلی

پهن کردن دام پدافند بسیار راحت میباشد

همین یک نکته چنای هراسی در طرف مقابل ایجاد خواهد کرد

که برای هر حمله به مواضع ما

چندین و چند بار اطلاعات را چک نماید که هزینه هر حمله را بالا خواهد برد و زمان را از دست دشمن خارج خواهد کرد

همان عیب بزرگ سوریه دراین زمینه بزرگترین منفعت برای ما خواهد شد

حضور انواع جاسوسها در خاک سوریه امکان تله گذاری را برای ما فراهم خواهد نمود

ان شالله رزمندگان پدافند جمهوری اسلامی روزهای زیبایی را رقم خواهند زد (حداقل امید بنده اینگونه هستش )

ما مثل اقای یوسی کوهن توئیتر نداریم

ولی باید خدمتشان عرض کنم همانطور که ایشان میتوانند در مورد حضور در ایران اظهار نظر کنند

ما هم باید عرض کنیم سلام تلاویو ، داریم میاییم لبخند

 

 

 

برگردید به سال 2018

 

10 فوریه 2018 - 21 بهمن 1396

  1. پرواز پهپاد ایرانی به سمت سرزمین های اشغالی و سرنگونی آن توسط اسرائیل
  2. حمله جنگنده های اسرائیلی به مواضع مقاومت
  3. سقوط یک فروند اف-۱۶ فالکن توسط پدافند سوریه یا !

 

دوماه بعد (۹ آوریل ۲۰۱۸ - بیستم فروردین ماه ۱۳۹۷) حمله نیروهوایی صهیونیست ها به پایگاه T4 و به شهادت رساندن جمعی از نخبگان یگان نیروهوافضای سپاه

فکرکنم سامانه تور ام مستقر بود. البته دوستان بهتر میدانند در آن سال چه رخ داد..

 

normal_t4-27farvardin.jpg

شهیدان مهدی دهقان، سید عمار موسوی، مهدی لطفی نیاسر، اکبر زوار جنتی 
 مرتضی بصیری پور، حامد رضایی و حجت الله نو چمنی

thumb_t4~0.jpg
 

 

به نظرم باید با احتیاط کامل رفتار کرد. وگرنه رخ دادن حادثه تلخ پایگاه تیاس ممکنه بازم اتفاق بیافته.

 

  • Upvote 9
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

سامانه 3 خرداد سامانه خوبی است ولی یک سامانه مکمل است. این سامانه به تنهایی قادر به مقابله با نیروی هوایی اسراییل و جنگنده اف 35 نیست. علت اینکه صحبت باور مطرح شده این است که در انجا ایران با اف 35 مواجه است. البته من بالا نوشتم به نظر من گزینه مناسب تر از باور ترکیب پانزده خرداد و سوم خرداد با رادارهایی مثل معراج است. اسراییل در عمل به راحتی اجازه شکل گیری یک شبکه گسترده پدافندی را نخواهد داد بلکه از بدو شروع شکل گیری حملاتی را ترتیب خواهد داد. به جز پاسخ موشکی، بهترین راه این است که اول شبکه پدافند عراق را شکل داد. البته اگر امریکا بگذارد. بعد به تدریج از شرق سوریه و غرب عراق شبکه یک پارچه ای را گسترش داد تا دارای عمق پدافندی باشد. طبیعتا اگر به یکباره یک شبکه در سوریه شکل داده شود با توجه به اتوبان بودن فضای عراق از تمام جهات مورد تهاجم قرار میگیرد.

  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

یک  حرفی من میزنم درست یا غلطش رو شاید نتونم ثابت کنم چون به نظر خودم نمیشه گفت حتما حرف من درسته  اما با توجه به علم کم خودم میدونم که :

 

 اسرائیل هیچوقت قبول نمیکنه تنها راه دخالتش در سوریه توسط ما محدود باشه ، پس در ابتدا تلاش هایی میکنه تا ما به هدفمون که امن کردن آسمان سوریه هست نرسیم ، پس یا به وسیله ی عناصرش یا به وسیله ادوات نظامیش تمام تلاشش رو میکنه که ما موفق به استقرار پدافند نشیم ،این رو هم باید بدونیم هیچ پدافندی در دنیا یا کلا هییییچ ساخته ی دست بشری  وجود نداره که نقص نداشته باشه ، پس ما باید به گونه ای عمل کنیم که زدن پدافند ما در سوریه یک مشروعیتی به پاسخ دادن ما بده ، یعنی یک دلیل موجه برای گسیل بیشتر پدافند داشته باشیم ، به عقیده من بهترین کار، استقرار رسمی یک سیستم پدافندی در یک پایگاه که بصورت رسمی ، تاکید میکنم ، بصورت رسمی برای ایران در نظر گرفته شده  است ، میتونیم یک پایگاه مشترک بین ایران سوریه و روسیه ایجاد کنیم تا وجود روس ها هم یک سپر برای هر حمله ی سنگین بشه ، اما در عین حال باید پدافند ما در این آسمان بی در و پیکر  محافظت بشه ، یعنی یک سیستم باور و سوم خرداد ، یک سامانه ی بوک بومی یا سپر و یک سامانه ی فالانکس  زمین پایه  در اون پایگاه وجود داشته باشه که حداقل این پدافند ها بصورت منظم و مکمل هم از آسمان محافظت کنند هم از یک دیگر.

 

در غیر این صورت هر پدافندی ، تاکید میکنم هررر پدافندی در سوریه شکست خواهد خورد ، اگر روس ها هم تا الان پدافندشون  دوام اورده برای اینه که اولا ۹۹ درصد مواقع دخالتی نمیکنه دوما به مصلحت اسرائیل نیست با روس ها سرشاخ بشه ، اما این شرایط برای ما صدق نمیکنه .

 

پس اگر قراره پدافندی بره باید اولا بصورت یکپارچه با پدافند عراق و سوریه لینک بشه دوما بصورت مکمل تماما توسط پدافند های دیگه ساپورت بشه .

 

این حرف رو من از روی تفکر خودم میزنم و ممکنه حرفم اشتباه هم باشه اما این عقیده ی منه.

  • Like 2
  • Upvote 7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

البته سامانه باور ۳۷۳ هنوز در مرحله توسعه قرار دارد و مشخص نیست سرچشمه این شایعات چیست. پس از تحویل سامانه های پیشرفته اس-۳۰۰ پی ام یو ۲ و آشنایی کاربر ایرانی با برخی توانایی های منحصر به فرد آن، توسعه سامانه باور با اما و اگرهای جدی زیادی رو به رو شده و کارهای زیادی برای عملیاتی شدن کامل سامانه و رساندن توانایی هایش به سطح رقبای روسی باید انجام شود (اگر پروژه متوقف نشده باشد)

 از سوی دیگر  جنگنده های عزرائیل هم که از روی آسمان لبنان موشکهای خود را شلیک می کنند.  این همه ترس و تحلیل هم که برای احتمال آسیب دیدن سامانه های پدافندی احتمالی ایران در سوریه در اینجا شد تأییدی است بر این که هیچ چیز جایگزین یک نیروی هوایی توانا نمی شود، ولی متأسفانه کجاست گوش شنوا؟ سامانه های پدافندی به تنهایی و بدون پشتیبانی نسبی نیروی هوایی هدف هایی ثابت بوده و تا ابد هم خواهند بود.

راه مقابله با حملات هوایی عزرائیل در سوریه مشابه همان راهی است که پاکستان در نبرد هوایی سال گذشته با هند به کار برد: پایش پیوسته و بدون درنگ آسمان منطقه با آواکس و فرستادن جنگنده های رهگیر و هواپیماهای اخلال الکترونیک برای درگیری هوا به هوا با هواپیماهای دشمن. تازه اگر این هم انجام شود، عزرائیل می تواند نبرد را با شلیک موشکهای نقطه زن زمین به زمین ادامه دهد که البته کار پاسخ دهی برای سوریه را آسان‌تر می کند، چون اینکار باید از درون خاک خود عزرائیل انجام شود و خود به خود پروانه اقدام متقابل به سوریه را خواهد داد. 

  • Like 1
  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
2 hours قبل , Brave_Heart گفت:

. پس از تحویل سامانه های پیشرفته اس-۳۰۰ پی ام یو ۲ و آشنایی کاربر ایرانی با برخی توانایی های منحصر به فرد آن، توسعه سامانه باور با اما و اگرهای جدی زیادی رو به رو شده و کارهای زیادی برای عملیاتی شدن کامل سامانه و رساندن توانایی هایش به سطح رقبای روسی باید انجام شود (اگر پروژه متوقف نشده باشد

میشه بگین این اطلاعات و اخبارو از کجا بدست اوردین 

  • Like 1
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
2 hours قبل , Brave_Heart گفت:

البته سامانه باور ۳۷۳ هنوز در مرحله توسعه قرار دارد و مشخص نیست سرچشمه این شایعات چیست. پس از تحویل سامانه های پیشرفته اس-۳۰۰ پی ام یو ۲ و آشنایی کاربر ایرانی با برخی توانایی های منحصر به فرد آن، توسعه سامانه باور با اما و اگرهای جدی زیادی رو به رو شده و کارهای زیادی برای عملیاتی شدن کامل سامانه و رساندن توانایی هایش به سطح رقبای روسی باید انجام شود (اگر پروژه متوقف نشده باشد)

 

3 minutes قبل , 00amir گفت:

میشه بگین این اطلاعات و اخبارو از کجا بدست اوردین 

 

 

باور مطالبه ملی هست و بعیده که متوقف بشه.

 

خود اس 300هزار نسل و بروز رسانی داشته. 

اما حرف @Brave_Heart از اونجایی غیر دقیق هست که همزمان با ورود تور، آموزشهای مربوط به اس 300 به ایران ارائه شده بود. و نیروهای ایرانی پیوسته به روسیه برای تکمیل دوره ها رفت و آمد داشتند و چیز غریبی نبود.

 

بالاخره ما ته تکنولوژی روز رو آوردیم و باید با باور373 نیاز آینده رو برآورده کنیم.

  • Like 2
  • Upvote 9

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
7 hours قبل , 7mmt گفت:

داستان باور هم یه شامورتی بازی رسانه ای بیشتر نیست. هنوز تو خود ایران عملیاتی نیست که بخواد بره تو سوریه عملیاتی بشه

 

بسم ا...

 

شاید(فرض محال )  در پوشش داستان ارسال باور ، دارند کار تحویل کامل اس-300 های سوری را به ارتش سوریه تمام می کنند ( اسم باور را هم آوردند که حساسیت زیاد ایجاد نشود ) و  اگر این داستان آتش به اختیار روسیه به ایران ( یا سوریه ) که از سمت منابع اسراییلی درست باشد( که این هم سند و مدرک درستی ندارد و فقط ادعاست حداقل تا الان )  با توجه به اینکه ما در مقایسه با سوری ها سابقه بیشتری بعنوان کاربر اس-300 داریم ، احتمالا بحث انتقال تجربه هست ، چون قبلا ارتباطات جالبی بین ایران و اسراییل بر سر تبادل تجربه ماموریتهای ضد تشعشع وجود داشت . یعنی اگر تجربه به شیوه غربی ایران را در برابر پدافند شرقی ( جنگ با عراق ) با تجربه اجرای پدافند به شیوه شرقی سوریه ( جنگ با اسراییل )  با هم ترکیب کنند ، شاید فرض اگر اس-300 ر ا بدند کامل دست سوریها ، با کنترل عملیاتی ما ( حالا به شیوه های مختلف )  فضای هوایی سوریه مثل گذشته ، اتوبان چهار بانده برای خدمه هوایی غربی و عبری نباشد .

 

بر 2 بهمن 1397 در 12:05 , MR9 گفت:

 

 

به گفته این نظامیان ارشد ، نیروی هوایی اسراییل با مشابه سازی سیگنالهای ارسالی ترانسپاندرهای آمریکایی  ( یک مورد در بهار 2018به  راحتی از فضای هوایی عراق و اردن برای حمله به سوریه استفاده نموده اند .  تاکتیکهای متنوعی تری نیز در دستور کار IAF قرار دارد ، چنانکه  خدمه هوایی عبری با استفاده از هرج و مرج فعلی در سوریه  و عدم پوشش کامل فضای هوایی این کشور ، با قرارگرفتن در پوشش راداری هواگردهای در حال پرواز در منطقه  ( بعنوان مثال ، حادثه ساقط شدن  هواگرد شناسایی روسی  IL-20) اقدام به اجرای حملات نفوذی بداخل خاک سوریه می نمایند .

ز مشخص نیست  بطور کامل عملیاتی شده یا خیر )  ، زنگ خطر را رسما "برای IAF بصدا در آورده و این خود نیازمند تغییر استراتژی و تاکتیک ها از سوی این نیرو خواهد بود .

 

 

 

 

بر 9 فروردین 1398 در 13:30 , MR9 گفت:

 

هشتم – با وجود همکاری های دوجانبه میان ایران ، سوریه و روسیه  ، کشورهای نامبرده ، فاقد موافقت نامه های دو جانبه نظامی در سوریه هستند و بالتبع روسها هیچ تعهدی مبنی بر حفاظت از  ساختارها و دارایی های جمهوری اسلامی در سوریه ندارد . در واقع ، کرملین به سختی عملیاتهای نیروی هوایی اسراییل را در سوریه  تحمل نموده ، اما مقامات ایرانی از این مساله بسیار خشمگین هستند که چرا این سامانه ها برای دفاع از ایرانی ها وارد عمل نمیشوند ، تا جایی که حشمت ا... فلاحت پیشه  ( رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس )  روسیه را بدلیل عدم استفاده از سیستم های جدید دفاعی در جریان حملات  20ژانویه 2019 بشدت محکوم نموده است .

 

 

علیرغم خشم مقامات ایرانی ، خطوط قرمز روسها ،  صرفا به دفاع از دارایی های نظامی خود محدود میشود و شبکه دفاع هوایی سوریه نیز عموما" با هدف دفاع از  ثبات حاکمیت اسد وارد عمل شده و خواهد شد . طبیعتا" انتقال اس-300 به سوریه  ، بیشتر برای افزایش برد بازدارندگی روسها و نه ایجاد یک چتر دفاعی برای واحدهای ایرانی صورت پذیرفته است . درنتیجه میتوان چنین تحلیل نمود که  روسیه ، خواستار شفافیت و روابط غیر رسمی بهتر با اسراییل بخصوص در حوزه سوریه است . با توجه به روند وقایع ، به نظر می رسد که رویکرد روسیه  موفق شده است ، تا جایی که در جریان ملاقات بین نتانیاهو و پوتین ، نخست وزیر رژیم عبری اطلاعاتی محرمانه ای را در خصوص اهداف سپاه پاسداران در سوریه و جولان اشغالی به روسیه انتقال داده  ، در حالی که پوتین به وی اطمینان داده که  اس-300 های تحویلی صدمه ای به  IAF وارد نخواهد آورد .

 

اما برخی از ناظران نظامی براین اعتقاد قراردارند که درصورتی که سپاه پاسداران ، قصد ایجاد زیرساختهای تولید و ذخیره موشکهای بالستیک فوق دقیق خود را  در نزدیکی استقرار اس-300 های سوری داشته باشند ( استان  حماء)  در آن زمان ، IAF با  مشکلات نظامی و سیاسی به مراتب سخت تری برای حمله به انها مواجه خواهد بود ، بویژه اینکه  فرمانده سپاه قدس (سردار سرلشکر پاسدار قاسم سلیمانی ) اشراف کاملی بر صحنه نبرد سوریه دارد و استقرار دپوهای موشکی ایران در نزدیکی سامانه های سوری ، به عمد صورت پذیرفته است . در چنین وضعیتی ، اسراییل بالاجبار می بایست هماهنگی های بیشتری را  با روسها ( در زمینه به اشتراک گذاری اطلاعات  و اعلام قبل از اجرای حمله )  داشته باشد که این نیز ریسک درز اطلاعات به نفع سپاه را بشدت افزایش خواهد داد ، ضمن اینکه  اگر قصد IAF حمله به عمق خاک سوریه باشد ، آن زمان ، احتمال انتقال سامانه های دفاع هوایی کوتاه برد متحرک ایرانی به سوریه نیز بر وخامت اوضاع به ضرر اسراییل بشدت افزایش می یابد .

 

باید دید چه تغییر یا معامله ای صورت گرفته که یک دفعه اعلام می کنند قصد ارسال سیستمی به سوریه را دارند که هنوز در  ایران عملیاتی نیست !

  • Like 1
  • Upvote 8

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

به احتمال قوی از تجهیزات و دانش پدافندی سپاه بیشتر به سوریه منتقل بشه تا تجهیزات ارتش

 

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

از رونمایی باور مشخص بود که کامل نشده. قرار بود کلد لانچ باشه نبود. قرار بود سه موشک داشته باشه اون هم نبود. ولی به هر حال احتمالا تا یکی دوسال دیگه کامل میشه

  • Like 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

یکی از مشکلاتی که باور داره لانچرهای موشکشهستند که فق زاویه خاصی را میتونن پوشش بدن مثل اس 300 نیستند که پرتاب سرد داشته باشند و یک لانچر بتونه تمام اطراف خودشو پوشش بده

 

  • Downvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
5 hours قبل , GRIPEN گفت:

 

این مطلب درست نیست اخوی٬ موشک باور بنا بر ادعای مسءولین که تصاویر منتشر شده هم تاییدش میکنه از فن آوری تغییر بردار رانش برخورداره و با توجه به عمود بودن لانچر میتونه به راحتی تمام زوایا رو پوشش بده٬ مثل موشک سامانه اس ۳۰۰. البته سامانه باور هات لانچ هست و اس ۳۰۰ کلد لانچ و از این منظر تفاوت دارن که در پوشش تمام زوایا تفاوتی ایجاد نمیکنه.

 

حق باشماست من اشتباه کردم

  • Like 1
  • Upvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط seyedmohammad
      بسمه تعالی
       
       
      نیاز به CRAM  در سازمان رزم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران
       

       
      مفهوم سامانه های پدافندی برد نزدیک یا CIWS ابتدا برای محافظت از ناوهای نظامی در برابر حملات موشک های کروز شکل گرفت. اولین نسل از این سامانه ها که فالانکس آمریکایی را می توان به عنوان یکی از بهترین و معروف ترین آنها معرفی کرد، از نظر عملکردی بر پایه مقابله با تهدیدات ارتفاع پست در محدوده برد کمتر از 2 کیلومتر طراحی شده بودند، و از نظر پیاده سازی عموما بر پایه سامانه های توپخانه ای نیمه رباتیک نواخت بالا – که استفاده از گاتلینگ برای این منظور عمومیت بیشتری دارد – که به سامانه های کشف و کنترل آتش راداری و اپتیکی مجهز بودند استوار بود. از معروف ترین ادوات توپخانه ای به کار رفته در این سامانه ها می توان به گاتلینگ 20 میلیمتری آمریکایی ولکان که به عنوان توپ بسیاری از جنگنده های آمریکایی نیز استفاده شده است، و توپ گاتلینگ 30 میلیمتری روسی AK630 اشاره کرد که سامانه کمند ایرانی نیز از این توپ روسی بهره می برد. البته نمونه های دیگری نیز در دنیا بر اساس توپ های دیگر ساخته شده است که از جمله آنها می توان به نمونه های مبتنی بر توپ 35 میلیمتری اورلیکن و 40 میلیمتری بوفورس[1] اشاره کرد.
      با ادامه توسعه مفاهیم و نیازهای میدان نبرد دو اتفاق عمده در این حوزه رخ داد. نخست آنکه در کنار سامانه های توپخانه ای و یا حتی به جای سامانه های توپخانه ای از سامانه های موشکی برد کوتاه و اخیرا سامانه های انرژی مستقیم لیزری نیز استفاده شد. مساله دوم این بود که حوزه ماموریتی این سامانه ها از دریا به خشکی نیز گسترش یافت و این گسترش در درجه اول در پی نیاز به دفع تهدیدات برد نزدیک در پایگاه های خط مقدم یا در معرض تهدید بود. اما در خشکی تنها موشک های کروز و بمب های هواپرتاب تهدید این پایگاه ها نبودند. این بار مهمات منحنی زن کالیبر کوچک و متوسط شامل انواع خمپاره ها و توپ ها و نیز راکت های توپخانه ای کوتاه برد نیز به طیف تهدیدات اضافه شده بودند. در مورد راکت ها و موشک های بالستیک اگرچه سامانه های ضد موشکی دیگری نیز همچون پاتریوت پک-2 توان مقابله داشتند، اما اولا این سامانه ها برای هدف قرار دادن راکت هایی چون گراد به صرفه نبودند، دوم انهدام تهدیدات دیگری چون راکت های کوچک 107 میلیمتری و یا گلوله های توپ و خمپاره برای آنها کاری نشدنی بود. خصیصه دیگری که این طیف تهدیدات داشتند این بود که به جهت کوچک و نسباتا ارزان بودند عموما در تعداد بالا شلیک می شدند و سامانه پدافندی در درجه اول باید می توانست این حملات انبوه را به شکل موثر (نسبی) دفع کند، دوم این کار را به صورت مقرون به صرفه انجام دهد. در سال های اخیر می توان طیف دیگری از تهدیدات شامل پهپاد های انتحاری، مهمات هواپایه مینیاتوری و حتی خودرو های انتحاری را به لیست تهدیدات اضافه کرد. اینجا بود که سامانه های CRAM پا به میدان گذاشتند. این سامانه های جدید که عمدتا حاصل بهبود قابلیت های کشف و شناسایی و کنترل آتش سامانه های CIWS توپخانه ای بودند در ادامه علاوه بر مجهز شدن به موشک و سامانه های انرژی مستقیم، پس از عملیاتی شدن در خشکی، به جهت تغییر طیف تهدیدات در دریا و روی ناوهای نظامی نیز مستقر شدند.
       تجربه میدانی آمریکا در مستقر کردن این سامانه ها در پایگاه های خود در عراق نشان داد که آنها توان قابل توجهی در دفع تهدیدات و کاهش سطح خسارات و تلفات دارا هستند، اگر چه در مواردی در برابر شلیک پر تعداد Out number شدند، اما این پایان کار نبود. در اینجا اولا تا همان سطح موجود این سامانه ها حملات را برای مهاجمین دشوار و پر هزینه کرده بودند، دوما به نسبت حجم مهمات شلیک شده میزان خسارات و تلفات را به شکل چشم گیری کاهش داده بودند، به نحوی که در صورت عدم وجود چنین سامانه هایی میزان خسارات و تلفات نیرو های آمریکایی سر به فلک می کشید.
      در ادامه اما روند های دیگری جهت بهبود قابلیت سامانه های فعلی و نیز طراحی سامانه های جدید به نحوی که قابلیت بیشتری برای دفع تهدیدات پر شمار و سوارم داشته باشند پیگیری شده است. استفاده از سامانه های کشف و رهگیری پیشرفته تر و نیز بسط و پیاده سازی مفهوم خشاب عمیق (2) مهم ترین و موثر ترین راهکاری بوده است که در پیش گرفته شده است.
       
       
       
       
      خلا های داخلی، بسط و همپوشانش مفاهیم
       
      در این حوزه در همان شکل کلاسیک مساله که سامانه های  CIWS بودند در نیروهای مسلح ما ضعف وجود دارد، به نحوی که باید اذعان داشت در صورتی که عملیات مانتیس دقیقا به همان شکل و کیفیت چند دهه قبل علیه ناوگان نیروی دریایی اجرا شود، حتی در سال 1400 نیز دقیقا همان نتایج قبل به دست می آید و نیروی دریایی حتی توان نیم ساعت پایداری در میدان نبرد را ندارد، ولی با توجه به گسترش مفاهیم نبرد می توان خلا ها و نیازهای دیگری را نیز در حوزه های دیگر مشاهده کرد و از راهکار توسعه یک سامانه پدافندی برد نزدیک به تمامی آن خلا ها - بر خلاف رویه عمومی موجود در تمامی بخش های نیروهای مسلح، که شامل موازی کاری های پر هزینه، و عملیاتی سازی های ناقص و حتی صرفا نمایشی است - یک پاسخ موثر، انطباق پذیر، مقرون به صرفه و کاملا عملیاتی ارائه کرد.
       
      حوزه های نیاز را می توان به طور کلی در دسته بندی های زیر گروه بندی کرد:
       
      ·        حفاظت از ناوهای نظامی در برابر انواع تهدیدات سطحی و هوایی، از سرعت زیر صوت تا مافوق صوت، خصوصا حملات سوارم.
       شایان ذکر است که در حوزه پدافند دریاپایه این یادداشت صرفا در دفاع برد نزدیک یا به طوردقیق تر " تهدید نزدیک شونده" تمرکز دارد در حالی که در بخش پدافند برد کوتاه (که با برد نزدیک متفاوت است)، و برد متوسط نیز ناوگان موجود چیزی در چنته ندارند.
       
       
       
      ·        حفاظت از پایگاه های خط مقدم و در تیرس دشمن.
       در این بین برخی پایگاه هایی که نسبتا در عمق خاک قرار داشته اما پیش بینی می شود هدف حملات پر تعداد و سوارم قرار گیرند، مانند پایگاه های موشکی و هوایی مهم نیز در این دسته قرار می گیرند.
       
      ·        حفاظت از زیرساخت ها و تاسیسات حیاتی و استراتژیک کشور.
       تجربه حملات خمپاره ای سازمان تروریستی منافقین در قلب تهران و همچنین برخی تهدیدات اخیر رژیم صهیونیستی بر علیه مراکز هسته ای ، تهدیداتی را برجسته میکند. تهدیدات بر علیه مراکز سیاسی و کاملا در تیررس بودن تاسیسات و زیر ساخت های اطراف شهرهای بزرگ و نیز رعایت نشدن اصول پدافند غیر عامل در زیرساخت های استراتژیک که در نواحی مرزی قرار دارند مانند پارس جنوبی، در این دسته قرار می گیرند. . به رغم پهنه ی وسیع جغرافیایی برخی از مهم ترین و استراتژیک ترین تاسیسات کشور در نقاط مرزی (جنوب) واقع هستند نه در "عمق استراتژیک" کشور.بایستی توجه داشت در واقع همیشه و در همه موارد داشتن پهنه ی جغرافیایی وسیع فراهم آورنده ی عمق استراتژیک لازم در همه سطوح نیست. حمله به این تاسیسات نه تنها نیاز به عملیات های پر ریسک عمقی ندارد، بلکه در مواردی مانند تاسیسات پارس جنوبی عدم رعایت اصول پدافند غیر عامل این تاسیسات را به شدت آسیب پذیر ساخته است. از جمله دیگر موارد این دست تاسیسات استراتژیک می توان به پایانه ی نفتی خارک اشاره کرد، با وجود توسعه ترمینال های نفتی جایگزین خارک در طی جنگ و بعد از آن، همچنان خارک اصلی ترین پایانه صادرات نفت خام کشور است و آسیب دیدن آن ضربه سنگینی به صادرات نفت و اقتصاد ملی ایران وارد می سازد. همچنین پارس جنوبی گذشته از تولید 70 درصد گاز کشور، طی سالهای اخیر و برنامه تبدیل سوخت نیروگاه های برق سیکل ترکیبی از مایع به گاز و توسعه نیروگاه های گازی، اصلی ترین تامین کننده سوخت نیروگاه های برق کشور محسوب می شود و اخلال در روند تولید آن به معنای خاموشی وسیع در ایران است. بر خلاف پالایشگاه جم که در جانمایی آن اصول پدافند غیر عامل تا حد زیادی رعایت شده است و با قرار گرفتن در میان رشته کوه ها از تیررس مستقیم آتش دشمن در امان مانده است، اما در مورد تاسیسات پارس جنوبی جانمایی آن به جهت سهولت ترابری تجاری به قیمت آن تمام شده تا دهه ها میلیارد دلار تاسیسات گران قیمت در بی دفاع ترین شکل ممکن جلو تر از ارتفاعاتی که می توانست پناه آنها باشد قرار گیرند و در خط آتش مستقیم ساده ترین حملاتی از سوی ساحل قرار بگیرند که به راحتی می توانند فاجعه آفرین باشند.
       

       
      ·        حفاظت از سامانه های پدافندی برد بلند و برد متوسط
      سامانه های پدافندی برد بلند از جمله گران قیمت ترین و استراتژیک ترین دارایی های پدافند هوایی کشور هستند. علاوه بر این این سامانه های ویژه و گران قیمت در تعداد نسباتا کم در کشور عملیاتی هستند و جایگزینی آنها به سادگی میسر نیست، که همین مورد اهمیت حفاظت از آنها را دوچندان می کند. این سامانه ها در موقعیت جنگی هدف حملات پر تعداد قرار خواهند گرفت و ذخیره موشکی، و محدودیت های مربوط به تعداد درگیری هم زمان با چند هدف این سامانه ها آنها را در برابر حملات انبوه و سوارم آسیب پذیر می سازد و در عین حال نابودی هر یک از آنها گستره وسیعی از آسمان کشور را بی پناه می سازد. همچنین در برابر برخی تهدیدات شلیک موشک های دوربرد گران قیمت اساسا راه حل به صرفه و عاقلانه ای نیست، از این روی نیاز است تا سامانه هایی با برد آتش کمتر، ولی با هزینه آتش کمتر و توان درگیری با اهداف پر تعداد به صورت هم زمان در کنار این سامانه ها قرار داشته باشند. این امر وجود هر دو طیف سامانه های کوتاه برد، و برد نزدیک را در کنار سامانه های برد بلند ضروری می سازد.
       
      ·        حفاظت از خطوط لجستیکی و واحد ها و کاروان های متحرک نظامی به ویژه در زمان پیشروی و اجرای مانور.
      مساله رزم متحرک و لزوم فاصله گرفتن از رزم ایستا، اهمیت یافتن چابکی و قدرت مانور سریع در پهنه میدان نبرد نیاز به سامانه های پدافندی را تقویت می کند که بتوانند با سرعت گسترش یافته و عملیاتی شوند و حتی در حین حرکت توان عملیاتی و اجرای آتش خود را حفظ کنند. در این سناریو بر حسب شرایط مختلف استفاده از سامانه های کوتاه برد، برد نزدیک و یا ترکیبی از هر دوی آنها توصیه می شود.
       
      الزامات طراحی :
       
      با توجه به موارد بالا می توان لیست زیر را به عنوان الزامات طراحی لحاظ نمود: 
       
      ·        متحرک بودن
      ·        طراحی ماجولار و پودمان پذیر
      ·        سرعت استقرار و عملیاتی سازی بالا
      ·        سرعت واکنش زیاد، در حد چند ثانیه
      ·        بهره برداری از انواع سامانه های کشف و رهگیری اکتیو و پسیو
      ·        قابلیت درگیری با تعداد اهداف زیاد (دست کم 8 هدف به صورت هم زمان) که وجود سامانه های برد نزدیک موشکی را در کنار سامانه های توپخانه ای ضروری می سازد
      ·        پوشش آتش و کشف و شناسایی 360 درجه به صورت هم زمان (به لحاظ پیکره بندی الزمات خاص خود را دارد)
      ·        ظرفیت آتش بالا (خشاب عمیق) و بارگذاری مجدد بلوکی
      ·        وزن و ابعاد مناسب
      ·        توان رزم شبکه محور
      ·        مقاومت در برابر اخلال و جنگ الکترونیک
      ·        بهره بردن از مهمات دقیق و موثر
       
       
       
       
        [1] نمونه ای از این توپ روی تعداد محدودی از شناورهای نیروی دریایی قرار دارد که البته از نسخه های قدیمی این سامانه توپخانه ای می باشد و نشانه روی آن به صورت چشمی و توسط خدمه انجام می شود و در عمل از اجرای ماموریت یک سامانه CIWS عاجز است.
      [2]A deep magazine refers to the ability of a system to be fired numerous times before being resupplied. The “deepness” of a magazine will be limited by the number of munitions physically carried by a system or, for directed energy or electronic warfare systems, by the amount of stored energy (e.g., battery power
       
    • توسط Phantom3
      موشکDelilah یک موشک الکترو اپتیکال می باشد که در اسرائیل و توسط صنایع نظامی این رژیم (IMI) به منظور هدف قرار دادن اهداف متحرک و غیر متحرک ساخته شده است.موشک Delilah نام سری موشک های گوناگون اسرائیل می باشد که توسط IMI ساخته شده اند.این موشک در اصل به عنوان یک تله هوایی ساخته شده بود، اما در دهه 1990 نوع تهاجمی و ضربتی از این موشک عرضه شد که توسط F-16 ها و F-4E های آپگرید شده ، که نقش جنگنده های هجومی را ایفا می کردند ، استفاده می شد.نوع ضد رادار این موشک از نوع هواپرتاب می باشد. این گونه از نیمه دهه 60 میلادی وارد خدمت شد. وظیفه این نمونه یافتن سایت های راداری در هنگامی بود که این رادار ها در حال کار بودند و با این کار آنها را یافته و نابود می کرد.

      Delilah-1
      این گونه از نوع هواپرتاب می باشد و در رده موشک های کروز قرار می گیرد . این موشک دارای یک موتور توربو جت بود و این موتور توربوجت به آن این امکان را می داد تا با درنگ کردن درست به خوبی هدف قرار دادن اهداف متحرک ، اهداف با استتار بسیار خوب را نیز مورد هدف قرار دهد.که این ویژگی این موشک را به یک موشک ایده آل برای نابودی سایت های سام تبدیل کرده است.این موشک دارای بردی برابر 150 کیلومتر است و توانایی نابود اهداف ، چه دریایی و چه زمینی را دارد.هدایت خودکار به کار رفته درآن به خوبی سیستم های هدایتی INS/GPS می باشد که به موشک امکان انجام ماموریت های خود اتکا را می دهد.این موشک توانایی تطبیق با سرهای جنگی گوناگون را دارد و نیز می تواند توسط بسیاری از هواگرد ها حمل شود.این موشک توانایی شلیک از هواگردها ، بالگردها یا لانچر های زمینی را دارد. اندازه جمع و جور این موشک به آن این امکان را می دهد که توسط بالگردهای سیکورسکی UH-60A و SH-60B حمل شود.این موشک سر جنگی کوچک ولی موثر حمل می کند که به آن امکان هدف قرار دادن و نابودی اهداف با کمترین خطر را می دهد.این موشک نخستین بار توسط اسرائیل در جولای و آگوست 2006 ، یعنی درجنگ با لبنان، استفاده شد.این موشک در این جنگ توسط F-16D پرتاب می شد.



       
       
       
      Delilah-2
      این موشک با سرمایه گزاری چین درحال توسعه و ساخت توسط اسرائیل می باشد .این موشک از موتور Bet Shemesh Sorek 4 استفاده می کند که تراستی معادل 800 پوند ایجاد می کند. این ویژگی به موشک این امکان را می دهد که برد بیشتر و سر جنگی بزرگتری داشته باشد.




      Delilah-GL
      این موشک یک موشک زمین پرتاب می باشد که در اصل نوع تغییر یافته موشک کروز Delilah است و بردی معادل 250 کیلومتر دارد که ممکن است برد واقعی آن نباشد ، یعنی امکان دارد این موشک بردی بیش از 300 کیلومتر داشته باشد .
      این موشک با سر انفجاری متعارف 30 کیلوگرمی مسلح می شود اما توانایی حمل انواع دیگری را نیز دارد. این موشک توسط GPS هدایت می شود و توانایی گشت در منطقه جنگی را قبل از تایید هدف دارد.

      مترجم :Phantom3
      استفاده از این مطلب تنها با ذکر نام مترجم و لینک به سایت Military.ir مجاز می باشد.
    • توسط Davood
      اواخر دهه ۶۰ و اوايل دهه ۷۰ ميلادي را مي توان نقطه عطف در پيشرفت صنايع موشكي در دنيا دانست زيرا زماني بود كه به تازگي جنگ جهاني تمام شده بود و كشورهاي درگير جنگ جهاني به خوبي ضرورت وجود موشك و جنگ افزارها را درك كرده بودند و با تجربياتي كه به هنگام جنگ كسب كرده بودند توانستند به دنياي جديدي از ساخت سلاح ، موشك و هواپيما قدم بگذارند.
      يكي از اين كشورها كه همواره ابرقدرتي موشكي محسوب مي شد شوروي بود. اتحاد جماهير شوروي با فاصله اي بسيار زياد از رقباي خود در حال پيشرفت بود به خصوص در صنعت هوافضا، ولي اين پيشرفت هنگام فروپاشي اتحاد جماهير شوروي با كمتر از نصف پتانسيل گذشته ادامه يافت.
      البته بايد به اين نكته نيز توجه كنيم كه با وجود چنين فروپاشي، روسيه هنوز هم در صنعت هوافضا از برترين هاست. صنايع موشكي روسيه كه همچون يكي از زيرشاخه هاي صنعت هوافضاست به تبع آن پيشرفت زيادي داشته است. رقابت بسيار جذابي بين كشورهاي روسيه و ايالت متحده آمريكا در زمينه هوافضا وجود دارد كه شايد يكي از دلايل پيشرفت سريع اين صنعت در اين كشورها و فاصله زياد آنها با كشورهاي ديگر همين باشد.
      در ليست موشك هاي روسيه مي توان انواع و اقسام موشك ها را از قبيل موشك هاي هوا به هوا، هوا به زمين، زمين به هوا، بالستيك، اتمي، ضد ماهواره ، ضد كشتي و ضد زيردريايي را ديد. در اين ميان يكي از سري هاي بسيار قوي و با اهميت سري موشك هاي S يا S-300 را مي توان جزو سومين نسل موشك هاي زمين به هوا دانست كه پروژه ساخت و طراحي آن در دهه ۱۹۷۰ شروع شد.
      اين موشك نسبت به موشك هايي كه در زمان هاي قبلش ساخته مي شد خصوصيات متفاوتي داشت. البته تنها در سيستم پرتاب (Launch) آن از سري موشك هاي ۴۸N6 نمونه برداري شده بود كه مي توانست ميان برد يا دوربرد باشد. توسعه و گسترش موشك هاي سري S-300 از سال ۱۹۶۹ آغاز شد كه در آن زمان اين موشك ها به برد ۷۵ كيلومتري رسيده بودند.
      شركت مجرب آلماز (Almaz) مسئوليت طراحي و ساخت را براي نيروهاي زميني و شركت بوكاتف وظيفه طراحي آن را براساس نيازهاي نيروي دريايي روسيه به عهده گرفتند.
      چندي بعد براي به كمال رسيدن اين موشك ها براساس آخرين تكنولوژي هاي راكتي شركت گرونيش (Grunish) نيز به اين جمع پيوست.
      هدف ساخت پروژه، موشكي با برد بالا، سرعت بسيار زياد و قدرت مانوري مطمئن بود. اين موشك بايد كمترين زمان عكس العمل و قابليت استفاده هاي نظامي گوناگون براي حمل كلاهك هاي مختلف و داراي كمترين زمان رسيدن به هدف و نيز قابل اعتماد در زمان پرواز باشد.
      منظور از قابل اعتماد بودن اين است كه هنگام پرواز از ديد رادارها محفوظ باشد و ضد موشك ها نتوانند آن را رديابي كنند،حتي از لحاظ حفاظت اوليه اين موشك ها قرار بود كه در كانتينرهايي جاسازي شوند كه از زمان ساخت در كارخانه به بعد در همان كانتينرها بمانند و حتي سيستم پرتاب آنها نيز در خود كانتينرها تعبيه شود تا بتوانند در كمترين زمان ممكن از هر نقطه اي قابل پرتاب باشند. اين پرتاب به صورت عمودي انجام مي شود. يك لانچر قوي كه مي تواند موشك را تا ارتفاع ۲۰ متري بلند كرده و پرتاب كند. براي اين امر يك جك هيدروليك مدل ۴M330 ساختند كه با سرعت بسيار بالايي اين موشك را آماده پرتاب مي كند.
      S-300P
      يكي از اولين موشك هاي اين سريS-300P است كه به سفارش وزارت دفاع روسیه توليد شد. اين موشك مي تواند كلاهكي را به اندازه ۱۳۳ كيلوگرم با بيشينه برد ۴۷ كيلومتر حمل كند. كمترين برد آن پنج كيلومتر است و مي تواند در ارتفاع ۳۰ متري پرواز كند. سرعتش به سه كيلومتر در ثانيه مي رسد و در ۲۸ ثانيه مي تواند از خود عكس العمل نشان دهد. زمان آماده پرتاب شدنش كمتر از پنج دقيقه است.
      S-300F
      در سال ۱۹۸۴ مدل S-300F ساخته شد. مدل F در اصل موشك متناسب با نيازهاي نيروي دريايي روسيه بود كه از سيستم پرتاب ۵V55RM استفاده مي كند. سرعت آن ۴۶۸۰ كيلومتر در ساعت است و مي تواند كلاهكي به اندازه كلاهك مدل P (۱۳۳ كيلوگرم) ولي با بردي دوبرابر (حدود ۹۰ كيلومتر) را با خود حمل كند. بيشينه سرعت آن ۶۱۲۰ كيلومتر در ساعت و طول خود موشك با كلاهك ۲۵/۷ متر است.كمترين برد آن هفت كيلومتر و سقف پروازش ۲۵هزارمتر است و با سوخت جامد نيروي پيشرانش را تامين مي كند. يك سيستم راداري معروف به ريف روي آن نصب كردند كه مي تواند در يك زمان شش هدف را شناسايي كند و به آنها هجوم برد.
      S-300FM
      مدل S-300FM در سال ۱۹۹۰ ساخته شد كه باز هم مدلي براي نيروي دريايي بود. بسيار مدرن و پيشرفته بود. بيشينه سرعت آن به ۱۰ هزار كيلومتر در ساعت مي رسد، وزن آن ۱۴۸۰ كيلوگرم است و اين تفاوت بيش از هزار كيلوگرمي را مي توان در وضعيت نيروهاي پيشران اين موشك دانست. طول آن ۵/۷ متر، قطرش ۵۲/۰ متر و فاصله دوسر بالچه هاي عقب ۰۳/۱ متر است.
      برد آن ۹۰ كيلومتر است و مي تواند ۱۵۰ كيلوگرم كلاهك را با خود حمل كند. بيشينه سرعتي معادل ۷۵۶۰ كيلومتر در ساعت دارد كه در ارتفاع ۲۵ هزارمتري پرواز مي كند.
      S-300PMU
      مدل ديگر S-300PMU است. اين موشك از لحاظ ظاهري بسيار شبيه مدل FM است حتي وزنش با آن يكي است. طول آن ۹۸/۶ متر، قطرش ۴۵/۰ متر و فاصله دوسر بالش ۰۴/۱ متر است. در ارتفاع ۲۷ هزار متري پرواز مي كند و سوختش از مواد جامد تشكيل مي شود. كمترين بردش پنج كيلومتر و بيشترين برد آن ۹۰ كيلومتر است. مدل بعد در سال ۱۹۹۷ ساخته شد كه در واقع يك نمونه برداري از مدل MU بود. اين موشك MU-2 نام داشت كه از لحاظ اندازه و ابعاد دقيقاً مانند مدل قبلي بود ولي بردش به ميزان ۱۰۵ كيلومتر افزايش يافته بود يعني برد كلي آن به ۱۹۵ كيلومتر رسيد. توانايي حمل آن نيز بيشتر شده است و مي تواند ۱۸۰ كيلوگرم كلاهك را با خود حمل كند. سري ساخت اين موشك ها تا سال اخير ادامه يافت.

      Avia.ir
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.