برترین های انجمن

  1. eshqali

    • امتیاز

      39

    • تعداد محتوا

      384


  2. ariya0912

    • امتیاز

      30

    • تعداد محتوا

      464


  3. REZAT1980

    REZAT1980

    Administrators


    • امتیاز

      27

    • تعداد محتوا

      2,773


  4. MR9

    MR9

    Forum Admins


    • امتیاز

      25

    • تعداد محتوا

      6,121



ارسال های محبوب

Showing content with the highest reputation on سه شنبه, 6 آبان 1399 در همه مناطق

  1. 3 پسندیده شده
    کاربر @Ibrahim0912 محروم از دسترسی به انجمن میلیتاری .... =========== کاربران محترم ، از ورود به مباحث حاشیه ای و نژادی و استفاده از واژه های تحریک کننده قومیتی پرهیز کنند ، بخصوص برای روسای کشورهای آذربایجان و ترکیه
  2. 3 پسندیده شده
    از دشمن بیاموزیم ! (قسمت دوم) تصویربالا مربوط به کاروان نیروهای امریکایی در سوریه است که در یک دهكده محلی در شمال شرقی سوریه در 11 اكتبر سال 2020 برای بررسی اوضاع و ارتباط با محلی ها در حاشیه جاده متوقف شده اند. بعد از توقف ستون خودروهای زرهی برای جلوگیری از غلافگیری ستون و تهدیدات احتمالی هر یکی از خودروهای رزمی برادلی با کمک دید مستقل فرمانده و دید توپچی به شکل جداگانه و در جهات مختلف در حال بررسی اطراف هستند. همچنین سربازان پیاده نظام نیز در اطراف ستون در حال بررسی محیط با چشم غیرمسلح هستند. اما سوالی که دراینجا مطرح است این مورد است که ایا بررسی محیط در همین حد برای شناسایی تهدیدات برای نیروهای زمینی کافی خواهد بود ؟؟ وسعت دید و زاویه دید با وجود سیستم های مدرن نظارتی مانند دید مستقل فرمانده برادلی محدودیت قابل توجه ای دارد . نیروهای متخاصمی که قصد نزدیک شدن به ستون را داشته باشند میتوانند با کمک گرفتن از عوارض طبیعی و مصنوعی به راحتی از دید سیستم های نظارتی و دید واحد های پیاده نظام مخفی شوند. در این بخش باید توجه داشت ستون خودروهای زرهی و سربازان پیاده نظام تنها نیستند! انها یک دیدبان در آسمان دارند. یک بالگرد تهاجمی آپاچی در اسمان و بالا سر ستون در حال گشت زنی است. با توجه به این موضوع که بالگرد در حال پرواز در ارتفاع است وسعت دید و زاویه دید بهتری دارد. در نتیجه به راحتی می تواند تهدیدات پیرامون را بهتر از واحد های زمینی رصد کند. اضافه شدن هواگردهای بی سرنشین/سرنشین دار در نقش رزمی/شناسایی به نیروهای زمینی در درک بهتر موقعیت محیطی که در آن قرار دارند کمک شایانی می کند. ستون متوقف شده نیروهای آمریکایی در شمال سوریه- واحدهای زمینی هر کدام جهت های مختلف را بررسی میکند تا غافلگیر نشوند. اما این ستون تنها نیست یک بالگرد تهاجمی اپاچی در اسمان در حال بررسی محیط است.
  3. 3 پسندیده شده
    یکی از کاربران توئیتر سه عکس پایینی رو از باور 373 گذاشته بود و گفته است که این تصاویر مربوط به نسخه ای از باور هست که مشابه اس 300 وی 4 است اما در رقابت با نسخه فعلی باور رقابت را واگذار کرده و به تولید نرسیده است. همینطور که می بینید لانچر این نسخه به جای ذوالجناج 10x10 از کشنده ظفر 8x8 استفاده میکند. احتمالا این همان نسخه ضد بالستیک باور باشد که امیر حاتمی خبر آن را داده بودند. با توجه به شباهت باور 373 با اس 300 پی ام یو2 از نظر توانایی و کارکرد کاملا منطقیست نسخه ضد بالستیک این سامانه، مشابه اس 300 وی 4 باشد. اگر طراحان ایرانی به دنبال سامانه ای مشابه اس 300 وی 4 باشند پس محتمل است سامانه ایرانی نیز توانایی درگیری با 16 موشک بالستیک را داشته باشد. در این صورت باور ضد بالستیک هم می تواند دایره ای به شعاع 40 کیلومتر و ارتفاع 30-40 کیلومتر را در برابر حمله موشکهای بالستیک کوتاه برد و میانبرد حمایت کند. اس 300 وی4 می تواند موشکهای بالستیک تا سرعت 4800 متر بر ثانیه را هدف قرار دهد. در این صورت می توان مراکز حساس سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی و جمعیتی را به صورت قابل توجهی از خطر موشکهای بالستیک کشورهای منطقه ای در ایمن نگه داشت. اس 300 وی4
  4. 2 پسندیده شده
    بسم ا... راست : نمونه ای از صدها عملیات روانی بر علیه صنعت دفاعی ایران چپ : دسته گل جدید دوستان عزیز ما که حتی از بخش تبلیغاتی مجموعه تولید کننده سامانه باور هم بعید بود SORENA77امروز 9:09 PM یکی از دلایل وجود اون سیستم های تهوییه هوا روی سقف لانچر باور وجود رادار هست که الان مشخص شد ! مگرنه للانچر اینچنین خنک کننده هایی لازم نداره !! islfkامروز 9:11 PM @MR9 بله خودشون اذعان کردن فوتوشاپه دکل antey 4000 MR9امروز 9:12 PM @islfk بعد همین ها را دست می گیرند برای تمسخر ما .... این دوستان قبلا در میلیتاری بودند از این کارها نداشتند ، ظاهرا فالوور و لایک و کامنت برشون خیلی مهم شده !!! MR9امروز 9:14 PM @islfk قضیه دستکاری عکس شلیک موشکها را یادتون هست ؟؟ islfkامروز 9:16 PM @MR9 میگن نسخه ای از سامانه باور هست که اختصاصی برای مقابله با بالستیک توسعه پیدا کرده عکس هم دستکاری شده هست MR9امروز 9:18 PM @islfk زمانی که یک عده ای صنعت دفاعی ما را قرار هست تمسخر کنند ، دیگه این بخش ماجرا را تعریف نمی کنند ، چنان عکس را برمیدارند و ان را بعنوان صنعت دفاعی فتوشاپی توی بوق می کنند که یک عده ساده لوح داخلی هم ان را باور می کنند ... MR9امروز 9:19 PM @islfk چقدر دیگه باید گل به خودی بزنیم !!!! انتهایی هم برای این موارد دیده نمیشود !!!! Abed2امروز 9:24 PM @MR9 مشخص شده که فاصله بین دو کنیستر موشک در پرتابگر باور ۳۷۳ به علت وجود دکل رادار هست. مثل مدل های آنتی روسی. در ویدئویی که سابقا پخش شده بود جک های هیدرولیک برای بالا بردن آنتن رادار تلار هست. MR9امروز 9:28 PM @Abed2 فرض هم چنین طرحی باشد .. قبول ... به نظر شما درست هست که قبل از رونمایی اصل ماجرا ، این تصویر را دستکاری کنند که یک عده ای ان را بردارند و کل زحماتی که برای باور کشیده شده را بریزند دور ؟؟ یک کوچولو فکر کردن قبل از انجام کارهایی در خصوص گل سر سبد محصولات داخلی لازم نیست ؟؟ MR9امروز 9:31 PM @Abed2 این خبر برای 12 سال پیش هست ... امیدوارم که یادتون بیاید که سر همین عکس ، هر اندازه احمقانه ، چقدر بر ضد ما جنگ روانی راه انداختند oldmaginaامروز 9:36 PM @MR9 به نظر میرسه عکسی که آنتن داره فتوشاپ باشه . البته این به این مفهوم نیست که این شکل از وسیله وجود نداره ! MR9امروز 9:38 PM @oldmagina بحث وجود داشتن یا نداشتن نیست .. بحث این هست که چرا قبل از رونمایی سخت افزار اصلی ، در حالی که اطلاع داریم طرف مقابل منتظر هست که از این موارد سوء استفاده بکند ، دست به چنین کارهایی می زنیم ؟!! SardarJangalامروز 9:38 PM @MR9 یه عکس فوتوشاپی هم بود قاهر رو مثلا برده بودن رو باند برا آزمایش مال n سال پیش هنوز که هنوزه این عکسه رو میارن باهاش مسخره مون می کنن Abed2 امروز 4:40 AM @MR9 اصل کار فتوشاپ و اضافه کردن اون رادار کاملا غلط است اما به نظر میاد خود وزارت دفاع اصرار دارد که اون رادار دیده نشود. بحث من فقط این بود که این مطلب به نظر درست هست. اما کاملاً در زمینه این دست فتوشاپ ها حق با شما هست.
  5. 2 پسندیده شده
    با سلام خدمت همه دوستان گرامی به نظر من بزرگترین مانع تفکر احساس عدم نیاز به تفکر است . من کاملم . ما بهترینیم . ما برترینیم . مثل ما نیست . احساس در اوج بودن و عدم نیاز به تعالی و روحیه باری به هر جهت بودن . آفتی که بسیار در جامعه ما مشاهده شده و دامن گیر ما است و روز عمل و در محک و بوته آزمایش تازه عیار واقعی ما مشخص می شود که بسیار دیر است . البته با توجه به مشکل افراط و تفریط نهادینه شده در جامعه ما آن سوی این مسئله هم مشاهده می شود . خودباختگی و احساس هیچ و پوچ بودن در برابر دیگر کشورها به خصوص بلوک غرب و کشورهای جهان اول که اصولا نیاز به تفکر برای تعالی را از بین می برد و تنها راه را از فرق سر تا نوک پا فرنگی شدن می داند .
  6. 2 پسندیده شده
    مجموعه استحکامات واگنر یا آتشبار واگنر ، بخشی از زنجیره یا محور دفاعی بندر چارلستون واقع در جزیره موریس ( کالیفرنیای جنوبی ) بشمارمی رفت که در جریان جنگ داخلی ایالات متحده ، بخصوص نبردهای سال 1863 به ناگهان در محور توجهات قرار گرفت و براساس آنچه که در تاریخ نظامی این کشور به ثبت رسیده ، مستحکم ترین موضع دفاعی ارتش جنوب ( اتحادیه ) در برابر حملات متعدد ارتش کنفدراسیون ( شمال ) بشمار می آمد . دژ واگنر - نمای بازسازی شده هوایی این دژ ، به یاد سرهنگ دوم کشته شده ارتش اتحادیه ، توماس. ام . واگنر نامگذاری شده بود ، با ابعاد 250 متر در 91 متر ساخته شده و در منطقه ای میان ساحل اقیانوس آتلانتیک در شرق و یک زمین باتلاقی صعب العبور در غرب قرار داشت . دیواره اصلی این دژ از جنس شن ، ماسه و خاک در ارتفاعی به اندازه 91 متر (30فوت ) از سطح دریا ساخته شده بود و با قرار گرفتن تنه درختان نخل و کیسه های شن تقویت می گردید . سرهنگ توماس . ام .واگنر این دژ در دوران اوج فعالیت خود ، 14 قبضه توپ که بزرگترین آن ، یک قبضه توپ 10 اینچی ( 250 م.م ) با قابلیت شلیک پرتابه هایی به وزن 128 پاوند ، در اختیار داشت . این دژ به گونه طراحی شد که می توانست چیزی در حدود 1700 سرباز را در خود جای دهد ، در حالی که برای 1000 نفر از این افراد ، مواضع دفاعی مستحکم شده ( پناهگاه ) دربرابر گلوله باران توپخانه زمین پایه یا شلیک ازسوی دریا را فراهم می آورد . این دژ در محیط اطراف خود ، یک خندق پر از آب ، به عرض 10 فوت ( 3 متر) و عمق 5 فوت ( 1.5 متر) بخود میدید که درون آن به میخ های تیز چوبی و همچنین مین مجهز شده بود . عقبه این دژ نیز در جزیره موریس قرار داشت که توسط آن پشتیبانی می گردید . راست : پرچم ارتش کنفدرال ( شمال ) چپ : پرچم ارتش اتحادیه (جنوب) نخستین نبردی که برای تصرف این دژ صورت گرفت ، در 11 ژوئیه 1863 رخ داد که درجریان آن 12 سرباز کنفدراسیون و 339 سرباز اتحادیه کشته شدند . نبرد دوم برای در اختیار گرفتن این استحکامات ، که نزدیک به 7 روز بعد در 18 ژوئیه 1863 درگرفت ، درتاریخ نظامی معاصر بیشتر شناخته شده بشمارمی رود ، که درآن یگان پنجاه و چهارم ماساچوست که یکی از نخستین یگانهای بزرگ ارتش کنفدراسیون ، متشکل از سربازان رنگین پوست محسوب می شد ، شرکت داشت . فرمانده این یگان ، در زمان وقوع این رویداد ، سرهنگ رابرت گولد شاو بود که درجریان حمله این دژ کشته شد. نقشه محل استقرار دژ واگنر در جزیره موریس این نبرد گرچه یک شکست تاکتیکی برای ارتش کنفدراسیون بود ، اما تبلیغات گسترده ای که برروی مشارکت رنگین پوستان ( بخصوص سیاه پوستان ) در جنگ داخلی آمریکا انجام شد ، موجب گردید تا در بازه انتهای این نبرد تا پایان جنگ ، ارتش شمال ، همواره برتری عددی را در اختیار داشته باشد . پس از حمله نخست در 11 ژوئیه ، یگانهای ارتش جنوب دست به تقویت این دژ زدند ، اما شدت حملات ارتش شمال در روزهای پس ازآن به اندازه ای بود که تا 25 اوت ، یگانهای های سبک اسلحه این ارتش تا 250 یاردی این استحکامات پیشروی نمودند ،اما این تلاش براثر آتشباری سنگین مدافعان شکست خورد . تلاش دوم یگان 54 ماساچوست ، در 26 اوت 1863 موفقیت آمیز تر بود و پس از گلوله باران شدید 60 روزه ای که توسط توپخانه ارتش شمال صورت پذیرفت ، سرانجام در شب ششم و هفتم سپتامبر 1863 این دژ تخلیه و تمامی تسلیحات قابل استفاده آن نیز به عقب برده شد . سرهنگ لاورنس .ام. کیت به اعتقاد مورخین نظامی ، علت اصلی واگذار کردن این دژ به ارتش شمال ، نگرانی فرمانده این قلعه از تشدید آتش توپخانه و حمله سراسری قریب الوقوعی که میتوانست کل سازمان رزم ارتش جنوب در این محور را برهم بزند ، بشمارمیرفت ، چنانکه در 6سپتامبر 1863 ، فرمانده وقت پادگان ، سرهنگ کیت ، به مافوق خود چنین نوشت : " پادگان باید بلافاصله پس از تاریک شدن هوا ، تخلیه شود ، در غیر اینصورت ، همه نیروها کشته یا اسیر خواهند شد . قابل انکار نیست که پرتابه های سنگین توپخانه دشمن ، بتدریج در حال مضمحل کردن دیواره دژ بوده ، برای همین باید قایقهایی برای تخلیه همه نیروها اعزام شود . همین الان ، تمامی مجروحین و نیروهای از کار افتاده ، به عقب اعزام شدند " با توجه به مندرجات این نامه و اذعان فرمانده پادگان واگنر که تنها 400 نیروی آماده رزم برای دفاع در اختیار دارد ، شورای جنگی چارلستون در تاریخ 4 سپتامبر به همین نتیجه رسید وتخلیه دژ براساس برنامه قبلی صورت پذیرفت . پس از پایان جنگ ، داستانی جدید در خصوص علت اصلی تخلیه دژ واگنر مطرح شد که براساس آن ، ادعا گردید که ارتش شمال ، بصورت عمدی ، تعدادی از اجساد یگان 54 ماساچوست را در نزدیکی دژ دفن کردند و تجزیه اجساد باعث شد تا در منابع آب شیرین مورد استفاده این موضع دفاعی ، مشکل ایجاد شود . بدین ترتیب ، آتشباری مستمر ارتش شمال ، در کنار مسدود شدن نسبی مسیر حمل مواد غذایی و آب تازه از عقبه ( چارلستون ) موجبات تخلیه آن را فراهم نمود . با این حال ، بررسی مکاتبات رسمی ارتش کنفدارسیون با این داستان ، تضادهایی را نشان میدهد . بااین وصف ، بیست سال پس از پایان جنگ داخلی ، گروهی متشکل از سه سرباز سابق درماه مه سال 1885 به این منطقه رفتند تا گزارش دقیقی را تهیه نمایند ، اما در طی این 20سال ، تمامی این موقعیت بر اثر پیشروی آب اقیانوس ، شسته و از میان رفته بود . راست : سرهنگ شاو چپ : گروهبان ویلیام کارنی اما سقوط استحکامات واگنر درزمان خود ، از اهمیت راهبردی فراوانی برخوردار می بود . با تصرف این موقعیت و اشغال دژ فورت گرگ ،جزیره موریس به طور کامل در اختیار ارتش کنفدراسیون قرار گرفت . گرچه بندر چارلستون همچنان در دست ارتش جنوب باقی ماند ، اما مسیر پشتیبانی آن قطع گردید و براساس گزارش رسمی ووزیر وقت نیروی دریایی ، تجارت این بندر بسرعت به صفر رسید و متوقف شد . هنگ پنجاه و چهارم ماساچوست ، اسطوره یا تبلیغات نظامی ؟؟ درواقع ، شهرت نبرد بر سر تصرف دژ واگنر ، بدلیل حضور نخستین یگان رنگین پوست ارتش کنفدرال در جنگ داخلی آمریکا بود . این مساله یکی از بحث برانگیز ترین اقدامات دولت شمال بشمار میرفت ، چرا که در عین اینکه برده داری بطور کامل در ایالات شمالی ملغی شده بود ، اما همچنان آفریقایی تباران با رفتار متفاوتی از سوی سفید پوستان مهاجر روبرو بودند ، چرا که درآن زمان ، این ایده که ارزش جنگی سیاه پوستان ، کمتر از واحدهای سفید پوست است بشدت رواج داشت . با این حال ، گروهبان ارتش کنفدرال ، ویلیام کارنی ، به دلیل شجاعت خود در بازگرداندن پرچم ارتش شمال به اولین رنگین پوست دریافت کننده نشان افتخار تبدیل شد . پس از پایان نبرد ، کالبد سرهنگ شاو ، در یک گور بی نام و نشان همراه با رنگین پوستان یگان تحت فرمانش به خاک سپرده شد که گرچه از سوی برخی یک اهانت بشمارمی آمد ولی خانواده وی این امر را بشدت رد می نمودند . فیلم سینمایی GLORY که درسال 1989 ، بر اساس همین واقعه تاریخی ساخته شد جزیره موریس ، بعنوان محل وقوع این جنگ ، کمتر از 1000 هکتار وسعت دارد که بدلیل همجواری با اقیانوس آتلانتیک ، تحت فرسایش شدید قرار می گیرد . اجساد تمامی کشته شدگان ، از جمله بقایای احتمالی جسد سرهنگ شاو ، به قبرستان ملی بوفورت منتقل و مجددا دفن گردید . پی نوشت : 1-بن پایه 2-بن پایه 3-استفاده از مطالب برگردان شده به پارسی در انجمن میلیتاری ، براساس قاعده " رعایت اخلاق علمی " منوط به ذکر دقیق منبع است . امیدواریم مدعیان رعایت اخلاق ( بخصوص رسانه های مدعی ارزشمداری ) بدون احساس شرمندگی از رفرنس قرار گرفتن بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ، از مطالب استفاده نمایند . برگردان به پارسی ، اختصاصی برای بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ( MILITARY.IR) مترجم : MR9
  7. 2 پسندیده شده
    به نام خداوند عشق و زیبایی شاید ابعاد مختلف برنامه نظامی کره شمالی بارها توسط منابع مختلف مورد بحث قرار گرفته است اما برنامه پهبادی این کشور ان گونه که باید مورد نقد قرار نگرفته است شاید دلیل این عدم توجه کافی اختلاف کیفیت این برنامه نسبت به برنامه موشکی و یا حتی زرهی این کشور میباشد. در هر صورت حتی در برنامه پهبادی این کشور برخلاف برنامه موشکی ان ردپایی پر رنگ و خاص از چین متحد نزدیک این کشور دیده نمیشود نکته جالب توجه دیگر انکه این کشور در مقایسه با کشوری نظیر ایران هم که علاوه بر برنامه موشکی به پرنده های بدون سرنشین توجه خاصی نشان داده است انگونه که باید دست به توسعه گسترده این رده از تسلیحات نزده است این عدم توسعه تا سالها دست مایه تمسخر همسایه جنوبی و دشمن شماره یک ان یعنی کره جنوبی نیز بوده است به طوری که این کشور پهباد های ساخت کره شمالی را به پرنده های کوچک ار سی قابل خرید از سایت های اینترنتی تجهیز شده به دوربین ساخت شرکت سونی توصیف کرده است. علی رغم فاصله زیاد این کشور از امکانات امروزی در زمینه پهباد اما این کشور بارها با پهبادهای قدیمی و ابتدایی خود دست به تجاوز به حریم کره جنوبی زده است حتی در مواردی تا صدها کیلومتر نیز به عمق این کشور نیز نفوذ نیز کرده است .برای مثال در سال 2014 یک پهباد سقوط کرده این کشور توانسته بود ده تصویر از کره جنوبی را تا قبل از سقوطش ثبت نماید حتی در سال 2017 نیز یکی دیگر از پهبادهای این کشور با نفوذ 270 کیلومتری در اسمان کره جنوبی توانسته بود در نزدیکی سامانه تاد امریکا نیز پرواز نماید البته اکثر این عملیات های ناموفق به دلیل نقص فنی وسقوط این پهبادها در کره جنوبی توسط مقامات سئول اشکار شده است.شاید دلیل اصلی عدم کشف این پهبادها اندازه بسیار کوچک انها و در نتیجه پنهان ماندن از رادارها و همچنین عدم انتشار حرارت تولید شده بالا در انها میباشد. در این قسمت شایسته میباشد نگاهی دقیق تر به برنامه پهبادی این کشور بیاندازیم. رونوشتی بر اساس پهباد چینی SKY-09P بر خلاف شکل ابتدایی و کوچک این پهباد باید ان را متهم بیشترین نفوذ به اسمان کره جنوبی دانست شاید همین اندازه ان سبب شده است که این پهباد لقب کمترین میزان شناسایی توسط کره جنوبی را نیز به القاب خود اضافه کند.این پهباد با مدت پرواز 3 ساعت و شعاع عملیاتی 40 کیلومتری میتواند 3 کیلوگرم از تجهیزات عکس برداری را با خود حمل نماید. عموما در این پهباد از دوربین CANON EOS 550D استفاده شده است که تصویری با کیفیت متوسط را ارائه میدهد.برحسب منابع کره حنوبی همسایه شمالی انها توانسته نسخه داخلی بهبود یافته این پهباد را تولید نماید. ساخت کره شمالی مشتق شده از پهباد چینی UV10CAM این پهباد در اصل از یک موتور ساخت کشور چک به نام ROTO 35FS برای پرواز بهره میبرد علاوه بر ان یک دوربین NICON D800 نیز برای ثبت تصویر در ان به کار گرفته شده است.این پهباد 13 کیلوگرمی قادر به پرواز پیوسته به مدت زمان 4 ساعت میباشد.این پهباد بردی برابر با 300 کیلومتری دارد وقادر است با هدایت جی پی اس و به صورت پرواز خودکار از محل خواسته شده عکس برداری نماید.کره شمالی از این پهباد برای عکس برداری از خاک کره جنوبی استفاده زیادی نموده است. این پهباد تا هم اکنون دو مرتبه در خاک کره جنوبی سقوط کرده است اخرین بار در سال 2017 و پس از بررسی پهباد سقوط کرده توسط کره جنوبی این امر مشخص شد که این پهباد نسبت به پهباد اولی سقوط کرده در سال 2014 ارتقا زیادی دریافت کرده است به دلیل حمل سوخت بیشتر برد ان به 500 کیلومتر رسیده است و دورببین جدید SONY A7R ان قادر به ثبت تصاویر با دقت بسیار بالاتری نسبت به نمونه قدیمی تر میباشد.این پهباد با وجود اندازه کوچک خود به دلیل دوربین مناسب تصاویر حاوی اطلاعات وجزئیات بالایی در اختیار کره شمالی قرار می دهد به گونه ای که با پرواز در ارتفاع 1440 متری قادر به ثبت تصاویری 1.2 * 1.8 کیلومتری با دقت 25 سانتی متر میباشد. البته برنامه پهبادی کره شمالی به سالها قبل تر برمیگردد این کشور در سال 1988 پهبادهای سری ASN-104 را از چین دریافت نمود پهبادی که با شعاع عملیاتی 60 کیلومتری خود و پس از پرتاب از منجنیق میتوانست به مدت 2 ساعت پرواز مستمر داشته باشد در حدود دو سال بعد نیز نسخه جدیدتر این پهباد توسط این کشور از چین دریافت شد پهباد ASN-105 شعاع عملیاتی100 کیلومتری داشت وقادر به پرواز تا ارتفاع 6 کیلومتری به مدت 6 ساعت نیز بود.کره شمالی درسال 1993 موفق به تولیدداخلی این پهبادها به نام panghyon-1 ,panghyon--2 نیز شد. در ادامه برنامه پرنده های بدون سرنشین این کشور گفته شده است کره شمالی در سال 1994 موفق به دریافت چند پهباد Tu-143 reys ساخت شوروی از سوریه شد این پهباد با موتور راکتی خود شعاع عملیاتی 80 کیلومتری داشت ومیتوانست با سرعت 950 کیلومتر بر ساعت به مدت 13 دقیقه پرواز نماید این پهباد به کمک چتر فرود می امد و کاربر میتوانست برای 5 مرتبه نیز از ان استفاده نماید. کره شمالی این پهباد را نیز در داخل تولید کرد همچنین در سال 2010 نیز ان را بر فراز جزیره yeongpyeong کره جنوبی نیز به پرواز دراورد که توسط کره جنوبی نیز رصد شد. در سال 1994 کره شمالی پهباد Pchela-1T را از روسیه دریافت نمود این پهباد شعاع عملیاتی 60 کیلومتری و حداکثر سرعت 180 کیلومتر بر ساعت داشت وفقط قادر به پرواز و عملیات در روز بود همین امر سبب شد مدتی بعد نسخه K ان نیز از روسیه خریداری شود نسخه ای که سرعت بالاتر و قابلیت عملیات در شب از مشخصات ان بود. بعدها کره شمالی نسخه داخلی از T این پهباد را به نام TURUMI نیز تولید نمود که یک فروند از ان نیز در سال 2014 در کره جنوبی سقوط کرد گفته شده است این پهباد بردی برابر با 350 کیلومتر دارد. در سال 2012 بعضی از منابع نظامی در کره جنوبی اعلام نمودند که همسایه شمالی انها دست به تولید پهباد هجومی زده است پهبادی که قادر به حمل بمب میباشد در همان سال و در رژه ارتش این کشور این پهباد به نمایش عموم گذاشته شد پهباد جدید در اصل نسخه ای از پهباد هدف امریکایی MQM-107 بود بر طبق گفته کره جنوبی این پهباد از یک کشور خاورمیانه ای به دست کره شمالی رسیده است از این پهباد علاوه بر نسخه هجومی نمونه های دیگر با قابلیت انتحاری و شناسایی نیز ساخته شد.این پهباد موتور جت بردی برابر 800 کیلومتر در حداکثر سرعت 400 کیلومرتر بر ساعت دارد.(احتمالا این پهباد از ایران به کره شمالی رفته است پهبادی که در ایران تحت اسم کرار تولید میشود) در یک رزمایش 3 فروند از این پهباد دیده شد که یک فروند ان از نوع انتحاری بود ویک فروند دیگر در نقش هدف به کار گرفته شد. در پایان میتوان گفت برنامه پهبادی این کشور نسبت به سایر برنامه های نظامی ان کند و توسعه نیافته میباشد این کشور از پهبادی با قدرت شناسایی لحظه ای و برخط برخوردار نمیباشد همچنین نقص فنی و سقوط همین دارایی موجود نیز بارها دیده شده است عدم وجود سلاح های موثر در پهبادهای هجومی از دیگر نکات منفی قابل ذکر میباشد. در هر صورت و بنا بر بعضی از منابع به نظر این کشور از سال 2012 نگاهی خاص به توسعه پهبادها داشته است احتمالا در سالهای اینده و با کمک فنی کشورهایی نظیر چین وایران باید در انتظار نمایش پهبادهای مدرن تر توسط این کشور باشیم. ============ https://phys.org/news/2018-03-chinese-drones-north-korean-arsenal.html https://www.popularmechanics.com/military/weapons/a19090/inside-north-koreas-unmanned-aerial-vehicle-arsenal/ https://www.encyclopedia-of-syrian-military.com/2020/04/North-Korean-drones.html
  8. 1 پسندیده شده
    بسم الله الرحمن الرحیم خودروی رزمی پیاده نظام Lynx آلمان مقدمه ومعرفی: جدیدترین محصول کمپانی قدرتمند راینمتال خودروی رزمی پیاده نظام لینکس(Lynx) می باشد که به عنوان یک پروژه سرمایه گذاری خصوصی توسعه داده شده است.نام این خودرو جنگی پیاده نظام(IFV) از روی حیوانی گربه سان به نام لینکس یا وشق که غالبا به اشتباه در فارسی سیاه گوش نامیده می شود گرفته شده است. همچنین یکی دیگر از IFVهای سنگین وزن آلمان به نام پوما(Puma) با همکاری شرکت کراوس مافی وگمن طراحی شد و ساخت آن در سال 2015 برای یگان های زرهی نیروی زمینی آلمان به تصویب رسید این درحالی بود که لینکس عمدتا برای مشتریان خارجی تولید می شد.نسخه KF-31 این خودروی رزمی ابتدا در سال 2016 معرفی گردید در آن زمان این خودرو زرهی همچنان در حال توسعه بود. پسوندKF از عبارت Kettenfahrzeug(تلفظ:کتن فارزوگ) که در زبان آلمانی به معنی خودروی شنی دار(tracked vehicle)می باشد برگرفته شده است.درسال 2018 طراحی مدل بهبود یافته Lynx KF-41 برای اولین بار به طور عمومی اعلام شد که نسبت به نسخه قبلی یعنی KF-31 کمی بزرگتر بود و میتوانست نیرو و سرباز بیشتری حمل کند و دارای یک موتور قوی تر بودKF-41 ممکن است سنگین ترین و حفاظت شده ترین خودروی رزمی پیاده نظام در دنیا باشدهمچنین راینمتال در ساخت و تولید لینکس به منظور کاهش هزینه های تولید, تعمیر و نگهداری از قطعات قابل اطمینان که به راحتی در دسترس و قابل تولید می باشد استفاده نموده که در نتیجه تولید لینکس را نسبت به پوما مقرون به صرفه تر کرده است. طراحی ماژولار لینکس(ودر کل نفربر ها و خودروهایی با این قابلیت) امکان این را می دهد که برای نقش های مختلف پیکر بندی شود ماژول راندن معمولی با ماژول ماموریت قابلیت تعویض دارد که بسته به نوع ماموریت(رزمی/شناسایی)بر روی شاسی نصب و پیکر بندی می شود یا به عبارتی میتوان سطح حفاظت خودرو رزمی را بسته به نوع مامورت تعیین کرد.همین طرح مفهومی(Concept) بر روی نفربر زرهی هلندی/آلمانی باکسر 8x8 و تعدادی دیگری از نفربر های زرهی با پیکربندی 8x8(هشت چرخ) استفاده شده است. ماژول ماموریت را بر روی لینکس در میدان نبرد در مدت 8 ساعت میتوان باز و بست(removed and replaced) کرد.این خودروی زرهی سنگین قابلیت انجام انواع ماموریت های متفاوت پیشنهادی را داراست و می تواند با پیکربندی هایی همچون خودروی پست فرماندهی(command post vehicle),خودروی شناسایی زرهی(armored reconnaissance vehicle),خودروی تعمیر و بازیابی زرهی(repair and recovery vehicle)و آمبولانس زرهی(armored ambulance) توسط انواع یگان های نیروی زمینی(فرماندهی-مهندسی رزمی-بهداری) استفاده شود. وزن و حفاظت: حداکثر وزن مدل اولیه و پروتوتایپ KF-31 لینکس 38 تن بود که یکی از مهمترین و حفاظت شده ترین خودروهای رزمی پیاده نظام(IFV) در آن زمان به شمار می رفت و حتی نسبت به پومای ارتش آلمان از نظر حفاظت جایگاه بهتری داشت. ورژن جدیدتر لینکس یعنی KF-41 اما سنگین تر شده بود و وزنی معادل 44 تن و قابلیت افزایش وزن تا 50 تن را داشت. در مجموع این گربه سیاهگوش راینمتال آلمان یکی از سنگین ترین و حفاظت شده ترین خودرو های رزمی پیاده نظام در دنیا هست و حتی از نظر حفاظت زرهی در جایگاه برتری نسبت به پوما(Puma) ارتش آلمان قرار می گیرد. بدنه و برجک با فولاد جوشکاری شده ساخته شده است و جلو و اطراف بدنه توان حفاظت در برابر پرتابه های بالستیک و گلوله های 30 میلیمتری را دارد و یک حفاظت همه جانبه در برابر تیربار های سنگین با کالیبر 14.5 میلیمتر را فراهم می کند. جالب اینجاست که حتی با این سطح از حفاظت بسته زره اضافه شونده ماژولار(Modular add-on armor package) نیز توسط شرکت قدرتمند راینمتال برای این خودرو ارائه می شود تا در صورت نصب سطح حفاظت زره پوش را متناسب با تهدیدات قوی تر مانند راکت های ضد زره و مین ها و بمب های کنار جاده ای افزایش دهد(وطبیعتا افزایش وزن را نیز در پی خواهد داشت!) با اینهمه بر آورد می شود که لینکس تاب مقاومت در برابر مین هایی با قدرت انفجار معادن 10 کیلوگرم تی ان تی را در زیر بدنه خود داشته باشد. خدمه و سرنشینان بر روی صندلی هایی با قابلیت جذب انرژی ناشی از انفجار مین و بمب های کنار جاده ای(IED) قرار می گیرند داخل نفربر با اسپال لاینر پوشش داده شده است یک سیستم حفاظت در برابر NBC یا همان شیمیایی میکروبی هسته ای(رادیو اکتیو) (ش.م.ه یا ش.م.ر) به همراه یک سامانه اطفاء حریق خودکار بخش حفاظت IFV را تکمیل می کند تا به اینجا به شرح حفاظت غیر فعال(زرهی) این خودروی زره پوش پرداختیم به بحث جذاب دفاع فعال(مقابله سخت و مقابله نرم) و کاربری آن بر روی خودروی رزمی پیاده نظام لینکس می رسیم 1-مقابله سخت یا هارد کیل: Lynx را میتوان به یک سیستم حفاظت(دفاع)فعال(APS) از نوع مقابله سخت یا همان hard-kill مجهز کرد که به طور قابل توجهی بقا در میدان نبرد را دربرابر تهدیداتی همچون تسلیحات ضد تانک هدایت شونده(ATGW) و راکت های ضد تانک/زره افزایش می دهد. 2-مقابله نرم یا سافت کیل: برای مقابله با پرتابه های هدایت شونده امکان استفاده از نوع مقابله نرم یا همان soft-kill سامانه های دفاع فعال(APS) نیز میسر است به این صورت که می توان بر روی بدنه خودرو یک سیستم یکپارچه هشدار دهنده قفل لیزری به همراه نارنجک دودزا نصب نمود تا ترفند پرده دود برای انحراف موشک های ضد تانک هدایت لیزری به اجرا در آید و از احتمال برخورد موشک های ضد تانک با هدایت فرمان نیمه اتوماتیک به خط دید(SACLOS) بکاهد همچنین سیستم صوتی موقعیت یاب مکانی اکوستیک شوتر(acoustic shooter) بر روی این خودرو موقعیت مکانی شلیک موشک ضد تانک(واحد متخاصم) را نشان می دهد یا به بیانی ساده تر این سیستم برای خدمه مشخص می کند که پرتابه از کدام جهت شلیک شده است تا آن را از بین ببرند موتور این زره پوش در جلو بدنه سوار شده است(که این نیز حفاظت را به نوبه خود همانند مرکاوای اسرائیلی افزایش می دهد) عبور و مرور پرسنل و خدمه نیز از طریق یک رمپ مکانیکی در عقب خودرو صورت میگیرد سیستم کنترل آتش: سیستم کنترل آتش و هدفگیری پیشرفته ای که در این IFV آلمانی به کار رفته با یک سیستم شکارچی قاتل(hunter-killer) هماهنگ شده است روش کار شکارچی قاتل یا هانتر کیلر(که از سایت نظارت و دیدبانی پانورامیک برای فرمانده بهره می برد) بدین صورت است که هنگامی که توپچی درحال شلیک به یک هدف است تا آنرا نابود کند فرمانده به دنبال اهداف دیگری می گردد و آنهارا برای توپچی تگ و نشانه گذاری می کند تا دیگر توپچی زحمت جستجو اهداف را نکشد و سریعتر اهداف را منهدم کند(زمانی که هدف توسط فرمانده انتخاب می شود توپ به صورت خودکار به سمت هدف می چرخد و توپچی اقدام به نشانه روی و شلیک به سمت هدف می کند در این حین فرمانده به وسیله سایت پانورامیک خود اهداف بعدی را کشف و برای توپچی علامت گذاری می کند)بیشتر تانک های اصلی میدان نبرد مدرن از قابلیت شکارچی قاتل برخوردار هستند سامانه هدفگیری و کنترل آتش پوشش 360 درجه را فراهم می آورد و میتواند اهداف را به صورت خودکار در طول شب و روز به کمک دوربین های تلویزیونی و فروسرخ(TV/IR) کشف و ردیابی کند اضافه بر تجهیزات الکترونیکی بالا خودروی رزمی پیاده نظام لینکس از یک سیستم مدیریت میدان نبرد پیشرفته ساخت راینمتال بهره می برد. بین KF-31 و KF-41 قطعات مشترک زیادی وجود دارد به علاوه از قطعات بسیاری از دیگر اجزای خودرو های ساخته شده توسط راینمتال نیز استفاده می شود به عنوان مثال محل قرار گیری راننده و الکترونیک قدرت از خودروی مهندسی زرمی کودیاک(Kodiak) فیلتر NBC یا همان سیستم مراقبت از عوامل شیمیایی میکروبی هسته ای(رادیواکتیو) از نفربر زرهی چرخدار باکسر8*8(WAPC) و شنی ها و سیستم تعلیق نیز از هویتزر خودکششی PzH 2000 اقتباس شده است. تنها ویژگی غیرمعمول این نفربر زرهی میدان نبرد استفاده از باتری های لیتیومی با ظرفیت بالاست که امکان ذخیره سازی انرژی را هنگامی که موتور خاموش است به مدت طولانی فراهم می کند. مختصات و مشخصات: انواع: نسخه اولیه KF-31 لینکس: دارای سه خدمه شامل فرمانده توپچی و راننده و شش سرباز مسلح است.که در سال 2016 میلادی معرفی شد و وزنی بالغ بر 34 الی 38 تن دارد و مسلح به یک توپ 30 میلیمتری و یک مسلسل هم محور 7.62 میلیمتری می باشد. همچنین در بحث پیشرانه برای این زره پوش یک موتور دیزلی توربوشارژ لیبهر(Liebherr) با توان 750 الی 800(نسخه توسعه یافته موتور) اسب بخار طراحی شده است.و از یک گیربکس تمام اتوماتیک Allison برای انتقال قدرت کمک می گیرد.نسبت رانش به وزن خودرو در این مدل 21 الی 22 اسب بخار بر تن است. نسخه KF-41 لینکس: یک زره پوش بزرگتر تر و سنگینتر است که میتواند سرباز بیشتری حمل کند که برای نخستین بار در سال 2018 میلادی به صورت عمومی از آن رونمایی شد دارای سه خدمه شامل فرمانده توپچی و راننده و هشت سرباز مسلح است.و می توان آنرا جز مدرن ترین سنگین ترین و حفاظت شده ترین خودروی جنگی پیاده نظام(IFV) دنیا تاکنون به حساب آورد خودرو با یک برجک Lance 2.0 مسلح به یک توپ 30 میلیمتری با سیستم تغذیه دوتایی(dual-feed cannon or twin-feed ) و یک مسلسل هم محور سه لول 7.62 میلیمتری مسلح شده است.از ویژگی های متمایز کننده برجک Lance 2.0 دارا بودن یک غلاف انعطاف پذیر ماموریت(flexible mission pod) در هر طرف برجک قابل نصب است.این پاد ماموریت می تواند شامل تا دو موشک ضد تانک برد بلند هدایت شونده اسپایک LR2 با سیستم پرتاب خارج از خط دید(NLOS)(مانند مهمات دیرپای خارج از خط دید(non-line of sight loitering munitions) مثل ایکس ام501 اسرائیل که اپراتور موشک را قادر می سازد تا اهداف پشت موانع مانند ساختمان ها و تپه ها را به وسیله یک خط ارتباطی دیتا لینک یا فیبر نوری کشف و نابود سازد) پهپاد ها و پرنده های بدون سرنشین(UAVs) بسته اخلالگر و جنگ الکترونیک موشک های سطح به هوا(surface-to-air missiles) یا سامانه های مختلف دیگر باشد.در این نسخه از زره پوش با توجه به وزن سنگین تری که دارد(که حتی تا 50 تن هم می رسد) یک موتور توربو شارژ دیزلی لیبهر با قدرت 1140 اسب بخار است که نسبت رانش به وزن آن 26 الی 22.8 اسب بخار بر تن می شود.موتور در این مدل از لینکس از پیشرانه برخی تانک های اصلی میدان نبرد مثل T-90A روسها با موتور1000اسب بخاری (رانش به وزن 20 اسب بخار بر تن) درعین سنگین تر بودن لینکس نسبت به تی-90 باز هم قوی تر است رانش به وزن M1A2 آبرامز آمریکایی ها نیز با موتور توربینی گازی 1500 اسب بخاری عدد 24 اسب بخار بر تن است.حتی ممکن است از تانک آرماتا ارتش روسیه نیز که در حال توسعه است سنگین تر باشد تی-14 آرماتا در حدود 42 تن وزن دارد همچنین Lynx KF-41 میتواند بیشترین حفاظت را در بین رقبای مدرن خود از خودرو های رزمی پیاده نظام داشته باشد.این ورژن از لینکس دارای بیشترین حفاظت دربرابر پرتابه های 120 الی 125 میلیمتری در جلوی خود است سیستم انتقال قدرت Lynx به یک گیربکس اتوماتیک 6 سرعته مجهز است که همان سیستم انتقال قدرت استفاده شده در خودروی رزمی پیاده نظام پوما(Puma IFV)هست و سرعت 70 کیلومتر بر ساعت را به ارمغان می آورد نمای داخلی خودروی رزمی پیاده نظام Lynx تصاویر بیشتر: لینکس در کنار باکسر ویدئو معرفی خودروی رزمی پیاده نظام Lynx عملکرد خودرو رزمی پیاده نظام Lynx IFV منبع نویسنده و مترجم:محمدعلی توکلی(Alicommando) هرگونه کپی برداری بدون ذکر نام منبع شرعا حرام است برای میلیتاری...
  9. 1 پسندیده شده
    بسم الله الرحمن الرحیم ما چقدر احمق هستیم؟ احمقانه های یک سازمان نظامی تفکر دشوارتر از آن است که تصور کنیم.در این مقاله جالب از ژورنال نیروی زمینی ارتش استرالیا نویسنده با توضیح هدف تفکر و بررسی برخی از مسائلی که همه ما با آن روبرو هستیم ، نتیجه می گیرد که ارتش با تفکر مشکل دارد. اگر ارتش واقعاً تطبیق پذیر باشد ، باید با نحوه تفكر ما به صورت فردی ، تیمی و سازمانی به مسائل بپردازد. ولی هیچ جایگاهی در ارتش وجود ندارد که مهارت های تفکر انتقادی را به عنوان یک خواسته مطلوب یا اجباری ذکر کند. . مردی در حال تعویض چرخ ماشین خود بود که تصادفا پیچ های چرخ به فاضلاب کنار جاده افتادن. او خیلی زود فهمید كه در کنار یک بیمارستان روانی توقف کرده و یك بیمار در نزدیكی ایستاده و او را تماشا می كند. راننده گفت: " شما فکر می کنید این خنده دار است." بیمار پاسخ داد: "نه ، نمی کنم". مرد گفت : ‘فکر نمی کنم شما بتوانید به من کمک کنید. بیمار گفت: "خب ، چرا شما فقط یک مهره چرخ را از هر سه چرخ دیگر بر ندارید و از آنها برای اتصال چرخ اضافی خود استفاده نمی کنید؟ این باید تا زمانی کار کند که خیلی سریع رانندگی نکنید. " مرد گفت : 'محشره! این خنده دار به نظر می رسد که شما در یک بیمارستان روانی هستید و در عین حال توانسته اید به فکر راه حلی برای مشکل من باشید. بیمار پاسخ داد: " ممکنه دیوانه باشم ، اما احمق نیستم. " حماقت وقتی واضح است که پاسخ واضح است ولی نمی توان آن را دید. حماقت وقتی رفتاری ناشیانه می باشد که ان رفتار به طور واضح بد باشد. حماقت در حالی درتصمیم گیری گنگ است که تصمیم از ابتدا باید گنگ شناخته می شد. حماقت با بیان ایده ها و نظرات کسل کننده و مغالطه آمیز مشهود است. سوال واضحی که باید بپرسید این است: "ما چقدر احمق هستیم؟" این مقاله پاسخی را مطرح می کند. اما قبل از طرح پاسخ ، ابتدا لازم است تفکر را متناسب با متن ارائه دهم. دلیل این امر این است که هر کس دیدگاه خاص خود را نسبت به تفکر داردو البته اکثریت در اشتباه هستند. هدف تفکر "من فکر میکنم پس هستم" رنه دکارت "من هستم. بنابراین فکر می کنم" افسران ارتش استرالیا تفکر چیزی است که ما آن را مسلم می دانیم. از این گذشته ، ما در تمام زندگی خود در حال "تفکر" بوده ایم. اما اگر بپرسیم هدف از تفکر چیست؟ در واقع یافتن پاسخ بسیار دشوار است. من معتقدم که تفکر سه هدف گسترده و مرتبط با یکدیگر را در بر می گیرد: ایجاد حس، ایده پردازی و تصمیم گیری. حس سازی کاری است که هنگام پردازش داده ها ، اطلاعات و ورودی های حاصل از حواس فیزیکی خود انجام می دهیم. ایجاد حس شامل توسعه درکی از دنیای "ما" (در مقابل جهان ) است. حس سازی را می توان به درک ، یادگیری و آموزش تقسیم کرد. این جنبه ها می توانند بیشتر تجزیه شوند و شامل فعالیت هایی مانند درک ، حافظه ، استدلال ، برقراری ارتباط ، تحلیل ، منطق و جذب شوند. در حالی که ما از بدو تولد در حال درک دنیای خود بوده ایم ، اما "درک" ما از جهان به اندازه ای که خود تصور می کنیم دقیق و قابل اعتماد نیست. ایده پردازی را زمانی انجام می‌دهیم که به دنبال درک شرایط محیط و خلق ایده‌هایی برای اطلاع‌رسانی تصمیمات و اقدامات خود باشیم. ایده پردازی را می توان به طراحی و خلاقیت تقسیم کرد. این جنبه ها را می توان در فعالیت هایی مانند تحقیق ، تفکر سیستمی ، تولید ایده ، ترکیب و نوآوری تجزیه کرد. طیف گسترده ای از تکنیک ها برای تقویت ایده پردازی در دسترس است. اما ارتش در این زمینه تلاش کمی (با ارفاق) برای نهادینه کردن هر یک از آنهاکرده است. تصمیم گیری نتیجه طبیعی تفکر است و منجر به اعمالی می شود که انجام می دهیم. تصمیم گیری شامل حل مسئله ، تدوین تصمیم و برنامه ریزی است. این جنبه ها را می توان در فعالیت هایی مانند شناخت و تشخیص مشکلات ، انتخاب و به کارگیری مدل تصمیم گیری ، و تنظیم و اجرای برنامه ها تفکیک کرد. همانند ایده پردازی ، طیف گسترده ای از فنون حل مسئله و تصمیم گیری نیز وجود دارد. به استثنای فرآیند ارزیابی نظامی Military Appreciation Process (MAP) ، ارتش نیز نتوانسته است آنها را نهادینه کند. این سه "هدف" کاربرد تفکر را توصیف می کند ، اما نشان دادن تفکر نیست. تفکر از طریق بیان تفکر نشان داده می شود.  بیان تفکر کیفیت تفکر ما از طریق افکاری که داریم و اعمالی که انجام می دهیم بیان می شود. افکاری که داریم معمولاً از طریق گفتن و نوشتن بیان می شود. این افکار توسط افرادی که به صحبت ما گوش می دهند یا آنچه را که می نویسیم می خوانند قضاوت می شوند. اقداماتی که انجام می دهیم توسط کسانی که بر آنها تأثیر می گذارد قضاوت می شوند. در ارتش ، افکار ما از طریق کارکنان ، به صورت کتبی یا کلامی بیان می شود. اقدامات ما توسط زیردستان ، شرکا ، متحدان ، دشمنان و اگر در تجربه خود تأمل کنیم ، توسط خود ما قضاوت می شود. قضاوت هایی که درباره عملکردهای ما انجام می شود ، براساس ادراک ، پیش داوری و تعصب کسانی است که قضاوت می کنند. همچنین باید در نظر بگیریم که تفکر در سطوح مختلف رخ می دهد. این فقط یک فعالیت فردی نیست. سطح تفکر تفکر در سه سطح صورت می گیرد: فردی ، تیمی و سازمانی. تفکر فردی کاری است که ما مستقل از دیگران انجام می دهیم. تفکر فردی توسط عوامل مختلفی شکل می گیرد. اینها شامل ساختار و عملکرد مغز ما ، عادات تفکر و فرهنگ و انتظارات سازمانها و گروههایی است که به آنها تعلق داریم. تفکر تیمی جمع تفکر فردی است ، اما با عارضه اضافه شده تعاملات اجتماعی و فرهنگی درون تیمی. بروس تاكمن ، روانشناس آمریكایی ، بخاطر نظریه توسعه گروهی مشهور است كه در آن پنج مرحله رشد را شناسایی كرد. مراحل شامل شکل گیری ، طوفان ، هنجارسازی ، اجرا و به تعویق انداختن است. اهمیت مراحل این است که آن‌ها تاثیر و نفوذ بر افراد گروه (تیم)را نشان می‌دهند. هنگام کار در تیم ها ، افراد مانند زمان فردی رفتار نمی کنند (فکر نمی کنند). تفکر سازمانی حاصل جمع تفکرات فردی و تیمی است و توسط فرهنگ ، سنت ها و قوانینی که در درون سازمان وجود دارد محدود می شود. تفکر سازمانی را می توان در نتیجه جهت دهی به تیم ها و افراد تحت تأثیر قرار داد یا بر آنها تأثیر گذاشت. در اینجا می توان بین تصمیم گیری منطقی و پیروی از قاعده ، تمایزی بینابینی قائل شد. تصمیم گیری منطقی (که فرآیند ارزیابی نظامی بر اساس آن بنا شده است) مبتنی بر توسعه گزینه ها ، انتخاب بهترین گزینه با توجه به معیارهای توافق شده (عینی) و سپس اجرای گزینه انتخابی است. در مقابل ، پیروی از قانون ،تصمیم گیرندگان را برای درک موقعیت آنها در داخل سازمان ملزم به شناسایی نوع وضعیتی که با آن روبرو می شوند میکند و تصمیم گیری براساس قوانین و انتظارات سازمان گرفته خواهد شد. با تشریح سه سطح تفکر ، اکنون می توانیم توجه خود را به برخی از دلایل دشوار بودن تفکر معطوف کنیم. چالش های تفکر کردن ما انسانها بسیاری از مسائل را با تفکر خود درگیر می کنیم و توضیح کامل آنها وقت زیادی را می طلبد. به همین دلیل من فقط چهار مسئله مشترک را برجسته می کنم که ، با تجربه من ، تأثیر قابل توجهی در توانایی تفکر ما دارند. ادراک _ اگرچه بیشتر ما معتقدیم که چیزها را آنگونه که در حقیقت هستند درک می کنیم ، اما شواهد نشان می دهد که ادراک ما در واقع تفسیر مغز ما از اطلاعات حسی است. آنچه فکر می کنیم واقعی است ممکن است نباشد. جهان دقیقاً همانطور که مغز ما تصور می کند به نظر می رسد ، احساس می شود ، صدا می دهد ، بو می دهد و می چشد. توانایی ما در "درک" آنچه در اطراف ما اتفاق می افتد توسط مسائلی مانند "نابینایی ناآگاهانه" _Inattentional blindness_و "کوری نسبت به تغییر"_Change blindness_بیشتر مختل می شود. نابینایی ناآگاهانه ناشی از "آگاهی" محدود مغز ما است و منجر به این می شود که حوادث مهمی را که در منظره ساده اتفاق می افتند ، اما خارج از کانون توجه ماست متوجه نشویم. کوری نسبت به تغییر ناشی از استعداد ما به حواس پرتی است و نتیجه آن است که تغییرات چشمگیری را در صحنه ای که مشاهده می کنیم متوجه نمی شویم. عدم اطمینان ادراک به این معنی است که هنگام تفسیر ورودی های حسی باید مراقب باشیم. آنچه فکر می کنیم اتفاق می افتد ممکن است همان چیزی نباشد که در واقع اتفاق می افتد. حافظه_ این عقیده رایج که حافظه ما مخزن گسترده ای از همه چیزهایی است که تجربه کرده ایم - و اینکه برای یادآوری آنچه اتفاق افتاده فقط کافیست آن را بیاد بیاوریم - ثابت شده است که نادرست است. قابل اعتماد بودن حافظه بسیار کمتر از آن است که تصور می کنیم. حافظه ما یک بازسازی از وقایع است ، نه ضبط وقایع. ... تحقیقات قابل توجه نشان می دهد که خاطرات ما می توانند تغییر کنند. حتی می توانیم برای رویدادهایی که هرگز در واقع اتفاق نیفتاده اند خاطرات جدیدی ایجاد کنیم! در واقع ، حافظه ما یک عکس فوری از وقایع نیست که بعداً از آلبوم تجربیات گذشته خود بازیابی کنیم. در عوض ، حافظه سازنده است. اعتقادات فعلی ، انتظارات ، محیط و حتی پرسش هامی تواند بر حافظه ما از وقایع گذشته تأثیر بگذارد. دقیق تر این است که حافظه را بازسازی گذشته بدانیم - و با هر بازسازی پی در پی ، خاطرات ما می توانند از حقیقت بیشتر و بیشتر شوند. بنابراین خاطرات با گذشت زمان تغییر می کنند ، حتی اگر اطمینان داشته باشیم که آنها تغییر نکرده اند . این خاطرات می توانند تأثیر قابل توجهی در باورهایی که شکل می گیرد و تصمیماتی که می گیریم داشته باشند. تنها چیزی که از وارد کردن یک ایده جدید به ذهن نظامی دشوارتر است ، بیرون کشیدن ایده قدیمی است. لیدل هارت  خلاقیت _خلاقیت برای سازگاری یک نیاز اساسی است. ما به خلاقیت نیاز داریم زیرا: وقتی اوضاع تغییر می کند و اطلاعات جدید به وجود می آیند ، دیگر نمی توان با راه حل های دیروز مشکلات فعلی را حل کرد. بارها و بارها ، مردم در می یابند آنچه که دو سال پیش کار کرده است امروز جواب نخواهد داد. این به آنها حق انتخاب می دهد. آنها می توانند از این واقعیت ناراحت باشند که کارها به آسانی مانند گذشته انجام نمی شود یا می توانند از توانایی های خلاقانه خود برای یافتن پاسخ های جدید ، راه حل های جدید و ایده های جدید استفاده کنند.با این حال ، مشکلی که همه ما با آن روبرو هستیم این است که خلاقیت به طور کلی توسط سیستم آموزشی و فرهنگ های اجتماعی و کاری ما از شرط خارج می شود. به ویژه اینکه سنت ، به یوغی در گردن ما تبدیل شده است. سنت استدلال معتبری برای حفظ گذشته نیست: سنتها فقط در صورت مرتبط بودن ارزشمند باقی می مانند. اگر تصویری از قدرت سنت برای جلوگیری از خلاقیت و نوآوری می خواهید ، سعی کنید پیشنهاد کنید ، که ما باید از میزان تمرین نظامی خود بکاهیم. خبر خوب این است که ، صرف نظر از اینکه چقدر احساس "خلاقیت" کرده ایم ، هنوز قادر به تولید راه حل های خلاقانه هستیم.... حتی اگر آموزش خلاقیت بیشتر به افراد امکان پذیر نباشد (و به نظر من این امکان وجود دارد) ، می توان ابزاری را در اختیار آنها قرار داد که به آنها امکان تولید راه حل های خلاقانه را بدون لزوماً خلاق بودن بدهد.ابزار تولید راه حل های خلاق کاملاً ثابت است و یادگیری آنها نسبتاً آسان است. همانطور که قبلاً اشاره شد ، مشکلی که ارتش در حال حاضر دارد این است که ما نمی توانیم این ابزارها را در فرایندهای تصمیم گیری خود وارد کنیم. نظر من این است که رهبران ارتش از عدم اطمینان به خلاقیت ناراحت هستند. خیلی راحت تر است که یک برنامه ایمن و کسل کننده را دنبال کنید تا اینکه بخواهید کار جدیدی انجام دهید. در مواجهه با انتخاب بین تغییر عقیده و اثبات عدم نیاز به چنین کاری ، تقریباً همه مشغول اثبات موضوع می شوند. John Kenneth Galbraith سوگیری تأییدی _ هیچ یک از ما به اندازه تصور خودمان درخشان یا معصوم نیستیم. سوگیری تأیید ، ما را وادار می کند تا شواهدی را برای تأیید اعتقاداتی که قبلاً در دست داریم ، جستجو کنیم. یا به دنبال شواهد ناسازگار (تأیید ناپذیر) نیستیم ، یا اگر در آن گیر بیفتیم ، ارتباط آن را تخفیف می دهیم. این یک مشکل اساسی در تفکر افراد است.نگران کننده این است که حتی شواهدی وجود دارد که مغرضانه بودن تأیید را به مغز ما وارد می کند: دانشمندان علوم مغز و اعصاب اخیراً نشان داده اند که این سوگیری ها در تفکر به روش پردازش اطلاعات مغز - همه مغزها ، صرف نظر از وابستگی سیاسی صاحبان آنها - تعبیه شده است. به عنوان مثال ، در مطالعه ای بر روی افرادی که تحت تصویربرداری (MRI) قرار می گرفتند ، در حالی که آنها سعی داشتند اطلاعات ناهمگن یا هم آوا را در مورد جورج بوش یا جان کری پردازش کنند ، Drew Westen و همکارانش دریافتند که مناطق استدلال مغز عملا وقتی شرکت کنندگان با اطلاعات ناسازگار روبرو می شوند ، خاموش شده و هنگام بازیابی آوایی ، مدارهای هیجان مغز با خوشحالی روشن می شوند. این مکانیسم ها یک پایه عصبی برای مشاهده فراهم می کنند که وقتی ذهن ما ساخته شد ، تغییر آنها سخت است.سوگیری تأیید تأثیر عمده ای در کیفیت تفکر فردی و تیمی ما دارد. این دلیل اصلی است که ما غالباً در تصمیم گیری های خود آنچه را که در ادراک خود نقص اشکاری میدانیم پنهان میکنیم. من تاکنون از پاسخ مستقیم به سوال قبلی خود اجتناب کرده ام: "چقدر احمق هستیم؟" پاسخ ، بر اساس شواهدی که دیده ام ، این است که ما نسبتاً احمق هستیم. می توانم تصور کنم که شما می پرسید ، "چه کسانی آدم های احمقی هستند؟" خوب ، اگر می خواهید بدانید که این افراد احمق چه کسانی هستند ، فقط باید در آینه نگاه کنید. من چهار مشکل راجع به تفکر که بطور مستقیم بر تمام تفکرات فردی تأثیر می گذارد ، بیان کردم. آنها همچنین از طریق تأثیر بر روی افرادی که تیم را تشکیل می دهند بر تفکر تیم تأثیر می گذارند. این مشکلات (و بسیاری دیگر) بر تفکر سازمانی از طریق جمع آوری اثرات فردی و تیمی نیز تأثیر می گذارد. ارتش سازمانی متمرکز بر تیم است. تیم ها ما را مشخص می کنند و مهمترین مولفه های توانایی ما را تولید می کنند. رهبران ارتش ، در همه سطوح ، در رهبری عالی هستند. با این حال ، مشکلی که بیشتر تیم ها با "فکر کردن" دارند این است که آنها نمی دانند به عنوان یک تیم چگونه این کار را انجام دهند. تفکر تیمی به استفاده از فرایند و تکنیک نیاز دارد.تفکر تیمی در ارتش با مازاد رهبری و کمبود مهارت راه گشایی بهم ریخته است. این عدم مهارت راه گشایی (facilitation skills) نیز بر روی آموزش تأثیر می گذارد. _ به معنای مهارتی است که باعث حل مشکلات در کارهای گروهی میشود _در حالی که ما مدرسان بسیار خوبی داریم - با دانش فنی عالی و اعتماد به نفس بالا - اکثریت قریب به اتفاق آنها برای راه گشایی آموزش ندیده اند. راه گشایی به شما کمک می کند تا به یک تیم (یا یک فرد) کمک کنید تا بیشترین بهره را از یک فعالیت ببرند. اگر شخصیتی از نوع "آلفا"_رهبر_ داشته باشید و مهارت راه گشایی عملی نداشته باشید ، انجام این کار دشوار است. یک راه گشای ماهر(راهنما) از اهمیت برنامه ریزی یک فعالیت و هدایت تیم در استفاده از طیف گسترده ای از تکنیک های مناسب آگاهی کامل دارد. او می فهمد که تفکر تیمی یک روند است و یک رویداد نیست. اگر ارتش بخواهد تطبیق پذیر بشود ، باید رویکرد تسهیل کننده تری را برای کار گروهی اتخاذ کند. هنگامی که من طوفان مغزی را به گروه ها آموزش می دهم ، با پرسیدن اینکه در گذشته چند نفر طوفان مغزی را "انجام داده اند" شروع می کنم. تقریباً همه دستهای خود را بالا می آورند. بعد از اینکه روند طوفان مغزی را آموزش دادم ، دوباره سوال را می پرسم. به طور معمول ، کمتر از ده درصد افراد دست خود را بالا می برند. آنچه بیشتر آنها در گذشته انجام داده اند به بهترین وجه می تواند به عنوان "تخلیه مغز" توصیف شود - تخلیه ساده ایده های مربوط به موضوع معرفی شده. طوفان فکری نیاز به آماده سازی و انجام یک سری فعالیت ترتیبی برای تولید ایده ها ، مرتب سازی ایده ها ، ارزیابی ایده ها و توسعه گزینه ها دارد. روند کامل طوفان مغزی ممکن است چندین ماه طول بکشد و باید شامل استفاده از تکنیک های اضافی مانند روش گروه اسمی و نمودار همبستگی باشد. می توانید طوفان فکری را در یک بازه زمانی بسیار کوتاه تر انجام دهید ، اما اگر فکر می کنید می توانید آن را در عرض نیم ساعت کامل کنید ، دچار توهم هستید. اگر تمام تجربه شما از طوفان مغزی محدود به نشستن به مدت 15-20 دقیقه با سه یا چهار نفر از همكاران در یك اتاق كوچك ، با تخته سفید و چند نشانگر باشد ، در واقع شما هرگز طوفان فكری را تجربه نكرده اید. و این نشان دهنده تفاوت بین رهبری و شخص تسهیل کننده (شخص راهنما - راه گشا- Facilitator ) است. یک رهبر تیم را به سمت تصمیم خود سوق می دهد. یک راهنما به تیم کمک می کند تا تصمیمات بهتری برای خود پیدا کند.اگر ارتش بخواهد تطبیق پذیر بشود ، باید رویکرد تسهیل کننده تری را برای کار گروهی اتخاذ کند. این یک چالش برای رهبران ارتش است که براساس تجربه خود ، احتمالاً فکر می کنند که می توانند بدون نیاز به تغییر در سبک رهبری خود ، کار را به خوبی انجام دهند. مشکل با روند ارزشیابی نظامی Military Appreciation Process (MAP) اگر تنها ابزاری که دارید چکش است ، پس تمایل دارید که هر مشکلی را به عنوان یک میخ ببینید. آبراهام مازلو فرایند ارزیابی نظامی (MAP) تنها چارچوب تصمیم گیری ما در ارتش است. این مدل مبتنی بر مدل تصمیم گیری منطقی است ، اما اغلب به جای یک چارچوب تصمیم گیری به عنوان یک ابزار برنامه ریزی استفاده می شود. یک مشکل مهم این است که اکثر افرادی که از MAP استفاده می کنند ، دانش و درک عمیق تری از نحوه "تفکر" ندارند. آنها از محدودیت هایی که همه ما سعی می کنیم محیط خود را درک کنند ، بی اطلاع هستند. آنها همچنین از مشکلاتی که همه ما هنگام تصمیم گیری با آنها روبرو هستیم بی اطلاع هستند. از آنجا که آنها از خویشتن‌آگاهی (Self-awareness) برخوردار نیستند ، بنابراین مجبور به استفاده از MAP به عنوان یک فرآیند خطی هستند ، بدون اینکه مفاهیم توانایی محدود ما در تفکر را درک کنند. حتی افرادی که در استفاده از MAP تجربه دارند ممکن است به سادگی و با تغییر کاربرد دکترین متناسب با شرایط مختلف ، فرآیند را به روشی کارآمدتر اعمال کنند. آنها "روند" را دقیق تر کار می کنند ، اما لزوماً تصمیمات دقیق تری نمی گیرند. یک مشکل حتی مهم تر ، این است که بیشتر افراد در ارتش حتی از MAP برای هدایت تصمیم گیری روزمره خود استفاده نمی کنند. مطمئناً ، وقتی از آنها می پرسید که آیا از آن استفاده می کنند ، می گویند که استفاده می کنند. اما سطح پاسخ آنها را خواهید دید که چقدر کم عمق است. آنها در زمینه جمع اوری و نظارت بر اطلاعات میدان نبرد کاهلی میکنند ، تجزیه و تحلیل ماموریت را قیچی میکنند و مستقیماً به سمت توسعه یک اقدام مطلوب (یعنی "من قبلاً این کار را انجام داده ام و جواب داده است")می روند.پس از آن ، یک یا دو سال پس از اجرا ، وقتی برنامه تفصیلی اقدام به عواقب ناخواسته متزلزل می شود ، متوجه می شویم شخصی که آن را انتخاب کرده است از پست خارج شده و نمی تواند از تجربه بدست امده چیزی یاد بگیرد. شاید می بایست نقل قول مازلو را با ظرافت کمتری جایگزین کنم: اگر تنها ابزاری که دارید چکش است و شما ترجیح می دهید از آن استفاده نکنید ، در این صورت یا نیاز به ابزارهای اضافی را تشخیص می دهید یا احمق هستید. LIEUTENANT COLONEL RICHARD KING هنگامی که دکترین فرآیند ارزیابی نظامی استرالیا (MAP) در سال 1996 برای اولین بار منتشر شد ، 181 صفحه داشت. پنج سال بعد ، طبق برنامه ، دکترین بازنویسی شد و تبدیل به 292 صفحه شد . هشت سال بعد ، نسخه جدیدی قرار است در اکتبر 2009 به عنوان تدوین آموزه منتشر شود: پیش نویس کنونی 592 صفحه است. من کاملاً مطمئن نیستم که طول اضافه شده باعث مفیدتر شدن نقشه شده است یا استفاده از آن را تشویق کند. همچنین نگران کننده این است که MAP بازنویسی شده هنوز فاقد طیف مناسبی از ابزار برای بهبود کاربرد آن است. بگذارید مختصراً دور بشوم و بینشی در مورد مدیریت و استفاده از دکترین توسط ارتش پیشنهاد کنم. اگر ارتش بخواهد تطبیق پذیر شود ، باید طرز تفکر خود درباره دکترین را تغییر دهد. بهترین چیزی که می توانیم با دکترین به دست آوریم این است که "عادت می کنیم" کاری را انجام دهیم که در گذشته در زمان نوشتن دکترین به آن رسیدیم . دکترینی که سالها طول می کشد تا بررسی ، تولید و اعتبارسنجی شود ، قدیمی است و نماینده یک الگوی منسوخ است. همه دکترینها باید "دکترین در حال توسعه" باشند و قابل بررسی و بهبود مداوم باشند. برخی از شواهد تفکر نامطلوب تاکنون ، من قضاوت خود را ارائه داده ام در مورد اینکه چرا فکر کردن دشوار است. احتمالاً زمان آن رسیده است که برخی شواهد از تفکر نامطلوب را ارائه دهیم. نوشته هایی درباره ارتش تطبیق پذیر _Army adaptive _ . ارتش را تطبیق پذیر نمی دانیم. تغییر عنوان - حتی همراه با تغییر در ساختار سازمانی - تغییری در عادت ، فرهنگ یا سنت ایجاد نمی کند. بعلاوه ، توضیح اینکه چگونه می خواهیم در اسنادی که ضعیف نوشته شده اند — از دیدگاه تفکر انتقادی ـ به یک ارتش تطبیق پذیر تبدیل شویم . من از وب سایت "ارتش تطبیق پذیر" بازدید کردم و متن مقدماتی و توضیحات پنج ابتکار را تجزیه و تحلیل کردم. برای این کار من از ابزار "grammar" در Microsoft Word استفاده کردم تا آمار خوانایی هر متن را نشان دهد. نتایج جالب توجه نبودند.این شواهد دیگری در حمایت از اظهارات سرهنگ جان هاچسون در آخرین چاپ مجله ارتش استرالیا ارائه می دهد: "من دریافتم که اکثر افسران می توانند عقاید خود را به زبان بیاورند ، اما در بیان همان ایده ها بر روی کاغذ مشکل زیادی دارند." من معتقدم که اکثر افسران سخنرانان با اعتماد به نفس و شایسته ای هستند ، اما مهارت های گفتاری آنها یک مشکل اساسی در تفکر را پوشانده است.این امر می‌تواند منجر به ابراز احساسات قوی، متقاعدکننده، ولی احمقانه شود که اعتبار بیشتری نسبت به حالتی که از دیدگاه تفکر انتقادی مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد، پیدا کند. شواهد دیگری از دشواری ارتش در بیان ایده ها به صورت نوشتاری در راهنمایCA Directive 14/09, Implementing the Adaptive Army in 2009 قابل مشاهده است. بند 9 این بخشنامه را در نظر بگیرید: ارتش تطبیق پذیر بر این اصل بنا نهاده شده است که اگرچه ساختار سلسله مراتبی ارتش برای فرهنگ ما بسیار مهم است ، اما استفاده صحیح از فن آوری مدرن می تواند افراد و زنجیره فرماندهی را از طریق سطوح بالاتر مسئولیت فردی و ارتباطات توانمند سازد. تطبیق پذیری در قلب خود با تحول شرایط ، نیاز به تغییر را با نیاز به حفظ دانش سازمانی (Corporate Knowledge) متعادل میکند . قبل از اظهارنظر درباره این موضوع از دیدگاه "تفکر" ، تصدیق می کنم که هرگونه تجزیه و تحلیل از یک بند جدا از کل سند ، خطر از دست رفتن زمینه را به همراه دارد. نظرات من در مورد این پاراگراف را می توان چنین خلاصه کرد:این مدرک نشان میدهد از تفکر انتقادی خبری نخواهد بود . به طور مشخص: الف _ این "اصل" را با "فرض" اشتباه می گیرد. ساختار سلسله مراتبی ارتش یک میراث فرهنگی است. یک ساختار سلسله مراتبی از لحاظ تاریخی برای فرماندهی و کنترل طراحی شده است. وقتی ارتش ها بزرگ ، سنگین و پیچیده باشند ، به موفقیت تاکتیکی ، عملیاتی و استراتژیک کمک می کند. در یک محیط غیر عملیاتی ، یا در سطح پایین تر و پیچیده تر از نوع عملیات ، ساختار مسطح (کمتر سلسله مراتبی) سازگارتر خواهد بود و خلاقیت بیشتر را تشویق می کند. این فرضیه که "ساختار سلسله مراتبی ارتش برای فرهنگ ما حیاتی است" ، و باید مورد چالش قرار گیرد. ارتش به طور سنتی از نظر واگذاری مسئولیت قوی بوده اما از نظر واگذاری قدرت ضعیف است. ب _ این معنای "توانمندسازی" را به نادرست نشان می دهد. این تصور که "استفاده صحیح از فن آوری مدرن می تواند به افراد و زنجیره فرماندهی از طریق سطح بالاتری از مسئولیت فردی و ارتباطات توانمند شود" فرض دیگر است. فناوری نمی تواند افراد و زنجیره فرماندهی را توانمند کند. توانمند سازی مستلزم این است که افراد (و سازمان ها) ترکیب درستی از مسئولیت ، اختیار عمل و منابع لازم برای تکمیل کار رادر اختیار بگیرند. این یک مسئله فرهنگی است ، نه یک مسئله فناوری. ارتش به طور سنتی از نظر واگذاری مسئولیت قوی بوده اما از نظر واگذاری قدرت ضعیف است.فرهنگ فرماندهی مأموریت (mission command ) باید در قلب دستیابی به یک ارتش تطبیق پذیر باشد و با این وجود "فرماندهی مأموریت" در این دستورالعمل ذکر نشده است. ج _اگر استفاده مشکوک از "توانمندسازی" را نادیده بگیریم ، هنوز منطقی نیست. چگونه "استفاده صحیح از فن آوری مدرن" از طریق "سطح بالاتری از مسئولیت فردی و ارتباطات" به نتیجه می رسد؟ بیشتر افراد از قبل مسئولیت فردی کافی دارند و تقریباً با کسی که رایانه و تلفن دارد در ارتباط مداوم هستند. آیا توزیع گوشی های Blackberry بین افسران ارشد به آنها قدرت داده است؟ همانطور که رابرت تاونسند در کتاب خود ، Up The Organization ، می نویسد: قبل از اینکه چیزی را خودکار کنید ، مطمئن شوید که سیستم گزارش دهی حاضر شما کاملاً دقیق و موثر باشد . در غیر این صورت رایانه جدید شما فقط سرعت خرابکاری را افزایش می دهد. د_ اینمتن تفکر انتقادی ضعیف را به نمایش می گذارد. "تطبیق پذیری با تحول شرایط ، نیاز به تغییر را با نیاز به حفظ دانش سازمانی (Corporate Knowledge) متعادل میکند ." استفاده از کلمه "تعادل" به معنی رابطه مستقیم بین "نیاز به تغییر" و حفظ "دانش سازمانی" گرچه این موضوع به زیبایی با بند بعدی در دستورالعمل CA پیوند می خورد ، اما این مدرکی از تفکر نامطلوب است. تطبیق پذیری عبارت است از شناختن نیاز به تغییر ، و سپس داشتن اراده و ابزار تغییر. دانش سازمانی در ذهن مردم قرار دارد. نه در یک پایگاه داده در رایانه. تغییر همیشه به "تغییر" نیاز دارد. مشكل دانش سازمانی اين است كه نياز به توسعه ، ساخت و كاربرد دارد. هر بار که شخصی را به قسمت دیگری (متفاوت) از ارتش می فرستید ، دانش سازمانی او به همراه او از در بیرون می رود. هدف رئیس ارتش این است که "ارتش باید به طور مداوم بررسی و سازگار شود تا اطمینان حاصل کند که برای محیط در حال تغییر مناسب است". سازگاری یعنی تغییر. این جمله معقولتر خواهد بود اگر بیان کند: تطبیق پذیری در قلب خود با تحول شرایط نیاز به تغییر را و چالش‌هایی که این مساله برای توسعه و مدیریت دانش سازمانی بوجود می‌آورد، تشخیص می‌دهد ما سابقه طولانی در تصمیم گیری احمقانه با بهترین اهداف داریم. برای کسانی که علاقه مند به مرور برخی از آن تاریخ هستند ، مطالعه کتاب Reglomania را بسیار توصیه می کنم. نتیجه بنابراین ، آیا ارتش احمقانه است؟ من معتقدم اینگونه است. این بدان معنا نیست که همه افراد ارتش احمق هستند ، یا اینکه هر کاری که ارتش انجام می دهد احمقانه است. ارزیابی من این است که ما احمق هستیم زیرا "تفکر" را درک نمی کنیم. ما نمی دانیم که در تلاش برای تصمیم گیری هوشمندانه با چند مشکل روبرو هستیم. افزایش خویشتن‌آگاهی (Self-awareness) از طریق آموزش و پرورش بخشی از راه حل افراد است. با تلاش آگاهانه ، افراد می توانند یاد بگیرند که آستانه شناخت ایده های احمقانه را افزایش دهند. تیم ها با مشکلات اضافی ناشی از فرهنگ ارتش روبرو هستند. سنت و درجه و مقام مانع توسعه و تبادل آزاد ایده ها می شود. تمرکز بر رهبری به جای راهنمایی ، از دستیابی تیم به پتانسیل واقعی خود جلوگیری می کند. مهارت های راه گشایی یک مهارت اساسی "سازگارانه" است . از نظر سازمانی باید بیشتر تلاش کنیم تا فکر کنیم. اما این مسیر ، روند تطبیق پذیری را کند نخواهد کرد. اگر تصمیمات احمقانه کمتری بگیریم ، در واقع ممکن است سرعت را افزایش دهد. در اینجا ما با یک مشکل فرهنگی دیگر روبرو هستیم: فرهنگ ارتش در دستیابی به "تکمیل کارها" تثبیت شده است ، زمانی که ما باید بر دستیابی به "موفقیت" تمرکز کنیم. ارتش بیش از حد بر تحویل خروجی‌ها و خیلی کم بر دستیابی به نتایج تمرکز می‌کند. در نهایت ، اگر به ارزش مهارت های تفکر انتقادی و خلاقیت و مهارت های راه گشایی پی نبریم و یک سیستم قوی برای توسعه ، شناخت و پاداش دادن به این مهارت ها ایجاد نکنیم ، بسیار ساده تر می توان احمق شد. درباره نویسنده: سرهنگ دوم ریچارد کینگ _Lieutenant Colonel Richard King _ یک افسر اردونانس ارتش استرالیا و در حال حاضر افسر پروژه های مهارتهای تفکر در ستاد فرماندهی است. وی از از سال 1998 در حال تحقیق و تدریس "مهارت های تفکر" است. وی فارغ التحصیل دانشکده فرماندهی و ستاد ارتش رویال تایلند است و دارای مدرک کارشناسی ارشد مطالعات مدیریت (در اقتصاد) است. سرهنگ دوم افسر میز " به سوی ارتش باهوش تر" نیز می باشد. منبع : The Australian Army Journal- Volume VI, Number 3- 2009
  10. 1 پسندیده شده
    آیا جنگ قره باغ نشان میدهد عمر تانکها پایان یافته است؟ نیروی مسلح آمریکا پاسخ میدهد لحظه شکار تانک ارمنی توسط پهپاد اذری/ترکی با شروع درگیری ها در منطقه قره باغ بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان، از همان ساعتهای اولیه خسارت های سنگینی به واحدهای زرهی خصوصا تانکهای هر دو کشور وارد شد. توپخانه و موشکهای ضد زره ارمنی و پهپادهای جمهوری آذربایجان خودروهای زرهی را نابود میکردند. ارتش های مدرن چه چیزی می تواند از این درگیری یاد بگیرد؟ در عموم فیلم های دو طرف درگیر از انهدام ها ، تانک ها یا در فضای باز و بدون پوشش و در مجاورت یکدیگر قرار می گرفتند یا ثابت بودند. آیا این ضعف از طرف فرماندهان نظامی آذربایجان و ارمنستان است یا اینکه تانکها به طور کلی در میدان نبرد امروزی آسیب پذیر هستند؟ از همان زمان شروع درگریی در منطقه قره باغ تلفات زرهی دو طرف درگیری شروع شد کارشناسان زرهی عملکرد ضعف واحدهای زرهی در جنگ قره باغ را نشانه منسوخ شدن تانک ها نمی دانند. آنها این ضعف را یک شکست در 3 سطح آموزشی، تاکتیکی و تجهیزانی تحلیل میکنند. نیکلاس موران ، سرگرد گارد ملی تگزاس که حدود 20 سال با تانک ها کار می کند در این باره توضیح میدهد که پرنسل نیروی زمینی ارتش امریکا به خاطر وضعیت منطقه قفقاز با این منطقه آشنایی کامل دارند. منطقه قفقاز دارای مجموعه ای از بازیگران مختلف است برخی از آنها با ناتو برخی از آنها با روس ها همسو هستند. این نوع ترکیب موجب خواهد شد که احتمال دخالت آمریکا در منطقه قفقاز افزایش یابد. موران در ادامه توضیح میدهد سنارویوهای پیش روی ارتش امریکا برای دخالت در منطقه قفقاز بی شمار است. از طرف دریگر عوارض زمینی منطقه قفقاز بسیار متنوع است. دشت، مناطق کوهستانی، مناطق ساحلی و آبهای سطحی پراکنده همگی باعث ایجاد پیچیدگی خاصی در منطقه قفقاز شده است. در نتیجه نیروهای زمینی خصوصا واحدهای زرهی ایالات متحده امریکا تمرینهای مختلفی را با شرایط مشابه جغرافیایی و عوارض زمینی منطقه قفقاز انجام داده اند تا آمادگی رزمی مناسبی داشته باشند. تمرین مشترک ارتش گرجستان و امریکا سرگرد موران ضعف دیگر واحدهای زرهی و تانکهای ارمنستان و آذربایجان را به خاطر ناقص بودن ترکیب سیستم تسلیحاتی هر طرف و فقدان دفاع هوایی جدی عنوان میکند. موران توضیح میدهد که تانک به خودی خود هیچ کاری نمی تواند انجام دهید تا از خود در برابر سلاحی که برای نابود کردن وسایل نقلیه زرهی طراحی شده است تا آنها را از بالا از بین ببرد دفاع نمایید. مفهوم پهپادهای انتحاری قدمت 30 ساله دارد که بار اولین بار در این نبرد به شکل گسترده استفاده شده است. اکثر ارتش های مدرن از این نوع تهدید آگاه هستند و در حال ساخت تجهیزات برای مقابله با آن می باشند. توماس اسپوهر ، مدیر مرکز دفاع بنیاد هریتج و سپهبد بازنسته ارتش در باره عملکرد تانکها در نبرد قره باغ توضیح می دهد :" این درسی است که تیم های رزمی تیپ زرهی ارتش ایالات متحده آمریکا در مرکز آموزش ملی یاد می گیرند ، شما در جنگ های مدرن نمی توانید یک گروهان یا یک دسته تانک را به تنهایی به فلات یا دشت باز بفرستید و انتظار داشته باشید که انها سالم بیرون بیایند." "تیپ های زرهی و گردان های زرهی در مرکز آموزش ملی متوجه میشوند که راه سختی در پیش دارند. جنگ مدرن واقعاً سریع و بسیار کشنده است." "شما در جنگ های مدرن نمی توانید یک گروهان یا یک دسته تانک را به تنهایی به فلات یا دشت باز بفرستید و انتظار داشته باشید که انها سالم بیرون بیایند." اما با این وجود سپاه تفنگداران دریایی در حال کنارگذاشتن تانک های M1A1 خود از خدمت است. ژنرال دیوید اچ برگر ، فرمانده سپاه تفنگداران دریایی در این باره توضیح داد:" سپاه تفنگداران دریایی به دنبال کاهش وزن تجهیزات زرهی خود هستند. اما نیروی زمینی در حال پیگیری سیستم های دوربردتر ، اما بسیار بزرگتر ، سنگین تر و بزرگتر از تجهیزات زرهی ما است. ما به هر دو ( نیروی زمینی و سپاه تفنگداران ) نیاز خواهیم داشت. ما به یک ارتش بزرگ کشنده و سنگین نیز نیاز داریم. " مایک جیسون ، سرهنگ بازنشسته ارتش ارتش که 24 سال را به عنوان افسر زرهی و فرمانده گردان نیروهای ترکیب سپری کرده است می گوید: " اگر کسی درگیری ارمنستان و آذربایجان را فقط بر اساس پوشش چند روز گذشته و فیلم های چند دقیقه ای قضاوت کند ، می تواند اطمینان حاصل کند که این پایان نیروهای زرهی است" جیسون ادامه میدهد : "ما در حال نگاه کردن به فیلم های اکشن جنگی هستیم. وقتی می بینیم این نظامیان بدبخت ، آموزش ندیده و بدسرپرست که حتی به تجهیزات بلوک شرقی خود آشنا نیستند. وسایل نقلیه زرهی بسیار گران قیمت و تانک های با نفربرهای بی ام پی که احتمالاً در 30 سال گذشته در انبارها نگه داری میشدند را به یک بار وارد میدان نبرد می کنند تا و توسط هواپیماهای بدون سرنشین منفجر شوند. به نظر نمی رسد این دو ارتش داری هر سلاح ترکیبی باشد که نظامیان حرفه ای از آنها استفاده می کنند. ما می خواهیم به فرماندهان خود تمام ابزارهای ممكن موجود در جعبه ابزار را بدهیم. تفنگداران دریایی برای جنگ مشترک خاص خود تصمیم گرفته اند از تانک استفاده نکند. اما آنها از وسایل نقلیه زرهی سبک، خودروهای دوزیست برخوردار خواهند بود. از طرف دیگر نیروی زمینی ارتش به خودروهای زرهی سنگین تر اعتماد خواهند کرد. سپس ما همه اینها را با هم هماهنگ می کنیم تا این سمفونی خشونت همه با هم همزمان کار کنند. " "ما می خواهیم به فرماندهان خود تمام ابزارهای ممكن موجود در جعبه ابزار را بدهیم . سپس ما همه اینها را با هم هماهنگ می کنیم تا این سمفونی خشونت همه با هم همزمان کار کنند. " نقل با ذکر نام میلیتاری بلامانع است منبع
  11. 1 پسندیده شده
    راین متال استرالیا برجک های Lance به مجارستان صادر میکند شرکت راین متال شبعه استرالیا بیش از 150 میلیون دلار سفارش صادرات برجکهای رزمی و بدون سرنشین Lance به نیروهای مسلح مجارستان را اعلام کرده است. مجله دفاع استرالیا گزارش داد که این برجکهای رزمی در مرکز خودروهای نظامی جدید این شرکت (MILVEHCOE) در جنوب شرقی کوئینزلند طراحی و ساخته خواهد شد. بخشی از پلتفرم نظامی Lynx مجارستان داری برجک بدون سرنشین Lance است که خدمه را قادر می سازد به حسگرهای محیطی ، قابلیت های پیشرفته ردیابی و هدف گیری و مدیریت جنگ یکپارچه ، دسترسی پیدا کنند. حداقل در فاز اول 30 برجک از 46 برجک اولیه Lance از استرالیا تأمین می شود. گری استوارت مدیر اجرایی وسایل نقلیه راین متال آسیا و اقیانوسیه و مدیرعامل راین متال استرالیا گفت: "ما از این قرارداد بزرگ صادراتی استقبال می کنیم و مشتاقانه منتظر سفارش های جدید برجک و بسته های دیگر هستیم که توسط سایر مشتریان اروپایی هستیم." سلاح اصلی این برجک توپ 30 م.م اتوماتیک MK30-2 / ABM ساخت راین متال است.این برجک توانایی ذخیره سازی 200 گلوله را دارد. Lance به سیستم کنترل آتش کاملاً دیجیتالی دید الکترواپتیکی، دوربین تصویربرداری حرارتی و فاصله یاب لیزری مجهز است. راین متال استرالیا علاوه بر تولید برجک های Lance سفارش مجارستان در حال تولید 211 دستگاه پلتفرم چرخدار بوکسر در نقش خودروی شناسایی/رزمی است. خودروهای شناسایی/رزمی بوکسر ارتش استرالیا نیز مجهز به برجک Lance هستند. علاوه بر این ارتش استرالیا در حال تصمیم گیری برای خرید خودرو های رزمی Lynx است. افزایش توان تولیدی شرکت راین متال شبعه استرالیا می تواند باعث شود ارتش استرالیا برای خرید خودرو های رزمی Lynx ترغیب شود. پلتفرم چرخدار بوکسر ارتش استرالیا در نقش خودروی شناسایی/رزمی مجهز به برجک Lance نمایش تحرک پذیری Lynx در رزمایش ناتو در مقابل نیروهای امریکایی تست های خودروی رزمی Lynx در مجارستان به همراه سربازن یپاده نظام این کشور مجارستان اولین کشور اروپایی است که خودروهای رزمی Lynx را خریداری کرده است. مجارستان سفارش 218 دستگاه به ارزش 2 میلیارد یورو را به راین متال داده است.
  12. 1 پسندیده شده
    سلام و عرض ادب خدمت دوستان و همراهان میلیتاری در مورد موتور خوشه ایی مورد اشاره ، زمان برای پیدا کردن تصویر بهتر و یا از نمای دیگری از اون تو فضای مجازی اختصاص دادم ، اما به جز این تصویر که یه مقدار نمای بهتری داره ، تصویر بهتری موجود نبود . بنابراین تا بازگشایی پارک ملی هوافضا به روی مردم عادی و تا رسیدن دست حقیر و یا دیگر دوستان به اون مجموعه و تهیه ی تصاویر دلخواه ، تصویر بهتری نمیشه پیدا کرد . تصاویر شما هم ، اگر اشتباه نکنم همون موتور خوشه ایی سیمرغ هست که برادر عزیز و مطلعمون جناب bds110 به درستی بهش اشاره کردن . البته این تصویر شما کمک میکنه که دید بهتری به اون موتور پیدا کنیم خصوصا در مورد بازوهای بیرونی اتصال موتور به بدنه ی زیرین موشک ( در نمونه ی نمایشی بازوهای داخلی رو حذف کردن ) . تصور بنده این بوده که هر بازوی مثلثی شکل مربوط به یک موتور و بازوی بعدی مشترک با موتور بعدی هست و اون موتور 9 بازو داره . اما با جستجوی بیشتر متوجه شدم که هر موتور در قسمت بیرونی تعداد 2 بازوی اختصاصی داره و کل مجموعه ی نمایشی 8 بازو ، بنابراین اون موتور بایستی موتور خوشه ایی 4 موتوره ی سیمرغ باشه و اگر شما هم مثل بنده اون رو 6 موتوره تصور کردین بایستی عرض کنم که هر دو با خطای دیدی که از تصویر نامناسب ایجاد شده به اشتباه افتادیم ، اما اگر نظرتون از ابتدا این بوده که اون موتور خوشه ایی 4 موتوره بوده ، نظرتون درست بوده و اشتباه از حقیر . در کل از دوستان و علاقمندانی که زمان با ارزش خودشون رو صرف کردن ، پست حقیر رو مطالعه کردن و بر اساس اشتباه ناخواسته ی بنده دچار اشتباه شدن عذر خواهی میکنم ، امیدوارم حلال بفرمایید . ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ قسمت دوم برای اینکه دوستان وقت میزارن و به این ارسال حقیر مراجعه میکنن ، یکمقداری از مطالبی رو که قرار بوده ارسال کنم و امکانش پیش نیومده اینجا قرار میدم تا دست کم این ارسال ارزش مطالعه توسط دوستان رو داشته باشه . ____________________________________________________________________________________________________________________________ پرتابگرهای ایرانی در فضای باز مجموعه ی پارک ملی هوافضا تعداد 4 پرتابگر موشک قرار داره که یکی مربوط به ماهواره بر قاصد و 3 عدد دیگه مربوط به موشک زمین به زمین هست . میان اون 3 عدد پرتابگر ، پرتابگر دوم از سمت راست ، با تفاوت های جالبی که با پرتابگر سمت راستی خودش یعنی ماز 543 داره ، نگاه آدم رو جلب میکنه . ( برای اینکه بیشتر توضیح بدم نیاز هست به روزهای جنگ و مستندی که با نام خط مقدم از اون دوران و تلاش ها و مشکلات اولیه ی پیش روی صنعت موشکی داشته سری بزنیم ) پرتابگر داخلی ( میشه گفت تصویر نایاب از اولین پرتابگر ساخت داخل ) تصویر بالا ( احتمالا ) مربوط هست به زمانی هست که تعداد پرتابگر موشک اسکاد کشورمون کم بوده و نیاز موجود رو برطرف نمیکرده ، بنابراین عزیزان صنعت موشکی سعی کرده بودن با نزدیک ترین حامل ( از لحاظ ابعاد و کارایی ) که موجود بوده و نگاه به پرتابگر اصلی اون زمان کشورمون ( ماز 543 ) پرتابگر وطنی بسازن . این پرتابگر بر اساس شاسی جرثقیل میان وزن 8 در 4 ( به این معنی که این خودرو 4 محور داره اما دو محورش _ محورهای عقبی ، دارای دیفرانسیل هست که بتونه خودرو رو حرکت بده و دو محور بعدی _ جلویی ، بدون دیفرانسیل هستن که وظیفه ی حمل بار و فرمان پذیری دارن ) موجود توی کشورمون ساخته شده. از نمونه های احتمالی موجود که در رژه های سالهای پیشین نشان داده شده بود . ( با توجه به سطح تغییرات و تصاویر به شدت محدود، نمیشه سازنده ی شاسی مورد استفاده رو شناخت و معرفی کرد ) یکی از مشکلاتی که این پرتابگر وطنی داشت برمیگرده به شاسی مورد استفاده ی اون که 8 در 4 هست و همینطور برد کم موشک های اسکاد خریداری شده در اون زمان . اگر به گفته های فرماندهان در زمان جنگ دقت کنیم برد اسکادهای موجود حول و حوش 300 ( کمی کمتر و یا بیشتر ) کیلومتر بوده که برای هدف قرار دادن شهر های مهم دشمن کشورمون در اون زمان یعنی عراق ، نیاز بوده که تیم پرتاب کننده با اون پرتابگر تا حد ممکن به مرز عراق نزدیک بشن . دوستان مستحضر هستن که مرز کشورمون با عراق در قسمت غربی کشورمون قرار داره و نزدیک ترین مسیر شلیک به بغداد هم از سمت کردستان قابل دسترسی هست . محیط مرزی اون قسمت عموما محیط خشنی هست ( کوهستانی ، سنگلاخی ، پر از شیب و ... ) همینطور دست کم در 6 ماهه ی دوم سال که بارش هایی گاه و بیگاهی رو شاهد هستیم ، مشکلات تحرک وسایل نقلیه در اون محیط بیشتر و بیشتر میشه . فراموش نکنیم " محیط خشن ابدا اجازه ی عرض اندام به پرتابگری که دارای وزن بیش از حد ، تایر های نامناسب ، قدرت موتور پایین ، گیربکس بدون داشتن دنده هایی با ضرایب مناسب _ سنگین ، نداشتن قفل دیفرانسیل به صورت عرضی و قفل دیفرانسیل ها به صورت طولی ، سیستم تعلیق مناسب با بار و شرایط تعریف شده ی آفرود ، همینطور تمام متحرک نبودن محورها ، رو نخواهد داد " . ناگفته پیداست که احتمال گیر کردن و یا چپ کردن حامل های بدون حساب و کتاب بسیار زیاد هست و در شرایط جنگی به از دست رفتن حامل ، محموله و تیم پرتاب منجر خواهد شد که همین مسئله باعث کنار رفتن این حامل وطنی پس از ضرورت زمان جنگ شده . اما پرتابگر زمین به زمین که در موردش صحبت شد ( با نام احتمالی خیبر ) در نگاه اول اگر به جزئیات دقت نکنیم این حامل رو با ماز 543 اشتباه میگیریم ، اما بعد از دقت به جزئیاتی مثل شیشه های کناری کشویی ، سپر جلو با چراغ های پر تعداد و متفاوت ، فاصله ی بسیار کم اول و دوم همینطور محور سوم و چهارم از همدیگه ، زاویه ی رو به عقب رفته ی شیشه های جلوی کابین . تمامی موارد مذکور در ماز 543 متفاوت بوده و نکاتی دیگر که از حوصله ی مطالعه کنندگان خارج هست . پرتابگر ماز 543 ( تصویر زیر برای مقایسه با لانچر وطنی بالا هست ، نوع موشک متفاوت هست و خارج از بحث ) نمونه و یا از نمونه های اولیه ی این حامل پس از ساخت و قبل از رنگ آمیزی نهایی در این قسمت میتونید مجموعه ی موتور رو شاهد باشید که مشخصا تعویض شده ( نوع موتور مشخص نیست ، احتمالا از موتورهای تجاری خودروهای سنگین استفاده شده) حامل وطنی بر اساس قطعات ماز 537 شکل گرفته ( این حامل برای حمل ونقل ادوات زرهی طراحی و ساخته و عموما استفاده میشده ) ماز 537 در ایران _ در زمان جنگ تحمیلی ( مربوط به خریدهای پهلوی دوم از شوروی سابق ) حاج حسن و تیم همراهشون در کنار پرتابگر ساخته شده پرتابگر های دو قسمتی پرتابگر عراقی موشک بالستیک به صورت تریلر و با استفاده از کشنده ی 6 در 4 محبوب آن دوران اسکانیا 112 اچ البته صحبت هایی در مورد به کارگیری دانشمندان صنایع نظامی عراق وجود داره ، اما نظر شخصی حقیر در این مورد بر این هست : زمانی که ما تونستیم پرتابگر ماز 543 رو که با آسیب های عمدی از دور خارج شده به خط پرتاب برگردونیم و پرتابگرهای پیچیده تری مثل خیبر رو به مرحله ی عمل برسونیم ، دسته کم بایستی میتونستیم از عهده ی ساخت این ایده یا طرح که به نسبت ساده تر ساده تر هست بر بیایم ، حتی اگر ایده رو از تصاویر یا فیلمهای اون نمایشگاه عراقی گرفته باشیم . البته اگر همکاری ایی هم صورت گرفته باشه نه نادرست بوده و نه مشکلی داره چراکه مهم این هست که صنایع نظامی کشورمون تونسته این نیاز رو رفع کنه . به قول یکی از دوستان انجمن " در زمان جنگ کسی نمیپرسه سلاح دست شما ساخت کجاست ، در اصل کارایی اون سلاح مهم هست " و الباقی مباحث حاشیه ایی مال فضایی غیر از فضای واقعی هست . نمای کلی از پرتابگرهای در حال خدمت کشورمون میشه به سادگی دید که این پرتابگر تقسیم و ساده سازی شده به 2 بخش اصلی . بخش اول بخش کشنده ی اون هست که بسته به وزن پرتابگر بایستی توان مناسبی داشته باشه و همینطور اینکه بایستی برای بالا بردن توان کششی خودش حتما 6 در 6 باشه . بخش دوم به شکل کفی تریلی هست و مجموعه های هیدرولیکی برپا کننده ی موشک و ... ، همچنین هدایت آتش رو به عهده داره . این طرح نقاط مثبت و منفی ایی داره که میشه از نقاط مثبت به این نکته اشاره کرد : 1_ کشور به تولید کننده ، مشخصا محدودیتی در ساخت و به کارگیری این نوع پرتابگر نداره و این امکان رو به دست میاره که بتونه تعداد زیادی از قسمت پرتابگر ( که بیشتر شبیه کفی تریلی هست ) رو تولید کرده و برای آینده دپو کنه . 2_ برای بارگیری های اضطراری هم میشه قسمت دومی که شلیک رو انجام داده رو به صورت خالی تحویل بده و به سرعت پرتابگر بارگیری شده ی بعدی رو دریافت و حرکت کنه . 3_ برای زمان هایی که کشور در حاات صلح قرار داره ، کشنده ی این مجموعه و بنابر نیاز میتونه در قسمت های مورد نیاز اون نیرو خدمت رسانی کنه . 4_ در صورت آسیب دیدگی ( محدود و قابل کنترل ) پرتابگر میشه پرتابگر رو سریعتر تعویض کرد . 5_ هزینه ی تعمیر و نگهداری کشنده هم با توجه به غیر اختصاصی بودن اون پایین تر هست . 6_ با توجه به اینکه برد موشک های تولیدی کشورمون به حد مناسبی رسیده ، این پرتابگر میتونه از راه ها_ خیابان ها و مناطق از پیش تعیین و آماده شده موجود استفاده کنه . درکل شاید دیگه نیاز نباشه این پرتابگر به محیط های خشن وارد بشه . 7 _ با توجه به توانایی ساختی که بوجود اومده ، براحتی میشه برای موشک های مختلف سوخت مایع و یا جامد حال و آینده پرتابگر مختص اونها رو ساخت . 8_ با توجه به ساخت داخل بودن بیشتر تجهیزات ، تعمیر ونگهداری از این پرتابگر ها به نسبت ساده هست . نکات منفی 1_ اگر یک زمانی قرار به پراکندگی این نوع پرتابگرها در محیط های خشن بشه ، این نوع پرتابگر مشخصا دچار مشکل تو محیط های آفرود میشه . 2_ با توجه به اینکه تنها کشنده هست که پرتابگر رو حرکت میده ، اگر یک زمانی قرار به تحرک در محیط های یخ زده ، گلی و یا هردو + با شیب زیاد باشه ، در مورد موشک های دوربرد تر که متعاقبا پرتابگر سنگین تری دارن شاید دچار مشکل بشه ، ولو این مشکل با تجربه ی راننده قابل حل باشه . سالن مونتاژ پرتابگرهای وطنی دو تصویر زیر مربوط به مجموعه ی برپاگر پرتابگر هستند دو تصویر زیر مربوط به قسمت انتهایی برپاگر پرتابگر + جک هیدرولیکی تلسکوپی اون مجموعه هستن . در ضمن میتونید منحرف کننده های گاز و شعله ی خارج شده از موتور موشک به طرفین رو در این قسمت مشاهده کنید از مزایای ساخت این نوع پرتابگر ، همونطور که اشاره شد توانایی ساخت _ تحویل دهی _ دپو با تعداد بالای اون هست توانایی ساخت برای انواع موشک ها با ابعاد مختلف ( در اینجا مربوط به موشک خرمشهر هست که قطر بیشتر اما طول کمتری داره ) برای شرایط خشن زمستانی ناشی از بارندگی برف و باران ( گل و شل ) این محیط رو در زمستان تصور بفرمایید دو تصویر پایینی مرتبط هست به پرتابگر موشک شهاب 3 به همراه یار همیشگی خودش کشنده ی بنز 6 در 6 تیتان پرتابگر موشک سوخت جامد سجیل به همراه کشنده ی بروز تر بنز خودش در دو تصویر زیر ، در رزمایش ها این حجم از خودرو ، افراد و شلوغی که برای آماده سازی قبل از شلیک ، کنار پرتابگر ها جمع میشن آدم رو نگران میکنه ، امیدوارم که درون رزمایشها یکمقداری بیشتر شرایط واقعی نبرد احتمالی رو تمرین کنن پرتابگر موشک سری قدر تعداد قابل توجه این نوع پرتابگرها در رژه ی نیروهای مسلح تصویر زیبا از پرتابگر سجیل تصویر جالب از پرتابگر موشک سوخت مایع قیام پرتابگر های راکت های توپخانه ایی و سوخت جامد در زمان جنگ و به شکل غنیمتی به پرتابگر " 9 کی 52 لونا " و راکت سوخت مایع سری فراگ عراقی دست پیدا کردیم ( اگر اشتباه نکنم به کمک هوانیروز و خلبانان جان بر کف کبرا که با اون سامانه درگیر شده بودن ) که مشخصا از محصولات نظامی شوروی بود . خودروی حامل اون پرتابگر ، خودروی 8 در 8 زیل 135 بود که دارای دو محور فرمان پذیر در ابتدا و انتهای خودرو بود و 2 محور باربر در میان خودرو . اون پرتابگر برای آزمون ها و ... مورد استفاده قرار گرفت و راکت سوخت مایع اون هم با حذف پیچیدگی های غیر ضرور برای ساخت راکت های سوخت جامد توپخانه ایی استفاده شد ،همینطور خودروی حامل هم با کامیون های تجاری در دسترس جایگزین شد . کامیون تجاری 6 در4 بنز 2624 در نقش حامل پرتابگر راکت نازئات رژه ی پرتابگرهای سری نازئات ساخت راکت ها هم با خانواده ی نازعات شروع شد و بعد مدتی به سری توانمند تر زلزال ها رسید . نمونه احتمالی آزمایشی زلزال ، بر روی پرتابگر غنیمتی پرتابگر 6 در6 بنز و راکت توپخانه ایی زلزال پرتابگرهای سه فروندی زمینی (احتمالا مربوط به آزمایشات مورد نیاز ) نمونه ی پرتابگر 3 فروندی متحرک پرتابگری برای فاتح 110 پس از ساخت و به خدمت گرفتن راکت زلزال و متعاقب نیازی که برای انهدام دقیق اهداف بوجود اومده بود ، تلاش برای ساخت موشک هدایت شونده بر اساس توانایی ها و موجودی های در دسترس انجام شد که نتیجه اش رو میشه تو موشک سوخت جامد تک مرحله ایی فاتح 110 مشاهده کرد . نمونه های اولیه و در خدمت که الان هم موجود هستند و در حال خدمت بر اساس پرتابگر سری زلزال کاربری شدن ، اما با توجه به هدایت پذیر بودن موشک و همچنین عدم نیاز به ریل پرتاب بلندی که اون خانواده ی پرتابگر استفاده میکرد ، تلاش برای ساخت پرتابگر جدید شروع شد . از نمونه های اولیه و در حال خدمت پرتابگر فاتح 110 پرتابگری در دسترس پرتابگر موشک پدافندی " اچ کیو 2 گاید لاین " چینی ساخته شده بر اساس سام2 شوروی سابق پرتابگر سام 2 کشورمون در زمان جنگ تحمیلی این سامانه ی پدافندی رو دریافت کرده بود ، این مجموعه از نمونه های تولیدی چین و بر اساس سام 2 روسی هست ، نمونه های تولیدی چین با نام اچ کیو 2 گاید لاین شناخته میشن . به نظر برای آزمایشات ثانویه ی موشک فاتح از پرتابگر خانواده ی سام 2 استفاده شده . فاتح 110 بر روی پرتابگر خانواده ی سام 2 نمونه پرتابگر به روز و تکی خانواده ی فاتح که بر اساس پرتابگر سام 2 اما با تغیرات بسیار ساخته شد ( میشه گفت به جز ریل پرتاب و اونهم در ظاهر ، هیچ شباهتی ، حتی در مکانیزم برپاگر با پرتابگر سام 2 نداره ) که میتونن پذیرای خانواده ی موشکی فاتح باشن البته مثل اینکه مسئله ی هدایت راکت ها در جهت عکس جریان به خانواده ی راکت های زلزال در حال بازگشت هست پرتابگر 6 در 6 ان . جی بنز مربوط به موشک خلیج فارس با توجه به نیازی که بوجود آمد و توان مناسب حامل های به روز تر ، همینطور وزن مناسب مجموع موشک و پرتابگر برای ساخت پرتابگر 2 فروندی ، خانواده ی موشک های فاتح پرتابگر 2 فروندی رو هم به خدمت گرفتن پرتابگر 2 فروندی بر اساس شاسی تجاری کامیون 6 در6 موجود ( نام و مدل 2 کامیون زیر برای آسیب ندیدن نیروهای مسلح آورده نمیشود ) پرتابگر 2 فروندی خانواده ی فاتح براساس شاسی کامیون 8 در 8 تجاری در دسترس استفاده از پرتابگر 2 فروندی برای موشک های خاص تر خانواده ی فاتح پرتابگر سیلوهای زیر زمینی کمتر شخصی وجود داره که از سیلوخای زیرزمینی و شهرهای موشکی کشورمون خبر نداشته باشه . طبق تصاویر موجود پرتابگری که در این سیلوها و محفظه ی پرتاب اون قرار داره نمونه ایی از پرتابگرهای مرسوم و مورد استفاده در پرتابگرهای متحرک موشک های بالستیک هست که بنا به نیاز دچار تغییراتی شده تا بتونه در محیط و شرایط جدید خدمت کنه . به نظر درب ورودی محفظه ی پرتاب به صورت ضد انفجار هست و به صورت دو درب جداگانه ی کشویی ساخته شده . درب اول که مزین به پرچم کشور عزیزمون هست و درب دوم که منقش به آرم سپاه هست پرتابگر در حال برپاکردن موشک قیام پازل تصویر در مورد بارگذاری موشک قیام بر پرتابگر ثابت سیلو در مرحله ی شارژ موشک قیام در این تصویر میشه مشاهده کرد پس از تزریق سوخت و اکسید کننده به موشک ، با کمک پرتاب گر موشک رو برپا کردن و آماده ی شلیک در این تصویر میشه مشترک بودن این نوع پرتابگر با پرتابگرهای متحرک موجود رو دید سیلو در زمان باز شدن دریچه ی شلیک سخن پایانی اگرچه همیشه کاستی هایی وجود خواهد داشت اما چیزی که مشخص هست از این بعد ، یعنی طراحی ، ساخت ، به کارگیری ، نگهداری و تعمیر مشکلی رو پیش روی صنعت دفاعی کشورمون نمیشه دید . انشا ا... در اینده هم بتونیم برای زیردریایی های بزرگترمون پرتابگر اختصاصی موشک های بالستیک بسازیم و کاربری کنیم . از این تصویر میشه تنوع و تکثر پرتابگرهای راکت ها و موشک های مایل پرتاب تولیدی کشورمون مشاهده کرد از این تصویر هم میشه تنوع و تکثر رو در مورد موشک های قائم پرتاب تولیدی کشورمون مشاهده کرد تصویر جالبی از تیم موشکی کشورمون ، سفر کرده به سوریه برای فراگیری تخصص کاربری و شلیک موشک اسکاد در زمان جنگ تحمیلی و پایان بخش این موضوع که مطمعنا علاقمندان زیادی به دنبالش بودن و یا اون رو در گذسته تماشا کردن ، مجموعه مستندی هست که در ابتدای مطلب خدمت دوستان عرض شد . مستند خط مقدم قسمت اول https://www.aparat.com/v/tiBsg قسمت دوم https://www.aparat.com/v/WaJ1u قسمت سوم https://www.aparat.com/v/GeJgt قسمت چهارم https://www.aparat.com/v/wEQ3J قسمت پنجم https://www.aparat.com/v/CkQX9 قسمت ششم https://www.aparat.com/v/kbHUu نسخه ی کامل https://www.aparat.com/v/pA6Pw پایان شادی ارواح طیبه ی شهدای جنگ تحمیلی ، صنایع موشکی و همینطور سلامتی دست اندرکاران صنایع دفاعی کشورمون که خالصانه و در راه حق زحمت کشیدند و میکشند صلواتی عنایت بفرمایید . پ ن : این مطلب اختصاصا برای سایت وزین میلیتاری تهیه شده است ، اما استفاده از آن با ذکر نام میلیتاری و یا لینک دادن به مرجع باعث خوشهالی است . این مطلب براساس اطلاعات شخصی حقیر و با استفاده از تصاویر موجود در فضای مجازی ایجاد شده ، بنابراین احتمال وجود خطا و یا اشتباه در آن دور از ذهن نیست . برای دیدن تصاویر با ابعاد واقعی ، روی تصاویر کلیک بفرمایید .
  13. 1 پسندیده شده
    بسم ا... وضعیت جغرافیای نبرد در قفقاز جنوبی - پنجم اکتبر 2020 - در 5 اکتبر 2020 یگانهای ارتش آذربایجان با پشتیبانی همه جانبه ارتش ترکیه ، دست به یک عملیات آفندی همه جانبه بر علیه واحدهای ارتش ارمنستان زد . در چند روز گذشته ، ارتش ارمنستان ، روستاهای تالیش ، جبرائیل و ماتاغیس را از دست داده و ارتشهای مشترک ترک نیز با اجرای آتش توپخانه و هوایی تحکیم مواضع اشغال شده را در دستور کار خودشون قرار دادند . - متقابلا" واحدهای رزمی جمهوری آرتساخ و ارمنستان مدعی شدند که ضدحملات قدرتمندی را بر علیه نیروهای مشترک ترک اجرا نموده تا جایی که براساس اخبار ادعایی رسانه های ارمنی ، چند صد هزار نفر !!!! از مردم آذربایجان برای در امان ماندن از حمللات متقابل ارمنستان بسمت باکو در حرکتند . بر اساس داده های ادعایی منتشره از سوی وزارت دفاع ارمنستان ،یگانهای ارتش آذربایجان تا کنون 3145 کشته و 368 خودروی زرهی ، 4 دستگاه راکت انداز ، 124 پهپاد ، 17 فروند هواپیما و 14 فروند بالگرد نظامی را از دست داده اند . نقشه ای که ظاهرا بصورت عمدی!!! از سوی ارتش ارمنستان منتشر شده که نشاندهنده عدم وجود دستاوردهای قابل توجه برای ارتش آذبایجان است - خبرگزاری روسیه (ریانووستی ) مدعی است از ابتدای جنگ تا کنون نزدیک به 93 نفر از این شبه نظامیان کشته شده اند ، اما برنامه جامعی برای انتقال این ستیزه جویان ( تا کنون 450 نفر ) به منطقه درگیری وجود دارد تا جایی که این منبع معتقد است تا کنون 3 سری از این نیروها به قفقاز جنوبی منتقل شده اند . - از سویی دیگر ، علی اف ضمن تاکید بر حل مساله قره باغ با ابزار نظامی ، بطور علنی خواستار عذرخواهی مکرون برای ارائه اطلاعات غلط ( در خصوص شبه نظامیان سوری ) شده است . - برخی تحلیلگران نظامی معتقدند که ارتش ارمنستان ، از همان هفته اول جنگ بدلیل پشتیبانی وسیع ترکیه (ایجاد برتری هوایی ) و برتری عددی آذربایجان ، شانس موفقیت را از دست داده است . - به گفته این کارشناسان ، تنها مزیت طرف ارمنی ، کیفیت پایین رزمی نیروهای ترکیبی ترک- سوری است و به همین دلیل گفته می شود مدیریت برنامه ریزی عملیاتی صحنه نبرد بطور کامل در اختیار نظامیان ارتش ترکیه است . اما به هر ترتیب ، واحدهای رزمی ترکیبی فوق در زمان پیشروی بسوی مواضع مستحکم شده ارتش ارمنستان ،به آسانی هدف حملات توپخانه ای مدافعان قرار می گیرند ( رویکرد استاندارد نیابتی ارتش ترکیه در سوریه و لیبی ) - کارشناسان نظامی براین باورند که دولت پاشینیان ، هیچ اراده سیاسی برای دفاع از جمعیت ارمنی نشین قره باغ ندارد ، بنا براین ارتش ارمنستان بصورت محدود درگیر جنگ شده به همین برخی معتقدند که این عملکرد ارمنستان ، درقالب ایجاد یک شکاف عمیق در روابط با روسیه (به بهانه از دست دادن قره باغ ) و سوق دادن این کشور بسمت ناتو قابل تحلیل است استراتژی گسترش ناتو به شرق تحدید ( محدود سازی روسیه ) در مرزهای غربی و جنوبی // ایجاد تهدید برای ایران در مرزهای شمالی پی نوشت : 1- بن پایه 2- صرفا برای میلیتاری / MR9
  14. 1 پسندیده شده
    شرایط بغرنجیه. اینکه دو دشمن تا دندان مسلح پهپادشون به خاک ایران زمین تجاوز و یک ایرانی رو زخمی کنه و خسارت مادی بزنه و اونوقت فلان نمایندگان ما ساده لوح ما از لزوم بازگشت حق و سرزمین قره باغ به کشور میگن اونهم به قول اونها کشور اهل بیت. کشور اهل بیتی که حیاط خلوت اسراییل و موساده و از هر فتنه انگیزی برای تجزیه کشور ما کوتاه نمیکنه. بقول همین نمایندگان اگر ایران نبود اشغال قره باغ تا سقوط باکو هم پیش می رفت که در اون حالت شرایط اتفاقا خیلی بهتر بود. بهتره تا دیر نشده ایران اقدامی عاجل کنه تا خدای نکرده جبهه بعدی جنگ در مرزها و شهرهای ما با مشتی داعشی و چچنی و ... نباشه. مگه این افراد یادشون رفته آذربایجان در طی قرارداد ننگین 100 ساله ای جدا شد و حتی حکومت الانش مشروعیت نداره و جزئی از خاک ایرانه و فقط شرایط دست مارو بسته وگرنه آذربایجان باید به آغوش وطن بر می گشت.
  15. 1 پسندیده شده
    در مورد نسخه های گفته شده این تصویر میتونه کمک کنه ارتباطات بهتر درک بشه در حقیقت نسخه اس 300 وی 4 زیر مجموعه سامانه ضدبالستیک آنتی 2500 هست که از مشتقات اس 300 برای ارتش محسوب می شود ولی اس 300 ام پی یو 2، برای پدافند تطبیق داده شد و از دل آن اس 400 متولد شد این سامانه ها در صورت ساخت داخل قابلیت همپوشانی دارند ولی چیدمان لانچرها کاملا متفاوت خواهد بود چه از نوع مکان یابی استقرار و چه از نوع انتخاب نوع موشک
  16. 1 پسندیده شده
    بسم الله........ 29دی ماه 1398 حملات موشکی و پهپادی انصارالله یمن به پادگان نیروهای وابسته به منصور هادی در استان مارب. در این حملات تا کنون 100 نفر کشته شدن ------------------------------- دسترسی بنده به گالری سایت فعلا با مشکل روبرو است . تصاویر دیگه هم هست که فعلا قرار نمیدم از این حمله بخصوص بقایای پهپاد منتسب به حملات هم پخش شده این تصاویر رو توی سایت دیگه آپلود کردم و اینجا قرار دادم . در خود سایت هم ذخیر میشه ولی برای بنده بالا نمیاد پس زحمتش رومدیران بکشن
  17. 1 پسندیده شده
    نظر کارشناسان انستیتو بروکینگز درباره حمله به آرامکو سامانتا گراس – عضو موسسه بروکینگز در زمینه انرژی و آب و هوا از دیدگاه امنیت انرژی ، دولت ترامپ به ما می‌گوید که ایالات ‌متحده در حال حاضر قدرت برتر انرژی است و آمریکا دیگر به نفت خاورمیانه نیاز ندارد . اما این حادثه نشان داد که این منطقه چقدر برای بازارهای جهانی نفت و ایالات ‌متحده آمریکا حائز اهمیت است . ایالات‌ متحده در حال حاضر بزرگ ‌ترین تولید کننده نفت جهان می باشد ، اما ما هنوز مقادیر قابل ‌توجهی از نفت را وارد می‌کنیم. نفت همچنین در یک بازار جهانی قیمت ‌گذاری می‌شود و مصرف کنندگان آمریکایی فقط به این دلیل که نفت در آمریکا هم تولید می‌ شود، سود خاصی دریافت نمی‌کنند. عربستان سعودی به دلیل صادرات گسترده و توانایی استفاده از ذخایر برای جابجایی قیمت ها ، همچنان یک کشور ضروری در بازارهای نفت است . سامانتا گراس : این حادثه نشان داد که این منطقه چقدر برای بازارهای جهانی نفت و ایالات ‌متحده آمریکا حائز اهمیت است و مصرف کنندگان آمریکایی فقط به این دلیل که نفت در آمریکا هم تولید می‌ شود ، سود خاصی دریافت نمی‌کنند بروس ریدل - همکار ارشد در مرکز سیاست های خاورمیانه دولت ترامپ باید خواستار آتش ‌بس فوری و بی ‌قید و شرط در یمن و عقب‌ نشینی تمام نیروهای خارجی و مشاوران باشد . کمک‌ های نظامی به سعودی‌ها نیز باید تا زمانی که به آتش ‌بس پایبند شوند و عقب ‌نشینی کنند، متوقف گردد. ما باید به طور خصوصی ، به خانواده سلطنتی عربستان اطلاع دهیم که روابط تا زمانی که ولیعهد محمد بن سلمان از خط جانشینی برکنار شود ، تیره خواهد ماند . ما در شرایط بسیار خطرناکی قرار داریم . اگر دولت ترامپ تصمیم بگیرد که به خاطر حملات به عربستان سعودی انتقام بگیرد ، ممکن است آتش یک جنگ منطقه ای را از تل آویو تا تهران برانگیزد. حمله به اهداف نفتی سعودی پیچیده بود و احتمالاً دارایی های با ارزشی را در پادشاهی عربستان شامل شود (حوثی ها می گویند که این گونه است). آنها بر آسیب پذیری تولید کنندگان نفت خلیج فارس در برابر موشک ها و هواپیماهای بدون سرنشین تأکید می کنند . اگر جنگ به سوریه و لبنان گسترش یابد ، جایی که ایران متحدین قدرتمندی دارد ، ممکن است اسرائیلی ها هم به داخل آن کشیده شوند. حزب الله موشک ها ، هواپیماهای بدون سرنشین و تخصص بیشتری نسبت به حوثی ها دارد و می تواند اسرائیل را ویران کند حتی اگر لبنان از بین برود . زمان حضور انسان های شکیبا به ویژه در کاخ سفید است. رفتار بی پروای ولیعهد سعودی ، محمد بن سلمان فاجعه انسانی را در یمن به وجود آورده و اکنون خطرات حتی بدتر شده است. بروس ریدل : زمان حضور انسان های شکیبا به ویژه در کاخ سفید است . دولت ترامپ باید خواستار آتش ‌بس فوری و بی ‌قید و شرط در یمن و عقب‌ نشینی تمام نیروهای خارجی و مشاوران باشد و روابط تا زمانی که ولیعهد محمد بن سلمان از خط جانشینی برکنار شود ، تیره بماند دانیل بایمن - همکار ارشد در مرکز سیاست های خاورمیانه خروج ایالات متحده از قرارداد هسته ‌ای ایران (طرح جامع اقدام مشترک یا برجام) ممکن است هر گونه اقدام نظامی را پیچیده کند . در گذشته ، حمله ایران به تاسیسات نفتی عربستان‌سعودی - اگر ثابت شود - یک خط قرمز واضح برای ایالات ‌متحده و هم پیمانانش بود. با این حال امروزه بسیاری از ناظران در ایالات ‌متحده و هم پیمانان آن ، به ویژه در اروپا، آمریکا را مسئول این وضعیت می‌دانند و نه ایران را . این یکی از مخاطرات خروج از برجام بدون کسب حمایت از متحدان مهم ایالات ‌متحده می باشد . دانیل بایمن : بسیاری از ناظران به ویژه در اروپا ، آمریکا را مسئول این وضعیت می‌دانند و نه ایران را . این یکی از مخاطرات خروج از برجام بدون کسب حمایت از متحدان مهم ایالات ‌متحده می باشد ترجمه شده صرفا برای میلیتاری
  18. 1 پسندیده شده
    کار پهپادها به هم ریختن پدافند بوده. اقدام بسیار دقیقی هم هست، یه سایت توپخانه رو بخوای مشغول کنی، جهت توپها رو میبری به سمتی تا یه حفره برای موشک کروز و لویتر ها باز بشه، البته برخی معتقدند که هیچ اقدامی علیه پدافند انجام نشده و مهاجمین به ناتوانی پدافند واقف بوده اند. نقاطی که بهتر بود منفجر میشد: 1- زدن مخزن باعث نشت و آتش سوزی کل محوطه، کمپرسورها و منیفولد میشد. 2- خروجی کمپرسور به منیفولد باعث خطای کاتاستروفیک بزرگ در پالایشگاه میشد. 3- خود کمپرسور ها مثل بالا دفعه بعد از گزارشهای isis استفاده نکنید.
  19. 1 پسندیده شده
    اینم با توجه به تصاویر تصویر دقیق تر» https://earth.google.com/web/@25.94003814,49.73214665,63.79198209a,555.25652318d,35y,-11.62053203h,6.16714578t,-0r
  20. 1 پسندیده شده
    این تصاویر سایت پدافندی محدوده، تجسس! شده توسط فیلدمارشال هست: بر خلاف تبلیغات میلیتاریتسهای عاشق امریکا/عربستان در توییتر و تحلیلگران رسانه ای حوزه پنتاگون چنین پالایشگاه مهمی بدون سایت پدافندی چندلایه رها نمیشه. حالا بقیش دیگه که حواسش نبود، روش اونور بود، داشت با بغل دستیش صحبت میکرد، خوابش برده بود و ... بهانه ای بیش نیستند. همچنان بماند (بارها گفته شده) ادعای امریکا که منابع اطلاعاتی ما خبرهایی داشتند از حمله اینچنینی و همچنین کجای ماجرا بودن انبوه رادارهای پیشرفته و پیش اخطار در منطقه و ده ها فروند پرنده گشت و شناسایی و اواکس و ناو و جنگنده و پهپاد و ... که اگر کروز و پهپاد بوده باشند عاملین حمله با سرعتهایی که دارند باید به موقع شناسایی و اخطار لااقل شده باشند ...
  21. 1 پسندیده شده
    خدا رو شکر این حمله با موفقیت و برکت انجام شد. رگ گردن عربستان رو زدن، طول میکشه ولی مرگ حتمیه... انشالله حملات بعدی و بعدی و... ------
  22. 1 پسندیده شده
    تشکر و قدر دانی ویژه از شما بابت این تاپیک
  23. 1 پسندیده شده
    قطر اولین رام کننده سیاه گوش آلمانی با برگزاری رژه روز ملی در دوحه قطر در تاریخ 18 دسامبر 2018 تجهیزات جدید نیروهای مسلح این کشور به نمایش گذاشته شد. یکی از این تجهیزات خودرو رزمی پیاده نظام KF-41 Lynx محصول جدید و مدرن شرکت راین متال بود. با توجه به حضور این خودرو زرهی در رژه می توان فرض کرد که تعداد نامعلومی ای از این خودرو توسط نیروهای مسلح قطر خریداری شده است. با توجه به نشان نصب شده بر روی این Lynx گفته می شود در حال حاظر این خودروها در اختیار نیروهای پلیس نظامی قطر باشند. بعد از قرار داد بزرگ فروش تانک های مدرن لئوپارد 2A7+ به همراه هویتزرهای خودکششی pzh 2000 به قطر ، فروش خودروهای رزمی مدرن KF-41 Lynx باعث ایجاد بحث جدید در مورد فروش تسلیحات به کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در آلمان شده است. Katja Keul نماینده حزب سبز آلمان به دلیل استانداردهای دوگانه صادرات تسلیحات، دولت را متهم می کند. Katja Keul در این باره می گوید" سیاست صادرات محدود کننده سلاح و در عین حال نمایش تبلیغاتی اسلحه های آلمانی تناقض غیر قابل توضیح است ". با این جود به نظر نمی رسد دولت المان بخواهد به شرکت راین متال برای منع فروش سلاح های مدرن فشار وارد نماید و راین متال نیز بازار فروش مناسبی در کشورهای حاشیه خلیج فارس پیدا کرده است و نمی خواهد این بازار فروش را از دست بدهد.
  24. 1 پسندیده شده
    تشکر بابت تهیه مقاله چند نکته کوتاه رو به مقاله اضافه کنم : در دو مدل Lynx شرکت راین متال از مسلسل های RMG 7.62 برای مسلسل هم محور در برجک های این خودروهای زرهی استفاده کرده است. مسلسل RMG 7.62 براساس مسلسل MG3 ساخته شده و دارای 3 لوله دوار است. نرخ اتش این مسلسل 800 گلوله در دقیقه می باشد.هدف از طراحی این مسلسل جلوگیری از داغ شدن بیش از حد لوله تفنگ در طول شلیک های متمادی است. مسلسل RMG 7.62 راین متال از ویژگی منحصر به فرد برجک رزمی Lance 2.0 می توان به غلاف موشک های اسپایک که در دو طرف برجک نصب شده است اشاره کرد. این غلاف در صورت نیاز با کمک بازو های هیدرولیک از داخل برجک خارج می شوند و در صورت نبود نیاز دوباره در داخل برجک جمع می شوند. غلاف موشک اسپایکLR2 دید پانورامیک Seoss نیز جز تجهیزات نصب شده بر روی برجک هر دو مدل Lynx است. دید پانورامیک Seoss از جمله محصولات معروف شرکت راین متال به شمار میرود. به طوری که بر روی طیف گسترده ای از محصولات این شرکت نصب شده است. در مورد سیستم دفاع فعال نیز شرکت راین متال، از سیستم دفاع فعال ADS-Gen3 که سرمایه گذاری قابل توجه ای بر روی آن انجام داده است برای خودرو های زرهی Lynx استفاده خواهد کرد. در مورد سیستم دفاع فعال ADS-Gen3 در پست زیر صحبت شده است: دو مدل از خودرو زرهی KF-41 لینکس- با توجه به پلتفرم لینکس میتوان باایجاد تغییر در پلتفرم نقش های متفاوتی را برای این خودرو رزهی تعریف کرد. همچنین در این تصویر می توان بخشی از سیستم sas ( سیستم موقعیت دهنده ) را که در اطراف برجک Lance 2.0 نصب شده است مشاهده کرد. این سیستم وظایف و کاربردهای متفاوتی دارد از جمله ایجاد یک دید 360 درجه ، شناسایی اهداف در اطراف خودرو و هشدار قفل لیزری
  25. 1 پسندیده شده
    در فلسفه زبان اصطلاحاتی داریم به نام تخصیص و تبادر ! به این معنا که وقتی یک واژه عام به صورت گسترده در یک معنای خاص به کار بره تدریجا مختص اون معنا میشه و نشانه اش هم اینه که هر فرد خالی الذهنی به محض شنیدن اون واژه اولین معنایی که به ذهنش خطور می کنه همون معنای به خصوص هست. به طور مثال میشه از واژه های «صوم» و «صلوة» یاد کرد که در زبان عربی به ترتیب معنای «خودداری» و «دعا» کردن میدن اما کثرت استعمال سبب شده که همه از شنیدن اونها عبادات خاصی رو فهم کنن نه مطلق خوداری کردن یا دعا کردن رو. واژه کهنه سرباز هم دقیقا همین سرنوشت رو پیدا کرده و شنیدن اون هر فردی رو به یاد مزدوران امریکا در جنگ های تجاوز کارانه اش خصوصا جنگ ویتنام می اندازه و به کار بردنش در مورد رزمندگان ما خواه ناخواه تشبیه اونها به سربازان امریکایی رو در پی خواهد داشت.