aryobarzan

Members
  • تعداد محتوا

    104
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

اعتبار در انجمن

226 نشان افتخار

درباره aryobarzan

  • رتبه حساب کاربری
    گروهبان سوم

Profile Information

  • Gender
    Male
  • Location
    iran
  • Interests
    ???? ? ????? ? ?????? ? ????? ? ??????
    ??? ??? ??? ????? ????? ???? ? ???? ?????? ???? ?????? ????? ?? ?? ???? ? ?? ?????? ? ?? ??? ? ????? ?? ?? ?? ???? ?????? ??? ???? ????? ???? ??????.
  1. دوستان  : قضیه انتخابات ، به این پیچیدگی و حساسی  که رسانه های جمعی  (بلاخص آمریکا) بازار گرمی اش را می کنند  نیست!!! این ژورنالیست ها عادت 4 سال به 4 ساله شونه که  هیاهو راه بندازند!! انتخاب کلینتون  تقریبا مسجل و قطعی شده!! بطوریکه اگر فقط  و فقط در یک ایالت از 8 ایالت باقیمانده  (مشیگان، فلوریدا، نیوهمشایر،کلورادو، اوهایو، کارولنیای شمالی و نوادا یا پنسیلوانیا) حائز اکثریت بشه! به حدنصاب 270 الکترال می رسه!! والسلام!!! که توی 4 تا از ایالت های فوق تا الان جلوتراز ترامپه!! یعنی احتمالا با اختلاف  بیش از 50 تا الکترال  انتخابات را می بره! متاسفانه  !!(ترامپ واقعا مشکلات آمریکا رو زیاد می کرد! حیف شد!) http://www.washingtontimes.com/elections/     دوستان گرامی: نقل قول  ذیل  الزاما ما به معنای تایید محتوی از نظر اینجانب یا سایت میلیتاری نمی باشد !  بلکه فقط جهت آشنایی کاربران با چگونگی انعکاس و تحلیل وقایع جاری ، در رسانه های غیر وطنی می باشد.ولاغیر! http://fa.rfi.fr/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D8%AF%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D9%85%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA-20161106/%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7   ****************** انتخابات آمریکا: دو استراتژی متفاوت برای سیاست خارجی یک ابرقدرت تنها چند روز مانده به انتخاباتی که سرنوشت دو کاندیدای رقیب را معین خواهد کرد، تا کنون هیچ برنامه مستقلی برای هماوردی دو دیدگاه رقیب در عرصه دیپلماسی بین‌المللی این قدرتمندترین کشور جهان تدارک نشده و بنظر هم نمی‌رسد که در دوران کوتاه باقی مانده، مگر بدلایل ناشناخته، چنین رویاروئی مهمی به انجام رسد. رأی دهندگان آمریکائی چنان دلمشغول سیاست‌های داخلی دو کاندیدای رقیبند که اهمیت چندانی به سیاست‌های خارجی رقبا نمی‌دهند. با این حال در این دوران پر تشنجی که جهان از سر می گذراند، کمتر کسی است که نسبت به این وقایع بی تفاوت بماند و بویژه دو پدیده فاجعه‌بار تروریسم و موج همه‌جا گستر مهاجرت آوارگان جنگ نگرانش نکند. از همین روست که دو رقیب اصلی انتخابات آمریکا، از فرصت‌های کوتاه ولی متعددی در سخنرانی‌های پایان‌ناپذیر تبلیغات انتخاباتی خود بهره می‌جویند تا درباره استراتژی مورد پسندشان در عرصه سیاست خارجی سخن بگویند. سخنان دونالد ترامپ درباره دیپلماسی امریکا بدون شک سابقه کمتری دارد و کنجکاوی بسیاری برانگیخته است. در واقع او که می خواهد در همه عرصه‌ها باراک اوباما را بکوبد و درباره اعمال او سیاه نمائی کند، به سیاست‌های خارجی او هم که میرسد شماتت‌گرانه اقدامات او را در سوریه و عراق بباد انتقاد میگیرد و حتی قسم می خورد که پرونده هسته ای ایران را نیز باطل کند. کارشناسان متعددی انتقادهای او از سازمان ناتو، از سازمان تجارت جهانی و نیز از پیمان نامه‌های تبادل آزاد تجاری را به تمایل او به "انزوا جوئی" تفسیر می‌کنند. "بارتلمی کورمون" مدیر تحقیقات در انستیتوی روابط بین‌المللی و استراتژیک در پاریس، از معدود کسانی است که اشارات متعدد ترامپ را به مسائل مهم جهانی، پراهمیت و استدلال‌های او را مستحکم توصیف می‌کند و می گوید «او مواضعی را که اینجا و آنجا مطرح کرده است با هوشمندی توضیح می‌دهد و بخوبی از آنها دفاع می کند.» (نشریه لوریان دو ژور- ٤ نوامبر). با این حال حتی در میان جمهوری خواهان نیز کم نیستند سیاست‌مدارانی که از مواضع ترامپ ناراضی و حتی خشمگین‌اند و انزواجوئی او را برای جایگاه آمریکا در جهان خطرناک توصیف می کنند! محافظه کاران آمریکا به هیلاری کلینتون رأی خواهند داد.   چندی پیش، نشریه "لوبس" چاپ پاریس، بیاری فرستاده ویژه خود در آمریکا با یکی از رهبران شناخته شده نومحافظه‌کاران آمریکا، "ویلیام کریستول" مصاحبه کرد (لوبس٢٧ اکتبر) و از قول او نقل کرده است که او و همفکرانش با واژه هائی مانند «مرد خطرناک» یا «شارلاتان» درباره ترامپ حرف می زنند و با شعار انتخاباتی «ترامپ هرگز» به میدان آمده‌اند. ویلیام کریستول که مدیر نشریه "ویکلی استاندارد" است اعتراف می‌کند که برای اولین بار در عمرش آماده شده است تا به یک کاندیدای حزب دموکرات رأی دهد. "برت استفان" برنده جایزه "پولیتزر" و نویسنده "وال استریت جورنال"- که بزررگترین روزنامه ایالات متحده محسوب می شود- بطور مرتب ترامپ را مورد حمله قرار می‌دهد و حتی در مقابل حیرت همگانی علناً خواهان رأی دادن به هیلاری کلینتون شده است. او می نویسد پیروزی کاندیدای دموکرات‌ها «بهترین امید برای محافظه‌کاران است». برت استفان می نویسد، هر نظری درباره کلینتون داشته باشید مهم نیست؛ کافی است بدانید که او یک لیبرال است، در حالی که رقیبش یک ضد لیبرال است. بنوشتۀ برت استفان، ترامپ یک «مارین لوپن است که به لب هایش ماتیک نزده است». بعقیده او این یک فاجعه است که هم از نظر اخلاقی و هم از نظر ژئو پولیتیک ، دونالد ترامپ بعنوان رهبر جهان آزاد معرفی شود. او بدترین بخش دیدگاه‌های ترامپ را «انزوا جوئی» او می‌داند. در واقع، نومحافظه‌کاران اعتقاد دارند که تنها آمریکاست که می‌تواند بشریت را از هرج و مرج و آشفتگی‌ها نجات دهد و دموکراسی را در جهان بگستراند. اگر آمریکا چنین رسالتی را جدی نگیرد و هشیارانه بر اوضاع مسلط نباشد، دیکتاتورها سر بر خواهند داشت و از این ضعف بنفع خود بهره خواهند گرفت. "برت استفان" عقیده دارد که سر برآوردن چین در آسیا و اوضاع آشفته خاورمیانه را با ضعف حضور آمریکا- که توسط اوباما طراحی شده است- باید توضیح داد. بعقیده او سیاست خارجی ترامپ «روایت افراطی» نسخه اوباما خواهد بود. "برت استفان"، برعکس از مواضع هیلاری کلینتون ابراز خرسندی می‌کند؛ او می نویسد در سوریه هیلاری کلینتون نخواهد گذاشت که بشاراسد از خطوط قرمز ما عبور کند. او برای اثبات مدعای خود از سیاست «محکم» هیلاری کلینتون در لیبی یاد می‌کند؛ بنظر او کلینتون همواره جای خود را در کنار «عقاب ها» انتخاب کرده است. شاید به دلیل همین همنشینی با عقاب‌هاست که "پل ولفوویتز"، معاون پنتاگون در زمان جرج بوش و از رهبران نومحافظه کاران آمریکا، هم از خانم کلینتون دفاع می کند و روز سه شنبه آینده به او رأی خواهد داد. آیا واقعاً خانم کلینتون ، آنطور که روزنامه "ویکلی استاندارد" در زمان انتخاب او برای وزارت امور خارجه نوشت، یک «ملکه جنگجو»ست؟ آیا نئوکان‌های آمریکا او را «خودی» می‌دانند؟ برخی از کارشناسان می‌گویند هیلاری کلینتون از همان زمان که همچون بانوی اول آمریکا در کاخ سفید بسر می‌برد از سیاست‌های خارجی همسرش بیل کلینتون حمایت می‌کرد و به چشم خود دید که چگونه حمله نظامی آمریکا در "کوسووُ" به برچیدن دستگاه صرب‌ها یاری رساند و صلح را در بالکان مستقر کرد. این کاری است که نومحافظه‌کاران آمریکا با آن موافقت کامل دارند. با این حال دشوار است که گفته شود محافظه‌کاران، هیلاری کلینتون را از خودشان می‌دانند. "جوشوا موراوچیک" از رهبران برجسته جنبش نو محافظه‌کاران آمریکا، اعلام کرده است که به کلینتون رأی خواهد داد و با اینکه از او خیلی بدش می آید، «ولی هر چه باشد از ترامپ بهتر است». ابهام چه جایگاهی در مواضع خارجی دونالد ترامپ دارد؟ خانم "کیم گاتاس" مفسر معروف "بی.بی.سی" درباره ترامپ می‌گوید، مشکل او این است که به ائتلاف های جهانی آمریکا حمله کرده است. بعقیده او ترامپ در مناسباتش با عربستان سعودی و بقیه کشورهای خاورمیانه بسیار محتاط تر از کلینتون خواهد بود. علاوه بر این درباره جایگاه آمریکا در عرصه جهانی، ترامپ بگفتۀ خانم "گاتاس"، انزواگرائی پیشه می‌کند و می‌خواهد خود را کنار بکشد، ولی در عین حال بدش نمی‌آید که مداخله در فلان یا بهمان واقعه را خود انتخاب کند و هرجا صرف داشت جلو بیاید یا عقب بکشد. بعقیده "کیم گاتاس"، تنها پرونده‌ای که هر دو کاندیدا در آن هم نظر هستند، پرونده اسرائیل و فلسطین است. بدون شک هم‌آوائی این دو درباره این پرونده، با سیاست اوباما در این باره متفاوت است و سردی روابط میان اسرائیل و آمریکا روزهای پایانی خود را می گذراند. این گمانه زنی‌ها را مفسران دیگری هم درباره کاندیداها مطرح کرده‌اند. خانم "الکساندرا دو هوپ شفر" مدیر اندیشکدۀ " جرمن مارشال فاند اف یونایتد استیت " در پاریس، با استناد به کتابی که ترامپ درسال ۲۰۱۱ منتشر کرده است و دیدگاه‌های او را تشریح می کند، معتقد است که ترامپ نه گرایش «مداخله جویانه» دارد و نه گرایش «انزوا طلبانه»؛ او برای دفاع از منافع ملی آمریکا اظهار آمادگی می کند. برای مثال، او از حمله به عراق حمایت نکرد ولی حمله به افغانستان را تأیید کرد، هم اکنون هم آماده مبارزه با داعش است. او در واقع فکر می‌کند که همه جا می‌شود مذاکره و معامله کرد و هرجا با «بهترین شرایط» به نتیجه رسید، چه با شرکای آمریکا و چه با رقبای آن. از همین زاویه است که او از ناتو انتقاد می کند و خواهان «سهم» بیشتر شرکا بویژه آلمان، در این معامله شده است. خانم "شفر"، هیلاری کلینتون را معمار سیاست خارجی اوباما توصیف می کند و معتقد است که دیپلماسی دوران اوباما میراث واقعی اوست. شفر، البته اضافه می‌کند که کلینتون همواره یک گرایش ویژه هم نسبت به اوباما داشته و در سمت راست او مستقر بوده است. با این حال ، بگفتۀ خانم شفر، هر دو آنها اراده واحدی داشتند تا با استفاده از همه امکانات (دیپلماتیک ،تحریم اقتصادی، نیروی نظامی) به سیاستی دست یابند که فایده مند‌تر از بقیه راه حل‌ها باشد. سیاستی که از سال ۲۰۰۹ در آمریکا اجرا شده و تحت عنوان "اقتدار هوشمند" به اجرا در آمده است. ایران در تقاطع دو دیپلماسی متفاوت  استراتژی دو رقیب انتخاباتی آمریکا برای ایران چیست؟ آنچه در سخنرانی های رسمی تا کنون شنیده شده است، نشان می دهد که هر دو کاندیدا مواضع تندتری نسبت به اوباما علیه ایران دارند. ماهها پیش خانم کلینتون در یک مصاحبه وقتی از او پرسیدند که با چه کشوری بیش از همه خصومت دارید ، بی هیچ تاملی از ایران نام برد. ترامپ نیز بارها واکنش‌های منفی و پرخاشجویانه‌ای درباره ایران از خود نشان داده است. او یکبار گفت که اگر به قدرت برسد بسوی کشتی‌های ایرانی که در اطراف ناوگان آمریکا در خلیج فارس می‌گردند شلیک خواهد کرد. درباره قرارداد برجام نیز بیش از یک بار گفت که آنرا باطل اعلام خواهد کرد. خانم کلینتون در تبلیغات انتخاباتی خود قول داده است که اگر رئیس جمهوری آمریکا شود با «اقدامات مخرب ایران» در سوریه و لبنان و در عراق و یمن، مقابله خواهد کرد. او همچنین تأکید کرد که در صورت تخطی ایران از توافق هسته‌ای، برای حمله به این کشور تردید بخود راه نخواهد داد. با این حال "رسول نفیسی" استاد جامعه شناسی سیاسی در آمریکا، معتقد است که در صورت پیروزی کلینتون «همان سیاست‌های اوباما» البته «با کمی چرخش به راست» ادامه پیدا خواهد کرد. او همچنین به نزدیکی بیشتر کلینتون به عربستان و اسرائیل اشاره کرده و در عین حال می گوید که او در صورت پیروزی در چارچوب سیاست فعلی آمریکا با ایران رابطه خواهد داشت. درباره سیاست‌های احتمالی ترامپ آقای نفیسی عقیده دارد که این فرد «غیر قابل پیش بینی» است و روی حرف‌هایش نمی شود حساب کرد. بعقیده او «ترامپ اطلاعی از ضوابط حقوقی روابط بین‌الملل ندارد و خواهان انزوای آمریکاست». سول نفیسی درباره غیر قابل پیش‌بینی بودن رفتار کاندیدای جمهوری‌خواهان می‌گوید، ترامپ می تواند برای ایران بسیار خطرناک باشد؛ او البته اضافه می‌کند که ترامپ همچنین می‌تواند فرد بهتری در رابطه با ایران باشد؛ به این دلیل که مثلاً راحت‌تر می شود با او معامله کرد ************************   موفق باشید :rose: 
  2. "حندرات " تقریبا 42 کیلومتر از هر دو طرف غرب و شمال بصورت هوایی با مرز ترکیه فاصله دارد. دوست عزیز ، در وب سایت های مختلف ، خودتان فواصل را می توانید محاسبه کنید! مثل سایت :https://www.mapdevelopers.com/draw-circle-tool.php و یا از ابزارهای خود google map  با عنوان Measure distance between points به راحتی استفاده کنید! با راهنمایی لینک ذیل :https://support.google.com/maps/answer/1628031?co=GENIE.Platform%3DDesktop&hl=en     موفق باشید.  :rose: 
  3. دوستان گرامی: نقل قول  ذیل  الزاما ما به معنای تایید محتوی از نظر اینجانب یا سایت میلیتاری نمی باشد !  بلکه فقط جهت آشنایی کاربران با چگونگی انعکاس و تحلیل وقایع جاری ، در رسانه های غیر وطنی می باشد.ولاغیر! http://www.bbc.com/persian/world/2016/03/160314_u04_putin_russia_syria_analysis   *********************((((( شطرنج سیاسی: چرا نیروهای روسیه از سوریه می روند؟ تصمیم ولادیمیر پوتین درباره خروج ناگهانی بخش اصلی نیروهای روسیه از سوریه جهان را غافلگیر کرد. از جمله کارکشته ترین کارشناسان نظامی در خود روسیه را هم. چه کسی فکر می کرد که روسیه در اوج موفقیتش در کارزار سوریه میدان را رها کند و برگردد؟ "چرا که برنگردد؟ روسیه تا حد زیادی به خواسته هایش رسیده". این باور لئونید راگوزین، تحلیلگر مسایل سیاسی روسیه است که با کرملین میانه خوبی ندارد. او می گوید: "مسئله حل معضل سوریه بدون حضور بشار اسد از دستور کار خارج شده؛ نیروهای هوادار آمریکا به حاشیه رانده شده اند؛ اوکراین از سرخط خبرها به قعر خبرها افتاده و بحران اوکراین به دلخواه روسیه منجمد شده. مسئله کریمه دیگر در دستور کار قدرت های جهانی نیست. شیشه اتحادیه اروپا زیر فشار بحران مهاجرت ترک برداشته و دور نیست روزی که یخ تحریم هایش علیه روسیه هم آب شود... مخالفان داخلی روسیه درهم شکسته شده اند و اوکراین به عنوان الگو برای مردم روسیه دیگر جاذبه ای ندارد. قرار نیست انقلابی صادر شود... او (پوتین) نه یک جنگ که سه جنگ را برد. و ما باختیم." ولی نگاه دمیتری گودکف، تنها نماینده مخالف پوتین در پارلمان روسیه به این موضوع، بیشتر برون نگرانه و جهانی است و برای بشار اسد سرنوشت دیگری را ترسیم می کند. این نماینده دوما که مشروعیت اعزام نیروی هوایی روسیه به سوریه را علنا زیر سؤال برده بود، اکنون آشکارا خوشنود است. او می گوید اظهار تسلیت رهبری روسیه به ترکیه در پی انفجار مرگبار در آنکارا و اکنون اعلام خروج نیروهای روسیه از سوریه شاید نشانه هایی از پایان سیاست های خصمانه کرملین باشد. او همچنین افزایش نسبی ارزش روبل روسHN{ر برابر دلار را یکی از پیامدهای این تغییر نسبی سیاست می داند. اما پرسشی که آقای گودکف مطرح کرده شاید در ذهن بسیاری دیگر هم بچرخد: "به هر حال جالب است بدانیم که بشار اسد در ازای چه چیزی معاوضه شده. در ازای لغو پاره ای از تحریم ها؟ یا چیزی دیگر؟". پاسخی هم برای این پرسش هایش ندارد و به جای آن می گوید: "بهتر است بدبین باشم تا خوشبین. در آن صورت احتمال دارد که به ناگاه خوشحال شوم. فرد خوشبین همیشه زانوی غم در بغل دارد، در سوگ آرزوهایش که هرگز برآورده نمی شود." زانوی غم فعلا در بغل کسانی است که فکر می کنند حدود شش ماه مداخله نظامی مستقیم روسیه در سوریه اقتصاد روسیه را افگارتر از آنی که بود کرده است. ویتالی یاروشفسکی، معاون سردبیر روزنامه "نوویا گازتا" می گوید دو میلیون و پانصد هزار دلار هزینه یک روز بمباران های روسیه در سوریه است. و آن هم در دوره ای که اقتصاد روسیه زیر بار تحریم ها و سقوط قیمت نفت شانه خم کرده است. در کشوری که میانگین درآمد حدود ۴۰۰ دلار است و پایتخت آن از گران ترین شهرهای جهان به شمار می آید، چنین هزینه هایی می تواند پیامدهای اقتصادی ناگوار بلندمدت داشته باشد. البته ولادیمیر پوتین در اعلام تصمیم غافاگیرکننده اش از اقتصاد یادی نکرد. او گفت چون به هدف های اصلی مان رسیده ایم، وقت آن است که برگردیم. حملات هوایی روسیه که کمتر از شش ماه ادامه داشت، ارتش درهم شکسته بشار اسد را از موقعیت تدافعی به موضع تهاجمی برگرداند و به متحد کرملین در دمشق مجال آن را داد که در مذاکرات صلح کوتاه نیاید. "ایرک مرتضین" روزنامه نگار طرفدار کارزار نظامی روسیه در سوریه می گوید که نتیجه ای که روسیه به دنبالش بود حاصل شده است: "غرب، متوجه شده که معضل سوریه را نمی توان بدون روسیه حل کرد. غرب، فهمیده که با روسیه باید کنار آمد. روسیه با حملات مرگباری که علیه داعش داشت، آمریکا را هم واداشت که با جد و جهد بیشتر با داعش بجنگد تا این تصور پدید نیاید که داعش را در سوریه نیروی هوایی روسیه و ارتش بشار اسد شکست داده اند". ورود روسیه به جنگ سوریه ناگهانی بود و قدرت های غربی را دچار دست پاچگی کرد.به مانند خروجش. کاخ سفید اعلام کرد که از تصمیم پوتین مبنی بر خروج نیروهایش تا زمان اعلام این خبر آگاه نبوده است. ولادیمیر پوتین به حرکات ناگهانی در شطرنج سیاسی عادت دارد. اما غرب هنوز با این حرکات ناگهانی آقای پوتین خو نگرفته است. گام بعدی، پاسخ بسیاری از پرسش های امروز را خواهد داد. سرنوشت بشار اسد هم در گرو همان گام بعدی است.))))))***************************   جالب است در وبگاههای عربی  به علل دیگری  اشاره شده!! مانند برگزاری موفق مانور "رعد شمال" با همراهی 20 کشور مسلمان (اول بزرگ نمایی خودشان و بعد نتیجه گیری کردن ، روسها قافیه رو باختن)!! سرنگونی میگ 21 سوری با موشک دوش پرتاب حسب منابع خودشان و نتیجه گیری بعدی از آن ، با عنوان قول صادقه الجبیر مبنی بر زمین گیر کردن نیروی هوایی روسیه!! (روسها با توجه به  تجربه تلخ  افغانستان  ، دیگه آنرا تکرار نمی کنند!!) پافشاری علوش در وین مبنی برلزوم کنار رفتن  اسد ، مرده یا زنده ! ( پس زحمت روسها همه اش بی نتیجه است و باید با مخالفین کنار بیایند در نتیجه بهتر است ابتدا برای دلجویی از رزمندگان غیور عرب ، دست از حمایت بشار بردارد و..) خنده دار تر !! استقرارتعداد محدود اف 15 های سعودی در ترکیه که باعث نگرانی خلبانان جان دوست،  روسی شده!! و.... تحلیل های آبکی دیگر که تمامشان با مرکزیت قدرت و اراده عربی  و درایت آنها درمدیریت بحران ها  یمن و بحرین و لبنان و.....  ناشی می گردد! ولاغیر!!   ترکهای طرفدار اردوغان هم از دریچه خودشان و صد البته با رضایت  به آن نیم نگاهی دارند منجمله تهدید تند و تیز اردوغان بر ضد هر نوع تروریست ، بلاخص پ ک ک را علت اصلی میدانند!! ( حضور روسها باعث افزایش قدرت کردهای تروریست شده ، و بعد از وقایع آنکارا ، روسها می خواهند  با دلجویی از ترکیه ، دست خودشان را از عملیات خونبار تروریستها بشویند!!و...) و ادعا های شاخدار دیگر منجمله مرگ شیشانی و ترس از جوش و خروش خون ترکها در قفقاز و.....   دوستان هموطن هم که  عده ای حسب ذهنیت  بد تاریخی ، ابتدا از خیانت و پشت پا زدن دوباره  روسها شروع می کنند و .... تا به آدم فروشی و باج گیری و .... ...... ختم  می کنند!!! (مبنای ذهنی رفیق بازی ، لوطی مسلکی ..  ... از روابط سیاست بین الملل !!) و... دوستان اگر به کسی بر نمی خورد  یاد داستان تمثیلی فیل  مولوی افتادم!!  که صد البته تلاش در جهت درک مطلب صحیح (با افزایش مداوم وزن اطلاعات مستند ) ، همواره شامل این حقیر نیز خواهد شد!! ...   در کف هریک اگر شمعی بدی   اختلاف از گفتشان بیرون شدی ....   بدرود :rose:  
  4. دوستان گرامی: نقل قول  ذیل  الزاما ما به معنای تایید محتوی از نظر اینجانب یا سایت میلیتاری نمی باشد !  بلکه فقط جهت آشنایی کاربران با چگونگی انعکاس و تحلیل وقایع جاری ، در رسانه های غیر وطنی می باشد.ولاغیر! http://www.hunaaden.com/news30950.html ترورسرهنگ اطلاعاتی حکومت هادی در استان ابین به نام "ادهم محمد جعر" بوسیله شلیک مهاجمان ناشناس در محله "بخور مکسر"هنگام خروج از منزل! و باعث مرگ او در دم گردید!! "ادهم محمد جعر" فرمانده قبایل محلی و فرمانده استخبارات در استان ابین بوده است.(26 فوریه)  http://www.hunaaden.com/news30971.html مرگ شیخ سلفی "عبدالرحمن مرعی عدنی" بر اثر شدت جراحات ناشی از عملیات تروریستی در محله فیوش در شمال عدن . نامبرده هنگام خروج از مسجد فیوش هدف حمله مسلحین قرار گرفت که بعد از انتقال به بیمارستان الغد عدن درگذشت. او از شخصیت های با نفوذ عدن بود. (27 فوریه) http://www.hunaaden.com/news30951.html حمله تروریستی به سرتیپ ارتش هادی "عبدالواحد صلاح" فرمانده یگان محافظ شهر اب ، با تله انفجاری ، ساعت 8 غروب هنگام عبور خودرو نامبرده از بازار جرعان در عدن ، که متاسفانه به وئ آسیبی نرسیده! (26 فوریه) http://aden-time.info/NDetails.aspx?contid=5557 درگیری بین مهاجمین مسلح و محافظین قصر معاشیق در عدن (محل استقرار سابق هادی)! طبق اعلام ناظرین  حمله با سلاح سبک  بهمراه شنیده شدن صدای انفجارات پیاپی بوده است (27 فوریه). عجب شهری شده عدن!! پایتخت هادی!!  اینجوری که داره پیش میره ! دیر یا زود هادی و دولتش  باید شهر رو دربست به امان خدا ول کنند و دنبال یه پایتخت دیگه بروند مثل تعز ، ماریب ، ... یا حتی صنعا! البته اگه سر سالم از این مهلکه به  در ببرند! چون القاعده و داعش  سهمشان را از ثروت و عواید این شهر بندری و مهم می خواهند ! و این شهر با مردم هزار رنگش ، عروس هزار داماد است و به او وصال نخواهد داد! ایضا اگر سعودی ها پشتش را خالی نکنند! وگرنه در غیر اینصورت که باید کاسه گدایی توی خیابون های ریاض  برای سیر کردن شکمش  دستش بگیره !!     و در آخر : کاریکاتوری از پایگاه خبری "ام الدنیا" ، از محافل نزدیک به  سیسی  رییس جمهور مصر ، که عملیات سعودی ها را در یمن  به سخره گرفته است!!( با اهانت به ملک سلمان)    با عنوان   :  وقتی جادو بر ضد جادوگرش عمل می کند!!! rolling_on_the_floor  http://arabi21.com/story/890633/%D8%B1%D8%B3%D9%85-%D9%83%D8%A7%D8%B1%D9%8A%D9%83%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1%D9%8A-%D9%85%D8%B3%D9%8A%D8%A1-%D9%84%D9%84%D8%B3%D8%B9%D9%88%D8%AF%D9%8A%D8%A9-%D9%88%D9%84%D9%84%D9%85%D9%84%D9%83-%D9%81%D9%8A-%D8%B5%D8%AD%D9%8A%D9%81%D8%A9-%D9%85%D8%B5%D8%B1%D9%8A%D8%A9 که اگر هدف دار باشد ، می باید منتظر اتفاقات جدیدی در روابط مصر و کشورهای خلیج فارس، بلاخص عربستان باشیم! بدرود  :rose:     از فونت مناسب استفاده کنید در صورت تکرار برخورد خواهد شد
  5. http://www.hunaaden.com/news30888.html مردان مسلح افسر ارشد حکومت هادی ، سرتیپ  "عبدربه حسین الاسرائیلی"، را در محله الممداره در شرق شهر عدن ترور کردند. سرتیپ حسین الاسرائیلی  فرماندهی لشگر 15 پیاده نظام در استان ابیان را به عهده داشت که محافظ غرب شهر عدن محسوب می شود. مردان مسلح موتورسوار به  همراه خودرو مسلح به دوشکا روی سرتیپ حسین الاسرائیلی و محافظینش  در زمان خروج از خانه آتش گشودند.  این اولین حمله تروریستی با دوشکا  در عدن محسوب می شود!!!(حسب ادعایی که کرده اند) البته متذکر شده اند که حتما کار طرفداران صالح یا سپاه پاسداران ایران است!!!!!!!!!!!!!!نه القاعده و یا خودشان!! http://hunaaden.com/user_images/news/22-02-16-148523176.jpg تو شهری که  تیم ترور با دوشکا می ره سر قرار! دیگه اون شهر چه شهری بشه!! فاتحه مع صلوات! *********************** جالب: خبرنگار bbc  از تعز گزارش کرد! http://www.bbc.com/news/world-middle-east-35630194 جنگجویان انصار الشریعه (شاخه القاعده در یمن ) تحت حمایت نیروهای اماراتی در جنگ محاصره و تصرف شهر تعز حضور دارند!! این اولین گزارش یک خبرگزاری غربی از همکاری و همیاری مستقیم نیروهای ائتلاف با القاعده یمن در جنگ علیه حوثی ها  می باشد. هرچند در گذشته نیروهای انقلابی یمن (حوثی – صالح) بارها به این همکاری ها  اشاره و آنرا گوشزد کرده بودند اما  رسانه ها هرگز توجهی به آن نکرده بودند!   مطمئنا رسانه ای شدن این موضوع  در افکار عمومی غرب چندان خوشایند سعودی ها نیست!  بخصوص بعد اینهمه  تلاش به مخفی کاری در کنار ولخرجی و بریزو به پاش بین ژورنالیست ها خبرگزاری ها ، برای مقدس و انسانی نشان دادن دخالت  نظامی شان  در یمن!! بدرود :rose: 
  6. دوستان گرامی: نقل قول  ذیل  الزاما ما به معنای تایید محتوی از نظر اینجانب یا سایت میلیتاری نمی باشد !  بلکه فقط جهت آشنایی کاربران با چگونگی انعکاس و تحلیل وقایع جاری ، در رسانه های غیر وطنی می باشد.ولاغیر!   مقاله ای از بوستون گلوب:  https://www.bostonglobe.com/opinion/2016/02/18/the-media-are-misleading-public-syria/8YB75otYirPzUCnlwaVtcK/story.html باز نشر در:  http://ir.voanews.com/content/us-media-syria/3199599.html *************************************((( رسانه‌ها درباره سوریه ، افکار عمومی امریکا را گمراه می‌کنند!! پوشش خبری جنگ سوریه به عنوان شرم آورترین فصل تاریخ رسانه ای آمریکا به خاطر خواهد ماند.آخرین نمونه آن ، نحوه گزارشگری درباره قتل عام ارتش در شهر باستانی حلب است. هنگامی که شبه نظامیان خشن سه سال کنترل حلب را در دست داشتند. حکمرانی آن ها با موجی از سرکوب ادامه داشت. آن ها اعلان هایی نصب کردند که به ساکنین شهر هشدار می داد: "بچه های تان را به مدرسه نفرستید. اگر چنین کنید، ما کوله پشتی شان را می گیریم و شما تابوت شان را." سپس کارخانه های شهر را نابود کردند تا شاید مردم بیکار شهر ناچار به پیوستن به جنگجویان شوند. آنها ماشین آلات غارت شده را به ترکیه فرستاده و در آنجا به فروش رساندند. ساکنان حلب سرانجام این ماه  امیدی یافتند. ارتش سوریه و متحدانش برای بیرون راندن شبه نظامیان از شهر فشار می آورند. آن ها هفته گذشته کنترل نیروگاه برق را باز پس گرفتند. جریان عادی برق امکان دارد به زودی در حلب برقرار شود و تسلط شبه نظامیان بر شهر هم به پایان برسد. شورشیان زیر فشار نیروهای روسی و سوری برای ترک حلب، ویرانه ای از شهر به جای گذاشته اند. یکی از ساکنان حلب در شبکه های اجتماعی نوشته است: "شورشیان میانه رو تحت حمایت ترکیه و سعودی محله های مسکونی حلب را زیر باران راکت های بی هدف قرار دادند." مروا عثمان، تحلیلگر ساکن بیروت، می پرسد: "ارتش عرب سوریه، تحت رهبری بشار اسد و دیگر متحدانش، تنها نیروی میدان جنگ علیه داعش است. شما می خواهید تنها نظام طرف جنگ با داعش را تضعیف کنید؟" این روایت از جنگ با نسخه مورد نظررسانه های  واشنگتن نشین ! همخوانی ندارد. در نتیجه، بخش عمده ای از رسانه های آمریکایی روزانه خلاف آن چه واقعا اتفاق می افتد را گزارش می دهند. بسیاری از گزارش های خبری از این حکایت دارد که حلب برای سه سال منطقه ای آزاد بوده اما اینک بار دیگر به مصیبت گرفتار شده است. رسانه ها به مردم آمریکا می گویند کار اخلاقی در سوریه مبارزه با رژیم اسد و شرکایش روسیه و ایران است. و ما باید امیدوار باشیم که ترکیبی از آمریکایی ها، ترک ها، سعودی ها، کردها، و اپوزیسیون میانه رو پیروز خواهند شد. این دروغی بی سر و ته است!!. اما آمریکایی ها برای قبول آن گناهی ندارند. ما تقریبا هیچ اطلاعات واقعی درباره ستیزه جویان و اهداف یا تاکتیک هایشان نداریم. بخش عمده ای از گناه این مساله بر گردن رسانه های ما است. بخش عمده روزنامه ها، مجلات، و شبکه های خبری آمریکایی زیر فشارهای مالی سنگین به شکلی چشمگیر از خبرنگاران امور خارجی شان کاسته اند. اکنون خبرهای مهم تر درباره جهان از دست گزارشگران ساکن واشنگتن بیرون می آید. در چنین فضایی، دسترسی به منابع خبری و اعتبار رسانه ای به پذیرش پارادایم رسمی بستگی دارد. گزارشگرانی که اخبار سوریه را پوشش می دهند صحت اخبار را با پنتاگون، وزارت خارجه آمریکا، کاخ سفید، و متخصصان اندیشکده ها تطبیق می دهند. آن ها پس از زدن چرخی بر روی آن چرخ و فلک، احساس می کنند تمام ابعاد ماجرا را پوشش داده اند. این شکل خلاصه نویسی جذابیتی ایجاد می کند که پاسخگوی اخبار مرتبط با سوریه است. گزارشگران منطقه جنگی شامل آمریکایی ها به شکل حیرت آوری در تلاش برای ارائه گزارش هایی در تقابل با گزارش های تولید شده در واشنگتن هستند. این گزارشگران با وجود خطرات جدی جانی برای یافتن حقیقت در سوریه سخت تلاش می کنند. گزارشگری آن ها اغلب تاریکی رفتار گروهی غیرعقلانی را نمایان می کند. با این وجود برای بسیاری از مصرف کنندگان خبر، صدای آنها در میان صداهای ناهنجار و بلند گم می شود. گزارش ها از منطقه اغلب تحت الشعاع اجماع در واشنگتن قرار می گیرد. گزارشگران ساکن واشنگتن به ما می گویند که النصره، یکی از نیروهای قدرتمند در سوریه از شورشیان و میانه روها تشکیل شده است نه افراد محلی مرتبط با القاعده. عربستان سعودی  به عنوان حامی مبارزان آزادی معرفی می شود در حالی که پشتیبان اصلی داعش است. ترکیه سال ها راه ورود جنگجویان خارجی به سوریه برای پیوستن به گروه های تروریستی را هموار کرده است، اما چون آمریکا به ترکیه نیاز دارد، در باره این مساله کمتر می شنویم. .... هر کاری که روسیه و ایران در سوریه انجام می دهند منفی و برهم زننده ثبات توصیف می شود، فقط به این خاطر که آن ها انجام اش داده اند؛ زیرا این سیاست و خط رسمی در واشنگتن است. این نوع بی اطلاعی پا به کمپین انتخابات ریاست جمهوری آمریکا هم گذاشته است. در آخرین مناظره کاندیداهای دموکرات در میلواکی، هیلاری کلینتون ادعا کرد که مبنای تلاش های سازمان ملل متحد برای صلح در سوریه توافقی بود که او در ژوئن ۲۰۱۲ برایش مذاکره کرد. این حرف کاملا خلاف حقیقت است. در سال ۲۰۱۲ هیلری کلینتون، وزیر خارجه وقت آمریکا، به ترکیه، عربستان سعودی، و اسراییل پیوست تا در تلاشی موفق طرح صلح کوفی عنان شکست بخورد، زیرا آن طرح به ایران کمک می کرد اسد را دست کم به طور موقت در قدرت نگهدارد. هیچ کس در مناظره میلواکی در این باره اطلاعی نداشت تا کلینتون را به چالش بکشد. سیاستمداران یا دولت ها ممکن است برای اقدامات ناخوشایندی که در گذشته انجام دادند بخشیده شوند، اما ژورنالیسم قرار است از نفوذ قدرت و دروغگویی ذاتی دور بماند. ولی در این بحران به شکل تاسف آوری شکست خورد. گفته می شود که آمریکایی ها به جهان بی اعتنا هستند. این چنین است، اما مردم دیگر کشورها هم همین طور هستند. اگر مردم بوتان یا بولیوی مسائل سوریه را درست نفهمند پیامد جدی ندارد. اما بی توجهی ما خطرناک تر است زیرا ما بر مبنای آن دست به عمل می زنیم. ......... . در مورد سوریه روایت عمومی رسانه ها  این است: "با اسد، روسیه، و ایران بجنگید! برای حمایت از صلح به دوستان ترک، سعودی، و کرد ما بپیوندید." این نگاه فاصله ای هولناک از واقعیت دارد. این رویکرد همچنین به طولانی تر شدن جنگ می انجامد و سوری های بیشتری را با رنج و مرگ روبرو می کند. )) ************************************* نتیجه آنکه : جهت موفقیت در نبرد های جاری و آتی پیرامونی خود نباید از تاثیر افکار عمومی و جهانی  و جنگ رسانه ای غافل شده و آنرا دستکم گرفت! در قرن بیست و یکم کسب پیروزی پایدار ،الزاما منوط  به شجاعت سربازان و کیفیت تسلیحات آنان  درصحنه نبرد و تصرف مناطق جغرافیایی  نیست!!بلکه ارزش و نقش اندیشکده های سیاسی کشورها ، در آماده سازی و جهت دهی افکار کشوری ، منطقه ای و جهانی  بسیار تاثیر گذار و راه گشاست!! می باید افکار و راهبردمان را بدون آنکه رنگ و بوی نژادی یا فرقه گرایانه  بگیرد با دلایل عقلانی و انسانی  ،در شیپور کرده و شبانه روز در آن بدمیم!! مبادا که جنگ رسانه ای را به ساده گی واگذار کرده یا از آن غافل شویم !! چه، ماحصل اش کمرنگ شدن و یا  تضیع خون پاک شهدای این راه است!! بدرود :rose: 
  7.  قابل توجه دوستان گرامی: نقل قول  ذیل به معنی تایید  محتوی از نظر اینجانب یا سایت میلیتاری تلقی نمی گردد !  بلکه فقط جهت آشنایی کاربران با چگونگی انعکاس و تحلیل وقایع جاری ، در رسانه های غیر وطنی می باشد.ولاغیر!   گزارش تحلیلی از وب سایت العربیه ( که خاندان سعودی  و دولت کویت پشتیبان مالی آن است)  https://farsi.alarabiya.net/fa/middle-east/2016/02/06/این-روزها-در-اطراف-حلب-محل-حضور-نیروهای-ایرانی-چه-می-گذرد؟.html  **************************************************************** ((     این روزها در حومه حلب ، جایی که نیروهای ایرانی حضور دارند چه می‌گذرد؟     پیش از دخالت مستقیم روسیه در سوریه، استان حلب دروضعیت پیچیده ای قرارداشت. انقلابیون کنترل نیمی از شهر، روستاهای حومه شمالی و غربی و بیشتر حومه جنوبی را در دست داشتند  در حالی که نیروهای دولتی نیمی از شهر را که مراکز امنیتی، دانشگاه‌ها، محله‌های اعیان‌نشین و قلعه‌های تاریخی در آن قرار دارد را کنترل می‌کردند. همچنین بخش‌های کوچکی از حومه جنوبی مرتبط با استان حماه، در دست نیروهای دولتی است. در حالی که داعش، حومه شرقی حلب را تصرف کرده و نیروهای کُرد بر بخش‌های کوچکی از شمال غربی شهر و همچنین بر مناطق وسیع کُردنشین در شمال غرب استان که هم مرز با ترکیه است، کنترل داشتند.   اما با ورود ایرانیها ومتحدینشان روی زمین و روسها از هوا وضعیت تغییر کرد. نبرد های اخیر ، ابتدا برای شکستن محاصره کفریا و فوعا از راه حومه جنوبی حلب که در کنترل نیروهای دولتی قرار دارد، آغاز شد. ایرانی‌ها موفق شدند در زمینی به عرض بیش از ۱۰ کیلومتر و طول بیش از ۲۰ کیلومتر به موازات اتوبان بین‌المللی دمشق پیشروی کنند. اما نتوانستند از اتوبان بین‌المللی عبور کرده و به کفریا و فوعه  برسند.  پس از آن ایرانی‌ها تصمیم گرفتند عملیات خود را به طور موقت در حومه جنوبی حلب متوقف کرده و نیروهای نظامی خود را به سمت شمال روانه کنند. این حرکت با پشتیبانی هوایی ارتش روسیه همراه بود که حملاتش نسبت به گذشته دو چندان شده بود. جنگنده‌های ارتش روسیه بیش از ۱۲ بار مواضع انقلابیون در شمال حلب را در روز را بمباران می‌کنند و در هر حمله، از شش جنگنده استفاده می‌کنند که هر کدام از آن‌ها، دو هدف را مورد حمله قرار می‌دهند. این وضعیت ادامه یافت تا این‌که ایرانی‌ها موفق شدند به نبل و الزهرا برسند.   ایرانی‌ها در این دو عملیات بر دو هدف اصلی تمرکز کردند؛ نخست به دست آوردن یک پیروزی نمادین از راه «نجات دادن شیعیان اهل بیت از دست سنی‌های ناصبی» بر حسب تعبیرشان که در روستاهای یاد شده در محاصره بودند. از این راه می‌خواستند هاله‌ای از تقدس به جنگشان ببخشند، از همین رو توانستند هزاران شیعه از ایران، افغانستان و لبنان را بسیج کنند. هدف دوم، چند تکه کردن مناطق تحت کنترل انقلابیون و دور کردن آن‌ها از یکدیگر است به گونه‌ای که آن‌ها را تضعیف کرده و حملات آینده را علیه مواضعشان تسهیل می‌کند.ایرانی‌ها در جنوب حلب تا کنون موفق نشدند به هیچیک از این دو هدف  برسند. اما در شمال برعکس ، کاملا موفق عمل کردند. رسانه‌های دولتی سوریه شبه‌نظامیان خارجی را در شهرک‌های نبل و الزهرا نشان داد در حالی که «پیروزی مقدسشان» را جشن می‌گرفتند. بخش اعظم حومه شمالی حلب از دیگر مناطق آزاد شده توسط انقلابیون جدا شد به گونه‌ای که منطقه جدا شده اکنون از سوی داعشی‌های مستقر در شرق و ایرانی‌های مستقر در جنوب و کردهای مستقر در غرب، محاصره شده است. این منطقه تنها یک گذرگاه دارد و آن هم به سمت ترکیه در شمال است. اکنون سقوط گذرگاه «باب السلامه» در آینده نزدیک مساله‌ دور از انتظاری نیست، همانگونه که گذرگاه «کسب» به دست نیروهای دولتی افتاد و ترک‌ها نتوانستند کاری بکنند و آرزویشان در ایجاد منطقه‌ای امن در شمال سوریه و اسکان پناهجویان سوری در آن، به یک سراب تبدیل شد. علاوه بر آن، شهر حلب در آستانه محاصره قرار گرفت به ویژه این‌که نیروهای کُرد به جاده الکاستیلو که شهر حلب را به حومه شمالی غربی آن وصل می‌کند، بسیار نزدیک هستند. بمباران شدید روسیه همواره مناطق نزدیک به این جاده را هدف قرار می‌دهد. نبل و الزهراء برای بیش از سه سال توسط انقلابیون محاصره بودند، دلیل این محاصره هم متمرکز شدن نیروهای اسد و شبه‌نظامیان فرقه‌گرای آن در این شهر با تکیه بر بستر شیعه موجود بود. علاوه بر آن نظام اسد از این دو شهرک به عنوان پایگاه نظامی و مرکزی برای بمباران مناطق تحت کنترل انقلابیون در حومه شمالی استفاده کرد. اما محاصره دو شهرک توسط انقلابیون حقیقی نبود زیرا نیروهای حمایت از خلق کُرد و شبه‌نظامیان متحدشان، آتش بسی اعلام نشده با دو شهرک در دو سال اخیر منعقد کردند به گونه‌ای که تمام ما یحتاج دو شهرک از راه مناطق تحت کنترل کُردها در غرب دو شهرک، محقق شد. علاوه بر آن هلیکوپترهای نظام پیش از آتش‌بس با کُردها، مقادیر زیادی اسلحه، غذا و پول به سمت دو شهرک محاصره شده پرتاب می‌کردند. پس از جدا شدن بخش اعظم حومه شمالی حلب از دیگر مناطق انقلابیون، موجی گسترده‌ای از آورگان به سمت ترکیه از همه روستاها و شهرک‌ها که در شمال حلب قرار دارند، آغاز شد، مناطقی که بر روی خط فاصل مناطق تحت کنترل ایرانی‌ها تا نبل و الزهراء قرار دارند. مشخص‌ترین این مناطق عبارتند از: اعزار، تل رفعت، مایر، کفرنایا و کفرناصح، اما پناهجویان به دلیل بستن مرزها و افزایش بی‌سابقه تدابیر امنیتی در مناطق قاچاق در مرزها زیر آسمان و بدون سر پناه گیر افتاده‌اند. علاوه بر آن‌چه گذشت، وضع اقتصادی در مناطق انقلابیون در آینده نزدیک به شدت  تحت تاثیر مسدود شدن گذرگاه باب السلامه قرار خواهد گرفت. درنتیجه  عمده تکیه بر محصولات کشاورزی در مناطق حومه شرقی که در تصرف داعش قرار دارد خواهد بود. علاوه برآن  نفتی که با قیمت پایین از مناطق داعش خریده می‌شود؛ شمال سوریه به طور کامل برای به کار انداختن موتورهای برق ،آب  وهمچنین تهیه سوخت برای خودروها بر این نفت تکیه دارد  .))****************************************************************   امیدوار و آرزومندم  اولا :تصرف گذرگاه باب السلامه توسط بچه های مقاومت هرچه سریعتر محقق گردد تا مانع از حاتم بخشی زمین آن توسط  ارتش آزاد به ترکها و ائتلاف عربی ، به بهانه ایجاد منطقه امن  و تاسیس سرپل دخالت ونفوذ  به خاک سوریه شود. در اینصورت  رویای ایجاد جای پا به بهانه منطقه امن  ، فقط با جنگ ودرگیری در مناطق تحت کنترل داعش یا خلق کرد میسر خواهد شد! که مسلما  هیچکدام به آسانی عملیاتی واجرایی  نخواهد گردید. ثانیا : شکست حصر ناجوانمردانه از  فوعه و کفریاست ، که مطمئنا پس از تعیین تکلیف گذرگاه باب السلامه وا آزاد شدن بچه ها در شمال حلب  ، می باید پرونده نیمه باز آن در جنوب حلب و شرق ادلب  به سرعت  بسته  و نهایی گردد.
  8. قابل توجه دوستان گرامی: نقل قول مطلب ذیل به معنی تایید  محتوی از نظر اینجانب یا سایت میلیتاری تلقی نمی گردد! بلکه فقط جهت آشنایی کاربران با چگونگی انعکاس و تحلیل وقایع جاری ، در رسانه های غیر وطنی می باشد.ولاغیر! گزارش تحلیلی از صدای روسیه http://ir.sputniknews.com/opinion/20160205/1179120.html *****************((( نبل و الزهراء نماد مقاومت یا نماد پیروزی . .  . . . .. شهر های 70 هزار نفری "نبل" و "الزهراء" باضافه شهرهای 30 هزار نفری "فوعه" و "کفریا" چهار شهری بودند که تقریبا از شروع جنگ سوریه در محاصره بودند و فجیع ترین شرایط انسانی را تحمل کردند اما رسانه های بین المللی وابسته به کشورهای غربی و برخی کشورهای عربی فقط شهر14 هزار نفری "مضایا" ، که به دلیل حضور گروه های تروریستی و استفاده آنها از مردم بی گناه به عنوان سپر انسانی مورد محاصره ارتش هست و مردم آن شرایط بغرنجی را متحمل می شوند، را در تیررس گزارش ها و دوربین های خود قرار می دادند و انگار محاصره شدگان در دیگر شهر ها ارزش گزارش خبری را نداشتند.   از همان ابتدا گروه های تروریستی وعده وعید های زیادی را در رسانه های وابسته به خود منتشر کرده بودند که پس از ورود به چهار شهر شیعی نبل و الزهراء وفوعه و کفریا قتل عام فجیعی را به راه خواهند انداخت تا اهالی این شهرها عبرتی شوند برای سوری های دیگری که حاضر نیستند با تروریست ها همکاری کنند. آنها حتی مسابقاتی هم برای طرح فجیع ترین نوع کشتار در اینترنت منتشر کرده بودند و جای تاسف دارد که تعداد زیادی از اتباع کشورهای غربی در این مسابقات شرکت کرده بودند. به هر صورت اهالی این شهر ها با مقاومت جانانه خود در مقابل انواع واقسام حمله ها توانستند عبرتی شوند برای خود تروریست ها و الگویی شوند برای دیگر مردمان سوریه.   . . . . . .   اهالی شهرهای نبل و الزهرا با کمترین امکانات لجستیکی از نظر آذوقه و مهمات ، چهار سال در مقابل این تروریست ها مقاومت کردند(تروریست هایی که به دلیل نزدیکی این دو شهر به مرز ترکیه انواع واقسام تجهیزات مدرن و پیشرفته را در اختیار داشتند) ، در حالی که اهالی خیلی شهرهای دیگر سوریه پا به فرار گذاشتند و در دریای مدیترانه و یا سرزمین های بیگانه آواره و کشته شدند. تعداد سوری های فراری به چند ملیون نفر می رسد و قطعا اگر همین فراری ها همچون اهالی نبل و الزهرا وفوعا و کفریا در شهرهای خود ایستاده بودند ودر مقابل تروریست ها مقاومت می کردند امروزه نه آواره بودند و نه تروریست ها در سوریه جولان و نه کشورشان چنین شرایطی را داشت می دادند. به هر صورت شکست محاصره نبل و الزهرا چندین مزیت برای سوریه و مردم آن به ارمغان آورد: 1 — از این پس تروریست ها نمی توانند با ابزار "اجازه عبور کمک های بشر دوستانه" به اهالی این دو شهر ، سوء استفاده کرده و  برارتش سوریه جهت کمک به تروریست های تحت محاصره در نقاط دیگر ، فشار وارد  کنند. 2 — موقعیت استراتژیک این دو شهر هم حلقه محاصره تروریست های موجود در اطراف شهر حلب را تنگ تر می کند و هم اینکه راه عبور آذوقه و مهمات برای آنها از طریق ترکیه را می بندد. 3 — با این پیروزی ارتش و نیروهای مردمی در سوریه به هدف استراتژیک خود یعنی بستن همه مرزهای سوریه و ترکیه نزدیک تر می شوند واز این پس فقط راه های صعب العبور برای رساندن آذوقه و مهمات برای تروریست ها میسر می باشد. 4 — این پیروزی نشان داد که مردم سوریه برای بازپس گرفتن سرزمین خود از تروریست ها مصمم هستند و با روحیه ای مصمم تر به سمت نابودی تروریست ها پیش خواهند رفت.     5 — قطعا دیگر مردمان سوریه با الگو گرفتن از مردم نبل و الزهرا هم در مکان های خود ایستادگی و مقاومت بیشتر خواهند کرد هم اینکه فراریان به فکر خواهند افتاد که برگردند و برای آزاد سازی شهرهای خود با گروه های تروریستی بجنگند. 6 — مهم ترین و شاید بتوان گفت کلیدی ترین نکته در این ماجرا این است که یگان های مردمی متشکل از نیروهای مردمی چهارگانه زمینی سوریه — عراق — لبنان و ایران با حمایت و پشتیبانی هوایی روسیه نشان دادند که هماهنگی ای بی نظیر به دست آورده اند و این هماهنگی می تواند پشتوانه ای کلیدی برای دولت و ارتش سوریه در مقابله با تروریست ها باشد. ادامه این ماجرا قطعا منجر به آن خواهد شد که اگر مذاکرات به نتیجه نرسد، که البته پیش بینی هم نمی شود که به نتیجه برسد، ماجرا در سوریه به صورت نظامی فیصله پیدا کند. 7 — تروریست های موجود در سوریه امروزه به قطعیت به این نتیجه رسیده اند که ادامه روند به هیچ وجه به نفع آنها نیست و آنها یا باید بمانند و کشته شوند یا اینکه فرار کنند و سوریه را ترک کنند. طی چند روز اخیر گزارش های زیادی مبنی بر فرار تعداد زیادی از این تروریست ها به سمت کشورهای دیگر همچون لیبی یا افغانستان و… منتشر شده که البته واهمه آن را پیش می آورد که اینان در آن کشورها و یا کشورهای دیگر مشکل ساز شوند. 8 — در مورد سوری هایی که امروزه در مقابل رژیم سوریه می جنگند امروزه آنها نیز دو راهکار در پیش دارند یا اینکه تسلیم شوند و به مذاکره با حکومت تن دهند یا اینکه کشته و نابود شوند، که البته هر روز که می گذرد موقعیت حکومت سوریه برای مذاکره و چانه زنی قویتر می شود و به همین دلیل است شاهد ناتوانی مخالفان حکومت در گرد هم آمدن بر سر میز مذاکرات و ترک میز مذاکرات توسط آنها می باشیم.   9 — ادامه موفقیت های گروه 4+1 (روسیه — ایران — عراق — سوریه و حزب الله لبنان) منجر به آن خواهد شد که همین الگو در عراق هم پیاده شود و همه نقشه هایی که برای تجزیه سوریه و عراق پیاده شده بود از بین برود و قطعا کشورهایی که حامی این تروریست ها بودند مجبور خواهند بود تاوان سنگینی برای حمایت های خود پرداخت کنند و چه بسا خود همین تروریست ها به این کشورهای بروند و برای آنها مشکل ساز شوند. 10 — بزودی حلقه محاصره دو شهر دیگر فوعا و کفریا شکسته خواهد شد. در نهایت می توان گفت نظر به اینکه راهکار سیاسی برای مشکل سوریه با شرایطی که مخالفان دولت دارند فعلا قابل دسترسی نیست و متاسفانه راهکار نظامی امروزه به راهکار باقیمانده تبدیل شده و با این موفقیت دولت سوریه مصمم تر خواهد شد که این روند را ادامه دهد و نیروهای همراه آن روحیه ای دو چندان خواهند یافت تا هر چه سریعتر کار گروه های تروریستی را تمام کنند و در مقابل گروه های تروریستی روحیه خود را از دست می دهند و نخواهند توانست به جنگ ادامه دهند. به همین دلیل است که بنده می توانم بگویم "نبل و الزهراء" هم نماد مقاومت وهم نماد پیروزی بر علیه تروریست ها است.)))*****************   امیدواروم بند 10 هرچه زودتر محقق گردد!!  تا امکان انتقام جویی تروریست ها وجانیان انسان نمای گرگ صفت "النصره " و "جیش الاسلام" و .... با هدف  تلافی شکست های جاری از شیر بچه های مقاومت ، از 30هزار مردم فوعا و کفریا  منتفی گردد!!
  9. با توجه به حجم تجهیزات و  نیروها  اعزامی به منطقه ، به نظر می آید شهرکهای  نبل و الزهرا تنها یک هدف مقدماتی برای  نیروهای عمل کننده بوده و دلیل حضور پر شمار نیروهها ،     با هدف نهایی  تسلط بر  شهرهای تل ریفات، عزاز و نهایتا گذرگاه باب السلام باشد!! یعنی پرسینگ سنگین و پرفشار بدون وقفه و کوبنده ، رو به مرز ترکیه!! الا آخر !! که تحرکات ارتش ترکیه و اظهارات همراه با نگرانی و استیصال اردوغان هم  در همین راستاست!!   منتظرشنیدن اخبار  پیروزی های بعدی هستیم اگه وضعیت جوی منطقه ، پشتیبانی هوایی را کند و مختل نکند!! برای آرزوی سلامتی و موفقیت همگی  بچه ها اعم از بدر و فاطمیون و حزب الله  وشیر بچه های شیعه و ...  صلوات محمدی و غرا رو 3 بار بفرست!! ((اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، ))
  10. کشف جسد شیخ الراوی یکی از رهبران برجسته مقاومت جنوب در البریقه که فرماندهی بخشی از جنگ علیه شبه نظامیان حوثی و صالح را طی 9 ماه در عدن بعهده داشت و دست به فعالیت های متعددی به منظورتسلیم عدن و همکاری با هادی و جمع آوری نیرو زده و مورد اعتماد سعودی ها بود. او از شیوخ سلفی و امام جماعت مسجد ابن القيم عدن بوده است! داعش مظنون اول و بعد اختلافات درون گروهی با هادی!! از این بخت و اقبال ها نصیب  نیروهای ائتلاف (سعودی و اماراتی و سودانی و مصری وقطری و ....) بشه !! صلوات بفرست!!     http://www.hunaaden.com/news30418.html   عاجل : مقتل القيادي بالمقاومة الجنوبية الشيخ راوي العريقي -صورة   http://www.hunaaden.com/user_images/news/31-01-16-745513970.jpg . أكدت مصادر متطابقة أن الشخص الذي تم العثور علی جثته في الصولبان عدن مقتولا فجر اليوم هو الشيخ سمحان عبدالعزيز الراوي المعروف باسم الشيخ راوي أحد قيادات المقاومة الجنوبية الذين كان لهم دور في التصدي للمليشيات الحوثية الانقلابية الشيخ راوي عضوا مجلس محلي البريقة عدن وأمام وخطيب مسجد ابن القيم وموظف في المعهد السمكي وداعية سلفي بارز وله إسهامات اجتماعية وبرز كأحد القيادات في المقاومة الجنوبية وتشير الأنباء انه تم اختطافه من البريقاء وتكتيفه وعثر, عليه مقتولا مربوط في جولة سيوزوكي بين الشيخ عثمان وخور مكسر
  11. آیا زمان چرخش از ریاض به سمت تهران فرا رسیده است؟ مقاله‌ای از داگ بنداو در نشریه نیوزویک جان کری وزیر خارجه آمریکا اخیرا به ریاض سفر کرد تا به پادشاهی عربستان سعودی و دیگر شیخ نشین های حاشیه خلیج فارس اطمینان خاطر دهد که ایالات متحده در کنار آنها ایستاده است. او تصریح کرد که در پی توافق هسته ای با ایران "هیچ چیز تغییر نکرده است." روابط بلندمدت واشنگتن با ریاض بر نفت بنا گذاشته شده بود. هرگز هیچ بحث بیهوده ای درباره ارزش های مشترک با عربستان سعودی که بیشتر چون نسخه متمدنانه ای از داعش است، مطرح نبود. آل سعود اداره کننده نظام خودکامه ای است که مخالفت سیاسی، آزادی بیان، آزادی مذهب، و استقلال اجتماعی در آن ممنوع است. در زمان نیاز آمریکا به نفت خارجی، کمی مصالحه بر سر اصول ضروری به نظر می رسید. امروز "روابط خاص" با عربستان بر مبنای نفت، به سختی قابل توجیه است. بازار انرژی در جهان رو به گسترش است؛ ایالات متحده آمریکا به زودی به صادر کننده نفت بدل خواهد شد. رژیم سعودی بدون پول نفت نمی تواند به حیات خود ادامه دهد و از این رو با وجود سقوط بهای نفت به پمپاژ آن ادامه می دهد. واشنگتن در سال های اخیر به ریاض به عنوان مؤلفه ای لازم در سیاست مهار ایران نگاه می کرد. البته بخش عمده "مشکل تهران" محصول آمریکا است: سرنگون کردن دموکراسی ایرانی به ایجاد جمهوری اسلامی منجر شد. نگرانی‌ها زمانی شدت گرفت که تهران ضمن ادامه برنامه هسته ای  با کشورهای سنی در همسایگی و اسراییل رو در رو قرار گرفت. کابوس های عصبی ناشی از انقلاب اسلامی در سراسر منطقه، راهگشای پذیرش همه جانبه عربستان سعودی و رژیم های متحدش از سوی آمریکا شد. اما این استدلال برای حمایت از عربستان سعودی بسیار نخ نما شده است. ریاض به خوبی از پس دفاع از خودش بر می آید. عربستان با بودجه نظامی ۸۱ میلیارد دلاری در سال ۲۰۱۴، که چند برابر بودجه نظامی ایران است، در رتبه چهارم کشورهای با بالاترین بودجه نظامی در جهان قرار گرفت. خطر فروپاشی بازتاب ضعف های داخلی است و حل آن فراتر از توان واشنگتن است: سرکوب عمومی به دست آل سعود و نمونه مشخص آن بدرفتاری با اقلیت شیعه از جمله اعدام اخیر شیخ نمر باقر النمر روحانی شیعه که خواهان مخالفت بی خشونت با پادشاهی سعودی بود. علاوه بر این، توافق هسته ای فرصتی واقعی برای تغییر در ایران پدید آورده است. این روند هر چند سریع و ساده نخواهد بود، اما بر خلاف عربستان سعودی شامل انتخابات، مناظره های سیاسی، تفاوت های مذهبی، مقاومت نسلی، و گرایش های لیبرال است. منافع ادعایی ائتلاف با عربستان سعودی هر چه باشد، آمریکا برایش بهای سنگینی می پردازد. نخستین نمونه این هزینه ها، تامین مجانی محافظان اعضای خاندان سلطنتی است. برای همین دلیل آمریکا جنگ اول خلیج فارس را آغاز کرد و پادگانی نظامی در خاک عربستان بر جای گذاشت. واشنگتن به خواست سعودی ها از جنگ نامشروع آنها در یمن حمایت می کند و رسما خود را به سرنگونی بشار اسد رییس جمهوری سوریه، قویترین نیروی مخالف داعش، متعهد می داند. عربستان سعودی حتی فراتر از مرزهایش ارزش های آمریکایی را زیر پا می گذارد. ریاض در بحرین در همسایگی به سرکوب اکثریت شیعه آن کشور کمک می کند. متون آموزه های اسلامی در مدارس دینی سراسر جهان در عربستان سعودی تهیه می شود. علاوه بر این، پول سعودی ها صرف حمایت از القاعده و شهروندان سعودی مسول اجرای حملات تروریستی یازدهم سپتامبر ۲۰۱۱ شده است. حمایت های مشابهی از افراط گری های خشونت آمیز ظاهرا از سوی بخش خصوصی در عربستان ادامه دارد. رفتارهای عربستان در سال های اخیر بیش از پیش به منافع آمریکا لطمه زده است. آل سعود برای سرنگونی بشار اسد در سوریه بدون نگرانی از این که چه کسی قدرت را پس از او در دست خواهد گرفت، فشار می آورد. در یمن هم سعودی ها یک شورش دیرپا را به مناقشه ای فرقه گرایانه بدل کردند. اعدام شیخ نمر به دست سعودی ها موجی از اعتراضات فرقه ای در بحرین، ایران، عراق، و لبنان را در پی داشت. واکنش ریاض به این اعتراضات، قطع روابط دیپلماتیک با ایران بود؛ حرکتی که موجب تضعیف مذاکرات سیاسی برای حل و فصل جنگ داخلی در سوریه شد. البته این که عربستان نیرویی بی ثبات کننده است، به معنای آن نیست که آمریکا باید دست به تغییر رژیم در آن کشور بزند؛ اما واشنگتن باید دست از حمایت دست و دل بازانه از خاندان سلطنتی سعودی بکشد. آمریکا به طور مشخص باید خود را از جنگ نامشروع عربستان در یمن خلاص کند. آمریکا و عربستان سعودی نیاز به روابطی نوین و عادی تر دارند. دو کشور باید آنجا که منافع مشترک شان ایجاب می کند، با هم کار کنند و آنجا که لازم است با هم مخالفت کنند. واشنگتن باید به شکل دادن به رابطه ای بهتر با تهران ادامه بدهد و تعادل را به سیاست آمریکا در خاور میانه بازگرداند.  
  12. با آرزوی موفقیت سیاست های منطقه ای ایران در یمن و شاخ آفریقا مقاله ای با عنوان " عربستان از قدرت ایران آینده ، می ترسد!" ازوب سایت صدای روسیه http://ir.sputniknews.com/opinion/20160128/1151957.html نویسنده :مانی محرابی سال 2015 و به دنبال آن 2016 را می‎توان سال درگیری‎های بی سابقه دیپلماتیک تهران و ریاض و به نوعی آغاز جنگ سرد ایران و عربستان دانست. وقایعی که در سال 2015 و ژانویه 2016 رخ داده به حدی پررنگ هستند که شاید بتوان از آنها به عنوان مهمترین رخدادهای مبتنی بر برخورد این دو کشور در شانزده سال ابتدایی قرن بیست و یکم یاد کرد. واقعه اول. عربستان به بهانه پیش گیری از ورود درگیری‎های یمن به خاک خود، ارتش خود را به یاری نیروهای عبدربه منصور هادی در یمن و به مبارزه با نیروهای انصارالله یمن که آنها را تحت حمایت ایران می‎خواند و با هدف جلوگیری از نفوذ ایران در یمن فرستاد که تا امروز این درگیری‎ها به واقع نتیجه‎ای جز شانتاژهای خبری از سوی ریاض در بر نداشته است. واقعه دوم. بر اثر یک غفلت قابل پیش‎بینی در مراسم حج سال 2015 رخدادی رقم می‎خورد که به کشته شدن بیش از 2000 نفر از حجاج ختم شده و فاجعه‎ای جهانی را رقم می‎زند. با اینکه این اولین اتفاق تلخ مراسم حج نبود، ولی این بار صدای اعتراض ایران باعث جلب توجه جهانیان شده و ابعادی جهانی به این فاجعه در ضدیت با حکومت آل سعود می‎بخشد.   واقعه سوم. حکومت عربستان در اقدامی به اعدام شیخ باقر النمر روحانی برجسته شیعی و فعال حقوق بشر دست می‎زند. این در شرایطی‎ست که شیخ النمر از حمایت‎های معنوی ایران برخوردار بوده و این اعدام با واکنش‎های شدیدی از سوی شیعیان جهان رو به رو شد و حکومت عربستان را بیش از پیش در جبهه مقابل گروه‎های شیعه، گروه‎های حقوق بشر و معترضان داخلی قرار داد، با این تفاوت که این بار رهبری جبهه مخالفان در دست ایران بود. واقعه چهارم. حمله به سفارت عربستان در تهران و حمله به سفارت ایران در صنعا شاید دارای شباهت‎هایی باشند اما دو تفاوت عمده دارند. اول اینکه حکومت ایران در حمله به سفارت عربستان نقشی نداشته، اما حمله به سفارت ایران شاهکار ارتش عربستان بوده و حرکتی حکومتی تلقی می‎شود. تفاوت دوم در واکنش دو حکومت است. حکومت ایران واقعه تهران را تقبیح و به دنبال مجازات خاطیان است در حالی که حکومت عربستان در قبال حرکت ارتش این کشور دست به سکوتی معنادار زد. واقعه پنجم. عربستان به بهانه مبارزه با تروریسم دست به ایجاد ائتلافی برای مقابله با تروریسم در یمن، سوریه و عراق زد که به نوعی یارکشی عربستان در مقابل ایران، نه به منظور درگیری نظامی بلکه در جهت اهداف سیاسی و دیپلماتیک بود و با واکنش کشورهای قدرتمند منطقه مانند پاکستان، ترکیه و مصر که یا به این درخواست جواب منفی داده یا تنها به حمایت‎های کلامی بسنده کردند، به واقع شکست خورد. واقعه ششم. درست در زمان شکست ائتلاف عربستان علیه ایران، برجام و توافق ایران با کشور‎های پنج به اضافه یک شرایط اقتصادی و سیاسی ای را برای ایران بوجود آورد که بطور بالقوه ایران را به کشورهای قدرتمند جهان نزدیک کرده که این نزدیکی دیپلماتیک در رابطه با کشورهای روسیه و چین تا حد زیادی بالفعل شده و به تبع آن در آینده نزدیک شاهد حمایت‎های بیش از پیش مسکو و پکن از تهران خواهیم بود. تمام این وقایع به رویارویی مستقیم ریاض و تهران منجر شده و رابطه سرد این دو کشور را از فاز جنگ روانی به فاز جنگی دیپلماتیک مانند جنگ سرد کشانده است که همانطور که ذکر شد کفه ترازوی این مجادله به سمت ایران سنگین است. نکته جالب این است که رخدادهای فوق الذکر تماما کنش‎هایی بودند از سوی ریاض، که تهران تنها به انجام واکنش مناسب پرداخت ! و به واقع می‎توان اینگونه ادعا کرد، که تهران تا امروز هیچ کنشی در قبال ریاض صورت نداده است!! این مجادله دارای برگ‎های برنده دیگری نیز است، مانند درگیری‎های سوریه و عراق و البته حساسیت‎های جدید چین در قبال امنیت خاورمیانه که با طی کردن روند کنونی جهان، تماما به سنگین‎تر شدن ترازو به سمت ایران خواهند انجامید. از این روی حرکات تصمیم گیرندگان سیاسی ریاض که تا به امروز شتاب زدگی عمل کردشان نشانه‎ای بوده بر واهمه و هراس از قدرت ایران آینده، بسیار حساس خواهد بود زیرا ممکن است تهران همانگونه که بارها ادعا کرده اقدام به انجام واکنشی سخت و خشن نماید. البته احتمال درگیری نظامی میان دو کشور تقریبا محال است ولی این مسئله سبب درگیری‎های نیابتی سنگین‎تر از قبل خواهد شد. علی ایحال اقدامات سال‎های 2015 و 2016 عربستان گواهی بر این واقعیت است که عربستان ازقدرت ایران آینده می‎ترسد، ایرانی که با حمایت روسیه و چین، رابطه با اروپا و ایالات متحده، و نفوذ در سوریه و عراق، عرصه‎های سیاسی و نظامی را بر عربستان تنگ خواهد کرد.
  13.  با تشکر از توضیحاتتان، صحیح می فرمایید. پرندههای مزبور در نیروی هوایی امارات  و اردن مشغول به خدمت می باشند. و ظاهرا اماراتی ها به خلبانان یمنی هم در شهر عدن ، پرواز و استفاده از اینها را آموزش می دهند!! مشخصات فنی در این لینک قرار دارد و همچنین وب سایت کارخانه امریکایی سازنده
  14. به نظر میاید جهت کاهش هزینه، عربستانی ها روش حملات هواییشون رو تغییر دادن! هدف قرار دادن سکوی پرتاب موشک اسکاد
  15. امیدوارم این مثل شما ، هرگز و هیچوقت و زمان  ! شامل حال کشور و مردم  عزیزمان نشود!! تا اونجا که می دونم ، ما حدودا 15 سالی هست که علنا و رسما ومستقیما مشغول کشت و کار بلایای طبیعی ! در مقابل  این متعصبین ، خشکه مغز ، مسلمان نما ، بی رحم ، جنایتکار ، .... اعم از طالبان و القاعده و لشگر طیبه و لشگر جنگوی و جندالله و..... تا  اخوان المسلمین والنصره وجبهه اسلامی و فاروق و التوحید و داعش و (پژاک و انصار الله و  بقیه رو خودتون سیاهه کنید!) .......هستیم!! خدا آخر عاقبت ایران عزیزمان  را از دست آتش افروزی های این متعصبین  بی رحم ، ختم به خیر کند!!