امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

من درک نمیکنم، مگه نمونه اثبات فناوری تولید انبوه میشه؟!!!

خط تولید نشون دادن!! این یعنی از ثبات و اثبات بدیهیات و خیلی تستا گذشته...

شخصا نظر worior رو پسندیدم، البته جواب های کلی آقای MR9 در صفحات گذشته پاسخ من نبود، سوالات من بنا به وضع فعلی اقتصاد ما با تمام کم و کاستی ها بود! برای همین الان.

 

ضمنا بحث کاهش خدمه میتوانست با بحث پردازش سیگنال، تصویر و ویدیویی و ترکیبش با هوش، اضافه کردن چندین رادار موج میلیمتری و صد البته موشک های شلیک کن فراموش کن و برد بلند هم یک تانک جدید باشه!! هم این بدن آهنی اصلا یه تانک جنگ جهانی دوم شبیه باشه! بدون زره تانک جدید بیرون بیاد.

3 میلیون نفر ساعت در 3 سال با احتساب تعطیلات حساب کردم چیزی حدود 500، 600 نفر کار کردند روش که رقم کمی محسوب میشه، بعلاوه چیزی در حد 30 میلیارد تا 60 میلیارد تومن سرمایه گذاری روی نیروی انسانی نشون میده، که بودجه یکسال این تیمای وابسته فوتباله! که چیزی بین 10 تا 20 میلیون دلار سرمایه گذاری (که ملت برای تولید یه قطعه میکنند، نه یه تانک!)

 

اگر منم طراح بودم، و قرار بود یک تانک فوق پیشرفته طراحی کنم! و با یک تیم حداکثر 600 نفره! و هزینه ای حداکثر 100 میلیارد تومن (اونهم فقط در 3 سال!!!) قطعا یه تانک کپی میکردم! چون راه دیگری نیست.

 

پس عیبی به طراحان و مهندسان نیست و نبوده، چرا که شما همین بودجه رو هم رد کنید بره دیگه عملا هیچی نیست!

 

البته اگر شخص خودم طراح بود! و وقتی قرار بود این مقدار نیرو انسانی پول بدم و هزینه! هیچوقت روی سخت افزار سرمایه گزاری نمیکردم! برای نمونه اولیه! بخشی رو قطعا وارد میکردم.

بلکه شخص روی سیستم ها نرم افزاری کار میکردم!

 

هرجوری شده یه توپ با نرخ آتش بالا! و برد بلند.

واردات رادارها موج میلیمتری و زیر تراهرتزی و چند تراهرتزی!

 

بحث vision هم تانک مشکلی نداره! 

استتار ترمال هم خوبه و لازمه!

موشک توفان رو قطعا (اگر پروژه جدایی نبوده باشه!، با استفاده از سیکر ها موج میلیمتری و ترکیبی! قطعا شلیک کن فراموش کن میکردم)

 

با استفاده از کارهای نرم افزاری و پردازشی، هوش و تصمیم گیری مناسب! عملا یک مغز برای این تانک ها طراحی میکردم و تیمی مناسب ( که قطعا در ایران وجود دارند، حداقل در این بخش کمبود نداریم)

بعبارتی این نباشه فقط خدمه تانک ببینه!! بلکه بسرعت بتونه خود تانک اهداف رو تشخیص بده و درگیر بشه! یه پایه برای بحث اتوپایلوت و راننده خودکار تانک میرختم (چون پول کافی نیست!)

 

روی بحث سنسور های مختلف و چند طیفی کار میکردم! رادارها رو هم کلا یا وارد میکردم (یکی میشه یا کپی میکردیم) و خدمه رو به یک یا دو کاهش میدادم!! (اصولا تانک با زره ضعیف تر، ولی دست بلندتر و هوشمندتر! راحتتر میتونه ضربه اول رو بزنه و بخصوص میشه با تولید در تعداد بالاتر 3 تا 4 برابر بعلت ارزونتر بودن! چون هزینه سخت افزاری عملا در بخشهای ارتقا بدنه خیلی پایین هست!!)

 

همه اینکارا در سه سال و با این میزان هزینه کاملا بسرانجام میرسه....

با عرض پوزش از دید بنده چندان بدنه تانک اولویت حیاتی نداره! وقتی قراره اینقدر سرمایه گذاری بشود! برای این سه سال!! اونم وقتی که حداکثر برای همچین تانک فوق پیشرفته ای 100 میلیارد تومن بودجه هست، در حالی که بنظر شخص بنده یه پروژه 10 ساله لازمه و صد البته حداقل یک میلیارد تا دو میلیارد دلار سرمایه گذاری!

دلیلش اینه که شما ورژن اولیه همچین مغزی رو طراحی کنی! دیگه عملا با ارتقا، میتونی به تانک دیگری بخورونی، وضع مالی که خوب میشد! بحث زره، موتور و غیره رو انجام میدادم..... قطعا تنها تفاوت بنده با جناب طراحین در تفاوت دیدگاه هست! و ایرادی نیست! ایراد از جای دیگه هست.

--------

از این منظر نگاه کنید کار این بنده خداها بعنوان طراح و غیره کاملا اساسیه! چون منم بودم با همچین زمان و وقتی مستقیم T90 وارد میکردم! مشکل مسئولین ما هستن که درکی از تعریف پروژه میزان سرمایه گذاری و تیم و اولویت سرمایه گذاری ندارند.

درک صحیحی از چه مقدار هزینه برای خرید، طراحی  یا مهندسی معکوس ندارند!

 

نظر شخصی بنده هست، کشش اقتصاد ما هم هست! حداقل 30 تا 40 میلیارد دلار حداقل سالانه باید در بحث صنایع نظامی خرج بشود ( با اقتصاد فعلی ما هم میخونه، فقط بحث نقدینگی رو بیارید وسط!) که این در 10 سال میشه 300 تا 400 میلیارد دلار، و در 15 سال میشه 450 تا 600 میلیارد دلار.

 

از این رقم منطقی هست که حدود 200 تا 300 میلیارد دلار با توجه به تهدیدات پیش رو خرید، مونتاژ صورت بگیره و یا مهندسی معکوس (با توجه به بازه 10 یا 15 ساله!)

100 میلیارد دلار بایست صرف تحقیقات بشود.

و مابقی هم باید صرف آموزش تمرینات و نگهداری ها و بروز رسانی ها بشود.

 

اولویت تحقیقات و طراحی های فوق پیشرفته بسته به نیاز کشور باید تعیین بشود، ولی قطعا تانک هم میتواند یک سهم 1 تا 2 میلیارد دلاری برای خودش داشته باشد! که تجربیاتش حتی برای بحث پدافند، و طراحی هواپیما، حتی موارد غیر نظامی! استفاده بشود، و تجربیات حوزه های دیگر هم همینطور!

 

--

این موارد رو بعنوان یک پیشنهاد خیلی ابتدایی آوردم، نه بصورت مسائل کلی! یعنی ما باید بتونیم دقیقا بحث کنیم، این مسائل رونمایی مونتاژه، ارتقاست، کپی و مهندسی معکوسه و یا طراحی بومی! اونوقت میشه قشنگ صحبت کرد، بطور مثال امارات با این پول اینچیزا خریده، ما با این پول چیا تونستیم بخریم! همین. چین مثلا اینا کپی کرده با این هزینه و این مقدار وقت و اینمقدار کیفیت، ما هم کپی کردیم مثلا!

----

نمیدونم ولی این نظر شخصیه، وقتی شما کمبود بودجه داری، مسلما دست بالا برای هدف قرار دادن دوردست، شناسایی و هدف قراردادن اهداف بسرعت بصورت اتوماتیک، نرخ آتش بالا، شلیک کن و فراموش کن، و غیره نقش اساسی تری دارند تا زره و جنس بنده حتی! چون شما پول نداری، اتفاقا این مسائل ارزون تر در بیاد بهتره، با استفاده از تولید در تعداد (بعلت قیمت کمتر) و استراتژی ضربه اول! میشه بیشترین تلفات رو گرفت، بعد به مرور پول و اوضاع اقتصادی درست شد سمت اینا رفت.

  • Upvote 4
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

سلام

 

تی 90 ببخشید کرار، تانک امروزی هست و برای نبردهای امروزی کفایت میکنه، اما در یک کلام " تانک آینده نیست ".

 

 

نکات امیدوار کننده؛

- اینفرارد !! که قبلا هیچ یک از تانکهای ما نداشت.

- حفاظ EFP-RPG بغل.

- زره مناسب برای تورت(اگر مثل سایر تی 72 هایی که از نزدیک دیدم خالی نباشند!)

- پوشش کاهش دهنده علایم حرارتی.

-  نارنجک های دود زا (که احتمالا به هشداردهنده لیزری و بعدها موشکی متصل هست و خودکار پرتاب میشه)

- دوربین راننده

- تیربار ریموت

- کنترل فرمان از داخل دهلیز همزمان با راننده

(سطح مطلوبی از امکانات تقابل نرم)

و ...

زمانی تانک آینده خواهد شد که مجهز باشد به ؛

- APS

- پدافند هوایی سبک (لیزر کور کننده و یا موشک)

- زره مقاوم تر در برابر وزن کمتر

- کاهش نویز

- کاهش خدمه

- یونیک یا متحد الشکل شدن بدنه

----

اصالت تانک:

من از اون دسته افرادی هستم که هیچ اعتقادی به بومی بودن این تانک ندارم، داشتن این اعتقاد بواسطه مقایسه کیفیت ساخت و طراحی و شباهت ها و تفاوت با نمونه روسی نیست، بلکه ورود این تانک به سوریه،(قرار گرفتن در تجربه عملیاتی نیروی های مسلح ایران) و همچنین رد و بدل شدن تماس های بسیار بین ایران و روسیه در مورد تی 90 هست. با این توجیح که اگر ما به دنبال تانک بومی واقعی بودیم چرا ذوالفقاری که دهها سال هست داره رونمایی میشه  و ادعای تولید شدن داره به هیچ نتیجه ای نرسیده بود! ولی این کرار در عرض کمتر از 3 سال از مشاهده شدن در سوریه و مذاکرات ایران و روسیه در مورد خرید، یهو بصورت کامل در ایران رونمایی میشه ؟! اما در پاسخ به این سوال که تفاوت های ظاهری با نمونه روسی رو چطور میشود توجیح کرد باید گفت ؛ احتمالا روسها با ورود به پلتفرم آرماتا "طراحی کامل"، تکنولوژی تولید برخی از پلاگین های مصرفی مثل "پنل های زره" به همراه خط مونتاژ این تانک رو به ایران داده اند، و احتمالا دستکاریهایی در کشور صورت گرفته چرا که ما خط تولید بدنه که بسیار پیچیده هست رو نمیبینیم و صرفا یک سالن مونتاژ در تصاویر موجود هست،...

 

 

----

از دوستی که نسبت به کابل ایراد گرفت خرده نگیرید، این یک اشکال واقعی در طراحی و تولید هست. حتی اگر در ابرامز یا مرکاوا هم وجود داشته باشه.

محض یادآوری ؛

http://www.axgig.com/images/41458008998894269818.jpg

 

با سلام

 

بنظر بنده کرار هم تانک اینده نیست ولی نظر شما در مورد اصالت تانک رو اصلا نمی پذیرم.....شما عملا دارید میگید روسیه خط تولید به ما داده و ما در ایران کیت ها رو سرهم بندی کردیم

 

افرادی مثل سینا که در بحث زرهی وارد هستن نظر شما رو در مقاله سایت جنگاوران  کامل رد کردن :rose:

ویرایش شده در توسط Thundar
  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

سلام علیکم

عرض ادب و خسته نباشید خدمت همه برادران عزیز
متاسفانه نتوانستم در تاپیک به این مهمی مشارکت کنم؛ اغلب صحبتهای مهم را برخی دوستان و قدیمیهای انجمن بیان فرمودند و نکته قابل ذکر خاصی باقی نمانده است

اما در مورد توپ 2a46m5 که به طور حتم توپ مورد استفاده در تانک کرار است. نظر مبارک و عزیزتان را به این دو لینک جلب میکنم

http://www.deagel.com/Guns-Riffles-and-Grenade-Launchers/2A46M-5_a002758003.aspx
http://www.deagel.com/Main-Battle-Tanks/T-90MS_a000369002.aspx

پی نوشت: عرض خسته نباشید خدمت مدیریت محترم؛ بنده چندان اهل دیسلاک زدن نیستم. اما یک دوستی بود متاسفانه در طول تاپیک بسیار با لحن بد و ناراحت کننده و توهین آمیزی در مورد کرار و صنایع داخلی صحبت میکرد. سه چهارتا به ایشان منفی دادم متاسفانه سرور اعلام کرد که منفی های بنده دچار محدودیت شده است. نمیشود این بار استثناء قائل شده و پنج شش مفنی اضافه برای سهمیه این حقیر در نظر بگیرید شاید به واسطه آن کمی اعصابمان آرام شده و خشممان فروکش نماید.

سپاسگزارم

ممنونم که عرائض بنده حقیر را صبوری کردید

یا حسین

ویرایش شده در توسط Nattan
  • Upvote 15
  • Downvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

http://quwa.org/2017/03/14/iran-showcases-new-karrar-main-battle-tank/

 

 Iran is evidently making substantive gains in armour technology. Its turret development efforts have spurred several platforms emulating Western and Eastern design concepts. Whereas the Karrar has several similarities to the T-90, the Zulfiqar-3 mirrors the Abrams. These will certainly evolve and improve in the medium-term, by which point Iran will also be poised to access the international arms market. Its technology foundations will see a sharp boost through the 2020s, which will position its defence programs to be competitive.

 

این سایت گفته ایران در دهه 2020 می تونه حتی صادرش کنه

ویرایش شده در توسط reza2200
  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

دوستان  بنده درک نمیکنم صحبت های عده ای از اعضا را.

 

عده ای بقول دوستمان  کلاش از نزدیک ندیده اند و تحلیل های عجیب غریب ارائه میدهند و با چنین تحلیلی سطح علمی انجمن را پایین می آورند.

 

بنده با توجه به تحصیلاتم برای تحلیل های خودم یک سری مولفه را لحاظ میکنم.در این امور مثل کرار نمیشود صرفا بحث را نظامی دانست.

 

عده ای میگویند که کرار تانک تی 90 است..این افراد این را نمیدانند که در برجام به مدت 5 سال محدودیت داریم در دریافت تسلیحات و دریافت تسلیحاتی مانند تانک عملا نقض برجام است؟؟آن هم با وجود ترامپی که تشنه ابطال برجام و خواهان جنگ است. . میگویند خط مونتاژ تی 90 است.تا جایی که بنده سوادم قد میدهد برای منتاژ از طرف کشور سازنده قطعات صادر میشود..خب این قطعات با کشتی ارسال شده اند  حتما...خب ماهواره های جاسوسی امریکا و اسرائیل  زمان انتقال در حال شام خوردن بودند؟؟موساد و سیا سرشان زیر  برف بوده؟؟اگر ههم میدانند آیا ترامپ و جمهوری خواهان زیر سیبیلی رد میکنند؟؟

 

از همه ی این ها گذشته آرماتا هنوز به تولید مد نظر نرسیده.و پیشرفته ترین تانک در حال خدمت روس ها همین تی 90 ام اس محسوب میشود لذا روس ها به این آسونی طرح پیشرفته ترین تانک فعالشان را به یک کشور دیگر نمیدهند.روس ها 15 هزار تانک دارند پس حتی ساخت 1000 دستگاه آرماتا هم نمیتوااند تی 90 را کنار بزند و روند کنار روی تی 90 حداقل 10 سال طول میکشد پس روس ها طرح تی 90 را به کسی نمیدهند.

 

روسیه همین الان بخاطر مناقشات کریمه  تحریم است و بدون شک ریسک صادرات تانک به ایران را نمیکند که باعث تحریم مضاعف شود.

 

پس لطفا قبل از ارائه تحلیل شرایط بین الملل  را هم مد نظر بگیرید تا متوجه شوید حرف از خط مونتاژ یک حرف منطقیی نیست.

 

 

در رابطه با کابل ها هم دوستان عکس هایی را ارسال کردند و تنها این تانک چنین  طرحی ندارد. و دوستی که اینقدر از طراحی افتضاح و بد کرار حرف میزد بهتر است خودش دست بکار شود حالا که چنین تانکی را افتضاح خطاب میزند,بسم الله

  • Upvote 10
  • Downvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

افرادی مثل سینا که در بحث زرهی وارد هستن نظر شما رو در مقاله سایت جنگاوران  کامل رد کردن :rose:

 

مقاله جامع و کاملی با تصاویر دقیق:

http://jangaavaran.ir/%D8%AA%D8%A7%D9%86%DA%A9-%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B1/

  • Upvote 3
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!به خدا اینقدر مشکل داره نگو؟ساختار باید یکپارچه باشه نه تیک تیک!از دور و نزدیک در طراحی معنی نداره(اصول اولیه طراحی همینه)!همین عکس شما کابل ها رو ببین(عکس های قبلی رو گفتم ببین!!این دیگه چه طراحی!!از همه قسمت ها کابل ها بیرون هستند!مثل اینکه کابل کشی کردن از بیرون،استحکام  اتصالات اون قطعه روببین،وای خدای من،هیچی نگم خوبه!!)!نقاشی نیست به خدا!!!!خدای من مهندسی نگاه کنی!آدم خجالت می کشه!!!!!!!!!!!!!! :-( vfq0_1.png

تمام حرف شما دو چیزه! بالانس نبودن برجک و سیم کشی های بیرونی! 

داداش گل من یک تانک چهل پنجاه تنی با چند کیلو بار اضافه در مثلا یک سمت برجک قراره به چه مشکلی بخوره!؟ قراره پرواز کنه و بالانس وزنیش بهم بخوره و بیفته پایین یا بخاطر بالانس و متقارن نبودن طراحی قراره موقع حرکت واژگون بشه!؟ :laughing:  یا ارتش دشمن میاد میگه نه من از این تانک خوشم نمیاد چون طراحیش متقارن و بالانس نیست پس با شما بازی نمی کنم!!!!؟؟   rolling_on_the_floor

داریم در مورد تانک چهل پنجاه تنی صحبت می کنیم نه پراید کاغذی!! hee_hee این تانک قراره بجنگه نه اینکه تو شب مد پاریس بره روی صحنه!!   :laughing:

در مورد سیم کشی شاید حرف شما درست باشه ولی وقتی تانکی اینطور ارتقای سنگین داده میشه اونقدر نکته مثبت داره که دیگه نیازی نباشه مثل بچه ها به رنگ و سیم گیر بدیم!  :party:

قراره در حین نبرد سیم ال ای دی جلو پاره بشه!؟ فدای سر خدمه تانکهای فعلی ارتش!! با سامانه دید در شب جلو میرن!!  خداییش متوجه بنی اسراییلی بودن بهانه هاتون نشدید!؟  dont't_tell_anyone

اصلا قضیه گاو بنی اسراییل رو میدونید!؟ 

حرفهای شما نقد نیست تمسخره! ما هم متوجه سیم کشی ها میشیم ولی همونطور که من و شما اونو می بینیم طراحان و سازنده ها هم اونو می بینن و بهتر از من و شما به امور اشراف دارن! واقعا تصور می کنید کسی که یک تانک رو میسازه و اونو استفاده می کنه اندازه من و شمایی که روی کاناپه لم دادیم چیزی حالیش نیست!؟  :nerd:

ما به ضعیف بودن توپ تانک نقد داریم ولی هیچکدوم از اعضا این موضوع رو مسخره نمی کنن!! در حالی که توپ اصلی یکی از مهمترین اجزای تانکه! حالا شما به چی گیر دادی!؟ حرفهای فرماندهان و چنتا سیمی که بیرون مونده!!؟ :laughing: 

خداییش این خنده دار نیست!؟ شما از تانک به این بزرگی به دوتا سیم بیرون مونده اعتراض داری!!؟  :laughing:  rolling_on_the_floor 

تو میدان نبرد سیم شما مهمتره یا توپ اصلی!؟  چرا کسی توپ این تانک رو مسخره نمی کنه!؟ چون ما به این زره پوش و آیندش و ارتش این کشور و قدرتش اهمیت میدیم!  اگر اشکالی داره بیان می کنیم ولی تمسخر نمی کنیم چون این زره پوش مال ماست! مال ملت ایرانه! ساخت برادرای خودمونه!!

واقعا از اینهمه منفی که گرفتید متوجه نشدید که این شمایید که دارید اتوبان رو بر عکس میرید نه بقیه!؟  

از دوستان بخاطر بخاطر شکلکها عذر میخوام. خواستم با زبان مشابه حرف بزنم شاید بهتر تفهیم بشه!

ویرایش شده در توسط airborns
  • Upvote 13
  • Downvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

با سلام خدمت دوستان.اگر نگاه به کراربه چشم ارتقا رو تی72های مون باید باشه به نظر من پروزه قابل قبولی هست تغییر برجک .تقویت زره.تغییر شنی.مسلسل ریموت دار.بهبود فضای سرنشین و ادوات الکترونیکی.حتی تغییرات ظاهری که میتونه یه جور باعث اعتماد به نفس بیشتر رزمندگان بشه تصور کنید تمام تی72هامون به این استاندارد برسن یه خون تازه ای تو رگهای زرهی دمیده میشه و ایشا.. خود این باعث تسری تو سایر نیروها بشه.اما اگه قراره  کرار تانک آینده باشه انتظارات دیگه ای رو باید برآورده کنه از همه مهمتر تغییر در توپ125 تانک .دوم پیشرانه ای توربینی با حداقل1500  در مواقع اظطراری2000 اسب بخار با قابلیت سوزاندن انواع سوخت. سیستم زره کامپوزیتی به مراتب پیشرفته تر با دفاع فعال.طراحی کابین به صورتی که سرنشینان از قسمت مهمات و موتور کاملا جدا باشند .سیستم برجکی که احتیاج به نیروی انسانی نداشتنه باشه امیدوارم کرار پروژه ارتقا تانکهامون باشه و تانک ذوالفقار تانکی جدید باشه با این مشخصات که قطعا ساخت اون خیلی بیش از این سه سال طول خواهد کشید و تا اون موقع پروژه کرار بتونه زرهی ما رو تا حدوی رنگ ولعاب بده . 

ویرایش شده در توسط arjemandi
  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

حالا دوستانی که میگن روسها تمام تکنولوژی رو بی نام و نشان و برادرانه گذاشتن تو سینی یک سوالو جواب بدن.
فردا روزی اگر ما بخوایم به فرض محال کرار رو صادر کنیم موضع روسیه چیه؟؟یه وقت ناراحت نمیشه که خودش میتونست تی ۹۰صادر کنه و ما بازارش رو خراب کردیم؟؟مگه میشه روسها فعلا بخوان ارماتارو مثلا به سوریه یا عراق یا ارمنستان بدن که بیان بازار تی ۹۰اونم ام اس رو خراب کنن
و در نهایت این حجم از برادری روسها یکدفعه از کجا اومده؟تا دیروز بسیاری از همین اقایون میگفتن روسیه به ما افتابه هم نمیده و حتی اس ۳۰۰ای که بعد یه عمر دادن تمام کداش دست اسراییله و فلان و بهمان.چی شده که یکدفعه این خرس پیر شده رفیق و برادر بی چشم داشت؟؟
بارها در رونمایی های افتضاحات جهاد خودکفایی دوستان گفتن که به جز موتور و توپ باقی وسایل و تجهیزات و حتی پلتفرم مناسب رو میتونیم در ایران تولید کنیم.بارها دوستان گفتن که مثلا تیربار ریموت تکنولوژیش موجوده،زره های قفسی و جانبی و سینه تانک موجوده و میشه بهتر باشه.یا مثلا سایت های اوپتیکی و حرارتی رو میساختیم اما رو تانکامون نبود.
حالا که اینارو رو یه تانک سوار کردیم و از پلتفرم تی ۹۰ الهام گرفتیم همه میگن نه روسیه اینارو داده.
اقا والا به جز موتور و تا حدودی توپ باقی موارد در داخل کشور قابل دستیابی بوده.الان یه گروه عاقل اومده اینکارو کرده.شباهتش بی تی ۹۰هم مثل شیاهت برجک ذوالفقار به ابرامزه.لابد ابرامز رو هم امریکا به ما داده.

یه سوال:  اصولا چه اشکالی داره اگه واقعا روسها طرحهای T90 رو در اختیار ما گذاشته باشن؟  مگه قبلا خط تولید T72 رو دادن کار بدی بود؟ چرا برخی دوستان کمک روسها رو نکته بد و منفی میدونن!؟  ترکیه که برای ساخت آلتای از چند کشور کمک گرفته!!  آمریکا برای آبرامز توپ آلمانی استفاده می کنه!! چرا ما باید کمک روسهارو چیز بدی بدونیم!؟


https://ir.sputniknews.com/iran/201604281443429/

 

روسها برای واگذاری امتیاز از ما مشتاق تر بودند،..

شما دوستان فرض رو بر این بگذارید که ایران و روسیه راهی برای کاهش فشار و چانه زنی بین المللی روی همدیگر پیدا کردند.

اگر یادتون باشه اونچیزی که قرار اس 300 به تعویق انداخته بود، تنها قطعنامه نبود بلکه فشار توام با تطمیع بود، عربستان پیشنهاد خرید سامانه و جبران ضرر رو داده بود، اسراییل پیشنهاد دادن تکنولوژی پهپاد رو داده بود و ...

چین و هند دارن در حوزه زرهی از روسیه مستقل میشن و سامانه های خودشون رو توسعه میدن، اعراب گزینه های به مراتب بهتری دارند، کشورهایی مثل ترکیه و پاکستان روی نمونه های وطنی دارن کار میکنند و موفقیت های جدی بدست آوردن، متحدین سابق روسیه مثل عراق و یمن و مصر تقریبا دیگر مشتری خاصی در کوتاه مدت به حساب نمیان و عراق هم گزینه های بهتری داره. تنها مشتری واقعی تی 90 سوریه است که پولی برای خرید ندارد جز کمک هایی که ایران و روسیه بهش میکنند،

ایران اگر واقعا تانک ساز بود الان دست کم 100 تا که نه 10 تا ذالفقار رو کنار هم می دیدیم،...

نکته آخر اینکه؛
ایران و روسیه دارن به حدود 45 میلیارد دلار تهاتر نفت ایران در برابر کالای روسی میرسن!

خب اینکه خبر بدی نیست! 

اینجوری صاحب سوخو 30 و 35 هم میشیم!!  big_grin

( اون شکلک رو واقعا می طلبید! )

  • Upvote 2
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

https://ir.sputniknews.com/iran/201604281443429/

روسها برای واگذاری امتیاز از ما مشتاق تر بودند،..
شما دوستان فرض رو بر این بگذارید که ایران و روسیه راهی برای کاهش فشار و چانه زنی بین المللی روی همدیگر پیدا کردند.
اگر یادتون باشه اونچیزی که قرار اس 300 به تعویق انداخته بود، تنها قطعنامه نبود بلکه فشار توام با تطمیع بود، عربستان پیشنهاد خرید سامانه و جبران ضرر رو داده بود، اسراییل پیشنهاد دادن تکنولوژی پهپاد رو داده بود و ...
چین و هند دارن در حوزه زرهی از روسیه مستقل میشن و سامانه های خودشون رو توسعه میدن، اعراب گزینه های به مراتب بهتری دارند، کشورهایی مثل ترکیه و پاکستان روی نمونه های وطنی دارن کار میکنند و موفقیت های جدی بدست آوردن، متحدین سابق روسیه مثل عراق و یمن و مصر تقریبا دیگر مشتری خاصی در کوتاه مدت به حساب نمیان و عراق هم گزینه های بهتری داره. تنها مشتری واقعی تی 90 سوریه است که پولی برای خرید ندارد جز کمک هایی که ایران و روسیه بهش میکنند،
ایران اگر واقعا تانک ساز بود الان دست کم 100 تا که نه 10 تا ذالفقار رو کنار هم می دیدیم،...
نکته آخر اینکه؛
ایران و روسیه دارن به حدود 45 میلیارد دلار تهاتر نفت ایران در برابر کالای روسی میرسن!


روسها دنبال این بودن که تی ۹۰رو بفروشن یا اینکه نهایتا مونتاژش رو به ما بدن.حالا گیریم حرف شما درست.اینهمه تجهیزات وارداتی از روسیه جایی رصد نشده؟؟؟اگر به همین راحتیه تمام این سالها هم میشد تحریم رو دور زد اینطوری که.

از طرفی شما عقیده ندارید ما تکنولوژی ساخت تمام قسمت ها به جز توپ و موتور تانک رو داریم؟؟اینکه قبلا ندیدیم دلیل بر نبود تکنولوژیش نیست که.قبلا فکر درست نداشتیم که اقارب میساختیم.
من حتی از منابع غیر رسمی شنیدم که تعداد زیادی شاسی سالم و دست نخورده تی ۷۲در جریان اون مونتاژ کاریا تو انبارها موجود بوده که بخشی از کرارها از رو اون ساخته میشن و بقیشون احتمالا از بیس ساخته میشن.

و در نهایت اگر حرف شمارو قبول کنیم پس حتما روسها بندی رو گنجوندن تو توافقات که مثلا ما حق صادرات نداشته باشیم که اینم بعیده واقعا قبول کردنش از طرف ما.

به نظر من تو این چند سال در نبرد سوریه ما فهمیدیم کاردستی هایی مثل اقارب و حتی تی ۷۲معمولی هیچ شانسی ندارن و به فکر افتادیم که با ظرفیت های موجود یه تانک بهتر بسازیم.همین چند ماه پیش خبر تست و کار روی سامانه دفاع فعال اونم از نوع سختش هم اومده.اگر تجربه سوریه نبود که ما هزارسال دیگه به همچین چیزایی فکر هم نمیکردیم.
  • Upvote 7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

چین و هند دارن در حوزه زرهی از روسیه مستقل میشن و سامانه های خودشون رو توسعه میدن، اعراب گزینه های به مراتب بهتری دارند، کشورهایی مثل ترکیه و پاکستان روی نمونه های وطنی دارن کار میکنند و موفقیت های جدی بدست آوردن، متحدین سابق روسیه مثل عراق و یمن و مصر تقریبا دیگر مشتری خاصی در کوتاه مدت به حساب نمیان و عراق هم گزینه های بهتری داره. تنها مشتری واقعی تی 90 سوریه است که پولی برای خرید ندارد جز کمک هایی که ایران و روسیه بهش میکنند،

 

اما به ظاهر تحرکاتی داره صورت میگیره 

https://ir.sputniknews.com/world/201703142306401/

اما سوال اینجاست که عربستان چه نیازی به t90 داره به جز اینکه بخواد روسیه رو با خودش همراه کنه 

  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط MR9
      مقدمه :
       
      هانس گودریان ( 1954- 1888 ) ، ملقب به هانس سریع  (  Schneller Heinz ) یکی از مشهورترین ژنرال های ورماخت بشمار می آید که نامش در تاریخ نظامی عصر مدرن ، با استخوان بندی یگان های نیروی زمینی ( واحدهای زرهی ) به شکل عجیبی عجین شده تا جایی که یکی از  جوان ترین ، مشهورترین و در عین حال از اخرین فرماندهان واحدهای پانزر در جنگ دوم جهانی ، ژنرال ژنرال اتو فون مانتوفیل روایت جالبی از فرمانده ارشدش ، دارد:
       
      """"" او گودریان بود ، در آغاز یکّه و تنها ، اما او بود که تانک و کاربردش را بعنوان یک سلاح ارزشمند رزمی به ارتش شناساند . این کار ، مطمئناً از ستاد کل ارتش برنمی آمد ، باید گفت ، نام و مُهر شخصیت وی به مفهوم واقعی کلمه بر بدنه این سلاح  حک شده است و حقیقتاً ، این جنگ افزار ، موفقیت عملیاتی خود را به او مدیون است ."""""
       
         
       
      راست : اتو فون مانتوفل  چپ : هانس گودریان 
       
      شروع طوفان : 
      در میانه جنگ دوم جهانی ، کمیسیون تولید تانک به سرپرستی ژنرال هانس گودریان به منظور پر کردن  شکاف ایجاد شده  حاصل از روند طولانی طراحی ، تولید انبوه و تحویل سوپرتانک 1944 ((پانتر )) به ارتش توصیه کرد تا بر روی آنچه که درآن زمان ، توپهای تهاجمی ( assault guns ) نامیده می شد متمرکز شده و طرح های موجود را به نمونه های ارتقاء یافته ، تبدیل کند. برای نیل به این هدف ، چیزی در حدود 120 دستگاه پانزر-3 از گونه F با مسلح شدن به یک قبضه توپ 75 م.م  L/43 به سال 1942 وارد خدمت شد  ، به همین دلیل برخی مورخان براین عقیده اند  که ارتش در آن زمان ، تمایل بیشتری برای توسعه یک توپ تهاجمی در قالب  خودروی ویژه پشتیبانی از پیاده نظام  در مقایسه با یک زره کوب  نشان می داد  .
       
          
       
      زره کوب اشتوگ-3 سری جی 
      راست : نمای روبرو  چپ : بخش نگهداری مهمات 
       
      با توجه به این مساله ،براساس یک قاعده نانوشته ، هر اندازه  درازای لوله توپ بیشتر می بود ، تاثیر کاربرد مهمات شدید الانفجار کاهش می یافت ولی از دید افسران واحدهای پیاده ، این معامله به نسبت قابل قبول می آمد ، به همین دلیل گونه  Sturmgeschütz IIIG پس از مسلح شدن به یک قبضه توپ 75 م.م  L-48 بصورت غیر قابل باوری از سوی این واحدها مورد استقبال قرار گرفت . برد موثر توپ فوق الذکر ( PAK-43) به بیشتر از 7000 فوت می رسید که دراین فاصله قابلیت نفوذ به درون زرهی به ضخامت 100 م.م با شیب 30درجه را در اختیار کاربر می گذاشت .
       
       در واقع ، زره کوب اشتوگ-3 با نیم رخ بسیار کوتاه  و بهبود ضخامت زره های بخش جلویی با اضافه شدن زره هایی به ضخامت 80 م.م  و همچنین با قرار گرفتن در کلاس وزنی کمتر از 25 تن ، انقلابی اساسی را در واحدهای زرهی و پیاده ارتش آلمان در جنگ دوم ایجاد نمود . این طرح چنان برای ورماخت جذاب شد که بعدها با اضافه شدن یک قبضه توپ کالیبر 105 م.م  به شاسی فوق الذکر ،   یک توپ خودکششی  ابداع گردید که بنا بر برخی ملاحضات ، به هر گردان سه قبضه این توپها تعلق گرفت تا پوشش آتش کافی  برای پشتیبانی از پیاده نظام فراهم گردد .
       

       
      اشتوگ-3 جی  . ایتالیا - 1943 
       
      بدین سان ، فرزند ناتنی واحدهای زرهی ارتش ، اکنون  درست در پیشانی یگانهای رزمی قرار گرفته بود و تا ماه مه 1941 ، نزدیک به 19 گردان مستقل از این توپهای تهاجمی (زره کوب) تشکیل شد . دوسال بعد ، یعنی در سال 1943 این تعداد به دو برابر یعنی حدود  38 گردان مستقل رسید و برای پشتیبانی از عملیات پیاده نظام در قالب یگانهای کوچک  بطور مداوم جابه جا میشد .
       
       اهمیت این جنگ افزار به نسبت انقلابی در میان واحدهای نیروی زمینی چنان افزایش یافت که پس از کسب تجارت ذیقیمت در نبردهای گسترده  ، افسران پیاده نظام برای انهدام توان زرهی دشمن و همچنین اجرای ضد حملات ، به شکل خاص بر روی این واحدها حساب جداگانه ای باز می کردند . از سویی دیگر ، توپهای تهاجمی جدید ، در مقایسه با تانکهای متعارف ، از هزینه طراحی وتولید کمتری برخوردار بودند ، چرا که مکانیزم پیچیده وگران قیمت برجک گردان در آنها وجود نداشت ، تولید انبوه آن به نسبت ساده تر بود  واین  برای صنایع زمان جنگ آلمان  که نیروی انسانی با مهارت کمتر شامل  کارگران خارجی ، اسرای جنگی را در برمی گرفت ، یک گزینه جذاب بشمارمی رفت .
       

       
      پانزر-4 علیرغم معرفی طرح های گوناگون و متنوع زرهی ،  اسب کاری و استخوان بندی واحدهای زرهی ورماخت تا پایان جنگ دوم جهانی بشمار می رفت 
       
      همزمان با افزایش جذابیت توپهای تهاجمی برای ارتش  ،  روند تولید تانک بتدریج دچار رکود میشد . بعنوان مثال ، از رده خارج بودن تانکهای پانزر-3 آنقدر واضح شده بود که خط تولید آن بعنوان یک خودروی رزمی سرعت به  تکمیل یک شاسی برای نصب توپ تبدیل گردید . از سویی دیگر ، در اکتبر سال 1942 تولید پانزر-4 به 100 دستگاه در ماه کاهش پیدا کرد به همین دلیل در همان زمان ، ستاد کل ارتش پیشنهاد داد تا برنامه تولید انبوه پانزر-4 بعنون اسب کاری واحدهای زرهی متوقف و در عوض همه منابع برای تولید سریعتر پانترها و تایگر ها متمرکز گردد .  اما در کمال تعجب ، شرکتهای قدیمی تری نظیر پورشه  و پیمانکاران فرعی تولید تانک  از همان ابتدای امر با این تصمیم  به مشکل برخوردند . دلیل این امر را نیز می توان به محافظه کاری بیش  از حد صنعت خودروسازی آلمان  مرتبط نمود . 
       
       

       
      موقعیت قرارگیری مهمات پانزر-3 سری اف 
       
       
      از طرفی دیگر ، طراحان غیر نظامی خودروهای زرهی سنگین ،به شکل نامتناسبی ، شیفته یافتن راه حل برای چالشهای مربوط به  مدلهای جدید ارتش نظیر تایگر و پانتر شده بودند و از دید آنها ، حل مشکلات فنی این سخت افزارها  می بایست به گونه ای جلو می رفت که  حتی در شرایط سخت نیز امکان تعمیرات صحرایی  برای ارتش فراهم گردد .
       
        
       
      راست : نمای گرافیکی تانک پانزر3 سری اف  چپ : پانزر3 سری اف .. جمعی هنگ پانزدهم زرهی ، لشکر 11 پانزر .. روسیه 
       
       

      با توجه به این پیچیدگی بیش از حد روند طراحی و تولید تانک درآلمان ، تا سال 1942 یک هم افزایی با رویه منفی میان دوصنعت هم خانواده تولید خودرو  و تانک  ایجاد گردید و هر کدام ازاین دو در تلاش بود تا به شیوه مخصوص به خود که تصویرگر پیشگام بودن را در اختیار مشتری قرار میداد ، فرآیند تولید را به پیش ببرد .
       

       
      درواقع ، پیش از جریانات فوق الذکر ، دخالت سرفرماندهی ارتش در روند اعلام نیازمندی و طراحی خودروهای زرهی بسیار محدود بود و بیشتر بصورت  یکسری توصیه ها و پیشنهادات عمدتا" منطق صورت می پذیرفت . بعنوان مثال ، براساس درخواست شخص هیتلر ، یکی از شرکتهای پیمانکاری موفق شد تا از ترکیب شاسی تانک پانزر-3 با توپ L-71 کالیبر 88 م.م  که عمدتا" برای تانک تایگر توسعه یافته بود ، توپ خودکشی هامل را به نیروی زمینی تحویل دهد .
       

       
      راست : فوریه 1943 ... نمونه پروتوتایپ توپ خودکششی هامل در جریان یک بازدید به هیتلر نشان داده می شود .
       نمونه های اولیه این توپ به فشار شکن دهانه مجهز بودند ولی در نمونه های بعدی تصمیم گرفته شده تا این قطعه حذف گردد .
       
       در این زمینه ، گرچه شاسی مورد استفاده ، به گونه ای بود که  آسیب پذیری قابل توجهی را در برابر آتش تانکهای پیاده نظام یا توپهای تهاجمی دشمن نشان میداد ، اما توپ قدرتمند و دوربرد 88 م.م  با سرعت دهانه بالا پتانسیل بالایی به اندازه 50 درصد سازمان رزمی یک گردان ضد زره  را به کاربر ارائه می داد و با تصویب تولید حداقل 500 دستگاه از این توپ ، قدرت تهاجمی و تدافعی ورماخت تا حد قابل قبولی افزایش پیدا می نمود .
       
       توپ تهاجمی فردیناند که بعدها با لقب "فیل" ( الفانت )  وارد خدمت شد ، در واقع پاسخی ناخواسته / خواسته به  بدنه و سامانه رانشی پورشه  به منظور تولید یک زره کوب سنگین مسلح به توپ 88 م.م بود  و بدلیل شرایط جنگ ، بسرعت نزدیک به 90 دستگاه ازاین زره کوب تولید و در بهار سال 1943 در یک هنگ مستقل زرهی سازماندهی شدند .
       این خودروی زرهی ، بدون برجگ گردان ، در بهترین حالت ، یک تانک تایگر ناقص بشمارمی رفت که همان مشکلات فنی و بدون هیچ مزیت قابل توجه را ارائه میداد ، ضمن اینکه با وزنی در حدود 65 تن  ، بلحاظ ابعاد تفاوتی با تایگر نداشت . علاوه براین ، حذف غیرضروری تیربار که برای دفاع از خود درمیدان نبرد بسیار اهمیت داشت ، موجب گردید که روسها در جبهه شرقی ، با هرنوع سلاح ضد زرهی که درسازمان رزمی آنها وجود داشت ( بخصوص در عملیات کورسک ) به تهدید قابل توجهی برای این هیولاهای فلزی تبدیل شوند .
       
         
         
       
      راست : نمای گرافیکی زره کوب 65 تنی ورماخت  چپ : نمای درونی موقعیت قرار گیری مهمات زره کوب فردیناند 
       
      اگرچه براساس تحلیل فوق الذکر ، این  سخت افزارهای زرهی  بیلان قابل توجهی را از خود برجای نگذاشتند ، اما ترکیب  توپ88 م.م و شاسی تانک های متعارف ، تنها پیش مقدمه ای برای معرفی طرح های آینده بشمارمی رفت .
       
       
      ،به همین دلیل ، وی در ژوئن 1942 ، به فردیناند پورشه اجازه داد تا طراحی یک تانک فوق سنگین را کلید بزند که در نهایت با شناسه کنایه آمیز موش ( Mouse) در تاریخ خودروهای زرهی شناخته می شود .
       

       
      ماوس . فیل سفید هیتلر در جنگ ، 
      گرچه روی کاغذ به تقریب رقیبی نداشت ، اما بدلایل مختلف ، سرنوشت محتومی در انتظارش بود !!
       

       
      موقعیت نگهداری مهمات مورد استفاده در پانزر-8 ماوس 
       
      بر اساس اطلاعات موجود ، زره بخش جلویی این ابرتانک ، به 10 اینچ  ( 25 سانتی متر ) می رسید و در حالی به یک توپ 6 اینچی  (150 م.م ) مسلح شده بود که وزن هرپرتابه آن به 150 پاوند می رسید و در طرح نهایی ، وزن عملیاتی آن 188 تن ثبت شده بود که می بایست با  سرعت جاده ای 12.5 مایل در ساعت  وارد صحنه رزمی شود .صرف نظر از هزینه و پیچیدگی های طراحی ، تکمیل دو نمونه نخست این ابرتانک بیشتر از یکسال بطول انجامید .
       
       
      با این حال ، در عدم  تاثیر رزمی این ابرتانک آلمانی بعنوان یک جنگ افزار زرهی بر روی روند جنگ و همچنین اتلاف منابع مادی و مهارت مهندسی اختصاص داده شده به این پروژه به تقریب هیچ شکی وجود ندارد ، با این وجود ، ابرتانک ماوس ، نشانه ای فراموش ناشدنی از نیروی زرهی ورماخت در جنگ دوم جهانی بشمار میرفت . بدین معنی که صرف نظر از حمایت مستقیم هیتلر ، ماوس درواقع نشان دهنده مسابقه ای میان برتری فنی و نیازهای رزمی میدان نبرد بشمار می رفت .
       

       
      پانزر4-سری اچ 
      روسیه .. زمستان سال 1943 
       
       مضاف براین ، افزایش اندازه تانک  بصورت خودکار ، تاثیر قابل توجی را بر روی میزان تحرک و قابلیت اطمینان رزمی این خودرو برجای گذاشت که این خود نیز بخوبی نشاندهنده فلسفه طراحی خودروهای زرهی و سلاح در آن زمان بود . اما با ورود جنگ به سال 1943 و سخت تر شدن شرایط نبرد در جبهه شرقی ، تکنیسن های  آلمانی با تغییر رویکرد از حوزه مهندسی  به علم مواد درصدد بودند تا  راه حل مناسبی را برای غلبه بر مشکلات کاربرد واحدهای زرهی در جنگ پیدا نمایند .
       
       
      با تمامی این تفاسیر ، داستان طراحی وتولید ماوس ، در زمان خود ، روندی طولانی و نفس گیر محسوب میشد که در آن ترکیبی از تنش های میان نهادی ، پیچیدگی های فنی مربوط به ایجاد خط تولید و درنهایت کاهش توان رزمی ورماخت باعث گردید تا  برخی کارشناسان (نظامیان ) نزدیک به سرفرماندهی عالی ارتش خواستار تعیین یک داور ( نظیر هانس گودریان ) برای رفع مشکلات  پیش آمده شدند . در این خصوص ، گودریان ، ماوقع یک ملاقات خصوصی با هیتلر در 20 فوریه 1943 با محوریت برطرف کردن سوء تفاهامات متعدد در این خصوص را شرح می دهد که با تعیین یکسری شروط ، موجبات وسوسه سرفرماندهی عالی ارتش را فراهم نمود . براساس انچه که در تاریخ نظامی ورماخت به ثبت رسیده ،
       
       
       
      پی نوشت :
       
      1- ادامه دارد .................
      2- برای اینکه بدونید چرا ورماخت در طول جنگ دوم جهانی علیرغم ارائه طرح های فوق العاده زرهی ، همیشه دچار مشکل بود ، این تاپیک را دنبال کنید .................
      2- استفاده از مطالب برگردان شده به پارسی در انجمن میلیتاری ، براساس قاعده " رعایت اخلاق علمی " منوط به  ذکر دقیق  منبع است . امیدواریم مدعیان رعایت اخلاق ( بخصوص رسانه های مدعی ارزشمداری )  بدون احساس شرمندگی از رفرنس قرار گرفتن بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ، از مطالب استفاده نمایند . 
       
      برگردان به پارسی ، اختصاصی برای بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران  ( MILITARY.IR) 
       
                           مترجم : MR9
       
       
    • توسط Skyhawk
      اژدر والفجر:
       


    • توسط alala
      سردار باقری در بازدید از همین نمایشگاه دستاوردهای دفاعی (محل حضور باور) اشاره کردند: در این نمایشگاه شاهد سامانه هایی برای پوشش ارتفاع بلند، متوسط و پست هستیم. ما تنها ارتفاع بلند را مشاهده کردیم و به نظر قسمتی از این نمایشگاه در معرض دید عموم نیست. شاید اون سامانه پست و یا حتی عقاب احتمالی هنوز برای رونمایی اماده نیست ولی ساخته شده نمونه مهندسیش.
    • توسط bmyazdani
      تانک رزمی چلنجر 2


      Challenger 2 Main Battle Tank


      تانک چنلجر2 جدید ترین تانک زراد خانه ارتش انگلستان بحساب می آید که جایگزین سری تانک های چلنجر1 این کشور شده است.زره چابهام نسل جدید این تانک شهرت فراوانی دارد و در نتیجه مقاومت زیاد این زره، این تانک لقب مقاوم ترین تانک ناتو را یدک می کشد. تانک چلنجر2 علاوه بر ارتش انگلستان در ارتش عمان نیز عملیاتی است.
      طراحی و ساخت تانک چلنجر نخستین بار توسط کارخانجات اسلحه سازی سلطنتی انگلستان (ROF) انجام شد.
      طراحی تانک چلنجر نتیجه سفارشی از سوی ایران برای ساخت نمونه ی بهسازی شده ای از تانک چیفتن با نام پروژه ی شیر ایران بود. پس از درخواست ایران مبنی بر ساخت تانکی پیشرفته مشابه تانک چیفتن که در ارتش آن کشور در حال خدمت بود، کارخانجات اسلحه سازی سلطنتی انگلستان کار ساخت تانک را بصورت دو پروژه مجزا با مشخصه های FV4030/2(شیر1) و 4030/3(شیر2) آغاز کرد.اما در پی سقوط رژیم شاهنشاهی ایران عملاٌ سفارش ساخت این تانک از سوی ایران منتفی گردید. ظاهراٌ روند ساخت تانک جدید متوقف شده و پایان یافته بود ولی بعد ها وقایعی به وقوع پیوست که روند ساخت تانک را مجدداٌ احیا نمود.پس توقف پروژه ی مشترک تانک MBT-70 بعلت مشکلات مالی، ارتش انگلستان که به نتایج این پروژه بسیار امیدوار بود تصمیم گرفت تا پروژه تانک شیر ایران را از کارخانجات اسلحه سازی سلطنتی خریداری کند و آن را به عنوان گزینه ی اصلی خود برای ساخت یک تانک رزمی جدید ادامه دهد. با خرید این پروژه از سوی ارتش انگلستان این پروژه به پروژه چلنجر تغییر نام داد.
      تانک چلنجر1 دارای یک طراحی انقلابی بود که در آن از جدیدترین فناوری های نظامی عصر خود استفاده شده بود. یکی از معروفترین این فناوری ها زره چابهام بود که حفاظت به مراتب بیشتر از دیگر تانک ها به تانک چلنجر می بخشید. این زره هموژن نورد خورده (RHA) که ساختار آن بسیار پیچیده و محرمانه بود آنقدر پر قدرت بود که بعد از آن بعنوان استانداردی برای سنجش مقاومت زره دیگر تانک ها استفاده گردید. لازم به ذکر است که این زره در پروژه های دیگری همچون تانک آبرامز ایالات متحده نیز به کار گرفته شد که این امر توانایی بالای آن را ثابت می کند. اما زره خوب بتنهایی عامل برتری یک تانک رزمی به حساب نمی آید. این ادعا در مورد تانک چلنجر دقیقاٌ به اثبات رسید. در سال 1987 میلادی و طی رقابت زرهی اترش کانادا برای خریداری یک تانک زرمی جدید، تانک چلنجر در مقایسه با دیگر رقبای غربی اش آنچنان عملکرد وحشتناکی از خود بجا گذاشت که ارتش انگلستان نیاز خود را به یک تانک رزمی جدید را مطرح کرد. طی مراحل سنجش تانکهای رزمی شرکت کننده در مناقصه، تانک چلنجر1 در بین دیگر تانک های شرکت کننده بیشترین اصابت مستقیم در اثر گلوله ی دشمن را ثبت کرد که این امر مصیبت بار بود.این نقص به همراه سیستم های کنترل آتش و هدف یابهای ضعیف تانک باعث شد تا این تانک در بین دیگر رقابایش کند ترین سرعت آتش را داشته باشد.بدین ترتیب تانک چلنجر1 در انتهای جدول رده بندی تانک های رزمی شرکت کننده قرار گرفت. بعلت این حضور ضعیف، پیشنهاد ها به سوی بکار گیری ویژگی های منحصر به فرد تانکهای آبرامز ایالات متحده،لکلرک فرانسه و لئوپارد2 آلمان منعطف شد. سر انجام بخش طراحی سیستم های دفاعی شرکت ویکرز طراحی جدیدی از تانک را با نام چلنجر برگزید.اگرچه نام تانک جدید مشابه تانک قبلی بود ولی این تانک تنها چهار درصد با تانک قبلی وجه تشابه داشت و 150 مورد عملیات بهسازی بر روی آن انجام گرفته بود.
      علیرغم همه ی این مشکلات تانک چلنجر1 در نبردهایی همچون جنگ خلیج فارس و نبردهای بالکان بکار گرفته شد و عملکرد قابل قبولی در مقابل نمونه تانک های بلوک شرق از خود بر جای گذاشت. طی جنگ خلیج فارس 180 دستگاه تانک چلنجر1 به عربستان سعودی منتقل شد و در خطوط مقدم نبرد بکار گرفته شد. مقامات ارتش انگلستان ادعا کرده اند که واحدهای زرهی ارتش انگلستان توانسته اند تا 300 دستگاه خودروهای زرهی عراقی را بدون آسیب دیدگی حتی یک تانک چلنجر1 نابود نمایند.همچنین تانک چلنجر1 طی جنگ خلیج فارس از خود رکوردی بر جای گذاشت که در تاریخ نظامی تانکهای رزمی بی نظیر بوده است. این تانک موفق شد تا از فاصله چهار هزار متری یک دستگاه تانک عراقی را هدف قرار داده و منهدم نماید. لازم به ذکر است که تانک چلنجر1 در راستای ماموریت صلح بانی در بوسنی نیز بکار گرفته شده است. از سال 1998 روند جایگزینی تانک چلنجر1 با مدل بهسازی شده ی آن یعنی چلنجر2 آغاز گردید و تا سال 2002 میلادی به اتمام رسید.

      روند طراحی تانک چلنجر2 در آگوست 1989 میلادی به اتمام رسید و در فوریه سال 1990، اولین نمونه آزمایشی آن تکمیل گردید. در این نمونه ی آزمایشی ، از جدید ترین فناوری آنزمان استفاده شده بود.در اوایل آگوست سال 1990 هفت دستگاه نمونه آزمایشی و پس از آن دو دستگاه دیگر آماده گرید.از نه دستگاه نمونه آزمایشی، هفت دستگاه آن در لیدز و دو دستگاه دیگر در نیوکاسل ساخته شدند. همچنین یک برجک اضافی در لیدز ساخته شد تا از آن برای آزمایشات شلیک و اثر برخورد گلوله ی دشمن بر روی زره استفاده شود. این نمونه های آزمایشی از جهاتی با یکدیگر تفاوت داشتند ولی در همه ی آنها 156 مورد بهینه سازی انجام شده بود.عملیات بهسازی طوری طرح ریزی شده بود تا امکان انجام برخی از این بهسازی ها بر روی تانکهای چلنجر1 در محلهای نگهداری آنها امکانپذیر باشد.

      شرکت سیستمهای دفاعی ویکرز که در آنزمان مسئولیت پروژه را بر عهده داشت در سپتامبر سال 1990 تانک چلنجر2 را در معرض نمایش گذاشت. (لازم به ذکر است که بعد ها سرکت بی ای ایی سیستمز با خریداری شرکت ویکرز مسئولیت پروژه راعهده دار شد).

      پس از بررسی های انجام شده از سوی ارتش سلطنتی انگلستان این تانک برای خدمت در ارتش مناسب تشخیص داده شد. در ژوئن سال 1991 میلادی دولت انگلستان درخواست خرید 127 دستگاه تانک چلنجر 2و 13 دستگاه تانک آموزشی به ارزش 520 میلیون پوند را ارائه کرد.در سال 1993 تولید تانک در کارخانجات ویکرز در لیدز آغاز شد و اولین مرحله ی سفارش در جولای سال 1994 آماده تحویل گردید. در 16می سال 1994 ارتش انگستان آزمایشات تکمیلی تانک چلنجر2 را آغاز کرد. پس از اتمام آزمایشات متفاوت مقامات ارتش از عملکرد تانک ابراز رضایت کردند.در جولای سال 1994 وزارت دفاع انگلستان سفارش دیگری را برای خرید تانک ارائه کرد. این سفارش که ارزش آن بالغ بر یک میلیارد و دویست میلیون پوند بود شامل 259 دستگاه تانک چلنجر2،نه دستگاه آموزشی بعلاوه ی پشتیبانی آموزشی و لجستیکی میشد.فرآیند تولید از همان سال آغاز شد.
      تولید تانک در کارخانجات لیدز تا سال 1999 به اتمام رسید ولی کار تولید در نیوکاسل همچنان ادامه پیدا کرد تا آنکه در سال 2002 آخرین سری از تانکهای تولید شده نیز به ارتش انگلستان تحویل داده شد.در سال 1993 سلطان نشین عمان هجده دستگاه تانک چلنجر2 را سفارش داد و در سال 1997 سفارش خدید بیست دستگاه تانک دیگر را ارائه کرد. ارزش این معاله 240 میلیون پوند برآورد شده است.


      در سال 1999 وزارت دفاع انگلستان تایید کرد که تانک چلنجر2 توانسته است طی سخت ترین آزمایشات مطابق شرایط میدان نترد بهتر از هرتانک دیگری در سراسر جهان به اهداف مورد نظر دست یابد.با این حال برخی از کارشناسان مسائل نظامی معتقد بودند که این ادعا بیشتر بمنظور بازاریابی برای فروش تانک مطرح شده است. با روشن شدن جزئیات بیشتری از این آزمایشات، توانمندیهای تانک چلنجر2 بر همه گان آشکار گردید و از آن بعنوان یکی از بهترین تانکخای رزمی تام برده شد.

      جزئیات از این قرار بود:
      یک اسکادران مرکب از از دوازده دستگاه تانک چلنجر2 که خدمه ی آنها گلچینی از بهترین و با تجربه ترین پرسنل ارتش انگلیس بودند، موفق شدند تا آزمایشات زرهی تکمیلی واحدها موسوم بهATDU را با موفقیت به اتمام برساند.این اسکادران با پوشش دادن 5040 کیاومتر طی 84 نبرد شبیه سازی شده و شلیک 2856 گلوله از انواع مختلف مهمات 120 میللیمتری و 84000 گلوله ی کالیبر 7.62 میلیمتری مسلسل کار خود را به اتمام رساند. هر روز نبرد شبیه سازیس شده 33 کیلومتر پیشروی در زمینهای ناهموار، 27 کیلومتر حرکت در سطوح جاده ای و شلیک 34 گلوله ی توپ 120 میلیمتری و 1000 گلوله مسلسل موازی با توپ اصلی را شامل میشد.

      این آزمایشات اعتبار از دست رفته ی تانک چلنجر را به آن بازگرداند ولی با این حال در بازار فروش جهانی توفیق چندانی نصیب تانک نشد.علیرغم آزمایش تانک توسط کشورهای قطر ، عربستان سعودی و یونان هیچکدام از انی کشورها تمایلی به خرید تانک چلنجر2 از خود نشان ندادند. علت این امر رقابت فشرده در بازار جهانی و حضور رقبای سرسختی همچون سری تانکهای ابرامز ، لئوپارد2 ولکلرک بود. بدین ترتیب عمان به عنوان تنها مشتری خارجی تانک چلنجر2 باقی ماند و آخرین سری از سفارشات عمان در سال 2001 میلادی به ارتش آن کشور تحویل داده شد.

      بدنه تانک چلنجر2 از سه بخش تشکیل شده است: اتاقک راننده که در جلوی بدنه قرار دارد، بخش فرماندهی و کنترل که در برجک قرار گرفته و بخش موتور که در انتهای بدنه قرار دارد.بدنه و قطعات موتوری تانک چلنجر1 در تانک چلنجر2 نیز مورد استفاده قرار گرفته است که علت آن کارایی بالای آنها بوده اما برجک تانک کاملاٌ از طراحی تازه ای بهره می برد و با تانک قبلی تفاوت دارد.برجک تانک به زره چابهام نسل دوم مجهز شده است. این زره از ساختار محرمانه ای مرکب از لایه های سرامیک مخلوط در داخل زره فولادی تشکیل شده است و به آن زره ساندویچی نیز گفته می شود.این زره جدید به شدت مقاوم است و در مقابل سلاحهای هدایت شونده ی ضد تانک (ATGM) و مهمات انفجاری شدید ضد تانک (HEAT) که به خرجهای شکلدار مجهزند، از تانک مخوبی محافظت مینماید. علاوه بر تانک چلنجر، در تانک ابرامز ایالات متحده نیز ازفناوری این نوع زره استفاده شده است.برجک تانک توسط یک سیستم گرداننده الکتریکی حرکت میکند و در آن از سیستم الکترو هیدرولیکی استفاده نشده است.
      تانک چهار نفر خدمه دادر که عبارتند از:فرمانده، راننده، توپچی، و گلوله گذار.علت استفاده از چهار نفر،بالا بردن قابلیتهای رزمی و توان درگیری بیست و چهار ساعته تانک بوده است زیرا در اینگونه ماموریتهای سنگین تعداد نفرات تاثیر گذار خواهد بود (لازم به ذکر است که تانکهایی همچون لکرک یا T-72 از سه خدمه استفاده می کنند که این امر موجب افزایش خستگی روحی و جسمی نفرات در ماموریتهای طولانی خوهد شد).

      اتاقک راننده به یک پریسکوچ غیر فعال (PDP) مجهز اشت. این پریسکوچ از یک سیستم تقویت کننده تصاویر بهره میبرد در نتیجه حرکت در شب برای راننده امکان پذیر شده است. در نتیجه استفاده از این سیستم ها تانک میتواند در شب با سرعتی معدل سرعت روز خود حرکت کند و از وسایل روشنایی خارجی نیز استفاده ننماید.
      جایگاه فرمانده ی تانک که در سمت راست برجک واقع شده به هشت عدد پریسکوپ با قابلیت پوشش 260 درجه ای مجهز است. در زیر هر پریسکوچ کلید قرمز رنگی تعبیه شده است که در صورت فشار دادن آن برجک به سرعت با پریسکوپ هم سو خواهد شد.فرمانده تانک به یک هدف یاب متعادل با میدان دید وسیع به نام
      VS580-10 مجهز می باشد یک مسافت یاب لیزری نیز در آن تعبیه شده است.این هدفیاب قادر است تا دامنه +35 الی -35 درجه عمودی را پوشش دهد. کار طراحی و ساخت این هدف یاب را شرکت ساژم بر عهده داشته است.
      جایگاه توپچی که در جلوی فرمانده قرار دارد به یک سیستم تصویر ساز حرارتی مجهز است که شرکت تیلز اپتروسیس سازنده ای آن است. این سیستم که از حسگر UKTICM2 استفاده مینماید امکان دید در شب را برای توپچی فراهم کرده است. تصویر حرارتی با بزرگنمایی 4 الی 11.5 برابر در هدفیاب ها و نیز نمایشگرهای دیجیتالی فرمانده و توپچی تانک قابل رویت است.
      توپچی تانک به یک هدفیاب اصلی متعادل مجهز است که از یک مجرای نشانه روی بصری، یک مسافت یاب لیزری چهار هرتزی با دقتی در حدود 5 متر و بردی بین 200 الی 10000 مترو همچنین یک صفحه نمایش تشکیل شده است.کار طراحی این هدفیاب نیز توسط شرکت تلیز اپتروسیس انجام شده است.علاوه بر هدفیاب اصلی، تانک به یک هدفیاب فرعی نیز مجهز است که بصورت موازی با توپ نصب شده است تا در صورت نیاز توسط توپچی مورد استفاده قرار گیرد.خدمه گلوله گذار نیز به یک پریسکوپ روزانه مجهز است و در صورت نیاز می تواند از آن استفاده نماید.

      تانک چلنجر2 به یک سیستم کنترل آتش دیجیتالی ساخت شرکت جنرال داینامیکس کانادا(سابقا شرکت کامپیوتیگ دیوایسس) مجهز است.این سیستم از یک کامپیوتر تشکیل شده که بصورت خودکار محاسبات مربوط به فرآیند شلیک را انجام می دهد.سیستم کنترل آتش تانک قادر است تا شش هدف متفاوت را بصورت یکجا ردیابی کند. تانک های چلنجر2 ارتش انگمستان به یک سیستم کاربردی اطلاعات میدان نبرد (PBISA) مجهز شده اند که شرکت جنرال داینامیکس انگلستان کار طراحی آنرا بر عهده داشته است.این سیستم برای جمع آوری از دیگر تانک ها به منظور هماهنگی بیشتر و گرفتن دستورات لازم از ستاد فرماندهی مرکزی بکار میرود.اطلاعات این سیستم پس از پردازش کامپیوتری در نمایشگرهای فرمانده و راننده تانک به نمایش در می آید تا آخرین اطلاعات صحنه نبرد و آرایش نیروهای خودی یا دشمن را در اختیار آنها قرار دهد. همچنین برای تانکهای ارتش انگلستان یک سیستم تاکتیکی ارتباطات دیجیتالی به نام بومن (کماندار) در نظر گرفته شده که علاوه بر امکانپذیر کردن ارتباطات امن، به طور خودکار موقعیت جغرافیایی تانک را نیز نمایش می دهد تانکهای چلنجر2 ارتش انگلستان که در عراق خدمت می کنند در سال 2006 به این سیستم مجهز شدند.

      سلاح اصلی تانک چلنجر2 را یک توپ 120 میلیمتری خاندار بنام ال-30 تشکیل میدهد که از فولاد تصفیه شده ESR ساخته شده است. این نوع فولاد جزو مرغوبترین انواع فولاد در جهان بحساب می آید و استحکام بسیار بالایی دارد.این توپ به یک روکش عایق حرارت، یک سیستم مرجع نصب شده در دهانه لوله و همچنین یک سیستم تخلیه کننده دود مجهز است.

      سطح داخلی توپ ال-30 با روکشی از فلز کروم پوشیده شده تا ساختاری محکمتر و سطحی نرم تر به آن ببخشد.
      این روکش باعث می شود تا گلوله سایش کمتری با سطح لوله داشته باشد، دقت بیشتری پیدا کند، سرعت آن افرایش یابد و در نتیجه قدرت نفوذ آن بالاتر برود.توپ ال-30 دارای زاویه حرکت عمودی 10- الی 20+ درجه است و از آنجا که برجک تانک قابلیت حرکت 360 درجه ای دارد، توپنیز دارای زاویه گردش 360 درجه ای است و از یک سیستم کنترل و تثبیت کننده برقی استفاده مینماید.این توپ تفریباٌ با تمامی مهمات های فعلی 120 میلیمتری سازگار می باشد و می تواند گلوله های ثاقب ضد زره APFSDS-T مجهز به میله ی نفوذ کننده از جنس اورانیوم ضعیف شده ، گلوله های دودزا و انواع دیگری از گلوله های دیگری از جنس اورانیوم ضعیف شده نیز شلیک نماید از جمله چارم-1(CHARM-1) و چارم-3 (CHARM-3) که جزو مهمات اصلی تانک بحساب می آیند.در سال 2004 میلادی بخش سیستمهای زمینی شرکت بی ای ایی سیستمز طبق قراردادی متعهد شد تا تانکهای چلنجر2 ارتش انگلیس را به یک توپ 120 میلیمتری بدون خان مجهز کند.دین ترتیب تانکهای چلنجر2 ارتش انگلستان به توپ بسیار معروف و پر قدرت ال-55 ساخت شرکت راین متال آلمان مجهز شدند.این توپ که یکی از بهترین و قابل اعتماد ترین سلاحهای جهان بشمار می آید تاکنون بر روی سری تانکهای ابرامز ایالات متحده و ائوپارد2آ6 آلمان نصب گردیده است. این توپ قدرتمند از ژانویه سال 2006 تاکنون مضغول گذراندن مراحل آزمایشی بر روی تانک چلنجر2 می باشد.
      علاوه بر توپ اصلی تانک به یک مسلسل کالیبر 7.62 موازی با توپ و یک مسلسل GPMGL37A کالیبر 7.62 بر روی برجک برای دفاع هوایی مجهز میباشد.
      موتور تانک یک موتور دیزلی دوازده سیلندر پرکینز کاترپیلار با نام CV12 می باشد که 1200 اسب توان تولید میکند. همچنین تانک چلنجر2 به یک سیستم تعوض دنده ی اتوماتیک به نام TN54 مجهز است که شش دنده ی جلو و دو دنده ی عقب دارد.حداکثر سرعت جاده این تانک 59 کیلومتر بر ساعت و حداکثر سرعت آن در مناطق ناهموار 40 کیلومتر بر ساعت است.برد عملیاتی تانک نیز 450 کیلومتر در حالت معمول و 250 کیلومتر در مناطق ناهموار میباشد.
      لازم به ذکر است که مدل صادراتی تانک چلنجر2 به یک موتور دیزلی جدید به نام MTUMT883 مجهز شده است که به آن قدرتی معادل 1500 اسب میدهد. حجم کم این موتور باعث میشود که فضای بیشتری برای دخیره سوخت بوجود بیاید که این امر باعث افزایش برد عملیاتی تانک تا شعاع 550 کیلومتری شده است.

      تانک چلنجر2 به یک سیستم حفاظتی شیمیایی- میکروبی-هسته ای (ش م ه) مجهز است که از خدمه تانک در برابر عوامل غیر متعارف حفاظت می کند.سیستمهای الکترونیکی تانک نیز در برابر امواج الکترومغناطیس ناشی از انفجارات هسته ای مقاوم هستند. این خصوصیات باعث شده است تا تانک برای نبردهای غیر متعارف نیز آمادگی داشته باشد.قابل ذکر است که تانک چلنجر2 یکی از معدود تانکهایی است که از فناوری پننهانکاری استفاده مینماید. شکل خاص بدنه و برجک باعث گردیده تا اثر راداری تانک به حداقل برسد.
      علیرغم عدم شهرت زیاد تانک چلنجر این تانک واقعاٌ یکی از بهترین تانکهای امروز جهان است.زره مستحکم، قدرت آتش خوب ، قابلیت تحرک مناسب و ایمنی بالا از تانک چلنجر2 تانکی مناسب و قابل اطمینان ساخته است که توانمدندی هایش را در عرصه نبرد و نه روی کاغذ به اثبات میرساند.

      مشخصات تانک رزمی چلنجر 2
      خدمه : 4 نفر
      جرم کلی تانک : 62500 کیلو گرم
      طول بدنه تانک :8،3 متر
      عرض تانک : 3،5 متر
      ارتفاع تانک از سطح زمین : 2،5 متر

      جنگ افزار های موجود روی تانک : یک توپ 120 میلیمتری + یک مسلسل 7،62 میلیمتری موازی با توپ + یک مسلسل با کالیبر 7،62 نصب شده روی برجک
      ظرفیت گلوله توپ : 50 گلوله از انواع مختلف
      ظرفیت گلوله مسلسل : 4000 گلوله
      قابلیت دید در شب : دارد
      قابلیت شلیک در حین حرکت : دارد
      موتور : CV12 دیزلی با 1200 اسب بخار قدرت
      حداکثر سرعت : 59 کیلومتر بر ساعت : جاده ای -- 40 کیلو متر بر ساعت : غیر جاده ای
      حداکثر برد عملیاتی : 250 الی 450 کیلومتر
      سیستم استتار : بهمراه دو سری پنج تایی نارجک دودزا، تخلیه کننده دود از اگزوز ال-8

      منبع : ماهنامه جنگ افزار شماره 29
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.