MrArhz

Members
  • تعداد محتوا

    385
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

  • Days Won

    1

MrArhz آخرین امتیاز شما در روز 2 مرداد 1395

MrArhz شما بیشتری مطالب مورد علاقه کاربران را دارید!

اعتبار در انجمن

880 Excellent

درباره MrArhz

  • رتبه حساب کاربری
    Master Sergeant

Profile Information

  • Gender
    Male

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

1,004 نمایش های پروفایل
  1. به نام خدا با سلام یکی از تهدیداتی که در آینده ی نزدیک به وفور گسترش پیدا خواهد کرد، موشک های هایپر سونیک است. با توجه به سرعت بالای 7 ماخ و کروز کردن در ارتفاع پایین شناسایی و مقابله به این گونه موشک ها بسیار کار دشواری خواهد بود. این امر خصوصا برای کشور هایی با دکترین شرقی که اکثرا تاکید بیشتری بر پدافند زمین پایه دارند تا پدافند هواپایه محقق است. هر چند کشور های مثل روسیه سعی در افزایش هرچه بیشتر برد سیستم های پدافندی خود برای مقابله با هواگرد های حامل دارند اما با دور ایستایی هر چه بیشتر این کار تحقق پیدا نخواهد کرد. (بیشتر از این حیفم میاد موضوع رو باز کنم چون درخور یه تاپیکه) حال وضع تهدیدات در دریا چگونه خواهد بود؟ فرض کنید موشکی با سرعت 7 ماخ در ارتفاع مثلا !!50 متری در حال نزدیک شدن به ناو هدف است. ناو در بهترین حالت موشک را در فاصله ی !!100 کیلو متری شناسایی خواهد کرد. در این صورت ناو برای واکنش تنها !!!!!!!!!!!!!40 ثانیه فرصت خواهد داشت. این تهدید آنقدر جدی است که حتی ناوگان های بزرگ غرب نیز توان پاسخگویی به آن را ندارند. حال سوال اینجاست که چگونه میخواهید با این تهدید مقابله کنید. یک پاسخ تاکید بیشتر بر پدافند زمین پایه است. با افزایش برد سیستم های برد بلند و کاهش سرعت عمل سیستم های دفاع نزدیک. خوب قطعا باید این کار ها صورت بگیرد اما این امور در آن حدی نیست که بتنوان روی آن حساب باز کرد. پاسخ دیگر استفاده از سیستم های لیزری است. این کار درصد اطمینان را تا حدی بالا می برد. اما مقابله موشکی که برای تحمل حرارت های بالا طراحی شده با سیستم های لیزری جای سوال دارد. همچنین در صورت توان اینگونه سامانه ها برای مقابله با موشک های هایپر سونک به دلیل صرف وقت برای نابود کردن هر موشک ( چون اگه بخواد ذوبش کنه باید چند ثانیه ای بهش بتابه) در صورت تعدد موشک ها باز تهدید برطرف نخواهد شد. پاسخ آخر نه مقابله ی زمین پایه با موشک هاست بلکه مقابله ی هواپایه است. فرض کنید چند هواگرد (ترجیحا بدون سرنشین، به دلیل پرواز هیا طولانی مدت) در حد و اندازی tu-22 (حالا اندازش خیلی مهم نیست فقط بتونه این ملزوماتی که گفتم رو انجام بده) با حدود 100 تیر موشکی در ابعاد آمرام و سرعت بسیار بالا و 100 کیلومتر برد در شعاع 1000 کیلومتری ناوگان گشت میزنند و از ارتفاع بالا با رادار های خود همه چیز را زیر نظر دارند و درصورت لزوم به سمت اهداف آتش می کنند. همچنین با یک لینک به ناوگان متصل اند و مختصات هدف را برای آن ارسال می کنند تا ناوگان بتواند با ساتفاده از موشک های برد بلند تر خود با هدف مقابله کند. حال تئوری های شما برای مقابله با اینگونه تهدیدات چیست؟
  2. بنده هم واقف هستم. اونچیزی که مد نظر من هست کلی با کلاهک sm-3 تفاوت داره منتهی شیوه ی کارد تقریبا مشترکه. فرض بر اینه که سجیل با خودش ۱۰ تا از این کلاهک ها حمل میکنه و تا ارتفاع ۲۰۰ کیلومتری بالامیره بعد با یه مانور شبیه به df-21d چینی در چنصد کیلومتر آخر ارتفاع رو تا ۵۰ کیلومتر کاهش میده و کلاهک ها رو در مسیر هدف رها میکنه. در این بازه کلاهک ها با رادار و گیرنده های امواج راداری شروع به جست و جو میکنن و با پیشران های شبیه به اونچه در کلاهک sm-3 می بینید به سمت هدف شیجه میرند. در واقع همون موشک بالستیکه فقط کلاهکش تغییراتی کرده. ایجور میشه از موشک های موجود هم استفاده کرد.
  3. به نام خدا با سلام پیرو فرمایشات دوست عزیزمون. میشه از کلاهک هایی شبیه به موشک sm-3 استفاده کرد با این تفاوت که کلاهک از جستجوگر های راداری استفاده خواهد کرد. در این صورت نیاز به تغییر چندانی در موشک نیست. البته با توجه به سرعت بالایی که موشک در اون مرحله داره در بهترین حالت 10 ثانیه برای شناسایی و شیرچه به سمت هدف فرصت خواهد داشت. شیوه ی برخورد به هدف هم برخورد مستقیمه که دیگه نیازی به استفادع از مواد منفجره نیست و از این نظر کلاهک سبکتر میشه و موشک میتونه چند ده کلاهک حمل کنه.
  4. به نام خدا با سلام بنده هم با این طرح موافقم. قبلا این ایده رو در این تاپیک مطرح کردم. البته مشکلاتی هم سر راه طرح هست که عمده اش بحث شناسایی و هدایت موشکه ایالات متحده در تامین انرژی خود کفاست اما این شرکاش اند که به نفت خلیج فارس وابستگی دارند. چین هم همینطور. پس اگر ایالات متحده با ما وارد جنگ بشه و ما هم خلیج فارس رو ببندیم اینکار باعث یه اجماع بین المللی علیه ما میشه. درست مثله حماه به عراق. قبلا هم گفتم بهترین کاری که ما در صورت وقوع جنگ می تونیم بکنیم، فرسایشی کردن جنگه تا برای ساخت سلاح هسته ای زمان بخریم.
  5. به نام خدا با سلام همه ی اینهایی که در این تاپیک گفته شد در مجموع فقط حرکت دشمن رو کند خواهد کرد، اما متوقفش نمی کنه. در صورت وقوع جنگ هدف ما باید این باشد که جنگ را دو سه سالی کش دهیم تا بتوان در این مدت دست به ساخت سلاح هسته ای و موشک قاره پیما زد.
  6. با سلام. اینجاست که وارد دیپلماسی دفاعی میشم که البته در کشور ما به علت شعار زدگی و پروپاگاندای حکومتی معنا نداره. اگر اینها رو کنار میذاشتیم و واقع بینانه به موضوع نگاه می کردیم این قضیه به راحتی امکان پذیر بود. حالا با کل دنیا هم نیاز نیست اما به ساز چندتاشون هم برقصیم کافیه. به نگاه به کره شمالی همه چیز رو مشخص می کنه که چطور با وجود اون همه تحریم تونسته بازدارنگی ایجاد کنه. شاید تهدیدات ما یک دهم اون هم نباشه.
  7. ساخت اینگونه موشک ها تکنولوژی بالایی رو می طلبه، متاسفانه امید ندارم حالا حالا ها موفق به ساخ چنین چیز هایی بشیم.
  8. به نام خدا با سلام مدت زیادی است که بنده در این انجمن پستی ارسال نکردم، و جا داره که عرض ادب دوباره ی کنم خدمت همه دوستان میلیتاریست. همچنین گله مندی خودم رو ابراز کنم نسبت به مدیران و وضعیت سایت. تاپیک خوب و بحث مفیدی است. بی مقدمه وارد بحث میشم. بزرگترین تهدیدی که علیه تمایمت ارضی ما میتونه مطرح بشه بی شک تهاجم ناوگان دریایی کشورهای غربی است. از آنجایی که اقیانوس هند و دریای عمان خط اول دفاع در برابر دشمن است ابتدا میپردازم به این مسئله. همانطور که دوست عزیزمون هم در ابتدا بحث اشاره کردن وظیفه ی حفاظت از دریای عمان با نیروی دریایی ارتش است و ارن نیرو نیز توان جنگ همتراز را با ناوگان غرب ندارد. پس باید به روش های جنگ ناهمتراز روی آورد. ایده های جالبی در این تاپیک مطرح شده که بنده درصدد نقد، تکمیل، و ارائهی ایداه های جدید دیگر بر خواهم آمد. مأمن اصلی ناوگان غرب برای تهاجم به ایران قلمرو اقیانوس هند و انگلستان و پایگاه نظامی دیگو گارسیا خواهد بود و از اونجا به عنوان پلی برای رسیدن به سواحل مکران استفاده خواهد شد. اگر سناریوی جنگ تمام عیار مطرح شود همانگونه که در جنگ عراق هم دیده شد، آمریکایی ها سعی خواهند کرد با کمتریت هزینه به پایتخت دست پیدا کرده و حکومت را سرنگون سازند. برای این که بهترین راه گرفتن سواحل مکران و عبور ازکویر های مرکزی ایران است. چرا که بسیار یهل الوصول تر از عبور از زاگرس یا البرز و مناطق پرجمعیت و شهر های پر تعداد آن خواهد بود. در روی دشت های صاف زرهی کاملا برتر آنها خواهد توانست به راحتی موانع را پشت سر گذارد. به همین جهت ابتدا ما باید تلاش خود را در ناامن ساختن هر چه بیشتر این مکان بکار بریم. جای شک نیست که مقدور ترین سلاح برای تهاجم استفاده از موشک های بالستک است. دریگوگارسیا حدود 4000 کیلو متر از سواحل ما فاصله دارد و در حال حاظر ما موشکی که بتواند به این برد دست یابد در اختیار نداریم ( هر چند با کاهش وزن کلاهک موشک خرمشهر شاید بتوان به این برد رسید) اما توان ساخت چنین موشکی با برد وجود دارد. البته شلیک محدود چند موشک بالستیک کاری از پیش نخواهد برد اما شلیک همزمان همراه با کلاه های بارانی می تواند کار ساز باشد. از چنین موشکی میتوان علیه پایگاه های نزدیکتر در کشور های همسایه نیز بهره گرفت چرا که موشک از سرعت بیشتر برخوردار خواهد بود( به نسبت موشک های تاکتیکی) و مقابله با آن سخت تر است. همانگونه که جناب اسکای هاواک هم اشاره کردند، ناوگان غرب در ابتدا در فاصله ای فراتر از برد موشک های ما وارد عمل خواهد شد و تا زمانی که تهدیدی علیه ناوگان وجود دارد به سواحل نزدیک نمی شوند. ما نیز باید تمام تلاش خود را بکنیم که این اتفاق نیفتد. در ایران موشک های ساحل پرتاب زیادی وجود که اکثرا از خانواده ی c-802 هستند هرچند این عیب هست که در قالب سیستم موشکی دفاع ساحلی واحد عمل نمی کنند. برای مقابله ی هرچه بهتر به دو نوع موشک با برد 300 و 1000 تا 1500 کیلو متر نیاز هست. برای هدایت موشک اول مشکل چندانی وجود نخواهد داشت اما موشک دوم خیر. برای شناسایی ناوگان دشمن در این برد و فرا تر از آن با نبود هواپیما های گشت دریایی (از اون جایی که نمیشه روی ناوگان فعلی حساب باز کرد) بهترین گزینه پهپاد های برد بلند است. می توان از پهپاد فطرس و گونه های بهبود یافته ی آن استفاده کرد. این پهپاد می تواند چندین مینی پهپاد یکبار مصرف کوچک برای شناسایی و دور ماندن از خطر استفاده کند. ازنجایی که ناوگان سطحی ما ظعیف است و شانسی در مقابله با ناوگان دشمن ندارد، باید حداکثر توان خود را در زیرسطحی ها متمرکز کنیم. می شود از زیردریایی ها برای مقاصد شناسیی استفاده کرد. یا می توانیم یک اژدر با برد بسیار بالا چیزی شبیه به اژدر هسته ای روس ها تولید کنیم که در در قالب یک دسته به ناوگان هجوم می برند. برای اصلاح مسیر نیز از زیردریایی ها و همان پهپاد های برد بلند استفاده می کنند. در واقع یکی از وظایف پهپاد های برد بلند ما ایجاد رله ی ارتباطی با زیردریایی هاست. فرض کنید دسته ای از این اژدر ها در عمق های زیاد در حالت نیمه فعال بر سر راه ناوگان دشمن کمین کرده اند. پس از شناسایی ناوگان توسط زیردریایی ها یا پهپاد ها با ارسال مختصات به آن هجوم می برند.
  9. به نام خدا با سلام اینکه جی 20 شایسته تر از پکفا است درش بحثی نیست. منتهی از این جهت پکفا رو مطرح کردم که گمان نمی کنم جی 20 به ما فروخته بشه. بعلاوه، احتمال این هست که در صورت خرید پکفا تعدادی از اون ها لااقل به صورت کیت های وارداتی در داخل منتاژ بشن ولی این احتمال برای جی 20 منتفی. اما درمورد میگ 35، به نظر بنده از جی 10 برتر، اما موافقم که جی 10 خرید سیاسی خوبی میشه و دیپلماسی دفاعی ما رو پویاتر نشون میده. برخلاف نظر دوستان که موافق تشکیل نیروی هوایی قدرتمند هستند(هرچند خودمم موافقم)، به عقیده ی بنده این کار فعلا میسر نیست. چرا که ما میلیارد ها دلار برای توان موشکی مون هزینه کردیم، و ساخت نیروی هوایی قدرتمند در خوشبینانه ترین حالت 50 میلیارد دلار خرج داره، که حالاحالا ها محقق نمیشه. قبول دارم که چین با سرعت فزاینده ای در حال پیشرفت و در آینده ی نزدیک از روسیه هم پیشی خواهد گرفت اما باید قبول کرد که روسیه هنوز در خیلی از فناوری ها پیشرفته تر از چین هست. روسیه ی ضعیف و نیازمند برای ما خیلی بهتر از چین قدرتمنده، و میشه از همین نیاز مالی استفاده کرد و با چرب کردن سبیل روس ها امتیاز های خوبی گرفت. ما یکبار پس از مرحوم شوروی شاهد روسیه ی ضعیف بودیم، هرچند از این پیش آمد استفاده ای نبردیم، اما حالا که روس ها هم تمایل به نزدیکی با ما دارن باید نهایت استفاده رو ببریم. در بعد استراتژیک روسیه هیچگاه شریکی برای ما نخواهد شد، اما چین این پتانسیل رو داره. ایران قدرتمند برای روس ها خطر محسوب میشه، چرا که اولا ایران کشوری نزدیک به روسیه و حوزه ی نفوذ اونه و ثانیا روس ها میخوان در خاورمیانه جولان بدن که این بر خلاف سیاست های ایران هست. آسیای مرکزی و قفقاز در همسایگی ایران قرار داره و ایران پتانسیل زیادی برای ورود به بازار های این مناطق داره، که این انحصار رو از دست روس ها در خواهد آورد. همونطور که ما روسیه رو ضعیف میخوایم اون ها هم ما رو ضعیف میخوان. در این میان چین علاقه چندانی به بازی در خاور میانه نداره و از حظور بیشتر در بازار آسیای مرکزی بدش نمیاد. دلالیل بیشتری هم بر تایید این حرف وجود داره که ما و روس ها شرکای خوبی نخواهیم بود اما بیش از این مجال سخن نیست. در نهایت ما باید از وضع کنونی بیشترین بهره رو به نفع خودمون ببریم.
  10. به نام خدا باسلام بحث کشداری شده و من هم قصد ندارم بیش از این کشش بدم اما سعی دارم با در نظرگرفتن شرایط فعلی منطقی ترین راه رو بیان کنم. در این پست برخی آمار و ارقام بیان میشن که صد در صد دقیق نیست اما تا حدودی شرایط رو نشون میده. اندکی روضه بخوانیم واقعیت اینه که ما اینقدر برای بازسازی توان نظامی مون دیر جنبیدیم که شاید هیچ اصلا نجنبیدیم که خرید پیشرفته ترین تسلیحات قابل تهیه در بازار های نظامی شرقی هم دردی از ما دوا نمیکنه. بدیهی که یکی از مهمترین مولفه های قدرت، اقتدار نظامی و اگر ما بخوایم به عنوان قدرتی بزرگ در منطقه و دنیا ظاهر بشیم باید بتونیم از منافع ملی و تمامیت ارضی خودمون دفاع کنیم. در پیش گرفت سیاست مستقل و پایدار در اقیانوس خروشان روابط بین الملل و خصوصا در دریای طوفان زده ی خاورمیانه جز در سایه ی امنیت که به مثابه کشتی نوح می ماند قابل دست یافتن نیست. توان هوایی به عنوان یکی از مهمترین الزامات قدرت نظامی در دنیای امروز مطرح است و لزوم بازسازی آن در کشور ما بر کسی پوشیده نیست. اما بازسازی ناگان هوایی کشور در شرایط اقتصاد امروز و با وجود تحریم های بین المللی و نبود گزینه های مناسب برای دفع تهدیدات امروز و فردا این امر را هرچه بیشتر مشکل ساخته است. هرچند نباید در این زمینه بیش از حد اغراق کرد. بگذریم، ابتدا میپردازیم به گزینه های مطرح و سپس آمار و ارقام مالی. با وجود توان موشک خوبی که ایجاد شدن فعلا منطقی ترین کار اینه که تعدادی رهگیر تهیه کنیم که در کنار پدافند به دفاع از آسمان بپردازند و فعلا وضیفه ی انهدام اهداف در خاک دشمن رو به نیروی موشکی بدیم. هرچند ناوگان هوایی کوچکی هم در این زمینه باید تشکیل بشه. برای شروع منطقی ترین کار ابتدا اورهال سنگین و ارتقاء ناوگان روسی نیروی هوایی به کمک روس هاست تا بشه این ناوگان رو تا ده سال آینده در خدمت نگه داشت. ارتقای این ناوگان چیزی حدود 2 میلیارد دلار خرج خواهد داشت. اولین گزینه برای خرید جنگنده ی چند منظوره ی میگ 35 است که بر خلاف سلف خود جنگنده ی خوبی است و می تواند مسکنی بر درد ما باشد. در بین گزینه های مناسب برای بازسازی توان هوایی نظر بسیاری بر روی سوخو-30 هست. اما به عقیده ی بنده سوخو 30 فقط میتونه تهدیدات ما رو تا 15 سال آینده برطرف کنه اون هم در صورتی که ما همین الان اقدام کنیم، که فعلا منتفیه. گزینه بهتر نمونه ی توسعه یافته ی سوخو 35 به عنوان رهگیر چندمنظوره است. در دهه ی آینده لااقل دو کشور در خاورمیانه جگنده ی نسل 5 خواهند داشت،ترکیه و اسرائیل. اعراب هم در اون زمان به احتمال خیلی زیاد در همون دهه برای خرید نسل 5 اقدام می کنند. بنابراین ما هم باید در این زمینه اقدام کنم که بهترین گزینه فعلا پکفا با همه ی مشکلاتشه. در آینده ی نزدیک اعراب و اسرائیل هرچه بیشتر سعی می کنند توان موشکی ایران رو به چالش بکشند و با ساخت و خرید سیستم های ضد بالستیک در صدد دفع اون بر بیان. که این ما رو مجبور میکنه توان تهاجم هوایی مون رو افزایش بدیم. شایسته ترین جنگنده ی تهاجمی شرقی فعلا سوخو 34 است. در آینده سعودی ها شروع به خرید و حتی ساخت موشک بالستیک گروم خواهند کرد. در یک نبرد احتمالی اولین هدف این موشک مناطق نفت خیز جنوب است، این را بگذارید به اضافه ی موشک ها کروز زمینی و دور ایستای هوایی و ضعف شدید پدافند در برد کوتاه و نبود سیستم ضد بالستیک. روشن است که نه میشود سیستم های موشکی متحرک زمینی را با بالستیک زد و نه جنگنده های مجهز به مهمات دور ایستا را با پدافند هوایی. همچنین ناوگان دریایی ما که به شدت از نبود پدافند موثر رنج می مبرد را می توان با توان هوایی تا حدودی پوشش داد، و بعلاوه با ناوگان دریایی دشمن مقابله کرد. حال بپردازم به بحث مالی. قیمت کل(میلیارد دلار) تعداد قیمت هر فروند(میلیون دلار) نام SU-57 120 40 4.800 SU-35I 85 160 13.600 SU-34I 50 60 3.000 MIG-35 50 120 6.000 SU-25 30 50 1.500 IL-76MD-90A 70 20 1.400 IL-78 50 8 .400 A-100 350 5 1.750 32.450 مجموع قیمت ها دقیق نیست و بخشی از آن به توان چانه زنی ما باز می گردد. در قرار دادی احتمالی باید مونتاژ در ایران، انتقال تکنولوژی برخی قطعات، پشتیبانی فنی،آموزش و ... لحاظ شود. به علاوه ناوگان کامل نیست و باید موارد ذکر نشده مانند جنگنده ی سبک و آموزشی رزمی در داخل تولید شود. همچنین نیاز از است که قبل از اجرای قرارداد ها زیر ساخت های لازم مانند کارخانه جات تولید، پایگاه ها هوایی جدید و ... آماده شود که این نیز 2تا3 میلیارد دلار هزینه در بر دارد. پس با این حساب ما چیزی حدود 35-40 میلیارد دلار نیاز مندیم که در طول 10 سال تامین شده و خرج شود. این یعنی سالانه 3.5تا4 میلیارد دلار مازاد بر بودجه ی نظامی. پی نوشت: از آن جایی که اکثر گزینه های مطرح برای خرید از فدراسیون روسیه است، لازم است سیاستی اتخاذ شود که اراده ی مستقل جمهوری اسلامی ایران زیر سوال نرفته و توان امتیاز گیری بیشتر را ا دست ندهد.
  11. سلام دوستان نمی دونم چرا سایت باز نمیشه؟ مشکل از ماست یا سایت خرابه؟ تعجب برانگیز اینجاست که بعضی تاپیک ها از جمله همین تاپیک بازمیشه؟! ببخشید جای دیگه ای نتونستم ارسال کنم.
  12. به نام خدا با سلام واقعیتش من چندان پیگیر مسائل سوری نیستم و خودمو تحلیلگر این مبحث نمی دونم اما برام جای سواله که چرا ارتش سوریه این کار رو نمی کنه؟ http://s8.picofile.com/file/8302951100/lwez_east_ghutah_groups.jpg با تصرف مزارع غوطه ی شرقی مسلحین برای تامین غذا دچار مشکل میشن بعد از یکی دو ماه بمباران ممتد مسلحین عاصی و خستن و دیگه نایی برای جنگیدن ندارن.
  13. به نام خدا با سلام در صورتی که محقق شود برنامه ی خوبی است، اما گذشته از این، نشان آگاهی از تهدیدات و نقاط ضعف است.
  14. به نظر بحث جالی شد، البته ربط چندانی به تاپیک نداره، اما خوب میشه اگر یکی از دوستان لطف کنه و تاپیکی تحت عنوان مثلا صادرات نظامی باید ها و نباید ها بزنه. تاپیک جالبی میشه.
  15. دقیقا سوال همین جاست ایا پهپاد های ما لبه ی تکنولوژی است؟! ایا سلاح استراتژیک است؟! بنده بعید می دونم، ولی صادراتش شروع خوبی برای گام های بعدی چه با روس ها و چه با بقیه ی کشور هاست. حرف بنده اینه که ما تکنولوژی آنچنان پیشرفته ای که در این زمینه نداریم اما میتونیم تا تنور داغه نون رو بچسپونم و این اغازی باشه، برا صادرات نظامی