امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

معمولا موشک هایی که از بالا به سمت تانک شیرجه میرن به لحاظ محافظت ضعیف تانک در قسمت بالایی و همینطور صاف بودن سطح برخورد آسیب شدیدی وارد میکنند، این اثر وقتی دو چندان میشه که موشک مستقیما به برجک که سطح وسیعی از بدنه رو تشکیل میده برخورد کنه در این حالت معمولا مهمات داخلی تانک از داخل منفجر میشه و تانک عملا به ضایعات جنگی تبدیل میشه، از عملکرد موشک های جاولین در گذشته میشه به آسیب وسیع اینگونه موشک ها پی برد، موشک هلفایر با کلاهک مشابه 8 کیلیویی ولی سرعت مافوق صوت انتظار میره که آسیب بیشتری وارد کنه، در مورد موشک ماوریک هم با کلاهک های 60 و 130 کیلویی میتوان گفت امیدی به عملیاتی شدن مجدد تانک مگر با هزینه های گسترده وجود نداره.

 

خب خدا خیرت بده خودت جواب خودت رو دادی شما میگی چون ماوریک تانک میزنه پس ما تانک نسازیم بریم پدافند بسازیم خب پدافند رو هم موشک ضد رادار میزنه پس بریم جنگنده بسازیم اینطوری نمیشه باید در هر زمینه ای به تعداد مورد نیاز تجهیزات ساخته بشه حالا اگر در حوزه جنگنده ها پیشرفت قابل ملاحظه ای نداشته باشیم دلیل نمیشه که بقیه تسلیحات رو به تعداد کم بسازیم که مبادا از بین برن

  • Upvote 4
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

دوستان بنظرتون مازل رفرنس دهانه توپ چه پیچدگی فنی داشته که لاقل تا الان رو کرار نصب نشده یا اصلا ممکنه طراحی و ساخت اون به ذهن صایران نرسیده باشه ؟؟؟؟؟؟؟؟ چون واقعا کمبودش حس میشه

ویرایش شده در توسط Thundar
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

یک از موفق ترین استفاده ها از تانک رو آلمان ها در جنگ دوم جهانی انجام دادند.

 

و یکی از موفقترین این کاربردها هم در تصرف 6 هفته ای فرانسه، بزرگترین کشور اروپا بود. جالب است بدانید که تانکهای آلمانی در این نبردها از تانکهای فرانسوی ضعیف تر بودند و عموما تانکهای آلمان تانکهای سبک بودند در حالی که فرانسوی ها از تانکهای متوسط استفاده می کرندد. چیزی که موجب برتری آلمان ها شد «تاکتیک» و «استراتژی» برتر بود نه سخت افزار برتر.

 

در قرن بيستم همه فرانسه را به عنوان قدرت اول زمينى در اروپا مى شناختند اما اتكاى ژنرالهاى اين كشور به دستاوردها و تجربيات جنگ اول جهانى سبب شد سران ارتش از تغييرات ايجاد شده در دانش نظامى بى بهره بمانند.

 

امیدوارم قبل از به روز رسانی سخت افزار - که کاملا لازم و خوب است - نرم افزار یعنی تاکتیکها و استراتژیها و آموزه های زرهی خودمان را ارتقا داده باشیم یا بدهیم.

 

 

 

مازل رفرنس به تنهایی فایده ای ندارد. بلکه یک قسمت در سیستم کنترل آتش است که بر اساس فیدبک آن سیستم آتش دقیقتری ارائه می دهد. وقتی سیستم کنترل آتش از آن استفاده نکند وجود آن فایده ای ندارد. 

 

پی نوشت : بحث سر T90 یا T72 ارتقا یافته کاملا بی فایده است. اصلا خود تی 90 به عنوان یک ارتقای تی 72 مطرح شد و ارتقای B4 روسها روی تی 72 نیز مشابهت زیادی با برادر بزرگتر خود دارد.

 

 

یعنی طراحان کرار با توجه به نوع سیستم کنترل اتش وجود این سیستم بخصوص در تانک رو اضافه دیدن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟......میشه واضح تر بگید ؟؟؟؟؟؟؟

  • Upvote 1
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

مازل رفرنس به نظرم خیلی به درد کرار نمیخوره .با توجه به برد فعلی توپ کرار فعلا لازم نیست چون این سیستم میاد انحراف خیلی کم لوله رو مثلا بعد چند تا شلیک پیاپی میسنجه و اصلاحات خیلی ریزی  انجام میده مخصوصا وقتی بارون میاد که یه طرف لوله زودتر سرد میشه یا مثلا  یه قسمت لوله گلی هست و ... در کل در حداکثر برد تاثیر خوبی داره برای تضمین اولین اصابت ولی نه در فاصله های کوتاه تر 

در مورد فرمایش جناب حیدری هم شما سطح تانک ما رو با دشمنانمون در نظر بگیر بعد یورش ببر ناکارشون کن برادر تو دفاع مقدس نتونستیم با تانکامون این کارو انجام بدیم بجز چند تا حرکت خیلی محدود که اونم جناب فردوسی و گردان 220 که من به شخصه تو زرهی خیلی قبولشون دارم انجام دادن یا سرلشگرشهید  منفرد نیاکی  خواهش میکنم یک بار کتاب در ساحل نیستان رو مطالعه کن اگه نداری بگو برات بفرستم 

پاینده باد ایران 

  • Upvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

مازل رفرنس به نظرم خیلی به درد کرار نمیخوره .با توجه به برد فعلی توپ کرار فعلا لازم نیست چون این سیستم میاد انحراف خیلی کم لوله رو مثلا بعد چند تا شلیک پیاپی میسنجه و اصلاحات خیلی ریزی  انجام میده مخصوصا وقتی بارون میاد که یه طرف لوله زودتر سرد میشه یا مثلا  یه قسمت لوله گلی هست و ... در کل در حداکثر برد تاثیر خوبی داره برای تضمین اولین اصابت ولی نه در فاصله های کوتاه تر 

در مورد فرمایش جناب حیدری هم شما سطح تانک ما رو با دشمنانمون در نظر بگیر بعد یورش ببر ناکارشون کن برادر تو دفاع مقدس نتونستیم با تانکامون این کارو انجام بدیم بجز چند تا حرکت خیلی محدود که اونم جناب فردوسی و گردان 220 که من به شخصه تو زرهی خیلی قبولشون دارم انجام دادن یا سرلشگرشهید  منفرد نیاکی  خواهش میکنم یک بار کتاب در ساحل نیستان رو مطالعه کن اگه نداری بگو برات بفرستم 

پاینده باد ایران 

 

فکر نمیکنم دلیل شما منطقی باشه......الان تمام روز دنیا دارای این سیستم هستن حتی جناب سینا هم به نبود این سیستم تو کرار بعنوان یه ضعف اشاره کردن

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

از این سیستم واجب تر طراحی گلوله قویتر  هست ما حتی برای استفاده از موشکهای لوله پرتاب مجبور شدیم سیستم روسی نظارت و هدفگیری در شب رو نگه داریم چون سیستم  کنترل آتش ما نمیتونست (من احساس میکنم مشکلش تو لینک  شدن باشه وگرنه ساختش کار راحتی هست و با توجه به توانایی هدف قرار دادن جسم متحرک در حال حرکت قطعا قدرت پردازش این رو هم داره سیستم و به احتمال بسیار قوی در آینده سیستم روسی کنترل آتش روسی کلا جمع میشه ).. حالا که لوله مناسب نداریم و گلوله موثر هم نداریم حد اقل میشه روی موشکهای لوله پرتاب سرمایه گذاری کرد که برد بیشتری دارن  و قدرت نفوذ بیشتر 

  • Upvote 3
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ذوالفقار اگر قراره ادامه پیدا کنه باید کاملا تغییر ماهیت بده و مثلا به اندازه ای شبیه ابرامز برسه و به عنوان تانک سنگین تعریف بشه.یه چیزی در رده مرکاوا،ابرامز،لیوپارد و ارماتا.واقعیت اینه که تی۹۰یا کرار با توجه به سایزشون ظرفیت بروزرسانیشون محدوده.
مثلا ذوالفقار اگر تکنولوژیش باشه حتی میتونه به سمت مثلا توپ ۱۵۵میلیمتری هم بره به اضافه سیستم دفاع فعال و تجهیزات جانبی مثل جمرهای ضد مین و بمب کنار جاده ای و...
البته تهیه موتوری برای همچین تانکی هم واقعا دشواره.

اما اگر ذوالفقار بخواد همون طرح قبلی باشه و با همون سایز و حالا یکم به روزتر فرق خاصی با کرار نداره و موازی کاریه واقعا.

متاسفانه نبود بودجه کافی گریبانگیر هستش.ذوالفقار تانک بسیار خوبی هست و تست های شلیک و ... گویای این امر هستند هر چند رسانه ای نشدن هیچکدوم.درسته که همون توپ t-72 نصب شده روش ولی موقع تست گرفتن نتایج بهتر از t-72 بود.اون هم به دلایل خاص طراحی بدنه.من بیشتر از همه امیدوار هستم که تجربیاتی که تیم طراحی ذوالفقار دارند رو با تیمی طراحی کرار به اشتراک بذارند.شما هم دعا کنید که همچین اتفاقی بیفته

  • Upvote 5
  • Downvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

دوستان  بنظر بنده ساخت تانک ذولفقار با پلتفرم آبرامز کار درستی نیست چون عملا  اون رو کپی آبرامز معرفی میکنند و یک کپی نهایتا میتواند با اصل خود برابری کند.

 

 

در این صورت بازار صادراتی نمیشود برای تانک حاصله پیش بینی کرد.

 

 

لذا ساخت یک پلتفرم بدون کپی از شرق و غرب میتواند به معرفی صنعت نظامی ما به خریداران کمک شایانی کند.از طرفی ساخت نمونه ای جدید باعث میشود خلاقیت در ساخت تجهیزات وو ادوات بیشتر بکارگرفته شود.

 

 

اما همین تانک ذولفقار را میتوان  به یک تانک قابل تایید برای مدتی تبدیل کرد.

 

همین تجهیزات کرار را به ذولفقار منتقل کنیم.مثلا محافظ توپ مثلا  تیربار کنترل از درون.مثلا زره های کرار مثلا سیستم دیجیتال کرار و البته با یک توپ قوی تر از لحاظ برد و یک موتور مناسب میشود تانکی که حداقل قابل رقابت و حتی سر تر از تانک های نسخه صادراتی اعراب  باشد.

 

بنظر بنده ما نمیتوانیم فعلا ادعای تانک بومی را بکنیم چون در 3 قسمت اساسی و مهم یعنی زره ، موتور  و توپ مشکل اساسی داریم.

 

اما میتوانیم یک تانک با توجه به نیاز تولید کنیم..که موتور و توپ آن وارداتی باشد

  • Upvote 4
  • Downvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
مطمئن باشید این تانک سرنوشتی بهتر از ذوالفقار پیدا نمی کنه و ارزش هزینه کردن رو نداره چون فقط یه ابدیت ساده رو تی 72 . بهتر بود صفر تا 100 این تانک ساخته میشد و تجهیزاتمون و سامانه دفاع و توپ 120 میلی متری و سایت پانوراما و... موتور قوی تر استفاده می کردیم که اینها در حال حاضر نیاز یگان های زرهی ماست
  • Upvote 4
  • Downvote 22

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

دوستان بنظر بنده ساخت تانک ذولفقار با پلتفرم آبرامز کار درستی نیست چون عملا اون رو کپی آبرامز معرفی میکنند و یک کپی نهایتا میتواند با اصل خود برابری کند.


در این صورت بازار صادراتی نمیشود برای تانک حاصله پیش بینی کرد.


لذا ساخت یک پلتفرم بدون کپی از شرق و غرب میتواند به معرفی صنعت نظامی ما به خریداران کمک شایانی کند.از طرفی ساخت نمونه ای جدید باعث میشود خلاقیت در ساخت تجهیزات وو ادوات بیشتر بکارگرفته شود.


اما همین تانک ذولفقار را میتوان به یک تانک قابل تایید برای مدتی تبدیل کرد.

همین تجهیزات کرار را به ذولفقار منتقل کنیم.مثلا محافظ توپ مثلا تیربار کنترل از درون.مثلا زره های کرار مثلا سیستم دیجیتال کرار و البته با یک توپ قوی تر از لحاظ برد و یک موتور مناسب میشود تانکی که حداقل قابل رقابت و حتی سر تر از تانک های نسخه صادراتی اعراب باشد.

بنظر بنده ما نمیتوانیم فعلا ادعای تانک بومی را بکنیم چون در 3 قسمت اساسی و مهم یعنی زره ، موتور و توپ مشکل اساسی داریم.

اما میتوانیم یک تانک با توجه به نیاز تولید کنیم..که موتور و توپ آن وارداتی باشد

صادرات؟؟؟؟ شما فکر به چه زمانی میکنی چند سال دیگه با چه شرایطی مطمئن هستم در آینده خیلی دور هم با این برنامه ریزی و مدیریت امکانش نیست. پس یک کپی خوب خیلی مشکلات داخلی ما را حل خواهد کرد
  • Upvote 1
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

کل ساختمان اصلی یک تانک شامل  توپ،زره ،موتور،سیستم های اپتیکی و الکترونیکی هستش.شما خودتون به صورت واقع گرایانه نگاهی بندازید به تانک های مختلف غربی که آیا همه اینها رو در داخل کشورشون تولید میکنند؟ یه نگاهی هم به تانک های شرقی بندازید.سیستم های شرقی بعضا به خاطر تحریم های مخفی و غیر مخفی که وجود داره مجبور هستند که همه قسمت هاشو خودشون بسازند.اما در غرب شرایط فرق میکنه.نمونش آبرامز آمریکایی.آمریکا تنها ابر قدرتی هست که تمام ملزومات اعم از الکترونیک و مکانیک رو میتونه تولید کنه و به کشور دیگه ای وابسته نباشه در حالی که توپ و سیستم های اپتیکی آرامز ساخت آلمان هستش.آلتای ترکیه طراحی شاسی کره،توپ آلمان،موتور آلمان K2 کره هم همینطور و ... .متاسفانه ما در حال حاظر به خاطر تحریم و قبل اون هم به خاطر مخالفت با سیاست های غرب نمیتونیم از این شرایط استفاده کنیم و دوستان نزدیکمون از جمله چین و روسیه (که البته به خاطر اینکه ما تحریم هستیم راحت تر میتونن جنسای اشغالشون گرون بندازن به ما) هم به شرایط بازار و سیاست نگاه میکنن و با ما معامله میکنن.اگر بتونن به ما گرون بدن میفروشن و اگر پشت پرده معماله نکردنشون با ما به صرفه تره اون رو انجام میدن.پس ما مجبوریم که خودمون همه چیز رو بسازیم.

یه نگاه کلی بندازیم به صنایع مختلف اعم از ریخته گری مواد،مکانیک،الکترونیک و از همه مهمتر مدیریت درست در کشورمون.من با  اینکه کرار کپی هست یا یه آپدیت از t-72 یا مونتاژ با یه اسم جدید برای دور زدن تحریمها.با این اوضا ما حالا حالاها باید در آرزوی رسیدن به تانکی مثل آلتای و رویایی تر از اون آبرامز و ... رو داشته باشیم.

 

به امید روزی که مدیران ما علاوه بر حرفهاشون رفتارشون هم مثل ائمه بشه.

  • Upvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

صادرات؟؟؟؟ شما فکر به چه زمانی میکنی چند سال دیگه با چه شرایطی مطمئن هستم در آینده خیلی دور هم با این برنامه ریزی و مدیریت امکانش نیست. پس یک کپی خوب خیلی مشکلات داخلی ما را حل خواهد کرد

  صنایع نظامی ما همین الان  اقلام صادراتی ازجمله پهپاد خودرو های تاکتیکی موشک های ضد زره و  انواع تسلیحات دیگه رو صادر میکنه.

 

به این فکر کنید ارتش عراق بعد پاکسازی کامل عراق خودشو تقویت میکنه.

 

وضعیت زرهی سوریه فاجعه اس و بدون شک دنبال تقویت میره...لبنان هم دنبال تجهیز ارتش است.

 

بحث صادرات نیست اصلا.بحث اینه تمام صنایع ما کپی کاری شده.پس ما خواه یا ناخواه  خوشبینانش یک قدم از دنیا عقبیم.

 

ما باید یاد بگیریم  خودمون با نبوغ خودمون یک وسیله بسازیم. وقتی ما توانایی ساخت یک کپی از یک محصول رو داریم چرا همون تکنولوژی  رو برای ساخت یک محصول که در سطح جهان اسم مارو بازتاب کنه نسازیم؟

ویرایش شده در توسط MA5
  • Upvote 3
  • Downvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط panzer-grouppen
      کرکس خان دستت درد نکنه . ببینم ایران از اینا داره ؟ چقدر ؟ و یه چیز دیگه : آیا این تانک توان مقابله با آبرامز و مرکاوا رو داره ؟
    • توسط Navard
      به نام خداوند بخشنده و مهربان 
       
       

       
      برای بزرگنمایی تصاویر بر روی آن ها کلیک (لمس) کنید
       
      با ورود اولین زره پوش ها به میدان جنگ جهانی اول، اینطور بنظر می رسید که هیچ چیز جلودار آن ها نیست. سربازان بخت برگشته آلمانی ناگهان با غول های آهنینی رو به رو شدند که هیچ سلاحی بر آن ها کارگر نبود. طولی نکشید که طرف های دیگر جنگ هم زره پوش های خود را توسعه دادند تا شاهد نخستین نبردهای تانک با تانک باشیم و اینجا زمانی بود که تانک بعنوان موثرترین ابزار در مقابل تانک حریف معرفی شد. تانک ها همچنان در ابتدای راه بودند و توانایی صنعتی کافی برای تولید گسترده آن ها وجود نداشت و ذهنیت فرماندهان هم همچنان آن ها را نمی پذیرفت  اما خطوط میدان نبرد در جنگ جهانی اول آنقدر وسیع بود که کسی نمی دانست کی و کجا سر و کله ی تانک های خوفناک دشمن پیدا میشود. در نتیجه ارتش های دو طرف به فکر تسلیحاتی افتادند که بتوان به وسیله ها آن ها به تانک ها آسیب وارد کنند. تفنگ های ضد تانک و نارنجک های ضد تانک و خمپاره ضد تانک و توپ ضد تانک و چندین ایده دیگر مطرح میشوند که دو مورد اول بسیار فراگیر میشوند و این موارد تا جنگ جهانی دوم هم ادامه می‌یابد. اما بحث نوشتار پیش رو به نارنجک های ضد تانک خلاصه می شود. نارنجک های ضد تانک (atg) یک سلاح پرتاب دستی هستند که برای آسیب زدن و یا انهدام اهداف زرهی استفاده می شوند. اگرچه برد کوتاه و نیاز به نزدیک شدن به زره پوش ها، تاثیر آن ها را محدود می کند. سربازان نارنجک انداز ناچار بودند به زره پوش های دشمن نزدیک شوند که البته در بعضی مواقع شدیدا توسط خودروهای زرهی دیگر و نفرات پیاده پشتیبانی میشدند. در نتیجه از همین ابتدای کار باید بدانیم که نارنجک های ضد تانک برای کاربرد خاص و ویژه توسعه یافتند و البته قیمت ارزان و تولید آسان و کاربری نسبتا ساده آن ها را محبوب و شاید بهتر است بگوییم که آن ها را قابل تحمل میکرد.
       


       
       
       
      همانطور که گفته شد، نارنجک های ضد تانک برای اولین بار در طول جنگ جهانی اول علیه وسایل نقلیه زرهی مورد استفاده قرار گرفتند، اما تا زمان جنگ جهانی دوم که نارنجک های ضد تانک با سرجنگی خرج گود(HEAT) تولید شوند، اثر گذاری آن ها در هاله ای از ابهام قرار داشت. اولین نارنجک های ضد تانک دست ساز بودند. در طول جنگ جهانی اول، آلمانی‌ها اولین کسانی بودند که با نارنجک های ضد نفر معمولی خود که به نارنجک گوشت کوبی معروف هستند نارنجک ضد تانک ساختند. آن ها با بستن دو یا سه سر انفجاری نارنجک های ضد نفر به یکدیگر یک نارنجک بزرگ‌تر می ساختند و از آن علیه تانک ها و زره پوش ها استفاده کردند. در  نبرد پس از کشیدن ضامن، نارنجک را به بالای تانک دشمن که به آرامی پیشروی می کرد پرتاب میکردند، جایی که زره در آن قسمت از تانک ضعیف تر بود و احتمال نابودی آن با انفجار همزمان چند نارنجک می رفت. در این نارنجک ها، اثر ترکش زایی که کاربرد تخصصی آن ها بود اهمیتی نداشت، بلکه قدرت انفجار باعث تخریب سقف و کنده شدن قطعات فولادی و در نهایت مرگ خدمه میشد.
       
       

       

       
       
      در طول جنگ جهانی دوم با همین روش کشورهای مختلف با قرار دادن تعدادی نارنجک در کنار هم، نارنجک های ضد تانک دست ساز ساختند و اینطور اولین نارنجک های ضد تانک همه گیر شدند. با توجه به وزن زیاد نارنجک های ضدتانک ابتدایی، معمولاً از فاصله بسیار نزدیک پرتاب می شدند یا مستقیماً در نقاط آسیب پذیر بر روی خودروی زرهی دشمن قرار می گرفتند. در نارنجک های دست ساز خبری از چاشنی ضربه ای نبود و نارنجک ها باید زمان مورد نیاز چاشنی خود را طی میکردند تا منفجر شوند که این مورد کار پرتاب کننده را دوچندان سخت و ترسناک میکرد. بریتانیایی ها در سال 1940 روش دیگری را ابداع کردند، در این روش آن ها دینامیت یا مواد منفجره قوی دیگر را در یک جوراب ضخیم قرار می دادند و قسمت بیرونی جوراب را به گریس آغشته میکردند و سپس این جوراب ها در یک قوطی حلبی قرار میدادند. در زمان نبرد، سربازان بخت برگشته جوراب را بیرون می آوردند و فیوز یا فیتیله را روشن کرده و سپس آن ها را به طرف برجک تانک یا شنی و چرخ هایش پرتاب می کردند به این امید که تا زمان انفجار به تانک بچسبد (در فیلم نجات سربازان رایان هم حتما بخاطر دارید که سروان میلر از این روش برای متوقف کردن تانک های آلمانی بهره برد). در صورت موفقیت آمیز بودن، باعث آسیب به بخش داخلی زره، و کشته یا زخمی شدن خدمه تانک می شد. مشخص نیست که آیا این نوع نارنجک های ضد تانک دست ساز با موفقیت در جنگ به کار گرفته شده است یا خیر! اما دست کم در هالیوود یک شکار موفق به نام خود ثبت کرده است...
       

       
      در تاکتیکی دیگر هنگامی که تانک ها از سنگرها و خاکریز ها عبور می کردند، نارنجک های دست ساز را می شد توسط پیاده نظام به عنوان نوعی مین ضد تانک در مسیر تانک ها قرار داد به این امید که به موقع منفجر شوند. در حالی که این روش ها در نا امیدی و بیچارگی از هیچی بهتر بنظر می رسید، اما معمولا برای سربازان پیاده نظام خطرناک تر از خدمه تانک ها بودند. در روش دیگر سربازان چینی در جنگ دوم چین و ژاپن از بمب گذاران انتحاری علیه تانک های ژاپنی استفاده کردند. سربازان چینی مواد منفجره مانند بسته های چندتایی نارنجک یا دینامیت را به بدن خود می بستند و خود را زیر تانک های ژاپنی می انداختند تا آنها را منفجر کنند! با این روش در نبرد شانگهای، یک بمب‌گذار انتحاری چینی با منفجر کردن خود در زیر تانک، یک ستون ژاپنی را متوقف کرد. و در نبرد تایرژونگ (Taierzhuang) نیز سربازان انتحاری چینی موفق میشوند تانک های ژاپنی و همچنین خودشان را منفجر کنند. در یک استفاده دیگر در تایرژونگ، سربازان انتحاری چینی، چهار تانک ژاپنی را با بسته‌های نارنجکی خود از بین بردند.
       

       
      سعی شد که رنگی شود 
       
      نارنجک های ضد تانک صنعتی عموما از خرج گود‌ (HEAT) برای نفوذ به زره استفاده می کنند، اگرچه از سر جنگی شدید الانفجار با سر له شونده (HESH) نیز در بعضی از آن ها استفاده می شود. در اصطلاح نظامی، کلاهک هایی که از انفجار شکل دار استفاده می کنندHEAT نامیده می شوند که خرج گود شاخص ترین آن هاست. همانطور که در بالا گفته شد اکثر نارنجک های ضد تانک صنعتی از نوع خرج گود هستند. بدین جهت زاویه برخورد خرج گود و مواد مذاب خروجی حاصل از آن باید با سطح زره منطبق باشد. در نتیجه در طراحی برخی از نارنجک های ضد تانک از چتر نجات کوچک یا نوارهای پارچه‌ای و یا باله‌های تثبیت‌ کننده در نسخه های پرتاب شونده از پهپاد استفاده می گردد. 
       

       
      به باله ها توجه شود 
       
      بریتانیا اولین نارنجک ضد تانک خود را در اواخر سال 1940 با نام  تایپ۶۸(AT68) وارد میدان کرد که یکی از اولین تسلیحات ضد تانک از نوع خرج گود بود. نارنجک به وسیله یک تفنگ و با استفاده از نارنجک انداز میلز نصب شده بر روی آن شلیک می شد( نارنجک تفنگی). نارنجک ضدتانک تایپ 68 دارای نفوذ 50 میلی متری در زره بود که برای سال 1940 حیرت انگیز بنظر می رسید .
       

       
      نارنجک انداز میلز و AT68 (سعی شد که رنگی شود )

       
      نارنجک تفنگی AT68 
       
       
      همچنین در ادامه و در حین جنگ نارنجک ضد تانک تایپ۷۴ (74 ST) نیز توسط آن ها ساخته شد که شامل یک خرج گود درون یک بسته پرتابه دستی با شباهت هایی به نسخه های نارنجک گوشت کوب آلمانی بود. ایده پشت این نارنجک، ساخت یک سلاح ضد تانک ساده و با کاربری آسان، آمادگی فوری برای تولید و ارزانی بود. نارنجک ST به اصرار چرچیل در تولید انبوه قرار گرفت، اما با دیدن نحوه عملکرد آن، ساخت بیشتر و خدمت فراگیر آن متوقف شد. نارنجک تایپ 74 بعداً به عنوان یک راهکار اضطراری برای مقابله با تانک‌های سبک ایتالیایی در شمال آفریقا برای سربازان بریتانیایی فرستاده شد، جایی که بر خلاف انتظار ها و نتایج قبلی بسیار عملکرد مؤثری داشت. در اروپا، پارتیزان های فرانسوی به طور موثر از نارنجک ضد تانک تایپ 74 در اقدامات خرابکارانه علیه تأسیسات آلمانی استفاده کردند. نارنجک هاوکینز (تایپ 75) یکی دیگر از نارنجک‌های ضد تانک بود که توسط متفقین غربی به کثرت مورد استفاده قرار گرفت.
       

       
      نارنجک 74 ST
       
       
       
      نارنجک هاوکینز (تایپ 75)
       
      مدت کوتاهی پس از تهاجم آلمان نازی به روسیه در سال 1941، نارنجک ضد تانک پانزر‌ ورف ماین (Panzerwurfmine (L)) توسط آن ها وارد خدمت می شود، که یک نارنجک ضد تانک با سرجنگی خرج گود و بسیار کشنده بود و می توانست سنگین ترین تانک های آن سال ها را نابود کند. این نارنجک به بالای تانک پرتاب می شد و پس از رها شدن توسط فرد پرتاب کننده، سه باله از انتها بیرون آمده و آن را در طول پرواز کوتاه خود تثبیت می کردند. نارنجک ضد تانک ‌پانزر ووف ماین (L) بسیار کشنده بود و ساخت آن ارزان بود، اما برای پرتاب دقیق به مهارت قابل توجهی نیاز داشت و تنها توسط تیم‌های مخصوص و آموزش دیده ضد تانک مورد استفاده می‌گرفت. گونه دیگری از نارنجک های ضد تانک آلمانی "Geballte Ladung" بود که به معنی بار انبوه است. این نوع نارنجک منفرد نیست، بلکه تعدادی نارنجک معمولی است که به یکدیگر متصل شده اند. یکی دیگر از تلاش‌های آلمانی برای ساخت تسلیحات ضد تانک قابل حمل توسط نفر، سلاح "Hafthohlladung" (به معنی: خرج گود چسبنده) بود. این نارنجک چسبان در واقع یک خرج گود با قیف تو خالی بزرگ بود که به وسیله سه آهنربا به یک تانک می توانست بچسبد، اما برای پرتاب بسیار سنگین بود و در نتیجه باید توسط فرد بکار گیرنده، مستقیماً به ناحیه ضعیف یک تانک چسبانده می شد.
       

       
      نارنجک ضد تانک پانزر‌ ورف ماین (Panzerwurfmine)
       

       
      نارنجک  ضد تانک آلمانی Geballte Ladung
       

       
      نارنجک چسبان Hafthohlladung
       
       
      طولی نکشید که روس ها توانستند پانزر ورف ماین را به غنیمت بگیرند و با کمک آن، نارنجک ضد تانک خود مجهز به خرج گود را بسازند. البته روس ها در سال 1940، یک نارنجک ضد تانک ساده را توسعه دادند که از اثر انفجاری ساده برای آسیب زدن به زره پوش ها استفاده میکرد و نام آن RPG-40 بود. پس از پرتاب این نارنجک با کمک نواری مسیر پروازش تثبیت می شد. از طرفی روس ها، RPG-43 ( عدد اشاره به سال تولید 1943 است) را ساختند که یک نسخه اصلاح شده از RPG-40 بود و به آن یک لایه مخروطی اضافه شد و تعداد زیادی نوار پارچه ای برای تثبیت مسیر پرواز پس از پرتاب در انتهای آن قرار گرفت. در سال آخر جنگ، روس ها RPG-6 را معرفی کردند، که یک طراحی جدید بر پایه RPG-43 و با آیرودینامیک بهبود یافته و همچنین با یک دم چتری در درون بود که پس از پرتاب از دسته به بیرون رها میشد. نفوذ این نارنجک بیش از 100 میلی متر در زره فولادی گزارش شده است، که برای ایجاد آسیب و انهدام هر تانکی در صورت برخورد با قسمت فوقانی آن ها کافی بود. استفاده از RPG-43 و RPG-6 روسی در نبرد بسیار ساده تر از پانزر ورف ماین آلمانی بود و به آموزش گسترده نیاز نداشت. توجه شود همین موارد بعد ها در سری راکت انداز های پانزر فاست و RPG-2 هم بکار آمدند و به همین دلیل بود که نسل اول این راکت انداز ها با نام نارنجک انداز معرفی شدند که حتی هنوز هم بر سر زبان هاست! در حقیقت راکت انداز های ضد تانک ابزاری بودند که نارنجک های ضد تانک را با کمک یک شتاب دهنده راکتی با دقت و در برد بیشتر به سمت تانک دشمن رها می‌کنند. پس از پایان جنگ جهانی دوم، بسیاری از کشورهای اروپای شرقی نسخه های RPG-6 خود را مهندسی معکوس کردند. برای مثال مجارستان نارنجک AZ-58-K-100 را توسعه داد. از این نارنجک به تعداد زیاد ساخته شد و در نبرد اعراب و  اسراییل در طول سالهای 1967 و 1973 توسط مصر نیز بکار رفت.
       
       
       
      نارنجک ضد تانک RPG-40
       

       
       نارنجک ضد تانک RPG-43
       

       
      نارنجک ضد تانک RPG-6
       

       
      نارنجک ضد تانک AZ-58-K-100 
       
      اولین نارنجک ضد تانک ژاپن، دارای یک کلاهک مخروطی خرج گود ساده به قطر 100 میلی متر بود که دارای یک سیستم فیوز ساده از نوع  "فعال در همه مسیر" بود که اگر به طور تصادفی با کشیدن ضامن از دست سرباز به زمین می افتاد منفجر می شد و به همین سادگی جان فرد را می گرفت. این ضعف آن را بسیار برای نیروی بکار گیرنده خطرناک میکرد، زیرا هیچ ایمنی پس از رهاسازی وجود نداشت و حتی ممکن بود در یک برخورد کوچک و اتفاقی به خود فرد نیز منفجر شود و البته طبق گزارشات میدانی، میزان نفوذ آن فقط حدود ۵۰ میلی متر بود. دومین نارنجک ضد تانک ساخت ژاپن لانج ماین(lunge mine) نام داشت که در واقع یک سلاح انتحاری بود. این سلاح یک کلاهک خرج گود بزرگ بود که بر روی یک چوب نیزه مانند نصب میشد و فرد انتحاری آن را به تانک یا هر هدفی می کوبید، و این برخورد باعث مکانیسمی میشد که در نهایت سرجنگی بزرگ خرج گود آن را منفجر میکرد و هم سرباز و هم هدف را از بین می برد. این نارنجک نصب شده بر روی نیزه هر چند جان سرباز بکار گیرنده را می‌گرفت اما 150 میلی متر در زره فولادی نفوذ میکرد و به همین علت آن را در رده اول بیشترین نفوذ نارنجک های ضد تانک جنگ جهانی دوم قرار میدهد. و البته کمبود سلاح ضد تانک در ژاپن قطعا جدی تر و مهمتر از نیروی بکار گیرنده انتحاری بود! گفته میشود ارتش آمریکا اولین بار در سال 1944 در فیلیپین با نارنجک های ضد تانک روبرو میشود و نارنجک های ضدتانک انتحاری مذکور فوق هم اولین بار در طی نبرد سایپان و پس از آن در نبرد اوکیناوا مشاهده شد. قبل از پایان جنگ جهانی دوم، ده‌ها هزار فروند از این نارنجک های ضد تانک ساده و پر خطر برای واحدهای معمولی ارتش ژاپن در مستعمارات امپراطوری و واحدهای رزمی در جزایر اصلی ژاپن تولید و ارسال شد، چون کاربری چندان سختی نداشتند و عموم سربازان با داشتن یک دل شیر و وفاداری مطلق به امپراطور و ژاپن می‌توانستند از آن ها استفاده کنند.
       

       
      نارنجک های پرتابی ژاپنی
       
          
       
      نارنجک انتحاری lunge mine
       
       پرکاربردترین نارنجک‌های ضد تانک امروزی، شامل طرح‌ های روسی پس از جنگ جهانی دوم هستند که معروف ترین آن ها نارنجک ضد تانک RKG-3 است. در طول جنگ ایران و عراق، سرباز ۱۳ ساله ایرانی محمد حسین فهمیده پس از اینکه خود را در زیر یک تانک عراقی با نارنجک منفجر کرد، به عنوان قهرمان جنگ مورد تجلیل قرار گرفت. به دلیل پیشرفت در زره تانک های مدرن و اختراع نارنجک انداز های راکتی، نارنجک های ضد تانک منسوخ شدند. با این حال در درگیری های پسا اشغال عراق، نارنجک های ضد تانک RKG-3 توسط شورشیان عراقی، عمدتا علیه خودرو های هاموی و نفربر های استرایکر و خضموک (MRAP) های آمریکایی استفاده شدند. این خودروهای محافظت شده زره ضعیف تری نسبت به تانک ها برخوردار بودند و در نتیجه نارنجک های ضد تانک از جمله RKG-3، با نفوذ ۲۲۰ میلیمتری توان آسیب زدن به آن ها را داشتند. پنهان کردن یک نارنجک انداز راکتی همچون RPG-7 در بین جمعیت کار سختی بود. اما هر فرد براحتی می توانست چند نارنجک RKG-7 را حمل کند و باید توجه کرد که تفاوت نفوذ این نارنجک تنها ۴۰ میلیمتر از نسخه ابتدایی RPG-7 کمتر است. شورشیان عراقی عموما در بین جمعیت مخفی میشدند و در دسته های چند نفری به کاروان های آمریکایی حمله و به آن ها خسارات جدی وارد می کردند. این تهدیدات در نهایت باعث شد که ایالات متحده اصلاحاتی در امرپ ها و نفربر های استرایکر انجام دهد که شامل  نصب زره فاصله دار و قفسی و ... می شد که این اصلاحات باعث می شدند تا نارنجک های ضد تانک قبل از تماس با بدنه اصلی منفجر شوند.
       
            
      نارنجک ضد تانک RKG-3
       
      نارنجک ضد تانک RKG-3 همچنین توسط واحد آئروروزویدکا (Aerorozvidka) ارتش اوکراین در تهاجم روسیه به اوکراین در سال 2022 مورد استفاده قرار گرفت. اوکراینی ها با تغییر در زمان‌بندی فیوز و همچنین افزودن باله‌های چاپ‌ شده با پرینتر سه‌بعدی، نارنجکRKG-3 را به RKG 1600 تغییر دادند تا سقوط خود را هنگام پرتاب از یک کواد کوپتر تجاری تثبیت کند. این تغییر، سرآغاز استفاده بسیار گسترده از این دست پهپاد ها با نام کواد کوپتر نارنجک انداز در جنگ اوکراین بود. با ورود کوادکوپتر های نارنجک انداز، مجدد نارنجک های ضد تانک در قالب بمب های سقوط آزاد خرج گود جان تازه ای گرفتند و بنظر می‌رسد با ورود نسل های جدید تر و حتی هدایت شونده آینده ای روشن تری برای این بمب ها قابل انتظار باشد. اما هر چه پیش آید، یادمان نرود که این تسلیحات ریشه در نارنجک های ضد تانک دارند. نارنجک های ضد تانک نیای سال خورده موشک های ضد تانک و راکت های ضد تانک و برخی بمب های پرتابی توسط پهپاد ها هستند. آنچه مشخص است هم چنان این پیر مرد با طراحی ساده خود و همینطور فرزندانش تا بازنشستگی فاصله بسیار دارند.
       

       
      استفاده از RKG-3 در  پهپاد های FPV انتحاری و مولتی روتور نارنجک انداز
       
       
       
      ذکر نام نویسنده و انجمن در هر برداشت از این مطلب الزامی است.
       
      گرد آورنده: Navard 
       
       بن مایه 
    • توسط SAEID
      [align=center]توسط متخصصين داخلي؛

      سامانه موشك زمين به هواي "اس200" بهينه‌سازي شد

      همزمان با سالگرد عمليات والفجر 8، سامانه موشكي "اس 200" به دست متخصصين پدافند نيروي هوايي ارتش بهينه و بازسازي شد.

      [/align]

      به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي نيروي هوايي ارتش، سامانه‌‌ي موشكي زمين به هواي "اس200" توسط متخصصين پدافند نيروي هوايي ارتش بهينه و بازسازي شده و صبح امروز يكشنبه با حضور مقامات لشكري و كشوري پرتاب آزمايشي خود را با موفقيت انجام داد.
      احمد ميقاني، فرمانده نيروي هوايي ارتش در تشريح ويژگي‌ها و توانايي‌هاي برجسته‌‌ي اين موشك گفت: بررسي ميزان كارايي سامانه‌هاي پدافند اعم از موشكي و راداري در مقابل تهديدات احتمالي عليه كشور ايران و همچنين ارتقاء سطح مهارت و دانش كاركنان عملياتي و فني در مراحل مختلف و آماده‌سازي تجهيزات موصوف از اهداف آزمايش اين سامانه‌ موشكي است.
      وي با اشاره به تلاش‌هاي متخصصين نيروي هوايي براي بومي‌سازي و نهادينه كردن علوم پيشرفته دنيا در راستاي دفاع از حريم هوايي كشور، گفت: توان نظامي ايران در خدمت صلح و آرامش كشور و منطقه است و تاريخ پرافتخار انقلاب اسلامي ايران نشان‌دهنده‌ي متخصصين و اتكاء به توانمندي‌ داخلي است كه قابليت‌ تأمين تمامي نيازهاي كشور را به استفاده از اقدامات تخصصي و امكانات موجود فراهم مي‌كند.
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.