hfm

Members
  • تعداد محتوا

    18
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

اعتبار در انجمن

70

1 دنبال کننده

درباره hfm

  • رتبه حساب کاربری
    سرباز دوم

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

212 نمایش های پروفایل
  1. با سلام خدمت تمامی بزرگواران تقریبا من با بیشتر صحبتهایی که شما و دیگر دوستان فرمودید هم نظرم ولی اینکه دلار را دولت گران میفروشد تمامی ماجرا نیست بنده یک تولید کنند کوچک هستم در زمینه ماشین الات و تولید فن اوری های نو کار میکنم عمریست در این صنعت کار کردم قبل از این نیز پدرم چیزی حدود چهل و اندی سال این مطالبی که خدمتتان عرض میکنم بر مبنای واقعیات موجود است و چیزهایی که از کودکی تا به امروز با پوست و خون خود به عنوان یک تولید کننده ان را حس کردم سوال بزرگ اینجاست که ایا دلار الان بسیار گران شده این گرانی یک حباب است یا اصلا این گران شدن به نفع عام مردم است علت گرانی دلار بیشتر ش نه بخاطر تحریم بلکه خواست عجیب دولت ها به پایین نگه داشتن ان با وجود تورم بالاست خوب دوستان میدانند یکی از اثرات تورم یعنی از دست رفت ارزش پول ملی که اتفاقا از بعضی جهات برای پیشرفت بسیار لازم است که این خود باعث توسعه میشود البته باید کاملا کنترل شده باشد خوب میخواهم مثالی بزنم در زمان دلار هزار تومان نمونه ماشین تولیدی ما از چین وارد میشد بدون در نظرداشتن به فناوری و زمان ماشین کاری و......وقتی دستگاه هارو وزن میکردیم پول چدنش هم در نمی امد در صورتی خودمان از نزدیک کارخانه های تولیدی ان را در چین دیده میدیدیم سنگ اهن چدن نفت برای کوره از ایران میامد هزینه باربری و ..... چیز های دیگر پس قاعدتن قیمت تمام شده از ایران باید بیشتر میشد ( هزینه کارگر در ایران کمتر بود) ولی باز هم نمیشد جور در نمی امد میدانید چرا چون دلار 1000 تومان نبود بنا به حساب اقتصاددانان زمان وقت چیزی در حدود 3800 تومان بود و این کمر تولیدی ها در ان زمان شکست چون قیمت دلار با تورم بالا نمی رفت ولی سوال جالب تر اینجاست ان 2800 تومان الباقی کجا میرفت بله نه به جیب من وشما به جیب ان کسی جنس از چین وارد میکرد و کلا پاسخگو نبود اللخصوص به مالیات به دلیل نبود یا اجرا نشدن مالیات بر درامد با 2 برار شدن دلار مگر قیمت اهن ودیگر محصولات پایه چقدر تغییر کرده اتفاقا تولید ی هایی که واقعا بر مبنای فناوری بومی هستن حالشان خوب است چون الان واقعا توان رقابت دارند پ .ن میدانم ربطی به مسائل نظامی نداشت ولی شدیدا به امنیت ملی بله ولی با این حال اگر نابجا بود عرض میخواهم خیلی از مسائل در دل مانده خیلی از راهکارها ( بنده حتی تا به دنبال تولید محصولات نظامی رفتم).... ولی حوصله دوستان کم .دل مردگی و ایمان نداشتن به کاری انجام میدهیم بزرگترین افت جامع است همیشه در مورد پل ورسک و رضا شاه ان مهندس میگویند که رضا شاه درایت داشت وبا ایجاد رعب سعی میکرد بهترین نتیجه را بگیرد بله درست است ولی کسی نمی گوید ان مهندس به کارش ایمان داشت با تشکر
  2. با سلام خدمت استاد و دوست عزیز جناب MR9 اول تشکر میکنم بابت این تایپیک بسیار زیبایتان قطعا بنده حقیر اطلاعات نظامی دقیقی همانند شما استادان ندارم ولی به واسطه اینکه با صاحبانه صنایع چینی گفتگو داشته وبه شهر های مختلف چین سفر داشتم وبا توجه به مباحثی که دوستان مطرح کردن و با توجه به نام این تایپیک صحبت هایی داشتم سوالی مطرح است ایا کار قلب در بدن مهم است یا مغز؟ قلب در بدن یک کار میکند ومغز در عمل هزاران کار ولی نبود هر یک باعث مرگ است این جمله را مطرح کردم که بگویم در دنیای امروز و حتی باستان نمی توان قدرت اقتصادی و نظامی را از هم جدا کرده ویکی را بردیگری ارجحیت داد  کشور چین تا سالیان متمادی برای اینکه پیشرفت کند نیازمند صادرات باحجم سنگین بود که (البته این امر باعث نابودی خیلی از شغل ها در سرتاسرجهان شد )دلیل این کارپایین بودن توان خرید مردم چین است ودر مقابل امریکا که بزرگترین بازار جهان را داراست و البته دلیل ابرقدرت بودن امریکا دقیقا همین نکته است یعنی داشتن بزرکترین بازرا جهان که باعث یک نظام اقتصاد پویای داخلیست ( بخاطر همین نکته است که خیلی از مردم عادی چهان والبته نخبگان علاقه مند مهاجرت به کشور امریکا هستند ) با داشتن درامد سرانه بالا  وسیستم سیاسی کارامد کشوی پهناور با منابع غنی اعم از نفتی ومعدنی و از همه مهمتر سیستم اموزشی بسیار عالی و شاخص در تولید علم (که منجربه پیشرفت صنایع نظامی میشود با همراهی فاکتور  اقتصادی) امریکا را به قدرتی بی همتا تبدیل کرد تا همین اواخر امریکاییها چین را در حد یک قدرت نظامی دسته دوم و نهایتا دارای یک بازار خوب برای سرمایه گذاری قبول داشتند واگر سیستم صادراتی وارداتی چین مختل میکردند(با کارشکنی های اقتصادی)چین فلج میشد تا اینکه تغییراتی در چین افتاد که این جانب از نزدیک دیدم عینا برا دوستان شرح میدهم تا سالیان نه چندان دور همین که دولت مرکزی چین همین که بتواند شکم مردمانش را سیر کند برایش هنر بود ولی اگر امروزه شما به چین سفر کنید میبیند مردم لباس های انچنانی با برند ها ی معتبر   کفش نایکی بهتریت ماشین ها و.... که همگی ساخت خودشان که البته تقلبی هم نیست ( که اگه دوستان بخواهند خواهم گفت چگونه) به طور خلاصه کم کم با بالارفتن توان اقتصادی مردم چین  (که البته با خالی شدن جیب من وتوست)  و زندگی مصرف گرایانه و خرج کردن پول های خود  باعث ایجاد یک بازار قوی داخلی شدند  وهمچنین سرمایه گذاری سنگین بر روی سیستم های اموزشی باعث  تولید علم (نه به کلانی امریکا) گردید که قطعا این دو کناره هم وبا خرد گرایی و منطق که پشت ایجاد چنین نظام اقتصادیست باعث ایجاد ارتشی مدرن خواهد شدو بهتر بگویم دارد میشود یادم است همین چند روز پیش با  مدیر یکی از کارخانه مطرح چین درنمایشگاه بین المللی در زمینه کار خودمان گفگو میکردیم به شوخی گفتم شما صنعت گران دیگر کشور ها را نابود میکنید اوهم جدی گفت ما اصلا به صادرات به کشور های دیگر احتیاج نداریم ما بخش کوچکی از تولیدمان را صادر میکینم و این چیزی من داخل چین با چشمانه خود به عینه دیدم  عمده تولیداتشان برای مصرف داخلیست تازه این در حالیست که این بازار به رشد حداکثری خود نرسیده است همه این ها را گفتم که در تایید حرفای استاد MR9 عزیزبگویم که  تازه این ابتدای قدرت گرفتن چین است و ان دوستانی که در مورد سرقت یا کپی کاری های چینی ها که میگویند که اخلاقی نیست میخواستم بگم برادر من کدام کارسیاست دنیا اخلاقیست که این یکی باشد در ضمن مهندسی معکوس اصلا کاره ساده ای نیست شما وقتی میتوانید یک دستگاه را مهندسی معکوس کنید که کارکرد قطعه به قطعه ان را متوجه بشین و وقتی این کار را کردید مطمعن باشید و در گام بعدی بهتر و پیشرفته از ان دستگاه را خواهید ساخت چون دست پیدا کردن به فناوری مهم است  چون بنده دقیقا همین کار را انجام میدم وبا پوست و گوشت خود این کار را حس کرده ام در اخر بگویم به شخصه دوست ندارم در دنیایی که چینی ها ابر قدرتند زندگی کنم چون به هیچ گونه اصول اخلاقی پایبند نیستن اگر دستشان برسن کلاه را با سر برمیدارند ببخشید اگر غلط املایی داشتم
  3. دقیقا دقیقا نکته بسیار مهمی اشاره کردید  توجه به تئورسین ها وز همه مهمترتوجه و اجرای بدون تعصب دقت کنید بدون تعصب فرق اساسی بین کشور های توسعه یافته وجهان سوم است
  4. باسلام خدمت دوست عزیز البته نکتیه که نباید فراموش بشه با توجه به اسنادی که بعد از جنگ پیدا شد نشان داد که المانی ها در محاسبه مقدار اورانیوم برای اجرای حالت انفجار زنجیره ای میان اتمها ( اصطلاحا اگر اشتباه نکنم مقدار بحرانی) اشتباه محاصباتی داشتن و فکر میکردن برای اینکار ( ساخت یک بمب) حداقل به یک تن اورانیم نیاز است ( درست یادم نیست ولی چیزی حدود همین اندازه بود اگر اشتباه نکنم) ولی جالب است در خلال جنگ دو دانشمند المانی فرار کرده از المان طی محاسباتی متوجه شدن که برای ساخت بمب چیزی در حدود یک کیلو اورانیوم نیز کفایت میکنه که با توجه به همین محاصبات امریکاییها به مسئله بمب ورود کرده وبنا به ساختن بمب کردن و اگر المانیها به این مطالب واقف بودن حتما در رسیدن به بمب تلاش بیشتری میکردن چون فکر میکردن برای این مقدار اورانیوم هیچ کشوری در ان زمان امکانات کافی ندارد پ ن = اگر دوستان اطلاعاته بیشتری دارن در این مورد راهنمایی کن چون بسیار مشتاقم اطلاعاتم را در این باره بیشتر کنم
  5. با سلام خدمت جناب mr9 عزیز درست است که امریکایها چنین مرکز توانمندی را ایجاد کرده اند ولی به نظر شما در حوزه EMS به چه حد از بازدارندگی میتوانند برسند و اینکه امریکاییها روی توان افندی این حوزه بیشتر سرمایه گذاری میکنند یا پدافندی؟  پ ن .بنده به شخصه به قدری از این سلاح وحشت دارم که سلاح های دیگر امریکا وحشت ندارم  اگر امریکا سرمایه گذاری بالایی در این مورد بکند کشور های دیگر بیکار ننشسته و اقدام میکند تهدیدی که این سلاح ها برای بشریت دارندواقعا کم از سلاح های هسته ای نیست
  6. اقا به دروازه ام بگی دیواره نمیشنوه icon_cheesygrin icon_cheesygrin
  7. hfm

    ماجرای سروان قلابی ارتش آلمان

    بسیار بسیار جالب بود فیلم زیبایی نیز در مورد این داستان ساخته شده با تشکر از وقتی که گذاشتید
  8. hfm

    دکترین هسته ای ضربه دوم

    با سلام خدمت اقا بهنام و اقای mr9 عزیز همین اول از چیزهایی که شاید بی ربط به پست های شما عزیزان هست  میخواهم بگویم عذرخواهی میکنم اقا بهنام شما لینکی از سایت رو به بنده حقیر معرفی کردی که صحبت های اقای mr9 عزیز و دیگر بزگواران واساتید سایت درونش بود که واقعا ممنونم واستفاده کردم ولی پست های زیادی از دیگر دوستان بود که با خواندن ان بنده احساس کردم درباره جای یا نقطه دیگری از چهان صحبت میکنند یا بنده سراپا تقصیر اصلا در این کره خاکی زندگی نمیکنم متاسفانه و یا با تردید خوشبختانه نمیدونم به دلیل شغل و حرفه ایی که دارم خیلی از واقعیت های جامعه را به صورت عریان وحقیقی میبینم واگر کمی تامل کرده باشید میبینید ادعایی بر اینکه زیاد میفهم ندارم  وترجیح میدهم از سخنان شما بزگواران استفاده کنم سوال هایی برایم پیش امده که اساتید سایت بنده را مورد لطف خود قرار داده وتوضیحی بدهند متشکر میشوم 1-چرا افراد زیادی در این سایت خود را پشت افراد عالیرتبه نظام قایم میکنند و هوشمندانه سخنان انان را هر طور که خود دوست دارن به نفع خود مصادره میکنند 2-( که البته این سوال برایم مهمتر است) وضع صنعت یک کشور به اقتصاد  وبه طبع ان به امور نظامی وبالاخره قدرت چانه زنی بین المللی رابطه کاملا مستقیمی دارد وضع صنعت حال حاضر ما ما فقط چند پله تکرار میکنم چند پله با فاجعه کامل فاصله دارد سکوتی عجیب در این مملکت میبینم وقتی از تحریم خودرو داخلی صحبت میشود صدای  کف و هورا و تایید بلند میشود کارخانه ها تعطیل و صاحبین کارخانه ها اکثرا دلال ماشین الات  وکالا های چینی گشته اند کار به جایی کشیده اگر شخصی در جای دولتی و حتی خصوصی کار کند و به اصطلاح بار خود را نبندد در جامعه اورا بی عرضه خطاب میکنند  گلوله توپی میتراشی بدنه تانکی بورینگ میزنی وقتی ان ماشین ابزارها چینی است یعنی چه؟ وقتی که اکثر قریب به اتفاق ماشین الات وابزارالات ما چینی است وما ماشین ابزار سنگین تولید نمیکنیم یعنی ابتدایی ترین احتیاجات صنعت ما چینیست این یعنی چه؟ وقتی بزگترین دشمن ما در ایران است که ذره ذره دارد ایران را میبلعد که ما که هیچ امریکا رانیز بخواهد نابود میکند وان بحران خشکسالی است وهیچ کس ککش هم نمیگزد  این یعنی چه؟ و سوال مهم چرا ما مردم دیگر ککمان نمیگزد؟ ما مردم ایران در سراشیبیه سقوطیم چون دیگر دوست نداریم!!!!!! با منطق باشیم ما مردم ایران در سراشیبیه سقوطیم چون فکر میکنیم مرگ برای همسایه است بدترین ضربه هارا خودمان به خودمان زدیم در طول جنگ هشت ساله بدترین شکست ها چه شکستی بود؟ سوالی که هر روز از خودم میپرسم چرا کار جامعه ما به اینجا کشید؟ ببخشید عذر میخواهم میدانم بی ربط است ولی وقتی ان مطالب را خواندم ودیدم دیر صباحی است منطق کم کم دارد از بین مردم میرود و دلی پرخون دارم دیگر طاقت نیاوردم   عاجزانه از شما بزگواران سایت میخواهم تایپیکی را در این مورد راه اندازی کنید با تشکر
  9. hfm

    دکترین هسته ای ضربه دوم

    ممنون دوستان از اطلاعاتی که دادید
  10. hfm

    دکترین هسته ای ضربه دوم

    با تشکر بسیار جالب بود اگر میشود در ادمه در مورد اقدامات متقابل امریکا بیشتر تضیح دهید
  11. با عرض سلام من صدرصد با حرفه شما موافقم در لابلای حرف های شما نیز میتوان فهمید دست شما هم ازگفتن حقایقی که تقریبا همه میداتیم ولی بدلیل روحیه رزمندگان و...نمیخواهیم چیزی بگوییم بسته است من خواهان خشونت نیستم نمی خواهم بگویم هدف وسیله را توجیه میکند ولی دوست خوبه من emp عزیز خود خوب میدانی که سوریه چقدر برای ما مهم است من نگران مملکتمان هستم وگرنه میدانیم که این انسانی نیست که بگوییم هدف وسیله را توجیه میکند
  12. با سلا به دوست عزیز  emp من خیلی خوب متوجه نتیجه گیری شما نشدم اولا همگی دیگه خوب میدونیم سوریه چند پاره شده ودیگه نمیشه این تیکه هارو به هم صل کرد  این یک واقعیت مسلم است ودیگر نباید انتظار داشت حد اقل گروهی از عرب های سنی سوریه همون دیدگاه قبلی رو نسبت به ما داشته باشن دوما سوریه برای ما خیلی مهم است نمی خواهم بگویم پاشنه اشیل ماست ولی چیزی در نزدیک به ان است فقط میخواستم لحظه ای درنگ کرده و فکر کنید اگر در مذاکرات 5+1 ما برگ هایی مثل سوریه عراق حزب الله را نداشتیم چه بلایی سر قدرت چانه زنی ما می اورد   در نتیجه به نظر حقیر ما هر چه داریم باید برای سوریه بگذاریم چون اگر نکنیم بعدی نمی ماند اینجا و در این فضا نمیتوانم همه دیدگاه های خود را راحت بگویم چطور بگویم ما با در جنگ درسوریه به اندازه کافی دشمن ساخته ایم (اینجا بحث خوب وبد بودن  این جنگ را نمیکنم خواهشا به انحراف نریم گرچه به نظر من حتما باید ورود میکردیم بی شک) پس دیگر به نظر بنده اینکه به فکر یک سری از ملاحظات باشیم دیگر خیلی.... در جنگ  دیگه جای این حرف ها نیست مخصوصا در این جنگ  که واقعا هرکی هرکیه  حال چرا میگویم بعدی نمی ماند  گفتن ندارد چون اساتید به اندازه کافی گفتن پس حقیر تکرار میکنم . با از دست رفتن سوریه ما نمی توانیم همچون قبل به حزب الله کمک کنیم که این باعث کمترشدن  فشار ما بر صهیونیست ها میشود که این خود یکی از اهرم های اصلی فشار ماست و همچنین با از دست دادن خود سوریه یکی از متحدان خود در منطقه را از دست داده ایم . ما باید طوری عمل کنیم در صورت تقسیم سوریه که به نظر بسیار محتمل است  حداقل قسمتی علوی هم مرز با لبنان را برای خود حفظ کنیم در اخر تکرار میکنم با گذشت امروز فردا می اید اگر امروز را مستحکم نسازیم اینده ای ویران در انتظار ماست با تشکر
  13. سلام به دوستان چیزی خیلی وقته فکره منو به شدت درگیر کرده اونم اینکه چرا واقعا چرا از پهباد های مسلحمون استفاده نمیکنیم؟ چون میتونه به شدت وضعیت مارو عوض کنه ونیازمون رواز روسها  کم کنه حداقل برای ازمایش اونها در شرایط واقعی واموزش بهتر نیروها نکنه واقعا ....... اگر واقعا موشک های سدید جواب نمیده حداقل از پهباد های انتحاری برای ضربه زدن برای مراکز فرماندهی و پایین بردن روحیه انها خیلی موثره حساب کنید پهبادی انتحاری در شب در مثله اجله معلق انها بخوره خیلی روحیه انها را خراب میکنه حتی اگر بصورت گسترده استفاده نشه شاهد 129 نخواستیم  حداقل پهاد انتحاری میتونیم استفاده کنیم یعنی از زمان جنگ با اون مهاجر ها و موشک های ار پی جی که با کش پرت میکردیم الان عقب تر رفتیم؟ بابا من خودم ماشین سازم اگه از چیزی گسترده استفاده نکنیم عیوب ان رو نمیفهمیم حد اقل برای اینده خودمون