Recommended Posts

با سلام خدمت همه دوستان گرامي
اگر منظور ترساندن ايران بوده که فرقي به حال ما ندارد . سال هاي سال است که موشک هاي برد 2000 کيلومتري ما خاک عربستان را تحت پوشش دارد . مي ماند کلاهک هسته اي که آن هم جور کردنش از پاکستان براي عربستان مثل آب خوردن است . همانطور که ما از عبدالقدير خان پاکستاني سانتريفيوژ گرفتيم آن ها هم مي توانند هر چه بخواهند بگيرند . ضمنا ما سالهاست درگير چهارصد کلاهک هسته اي رژيم صهيونيستي با موشکهاي خانواده جريکو هستيم که تا مشهد را نيز تحت پوشش دارد و ضمنا ۹۰ بمب هسته اي هم در ترکيه انبار شده است .
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
سلام
دقت کرده اید این روزها منبع خبری خیلی از رسانه های داخلی در اتفاقاتی که دور و برمون می افته شده سایتهای خبری رژیم صهیونیستی !؟ هر جوری که می خوان و هر جوری که می نویسن نقل میکنیم و رو همون هم تفسیر و توجبه و تحلیل میکنیم !؟ :-( ویرایش شده در توسط oldmagina
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[right]عجب خبری. نمردیم و معنی خبررسانی رو هم فهمیدیم. همین طوری رو هوا خبر درست می کنید؟ بابا دمتون گرم[/right]
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[size=5][url="http://www.tabnak.ir/fa/news/397322/%D8%B3%D8%B9%D9%88%D8%AF%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%85%D9%88%D8%B4%DA%A9%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D9%81%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF%D9%86%D8%AF"]سعودی‌ها با نمایش موشکی برای کدام کشورها پیام فرستادند؟[/url][/size]

[color=#000000][font=Tahoma, Arial][size=3][size=3][size=4]عربستان سعودی به عنوان ‌نخستین کشور خاورمیانه، موشک‌های قادر به حمل کلاهکهسته‌ای خود را در رژه پایانی رزمایشی به نام «سیف عبدالله» در پایگاهی نظامی در شهر حفر الباطن عربستان در روز سه‌شنبه‌ به نمایش عمومی در‌آورد.[/size]
[size=4]به گزارش «تابناک»، تصاویر و ویدئوهای منتشره، ‌موشک‌های دوربرد با سوخت مایع DF-۳ را نشان می‌دهد که عربستان سعودی ۲۷ سال پیش از چین خریداری کرد‌. این موشک ۲۶۵۰ کیلومتر برد دارد و قادر به حمل کلاهکی به وزن ۲۱۵۰ کیلوگرم است.

در حالی که فهرست میهمانان این رژه نمایشی، ‌طرفداران عربستان سعودی در منطقه خلیج فارس و نیز پاکستان را شامل می‌شد، پایگاه تحلیلی المانیتور به بررسی پیام‌های این حرکت عربستان پرداخته است.

بنا بر اظهارات منابع سعودی، در این رزمایش، صد و سی هزار نظامی سعودی حضور داشتند. رزمایش در استان شرقی عربستان در پایگاه نظامی ملک خالد و در شهر حفر الباطن برگزار شده ‌که در مقابل ایران و عراق قرار دارد. برگزاری این رزمایش با نهمین سالگرد به تخت پادشاهی رسیدن ملک عبدالله تنظیم شده بود.

نقطه اوج این رزمایش، نمایش موشک‌های ساخت چین بود که در اوج جنگ ایران و عراق ‌‌مخفیانه خریداری شده است. این موشک‌ها در چین مسلح به کلاهک هسته‌ای هستند و خرید آن‌ها با وساطت شاهزاده بندر بن سلطان، سفیر وقت عربستان در آمریکا انجام شد. پس از آگاهی آمریکا از موضوع استقرار این موشک‌ها در سیلوهای عربستان، آن‌ها به امریکا تضمین دادند که این موشک‌ها به کلاهک هسته‌ای مسلح نیستند.

بنا بر این گزارش، فهرست مهمانان رژه افزون بر مقامات عربستانی، نمایندگان کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس به استثنای قطر را شامل می‌شد که این می‌تواند نشانه این باشد که اختلاف بین دو طرف هنوز حل نشده است.

یکی از مهمانان مراسم هم ژنرال راحیل شریف، فرمانده ارتش پاکستان بود که کنترل زرادخانه‌ای اتمی را در دست دارد که دارای سریع‌ترین رشد ‌در سطح جهانی است. سعودی‌ها و پاکستانی‌ها به خوبی از شایعات مربوط به احتمال انتقال کلاهک هسته‌ای از پاکستان به عربستان اطلاع دارند.

منابع رسانه‌ای پاکستان مدعی هستند که شاهزاده سلمان، خود و در جریان سفرش به پاکستان در اوایل سال جاری، از ژنرال شریف برای حضور در این رژه دعوت کرده است. تصاویر تلویزیونی نشان می‌داد ‌وی در کنار شاهزاده متعب، فرزند پادشاه عربستان نشسته ‌که این خود معنادار است.

سعودی‌ها از این مراسم و نیز فهرست مهمانان خود قصد ارسال چند پیام را داشته‌اند؛ نخستین پیام، بازدارندگی در مقابل ایران و عراق است. سعودی‌ها این دو حکومت شیعه را تهدیدی حیاتی برای خود تلقی کرده و هماهنگی روزافزون ایران و عراق را نیز ‌خطری فوری می‌دانند. ترکی الفیصل رئیس سابق دستگاه اطلاعاتی سعودی صریحا تهدید کرده‌ که اگر ایران سلاح هسته‌ای به دست آورد، عربستان نیز همین کار را خواهد کرد. ترکی الفیصل که از معماران اتحاد عربستان و پاکستان در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ است، به طور ضمنی بیان کرده است که ریاض خواسته خود را از چه راهی برآورده خواهد کرد؟!

یک مقصد احتمالی دیگر پیام سعودی‌ها، ایالات متحده است. سفر اخیر اوباما به عربستان به اندازه کافی برای سعودی‌ها خوشایند و اطمینان‌ساز نبوده و به بن‌بست خوردن مذاکرات اسرائیل و فلسطینی‌ها این مشکل را تشدید کرده است.

روابط آمریکا و عربستان تا فرو ریختن فاصله زیادی دارد، ولی دچار تنش شده است. ریاض خواهان سرسختی آمریکا در برابر ایران و حفظ رژیم تحریم‌ها حتی در صورت توافق بر سر مسأله هسته‌ای است. ملک عبدالله همچنان از اشتباه آمریکا که به قدرت یافتن شیعیان در عراق منجر شد، بهت‌زده است. وی دوست دارد ‌به مهمانان آمریکایی یادآور شود ‌این حادثه را از سال‌ها قبل، پیش‌بینی کرده بود.

سعودی‌ها همچنین از گرم نشدن روابط آمریکا و ژنرال‌های مصری دلخورند. فیلد مارشال عبدالفتاح السیسی، وابسته نظامی مصر در عربستان بوده و سعودی‌ها به وی علاقه دارند. سعودی‌ها انتظار دارند که آمریکا با تمام توان از رژیم جدید مصر حمایت کنند. آن‌ها تاکنون به همراه کویت و امارات متحده عربی متعهد شده‌اند که میلیارد‌ها دلار به ‌السیسی کمک کنند تا وی در قدرت ‌بماند.

روابط دو طرف در سایر حوزه‌ها همچنان مناسب است. آمریکا و عربستان برای سرکوب القاعده در یمن و از بین بردن رهبری آن در حال همکاری هستند و همکاری برای تسلیح شورشیان سوری نیز بهبود یافته است.

اما به هر حال، رژه در حفر الباطن، نشان‌دهنده حلقه مرکزی متحدان عربستان است. هیچ شریکی برای خانواده پادشاهی سعودی، مهم‌تر از پاکستان نیست.[/size]
[size=3][url="http://www.tabnak.ir/"]http://www.tabnak.ir/[/url][/size][/size][/size][/font][/color] ویرایش شده در توسط vahidg

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
به نظرم، گیر اوردن کلاهک برای عربستان کار بسیار راحتی هستش....
همین پاکستان اصلی ترین منبع برای تهیه هستش...
اگر روزی عربستان نیاز داشته باشه که ایران رو با بمب اتم بزنه، خیلی راحت از طریق پاکستانی ها تهیه و اتش میکنه به سمت ما....
دقیقا تنها کسی که اونقد بیشعوره برای این کار، عربستانه!!!!

اگر روزی بزنه، فوقش کل غرب حرکتش رو محکوم میکنن و ممکنه مثلا یه سری تجهیزات رو هم رسمی دیگه بهش نفروشن!! یا ممکنه مقداری جریمه‌اش بکنن و بذارن تو جیب خودشون که باز برا ما فرقی نمیکنه! :)))۹
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
یک روشنففکر با سواد :
غنی سازی اورانیوم هیچ تاثیری در پیشرفت و توسعه کشور ما نداره.
بدیم بجاش نوبل و اسکار وارد کنیم.
  • Like 1
  • Upvote 5
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
روزنامه روسی کامر سانت در تحلیلی پیرامون سفر محمد بن سلمان جانشین ولی عهد عربستان و وزیر دفاع این کشور به روسیه نوشت: این سفر مقدمه ای برای سفر آتی ملک سلمان پادشاه سعودی به روسیه و انعقاد قرار دادهای نظامی و نفتی است.
 به گزارش مشرق، کامرسانت در مطلبش که در پایگاه خبری «روسیه ماوراء عناوین» منتشر شد نوشت: کارشناسانی که روزنامه کامرسانت نظر انها را جویا شده است براین باورند که سفر هیات بلندپایه سعودی به ریاست جانشین ولی عهد عربستان به کنفرانس اقتصادی سان پترزبورگ(پایتخت شمالی روسیه) زمینه سازی برای سفرآتی  شاه عربستان ملک سلمان به این کشور است.

این روزنامه نوشت : ولادیمیر پوتین 20 آوریل گذشته تلفنی با شاه سلمان گفت‌وگو کرد و از وی برای سفر به روسیه دعوت بعمل آورد. در همان زمان دفتر مطبوعاتی کرملین اعلام کرد که این دو در تماس تلفنی خود  نسبت به تعمیق هماهنگی ها بین روسیه و عربستان در خصوص قضایای منطقه ای و بین المللی اعلام آمادگی کردند.

قسطنطین دردایف کارشناس امور بین الملل روسیه و مولف کتاب « عربستان سعودی – قرن 21 در زادگاه اسلام»  در این باره به کامر سانت گفت: به نظر می رسد دو طرف روسی و سعودی تصمیم گرفته اند سیاست را از حوزه همکاری های اقتصادی جدا کنند و به رغم اختلافاتی که میان مسکو و ریاض بر سر تحولات یمن و سوریه وجود دارد همکاریهای خود را در همه ابعاد  تجاری و اقتصادی از سرگیرند.

این روزنامه روسی انگاه با اشاره به سفر محمد بن سلمان به سن پترز بورگ و مشارکت در برنامه های کاری کنفرانس اقتصادی سن پترز بورگ  نوشت: این سفر با هدف گشایش در روابط بین دوکشور پس از چهار سال تیرگی بر سر تحولات سوریه  صورت گرفته است.

به نوشته کامرسانت سفر جانشین ولی عهد عربستان به روسیه تا آخرین لحظات نیز از سوی منابع سعودی کتمان می شد و منابع روسی هم حاضر نبودند توضیحی در این خصوص ارائه کنند.

دردایف در این زمینه هم گفت: مجموعه ای از شرایط باعث می شود که سفر جانشین ولی عهد عربستان به سن پترزبورگ دارای اهمیت باشد یکی اینکه  این اولین سفر یک مقام بلندپایه سعودی به روسیه پس از رسیدن ملک سلمان به پادشاهی عربستان(ژانویه سال 2015) است و دوم اینکه این هیات نخستین سفر هیات رسمی  سعودی به روسیه پس از چهار سال تنش ناشی از اختلافات دو کشور بر سر سوریه  می باشد. روسیه صراحتا طی این سالها از نظام حاکم در سوریه حمایت کرد و ریاض دقیقا برعکس به دنبال براندازی نظام سوریه بود. به این معنی که هر یک از این دو کشور – روسیه و سعودی- مجبور به ترک روابط دوجانبه شدند اما الان معلوم است که می خواهند این دوران را سپری نمایند.

گفته شده مسائلی همچون همکاری در خصوص امنیت غذایی، تاسیسات زیربنایی، انرژی و برق،‌بانک ها،‌پتروشیمی و ‌بخش نفت در دستور کار کنفرانس سن پترزبورگ میان روسیه و عربستان قرار دارد.

کامر سانت پیش بینی کرده است که در این سفر دو طرف به عقد قرار دادهایی در خصوص تسلیحات نظامی نیز مبادرت کنند چون یک تیم نظامی سعودی هم اخیرا در کنفرانس نظامی فنی  «ارتش- 2015» در شهر کوبنیکای روسیه شرکت کرده و بنا بر اخبار خبرگزاری تاس مسئولان نظامی سعودی با مقامات نظامی روسی در خصوص خرید موشک های بالستیکی - تاکتیکی «اسکندر ای Iskander » نیز رایزنی کرده بودند. البته سخنگوی موسسه صدور تسلیحات "روس ابورون اکسبورت" در گفت‌وگو با کامرسانت این خبر را تکذیب کرد.

اسکندر موشک زمین به زمین با سرعت بسیار زیاد است که تاکنون هیچ یک از سیستم‌های ضدموشکی و راداری شناخته شده توان رهگیری آن را نداشته‌اند و پیش از این روسیه تهدید کرده بود در مقابل نصب سیتسم سپر موشکی آمریکا در لهستان و چک؛ آن را در منطقه کالینینگراد در ساحل دریای بالتیک نصب خواهد کرد.

این موشک با سرعت 2100 متر بر ثانیه و بردی بیش از 450 کیلومتر برای هر سیستم دفاعی الهه وحشت خواهد بود چرا که با سر جنگی پرقدرت خود توانایی آن را دارد تا با ضریب  خطای هفت متری؛ هر هدفی را نابود کند.

روسیه پیش‌تر این موشک راهبردی را به سوریه تحویل داده است.
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

اسکندر موشک زمین به زمین با سرعت بسیار زیاد است که تاکنون هیچ یک از سیستم‌های ضدموشکی و راداری شناخته شده توان رهگیری آن را نداشته‌اند

 

اونوقت این خبرگذاری کامرسانت نگفته که تا الان چند مورد رویارویی موشک اسکندر با سیستمهای ضدموشکی و راداری رو سراغ داره که توی این موارد نتونسته باشن رهگیریش کنن ؟؟؟؟!!!!!

 

وقتی چنین ادعایی رو مطرح میکنه یعنی در یک زمان هایی و یک مکان هایی ، اسکندر به سمت جایی پرتاب شده که سیستم ضدموشکی اونجا بوده و اون سیستم موفق نشده و ....... خوب به همه بگن و راهنمایی کنن تا ما هم روشن بشیم. شاید فقط خودشون خبر دارن و چیزی نمیگن که ریا نشه ؟؟!!

 

کلاً این کامرسانت یه جورایی منو ه یاد دبکافایل اسرائیل میندازه. دو تاشون پرت و پلا زیاد میگن. البته اصل خبر خریداری ممکنه کاملا صحت داشته باشه. توی این دنیا همه چیز ممکنه.

  • Upvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

حالا یک برداشت شخصی است ولی به نظرم سیاست های کلان یک کشور/منافع ملیش و همچنین احتمالا پول های کثیف چنان قدرتمند هست که یک شبکه مهم آمریکایی طوری زیرکانه بشه ابزار دست یک دیکتاتور (بن سلمان) تا شاید به این وسیله و اعتبار خودش و مستند سازیش لااقل در افکار عمومی امریکایی ها یک جانی را تبرئه کنه چون لازمش دارند برای اینکه در راس حکومت عربستان قرار بگیره و مردم امریکا باید داستان خاشقچی را فراموش کنند.

 

برای همین هست که مستندی میسازه تا بن سلمان در مقام یک حاکم مسئولیت پذیر و در جایگاه یک مظلوم بزرگمنشانه مسئولیت خطای!! زیردستانش را با تواضع بپذیره و البته رسانه های ما هم در دام بیفتند که بله بن سلمان مسئولیت قتل را پذیرفت ولی در واقع کاری که این رسانه امریکایی و بن سلمان کردند تبرئه بن سلمان از دستور مستقیم قتل ( که نشانه های فراوانی براش وجود داره و میشه گفت تقریبا قطعی است) هست و تنزلش به اینکه به هر حال من مسئولیت چند میلیون کارمند را در اختیار دارم در عربستان و خطای هر کارمند را باید بپذیرم و نهایتا تقلیل بدند ماجرا را به رییسی که در انتخاب و نظارت بر کارمندهاش ( اون هم به خاطر مشغله! و تعدد کارمندانش) کمی کوتاهی کرده.

 

  • Like 1
  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

مردم عقل دارن متوجه میشن اگر قتل توی سفارت کار نرمال و روتینی بود و یک مقام میان رده میتونست دستورش رو بده سنگ روی سنگ بند نمی شد. فرض کن چین با اون جمعیت 500 برابر اینا کارمند داره باید هر روز توی سفارتاش کشتاربشه دیگه. مثل همیشه کسی که دوست داشته ماله بکشه میکشه کسی هم که قبل از این باور داشته قاتل این بن سلمان هست روی باور خودش میمونه.

  • Like 1
  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

خوب  عربستان  در حال پر کردن خلاء موجود خودش است در این خصوص تلاش های زیادی  و همکاری مشترک در تولید سوخت  جامد با چین واکراین  ویا  تولید توربو جت  با  همکاری شرکتی از برزیل و همکاری در زمینه نظامی  با ژاپن وکره جنوبی   در کنار خرید های دریایی از اسپانیا و امریکا در کنار بروز رسانی مستمر سامانه پدافند هوایی ونیرو هوایی  وبخش فضایی خود بزودی  شاهد خواهیم بود مزیت های بخش پهپادی  و موشکی ایران  از بین خواهند 

 

موتورتوربینی tkf500  تولید مشترک شهر علم تکنولوژی پادشاه عبدالعزیز عربستان و شرکت برزیلی TurboMachine 

 

https://www.aparat.com/v/E2Ise

 

EKEdsaTW4AA3WtA.jpg

 

موتورتوربینی tkf200

3cf.jpg]thumb_Dst1_fNWoAAB3cf.jpg[/url] thumb_Dst1_fNXoAAWqWG.jpg

 

موشک ضد زره  raybolt کره جنوبی در اختیار عربستان

https://www.aparat.com/v/620Oj

 

کارخانجات تولید موشک سوخت جامد عربستان که توسط چین ساخته شده است

 

DxobXegWoAYK63g.jpg

 

EBnFRm8W4Ac11sy.jpg

 

  • Like 2
  • Upvote 12

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
2 hours قبل , bds110 گفت:

خوب  عربستان  در حال پر کردن خلاء موجود خودش است در این خصوص تلاش های زیادی  و همکاری مشترک در تولید سوخت  جامد با چین واکراین  ویا  تولید توربو جت  با  همکاری شرکتی از برزیل و همکاری در زمینه نظامی  با ژاپن وکره جنوبی   در کنار خرید های دریایی از اسپانیا و امریکا در کنار بروز رسانی مستمر سامانه پدافند هوایی ونیرو هوایی  وبخش فضایی خود بزودی  شاهد خواهیم بود مزیت های بخش پهپادی  و موشکی ایران  از بین خواهند 

 

موتورتوربینی tkf500  تولید مشترک شهر علم تکنولوژی پادشاه عبدالعزیز عربستان و شرکت برزیلی TurboMachine 

 

https://www.aparat.com/v/E2Ise

 

EKEdsaTW4AA3WtA.jpg

 

موتورتوربینی tkf200

3cf.jpg]thumb_Dst1_fNWoAAB3cf.jpg[/url] thumb_Dst1_fNXoAAWqWG.jpg

 

موشک ضد زره  raybolt کره جنوبی در اختیار عربستان

https://www.aparat.com/v/620Oj

 

کارخانجات تولید موشک سوخت جامد عربستان که توسط چین ساخته شده است

 

DxobXegWoAYK63g.jpg

 

EBnFRm8W4Ac11sy.jpg

 


بخش های پهپادی و موشکی ایران متوقف نخواهد شد بلکه متناسب با توانایی های حریف ارتقا پیدا خواهد کرد و سرعت و دقت و پنهانکاری آنها به همان میزان افزایش پیدا خواهد کرد ، هنوز غربی ها راهکاری برای مقابله موشک های کروز سوپرسونیک پیدا نکرده اند ، هایپرسونیک که جای خود دارد ، هیچ نیرویی در دنیا توان مقابله با شلیک انبوه و هیبریدی موشک و پهپاد را نداشته و ندارد و حداقل تا یک دهه آینده این چالش پا برجا خواهد بود. در ضمن آنها نیاز خود را با خرید محصولات دانگرید شده تامین میکنند که هیچ شناختی نسبت به آن محصول ندارند در حالی که ما نیاز خود را خود تامین کرده و از نقاط قوت و ضعف آن با خبریم دائما در حالی به روز رسانی محصول هستیم و تست های میدانی تولیدات همچنان ادامه دارد.

ویرایش شده در توسط LegendaryAegis
  • Upvote 10

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
20 hours قبل , LegendaryAegis گفت:


بخش های پهپادی و موشکی ایران متوقف نخواهد شد بلکه متناسب با توانایی های حریف ارتقا پیدا خواهد کرد و سرعت و دقت و پنهانکاری آنها به همان میزان افزایش پیدا خواهد کرد ، هنوز غربی ها راهکاری برای مقابله موشک های کروز سوپرسونیک پیدا نکرده اند ، هایپرسونیک که جای خود دارد ، هیچ نیرویی در دنیا توان مقابله با شلیک انبوه و هیبریدی موشک و پهپاد را نداشته و ندارد و حداقل تا یک دهه آینده این چالش پا برجا خواهد بود. در ضمن آنها نیاز خود را با خرید محصولات دانگرید شده تامین میکنند که هیچ شناختی نسبت به آن محصول ندارند در حالی که ما نیاز خود را خود تامین کرده و از نقاط قوت و ضعف آن با خبریم دائما در حالی به روز رسانی محصول هستیم و تست های میدانی تولیدات همچنان ادامه دارد.

همین حرف ها رو سال ۸۸و ۸۹ در مورد نیروی زرهی ایران و آینده درخشان ایران با تولید انبوه صاعقه خونده بودم 

 

ویرایش شده در توسط Ghalam
  • Upvote 4
  • Downvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

رسیدن به لبه تکنولوژی و تولید انبوه قابل ستایشه ( منظور تکنولوژی موشکیه) ولی نباید همه تخم مرغ هارو در یک سبد چید.

  • Like 1
  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
1 ساعت پیش, LegendaryAegis گفت:

فقط رسانه ای نشده اند.

دست عربستان بازه و علی رغم کمبودش در نیروی انسانی با خریدهای متنوع و دست و دل بازی می خواد کشور اول منطقه باشه

در ایران کمبود بودجه و محدودیت های سیاسی و تحریم و... هست و همین باعث نیاز به انتخاب بهتر میشه

ولی در اینجا بودجه که دست امثال ماها نیست و صرفا  تبادل اطلاعاتی جهت هم افزایی می کنیم 

در یه بحث همیشه موافق و مخالف وجود داره

یکی از تکنولوژی موشکی دفاع می کنه

یکی تقویت نیروی هوایی

یکی تکنولوژی بومی رو می پسنده

یکی وارد کردن جنگ افزارهای کشور همسایه برای برداشتن فاصله ها

به نظرم بجای زوم کردن روی جملات دوستانمون و مسخره و توهین کردن و دیگر شگردها ، نظرمونو بگیم  و تراوشات ذهنی مونو به اشتراک بگذاریم. توی یه بحث ، هرچه قدر تفکر و مستندات رو بشه بهتره تا اینکه از طریق جنگ روانی و... برخورد کنیم. بجای رفتن به سمت کل کل، عقاید و تحلیل هامونو ارائه بدیم.

 

ویرایش شده در توسط aminf14

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط MR9
      ایران – رژیم عبری ، هماوردی استراتژیک  در آسیای جنوب غربی
       

       
      مدتهاست که سئوالی با ماهیت استراتژیک ، ذهن تحلیلگران نظامی حوزه جنگ داخلی سوریه را به خود مشغول  نموده که  چرا جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت ، علیرغم حملات پی در پی اسراییل به دپوهای تسلیحاتی ، کاروان های نظامی و مواضع واحدهای محور مقاومت در سوریه ، عکس العملی در خور و متقابل از خود نشان نمی دهد . برخی این عدم پاسخ را در حوزه سخت افزاری و نظامی جستجو می کنند ، اما تحلیل های مبتنی بر عدم پاسخ مستقیم و فوری نظامی ایران به حملات اسراییل در سوریه ، فقط بخشی از  بازی طراحی شده از سوی جمهوری اسلامی ایران در سوریه  بشمارمی رود .
      در واقع ، ماجرای جمهوری اسلامی ایران و اسراییل در صحنه نبرد سوریه ، فقط بخش بسیار کوچکی از  صحنه شطرنج منطقه ای این دو در جنوب غربی آسیا بشمارمی آید . با توجه به این امر ، می بایست ماهیت تقابل این دو را در سطوحی با اهمیت بالاتر نسبت به درگیری سخت افزاری مورد بررسی قرار داد .
       

       
      در این خصوص ، ماجرای مورد بحث را می توان در در قدم نخست ، بر اساس تقابل میان ایران و اسراییل برای شکل دهی به یک نظام منطقه ای جدید در جنوب غرب آسیا ( خاورمیانه )  مورد تحلیل قرار داد . در حوزه دانش ژئوپلیتیک ، مفهوم منطقه ، بنا بر تعریف  کانتوری و اشپیگل ، دربرگیرنده تعدادی از کشورهاست که بلحاظ جغرافیایی به هم نزدیک هستند  و در حوزه سیاست خارجی ، کنش و واکنشی میان آنها برقرار است  . به اعتقاد این دسته از اندیشمندان ، یک منطقه ژئوپلیتک ، سه شاخصه بسیار مهم  استثنایی بودن ، وجود کنش و واکنش متقابل و انباشت منابع را از خود نشان می دهد .
       
      با این وصف ، هر منطقه ژئوپلیتیک ، می بایست از یک نظام منطقه ای ( چهارچوبی برای تبیین رقابتها ، همکاری ها و تضادها )  برخوردار باشد . این نظام منطقه ای ، با عواملی نظیر موقعیت خاص جغرافیایی ، عوامل مختلف سیاسی ، ایدئولوژیکی و امنیتی ، پیوند های تاریخی ، قومی و زبانی قابل شناسایی و تحلیل است که در آن ،  هر واحد سیاسی تلاش می کند تا با متمرکز کردن تمامی  منابع خود ، این نظام معین را به محیطی مطلوب برای تامین منافع ملی خود در سه سطح کوتاه مدت ، میان مدت و بلند مدت ، تبدیل نماید . در این ارتباط ، می توان به این مساله اشاره نمود که ساختار سازمانی این نظام منطقه ای ، از دو بخش  برونی و درونی برخوردار است که اولی ، به ماهیت ارتباط آن با نظام مسلط تر و دومی که در خصوص ایران و اسراییل مصداق بیشتری دارد ، به ساختار روابط درون منطقه ای مرتبط می گردد .  درواقع ، ساختار روابط درون منطقه ای ، الگویی است که ارتباط بین بخش مرکزی و پیرامونی را تبیین می نماید .
       

       
      باتوجه به این مساله ، ماهیت اصلی منازعه  میان اسراییل و جمهوری اسلامی ایران بویژه در جنگ داخلی سوریه ، جدا از تضادهای آشکار ایدئولوژیکی و مساله فلسطین ،  به ماهیت روابط میان  بازیگران مرکزی و پیرامونی این دو بازمی گردد، که درآن بازیگر مرکزی سعی خواهد کرد تا جایگاه مرکزی خود را حفظ و بازیگر پیرامونی نیز با  بسیج همه منابع و تلاشهای خود ، بدنبال آن است که جایگاه خود را در معادله این نظام منطقه ای ارتقاء ببخشد . در تعریف استاندارد ، بازیگر مرکزی یک نظام منطقه ای ، مرکز ثقل سیاست منطقه مزبور را شکل میدهد  و  با توجه به  وجود زمینه های مشترک می تواند یک الگوی مشخص سیاسی را ایجاد  و پایه قدرت منطقه ای خود را بر آن ایجاد نموده و مستمرا" آن را تقویت نماید . اما بازیگر پیرامونی بدلیل برخورداری از متغیرهای خاص سیاسی ، جغرافیایی ، امنیتی ، اقتصادی و اجتماعی و ایئولوژیکی  در چهارچوب ایجاد شده توسط بازیگر مرکزی  نمی گنجد ، به همین دلیل همواره بعنوان یک عنصر نامتجانس  شناخته میشود .
      بدین ترتیب ،  کنش و واکنش میان جمهوری اسلامی ایران و اسراییل در چهار دهه اخیر را می توان در کنار تضادهای ایدئولوژیکی ، به نوعی رقابت برای حفظ جایگاه بازیگر مرکزی ( جمهوری اسلامی ایران ) و بازیگر پیرامونی ( اسراییل ) نیز تحلیل نمود . رژیم عبری ، بدلیل موقعیت خاص ژئوپلیتیکی ، محدودیت منابع طبیعی ، شرایط دموگرافیک پیش بینی شده ، عدم توازن جمعیتی با کشورهای همجوار و چالشها و مشکلات عدیده داخلی در حوزه های مختلف ، در جغرافیای نظام منطقه ای آسیای جنوب غربی ، یک بازیگر پیرامونی بحساب می آید که با تنها بدلیل حمایتهای بی بدیل و غیر قابل چشم پوشی ایالات متحده  و همچنین وجود برتری فناورانه  بخصوص در حوزه محصولات نظامی بیش از 60 سال است که به حیات خود ادامه میدهد  . این مساله باعث شده تا عنصر ارتش به یک عامل مسلط در مرکز تلاش های رژیم عبری برای ارتقاء جایگاه پیرامونی خود به بازیگر مرکزی تبدیل گردد . به همین دلیل ، دکترین نظامی اسراییل از آغاز ( 1948 ) تا کنون  بر 6 اصل 
      1- ایجاد ، حفظ و توسعه  برتری کیفی در برابر برتری کمی حریف ،
      2- اصل وحدت کشورهای اسلامی منطقه بر علیه  موجودیت این رژیم ،
      3- اصل توسعه مستمر یک سازمان مسلح فعال ، حرفه ای و کوچک ،
      4- اصل اجرای حملات بازدارنده  و پیشگیرانه  ،
      5- اصل انتقال  عملیات رزمی به سرزمین دشمن و
      در نهایت
      6- اصل جنگ کوتاه مدت و خودداری از ورود به درگیری های طولانی و فرسایشی استوار گشته است .
       
      بطور خلاصه ، استراتژی اسراییل برای موفقیت در نبرد بر سر تصاحب جایگاه بازیگر مرکزی در نظام منطقه ای آسیای جنوب غربی ، بر روی ایجاد یک چتر فناورانه  در حوزه نظامی و استفاده از آن برای اجرای حملات پیشگیرانه سریع   به منظور خنثی نمودن تلاشهای بازیگر محوری ( حضور جمهوری اسلامی ایران در سوریه  ) و منتقل نمودن  عملیات نظامی به سرزمین بازیگر مرکزی در بازه زمانی کوتاه قرار دارد .
       
      با توجه به این مساله و بطور طبیعی ،  برای به حداقل رساندن اثرات این دکترین بر روند تلاش بازیگر مرکزی ( جمهوری اسلامی ایران )  جهت حفظ و ارتقاء  موقعیت محوری موجود خود ، لازم است که  بازیگر مرکزی نظام منطقه ای ،راهبرد هوشمندانه ای مبتنی بر اصول عملیات تاثیر محور را طراحی و به اجرا گذارد . در تعریف ، عملیات تاثیر محور ،  بصورت مجموعه ای از اقدامات برای تغییر شکل رفتار  و جهت دهی رفتار دشمن   مورد تبیین قرار داد . در این تعریف ، رفتار دشمن ، نه تنها در حوزه  نظامی ، بلکه  سایر عرصه های رویارویی نظیر حوزه سیاسی ، امنیتی ، اقتصادی و فرهنگی را می بایست تحت تاثیر اقدامات خودی قرارگیرد . در این نوع عملیات ، شکل و ماهیت کاربرد نیروهای نظامی ، غالبا"  همگام با اقدامات  سیاسی و دیپلماتیک  به منظور شکل دهی به رفتار بازیگران  حاضر در صحنه  بواسطه اقدامات مستقیم یا غیر مستقیم صورت می پذیرد .
       
      در این خصوص ، پس از آغاز جنگ داخلی در سوریه ، استراتژیستهای ارشد جمهوری اسلامی ایران  با توجه به  حساسیت وضعیت سوریه بدلیل همجواری با اسراییل ، بتدریج یک شبکه بسیار قوی از حامیان خود را  در سوریه و منطقه  پایه گذاری نموده ، تا جایی که  با دعوت دمشق از مستشاران ایران برای اعزام به سوریه ، نوعی هراس راهبردی برای رژیم عبری  ایجاد گردید .  این هراس تا عمق استخوان  کارشناسان امنیتی اسراییل نفوذ نمود، بطوریکه  بن کاسپیت تحلیلگر ارشد اسراییلی  در روزنامه معاریو نوشت که :   "نتیجه نبرد اسرائیل علیه قاسم سلیمانی متناقض است. از جنبه تاکتیکی، اسرائیل با موفقیت مانع تلاش ایران برای دستاوردهای محلی می شود. اما از جنبه راهبردی، ایران محوری ایجاد کرده است که از تهران شروع می شود تا به بیروت منتهی می گردد و به بلندی های جولان نیز شعبه می زند ، فاصله ایرانی ها تا مرز ما 80 کیلومتر نیست. حتی بعید است 80 متر باشد. محور شیعی در حال بستن مرزهای ماست. این یک واقعیت ناراحت کننده و پیچیده و تهدید کننده است."
       
      بنابراین می توان چنین تحلیل نمود که  حملات متناوب اسراییل به اهداف مشخصی در خاک سوریه ،  یک نشانه واضح از افزایش حس خطر برای اسراییل بشمار می رود . کارشناسان عبری براین باورند که ایران بطور دقیق در حال  پیاده سازی پلان جامع خود در سوریه ، براساس تجربه موفق سالهای ابتدایی دهه هشتاد میلادی در جنوب لبنان و تشکیل حزب ا.... است ، کابوسی که گرچه  درسالهای اولیه چندان جدی گرفته نشد ولی سرانجام در تابستان  سال 2006  گریبانگیر رژیم عبری گردید و تا کنون این کابوس به شکل مرتب در حال گسترش است  .
       
      با توجه به این موارد ، عدم واکنش هیستریک جمهوری اسلامی ایران  به حملات اسراییل در دو حالت  مشخص قابل تحلیل هست :
      1- توانایی پاسخ دهی ( به هردلیل نظامی، سیاسی ، امنیتی ) وجود ندارد .
      2- پلان طراحی شده برای سوریه و هزینه ای که بلحاظ مالی و انسانی و تجهیزاتی در سوریه پرداخت شده و میشود  ، به گونه ای است  که نیازمند وجود استانه تحمل بیشتری از سوی محور مقاومت خواهد بود . چرا که براساس یک اصل قدیمی ، در یک دعوا ، عصبانیت یک طرف ( واکنش هیستریک و عصبی بدون منطق ) کمکی به برتری در برابر یک حریف قدرتمند تر نمی کند و تنها مزیت آن ، کاهش قدرت عکس العمل متناسب خواهد بود ، بنابراین ، محور مقاومت و در راس آن ، جمهوری اسلامی ایران با هوشمندی هر چه تمام تر ، با اتخاذ یک  راهبرد  هوشمندانه که درآن میان اقدامات  و تاثیرات رابطه علّی برقرار شده  و هدف ، تمرکز بر تاثیر مطلوب راهبرد اتخاذی بوده  ، دشمن بعنوان یک سیستم تعریف میشود و با توجه به ملاحضات زمانی صریح و روشن ، ساز وکار مقابله بعداز ارزیابی دقیق طراحی می گردد ، سعی خواهد کرد تا مسیر خود را بسوی موفقیت ( ارتقاء جایگاه مرکزی در نظام منطقه ای ) هموار نماید . در مجموع ، در پیش گرفتن استراتژی  فریب و نمایش ، بعنوان عناصرقدرت جمهوری اسلامی ایران در صحنه نبرد سوریه می بایست مورد توجه قرار گیرد .
       
      با توجه به تمامی مواردی که بطور خلاصه مطرح گردید ، آگاهی از شیوه تحلیل طرف متخاصم در این میان از اهمیت بسیار خاصی برخوردار خواهد بود . مجموع اندیشکده های امنیتی رژیم عبری ، سالهاست که بصورت منظم و مستمر ، فضای داخلی و خارجی جمهوری اسلامی ایران را پایش کرده و برون دادهای رسمی قابل توجهی را در این زمینه منتشر نموده اند ، در حالی که فضای داخلی رسانه ای در ایران ، عمدتا"  رویکردهای خاصی را در حوزه شناخت دقیق از وضعیت نظامی – امنیتی رژیم عبری را در میان عموم دنبال می کند و این روند برای برخورد با استراتژی کلان اسراییل در برابر جمهوری اسلامی ایران کافی به نظر نمی رسد ، می بایست برای بهینه نمودن شناخت از ساختارهای مختلف این رژیم و مسیرهای وارد نمودن ضربات جراحی شده و دقیق ، طرحی نو در انداخت . متن پیش رو نیز آغازی برای بررسی روند وقایع از دید تحلیلگران نظامی – امنیتی رژیم عبری است تا برای شناخت فضای نبرد ، افقی با میدان دید کامل فراهم آید .
       
       
       
      جمهوری اسلامی  ایران در آنسوی مرز اسراییل ، اسراییل ، فشار در سوریه
       
      در حوزه مفهومی تهدید استراتژیک ، گسترش حضور ایران در منطقه آسیای جنوب غربی وتوسعه توانایی های نظامی آن در خاک همسایگان اسراییل ( سوریه و لبنان )  موجب شده تا  ارزیابی های صورت گرفته از روند فوق الذکر ، باعث گردد  تا  تصمیم گیرندگان و برنامه ریزان  راهبردی اسراییل ، در سالهای اخیر ، توجه خاصی را به این موضوع  داشته باشند . بدین معنی که جاه طلبی های ایران  و قابلیتهای رو به گسترش آن  ، پیامدهای راهبردی استراتژیک- نظامی افزون تری را متوجه اسراییل نموده  و درصورت عدم بررسی عمیق ، میتواند نتایج خطرناکی را در سالهای آینده رقم زند . بنابراین ، با توجه به طیف متنوع و تشدید شده تهدیدات ، از تمرکز تلاشهای  این کشور برای ایجاد یک جبهه نیرومند نظامی علیه اسراییل ( محور مقاومت . م )  از  سوریه و لبنان  تا برنامه ریزی های متمرکز در عراق و در عین حال ، توجه جدی به تقویت حماس ( در باریکه غزه )  و همچنین در طولانی مدت ، سرمایه گذاری  برای دستیابی به  جنگ افزار هسته ای  ( ادعای نویسنده متن . م )  موجب شده است تا  توازن موجود میان این دو بازیگر منطقه ای ، بسرعت دچار دگرگونی شود .
       
      به همین دلیل شناخت روند در پیش گرفته شده توسط ایران ، باعث گردیده تا توجه کارشناسان و تحلیل گران اسراییلی ، بیش از گذشته ، بدان جلب گردد . به  همین دلیل ، تحرک بی سابقه ایران در پازل منطقه ای ، اسراییل را بر آن داشته که حتی با قبول خطر یک مخاصمه فراگیر، با کاربرد زور ، تلاشهای صورت گرفته از سوی ایران را  خنثی نماید.
       
      بدین ترتیب ، تمرکز استراتژی اسراییل در چند سال گذشته ، برروی خنثی سازی برنامه های نظامی ایران در سوریه  قرار گرفته  ، با این وصف ، ماهیت پویا و دینامیک  استراتژی ایران و اقدامات متقابل اسراییل  باعث شده تا بتدریج، رویارویی ها جنبه نظامی بخود بگیرد و این مساله  ممکن است در آینده نه چندان دور ، پتانسیلی را برای برخورد مستقیم ایجاد نماید . این وضعیت درحالی بسرعت پتانسیل شعله ور شدن یک درگیری را پیدا می کند که  اسراییل از سالهای گذشته ، بازدارندگی قابل توجهی را فراهم نموده ( منظور به احتمال زیاد قابلیتهای هسته ای اسراییل باید باشد . م )  و روسیه نیز بشدت در تلاش است  تا طرفین را به خویشتنداری فراخواند . این مساله ، با تشدید تنش ها میان ایران و ایالات متحده  در دو حوزه هسته ای و منطقه ای می تواند با سرعت افزونتری بسوی برخورد سخت افزاری مستقیم پیش رود . اما از آنجایی که  ایالات متحده از گزینه های خاص خود برای خنثی سازی تلاشهای ایران برخوردار است ، این احتمال وجود خواهد داشت که رویارویی ایران و اسراییل در سوریه ، ماهیت متفاوتی بخود گیرد .
       

       
      طراحی ایران در سوریه :
       
      بدنبال وقوع سلسله اتفاقاتی که  در سال 2010 میلادی  در مجموعه کشورهای عرب ( خاورمیانه  و شمال آفریقا ) بوقوع پیوست ، جمهوری اسلامی ایران درصدد برآمد تا از خلاء بوجود آمده  در ساختار سیاسی این کشور ، استفاده نموده  و این روند ، در قالب یک پروژه راهبردی بلند مدت با هدف تقویت شبکه قدرت خود در این حوزه ، آغاز گردید . این مساله  تا سال 2015 و شروع فرآیند برنامه جامع اقدام مشترک ( برجام / JCOPA/ توافق هسته ای )  ادامه پیدا نمود ، تا جایی که برخی تحلیلگران براین اعتقادند که  پویایی این کشور در جنگ علیه دولت اسلامی ( داعش ) و بسط فرآیند نفوذ مستقیم در کشورهایی نظیر سوریه و عراق و ایجاد شبکه قدرت از سال 2016 با شدت افزون تری پیگیری میشود . بدین ترتیب ، ایران در این بازه زمانی ، تلاش می نمود تا براساس یک پیش زمینه تاریخی ، قدرت خود را در سرزمین تاریخی شام ، بین النهرین بسمت سواحل مدیترانه  ( منطقه ای که امروز به شناسه کریدور زمینی یا پل زمینی شناخته می شود ) با فراغ بال بیشتری گسترش دهد .
       
      این تلاش ها ، عمدتا"  و در درجه نخست ، مبتنی بر
      1- حضور فعال در گستره زمینی ،
      2- تاثیر گذاری بر ساختارهای ضعیف حاکمیتی در عراق ، سوریه و لبنان  ،
      3- ایجاد زیرساختهای نظامی و واحدهای نظامی  در مقیاس قابل ملاحضه  در قالب عناصر رزمی نیابتی
       
      که می بایست به طرفداری از تهران ، جنگهای منطقه ای را دنبال نموده  و با استفاده از اهرم های اقتصادی ، بتدریج قدرت ایران را در این منطقه  تثبیت کند ، قابل تعریف است . در واقع ،  علاقه تهران برای دنبال نمودن جاه طلبی های برنامه ریزی شده  ، تمایل این کشور برای ایجاد یک عمق استراتژیک  (strategic depth)  در حوزه ژئواستراتژیک آسیای جنوب غربی  به منظور خنثی سازی تلاش های ایالات متحده برای تضعیف و سرنگونی  حاکمیت قابل تفسیر است .
       

       
       
      با توجه  به این مساله ، سوریه جنگ زده ، یک حلقه بسیار مهم و راهبردی در برنامه بلند مدت ایران بشمار می رود تا به صورت دائمی ، یک بزرگراه  در دسترس به سواحل مدیترانه و از آن مهمتر ، ایجاد یک ارتباط مستمر لجستیکی با حزب ا... لبنان  (  مهمترین و قدرتمندترین اهرم ایران در مرزهای اسراییل )  فراهم گردد .
       
      مقامات ارشد ایران ، با یاد آوری مستمر این مساله که حکومت بشار اسد ، بقای خود را مدیون تلاش های تهران است ، در طولانی مدت هدفگذاری دقیقی برای ادغام هر چه بیشتر حاکمیت سوریه  بعنوان یک شریک فرعی در سر دارد . این امر در حوزه هایی نظیر سیاست داخلی ، اقتصادی ، بخصوص مزیت احتمالی دسترسی به قراردادهای بازسازی و همچنین منابع طبیعی این کشور  و در نهایت بلحاظ نظامی ، از اهمیت بسزایی برای مقامات تهران برخوردار به نظر می رسد .
      با این اوصاف ، نقطه عطف طراحی راهبردی ایران در سوریه از اوایل سال 2016 میلادی آغازشد ، بویژه  پس از اینکه ارتش سوریه و متحدین آن ، نبرد حلب را با موفقیت بسود خود خاتمه دادند . این عملیات که به شکل خاص توسط شاخه "قدس" سپاه پاسداران انقلاب اسلامی طراحی و به مرحله اجرا درآمد ، درواقع ، نقطه آغازی برای تبدیل سوریه به یک جبهه قدرتمند نظامی در برابر اسراییل محسوب می شد .
       
      درآن زمان ، نهادهای اطلاعاتی اسراییل ، ارزیابی های مشخصی را در خصوص اهداف پیدا و پنهان سپاه قدس به فرماندهی قاسم سلیمانی ( سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی . م )  در حوزه تلاش برای توسعه و استقرار دائمی در سوریه و ایجاد قابلیتهای نظامی ارائه نمودند  که خلاصه این تحلیل ها شامل موارد ذیل می گردید :
       
      - ایجاد نیروی زمینی قابل ملاحضه بلحاظ سازمانی
      - ایجاد بسترهای ضروری برای استقرار هواگردهای بدون سرنشین در پایگاه های هوایی سوریه
      - استقرار سامانه های تهاجمی دریایی در دو بندر اصلی نیروی دریایی ارتش سوریه ( لاذقیه و طرطوس )
      - انتقال هزاران فروند راکت و موشک به سوریه
      - انتقال مقادیر انبوهی از مهمات به زاغه های مشخص شده در خاک سوریه
      - انتقال سامانه های دفاع هوایی زمین پایه بومی  وهمچنین انتقال کارخانه های تولید مهمات به سوریه که در خصوص مورد دوم ، این مساله تا حدودی با زیرساختهای قبلی ارتش سوریه ادغام شده است .
      - انتقال و استقرار بیشتر از یکصد هزار نیروی شبه نظامی از جمله ، ایجاد یک نیروی مشابه حزب ا... در مرزهای این کشور با اسراییل
      - ایجاد بسترهای کسب اطلاعات  درست مقابل ارتش اسراییل
      - ایجاد زیرساختهای رزمی در جنوب سوریه و همجوار با مرزهای اسراییل
       
      برای ایران ، مجموعه قابلیتهای ایجاد شده در سوریه ، می بایست به  خط مقدم جبهه در جنوب لبنان که سالها پیش ازاین ، حزب ا... در آن متولد و در یک بازه زمانی 30ساله ، زرادخانه ای عظیم و غیر قابل تصور ( شامل 130 هزار فروند موشک بنا بر برآوردهای اطلاعاتی سازمان های امنیتی اسراییل ) برای آن فراهم گردید ، پیوسته  تا یک جبهه واحد تشکیل گردد . علاوه براین ، ایران در تلاش است تا با حداکثر امکانات موجود به نیروهای نیابتی خود کمک کندتا با ایجاد شبکه ای از تونلها ، زمینه را برای استفاده از آنها در زمان جنگ و نفوذ بدون خطر به داخل اسراییل ، فراهم نماید . این وظیفه ، عمدتا" بردوش حزب ا... بعنوان بخشی مهم از مجموعه بازیگران حال حاضر در سوریه که  برای ادامه حیات  حکومت اسد می جنگند ، قرار گرفته است .
       
       

       
      این وضعیت ، آنچنان از اهمیت زیادی برخوردار بود  که برنامه نظامی ارتش اسراییل  (IDF)  به جای تکیه بر سناریوهای قبلی خود ، شامل جنگ سوم لبنان ( تابستان 2006 ) یا نبردهای 1982 ، بتدریج بر سناریونویسی برای ایجاد یک جبهه شمالی که درآن تمامی واحدهای ارتش با یک جبهه گسترده از سوریه تا لبنان  که مملوء از پرتاب کننده های موشک و عناصر نظامی نیابتی ، روبرو خواهند شد ، متمرکز شده اند .
       
      به اعتقاداین برنامه ریزان ، ایجاد وگسترش چنین جبهه ای  می تواند براحتی اسراییل را دچار چالش جدی نماید . علاوه براین ، مقامات ارشد امنیتی اسراییل براین باورند که چشم انداز حضور بلند مدت ایران در سوریه میتواند تاثیرات مخربی را بر کشورهای همجوار ، بویژه اردن که ثبات درآن برای اسراییل بسیار پراهمیت است ،برجای گذارد .
       
      شایان ذکر است که خط مقدم ایران در جنوب لبنان ، شامل تعداد محدودی نیروی شبه نظامی و حجم عظیمی از راکتهای  کوتاهبرد را می توان با جاه طلبی های هسته ای تهران مرتبط دانست. درواقع ، این دو به گونه ای طراحی شدند که بصورت متقابل ، یکدیگررا تقویت نمایند .
       
      درواقع ، زرادخانه موشکی حزب ا... ، سپری است تا از حمله احتمالی اسراییل به تاسیسات هسته ای ایران جلوگیری بعمل آورد که شباهت زیادی به مدل کره شمالی ( نشانه گیری هزاران موشک بسوی سئول برای ایجاد بازدارندگی )  را نشان میدهد . در حالی که متقابلا ، قابلیتهای هسته ای ایران ( پس از رسیدن تهران به بمب ) میتواند بعنوان یک چتر استراتژیک، همه نیروهای نیابتی و بازیگران تحت هژمونی ایران را  زیر پوشش خود قرار دهد .
       

       
       
      پروژه دقیق (precision project) : 
       
      بخش مهمی از راهبرد ایران که در سطور قبل مورد بررسی قرار گرفت ، متمرکز کردن همه تلاشها  برای ارتقاء قابلیتهای حزب ا... از طریق طراحی و اجرای برنامه دقیق (precision project)  مدت می بایست تحقق یابد . این تلاش ها  به شکل خاص با تبدیل بخش مهمی  از زردادخانه موشکهای قدیمی میانبرد  این گروه به موشکهای برد بلند هوشمند با دقت بالا که به سامانه های هدایت کننده مجهز خواهد شد ، قرار است صورت پذیرد ( در این میان ،بیشتر از 100 هزار تیر موشک کوتاهبرد حزب ا.. شامل  موشکهای کاتیوشا و گراد از این برنامه مستثنی هستند ) .
       
      براساس ارزیابی های اطلاعاتی اسراییل ، هدف از این پروژه ، تسلیح حزب ا... در کوتاه مدت به حداقل 1000 موشک میانبرد و برد بلند با خطای دایره ای (CEP )  ده  متر (10 متر ) خواهد بود . مجموعه این ارزیابی ها نشان میدهد که تهران درصدد است تا به منظور کاهش خطر پذیری حمل موشکهای مونتاژ شده  در کاروان هایی که نسبت به حملات هوایی آسیب پذیر هستند ، نخست امکان تولید صنعتی را در تاسیسات مخفی ( در خاک سوریه و لبنان )  فراهم نموده و پس از آن ، با فراغ بال بیشتری ، انها را به نیروی به کاربرنده ، تحویل دهد .
       
      از دید فنی ، میتوان این پروژه را با با هدف مسلح سازی حزب ا... به نسخه های هدایت شونده  زلزال-2 ( مجهز شده به سامانه هدایت GPS با برد 200 کیلومتر و سرجنگی 600 کیلوگرمی ) و فاتح-110 ( گونه بهبود یافته زلزال مجهزبه سامانه های ناوبری داخلی و افزایش دقت دایره ای آن در مقایسه با دقت قبلی 500-1000 متری ) منطبق دانست .
       
      این موشکها به افزونه های (KIT) که اندازه آنها کوچکتر از یک چمدان مسافری کوچک  بوده و احتمالا به سامانه  های هدایت ماهواره ای GPS/ GLONASS  برای بهبود روند هدایت و پایش زیرسیستم ها ، مجهز است . مضاف براین ، شمار زیادی از راکتهای  ام-302 که خارج از برنامه دقیق هستند نیز بهبود و ارتقاء یافته اند و با این برنامه ، می توان آنها را در قالب موشکهای دقیق خانواده "رعد" ( Raad / ( thunder  طبقه بندی نمود . از اواسط سال 2017 ، ایران در سه نوبت متوالی ، قابلیت آتش موشکی خود را با هدف قرار دادن موقعیت استقرار عناصر دولت اسلامی (داعش . م ) به نمایش گذاشت  ، در حالی که این موشکها برای رسیدن به هدف خود ، صدها کیلومتر برفراز آسمان کردستان عراق و سوریه ، به پرواز درآمده بودند .
       
       

       
      درهمان زمان ،برآوردها نشان میداد که ایران از موشکهای جدید خود ، شامل ذوالفقار ( نوع بهبود یافته فاتح-100 با 700 کیلومتر برد ) ، قیام  ( نمونه بهبود یافته خانواده شهاب با بردی درحدود 800 -750 کیلومتر ) و فاتح-110 بی ( با برد 300 کیلومتر) استفاده نموده است .
       
      نخستین شلیک  در ژوئن 2017 با مشکلات قابل توجهی روبرو شد ، در حالی که شلیکهای صورت گرفته در سپتامبر واکتبر 2018 به شکلی انجام پذیرفت که درجریان آن ، تعدادی از موشکهای مورد استفاده دورتر از اهداف خود به زمین اصابت کردند که  به احتمال زیاد ، این مساله به مشکلات ایرانی ها در حوزه کنترل کیفیت پس ازتولید برمی گردد ، در حالی که بقیه موشکها ، اهداف مورد نظر را با دقت بسیار بالایی مورد اصابت قرار دادند . درکنار موشکهای بالستیک ،ایرانی ها پتانسیل رو به  گسترش خود در زمینه طراحی و تولید پرنده های بدون سرنشین برد بلند را با تحویل آنها به حزب ا... و شبه نظامیان یمنی که ازآنها پشتیبانی می کنند، بخوبی به نمایش گذاشتند . این مساله با هدف قرار گرفتن زیرساختهای نفتی سعودی ، فرودگاه بین المللی ابوظبی و مقامات ارشد یمنی ( شامل فرمانده اطلاعات ارتش یمن ) بسرعت جنبه های پنهان برنامه پهپادی ایران را تا حدودی آشکار نمود . این مساله ، با توجه به انتشار اخباری مبنی بر حضور مشاوران نظامی حزب ا... در یمن و کاربرد گسترده پهپادهای این گروه در سوریه ، تهدید بسیار جدیدی را علیه اسراییل پدید آورده بود .
       

       
      از دید اسراییل ، " برنامه دقیق (precision project)"  ایران ، شاید خطرناکترین مولفه طراحی شده ای باشد که قرار است شکل نهایی آن در سوریه  به منصه ظهور برسد . اکثریت تحلیلگران امنیتی ، براین باورند که  به رغم قدرت نظامی فراهم شده ، اسراییل کشوری کوچک و آسیب پذیر است که مراکز مهم جمعیتی ، زیرساختهای نظامی و اقتصادی آن در منطقه ای به عرض 20 کیلومتر و درازای 80 تا 100 کیلومتر پراکنده شده ، درنتیجه ، مسلح شدن حزب ا... به  تعداد نسبتا" بالایی از موشکهای بادقت بالا ، موجب میشود تا این گروه پتانسیل اولیه  هدف قرار دادن  مولفه هایی که برای امنیت اسراییل  حیاتی بوده و همچنین توانایی آن در ادامه بقاء در یک جنگ فرسایشی را فراهم می آورد ، در اختیار خواهد گرفت واین به احتمال زیاد ، هزینه سنگینی را بر اسراییل تحمیل خواهد نمود .
       
      درآنسوی جبهه ، حزب ا... نیز نیت اصلی خود برای هدف قراردادن زیرساختهای استراتژیک اسراییل را با موشکهای موجود خود ، پنهان نمیکند . رهبر این گروه ،سیدحسن نصرا... در سخنرانی ها و همچنین یک ویدئوی منتشر شده در دسامبر2018 ، بصورت ضمنی ، بدین نکته اشاره می کند که  مجموعه ای از اهداف ، شامل پایگاه های هوایی ، راکتور هسته ای دیمونا ، مقر وزارت دفاع ، مقر ستاد ارتش در تل آویو ، فرودگه بن گورین ، تاسیسات بندری حیفا ، تاسیسات نمک زدایی در سواحل مدیترانه ، تاسیسات پتروشیمی ، نیروگاه های برق و ... برای اقدام مقابل ثبت و هدف گیری شده است .
       

       
      فشار متقابل اسراییل :
      با توجه به رویه تهاجمی ایران در سوریه ، اسراییل به شکل طبیعی از آغاز بحران در این منطقه  ، سعی نموده تا  با گسترش خطوط قرمز ، نقش خود را در بیش از گذشته  در روند تحولات  به نمایش گذارد . در این حوزه ، خطوط قرمز اسراییل در ابتدای جنگ داخلی در سوریه را میتوان در موارد مشخصی نظیر انتقال تسلیحات راهبردی ( و یا به اصطلاح  "تغییر دهنده بازی " / game changing ) به حزب ا... بواسطه شرایط خاص سوریه  ، گسترش تهدید علیه اسراییل در امتداد مرز میان سوریه و اسراییل و همچنین جلوگیری از ایجاد محدودیت برای اجرای عملیات رزمی ، بخصوص برای نیروی هوایی برشمرد .
       
      با توجه به این مساله ، تمرکز اصلی اسراییل درآغاز ، برروی تحرکات عناصر حزب ا..  قرارداشت . اما هنگامی  که ایران  شروع به آغاز اجرای برنامه های بلندپروازانه خود در سوریه نمود و ازسال 2016 ، برشدت فعالیت های خود افزود ، این روند برای اسراییل گران آمد ، بدین معنی که  توسعه فعالیتها و روند  استقرار نظامی ایران در بخشهای گسترده ای از سوریه  ، موجب میشد تا در بلند مدت ، امنیت اسراییل ، بصورت قابل توجهی مورد تهدید قرار گیرد . این در حالی بود که  مقامات ارشد تهران ، در کنار دنبال نمودن استراتژی سرکوب داعش ، به شکل موازی  آنچه که  برنامه "  precision project " نامیده میشد و ماهیتی کاملا نظامی و راهبردی را به نمایش می گذاشت ، دنبال می نمود .
       

      سپهبد گادی  آیزنکوت 
       
      دراوایل سال 2017 ، سپهبد گادی  آیزنکوت  (Lt. Gen. Gadi Eisenkot) که در آن زمان رییس ستاد ارتش اسراییل بشمارمی رفت ، پس از تایید کابینه وقت اسراییل ، کارزار هدفمندی را به منظور مقابله و خنثی سازی با شطرنج پیچیده ایرانی ها در سوریه و وادار نمودن ایران به خارج نمودن عناصر نظامی اش از سوریه در پیش گرفت.
       
      آیزنکوت در جریان پرسش و پاسخ محرمانه ای که تنها بخشهایی از آن منتشر شده ، براین استدلال قرار داشت که اسراییل می بایست با تمامی توان (شامل تمامی مزیتهای اطلاعاتی وعملیاتی  ) طرح های دشمن خطرناک و قدرتمند حاضر در سوریه  ( جمهوری اسلامی ایران . م )  شناسایی و با آن مقابله نماید ، چرا که  در صورت عدم توجه به این مساله ، این امکان وجود خواهد داشت که  در آینده ، شرایط برای مقابله بسیار سخت تر از امروز گردد .
       
      کارشناسان امنیتی براین باورند که استدلال آیزنکوت  را میتوان  ناشی از تجربه  قبلی در خصوص در پیش گرفتن موضع انفعالی در قبال حزب ا.. لبنان  در یک بازه زمانی ده  ساله  ( 1990 تا 2000 )  دانست . همین امر موجب شد تا به استناد اطلاعات منتشر شده توسط منابع معتبر دفاعی ، ارتش اسراییل در بازه زمانی یکساله  ( 2018-2017 ) صدها حمله هوایی را بر علیه  نقاط  استقراری واحدهای ایرانی و همپیمانانش اجرا نماید . این مساله آنچنان برای اسراییل به صورت یک مساله حیاتی درآمده بود که آیزنکوت در مصاحبه ای با نیویورک تایمز اعتراف نمود که نیروی هوایی اسراییل تنها در سال 2018 ،نزدیک به 2000 تن بمب در این حملات بکار برده است .
       

       
       
      به اعتقاد کارشناسان نظامی ، تلاش های IDF را می توان در قالب یک  مفهوم عملیاتی جدید وبصورت "کارزاری میان یک جنگ  / جنگی میان یک جنگ  ( campaigns between the wars) " که در عبری با شناسه  "mabam" نیز شناخته میشود ، به تصویر کشید . این مفهوم را به شکل خاص میتوان بر پایه این ایده که می بایست توانایی های مرگبار نیروی متخاصم را قبل اینکه دریک جنگ محتمل درآینده ، موجبات محدودیت رزمی برای IDF را فراهم آورد ، نابود نمود و یا در حداقل وضعیت ، کاهش داد ، دانست .
       
      اما این نابودی یا کاهش قابلیتهای مرگبار رزمی می بایست به گونه ای اعمال شود که در عین نمایش عزم اسراییل برای مقابله ، بازدارندگی آن را نیز به منصه ظهور رسانده  و کارایی علمیاتی دشمن را در چهارچوب زمانی مشخصی به تاخیر انداخته  و از گسترش و تقویت آن جلوگیری بعمل آورد .
       
      به همین سبب ، رفتار اسراییل از آغاز جنگ داخلی در سوریه  را با هدف مدیریت شکاف میان جاه طلبی های نیروی  متخاصم ، در عین عدم تمایل آن برای ورود به یک درگیری مستقیم مسلحانه  می توان مورد تبیین قرار داد .
       
      بدین سان ، اثر بخشی  ایده استفاده از مفهوم mabam بر علیه ایران درسوریه را می توان مبتنی بر عناصر ذیل دانست :
      1-شناسایی صحیح و اولویت بندی طیف متنوع تهدیدات که در گستره زمینی سوریه بعنوان اهداف ارزشمند ، پراکنده شده اند . این اهداف ، نه تنها شامل عناصر نیابتی ، بلکه شامل عناصر نظامی ایرانی نیز می شود .
      2- دستیابی به اطلاعات جاسوسی به روز با وضوح بالا
      3- ایجاد امکان برای اجرای حملات ضربتی دقیق با حداقل تلفات جانبی برای IDF
      4- ایجاد فضا و مشروعیت سیاسی برای دنبال نمودن این کارزار
      5- ارزیابی دقیق از رفتار دشمن ، بررسی روند منطقی حرکات آن  به منظور برنامه ریزی باهدف اجرای کامل استراتژی  جنگی میان جنگ دیگر (campaign between the wars) تا نیت اصلی ، یعنی احتراز از وقوع یک جنگ دیگر به حریف منتقل شود ، ضمن اینکه ارزیابی دقیق به معنای دنبال نمودن روند شناسایی پتانسیل های بالقوه دشمن نیز خواهد بود .
      6- استمرار روند طراحی شده و همزمان بسط تجارب بدست آمده و اعمال آن در آینده
      7- ارسال پیام های مستمر به نیروی متخاصم به منظور القای وجود آمادگی روانی و فنی برای نیل به اهداف طراحی شده کارزار تا زمانی که لازم باشد .
       
      درواقع ، رویکرد mabam اسراییل در سوریه ، شامل یکسری کارزار اطلاعاتی  محاسبه شده است ، بدین صورت که برخی مواقع ، هویت واقعی موقعیتهای مورد نظر ، قبل از حمله بواسطه رسانه های مختلف ،افشاء شده  تا مسئولیت  هرگونه تلفات جانبی  و ایجاد فشار روانی و رسانه ای از سوی طرف مقابل به کمترین حد خود تتزل یابد .
       
      پی نوشت :
      1- ادامه دارد ............
      2- استفاده از مطالب برگردان شده به پارسی در انجمن میلیتاری ، براساس قاعده " رعایت اخلاق علمی " منوط به  ذکر دقیق منبع است . امیدواریم مدعیان رعایت اخلاق ( بخصوص رسانه های مدعی ارزشمداری )  بدون احساس شرمندگی از رفرنس قرار گرفتن بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ، از مطالب استفاده نمایند./ MR9 
    • توسط super_comando
      آفتاب: فرمانده واحد پدافند موشکی نیروی هوایی روسیه گفته‌است که جدیدترین سیستم پدافندی این کشور موسوم به S-400 از هفته آینده در اطراف مسکو مستقر شده و تا پایان سال 2015 حراست از اتمام مراکز مهم اقتصادی و سیاسی روسیه را بر عهده‌دار شده و شانس وقوع هرگونه حمله پیش دستانه خارجی را به حداقل خواهد رساند . به گزارش خبرگزاری ریانووستی، سرتیپ الکساندر گورکوف روز پنج‌شنبه با اعلام این خبر گفت: «اولویت اول، حراست از حریم هوایی مسکو است و به همین منظور این سیستم از هفته آینده در مراکز مهم اطراف مسکو مستقر خواهد شد. بعد از آن S-400 در دیگر مناطق کشور نیز مستقر خواهد شد». وی افزود که این سیستم جدید طی دو مرحله در اختیار نیروی هوایی روسیه قرار خواهد گرفت، به گونه‌ای که تا آغاز سال 2010 شهرهای بزرگ و مناطق اطراف آنها را شامل می‌شود و در مرحله دوم یعنی تا سال 2015 پوشش هوایی بقیه مناطق کشور را نیز در بر خواهد گرفت. به گفته گورکوف به غیر از S-400، نمونه‌های مدرنیزه شده بقیه محصولات صنایع نظامی روسیه نیز به‌زودی در اختیار واحد پدافند ضدموشکی قرار خواهد گرفت. وی گفت که این تسلیحات شامل سیستم‌های پدافندی با برد کوتاه، متوسط و دور می‌شود. به ادعای تحلیلگران نظامی روسیه سیستم پدافند موشکی S-400 قابلیت انهدام همه اجسام پرنده از جمله هواپیما، هواپیماهای بدون سرنشین و موشک‌های بالستیک با هر سرعتی را دارا است . حداکثر برد این موشک‌ها از نظر مسافت 400 کیلومتر و از لحاظ ارتفاع 30 کیلومتر است. تفاوت عمده S-400 نسبت سیستم‌های مشابه آن است که کلاهک‌ موشک‌های این سیستم به ابزارهای نشانه‌روی خودکار در آسمان مجهز شده‌اند. گفتنی است موضوع استقرار سپر دفاع موشکی آمریکا در اروپای شرقی باعث تکاپوی شدید فرماندهان ارتش روسیه شده‌است. روس‌ها می‌گویند که استقرار این سیستم موازنه استراتژیک کنونی در قاره اروپا را از بین برده و قابلیت پیش‌دستی آمریکا در هر برخورد نظامی احتمالی را افزایش می‌دهد.
    • توسط HRA
      دیدگاه های کوتاه کارشناسان اندیشکده Rand

       
      دالیا داسا کای - مدیر سیاست های عمومی خاور میانه
      تهران احتمالاً حمله ایالات متحده را به عنوان یک اقدام جنگی تلقی می کند. احتمال تشدید تنش بین دو کشور از قبل زیاد بود ، اما پس از حمله شب گذشته ، تقریباً مسلم است. کای افزود : اکنون ما در یک لحظه بسیار خطرناک قرار داریم .
       
      کالین کلارک - محقق تروریسم
      واکنش ایران می تواند از نظر ماهیت نامتقارن باشد و این  بدین معنا است که ارزش دارد حزب الله ، گروه وابسته به ایران را در لبنان و سراسر جهان تحت نظر بگیرید .
      کلارک همچنین خاطر نشان کرد که این وضعیت اساسا متفاوت از عواقب عملیات‌های آمریکا در ترور اسامه بن‌ لادن رهبر القاعده یا ابوبکر البغدادی رهبر داعش می باشد . در هر صورت ، ایران کشوری بسیار توانایی است ، کشوری که منابع لازم برای مقابله با حمله آمریکا با اقدامات نظامی مخرب خود را دارد.
       
      بكا واسر - تحلیلگر سیاسی و متخصص بازی جنگ  
       ایران می تواند با حمله به اهداف نظامی آمریكایی در منطقه پاسخ دهد. وی افزود : عامل جغرافیا با استقرار ارتش آمریكا در خلیج فارس همراه  نیست ، حتی اگر تمام اقدامات لازم برای محافظت از نیروها صورت گرفته باشد .
       
      جیمز دابینز - سفیر سابق ایالات متحده در اتحادیه اروپا
      پاسخ ایران به شهادت حاج قاسم سلیمانی تنها ایستادن و تماشا کردن نیست ، همچنین چگونگی واكنش عراق نیز بسیار مهم است. وی افزود : دشوار است كه باور كنید كه دولت عراق همچنان به استقبال نیروهای آمریكایی رفته و به اعطای مصونیت به آنها ادامه خواهد داد.
       
       
      ترجمه شده صرفا برای میلیتاری - بن پایه : اندیشکده Rand
       
      پی نوشت - از دوستان خواهشمندم از تکرار صحبت هایی که بارها در این موضوع بیان شده اجتناب کرده ، تا فرصت برای ارائه مطالب و تحلیل های جدید توسط دیگر کاربران فراهم شود . 
      با تشکر
    • توسط MR9
      بسم الله الرحمن الرحیم

       



      هفدهم سپتامبر 2010 بود که ژاپن با انتشار استراتژی جدید نظامی خود نخستین «نشانه های جدی» برای خروج از «انزوای نظامی» را نشان داد. ژاپن برای این استراتژی نظامی، رقمی بالغ بر 280 میلیارد دلار برای پنج سال (2010 تا 2014) اختصاص داده و اعلام کرد قصد دارد در این سال ها مواضع دفاعی خود در جنوب و غرب این کشور(مناطق مرزی چین) را تقویت کرده، روی پروژه های موشکی بالستیک سرمایه گذاری کند. در این استراتژی همچنین بر گسترش روابط با همپیمانان کلیدی از جمله آمریکا و افزایش شمار زیر دریایی‌ها و .... تاکید شده است.
       



      اکنون در سال 2014 هستیم و نزدیک به 5 سال از انتشار این استراتژی می گذرد که خبر می رسد، ژاپن برای نخستین بار پس از جنگ جهانی دوم اعلام می کند ضمن شرکت در عملیات نظامی برون‌مرزی، به دنبال فروش تجهیزات نظامی در بازارهای بین المللی است.
      حضور ارتش ژاپن در عملیات جنگی برون مرزی نیز به رغم مخالفت‌های گسترده مردمی و محدودیت های قانونی گویا در حال عملیاتی شدن است. شاهد این ادعا اظهارات اخیر شینزو آبه، نخست وزیر ژاپن است که اخیرا از داشتن یک «ارتش قدرتمند» سخن رانده و گفته این ارتش حق دارد در جنگ های بین المللی حضور داشته باشد.
      طبق اعلام مقامات ژاپنی، این کشور در تلاش است محدودیت‌های قانونی در زمینه صادرات سلاح را نیز برداشته و به بهانه های مختلف از جمله گسترش فعالیت های اقتصادی، به جرگه صادرکنندگان تجهیزات جنگی بپیوندد و از قرار معلوم، آمریکا نخستین بازار ژاپن در این عرصه خواهد بود.
      قانون اساسی ژاپن در سال 1947 نوشته و با فشار نظامیان آمریکایی‌ها به این کشور تحمیل شده است. طبق این قانون، ژاپن اجازه داشتن «ارتش» به معنی مصطلح آن را ندارد و در مقابل می تواند نیروهای محدود نظامی موسوم به «نیروهای دفاع از خود» داشته باشد.
      البته بخشی از این محدودیت ها در ماه آوریل سال جاری( اواخر فروردین) برداشته شد و به احتمال قریب به یقین اواخر ماه جاری میلادی تصمیم نهایی در این زمینه نیز اتخاذ خواهد شد.
      اما سوالاتی که در اینجا مطرح می شود این است که آیا ژاپن حقیقتا به دنبال خروج از انزوای نظامی و احیای امپراتوری سابق است؟ موضع کشورهای غربی، چین و کشورهای آسیایی و همسایه به این تغییر استراتژی چگونه خواهد بود؟



      به نظر می رسد، لا اقل بخشی از پاسخ این سوال را باید در روحیات خاص ژاپنی ها و در تاریخ این کشور جست و جو کرد.
      در طول تاریخ، برخي آيين ها و اعتقادات خاص مذهبي، همواره زمينه رشد افراط گونه روحيات ملي گرايانه و صد البته نظامي گري ژاپني ها بوده است.
      مقامات نظامي ژاپن به خصوص در دهه30 تحت تاثير فيلسوفي با نام «تويوما» به شدت اعتقاد داشتند كه خداوند ملت ژاپن را برگزيده و يكايك مردم اين كشور موظفند براي ايجاد «ژاپن بزرگ» بكوشند. براساس آيين معروف «شينتوي پاك» نیز امپراتور ژاپن خداي تمام دنيا معرفی شده و ملت ژاپن نيز «مأموريت» دارد سايرين را تحت هدايت بي چون و چراي این امپراتور درآورد.
      بحران شديد اقتصادي دهه 30 ژاپن نیز بر دامنه اين اعتقادات افزود و رشد شديد احساسات ملي گرايانه ايده توسعه ارضي و ايجاد جامعه بزرگ به زعامت ژاپن را در بين توده مردم اين كشور لازم و واجب نشان داد.
      ژاپن با چنین زمینه های تاریخی پس از پایان جنگ جهانی اول توانست یکی از پنج قدرت بزرگ نظامی و صنعتی جهان شده و در «شورای جامعه ملل» آن زمان، صاحب کرسی دائم بود.
      این کشور در همان ماه های نخست جنگ جهانی دوم توانست حدود 50 میلیون کیلومتر مربع از کره زمین(یک ششم جهان) را تحت استیلا و کنترل خود درآورد. اما به دنبال حملات ناجوانمردانه اتمی آمریکا، از حرکت باز ایستاد. البته نباید فراموش کرد، عده ای نیز معتقدند، ژاپن پیش از حمله اتمی آمریکا به این کشور شکست خورده بود و آمریکا با حمله به این کشور خواست هژمونی خود را به جهانیان تحمیل کند.


       
      این کشور به هر حال پس از جنگ جهانی دوم دیگر اجازه داشتن ارتش به معنی مصطلح امروز و اختیارات کامل را نداشت و خود نیز با وضع قوانینی، محدودیت هایی در ابعاد بین المللی حوزه نظامی وضع کرد.

      اما اکنون رشد اقتصادی بالا این کشور را از شرایط اسفناک پس از جنگ جهانی خارج کرده است و شرایطی که این کشور را به انزوای نظامی کشاند، دیگر وجود ندارد!
      پاسخ دومی نیز برای تحلیل چرایی اتخاذ چنین رویکردی از سوی چشم بادامی ها وجود دارد و آن چیزی نیست جز منافع اقتصادی و سیاسی.
      «جان ميرشاير» صاحب نظريه «رئاليسم تهاجمي» می گوید، قدرت‌هاي بزرگ هميشه مترصد فرصتي هستند تا قدرت خود را در برابر رقبا فزوني بخشند. وي سپس جمعيت و ثروت را به عنوان «پايه‌هاي اصلي قدرت نظامي» تعريف و تصريح مي كند چنانچه كشوري داراي اين مولفه ها باشد، فرصت لازم براي خروش مقابل قدرت ها را به دست آورده است.
      با توجه به مولفه هایی که در جامعه امروز ژاپن دیده می شود، هیچ بعید نیست که این کشور واقعا قصد خروش مقابل سایر قدرت‌ها را داشته باشد.

       

      ژاپن اگر چه به لحاظ سیاسی، استقلال لازم را هنوز کسب نکرده و مانند بسیاری از کشورهای غربی دیگر، پیرو سیاست های آمریکا است؛ اما این کشور حداقل در بعد نظامی، تحرکات جدی از خود نشان داده است.
      وجود پایگاه های متعدد نظامی آمریکا در ژاپن، همواره هزینه‌هایی برای توکیو داشته و این کشور با وجود تقاضاهای زیاد مردمی، هرگز نتوانسته آمریکایی ها را از این کشور بیرون کند. این ناتوانی حتی بعضا باعث سقوط رهبران این کشور شده، همان طور که گاهی شعار علیه حضور نظامی آمریکا، باعث روی کار آمدن رهبرانی در این کشور شده است.
      «یوکیو هاتویاما»، نخست وزیر اسبق ژاپن با شعار جمع آوری پایگاه‌های نظامی آمریکا بود که توانست بر رقیب قدرتمند خود پیروز شود. اما همین فرد به دلیل ناتوانی در عمل به وعده انتخاباتی اش، خرداد ماه سال 89 استعفا کرد و جای خود را به «نائوتو کان» داد. «کان» نیز ماه ها جرئت نکرد راجع به پایگاه های آمریکایی که یکی از قدیمی‌ترین و بزرگترین مشکلات مردم کشورش است، صحبتی به میان آورد.
      بنا بر این به نظر می رسد، ژاپن هنوز پیشرفتی را که در حوزه اقتصاد کسب کرده، در حوزه سیاسی به دست نیاورده است.
      «اقتصاد» نیز می تواند یکی از انگیزه های قوی برای ژاپنی ها جهت ورود جدی به عرصه نظامی باشد.
      ژاپن کشوری است که در حوزه اقتصادی جایگاه ویژه ای دارد. تولید ناخالص ملی ژاپن نزدیک به 6 تریلیون دلار و جمعیت این کشور نیز حدود 128 میلیون نفر است. دو فاکتوری که به اعتقاد «میر شایر» برای خروش کافی است!
      همین چند سال پیش بود که خبر رسید، غول خودروسازی آمریکا یعنی جنرال موتورز، جای خود را به تویوتای ژاپن داده است. آمریکا امروز خود یکی از واردکنندگان اصلی محصولات ژاپنی است. ژاپن در عرصه تکنولوژی و تجهیزات الکترونیکی نیز یکی از پیشرفته ترین کشورهای دنیا است.
      کشوری با چنین مختصات اقتصادی و جمعتی طبیعتا نمی تواند خود را محصور نگاه دارد. بنابر این ورود ژاپن به فاز صادرات تجهیزات نظامی را می توان از این منظر به تحلیل نشست.
       
    • توسط reza4087
      19:25 - 25 مرداد 1388
      " یحیی الحوثی " مسئول سیاسی جنبش شیعیان مخالف دولت صنعا از دست داشتن عربستان سعودی در کشتار اخیر شیعیان در یمن خبر داد.


      یحیی الحوثی برادر عبدالملک الحوثی رهبر شیعیان مخالف دولت یمن روز شنبه از حضور جنگنده های ارتش سعودی در بمباران های اخیر استان شیعه نشین صعده در شمال صنعا خبرداد و گفت: " علی عبدالله صالح در سال 2004 نیز برای سرکوب گروه های مخالف خود از ارتش سعودی کمک گرفته بود "


      این در حالی است که درگیری های پنج روزه استان صعده تا کنون به کشته و زخمی شدن صدها نفر از غیرنظامیان و اعضای جنبش الحوثی منجر شده است.


      محمد عبدالسلام سخنگوی دفتر عبدالملک الحوثی روز شنبه اعلام کرد، تقریبا 120 هزار نفر از غیرنظامیان ساکن استان صعده تا کنون خانه های خود را به سوی مناطق مرزی ترک کرده اند.


      جنگنده‌هاي ميگ ارتش يمن روز شنبه همچنین مناطق "رغافه " و اردوگاه آوارگان در 20كيلومتري شمال شهر "ضحيان " در استان صعده را بمباران كردند.


      پیش تر خبرگزاری رسمي يمن "سبا " اعلام كرده بود، حكومت يمن شش شرط را براي برقراری آتش‌بس مطرح كرده‌است كه شامل " عقب نشينی الحوثی از همه مراكز تحت كنترل خود، برچيدن همه موانع ايجاد شده در مسير تردد مردم در تمام جاده ها، پايين آمدن از فراز كوه ها و خروج از سنگرهای خود، توقف اقدامات خرابكارانه و تحويل غنائم نظامی و غيرنظامی است."


      گفتنی است، اين ششمين بار در پنج سال اخير است كه ارتش يمن مواضع جنبش الحوثی در شمال غرب اين كشور را مورد حمله شديد خود قرار می‌دهد .


      بر اساس گزارش ها، درجريان درگيري‌هاي سال‌هاي 2004 تا 2009 ميلادي حدود چهار هزار نفر از نيروهای دوطرف كشته شده‌اند.
      http://www.presstv.ir/Persian.aspx?id=4839
  • مرور توسط کاربر    1 member