امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

9 hours قبل , Hoshang20 گفت:

ممکنه حرفم احمقانه باشه ولی شاید منظور فرمانده نسل جدید هواپیماهای رزمی s68 باشه که چند وقت پیش هم تو خبرگزاری فارس به اسم T90 معرفی شده بود 

 

اصولا خودشون هم نمی دونند بر چه اساسی دارند نام گذاری می کنند ... ستاد کلی که بعد از ان سال هنوز نتونسته یک استاندارد نامگذاری تعیین کنه رو باید درش رو گل گرفت .

 

در ستاد کل ، هنوز در حد نامگذاری ادوات هم یک کار هدفمند انجام نشده اونوقت دوستان انتظار دارند این ستاد کل به فکر استراتژی نبرد و چیدن راهبرد دفاعی کشور برای 30 سال آینده باشه .

  • Like 5
  • Upvote 6
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
10 hours قبل , Hoshang20 گفت:

ممکنه حرفم احمقانه باشه ولی شاید منظور فرمانده نسل جدید هواپیماهای رزمی s68 باشه که چند وقت پیش هم تو خبرگزاری فارس به اسم T90 معرفی شده بود 

 

بعیده

  • Like 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
11 hours قبل , Ghalam گفت:
  • اقارب
  • مستعان
  •  و ...

با این همه فرهنگ غنی ایران کهن،شاهنامه و افسانه های قشنگ پارسی باید به ستاد نامگذاری سلاح های ایرانی مدال خلاقیت،هوش و ابر نابغه بودن داد واقعا!

 

  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
22 hours قبل , Hoshang20 گفت:

ممکنه حرفم احمقانه باشه ولی شاید منظور فرمانده نسل جدید هواپیماهای رزمی s68 باشه که چند وقت پیش هم تو خبرگزاری فارس به اسم T90 معرفی شده بود 

 

فرمانده نیروزمینی چرا باید راجع به هواپیمایی که در نیروی هوایی بکار میاد، بخواد خبر بده؟

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بر 18 اردیبهشت 1399 در 00:50 , M-ATF گفت:

فرمانده نیروزمینی چرا باید راجع به هواپیمایی که در نیروی هوایی بکار میاد، بخواد خبر بده؟

 

شاید قصد بکارگیریش در یگان بال ثابت هوانیروز رو دارند.

  • Like 1
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
10 hours قبل , MOHAMMAD گفت:

 

شاید قصد بکارگیریش در یگان بال ثابت هوانیروز رو دارند.

 

محمد گرامی نظر شما رو به عنوان یک پاسخ صرف به سوال من برام قابل قبوله ولی از نظر یک شخص تحلیلگر نظامی آشنا به شرایط این کشور خیر در بستر گفتوی مربوط به این تاپیک خیر. 

 

بله اگه مستقل از هر گونه شرایطی بخوایم صحبت کنیم نیروی زمینی هم می تونه مجهز به همچین هوایی بشه برای کارکردی که شما فرمودین.

 

اما وقتی داریم راجع به فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران در سال 1399 صحبت می کنیم، بعید ترین فرضیه ای هست که قابل قبول هست.

 

کشوری که تا الان نیروی هواییش بوده که به اینچنین هواپیمایی مجهز بوده،

 

باز کشوری که سالهاست هواپیمای جدیدی برای نیروی هواییش نتونسته تهیه کنه.

 

اتفاقا نیروی هوایی که قطعا برای نیاز های آموزشی هم با توجه به فرسوده بودن هواپیماهای موجود قطعا به این هواپیما نیاز داره و بنابراین در اولویت خواهد بود.

 

جایی که اگه کارهایی در جهت توسعه هواپیمای نظامی انجام شده یا توسط نیروی هوایی بوده یا وزارت دفاع در ارتباط مستقیم با نیروی هوایی.

 

جایی که علی  رغم تلاش و تمایل بیش از 30 سال هنوز امکان تولید انبوه هیچ گونه هواپیمای نظامی حالا چه آموزشی چه رزمی میسر نشده.

 

نیروی زمینی که در حال حاضر در حوزه تجهیزات اساسی بسیار ساده تر نیاز به بروزرسانی و تقویت داره، از تجهیزات انفرادی بگیرید تا خود تانک یا خودروهای زرهی که به نوعی شاخصه ویترین نیروی زمینی هست، و بنابراین یک همچین هواپیمایی یک تجهیز سوپرلاکچری براشون حساب میشه.

 

هوانیروزی که در تاریخ نزدیک به نیم قرنیش تا الان به اینچنین هواپیمایی مجهز نبوده و اگه اشتباه نکنم اصلا تا کنون فاقد هر گونه هواپیمای نظامی بوده. مضاف بر اینکه خود ناوگان بالگردی این نیرو هم با توجه به سن بالایی که داره احتمالا نیاز به بروزرسانی و شاید جایگزینی داره، در حوزه بروزرسانی ها رو خود ناوگان موجود هم اونچه که به نظر میاد اینه که اون طرح های ارتقایی هم که تا الان گهگاه معرفی شده به نظر در کمیت بالا پیاده سازی نشده.


با در نظر داشتن همه این مسائل، اگر زمانی هواپیمای تی 90 ای توسعه داده بشه و به تولید انبوه برسه، اول اونکه اونقدر اتفاق بزرگی در صنایع هوایی هست که من به خودم می تونم این اجازه رو بدم که اون رو یک نقطه عطف در صنعت هوایی بدونم بنابراین این اتفاق با پوشش تبلیغاتی فراوان خواهد بود و قطعا اگر هواپیمای تی 90 ای به عنوان کپی پی سی 7 به تولید انبوه برسه اولویت با نیروی هوایی هست ما خبرش رو از اون نیرو باید بشنویم ، به قولی ابتدا نیروهای مرتبط تر اونقدر اشباع بشن از این تجهیز که سرریز بشه به سمت نیروهایی مثل نیروی زمینی. 

 

و اگر قرار باشه هوانیروز به اینچنین هواپیمایی هم مجهز بشه یک تحول در تفکر رزم این نیرو خواهد بود و قبل از معرفی و خبر از ابزار این تغییر تفکر سازمان رزم، خود این تغییر و تحول معرفی خواهد شد. و بر مبنای اونچیزی که تا الان شناخته شده بوده برای نیروی زمینی و هوانیروز ، این تجهیز جزو ابزارهای تعریف شده این نیرو نیست. 

 

 

  • Like 3
  • Upvote 1
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
10 minutes قبل , M-ATF گفت:

 اگر قرار باشه هوانیروز به اینچنین هواپیمایی هم مجهز بشه یک تحول در تفکر رزم این نیرو خواهد بود و قبل از معرفی و خبر از ابزار این تغییر تفکر سازمان رزم، خود این تغییر و تحول معرفی خواهد شد. و بر مبنای اونچیزی که تا الان شناخته شده بوده برای نیروی زمینی و هوانیروز ، این تجهیز جزو ابزارهای تعریف شده این نیرو نیست. 

 

بسم ا...

 

در تاپیک اخبار دفاعی یک گفتگویی در این زمینه داشتیم 

 

http://www.military.ir/forums/topic/30388-اخبار-دفاعی-جمهوری-اسلامی-ایران-ii/?do=findComment&comment=532097

  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
3 minutes قبل , MR9 گفت:

 

بسم ا...

 

در تاپیک اخبار دفاعی یک گفتگویی در این زمینه داشتیم 

 

http://www.military.ir/forums/topic/30388-اخبار-دفاعی-جمهوری-اسلامی-ایران-ii/?do=findComment&comment=532097

 

فقط توضیحی بدم که سوبرداشت نشه، بنده مخالف تجهیز هوانیروز به اینچنین هواپیمایی نبوده و نیستم، فقط روشن کردن این موضوع بود که اگر فرمانده نیروی زمینی صحبت از تی 90 می کنه، بعید ترین فرضیه اینه که تصور کنیم راجع به نمونه ای از پی سی 7 داره صحبت می کنه.

 

همونطور که پیش از این هم شاید در تاپیک هایی گهگاه راجع به این موضوع صحبت کردیم و احتمالا از نگاه من اطلاع دارین، به شخصه خیلی طرفدار این موضوع بوده و هستم که به این هواپیما حالا در قالب هر نیرویی بسیار نیاز داریم و اصولا ای کاش ورودمون رو به صنعت هوایی نظامی سرنشین دار با تمرکز بر توسعه و تولید انبوه همچین هواپیمایی آغاز می کردیم. 

  • Like 2
  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بر 21 اردیبهشت 1399 در 01:03 , M-ATF گفت:

 

محمد گرامی نظر شما رو به عنوان یک پاسخ صرف به سوال من برام قابل قبوله ولی از نظر یک شخص تحلیلگر نظامی آشنا به شرایط این کشور خیر در بستر گفتوی مربوط به این تاپیک خیر. 

 

بله اگه مستقل از هر گونه شرایطی بخوایم صحبت کنیم نیروی زمینی هم می تونه مجهز به همچین هوایی بشه برای کارکردی که شما فرمودین.

 

اما وقتی داریم راجع به فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران در سال 1399 صحبت می کنیم، بعید ترین فرضیه ای هست که قابل قبول هست.

 

کشوری که تا الان نیروی هواییش بوده که به اینچنین هواپیمایی مجهز بوده،

 

باز کشوری که سالهاست هواپیمای جدیدی برای نیروی هواییش نتونسته تهیه کنه.

 

اتفاقا نیروی هوایی که قطعا برای نیاز های آموزشی هم با توجه به فرسوده بودن هواپیماهای موجود قطعا به این هواپیما نیاز داره و بنابراین در اولویت خواهد بود.

 

جایی که اگه کارهایی در جهت توسعه هواپیمای نظامی انجام شده یا توسط نیروی هوایی بوده یا وزارت دفاع در ارتباط مستقیم با نیروی هوایی.

 

جایی که علی  رغم تلاش و تمایل بیش از 30 سال هنوز امکان تولید انبوه هیچ گونه هواپیمای نظامی حالا چه آموزشی چه رزمی میسر نشده.

 

نیروی زمینی که در حال حاضر در حوزه تجهیزات اساسی بسیار ساده تر نیاز به بروزرسانی و تقویت داره، از تجهیزات انفرادی بگیرید تا خود تانک یا خودروهای زرهی که به نوعی شاخصه ویترین نیروی زمینی هست، و بنابراین یک همچین هواپیمایی یک تجهیز سوپرلاکچری براشون حساب میشه.

 

هوانیروزی که در تاریخ نزدیک به نیم قرنیش تا الان به اینچنین هواپیمایی مجهز نبوده و اگه اشتباه نکنم اصلا تا کنون فاقد هر گونه هواپیمای نظامی بوده. مضاف بر اینکه خود ناوگان بالگردی این نیرو هم با توجه به سن بالایی که داره احتمالا نیاز به بروزرسانی و شاید جایگزینی داره، در حوزه بروزرسانی ها رو خود ناوگان موجود هم اونچه که به نظر میاد اینه که اون طرح های ارتقایی هم که تا الان گهگاه معرفی شده به نظر در کمیت بالا پیاده سازی نشده.


با در نظر داشتن همه این مسائل، اگر زمانی هواپیمای تی 90 ای توسعه داده بشه و به تولید انبوه برسه، اول اونکه اونقدر اتفاق بزرگی در صنایع هوایی هست که من به خودم می تونم این اجازه رو بدم که اون رو یک نقطه عطف در صنعت هوایی بدونم بنابراین این اتفاق با پوشش تبلیغاتی فراوان خواهد بود و قطعا اگر هواپیمای تی 90 ای به عنوان کپی پی سی 7 به تولید انبوه برسه اولویت با نیروی هوایی هست ما خبرش رو از اون نیرو باید بشنویم ، به قولی ابتدا نیروهای مرتبط تر اونقدر اشباع بشن از این تجهیز که سرریز بشه به سمت نیروهایی مثل نیروی زمینی. 

 

و اگر قرار باشه هوانیروز به اینچنین هواپیمایی هم مجهز بشه یک تحول در تفکر رزم این نیرو خواهد بود و قبل از معرفی و خبر از ابزار این تغییر تفکر سازمان رزم، خود این تغییر و تحول معرفی خواهد شد. و بر مبنای اونچیزی که تا الان شناخته شده بوده برای نیروی زمینی و هوانیروز ، این تجهیز جزو ابزارهای تعریف شده این نیرو نیست. 

 

 

 

سلام

 

ببینید دوست گرامی صِرف وجود مشکلاتی که نام بردید (و درست هم هستند) دلیل نمیشه که به الزامات متوقف مانده ی هوانیروز بی توجهی بشود.

 

یگان بال ثابت هوانیروز برخلاف اینکه معمولا اسمی ازش نبوده و نیست، اما از مهمترین بخشهای هوانیروز بوده و هست.

 

و اینکه در سالهای اخیر به هواپیمای جدیدی مجهز نشده دلیل نمی شود که تا ابد هم همینطور باقی بماند.

 

شما به عنوان یک فرد مطلع در حوزه مسائل نظامی، بهتر از من شاید بدونید که از همون دهه ی 60 که پی سی 7 ها وارد ایران شدند؛ بلافاصله ساخت برخی قطعات پر مصرف اونها در ایران شروع شد، در سال 68 هم با اسمبل حدود 10 فروند پی سی 7 با قطعات وارد شده و تولید شده، پروژه S.68 شکل گرفت.

 

طبیعتا پیشرفتهای تکنولوژیک از سال 68 تا 98 در زمینه مهندسی مواد و روشهای تولید اعم از ریخته گری و CNC و ... باعث شده که دست کشور در تولید این هواپیما بالاتر بره.

 

باز هم تاکید میکنم وجود نیازهای دیگر در نیروی زمینی (اعم از زرهی و خودرویی و .....) باعث بی توجهی به این حوزه مهم نمیشه.

 

اونم حوزه ای که سالها بدلیل اهمیت بیشتر حوزه هواپیماهای توربوپراپ آموزشی در نهاجا، متاسفانه مغفول مانده.

 

پس نباید دچار خلط مبحث بشیم.

 

در نیروی زمینی بالگرد جای خود، زرهی جای خود، تجهیزات پیشرفته جای خود، هواپیمای بال ثابت هم جای خود.

 

هیچیک جای دیگری را نمیگیره، خصوصا حوزه ای که سالها بدلایل مخلتف (مالی، دسترسی، عدم توجه و . . . ) مغفول مونده.

 

 

نقل قول

بر مبنای اونچیزی که تا الان شناخته شده بوده برای نیروی زمینی و هوانیروز ، این تجهیز جزو ابزارهای تعریف شده این نیرو نیست. 

 

به عنوان هواپیمای پشتیبانی نزدیک شاید خیر، ولی به عنوان نقش آموزشی-شناسایی قطعا بله.

ویرایش شده در توسط MOHAMMAD
  • Like 2
  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
9 hours قبل , MOHAMMAD گفت:

 

سلام

 

ببینید دوست گرامی صِرف وجود مشکلاتی که نام بردید (و درست هم هستند) دلیل نمیشه که به الزامات متوقف مانده ی هوانیروز بی توجهی بشود.

 

یگان بال ثابت هوانیروز برخلاف اینکه معمولا اسمی ازش نبوده و نیست، اما از مهمترین بخشهای هوانیروز بوده و هست.

 

و اینکه در سالهای اخیر به هواپیمای جدیدی مجهز نشده دلیل نمی شود که تا ابد هم همینطور باقی بماند.

 

شما به عنوان یک فرد مطلع در حوزه مسائل نظامی، بهتر از من شاید بدونید که از همون دهه ی 60 که پی سی 7 ها وارد ایران شدند؛ بلافاصله ساخت برخی قطعات پر مصرف اونها در ایران شروع شد، در سال 68 هم با اسمبل حدود 10 فروند پی سی 7 با قطعات وارد شده و تولید شده، پروژه S.68 شکل گرفت.

  

طبیعتا پیشرفتهای تکنولوژیک از سال 68 تا 98 در زمینه مهندسی مواد و روشهای تولید اعم از ریخته گری و CNC و ... باعث شده که دست کشور در تولید این هواپیما بالاتر بره.

 

باز هم تاکید میکنم وجود نیازهای دیگر در نیروی زمینی (اعم از زرهی و خودرویی و .....) باعث بی توجهی به این حوزه مهم نمیشه.

 

اونم حوزه ای که سالها بدلیل اهمیت بیشتر حوزه هواپیماهای توربوپراپ آموزشی در نهاجا، متاسفانه مغفول مانده.

  

پس نباید دچار خلط مبحث بشیم.

  

در نیروی زمینی بالگرد جای خود، زرهی جای خود، تجهیزات پیشرفته جای خود، هواپیمای بال ثابت هم جای خود.

 

هیچیک جای دیگری را نمیگیره، خصوصا حوزه ای که سالها بدلایل مخلتف (مالی، دسترسی، عدم توجه و . . . ) مغفول مونده.

 

 

 

به عنوان هواپیمای پشتیبانی نزدیک شاید خیر، ولی به عنوان نقش آموزشی-شناسایی قطعا بله.

 

 

اگه به نقطه شروع صحبتمون و همینطور پست های من توجه کافی کرده باشید، این که هوانیروز هواپیمای توربوپراپ اینچنینی نمی خواد، نظر من نیست و اصلا موضوع بحث ما هم نیاز یا عدم نیاز هوانیروز به این هواپیما نیست.

 

بحثمون اینه که هوانیروزی با این پس زمینه و این شرایط وقتی فرمانده نیرو زمینی از تی 90 صحبت می کنه، از نظر من از یک میلیون احتمال یکیش میتونه هواپیمای تی 90 باشه و بقیش تانک تی 90. 

  • Like 1
  • Upvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بر 18 اردیبهشت 1399 در 00:50 , M-ATF گفت:

 

فرمانده نیروزمینی چرا باید راجع به هواپیمایی که در نیروی هوایی بکار میاد، بخواد خبر بده؟

وقتی فرمانده نیروی زمینی به نفربر بی ام پی میگه تانک تی 72دیگه تا اخرشو باید خوند اسم ادواتی که زیر نظرشون تو یگانها استفاده میشه رو نمیدونن بعد اگر خدایی نکرده دشمن بخواد تجاوز کنه با کدوم علمی میخوات دفاع کنه 

  • Like 1
  • Upvote 1
  • Downvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

جزئیات ارتقای تانک‌های T-72S سپاه:

 

2837560.jpg

 

 در جریان بازدید سرلشکر سلامی فرمانده کل سپاه از دستاوردهای جهادخودکفایی نیروی زمینی سپاه مشخصات این تانک تی ۷۲ ارتقاء یافته اعلام شد:

 

در بخش ارتقاء سیستم های نظارتی، یک سیستم دیده بانی روزانه و شبانه به همراه سامانه دید حرارتی خنک شونده روی تانک نصب شده است.

 

این سایت به کانال هدایت لیزری نیز مجهز شده و قابلیت شلیک موشک های هدایت لیزری پرتاب شونده از لوله تانک را نیز برای این تانک فراهم می کند. 

 

یک سیستم کامپیوتری انجام محاسبات بالستیکی و یک مسافت سنج لیزری نیز در بخش کنترل آتش بر روی این تانک نصب شده است.

 

 برای راننده تانک نیز یک سیستم دید حرارتی نصب شده که در روز و شب کمک خواهد کرد تا عمل راندن تانک به صورت ساده تر انجام شود.

 

سیستم حرکت در سمت، مخصوص حرکت برجک تانک نیز که در مدل اولیه به صورت دستی بوده، تبدیل به گونه الکترونیک شده است که حرکت را برای کاربران تانک آسان تر خواهد کرد.

 

همچنین در بخش سیستم های حفاظتی در اطراف تانک و روی برجک آن زره های واکنشی انفجاری نسب شده است.

 

نصب سیستم هشدار قفل لیزری و اخلالگر سیستم های هدایت لیزری و فروسرخ برای موشک های ضد زره از دیگر ارتقاء های انجام شده بر روی این تانک در بخش حفاظت به شمار می آید. 

 

نصب سیستم جایگاه تسلیحاتی برای کنترل از راه دور تیربار نصب شده روی برجک و قابلیت نصب سریعتر لوله اصلی تانک از بیرون -در شرایط میدان نبرد- از دیگر ارتقاء های انجام شده روی این تانک است 

 

آخرین مورد قابل ذکر در خصوص این تانک نیز بحث افزایش قدرت موتور به میزان ۱۵ درصد است که میزان نسبت رانش به وزن تانک را افزایش می دهد.

ویرایش شده در توسط mehdipersian
  • Like 2
  • Upvote 5
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط aminor
      نبرد زرهی لوبان
       

       
       
      استالین با  مارشل کانف فرمانده جبهه اول اکراین   تماس گرفته و پرسید  مشکل ارتش سوم تانک چیست ؟؟؟
       
       
       
       
       
       
      در 12 ژانویه سال 1945 جبهه ای یکم اکراین وبلاروس که با پیوستن ارتش اول لهستان تقویت شده بودن  از سر پل های ایجاد شده  در ساحل غربی رود  ویستولا حمله گسترده ای را آغاز کردند. آنها در عرض 23 روز 500 کیلومتر به سمت غرب پیشروی کردند ، در 3 فوریه به  رودخانه اودر رسیدند و  سرپل های جدید بزرگی را در ساحل غربی آن ایجاد کردند.در 8 فوریه ، جبهه اول اوکراین با 980.000 نفر نیرو ، به فرماندهی مارشال کونیف ، با استفاده از دو  سر پل ایجاد شده  در رود اودر حمله دیگری را در منطقه  سیلسیای کوچک آغاز کرد. هدف آنها: محاصره و تصرف شهر برسلاو است.  در جناح چپ جبهه یکم اکراین - دو ارتش  وسپاه سواره نظام گارد- همراه با جبهه چهارم اوکراین قرار بودبه سمت درسدن پیشروی کنند. منطقه صنعتی سیلسیی به علت دارا بودن معادن زغال سنگ مس روی سرب نقره و کادیوم برای بقای صنعتی نظامی المان بسیار حیاتی بود دفاع از این منطقه بر عهده  نیروهای باقیمانده از ارتش مرکزی به فرماندهی ژنرال شرونرواگذارشد. نیروهای ارتش سرخ- پیشروی خود را آغاز کردند.شهرهای  Glogau و Breslau هر دو تا 16 فوریه محاصره شدند. به دلیل مقاومت شدید آلمان در حوالی برسلاو ، كونیف به دو سوم ارتش سوم تانك گارد  به فرماندهی سرهنگ ریبالكو دستور داد كه به سمت شرق حرکت کرده و مدافعان المانی در این منطقه را سرکوب کند . در آن زمان دو سپاه  زرهی ازارتش سوم کارد قبلاً به بونزلاو رسیده بودند ، شهری که مقبره ژنرال  کوتوزوف ، فرمانده معروف روس ، در آنجا دفن شده است.
       
      حمله سراسری ارتش سرخ
      در جریان نبرد ویستولا تا اودر
       

       
       
       
       
      عبور نیروهای ارتش سرخ از رودخانه ویستولا
       


      تا 16 فوریه ، جبهه اول اوکراین دارای 1289 تانک  و زرهکوب بود - در آغاز حمله در  12 ژانویه شمار تانکهای وتوپهای هجومی (زره کوب ) به عدد3648و نیروهای پیاده هم به بیش از  900 هزار نفر   رسیده بود. پس از محاصره کامل  شهر برسلاو ، تمام نیروهای ارتش سوم تانک گارد برای تصرف  بونزلاوبه این منطقه سرازیر شدن. به ریبالکو  فرمانده ارتش سوم  تانک دستور داده شد تا به رود نیسی برسد و گورلیتز را تصرف کند. سپاه نهم زرهی با لشکر 8 پانزر آلمان درگیر شد. ریبالکو به دو سپاه تانک دیگر تحت فرماندهی خود دستور داد که تمام نیروهای آلمانی را در اطراف گورلیتزدور بزند. طبق دستورات وی ، سپاه 7تانک گارد و ارتش سوم تانک گارداز رودخانه Queis عبور کرده و به Lauban حمله کردن.
       
      نیروهای ارتش سرخ در danzig لهستان
       

       

      حمله توسط سپاه تانک 7 گارد در غروب 17 فوریه شروع شد. لاوبان توسط بازماندگان لشکر 6 پیاده مکانیزه  به (فرمانده: سرلشکر اتو-هرمان بروکر) که در ابتدا  فاقد هرگونه تجهیزات سنگین  نظامی  بود به همراه تعدادی اندکی از نیروهای مردمی بومی  محافظت میشد . در 5 فوریه ، به  مدافعین دستور داده شد تا هرگونه حمله زرهی شوروی را ، متوقف کنند به علت نداشتن تجهیزات مناسب نیروهای شوروی به سرعت به قسمتهای شمالی و شرقی شهر نفوذ کردند  . با این پیشروی خطوط راه اهن استراتژیک  گورلیتز به برلین دردسترس ارتش سرخ قرار میگرفت  . روسها با تصرف ایستگاه قطار منطقه- 4 قطار حامل تجهیزات نظامی را به غنیمت گرفته همچنین نزدیک به 300    گارگر اجباری اصالتا اهل شوروی را ازاد کردن البته همچنان  دو تیپ زرهی ارتش سرخ با استعاداد تقریبی 60 دستگاه تانک دربخشهای از شهر لوبان مشغول جنگ شهری در  خیابانهای باریک بوده  مدافعین المانی با استفاده از پانزر فاست 10 تانک ارتش سرخ را منهدم کردن همچنین یک گردان پیاده شوروی هم در این درگیریها منهدم شد بخش دیگری از واحدهای زرهی شوروی به علت موانع بتنی ضد تانک از پیشروی بیشتر باز ایستاده بودن اما این موارد اصلا کافی نبود .
       
      تانکهای تی 34/85 منهدم شده در داخل شهر لوبان
       

       
       
      شهر لاوبان  در سال 1939 17.537 نفرسکنه داشت- این شهر دقیقا در بین خطوط دفاعی  دو ارتش 4 و 17 المان قرار داشت فاصله ان تا گورلیتز 20  تا بوتزن 50 و تا درسدن 100 کیلومتر بود  وسقوط ان سبب ایجاد شکافت و احتمالا  خطرمحاصره شدن یگانهای المانی را در پی داشت همچین امید المان برای دریافت زغال سنگ مس سرب وسایر مواد معدنی ناحیه سیلسی را از بین می برد. المان ها به سرعت دست به کار شدن و سه لشگر را به منطقه لوبان ارسال کردن این نیروها موفق شدن پیشروی ارتش سرخ را متوقف کنند سرفرماندهی ورماخت خودرا بر اغاز یک ضد حمله سراسری برای بیرون راندن ارتش سرخ از ناحیه سیلزی و همچنین رسیدن به شهرمحاصره شده برسلو ( استالینگراد هیتلر )ا ماده میکرد اما برای تحقق این امر یک لازم بود حتما شهر لوبان و خطوط راهن استراتژیک منتهی به برلین در این منطقه   به طور کامل باز پس گرفته شود  المانها همچنین مصم بودن اجازه ندهید شهر های . گورلیتز و درسدن  که جناح راست برلین محسوب میشدن به دست شوروی بیفتند به فیلد مارشال شورنر فرمانده مدافعین ارتش مرکزی دستور داده شد حملات ارتش سوم تاک شوروی را در ابتدا  دفع و سپس این نیروها از منطقه بیرون براند برای این کار آلمانها 4 لشکر دیگر در منطقه مستقر کردن .
       
      فیلد مارشال شورنر                         مارشال کانف (کونیف)    
       
        
       
       
       
       
       
      بسیاری از یگانهای المانی نصف استعداد واقعی خود نیرو وتجهیزات هم نداشتن اکثر فرماندهان به تازگی منصوب شده بودن و شناخت کافی از نیروهای خود را نداشته  کمبود سوخت دشمن اصلی واحد های زرهی المان بود نکته جالبتر برخی از واحدهای زرهی که به منطقه ارسال شده بودن در ابتدا جنگ جهانی به عنوان واحدهای غیر قابل استفاده در تهاجم شناخته شده بود و حال در اوخر جنگ این وضع هم  ادامه داشت نقشه حمله آلمان بسیار ساده بود. در حالی که یگان های زرهی از جناحین حمله می کردند ، بقایای تیپ 103 زرهی و لشکر  6 در خط دفاعی نگهداری می شدند. هدف: بازپس گیری Lauban ،رسیدن بهNaumburg و محاصره ارتش سوم تانک گارد بود . نیرومندترین واحدهای در جناح راست مستقر شده بودن  اسم رمز عملیات بازی ها انتخاب شد دو لشکر 17 زرهی  و لشکر مکانیزه محافظ از جناح راست یعنی از  مناطق  Rachenau و Gruna حمله را اغاز میکردن لشکر 8 پانزر هم از جنگلهای اطراف کنزندورف حمله کند. نیروهای آلمان و شوروی هر دو در لاوبان بودند. خط مقدم قبل از حمله یک خط شرق و غرب بودآلمانی ها می خواستند حمله ای غافلگیرانه و سریع به سمت شمال انجام دهند.
      در مجموع نیروهای المانی شامل  سپاه 57  زرهی به فرماندهی سرلشگر والتر نهرینگ   (لشکر 8 پانزر ، تیپ 103 زرهی ، لشکر 408 ، لشکر 16 پانزر ،و  لشگر پیاده محافظ پیشوا ( به فرماندهی اتو رمر )  وسپاه  39 فردریش کریشنر  شامل لشگر 17 زرهی ولشگر مکانیزه پیشوا بوده
       


      استعداد زرهی واحد های  ورماخت به شرح زیرآمده است
       
       
      سپاه 57 زرهی
       
      لشگر 8 زرهی پانزر
        دارای 14 توپ ضد تانک / 38 دستگاه تانک پانزر چهار  / 18 تانک پانتر/9 دستگاه زره کوب جاگد پانزر وهتزر
       
      لشگر 16
      8 توپ 88 م م ضد تانک / 11 دستگاه زره کوب جاگد پانزر / 25 تانک پانزر 4 /13 تانک پانتر  و36 زرهکوب ستوگ StuG
      لشگر 408 پیاده نظام  دارای 6 هنگ پیاده
       
      تیپ 103 زرهی  شامل 7تانک پانتر و 12 زره کوب ستوگ StuG
       
      لشگر محافظ پیشوا  29زره کوب StuG 20 تانک پانتر و 40 تانک پانزر 4
       
      واحدهای از لشگر 21 زرهی پانزرشامل 34 تانک پانتر و 32 تانک پانزر 4
       
      سپاه 39 زرهی
       
      لشگر 17 شامل 20 تانک پانتر و 10 تانک پانزر 4
       
      لشگر مکانیزه پیشوا 33 زرهکوب StuG  17 تانک پانتر و 5 تانک پانزر 4
       
      لشگر 6 دارای 12 تانک پانزر 4 / سه توپ 88 م م / 9 دستگاه زرهکوب هتزر Hetzer
       
      کل استعداد زرهی  نیروهای شرکت کننده 162 تانک پانزر 4 /129 تانک پانتر / 110 دستگاه زره کوب ستوگ و 29 دستگاه زره کوب جاگد پانزر و هتزر بوده البته  استعداد واقعی و عملیاتی  در حدود 30 تا 40 براورد میشود وما بقی تانک ها و زره کوب ها  زمین گیر بوده ونیاز به تعمیرات داشته اند
       
       
       
      زره کوب جاگدپانزر         زره کوب جاگدپانزر 38  ( هتزر Hetzer  )             تانک پانتر
       

       
       
       
          تانک پانزر 4                         زره کوب ستوگ   StuG
       

       
      اما در طرف مقابل ارتش سوم تانک گارد دارای حدود 60 هزار سرباز
       
      460 تانک تی 34 ( 350 دستگاه  به صورت عملیاتی ) / 18 تانک تی 34/76 با تیغه های مین روب - 21 تانک استالین 2- 59 زر کوب 122 ISU    
       
      63زره کوب اس یو   SU85) 85 )و 63 زره کوب اس یو   76   41زره کوب  SU57
       
       
        20  توپ 152 م م /20 توپ 100 م م ضد تانک / 222 توپ 76 م م ضد تانک

      84 توپ 57 م م ضد تانک / 48 راکت انداز کاتیوشا   / 140 خمپاره 120 م م /224  خمپاره 82 م م

      79 توپ 37 م م ضد هوایی / 60 خودرو زرهی  M 17 حامل تیربار های چهار لول 12.7  و 161 تیربار 12.7 دوشکا
       
      البته برخی از واحدهای شوروی هم استعداد عملیاتی  کافی در زمان حملات را نداشته به طور مثال سپاه 9 مکانیزه 48 دستگاه تانک و سپاه 7 55 دستگاه تانک عملیاتی داشته
       
       
       
      زره کوب اس یو 76      زره کوب اس یو 57         زره کوب اس یو 85
       

       
       
       
       
      زره کوب ISU 122          تانک تی 34 /76 مجهز به خیش مین کوب        تانک استالین 2
       

       
       
       ارتش سوم تانک گاردشوروی متشکل از واحدهای زیر بود:
       
      سپاه6 تانک  گارد (تیپ 51 ، 52 و 53 تیپ گارد تانک )، تیپ موتوری 22 گارد ، هنگ توپخانه سبک 1645 ، هنگ توپخانه سنگین 385 گارد ، هنگ توپخانه (خودکششی )1893 ، 1894 (گردان موتوری 3 گارد ، هنگ توپخانه 272 گارد (مسلح به خمپاره) ، هنگ توپخانه 286 گارد ، سپاه7 تانک گارد  (تانک گارد 54 ، 55 و 56) تیپ ، تیپ پیاده موتوریزه  23 گارد ، هنگ توپخانه سبک 408 ، هنگ توپخانه سنگین گارد 384 ، هنگ توپخانه  702 و 1419 ، گردان پیاده موتوری 4 گارد ، هنگ توپخانه 467 گارد (خمپاره) ،هنگ توپخانه 287 گاردضد هوایی) ،  سپاه9 پیاده موتوری (تیپ 69 ، 70 ، 71 پیاده پیاده موتوری ، تیپ 91 تانک ، هنگ توپخانه سنگین (خودکششی) گارد 383 ، توپخانه  1295 و 1507 هنگ ، گردان 100 پیاده موتوری ، هنگ توپخانه گارد 1719 ، تیپ 16 توپخانه ، هنگ تانک سنگین گارد 57 ، هنگ90  مکانیکی تانک  ( هنگ مهندسی ) ، هنگ 50 پیاده موتوری ،  گردان  39پیاده موتوری ، تیپ 199نور اافکن  هنگ 1381 و 1394 AA توپخانه ، اسکادران 372 پروازی
       
       
      تانک ها ، توپهای کششی  اسلحه های تهاجمی (زرهکوبها ) ، پیاده نظام لشگر پباده مکانیزه  وتوپها خودکششی(واحدهای حمله زرهی) تقریبا همزمان حمله آلمان را آغاز كردند. روسها انتظار این ضد حمله را نداشته  نیروهای زرهی المان در مناطق باز و هموار با مقاومت کمی از سوی ارتش سرخ مواجه شدن بنابراین موفق شدن  اوبر-بیلاو را باز پس بگیرند اما در جنگل های واقع در شمال شهر اوبر  بلافاصله درگیریها شدیدی به وجود امد. نیروهای لشکر 17 پانزر در کمترین زمان به این  جنگل رسیدند. بعد از ظهر سرلشکرمدر (فرمانده لشکر مکانیزه پیشوا") باید تصمیم می گرفت که چه اقدامی انجام دهد طبق برنامه به سمت گونترسدروف پیش روی کند وبا حجم انبوهی از نیروهای زرهی و توپهای ضد تانک ارتش سرخ مواجه شود ویا به سمت شرق تغییر مسیر داده و به سایر نیروهای المانی دست بدهد . حلقه محاصره کوچک تری را تکمیل کند با این کار خسارتهای کمتری متحمل میشد اما نیرهای کمتری از ارتش سرخ هم به دام می افتادند.
       
      نقشه کلی از حملات آلمان ها و محورهای آن
       

       

       
       
      وی برای کسب تکلیف با فرمانده ارتش مرکزی فیلدمارشال شوورنر تماس گرفت و از نقشه خود حمایت کرد شونز در پاسخ گفت این تصمیم با فرمانده سپاه 57 زرهی سرلشگر زرهی والتر نهرینگ است زیرا او فرمانده نیروهای زرهی تک ور بوده  این فرمانده زرهی در پاسخ به مدر وشورنر اعلام کرد که حمله به گونترسدروف حلقه محاصره بزرگتری را ایجاد میکند اما شما بیشتر از نیروهای سپاه 57 پیشروی کرده اید و بنابراین این شماهستید که باید تصمیم بگیرید که چه کاری باید صورت گیرد . این نمونه ای از روش جنگ آلمان بود، كه حاكی از آن بود كه افسران در میدان جنگ در صورت تغییر وضعیت جنگ باید تصمیم  نهایی را بگیرند(البته اگر هیتلر واطرافیانش اجازه میدادن) سرلشگر مدر تصمیم خود را گرفت لشکربه سمت شرق چرخیده و به سمت هاگسدورف پیشروی کرد تا به نیروهای اتحاد جماهیر شوروی که چند روز پیش با لشگر 6 پیاده مکانیزه جنگیده بودند حمله کند. لشکر 8 پانزر در همان جهت به سمت لیندن برگ حمله کرد. در شب هنگ 4 و هنگ هنگ   2  این لشگر به رودخانه Queis رسیدند وو یک سرپل در ساحل ان ایجاد کردن که به دلیل ضد حملات ارتش سرخ مجبور به عقب نشینی از ان  شدن . با این حال به علت دید خوب المانها با توپها وتانک های خود هر گونه حرکت را برای ارتش سرخ در  نزدیکی Naumburg را تهدید میکردن این شهر توسط سپاه 39  المان از سمت غرب مورد مورد حمله قرار گرفت تانکهای لشگرهای  8 و لشگر   محافظ پیشوا موفق شدن شهر نولاند را باز پس گرفته و در ادامه با موجود مقاومت شدید شوروی در جنگل های   کسلسدورف سرانجام این منطقه را هم تصرف کنند در ادمه نیروهای زرهی لشگر مکانیزه خطوط دفاعی شوروی در نزدیکی شهر نولاند در درهم کوبیده و آلت-نولاند هم پاکسازی شد المانها  با جمع اوری نیروهایی خود به جنگلهای شمال غربی این شهر حمله کردن اما اینبار توپهای ضد تانک شوروی حملات المان ها را دفع کردند. اواخر شب شده بود و المانها حملات را متوقف و خط تدافعی تشکیل دادن.
       
      نیروهای آلمانی در داخل شهر لوبان/ عموما واحدهای لشگر 6

       
       
       
       
      در 2 مارس یک طوفان برف کوتاه برای مدتی منطقه را در هم نوردید .ارتش سرخ با وارد کردن قوای زرهی خود به میدا نبرد و شروع ضد حملات موفق شد حمله  سرلشگر رمر به ناومبورگ Naumburgرا متوقف کند.  تو پ ها راکت ها و خمپاره های  ارتش سوم گارد شوروی در حال کوبیدن کانزندورف  نولاند  بودند. یک گردان از لشگر مکانیزه پیشوا حمله جدیدی را به محورLogau  صورت داد و موفق شد خود را به خطوط راه اهن واقع در جنوب Naumburg برساند  نیروها ارتش سرخ قبلا در انجا موضع گرفته بودن . لشکر 17 پانزر( زیر مجموعه سپاه 39 )، در شمال شرقی گورلیتزGörlitz ، به سمت بونزلاوحملات  جدیدی را ترتیب میدهد ..  با شروع حملات سنگین هوایی پیشروی سپاه 39 متوقف شده و این حملات خسارتهای  را به بارارود . ضد حملات زرهی ارتش سرخ سبب محاصره موقت دو هنگ المانی شد . با وجود ناهمواری زمین نیروهای کمکی ارتش سرخ سریعا به منطقه ارسال شدن . با خارج شدن ارتش سرخ از شوک اولیه حملات آلمان وسرازیر شدن قوای کمکی به منطقه برای فرماندهی المان محرز شدن که باز پس گیری  Naumburg ( جهت تکمیل محاصره هزاران سرباز ارتش سرخ ) غیر ممکن بوده . پس سریعا برنامه محاصره ها را در مقیاس کوچکتر برنامه ریزی کرده بدین منظور  پیش قراولان لشگر مکانیزه پیشوا سر پل جدید وتقویت شده ایی را در ساحل رود  Queis  ایجاد کرده تانکهای این لشگر با زیر اتش گرفتن جاده منتهی به Naumburg بسیاری از ستونهای خودرو وکامیونهای ارتش سرخ را منهدم کردن در سوی دیگر شهر Haugsdorf  در حملات المان های باز پس گرفته شد لشگر 17 زرهی  هم خود را به  گونترسدروف رسانده و موفق شد 48 توپ هجومی ( زرهکوب ) وابسته به سپاه 9 موتوریزه ارتش سرخ را به غنیمت بگیرد
       


       
      حالا نوبت لوفت وافه بود که با وجود بدی اب هوا با شروع پراوزهای خود به پشتیبانی از نیروهای خودی را ا اغاز کرد حال تلاش اصلی  آلمانها به قطع کردن عقبه شهر لوبان و مناطق پیرامونی ان  ومحاصره سربازان روس در این منطقه متمرکز شد  نیروهای ارتش سرخ  ارتش سرخ که تمام توان خود را بر جلوگیری از سقوط Naumburg ناومبورگ  به کار گرفته بودبا   تغییر برنامه ورماخت تا حدودی غافلگیر شد برای جلوگیری از محاصره نیروهای خود در لوبان دستور عقب نشینی را صادر کرد لشگر 6 پیاده مکانیزه آلمان که چندهفته پیش بر اثر حملات مجبور به تخلیه بخشی از شهر شد  با کمک واحد های زرهی   وارد لوبان شده 54 سرباز المانی در جریان درگیریها نسبتا شدید  باز پس گیری  کالم شهر لوبان کشته شدن شاهدان عینی گزارش دادن 24 تانک تی 34 منهدم شده  در کنار هم در میدان  نزدیک شهر وجود داشته 10 دستگاه تانک منهدم شده دیگر هم در اطراف شهر پیدا شد در مجموع 81 دستگاه تانک و توپ خودکششی ارتش سرخ در تاریخ 2 مارس در حومه لوبان منهدم شدن . در تاریخ 4 مارس نیروهای زرهی آلمان که از قسمت شرقی شهر را ترک کرده بودن به طور تصادفی با نیروهای زرهی ارتش سرخ مواجه شدن بر اثر درگیری تعدادی از تانکهای آلمانی آسیب دیده ویا منهدم شدن
       
      تلفات زرهی آلمان
       

       
      روسها در حال حمله به نولند برای باز پس گیری ان بودن که با قوای آلمان برخورد کرده بودن  سپاه 39 زرهی با تقویت نیروهای خود مانع از سقوط شهر شد .در جناح چپ لوبان بخشی دیگر از نیروهای لشگرمکانیزه پیشوا با گسترش سرپل وتصرف مناطق جدیدی درحوالی رود Queis موفق شدن با نیروهای لشگر 8 پانزر ارتباط بر قرار کنند در نتیجه این پیشروی عقبه ارتش سرخ در مناطق با سایرنیروهای خود ی قطع شد و به نوعی یک پاکت ایجاد شد اما این پاکت کمتر از حد انتظار ورماخت بود .در 5 مارس پیشروی های اندکی بدست امده سپاه 57 زرهی المان در جناح راست در نبردهای زرهی موفق به انهدام 30 دستگاه تانک ارتش سرخ در شمال شرقی شهر لوبان شد بدلیل مقاومتهای سرسخاتانه ارتش سرخ این سپاه تنها توانسته بود مناطق کمی را باز پس بگیرد   از انجا که لگشر پیاده محافظ پیشوا سخت در جنگ هلهای شمال لوبان گیر افتاده بود نتوانست به موقع به لشگر مکانیزه پیشوا دست داده و حلقه محاصره را تکمیل کند همین موضع فرصت کافی را به روسها داد تا اکثر نیروهای خود را از حلقه محاصره خارج کنند و خطر انهدام کامل  ارتش سوم زرهی گارد شوروی  از بین برود حملات در تا 6 مارس ادامه داشت اما دیگر آلمانها توان کافی برای پیشروی را  نداشتهو عملیات را ارتش سرخ هم این مناطق رااز دست رفته میدید به همین دلیل ضد حملات خود را متوقف کرد تا 8 مارس منطقه ارام شد و عملیات ارتش المان به پایان می رسد .
       
      زره کوب ISU 122  و  ISU 85منهدم شده در داخل شهر
       

       
       
       
       ستون منهدم شده زره کوبهای اس یو 85
       

       
       
       
      . تاریخ نویسان شوروی مطالب اندکی درباره این حمله خطرناک المان نوشته اند دلیل ان هم خرد شدن زرهی ارتش سوم تانک در استانه تصرف برلین بوده است . دو سپاه زرهی تازه تاسیس المانی در یک عملیات گاز ابنری ارتش سوم تانک شوروی را در استانه انهدام کامل قرار دادن در حالی که از لحاظ تجهیزات و نفرات  در مضیقه بودن
      مارشال کینف فرمانده محور اول اکراین که نزدیک به 1 میلیون سرباز را فرماندهی میکرد در کتاب خاطرات خود تنها به لحظاتی بحرانی درباره این حمله اشاره میکند  اما این وضعیت بحرانی به حدی بوده است که اعلام میکند که استالین با او تماس گرفته و پرسید  مشکل ارتش سوم تانک چیست ؟؟؟
       
       
       
      در واقع ضد حملات المان زمانی متوقف میشود که ارتش 52 تانک شوروی به کمک ارتش سوم  می اید و این نیروها را از انهدام کامل نجات میدهد . در تاریخ 9 مارس گوبلز وزیر تبلیغات  المان  نازی شخصا از منطقه دیدن میکند وی در دفتر خاطرات خود می نوسید که یک سپاه تانک شوروی تقریباً به طور کامل منهدم شد بدون آنکه خسارت زیادی به المان وارد شود  شوند. در لاوبان ، حجم تخریب بسیار بالا بود . وی همچنین رفتارسربازان آلمانی و شوروی را  مصمم و بی رحمانه در طول نبرد توصیف کرد - که دلیل اصلی اسیر شدن فقط 176 سرباز ارتش سرخ در طول عملیات همین رفتار بود!!!!.  حجم تلفات زرهی شوروی برای سه روزاصلی  نبرد بسیار بالا بود  162 تانک ، 106 وسیله نقلیه ، 159 زرهکوب 74 خمپاره و توپ در این نبرد منهدم شده و ده ها دستگاه تانک زرهکوب  وسایل نقلیه هم به غنیمت ارتش   المان درامد  عملا ارتش سوم تانک به این حجم از خسارت از میدان نبرد کنار کشیده تا دست به بازسازی خود بزند تا  دو ماه بعد در نبرد برلین شرکت کند  اما تلفات ارتش المان از لحاظ تقریبیا ناچیز بوده طبق گزارشات تنها 11 دستگاه تانک و زرهپوش المان در نبرد لوبان منهدم شدن البته تعدادی هم اسیب دیده گزارش شده  (25 دستگاه)که قابلیت تعمیر در کوتاه مدت ومیان مدت راداشتن از لحاظ نفرات هم بیشتر تلفات را لشگر  محافط پیشوا و لشگر 6 متحمل شد
       
      حضور گوبلز در شهر لوبان
       


       
       
       
       
      دفاع متحرک زرهی !!!
       
       

      نبرد لوبان این تاکتیک المانها را تقویت کرد که حمله دشمن در منطقه ایی که فقط توسط پیاده نظام محافظت میشود تنها با استقرار وجابجایی سریع اوحدهای زرهی ومکانیزه قابل دفع شدن است شهر لوبان در ابتدا تنها توسط لشگر 6 پیاده المان محافظت میشد که با یورش سنگین ارتش سرخ در زمانی کوتاه تقریبا سقوط کرد المانها سریعا با وارد کردن واحدهای زرهی خود  به منطقه ارتش سرخ را غافلگیر و انها را منهدم کردن

      دلیل اصلی پیروزی ارتش المان  در این نبردنسبتا کوچک  را می تواند انعطاف پذیری و جابجایی سریع و تحرک نیروها دانست  . ورماخت سریعا نیروهای زرهی  و مکانیزه خود را  در منطقه مستقر کرد و با طرح ریزی یک نقشه معقول حملات را شروع واز اصل غافلگیری استفاده کرد و با تصرف سریع مناطق اجازه عکس العمل را از ارتش سرخ سلب کرده  واز همه مهمتر با مشاهده عدم توان با ایجاد یک حلقه محاصره (پاکت) بزرگ سریعا نقشه خود را عوض کرده وبه جای تلاش بیهوده طرح پاکت کوچکتر را پیگیری کرد تنها کافی بود المانها به جایی تغییر نقشه به حملات خود به سمت   Naumburg اصرار میکردن  تا انهدام کامل نیروهای خود را مشاهد کنند
      شهر لوبان تا پایان جنگ در کنترل المان باقی ماند و یک سد محکم دربرابر ارتش سرخ برای پیشروی به سمت درسدن بود. همچنین با حفظ خطوط راه اهن و بخشی از معادن منطقه میسر انتقال احتمالی مواد اولیه به داخل خاک المان باز بود . نکته جالب اینکه بخشی از  واحدهای المانی حاضر در این نبرد  در  چند ماه بعد هم در نبرد بوتزن موفق شدن نیروهای ارتش سرخ و نیروهای لهستانی را با تاکتیکی تقریبا مشابه شکست بدهند
      بعد از پیروزی در لوبان ژنرال شوورنر فرمانده نیروهای مرکزی المان در حرکتی جاه طلبانه قصد شکستن محاصره  شهر برسلاو را داشت بدین منظور لشگرهای 208 پیاده و31 وافن  اس اس به شهرک استریگائو در 70 کیلومتری شرق لوبان اعزام کرده  المانها با رعایت اصل غافلگیری خطوط ارتش سرخ در منطقه را از بین برده وبه داخل شهرک نفوذ میکنند سه روز درگیری شهری و جنگ تن به تن شدیدی در این شهرک رخ داده در 12 مارس نیروهای ارتش سرخ به دلیل کمبود تجهیزات  و خطر محاصره شدن دستور عقب نشنی را دریافت میکنند اما به علت نفوذ نیروهای المان به خطوط ارتباطی ارتش سرخ بخشی از نیروهای وحشت زده  سپاه 5 گارد شوری  در تلاش برای عقب نشینی و ماحصره نشدن در دام آلمانها افتاده و قتل عام میشوند . درگیریهای به ارتفاعات اطراف شهرک کشیده شده با شروع کولاک شدید در منطقه نیروهای ارتش سرخ با پشتیبانی تانکهای تی 34 در پناه برف  برای باز پسگیری شهرک ضد حمله خود را اغاز کرده که با مقاومت شدید نیروهای اس اس درهم کوبیده میشوند . زنرال کونیف فرمانده محور اول اکراین با جابجایی ارتش چهارم تانک به سمت سیلسیای و شروع حملات اصلی برای فتح منطقه تمام تلاشهای المانهای جهت شکست محاصره برسلاو را خنثی کرده . هر چند خود برسلاو تا زمان تسلیم نهایی آلمان در ماه می مقاومت کرد
       

       
      نبرد لوبان یک درس بزرگ را در پی  داشت
      شوروی دریافت که دست کم گرفتن دشمن اشتباه بزرگی است حتی اگر پیروزی نهایی از قبل تضمین شده باشد
       
       
      منبع
      MILITARY.IR
       
      https://ostfront.forumpro.fr/t1727-la-contre-attaque-de-lauban-2012
       
      https://historyimages.blogspot.com/2011/09/1945-soviet-army-last-stages-ww2.html
       
      https://discover.hubpages.com/education/Operation-Gemse-at-Lauban-1945
       
      https://pikabu.ru/story/operation_gemse_ili_istoriya_odnoy_fotografii_6358384
       
      و...............
    • توسط marmoolak
      دکتر مصطفي چمران، در همان هفته اولي که جنگ تحميلي آغاز شد، با حدود سي نفر از مرداني که با وي در نبردهاي کردستان شرکت داشتند، با قطار به اهواز آمد. او ستاد عملياتي خود را در دانشگاه اين شهر تشکيل داد تا عملاً کار مقابله با تهاجم همه جانبه ارتش بعثي به سرزمين‌هاي ايران را آغاز کند. چمران پيشتر با دستور حضرت امام خميني ـ رضوان الله تعالي عليه ـ به کردستان رفته و نقش مهمي در انهدام گروه‌هاي مسلح وابسته به صدام در آن ديار ايفا کرده و با شجاعت‌هاي خود، شهر پاوه را از محاصره دشمن نجات داده بود. او بر اين باور بود که اگر اعلاميه امام و درخواست ايشان از مردم و نيروهاي مسلح براي حرکت به سوي شهر پاوه نبود، ما در پاوه شکست خورده بوديم. او قدر انقلاب اسلامي و حاکم شدن مکتب اسلام را در ايران به خوبي درک مي‌کرد، زيرا طعم تلخ نداشتن حکومت مردمي را در لبنان چشيده و با چشم خود، حملات اسرائيل را به مردم بي‌پناه فسطين و لبنان ديده بود. وي زماني به اهواز آمد که ترس تصرف شهر از سوي دشمن مي‌رفت و ارتش و سپاه و مردم، همه در پي راهي براي مقابله با دشمن بودند. او چند شبي را در محله گلستان در جنوب اهواز و در نزديکي خط مقدم در منزل دوستش، شيخ علي شوشتري گذراند؛ شخصي که مغازه‌اي داشت که آن را مغازه «صلوات» مي‌ناميدند، زيرا بر بالاي مغازه‌اش نوشته بود: «اللهم صل علي محمد و آل محمد». دکتر چمران، ستاد عمليات جنگ‌هاي نامنظم را با کمک انسان‌هايي با انگيزه و داوطلب از همه نوع و از سراسر کشور فعال کرد تا با شيوه خود و با تاکتيک‌هاي چريکي به مصاف دشمن برود. البته شيوه جذب نيروي انساني شهيد چمران، که از همه ‌گروه‌‌ها، افراد رزمنده را مي‌پذيرفت، مورد اعتراض برخي از کساني که معتقد بودند افراد مؤمن‌تر بايد در سازمان‌هاي رزمي شرکت کنند، قرار مي‌گرفت، ولي چمران بر اين باور بود: هرکس که آماده دفاع در برابر تهاجم ارتش صدام است، مي‌تواند در جبهه حضور يابد و جزو همراهان رزمنده وي قرار گيرد. او از درد و رنج و سختي جبهه و جنگ استقبال مي‌كرد و بر اين باور بود که درد، دل آدمي را بيدار مي‌کند، روح را صفا مي‌دهد، غرور و خودخواهي را نابود مي‌کند، نخوت و فراموشي را از بين مي‌برد و انسان را متوجه وجود خود مي‌کند و ارزش هر انساني به ‌اندازه درد و رنجي است که در راه خدا تحمل کرده است. دکتر چمران در آن زمان، نماينده مجلس و از طرفي، نماينده حضرت امام خميني ـ رضوان الله تعالي عليه ـ در شوراي عالي دفاع هم بود. در اوايل پيروزي انقلاب اسلامي و در دوره دولت موقت، مدتي نيز وزير دفاع بود. در همان روزهايي که او با تمام وجود در جبهه‌هاي جنوب حضور يافته بود، برخي از افراد و نمايندگان مجلس از وي خواسته بودند تا به مجلس بازگردد و در تدوين قوانين مناسب، فعال شود، ولي چمران به آنان گفت: «خدايا، تو شاهد باش که من ميدان رزم را بر نشستن بر صندلي مجلس ترجيح مي‌دهم». او حتي در ميدان جنگ هم به سنگرهاي مطمئن يا پايگاه‌هاي نظامي داراي دفاع نسبتـاً مناسب نرفت، بلکه با شجاعت فوق‌العاده‌اي که داشت، مرتب در خط مقدم درگيري با دشمن حاضر مي‌شد و با تمام قدرت در زير رگبار گلوله‌هاي دشمن، با خصم مي‌جنگيد و پايداري خود را نشان مي‌داد. چمران بهتر از هر کسي، معني «جنگ»، «اشغال»، «آوارگي»، «دشمن» و «مقاومت» را مي‌دانست و پيشتر در صف مقدم جبهه عليه اسرائيل و در جريان جنايات غاصبان بي‌رحم فلسطين، مفهوم اين لغات را به خوبي دريافته بود. چمران پس از تحصيل در رشته فيزيک هسته‌اي، تصميم گرفت به قدس شريف برود و عليه اسرائيل بجنگد. او براي آزادي قدس، پاي به خاک لبنان گذاشت و توانست در کنار امام موسي صدر قرار گيرد و به همراه ‌ايشان جنبش حرکت محرومان لبنان را پايه‌گذاري كند. چمران در اين ايام با سفر به فلسطين و مصر، توانست جنگ‌هاي چريکي را فراگيرد تا در کنار مقاومت مردم لبنان باشد. چمران پس از آغاز جنگ تحميلي و حضور در جبهه‌هاي جنوب، شرايط آن روز کشور را ارزيابي کرده و دريافته بود که نمي‌توان تنها با تکيه بر توان ارتش موجود، با دشمن مقابله کرد و ارتش بعثي را از تهاجم بازداشت. در آن دوران، ارتش ايران با مشکلات عديده‌اي؛ از جمله مسئله فرماندهي، ساختار، سازمان و مسائل روحي ـ رواني روبه‌رو بود و نياز به يک بازسازي اساسي داشت تا بتواند با ديدگاه‌هاي جديدي، خود را سازمان داده و وارد عمل عليه دشمن شود. از طرفي، چنانچه حتي اين مشکلات هم براي ارتش وجود نداشت استعداد و قدرت سازماني آن نسبت به توان رزمي دشمن کمتر بود، به ويژه از نظر تعداد يگان‌هاي زرهي و مکانيزه، نسبت به دشمن در شرايط نامساعدتري بود. چمران همانند بسياري ديگر از فرماندهان و برجستگان دفاع مقدس، به ‌اين نتيجه رسيده بود که بايد در برابر برنامه گسترده دشمن، قدرت عظيم مردم را وارد صحنه نبرد کرد تا توازن قوا پديد و امکان غلبه بر دشمن فراهم آيد، براي همين، با آموزش افراد داوطلب، آنان را در گروه‌هاي کوچک چريکي سازماندهي کرده و به محورهايي که ارتش بعثي در حال پيشروي بود، اعزام مي‌کرد تا بتواند در کنار ارتش و سپاه و ديگر رزمندگان، جلوي تهاجمات دشمن را گرفته نگذارد شهرهاي بزرگي چون اهواز و سوسنگرد به تصرف دشمن درآيند. او خود هميشه اسلحه بر دوش داشت و در خط مقدم جبهه حضور مي‌يافت و با دشمن از نزديک درگير مي‌شد. چمران يک چريک واقعي بود و نحوه جنگيدن با دشمن و نيز شيوه جنگ تن به تن را به خوبي مي‌دانست و بر اين باور بود که تنها با تکيه بر روش‌ها و تاکتيک‌هاي کلاسيک ـ که معمولاً ارتش‌هاي منظم در نبردها به کار مي‌برند ـ نمي‌توان با دشمني که با قدرت انبوه آتش و با يگان‌هاي زرهي و مکانيزه متعدد در دشت‌هاي خوزستان براي اشغال سرزمين ايران به سرعت مي‌تازد، مقابله و او را متوقف كرد. شبيخون زدن به واحدهاي دشمن و انجام جنگ‌هاي پارتيزاني و آرام نگذاشتن دشمن، يکي از تاکتيک‌هايي بود که چمران عارف با کمک مردان جنگي‌اش عليه دشمن انجام مي‌داد. او به قدري در جنگيدن با دشمن مصمم بود که ‌اين روحيه و اطمينان به نفس را به هم‌رزمانش تزريق مي‌کرد و به اين ترتيب، روح سلحشوري را در ميان ديگران مي‌دميد و با نترسيدن از مرگ، روش چگونه جنگيدن با دشمن را در ميدان نبرد به ديگران مي‌آموخت و به نيروهايش توصيه مي‌کرد تلاش كنند تا سلاح و مهمات و حتي غذايشان را از دشمن بگيرند. دکتر چمران در روزهاي نخست جنگ تحميلي، نيروهاي خود را در جبهه‌هاي اطراف اهواز و سوسنگرد از جمله محورهاي نوَرد، طراح و کرخه نور گسيل داشته بود و خود متناوب در اين جبهه‌ها حاضر مي‌شد و با دشمن به صورت رو در رو و از نزديک مي‌جنگيد. چمران فردي ورزيده‌اي و از نظر جسمي بسيار قوي بود و يك رزمنده به تمام معنا و بسيار چابک و ورزشکار بود. در ورزش‌هاي صبحگاهي با اسلحه مي‌دويد و ديگران را آنقدر مي‌دوانيد که همه رزمندگان را از نفس مي‌انداخت. دوره‌هاي کامل چريکي را ديده بود و مي‌توانست يک تنه بجنگد. از دشمن نمي‌ترسيد و خيلي خوب تيراندازي مي‌کرد و با شجاعت تمام با نيروهاي دشمن مي‌جنگيد. يک بار در نبرد با ارتش صدام در جاده حميديه ـ سوسنگرد مجروح شد و با پاي زخمي به يک کاميون ارتش بعثي حمله کرد و آن را با سرنشينانش به تصرف خود درآورد و با آن کاميون به عقب برگشت و نفرات آن را نيز اسير کرد. چمران در نجات سوسنگرد، نقش مهمي داشت؛ زماني که ارتش صدام، يگان‌هاي زرهي و مکانيزه خود را براي محاصره شهر سوسنگرد گسيل داشته بود، اين چمران بود که توانست با نيروهاي چريکي‌اش به تيپ زرهي دشمن حمله کند و جلوي تهاجم آنان را بگيرد و با کمک رزمندگان سپاه و ارتش، شهر سوسنگرد را از محاصره ارتش دشمن درآورد. چمران در عين حال، انساني يکپارچه صفا، محبت، صميميت و مهرباني بود؛ اهل تظاهر و مطرح کردن «خود» نبود، هرچند سخنان زيبايي مي‌گفت و مطالب عارفانه جالبي مي‌نوشت. دکتر چمران آنچه را که مي‌گفت و مي‌نوشت در عمل خود پياده مي‌کرد. نگاه چمران به جهاد، نگاهي هنرمندانه بود. او خود، الگوي يک مجاهد هنرمند است. چمران به امام خميني ـ رضوان الله تعالي عليه ـ عشق مي‌ورزيد و او را با تمام وجود دوست مي‌داشت. امام هم به او علاقه‌مند بود. علاقه امام به وي را مي‌توان از نوشته ‌ايشان در شهادت دکتر چمران دريافت. امام خميني، چمران را «سردار پرافتخار اسلام»، «مجاهد بيدار و متعهد راه تعالي و پيوستن به ملأ اعلي»و «معلم متعهد» مي‌دانستند. ايشان در پيامي که در اول تير ماه سال1360 به مناسبت شهادت دکتر مصطفي چمران چنين مرقوم فرمودند: «او با سر افرازي زيست و با سرافرازي شهيد شد و به حق رسيد. هنر آن است که بي‌هياهوي سياسي و خودنمايي‌هاي شيطاني، براي خدا به جهاد برخيزد و خود را فداي هدف کند نه هوي، و اين هنر مردان خداست. او در پيشگاه خداي بزرگ با آبرو رفت. روانش شاد و يادش به خير». برخي بزرگان مانند شهيد آيت‌الله سيد اسدالله مدني(ره)، او را «مالک اشتر امام خميني» مي‌ناميد، زيرا وي در اوايل آغاز جنگ تحميلي، توانست با تمام قواي فکري و جسمي اش به مقابله با تجاوز بعثيان بپردازد. چمران خداي بزرگ را که لذت معراج را بر روحش ارزاني داشت، شکر مي‌گذاشت و خود، مصداق کساني بود که خداوند آنان را دوست دارد و مي‌فرمايد: «ان الله حب الذين يقاتلون في سبيله صفاً کانّهم بنيانٌ مَرصوص» (سوره صف ـ آيه 4). چمران هميشه مي‌خواست مظهر فداکاري و شجاعت باشد و پرچم شهادت در راه خدا را به دوش خويش کشد. او احساس مي‌کرد که ‌اين دنيا، ديگر جاي او نيست و مي‌خواست که تنها با خداي خود باشد و از خداوند بزرگ مي‌خواست او را در جوار رحمتش سکني دهند و سرانجام نيز اينچنين شد و او پس از گذشت حدود نه ماه از آغاز جنگ تحميلي در جبهه جنوب و در حين حضور در خط مقدم در دهلاويه و در 31 خرداد ماه سال 1360 به فوز عظيم شهادت و به آرزوي بزرگ خويش رسيد. «روحش شاد و راه امامش پر رهرو باد».
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.