امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

یه ایده دیگه!

چون هوا گرد با سرنشین هست چرخاش جمع بشه بهتره!!چون جلوی سرعت رو می گیره!!!

یک طرح درب و داغون زدم اگر فرصت بشه امشب قرار میدم تا یک شمای کلی به دوستان بده.

 

بله 100 درصد چون هواگردی که می خواد سرعت بالایی داشته باشه چرخ های باز پسا براش ایجاد می کنه و مشکلات هدایت هوا در اطراف بالها وبدنه و... به وجود میاره

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

31621555637942731185.jpg

داداش دمت گرم خیلی با طرحت حال کردم عالی بود اگه یک توپ دماغه بگذاری خیلی عالی میشه

  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

هواپیمایی مثل AC 130  دقیقا همین کارها رو انجام میده. با توجه به عدم استفاده از موشک و استفاده از توپ، هزینه استفاده از اون کمتر هست و مهمات بیشتری رو هم می تونه حمل کنه. با توجه به وجود ایران 140 تولید اون برای ایران راحت تر هست. فقط امکانات مربوط به دفاع از خودش در برابر موشک های دوش پرتاب رو باید در نظر گرفت1351433819305983_large.jpg030128-O-9999J-028.jpg

  • Upvote 2
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

سلام فتح عزيز

 

در مورد طرحت مي خوام شما را به چالش بكشم ، اميدوارم دلخور نشي :rose:

 

اولين مورد

 


نقش دیگر هم به دلیل سرعت بیشینه 800 کیلومتری مبارزه با موشک های کروز است که با شناسایی شدن توسط رادارهای زمینی این هواگرد می تواند به صورت شیفت در منطقه در حال پرواز بوده و با حمله به موشک کروز آن را نابود کند. این راه کم هزینه تر از آلرت جنگنده و یا موشک های زمین به هوا و مطمئن تر و سریعتر هم هست.

 

به نظر من براي مقابله با موشكهاي كروز نمي شه از چنين پرنده اي استفاده كرد

 

نكته اول اينه كه پرنده توربوپراپي كه  به سرعت 800 كيلومتر بر ساعت برسه نادره ! مگر اينكه از موتور جت كمكي استفاده كرده باشه .لينك

نكته دوم اينكه موشك تاماهوك ( يكي از اصليترين موشكهاي كروز دشمن ) سرعتي حدود 890 كيلومتر بر ساعت داره

نكته سوم فرضا سرعت پرنده ما با موتور توبوپراپ به 900 كيلومتر بر ساعت رسيد ، اين هواگرد مورد نظر شما با چه سلاحي مي خواد با اين موشك كروز درگير بشه ؟ اگه منظور توپ 30 ميليمتري هست ، در مقابله با يك دسته مهاجم 4 فروندي از موشكهاي دشمن تا پرنده خودي بخواهد اولين موشك را هدف قرار بده 3 تاي ديگه در رفتن و ديگه پرنده ما نمي تونه به گرد اونها هم برسه

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

این هواپیما اگر دارای فضای اضافی در داخلش هم باشه میشه همانند ac-130 توش توپهای کنترل از داخل هم نصب کرد

 

http://en.wikipedia.org/wiki/File:Ac130_gunship.jpg

 

http://en.wikipedia.org/wiki/File:AC-130U_Sensor_Operator.jpg

 

http://en.wikipedia.org/wiki/File:AC-130U_Aerial_Gunners.jpg

 

 

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

http://upload7.ir/imgs/2014-09/85789060854171723825.jpg

 

یکم تغییرات مد نظر دوستان رو روش پیاده کردم

دو تا پایلون اضافه کردم دو تای دیگرو هم زیر بدنه تصور کنید

تغییر دادن شکل بالش یه کم دردسر داره دیگه به بزرگی خودتون ببخشید  :winking:

طرح واسه شاهد 129 هست که یکی از دوستان سایت قبلا کشیده بود، من با فوتوشاپ توصیف جناب فتح رو تا جای ممکن روش اعمال کردم

  • Upvote 13

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
ارسال شده در (ویرایش شده) · مخفی شده توسط MR9، 13 مهر 1394 - دلیلی ارایه نشده است
مخفی شده توسط MR9، 13 مهر 1394 - دلیلی ارایه نشده است

با سلام...

 

راستش جناب فتح من نمیفهمم چرا باید یه پهپاد رو با سرنشین کرد ...

 

ببینید اولا سرعتش زیاد نیست و ارتفاع زیادی رو هم نداره حالا شما حساب کن بهش شلیک بشه و یا اتفاقی براش بیافته خب جون خلبانش به خطر میافته که هزینه زیادی براش شده

 

دوم اینکه میشه با استفاده از دوربین های قوی راحت این کار رو از راه دور انجام داد...و راحت هدف رو مورد اصابت قرار داد

 

اما به نظر من بهترین مورد استفاده از پهپاد بالگردی هست  ( مثل همون بالگرد ذوالفقار...! )و اگه بشه چهار پایلون موشک بهش اضافه کرد به باند برخاست و فرود هم احتیاحی نداره

 

خیلی هم سریع میتونه وارد عملیات بشه و راحت میشه روشون قفل کرد ....

 

اما به نظرم چیزی که خیل ضروری هست ماهواره های جاسوسی هستش که راحت میشه هم موشک رو باهاش لینک کرد و ...

ویرایش شده در توسط Northrop
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست

واقعا دوستان تاپیک رو کامل و با دقت خوندن؟؟؟ icon_eek

بنده گفتم هواگردی ملخی و کمی سنگین تر از پهپاد نه یک غول بی شاخ و دم پرنده...

هواپیمایی مثل AC 130  دقیقا همین کارها رو انجام میده. با توجه به عدم استفاده از موشک و استفاده از توپ، هزینه استفاده از اون کمتر هست و مهمات بیشتری رو هم می تونه حمل کنه. با توجه به وجود ایران 140 تولید اون برای ایران راحت تر هست. فقط امکانات مربوط به دفاع از خودش در برابر موشک های دوش پرتاب رو باید در نظر گرفت1351433819305983_large.jpg030128-O-9999J-028.jpg

بعد این هواپیما که یه غول ترابری با توان حمل چند ده تن بار هست ما چقدر ازش می تونیم تولید کنیم؟؟ هزینه هر سورتی پرواز اون پقدر هست؟؟ موتورش رو از کجا بیاریم؟؟ چقدر نیروی زبده و متخصص می خواد؟؟ وزن این غول چقدره؟؟؟

برادر عزیزم ما مگه چقدر سی130 داریم که بیایم گانشیپ شون کنیم تازه کارمون رو هم راه نمی ندازن چون 16 تا استان مرزی داریم و همه اونها نیاز به پشتیبانی آتش، کنترل مرزی و... دارن.

این هواگرد سنگین حتی اگر تولید هم کنیم می دونید چند فروند ازش می خوایم 200 تا.

اگر تاپیک رو با دقت بیشتر می خوندید بنده عرض کرده بودم که هواگردی ارزان و کارا می خواین که شکاف بین پهپادها و هواپیماهای جت رو پر کنه.

ممنون از اینکه نظر دادید

 


سلام فتح عزيز

 

در مورد طرحت مي خوام شما را به چالش بكشم ، اميدوارم دلخور نشي :rose:

 

اولين مورد

 

به نظر من براي مقابله با موشكهاي كروز نمي شه از چنين پرنده اي استفاده كرد

 

نكته اول اينه كه پرنده توربوپراپي كه  به سرعت 800 كيلومتر بر ساعت برسه نادره ! مگر اينكه از موتور جت كمكي استفاده كرده باشه .لينك

نكته دوم اينكه موشك تاماهوك ( يكي از اصليترين موشكهاي كروز دشمن ) سرعتي حدود 890 كيلومتر بر ساعت داره

نكته سوم فرضا سرعت پرنده ما با موتور توبوپراپ به 900 كيلومتر بر ساعت رسيد ، اين هواگرد مورد نظر شما با چه سلاحي مي خواد با اين موشك كروز درگير بشه ؟ اگه منظور توپ 30 ميليمتري هست ، در مقابله با يك دسته مهاجم 4 فروندي از موشكهاي دشمن تا پرنده خودي بخواهد اولين موشك را هدف قرار بده 3 تاي ديگه در رفتن و ديگه پرنده ما نمي تونه به گرد اونها هم برسه

دلخوری نداره برادر من خوشحال میشم...

1- عرض کردم سرعتی بین 700 تا 800 و فکر می کنم با یک موتور تی وی 3 با توجه به اینکه اون موتور وزن بیشتری در ایران 140 با خودش حمل می کنه بتونه به 700 برسه.

البته اینم نباید فراموش کنی وارجو جان که امروز ساخت ملخ ها به شکل آیرودینامیک و خاص هست و دیگه مثل ملخ های زمان جنگ جهانی نیست و نسبتا کمک می کنه بهینه تر حرکت کنه هواگرد. و با سرعت بیشتر ولی 700 فکر کنم شدنی باشه.

2- قبلتر در جواب شبرو گفتم باید دید آیا همه موشک های کروز بیشتر از این سرعت میرن یا نه ولی اگر هم بیشتر باشه سرعتشون بازم مشکلی نیست چون این مورد رو میشه از لیست ماموریت هاش حذف کرد.

3- هم با توپ، هم با موشک حرارتی(چون فاصله هواگرد ما و موشک کروز خیلی کم هست توان قفل حرارتی روی موشک رو داره)، اگر رادار سار روش باشه باز با توجه به فاصله می تونه روش قفل کنه و با سدید می تونه بزنه.

اما در مورد اینکه دسته باشن هم موضوع این هست که اگر سرعت هواگرد ما محدود باشه لاجرم باید این کار رو از لیست ماموریت هاش بیرون بیاریم وگرنه اگر سرعتش بیشتر باشه می تونه به نوبت بزنه.

 

ولی باز عرض می کنم مشکلی نیست اگر نشد این ماموریت رو میشه از لیست کشید بیرون و هنوز هم هزار تا ماموریت دیگه میشه بهش داد.


این هواپیما اگر دارای فضای اضافی در داخلش هم باشه میشه همانند ac-130 توش توپهای کنترل از داخل هم نصب کرد

 

http://en.wikipedia.org/wiki/File:Ac130_gunship.jpg

 

http://en.wikipedia.org/wiki/File:AC-130U_Sensor_Operator.jpg

 

http://en.wikipedia.org/wiki/File:AC-130U_Aerial_Gunners.jpg

بابا با دقت بخونید من میگم چیزی سنگین تر از شاهد با سرنشین، ملخ دار و با توان حمل 1500تا 2000 کیلوگرم مهمات نمی خوایم که هواپیمای ترابری بسازیم.


http://upload7.ir/imgs/2014-09/85789060854171723825.jpg

 

یکم تغییرات مد نظر دوستان رو روش پیاده کردم

دو تا پایلون اضافه کردم دو تای دیگرو هم زیر بدنه تصور کنید

تغییر دادن شکل بالش یه کم دردسر داره دیگه به بزرگی خودتون ببخشید  :winking:

طرح واسه شاهد 129 هست که یکی از دوستان سایت قبلا کشیده بود، من با فوتوشاپ توصیف جناب فتح رو تا جای ممکن روش اعمال کردم

ممنوخواست اکانت گالری دادم به دوستان به محض گرفتن اکانت عکس های خودم رو قرار میدم.
 


با سلام...

 

راستش جناب فتح من نمیفهمم چرا باید یه پهپاد رو با سرنشین کرد ...

 

ببینید اولا سرعتش زیاد نیست و ارتفاع زیادی رو هم نداره حالا شما حساب کن بهش شلیک بشه و یا اتفاقی براش بیافته خب جون خلبانش به خطر میافته که هزینه زیادی براش شده

 

دوم اینکه میشه با استفاده از دوربین های قوی راحت این کار رو از راه دور انجام داد...و راحت هدف رو مورد اصابت قرار داد

 

اما به نظر من بهترین مورد استفاده از پهپاد بالگردی هست  ( مثل همون بالگرد ذوالفقار...! )و اگه بشه چهار پایلون موشک بهش اضافه کرد به باند برخاست و فرود هم احتیاحی نداره

 

خیلی هم سریع میتونه وارد عملیات بشه و راحت میشه روشون قفل کرد ....

 

اما به نظرم چیزی که خیل ضروری هست ماهواره های جاسوسی هستش که راحت میشه هم موشک رو باهاش لینک کرد و ...

این پهپاد نیست فقط برای توصیف و روشن شدن موضوع برای دوستان من مثال پهپاد رو زدم وگرنه این هواگرد در رده پرنده های ملخی قرار می گیره مثل همونهایی که الان در عراق داره با داعش می جنگه منتهی این بروزتر و بهینه تر شده و توان بالاتری در اختیار ما قرار میده. مثلا بنده یک تغییر دادم و موتور رو عین پهپاد بردم پشت هواگرد و این باعث شد که دماغه و زیر بالها برای تسلیحات و رادار و توپ و سیستم اپتیکی جا باز کنه.

 

اتفاقا کمینه سرعت برای این هواگرد لازم هست چون قراره برای مدتی روی منطقه ای گشت بزنه، یا کنترل مرزی کنه، یا به ستون های نظامی و کاروان ها حمله کنه و در یک کلام پشتیبانی زمینی انجام بده لاجرم سرعت کمینه لازم هست براش عین فراگفوت و ای10 منتهی با این تفاوت که این چون مهمات کمتری حمل می کنه می تونه سرعت کمینه کمتری هم داشته باشه و به دلیل ارزانتر بودن و عدم پیچیدگی میشه خیلی بیشتر از اونها تولید کرد ازش.

اما بیشترین سرعتش می تونه حداقل تا 600 ک م برسه و ارتفاع هم حداقل به اندازه چند کیلومتر هست لاجرم در حیطه کاری خودش تهدیداتش هم کمتره...

اما این رو باید بدنید این هواگرد اصلا قرار نیست بره برای بمباران خطوط پشتی دشمن این قراره توی مرزهای خودمون بر ضد اشرار و گروهک ها، کنترل مرزی و نهایتا لبه لجمن خودی که نیروهای زرهی خودمون و دشمن دارن می جنگن عملیات کنه و اگر خلبان حتی اجکت کنه همیشه به این معنی نیست که اسیر بشه

 

بالگرد معایبی داره اول اینکه تکنولوژی پیچیده تری داره، دوم توان حمل بار کمتری داره نسبت به همرده خودش، سرعت خیلی کمتری داره و گاهی نمی تونه به موقع به هدف برسه ما با این طرح پرنده ای داریم که در بدترین حالت هم سرعت 600 ک م رو داره ولی بالگرد 150 رو فکر نکنم بزنه. یعنی یک چهارم. بعد خاصیت این پرنده اینه که خلبان توش حضور داره و به راحتی تصمیم گیری می کنه ولی پهپاد مشکلات خاص خودش رو داره....

 

دوربین قوی شرط لازم هست ولی شرط کافی نیست
 

ماهواره جاسوسی مدار زمین آهنگ ندارن و تقریبا در هر روز چند دور دور زمین می چرخن و این یعنی اینکه شما در بهترین شرای یک نقطه رو چند دقیقه بیشتر در دید ندارید ولی خوبی هواپیمای جاسوسی، پهپاد و این پرنده اینه که روی منطقه گشت می زنه تا وقتی لازم شد عمل کنه

  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

در مورد پره ها و بال های دم هم باید بگم که اگه قراره که بال های دم به عقب زاویه داشته باشن باید پره ها هم همین طور باشن ولی حالا از لحاظ آیرودینامیکی مشکل به هم می زنه یا نه رو نمی دونم!!

لطفا هرکی میتونه یه برنامه ای برای همن مورد پیدا کنه و پره زاویه دار رو توش بسازه و ببینه مشکلی به هم می زنه یا نه!!!

 

در شکل اول پره به بال برخورد می کند!!

ppbheos8152y.png

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

زاویه ی بال و دم محاسبات ایرودینامیکی می خواد همین جوری یلخی نیست که 

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

زاویه ی بال و دم محاسبات ایرودینامیکی می خواد همین جوری یلخی نیست که 

پس من چه نوشتم؟ من میگم یکی اگه چنین برنامه ای رو داره امتحان کنه!!

ویرایش شده در توسط ali1378

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

در مورد پره ها و بال های دم هم باید بگم که اگه قراره که بال های دم به عقب زاویه داشته باشن باید پره ها هم همین طور باشن ولی حالا از لحاظ آیرودینامیکی مشکل به هم می زنه یا نه رو نمی دونم!!

لطفا هرکی میتونه یه برنامه ای برای همن مورد پیدا کنه و پره زاویه دار رو توش بسازه و ببینه مشکلی به هم می زنه یا نه!!!

 

در شکل اول پره به بال برخورد می کند!!

ppbheos8152y.png

اینطور نیست که شما فکر می کنی چندیت راه داره

اول اینکه بال ها می تونن دقیقا لبه به لبه با منتهی علیه هواگرد نباشن و مثلا 20 سانتیمتر داخلتر باشن

دوم اینکه شفت وصل به ملخ می تونه کمی دراز تر باشه و...

ولی این زاویه  اینقدر که شما فکر می کنی نیست تازه می تونه اصلا زاویه نداشته باشه.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

اینطور نیست که شما فکر می کنی چندیت راه داره

اول اینکه بال ها می تونن دقیقا لبه به لبه با منتهی علیه هواگرد نباشن و مثلا 20 سانتیمتر داخلتر باشن

دوم اینکه شفت وصل به ملخ می تونه کمی دراز تر باشه و...

ولی این زاویه  اینقدر که شما فکر می کنی نیست تازه می تونه اصلا زاویه نداشته باشه.

من هم تو فکرم بود که بگم مثلا چند سانت فاصله بدیم ولی گفتم شاید پره اینجوری یه چیز جدیده می تونه یه قابلیت هایی رو به هواگرد بده(این فقط یه ایده بود که همین الآن رفت تو فکرم !) ولی حرف شما درسته

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

با سلام مجدد به دوستان و همراهان عزیز، در زیر عکس هایی رو که از این هواگرد طراحی کردم می تونید ببینید:

البته اونی که خواستم نشده چون نرم افزار مشکل داره و کرک نشکسته هست و همچنین این عکس ها حاصل تلاشی سریع و بدون حوصله هست اما شمای کلی رو در اختیار دوستان قرار میده. متاسفانه اولین بار بود با نرم افزار و کلا این حوزه کار می کردم و هواگرد یحتمل دارای مشکلات فراوان هست ولی اگر فردی خبره و با تجربه این طرح رو می زد مطمئنا از مال بنده بهتر میشد.

 

اما مشکل دیگه این هست که همونطور که عرض کردم نرم افزار چون کرک نشکسته هست و باید اون رو خرید وقتی فایلی رو ذخیره می کنید و از نرم افزار خارج می شید دیگه نمی تونید اون فایل قبلی رو با اینکه روی سیستم شما موجود هست باز کنید و پیغام میده که باید نرم افزار رو آنلاین خرید کنید. به همین دلیل طرحی که می زنید رو فقط تا زمانی که نرم افزار باز هست می تونید اصلاح کنید خارج که بشید دیگه تمام هست.

 

آخر تصاویر توضیحی در مورد اونها میدم اول عکس ها رو با کلیک روی اونها در سایز اصلی ببینید:

 

thumb_New_Picture~0.jpg

 

thumb_New_Picture_281029~0.jpg

 

thumb_New_Picture_28929~0.jpg

 

thumb_New_Picture_28829~0.jpg

 

thumb_New_Picture_28729~0.jpg

 

thumb_New_Picture_28629~0.jpg

 

thumb_New_Picture_28529~0.jpg

 

thumb_New_Picture_28429~0.jpg

 

thumb_New_Picture_28329~0.jpg

 

thumb_New_Picture_28229~0.jpg

  • Like 1
  • Upvote 12

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

با سلام مجدد به دوستان و همراهان عزیز، در زیر عکس هایی رو که از این هواگرد طراحی کردم می تونید ببینید:

البته اونی که خواستم نشده چون نرم افزار مشکل داره و کرک نشکسته هست این عکس ها حاصل تلاشی سریع و بدون حوصله هست ولی شمای کلی رو در اختیار دوستان قرار میده.

آخر تصاویر توضیحی در مورد اونها میدم اول عکس ها رو با کلیک روی اونها در سایز اصلی ببینید:

 

thumb_New_Picture_28429~0.jpg

 

ایده جالبیه برادر فتح

در راستای دعوت شما برای مشارکت توی این طرح من یک نکته ای به ذهنم رسید

 

به نظر شما نمیشه که به ایده قرار دادن 2 تا موتور بر روی بال (به جای زیر بال) فکر کرد؟

اینجوری هم فضای زیر بالها برای حمل تسلیحات و مخازن سوخت و جایگاه های جنگ الکترونیک و ... خالی می مونه و هم اینکه خیلی طرح ساختار شکنانه نمیشه و احتمالا مشکلات طراحی و اجرای کمتری هم پیدا میکنه. raised_eyebrow raised_eyebrow

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط MR9
      بسم الله الرحمن الرحیم
       
      سرکوب پدافند هوایی دشمن
        (Suppression of Enemy Air Defenses /SEAD)
       

       
      بدون شرح !!!
       
       
      یکی از ماموریتهای اصلی واحدهای پروازی نیروی هوایی پس از ظهورسه عنصرجدید در نبردهای معاصر (رادار/ توپخانه ضدهوایی هدایت راداری و نهایتا" موشکهای هدایت شونده زمین به هوا)، کنترل و ازکارانداختن و نابودی این  سامانه ها  می باشد .
       بررسی دقیق نبردهای به وقوع پیوسته پس از جنگ دوم جهانی نشــــــان می دهد که هرکدام از این نبردها ، جنبه های نوینی از فناوری را با بکارگیری تجهیزات ، تسلیحات و تاکتیک ها به نمایش گذاشته و نشان داده اند که گاهی استفاده از  وجود برتری کمی تسلیحات غیر پیشرفته در مقابل برتری کیفی تسلیحات پیشرفته و یا برعکس ، پیروزی های نظامی خیره کننده ای را به ارمغان آورده است. در کنار این مساله و به موازات افزایش توانایی های رزمی یک سامانه تسلیحاتی ، توسعه تاکتیکهای مورد نیاز نیز یک اصل غیر قابل اجتناب بشمار می رود . در چنین شرایطی ، سامانه های پدافند هوایی نیز از این قاعده مستثنی نبوده ، چــنانکه این نوع از سیستم های جــــنگ افــــزاری می بایست دارای قابلیت های پدافندی مناسبی باشند تا در مرحله آغازین تهاجم دشمن ، بتوانند ایمنی مناطق مسکونی ، مراکز ثقل سیاسی ، نظامی و اقتصادی را از گزند بمباران و آسیب حفظ نمایند و با ایجاد لطمات عمده به پیکره  و استخوان بندی قدرت هوایی دشمن ، باعث لغو ماموریت های تهاجمی وبه احتمال زیاد تغییر نتیجه جنگ شوند . بنابراین، به صورت طبیعی ،  نیروی هوایی مهاجم سعی خواهد نمود تا تهاجم خود را با انجام ماموریت های سرکوب پدافند هوایی آغاز نماید . برهمین اساس و بنا به تعریف وزارت دفاع ایالات متحده ، سرکوبی پدافند هوایی دشمن عبارتند از :
      " انجام هرگونه فعالیتی به منظور خنثی سازی ، نابود سازی و ایجاد اختلال موقت یا دائم در سامانه های پدافند هوایی زمین و دریاپایه دشمن بوسیله تجهیزات مخرب یا اخلالگرها "
       

       
      جنگنده / بمب افکن F-105G ، یکی از مهمترین جنگ افزارهای ارتش ایالات متحده برای مقابله با آتشبارهای سام ارتش ویتنام شمالی بشمارمی آمد .
      این پرنده در تصویر فوق در حال تیک آف از روی باند پایگاه هوایی "کورات"(تایلند) است ، در حالی که برای اجرای ماموریتهای موسوم به وایلدویزل به مهمات ماوریک و شرایک مسلح می باشد .
       
       

       
       
      پچ سینه اسکادارن های وایلدویزل
       
       
       

       
      جنگنده / بمب افکن F-4G  در حال تیک آف از فرودگاهی در عربستان
      در حالی که برای اجرای ماموریت SEAD ، به مهمات متنوعی شامل مشکهای هوا به زمین ماوریک و مهمات ضد تشعشع شرایک و غلاف جنگ الکترونیک مجهز شده است .
       
       

       
      ارتش ایالات متحده برای ایجاد برتری هوایی بر فراز منطقه نبرد ، تاکید زیادی بر استفاده از اسکادارن های وایلد ویزل دارد .
      تصویر فوق یکفروند جنگنده / بمب افکن A-7E را بر روی عرشه فوقانی ناو هواپیمابر USS AMERICA نشان میدهد که برای اجرای عملیات بر علیه آتشبارهای دفاع هوایی لیبی (عملیات دره الدورادو ) آماده می شود . به نظر می رسد پرنده فوق برای اجرای این ماموریت به مهمات ضد رادار شرایک و مهمات هوابه زمین راک آی مارک II مجهز شده است .
       

       
      ارتش های اروپایی نیز پس از مشاهده تاثیر تسلیحات ضد رادار ، بسرعت خود را به قابلیت های ضد رادار مجهز نمودند .
      تصویر فوق یک فروند تورنادو ECR نیروی هوایی آلمان را که به مهمات ضدرادار هارم مجهز شده است را نشان میدهد
       

       
      مهمات ضد تشعشع AGM-88 HARM، جنگنده / بمب افکنF/A-18 C
       

       
      نیروی هوایی بریتانیا ، به شکل وسیعی از مهمات ضد رادار درسازمان رزم نیروی هوایی خود بهره می برد .
      تصویر فوق ، یک تیر موشک ضد تشعشع آلارم را بروی یکفروند جنگنده/ بمب افکن تورنادو GR4 نشان می دهد .
       

       
      در حال حاضر پرنده ویژه نیروی هوایی ارتش ایالات متحده برای اجرای ماموریتهای سرکوب پدافند هوایی ، جنگنده/بمب افکن F-16 CJ بشمار می آید .
       
      پرنده فوق ، یکفروند F-16 CJ بلاک 50 سری D است که برای اجرای ماموریت SEAD ، به طیف متنوعی از مهمات شامل ، AIM-120 آمرام ، AIM-9 M سایدویندر در جایگاه های دو وهشت  ، مهمات ضد رادار AGM-88 هارم در جایگاه های سه و هفت ، و برای هدفیابی به یک غلاف AN/ASQ-213 ، مسلح شده است .
      با این حال و براساس نظرات خلبانان شرکت کننده در جنگ ویتنام ، قابلیتهای تاندرچیف و فانتوم به مراتب افزون تر از این نمونه فالکون بشمار می آمد .
       
       
      نویسنده و مترجم : کارشناس ارشد جغرافیای سیاسی - MR9
      Military.ir Copyright
      تمامی حقوق برای انجمن میلیتاری محفوظ است
      منابع  :
      1- Davis, Larry and Menard, David, Republic F-105 Thunderchief
      2- Bill Siuru, Bill Holder-General Dynamics F-16 Fighting Falcon
      3-F-4 PHANTOM II IN ACTION
      4- "MODERN MILITARY AIRCRAFT "THUD"
      5- A-7 IN ACTION
      6- ویکی
      7- مطالعات شخصی اینجانب از منابع گوناگون
    • توسط MR9
      بسم الله الرحمن الرحیم
       
       

       

       
       
      از آغاز ورود هواپیما به میادین نبرد ،  واژه جدیدی با عنوان تکخال  خلبان نیز وارد فرهنگ واژه های نیروهای مسلح شد که عمدتا" به خلبانانی  اطلاق  می گردید که  موفق می شدند در طول  نبردهای هوایی ، جنگنده های دشمن را سرنگون و یا  اینکه در جریان اجرای ماموریتهای پشتیبانی نزدیک هوایی ، تجهیزات نیروی زمینی  حریف را منهدم نمایند .
       

       
      اریش هارتمان ، خلبان تکخال آلمانی با 352 پیروزی هوایی
       
      در لیست بلند بالای این تکخال های پرنده از سال 1916تا کنون ،  اسامی کسانی نظیر اریش هارتمان ، هانس اولریش رودل ، ایوان کاژداب ، اتو پولمن ، ماکس ایملمان  ، گئورگی رچکالف  ، فرانک لوک ، فرانسیسکو باراکا ، هیروشی نیشیزاوا  ،ورنر مولدرز ،  محمد رایان ، جلیل زندی ( خلبان پرافتخار گربه افسانه ای نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران  ) و... دیده می شود که در دوره های مختلف ، واجد شرایط اطلاق تکخال خلبان بوده اند .
       
      تولد یک تکخال :
       
      سیف الاعظم ، در سال 1941 ،در خانواده ای از طبقه متوسط در پاپنا (pabna) بنگلادش ، چشم به جهان گشود  و تا نوجوانی در مهمترین شهر بندری هند (کلکته ) زندگی نمود . در سال 1947، خانواده سیف الاعظم به شرق هند ( بنگلادش در جغرافیای سیاسی امروز ) ، یعنی جایی که اکثر مردم آنجا مسلمان بودند مهاجرت نموده و در آنجا ساکن شدند . هشت سال بعد ، یعنی در سال 1955 ، سیف الاعظم برای ادامه تحصیلاتش در دوره دبیرستان به پاکستان غربی مهاجرت نمود و پس از اتمام تحصیلات ، در سال 1958  وارد دانشکده خلبانی نیروی هوایی ارتش پاکستان (PAF) شد و دو سال بعد یعنی در سال 1960 ، از این دانشکده فارغ التحصیل گردید و بعنوان افسر خلبان ، دوران خدمت خود را در این نیرو آغاز نمود .
       
      وی تنها خلبانی در ارتش پاکستان بشمار می رفت که در طول دوران خدمت خود ، در نیروی هوایی سه کشور ( نیروی هوایی پاکستان ، نیروی هوایی سلطنتی اردن و نیروی هوایی عراق ) خدمت کرد  و به شکل متمایزی در برابر دو حریف قدرتمند ، یعنی نیروی هوایی هند (جنگ 1965) و نیروی هوایی رژیم صهیونیستی (1967) قرارگرفت  .
       
       

       
       
      از راست به چپ
       
      نیروی هوایی پاکستان  ، نیروی هوایی عراق و نیروی هوایی سلطنتی اردن
      سه نیرویی که سیف الاعظم در طول دوران خدمت خود در آن به فعالیت پرداخت .
       
       
      وی در سال 2001 ، توسط نیروی هوایی ارتش ایالات متحده ، به این کشور دعوت گردید و طی مراسمی بعنوان یک قهرمان ، در ردیف 22 عقاب زنده دنیا قرار گرفت . وی دارای رکورد طولانی ترین شلیک در جریان یک نبرد هوایی است که آن را در جریان جنگ شش روزه 1967 و با انهدام دو فروند پرنده نیروی هوایی رژیم صهیونیستی بدست آورد . نام و تصویر  وی بعنوان یک خلبان تکخال ، در بهترین دانشکده پرواز نیروی هوایی در سطح بین المللی ، یعنی مدرسه تاپ گان (TOP GUN) نیروی دریایی ارتش ایالات متحده می درخشد .
       
       
      ظهور یک تکخال :
       
      نبردهای هوایی میان اعراب و رژیم صهیونیستی ، یکی از جالب توجه ترین نبردهایی است که در تاریخ نظامی مدرن به وقوع پیوسته است . با این وصف ، یکی از جالب توجه ترین  مواردی که در این نبردها ، قابل بررسی است ، حضور خلبانانی با ملیت های متفاوت در سازمان رزم طرفهای درگیر بشمار می آید
       
       چنانکه نیروی هوایی رژیم صهیونیستی از بدو تشکیل در سال 1948 ، از ملیتهای گوناگونی در ساختار رزمی خود بهره می برد و در آنسوی ماجرا نیز ، اعراب از خلبانان کشورهای گوناگونی نظیر آلمان شرقی ، پاکستان ، لهستان و لیبی استفاده می نمود  .
      اما یکی از مشهورترین این خلبانان ، ستوان سیف الاعظم ، جمعی نیروی هوایی ارتش پاکستان بشمار می رود . وی در سپتامبر 1965 و با آغاز  جنگ با هند ، در اسکادران هفدهم نیروی هوایی پاکستان مستقر در پایگاه هوایی سارگودها ، که به جنگنده های اف-86 مجهز بود ، خدمت می نمود و نخستین پرواز رزمی خود را در همین اسکادران تجربه نمود .
       
      در جریان این جنگ ، اجرای حملات هوا به زمین علیه اهداف زمینی ، بخش عمده ای از ماموریتهای محوله به این اسکادران را تشکیل می داد و در مجموع ، سیف الاعظم ، 12 ماموریت رزمی را در عمق خاک هند علیه اهداف دشمن در کاسیور ، واقا و سیالکوت به انجام رساند .
       

       
      جنگنده اف-86 نیروی هوایی پاکستان
       
       

       
      جنگنده فولند- گانت ، نیروی هوایی ارتش هند
       
       
      اما آنچه که موجب شد تا نام وی در صدر خبرها قرار گیرد  ، واقعه ای بود که در 19 سپتامبر 1965 روی داد . در این تاریخ ، وی به همراه سه فروند از سابرهای اسکادران 17 ، به رهبری  فرمانده اسکادران ، عظیم دادپوتا ، ماموریت یافت تا یک هدف را در  عمق خاک هند بمباران نماید . اما پس از اجرای ماموریت و در راه بازگشت به خانه ، این فرمیشن توسط دو فروند رهگیر فولند گانت نیروی هوایی هند ، رهگیری شد و نبرد سختی میان دو طرف در گرفت .
      در جریان این نبرد هوایی ، پرنده فرمانده اسکادران سرنگون گردید ، اما ستوان سیف الاعظم ، موفق شد تا یکی از دو رهگیر هندی را با آتش توپهای خود سرنگون نماید و قربانی وی ، سروان  " وی . مایادف " پس از خروج موفق از پرنده رزمی آسیب دیده خود ، به اسارت ارتش پاکستان در آمد .
       
      این شکار ، یک شاهکار باور نکردنی برای نیروی هوایی ارتش پاکستان بشمار می رفت ، چرا که تجربه نیروی هوایی پاکستان نشان داده بود که جنگنده های فولند گانت هندی  به سختی  در جریان رزم هوایی سرنگون می شوند .
       

       
      ستوان سیف الاعظم در زمان دریافت نشان از نیروی هوایی ارتش پاکستان
       
       
      با پایان جنگ ، ستوان سیف الاعظم ، در نوامبر 1966 ماموریت یافت تا با یکی دیگر از همکارانش در نیروی هوایی پاکستان ، یعنی ستوان "سروار شاد" ، به اردن رفته و تجربیات خود را به خلبانان جنگنده های هاوکر هانتر نیروی هوایی سطنتی اردن منتقل نماید . در جریان این ماموریت ، جنگ شش روزه 1967 آغاز گردید و  ستوان سیف الاعظم به شکل ناخواسته ، درگیر یک جنگ دیگر شد .
       
      در 5 ژوئن 1967 ، وی به همراه 3 خلبان اردنی ، در قالب یک فرمیشن 4 فروندی از جنگنده های هاوکر هانتر از پایگاه هوایی المفرق به پرواز در آمد ، غافل از اینکه یک صورتبندی تهاجمی از بمب افکن های داسو سوپر مایستر نیروی هوایی رژیم صهیونیستی ، به قصد بمباران این پایگاه هوایی ، بدان نزدیک می شوند . بلافاصله ، فرمان آغاز درگیری صادر شد و در بدو امر ، سیف الاعظم توانست تعداد پیروزی های هوایی خود را به عدد 4 رسانده و دو فروند سوپر مایستر مهاجم را سرنگون نماید . از این تاریخ به بعد ، بتدریج توانایی های وی در رزم هوایی در کانون توجه قرار گرفت .
       

       
      سوپرماژیستر نیروی هوایی ارتش رژیم صهیونیستی
       
       
      به فاصله 24 ساعت ، یعنی در هفتم ژوئن 1967، پس از نخستین حملات نیروی هوایی عراق به اهداف مد نظر در سرزمین های اشغالی ، نیروی هوایی ارتش رژیم صهیونیستی یک حمله سنگین هوایی را علیه مجموعه پایگاه های الولید (H-3) ترتیب داد و براساس طرح های برنامه ریزی شده ، قرار شد تا یک فرمیشن تهاجمی شامل 4 فروند بمب افکن واتور و دو فروند میراژ-3 بعنوان اسکورت ، به الولید حمله نمایند .
       
       

       
      بمب افکن واتور نیروی هوایی ارتش رژیم صهیونیستی
       

       
      جنگنده MIRAGE III CJ  نیروی هوایی ارتش رژیم صهیونیستی
       
       
      همزمان با پرواز این فرمیشن بسمت الولید ، ستوان سیف الاعظم درون یک هاوکر هانتر عراقی به رجیستر 702 ، موفق شد تا به همراه دو هاوکر هانتر دیگر ، این فرمیشن را رهگیری نماید . اما میراژهای محافظ که انتظار چنین واکنش سریعی را از سوی نیروی هوایی عراق نداشتند ، بلافاصله برای دور نمودن هانترها ، از دسته پروازی جدا شده و همین کار ، آغاز درگیری هوایی را موجب گردید.
       
      درجریان یک نبرد هوایی طاقت فرسا ، یکی از دو فروند هاوکر هانتر همبال سیف الاعظم توسط یکی از میراژهای مهاجم به هدایت سروان "گیدئون درور" ساقط گردید . سیف الاعظم نیز با مشاهده ساقط شدن همکاراش ، برای انتقام وارد یک درگیری سخت با میراژهای محافظ شد و موفق شد تا یکی از دو میراژ را سرنگون نماید . اینک بمب افکن های واتور مهاجم بدون محافظ ، آماده بودند تا شکار سیف الاعظم شوند . بنابراین وی بسرعت به سراغ بمب افکن ها رفت و با ساقط کردن یکی از واتورها ، دومین شکار خود را به ثبت رساند .
       
      هر دو قربانی وی ، یعنی سروان گیدئون درور خلبان میراژ و سروان گولان که با بمب افکن واتور پرواز می نمود ، پس از خروج موفقیت آمیز از پرنده های خود ، به اسارت نیروی های عراقی در آمدند .
       

       
      صحنه بازسازی شده حمله سیف الاعظم به واتور اسراییلی
       
       
      یکی از خدمه زمینی که شاهد این نبرد هوایی بود ، بعدها چنین به یاد می آورد که سیف الاعظم بقدری نزدیک به بمب افکن واتور مهاجم پرواز می نمود که پس از شلیک و انفجار بمب افکن مزبور ، هاوکر هانتر او  به درون دریایی از قطعات منهدم شده پرنده مهاجم وارد شد و بسیاری بر این باور بودند که وی نیز سرنگون شده است .
       

       
       
      هاوکر هانتر سیف الاعظم و دوKILL MARK که نشاندهنده دو شکار وی محسوب می گردد .
       
       
      به گفته سرگرد " مردخای هود " ، فرمانده وقت نیروی هوایی ارتش رژیم صهیونیستی ، از دست دادن سه فروند هواپیما در یک درگیر هوایی ، موجب شد تا وی احساس کند که جنگ را باخته است .
       
       
      پس از سرنگونی این دو پرنده ، دو KILL MARK به نشانه سرنگونی دو پرنده دشمن در سمت راست این جنگنده حک گردید . این هاوکر هانتر تا اواسط دهه 70 میلادی در حالی که دماغه و سکان های عمودی آن به رنگ قرمز در آمده بود ، بعنوان رهبر تیم آکروجت نیروی هوایی عراق به خدمت خود در نیروی هوایی عراق ادامه داد .
       

       
       
      این هاوکر هانتر با پایان یافتن دهه هشتاد میلادی، در پایگاه هوایی حبانیه بازنشسته شد و بدنه این پرنده افسانه ای در همان پایگاه  قرار گرفت .
      سرهنگ خلبان سیف الاعظم ، در طول خدمت خود موفق شد تا سه نشان شجاعت از سه نیروی هوایی ، بصورت جداگانه دریافت نماید . وی در سال 1972 ، به نیروی هوایی بنگلادش پیوست .
       
       
      نویسنده و مترجم : MR9
      Military.ir Copyright
      :rose: :rose: تمامی حقوق برای انجمن میلیتاری محفوظ است :rose: :rose:
       
       
      منابع :
       
       
       
      1 - IRAQI FIGHTERS 1953-2003
      2-ISRAEL AIR FORCE 1948-1967  BY RAY BALL
      3-پاک دیفنس
      4- ویکی
    • توسط Sorena_Noshad
      به نام ایزد توانا



      شن یانگ J-11 (نام کامل:Jianji-11 یا Jian-11) کپی چینی جنگنده برتری هوایی Su-27 (نام گذاری ناتو:فلانکر) ساخت روسیه است که توسط شرکت هواپیمایی شن یانگ چین توسعه داده شده است.نمونه های اولیه جنگنده J-11 از کیت ها و تجهیزات روسی به کار رفته در جنگنده Su-27SK استفاده می کند.نمونه چند منظوره و بهینه سازی شده این جنگنده که با نام J-11B شناخته می شود بر اساس بدنه جنگنده های Su-27SK و نمونه اولیه یعنی Jian-11 طراحی و ساخته شده است اما از سامانه ها و سیستم های خودکار الکترونیکی و همینطور تسلیحات ساخت چین بهره می برد.به احتمال زیاد به غیر از نمونه های اولیه دیگر نمونه های جنگنده J-11 از موتور جت توربوفن بومی FWS-10A (تایهانگ) استفاده می کنند.

      J-11



      در سال 1992 چین به جمع کاربران جنگنده سوخوی Su-27 پیوست.در سال 1995 روسیه و چین بر سر تولید تحت لیسانس جنگنده تک سرنشینه Su-27SK در چین به توافق دست یافتند.در همان سال شرکت های سوخو و شن یانگ قراردادی را به ارزش 2.5 میلیارد دلار به منظور تولید تحت لیسانس 200 فروند جنگنده Su-27SK با نام J-11 امضا کردند.بر اساس شرایط این توافق نامه شرکت های سوخو و KnAAPO مسئول ساخت و تحویل کیت ها به شرکت شن یانگ هستند و این شرکت نیز مسئولیت مونتاژ آن ها را دارد.روسیه و چین همچنین توافق کرده اند که روسیه اجازه دهد که به صورت تدریجی از برخی سامانه ها و سیستم های چینی در جنگنده J-11 استفاده شود.طبق گزارشات شرکت شن یانگ توانسته است با استفاده از شرایطی که در قرارداد ذکر شده است به این توانایی دست یابد تا جنگنده های J-11 را به صورت مستقل و با تجهیزات چینی تولید کند.اولین جنگنده J-11 در سال 1998 پس از مونتاژ در چین وارد خدمت شد اما به دلیل مشکلات فنی تولید انبوه آن از سال 2000 شروع شد.منابع روسی تایید کرده اند که تا سال 2002 ، 48 فروند جنگنده J-11 تولید شده بود و یک منبع دیگر اظهار می دارد که 48 فروند دیگر در بین سال های 2002 و 2003 تولید شده است.با این حال شرکت شن یانگ اعلام کرد به زودی همه 200 فروند ساخته و تحویل ارتش چین می شود.در نوامبر 2004 رسانه های روسی گزارش دادند که تولید جنگنده J-11 پس از ساخت حدود 100 فروند از آن متوقف شده است.در این گزارشات آورده شده است که طرف چینی از شرکت سوخوی درخواست کرده است که ارسال کیت های این جنگنده را برای مونتاژ متوقف کند.بر اساس گفته های یک منبع در داخل نیروی هوایی چین این توقف به آن دلیل است که جنگنده Su-27SK یاJ-11 نمی تواند الزامات و خواسته های نیروی هوایی چین را بر آورده کند.



      تعدادی از فرضیه ها می تواند به درک چرایی توقف تولید جنگنده J-11 کمک کند.اول این که قراداد امضا شده بین روسیه و چین باعث شده است چین نتواند از موتورهای ساخت داخل بر روی این جنگنده استفاده کند و به همین دلیل برای تامین موتور جنگنده های خود به روسیه وابسته است.فرضیه دوم سیستم کنترل آتش روسی جنگنده J-11 است که با موشک های چینی سازگار نیست ، در نتیجه چین مجبور به واردات موشک های روسی R-27 و R-73 به منظور پشتیبانی از جنگنده های J-11 خود می شود.فرضیه سوم این است که جنگنده Su-27SK یا J-11 صرفا به منظور انجام ماموریت های برتری هوایی و درگیری های هوایی ساخته شده است و به همین دلیل توانایی پایینی در انجام عملیات های ثانویه مانند حمله به اهداف زمینی دارد ، این موضوع زمانی بیشتر محرز می شود که بدانیم این جنگنده تنها می تواند بمب های سقوط آزاد یا راکت های غیر هدایت شونده را به منظور حمله به اهداف زمینی با خود حمل کند.شرکت سوخو در سال 2003 توانست موفقیت های چشمگیری در بازار صادرات با هواپیمای Su-27SKM به دست آورد.در مدل Su-27SKM که بر اساس مدل Su-27SK ساخته شده است این جنگنده به یک جنگنده چند منظوره تبدیل شده و توانایی های آن بهبود چشمگیری داشته است.از جمله این بهینه سازی ها می توان به بهبود رادار کنترل آتش Zhuk-27 (یا در نوع بعد N001VEP) و به روز رسانی کابین خلبان با نمایشگر های چند منظوره مانند جنگنده Su-30MK اشاره کرد.با این حال این جنگنده توسط نیروی هوایی چین و به نفع جنگنده J-11 رد شد.



      J-11B



      در اواسط سال 2002 شرکت شن یانگ از تصمیم خود برای ساخت نمونه ای چند منظوره و بهینه شده از جنگنده J-11 با نام J-11B که توانایی حمل طیف وسیعی از تسلیحات هوا به هوا و هوا به زمین را داشت پرده برداشت.در این هنگام منابع روسی نیز تایید کردند که شرکت شن یانگ در حال کار بر روی نمونه ای از جنگنده J-11 با نام J-11B است که اکثر سامانه ها و سیستم های آن چینی هستند.حداق سه نمونه از این جنگنده (با کدهای:#523 - #524 - #525) تولید شده است.در سال 2006 نمونه های ساخته شده آزمایش های پروازی مختلفی را پشت سر گذاشتند.این جنگنده بر اساس جنگنده Su-27SK یا J-11 ساخته شده است اما دارای تفاوت هایی است مانند:

      - استفاده از رادار کنترل آتش پالس داپلر چند منظوره بومی با توانایی رهگیری 6 تا 8 هدف و درگیری همزمان با 4 هدف

      - سیستم کنترل پرواز دیجیتال بومی

      - کپی چینی سامانه جست و جو و ردیابی اپتیکی OEPS-27

      - سامانه ناوبری INS و GPS

      - کابین خلبان دارای چهار نمایشگر چند منظوره (MFD) ، دید عالی و نمایشگر سر بالا (HUD)



      این جنگنده می تواند موشک هوا به هوای کوتاه برد PL-8 (کپی چینی موشک اسرائیلی Python-3) و موشک هوا به هوای برد متوسط PL-12 با هدایت آشیانه فعال راداری را با خود حمل کند.در حالی که نیروی هوایی چین با جنگنده های Su-27/-30 خود می تواند به صورت همزمان تنها با 2 هدف و به وسیله موشک های R-77 درگیر شود ترکیب موشک های PL-12 و جنگنده J-11B باعث می شود که این جنگنده ها بتوانند به صورت همزمان با اهداف بیشتری درگیر شوند.علاوه بر توانایی های خوب جنگنده J-11B در نبردهای هوایی ، انتظار می رود این جنگنده توانایی های خوبی نیز در حملات دقیق به اهداف زمینی با استفاده از طیف وسیعی از تسلیحات هوا به زمین شامل : بمب هدایت لیزری LT-2 ، بمب هدایت شونده LS-6 ، موشک ضد رادار YJ-91 (کپی چینی Kh-31P) و موشک هوا به زمین KD-88 داشته باشد.در جریان ششمین نمایشگاه هوایی Zhuhai در چین که بین 31 اکتبر تا 5 نوامبر 2006 برگزار شد ، چین به صورت رسمی جزئیاتی را از موتور توربوفن بهینه سازی شده بومی FWS-10A منتشر کرد.این موتور در گذشته با موفقیت بر روی جنگنده جنگنده Su-27K و احتمالا J-11 تست شده است.از این موتور چنان بر می آید که دارای طراحی و عملکرد مشابهی با موتور توربوفن روسی AL-31F است و احتمال می رود که از آن الگوبرداری شده باشد.با این حال هنوز مشخص نیست که از موتور FWS-10A در جنگنده J-11 استفاده می شود یا نه.

      J-11BS

      حدس زده می شود که شرکت شن یانگ در حال توسعه نمونه دو سرنشینه جنگنده J-11B با نام احتمالی J-11BS است.این جنگنده از طراحی و ساختاری شبیه جنگنده Su-27UBK برخوردار است اما دارای موتور و سامانه های الکترونیکی و خودکار و تسلیحات ساخت چین است.



      مشخصات

      خدمه: 1 نفر (خلبان)

      طول :21.9 متر

      عرض : 12.9 متر

      طول بال ها: 14.70 متر

      ارتفاع: 5.92 متر

      وزن خالی: 16,380 کیلوگرم

      بیشینه وزن بارگذاری شده: 23,926 کیلوگرم

      رادار: رادار کنترل آتش روسی Zhuk-27 یا رادار پالس داپلر چینی

      موتور: موتورهای توربوفن روسی AL-31F یا چینی FWS-10A (دو عدد)

      بیشینه سرعت: 2.35 ماخ (2,500 کیلومتر در ساعت)

      برد:3,350 کیلومتر

      سقف ارتفاع پروازی: 18,500 متر

      تسلیحات:

      موشک های هوا به هوای PL-12 و PL-8 یا R-77 ، R-27 و R-73

      بمب های هدایت شونده LT-2 و LS-6 و راکت ها و بمب های غیر هدایت شونده

      موشک ضد رادار YJ-91 (کپی چینی Kh-31P)

      موشک هوا به زمین KD-88

      کاربران : نیروی هوایی چین - نیروی دریایی چین

      =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

      مترجم : سورنا نوشاد

      =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

      منبع


      هرگونه برداشت از مطلب تنها با ذکر نام مترجم و منبع امکان پذیر است!

      منتقل شده به " هواپيماهاي نظامي "
      REZAT1980
    • توسط MR9
      چند وقت پیش با جناب واریور صحبتی در بروزرسانی داشتیم ، ایشان این تصویر را ارائه دادند... ( مهمات بینا-2)
      که اگر صحت داشته باشد ،  احتمالا" برای لود دوتایی روی فانتوم ها ، سوخو-22 ها ، لود سه تایی یا دو تایی روی فنسر و لود تکی روی تایگر مناسب هست

       
    • توسط Blaze
      \

      ميراژ 5 يك هواپيماي ضربتي مافوق صوت است كه در فرانسه و در خلال دهه 1960 توسط صنايع هوايي داسو طراحي شد و علاوه بر اين كشور در جند كشور ديگر هم توليد يا مونتاژ شد.
      طرح اين جنگنده از سلفش يعني جنگنده موفق ميراژ 3 الهام گرفته شد و در اغاز خود يكي از نمونه هاي ميراژ3 به حساب ميامد اما بعدا از اين جنگنده چند نوع مختلف توليد شد.
      اين جنگنده وجود خود را مديون يشنهادي است كه از طرف نيروي هوايي رژيم صهيونيستي در سال 1966 به شركت داسو ارائه شد چون عملا بعد از پيشنهاد بود كه كار طراحي و نمونه سازي اين پرنده در اين شركت سرعت گرفت.



      از آنجا كه آب و هواي خاور ميانه برعكس اكثر نقاط اروپا در بيشتر روزها صاف و آفتابي است اسراييلي ها پيشنهاد كردند كه جايگاه افسر تسليحات شامل كاكپيت و ساير متعلقات از روي نمونه اصلي ميراژ 3 حذف شود تا هم هزينه تعمير و نگهداري كاهش يابد و هم به جاي آن بتوانند ظرفيت مخازن اصلي سوخت را براي حملات ضربتي و برد بلند افزايش دهند.
      سر انجام اولين نمونه از اين جنگنده كه تنها تفاوتش با ميراژ3 دماغه قلمي تر و جايگاه عقب رفته تر خلبان بود و مانند اكثر محصولات شركت داسو بالهايي دلتا شكل داشت در 19 مي سال 1967 به پرواز درآمد.
      اين پرنده مسلسل دو لول ميراژ3 را حفظ كرده بود اما براي حمل ميزان بيشتري سوخت و مهمات دو پايلون به آن اضافه شده بود كه تعداد آنها را به 7 عدد ميرساند و اين عمل خود موجب گشت تا ميزان حمل مهمات در اين جنگنده به 4000 كيلوگرم برسد.




      افزايش تنش ها در خارميانه ميان اسراييل و اعراب باعث شد تا شارل دو گل رئيس جمهور وقت فرانسه تصميم خود ميبني برعدم تحويل ميراژ ها به رژيم صهيونيستي را در سوم ژوئن سال 1967 اعلام نمايد.
      اما با وجود اينكه اسراييل به عنوان مشتري درجه يك ميراژ5 تحريم بود خط توليد اين جنگنده كماكان به فعاليت خود ادامه ميداد و نهايتا تا اواخر سال 1968 توانست بسته 50 فروندي انها را اماده نمايد و در اين هنگام بود كه اسراييلي ها توانستند با پيشنهاد پرداخت اخرين مبالغ به اين هواپيما دستيابي پيدا كنند.
      در سال 1969 و در حالي كه هنوز مبالغي از قرارداد توسط اسراييلي ها پرداخت نشده بود مسئولان نيروي هوايي اين رژيم از دولت فرانسه تقاضا كردند كه خلبانان و تكنيسين ها اين رژيم كه در فرانسه مشغول ديدن دوره هاي اموزشي بودند براي ادامه دوره خود به جزيره كورسيكا واقع در درياي مديترانه منتقل شوند و استدلالشان هم اين بود كه چون چون خاورميانه بر عكس مناطق اروپايي زمستانهاي سرد و برفي ندارد و اين جزيره نيز داراي اب و هوايي مانند خاور ميانه ميباشد بهتر است براي اينكه خلبانان ساعات بيشتري را اموزش ببينند به اين جزيره منتقل شوند.
      در اغاز دولت فرانسه مخالفتي نداشت اما هنگامي كه از قصد اسراييلي ها براي نصب مخازن سوخت خارجي روي جنگنده ها در راه انتقال به اين جزيره خبر دار شد به قضيه مشكوك شد و جلوي انتقال ها را گرفت كه در نهايت باز اين اسراييل بود كه به سبب نيازش به اين جنگنده تسليم شد و مابقي مبالغ را نيز پرداخت كرد.
      اما عليرغم تمامي اين شرايط همكاري ها بين فرانسه و اسراييل ادامه پيدا كرد اما اينبار نه به طور عادي بلكه به صورت مخفي و غير علني و در اين زمان بود كه نيروي هوايي اسراييل در حالي 50 فروند از جنگنده هاي جديد ميراژ5 خود را دريافت كرد كه اين جنگنده ها بر طبق استاندارد نيروي هوايي فرانسه و به منظور خدمت در اين كشور ساخته شده بودند.



      در نهايت و در خلال سالهاي 1971 تا 1974 اين جنگنده ها به نيروي هوايي اسراييل تحويل شدند و به اين علت كه متخصصين اسراييلي به خوبي در فرانسه آموزش ديده بودند و كاملا با قابليت ها و نكات فني مربوط به تعمير و نگهداري از اين پرنده اشنا بودند دولت اسراييل تصميم گرفت تا با بدست اوردن نقشه هاي فني اين پرنده اقدام به توليذد بومي ان كند و نهايتا با استفاده از شيوه هاي مختلف موفق به بدست اوردن اين نقشه ها شد و دست به توليد بومي ميراژ5 كرد كه اكنون ان را به نام نشر ميشناسيم.



      اما بهتر است نگاهي به ساير جوانب اين جنگنده بندازيم.
      اين جنگنده نيز مثل ميراژ3 با استقبال گسترده اي روبرو شد به طوري كه گونه هاي مختلفي از ان ساخته و بعضا صادر شدند كه داراي طيف هاي وسيعي از ايونيك پروازي بودند كه در بعضي موارد امكان انجام عمليات رهگيري را به اين جنگنده ضربتي ميدادند.
      مثلا در مورد ميراژهاي بلژيكي ميتوان گفت كه اين جنگنده ها ازسيستمهاي پروازي امريكايي استفاده ميكردند يا ميراژهاي مصري كه از ايونيك هواپيماي الفا جت بهره ميبردند.
      نمونه هايي از اين جنگنده نيز به منظور انجام ماموريت هاي شناسايي و اموزشي طراحي و ساخته شدند كه به ترتيب Mirage 5R و Mirage 5D نامگذاري شدند كه البته با يك مقايسه كوچك ميان نمونه هاي شناسايي و تمريني ميراژ3 و ميراژ5 ميتوان دريافت كه اين نامگذاري بيشتر تبليغاتي بوده و به منظور بازاريابي براي صادرات انجام شده چرا كه در بسياري از موارد و قطعات نمونه هاي تمريني و شناساي ميراژ 3 و 5 در حقيقت يكي هستند.
      در نهايت تعداد 582 فروند از اين جنگنده ساخته شد كه شامل 51 فروند نشر نيز ميشود.




      اما گونه هاي مختلف اين جنگنده:

      Mirage 5 : جنگنده ضربتي تك سرنشينه
      Mirage 5AD : نمونه صادراتي اين جنگنده به امارات (تنها 12 فروند ساخته شد)
      Mirage 5EAD: جنگنده تك سرنشينه مجهز به رادار براي حمله به هوا يا زمين. ساخته شده براي امارات(14 فروند)
      Mirage 5BA : جنگنده تك سرنشينه ساخته شده براي بلژيك و مجهز به ايونيك امريكايي(63 فروند ساخته شد كه62 فروند ان تحت ليسانس در SABCA توليد شد)
      Mirage 5COA: ساخته شده براي كلمبيا(14 فروند)
      Mirage 5D: ساخته شده براي ليبي(53 فروند)
      Mirage 5DE: جنگنده تك سرنشينه داراي رادار حمله به هوا و زمين. ساخته شده براي ليبي
      Mirage 5F: نمونه استاندارد براي نيروي هوايي فرانسه.
      Mirage 5G: نموئنه صادراتي براي گابون(3 فروند)
      Mirage 5G-2 : نمونه ارتقا داده شده براي گابون.
      Mirage 5J: نمونه هاي تحويل شده به اسراييل
      Mirage 5M: نمونه صادراتي براي زئير(از 14 فروند فقط 8 تا تحويل شد)
      Mirage 5MA Elkan: نمونه ارتقا يافته از 5BA براي صادرات به شيلي
      Mirage 5P: نمونه صادراتي به پرو(22 فروند)
      Mirage 5P Mara: نمونه ارتقا يافته Mirage 5P براي صادرات به ارژانتين
      Mirage 5P3: نمونه ارتقا يافته براي پرو(10 فروند)
      Mirage 5P4: نمونه ارتقا يافته باز هم براي پرو(2 فروند)
      Mirage 5PA: جنگنده تك سرنشينه ضربتي بدون رادار براي پاكستان(28 فروند)
      Mirage 5PA2: نمونه ارتقا يافته همراه با رادار Cyrano IV براي پاكستان(28 فروند)
      Mirage 5PA3: نمونه ارتقا يافته براي پاكستان داراي رادار Agave براي شليك موشك ضد كشتي اگزوست



      Mirage 5SDE: نمونه مجهز به رادار براي مصر
      Mirage 5E2 : نمونه ضربتي بدون رادار براي مصر(16 فروند)
      Mirage 5V: نمونه صادراتي براي ونزوئلا(6 فروند)


      Mirage 5R: نمونه تك سرنشينه براي مقاصد شناسايي
      Mirage 5BR : نمونه شناسايي براي بلژيك( از 27 فرودن در كل 23 فروند در بلژيك توليد شد)
      Mirage 5COR : نمونه صادراتي به كلمبيا
      Mirage 5DR: نمونه صادراتي براي ليبي(10 فروند)
      Mirage 5RAD: نمونه صادراتي براي امارات(3 فروند)
      Mirage 5SDR: نمونه صادراتي براي مصر(6 فروند)


      Mirage 5Dx: نمونه اموزشي دو سرنشينه
      Mirage 5BD: نمونه بلژيكي(15 فروند از 16 تا در بلژيك توليد شد)
      Mirage 5COD: نمونه اي براي كلمبيا(2 فروند)
      Mirage 5DAD: نمونه اي براي امارات(3 فروند)
      Mirage 5DD: نمونه اي براي ليبي(15 فروند)
      Mirage 5DG: نمكونه اي براي گابون(2 فروند در سال 1978 و 2 فروند در سال 1984 تحويل شدند)
      Mirage 5DM: نمونه اي براي زئير(3 فروند)
      Mirage 5DP:نمونه اي براي پرو(4 فروند)
      Mirage 5DP3: نمونه ارتقا يافته Mirage 5DP براي پرو



      Mirage 5DPA2: نمونه اي براي پاكستان(2فروند)
      Mirage 5MD Elkan : نمونه ارتقا يافته 5BD (به شيلي فروخته شد)
      Mirage 5SDD: نمونه اي براي مصر(6 فروند)

      Mirage 50 :
      در دهه 1960 شركت داسو موتور توربو جت Atar 09C كه موتور استاندارد جنگنده ميراژ 5 بود را با موتور جديدتر Atar 09K-50 تعويض كرد كه نتيجه اين امر نرخ صهود بهتر و همچنين بهتر شدن ويژگيهاي برخاست اين جنگنده بود و همين طور براي اين جنگنده ار ايونيك پيشرفته تر و رادار Cyrano IV نيز استفاده شد و شركت داسو اسم اين پرنده را ميراژ50 گذاشت اما بر خلاف نمونه قبلي( ميراژ5) اين جنگنده با استقبال خوبي روبرو نشد و فقط به شيلي و ونزوئلا صادر شد.


      http://gallery.military.ir/albums/userpics/mirage_5.jpg

      Mirage 50C: نمونه صادراتي به شيلي
      Mirage 50FC: 8 فروند از نمونه هاي Mirage 5F كه موتورشان با موتور جديد تعويض شده بود و به شيلي فروخنه شدند.
      Mirage 50DC: نمونه تمريني دو سرنشينه براي شيلي.(از كل 3 فروند 2 فرودن انها از موتور كم توان تر Atar 9C-3 بهره ميبردند)
      Mirage 50EV :نمونه ارتقا يافته Mirage 5V براي ونزوئلا مجهز به موتور Atar 9K-50 و ايونيك پيشرفته تر و كانارد.
      Mirage 50DV: نمونه هاي ارتقا يافته Mirage IIIDV/5DV براي ونزوئلا . شبيه به استاندارد 50EV




      اما كاربران اين جنگنده:
      امارات: اين كشور پس از بازنشسته كردن جنگنده هاي خود انها را به پاكستان فروخت.
      ارژانتين: در سالهاي 1978 تا 80 اين كشور 38 فروند نشر به همراه 4 فروند از نمونه تمريني از اسراييل دريافت كرد كه به دشنه(dagger) معروف شدند.
      البته اين كشور 2 فروند از نمونه هاي فرانسوي و 12 فروند از نمونه هاي اسراييلي(دشنه) خود را در جنگ فالكلند از دست داد كه در ان زمان كشور پرو براي اثبات اتحاد خود با اين كشور 10 فروند از ميراژهاي خود را تحت عنوان Mirage Mara جهت جبران خسارت وارده به ارژانتين صادر كرد.
      بلژيك: پس از بازنشسته كردن ميراژهاي خود انها را به شيلي فروخت.
      شيلي:اين كشور ميراژهاي خود را در سالهاي 2006 و 2007 بازنشسته كرد.
      كلمبيا:اين كشور در حال جايگزيني ميراژهاي خود با كفير ميباشد.
      اكوادور:ونزوئلا ميراژهاي خود را به اين كشور بخشيد.
      فرانسه و زئير و ليبي و ونزوئلا : ميراژهاي خود را بازنشسته كرده اند.
      پاكستان: قصد دارد تا سال 2015 انها را بازنشست كند.
      گابون:هنوز اين هواپيما ها را در اختيار دارد.

      مشخصات فني:

      نقش: ضربتي
      شركت سازنده: داسوبرگه(فرانسه)
      خدمه:1 نفر
      طول:15.55 متر
      عرض بالها:8.22 متر
      ارتفاع:4.50 متر
      مساحت بالها: 35.00 متر مربع
      وزن خالي:7.150 تن
      حداكثر وزن برخاست:13.700 تن
      پيشرانه: يك موتور توربو جت 9C SNECMA Atar با كشش 41.97 كيلو نيوتن در حالت خشك و 60.80 كيلو نيوتن در حالت يس سوز
      حداكثر سرعت: 2.2 ماخ معادل 2350 كيلو متر بر ساعت
      سرعت كروز: 956 كيلومتر بر ساعت
      برد رزمي: 1250 كيلومتر(با حداكثر ميزان سوخت داخلي و مخازن خارجي به همراه 800 كيلوگرم بمب)
      برد گذري:4000 كيلومتر
      سقف پروازي: 18 كيلومتر
      نرخ صعود: 186 متر بر ثانيه

      تسليحات:
      2 مسلسل 30 ميلي متري DEFA 552 با 125 فشنگ براي هركدام
      دو غلاف راكت يا سوخت Matra JL-100 با توان حمل 250 ليتر سوخت يا 19 راكت 68 ميلي متري SNEB
      دو موشك حرارت ياب سايدوايندر يا R550 Magics
      4 تن بمب


      منبع: ماهنامه جنگ افزار شماره 60
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.